﻿WEBVTT

00:00:22.564 --> 00:00:42.564
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:55.450 --> 00:01:57.510
‫گفتم که معذرت می‌خوام...

00:01:57.510 --> 00:02:02.930
‫معلومه که من خوشحال می‌شم تو این سرما یکم گرمت کنم.

00:02:03.460 --> 00:02:06.210
‫به‌خاطر همین چشمم رو روی کارات بستم 

00:02:06.210 --> 00:02:08.140
‫و از درخواست هر گونه دستمزدی امتناع کردم.

00:02:08.140 --> 00:02:10.260
‫ولی بازم، لارنس.

00:02:10.260 --> 00:02:12.650
‫مگه یه سری چیزا نیستن که هیچ‌وقت نباید انجام‌شون بدی؟!

00:02:12.990 --> 00:02:15.150
‫این دم غرور منه.

00:02:15.550 --> 00:02:18.150
‫تنها مدرکی که نشون می‌ده من کی هستم.

00:02:18.940 --> 00:02:20.150
‫و دمم...

00:02:21.660 --> 00:02:27.620
‫موهاش کشیده و صاف شده! نه فقط این...

00:02:34.460 --> 00:02:37.950
‫چطور جرأت می‌کنی بگیری بخوابی!

00:02:54.010 --> 00:02:55.680
‫به‌زودی می‌تونیم شهر رو ببینیم.

00:02:55.680 --> 00:02:58.650
‫اونجا جایی‌ـه که می‌تونیم راجع‌به زادگاهم پرس‌وجو کنیم؟

00:02:58.930 --> 00:03:05.240
‫خانم دیانا بهم گفت راهب بزرگی اونجا هست که درمورد خدایان دروغین
‫قصه‌های مختلفی جمع می‌کنه.

00:03:05.240 --> 00:03:06.080
‫که‌اینطور.

00:03:06.080 --> 00:03:08.870
‫پس، این راهب بزرگ تو اون شهر زندگی می‌کنه.

00:03:08.870 --> 00:03:12.330
‫نه، صومعه تو یه مکان خیلی دور افتاده‌اس.

00:03:12.330 --> 00:03:15.500
‫تنها کسی که می‌دونه کجاست، کشیش یه کلیسایی‌ـه در ترِئو.

00:03:15.500 --> 00:03:17.920
‫خب پس، ما داریم می‌ریم ترئو.

00:03:17.920 --> 00:03:21.970
‫نه. از اونجایی که ما نمی‌دونیم چطوری بریم ترئو،

00:03:21.970 --> 00:03:24.150
‫باید تو شهر اِنبرک توقف کنیم تا مسیر رو گیر بیاریم.

00:03:25.940 --> 00:03:28.390
‫چه مسیر پیچ‌ در پیچی.

00:03:36.680 --> 00:03:40.330
‫شما خیلی خوش‌شانسید که در شهر اِنبرک زندگی می‌کنید.

00:03:40.330 --> 00:03:45.260
‫این به‌خاطر اینه که خداوند همیشه در کنار کسانی‌ـه که به‌طور شایسته‌ای 
‫باایمان هستن.

00:03:44.110 --> 00:03:45.780
‫دلم می‌خواد نون‌ قندی بخورم.

00:03:45.780 --> 00:03:48.430
‫باشه بعد از اینکه کالا‌هامون رو فروختیم.

00:03:45.780 --> 00:03:48.570
‫شما که راه صحیح رو توسط کلیسا آموزش دیدید،

00:03:48.430 --> 00:03:50.340
‫دوباره بهم بگو این دفعه چه کالاهایی داریم؟

00:03:48.570 --> 00:03:50.090
‫دلیلی نداره که مورد موهبت خدا قرار نگیرید.

00:03:50.340 --> 00:03:54.180
‫یادته که؟ آردی‌ـه که از مارک تو کومرسون خریدیم.

00:03:54.180 --> 00:03:57.250
‫عا. درسته،‌ درسته. آرد بود.

00:03:57.550 --> 00:03:59.850
‫منم اولین‌بارمه که میام اینجا.

00:03:59.850 --> 00:04:02.880
‫نمی‌دونستم چه جور محصولاتی خواهان داره.

00:04:02.880 --> 00:04:03.720
‫ولی بازم...

00:04:04.060 --> 00:04:06.610
‫فکر کردم شهری به این بزرگی اشراف ثروتمند

00:04:06.610 --> 00:04:09.220
‫یا کلیسای بزرگی داره که بخوان بخرنش.

