﻿WEBVTT

00:01:35.000 --> 00:01:55.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:02.596 --> 00:02:04.596
لان شنگ میخواد که تبدیل به یه روح بشه؟

00:02:04.597 --> 00:02:07.598
ولی چطور ممکنه که روح و شیطان با هم باشن

00:02:08.648 --> 00:02:11.664
چیزی که من میخوام بگم این نیست
......نکته ی حرف من اینه که لان شنگ

00:02:13.639 --> 00:02:15.694
تو هم حتی تو این موقیت داری با من شوخی میکنی نه؟

00:02:15.695 --> 00:02:17.374
!توسو جرعت همچین کاریو نداره

00:02:17.474 --> 00:02:20.511
فقط اینکه من میتونم چیزیو که لان شگ میگه
و تو قلبشه رو بفهمم و درکش کنم

00:02:20.611 --> 00:02:24.016
میتونی درک کنی؟
کسی که اون دوستش داره یه شیطانه

00:02:24.117 --> 00:02:28.122
برادر ارشد به نظرت فرق بین انسان و شیطان چیه؟

00:02:29.628 --> 00:02:33.674
شیاطینی وجود دارن که دقیقا مثل اون شیطان گرگ توی قلعه ی تیان جو بود هستن
...که تشنه ی خون هستن

00:02:33.675 --> 00:02:36.762
و هچنین شیاطینی هم وجود دارن مثل لو یون پینگ که شخص مهربونی بود

00:02:37.669 --> 00:02:39.704
..............من همیشه به این فکر میکنم که

00:02:40.604 --> 00:02:42.666
اگر شیاطین کسایی هستن که قدرت های شیطانی و ویرانگر دارن

00:02:42.667 --> 00:02:46.720
پس پس در این صورت من که نیروی شیطانی و عظیم شمشیر سوزان تنهایی رو حمل میکنم
...همچنین قدرتهای گرگ شیطانی و قدرت لویون پینگ رو

00:02:47.621 --> 00:02:50.720
پس من چی به حساب میام؟
منم همون شیطانم دیگه درسته؟

00:02:53.620 --> 00:02:55.639
چیزیو که تو میخوای بگی رو من میفهمم

00:02:55.640 --> 00:02:58.509
اما وقتی که من هویت خودم رو که یکی از شاگردان شهر تیان یونگ هستم رو به یاد میارم

00:02:58.614 --> 00:03:01.609
نابودی و دستگیری شیاطین رو مسئولیت خودم میدونم و باید انجامش بدم

00:03:01.610 --> 00:03:03.616
اگر اونا به دنیای انسانی اسیبی بزنن

00:03:04.701 --> 00:03:06.168
پس باید نابود بشن

00:03:06.617 --> 00:03:10.424
پس در مورد انسانها چی؟
اگر انسانها شیطانی و پلید باشه اون موقع چیکار میکنی؟

00:03:11.624 --> 00:03:12.651
خوب معلومه دقیقا همونکاری که با شیاطین خطا کار کردم میکنم

00:03:12.652 --> 00:03:15.628
پس در این صورت هیچ تفاوتی بین انسانها و شیاطین وجود نداره

00:03:16.619 --> 00:03:18.626
اگر انسان بدی وجود داشته باشه میگیم اون شیطانیه

00:03:19.618 --> 00:03:22.620
ولی هیچوقت نمیگیم شیاطین خوبی وجود دارن که مثل انسانها هستن

00:03:22.624 --> 00:03:24.427
برای مثال شیانگ لینگ

00:03:24.640 --> 00:03:28.697
این فقط به خاطر اینه که همه ی شما اونو به چشم یه دوست میبینینش-
این هیچ ربطی به اینکه به چشم یه دوست میبینیمش نداره-

00:03:28.698 --> 00:03:31.122
من فقط افکار شخصی خودمو میخواستم

00:03:31.622 --> 00:03:32.716
.......به تو بگم

00:03:33.620 --> 00:03:35.645
...........استاد بزرگ یه بار به من گفتش که

00:03:35.652 --> 00:03:38.658
چطور اون به دست یه دوست خوب که اون هم شیطان بوده ازش سوءاستفاده شده

00:03:38.659 --> 00:03:42.710
پس در این صورت لان شنگ و شیانگ لینگ باز هم نمیتون با هم باشن

00:03:43.626 --> 00:03:46.640
لان شنگ هنوز خیلی جونه اون هیچی در مورد عشق نمیدونه

00:03:46.641 --> 00:03:50.536
نکاتی که در رابطه با عشق باشه رو برادر ارشد مگه تو چقدر بیشتر از لان شنگ میدونی؟

00:03:50.664 --> 00:03:54.071
برادر ارشد تو با من تو شهر تیان یونگ بزرگ شدی

00:03:54.627 --> 00:03:57.659
ما در مورد جهان خارج چیز زیادی نمیدونیم
....پس درست مثل چیزی که لان شنگ گفت

00:03:57.660 --> 00:03:58.753
دوست داشتن فقط دوست داشتنه

00:03:59.654 --> 00:04:01.666
این انتخاب اونه

00:04:01.667 --> 00:04:04.678
زندگی...یعنی اینگه جوری زنده باشیو زندگی کنی که خودت میخوای

00:04:04.679 --> 00:04:08.680
وقتی که ما تون قلعه ی تیان جو کوان بودیم برادر ارشد تو به
تصمیم من احترام گذاشتی که نمیخواستم به شهر تیان یونگ برگردم

00:04:08.686 --> 00:04:12.686
پس چرا نمیتونی اینبارم به لان شنگ و شیانگ لینگ یه شانس بدی؟

00:04:23.633 --> 00:04:24.641
صبر کن

00:04:30.730 --> 00:04:32.591
تو اومدی اینجا که منو بکشی؟

00:04:32.697 --> 00:04:35.352
نه دیروز که من بهت صدمه زدم

00:04:35.352 --> 00:04:36.716
به خاطرش اومدم که ازت معذرت بخوام

00:04:36.717 --> 00:04:40.348
معذرت خواهیت به چه درد من میخوره من الان همه ی قدرتم تخلیه شده

00:04:42.640 --> 00:04:43.642
تو حالت چطوره؟

00:04:43.710 --> 00:04:44.715
بیا

00:05:05.651 --> 00:05:07.258
حالت بهتر شد؟

00:05:08.715 --> 00:05:11.722
چرا تو از کشت خودت به من انتقال دادی؟

00:05:13.651 --> 00:05:15.655
.......من به تو صدمه زدم

00:05:15.656 --> 00:05:17.719
پس بهتر که قبل از اینکه همه چی روشن بشه
قبلش به تو کمک کنم که کارم رو جبران کرده باشم

00:05:17.720 --> 00:05:20.807
ولی مگه وظیفه ی شاگردان شهر تیان یونگ نیست که شیاطین رو بکشن؟

00:05:21.710 --> 00:05:25.686
من یه شیطانم نمیخوای منو بکشی؟-
شیاطین هم خوب و بد دارن-

00:05:25.687 --> 00:05:28.678
من نمیخوام به تو صدمه بزنمو بین خودمو لان شنگ سوءتفاهم ایجاد کنم

00:05:29.448 --> 00:05:30.652
لان شنگ

00:05:30.692 --> 00:05:32.382
لان شنگ تو رو فرستاده که به من کمک کنی؟

00:05:32.682 --> 00:05:33.724
میتونی اینجوری حساب کنی

00:05:33.727 --> 00:05:36.361
اون به خاطر تو مریض شده و داروش رو هم نمیخوره

00:05:36.661 --> 00:05:38.670
به خاطر همین من از تو میخوام که با من بیای و با اون صحبت کنی

00:05:38.746 --> 00:05:42.762
.....ولی من میترسم که اگه با تو برگردم خواهر لان شنگ

00:05:43.653 --> 00:05:45.722
همچنین خواهر کوچیک رزمیت منو زندانیم کنن.....

00:05:45.733 --> 00:05:48.398
نگران نباش اونا باهات کاری ندارن بسپرش به من

00:05:49.660 --> 00:05:50.724
باشه

00:05:54.744 --> 00:05:56.185
کند ذهن

00:06:00.662 --> 00:06:02.069
کند ذهن

00:06:02.665 --> 00:06:04.669
کند ذهن

00:06:04.678 --> 00:06:06.682
....شیانگ

00:06:07.658 --> 00:06:08.665
شیانگ لیانگ

00:06:08.667 --> 00:06:13.273
اهان پس این همون توهم قبل از مرگه که همه در موردش میکن؟

00:06:13.669 --> 00:06:18.478
من میگم که تو چطوری میتونی اینهمه حرف بزنی اونم موقعی
که به این شدت مریضی زودباش بیا این دارو رو بخورش

00:06:18.744 --> 00:06:20.766
باشه

00:06:21.663 --> 00:06:23.664
من میخورمش

00:06:25.664 --> 00:06:27.663
تلخ نبود؟میخوای برات یه شیرینی بیارم؟

00:06:27.664 --> 00:06:30.668
نه نمیخواد تو هر چیزی که به من بدی تلخ نیست

00:06:30.669 --> 00:06:33.670
شیانگ لینگ من تا همین چند لحظه پیش داشتم خوابتو میدیدم

00:06:33.671 --> 00:06:36.477
انتظارشو نداشتم وقتی که چشمام رو باز میکنم تو رو پیش خودم ببینم

00:06:36.667 --> 00:06:38.672
تو الان زخمات خوب شدن؟

00:06:39.671 --> 00:06:42.672
برادر لینگ یو منو با کشت خودش درمان کرد

00:06:42.673 --> 00:06:46.480
برادر لینگ یو؟
به نظر میرسه که برادر لینگ یو هنوزم با ما خوبه

00:06:46.671 --> 00:06:48.677
صبر کن تا وقتی که من خوب بشم
اون موقع حتما این لطفشو جبران میکنم

00:06:48.678 --> 00:06:52.682
چرا از اون تشکر کنی؟
اگه میخوای از کسی ممنون باشی باید از من ممنون باشی

