﻿WEBVTT

00:00:10.570 --> 00:00:12.690
‫خداروشکر که زیرزمین رو قفل نکرده.

00:00:12.690 --> 00:00:13.820
‫کسی رو این نزدیکی حس می‌کنی؟

00:00:13.820 --> 00:00:15.450
‫نه. کسی نیست.

00:00:16.370 --> 00:00:18.680
‫من می‌رم چیزهایی که نیاز داریم رو پیدا کنم.

00:00:23.960 --> 00:00:27.130
‫اگه همه چیز خوب پیش بره، می‌تونی سر وقت مطالعه کنی.

00:00:27.130 --> 00:00:28.330
‫راست می‌گی...

00:00:28.354 --> 00:00:48.354
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:01.380 --> 00:02:02.500
‫آقای لارنس!

00:02:04.200 --> 00:02:04.970
‫بفرمایید!

00:02:04.970 --> 00:02:07.400
‫حالا فقط باید زمان درست رو پیدا کنیم.

00:02:09.390 --> 00:02:10.650
‫اوضاع چطوره؟

00:02:11.010 --> 00:02:12.390
‫متوجه می‌شی دارن چی می‌گن؟

00:02:15.020 --> 00:02:17.150
‫دارن طلب پول می‌کنن.

00:02:17.480 --> 00:02:18.150
‫اوه...

00:02:20.010 --> 00:02:23.090
‫اون کسی‌ـه که قصد داشت ما رو تو تله بندازه.

00:02:23.090 --> 00:02:25.300
‫هوی! چه غلطی داری می‌کنی؟!

00:02:25.300 --> 00:02:26.840
‫اون...

00:02:27.890 --> 00:02:31.420
‫نونوا. اون بیشتر از همه از من شکایت می‌کنه.

00:02:33.490 --> 00:02:35.080
‫تمومه.

00:02:35.080 --> 00:02:37.590
‫هشدار آخرشون رو هم گرفتن.

00:02:48.140 --> 00:02:52.230
‫«اگه اینو آتیش بزنید و آموزه‌های حقیقی رو بپذیرید، همه چیز درست می‌شه.»

00:02:52.230 --> 00:02:55.560
‫«در غیر این صورت، دهکده‌ی شما رو کافر اعلام می‌کنیم.»

00:02:56.610 --> 00:02:59.400
‫آدم‌ها همیشه وقتی تو دردسر میفتن روی دیگران حساب می‌کنن.

00:03:00.010 --> 00:03:03.720
‫البته، وقت‌هایی هم بوده که منم روی آدم‌ها حساب کنم.

00:03:03.720 --> 00:03:05.310
‫خب، چیکار کنیم؟

00:03:08.000 --> 00:03:10.650
‫به‌عنوان یک خادم ایمان حقیقی،

00:03:10.650 --> 00:03:12.750
‫من نمی‌تونم دهکده‌ام رو رها کنم.

00:03:17.410 --> 00:03:18.920
‫پس، بیاید بریم جلو.

00:03:32.290 --> 00:03:33.240
‫السا!

00:03:34.700 --> 00:03:36.840
‫السا! چرا؟

00:03:36.840 --> 00:03:38.720
‫معذرت می‌خوام، خانم لیما.

00:03:38.720 --> 00:03:40.170
‫خب، خب.

00:03:40.170 --> 00:03:42.700
‫ببینید کی اینجاست، جانشین پدر فرانز، خانم السا.

00:03:42.700 --> 00:03:45.540
‫خیلی وقته ندیدمتون، اسقف مندز.

00:03:45.540 --> 00:03:47.870
‫بهم گفتن فرار کردی.

00:03:47.870 --> 00:03:50.660
‫بار گناهت انقدر سنگین بود که وجدانت نتونست تحملش کنه؟

00:03:50.660 --> 00:03:54.120
‫خداوند همواره نسبت به کسانی که مرتکب گناه شدن بخشنده‌ست.

00:03:55.570 --> 00:03:59.790
‫مردم انبرک که پیرو ایمان حقیقی هستن، از این نفرین رنج می‌برن،

00:03:59.790 --> 00:04:03.260
‫درحالی که مردم ترئو سالم و سلامتن.