00:04:09.220 --> 00:04:11.580
‫برای خرید حداقل یکمی فکر کردم.

00:04:11.580 --> 00:04:14.230
‫من به همچین زرنگی‌های سطحی‌ای اهمیت نمی‌دم.

00:04:14.740 --> 00:04:21.240
‫وقتی همچین کالاهایی تو گاری داریم،
‫ چرا من باید هر روز نون سیاه و تلخ چاودار بخورم؟

00:04:24.000 --> 00:04:27.620
‫با اینکه تو کومرسون پول زیادی اومد دستت ولی هنوز خیلی خسیسی!

00:04:27.620 --> 00:04:29.050
‫باشه حالا...

00:04:29.050 --> 00:04:32.400
‫ما که فقط برای پیدا کردن زادگاه تو راهی این سفر نشدیم.

00:04:32.400 --> 00:04:34.430
‫برای تجارت منم اومدیم!

00:04:34.430 --> 00:04:35.500
‫نادون!

00:04:35.500 --> 00:04:39.000
‫دم ناز من از پاهای تو ضربه خورده!

00:04:39.000 --> 00:04:43.210
‫عادلانه نمی‌شه مگر اینکه بزنم در کونت!

00:04:43.210 --> 00:04:45.360
‫دیگه خبری از نون چاودار نیست!

00:04:45.360 --> 00:04:49.640
‫من می‌خوام نون گندم نرم و پف‌پفی بخورم!

00:04:49.640 --> 00:04:52.210
‫امسال برداشت چاودار پربار بود.

00:04:52.210 --> 00:04:55.060
‫ما سرمایه اضافی برای معامله با گندم رو نداریم.

00:04:55.060 --> 00:04:59.770
‫گندم سود آوره، بنابراین ما مایلیم که از شما بخریمش...

00:04:59.770 --> 00:05:04.440
‫من مایل بودم بتونیم به‌جای آرد بهتون نون بفروشیم.

00:05:05.400 --> 00:05:07.690
‫تمام تاجران همینطور فکر می‌کنن.

00:05:07.690 --> 00:05:09.910
‫اما بعدش، باید با نونوایی‌ها در بیفتید.

00:05:10.240 --> 00:05:12.160
‫نونوایی‌ها اینجا قدرتمندن؟

00:05:12.160 --> 00:05:13.500
‫خیلی گردن کلفتن!

00:05:13.500 --> 00:05:15.090
‫اگر کسی جز نونوایی‌ها نون بپزه،

00:05:15.090 --> 00:05:17.640
‫با وردنه‌های سنگی میان سر وقتت.

00:05:17.640 --> 00:05:20.460
‫این‌بار دنبال ایجاد کانال فروش هستین؟

00:05:20.720 --> 00:05:24.410
‫نه، فقط همینطور که سفر می‌کنم معامله هم می‌کنم.

00:05:24.410 --> 00:05:26.640
‫مقصدتون کجاست؟

00:05:26.640 --> 00:05:28.650
‫قصد دارم به لنوس برم.

00:05:28.650 --> 00:05:31.360
‫لنوس؟ اونقدر دور؟

00:05:31.360 --> 00:05:34.810
‫قبل از اون، می‌خوام در ترئو توقفی داشته باشم.

00:05:34.810 --> 00:05:36.730
‫یه کارهایی با کلیسای اونجا دارم.

00:05:37.350 --> 00:05:41.770
‫کلیسای ترئو؟ کلیسای اِنبرک خیلی بزرگ‌تره...

00:05:41.770 --> 00:05:44.370
‫اوه بله، شما اینجا کلیسای بزرگی دارید.

00:05:44.370 --> 00:05:47.870
‫کلیسای ما تمام این منطقه رو اداره می‌کنه.

00:05:47.870 --> 00:05:51.140
‫یک کشیش فوق‌العاده به اسم پدر مِندِز هم داریم...

00:05:51.140 --> 00:05:55.260
‫عا، نه. من فقط می‌خوام کسی رو از کلیسای ترئو ببینم.

00:05:55.260 --> 00:06:00.000
‫اوه، راستی، شما می‌دونید چطور می‌شه به ترئو رفت؟

00:06:00.000 --> 00:06:02.960
‫یه جاده‌ی مستقیم برای اینکه گم نشید هست.

00:06:02.960 --> 00:06:06.090
‫با گاری از اینجا حدود یک روز طول می‌کشه.

00:06:06.090 --> 00:06:07.470
‫خیلی ممنونم.

00:06:08.070 --> 00:06:09.930
‫امیدوارم خداوند بازم ما رو سر راه همدیگه بذاره.

