﻿WEBVTT

00:00:10.500 --> 00:00:12.130
‫اینجوری باید مشروب خورد!

00:00:12.130 --> 00:00:13.610
‫آبجی، کارت درسته ها!

00:00:14.040 --> 00:00:15.050
‫برو بالا.

00:00:18.120 --> 00:00:19.410
‫یالا.

00:00:19.690 --> 00:00:23.250
‫تو یه مردی، نباید به هم‌سفرت ببازی.

00:00:23.250 --> 00:00:24.990
‫برو بالا! برو بالا!

00:00:24.990 --> 00:00:26.710
‫آه، ممنونم، ممنونم.

00:00:30.030 --> 00:00:32.260
‫ولی عجب آبجوی نابی‌ــه!

00:00:32.910 --> 00:00:33.920
‫همینو بگو!

00:00:33.920 --> 00:00:38.640
‫صاحب این میخانه، خانم لیما رانل،
‫این دور و برا اسم‌ورسمی برای خودش داره!

00:00:38.640 --> 00:00:43.090
‫اون زور بازوی سه مرد و اشتهای پنج مرد رو داره!

00:00:43.090 --> 00:00:45.640
‫به مسافرها دروغ نگید!

00:00:45.930 --> 00:00:48.730
‫بفرمایید، گوشت گوسفند سرخ‌شده با سیر خدمت شما.

00:00:48.730 --> 00:00:51.250
‫تازه می‌خواستم ازت تعریف و تمجید کنم!

00:00:51.250 --> 00:00:54.140
‫پس یعنی حرفی که الان زدی، تعریف نبود!

00:00:54.740 --> 00:01:00.130
‫ایشون قبلاًها با یه بشکه آبجو این‌ور اون‌ور سفر می‌کرد!

00:01:00.130 --> 00:01:01.200
‫هــــــه؟ جان من؟

00:01:01.200 --> 00:01:02.800
‫جان تو.

00:01:02.800 --> 00:01:07.170
‫اون‌موقعی که جوون‌تر و خوشگل‌تر بودم.

00:01:07.860 --> 00:01:12.090
‫من توی شهری در امتداد ساحل غرب اینجا به‌‌دنیا اومدم.

00:01:12.090 --> 00:01:15.300
‫اینجور شهرها دیر یا زود بالأخره اسیر دریا می‌شن.

00:01:15.300 --> 00:01:18.090
‫دریا... منظورتون دزدان دریایی‌ـــه؟

00:01:18.090 --> 00:01:18.920
‫آره.

00:01:18.920 --> 00:01:21.640
‫سراسیمه فرار کردم و بعداً متوجه شدم،

00:01:21.640 --> 00:01:25.220
‫تنها چیزی که همراهم دارم، یه بشکه‌ی آبجو پشتم و یه گونی جوــه.

00:01:25.220 --> 00:01:27.080
‫خدا می‌دونه پیش خودم چی فکر می‌کردم.

00:01:27.080 --> 00:01:28.780
‫بفرمایید، یه لیوان آبجو هم برای شما!

00:01:28.780 --> 00:01:30.610
‫آه، ممنونم.

00:01:30.610 --> 00:01:33.180
‫خلاصه که، با بشکه‌ی آبجو و جویی که دراختیار داشتم،

00:01:33.180 --> 00:01:35.850
‫با استفاده از کمی آب رودخونه، شروع‌ کردم به درست‌کردن آبجو.

00:01:35.850 --> 00:01:37.500
‫بفرما! دیدی!

00:01:37.500 --> 00:01:42.360
‫بعدم کُنت و افرادش یه سر اومدن
‫اقداماتش علیه دزدان دریایی رو ببینن!

00:01:42.384 --> 00:01:52.384
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:53.130 --> 00:01:58.800
‫خود کُنت ازم پرسید حاضرم باهاش
‫سفر کنم و براش آبجو درست کنم.

00:01:58.800 --> 00:02:02.020
‫اوضاع داشت بهتر می‌شد و لیمای جوان و زیبا...

00:02:02.020 --> 00:02:04.910
‫با چشمان لبریز از اشتیاق، به‌دنبال کُنت رفت!

00:02:04.910 --> 00:02:07.310
‫خب، آبجوساز شخصی‌شون شدین؟

00:02:08.820 --> 00:02:10.900
‫دلت خوشه ها.

00:02:10.900 --> 00:02:15.820
‫ولی عوضش به‌عنوان تشکر، بهم اجازه داد که
‫به جاهای مختلف سفر کنم و با استفاده از اسمش آبجو بفروشم.

00:02:16.130 --> 00:02:21.860
‫شروعش از اینجا بود.
‫داستان یکی از معدود زنان آبجوفروش!

00:02:21.860 --> 00:02:24.160
‫بانوی آبجوساز دوره‌گرد صدام کن!

00:02:24.640 --> 00:02:29.850
‫برای اینکه بتونم آبجوم رو تا آخرین قطره
‫بفروشم، هیچ‌وقت دست بهش نزدم.

00:02:29.850 --> 00:02:33.550
‫ولی آخرسر توی این دهکده برای اولین‌بار آبجو خوردم.

00:02:33.550 --> 00:02:36.540
‫مست و پاتیل شدم و توی دست‌های مردی
‫که الان شوهرمه، ولو شدم.

00:02:37.240 --> 00:02:40.140
‫ولی خب، این دهکده‌ی کوچیک اون‌قدرا بد نیست.

00:02:40.140 --> 00:02:41.630
‫امیدوارم از اقامت در اینجا لذت ببرید.

00:02:41.630 --> 00:02:42.890
‫خیلی ممنونم.

00:02:43.960 --> 00:02:46.240
‫وای، عجب میخانه‌ی محشری.

00:02:46.240 --> 00:02:48.750
‫بعید می‌دونم حتی توی پایتخت سلطنتی، اِندیما،
‫بتونی میخانه‌ای به این خوبی پیدا کنی.

