﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:07.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:07.520 --> 00:00:14.520
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:34.470 --> 00:00:45.150
ادویه و گرگ

00:02:05.430 --> 00:02:10.440
قسمت هفتم
ترازوی خدا و جادوگر چمن‌زار

00:02:09.870 --> 00:02:11.440
‫خب، کِیفت کوک شد؟

00:02:11.440 --> 00:02:13.520
‫گشنمه.

00:02:13.520 --> 00:02:15.290
‫همین الان نون خوردی.

00:02:15.290 --> 00:02:18.990
‫نون به اون سفتی و بدمزگی حساب نیست!

00:02:18.990 --> 00:02:21.700
‫اگه اونقدری غذا می‌خریدیم که تو هر وعده احساس سیری کنی،

00:02:21.700 --> 00:02:24.080
‫سر یه هفته ورشکست می‌شدیم.

00:02:24.080 --> 00:02:29.710
‫تو می‌تونی به یه دلبری مثل من خدمت کنی.
‫نباید به عنوان یه مرد احساس افتخار کنی؟

00:02:29.710 --> 00:02:32.910
‫چطوره اون افتخارو بذارم لای نون و بخورم؟

00:02:34.150 --> 00:02:36.010
‫حالا باد به غبغبه‌ت ننداز.

00:02:36.010 --> 00:02:38.430
‫من که نون نیستم که باد کنم.

00:02:41.100 --> 00:02:42.340
‫خب...

00:02:42.340 --> 00:02:44.810
‫تا شهرک بعدی چقدر مونده؟

00:02:49.350 --> 00:02:51.440
‫باید درست پشت اون تپه باشه.

00:02:51.440 --> 00:02:54.300
‫یعنی غذای بعدی قراره چی بخورم.

00:02:54.300 --> 00:02:58.530
‫دوست دارم گوشت تازه‌ی یه گاو یا گوسفند خونی رو به دندون بکشم.

00:02:58.530 --> 00:03:01.940
‫یه چیز شیرینم کنارش باشه دیگه این غذا حرف نداره.

00:03:01.940 --> 00:03:04.590
‫یه کوه پای سیب رو تو پاتزیو خوردی.

00:03:04.950 --> 00:03:07.280
‫بعد از رسیدگی به سیب‌هایی که نتونستی تموم‌شون کنی،

00:03:07.280 --> 00:03:10.660
‫تا چند وقت نمی‌خوام حتی بوی چیز شیرین بهم بخوره.

00:03:10.660 --> 00:03:12.580
‫اونا خوشمزه بودن.

00:03:12.580 --> 00:03:16.550
‫همچین راه ابتکاری‌ای برای خوردنشون واقعاً جالب بود.

00:03:16.550 --> 00:03:21.070
‫هعی، امیدوارم بدونی که سیب‌ها مجانی فرآوری نمی‌شن.

00:03:21.590 --> 00:03:24.740
‫همه‌ی پولی که خرج کردی رو میذارم به حسابت...

00:03:35.890 --> 00:03:37.020
‫خودشه؟
‫آ ــ آره.

00:03:39.140 --> 00:03:40.490
‫اونجا پوروسون ــه.

00:03:45.950 --> 00:03:49.700
‫تنها یک خدا وجود دارد. او انسان را هدایت می‌کند...

00:03:52.210 --> 00:03:54.580
‫چه شهرک حوصله‌‌‌سربری.

00:03:56.850 --> 00:03:59.250
‫اینجا هیچ دکه‌ی غذا فروشی‌ای باز نیست.

00:03:59.250 --> 00:04:02.520
‫یه جوری می‌گی انگار من فقط غذا دوست دارم.

00:04:02.520 --> 00:04:04.570
‫خب پس، می‌خوای بریم یکم موعظه گوش بدیم؟

00:04:05.090 --> 00:04:08.410
‫اونا واسه موعظه کردن من ۵۰۰ سال کم دارن.

00:04:08.410 --> 00:04:12.240
‫فکر کنم گوش دادن به موعظه‌هاشون راجع‌به صرفه‌جویی به‌نفعت باشه.

00:04:12.240 --> 00:04:15.060
‫من یه گرگم.

00:04:15.060 --> 00:04:18.570
‫همچین چیزهای پیچیده‌ای مثل موعظه رو نمی‌فهمم.

00:04:18.570 --> 00:04:21.650
...‫خب، این شهرک احتمالاً تنها جایی‌ـه که

00:04:21.650 --> 00:04:24.700
‫موعظه کردن درمورد صرفه‌جویی در اون یه معنی‌ای داره.