00:06:09.930 --> 00:06:13.620
‫بله، امیدوارم بازم باهم کار کنیم.

00:06:13.620 --> 00:06:16.270
‫هی، انگار تا ترئو فقط یه روز راهه.

00:06:16.270 --> 00:06:16.850
‫ها؟

00:06:16.850 --> 00:06:17.850
‫آره، انگار همینطوره.

00:06:18.270 --> 00:06:21.270
‫اگه امروز راه بیفتیم، تا فردا باید برسیم.

00:06:21.540 --> 00:06:24.940
‫بهتر نیست یه استراحتی کنیم؟ خسته نیستی؟

00:06:24.940 --> 00:06:28.100
‫می‌تونیم فردا تو ترئو استراحت کنیم.

00:06:28.100 --> 00:06:30.650
‫من دوست دارم هرچه زودتر بریم.

00:06:30.650 --> 00:06:31.780
‫باشه.

00:06:31.780 --> 00:06:34.240
‫بیا قبل از رفتن یه چیز گرم بخوریم.

00:06:34.240 --> 00:06:35.830
‫حداقل اون کارو که می‌تونیم بکنیم، نه؟

00:06:37.300 --> 00:06:38.910
‫خب، معلومه که می‌تونیم.

00:07:11.930 --> 00:07:13.410
‫اون چه صدایی‌ـه؟

00:07:13.410 --> 00:07:14.380
‫از اونه.

00:07:21.920 --> 00:07:24.670
‫از اونجایی که یه چرخ‌آسیاب هست، باید نزدیک باشیم.

00:07:24.694 --> 00:07:34.694
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:07:34.970 --> 00:07:36.470
‫وایسید!

00:07:38.530 --> 00:07:39.840
‫شرمنده.

00:07:39.840 --> 00:07:41.520
‫ببینم، تو یه مسافری؟

00:07:42.580 --> 00:07:44.570
‫درسته. تو کی هستی؟

00:07:45.590 --> 00:07:47.490
‫می‌بینی که، من یه آسیابانم.

00:07:47.490 --> 00:07:50.530
‫خب، از کجا میای؟ بهت نمی‌خوره از اِنبرک باشی.

00:07:50.800 --> 00:07:53.300
‫چشم‌های تیزی داری. بذار منم ازت بپرسم.

00:07:53.300 --> 00:07:55.820
‫چقدر دیگه مونده تا به شهر ترئو برسیم؟

00:07:55.820 --> 00:07:57.340
‫«شهر» ترئو؟

00:07:57.340 --> 00:07:59.790
‫اگه ترئو شهر باشه اون‌وقت اِنبرک پایتخت سلطنتی به‌حساب میاد.

00:08:00.240 --> 00:08:02.790
‫نمی‌دونم چرا داری می‌ری ولی اونجا یه روستای کوچیکه.

00:08:03.250 --> 00:08:05.760
‫که‌اینطور، خب چقدر دیگه مونده؟

00:08:05.760 --> 00:08:07.400
‫از پایین جاده فقط یکم دورتره.

00:08:07.400 --> 00:08:09.930
‫حتی می‌شه گفت الانم توی ترئو هستین.

00:08:09.930 --> 00:08:11.930
‫که‌اینطور. فهمیدم، ممنون.

00:08:11.930 --> 00:08:15.680
‫هـ-هی وایسا! عجله که نداری! درسته، مسافر؟

00:08:17.060 --> 00:08:18.350
‫کاری با من داری؟

00:08:18.350 --> 00:08:22.060
‫عام، کار؟

00:08:22.060 --> 00:08:25.350
‫عا، د-درسته! خوب لعبتی کنار خودت داری.

00:08:28.360 --> 00:08:30.250
‫اون یه راهبه در سفر زیارتی‌ـه.

00:08:30.250 --> 00:08:31.850
‫راهبه؟

00:08:31.850 --> 00:08:33.070
‫مشکلی هست؟

00:08:33.070 --> 00:08:37.570
‫خب، فکر خوبی نیست که یه راهبه رو بیاری تو ترئو.

00:08:37.870 --> 00:08:38.700
‫عه؟

00:08:39.220 --> 00:08:42.210
‫ما با کلیسای ترئو کار داریم.

00:08:42.210 --> 00:08:45.330
‫نباید مشکلی باشه که یه راهبه از کلیسا دیدن کنه.

00:08:45.330 --> 00:08:47.930
‫خـ-خب، چطور بگم،

00:08:47.930 --> 00:08:52.920
‫یه دعوایی با آدم‌های مزاحم کلیسای اِنبرک در جریانه.