00:02:48.750 --> 00:02:50.450
‫آفرین! دقیقاً!

00:02:50.450 --> 00:02:52.020
‫در شناخت کیفیت خبره‌ای!

00:02:52.020 --> 00:02:53.620
‫تازه، مشروبش هم خوش‌طعمه.

00:02:53.620 --> 00:02:56.560
‫شرط می‌بندم این دهکده شامل لطف و برکت خداست.

00:02:59.570 --> 00:03:00.560
‫اوه!

00:03:00.560 --> 00:03:01.650
‫خیلی متأسفم.

00:03:01.650 --> 00:03:03.820
‫نه، نه. تو که تقصیری نداری.

00:03:03.820 --> 00:03:08.220
‫درسته که دهکده بی‌نهایت به پدر فرانز مدیونه.

00:03:08.220 --> 00:03:09.160
‫ولی خب...

00:03:09.160 --> 00:03:12.770
‫هر اتفاقی هم بیفته، نمی‌تونیم از ارباب ترویئو سرپیچی کنیم.

00:03:12.770 --> 00:03:14.340
‫آره، دقیقاً همین‌طوره.

00:03:12.770 --> 00:03:14.340
‫حق با توــه.

00:03:14.340 --> 00:03:15.860
‫ارباب ترویئو؟

00:03:15.860 --> 00:03:18.510
‫آره، خدایی که حافظ دهکده‌مونه.

00:03:18.510 --> 00:03:22.840
‫برامون محصولات پربار به بار میاره و
‫شهر «ترئو» در احترام به ایشون نام‌گذاری شده.

00:03:22.840 --> 00:03:24.090
‫که اینطور...

00:03:24.490 --> 00:03:27.900
‫یه پروردگار خرمن... احیاناً گرگ نیست؟

00:03:27.900 --> 00:03:29.020
‫گرگ؟!

00:03:29.020 --> 00:03:30.510
‫زده به سرت!

00:03:30.510 --> 00:03:33.310
‫گرگ آلت دست شیطانه! امکان نداره خدا باشه.

00:03:34.920 --> 00:03:35.730
‫پس چیه؟

00:03:35.730 --> 00:03:38.580
‫ارباب ترویئو یه ماره. مار.

00:03:38.580 --> 00:03:40.190
‫یه خدای مار.

00:03:40.190 --> 00:03:41.320
‫مار...

00:03:44.890 --> 00:03:47.580
‫انقدر بزرگه که هوای جایی که سرش هست،
‫با هوای جایی که دمش هست فرق داره.

00:03:47.580 --> 00:03:51.910
‫برای صبحانه ماه رو می‌بلعه و برای شام خورشید رو قورت می‌ده.

00:03:51.910 --> 00:03:54.840
‫نمی‌شه با بقیه مقایسه‌ش کرد! اصلاً نمی‌شه!

00:03:54.840 --> 00:03:59.800
‫خارج‌از دهکده، یه غار هست که ارباب ترویئو
‫یه‌زمانی برای رفتن به خواب زمستانی حفرش کرده.

00:03:59.800 --> 00:04:00.680
‫غار؟

00:04:00.680 --> 00:04:03.780
‫یه افسانه‌ی قدیمی هست که می‌گه هرکسی
‫وارد اون غار بشه، نفرین می‌شه.

00:04:03.780 --> 00:04:08.600
‫حتی پدر فرانز هم ترسید و به
‫همه‌ی اهالی گفت هیچ‌وقت پا توی اون غار نذارن.

00:04:08.600 --> 00:04:12.350
‫راه ورودی‌اش دقیقاً بغل‌دست سراشیبی‌ــه. توی راه چشمت بهش نیفتاد؟

00:04:13.170 --> 00:04:14.400
‫حالا که فکرشو می‌کنم، دیدمش...

00:04:14.940 --> 00:04:19.070
‫ولی در مسیر اینجا یه شهر به‌اسم اِنبرک هست، مگه نه؟

00:04:19.070 --> 00:04:22.950
‫اونجا یه کلیسای بزرگ هست و ما
‫سال‌هاست باهاشون مشکل داریم.

00:04:23.500 --> 00:04:26.320
‫گمونم یه مندز نامی الان مسئول اونجاست...

00:04:26.320 --> 00:04:31.160
‫ارباب ترویئو حافظ شهر انبرک هم بود...

00:04:31.160 --> 00:04:33.760
‫ولی چندتا از مُبَلغ‌های کلیسا
‫اون‌ها رو وادار به تبعیت از کلیسا کردن،

00:04:33.760 --> 00:04:35.900
‫و اهالی شهر به دین اون‌ها گرویدن.

00:04:35.900 --> 00:04:37.880
‫یکی دیگه!

00:04:35.900 --> 00:04:40.250
‫بعدش آدم‌های بیشتری اومدن، جاده‌ها
‫ساخته شدن و تبدیل به شهر بزرگی شد...

00:04:40.250 --> 00:04:42.400
‫کلیسا خیلی قدرتمنده.

00:04:42.400 --> 00:04:44.100
‫درسته.

00:04:44.100 --> 00:04:47.720
‫خلاصه، قدرت زیادی به‌دست آوردن و
‫اومدن همه‌مون رو به دین خودشون دربیارن.

00:04:48.080 --> 00:04:53.230
‫اولش فقط با ساخت یه کلیسا توی دهکده توافق کرده بودیم...

00:04:53.230 --> 00:04:55.960
‫بعدش، گفتن باید مالیات‌های کمرشکن بپردازیم،

00:04:55.960 --> 00:04:58.110
‫تا از ارباب ترویئو چشم‌پوشی کنن!

00:04:58.110 --> 00:04:59.930
‫مالیات‌های کمرشکن؟

00:04:59.930 --> 00:05:04.780
‫بعد، حدوداً سی چهل سال پیش، پدر فرانز به این دهکده اومد.

00:05:04.780 --> 00:05:09.020
‫ولی، مگه الان یه خانم به‌اسم السا مسئول کلیسا نیست؟

00:05:09.020 --> 00:05:11.290
‫آه، اونو می‌گی...

