﻿WEBVTT

00:03:16.200 --> 00:03:16.900
سوسو

00:03:16.924 --> 00:03:36.924
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:52.500 --> 00:03:53.500
!چانگشی

00:03:58.800 --> 00:03:59.700
!چانگشی

00:04:00.500 --> 00:04:01.300
!ولم کن

00:04:01.500 --> 00:04:02.900
!ولم کن

00:04:11.840 --> 00:04:13.550
!سوسو، سوسو،نه

00:04:13.600 --> 00:04:14.600
نمی توانی کنترلش کنی

00:04:21.100 --> 00:04:22.100
!سوسو

00:04:49.200 --> 00:04:53.000
غیر ممکنه. چه طور ی باختم؟

00:04:58.500 --> 00:05:02.400
.سوسو، سوسو، سوسو

00:05:03.000 --> 00:05:04.000
.سوسو، نه

00:05:04.100 --> 00:05:05.300
نذار هاله ی شیطانی کنترلت کنه

00:05:07.700 --> 00:05:09.700
.چه طوری؟ سوسو

00:05:12.500 --> 00:05:13.700
.سوسو

00:05:17.600 --> 00:05:18.700
!سوسو

00:05:20.400 --> 00:05:21.500
!سوسو

00:05:22.500 --> 00:05:23.600
!سوسو

00:05:38.600 --> 00:05:39.700
سوسو، چه طوره؟

00:05:40.600 --> 00:05:41.300
.نگران نباش

00:05:41.800 --> 00:05:42.800
نبضش ارام شده

00:05:43.300 --> 00:05:44.300
. بعد مبارزه انرژی زیادی از دست داده

00:05:44.500 --> 00:05:45.400
آسیبی ندیده

00:05:45.700 --> 00:05:47.400
.بعد از چند روز استراحت کردن خوب میشه

00:05:48.800 --> 00:05:50.400
.ما قبلا این تپه را از شیاطین پاک کردیم

00:05:51.800 --> 00:05:52.700
،فقط اینکه

00:05:52.750 --> 00:05:53.800
،به غیر از تعداد ی از زن ها

00:05:54.000 --> 00:05:57.100
اون شهروندها یا راهزن ها دارو مصرف کردن که به هیولاهای عجیبی تبدیل بشن

00:05:57.600 --> 00:06:00.400
 اگر نکشیمشون، توسط هیولا هایی که بهش تبدیل شدن از بین میرن

00:06:00.800 --> 00:06:02.500
حتما تحت تاثیر داروها هستن

00:06:05.700 --> 00:06:08.900
متاسفانه داروهایی که بهشون دادم

00:06:09.400 --> 00:06:11.200
نمی تونه نجاتشون بده

00:06:12.000 --> 00:06:13.800
شائو گانگ، ناراحت نباش.

00:06:14.110 --> 00:06:15.530
تو تمام تلاشت را کردی

00:06:15.550 --> 00:06:16.640
،اگر کسی باید شرمنده باشه

00:06:16.780 --> 00:06:17.990
.آن دیوانه لی پان ان

00:06:19.000 --> 00:06:20.700
.اه، من این طومار چرمی را پیدا کردم

00:06:21.260 --> 00:06:23.870
به نظر می رسه تحقیقی در مورد دارو هاست

00:06:38.800 --> 00:06:39.900
پس اینه

00:06:40.350 --> 00:06:41.350
یعنی ربطی به عجیب و غریب بودن این تپه داره؟

00:06:41.350 --> 00:06:43.070
ربطی داره؟

00:06:43.700 --> 00:06:45.600
.اینجا در مورد طلسم جادویی نوشته شده

00:06:46.000 --> 00:06:47.900
این باعث تحریک طمع لی پان ان شده

00:06:48.420 --> 00:06:50.510
اشوب وحشتناک امروز اینجوری به وجود اومده

00:06:54.000 --> 00:06:54.400
این قطعه یشم

00:06:54.540 --> 00:06:55.550
 طلسم جادویی نامیده میشه

00:06:56.800 --> 00:06:57.800
خیلی وقت پیش

00:06:58.120 --> 00:07:00.230
 اتفاقی پیداش کردم و برش داشتم

00:07:00.300 --> 00:07:01.300
آخرین باری که با توسو و لان شانگ

00:07:01.820 --> 00:07:02.800
به قبیله یون برگشتیم

00:07:02.900 --> 00:07:03.600
 گمش کرده بودم

00:07:04.200 --> 00:07:05.900
خیلی دنبالش گشتم ولی نتونستم پیداش کنم.

00:07:06.270 --> 00:07:07.050
باورم نمیشه لی پان ان

00:07:07.070 --> 00:07:08.600
اونو پیدا کرده

00:07:09.300 --> 00:07:10.100
به نظر میاد

00:07:10.790 --> 00:07:12.780
یه قطعه یشم عادیه

00:07:17.700 --> 00:07:19.500
ولی قدرتش

00:07:19.900 --> 00:07:21.700
قدرت یک طلسم معمولی نیست

00:07:22.300 --> 00:07:24.200
این یشم گنجی از زمان های اولیه

00:07:24.260 --> 00:07:26.640
تاریخچه ها میگن می تونه دنیا را نجات بده

00:07:26.900 --> 00:07:28.200
همین طور می تونه

00:07:28.360 --> 00:07:30.390
دارویی بسازه تا مرده رو زنده کنه

00:07:30.900 --> 00:07:32.100
در جلدی از لونگ یوان

00:07:32.740 --> 00:07:33.800
نوشته شده

00:07:33.800 --> 00:07:34.900
 حدس میزنم لی پان ان

00:07:35.420 --> 00:07:37.300
نوشته های این طومارو دیده

00:07:37.300 --> 00:07:38.600
به همین خاطر ریسک کرده

00:07:38.800 --> 00:07:40.500
از یشم استفاده کنه تا یاد بگیره چه طوری

00:07:41.490 --> 00:07:42.900
چهره اش  رو

00:07:42.950 --> 00:07:44.180
با دارو تغییر بده

00:07:44.830 --> 00:07:46.930
ولی اطلاعاتش واسه درست کردن داروها کافی نبوده

00:07:47.000 --> 00:07:48.300
و این یشم هم

00:07:48.320 --> 00:07:49.950
(یکه قطعه ی شکسته است( کامل نیست

00:07:49.950 --> 00:07:52.230
پس اونا طرف شیطانن

00:07:52.600 --> 00:07:53.610
و مردمی که دارو رو استفاده کردن

00:07:54.060 --> 00:07:56.330
(چی میگه لامصب -_-)تبدیل به هیولاهایی از شیاطین شدند اونا هم به طور کامل شیطان نیستند

00:07:56.510 --> 00:08:00.550
پس، تو داری میگی این یشم صرفا برای تمرین داروی خاصی استفاده شده

00:08:02.200 --> 00:08:06.300
در واقع،از یشم برای جذب و انتقال استفاده شده

00:08:07.400 --> 00:08:11.200
در کوره ی مخصوصی، می تونه دارو رو جذب و تغییر بده

00:08:11.400 --> 00:08:13.500
بعد به یه قرص تبدیلش کنه

00:08:17.400 --> 00:08:19.600
اما فقط این کارو نمی کنه

00:08:19.700 --> 00:08:23.000
همچنین می تونه انرژی آسمان و زمین رو جذب کنه

00:08:24.000 --> 00:08:27.600
تا زمانی که زندگی ای در دنیا وجود داشته باشه

00:08:27.630 --> 00:08:29.790
یشم می تونه جذبش کنه

00:08:32.630 --> 00:08:36.270
 و وقتی که لازم داری،میتونی اونو از یشم خارج کنی

00:08:54.200 --> 00:08:59.200
این مهارت جذب زندگیه. من اینو توی کتابای مخفیه استاد دیده بودم ولی فقط قدرت آسمانیه که همچین اثری داره

00:09:00.200 --> 00:09:01.900
تو این گنج و داری

00:09:03.100 --> 00:09:05.500
اما این فقط یک تیکه یشمه

00:09:07.100 --> 00:09:09.700
بیاین برگردیم و سر فرصت در موردش تحقیقی کنیم

00:09:09.700 --> 00:09:10.600
باشه

00:09:12.500 --> 00:09:17.000
قهرمان جوان لینگ، از لان شانگ شنیدم برای نجات دادن اون تو خیلی انرژی از دست دادی.