00:08:53.310 --> 00:08:57.420
‫اگه یه راهبه‌ی مسافر درگیرش بشه اوضاع پیچیده نمی‌شه؟

00:08:57.420 --> 00:09:00.360
‫که‌اینطور. خب، ما احتیاط می‌کنیم.

00:09:00.360 --> 00:09:03.810
‫تا وقتی اون لباس راهبه‌ها رو نپوشیده باشه کسی به بازدید ما
‫اهمیت نمی‌ده مگه نه؟

00:09:04.440 --> 00:09:06.710
‫اینجوری عالی می‌شه.

00:09:06.710 --> 00:09:08.810
‫ولی با کلیسا چیکار دارین؟

00:09:08.810 --> 00:09:10.370
‫اومدیم مسیر جایی رو بپرسیم.

00:09:10.370 --> 00:09:11.230
‫مسیر؟

00:09:12.630 --> 00:09:15.420
‫پس، برای انجام کاری اینجا نیومدید.

00:09:15.420 --> 00:09:17.860
‫امیدوار بودم اگه کاری داشتید کمک کنم.

00:09:18.170 --> 00:09:19.530
‫اگر پیش اومد میام سراغت.

00:09:19.530 --> 00:09:20.370
‫حالا می‌تونم رد بشم؟

00:09:31.980 --> 00:09:34.010
‫اسم من کرفت لارنسه.

00:09:34.290 --> 00:09:35.610
‫اسم تو چیه؟

00:09:35.610 --> 00:09:36.380
‫اِوان!

00:09:36.380 --> 00:09:38.090
‫گیوم اِوان!

00:09:38.090 --> 00:09:41.510
‫اِوان. فهمیدم. اسمت رو به‌خاطر می‌سپرم.

00:09:41.510 --> 00:09:43.890
‫آره، فراموشش نکنیا!

00:09:45.890 --> 00:09:48.900
‫لطفاً تو راه برگشت هم سر بزنید!

00:10:05.390 --> 00:10:07.620
‫چشمش بیشتر تو رو گرفته بود تا من.

00:10:07.620 --> 00:10:09.290
‫خب، آسیابانه دیگه.

00:10:09.290 --> 00:10:10.800
‫احتمالاً زندگی راحتی نداره.

00:10:10.800 --> 00:10:11.840
‫اینطوره؟

00:10:11.840 --> 00:10:14.190
‫مثل چوپان بودنه.

00:10:14.190 --> 00:10:17.450
‫یه شغل ضروریه، ولی خیلی از شهرها و روستاها ازشون خوش‌شون نمیاد.

00:10:18.300 --> 00:10:20.900
‫تو اون کیسه گندم داری، درسته؟

00:10:20.900 --> 00:10:22.910
‫اگه می‌خواستی اون مقدار گندم رو پوست بکنی و آسیاب کنی،

00:10:22.910 --> 00:10:24.720
‫به‌نظرت چقدر آرد به‌دست می‌اومد؟

00:10:24.720 --> 00:10:29.060
‫من فقط یه خدای برداشت بودم. این چیزا رو نمی‌دونم.

00:10:29.060 --> 00:10:32.060
‫بیا فرض کنیم انقدر دونه داری.

00:10:32.400 --> 00:10:36.190
‫اگر اونا رو پوست بکنی و آردش کنی، آخرش حدوداً به انقدر آرد می‌رسی.

00:10:36.190 --> 00:10:38.800
‫اونقدر کم؟

00:10:39.700 --> 00:10:44.760
‫می‌گن آسیابان‌های چرخ‌آسیاب همیشه مقداری از آرد رو می‌دزدن.

00:10:44.760 --> 00:10:47.700
‫همچنین، چرخ‌های آسیاب معمولاً متعلق به زمین‌دارها هستن.

00:10:47.700 --> 00:10:51.810
‫به‌نظرت کی از همه کسانی که گندم‌شون رو اونجا آسیاب می‌کنن
‫مالیات می‌گیره؟

00:10:51.810 --> 00:10:53.960
‫گمونم آسیابان.

00:10:53.960 --> 00:10:54.960
‫درسته.

00:10:54.960 --> 00:10:57.090
‫هیچ‌کس با خوشحالی مالیات نمی‌ده.

00:10:57.630 --> 00:10:59.550
‫پس، آخر از کی متنفر می‌شن؟

00:11:01.170 --> 00:11:02.220
‫که‌اینطور.