00:04:05.010 --> 00:04:09.850
‫مشخصه که اونا تحت حفاظت یک خدای دروغین شیطانی هستن.

00:04:10.360 --> 00:04:15.690
‫ما دوباره یک کلیسای مقدس جدید و همسو با ایمان حقیقی در اینجا بنا می‌کنیم.

00:04:15.690 --> 00:04:23.010
‫این خدمتگزار دروغین خدا، یک مار سمی شیطانی در لباس میش‌ـه.

00:04:23.010 --> 00:04:25.990
‫که با قضاوت خداوند عادل مطلق ما مواجه می‌شه.

00:04:27.080 --> 00:04:28.830
‫نیازی به این کار نیست.

00:04:29.140 --> 00:04:32.330
‫درسته که ایمان من گاهی اوقات دچار تزلزل شده.

00:04:32.690 --> 00:04:37.040
‫اما، خداوند با مهربانی راه درست رو بهم نشون داده.

00:04:37.510 --> 00:04:40.340
‫من یکی از فرستادگان مقدس اون رو ملاقات کردم!

00:04:46.220 --> 00:04:50.940
‫این حقیقت که تو انقدر راحت ‫ادعا می‌کنی یکی از
‫فرستادگان مقدس رو ملاقات کردی، نشون کفرته!

00:04:50.940 --> 00:04:54.560
‫اگر اشتباه می‌کنم، برام مدرک بیار!

00:04:55.860 --> 00:04:58.190
‫اگر شک دارید بذارید نشون‌تون بدم!

00:05:03.180 --> 00:05:04.860
‫بذارید رد بشن.

00:05:05.940 --> 00:05:08.990
‫پدر فرانز مرد بااستعدادی بود.

00:05:08.990 --> 00:05:12.580
‫یکی از خدمتگزاران ستودنی خداوند بود.

00:05:12.580 --> 00:05:16.750
‫هرچند، باید مطابق خواست کلیسا رفتار می‌کرد.

00:05:16.750 --> 00:05:20.750
‫همچنین انگار نتونسته یه جانشین مناسب تربیت کنه.

00:05:20.750 --> 00:05:24.590
‫درسته که پرستش خدای مار، ترویئو، یک اشتباهه.

00:05:25.030 --> 00:05:28.590
‫اما، اون اشتباه به‌خودی خودش نادرست نیست.

00:05:31.510 --> 00:05:34.480
...‫من باور دارم، خود ترویئو

00:05:36.190 --> 00:05:39.520
‫یکی از معجزات خداونده.

00:05:40.910 --> 00:05:45.280
‫اون نه ترویئو رو تایید کرد نه انکار. حرکت هوشمندانه‌ای بود.

00:05:45.280 --> 00:05:49.030
‫سخنان انسان به‌راحتی از حقیقت دور می‌شه.

00:05:49.030 --> 00:05:52.480
‫چطور مطمئنی که اونا زمزمه‌های شیطان نبودن؟

00:05:52.480 --> 00:05:55.810
‫فرستاده‌ی مقدس وعده داد که نشونه‌ای آشکار می‌کنه،

00:05:55.810 --> 00:06:00.420
‫تا بندگان معصوم خداوند رو به راه درست هدایت کنه.

00:06:01.610 --> 00:06:03.760
‫اون خدا قدرتش رو به کسی مثل...

00:06:04.380 --> 00:06:05.840
‫گـ ــ گندم!

00:06:34.900 --> 00:06:37.920
‫خدا! این یه معجزه از خداست!

00:06:37.920 --> 00:06:39.000
‫خدا!

00:06:40.830 --> 00:06:42.580
‫ا ــ اون...

00:06:42.580 --> 00:06:45.000
‫نگاه کنین! گندم روی اون گاری!

00:06:45.000 --> 00:06:47.590
‫فقط گندم اونجا خوشه نداده!

00:06:57.540 --> 00:07:00.080
‫خداوند راه درست رو به ما نشون داده.

00:07:00.080 --> 00:07:02.870
‫غـ ــ غیرممکنه. این...

00:07:03.650 --> 00:07:09.600
‫اسقف مندز، ازتون می‌خوام تایید کنید که این کار شیطان نیست.