00:09:17.300 --> 00:09:22.900
این دارویی هست که ما اماده کردیم.هرچند دارویی از دنیای فانی نمی توانه با داروهای گیاهی و جادویی شهر تیان یانگ برابری کنه

00:09:23.300 --> 00:09:28.100
این قدردانی خانواده ی فانگه. امیدواریم بپذیرین. و همچنین متشکرم از قهرمان جوان برای کمکشون.

00:09:28.300 --> 00:09:35.100
خانم فانگ، شما بسیار مودب هستیید. همچنین شخصی هستید که اخلاق خوب و نیکو را منتقل می کنه، از بین بردن شیاطین وظیفه ی منه.همچنین من سلامتیمو به دست آوردم

00:09:35.300 --> 00:09:37.900
توسو از انرژی درونی زیادی استفاده کرده

00:09:38.200 --> 00:09:42.100
 مجبورم چند روزی بهتان زحمت بدم تا اون بهتر بشه بعد  به شهر تیان یانگ برمیگردونمش

00:09:42.120 --> 00:09:47.490
برادر لینگ یو، اینجا رو ترک نکن. من هنوز فرصت  جبران محبتاتون را پیدا نکردم چند روز بیش تر پیش ما بمونید.

00:09:47.500 --> 00:09:50.100
توسو قبلا با آمدنش به اینجا به خانم فانگ زحمت زیادی دادن .

00:09:50.100 --> 00:09:53.100
هنوز ماموریت هایی واسه انجام دادن دارم،نمی تونم عقب بندازمشون

00:09:53.200 --> 00:09:55.400
پس کی میرید؟ که منم بتونم آماده بشم.

00:09:55.500 --> 00:09:57.400
برای چی آماده بشی؟ چرت و پرت نگو

00:09:57.500 --> 00:10:02.500
من باید آماده بشم که... با لینگ یو و توسو... خداحافظی کنم، که چی؟

00:10:02.930 --> 00:10:03.600
!تو

00:10:05.200 --> 00:10:08.000
برادر شما خیلی با مزه ست، برخلاف توسو

00:10:08.400 --> 00:10:12.200
توسوخیلی چیزا رو درک میکنه، و محکمه. اون خیلی قوی تر از این بچه ی لوس و بداخلاقه  ،

00:10:12.700 --> 00:10:17.700
خواهر دوم، اگر واقعا می خوای خواهر توسو باش، منم می تونم با برادر ارشد باشم.

00:10:17.700 --> 00:10:24.000
 باهاش میرم شهر تیان یانگ. می دونم که توسو دوست داره توی این خونه بمونه. اینجوری،همه خوشحالن.

00:10:24.010 --> 00:10:24.350
تو!

00:10:24.350 --> 00:10:26.170
من چی؟

00:10:26.200 --> 00:10:29.800
تو هنوزم جرات میکنی همچین چیزایی بگی؟ خودت نمیدونی  چه دردسری برای تو سو درست کردی؟

00:10:29.800 --> 00:10:36.300
اگه به خاطر بی احتیاطی تو نبود چه طوری راهزنا میتونستن بگیرنت؟ از الان،واسه یه ماه تنبیه میشی و حق نداری جایی بری

00:10:43.400 --> 00:10:46.500
!برادر ارشد لینگ یو! برادر ارشد لینگ یو

00:10:46.980 --> 00:10:47.800
!وایسا

00:10:47.900 --> 00:10:50.000
بهت گفته بودم آموزش های  شهر تیان یانگ....
به غریبه ها آموزش داده نمیشن

00:10:50.000 --> 00:10:57.600
میدونم! توسو بهم گفته. من فقط میپرسم که، وقتی می ری به شهر تیان یانگ، می تونی منو همراهت ببری؟میخوام یه فرد آسمانی بشم..

00:10:57.900 --> 00:11:02.200
برای ورود به شهر تیان یانگ باید آزمون ورودی بدی اگه واقعا می خوای یک فرد آسمانی باشی باید شخصیت اسمانی را منتقل کنی.

00:11:02.900 --> 00:11:04.500
و راهش از این طرف

00:11:04.610 --> 00:11:13.630
اونجا خیلی دوره و منم نمی دونم میتونم امتحان و قبول بشم یا نه. برادر ارشد، ببین چطور ما به عنوان دوست به همراه توسو از پس مشکلات بر اومدیم.

00:11:13.660 --> 00:11:20.060
منم همراهت ببر!مگه کتاب ها نمیگن وقتی موجودات آسمانی به جهان فانی میرن، اگه ببینن کسی قدرت بدنی خوبی داره

00:11:20.110 --> 00:11:22.120
برای اینکه به شاگردی میپذیرنشان و راه های دشوار را ازشان دور می کنن؟

00:11:25.100 --> 00:11:26.900
تو فکر می کنی قدرت بدنی خوبی داری؟

00:11:30.300 --> 00:11:31.700
اره قدرت بدنی ام خیلی خوبه

00:11:31.900 --> 00:11:35.100
حتی اگه قدرت بدنی  خوبی هم داشته باشی فایده ای نداره.اگه میخوای مهارتات و بالا ببری باید از بزرگ خاندانت اجازه بگیری

00:11:35.400 --> 00:11:39.200
پدرم زراعت می کرد تا یه فرد اسمانی بشه. اگر من بخوام، پدرم حتما به من اجازه میده

00:11:39.260 --> 00:11:42.590
اما الان،با شنیدن حرفهای خانم فانگ، به نظر موافق نمیامد

00:11:45.500 --> 00:11:51.800
از توسو شنیدم تو توسط خواهر دوم بزرگ شدی. اگر خواهر دوم موافق نباشه نمی تونم کمکی بکنم

00:11:52.300 --> 00:11:58.300
دوستام نمی خوان کمکم کنن خواهر دومم نمی خواد منو لوس کنه. شیانگ لانگ  هم دیگه منو دوست نداره

00:11:59.200 --> 00:12:02.600
 احساس میکنم زندگیم داره همین طور بهتر میشه(بچه ی لوس به این میگن )

00:12:20.400 --> 00:12:23.700
ارشد خیلی وقته که رفته، دیگه باید  توسو رو پیدا کرده باشه

00:12:24.100 --> 00:12:25.900
پس چطوره که هیچ خبری ازش نیست؟

00:12:27.400 --> 00:12:29.400
ممکنه اتفاقی افتاده باشه؟

00:12:33.000 --> 00:12:33.500
!فوجی

00:12:37.500 --> 00:12:39.500
ببین چه غذای باحالی واست آوردم

00:12:39.600 --> 00:12:41.200
Shan Zha!
(T/N: Also known as Chinese Hawthorn/Chinese hawberry)
( ولیک چینی) شان زا
( نپرسین چیه که خودمم نمی دانم)

00:12:41.600 --> 00:12:43.900
راه زیادی واسه چیدنشون رفتم. امتحان کن

00:12:44.000 --> 00:12:48.600
 برادر ارشد قبلا ازاین ها برام می چید. خیلی وقته ازاین ها نخوردم

00:12:48.800 --> 00:12:50.500
برادر ارشد؟

00:12:52.100 --> 00:12:56.100
هیچی، برادر ارشد اینجا نیست.اینهایی که من چیدم فرق می کنه؟

00:12:56.400 --> 00:12:57.700
باشه

00:12:57.800 --> 00:13:00.100
ولی نمی خوام بخورم

00:13:03.500 --> 00:13:06.700
وقتی من بچینمشون اشتها نداری. وقتی برادر ارشد می چینه میگی خیلی خوبه

00:13:07.100 --> 00:13:09.900
چی می گی؟برادر ارشد چی؟

00:13:10.100 --> 00:13:17.600
هیچی، هیچی.فقط داشتم فکر می کردم.مگه نرفته بیرون که شیاطین و بکشه؟داشتم فکر می کردم این شیطانه کجاست؟

00:13:18.000 --> 00:13:20.400
 نشنیدم چیزی راجع بهش بگه
144
00:13:23,400 --&gt; 00:13:26,200.
رفته با بزرگی که خودشو با زراعت مخفی کرده را ملاقات کنه

00:13:23.600 --> 00:13:28.300
منم مطمئن نیستم. چیه؟نکنه برادر ارشد باید هر کاری میکنه به تو گزارش بده؟

00:13:29.200 --> 00:13:33.300
منظورم این نبود. ببین، برادر ارشد خیلی وقته که رفته

00:13:33.500 --> 00:13:37.000
یعنی میگم،ممکنه رفته باشه توسو رو پیدا کنه؟

00:13:39.000 --> 00:13:40.200
معلومه که نه

00:13:43.000 --> 00:13:49.700
حتی اگر این کارم بکنه،اصلا عجیب نیست اون همیشه با توسو مثل برادر خونیش رفتار میکنه

00:13:50.400 --> 00:13:52.800
،الان که توسو رفته

00:13:52.900 --> 00:13:56.700
منطقیه که برادر ارشد نگرانه و رفته دنبالش بگرده

00:13:56.700 --> 00:14:01.800
برادر ارشد خیلی سرش شلوغه.مشکلات شهر تیان یانگ هنوز حل نشده،تو این شرایط چطور وقت اینو داره که دنبال توسو بگرد؟

00:14:03.400 --> 00:14:04.800
اینم درسته.