00:04:26.070 --> 00:04:29.370
‫تو شهرک مذهبی رووین‌هایگن،

00:04:29.370 --> 00:04:32.040
‫همون اسقف و کشیش‌هایی که باید از اون آموزه‌ها پیروی کنن،

00:04:32.040 --> 00:04:34.290
‫بیشتر از همه می‌خوان کیف پول‌هاشون رو چاق‌وچله کنن.

00:04:34.290 --> 00:04:36.700
‫اسم شهرک رووین‌هایگنه؟

00:04:36.700 --> 00:04:37.770
‫برات آشناست؟

00:04:37.770 --> 00:04:42.300
‫آره، ولی اسمی که من شنیدم اسم یه شخص بود.

00:04:43.380 --> 00:04:46.180
‫عا، اشتباه نمی‌کنی.

00:04:46.180 --> 00:04:49.180
...‫این شهرک رو به نام شوالیه مقدس، سنت رووین‌هایگن که

00:04:49.180 --> 00:04:50.510
‫علیه کافران مبارزه کرد، نام‌گذاری کردن.

00:04:50.510 --> 00:04:54.170
‫اسم مرد ریش‌داری بود که موهای بلند قرمزی به رنگ شعله داشت،

00:04:54.170 --> 00:04:56.770
‫و حالت چهره‌اش همیشه تند و تلخ بود.

00:04:56.770 --> 00:04:59.850
‫گمونم تو تاریخ همینجوری توصیفش کردن.

00:04:59.850 --> 00:05:03.930
‫اینم گفتن که دست چپش موقع مبارزه با یه خدای کافر قطع شده.

00:05:03.930 --> 00:05:05.290
‫دست چپش؟

00:05:05.780 --> 00:05:08.620
‫من فقط باسنشو گاز گرفتم.

00:05:09.280 --> 00:05:12.730
‫لحظه‌ای که گوش‌ها و دم بامزه‌ی منو دید،

00:05:12.730 --> 00:05:16.170
‫شروع کرد به داد و فریاد که من پادوی شیطانم و افتاد دنبالم.

00:05:16.170 --> 00:05:21.420
‫انقدر عصبانیم کرد که دیگه چاره‌ای جز گاز گرفتن باسنش نداشتم.

00:05:22.210 --> 00:05:24.650
‫بافتش فیبری بود و اصلاً هم خوشمزه نبود.

00:05:27.220 --> 00:05:30.390
‫باسنش؟ خب این خجالت‌آورتر از اونه که تو کتاب‌های تاریخی بنویسنش.

00:05:31.190 --> 00:05:32.350
‫ولی باید بگم.

00:05:33.810 --> 00:05:38.290
‫من فقط گازش گرفتم، نکشتمش.

00:05:38.290 --> 00:05:40.220
‫راجع‌به چیزهای عجیبی نگران می‌شی.

00:05:40.220 --> 00:05:41.770
‫این مهمه.

00:05:43.030 --> 00:05:44.110
‫درسته.

00:05:45.140 --> 00:05:47.810
‫خیلی‌خب، بیا بریم تجارت‌خانه.

00:05:47.810 --> 00:05:48.700
‫باشه.

00:05:48.700 --> 00:05:50.300
‫ولی اول...

00:05:54.500 --> 00:05:55.910
‫خیلی منتظر موندی؟

00:06:03.320 --> 00:06:08.830
‫توی ردات عین راهبه‌ها بودی، ولی الان کاملاً مثل یه دختر شهری شدی.

00:06:08.830 --> 00:06:12.390
‫پیدا کردن یه دختر شهری به خوشگلی من سخته.

00:06:13.260 --> 00:06:17.640
‫هرچند، رُخ نشون دادن من تو همچین شهرک گرفته‌ای بی‌فایده‌ست.

00:06:17.980 --> 00:06:21.560
‫بعد از فروختن این فلفل به تجارت‌خانه‌ی لاتپارون، می‌ریم سمت رووین‌هایگن.

00:06:21.560 --> 00:06:22.910
‫تا اون موقع تحمل کن.

00:06:27.890 --> 00:06:30.530
‫رووین‌هایگن شهرک بزرگی‌ـه؟

00:06:30.530 --> 00:06:31.730
‫بزرگه.

00:06:31.730 --> 00:06:34.810
‫بیشتر شهره تا شهرک. کلی دکه داره.

00:06:34.810 --> 00:06:35.490
‫سیب هم داره؟

00:06:36.030 --> 00:06:37.660
‫هیچ‌وقت از اونا خسته نمی‌شی.

00:06:37.660 --> 00:06:40.510
‫چیزهای خوشمزه‌، خوشمزه‌ان دیگه!

00:06:40.510 --> 00:06:42.000
‫خب، چطوریه؟

00:06:43.510 --> 00:06:45.650
‫در مورد سیب خام مطمئن نیستم.