00:07:09.600 --> 00:07:11.550
‫چـ ــ چطور؟

00:07:13.020 --> 00:07:14.240
‫با این.

00:07:14.530 --> 00:07:17.410
‫لطفاً این جام رو برکت بدین.

00:07:17.410 --> 00:07:21.050
‫این کار رو که بکنید، اوان که گندم‌های این دهکده رو آسیاب می‌کنه،

00:07:21.050 --> 00:07:23.750
‫با بدن خودش عدالت خداوند رو اثبات می‌کنه.

00:07:23.750 --> 00:07:26.540
‫بـ ــ با این دقیقاً چی رو می‌خوای ثابت کنی؟

00:07:26.540 --> 00:07:30.340
‫حتی فقرا هم ممکنه به‌نام خداوند تعمید داده بشن.

00:07:30.340 --> 00:07:34.470
‫لطفاً این جام رو با دست‌های خودتون پاک کنید.

00:07:39.070 --> 00:07:40.100
‫خواهش می‌کنم.

00:07:49.590 --> 00:07:54.160
‫آبی که توسط اسقف ریخته می‌شه مقدسه و این جام برکت داده شده.

00:07:54.560 --> 00:07:57.030
‫این جام رو به دستش برسونید.

00:08:00.550 --> 00:08:02.380
‫لطفاً با دقت نگاه کنید.

00:08:24.020 --> 00:08:29.320
‫با این، اون از هر گاری به جز یکی آرد جمع کرده.

00:08:44.760 --> 00:08:50.880
‫این حقیقت معجزه‌ی خداونده که فرستاده‌ی مقدس به ما نشون داده.

00:08:52.580 --> 00:08:57.640
‫اگر این معجزه نادرسته، مطمئناً شما باید بتونید یک معجزه‌ی واقعی رو نشون بدید.

00:08:58.590 --> 00:09:05.160
‫اسقف مندز. اگر ما اشتباه می‌کنیم، شما باید ما رو اصلاح کنید.

00:09:06.600 --> 00:09:08.730
‫آیا این آب رو می‌نوشید؟

00:09:13.250 --> 00:09:17.860
‫خـ ــ خیلی خب. این یه معجزه‌ست. یه معجزه‌ی واقعی.

00:09:17.860 --> 00:09:20.310
‫پس، کلیسای این دهکده چی؟

00:09:22.020 --> 00:09:25.070
‫مشروعه. یه کلیسای مشروعه.

00:09:25.070 --> 00:09:27.550
‫پس، لطفاً این رو بنویسید.

00:09:46.780 --> 00:09:48.050
‫پدر...

00:09:48.050 --> 00:09:49.270
‫ممنونم.

00:09:52.930 --> 00:09:54.540
‫انگار حسودیت شده.

00:09:54.540 --> 00:09:56.570
‫آره، حسودیم شده.

00:09:56.990 --> 00:09:59.660
‫این بار، ما فقط پشت صحنه کار کردیم.

00:10:01.270 --> 00:10:06.580
‫ولی، موضوع پول هنوز حل نشده. این کار جناب‌عالی نیست؟

00:10:06.580 --> 00:10:07.810
‫راست می‌گی.

00:10:07.810 --> 00:10:11.130
‫ولی باورم نمی‌شه که چطور اوضاع انقدر تغییر کرد...

00:10:17.570 --> 00:10:20.340
‫هوم، گمونم می‌تونم راست‌ و ریسش کنم.

00:10:22.520 --> 00:10:23.280
‫چی شده؟

00:10:23.280 --> 00:10:27.220
‫مطمئنی خودت گرگ نیستی؟

00:10:32.100 --> 00:10:33.260
‫آقای ریندوت.

00:10:34.010 --> 00:10:35.700
‫لطفاً یه‌لحظه صبر کنید.

00:10:39.770 --> 00:10:42.910
‫تا اونا مسائل دینی رو حل می‌کنن،

00:10:43.280 --> 00:10:45.740
‫ما همچنان باید مسائل مالی رو حل‌وفصل کنیم.

00:10:49.820 --> 00:10:51.660
‫خب، آقای ریندوت.

00:10:51.660 --> 00:10:52.710
‫بـ ــ بله!