00:11:02.620 --> 00:11:05.640
‫پس دلیل اونجوری دم تکون دادن اون بچه  برای تو...

00:11:05.640 --> 00:11:09.350
‫آره، احتمالاً داره پرپر می‌زنه تا راهی پیدا کنه که از این روستا بره.

00:11:09.660 --> 00:11:12.940
‫یکی باید باشه که آسیاب رو بگردونه،

00:11:12.940 --> 00:11:17.440
‫اما بیشتر مردم نسبت بهشون بدبین‌ان و
‫ازشون متنفرن. کار بی‌ارج‌وقربی‌ـــه.

00:11:18.150 --> 00:11:20.440
‫این داستان رو قبلاً شنیدم...

00:11:21.620 --> 00:11:23.910
‫ولی کار حیاتی‌ایه.

00:11:25.730 --> 00:11:27.490
‫کسایی هم هستن که قدردان زحمات‌شونن.

00:11:58.720 --> 00:12:00.900
‫چه سنگ بزرگی.

00:12:00.900 --> 00:12:06.410
‫احتمالاً برای مراسم‌های جشنواره،
‫رقصیدن، و یا برگزاری جلسات استفاده می‌شه.

00:12:06.980 --> 00:12:09.370
‫سلام. از دیدن‌تون خوش‌وقتم.

00:12:59.720 --> 00:13:00.920
‫کیه؟

00:13:00.920 --> 00:13:03.370
‫ببخشید سرزده مزاحم شدم.

00:13:03.370 --> 00:13:06.220
‫من یه تاجر دوره‌گردم و اسمم لارنس‌ــه.

00:13:06.220 --> 00:13:07.930
‫یه تاجر دوره‌گرد؟

00:13:07.930 --> 00:13:10.380
‫بله، از کومرسون میام.

00:13:10.870 --> 00:13:11.680
‫و ایشون کی باشن؟

00:13:12.120 --> 00:13:14.940
‫به‌خاطر یه‌سری شرایط، فعلاً با بنده سفر می‌کنن.

00:13:21.970 --> 00:13:23.820
‫اینجا چیکار دارین؟

00:13:23.820 --> 00:13:28.360
‫می‌خواستم با کشیش این کلیسا ملاقات کنم.

00:13:28.360 --> 00:13:30.580
‫من یه کشیش رسمی نیستم، ولی...

00:13:33.800 --> 00:13:37.540
‫اسمم اِلسا اشتینگ‌هایم‌ــه، و مسئول این کلیسا هستم.

00:13:37.540 --> 00:13:38.520
‫هــــــــــه؟

00:13:38.520 --> 00:13:40.420
‫خب، چیکارم دارید؟

00:13:40.420 --> 00:13:42.930
‫ا ــ اومدیم آدرس بپرسیم.

00:13:42.930 --> 00:13:43.720
‫آدرس؟

00:13:43.720 --> 00:13:46.550
‫بله. دنبال آدرس صومعه‌ی دیندران می‌گردم.

00:13:46.880 --> 00:13:50.800
‫مسئولش باید راهب بزرگ، لوییز لانا اشتینگ‌هیلت، باشه.

00:13:51.630 --> 00:13:52.790
‫من نمی‌دونم!

00:13:55.100 --> 00:13:58.840
‫شنیدم اینجا یه کشیش به اسم پدر فرانز هست.

00:13:59.190 --> 00:14:01.470
‫پدر فرانز تابستون گذشته فوت شدن!

00:14:01.470 --> 00:14:01.860
‫هـــــــــه؟

00:14:01.860 --> 00:14:02.940
‫الان راضی شدی؟!

00:14:02.940 --> 00:14:06.860
‫چیزی راجع‌به صومعه‌ای که می‌گی نمی‌دونم و سرم هم خیلی شلوغه!

00:14:07.290 --> 00:14:08.600
‫آ‌ ــ آها...

00:14:10.980 --> 00:14:12.740
‫واقعاً ازت بدش اومد.

00:14:13.150 --> 00:14:15.260
‫به‌خاطر اینه که چیزی اهداء نکردم؟

00:14:16.370 --> 00:14:19.700
‫راسته که پدر فرانز مرده؟

00:14:19.700 --> 00:14:22.200
‫به‌نظر نمیاد دروغ بگه. ولی...

00:14:22.200 --> 00:14:22.750
‫آره.

00:14:23.240 --> 00:14:25.720
‫قطعاً دروغ می‌گه چیزی راجع‌به صومعه نمی‌دونه.

00:14:30.170 --> 00:14:32.160
‫خیلی‌وقته گذشته...