00:06:45.650 --> 00:06:49.120
‫تقریباً وقتشه که برای زمستون ترشی‌شون کنن.

00:06:49.120 --> 00:06:50.360
‫ترشی؟

00:06:50.360 --> 00:06:51.870
‫توی عسل ترشی میندازن‌شون.

00:06:52.220 --> 00:06:56.050
‫تو مناسبت‌های خاص گلابی و هلو رو هم ترشی میندازن.

00:06:56.050 --> 00:06:57.640
‫اونا غذاهای درجه یک حساب می‌شن.

00:06:57.640 --> 00:07:01.400
‫هلوها رو نازک می‌برن و بین‌شون انجیر و بادوم می‌ذارن.

00:07:02.180 --> 00:07:07.320
‫پُر و پیمون روش عسل می‌ریزن و آخرش یکم زنجبیل اضافه می‌کنن.

00:07:08.990 --> 00:07:11.180
‫من یه‌بار شانس خوردنش رو داشتم،

00:07:11.180 --> 00:07:14.300
‫ولی اونقدر شیرین بود که تو کلیسا سر ممنوعیتش بحث شد.

00:07:15.830 --> 00:07:17.900
‫هوی، آب دهنت راه افتاده.

00:07:19.750 --> 00:07:22.600
‫البته نمی‌دونم در دسترس باشن یا نه.

00:07:22.600 --> 00:07:26.040
‫معمولاً برای اشراف یا ثروتمندان نگه‌شون می‌دارن،
‫برای همین تو مغازه‌ها پیدا نمی‌شن.

00:07:30.300 --> 00:07:31.760
‫اگه باشن چی؟

00:07:31.760 --> 00:07:34.240
‫باشه. برات می‌خرم.

00:07:34.240 --> 00:07:35.620
‫قول می‌دی؟

00:07:35.620 --> 00:07:37.280
‫آ ــ آره...

00:07:37.280 --> 00:07:39.590
‫خب پس، باید عجله کنیم!

00:07:41.850 --> 00:07:43.500
‫ممکنه همه‌اش فروش بره.

00:07:43.500 --> 00:07:45.120
‫اگه اینجوری بشه وحشتناکه.

00:07:45.120 --> 00:07:46.940
‫آخه حرف هلو و عسله.

00:07:47.200 --> 00:07:48.380
‫باورم نمی‌شه.
‫اصلاً تو کتم نمی‌ره!

00:07:49.800 --> 00:07:52.170
‫فقط اگه برای فروش باشن. گوش می‌دی؟

00:07:52.170 --> 00:07:54.700
‫ولی گذشتن از گلابی هم سخته.

00:07:59.740 --> 00:08:05.130
‫مرتد‌ها و شیاطین با یه قیافه‌ای عین مردم عادی، تو شهرک بین ما پنهان می‌شن.

00:08:05.130 --> 00:08:06.780
‫همین چند روز پیش،

00:08:06.780 --> 00:08:12.170
‫یه جادوگر که بین خودشون زندگی می‌کرد رو پیدا کردن که
‫می‌تونست گرگ‌های نزدیک رووین‌هایگن رو کنترل کنه.

00:08:12.170 --> 00:08:15.860
...‫هرچند، کلیسا هنوزم دست خیرخواهی به سمت این افراد دراز می‌کنه

00:08:15.860 --> 00:08:17.730
‫و اونا رو می‌بخشه.

00:08:19.940 --> 00:08:22.600
‫خب، بریم سر کار و بارمون؟

00:08:23.700 --> 00:08:25.110
‫بفرمایید.

00:08:25.480 --> 00:08:28.980
‫خب، امروز چه‌ محصولی برام آوردید؟

00:08:28.980 --> 00:08:30.340
‫اینه.

00:08:31.990 --> 00:08:34.400
‫عا، فلفل؟

00:08:35.620 --> 00:08:37.280
‫جالبه که انقدر راحت تشخیص دادید.

00:08:37.280 --> 00:08:38.860
‫بوش رو می‌فهمم.

00:08:38.860 --> 00:08:44.710
‫خب پس، بیاید محصول رو وزن کنیم. شما ترازو دارید؟

00:08:44.710 --> 00:08:46.340
‫نه، ندارم.

00:08:46.810 --> 00:08:49.910
‫اما، من به خدا ایمان دارم.

00:08:52.500 --> 00:08:57.680
‫ولی، زمان خوبی فلفل رو آوردین.

00:08:58.000 --> 00:09:01.390
‫اخیراً تقاضا برای فلفل به‌شدت افزایش داشته.

00:09:01.390 --> 00:09:06.260
‫اگر یک هفته زودتر اومده بودید می‌تونستم با
‫قیمت پایین‌تری بخرمش.