00:10:53.070 --> 00:10:56.470
‫از من خواسته شده تمام مذاکرات پولی رو مدیریت کنم.

00:10:56.980 --> 00:10:59.190
‫مطمئنم اهالی اعتراضی ندارن، درسته؟

00:11:00.470 --> 00:11:02.890
‫ما که نمی‌تونیم خلاف خواسته‌ی کدخدا عمل کنیم...

00:11:03.410 --> 00:11:05.180
‫همینطوره.

00:11:05.180 --> 00:11:08.850
‫پس، بیاید با بیشترین تقاضا شروع کنیم.

00:11:09.430 --> 00:11:11.480
‫ما مایلیم شما گندم رو نگه دارید.

00:11:15.450 --> 00:11:16.690
‫ا ــ این غیرممکنه!

00:11:16.690 --> 00:11:17.790
‫چرا؟

00:11:17.790 --> 00:11:21.070
‫چـ ــ چرا؟ یه‌نفر مرده!

00:11:21.070 --> 00:11:24.610
‫شهرت مغازه‌ی من همینجوریش خدشه‌دار شده!

00:11:24.610 --> 00:11:25.950
‫تازه! تازه!

00:11:25.950 --> 00:11:29.790
...‫قرارداد ما با پدر فرانز می‌گه که

00:11:29.790 --> 00:11:33.250
‫تمام گندم می‌تونه برگشت بخوره اگه عذاب الهی ریدلیوس درش پیدا بشه.

00:11:33.560 --> 00:11:34.580
‫می‌فهمم.

00:11:34.580 --> 00:11:38.100
‫پس، بهای پذیرش گندم برگشتی چقدره؟

00:11:40.010 --> 00:11:41.300
‫د ــ دویست ریـ...

00:11:41.300 --> 00:11:42.550
‫مزخرف نگو!

00:11:44.260 --> 00:11:47.770
‫این دقیقاً همون قیمتی‌ـه که خریدیش!

00:11:47.770 --> 00:11:51.520
‫پـ ــ پـ ــ پـ ــ پس صد و نود و پنج...

00:11:51.520 --> 00:11:53.380
‫هنوزم داری مزخرف می‌گی!

00:11:53.380 --> 00:11:54.350
‫خب، خب.

00:11:54.720 --> 00:11:55.790
‫آقای ریندوت.

00:11:55.790 --> 00:12:00.570
‫اگه یه معجزه‌ی دیگه قرار باشه اتفاق بیفته، واسه شما بد نمی‌شه؟

00:12:00.570 --> 00:12:01.640
‫عه؟!

00:12:01.640 --> 00:12:04.090
‫داستان گندم سمی درواقع ــــــــ

00:12:04.090 --> 00:12:07.970
‫نه! نه! فهمیدم! متوجهم!

00:12:07.970 --> 00:12:10.950
‫صد و شصت و...

00:12:10.950 --> 00:12:16.630
‫نه، پنجاه... چـ ــ چهل...

00:12:20.060 --> 00:12:22.260
‫پس، بیاید با همین پیش بریم.

00:12:22.260 --> 00:12:24.050
‫همه اینجا شاهد هستن.

00:12:27.270 --> 00:12:28.920
‫راستی، آقای ریندوت.

00:12:29.350 --> 00:12:32.850
‫تمایل دارید گندمی که برگردوندید بازخرید کنید؟

00:12:34.700 --> 00:12:35.940
‫می‌فهمم.

00:12:35.940 --> 00:12:38.290
‫ولی، اهالی این دهکده فعلاً برای خرید گندم برگشتی...

00:12:38.290 --> 00:12:40.230
‫پول کافی توی دست‌وبال‌ ندارن.

00:12:40.230 --> 00:12:42.470
‫حتی باوجود کاهش هزینه، وسع‌شون نمی‌رسه.

00:12:43.930 --> 00:12:45.780
‫پس، من یه پیشنهادی دارم.

00:12:46.840 --> 00:12:48.290
‫خیلی ساده‌ست.

00:12:48.290 --> 00:12:54.240
‫ازتون می‌خوام اسقف رو راضی کنین که اجازه بدن
‫اهالی دهکده به نام ایشون گندم بفروشن.