00:06:53.692 --> 00:06:56.299
اگر دوباره داروهات رو نخوری من همین الان میرم

00:06:56.674 --> 00:06:59.281
شیانگ لینگ نرو دیگه

00:06:59.372 --> 00:07:02.377
تا وقتی که تو پیش من باشی من حتی اگه
ده کاسه هم بهم دارو بدی میخورم

00:07:02.678 --> 00:07:05.680
از کجا اینهمه دارو بیارم بدم به تو که بخوریش

00:07:05.681 --> 00:07:09.283
تو این چند روز گذشته تو کجا رفته بودی؟
من بهت نمیگم

00:07:09.374 --> 00:07:11.682
خوب منم نمیخوام که بدونم-
خوب پس منم نمیخوام به تو بگم-

00:07:11.683 --> 00:07:13.691
پس باشه

00:07:14.683 --> 00:07:18.486
شیانگ لینگ من ارزو میکنم که تو هر روز اینجوری کنار من باشی

00:07:18.477 --> 00:07:19.482
ای کند ذهن

00:07:19.683 --> 00:07:20.886
لــینگ یـــــو

00:07:21.678 --> 00:07:26.683
من ازت خواستم بیای که اون شیطان روباه رو بگیری
تو چطوری میتونی بری به اون شیطان روباه کمک کنی؟

00:07:26.684 --> 00:07:29.690
درسته که شیاطین باید دستگیر بشن ولی فقط اونایی که به جهان انسانها اسیب میزنن

00:07:30.681 --> 00:07:31.688
شیانگ لینگ به هیچ کسی اسیب نزده

00:07:31.689 --> 00:07:35.691
ولی اون به لان شنگ اسیب زده-
لان شنگ شیانگ لینگ رو دوست داره پس تقصیر خودشه-

00:07:36.683 --> 00:07:38.689
خودتم دیدی لان شنگ داروهاشو نمیخورد

00:07:38.690 --> 00:07:41.693
اون فقط زمانی که دید شیانگ لینگ پیششه داروشو خورد

00:07:42.684 --> 00:07:43.688
تو فکر میکنی من دیگه چیکار میتونم انجام بدم؟

00:07:43.689 --> 00:07:46.695
ولی انسان و شیطان چطوری میتونن با هم باشن
اون در نهایت لان شنگو میکشه

00:07:47.686 --> 00:07:49.687
اونوقت تو با این کارت فکر میکنی میتونی کمکش کنی؟

00:07:49.688 --> 00:07:51.688
خوشبحتانه لان شنگ الان فقط سرما خوردگی داره

00:07:51.689 --> 00:07:57.691
اگر دفعه ی بعد اون ازت رنجیده بشه و با شانگ لینگ بزاره بره و
تو رو ترکت کنه اون موقع دیگه تو برادر کوچیکتو گم کردیو از دست دادی

00:07:57.692 --> 00:07:58.693
تو

00:07:58.694 --> 00:08:00.604
اگه تو واقعا خوبی اونو میخوای

00:08:00.695 --> 00:08:05.604
تو باید به انتخاب اون احترام بزاری و
بزاری کاریو که میخواد رو انجام بده

00:08:05.695 --> 00:08:10.700
تو میخوای که اونا رو از هم جداشون کنی ولی با توجه به شخصیت لان شنگ اون هر طور که شده
میخواد با شیانگ لینگ باشه

00:08:11.692 --> 00:08:13.301
فقط بزار کاریو که میخواد رو انجام بده

00:08:13.692 --> 00:08:15.696
بزار یه زندگی خوب برای خودش داشته باشه

00:08:15.697 --> 00:08:18.103
بزارم که یه زندگی خوب برای خودش داشته باشه؟

00:08:18.695 --> 00:08:22.102
شاو گونگ,شون فنگ رو پیدا کرد
لان شنگ هم شیانگ لینگو پیدا کرد

00:08:22.494 --> 00:08:24.701
پس من چی؟
من به امید چه کسی زندگی کنم؟

00:08:24.702 --> 00:08:27.710
همه ی شما دارین برای خودتون زندگی میکنید ولی معلوم نیست من دارم برای چه کسی زندگی میکنم

00:08:27.746 --> 00:08:29.843
خانم روچین

00:08:33.701 --> 00:08:36.703
شماها همه برین برای خودتون زندگی کنین

00:08:36.704 --> 00:08:40.307
من ادم بدی هستم که
نمیتونم همه حقیقتو به وضوح ببینم

00:08:40.698 --> 00:08:44.702
!من به برادرم ستم کردم من کار نادرستی انجام دادم
!این منم که دارم شادی اونو خراب میکنم

00:08:44.703 --> 00:08:47.310
خانم روچین لطفا اصلا همچین فکرایی نکنین

00:08:47.401 --> 00:08:48.708
لان شنگ خیلی شما رو دوست داره

00:08:48.709 --> 00:08:53.317
ولی برای اون خیلی سخت میشه وقتی که بخواد بین خواهرش
و کسی که دوستش داره شیانگ لینگ انتخابی بکنه

00:08:53.708 --> 00:08:58.710
اون نمیتونه به کسی اسیب بزنه اون در نهایت مجبور میشه که به خودش اسیب بزنه

00:09:11.714 --> 00:09:13.720
خواهر تو داری کجا میری؟

00:09:15.711 --> 00:09:17.717
تو داری دقیقا داری چیکار میکنی؟

00:09:19.709 --> 00:09:21.713
زودباش بلند شو-
نه-

00:09:21.718 --> 00:09:24.727
کیف پولمو بهم پس بده-
نخیر نمیدم به هر حال من بهت اجازه نمیدم که بری-

00:09:32.712 --> 00:09:36.713
خواهر دوم من فکر میکنم تو باید بیشتر بخندی
اینقدرم صورتتو جدی و خشن نکن

00:09:36.714 --> 00:09:38.716
وقتی که توسو صورتشو جدی میکنه مثل یه کنده چوب میشه

00:09:38.717 --> 00:09:41.720
تو باید بیشتر خندون و شاداب باشی اینطوری همه بیشتر تو رو دوست دارن

00:09:41.721 --> 00:09:45.926
من از این وقتا ندارم که با تو بشینم و شوخی کنم
تو اگه زیاد وقت داری برو شیانگ لینگت و همراهی کن

00:09:46.618 --> 00:09:49.620
به هر حال که به حرفای من که گوش نمیدی
اگر من برم تو خوشحالم میشی

00:09:49.721 --> 00:09:54.728
این چطوز ممکنه اخه خواهر اگر در اینده به تو گوش ندم و تو هم منو فوش کش نکنی و باهام جرو بحس نکنی به من احساس عجیبی دست میده
(اره تو همون حقته که یکسره از این دختره کتک بخوریو و فوش کس بشی)

00:09:55.419 --> 00:09:57.627
خواهر دیگه ناراحتو عصبانی نباشو از اینجا نرو باشه؟

00:09:57.728 --> 00:10:01.331
الان عمه تونگ مریضه و معلوم هم نیست که کی خوب بشه
بعدشم شاو گونگ معلوم نیست الان کجاست

00:10:01.742 --> 00:10:04.787
تو الان نمیتونی اینطوری اینجارو ترگ کنی

00:10:05.724 --> 00:10:08.724
من الان دیگه انرژیی برای مراقبت کردن ندارم

00:10:08.725 --> 00:10:10.727
به هر حال که تو تصمیم خودتو گرفتی

00:10:10.728 --> 00:10:14.729
اگه تو تصمیم گرفتی که با اون شیطان باشی خوب برو با اون باش

00:10:14.730 --> 00:10:16.734
از الان به بعد دیگه تو کارات دخالتی نمیکنم

00:10:17.425 --> 00:10:20.634
..........من میخوام اینطور در موردش فکر کنم که
فکر کنم که هرگز برادر کوچیکی مثل تو نداشتم

00:10:21.725 --> 00:10:23.729
خواهر دوم هیچ معلوم هست که تو داری چی میگی؟

00:10:23.730 --> 00:10:27.734
مهم نیست که من کجا برم
در اخر من بازم عضوی از خانواده ی فگم و همچنین برادر کوچیک تو

00:10:27.809 --> 00:10:33.503
هر چند که من الان انتخاب کردم با کسی که دوستش دارم باشم
ولی من خودم هیچ مشکلی تو این تصمیمم نمیبینم

00:10:33.736 --> 00:10:36.543
و اینکه من اینو متوجه نمیشم که تو چرا ازشیانگ لینگ خوشت نمیاد و بدت میاد ازش؟

00:10:36.734 --> 00:10:39.736
تو اصلا متوجه نیستی
من که به تو نگاه میکنم متوجه میشم که عقلتو از دست دادی

00:10:39.737 --> 00:10:43.641
اون یه شیطانه تو یه انسانی
اون چقدر عمر میکنه تو چقدر عمر میکنی؟

00:10:43.732 --> 00:10:45.739
شماها اصلا میتونین بچه دار بشین؟

00:10:45.740 --> 00:10:47.746
من هنوز به این همه چیز فکر نکردم

00:10:48.740 --> 00:10:51.543
تو الان مدت طولانییه که تو جهان بیرون هستی و داری میگردی

00:10:51.735 --> 00:10:54.738
من پیش خودم تا الان فکر میکردم که تو الان بالغ تر شدی

00:10:54.739 --> 00:10:56.345
ولی تو خیلی منو از خودت ناامیدم کردی

00:10:56.435 --> 00:10:59.636
خواهر اینکه من شیانگ لینکو دوستش دارم مگه چه مشکلی داره اخه؟

00:10:59.737 --> 00:11:04.546
خواهر سعی کن شیانگ لینگو به خاطر من دوستش داشته باشی
حتی برادر لینگ یو که قاتل شیاطینه تونسته اونو قبولش کنه

00:11:04.737 --> 00:11:06.842
یعنی تو اینقدر تو قلبت از من بدت میاد که نمیتونی حتی امتحانشم کنی؟