00:09:08.940 --> 00:09:10.760
‫من تشنه‌امه.

00:09:10.760 --> 00:09:11.900
‫تحمل کن!

00:09:16.280 --> 00:09:20.780
‫آه، حتی قدیسان هم نمی‌تونن بدون آب زندگی کنن.

00:09:20.780 --> 00:09:24.540
‫کمی آب میل دارید؟ یا شاید کمی شراب؟

00:09:24.540 --> 00:09:26.620
‫می‌تونم یکم آب بخورم؟

00:09:26.620 --> 00:09:29.090
‫لطفاً چند لحظه صبر کنید.

00:09:41.470 --> 00:09:44.170
‫فلفل معادل چهل‌وپنج وزنه‌ست.

00:09:44.170 --> 00:09:45.930
‫این فلفل کجا تولید شده؟

00:09:46.230 --> 00:09:49.900
‫از یه راماپاتا در پادشاهی لیدون به‌دست اومده.

00:09:49.900 --> 00:09:52.530
‫تجارت‌خانه‌ی میلونه طرف قرارداد واردات بوده.

00:09:52.900 --> 00:09:58.750
‫از راماپاتا؟ این فلفل راه طولانی‌ای رو سفر کرده.

00:09:59.160 --> 00:10:01.910
‫به‌نظر میاد گواهی اصله.

00:10:02.220 --> 00:10:08.080
‫یه سکه‌ طلای لومیونه برای هر وزنه چطوره؟

00:10:08.080 --> 00:10:11.040
‫نرخ فعلی سکه‌های لومیونه در بازار چیه؟

00:10:11.040 --> 00:10:13.630
‫پول رایج اصلی‌ای که شما استفاده می‌کنید چیه جناب لارنس؟

00:10:13.630 --> 00:10:15.050
‫سکه‌های نقره‌ی ترنی.

00:10:15.050 --> 00:10:20.990
‫یه سکه‌ی طلا، ۳۲ و ۵/۶ نقره‌ی ترنی در بازار فعلی می‌ارزه.

00:10:26.350 --> 00:10:28.560
‫قیمت رو قبول می‌کنم.

00:10:29.470 --> 00:10:31.020
‫خیلی ممنونم.

00:10:32.230 --> 00:10:33.230
‫چی شده؟

00:10:34.690 --> 00:10:36.180
‫یکم سرگیجه دارم...
‫حالتون خوبه؟

00:10:39.100 --> 00:10:41.320
‫باید از سفرتون خسته شده باشید.

00:10:41.320 --> 00:10:44.660
‫انگار دیدم یهویی به یه طرف مایل شده...

00:10:50.170 --> 00:10:55.260
‫قربان، انگار من هنوزم یکم سرگیجه دارم.

00:10:55.260 --> 00:10:56.960
‫نگاه کنید، همونطور که می‌بینید،

00:10:57.260 --> 00:11:00.970
‫همه چیز‌هایی که جلوی من هستن به یک طرف خم شدن.

00:11:14.210 --> 00:11:18.980
‫حالا، من آب خوردم یا شراب؟

00:11:21.260 --> 00:11:24.320
‫باید شراب خورده باشم.

00:11:24.320 --> 00:11:25.810
‫درست نمی‌گم؟

00:11:25.810 --> 00:11:30.970
‫می‌گن هرچی میخانه سرزنده‌تر باشه، صاحب میخانه کمتر می‌نوشه...

00:11:30.970 --> 00:11:34.240
‫که ‌اینطور. انگار تنها فرد هوشیارِ اتاق بودن،

00:11:34.240 --> 00:11:37.300
‫کلید تجارت موفقه.

00:11:37.300 --> 00:11:39.060
‫نه، این...

00:11:39.060 --> 00:11:42.180
‫به‌نظر میاد من و همراهم هردو مست هستیم.

00:11:42.530 --> 00:11:46.780
‫به‌همین خاطر، مطمئنم خیلی از چیزهایی که امروز
‫دیدیم و شنیدیم رو فراموش می‌کنیم.

00:11:47.170 --> 00:11:51.890
‫هرچند، مست‌ها اغلب خواسته‌های غیرمنطقی‌ای مطرح می‌کنن.

00:11:51.890 --> 00:11:53.930
‫مـ ــ منظورتون چیه؟

00:11:53.930 --> 00:11:58.480
‫بعد از اینکه فلفل رو درست وزن کردین،
‫ما مبلغی رو که حقمونه دریافت می‌کنیم...

00:11:59.890 --> 00:12:01.240
‫بعدشم...

