﻿WEBVTT

00:01:54.200 --> 00:02:01.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:01.817 --> 00:02:06.820
این یشم سبز جنوب رو میتونی به عنوان یه یادگاری برای تجدید خاطرات بهم بدی؟

00:02:18.827 --> 00:02:20.829
که برای همیشه پیش تو بمونم

00:02:25.832 --> 00:02:27.841
لان شنگ,لان شنگ

00:02:39.841 --> 00:02:42.850
 بزار یه چپزی بهت بگم چند روز پیش تو بازار یه مغازه ی پارچه فروشی تازه باز شده

00:02:43.842 --> 00:02:45.845
که پارچه ای رو که تهیش میکنن خیلی بخصوص و خوبه

00:02:46.836 --> 00:02:49.838
بیا با من بریم یه نگاهی بهشون بندازیم-
باشه-

00:02:53.844 --> 00:02:56.851
این دیگه چیه؟چقدر خوشگله

00:03:15.851 --> 00:03:18.854
من واقعا شرمنده ام که اینهمه سال اینو پیش خودم نگهش داشتم

00:03:18.855 --> 00:03:22.860
من تو گذشته فکر میکردم که این یه گنج جادوییه
ولی الان اون دیگه هیچ قدرتی نداره

00:03:23.851 --> 00:03:26.852
پس چرا قبلا در موردش بهم نگفتی؟
الان واقعا باعث شرمندگیه منه

00:03:26.853 --> 00:03:29.853
من چندین بار در موردش فکر کردم

00:03:29.854 --> 00:03:32.860
...که شاید تو یه روز و تو یه مکان خاص

00:03:32.861 --> 00:03:35.863
تو خودت اینو با دستای خودت بهم بدی

00:03:35.929 --> 00:03:37.949
من شرمنده ام ببخشید

00:03:38.857 --> 00:03:43.862
اشکالی نداره
شاید اینم سرنوشت باشه

00:03:43.863 --> 00:03:46.865
...من از صمیم قلب تو و کسی رو که دوستش داری رو

00:03:46.866 --> 00:03:49.871
دعا میکنم که تا زمانی که استخونهاتون به خاکستر تبدیل بشه با هم باشین و از هم جدا نشین
و همیشه عاشق هم باشین

00:03:52.263 --> 00:03:53.668
خیلی ممنون

00:04:31.968 --> 00:04:33.984
بریم

00:04:37.890 --> 00:04:40.892
الان دیگه همه ی قطعه های یشم زینتی تو دستای ماست

00:04:40.984 --> 00:04:44.184
قدم بعدی ما باید اینکه یشم زینتی رو کاملش کنیم

00:04:44.885 --> 00:04:47.896
ولی برای اجرای چنین طلسم قدرتمندی نیازه که
جادوی ویژه ای هم داشته باشیم

00:04:51.894 --> 00:04:53.895
اما قبل از کامل کردن یشم زینتی

00:04:54.895 --> 00:04:56.904
من نگران مثله ی دیگه ای هستم

00:04:58.894 --> 00:04:59.903
نگرانیت در مورد لی ینه؟

00:05:00.898 --> 00:05:01.904
لی ین یه گرگ حیله گره

00:05:02.895 --> 00:05:05.904
اون قطعا به راهی فکر میکنه که جلوی کامل کردن
یشم زینتی رو بگیره

00:05:08.902 --> 00:05:09.909
پس بهتر که اول اونو متوقفش کنیم

00:05:10.899 --> 00:05:12.906
شاو گونگ چرا ما صبر نکنیم که اون بیاد سراغمون؟

00:05:13.898 --> 00:05:15.906
حفض کردن ارامش برای کنترول فعالیتها

00:05:15.907 --> 00:05:19.912
این ممکنه که کار کنه
ولی باید اینو هم در نظر بگیری که ما تو روشنایی هستیم در حالی که اون تو تاریکیه

00:05:20.204 --> 00:05:21.809
در این مورد ما باید به خصوص مراقب باشیم

00:05:21.810 --> 00:05:23.415
چطوره که من برم به قبیله ی چین یو تان که جاسوسیشون رو بکنم؟

00:05:23.444 --> 00:05:25.498
نه قبیله ی چین یو تان شاگردان زیادی داره

00:05:25.503 --> 00:05:27.506
درسته که اونا فقط تو ساختن اکسیر های دارویی خوب هستن و
مهارت های رزمیشون هم متوسطه