00:11:06.743 --> 00:11:08.652
این مهم نیست که من اونو قبولش کنم یا نه

00:11:08.743 --> 00:11:12.347
از اونجایی که اونو دوستش داری برو با اون باش
من دیگه مزاحمت نمیشم

00:11:12.438 --> 00:11:16.639
خواهر اینطوری نگو
تو قلب من تو و شیانگ لینگ هر دو جایگاهتون برابٍرٍ هستش

00:11:16.640 --> 00:11:22.745
خوب پس بزار ازت یه چیزی بپرسم اگه من و شیانگ لینگ با هم تو اب بیفتیم تو کدومو اول از اب نجات میدی؟
<c.cyan>(من اصلا یه چیزو متوجه نمیشم چرا دخترا همیشه وقتی میخوان عشق رو بسنجن همین سوال رو میکنن؟)</c>

00:11:22.748 --> 00:11:23.953
.....من

00:11:25.043 --> 00:11:26.342
کیف پولمو بهم برگردون

00:11:26.443 --> 00:11:32.750
خواهر من مطمعنان اول تو رو نجات میدم بهش فکر کن
وقتی که یه سک شنای مخصوص خودشو تو اب داره پس حتما روباه هم همینطوره دیگه

00:11:32.751 --> 00:11:35.756
به اندازه کافی مسخره بازی در نیاوردی؟

00:11:37.245 --> 00:11:40.855
خواهر تو چرا داری وضعیت رو برای من سختش میکنی اخه؟
داری منو مجبور میکنی که یکی رو انتخاب کنم

00:11:41.446 --> 00:11:44.754
خوب پس اگر منم بهت بگم که بین منو شاو گونگ یکی رو انتخاب کن تو کدومو انتخاب میکنی؟

00:11:44.755 --> 00:11:47.564
اینطور حرف زدن تو بیفایدس
البته که تو رو انتخاب میکنم

00:11:47.755 --> 00:11:49.561
شاو گونگ که منو دوست نداره

00:11:49.752 --> 00:11:51.753
خوب اگر تو رو دوستت داشت اون موقع کی رو انتخاب میکردی؟

00:11:51.754 --> 00:11:54.359
مطمعنان اون موقع هم بازم تو رو انتخاب میکردم

00:11:54.749 --> 00:11:56.758
وقتی که پدر داشت خونه رو ترک میکرد تو رو به من سپرد

00:11:56.759 --> 00:12:01.764
تو الان تو قلب من جایگاه اول رو داری وگرنه
چطور میتونستم این همه سال تو رو تحملت کنم

00:12:03.452 --> 00:12:06.659
خواهر اگه من برات حتی زانو هم بزنم بازم نمیشه؟

00:12:06.760 --> 00:12:11.667
مگه وقتی که بچه بودی یادت ندادم که
هیچوقت رو زمین جلوی کسی زانو نزنی؟بلند شو

00:12:11.759 --> 00:12:14.762
خواهر لطفا نرو تو اول سعی کن که بیشتر شیانگ لینگو بشناسیش

00:12:14.763 --> 00:12:19.770
اگر بعد اینکه شناختیش بازم ازش خوشت نمیومد
من اون موقع بدونه هیچ شکایتی باهات به چین چوان میام

00:12:20.763 --> 00:12:24.369
باشه باشه حالا بلند شو بهت قول میدم
به جز اینکه چاره ی دیگه ای ندارم

00:12:24.760 --> 00:12:25.764
!ولی باید یادت باشه که این چیزیه که تو خودت گفتیا

00:12:25.765 --> 00:12:30.768
پس تو باید به من یه قولی بدی که به خاطر اینکه اون یه شیطانه تبعیض در برابرش قائل نشی

00:12:30.851 --> 00:12:33.938
باشه اینبارو من باورت میکنم

00:12:35.261 --> 00:12:38.671
خواهر تو بهترینی
پس حالا من کیف پولتو بهت برمیگردونم

00:12:39.267 --> 00:12:42.712
تو همیشه خیلی بازیگوش و شیطونی

00:12:43.769 --> 00:12:47.176
توسو به من بگو ببینم برادر ارشد کسی رو دوست داره یا نه؟

00:12:48.763 --> 00:12:49.772
برادر ارشد با گذشتش خیلی متفاوت شده

00:12:49.773 --> 00:12:54.682
اون همیشه اون موقه ها که تو تیان یونگ بود با اونجا رو مثل خونش میدونست
ولی حالا که از اونجا بیرون اومده همیشه حواسش پرته و یه جورایی گیج میزنه

00:12:54.773 --> 00:12:56.774
اون همیشه با کسایی که نمیشناستشون خیلی خوب برخورد میکنه

00:12:56.848 --> 00:13:00.320
وقتی که بانوی دوم خانواده ی فنگ به اون نامه ای داد اون بلافاصله
راه افتاد که به پایین کوه بیاد

00:13:00.773 --> 00:13:02.773
چند لحظه پیش حتی اونو بغلش کرد
<c.cyan>(اوه اوه اوه این دختره چقدر موضوع رو بزرگش کرده اون فقط دستشو گرفت که نخوره زمین حسادت چه بلاها که سر ادم نمیاره)</c>

00:13:02.828 --> 00:13:05.850
برادر ارشد.........خواهر روچینو بغلش کرد

00:13:06.772 --> 00:13:09.779
این امکان نداره
لینگ یو همیشه خیلی اروم و خون سرده

00:13:10.471 --> 00:13:12.774
هی تو با چشمای خودت اینو دیدی؟

00:13:12.775 --> 00:13:15.382
خیلی خوب فقط اونو کمکش کرد

00:13:15.774 --> 00:13:17.380
اما خوب اینم درست نیست خوب

00:13:17.771 --> 00:13:23.777
قبلا بردار ارشد به ندرت حتی میخندید
تو و برادر ارشد همیشه شباهت زیادی به ارشد زیین داشتین

00:13:23.778 --> 00:13:25.786
پس چرا در مقابل فنگ روچین اینطور نیست..............!؟

00:13:26.776 --> 00:13:30.777
برادر ارشد فقط لان شنگو دوست داره
<c.cyan>(ای بابا ببینید امروز میتونید آبروی اون بنده ی خدا رو بریزید یا نه) </c>

00:13:31.778 --> 00:13:33.786
کسی که اون دوستش داره فنگ لان شنگه؟

00:13:34.484 --> 00:13:36.092
نه اونجور دوست داشتن

00:13:36.482 --> 00:13:39.688
توسو دیگه بسه داری وضعیتو بدترش میکنی

00:13:39.779 --> 00:13:43.784
به حرفای اون گوش نده
درستش اینه که لینگ یو و توسو هر دو مدیون مراقبت های خانواده ی فنگ از خودشون هستن

00:13:43.785 --> 00:13:48.395
و فنگ لان شنگم خیلی دوست داشتنی و بامزس
بنابراین نسبت به بقیه بیشتر بهش توجه میشه

00:13:48.843 --> 00:13:52.844
خواهر هونگ یو
ببین الان هر دو شون توسط خانواده ی فنگ شخسیتاشون ازشون گرفته شده

00:13:52.845 --> 00:13:58.789
قبلا تو قلب برادر ارشد فقط توسو بود
ولی الان فقط خانواده ی فنگه

00:14:02.784 --> 00:14:05.788
...فوچو تو باید بدونی که

00:14:05.789 --> 00:14:08.698
لینگ یو تصمیم داره که تبدیل به یک شمشیر جاودانه بشه

00:14:08.788 --> 00:14:12.196
بعلاوه اون در اینده قطعا شبیه ارشد زیین میشه

00:14:12.786 --> 00:14:16.792
پدرت امید زیادی به اون داره که اون کشیش بزرگ بعدی بشه

00:14:16.793 --> 00:14:20.398
میدونم منم امید زیادی نسبت به این قضیه ندارم

00:14:20.790 --> 00:14:23.795
من فقط امیدوارم که تو قلب برادر ارشد یه جا برای من باشه

00:14:23.796 --> 00:14:26.703
حتی اگرم خیلی کوچیک باشه من راضیم

00:14:26.793 --> 00:14:30.805
.........من هرگز تصور اینکه با برادر ارشد

00:14:31.592 --> 00:14:35.794
فوچو منو برای اینکه ناامیدت کردم سرزنش نکن

00:14:35.795 --> 00:14:40.797
یه انسان تنها چند دهه زندست اگر امیدی نداری
پس چرا داری خودتو اذیت میکنی و عذاب میدی؟

00:14:40.798 --> 00:14:42.006
اما خواهر هنگ یو

00:14:42.824 --> 00:14:44.867
من از بچگی برادر ارشد رو دوست داشتم

00:14:44.868 --> 00:14:46.872
چطوری میتونم بیخیالش بشم؟

00:14:49.796 --> 00:14:50.802
درسته

00:14:50.866 --> 00:14:56.081
اگر قلب ادمی میتونست چیزیو که میخواد رو رها کنه میتونست چه موجود عظیم و بزرگی بشه؟

00:14:56.799 --> 00:15:03.704
♪گل در حال سقوطه,اب در حال روان شدنه بدونه احساس♪
من مفهوم این شعر رو خیلی خوب میفهممش

00:15:03.802 --> 00:15:05.810
خواهر هونگ یو هم کسی رو دوست داره؟

00:15:06.805 --> 00:15:08.211
نکنه که کشیش زیینه؟

00:15:08.402 --> 00:15:11.803
نه نه الکی در موردش حدس نزن

00:15:11.804 --> 00:15:15.808
فوچو تو باید بدونی که راه طولانیی برای رفتن داری

00:15:15.809 --> 00:15:20.813
خواهر بزرگت میخواد بهت یه مشاوره ای بده
بعضی موارد هستن که تو باید به وضوح در موردشون فکر کنی

00:15:21.406 --> 00:15:26.810
قلب من از سنگ نیست
نمیتونم برادر ارشد رو ول کنم

00:15:26.860 --> 00:15:29.916
♫ گلها در حال شکوفا شدن هستن ♫

00:15:30.810 --> 00:15:33.811
♫ تحمل کردن توهمات و وهم و خیلات و رنج ها ♫

00:15:33.812 --> 00:15:37.815
♫ این مشکل نیست که به بهشت برگردم و دوباره متولد بشم ♫