00:12:02.370 --> 00:12:06.070
‫چطوره بذارین دوبرابر قیمتش، ازتون نسیه بردارم؟

00:12:06.070 --> 00:12:08.220
‫این خیلی زیاده!

00:12:08.220 --> 00:12:13.290
‫امکانش نیست؟ حیف شد،
‫مثل اینکه مستی داره از سرم می‌پره.

00:12:16.510 --> 00:12:18.930
‫محصولی که می‌خوام...

00:12:18.930 --> 00:12:20.670
‫زره باکیفیت چطوره؟

00:12:22.050 --> 00:12:23.510
‫گفتین، زره؟

00:12:23.900 --> 00:12:27.980
‫الان تقریباً زمان لشگرکشی سالیانۀ بزرگ شمالی رسیده.

00:12:27.980 --> 00:12:32.390
‫زره، یه کالای بدون‌ریسک رایجه که سود خوبی به‌همراه داره.

00:12:32.390 --> 00:12:34.610
‫زره...

00:12:34.610 --> 00:12:39.110
‫حتم دارم با بعضی‌از تجارت‌خانه‌های رووین‌هایگن، رابطه‌ی خوبی دارین.

00:12:39.110 --> 00:12:40.320
‫اگه زره رو به اون‌ها بفروشم،

00:12:40.320 --> 00:12:44.070
‫مطمئناً می‌تونم بلافاصله بدهی‌م رو صاف کنم و بی‌حساب بشیم.

00:12:44.530 --> 00:12:45.810
‫نظرتون چیه؟

00:12:47.730 --> 00:12:49.360
‫خیلی ممنونم.

00:12:49.360 --> 00:12:52.490
‫پس، لطفاً هرچه زودتر اقلام رو آماده کنین.

00:12:52.490 --> 00:12:54.160
‫مــ ــ متوجه شدم...

00:12:54.160 --> 00:12:56.830
‫ببخشید، قیمت‌گذاری چی می‌شه؟

00:12:56.830 --> 00:12:58.570
‫می‌سپارمش به خودتون.

00:12:58.570 --> 00:13:01.050
‫به‌هرحال، من به خدا ایمان دارم.

00:13:01.050 --> 00:13:05.010
‫خب، مثل اینکه منم دارم از مستی درمیام.

00:13:05.010 --> 00:13:10.260
‫من فقط با کمی مشروب اعلاء و گوشت گوسفندی خشک‌شده، راضی می‌شم.

00:13:10.260 --> 00:13:15.860
‫یــ ــ یه مغازه هست که باهم خرید و فروش داریم.
‫لطفاً هرچی می‌خواین، از اونجا بگیرین.

00:13:15.860 --> 00:13:18.220
‫یه‌نفرو صدا می‌کنم که راهنمایی‌تون کنه.

00:13:23.100 --> 00:13:24.620
‫دلم براش می‌سوزه.

00:13:24.620 --> 00:13:27.460
‫ولی، تعجب کردم که متوجه شدی.

00:13:27.460 --> 00:13:31.120
‫ظاهرم، خزِ دمم و مغزم، همگی بی‌نظیرن،

00:13:31.120 --> 00:13:32.450
‫این درمورد گوش‌ها و چشم‌هامم صدق می‌کنه.

00:13:32.810 --> 00:13:36.000
‫پامو که توی اتاق گذاشتم، درجا متوجه شدم.

00:13:36.000 --> 00:13:39.650
‫ولی خب، این برای گول‌زدن امثال تو کافیه.

00:13:39.650 --> 00:13:41.860
‫نمی‌تونم مخالفت کنم.

00:13:43.060 --> 00:13:46.420
‫مطمئنم از اینجا به بعد رو خودت از پسش برمیای.

00:13:47.010 --> 00:13:49.760
‫منم می‌رم یکم غذا بخرم.

00:13:50.180 --> 00:13:55.350
‫باید به‌خاطر ترشی‌ هلوی عسلی هم که شده،
‫هرچه زودتر راه بیفتیم بریم رووین‌هایگن!

00:13:58.190 --> 00:14:00.150
‫ولی فقط انقدری که تا رسیدن به رووین‌هایگن کفاف‌مونو بده.

00:14:01.010 --> 00:14:04.400
‫می‌دونم! باید صرفه‌جویی کرد، درسته؟

00:14:15.170 --> 00:14:17.260
‫بیشتر از حد انتظارم طول کشید.

00:14:17.260 --> 00:14:19.610
‫هولو هنوز برنگشته؟

00:14:21.650 --> 00:14:24.500
‫امیدوارم اینجا به‌خاطر هزینه‌ی نوشیدنی‌هاش، ورشکسته نشه.

00:14:24.500 --> 00:14:28.010
‫وقتی‌ به شمال سفر کرده بودم، شنیدم.