00:14:06.000 --> 00:14:14.900
 یه جورایی خوبه که توسو رفته.نگرانم مثل زمانی  که ژائو لین رو کشته بود.بی اختیار و بی ثبات بشه

00:14:15.200 --> 00:14:19.600
امکان نداره! توسو حتی اگه تسخیر هم میشد ژائولین و نمیکشت. من باورش دارم

00:14:19.800 --> 00:14:23.700
اهمیتی نداره که اونو کشته یا نه.توسو حتما با مرگ ژائولین یه ارتباطی داره

00:14:24.200 --> 00:14:29.400
اگه واقعا یه نفر دیگه از توسو هم ماهر تر این کار را کرده باشه نمی توانه از زیر مجازات فرار کنه.

00:14:29.500 --> 00:14:36.700
میشه دیگه راجع به این موضوع حرف نزنی؟ همه برای مرگ ژائولین ناراحتن. هنوز که چیزی معلوم نشده نباید توسو را سرزنش کنیم.

00:14:36.800 --> 00:14:39.900
باشه، باشه، باشه. بیشتر از این چیزی نمیگم

00:14:41.800 --> 00:14:46.000
 حالا که توسو تو شهر تیان یانگ نیست. بهتره که هرگز برنگرده

00:14:46.200 --> 00:14:47.400
چی گفتی؟

00:14:50.500 --> 00:14:57.200
می گم ... که، برادر ارشد الان هنوز برنگشته ،کلی کار هست که باید انجام بده

00:14:57.200 --> 00:15:04.500
پس تو چی کاره ای نمیتونی تو کارها را انجام بدی؟ مثلا شاگرد دوم رئیس بزرگ هستی!فقط بلدی وقت تلف کنی!خسته کننده ای

00:15:05.800 --> 00:15:10.200
هی، هی،هی،هی،هی!من خسته کننده ام؟

00:15:10.300 --> 00:15:12.800
همان بهتر که برادر ارشد برنگرده

00:15:13.500 --> 00:15:16.400
!اون موقع میبینم چه حالی میشی

00:15:19.600 --> 00:15:20.700
بگیر

00:15:21.400 --> 00:15:26.600
...من خوب شدم این دارو
باید بخوریش. این دفعه تونستی هاله ی شیطانیو کنترل کنی

00:15:26.700 --> 00:15:31.900
بیشتر از نصف تلاش چانگشی برای درست کردن این دارو بود.واسه اینکه مجبور نیستی بیشتر از سه بار در روز بخوریش باید کلاهتو بندازی هوا. ( ماندم یعنی در این حد تلخه؟!)

00:15:47.200 --> 00:15:48.900
داروی خوبیه

00:15:49.000 --> 00:15:51.500
، گیاهای دارویی تو این دارو

00:15:51.700 --> 00:15:56.000
برای منه، داروی چانگشی کمک کرد تا هاله ی شیطانی و سرکوب کنم،و کلی از انرژیش را ذخیره کنم

00:15:56.100 --> 00:15:57.900
واقعا نمی دونم چه طوری باید ازش تشکر کنم

00:15:58.000 --> 00:16:01.900
مگه تو زندگیت و براش به خطر ننداختی ؟

00:16:02.000 --> 00:16:04.500
...به این میگن جبران کردن، احساس شما دو تا

00:16:04.600 --> 00:16:06.400
ما فقط دوستیم

00:16:08.900 --> 00:16:10.800
و فقط  دوست هم می تونیم باقی بمونیم

00:16:11.600 --> 00:16:14.700
این چیزی که در آخر برای چانگشی وجود داره

00:16:15.400 --> 00:16:18.900
بعد از چند روز،با برادر ارشد به شهر تیان یانگ بر می گردم

00:16:19.200 --> 00:16:24.100
استاد به من دستور داده بود که نباید با مردم یودو کاری داشته باشم

00:16:24.400 --> 00:16:28.900
بذار از یودو حرفی نزنیم،ولی ازت می پرسم

00:16:29.100 --> 00:16:31.500
واقعا می خوای به شهر تیان یانگ برگردی؟

00:16:34.500 --> 00:16:35.600
 نه

00:16:37.600 --> 00:16:40.200
هنوز قاتل ژائولین و پیدا نکردم

00:16:40.300 --> 00:16:43.800
وقتی که برگردم،  نمی دونم می تونم بی گناهیم و ثابت کنم یا نه

00:16:43.800 --> 00:16:47.400
با وجود لینگ یو زمان سختی در انتظار ارشده

00:16:48.600 --> 00:16:52.200
چانگشی هم شماهارو داره

00:16:53.500 --> 00:16:57.600
میدونم که تو از این که دوری مرددی هم  از من ... و هم از چانگشی، درسته؟

00:17:02.750 --> 00:17:06.390
به صدای قلبت گوش کن

00:17:06.500 --> 00:17:12.900
توسو، اگه نمی خوای برگردی، به برادر ارشد بگو .میدونم برادر ارشد مجبورت نمی کنه.

00:17:13.100 --> 00:17:16.300
ارشد همیشه از قوانین دسته پیروی می کنه که سخت گیرانه و بی طرفه

00:17:16.400 --> 00:17:18.200
اون نمی توانه هیچ طرفداری خودخواها نه ای از من بکنه

00:17:18.300 --> 00:17:21.300
 پس  میخوای برگردی و بقیه ی عمرت و بری زندان؟

00:17:22.700 --> 00:17:24.600
!شائو گانگ

00:17:25.200 --> 00:17:26.800
مگه تو نرفتی خونه ی خانم سان؟

00:17:26.800 --> 00:17:29.100
فقط می خواستم ببینم میتونی تو یه کاری کمکم کنی یا نه

00:17:29.300 --> 00:17:36.600
اینجوریه که یو یان می خواد لانگ شانگ ببینه . اما پرستارش بهش اجازه نمیده

00:17:36.600 --> 00:17:40.800
پس...  میبینم اون به آویز با نگرانی نگاه میکنه، می خوام کمکش کنم.

00:17:41.000 --> 00:17:47.100
پس،تو نامه ای از من براش می بری که  میخوام معاینه اش کنم. این طوری از این شانس استفاده می کنی و اون می توانه لانگ شانگ را ببینه، درسته؟

00:17:47.300 --> 00:17:51.100
....شائو گانگ، تو خیلی باهوشی! می دانستم تو بهترین شخصی، خیلی خونگرم، خیلی مهربان، خیلی

00:17:51.300 --> 00:17:58.800
باشه، باشه.رسوندن یک زوج بهم و برآورده کردن آرزوی یه نفر چیز خوبیه!خواسته ی رو چین هم براورده میشه

00:17:59.600 --> 00:18:04.100
اما، لانگ شانگ به نظر می رسه هنوز داره به اون روباه کوچولو فکر می کنه

00:18:04.200 --> 00:18:07.600
شیانگ لینگ خیلی بامزه ست اما یو یان خیلی بهتره

00:18:07.800 --> 00:18:14.700
یک راه دیگهام هست ، مردم در موردشان قضاوت کنن که انها به هم میان یا نه. من به یو یان باور دارم. شاید وقتی لانگ شانگ ببینتش، احساسش تغییر کنه

00:18:14.900 --> 00:18:21.200
احساسات به سرنوشت وابسته هستند. همچنین الان لانگ شانگ کس دیگه ای را در قلبش داره. ساده نیست

00:18:21.230 --> 00:18:22.890
سرنوشت در نگاه اول، سرنوشت در نگاه اول

00:18:22.890 --> 00:18:26.200
وقتی همدیگر را ندیدند، چه طوری سرنوشتشون مشخص میشه؟

00:18:26.890 --> 00:18:32.200
mane69 ترجمه از

00:18:51.300 --> 00:18:54.700
بانوی جوان از وقتی بیدار شده خیلی مریضه، جریان خون و هوا در بدنش ضعیف شده

00:18:54.760 --> 00:18:56.900
،اگر شما فقط دارو مصرف کنید

00:18:56.900 --> 00:18:59.900
 می ترسم که علائم از بین برن ولی بیماری باقی بمانه.