00:15:37.739 --> 00:15:41.739
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:15:43.643 --> 00:15:44.760
برادر ارشد

00:15:44.861 --> 00:15:46.825
ما کی به شهر تیان یونگ برمیگردیم؟

00:15:47.816 --> 00:15:49.816
وقتی که کارها رو اینجا سرو سامون دادم

00:15:49.817 --> 00:15:51.825
چه چیز دیگه ای مونده که باید سرو سامون بدی؟

00:15:51.863 --> 00:15:55.545
توسو که حالش خوبه و مشکلی هم نداره
ما هم که نمیتونیم اونو با خودمون ببریمش

00:15:55.817 --> 00:15:58.904
و اینکه شیطان رو هم که نمیخوایم بکشیم
پس بیا برگردیم به شهر تیان یونک دیگه

00:15:59.841 --> 00:16:01.867
نکته اینجاست که ما شرایط شاو گونگو رو نمیدونیم

00:16:01.868 --> 00:16:04.925
چطوره که تو اول برگردی؟
من میمونم و به توسو کمک میکنم که شاو گونگ رو پیداش کنه

00:16:06.866 --> 00:16:08.821
...برادر ارشد به خاطر خانواده ی فگه که

00:16:08.822 --> 00:16:10.822
نمیخوای به شهر تیان یونگ برگردی؟

00:16:10.823 --> 00:16:12.825
نه اینطور نیست چرا همچین حرفی زدی؟

00:16:12.911 --> 00:16:16.915
چون اخیرا تو با خانواده ی فنگ خیلی خوش برخورد شدی
مخصوصا با فنگ رو چین

00:16:16.916 --> 00:16:18.393
تو داری چی میگی اخه؟

00:16:18.894 --> 00:16:22.911
من اینجا موندم به خاطر توسو و لان شنگ

00:16:23.828 --> 00:16:24.833
واقعا؟

00:16:25.898 --> 00:16:28.906
برادر ارشد تا به حال به تو دروغ نگفته
تو به من اعتماد نداری؟

00:16:28.907 --> 00:16:32.831
من دارم ولی

00:16:33.827 --> 00:16:37.833
برادر ارشد تو و توسو با هم بزرگ شدین من
میتونم متوجه رابطه ای که بینتون هست بشم

00:16:37.921 --> 00:16:39.953
اما فنگ لان شنگ یه پسر بچه ی ازار دهندس

00:16:40.853 --> 00:16:42.926
بعلاوه شما دوتا زیاد همو ندیدین
پس تو چرا اینقدر به اون محبت داری؟

00:16:43.827 --> 00:16:46.841
همچنین اسیب دیدگی تو از قبل هنوز خوب نشده

00:16:46.842 --> 00:16:49.889
ولی تو با این وجود براش اون شیطان روباه رو با کشت خودت درمان کردی

00:16:49.895 --> 00:16:52.938
من این حس رو دارم که اون مثل برادر کوچیکتر منه

00:16:53.843 --> 00:16:56.863
برادر کوچیکترت؟
همونی که وقتی کوچیک بودی گمش کردی؟

00:17:02.837 --> 00:17:03.904
هو زی

00:17:06.874 --> 00:17:09.553
فوچو برادر ارشد بهت قول میده که

00:17:09.853 --> 00:17:12.933
وقتی که همه کارام تموم شد باهات برمیگردم

00:17:15.836 --> 00:17:18.845
لان شنگ-
برادر ارشد لینگ یو بیا زودباش بشین-

00:17:19.841 --> 00:17:21.736
نگاه کن من کلی غذای خوب خریدم

00:17:22.440 --> 00:17:25.841
زودباش بخور

00:17:25.909 --> 00:17:27.717
زودباش چیزیو که میخوای رو بگو

00:17:27.890 --> 00:17:29.784
من در واقع چیزی نمیخوام

00:17:29.884 --> 00:17:32.903
من فقط میخوام ازت برای درمان جراحت شیانگ لینگ تشکر کنم

00:17:32.904 --> 00:17:35.797
تو حتما باید برای درمان زخم های اون انرژی زیادی مصرف کرده باشی

00:17:35.901 --> 00:17:39.770
اگر تو بخوای اون انرژی رو برگردونی باید خوب غذا بخوری

00:17:39.843 --> 00:17:42.531
تو دیگه چی دوست داری که بخوری؟
اگر کافی نیست من بازم میرم میخرم

00:17:42.880 --> 00:17:44.879
تو فکر میکنی من شکل کسایی هستم که زیاد میخورن؟

00:17:44.880 --> 00:17:47.966
اگر من بخوام کشت خودمو بازیابی کنم
باید خیلی خوب تمرین انرژی چی رو انجام بدم

00:17:48.845 --> 00:17:49.850
هیچکس بهت اینو نگفته؟

00:17:51.443 --> 00:17:54.649
این من و خواهر رزمی کوچیکم بودیم که
عجولانه عمل کردیم پس باید جبرانش میکردیم

00:17:54.898 --> 00:17:56.982
هنوزم این شما هستین که درکتون بالاس

00:17:57.849 --> 00:18:00.853
اوه راستی برادر ارشد
...من میخواستم ازت بپرسم که

00:18:00.926 --> 00:18:05.573
تو قبلا یه برادر کوچیکتر داشتی که گمش کردی؟

00:18:05.879 --> 00:18:06.924
از کجا اینو شنیدی؟

00:18:06.925 --> 00:18:12.810
من همیشه هنر های رزمی تورو تحسین میکردم
برای همین در مورد گذشتت از چینگ شویی و توسو پرسیدم

00:18:12.910 --> 00:18:15.793
اونا بهم گفتن که تو یه برادر کوچیکتر داشتی

00:18:15.893 --> 00:18:18.501
برادر لینگ یو تو دنبال اون گشتی؟

00:18:18.664 --> 00:18:21.163
وقتی که اون گم شد چند سالش بود؟

00:18:21.663 --> 00:18:23.358
اون الان دیگه مرده

00:18:24.885 --> 00:18:26.922
این منم که نمیخوام واقعیت رو قبولش کنم

00:18:27.893 --> 00:18:30.948
پس تو به خاطر همین منو مثل برادر کوچیکت میبینی درسته؟

00:18:30.949 --> 00:18:33.982
نه من کی همچین کاری کردم؟

00:18:34.857 --> 00:18:36.906
توسو بیشتر شبیه اونه

00:18:36.940 --> 00:18:40.031
تو منظورت چیه؟
یعنی من اونقدر خوب نستم که منو مثل برادرت باشم

00:18:41.912 --> 00:18:44.924
من هنوزم کاری برای انجام دادن دارم
اینا رو برگردونش

00:19:08.901 --> 00:19:09.946
جین نیانگ دقیقا کجا رفته؟

00:19:09.947 --> 00:19:14.018
فرمانده تو نیازی نیست که در این مورد بدونی
همینجا بمون دیکه هم به قبیله ی چین یو تان برنگرد همینجا بمونو دوستان ارشد اویانگ رو زیرنظر بگیر

00:19:14.918 --> 00:19:16.803
بایلی توسو قبلا به جیان دو رفته

00:19:27.873 --> 00:19:29.879
شیطان سیاه-
چینگ شویی-
کی اونجاس-

00:19:46.874 --> 00:19:49.984
میخوای بگی یا نه؟
چند لحظه پیش اون کی بود که داشتی باهاش حرف میزدی؟

00:19:50.674 --> 00:19:53.878
هیچکسی نبود
فقط یه دوست بود

00:19:53.950 --> 00:19:57.973
بعلاوه به تو چه ربطی داره که من با کی ملاقات میکنم؟

00:19:57.974 --> 00:20:00.811
تو هنوزم داری دروغ میگی؟
ما همه چیزو شنیدیم

00:20:00.911 --> 00:20:02.990
چطوره که تو یکی رو که از قبیله ی چینگ یو تانه رو میشناسی؟

00:20:03.691 --> 00:20:05.713
!!!هی من شوهر اینده ی توام ها

00:20:05.914 --> 00:20:08.929
...تو-
تو هنوزم منو ازار میدی این منو خیلی ناراحت میکنه-

00:20:09.942 --> 00:20:14.971
شیطان سیاه
تا موقعی که صادقانه جواب منو بدی

00:20:14.972 --> 00:20:17.010
من صدمه ای بهت نمیزنم

00:20:18.694 --> 00:20:21.977
هی من به چه دلیلی باید به تو اعتماد کنم؟

00:20:24.895 --> 00:20:26.917
تو میتونی بهم اعتماد نکنی

00:20:26.922 --> 00:20:29.930
اما وقتی که هوا شنگ زنده بود با تو خیلی خوب رفتار میکرد

00:20:29.935 --> 00:20:32.634
تو میتونی ببینی که اون اینطور بیهوده بمیره؟

00:20:32.934 --> 00:20:36.592
هوا شنگ با من خیلی خوب برخورد کرد
من خودم میدونم

00:20:36.587 --> 00:20:39.801
اینو میدونیو به ما نمیگی که مقصر اون ماجرا کیه
نکنه جین نیانگ این کارو کرده؟

00:20:39.890 --> 00:20:40.895
من واقعا نمیدونم

00:20:40.896 --> 00:20:44.506
من فقط یه وردست,پادوام اون هر کاری که بخواد بکنه به من هیچی نمیگه

00:20:44.971 --> 00:20:49.003
همین الان من خودم شنیدم که به اون یارو که از قبیله ی چینگ یو تان بود
میگفتی که بایلی توسو به جیان دو برگشته

00:20:49.492 --> 00:20:54.298
تو همه چیز رو به چین یو تان گفتی؟
رابطه ی تو با لی ین چیه؟

00:20:55.695 --> 00:20:57.505
تو نمیخوای چیزی بگی درسته؟

00:21:01.896 --> 00:21:04.904
امروز من میخوام به نمایندگی از بهشت کار کنم و به تو یه درس درست حسابی بدم