00:05:28.907 --> 00:05:30.909
اما در عوض اونها هزاران راه برای مسموم کردن با سم بلدن

00:05:30.910 --> 00:05:32.920
اونجا محدوده و منطقه ی اوناس
و تو هم با اون منطقه اشنایی نداری

00:05:32.947 --> 00:05:35.785
پس اگر پیدات کنن و ببیننت
فرار کردن برات خیلی سخت میشه

00:05:37.916 --> 00:05:40.921
پس اگه ما نمیتونیم به اونجا بریم
فقط میتونیم صبر کنیم و اینجا منتظر اونا باشیم که اونا بیان

00:05:41.912 --> 00:05:44.916
...من دارم فکر میکنم که خواهر روچین و بقیه رو

00:05:44.917 --> 00:05:47.919
به چین چوان برگردونیم و منو برادر ارشد و بقیمون هم
اینجا بمونیم

00:05:48.959 --> 00:05:52.016
عمه تونگ و شون فنگ قبلا توسط لی ین گروگان گرفته شدن

00:05:52.915 --> 00:05:53.923
بعلاوه من هنوز تو دلم تردید دارم

00:05:53.924 --> 00:05:55.930
من میترسم که شون فنگ با این موضوع موافقت نکنه

00:05:56.221 --> 00:05:58.827
...شاو گونگ تو قبلا اینو به من گفتی که

00:05:59.418 --> 00:06:02.419
تو برای این دنبال یشم زینتی میگشتی چون میخواستی خواهر شون فنگ رو به زندگی برشگردونی

00:06:02.930 --> 00:06:03.939
...اما

00:06:04.016 --> 00:06:10.044
الان هدف من برای برگردوندن یشم زینتی اینه که به تو کمک کنم که
هاله ی مرگبار و شیطانی درونت رو نابود کنی

00:06:10.991 --> 00:06:12.010
شاو گونگ

00:06:12.962 --> 00:06:13.966
من متوجه این نمیشم

00:06:14.451 --> 00:06:18.463
اگر ما واقعا بتونیم که واقعا 3 قسمت از یشم زینتی رو به هم متصل کنیم
و یشم زینتی رو کاملش کنیم واقعا میتونیم باهاش مرده ها رو زنده کنیم؟

00:06:20.934 --> 00:06:22.939
...با توجه به چیزایی که کتیبه ی باستانی میگه

00:06:23.950 --> 00:06:25.988
بله ممکنه

00:06:26.937 --> 00:06:29.938
بزرگترین کاری که این یشم زینتی میتونه انجام بده اینه که میتونه ارواح رو جذب و جمع اوری کنه

00:06:29.939 --> 00:06:34.950
هرچیزی که در زمین وجود داره از جمله تمامی دارو ها مهارت های جادویی
امید ها و...همه در  هزاران راه تغییر میکنن

00:06:35.941 --> 00:06:36.950
ولی اصول اصلی و اساسی چیزیه که توسط قلمرو معنوی کنترول میشه

00:06:37.941 --> 00:06:39.946
برای مثال اکسیر زندگی طولانی

00:06:40.961 --> 00:06:47.001
وقتی که انرژی معنوی رو جمع اوری کنی و به شکل یه اکسیر دربیاری
میشه اکسیر زندگی طولانی که وقتی کسی اونو بخوره زندگیی طولانی خواهد داشت

00:06:47.239 --> 00:06:50.241
و حتی میتونه به هر کسی این قدرت رو بده که مُردش رو زنده کنه

00:06:50.260 --> 00:06:54.262
ما به یشم زینتی احتیاج داریم که بتونیم باهاش ارواح رو جذب کنیم بعدش نتیحه هم مشخص میشه

00:06:55.046 --> 00:06:58.050
حالا چرا تو یه دفعه ای داری در مورد اکسیر برگردوندن مُرده به زندگی میپُرسی؟

00:06:59.249 --> 00:07:03.253
...چیزهایی که من قبلا تو تپه های زی شیان دیدم منو مجبورم کرد که

00:07:05.028 --> 00:07:07.108
مادرم رو به یاد بیارم

00:07:08.046 --> 00:07:10.052
چینگ شویی هم قبلا به من گفته که
اون یه توهم از ترس های قلب من بوده