00:18:59.900 --> 00:19:02.700
مهارت این دکتر خوبه

00:19:02.800 --> 00:19:06.800
مهارت دکتر اویانگ فوق العاده است. چه طوره که ما بشینیم و یک فنجان چای بنوشیم؟

00:19:06.910 --> 00:19:08.470
ممنون

00:19:24.300 --> 00:19:27.900
پرستار، ببین شرایط یو یان چه قدر بده.

00:19:27.930 --> 00:19:30.200
لازمه  شما ملاحظه اش بکنین

00:19:30.200 --> 00:19:32.700
چه طوره برای مدتی استراحت کنین؟
باشه

00:19:53.670 --> 00:19:54.460
!ما می ریم. بریم

00:20:07.810 --> 00:20:11.270
شیانگ لینگ، کجایی؟

00:20:11.310 --> 00:20:15.620
زودباش بیا. من نمی خوام توی ذهنم تو یک شیطان باشی

00:20:15.660 --> 00:20:18.180
خیلی وقته که ندیدمت

00:20:19.000 --> 00:20:19.700
بیا

00:20:27.600 --> 00:20:28.700
زودباش برو

00:20:29.900 --> 00:20:34.600
نمی توانم. بذار یکم استراحت کنم.حتی نمی توانم نفس بکشم.

00:20:34.800 --> 00:20:37.600
پس من اول میرم  منتظر باش

00:20:38.000 --> 00:20:39.100
!لان شانگ

00:20:39.300 --> 00:20:42.100
چانگشی، چرا دنبالم می گشتی؟ به خاطر شیانگ لینگ؟

00:20:42.300 --> 00:20:45.800
نه، به خاطر خانم سان، سان یو یان. یادت میاد؟

00:20:46.400 --> 00:20:48.000
سان یو یان؟

00:20:48.100 --> 00:20:49.800
آن خانم مریض؟

00:20:49.900 --> 00:20:53.100
اون با من چی کار داره؟  می خواستم باهات در مورد شیانگ لینگ صحبت کنم. من میرم

00:20:53.200 --> 00:20:58.100
اول به من گوش کن. شیانگ لینگ یه شیطان، نه انسان. اون نمی توانه تو را دوست داشته باشه

00:20:58.200 --> 00:21:00.270
چه اهمیتی داره که اون شیطانه؟ من فقط به آن فکر میکنم

00:21:00.270 --> 00:21:03.970
دوست داشتن دوست داشتنه. دوست نداشتن دوست نداشتن. حتی اگر شیانگ لانگ یک شیطان، من می خوام باهاش ازدواج کنم.

00:21:03.970 --> 00:21:07.900
حتی اگر سان یو سان یک پری هم باشه، من نمی خوام باهاش ازدواج کنم. بهش بگو بی خیال بشه

00:21:10.200 --> 00:21:11.500
خانم سان

00:21:11.600 --> 00:21:12.600
تو می خوای من و بکشی؟

00:21:12.900 --> 00:21:14.300
!تو
خیلی وقته همدیگر را ندیدیم

00:21:14.600 --> 00:21:17.100
آقای فانگ، خیلی وقته ندیدمتان.

00:21:17.400 --> 00:21:21.400
...خانم سان.منظوری نداشتم

00:21:21.500 --> 00:21:25.200
می فهمم .فراموشش می کنم

00:21:25.400 --> 00:21:27.300
خانم سان
!یو یان

00:21:32.300 --> 00:21:36.800
فانگ لانگ شانگ ، تو زیاده روی کردی! یو یان تو را برای سال ها دوست داشته. حتی اگر اون دوست نداری، تو نباید این طوری باشی

00:21:36.900 --> 00:21:39.500
تو هنوز داری با من حرف میزنی؟ اون اومد و تو به من نگفتی؟

00:21:39.600 --> 00:21:41.600
تو داری به من میگی؟

00:21:42.030 --> 00:21:42.440
اره

00:21:50.420 --> 00:21:53.010
خیلی دیره هنوز بیداری؟

00:21:53.050 --> 00:21:54.450
من منتظرت بودم

00:21:55.500 --> 00:22:00.400
در این چند روز از صبح زود تا دیر وقت بیرون بودی.  من نتوانستم  توی سالن پزشکی پیدات کنم

00:22:00.900 --> 00:22:02.810
تو ازم فرار می کردی؟

00:22:03.000 --> 00:22:04.200
البته نه

00:22:04.400 --> 00:22:07.300
زخمت چه طوره؟ لازمه من نبضت و چک کنم؟

00:22:07.400 --> 00:22:09.400
من خوب شدم

00:22:09.500 --> 00:22:14.200
بهتره از خانم فانگ و دیگران خداحافظی کنی و با من  به شهر تیان یانگ برگردی

00:22:16.600 --> 00:22:17.500
چی شده؟

00:22:22.100 --> 00:22:23.200
برادر ارشد

00:22:26.300 --> 00:22:28.200
 می خوام در شین چوان بمانم

00:22:28.800 --> 00:22:33.700
...قبل از این که من برگردم به شهر تیان یانگ، دوست دارم دنبال

00:22:34.000 --> 00:22:38.000
دزد شمشیر و مرد ماسک داری که قاتل ژائولین بگردم...

00:22:39.800 --> 00:22:42.750
نگران نباش. وقتی بر گردیم به شهر تیان یانگ

00:22:42.750 --> 00:22:46.100
از رئیس بزرگ تقاضا می کنم در موردش تحقیق کنه

00:22:46.300 --> 00:22:47.740
، اگر من به شهر تیان یانگ برگردم

00:22:47.740 --> 00:22:49.700
برام سخته که مرد ماسک دار که بیرون را تحریک کنم

00:22:49.700 --> 00:22:52.610
...آنها شمشیر تنهایی را میخوان و فقط این طوری تحریک میشن

00:22:52.610 --> 00:22:54.400
پس بهتره در تیان یانگ نباشم...

00:22:54.600 --> 00:22:57.400
این ریسکه که تو اینجایی

00:22:57.500 --> 00:22:59.880
یک نامه از رئیس بزرگ بدستم رسیده

00:22:59.940 --> 00:23:01.850
می خواد  تو سریعا به شهر تیان یانگ برگردی

00:23:01.900 --> 00:23:03.300
تو باید با من برگردی

00:23:03.400 --> 00:23:05.100
رئیس بزرگ شرایط را درک نمیکنه

00:23:05.200 --> 00:23:07.830
حتی منم شرایط و نمی فهمم؟

00:23:07.830 --> 00:23:10.500
تو نمی خوای به رئیس بزرگ گوش بدی

00:23:10.700 --> 00:23:12.680
اما دیگر به من گوش نمی دی؟

00:23:12.680 --> 00:23:16.100
دوباره فکر کن. استاد بهت چی گفت ؟

00:23:16.300 --> 00:23:18.300
همه اش و فراموش کردی؟

00:23:20.900 --> 00:23:22.200
توسو کجاست؟

00:23:22.700 --> 00:23:25.100
...در عمارت فانگ نیست؟ چانگشی

00:23:25.600 --> 00:23:29.300
نمی دانم. چی شده؟ با هم دعوا کردین؟

00:23:29.600 --> 00:23:34.500
اون قول داد که با من بر می گرده به شهر تیان یانگ.من از صبح ندیدمش

00:23:34.700 --> 00:23:37.000
وسایلشم هم نیست

00:23:37.020 --> 00:23:39.940
شما دو تا می دانین کجاست؟

00:23:40.400 --> 00:23:44.230
من نمی دانم. ممکنه  که توسو نمی خواسته با برادر ارشد از اینجا بره؟

00:23:44.230 --> 00:23:45.900
...آن باهات دعوا کرده

00:23:46.300 --> 00:23:48.200
و بعد شین چوان را ترک کرده؟...