00:14:28.010 --> 00:14:32.910
‫شهرکی که یه خدای گرگی کافرانه رو می‌پرستید...

00:14:47.050 --> 00:14:48.500
‫خوش‌مزه بود.

00:14:49.530 --> 00:14:51.380
‫نگو که همه‌ش رو خوردی؟!

00:14:51.380 --> 00:14:54.770
‫خیالت راحت. تا دلت بخواد هست.

00:14:55.520 --> 00:14:58.490
‫مثل اینکه ذره‌ای صرفه‌جویی نکردی.

00:14:58.490 --> 00:15:02.920
‫خب، حالا که شکمم سیره، باید دمم رو برس بکشم.

00:15:08.710 --> 00:15:10.070
‫راستی.

00:15:12.170 --> 00:15:13.300
‫چی شده؟

00:15:13.300 --> 00:15:17.330
‫وقتی به شهر بعدی رسیدیم، می‌خوام یکم روغن بخرم.

00:15:17.330 --> 00:15:18.140
‫روغن؟

00:15:18.140 --> 00:15:23.190
‫اوهوم، شنیدم واسه رسیدگی به دمم خوبه.

00:15:29.360 --> 00:15:30.950
‫می‌شه برام بخری؟

00:15:32.420 --> 00:15:34.650
‫تاحالا حساب کردی ببینی هزینه‌ی لباس‌ها، کفش‌ها،

00:15:34.650 --> 00:15:37.010
‫مخارج سفر و غذا و ساکه‌ت چقدر می‌شه؟

00:15:37.010 --> 00:15:39.850
‫نگو که یه جمع‌ ساده بلد نیستی!

00:15:40.750 --> 00:15:43.000
‫می‌تونم جمع بزنم.

00:15:43.000 --> 00:15:46.240
‫نه تنها بلدم جمع بزنم، بلکه می‌تونم تفریق هم بکنم.

00:15:46.240 --> 00:15:50.420
‫پس، گرگ خردمند بزرگ باید به‌راحتی بتونه جوابم رو حدس بزنه.

00:15:51.010 --> 00:15:53.060
‫اوهوم، می‌دونم.

00:15:53.060 --> 00:15:55.460
‫مطمئنم برام می‌خریش.

00:15:55.890 --> 00:16:00.390
‫ناسلامتی، به‌لطف من تونستی سود خوبی بکنی.

00:16:04.270 --> 00:16:06.740
‫برام روغن می‌خری؟

00:16:06.740 --> 00:16:09.900
‫به‌نظرت تا الان چقدر بهم بدهکاری؟

00:16:09.900 --> 00:16:12.430
‫ضمناً، من واسه اقلام غیرضروری پول خرج نمی‌کنم.

00:16:12.430 --> 00:16:17.200
‫هوم؟ یعنی انقدر دلت می‌خواد حسابم رو باهات صاف کنم؟

00:16:17.200 --> 00:16:19.260
‫معلومه.

00:16:19.650 --> 00:16:22.690
‫نمی‌دونستم طرز فکرت این‌طوریه.

00:16:22.690 --> 00:16:24.370
‫مــ ــ منظورت چیه؟

00:16:24.370 --> 00:16:30.020
‫خب، وقتی حسابم رو باهات صاف کنم، آزاد می‌شم.

00:16:30.920 --> 00:16:33.370
‫بعدم، سریع می‌رم شمال.

00:16:34.190 --> 00:16:36.670
‫امیدوارم پارو و میوری اوضاع‌شون خوب باشه.

00:16:39.380 --> 00:16:41.990
‫برای بدهی‌ات، مهلت پرداخت نداری.

00:16:42.460 --> 00:16:45.660
‫همین‌که قبل‌از رسیدن به جنگل‌های شمالی باهام تسویه حساب کنی، کافیه.

00:16:46.150 --> 00:16:47.340
‫مشکلی نداره؟

00:16:48.820 --> 00:16:49.610
‫نه.

00:16:50.100 --> 00:16:54.810
‫مطمئنم قبل از رسیدن به جنگل‌های شمالی، می‌تونم حسابمو باهات صاف کنم.

00:16:54.810 --> 00:16:56.280
‫پس، چیزه...
‫روغن؟

00:16:58.370 --> 00:17:00.160
‫می‌شه برام بخری؟

00:17:05.250 --> 00:17:06.500
‫ممنونم.

00:17:13.450 --> 00:17:15.810
‫چرا از بین اون‌همه چیز، زره رو انتخاب کردی؟

00:17:15.810 --> 00:17:18.210
‫رووین‌هایگن، مرکز اصلی برای لشگرکشی بزرگ شمالی‌ــه،

00:17:18.210 --> 00:17:21.010
‫که هدف ازش، تعقیب و دستگیری مرتدین ــه.