00:05:11.290 --> 00:05:14.020
‫وقتی سر راه به کلیسا سر زدیم تا
‫برای سفری به‌خطر به درگاه خدا دعا کنیم،

00:05:14.020 --> 00:05:17.760
‫با دیدن زن جوانی که ردای کشیش‌ها رو به تن کرده بود، تعجب کردیم.

00:05:17.760 --> 00:05:20.540
‫هرکسی جای تو بود، همین فکرو می‌کرد. اصلاً منطقی نیست.

00:05:20.890 --> 00:05:25.770
‫پدر فرانز ده سال پیش خانم السا رو انتخاب کرد،

00:05:25.770 --> 00:05:29.550
‫ولی اون هم می‌خواد کشیش بشه؟ راه نداره، مگه نه؟

00:05:31.000 --> 00:05:33.500
‫تو یه تاجر اهل دوردست‌هایی، مگه نه؟

00:05:33.500 --> 00:05:34.560
‫بــ ــ بله.

00:05:34.560 --> 00:05:39.390
‫پس، شخص قدرتمندی توی کلیسا می‌شناسی؟

00:05:39.730 --> 00:05:41.700
‫شخص قدرتمند؟

00:05:41.700 --> 00:05:45.800
‫آره! یکی که بتونه دهن انبرک رو با یه کلمه ببنده!

00:05:45.800 --> 00:05:46.570
‫آخ!

00:05:45.800 --> 00:05:46.570
‫آهای!

00:05:46.570 --> 00:05:49.370
‫پیش یه تاجر دوره‌گرد چی داری بلغور می‌کنی؟!

00:05:49.370 --> 00:05:50.820
‫ر ــ‌ راست می‌گی.

00:05:51.270 --> 00:05:52.720
‫شرمنده.

00:05:52.720 --> 00:05:55.360
‫خب، به‌عنوان یه تاجر دوره‌گرد، مطمئنم خودت خوب می‌دونی.

00:05:55.360 --> 00:05:57.500
‫هر دهکده مشکلات خودش رو داره.

00:05:57.500 --> 00:05:58.420
‫بله.

00:05:58.420 --> 00:06:01.790
‫مسافرها فقط باید از غذا و نوشیدنی‌هامون لذت ببرن.

00:06:02.050 --> 00:06:06.050
‫بعدش، وقتی به شهرهای دیگه می‌رن، می‌تونن
‫بگن دهکده‌مون چقدر قشنگ و باصفا بود.

00:06:06.050 --> 00:06:08.050
‫بله، کاملاً موافقم.

00:06:08.510 --> 00:06:09.920
‫خیلی‌خب، آقایون!

00:06:09.920 --> 00:06:13.930
‫آخرین وظیفه‌ی امشب‌تون اینه که
‫مشروب بزنید و شنگول بشید!

00:06:13.930 --> 00:06:16.890
‫...می‌خواستم اینو بگم،

00:06:17.240 --> 00:06:19.520
‫ولی مثل اینکه هم‌سفرت حسابی مست و پاتیل شده.

00:06:19.520 --> 00:06:21.980
‫گمونم یکم زیادی از خود بیخود شده...

00:06:21.980 --> 00:06:25.230
‫قبل‌از اینکه افتضاح بالا بیاره، برش می‌گردونم به مهمان‌سرا.

00:06:26.940 --> 00:06:28.840
‫به‌هرحال،‌ هنوز ازدواج نکرده.

00:06:28.110 --> 00:06:29.250
‫ممنون بابت نوشیدنی‌ها!

00:06:29.250 --> 00:06:30.420
‫قربون دستت!

00:06:30.420 --> 00:06:31.580
‫بازم سر بزنید!

00:08:02.550 --> 00:08:04.390
‫زیادی خوردی و نوشیدی.

00:08:05.190 --> 00:08:07.420
‫مگه قرار نبود این‌کارو بکنم؟

00:08:07.420 --> 00:08:09.330
‫می‌دونم، ولی...

00:08:09.330 --> 00:08:12.310
‫فقط چیزهای گرون‌قیمت سفارش دادی، مگه نه؟

00:08:12.940 --> 00:08:14.760
‫چقدر مرد خسیسی هستی...

00:08:15.320 --> 00:08:18.500
‫ولی، مهم‌تر از همه، دلم می‌خواد دراز بکشم.

00:08:18.500 --> 00:08:19.310
‫حالم خوش نیست.

00:08:19.310 --> 00:08:21.620
‫هی، فقط یکم دیگه مونده برسیم. خوابت نبره.

00:08:26.720 --> 00:08:28.760
‫هم‌سفرتون چش شده؟

00:08:28.760 --> 00:08:31.540
‫چیزی نیست، فقط مست کرده.

00:08:31.540 --> 00:08:33.230
‫آهان. این‌ها رو ببرید.

00:08:43.700 --> 00:08:44.980
‫چــ ــ چی شده؟!

00:08:47.630 --> 00:08:49.290
‫این‌‌ها دیگه چی‌ان؟!

00:08:49.290 --> 00:08:53.260
‫زن مهمون‌خونه‌دار اون‌ها رو بهمون داد.
‫گفت برای خماری خوبه.

00:08:54.370 --> 00:08:55.940
‫این میوه‌ها انقدر ترشن که...

00:08:55.940 --> 00:08:59.430
‫حتی اگه به‌مدت صدسال مست بودم،
‫با خوردن این هوشیار می‌شدم.

00:09:06.610 --> 00:09:09.010
‫عجب شهر راحت‌طلبی.

00:09:09.010 --> 00:09:11.010
‫مثل اینکه مغازه‌ها خیلی دیر باز می‌شن.

00:09:11.010 --> 00:09:15.360
‫پس از خواب بیدار شدن فقط سرما و گرسنگی برامون به‌همراه داره.