00:07:10.453 --> 00:07:15.455
توهمی که درون قلب من بودش اما شاید هم چیزهایی بوده که اینهمه سال بهشون اشتیاق داشتم و میخواستمشون

00:07:16.011 --> 00:07:19.082
و نه چیزی که من ازش وحشت داشتم

00:07:19.956 --> 00:07:20.965
ترس درون قلب؟

00:07:23.657 --> 00:07:27.659
اگر بخوایم اسم خوبشو بدونیم میشه ارزو های درون قلب
و اگر بخوایم اسم بٍدٍش رو بدونیم میشه ترس های درون قلب

00:07:27.960 --> 00:07:29.967
بین ترس و ارزو هایی که درون قلب وجود داره یه خط نازک وجود داره

00:07:30.958 --> 00:07:33.970
پس لازم نیست که زیاد در موردش نگران باشی

00:07:35.964 --> 00:07:37.974
اولین بار که تو داشتی در مورد خواهر شون فنگ به من میگفتی

00:07:38.965 --> 00:07:39.973
...من هم داشتم فکر میکردم

00:07:40.991 --> 00:07:44.007
...درواقع در این چندسال گذشته یکسره به این فکر میکردم که

00:07:44.008 --> 00:07:46.968
...اگر راهی باشه که من بتونم دوباره مادرم رو به زندگی برگردونم

00:07:47.018 --> 00:07:50.036
من مایلم که هرکاری بکنم

00:07:52.466 --> 00:07:53.874
من احساساتت رو درک میکنم

00:07:53.975 --> 00:07:56.978
درسته که هنر زنده کردن مرده ها از زمان باستان
شایعه بوده و انجام نشده

00:07:57.669 --> 00:08:00.674
و این هم فقط به این دلیل بوده که کسی اونقدر شجاعت و جراَتشو نداشته که این کار رو انجام بده
و حتی در موردش هم صحبت کنه

00:08:00.975 --> 00:08:05.981
و این هم همش به این دلیل بوده که اگر انسان ها در مورد این چیزها بدونن
اصل زندگی و مرگ جهتشون معکوس میشه و همه چیز باهم قاطی میشه

00:08:06.671 --> 00:08:08.673
و به خاطرش کل جهان هستی به هرج و مرج کشیده میشه

00:08:08.974 --> 00:08:10.981
بعلاوه روش های ساخت این اکسیر هم خیلی پیچیدس

00:08:11.058 --> 00:08:14.117
من مدت خیلی طولانییه که دارم در موردش تحقیق میکنم ولی فقط میتونم
مقداریش رو متوجه بشم

00:08:14.782 --> 00:08:17.789
اما به خاطر تو من حاظرم که امتحانش کنم

00:08:33.287 --> 00:08:34.492
سوسو

00:08:34.983 --> 00:08:36.983
چی شده تو جدیدا حالیت خیلی خوبه؟

00:08:37.016 --> 00:08:38.289
واقعا؟-
آره واقعا-

00:08:39.490 --> 00:08:44.494
قبلنا وقتی که یه چیزی بهت میگفتم تو بهم جواب میدادی هوم هوم
ولی الان تو حتی از من میپرسی واقعا؟

00:08:45.058 --> 00:08:48.139
بعدشم من هنوزم میخوام ازت بپرسم که چی شده که تو اینقدر خوشحالی؟

00:08:48.997 --> 00:08:51.999
نکنه که این به این دلیله که تونستیم
همه ی قطعه های یشم زینتی رو به دست بیاریم درسته؟

00:08:52.994 --> 00:08:55.000
این به این دلیله که شاو گونگ در مورد چیزی به من گفته

00:08:55.992 --> 00:08:57.994
اونم اینه که نه تنها یشم زینتی میتونه هاله ی مرگبار شیطانی منو از بین ببره

00:08:57.996 --> 00:09:00.004
همچنین اون میتونه باهاش اکسیری درست کنه که میشه باهاش مرده ها رو زنده کرد

00:09:00.998 --> 00:09:05.000
من هیچوقت نشنیدم که اون در این مورد صحبت کنه
چطوری و چرا یشم زینتی میتونه مرده ها رو به زندگی برگردونه؟

00:09:05.001 --> 00:09:09.009
اون زیاد در این مورد مطمعن نیست
فقط اون موقه ها که فکر میکرد که خواهر شون فنگ مرده