00:14:32.160 --> 00:14:35.340
‫دهکده‌ی خیلی کوچیکیه. دردسر درست نکن.

00:14:36.350 --> 00:14:38.850
‫اون به رفتار تو بستگی داره.

00:14:41.300 --> 00:14:42.800
‫یکم خوابم میاد.

00:14:42.800 --> 00:14:43.860
‫می‌شه بخوابم؟

00:14:44.390 --> 00:14:46.530
‫اگر نذارم چی؟

00:14:47.050 --> 00:14:49.740
‫کنارت خوابم می‌بره.

00:14:53.490 --> 00:14:56.320
‫خب، می‌دونم خیلی خسته‌ای.

00:14:56.320 --> 00:14:58.510
‫به‌عنوان هم‌سفرم، خوش‌حال می‌شم...

00:14:58.510 --> 00:15:00.080
‫قبل‌از مریض‌شدن به‌خاطر خستگی، استراحت کنی.

00:15:00.330 --> 00:15:03.530
‫آره. پس، الان استراحت می‌کنم.

00:15:03.530 --> 00:15:05.680
‫قبلش، باید شنلت رو دربیاری،

00:15:05.680 --> 00:15:08.460
‫کتم رو که یه‌گوشه پرت کردی، تا کنی،

00:15:08.460 --> 00:15:10.760
‫و درست‌وحسابی زیر لحاف‌ها بخوابی.

00:15:13.260 --> 00:15:16.720
‫اگه وقتی برگشتم، لباس‌ها خوب تا نشده باشن،

00:15:17.380 --> 00:15:19.270
‫کیفیت شامت افت می‌کنه.

00:15:19.270 --> 00:15:22.230
‫می‌دونم تو مهربون‌تر از اونی که همچین کاری بکنی.

00:15:22.230 --> 00:15:25.550
‫همین روزها به خودت صدمه می‌زنی.

00:15:25.550 --> 00:15:27.970
‫مگر اینکه یه‌کاریش بکنی.

00:15:27.970 --> 00:15:29.580
‫الان کجا می‌ری؟

00:15:29.580 --> 00:15:32.110
‫چون به‌نظر میاد مدت کوتاهی قراره اینجا بمونیم،

00:15:32.110 --> 00:15:34.190
‫می‌خوام برم به کدخدای دهکده عرض ادب کنم.

00:15:34.190 --> 00:15:37.080
‫شاید بتونم ازش درمورد صومعه هم بپرسم.

00:15:38.660 --> 00:15:41.140
‫پس، دختر خوبی باش و بخواب.

00:15:42.500 --> 00:15:43.460
‫اوهوم...

00:15:44.090 --> 00:15:45.640
‫ولی، هدیه‌ای برات نمی‌گیرم.

00:15:46.420 --> 00:15:47.380
‫اشکال نداره.

00:15:49.580 --> 00:15:52.130
‫فقط می‌خوام برگردی.

00:15:53.250 --> 00:15:55.880
‫اون قیافه‌ی مسخره‌ات خودش هدیه‌ست.

00:15:57.070 --> 00:15:58.650
‫همین‌الانش هدیه‌ام رو گرفتم.

00:15:59.270 --> 00:16:00.640
‫شب بخیر.

00:16:02.490 --> 00:16:04.150
‫خوب بخوابی.

00:16:23.860 --> 00:16:25.110
‫کسی خونه‌ست؟

00:16:25.890 --> 00:16:27.040
‫بله.

00:16:28.550 --> 00:16:30.460
‫بله، بله. امری داشتید؟

00:16:30.770 --> 00:16:34.060
‫ببخشید که سرزده مزاحم شدم. من یه تاجر دوره‌گردم...

00:16:34.060 --> 00:16:34.980
‫ای وای من!

00:16:34.980 --> 00:16:38.060
‫کدخدا! همون مردی‌ــه که شایعه‌ها می‌گن!

00:16:38.060 --> 00:16:39.810
‫کدخدا!

00:16:41.080 --> 00:16:42.810
‫بیا ببین، اومده اینجا!

00:16:42.810 --> 00:16:46.570
‫خانم کمپ، دارین به مهمون‌مون بی‌احترامی می‌کنین.

00:16:46.570 --> 00:16:47.850
‫بله، بله.

00:16:47.850 --> 00:16:50.320
‫لطفاً رفتار زشت‌مون رو ببخشید.

00:16:51.500 --> 00:16:55.820
‫من کدخدای دهکده‌ی ترئو اَم. اسمم سِم‌ـــه.