00:21:05.495 --> 00:21:07.903
که دیگه حتی فکر بازی کردن تو جهان انسانی رو نکنی

00:21:08.497 --> 00:21:10.901
باشه باشه من حرف میزنم

00:21:10.902 --> 00:21:15.903
من.....من...من به دستور جین نیانگ مامور شدم که اطلاعات برای قبیله ی چین یو تان دریافت کنم

00:21:15.904 --> 00:21:17.906
خوب دیگه چی؟

00:21:18.699 --> 00:21:23.106
و اینکه چینگ شویی و توسو رو تو جیان دو زیر نظر بگیرم

00:21:25.603 --> 00:21:29.010
شاو گونگ قبلا یه بار گفته بود که جین نیانگ همون سوجین قبیله ی چین یو تانه

00:21:29.601 --> 00:21:33.802
ممکنه که هوا شنگ ارتباط میون اون و لی ین رو پیدا کرده باشه
اونا هم به خاطر همین ساکتش کردن

00:21:33.916 --> 00:21:36.202
احتمالا جین نیانگ به چین یو تان رفته

00:21:40.203 --> 00:21:42.809
چرا لی ین میخواد من و چینگ شویی رو زیر نظر بگیره؟

00:21:43.908 --> 00:21:46.915
نکنه به خاطر شاو گونگ باشه؟
میترسه که اون به دشمنش تبدیل بشه

00:21:47.408 --> 00:21:51.813
اما چرا اون فقط میخواد ما رو زیر نظر بگیره نه دیگران رو؟

00:21:51.914 --> 00:21:53.721
حالا که من در موردش فکر میکنم

00:21:53.911 --> 00:21:58.915
اولین باری که من لی ین رو دیدم همون موقعی بود که
به شاو گونگ کمک کردم فرار کنه

00:21:59.913 --> 00:22:01.922
نکنه این به این دلیل باشه که تو......؟

00:22:03.911 --> 00:22:05.918
مهم نیست چی باشه من تصمیم گرفتم که به قبیله ی چین یو تان برم

00:22:05.919 --> 00:22:08.524
و ببینم که این لی ین داره چیکار میکنه و هدفش چیه؟

00:22:08.915 --> 00:22:12.920
از یه طرف میتونیم شاو گونگ رو نجاتش بدیم
از طرف دیگه هم بفهمیم جین نیانگ کجاست

00:22:13.003 --> 00:22:15.082
که بتونم انتقام هوا شنگ رو بگیرم

00:22:15.920 --> 00:22:17.921
به هرحال باید این موضوع رو برسیش کنیم

00:22:17.994 --> 00:22:22.467
شاو گونگ قبلا به من گفته که
لی ین دوطرف روشن و تاریک داره و بعلاوه تو درست کردن اکسیر ها خیلی خوبه

00:22:22.920 --> 00:22:25.730
اون شخص خیلی حیله گَریه
و مقابله باهاش میتونه خیلی سخت باشه

00:22:25.921 --> 00:22:27.328
پس منم باهات میام

00:22:27.919 --> 00:22:28.926
لازم نیست

00:22:29.617 --> 00:22:31.820
من بیشتر از یه بار به چین یو تان رفتم

00:22:31.922 --> 00:22:34.922
این دفعه من میخوام متوجه بشم که هدف لی ین چیه

00:22:34.923 --> 00:22:37.925
اگر به کمکی احتیاج داشته یاشم حتما به شما اطلاع میدم

00:22:37.926 --> 00:22:39.731
نه نمیشه این خیلی خطرناکه

00:22:39.923 --> 00:22:42.932
در مورد این یارو لی ین شماها
هیچی نمی دونین پس برای شما خیلی خطرناکتره

00:22:43.924 --> 00:22:45.932
به من گوش بدین همینجا بمونین

00:22:46.923 --> 00:22:47.931
به من باور داشته باشین

00:22:48.923 --> 00:22:49.927
توسو

00:22:49.986 --> 00:22:51.193
برادر ارشد

00:22:59.932 --> 00:23:00.939
.......ایشون کی هستن

00:23:01.629 --> 00:23:03.036
ایشون برادر چینگ شنگ هستن

00:23:03.926 --> 00:23:04.930
از دوستان شاو گونگ

00:23:04.979 --> 00:23:06.989
از دوستان شاو گونگ؟

00:23:11.427 --> 00:23:13.833
اه برادر توسو پس نقشمون اینطوری شدش

00:23:13.934 --> 00:23:15.936
من میرم که براش اماده بشم

00:23:15.937 --> 00:23:19.939
بای بای نیاز به بدرقم نیست

00:23:42.942 --> 00:23:44.945
تو داری به چی فکر میکنی؟

00:23:45.945 --> 00:23:46.952
خواهر هنگ یو

00:23:47.943 --> 00:23:50.952
تو احساس نمیکنی که این یارو ین چینگ شنگ یکمی مشکوکه

00:23:51.990 --> 00:23:56.063
من مشکوک به اینم که اون کسی بود که برای بار اول
به دزدیدن شمشیر سوزان تنهایی اومدش

00:23:57.943 --> 00:23:58.947
اره درسته

00:23:58.948 --> 00:24:00.951
منم همیشه به این فکر میکردم که چرا اون اینقدر اشنا به نظر میاد

00:24:01.941 --> 00:24:05.941
اون خیلی شبیه اون شخصه به خصوص چشمانش

00:24:05.942 --> 00:24:07.947
لینگ یو تو در موردش مطمعنی؟

00:24:07.948 --> 00:24:09.949
من با اون مرد نقاب دار 2 مرتبه جنگیدم

00:24:10.015 --> 00:24:12.084
اولین برخورد ما تو اشیانه ی پرندگان گویی هوا بود

00:24:12.948 --> 00:24:14.950
درست نتونستم متوجه بشم که چه شکلی بود

00:24:15.015 --> 00:24:18.061
اما قد و هیکلش دقیقا شبیه مرد نقابداره

00:24:18.948 --> 00:24:21.949
برادر ارشد اون یکی از دوستای شاو گونگه

00:24:21.950 --> 00:24:22.959
نمیتونه اون باشه

00:24:23.650 --> 00:24:25.259
این سخته که فردی رو بشناسی

00:24:25.650 --> 00:24:31.861
من به شاو گونگ اعتماد دارم
ولی این یارو ین چینگ شنگ خیلی مشکوکه

00:24:31.955 --> 00:24:34.957
من یه مدتی رو توی خونه ی هوا من لو بودم

00:24:34.958 --> 00:24:37.765
اگر اون مرد ماسک دار بود

00:24:37.955 --> 00:24:39.960
تو اون زمان اون احتمالا فرصت های زیادی برای حمله به من داشته

00:24:40.951 --> 00:24:42.958
در نگاه اول اون به نظر خیلی مشکوک میاد

00:24:42.959 --> 00:24:48.365
اما تو هم دیدی به
نظرت اون با همه خیلی خوب نیست؟

00:24:48.956 --> 00:24:50.962
اون حتی شیانگ لینگ رو هم نجاتش داد

00:24:51.044 --> 00:24:54.047
اصلا بهش نمیخوره که شخص بدی باشه

00:24:54.961 --> 00:24:55.964
درسته

00:24:56.454 --> 00:24:59.460
اون همیشه از وقتی که ما با هم تو جیان دو ملاقات کردیم خوب بوده و برخورد خوبی هم داشته

00:24:59.961 --> 00:25:02.964
چینگ شویی هم فکر میکنه که
اون همون برادر گمشدشه

00:25:02.965 --> 00:25:04.967
چینگ شنگ برادر چیان شویی هست؟

00:25:05.858 --> 00:25:08.858
این فقط یه حدس و گمانه
چینگ شویی هم در موردش زیاد مطمعن نیست

00:25:08.959 --> 00:25:10.958
من فکر میکنم این ادم خیلی پیچیدست

00:25:10.959 --> 00:25:12.967
ما باید زمانی برای برسی اون بزاریم

00:25:12.968 --> 00:25:15.968
اتفاقاتی رو که4سال پیش رخ داده رو نمیشه مطمعن شد که چیزی میشه در موردش فهمید یا نه

00:25:16.965 --> 00:25:18.969
اما ما قبلا با مرد ماسک دار جنگیدیم

00:25:19.661 --> 00:25:23.968
اگر ما بتونیم راهی برای مبارزه با اون پیدا کنیم
میتونیم بفهمیم که اون مرد ماسک دار هست یا نه

00:25:23.969 --> 00:25:24.970
تو درست میگی

00:25:24.971 --> 00:25:28.777
پس قبل از اینکه از موضوع کاملا مطمعن بشیم لطفا بهش اسیب نزنید

00:25:29.966 --> 00:25:30.973
مطمعن باش

00:25:45.970 --> 00:25:46.974
برادر توسو

00:25:46.975 --> 00:25:48.979
بازم چینگ شویی ازت خواسته منو تست کنی ببینی من برادرشم یا نه؟

00:26:46.991 --> 00:26:49.995
پس معلوم شد کسی که میخواست شمشیرو بدزده تو بودی

00:26:54.993 --> 00:26:56.903
خب گیریم که باشم خب که چی؟

00:26:56.994 --> 00:26:58.997
یعنی شما شاگردان شهر تیان یونگ تواناییتون در این حده؟

00:26:59.487 --> 00:27:02.893
سه در برابر یک اینجوری از مردونگی که چیزی حالیتون نیست

00:27:03.043 --> 00:27:04.131
چیان شنگ

00:27:04.994 --> 00:27:07.003
تو همون مرد ماسک داری

00:27:07.996 --> 00:27:11.806
وقتی برادر ارشد اینو به من گفت من باورش نکردم

00:27:11.997 --> 00:27:14.806
از اونجایی که همتون دیگه میدونید
اگر میخواید بکشید پس بکشید دیگه