00:09:10.001 --> 00:09:13.002
برای همین هم همیشه دنبال یه راهی بوده که بتونه باهاش خواهر شون فنگ رو به زندگی برگردونه

00:09:13.003 --> 00:09:16.009
اما مگه الان شون فنگ الان حالش خوب نیست
..............پس چرا دوباره به اون نیاز داره

00:09:16.095 --> 00:09:20.129
من میخوام که باهاش مادرم و مردم قبیلم رو احیا کنم

00:09:23.006 --> 00:09:25.015
چینگ شویی تو برای من خوشحال نیستی؟

00:09:25.407 --> 00:09:28.409
من در نهایت میتونم مادرم رو ببینم

00:09:29.807 --> 00:09:31.812
من فقط یه سری چیزا هست که متوجهشون نمیشم

00:09:32.013 --> 00:09:38.017
من یادم میاد که مادر بزرگم قبلا بهم گفته که مرگ و زندگی در اسمان ها و زمین
بیشتر از یه اصل جهت گیری ندارن

00:09:38.211 --> 00:09:40.219
غیر ممکنه که مرده رو به زندگی بگردوند

00:09:41.020 --> 00:09:44.022
اگر مرده ها به زندگی برگردن
این برخلاف اصل جهت گیری و آسمانهاست

00:09:45.014 --> 00:09:47.018
پس در مورد کسایی که زنده ان چطور؟

00:09:48.019 --> 00:09:52.028
ایا تو میتونی احساس درد از دست دادن عزیزان و کُل مردم قبیلت رو تحمل کنی؟

00:09:53.039 --> 00:09:57.044
حتی اگه یکسره مشکلات وجود داشته باشه
من دیگه چیکارمیتونم بکنم؟

00:09:57.218 --> 00:10:00.228
سوسو انسان ها نمیتونن تو گذشتشون زندگی کنن

00:10:01.029 --> 00:10:04.036
تو در مورد احساس درد از دست دادن عزیزان و مردم قبیلت حرف زدی
که من درکش میکنم

00:10:05.072 --> 00:10:09.056
برادر من الان چندین ساله که گم شده حتی الانم نمیدونم که اون زندس یا مرده

00:10:09.057 --> 00:10:11.034
من فقط میخوام که تو امید واهیی نداشته باشی

00:10:12.025 --> 00:10:15.025
شاو گونگ به من گفت که امیدی وجود داره

00:10:15.026 --> 00:10:18.030
حتی اگر اخرشم شکست بخورم بازم میخوام که امتحانش کنم

00:10:18.031 --> 00:10:20.035
اما تو و شاو گونگ یه چیزی هست که متوجهش نیستین

00:10:20.036 --> 00:10:25.040
بعد از اینکه یه انسان میمیره روحش از زمین ناپدید میشه
و برمیگرده به رودخانه ی ارواح در آسمان

00:10:26.034 --> 00:10:28.133
به همین دلیل هم غیر ممکنه که یه مرده زنده بشه

00:10:28.439 --> 00:10:32.482
اگر ما امتحان نکنیم از کجا میخوایم مطمعن باشیم که این امکان پذیر نیست؟

00:10:33.006 --> 00:11:01.406


00:11:02.080 --> 00:11:05.108
نه نه نه من همچین چیزی رو نمیخوام

00:11:06.109 --> 00:11:08.116
بمون تو رویات چیان شنگ

00:11:08.370 --> 00:11:13.404
..........نه نه نه

00:11:33.013 --> 00:11:34.099
برادر چیان شنگ

00:11:41.293 --> 00:11:43.266
تو تمام امروز با تو سو بودی پس چرا پیش اون نمودیو

00:11:43.267 --> 00:11:45.290
بلند شدی اومدی اینجا پیش من؟

00:11:48.077 --> 00:11:50.080
من کی تمام روز با اون بودم؟

00:11:51.105 --> 00:11:53.141
اه دعوا کردین

00:11:54.671 --> 00:11:59.748
درواقع این کارا تو از بین بردن مشکل هیچ کمکی نمیکنه

00:12:01.071 --> 00:12:05.102
چون بعد از چند روز که برگردین پیش هم بازم مشکل هنوز همونجاست

00:12:05.111 --> 00:12:07.995
شماها باید اجازه بدین که مشکل بگذره اون موقس که احساس راحتی میکنین