00:23:48.200 --> 00:23:51.000
شین چوان ترک کرده؟ کجا می خواد بره؟

00:23:51.100 --> 00:23:53.590
...توسو یکبار اسم جینگ دو را برده که

00:23:53.590 --> 00:23:57.400
منابع اطلاعاتی وسیعی داره. ممکنه که اون...؟....

00:23:57.500 --> 00:24:00.950
 می رم دنبالش . اگر هر کدام از شما ان را دید ازش بخواد اینجا منتظرم بمانه

00:24:00.950 --> 00:24:03.500
ما همیشه می توانیم  حرف بزنیم. نیازی نیست فرار کنه

00:24:03.700 --> 00:24:05.900
چه طور می توانه این قدر بی احساس باشه؟

00:24:08.900 --> 00:24:10.500
!شنیدی؟ خیلی بی احساسی

00:24:10.600 --> 00:24:12.700
این نظر تو بود

00:24:14.500 --> 00:24:17.670
 می دانستی؟ شائو گانگ و من نقشمان را خوب بازی کردیم

00:24:17.670 --> 00:24:21.400
برادر ارشد باور کرد آن را که بدون گفتن کلمه ای به جینگ دو رفتی

00:24:21.900 --> 00:24:23.000
برادر ارشد رفت؟

00:24:23.100 --> 00:24:27.800
قبل از این که بیام اینجا با چشمای خودم رفتن برادر ارشد را دیدم

00:24:27.824 --> 00:24:30.824
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:24:31.300 --> 00:24:34.130
What's wrong? Don't be so gloomy
چی شده؟ ناراحت نباش

00:24:34.130 --> 00:24:38.600
الان برادر ارشد رفته به جینگ دو ، اون به این زودی بر نمی گرده، می توانی بیش تر در شین چوان بمانی

00:24:38.700 --> 00:24:40.700
نباید به برادر ارشد حقه بزنیم

00:24:41.400 --> 00:24:44.500
می دانستم اینجایی

00:24:44.700 --> 00:24:46.000
برادر ارشد
...من

00:24:46.600 --> 00:24:49.700
تو فکر کردی من گول حقه ی تو و شائو گانگ و می خورم؟

00:24:50.600 --> 00:24:53.670
،من توسو را می شناسم. حتی اگر اون نمی خواد برگرده به شهر تیان یانگ

00:24:53.670 --> 00:24:56.300
بدون این که چیزی بگه از پیشم نمیره

00:24:57.500 --> 00:24:59.200
...اما...اما من دیدمت

00:24:59.300 --> 00:25:03.800
اگر من اجازه نمی دادم ببینی  اینجا را ترک کردم، تو میامدی پیش توسو؟

00:25:04.500 --> 00:25:05.500
متاسفم

00:25:05.500 --> 00:25:07.600
 تقصیر من بود برادر ارشد

00:25:07.700 --> 00:25:10.260
پس، تو با من به شهر تیان یانگ بر می گردی

00:25:10.260 --> 00:25:13.740
...این مکان به خوبی شهر تیان یانگ نیست.هوای خوبی  نداره

00:25:13.740 --> 00:25:15.800
تا کمکت کنه هاله ی شیطانی درون بدنت سرکوب کنی...

00:25:15.800 --> 00:25:19.990
برادر لینگ یو، ما دنبال راهی هستیم که بتوانه تاثیرات هاله ی شمشیر کم کنه

00:25:19.990 --> 00:25:23.360
تو در فن یان دیدی که اون می توانه هاله ی شمشیر را کنترل کنه

00:25:23.360 --> 00:25:26.500
به علاوه داروی شائو گانگ ، تاثیر خوبی داشته

00:25:26.500 --> 00:25:29.600
کنترل هاله ی شمشیر تنهایی  به ان سادگی که فکر می کنی نیست

00:25:31.800 --> 00:25:37.300
هر روزی که می گذره تو بیش تر در خطر قر ار می گیری.دیگه چیزی نگو و با من اینجا را ترک کن

00:25:38.900 --> 00:25:42.900
!صبر کن! صبر کن! تو اگر می خوای می توانی تنها بری ، برادر ارشد

00:25:42.900 --> 00:25:47.200
توسو ظاهرا نمی خواد بره چرا مجبورش می کنی؟ نشنیدی که خربزه را اگر  زود بچینی شیرین نمیشه؟

00:25:47.300 --> 00:25:49.100
این تصمیمی به تو مربوط نمیشه

00:25:49.200 --> 00:25:53.000
چرا تو مثل خواهر دوم می مانی؟ اون باید از اینجا بره فقط به خاطر این که تو میگی ؟

00:25:53.000 --> 00:25:55.700
باید ازت ممنون باشه چون تو فکر میکنی این بهترین راه ؟

00:25:55.780 --> 00:25:59.390
تو حتی ازش پرسیدی که اون می خواد از اینجا بره؟ و ببین چهره اش چه قدرناراحته

00:25:59.390 --> 00:26:01.760
نمی توانی ببینی؟

00:26:01.800 --> 00:26:03.860
!به هرحال اون نمی خواهد از اینجا بره

00:26:06.500 --> 00:26:09.400
!برو! زود باش  برو

00:26:09.500 --> 00:26:11.500
!برو! توسو

00:26:14.900 --> 00:26:18.800
!توسو! چانگشی! فرار کنین! زودباشین

00:26:29.100 --> 00:26:30.700
!همانجا وایسا

00:26:34.600 --> 00:26:39.100
بلاخره نظرت و عوض کردی، برادر ارشد؟ من و به جای توسو با خودت می بری؟

00:26:40.000 --> 00:26:43.950
تو وقتی در تیان یانگ بودی هرگز از مشکلات فرار نمی کردی

00:26:46.700 --> 00:26:49.500
برادر ارشد، من  در تمام این سال ها از مشکلاتم فرار نکردم

00:26:49.500 --> 00:26:53.500
من به تنهایی به کوهستان برمی گردم ، دور از برادران دیگه

00:26:54.020 --> 00:26:57.090
...هنوز آنها من و بعنوان یک دمدمی مزاج میبینن. برادر ارشد

00:26:57.100 --> 00:27:01.100
نمیخوام بهت دروغ بگم ،من واقعا نمی خوام برگردم

00:27:01.170 --> 00:27:05.310
من می خوام کسی را که ژائولین کشته پیدا کنم و جای مرد ماسک دار

00:27:05.400 --> 00:27:09.340
اون به کنار ، مردم اینجا خیلی با من خوبن، برادر ارشد

00:27:09.340 --> 00:27:12.300
من اینجا را دوست دارم

00:27:12.400 --> 00:27:13.700
هاله ی شمشیر توی بدنت چی؟

00:27:13.800 --> 00:27:16.100
چانگشی واقعا دنبال یک راه حل

00:27:16.400 --> 00:27:20.380
درسته. احتمالا من می توانم کمک کنم که هاله ی شمشیر در ماه کامل آینده سرکوب بشه

00:27:20.380 --> 00:27:22.500
لطفا به من یه شانس دیگه بده

00:27:22.520 --> 00:27:25.100
برادر ارشد، می توانی به من یکم زمان بدی؟

00:27:25.150 --> 00:27:27.980
برادر ارشد، جنگجوی هنرمند باید صبور باشه

00:27:27.990 --> 00:27:31.500
ببین توسو چه طوری التماس می کنه. فقط بذار اون بمانه، باشه؟