00:12:54.240 --> 00:12:54.920
‫هــــــــــــه؟

00:12:55.920 --> 00:13:01.180
‫اگه قصد دارین این گندم رو به کسب‌وکارهای
‫دیگه‌ای بفروشین، به‌نظرم بهتره منصرف شین...

00:13:01.180 --> 00:13:03.210
‫کاملاً از این موضوع مطلعم.

00:13:03.210 --> 00:13:06.280
‫خب، می‌تونین این لطف رو در حق‌مون بکنین؟

00:13:06.280 --> 00:13:08.890
‫گــ ــ گمونم بتونم...

00:13:08.890 --> 00:13:09.970
‫پس، یه‌ تقاضای دیگه هم داشتم.

00:13:09.970 --> 00:13:15.380
‫احتمالش می‌ره که اهالی انبرک
‫توی کار و کاسبی من سنگ بندازن.

00:13:15.380 --> 00:13:18.940
‫ازتون می‌خوام درصورت پیشامد چنین وضعیتی، پشتیبانم باشین.

00:13:20.010 --> 00:13:22.570
‫نکنه تو فکر تهیه‌ی نون‌اید؟

00:13:22.570 --> 00:13:26.200
‫نه، نونواها مطلقاً اجازه‌ی همچین
‫کاری رو نمی‌دن. خیال‌تون راحت باشه.

00:13:26.200 --> 00:13:28.260
‫یــ ــ یعنی چی...

00:13:28.260 --> 00:13:33.290
‫خب حالا. وقتی کار و بارمون گرفت، پول‌تون رو پس می‌دیم.

00:13:33.290 --> 00:13:35.810
‫نه، نمی‌تونم چنین شرطی رو قبول کنم...

00:13:35.810 --> 00:13:37.960
‫صدالبته ازتون توقع ندارم بدون هیچ چشم‌داشتی منتظر بمونین.

00:13:38.330 --> 00:13:41.090
‫یه شرط بی‌نهایت جذاب اضافه می‌کنم.

00:13:43.060 --> 00:13:46.340
‫نظرتون چیه قراردادی که پدر فرانز تنظیم کردن رو فسخ کنیم؟

00:13:48.340 --> 00:13:50.010
‫هی! تو کی باشی واسه‌اش تصمیم بگیری!

00:13:50.010 --> 00:13:52.120
‫اینکه کدخدا مذاکره رو به عهده‌ی تو گذاشته،
‫دلیل بر این نیست که تصمیمش با تو باشه!

00:13:52.120 --> 00:13:54.990
‫ولی، تاوقتی که اون قرارداد وجود داره،

00:13:54.990 --> 00:13:57.810
‫اهالی شهر انبرک به نفرت ورزیدن بهتون ادامه می‌دن.

00:14:00.120 --> 00:14:01.480
‫مگه نه؟

00:14:02.930 --> 00:14:05.490
‫این قرارداد از اولشم عادی نبود.

00:14:06.060 --> 00:14:08.990
‫قراردادها باید به‌منظور منفعت رسوندن به هردو طرف تنظیم بشن.

00:14:08.990 --> 00:14:11.340
‫تجارت یعنی این.

00:14:12.780 --> 00:14:15.950
‫نظرتون چیه؟ به درخواستم عمل می‌کنین؟

00:14:15.950 --> 00:14:16.760
‫هوی!

00:14:16.760 --> 00:14:17.530
‫ولی...

00:14:17.530 --> 00:14:21.130
‫اگر که جناب ریندوت و اسقف مندز
‫تمایل داشته باشن ازمون پشتیبانی کنن،

00:14:21.130 --> 00:14:25.050
‫می‌تونم یه ایده‌ی تجاری فوق‌العاده به این دهکده پیشنهاد بدم.

00:14:28.410 --> 00:14:30.330
‫چی داری...

00:14:30.330 --> 00:14:34.090
‫البته، لازمه که نونوا کمی باهامون همکاری کنه.

00:14:35.140 --> 00:14:38.390
‫درضمن، می‌تونین مقداری تخم‌مرغ و کره مهیا کنین؟

00:14:38.390 --> 00:14:40.100
‫و درصورت امکان، عسل.

00:14:41.540 --> 00:14:44.960
‫حس می‌کنم این پیشنهاد به یه‌چیز خوش‌مزه ختم می‌شه.