00:12:08.073 --> 00:12:10.112
و تو قلبتون هم احساس راحتی میکنین

00:12:10.113 --> 00:12:12.180
چطوری ازش بگذریم؟

00:12:12.781 --> 00:12:15.830
تو بهم بگو
نکنه منم باید مثل تو بشم؟

00:12:16.131 --> 00:12:18.150
برم خیابون و با صدای بلند فریاد بزنم؟

00:12:18.151 --> 00:12:21.205
روش برادر بزرگت خیلی ساده تره

00:12:22.105 --> 00:12:23.183
فقط چند قلُپ از شراب بخور

00:12:24.083 --> 00:12:28.088
شراب میتونه به ادمها کمک کنه تا خیلی چیزا رو به وضوح ببینن و متوجهش بشن

00:12:28.115 --> 00:12:30.087
یه مقدار میخوای بخوری؟

00:12:30.088 --> 00:12:31.143
من نمیتونم شراب بخورم

00:12:32.089 --> 00:12:34.133
خوب پس بیا با من در موردش صحبت کن

00:12:34.134 --> 00:12:36.199
صحبت کردنم یه راه حل خیلی خوبه اینطور نیست؟

00:12:39.125 --> 00:12:42.149
...........برادر بزرگ تو فکر میکنی که

00:12:42.150 --> 00:12:45.203
اگر 2 نفر به هیچ وجه نتونن سر یه موضوع با هم کنار بیان

00:12:46.104 --> 00:12:48.186
همچنین نقطه نظراتشون به هیچ وجه ی یکی نمیشه

00:12:48.187 --> 00:12:51.245
و حتی به خاطرش بحث و دعوا هم میکنن
باید در این شرایط چیکار کرد؟

00:12:54.419 --> 00:12:55.444
.........در واقع اینو

00:12:56.145 --> 00:12:58.113
اگر درمورد یه مثله ی خیلی کوچیکیه

00:12:59.177 --> 00:13:00.267
باید چشمانت رو به روش ببندی

00:13:01.167 --> 00:13:03.220
رهاش کن و زیاد در موردش فکر نکن

00:13:04.125 --> 00:13:07.201
این در مورد یه چیز کوچیک نیست
این درمورد یه چیز خیلی مهمه

00:13:08.101 --> 00:13:10.146
در زندگی شخصی هیچ چیزی بزرگتر از زندگی و مرگ نیست

00:13:10.147 --> 00:13:13.196
گاهی اوقات حتی مرگ هم اتفاق بزرگی نیست درسته؟

00:13:14.102 --> 00:13:17.160
برادر بزرگت که من باشم اصلا نمیتونم قلب دخترانی مثل تو رو درک کنم

00:13:17.161 --> 00:13:20.113
اما در مورد خودم من خیلی چیزها رو درک میکنم

00:13:20.167 --> 00:13:23.112
من و هوا شنگ همیشه با هم دعوا و بحث میکردیم

00:13:23.113 --> 00:13:26.150
من ادمی هستم که شانس خیلی خوبی دارم و همیشه بدون هیچ
دردسری از مشکلات فرار میکنم

00:13:26.222 --> 00:13:31.309
گاهی اوقات تقصیر من بود ولی همیشه این هوا شنگ بوده که از من عذرخواهی میکرده

00:13:38.156 --> 00:13:40.171
اینکه الان میدونم اون واقعا رفته

00:13:40.176 --> 00:13:41.674
برای متاسف بودن خیلی دیره

00:13:43.229 --> 00:13:46.069
الان حتی اگر بخوام باهاش بحث کنم با دعوا کنم

00:13:47.467 --> 00:13:48.555
دیگه هیچ شانسی درش وجود نداره

00:13:52.327 --> 00:13:55.135
برادر بزرگ ببخشید
...اگه الان به خاطر من نبود

00:13:55.394 --> 00:13:57.619
تو به این چیزای غمگین فکر نمیکردیو ناراحتم نمیشدی

00:13:58.226 --> 00:14:00.234
مهم نیست الان دیگه گذشته

00:14:01.829 --> 00:14:03.236
این همش سرنوشته

00:14:03.338 --> 00:14:05.351
اگر بتونی با سرنوشت همراهی کنی, زندگی به کامته  و خوب و راحته برات