00:16:58.860 --> 00:17:00.660
‫مشغول کاری بودین؟

00:17:00.660 --> 00:17:01.810
‫نه، نه.

00:17:01.810 --> 00:17:05.980
‫داریم از گندمی که برداشت کردیم، نون درست می‌کنیم.

00:17:15.150 --> 00:17:18.170
‫نگران نباشید. زنده نیست.

00:17:18.700 --> 00:17:19.890
‫خشک شده؟

00:17:21.080 --> 00:17:21.890
‫خب حالا.

00:17:22.290 --> 00:17:25.350
‫اینجا چیکار دارین؟

00:17:25.350 --> 00:17:28.240
‫قبل از هرچیزی، می‌خواستم بهتون عرض ادب کنم.

00:17:28.240 --> 00:17:30.860
‫این کمی آرد گندم‌ــه که با خودم آوردم.

00:17:30.860 --> 00:17:32.320
‫خدای من!

00:17:32.320 --> 00:17:37.620
‫تاجرهای دوره‌گرد تازگی‌ها اولین حرفی که
‫از دهن‌شون درمیاد، راجع‌به تجارته.

00:17:37.620 --> 00:17:39.800
‫خب، قصد دیگه‌تون چیه؟

00:17:39.800 --> 00:17:44.750
‫دارم دنبال یه صومعه می‌گردم.

00:17:44.750 --> 00:17:49.310
‫یکم پیش آدرسش رو از کلیسا پرسیدم، ولی نمی‌دونستن.

00:17:49.310 --> 00:17:50.840
‫که اینطور؟

00:17:51.130 --> 00:17:54.720
‫من صومعه‌ای این اطراف نمی‌شناسم...

00:17:54.720 --> 00:17:58.470
‫شنیدم پدر فرانز آدرس اون صومعه رو می‌دونستن.

00:17:58.470 --> 00:18:01.310
‫پدر فرانز تابستون گذشته عمرشونو دادن به شما.

00:18:01.310 --> 00:18:02.610
‫شنیدم.

00:18:02.610 --> 00:18:04.770
‫مرد خوبی رو از دست دادیم.

00:18:05.650 --> 00:18:10.190
‫سال‌های زیادی از عمرش رو وقف این دهکده کرد.

00:18:12.170 --> 00:18:14.570
‫خانم اِلسا جاشونو گرفتن؟

00:18:14.830 --> 00:18:18.450
‫آره. خیلی جوونه، پس شرط می‌بندم تعجب کردین.

00:18:18.450 --> 00:18:20.090
‫آره. خب، پس‌ــــ

00:18:21.450 --> 00:18:22.620
‫کدخدا!

00:18:22.620 --> 00:18:24.740
‫انگار یه اتفاقی افتاده.

00:18:25.020 --> 00:18:27.250
‫همیشه دقیقاً بعد برداشت، صدتا کار می‌ریزه روی سر آدم.

00:18:27.550 --> 00:18:29.790
‫ببخشید کمک زیادی از دستم برنیومد...

00:18:29.790 --> 00:18:30.900
‫کدخدا!

00:18:32.880 --> 00:18:35.020
‫ازم خواستن این رو بیارم اینجا!

00:18:35.880 --> 00:18:38.880
‫ببخشید خیلی طول کشید! جاده‌هاــــ

00:18:51.020 --> 00:18:53.020
‫خودمم باید یکم بخوابم.

00:19:07.450 --> 00:19:09.870
‫تاجایی که یادم میاد گفتی اگه لباس‌ها
‫تا نشده باشن و زیر لحاف‌ها نباشم،

00:19:09.870 --> 00:19:12.030
‫کیفیت شام افت می‌کنه؟

00:19:12.030 --> 00:19:15.450
‫تو مهربون‌تر از اونی که همچین کاری بکنی.

00:19:18.540 --> 00:19:20.050
‫حتماً خیلی خوابیدم.

00:19:20.050 --> 00:19:25.680
‫خیلی مهربون نبودم که با اینکه شکمم
‫به غاروغور افتاده بود، از خواب بیدارت نکردم؟

00:19:25.680 --> 00:19:29.200
‫پس، با ناراحتی سکه‌ها رو از کیف‌پولم کش نرفتی؟

00:19:34.050 --> 00:19:36.020
‫مثل اینکه اینجا خیلی‌زود شب می‌شه.

00:19:36.020 --> 00:19:38.150
‫کسی توی میدون نیست.