00:09:15.360 --> 00:09:20.800
‫می‌گن بدنی که خدا برامون آفریده،
‫فقط به یک‌بار خواب در روز نیاز داره.

00:09:21.230 --> 00:09:23.620
‫خب، من یه گرگم.

00:09:25.090 --> 00:09:27.230
‫ولی خیلی عجیبه.

00:09:27.230 --> 00:09:27.970
‫هـــــا؟

00:09:27.970 --> 00:09:31.390
‫هیچی، فقط برام سؤاله اهالی این دهکده از چه راهی پول درمیارن.

00:09:31.390 --> 00:09:32.590
‫منظورت چیه؟

00:09:32.970 --> 00:09:37.200
‫درسته فصل برداشت به پایان رسیده، ولی
‫روستاهای زراعی وقت ندارن اینجوری استراحت کنن.

00:09:37.200 --> 00:09:41.100
‫تازه، این دهکده باید موظف به پرداخت
‫مالیات‌های کمرشکن تحمیلی انبرک باشه.

00:09:41.420 --> 00:09:42.830
‫پس، چرا...

00:09:43.770 --> 00:09:46.190
‫عجب دهکده‌ی معجزه‌آسایی.

00:09:47.420 --> 00:09:52.830
‫جالبه که به شهری که به کلیسا
‫اعتقاد نداره، معجزه‌آسا می‌گی.

00:09:52.830 --> 00:09:54.230
‫هوم؟ جالب؟

00:09:54.560 --> 00:09:56.760
‫چیه، وقتی اون رو گفتی حواست نبود؟

00:09:56.760 --> 00:09:58.610
‫کجاش جالبه؟

00:09:58.610 --> 00:10:03.560
‫عجب. پس، بذار برات درمورد معجزه‌هایی
‫بگم که کلیسا راجع‌بهشون پند و اندرز می‌ده.

00:10:03.560 --> 00:10:06.710
‫از طرز حرف‌زدن پرافاده‌ت خوشم نمیاد،‌ ولی گوش می‌دم.

00:10:07.140 --> 00:10:10.450
‫کلمه‌ی «معجزه» برای کلیسا خیلی خاصه.

00:10:10.450 --> 00:10:12.610
‫معجزه زمانی‌ــه که خدا با استفاده از قدرت معنوی...

00:10:12.610 --> 00:10:17.180
‫پدیده‌ای خلق می‌کنه که از توان بشر خارجه.

00:10:17.840 --> 00:10:21.080
‫اگر کلیسا فردی رو شناسایی کنه که معجزه‌ای به‌وجود آورده،

00:10:21.080 --> 00:10:25.510
‫اون فرد یه قدیس به‌شمار می‌ره و
‫توسط مردم ستایش می‌شه.

00:10:25.510 --> 00:10:29.060
‫هردفعه باید کلیسا یه معجزه رو معجزه تشخیص بده؟

00:10:29.060 --> 00:10:33.060
‫کار کلیسا اینه که تشخیص بده واقعاً یه معجزه بوده...

00:10:33.060 --> 00:10:35.210
‫و حقه‌ی شیطان نبوده.

00:10:36.390 --> 00:10:39.320
‫خب، کلیسا دقیقاً کدوم معجزات رو به‌رسمیت شناخته؟

00:10:39.320 --> 00:10:41.130
‫از اون داستان‌هایی که شنیدم...

00:10:41.130 --> 00:10:45.140
‫چیزهایی مثل فرونشاندن یه طوفان، شفای عاجل بیمار،

00:10:45.140 --> 00:10:46.900
‫و تبدیل آب به مشروب...

00:10:46.900 --> 00:10:47.650
‫مشروب؟!

00:10:47.650 --> 00:10:49.370
‫فقط وقتی اسم مشروب بیاد، جواب می‌دی!

00:10:49.780 --> 00:10:56.130
‫بگذریم، کلیسا فقط پدیده‌هایی رو که
‫از توان بشر خارجه، معجزه به‌شمار میاره.

00:10:56.130 --> 00:10:58.880
‫به منم خدا می‌گفتن.

00:10:58.880 --> 00:11:01.180
‫به‌نظرم مقدار غذا و نوشیدنی که می‌تونی بخوری، خداواره.

00:11:01.180 --> 00:11:02.490
‫خنگول!

00:11:02.490 --> 00:11:06.540
‫من درگذشته محض تفریح از اینجور معجزات به مردم نشون دادم!

00:11:08.060 --> 00:11:11.640
‫خب، توی اکثر معجزاتی که کلیسا
‫به‌رسمیت شناخته، یه‌جور فوت‌وفنی دخیله.

00:11:11.640 --> 00:11:13.980
‫نمی‌تونیم با یکی مثل تو مقایسه‌شون کنیم...

00:11:20.120 --> 00:11:22.110
‫فکر کنم می‌دونم امروز کجا می‌رم.

00:11:22.840 --> 00:11:25.740
‫شاید بتونم یه سرنخ‌هایی از صومعه‌ای
‫که دنبالش می‌گردیم، پیدا کنم.

00:11:25.740 --> 00:11:30.580
‫ولی، داریم دنبال زادگاه تو می‌گردیم...
‫چرا من دارم همه‌ی کارها رو به عهده می‌گیرم؟

00:11:30.580 --> 00:11:34.260
‫اگه همراهت باشم، این‌طرف و اون‌طرف رفتن برات سخت نمی‌شه؟

00:11:34.260 --> 00:11:37.810
‫اینجا دهکده‌ی کوچیکیه. از چشم مردم درامان نیستیم.

00:11:37.810 --> 00:11:41.570
‫اگه اجازه داشتم، از خدام بود خودم تنهایی راه بیفتم بگردم.

00:11:41.570 --> 00:11:46.260
‫دلم می‌خواد هرچه زودتر به صومعه برم و
‫به داستان‌هاشون گوش بدم.

00:11:47.450 --> 00:11:51.020
‫خیلی‌خب. حدأکثر تا عصر برمی‌گردم.