00:17:21.010 --> 00:17:23.400
‫زره فروش خیلی‌خوبی داره.

00:17:23.400 --> 00:17:25.600
‫پس، حتماً حسابی سود می‌کنی.

00:17:25.600 --> 00:17:30.520
‫نه، تاجرهای زیادی زره تهیه می‌کنن،
‫که این تبعاً قیمت رو پایین میاره.

00:17:30.520 --> 00:17:33.500
‫ولی آخه با این‌همه زره نمی‌شه یکم سود کرد؟

00:17:33.500 --> 00:17:36.110
‫خب، مطمئنم او‌ن‌قدری سود می‌کنم که کفاف روغنت رو بده.

00:17:36.110 --> 00:17:40.600
‫ولی، روی‌هم‌رفته، رودست ادویه نیست.

00:17:40.600 --> 00:17:42.060
‫برای خوردن؟

00:17:42.060 --> 00:17:44.870
‫من رو با خودت یکی نکن. راجع‌به سود حرف می‌زنم.

00:17:45.850 --> 00:17:48.750
‫پس باید درعوض، ادویه‌ی بیشتری می‌گرفتی.

00:17:48.750 --> 00:17:52.560
‫قیمت فلفل توی پوروسون آنچنان تفاوتی با رووین‌هایگن نداره.

00:17:52.560 --> 00:17:54.850
‫تازه به‌خاطر تعرفه‌ها، ضررم می‌کردم.

00:17:54.850 --> 00:17:58.540
‫اگه می‌تونستم یه‌چیز بهتر از ادویه یا به‌اندازه‌ی اون پرمنفعت پیدا کنم،

00:17:58.540 --> 00:18:00.600
‫فوراً یه مغازه باز می‌کردم.

00:18:00.600 --> 00:18:02.410
‫چیز دیگه‌ای نیست؟

00:18:02.410 --> 00:18:06.270
‫مثلاً، جواهرات یا طلا؟

00:18:06.670 --> 00:18:10.680
‫همچین چیزهایی توی رووین‌هایگن چندان سودآور نیستن.

00:18:10.680 --> 00:18:11.880
‫برای چی؟

00:18:11.880 --> 00:18:16.570
‫اگه بخوای طلا به رووین‌هایگن وارد کنی،
‫مشمول مالیات سنگینی می‌شه.

00:18:16.570 --> 00:18:20.050
‫مردمِ این شهر طلا نمی‌خوان؟

00:18:20.050 --> 00:18:20.910
‫مسئله این نیست.

00:18:20.910 --> 00:18:25.290
‫فقط تاجرهایی که با کلیسا مراوده دارن، اجازه دارن طلا وارد کنن.

00:18:25.610 --> 00:18:28.860
‫اون‌ها نسبت به بقیه، مالیات خیلی کمتری می‌پردازن.

00:18:30.040 --> 00:18:31.130
‫علاوه‌بر اون،

00:18:31.130 --> 00:18:35.850
‫توی کلیسای جامع مقدس رووین‌هایگن،
‫به طلاشون مهر کلیسا خورده می‌شه.

00:18:35.850 --> 00:18:39.590
‫زمانی‌که طلا متبرک می‌شه،
‫قیمتش به‌طرز سرسام‌آوری بالا می‌ره.

00:18:39.590 --> 00:18:45.660
‫به عبارت دیگه، کلیسا و برخی تاجرها
‫همه‌ی سود رو به انحصار درمیارن.

00:18:45.660 --> 00:18:46.700
‫احسنت.

00:18:46.700 --> 00:18:49.850
‫این‌کار کثیف‌تر از اونیه که بشه بهش مقدس گفت.

00:18:50.350 --> 00:18:53.120
‫خب، اگه بتونی عضو محفل مخفی بشی،

00:18:53.120 --> 00:18:55.610
‫می‌تونی طلات رو ده‌برابر قیمت واقعی‌ش بفروشی.

00:18:55.610 --> 00:18:57.940
‫چطوره قاچاقی واردش کنی؟

00:18:57.940 --> 00:19:00.500
‫اگه راه داشت که همه این‌کارو می‌کردن.

00:19:00.500 --> 00:19:03.720
‫اگه گیر بیفتی، در بهترین حالت، دست اصلی‌ت رو قطع می‌کنن.

00:19:03.720 --> 00:19:06.560
‫سودش به دردسرش نمی‌ارزه.

00:19:06.560 --> 00:19:08.160
‫درسته.

00:19:08.160 --> 00:19:11.050
‫خب، کاروبار تو که خوبه.