00:27:36.100 --> 00:27:38.300
ما بعد از ماه کامل تصمیم می گیریم

00:28:02.700 --> 00:28:05.000
من گشنمه برادر

00:28:05.100 --> 00:28:07.300
تقریبا حاضره

00:28:12.170 --> 00:28:13.780
 می توانی بخوری اش الان

00:28:22.800 --> 00:28:25.700
!هو زی! هو زی

00:28:28.500 --> 00:28:30.700
...مادر ... مادر

00:28:30.800 --> 00:28:34.300
میرم  داروی گیاهی پیدا کنم. همینجا منتظرم باش

00:28:45.430 --> 00:28:47.650
!خوشمزه است

00:29:01.200 --> 00:29:04.750
هو زی را به من برگردان
این بچه از کجا امد؟ چی کار می کنی؟

00:29:10.200 --> 00:29:13.980
چه طور جرعت می کنی من و بزنی؟لعنتی

00:29:13.980 --> 00:29:16.500
تو جرات داری من و بزنی

00:29:28.000 --> 00:29:32.600
گریه می کنی، برادر ارشد؟ چرا گریه می کنی؟ تو شمشیر جاودانه نیستی؟

00:29:35.000 --> 00:29:39.100
من یک شاگرد از شهر تیان یانگ هستم نه یک شمشیر جاودانه. گرچه استادم یکی از انهاست

00:29:39.300 --> 00:29:42.770
تو اولین شاگرد استادتی. پس در آینده یک شمشیر جاودانه میشی

00:29:42.770 --> 00:29:44.600
این ها به هم مربوط نیست؟

00:29:44.900 --> 00:29:46.300
چی ازم میخوای؟

00:29:46.500 --> 00:29:48.950
چیزی نمی خوام

00:29:48.950 --> 00:29:52.800
 فقط می خوام معذرت خواهی کنم.  نمی خوام بی ادبی باشم

00:29:53.000 --> 00:29:55.700
امیدوارم برادر ارشد من و به خاطرش سرزنش نکنه

00:29:55.710 --> 00:29:58.500
از من عصبانی نباش

00:29:58.500 --> 00:29:59.300
من ازت عصبانی نیستم

00:29:59.600 --> 00:30:03.600
واقعا؟ می دانم تو خیلی بخشنده ای

00:30:03.900 --> 00:30:07.110
برادر ارشد، یه چند روز بیشتر این جا بمان

00:30:07.110 --> 00:30:10.510
لطفا در وقت ازادت به من اموزش بده

00:30:10.510 --> 00:30:13.100
برای این که اگر اتفاقی افتاد بتوانم از خودم محافظت کنم

00:30:13.100 --> 00:30:15.500
باشه
واقعا

00:30:15.500 --> 00:30:17.700
توسو خیلی به خانواده ی تو زحمت داده

00:30:17.700 --> 00:30:20.940
ما چیزی برای جبران محبتتان نداریم، پس فقط مهارت های پایه را بهت یاد میدم

00:30:20.940 --> 00:30:24.200
اما، تو باید حسابی تلاش کنی

00:30:24.300 --> 00:30:26.530
نگران نباش، من سخت تلاش می کنم

00:30:26.530 --> 00:30:28.800
ممنون برادر ارشد
375
00:30:31,710 --&gt; 00:30:35,540.
من و ارشد صدا نکن. تو شاگردی از  تیان یانگ نیستی

00:30:34.300 --> 00:30:36.500
من و برادر بزرگتر صدا کن

00:30:36.900 --> 00:30:38.860
باشه، ممنون ارشد لیگ یو

00:30:38.860 --> 00:30:42.600
برادر لینگ یو

00:31:08.200 --> 00:31:12.600
چه نوعی از مهارت های رزمی را  بهم یاد میدی؟ می خوام  توش استاد بشم

00:31:12.600 --> 00:31:15.000
اولین قدم یادگیری این که همه ی راه های بدنت را بشکنی

00:31:15.000 --> 00:31:17.940
،احساس گرما عادیه. اگر احساس خستگی می کنی

00:31:17.990 --> 00:31:19.800
بشین

00:31:19.800 --> 00:31:22.700
بعدا پشیمان نشی

00:31:34.000 --> 00:31:36.400
چه طوری زخمی شدی؟

00:31:36.400 --> 00:31:42.000
این؟ این زخم نیست. خواهر دوم میگه من وقتی بدنیا امدم ان را داشتم. باید زخم مادر زادی باشه..

00:31:42.140 --> 00:31:45.760
لیو بنگ خدای ارلانگ با چشمای آسمانی بود و عاشق ستاره ها که در کف پاش هفت تا خال داشت ،

00:31:45.760 --> 00:31:47.980
من فکر می کنم اینم نشان تولد  من

00:31:48.000 --> 00:31:50.200
سرنوشت منه که اجازه میده یادبگیرم چه طوری یک فرد آسمانی بشم

00:31:50.200 --> 00:31:54.700
اما من به کسی احتیاج دارم که استعداد پنهانی من و کشف کنه. برای همین من روی تو حساب می کنم

00:31:54.900 --> 00:31:56.800
پس تو از پدرت یاد می گرفتی ؟

00:31:56.900 --> 00:31:59.550
اون نمی خواست یه راهب بشم اون می خواست من از خودم محافظت کنم

00:31:59.550 --> 00:32:04.400
من فکر می کنم چون مدیریت کار خانوادگی سخته پس اون می خواسته راهب بشه

00:32:05.000 --> 00:32:07.330
اون خواهر دوم و توی هر کاری تنها می گذاشت

00:32:07.330 --> 00:32:10.830
دارم میگم ، خواهر دوم که یک زن. کار خانواده را مدیریت می کنه. چه طوری می توانه نگران نباشه؟

00:32:10.830 --> 00:32:15.200
اون هنوز ازدواج نکرده ولی همه اش در مورد ازدواج من حرف میزنه

00:32:15.700 --> 00:32:18.300
می دانی پدرت کجا می خواست بره؟

00:32:18.400 --> 00:32:20.500
اون می توانه هر جایی که دوست داره بره. من اهمیتی نمی دم

00:32:20.780 --> 00:32:23.390
اون تاریخ تولدت و نگفته؟

00:32:23.500 --> 00:32:27.200
نه. اگر تو می خوای بدانی من از خواهر دوم می پرسم

00:32:27.300 --> 00:32:29.500
نه، فقط پرسیدم

00:32:29.700 --> 00:32:32.300
برای یادگیری هشت شخصیت  نیاز داری؟،

00:32:32.300 --> 00:32:36.000
اساسا هشت شخصیت، می توانه مشخص میکنه توانایی یادگیری داری یا نه؟

00:32:36.600 --> 00:32:39.200
نه، معمولا این طوری

00:32:40.700 --> 00:32:44.800
خب، بعد از این که استراحت کردی به تمریناتت ادامه بده

00:32:47.350 --> 00:32:49.730
چرا لینگ یو از لان شانگ این و می پرسه؟

00:33:00.000 --> 00:33:03.400
وقتی داشتم میامدم، دیدم برادر ارشد به لانگ شانگ اموزش میده

00:33:03.500 --> 00:33:06.500
چرا باید برادر لینگ یو به لان شانگ آموزش بده؟

00:33:06.700 --> 00:33:09.350
 فکر می کنم خیلی عجیبه. مهارت شهر تیان یانگ

00:33:09.350 --> 00:33:11.400
به افراد خارجی آموزش داده نمیشه

00:33:11.600 --> 00:33:14.350
و برادر ارشد  سرسختانه قوانین دسته را پیروی می کنه

00:33:14.350 --> 00:33:17.200
چرا اون برای لانگ شانگ استثنا قائل شده؟

00:33:18.700 --> 00:33:21.000
ارشد خیلی کهنه کار و سخت گیر نیست

00:33:21.400 --> 00:33:24.300
آن باهاش خوب رفتار می کنه، اون بیش از حد مراقبش

00:33:24.700 --> 00:33:27.240
این و از رفتارش با بقیه شاگردان میدانم

00:33:27.240 --> 00:33:29.900
سخت گیر ،و اهل شوخی نیست

00:33:30.300 --> 00:33:32.990
برادر بزرگ لینگ یو با سوسو مثل برادر کوچیکش رفتار می کنه

00:33:32.990 --> 00:33:36.200
اون باعث مهارت اون شده، البته اون براش خیلی خاصه

00:33:36.260 --> 00:33:37.330
از کجا می دانی؟

00:33:37.400 --> 00:33:40.900
وقتی من در شهر تیان یانگ بودم از خواهر ارشد فوجی شنیدم