00:27:14.998 --> 00:27:16.806
اگر تو رو بکشیمت که خیلی راحت میشه برات

00:27:16.997 --> 00:27:19.007
چرا تو اون موقع برای دزدیدن اون شمشیر اومده بودی؟

00:27:20.897 --> 00:27:24.504
گی اون شمشیر مزخرف رو میخواد؟
اگر همینجوری هم بهم بدینش نمیخوامش

00:27:24.694 --> 00:27:27.304
اگر به خاطر پاداشش نبود
من اصلا هیچوقت به شهر تیان یونگ شما نمیومدم

00:27:27.698 --> 00:27:31.394
چیان شنگ من همیشه مثل یه دوست با تو برخورد کردم

00:27:31.996 --> 00:27:33.003
پس چرا تو اینطوری ما رو فریبمون دادی؟

00:27:33.004 --> 00:27:36.006
برادرتوسو من معذرت میخوام

00:27:36.696 --> 00:27:38.799
اون موقع من شماها رو نمیشناختم

00:27:39.000 --> 00:27:42.001
من اون موقع در اطراف جیانگهو در سفر بودم و بدهی های زیادی هم داشتم

00:27:42.002 --> 00:27:43.006
اما الان به من نگاه کن

00:27:43.007 --> 00:27:47.016
ایا از وقتی که با تو دوست شدم تا به حال شده که ازت چیزی بدزدم؟

00:27:48.008 --> 00:27:51.017
اما اگر هنوزم بابت اتفاق اون موقع ناراحتی
بیا به من یه کف گرگی بزن

00:27:53.002 --> 00:27:54.411
این موضوع اصلا شوخی بَردار نیست

00:27:54.602 --> 00:28:00.006
تو میدونی اگر موفق به دزدیدن اون شمشیر میشدی
چند زندگی از بین میرفت

00:28:00.007 --> 00:28:02.011
من واقعا نمیدونستم که اون اصلا چی چی هست

00:28:02.012 --> 00:28:06.019
خوب پس بزار ازت بپرسم کی میخواست بابتش بهت پول بده؟
کی بهت گفتش که بری اون شمشیر رو بدزدی؟

00:28:09.009 --> 00:28:10.015
لی ین

00:28:14.608 --> 00:28:17.011
بعد از اینکه به شهر تیان یونگ وارد شدم

00:28:17.012 --> 00:28:19.021
متوجه شدم که شاو گونگ هم شاگرد اونجاست

00:28:20.012 --> 00:28:23.022
من نمیخواستم که کسی منو بشناسه پس مجبور بودم که ماسک بزنم

00:28:25.013 --> 00:28:26.621
......منظورت اینکه میخوای بگی

00:28:27.622 --> 00:28:31.712
لی ین به تو اون ماسک رو داده بود

00:28:31.813 --> 00:28:33.019
من دوباره اینو تکرارش میکنم

00:28:33.020 --> 00:28:35.422
بله لی ین به من داده بودتش ماسک رو

00:28:36.013 --> 00:28:40.019
و همچنین همه ی کسانی که برای پاداش اومده بودن و
همچنین محراب یاقوت کبود هم ماسک پوشیده بودن

00:28:40.020 --> 00:28:44.021
بعد از اینکه به وسیله ی شماها اسیب دیدم
حتی نمیتونستم از کوهستان پایین برم

00:28:44.022 --> 00:28:46.027
فقط میتونستم پشت کوه قاییم شم و از زخمام مراقبت کنم

00:28:47.039 --> 00:28:50.068
که تقریبا کم مونده بود به وسیله ی اون و
چینگ شویی به دام بیفتم

00:29:03.027 --> 00:29:06.631
طرف شما چه کسانی هستن؟
کدوماشون هنرهای رزمیشون قویتره؟

00:29:07.022 --> 00:29:08.026
اینو من باید از کجا بدونم اخه؟

00:29:08.027 --> 00:29:12.032
بعد از پوشیدن ماسک همه یه شکل میشن
و هیچ کدوممون هم همدیگه رو نمیشناسیم

00:29:13.030 --> 00:29:15.033
شاید اینم بخشی از نقشه ی لی ین بوده؟

00:29:16.024 --> 00:29:19.028
اون حتما نمیخواسته که افرادی مثل ما که به صورت موقت براش کار میکنن
بتونن خبری ازش به دست بیارن

00:29:19.029 --> 00:29:22.038
شماها همین الانشم به مادر بزرگ یودو اسیب زدین
حتی نزدیک بود به توسو هم اسیب بزنید

00:29:23.029 --> 00:29:26.031
برنج میشه که اشتباهی خورده بشه ولی کلمات اشتباهی گفته نمیشنا
منکه به کسی اسیبی نزدم

00:29:26.032 --> 00:29:28.037
من مثل اونا نبودم

00:29:28.628 --> 00:29:30.930
من فقط به یه سری ادم پول شراب بدهکار بودم پس
بنابراین میخواستم فقط قرض هام رو تصفیه کنم

00:29:31.031 --> 00:29:35.037
من به شهر تیان یونگ اومدم فقط هم به همین دلیل بود

00:29:37.632 --> 00:29:40.037
برادر توسو ببخشیدا

00:29:40.113 --> 00:29:43.151
اون موقع انگار که من کلی مشکل برات به وجود اورده بودم نه؟

00:29:44.036 --> 00:29:47.044
من به خاطر دزدیدن شمشیر میتونم ببخشمت

00:29:48.036 --> 00:29:49.038
اما

00:29:49.039 --> 00:29:52.040
من باید کمرت رو ببینم

00:29:52.633 --> 00:29:55.039
برای اینکه چیزی رو اثباتش کنم

00:30:05.043 --> 00:30:07.047
جاو لینو اون نکشته

00:30:11.041 --> 00:30:13.041
جاو لین دیگه کیه؟

00:30:15.038 --> 00:30:18.041
هی شماها  که نباید هر مشکلی براتون پیش اومده بندازین گردن من که

00:30:18.042 --> 00:30:21.044
من فقط قبول کردم که یه کار احمقانه برای لی ین انجام بدم

00:30:21.045 --> 00:30:22.050
حتی به خاطرش در حد مرگ هم اسیب دیدم

00:30:22.245 --> 00:30:25.270
بعدشم کلی طول کشید که این بدن عزیز من خوب بشه

00:30:27.041 --> 00:30:29.043
به نظر میرسه که خیلی وقته که لی ین چشمش دنبال
شمشیر سوزان تنهاییه

00:30:29.044 --> 00:30:33.050
اون مرد ماسک داره دره ی وو منگ هم باید خود اون بوده باشه

00:30:33.051 --> 00:30:36.858
توسو لطفا ارامشتو حفظ کن
اجازه نده که خشمت بهت غلبه کنه

00:30:37.050 --> 00:30:41.052
درسته ما الان دیگه سرنخ داریم
پس میتونیم با اطمینان به جلو پیش بریم

00:30:41.053 --> 00:30:44.460
منم باید برم دنبال لی ین
مرگ هوا شنگ به احتمال زیاد مقصرش اون باشه

00:30:45.051 --> 00:30:47.660
برادر توسو تو هم با لی ین دشمنی داری
ایا میخوای که انتقامشو بکیری؟

00:30:47.889 --> 00:30:49.558
دهنتو گٍل بگیر

00:30:52.051 --> 00:30:53.056
تو داری کجا میری؟

00:30:53.057 --> 00:30:54.261
قبیله ی چین یو تان

00:30:55.052 --> 00:30:57.057
توسو نیازه که اول در موردش بحث کنیم

00:30:57.058 --> 00:31:00.067
برادر ارشد ایا واقعا لازمه که در این مورد بحث کنیم؟

00:31:01.058 --> 00:31:04.060
تمام زندگی من توسط لی ین به نابودی بدل شده

00:31:04.851 --> 00:31:05.958
پس برو

00:31:06.059 --> 00:31:09.060
برو به اونجا و تمام دشمنانت رو که اونجا هستن سلاخی کن

00:31:09.061 --> 00:31:11.671
بعدش اجازه بده که استاد بزرگ قیافه ی
پر از خشم و نفرتت رو موقع انتقام رو ببینه

00:31:12.136 --> 00:31:15.168
!!!برو برو دیگه

00:31:20.861 --> 00:31:22.469
هاله ی شیطانی شمشیر در توعه

00:31:23.060 --> 00:31:25.064
اگر الان اینجوری مثل این بری مثل این میمونه که داری تو راه مرگ خودت قدم میزاری

00:31:25.065 --> 00:31:28.072
برای رفتن به چین یو تان تو باید با من و چیان شنگ بری

00:31:29.062 --> 00:31:34.064
بزار بهت بگم تو این دفعه اصلا نباید از دستورات من سرپیچی کنی

00:31:35.065 --> 00:31:38.474
ببین این چطوره تو اینجا با من و لان شنگ و چیگ شویی بمون

00:31:39.101 --> 00:31:45.119
بعد از اینکه لینگ یو و چیان شنگ رفتن به چین یو تان که خبری از اونجا دریافت کنن و
برگشتن همگی با هم دوباره میریم برای پیدا کردن لی ین

00:32:00.068 --> 00:32:05.071
اون شخصی که تلاش کرد شمشیر رو بدزده
و اونی که تو قلعه ی تیان دو پنهان شده بود بدون شک چیان شنگه

00:32:06.072 --> 00:32:10.079
من هنوزم به یاد میارم زمانی رو که چینگ شویی چیان شنگ رو پیدا کرد متوجه چیزی شد

00:32:11.069 --> 00:32:12.073
چیزی که تو میخوای بگی اینه که

00:32:12.115 --> 00:32:16.075
برادر چینگ شویی فنگ گوانگ مو همون چیان شنگه؟

00:32:16.076 --> 00:32:17.080
چطور ممکنه؟

00:32:18.071 --> 00:32:23.082
اگر اون واقعا فنگ گوانگ موعه پس چرا بعد از اتفاقی که تو
دره ی وو منگ افتاد به یو دو برنگشته؟