00:19:38.150 --> 00:19:42.010
‫مغازه‌ای هم نیست. می‌تونیم شام پیدا کنیم؟

00:19:42.010 --> 00:19:43.930
‫مطمئنم توی رستوران شام گیرمون میاد.

00:19:43.930 --> 00:19:45.740
‫آره. پس باید عجله کنیم.

00:19:46.540 --> 00:19:48.120
‫همین‌الان بیدار شدما...

00:19:50.030 --> 00:19:52.430
‫باشه. باشه بابا...

00:19:53.500 --> 00:19:54.540
‫اون چیه دیگه؟

00:20:05.010 --> 00:20:07.760
‫اونجوری یهو کله‌تو نیار بیرون. ترسوندی منو.

00:20:08.680 --> 00:20:10.330
‫چیکار داره می‌کنه؟

00:20:10.330 --> 00:20:11.890
‫انگار داره می‌ره طرف کلیسا.

00:20:12.250 --> 00:20:13.750
‫چقدر مشکوک.

00:20:17.870 --> 00:20:19.510
‫بدون‌شک ما خودمون مشکوک‌تریم.

00:20:26.090 --> 00:20:27.750
‫که اینطور...

00:20:30.250 --> 00:20:33.830
‫فقط خدایان اجازه دارن توی زندگی آدم‌ها فضولی کنن.

00:20:35.220 --> 00:20:37.170
‫تو نمی‌خوای بدونی؟

00:20:38.370 --> 00:20:41.460
‫فکرشو نمی‌کردم در این حد به اینجور شایعات علاقه داشته باشی.

00:20:41.460 --> 00:20:43.970
‫مگه علاقه داشتن چه ایرادی داره؟

00:20:43.970 --> 00:20:45.950
‫به‌هیچ‌وجه رفتار قابل‌تحسینی نیست.

00:20:46.830 --> 00:20:51.120
‫من صرفاً از سر کنجکاوی، علاقمند نیستم.

00:20:52.520 --> 00:20:55.230
‫ترجیح می‌دم این رو بررسی‌کردن درنظر بگیرم.

00:20:55.230 --> 00:20:56.440
‫بررسی‌کردن؟

00:20:56.440 --> 00:20:58.320
‫آره. بررسی.

00:20:58.320 --> 00:21:03.110
‫بررسی اینکه بقیه، من و تو رو به چه چشمی می‌بینن.

00:21:06.790 --> 00:21:10.030
‫واجب نیست که از دید دیگه‌ای به اوضاع نگاه کنی؟

00:21:14.910 --> 00:21:19.380
‫پس وقتی بقیه من رو همراه تو می‌بینن، این‌جوری به‌نظر می‌رسه.

00:21:25.310 --> 00:21:28.720
‫خب، فکر نکنم کم‌اهمیت‌تر از اون‌ها باشیم.

00:21:29.210 --> 00:21:30.930
‫مگه نه، لارنس؟

00:21:35.640 --> 00:21:37.100
‫هی، با توام.

00:21:40.290 --> 00:21:41.650
‫گوش می‌دی چی می‌گم؟

00:21:46.610 --> 00:21:47.860
‫من گشنمه.

00:21:54.760 --> 00:21:55.800
‫راست می‌گی.

00:21:55.800 --> 00:21:58.690
‫بهتره غذا بگیریم و کمی اطلاعات جمع کنیم.

00:21:58.690 --> 00:22:01.520
‫آره، باید آدرس صومعه رو پیدا کنیم.

00:22:01.520 --> 00:22:03.800
‫نه، می‌خوام دراین‌باره تغییر رویه بدیم.

00:22:03.800 --> 00:22:04.980
‫هــــــا؟

00:22:04.980 --> 00:22:09.550
‫گمونم هم السا و هم سِم راجع‌به صومعه می‌دونن.

00:22:09.550 --> 00:22:11.800
‫با این‌حال، خودشونو به اون راه می‌زنن.

00:22:12.100 --> 00:22:14.010
‫پس، اول می‌خوام بفهمم دلیل این رفتارشون چیه.

00:22:14.034 --> 00:22:34.034
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:34.058 --> 00:22:54.058
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:45.830 --> 00:23:49.230
‫قسمت بعدی: دهکده‌ی کفار و قرارداد کشیش

00:00:37.140 --> 00:00:44.860
ادویه و گرگ

00:01:57.680 --> 00:02:01.680
دختر کلیسا و پسر آسیابان

00:23:45.020 --> 00:23:50.030
قسمت بیست‌ویکم

00:23:45.020 --> 00:23:50.030
دهکده‌ی کفار و قرارداد کشیش