00:14:44.984 --> 00:14:51.984
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:14:52.410 --> 00:14:54.700
‫موقع مطالعه نخور.

00:14:56.300 --> 00:14:58.480
‫چیکار می‌کنی، خرده‌هاشو ریختی همه‌جا.

00:14:58.480 --> 00:15:01.320
‫باشه، باشه. حواسم هست.

00:15:05.130 --> 00:15:08.620
‫این چیزهای «بیسکوییت» خیلی خوش‌مزه‌ان.

00:15:09.550 --> 00:15:13.430
‫فروش‌شون توی انبرک به‌عنوان خوراکی مخصوص ترئو خیلی‌خوبه.

00:15:13.430 --> 00:15:20.100
‫اینجوری پیش بره، نه تنها می‌تونیم پول
‫رو پس بدیم، بلکه حتی یه سودی می‌کنیم.

00:15:20.610 --> 00:15:24.940
‫کی فکرشو می‌کرد نان گندمی که می‌گفتین، انقدر خوش‌مزه باشه.

00:15:24.940 --> 00:15:27.940
‫آره. توی جنوب رایجن ولی این دوروبرا ناشناخته،

00:15:27.940 --> 00:15:31.910
‫برای همین گفتم خوب فروش می‌ره.

00:15:31.910 --> 00:15:33.570
‫علیرغم اینکه توش گندم به کار رفته،

00:15:33.570 --> 00:15:36.370
‫قبل‌از برکت ارواح ورآورنده‌ی نان، پخته می‌شه.

00:15:36.370 --> 00:15:40.540
‫هیچ شباهتی به نون نداره، درنتیجه
‫دلیلی نداره نونواها شکایت بکنن.

00:15:40.920 --> 00:15:42.750
‫خب، حتی اگه اتفاقی هم بیفته،

00:15:42.750 --> 00:15:46.590
‫ما یه قرارداد تقسیم سود با ریندوت و اسقف مندز بستیم.

00:15:46.590 --> 00:15:48.130
‫مطمئنم اون‌ها حل‌وفصلش می‌کنن.

00:15:48.130 --> 00:15:50.290
‫البته، بررسی همه‌ی کیسه‌های گندم...

00:15:50.290 --> 00:15:53.430
‫برای مطمئن شدن از عدم وجود سم، کار آسونی نبود...

00:15:54.290 --> 00:15:56.260
‫خب دیگه، داره وقت رفتن می‌رسه.

00:15:56.260 --> 00:15:58.090
‫هـــــــه؟ به همین زودی؟

00:16:01.310 --> 00:16:03.480
‫خب، گمونم چاره‌ی دیگه‌ای نداریم.

00:16:09.240 --> 00:16:12.030
‫لطفاً هرموقع که خواستین کتاب‌ها رو بخونین، بازم بهمون سر بزنین.

00:16:12.030 --> 00:16:14.090
‫پس، یادتون باشه وقتی اومدم...

00:16:16.870 --> 00:16:19.240
‫حتماً کلی بیسکوییت آماده داشته باشید.

00:16:19.630 --> 00:16:20.830
‫به روی چشم.

00:16:20.830 --> 00:16:22.750
‫من اندازه‌ی یه کوه آرد براتون آسیاب می‌کنم!

00:16:22.750 --> 00:16:25.740
‫که اینطور. پس دفعه‌ی بعد که اومدیم،

00:16:25.740 --> 00:16:28.160
‫حتماً یه سود کلفت با اون آرد می‌کنم.

00:16:30.740 --> 00:16:31.940
‫آره، آره.

00:16:31.940 --> 00:16:35.340
‫طرز فکر اهالی دهکده از اون‌موقع فرق کرده.

00:16:35.340 --> 00:16:39.970
‫من رو برای مذاکرات‌مون با انبرک انتخاب کردن.

00:16:39.970 --> 00:16:42.020
‫اوه؟ اینکه عالیه.

00:16:42.020 --> 00:16:46.230
‫تازگی‌ها، افراد بیشتری به کلیسا سر می‌زنن.

00:16:46.230 --> 00:16:50.690
‫با این‌حال، ارباب ترویئو هنوزم میون مردم خیلی محبوب‌تره.