00:11:51.020 --> 00:11:52.810
‫سوغاتی یادت نره.

00:11:57.860 --> 00:11:59.560
‫صبح بخیر، جناب لارنس.

00:11:59.560 --> 00:12:00.900
‫صبح بخیر.

00:12:00.900 --> 00:12:02.330
‫برای دیشب ممنونم.

00:12:02.330 --> 00:12:06.240
‫آره. ما هرشب اونجاییم، پس هروقت خواستی سر بزن.

00:12:06.540 --> 00:12:08.740
‫امروز کجا داری می‌ری؟

00:12:08.740 --> 00:12:10.850
‫دارم می‌رم یکم گندم رو آرد کنم.

00:12:10.850 --> 00:12:12.910
‫آها، داری می‌ری آسیابان.

00:12:13.280 --> 00:12:15.630
‫مراقب باش آردت رو ازت ندزدن.

00:12:16.210 --> 00:12:18.800
‫اگه خواستی با آردت نون بپزی به من سر بزن.

00:12:18.800 --> 00:12:20.880
‫نون‌های خوشمزه‌ای برات درست می‌کنم.

00:12:20.880 --> 00:12:22.970
‫حتماً،‌ اون موقع روت حساب می‌کنم.

00:12:22.994 --> 00:12:25.994
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:12:26.190 --> 00:12:27.970
‫اوه، ارباب لارنس!

00:12:27.970 --> 00:12:32.000
‫منو ارباب صدا نزن. آسیاب الان خالی‌ـه؟

00:12:32.000 --> 00:12:36.520
‫بسپاریدش به من! من تمام گندم‌های ترئو رو آرد می‌کنم.

00:12:37.140 --> 00:12:39.530
‫این مقدار حدوداً سه لوت خرج برمی‌داره.

00:12:39.530 --> 00:12:40.650
‫خیلی ارزونه.

00:12:40.980 --> 00:12:42.410
‫عه؟ واقعاً؟

00:12:42.410 --> 00:12:44.590
‫جاهای دیگه حدوداً سه برابر گرون‌تره.

00:12:45.420 --> 00:12:47.560
‫من فکر می‌کردم خیلی گرونه.

00:12:47.560 --> 00:12:50.040
‫همه تو شهر واقعاً متنفرن که پولش رو بدن.

00:12:51.450 --> 00:12:52.980
‫هرجایی بری همه همینطور هستن.

00:12:52.980 --> 00:12:55.460
‫شما هیچ‌وقت آسیابان بودین آقای لارنس؟

00:12:55.460 --> 00:13:00.040
‫نه، ولی جای یه خراج‌گیر کار کردم.

00:13:00.040 --> 00:13:02.840
‫مالیات گوشت قصابی، مثل گوشت خوک رو جمع کردم.

00:13:03.740 --> 00:13:05.680
‫همچین چیزهایی هم مالیات دارن؟

00:13:05.680 --> 00:13:08.290
‫وقتی گوشت و استخوان‌ها رو توی رودخونه‌ها تمیز می‌کنی کثیف می‌شن،

00:13:08.290 --> 00:13:09.770
‫تازه ضایعات زیادی هم تولید می‌کنه.

00:13:09.770 --> 00:13:14.090
‫مالیات برای هزینه‌های تمیزکاری‌ـه، ولی هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌خواد پرداخت کنه.

00:13:14.090 --> 00:13:18.290
‫آخرش، مجبور می‌شدم گریه و التماس کنم تا پرداخت کنن. واقعاً وحشتناک بود.

00:13:18.290 --> 00:13:19.860
‫می‌فهمم چی می‌گین!

00:13:22.040 --> 00:13:26.340
‫راستی، مگه نگفتی که همه‌ی غلات ترئو اینجا آرد می‌شن؟

00:13:26.340 --> 00:13:30.050
‫برای چی آقای لارنس؟ می‌خواستید با آرد ترئو معامله کنید؟

00:13:30.050 --> 00:13:31.990
‫خب، اون به شرایط بستگی داره.

00:13:32.340 --> 00:13:34.490
‫در این صورت، باید بیخیال این فکر بشید.

00:13:34.490 --> 00:13:36.870
‫تاجر‌ها با بیخیال شدن میونه خوبی ندارن.

00:13:37.940 --> 00:13:42.750
‫درست همون چیزی که یه تاجر واقعی می‌گه! ولی همه‌ غلات اینجا باید
‫به انبرک فروخته بشن.

00:13:42.750 --> 00:13:46.400
‫این یعنی انبرک صاحب زمین‌های اینجاست؟

00:13:46.400 --> 00:13:48.530
‫ما با انبرک برابریم.

00:13:48.530 --> 00:13:53.540
‫اونا غلات ما رو می‌خرن، و ما همه‌ چیز به‌جز غلات رو ازشون می‌خریم.

00:13:53.540 --> 00:13:57.680
‫علاوه بر این، وقتی ما از اونا ساکه و لباس می‌خریم نیازی نیست مالیات 
‫پرداخت کنیم.

00:13:57.680 --> 00:13:59.520
‫خیلی عالی‌ـه، نه؟

00:13:59.520 --> 00:14:02.170
‫فوق‌العاده‌اس، اگه واقعی باشه...

00:14:02.170 --> 00:14:04.540
‫خیلی بیشتر از شرایط برابره.

00:14:04.540 --> 00:14:08.490
‫معمولاً داشتن چنین شرایط مطلوبی با شهر به اون بزرگی غیرممکنه.

00:14:08.490 --> 00:14:10.280
‫دقیقاً چطور...

00:14:10.280 --> 00:14:15.100
‫و این که، تا جایی که من شنیدم، این دهکده جریمه‌های مالی
‫سنگینی به انبرک پرداخت کرده.

00:14:16.200 --> 00:14:18.130
‫اون برای خیلی وقت پیشه.

00:14:18.130 --> 00:14:19.000
‫واقعاً؟

00:14:19.280 --> 00:14:20.890
‫می‌خواید بدونید چرا؟

00:14:20.890 --> 00:14:22.110
‫معلومه که می‌خوام.