00:19:11.050 --> 00:19:13.380
‫بهتره از راه شرافتمندانه، پولتو پس‌انداز کنی.

00:19:13.380 --> 00:19:16.460
‫متأسفانه، یه شخص شخیصی داره پولی که
‫براش جون کندم رو تموم می‌کنه...

00:19:16.930 --> 00:19:17.590
‫هی.

00:19:18.750 --> 00:19:20.760
‫جلوتر، کلی آدم هست.

00:19:20.760 --> 00:19:21.550
‫هــــــه؟

00:19:24.850 --> 00:19:27.970
‫اگه از این راه فرعی بریم، به جاده‌ی مقدس لاین می‌رسیم...

00:19:27.970 --> 00:19:29.890
‫نظرت درمورد این بافتنی چیه؟

00:19:29.890 --> 00:19:33.020
‫اینجا کسی به‌زبان پلوسی حرف می‌زنه؟

00:19:36.220 --> 00:19:37.770
‫ظاهراً، تو جاده‌ی پیش‌رومون...

00:19:37.770 --> 00:19:41.400
‫سربازان مزدور شمالی دارن می‌رن به‌طرف جنوب.

00:19:41.400 --> 00:19:45.080
‫این یه راه فرعی‌ــه، اما پر از گرگ‌های سرگردون ــه.

00:19:45.080 --> 00:19:50.070
‫به‌علاوه، شایعاتی درخصوص یه جادوگر کافر
‫که می‌تونه گرگ‌ها رو احضار کنه، سر زبون‌ها افتاده.

00:19:52.940 --> 00:19:55.580
‫خب، هولو گرگ خردمند چه تصمیمی داره؟

00:19:56.690 --> 00:20:00.140
‫من خاطرات خوشایندی از مزدورها ندارم.

00:20:00.140 --> 00:20:02.730
‫خب، مزدورها هرجایی هم که برن، چیزی جز دردسر به‌بار نمیارن.

00:20:03.410 --> 00:20:04.800
‫گرگ‌های توی راه فرعی چی؟

00:20:04.800 --> 00:20:07.720
‫هوم. سروکله زدن با اون‌ها راحت‌تر از انسان‌هاست.

00:20:07.720 --> 00:20:10.090
‫دست کم، من می‌تونم باهاشون حرف بزنم.

00:20:10.090 --> 00:20:11.250
‫پس، قطعی شد.

00:20:16.400 --> 00:20:18.080
‫کسی این اطراف نیست.

00:20:18.080 --> 00:20:21.640
‫شایعات خیلی زود می‌پیچن ها.

00:20:21.640 --> 00:20:22.860
‫حضور گرگی رو احساس می‌کنی؟

00:20:22.860 --> 00:20:29.650
‫ما گرگ‌ها اون‌قدری احمق نیستیم که
‫توی همچین فضای بازی به‌راحتی پیدا شیم.

00:20:29.650 --> 00:20:30.330
‫ولی...

00:20:35.090 --> 00:20:38.460
‫یه‌نوع آدم که ازش بدم میاد، جلومونه.

00:20:38.460 --> 00:20:40.840
‫جادوگرو می‌گی؟ چیکار باید بکنیم؟

00:20:40.840 --> 00:20:43.210
‫فرار کردن، کار آدم‌هاست.

00:20:44.190 --> 00:20:46.930
‫نیازی نیست ازش دوری کنیم.

00:20:59.770 --> 00:21:00.610
‫اون...

00:21:08.910 --> 00:21:10.030
‫یه چوپان ــه...

00:21:11.110 --> 00:21:14.910
‫پس، جادوگری که می‌گن درواقع یه چوپان ــه.

00:21:27.760 --> 00:21:29.760
‫اون دیگه چی بود؟

00:21:29.760 --> 00:21:32.120
‫رسمی‌ــه برای زمانی که با یه چوپان مواجه می‌شی.

00:21:32.120 --> 00:21:35.270
‫حالا مطمئن شدم که اون شخص جادوگر نیست.

00:21:38.130 --> 00:21:40.690
‫من لارنس، یه تاجر دوره‌گردم.

00:21:40.690 --> 00:21:42.900
‫ایشون هم‌سفرم، هولوــه.

00:21:46.890 --> 00:21:49.970
‫بدون‌شک خدا امروز ما رو سر راه هم قرار داده.

00:21:49.970 --> 00:21:55.290
‫مطمئنم اگه چوپان خوبی باشی، به شایستگی باهامون رفتار می‌کنی.

00:21:55.310 --> 00:22:02.310
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::

00:23:44.980 --> 00:23:49.990
قسمت هشتم
‫هم‌سفر و اخبار نگران‌کننده
‫قسمت بعدی:
‫هم‌سفر و اخبار نگران‌کننده