00:16:51.040 --> 00:16:53.150
‫درسته. ولی...

00:16:53.480 --> 00:16:58.810
‫می‌خوام همچنان اینجا توی این دهکده
‫به وظیفه‌ام به‌عنوان خدمتگزار خدا عمل کنم.

00:17:00.340 --> 00:17:03.450
‫خانم السا، قبلاً یه‌سؤالی ازم پرسیدین.

00:17:03.860 --> 00:17:06.210
‫به جوابی رسیدین؟

00:17:06.210 --> 00:17:06.920
‫بله.

00:17:07.310 --> 00:17:11.670
‫بهم گفتین که کار پدرم اشتباه نبوده.

00:17:12.320 --> 00:17:15.380
‫مدت زیادی بهش فکر کردم.

00:17:15.760 --> 00:17:19.880
‫چرا پدرم داستان‌های خدایان دروغین رو جمع می‌کرد؟

00:17:20.780 --> 00:17:27.930
‫به‌نظرم می‌خواست با اثبات وجود خدایان دروغین،

00:17:27.930 --> 00:17:29.980
‫وجود پروردگار عالمیان رو ثابت کنه.

00:17:29.980 --> 00:17:32.420
‫آره. باهاتون موافقم.

00:17:32.420 --> 00:17:37.680
‫دقیقاً به همین خاطره که معتقدم کلیسای انبرک...

00:17:37.680 --> 00:17:40.180
‫نباید وجود ترویئو رو تکذیب کنه.

00:17:40.180 --> 00:17:44.520
‫خب، همه‌ی این‌ها به لطف معجزه‌ای که من خلق کردم، محقق شد.

00:17:44.980 --> 00:17:50.920
‫اگه مخلوقی مثل تو می‌تونه همچین معجزه‌ی بزرگی خلق کنه،

00:17:50.920 --> 00:17:57.440
‫پروردگار ما مسلماً می‌تونه به‌ سادگی،
‫تمام موجودات زنده‌ی این دنیا رو خلق کنه.

00:17:59.030 --> 00:18:04.060
‫و اگر ترویئو می‌تونه معجزاتی به بزرگی معجزه‌ی تو خلق کنه...

00:18:04.520 --> 00:18:08.720
‫پس یعنی، اهالی این دهکده مردم بابصیرتی‌ان...

00:18:09.750 --> 00:18:11.470
‫حرف دیگه‌ای نمی‌مونه.

00:18:26.230 --> 00:18:27.680
‫جناب لارنس.

00:18:34.060 --> 00:18:36.710
‫به سفرتون ادامه می‌دین؟

00:18:36.710 --> 00:18:39.220
‫کاش یه‌ حرفی می‌زدین.

00:18:39.220 --> 00:18:41.560
‫ازتون ممنونم که تا الان پذیرای ما بودین.

00:18:41.560 --> 00:18:42.680
‫اختیار دارین.

00:18:43.000 --> 00:18:46.680
‫دهکده‌ی ما به لطف کمک شما نجات پیدا کرد.

00:18:46.680 --> 00:18:49.660
‫و همچنین اِلسا و اِوان.

00:18:55.430 --> 00:18:58.170
‫ممنون!

00:18:59.590 --> 00:19:01.110
‫خب دیگه، خداحافظ.

00:19:17.820 --> 00:19:22.390
‫مسافرین حسرت و پشیمونی نه، بلکه خاطرات خوب
‫از خودشون توی یه دهکده به جا میذارن.

00:19:41.810 --> 00:19:43.130
‫به امید دیدار!

00:19:56.750 --> 00:19:59.280
‫امیدوارم لطف و برکت پروردگار شامل حال‌تون بشه.

00:20:01.150 --> 00:20:05.260
‫می‌خوای درست مثل سیب‌، برای هر وعده فقط بیسکوییت بخوری؟

00:20:05.260 --> 00:20:08.180
‫کی بود که از سم بو برد و یه معجزه خلق کرد؟

00:20:08.180 --> 00:20:12.350
‫اگه من نبودم، لخت مادرزاد می‌بستنت به یه تیر چوبی و آتیشت می‌زدن.