00:14:07.155 --> 00:14:10.171
در غیر اینصورت برات دشوار و سخت خواهد بود

00:14:12.172 --> 00:14:28.777


00:14:29.196 --> 00:14:31.224
شاو گونگ,شاو گونگ

00:14:31.225 --> 00:14:33.232
چی شده روچین چه اتفاقی افتاده؟

00:14:34.187 --> 00:14:36.231
عمه تونگ به هوش اومده اون گفت چیزی هست که میخواد در موردش به تو بگه

00:14:36.232 --> 00:14:37.256
واقعا؟

00:14:46.212 --> 00:14:47.275
شاو گونگ تو اینجایی

00:14:48.175 --> 00:14:50.232
عمه تونگ به هوش اومده؟ اون الان به هوش اومده بود

00:14:50.233 --> 00:14:51.302
ولی دوباره بیهوش شد

00:14:54.153 --> 00:14:56.222
شاو گونگ من نگرانم که نکنه مشکلی برای عمه تونگ به وجود بیاد

00:14:58.239 --> 00:15:00.865
ولی همین الان عمه تونگ به هوش اومده بود

00:15:01.170 --> 00:15:03.201
تازه گفتش چیزی هست که اون میخواد به شاو گونگ بگه

00:15:03.202 --> 00:15:05.266
عمه تونگ بدن خیلی ضعیفی داره

00:15:06.166 --> 00:15:10.228
به نظر میرسه که اون به کمی استراحت نیاز داشته باشه
شاو گونگ نگران نباش

00:15:10.229 --> 00:15:12.239
اگر عمه تونگ یکبار تونسته به هوش بیاد
پس قطعا دوباره بازم به هوش میاد

00:15:21.807 --> 00:15:24.862
هروقت که به چیان شنگ فکر میکنم
ناخوداگاه یاد اون دزد شمشیر میوفتم

00:15:26.259 --> 00:15:28.357
من فقط میتونم به این نتیجه برسم که این 2نفر خیلی شبیه همدیگه ان

00:15:30.166 --> 00:15:32.210
...اینکه هر دو نفر اونها باهم پیداشون شد برای دزدیدن شمشیر

00:15:32.211 --> 00:15:33.291
بنظرت زیادی تصادفی به نظر نمیاد

00:15:35.162 --> 00:15:39.188
من بیشتر در مورد این نگرانم که چیان شنگ برای نزدیک شدن به شاو گونگ ممکنه که برای یه هدفی باشه

00:15:39.189 --> 00:15:42.183
اگر لی ین همون شخص ماسک دار باشه

00:15:42.225 --> 00:15:44.304
پس امکانش هم وجود داره که

00:15:45.214 --> 00:15:47.223
چیان شنگ توسط لی ین فرستاده شده باشه که شمشیر رو بدزده

00:15:47.224 --> 00:15:50.178
اینکه چیان شنگ در کنار شاو گونگ باشه شاو گونگ ممکنه که تو خطر باشه

00:15:51.180 --> 00:15:54.215
این امکان پذیر نیست
چیان شنگ ممکن نیست که به لی ین کمک کنه

00:15:54.216 --> 00:15:56.224
اگه واقعا این دوتا  در یه سمت باشن

00:15:56.225 --> 00:15:59.275
پس در اینصورت این به یه فرصت عالی برای اونا تبدیل میشه که
بر علیه ما اقدام کنن

00:15:59.275 --> 00:16:01.282
پس بزار ازت بپرسم اگر اینطوریه که تو میگی باشه چرا
پس چیان شنگ,شاو گونگ رو نجاتش داد؟

00:16:01.336 --> 00:16:02.584
چرا لی ین رو پس میزنه؟

00:16:03.890 --> 00:16:07.716
من فکر میکنم که از اتفاقات اون دفعه به اینور لی ین حتما یه
هدفی داره

00:16:08.217 --> 00:16:11.194
اگر چیان شنگ یکی از قطعات شطرنج لی ین نیست
.........پس ممکنه که اون

00:16:12.254 --> 00:16:14.339
خواهر هونگ یو میدونم که به شاو گونگ خیلی مشکوکی

00:16:15.243 --> 00:16:17.330
اما این غیر ممکنه که شاو گونگ یکی از افراد لی ین باشه

00:16:18.235 --> 00:16:20.334
تو میدونی که لی ین جای دقیق شمشیر رو میدونست

00:16:21.236 --> 00:16:24.294
این درسته که چیان شنگ اومده بود به دزدی شمشیر ولی اون موقع
شاو گونگ تو شهر تیان یونگ بود