00:33:41.020 --> 00:33:45.800
ارشد گفت برادر بزرگ لینگ یو یک برادر که پنج سال ازش  کوچکتره داره، وقتی بچه بودن، از هم جدا شدن

00:33:46.000 --> 00:33:48.700
قبلا، اون همیشه فکر می کرد تو برادر کوچیک ترشی

00:33:48.800 --> 00:33:51.600
برادر ارشد یک برادر کوچیک تر داره؟ چه طوری هرگز نشنیدم؟

00:33:51.700 --> 00:33:55.700
ارشد فکر می کنه که تقصیر اون، که برادر کوچکترش گم شده

00:33:56.100 --> 00:33:59.600
...و اون احساس می کنه که برادر کوچکترش واقعا

00:34:00.900 --> 00:34:02.200
واسه همین هیچ وقت در موردش حرف نمی زنه

00:34:02.400 --> 00:34:04.200
عجیب نیست که برادر ارشد با تو خوب رفتار می کنه

00:34:04.300 --> 00:34:06.180
رفتار برادر ارشد با سوسو عجیب نیست

00:34:06.180 --> 00:34:08.800
اما چرا با لان شانگ خوب رفتار می کنه؟

00:34:08.800 --> 00:34:11.300
اون هیچ کس به اندازه برادر کوچیکش دوست نداره، درسته؟

00:34:14.600 --> 00:34:17.400
غیر ممکنه.چه طوری می توانه اتفاقی باشه؟

00:34:17.600 --> 00:34:19.070
 امیدوارم  فقط اتفاقی باشه

00:34:19.070 --> 00:34:22.710
اما برادر، برادر ارشد لینگ یو وقتی 3 ساله اش بوده گم شده

00:34:22.710 --> 00:34:26.100
و خانواده ی فانگ ،لان شانگ را وقتی 3 ساله اش بوده پیدا کرده

00:34:27.400 --> 00:34:30.190
همچنین من شنیدم برادر لینگ یو ازش

00:34:30.190 --> 00:34:32.400
در مورد زخم روی دستش پرسیده

00:34:32.500 --> 00:34:34.300
احتمالا این زخم به برادر کوچک ترش مربوطه

00:34:34.630 --> 00:34:37.040
جی داری می گی؟

00:34:38.600 --> 00:34:42.400
رو چین، اخم نکن.کجا پدرت لان شانگ را پیدا کرد؟

00:34:42.500 --> 00:34:46.600
در هه بی چین لانگ.  آن سال، پدر من  برای تجارت به انجا رفته بود

00:34:46.700 --> 00:34:49.480
آن زمان ،قحطی  به هه بی آمده بود. خیلی از مردم از گرسنگی مرده بودن

00:34:49.480 --> 00:34:52.730
پدرم فکر کرد که خانواده اش از گرسنگی مردن

00:34:52.730 --> 00:34:56.400
یا آنها از پس بزرگ کردنش برنمیامدن پس اون را بیرون کردن

00:35:06.600 --> 00:35:07.500
وایسا

00:35:09.800 --> 00:35:10.900
چیه، ژانگ پیر؟

00:35:11.000 --> 00:35:14.000
ارباب، یک بچه جلوی راه

00:35:15.700 --> 00:35:19.200
بچه ، بیدار شو، بیدار شو

00:35:26.200 --> 00:35:31.100
بعد مدتی،  پدرم افراد زیادی را به آنجا فرستاد تا خانواده اش را پیدا کنند

00:35:31.200 --> 00:35:34.300
اما وقتی به شین چوان برگشت خبری نشده بود تصمیم گرفت اون را بزرگ کنه

00:35:34.300 --> 00:35:36.800
خانواده فانگ اون بچه را گرفته و بزرگ کرده

00:35:37.280 --> 00:35:39.310
اون فانگ لان شانگ نامید

00:35:39.400 --> 00:35:41.100
اون یکی از اعضای خانواده فانگ

00:35:41.100 --> 00:35:46.900
رو چین، ارام باش. برادر ارشد شخص خون گرمی، بدون مدرک

00:35:47.000 --> 00:35:49.130
 کاری نمی کنه

00:35:49.130 --> 00:35:51.840
تو باید بیش تر فکر کنی

00:35:51.900 --> 00:35:55.390
اگر آنها واقعا برادر خونی باشن

00:35:55.440 --> 00:35:59.770
صادقانه بهش میگی یا تا ابد ازش قایم می کنی؟

00:36:14.200 --> 00:36:18.000
برادر بزرگ، درست انجامش میدم. کارم بهتر شده؟،

00:36:18.200 --> 00:36:21.600
لازمه بدنت برای تمرین های آینده آماده کنی. تو داری بدنت را تمرین میدی؟

00:36:22.000 --> 00:36:27.200
من نمی خوام تمرین تمامش کنم. فقط الان در گرمترین ساعات ظهر و گرسنه ام

00:36:27.400 --> 00:36:30.400
من می خوام برم آشپزخانه تا غذایی برای خوردن پیدا کنم. شما چیزی می خوری؟

00:36:30.500 --> 00:36:32.600
من گرسنه نیستم، تو برو

00:36:33.500 --> 00:36:38.400
عصبانی نشو برادر بزرگ.می توانی مجبورم کنی سخت تر کار کنم

00:36:38.450 --> 00:36:41.040
من نمی توانم گرسنگی را تحمل کنم. وقتی کوچک تر بودم غذا خوردن را دوست دارم

00:36:41.040 --> 00:36:45.660
وقتی گرسنه ام، دستام و پاهام می لرزه، چشمام تار میشه، و سرم گیج میره

00:36:46.100 --> 00:36:47.700
جدی میگی؟

00:36:47.790 --> 00:36:51.360
لازم تمرین ها قدم به قدم باشه. نباید خسته بشی

00:36:51.400 --> 00:36:55.900
بذار برای امروز تمامش کنیم.برو یه چیزی بخور. فردا میبینمت

00:36:56.200 --> 00:36:58.300
باشه، ممنون برادر بزرگ

00:37:03.600 --> 00:37:06.100
قهرمان جوان، لطفا صبر کن

00:37:06.300 --> 00:37:08.300
ممنون برای این که به لان شانگ آموزش میدی

00:37:08.300 --> 00:37:12.100
لان شانگ خیلی سرکش و سر سخته. اون حتما خیلی بهت زحمت میده

00:37:12.300 --> 00:37:16.310
خانم فانگ خیلی مودب هستند. لان شانگ هنوز جوان، او می خواد با بازی کردن به خواسته اش برسه،

00:37:16.310 --> 00:37:19.000
به هر حال، اون وقتی با من خیلی سر حال و فعاله،

00:37:19.200 --> 00:37:21.300
 فکر می کنم این طوری خیلی خوبه

00:37:21.800 --> 00:37:23.390
چون قهرمان جوان نمی توانه درکش کنه

00:37:23.390 --> 00:37:27.200
لان شانگ ممکنه الان غرق در یادگیری باشه تا یک فرد اسمانی بشه

00:37:27.310 --> 00:37:30.870
اما تا الان اون آزادانه و راحت زندگی کرده

00:37:30.930 --> 00:37:35.100
اون صبر و استقامتی برای یادگیری نداره.دوست ندارم اون با سختی ها مواجه بشه

00:37:35.200 --> 00:37:37.100
البته، اون سخت تلاش نمیکنه

00:37:37.200 --> 00:37:41.110
لان شانگ جوان  نمی توانه چیزی را درک کنه. اون همیشه می خواد خانه را ترک کنه و یک فرد اسمانی بشه

00:37:41.140 --> 00:37:45.000
اما خانواده فانگ باید پسری داشته باشه تا مسئولیت خانواده را به ارث ببره. و اون تنها پسره

00:37:45.050 --> 00:37:49.270
والدینمان او را خوب تربیت کردن و همه ی امیدشان به اون

00:37:49.270 --> 00:37:53.700
من  به عنوان خواهرش امیدوارم که اون تجارت خانواده را ادامه بده

00:37:54.100 --> 00:37:56.720
قهرمان جوان، خانواده فانگ سرنوشت فرد اسمانی را نداره