00:20:12.350 --> 00:20:14.690
‫چرا گوز رو به شقیقه ربط می‌دی.

00:20:15.120 --> 00:20:18.450
‫ولی، این‌دفعه دچار یه مصیبت واقعی شدیم.

00:20:18.450 --> 00:20:22.990
‫خب، تونستیم گندم‌مون رو به قیمت مناسبی بفروشیم. درهرصورت سود کردیم.

00:20:22.990 --> 00:20:25.030
‫فقط همین برات مهمه.

00:20:25.530 --> 00:20:31.520
‫این‌دفعه انتظاراتم به‌طور کامل برآورده نشدن، ولی به‌اندازه‌ی کافی به‌دست آوردم.

00:20:31.520 --> 00:20:33.210
‫به‌نظرم به زحمتش می‌ارزید.

00:20:36.260 --> 00:20:39.330
‫خب، مقصد بعدی‌مون کجاست؟

00:20:39.330 --> 00:20:43.630
‫لنوس. شهری که تو شخصاً یه افسانه درش به جا گذاشتی.

00:20:43.630 --> 00:20:45.820
‫اوه، راست می‌گی؟

00:20:49.630 --> 00:20:52.700
‫با این چهره‌ی گرسنه نگاهم نکن.

00:20:52.700 --> 00:20:54.490
‫یه‌عالمه ازش خوردم به خدا!

00:20:56.180 --> 00:20:58.520
‫ولی بازم با یه چهره‌ی گرسنه نگاهم می‌کنی.

00:21:05.030 --> 00:21:06.700
‫چــ ــ چیه؟

00:21:06.700 --> 00:21:08.100
‫هیچی.

00:21:11.770 --> 00:21:12.370
‫هی.

00:21:12.750 --> 00:21:13.430
‫هوم؟

00:21:14.030 --> 00:21:16.660
‫یه معامله‌ی تجاری خوب به گوشم رسیده...

00:21:16.660 --> 00:21:17.870
‫اوه؟

00:21:18.460 --> 00:21:19.290
‫ولی...

00:21:21.560 --> 00:21:23.760
‫یه‌ذره راهمون دور می‌شه.

00:21:25.450 --> 00:21:28.950
‫پس، سفرم با تو از اینی هم که هست طولانی‌تر می‌شه.

00:21:28.950 --> 00:21:32.520
‫چاره‌ای نیست. گمونم بتونم همراهت بیام.

00:21:33.550 --> 00:21:34.360
‫خب؟

00:21:40.530 --> 00:21:42.500
‫چه معامله‌ای قراره داشته باشیم؟

00:21:42.524 --> 00:22:02.524
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:02.548 --> 00:22:22.548
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:07.460 --> 00:23:10.010
‫خیلی‌خب، همین‌قدر برای امروز کافیه.

00:23:10.010 --> 00:23:11.310
‫عــــــــــه؟!

00:23:11.310 --> 00:23:12.320
‫دیروقته.

00:23:12.860 --> 00:23:14.490
‫وقت خوابه.

00:23:14.490 --> 00:23:17.690
‫ولی می‌خوام بقیه‌شم برام تعریف کنی!

00:23:17.690 --> 00:23:19.330
‫بازم هست، مگه نه؟

00:23:19.610 --> 00:23:24.020
‫راز یه سفر خوب، عجله نکردن و لذت بردن از مسیره.

00:23:24.020 --> 00:23:25.300
‫ولی...

00:23:26.090 --> 00:23:27.530
‫اومد!

00:23:29.470 --> 00:23:31.970
‫هی، پدرسوخته! کجا داری می‌ری؟

00:23:32.240 --> 00:23:34.180
‫باید برم بهش خوش‌آمد بگم!

00:23:34.180 --> 00:23:37.600
‫فردا بقیه‌ش رو برام تعریف کن! قول دادیا!

00:23:39.350 --> 00:23:40.980
‫خیلی‌خب، باشه.

00:23:42.870 --> 00:23:46.700
‫البته که هنوز خیلی تا آخر داستان مونده...

00:00:41.140 --> 00:00:48.860
ادویه و گرگ

00:02:03.600 --> 00:02:07.600
قسمت بیست‌وپنجم
مسیر معجزه و ادامه‌ی سفر