00:14:23.670 --> 00:14:26.060
‫شرمنده. راستش خودمم نمی‌دونم.

00:14:26.060 --> 00:14:27.250
‫عجب.

00:14:27.250 --> 00:14:29.300
‫اما می‌دونم کی مسئول تغییرش بود.

00:14:29.600 --> 00:14:31.390
‫پدر فرانز، آره؟

00:14:31.390 --> 00:14:34.780
‫آه، عه، از کجا می‌دونستین؟

00:14:35.810 --> 00:14:39.230
‫فقط یه جور حس ششم تاجری‌ـه.

00:14:39.230 --> 00:14:41.320
‫حـ-حرف نداری.

00:14:41.320 --> 00:14:44.100
‫می‌دونستم که یه مرد معمولی نیستین آقای لارنس.

00:14:44.100 --> 00:14:45.480
‫با چاپلوسی به جایی نمی‌رسی.

00:14:45.930 --> 00:14:47.790
‫از اینا مهم‌تر، گندمم آماده شد؟

00:14:48.210 --> 00:14:49.700
‫عا،‌ درسته.

00:14:55.130 --> 00:14:58.240
‫قبل از اینکه باهاش نون بپزید حتماً خوب الکش کنید.

00:14:58.240 --> 00:14:59.000
‫باشه.

00:14:59.450 --> 00:15:02.080
‫راستی، امروز صبح اتفاقی دیدمت.

00:15:02.080 --> 00:15:03.720
‫انگار خیلی به خانم السا نزدیکی.

00:15:03.720 --> 00:15:06.500
‫عا، دیدین.

00:15:06.500 --> 00:15:09.060
‫زمستونا برای اینجا خوابیدن خیلی سرده، نه؟

00:15:09.060 --> 00:15:11.060
‫برای همین، اون می‌ذاره تو کلیسا بمونم.

00:15:11.060 --> 00:15:12.390
‫یکمی بهم نزدیک شدیم...

00:15:12.390 --> 00:15:15.320
‫دیروز وقتی رفتیم اونجا نسبت به ما خیلی بداخلاق بود.

00:15:15.320 --> 00:15:20.020
‫با این حال امروز صبح، تعجب کردم که عین مادر مقدس آروم و مهربون 
‫به‌نظر می‌اومد.

00:15:21.340 --> 00:15:23.810
‫السا به‌خاطر کم‌رو بودنش خیلی زود از کوره در می‌ره.

00:15:23.810 --> 00:15:25.920
‫بعلاوه، با کسایی که اونا رو نمی‌شناسه خیلی خجالتی‌ـه.

00:15:25.920 --> 00:15:29.530
‫معمولاً وقتی برای اولین بار کسی رو می‌بینه، نیش‌های یه موش کوهی وحشی
‫رو نشون می‌ده.

00:15:29.860 --> 00:15:32.730
‫ولی خیلی وقته که انقدر سرزنده نبوده.

00:15:32.730 --> 00:15:34.200
‫حتماً زمان بدی سر زدین.

00:15:34.200 --> 00:15:36.280
‫دیروز غروب که خیلی خوشحال بود.

00:15:36.790 --> 00:15:41.160
‫عا، ولی اشاره‌ای نکرد که شما دوتا بهش سر زدین.

00:15:41.160 --> 00:15:45.410
‫از اون آدماست که حتی تعداد عطسه‌های اون روزش رو هم برام تعریف می‌کنه.

00:15:45.410 --> 00:15:49.050
‫احتمالاً برای اینه که، هرچی نباشه آخرشم من یه مردم.

00:15:49.050 --> 00:15:52.050
‫عا. اون خیلی دختر بی‌فکری‌ـه.

00:15:52.430 --> 00:15:54.640
‫خب، برات خوشحالم...

00:15:54.640 --> 00:15:57.320
‫ولی، السا واقعاً پدر فرانز رو تحسین می‌کرد،

00:15:57.320 --> 00:15:59.680
‫برای همین داره تمام تلاشش رو می‌کنه تا راه اون رو دنبال کنه.

00:15:59.980 --> 00:16:02.230
‫منم سعی می‌کنم تا جایی که می‌تونم حمایتش کنم.

00:16:02.230 --> 00:16:03.990
‫آره، معلومه.

00:16:03.990 --> 00:16:09.690
‫ولی موندم چی باعث شده تو یه نصف روز روحیه‌اش انقدر عوض بشه.

00:16:09.690 --> 00:16:11.840
‫چرا انقدر توجه‌تونو جلب کرده؟

00:16:11.840 --> 00:16:14.820
‫خلق‌وخوی همسفر من از آب‌وهوای کوهستان بیشتر تغییر می‌کنه.

00:16:15.130 --> 00:16:16.780
‫شما هم شرایط سختی دارید.

00:16:17.040 --> 00:16:18.280
‫همینو بگو.

00:16:18.610 --> 00:16:20.810
‫ولی پرسیدنش دردی رو دوا نمی‌کنه.

00:16:20.810 --> 00:16:24.770
‫درمورد السا، فقط یه مشکل دیرینه بالأخره حل شد.

00:16:24.770 --> 00:16:25.780
‫منظورت چیه؟

00:16:25.780 --> 00:16:26.790
‫خب...

00:16:26.790 --> 00:16:31.090
‫اوه. بهم گفتن به خارجی‌ها چیزی درموردش نگم. شرمنده...

00:16:31.090 --> 00:16:33.460
‫عا نه. اگه نمی‌تونی درباره‌اش صحبت کنی، مشکلی نداره.

00:16:33.460 --> 00:16:33.970
‫بعداً می‌بینمت.

00:16:33.970 --> 00:16:35.590
‫مـ-میگم، آقای لارنس.

00:16:36.510 --> 00:16:39.010
‫تاجر دوره‌گرد بودن سخته؟

00:16:43.560 --> 00:16:45.730
‫هیچ شغلی تو این دنیا راحت نیست.