00:32:23.473 --> 00:32:26.077
اون حتی خواهر خودشم یادش نمیاد

00:32:26.078 --> 00:32:31.082
شاید بعد از اتفاقی که تو دره ی وومنگ افتاده
اونم مثل توسو به فراموشی مبتلا شده

00:32:31.675 --> 00:32:33.877
از دیدگاه من به نظر نمیاد که اون دروغ بگه

00:32:34.078 --> 00:32:37.079
اما من مطمعنم که اتفاقاتی که افتاده بیشتر از اینها بوده

00:32:37.080 --> 00:32:39.687
تو میگی که اینها رو باید به چینگ شویی بگیم؟

00:32:39.692 --> 00:32:42.898
بعد از اینکه از همه چیز سر در اوردیم به اون هم میگیم

00:32:43.099 --> 00:32:47.081
من باید یه سفر به قبیله ی چین یو تان برم
کی میدونه شاید تونستم سرنخ های دیگه ای هم پیدا کنم

00:32:47.082 --> 00:32:51.089
لینگ یو بعد از اینکه به اونجا رسیدی خیلی مراقب باش
و خیلی برنامه ریزی شده عمل کن

00:32:52.080 --> 00:32:56.080
اگر واقعا لی ین مرد ماسک دار باشه مطمعنان ازش نمیگذرم

00:32:56.081 --> 00:33:00.083
بهتره که صبر کنی حقیقت مشخص بشه بعد که برگشتی همگی با هم
در موردش بحث میکنیم

00:33:00.084 --> 00:33:03.091
اما درباره ی اون یارو شاو گونگ من متوجه شدم که اون
خیلی مشکوک میزنه

00:33:03.682 --> 00:33:06.084
اون خیلی بیش از حد بی عیب و نقصه

00:33:06.085 --> 00:33:09.087
تو فکر نمیکنی که این یه کمی غیر عادیه؟

00:33:09.088 --> 00:33:12.094
موقعی که اون تو شهر تیان یونگ بود من بهش مشکوک شده بودم

00:33:12.686 --> 00:33:17.091
اما تو چین چوان اون با توسو خیلی خوب برخورد میکرد

00:33:17.092 --> 00:33:19.093
من فکر نمیکنم که اون بخواد که به توسو صدمه بزنه

00:33:19.094 --> 00:33:22.096
این شاید به خاطر این باشه که من زیادی حساسم

00:33:22.687 --> 00:33:28.697
من دارم فکر میکنم که چطوریه که شاو گونگ و چیان شنگ با هم دوستن و هم
اینکه شاو گونگ چطور با رهبر گروه محراب یاقوت سرخ لی ین در ارتباطه

00:33:29.098 --> 00:33:32.104
من میترسم که اونها با هم تبانی کردن

00:33:32.695 --> 00:33:35.500
پس در این صورت وقتی که به محراب یاقوت سرخ رسیدم
طبق شرایط عمل میکنم

00:33:35.696 --> 00:33:40.899
اون موقع هم خیلی دیر نخواهد بود برای اینکه رابطه ی بین شاو گونگ و
لی ین رو برسی کنم

00:33:51.801 --> 00:33:52.809
پدربزرگ

00:34:12.106 --> 00:34:13.110
برادر توسو

00:34:13.202 --> 00:34:15.202
من واقعا در مورد موضوع مرد نقابدار هیچی نمیدونم

00:34:15.203 --> 00:34:17.807
من اون موقع مجبور بودم که شمشیر تو رو بدزدم که بتونم از
شرایط سخت خودم تو زندگی بیرون بیام

00:34:18.155 --> 00:34:21.107
من نمیدونستم که خیلی چیزا تو این 3سال اتفاق افتاده

00:34:21.108 --> 00:34:22.715
من واقعا خیلی معذرت میخوام

00:34:22.806 --> 00:34:25.011
در مورد این چیزا تا به حال به شاو گونگ هم گفتی؟

00:34:25.112 --> 00:34:27.120
من چطور میتونم این چیزا رو به اون بگم؟

00:34:28.111 --> 00:34:31.120
اون موقه ها شاوگونگ برای اینکه بتونه منو نجاتم بده خیلی پول خرج کرد

00:34:32.158 --> 00:34:37.231
بعدها که من تونستم تو جیانگهو بگردم همش به لطف
کمک شاوگونگ و عمه تونگ بود

00:34:37.810 --> 00:34:41.011
شائوگونگ باتوجه به شغلش که نجات مردمه هرگز شخص ثروتمندی نبوده

00:34:41.141 --> 00:34:43.222
پس چطور میتونستم از اون همچین چیزی بحوام؟

00:34:44.812 --> 00:34:46.814
اما اولش میخواستم ازش سودی به دست بیارم

00:34:47.115 --> 00:34:50.122
اما من اصلا انتظارشو نداشتم که تو شهر تیان یونگ به شاو گونگ بربخورم

00:34:50.812 --> 00:34:56.817
من احتمالا نمیتونستم بهش بگم که دارم این کار رو برای
لی ین انجام میدم که بتونم مقداری پاداش و پول به دست بیارم درسته؟

00:34:57.165 --> 00:35:00.173
اون موقع این تو بودی که چینگ شویی رو گروگان گرفته بودی؟

00:35:00.816 --> 00:35:03.821
هی هی هی من بدون هیچ پنهان کاریی
به یهشت قسم میخورم که

00:35:04.122 --> 00:35:06.124
من جز اون کار چاره ی دیگه ای نداشتم

00:35:06.616 --> 00:35:10.617
اون موقع هرج و مرج بود و منم تو ماموریتم شکست خورده بودم
وحتی کم مونده بود که زندگیم رو هم از دست بدم

00:35:10.818 --> 00:35:13.823
اون موقع فقط میتونستم فرار کنم
و قصدی هم نداشتم که برای دیگران مشکلی درست کنم

00:35:14.124 --> 00:35:17.128
و تصادفا ما دوباره تو جیان دو ملاقات کردیم و حتی دوست هم شدیم

00:35:17.618 --> 00:35:21.621
تو نمیدونی که اون موقع تو دل من چه اشوبی بود
و چه احساس گناهی میکردم من حتی نمیتونستم پنهانش کنم

00:35:22.122 --> 00:35:25.126
با این حال اون منو برادر گمشده ی خودش میدونست و میدید

00:35:25.127 --> 00:35:27.133
به همین دلیله که هیچ انسانی نباید کار های بد و شیطانی انجام بده

00:35:28.124 --> 00:35:32.129
اگر میدونستم که رفقای به این خوبی میشیم
هر چقدر هم بهم بابتش پیشنهادش میدادن انجامش نمیدادن

00:35:32.130 --> 00:35:37.131
از اونجایی که تو میدونستی ما در حال برسی این موضوع هستیم
پس چرا هنوزم با ما تو تموم این راه تا به اینجا اومدی؟

00:35:37.225 --> 00:35:42.235
هی هی هی اجازه نده که تخیلاتت
تحریکت کنه ها

00:35:42.826 --> 00:35:44.433
من اصلا جاسوس یا همچین چیزی نیستم

00:35:44.625 --> 00:35:47.124
من اصلا هیچ ربطی به این موضوع جاسوس ندارم

00:35:47.125 --> 00:35:50.130
من میبینم که شماها دوستای شاوگونگ هستین
به خاطر همین هم باهاتون صمیمی رفتار میکنم

00:35:50.131 --> 00:35:52.038
یعنی فقط به خاطر شاوگونگه که با ما به عنوان دوستانت برخورد میکنی؟

00:35:52.128 --> 00:35:56.832
من اصلا اهمیت نمیدم که برادر توسو باور کنی یا نه ولی
من همیشه با تو و خواهر چینگ شویی به عنوان دوستان خوبم رفتار میکنم

00:35:56.833 --> 00:36:02.842
در مورد موضوعات گذشته دیگه صحبت نمیکنیم اما مطمعن باش که تو این سفرمون به
چین یو تان من به تو و برادر ارشدت کمک میکنم که هویت واقعی مرد نقابدار رو افشا کنی

00:36:05.139 --> 00:36:08.949
باشه اگرم به من اعتماد نداری من سزاوارشم و بهت حق میدم

00:36:09.140 --> 00:36:14.146
من فقط میخوام که کاری براتون بکنم که برای کارهای گذشتم جبرانی
براتون کرده باشم فعلا خداحافظ

00:36:17.139 --> 00:36:19.545
......در مورد خواهر چینگ شویی هم

00:36:19.636 --> 00:36:22.037
لطفا بهش هیچی در این مورد نگو باشه؟

00:36:22.138 --> 00:36:30.197
هرچند که من برادر خونی اون نیستم ولی اگر متوجه بشه که من قبلا بهش اسیب زدم
ممکنه که خیلی ناراحت بشه

00:36:30.640 --> 00:36:31.844
خیلی خوب

00:36:32.637 --> 00:36:34.242
ممنون

00:36:49.141 --> 00:36:53.142
فوچو تو اول به شهر تیان یونگ برگرد و
...به کشیش بزرگ گزارش بده و

00:36:53.143 --> 00:36:56.147
بهشون بگو که من یه سرنخ جدید در مورد مرد نقابدار پیدا کردیم
و اجازه میخوام که بیشتر اینجا بمونم که در موردش برسی و تحقیق کنم

00:36:56.148 --> 00:36:58.155
برادر ارشد نمیشه منم باهات بیام؟

00:36:58.845 --> 00:37:00.846
این موضوع خیلی مهمیه

00:37:01.169 --> 00:37:04.152
این بهتر که تو از طرف من بری و به ایشون گزارش بدی

00:37:04.153 --> 00:37:05.154
باشه قبوله

00:37:05.155 --> 00:37:07.199
پس برادر ارشد تو راه از خودت خوب مراقبت کنیا

00:37:08.190 --> 00:37:09.262
.....این

00:37:10.152 --> 00:37:14.155
اینو بگیر و دیگه به من برش نگردون
.....اگرم ازش خوشت نمیاد