00:37:56.720 --> 00:38:00.000
 امیدوارم که لان شانگ به چیزی امیدوار نکنی

00:38:00.070 --> 00:38:04.960
خانم فانگ، شما اشتباه فهمیدید. من فقط بهش مهارت های پایه را اموزش میدم، نه مهارت های جادویی را

00:38:05.300 --> 00:38:07.540
من میدانم قهرمان جوان در شهر تیان یانگ ارشد شاگردان هستن

00:38:07.540 --> 00:38:10.300
شما می خواید به لان شانگ آموزش بدید، چون سرنوشت خوبی داره

00:38:10.600 --> 00:38:13.860
تنها چیزی که الان میخوام این که تجارت خانواده را ادامه بده و ازدواج کنه

00:38:13.860 --> 00:38:16.900
حتی اگر مهارت های جادویی را یادبگیره، نمی توانه ازش استفاده کنه

00:38:17.300 --> 00:38:20.090
لطفا شرایط را خوب ببینید. اون به اندازه ی کافی سرکش و دردسر ساز

00:38:20.090 --> 00:38:22.900
اگر اون مهارت های جادویی را یاد بگیره، رفتارش بدتر میشه

00:38:25.300 --> 00:38:28.100
من می دانم تو هنوز کارهایی برای فرقه اتان داری

00:38:28.200 --> 00:38:32.200
اجازه نده که لان شانگ عقبش بندازه ، اگر این اتفاق بیافته من شرمنده میشم

00:38:32.400 --> 00:38:34.700
مشکل توسو هنوز حل نشده

00:38:34.800 --> 00:38:35.900
 نمی توانم برگردم

00:38:36.000 --> 00:38:39.020
تو خیلی نگران توسو هستی. مثل برادر واقعی ات باهاش رفتار می کنی،

00:38:39.020 --> 00:38:42.500
من باور دارم که تو نگرانی من و برای لان شانگ درک می کنی

00:39:03.710 --> 00:39:04.870
دارو سوخت

00:39:08.500 --> 00:39:09.300
خوبی؟

00:39:13.600 --> 00:39:14.600
سوسو

00:39:25.200 --> 00:39:27.000
ماه کامل نزدیکه

00:39:27.300 --> 00:39:30.800
فکر می کنی الان .... می توانیم موفق بشیم؟

00:39:32.700 --> 00:39:34.000
نمی دانم

00:39:34.100 --> 00:39:37.900
، مطمئن نیستم بتوانم کمکی برای  کنترل هاله ی شیطانی باشم

00:39:38.000 --> 00:39:40.090
اگر این بارم شکست بخوریم

00:39:40.090 --> 00:39:45.100
فقط درد و تحمل نمی کنی باید با برادر بزرگ لینگ یو به شهر تیان یانگ برگردی

00:39:46.000 --> 00:39:48.390
نگران نباش، فقط بهترین تلاشت را بکن

00:39:48.390 --> 00:39:50.600
من باورت دارم

00:39:59.500 --> 00:40:02.520
!شیانگ لینگ! شیانگ لینگ

00:40:02.520 --> 00:40:05.100
!شیانگ لینگ

00:40:12.200 --> 00:40:14.600
کجا رفته؟

00:40:20.300 --> 00:40:22.000
شیانگ لینگ؟

00:40:24.300 --> 00:40:27.870
شیانگ لینگ، چرا اینجا قایم شدی؟ من نصف روز را دنبالت گشتم

00:40:27.870 --> 00:40:34.400
اگر تو با شیطان بودن مشکلی نداری توی ذهن من نمی گنجه

00:40:34.480 --> 00:40:37.130
قبلا ما با هم دوست بودیم

00:40:40.350 --> 00:40:41.470
شیانگ لینگ

00:40:41.990 --> 00:40:43.570
تو می خوای با من دوست باشی؟

00:40:45.580 --> 00:40:47.440
شیانگ لینگ؟

00:40:53.200 --> 00:40:56.500
شیانگ لینگ، چرا رفتی روی سقف؟

00:40:56.580 --> 00:40:59.060
چون نورخورشید خوبه و من دوستش دارم

00:40:59.800 --> 00:41:02.100
نمیدانی که من شیطانم؟

00:41:02.200 --> 00:41:03.700
تا حالا به کسی صدمه زدی؟

00:41:03.800 --> 00:41:05.500
من ... هیچ وقت به کسی صدمه نزدم

00:41:05.600 --> 00:41:11.800
پس ربطی داره؟ در بین انسان ها هم ادم بد هست، شیاطین هم می توانن خوب باشن. تو به هیچ کس صدمه نزدی تو مطمئنا خوبی

00:41:12.000 --> 00:41:15.300
من واقعا تو را دوست دارم، چی فکر می کنی؟

00:41:15.700 --> 00:41:19.100
پس می گی، برادر توسو هم من را دوست داره؟

00:41:19.500 --> 00:41:22.990
توسو، شاگردی از شهر تیان یانگ

00:41:22.990 --> 00:41:27.600
ماموریت آن گشتن و ازبین بردن شیاطین. اگر تو آن را دوست داری، پس این مخالف قوانین شهر تیان یانگ

00:41:27.690 --> 00:41:30.760
 اگر تو دوستش داشته باشی،باعث درد و رنج زیادی براش میشی

00:41:30.900 --> 00:41:33.100
من نمی خوام برادر توسو رنج بکشه

00:41:33.140 --> 00:41:35.270
پس اون نمی توانه دوستت داشته باشه

00:41:35.500 --> 00:41:36.600
...اما

00:41:36.700 --> 00:41:39.820
نگو اما. چانگشی کنار توسو

00:41:39.820 --> 00:41:42.900
اگر توسو کسی را دوست داشته باشه، اون چانگشی

00:41:44.000 --> 00:41:47.310
،ولی  من راهی بلدم. که توسو رنج نکش

00:41:47.310 --> 00:41:49.100
ناراحت نشو

00:41:51.800 --> 00:41:53.300
چه راهی؟

00:41:53.500 --> 00:41:55.870
تو می توانی من و دوست داشته باشی. اون خوشحال میشه

00:41:55.870 --> 00:41:58.500
من خوشحالم. توسو هم خوشحال میشه

00:41:58.600 --> 00:42:01.000
چه راه بدی. اصلا خوب نیست

00:42:01.070 --> 00:42:06.150
کارهای خوب من انجام میدم. تو اون را دوست داری، توسو تو را دوست نداره. ناراحت نیستی؟

00:42:06.230 --> 00:42:10.660
تو از هونگ یه هو  یه جای دور آمدی،تو هر روز می خوای با من اوقات تلخی کنی؟

00:42:10.710 --> 00:42:12.580
فکر میکنی من از این خوشم میاد؟

00:42:12.620 --> 00:42:16.590
من نمی توانم مادرم را پیدا کنم ولی برادر توسو را پیدا کردم. هنوز، اون من و به یاد نیاورده

00:42:16.590 --> 00:42:20.460
و اون مریض. داخل بدنش از دود سیاه پر شده

00:42:22.170 --> 00:42:24.510
دود سیاه؟ آخرین بار توسو

00:42:24.510 --> 00:42:26.550
در روستای فان یان بی هوش شد

00:42:26.600 --> 00:42:29.800
شائو گانگ یه چیزی در مورد هاله ی شیطانی می گفت. همین؟

00:42:29.800 --> 00:42:32.200
مثل همین ... درسته

00:42:32.300 --> 00:42:35.520
پس تو می گی، اگر من بتوانم بیماری برادر توسو را درمان کنم

00:42:35.520 --> 00:42:37.820
اون می توانه من و به یاد بیاره؟

00:42:37.820 --> 00:42:40.630
شائو گانگ به خوبی می توانه بیماری ها را درمان کنه.و چانگشی هم کمک می کنه

00:42:40.630 --> 00:42:43.050
نیازی نیست تو کاری بکنی

00:42:43.050 --> 00:42:46.230
چی می گی؟ تو نمی خوای کمکش کنی؟

00:42:46.280 --> 00:42:48.350
باشه، باشه، باشه، من کمک می کنم

00:42:48.420 --> 00:42:51.420
پس بیماری برادر توسو رادرمان میکنیم

00:42:51.444 --> 00:43:11.444
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:11.468 --> 00:43:31.468
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.