00:16:46.040 --> 00:16:48.480
‫ولی خب، الان دارم ازش لذت می‌برم.

00:16:48.760 --> 00:16:51.380
‫که‌ اینطور. درست می‌گید.

00:16:51.380 --> 00:16:54.020
‫می‌فهمم. ممنون.

00:16:54.020 --> 00:16:54.800
‫می‌بینمت.

00:17:03.330 --> 00:17:05.790
‫نظرت چیه بیخیال پیدا کردن صومعه بشیم؟

00:17:07.180 --> 00:17:08.210
‫برای چی؟

00:17:08.210 --> 00:17:11.020
‫این دهکده یه مشکلی داره. خطرناکه.

00:17:11.020 --> 00:17:14.540
‫پس یعنی، نمی‌تونی برای پیدا کردن زادگاه من خطر کنی؟

00:17:14.540 --> 00:17:16.580
‫از قصد داری اینجوری می‌گی.

00:17:19.170 --> 00:17:24.620
‫گمونم صومعه‌ای که ما دنبالشیم درواقع همون کلیسای دهکده‌اس.

00:17:25.970 --> 00:17:30.640
‫اگه این درست باشه، رئیس صومعه پدر فرانز بوده.

00:17:30.940 --> 00:17:33.320
‫این یعنی السا و کدخدا

00:17:33.320 --> 00:17:37.490
‫هردو می‌دونستن که کشیش داشته درباره خدایان دروغین قصه جمع می‌کرده.

00:17:37.490 --> 00:17:40.490
‫با این وجود، هردو وانمود کردن که نمی‌دونن.

00:17:40.490 --> 00:17:43.200
‫بعدش، با توجه به گفته‌های مردم تو میخونه، 

00:17:43.470 --> 00:17:45.750
‫کلیسا تو این دهکده محترم نیست.

00:17:45.750 --> 00:17:48.920
‫اهالی دهکده یه خدای مار رو می‌پرستن.

00:17:49.250 --> 00:17:52.900
‫ولی، مردم از اون فرانز به عنوان مردی که دهکده خیلی بهش مدیونه حرف می‌زدن.

00:17:52.900 --> 00:17:53.840
‫درسته.

00:17:53.840 --> 00:17:57.680
‫این یعنی پدر فرانز یه کاری برای این دهکده کرده.

00:17:57.680 --> 00:18:00.920
‫یکم پیش وقتی با اِوان حرف زدم متوجه شدم چه کاری بوده.

00:18:00.920 --> 00:18:02.140
‫اون پسرک چی گفت؟

00:18:02.140 --> 00:18:06.370
‫این دهکده با انبرک یه قرارداد نابرابر داره.

00:18:06.370 --> 00:18:09.460
‫به‌خاطر همین اهالی می‌تونن انقدر باآرامش زندگی کنن.

00:18:09.460 --> 00:18:12.600
‫پدر فرانز کسی بوده که سر اون قرارداد مذاکره کرده.

00:18:13.690 --> 00:18:15.850
‫حالا، ما باید به این فکر کنیم که

00:18:15.850 --> 00:18:19.450
‫چرا رابطه‌ی این دهکده و کلیسای انبرک انقدر بده.

00:18:19.980 --> 00:18:24.830
‫انبرک داشته سعی می‌کرده با مرگ پدر فرانز قرارداد رو تموم کنه.

00:18:25.420 --> 00:18:27.830
‫این دهکده یه خدای دروغین رو می‌پرسته.

00:18:27.830 --> 00:18:30.710
‫بنابراین، اگر انبرک مدعی بشه این دهکده کافره،

00:18:30.710 --> 00:18:33.500
‫اونا می‌تونن از زور برای حمله به دهکده استفاده کنن.

00:18:33.790 --> 00:18:37.050
‫ولی، السا و بقیه سعی کردن راهی برای مقاومت پیدا کنن.

00:18:37.050 --> 00:18:39.510
‫دیروز اطلاعیه‌ای به خونه‌ی کدخدا رسید.

00:18:39.780 --> 00:18:42.500
‫مطمئنم یه کلیسای بزرگ‌تر یا اشراف

00:18:42.500 --> 00:18:45.470
‫موافقت کردن که از السا به عنوان وارث کلیسا حمایت کنن.

00:18:45.770 --> 00:18:49.020
‫احتمالاً السا تا الان خیلی دلواپس بوده و بالأخره تونسته یه نفسی بکشه.

00:18:49.730 --> 00:18:53.240
‫ولی بازم، من فکر نمی‌کنم انبرک تسلیم بشه.

00:18:53.750 --> 00:18:54.940
‫پس، چرا ما بیخیال نشیم؟

00:18:55.300 --> 00:18:57.840
‫با توجه به وضعیت، السا و کدخدا

00:18:57.840 --> 00:19:02.410
‫قطعاً به مخفی کردن وجود صومعه‌ای که با خدایان دروغین
‫سر و کار داره ادامه می‌دن.

00:19:02.410 --> 00:19:07.350
‫و اگه تصادفاً ما رو به عنوان مرتد معرفی کنن، وضعیت خیلی سریع بالا می‌گیره.

00:19:07.350 --> 00:19:08.660
‫گوش کن...

00:19:12.420 --> 00:19:13.540
‫هی هولو.

00:19:13.990 --> 00:19:17.990
‫می‌خوام قبل از اینکه بازم برام سوءتفاهم بشه واضح بهم بگی.

00:19:17.990 --> 00:19:22.220
‫از شنیدن قصه‌های خدایان دروغین چه انتظاری داری؟

00:19:22.220 --> 00:19:27.580
‫دنبال خرسی می‌گردی که، گفته شده شهرت رو نابود کرده؟

00:19:28.420 --> 00:19:29.480
‫یا...