00:37:14.156 --> 00:37:16.161
میتونی بندازیش دور

00:37:21.157 --> 00:37:22.165
برادر ارشد تو قبولش کردی؟

00:37:23.155 --> 00:37:24.159
فوچو

00:37:24.240 --> 00:37:27.261
در مورد خواسته ی قلبیت من خیلی خوب میدونم

00:37:28.154 --> 00:37:33.157
اما من در مورد اینده خودم زیاد مطمعن نیستم
و نمیدونم که چی پیش میخواد بیا جلوم

00:37:33.158 --> 00:37:34.765
پس ممکنه که من ناامیدت کنم

00:37:35.174 --> 00:37:39.181
مشکلی نیست تا زمانی که من بدونم تو قلب برادر ارشد هستم
خیلی راضی خواهم بود

00:37:39.655 --> 00:37:42.063
برادر ارشد تو باید خیلی خوب از خودت و توسو مراقبت کنی

00:37:42.241 --> 00:37:44.304
من منتظر برگشت تو هستم

00:38:04.865 --> 00:38:08.868
اونا الانشم جونه زدن احتمالان به زودی شکوفا بشن

00:38:09.169 --> 00:38:11.178
درسته حق با توعه اونا خیلی زود رشد میکنن

00:38:15.865 --> 00:38:17.069
سوسو

00:38:17.172 --> 00:38:18.781
این اواخر دوبار زیاد حرف نمیزنی

00:38:19.171 --> 00:38:22.219
نکنه هاله ی شمشیر تو بدنت بازم اوت کرده؟

00:38:23.072 --> 00:38:24.073
نه

00:38:24.174 --> 00:38:27.782
خوشبختانه من کشت درونی لو یانگ پینگ رو دارم که
بهم در سرکوب کردن هاله ی شیطانی شمشیر کمک میکنه

00:38:28.173 --> 00:38:31.174
بعلاوه من هر روز مراقبه و تذهیب نفس میکنم

00:38:31.175 --> 00:38:33.177
در حال حاظر من دیگه میتونم هاله ی شمشیر رو در درون خودم کنترول کنم

00:38:33.178 --> 00:38:35.781
اما من فکر میکنم که نفس کشیدن تو خیلی ناپایداره شده

00:38:35.895 --> 00:38:39.176
یا نکنه به این دلیله که تو داری سعی میکنی که خشمت رو کنترول کنی؟

00:38:39.177 --> 00:38:40.182
چینگ شویی

00:38:40.873 --> 00:38:45.074
من همش قتل عام دره وومنگ رو یادم میاد همچنین

00:38:45.179 --> 00:38:46.786
اون مرد نقاب داره شهر تیان یونگ رو

00:38:47.077 --> 00:38:50.080
نکنه خبری از مرد نقابدار هست؟

00:38:50.181 --> 00:38:54.185
نه اگر هر چیزی باشه من حتما بهت میگم

00:38:55.675 --> 00:39:00.077
سوسو اگر مشکلی داری نباید اونو به درون قلبت بریزی باید اونو
بیرون بریزیش

00:39:00.179 --> 00:39:01.185
من میدونم

00:39:01.876 --> 00:39:05.882
حتی اگر دشمنم رو ببینم عجولانه عمل نمیکنم

00:39:06.232 --> 00:39:08.294
چون نمیخوام که به وسیله ی هاله ی شمشیر کنترول بشم

00:39:09.180 --> 00:39:11.186
این چیزیه که من بیشترین نگرانی رو براش دارم

00:39:11.251 --> 00:39:13.350
لطفا این هاله ی شمشیر رو دست کمش نگیر

00:39:15.185 --> 00:39:16.192
باشه هواسم بهش هست

00:39:17.182 --> 00:39:23.192
چینگ شویی بعد از اینکه این موضوع دره ی وو منگ رو حل کردیم
من تو رو به یو دو برمیگردونم و دیگه برات دردسر درست نمیکنم

00:39:23.886 --> 00:39:27.093
واقعا؟ تو واقعا راضی هستی که با من به یو دو بیای؟

00:39:30.185 --> 00:39:33.188
خوب پس برادر لینگ یو هم در مورد این موضوع میدونه؟

00:39:33.887 --> 00:39:38.093
اون و چیان شنگ به قبیله ی چین یو تان (مجراب یاقوت سرخ) رفتن برای تحقیق

00:39:41.190 --> 00:39:42.198
بگو لی ین کجاست؟

00:39:44.192 --> 00:39:45.195
نمیدونم

00:39:45.196 --> 00:39:47.201
ین چیان شنگ تو واقعا خیلی دل و جرعت داری

00:39:48.221 --> 00:39:50.313
وایسا رهبر قبیله برگرده اونوقت تو دیگه مُردی

00:39:53.890 --> 00:39:59.893
تو محراب یاقوت سرخ شما علاوه بر اکسیر های طول عمر
انواع سم هم داره و مطمعنم که تعدادشون کم هم نیست

00:40:00.194 --> 00:40:02.196
....خوب بزار من فکر کنم

00:40:02.197 --> 00:40:06.207
اگر من به تو سم بخورونم تو تبدیل به چی میشی؟

00:40:07.200 --> 00:40:11.205
من تو تعجبم که ایا تو تا موقعی که لی ین برمیگرده زنده میمونی؟

00:40:11.696 --> 00:40:15.105
تپه های زی شیان
رهبر قبیله رفته به اونجا

00:40:16.201 --> 00:40:17.206
اونجا رفته چیکار؟

00:40:17.497 --> 00:40:20.497
مطمعن نیستم رهبرقبیله هرگز همچین چیزایی رو به ما نمیگه

00:40:20.498 --> 00:40:22.904
پس در مورد شاو گونگ چی؟-
اونم با خودش برده-

00:40:23.205 --> 00:40:24.213
...یه چیز دیگه

00:40:25.204 --> 00:40:29.205
ایا لی ین تو 8 ماه گذشته به روستای ان لو در نزدیکی شهر تیان یونگ رفته؟

00:40:29.206 --> 00:40:34.209
اینو من زیاد مطمعن نیستم ولی تو 3سال گذشته اصلا تو
اینجا نبوده

00:40:34.292 --> 00:40:37.342
اینکه اون کجاها توی این مدت رفته من واقعا در موردش نمیدونم

00:40:41.210 --> 00:40:45.213
من نامه ای برای توسو میفرستم
ما در خارج تپه های زی شیان دوباره همدیگه رو میبینیم

00:40:52.211 --> 00:40:55.220
خواهر روچین لی ین الان شاوگونگ و شون فنگ رو به تپه های زی شیان برده

00:40:56.210 --> 00:40:59.210
من و چینگ شویی هم سریعا برنامه رفتن به اونجا رو میچینیم
امیدواریم که بتونیم نجاتشون بدیم

00:40:59.211 --> 00:41:01.212
باشه شماها باید مراقب امنیت خودتون باشیم

00:41:01.213 --> 00:41:06.221
خواهر روچین لطفا نگران نباشین با وجود برادر رزمی ارشد و برادر چینگ شنگ دراونجا
ما مطمعنان میتونیم شاو گونگ رو به موقع نجاتش بدیم

00:41:07.212 --> 00:41:10.217
خواهر روچین لطفا در این مورد به لان شنگ و شیانگ لینگ
چیزی نگو

00:41:10.282 --> 00:41:12.321
باشه من متوجه شدم

00:41:17.816 --> 00:41:19.822
منم میخوام که همراه با برادر توسو برم

00:41:22.013 --> 00:41:24.014
خوب الان ما چیکار کنیم؟

00:41:24.018 --> 00:41:26.021
بگو چیکار کنیم بی کله؟

00:41:26.222 --> 00:41:30.228
راستیتش منم میخوام که برم ولی مطمعنم که خواهر نمیزاره که برم

00:41:32.222 --> 00:41:34.830
ببین این چطوره که تو بمونی و منحرفش کنی؟

00:41:35.121 --> 00:41:37.729
بعدش تو هم منو اینجا تنها ول کنی بری نه؟

00:41:37.820 --> 00:41:39.824
خواب دیدی خیر باشه
حتی فکر اینو نکن که منو اینجا تنها بزاریو بری

00:41:40.225 --> 00:41:42.226
اگر قرار باشه که بریم هردو باهم میریم

00:41:43.223 --> 00:41:48.227
بعلاوه تو هنوز اسیب دیدگیت خوب نشده
اگر من نیام کی میخواد از تو مراقبت کنه

00:41:52.824 --> 00:41:56.026
نظرت درباره ی این چیه از اونجایی که به صورت اشکارا نمیتونیم بریم دنبالشون

00:41:56.027 --> 00:41:59.236
چطوره که مخفیانه بریم دنبالشون

00:42:00.027 --> 00:42:01.231
مخفیانه بریم دنبالشون؟

00:42:01.232 --> 00:42:04.240
این ایده ی بدیم نیست
تو از کی اینقدر باهوش شدی؟

00:42:05.031 --> 00:42:07.032
من همیشه اینقدر باهوش بودم

00:42:07.233 --> 00:42:10.235
اگر در اینده مشکلی داشتی میتونی بیای پیش خودم
اونوقت من خیلی راحت موضوع رو برات حل میکنم

00:42:10.626 --> 00:42:13.035
اونوقت من تبدیل به مرد اغواگر و حیله گر تو میشم

00:42:13.320 --> 00:42:16.366
تو خواب ببینی حیله گر و اغواگر؟

00:42:32.238 --> 00:42:33.246
شائوگونگ

00:42:34.037 --> 00:42:36.039
بیشتر از این تو زمان تاخیر ایجاد نکن

00:42:36.305 --> 00:42:38.375
چی چیو باید برای زمان بهشتی صبر کنیم

00:42:39.279 --> 00:42:43.240
من اونقدرا هم صبور نیستم

00:42:43.241 --> 00:42:48.248
اگر بازم بخوای تو اجرای این طلسم تاخیر ایجاد کنی پس باید
دیگه دیدن دوباره ی شون فنگ از مغزت خودت بیرون کنی

00:42:48.272 --> 00:42:58.272
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:42:58.296 --> 00:43:08.296
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.