00:19:29.480 --> 00:19:31.210
‫دنبال دوستات می‌گردی؟

00:19:32.020 --> 00:19:34.800
‫اگه موضوع این باشه، چیکار می‌کنی؟

00:19:35.570 --> 00:19:37.730
‫ممکنه حاضر باشم از این پل خطرناک بگذرم.

00:19:40.100 --> 00:19:41.370
‫پس مشکلی نیست.

00:19:42.340 --> 00:19:46.700
‫خوبه. نیاز نیست انقدر خودتو آماده کنی.

00:19:46.700 --> 00:19:47.730
‫هولو...

00:19:47.730 --> 00:19:51.710
‫اگر می‌تونستم، می‌خوابوندم تو گوش اون دختره

00:19:51.710 --> 00:19:54.670
‫و مجبورش می‌کردم قصه‌هایی که ممکنه مونده باشه رو بهم بگه.

00:19:54.670 --> 00:19:57.060
‫دقیقاً به همون دلیلی که گفتی.

00:19:57.060 --> 00:20:00.980
‫دلیل دیگه‌اش اینه که من فقط می‌خوام در مورد یوئیتسو بیشتر بدونم.

00:20:01.240 --> 00:20:04.840
‫تو نمی‌خوای قصه‌های شهرت رو بشنوی؟

00:20:04.840 --> 00:20:06.300
‫درسته...

00:20:06.300 --> 00:20:11.980
‫اما اگه تو مجبور بشی به خاطرش از یه پل خطرناک عبور کنی
‫برای من دردسرساز می‌شه.

00:20:14.120 --> 00:20:17.980
‫خوش‌قلبی تو یکی از معدود ویژگی‌های خوبته...

00:20:18.360 --> 00:20:20.690
‫و همچنین یکم ترسناکه.

00:20:21.070 --> 00:20:27.030
‫حتی اگه من اینجوری انقدر تنها اینجا وایسم، تو نمی‌پری یه لقمه‌ی چپم کنی.

00:20:27.330 --> 00:20:29.410
‫واقعاً که، چه مرد ترسناکی.

00:20:29.410 --> 00:20:31.070
‫ممکنه چیزی شبیه یه میوه‌ی شیرین به‌نظر بیاد،

00:20:31.070 --> 00:20:34.290
‫ولی وقتی گازش بزنی طعم کاملاً متفاوتی داشته باشه.

00:20:34.290 --> 00:20:38.560
‫درسته، ممکنه به‌طرز باور نکردنی‌ای ترش باشه...

00:20:38.560 --> 00:20:39.500
‫ولی،

00:20:39.500 --> 00:20:41.870
‫منظورت اینه من شیرین نیستم؟

00:20:41.870 --> 00:20:42.470
‫آره.

00:20:42.760 --> 00:20:45.090
‫اوه، چه شجاع.

00:20:46.690 --> 00:20:49.890
‫واقعاً مطمئنی اشکالی نداره بیخیال بشیم؟

00:20:49.890 --> 00:20:53.810
‫اینجوری پرسیدنش منصفانه نیست.

00:20:54.200 --> 00:21:00.450
‫معلومه که من می‌خوام جزئیات بیشتری راجع‌به یوئیتسو، دوستام،

00:21:00.450 --> 00:21:02.190
‫و اون خرس آزاردهنده بدونم.

00:21:02.190 --> 00:21:02.740
‫آره.

00:21:03.140 --> 00:21:07.170
‫قصه‌ای که از اون دختر پرنده توی کومرسون شنیدم اصلاً کافی نبود.

00:21:07.170 --> 00:21:11.120
‫مثل این بود که وقتی به شکل غیر قابل تحملی تشنه‌ای فقط چند قطره آب بگیری.

00:21:11.750 --> 00:21:12.780
‫می‌خوای چیکار کنی؟

00:21:14.410 --> 00:21:16.620
‫می‌تونم چیزی ازت بخوام؟

00:21:18.540 --> 00:21:19.500
‫بسپارش به من.

00:21:21.120 --> 00:21:22.670
‫من حلش می‌کنم.

00:21:22.670 --> 00:21:26.260
‫راستش، من یه فکری دارم.

00:21:30.180 --> 00:21:31.260
‫جدی می‌گی؟

00:21:31.260 --> 00:21:34.760
‫لقمه رو دور سر چرخوندن فایده‌ای نداره.

00:21:34.760 --> 00:21:38.350
‫خودت بودی که گفتی می‌تونم هرچیزی ازت بخوام.

00:21:38.350 --> 00:21:43.100
‫ازت می‌خوام با همدیگه از این پل خطرناک رد بشیم.

00:21:43.100 --> 00:21:43.940
‫ولی...

00:21:43.940 --> 00:21:47.320
‫تو خیلی با اطمینان گفتی «بسپارش به من».

00:21:47.320 --> 00:21:49.710
‫این خیلی خوشحالم کرد.

00:21:51.340 --> 00:21:54.540
‫بالأخره من هر چند وقت یه باری باید افسارت رو دستم بگیرم.

00:21:54.540 --> 00:21:58.670
‫خب، اگه اوضاع خوب پیش نرفت می‌سپارمش به تو.

00:21:58.670 --> 00:22:03.850
‫پس، تنها کاری که الان می‌کنم گرفتن دستته.

00:22:06.810 --> 00:22:10.260
‫خب حالا. بیا زودتر یه چیزی بخوریم.

00:22:12.190 --> 00:22:13.590
‫باشه.

00:22:13.614 --> 00:22:33.614
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:33.638 --> 00:22:53.638
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:45.980 --> 00:23:49.550
‫قسمت بعد: 
‫آموزه‌های کلیسا و خاطرات پدر

00:06:44.090 --> 00:06:51.810
ادویه و گرگ

00:08:04.420 --> 00:08:08.420
قسمت بیست‌ویکم
دهکده‌ی کفار و قرارداد کشیش

00:23:45.020 --> 00:23:50.030
قسمت بیست‌ودوم

00:23:45.020 --> 00:23:50.030
آموزه‌های کلیسا و خاطرات پدر