00:16:25.195 --> 00:16:27.205
بعدشم که ما به تپه های زیشیان رفتیم

00:16:27.206 --> 00:16:29.206
چیان شانگ پیش ما بیرون بود

00:16:29.207 --> 00:16:31.232
ولی شاو گونگ و لی ین داخل پیش هم بودن

00:16:31.233 --> 00:16:34.298
تو فکر نمیکنی که این دو نفر روابطشون با هم
بیش از حد معموله؟

00:16:35.264 --> 00:16:37.281
اگر شاو گونگ میخواست به تو سو صدمه بزنه

00:16:37.282 --> 00:16:41.368
تو تیان یونگ,چین چوان و جیان دو فرصت های بیشماری
برای انجام این کار داشت

00:16:42.268 --> 00:16:46.299
همچنین شمشیر سوزان تنهایی همیشه تو این مسیر ها با تو سو بوده
اگر اون میخواست شمشیر رو هم بدزده

00:16:47.199 --> 00:16:49.196
براش مثل خوردن یه تیکه کیک میبود

00:16:49.197 --> 00:16:51.227
بعدشم چرا اون نیاز داره که تو سو رو چندین بار نجاتش بده؟

00:16:53.290 --> 00:16:57.318
من هم خودم نمیدونم اما این یه احساسیه که من دارم

00:16:58.219 --> 00:17:01.204
من فکر میکنم که این شاو گونگ خیلی مشکوک و بی نقص به نظر میاد

00:17:01.205 --> 00:17:03.212
این نیست که این بد باشه
برعکس خیلی هم خوبه

00:17:04.202 --> 00:17:06.278
ولی مشکل اینجاست که چطور ممکنه که چنین فرد کاملی تو این دنیا وجود داشته باشه؟

00:17:06.301 --> 00:17:09.318
هرچی بیشتر این شکلی باشه
فهمیدن اینکه چی میخواد و به چی فکر میکنه خیلی سخت میشه

00:17:10.227 --> 00:17:13.286
حقیقت رو بخوام بهت بگم همیشه شخص نجیب مثل
یه جوی اب زلال میمونه

00:17:13.287 --> 00:17:15.341
اب زلال بدون مبارزه به نفع همه چیزه

00:17:16.241 --> 00:17:19.229
من فکر میکنم که این یارو شاو گونگ اصلا شبیه یه
اب زلال نیست

00:17:19.230 --> 00:17:21.308
شاید درون قلبش مثل یه کوره ی شیطانی باشه

00:17:22.268 --> 00:17:25.322
همچین پنهان کاری عمیقی خیلی ناخوشاینده

00:17:28.265 --> 00:17:31.352
...من فکر میکنم که ما باید در مورد رابطه ی شاو گونگ و لی ین

00:17:32.216 --> 00:17:35.223
باید سعیمون رو بکنیم که بتونیم حقیقت رو کشف کنیم

00:17:38.214 --> 00:17:39.265
باشه

00:17:42.266 --> 00:17:46.332
شاو گونگ من از سو سو شنیدم که قصد داری که از یشم زینتی
استفاده کنی تا اکسیر زندگی ایجاد کنی

00:17:47.232 --> 00:17:51.265
درسته از اون موقع که من تو یه فاجعه ی طبیعی تو پنگ لای شون فنگ رو گم کردمو از دستش دادم

00:17:51.266 --> 00:17:55.304
از اون موقع من دنبال راهایی میگشتم که باهاش بشه
مرده ها رو زنده کرد

00:17:55.305 --> 00:17:59.342
به همین دلیل هم بود که تونستم درمورد یشم رینتی بفهمم

00:18:00.247 --> 00:18:03.266
اما مرگ و زندگی تعیین شدس وقتی که یکی بمیره
روحش جسمشو ترک میکنه

00:18:03.267 --> 00:18:06.303
چطوری میشه که اونو دوباره از زندگی برگردوند؟-
یشم زینتی میتونه ارواح رو جذب کنه-

00:18:06.304 --> 00:18:08.339
من میتونم روح معنوی رو پیداش کنم و برش گردونم

00:18:09.230 --> 00:18:10.274
و شاید با این روش بشه که

00:18:10.301 --> 00:18:12.390
دارو و اکسیری ساخت که بشه مرده های مردم رو دوباره زنده کرد

00:18:13.291 --> 00:18:16.385
زنده کردن دوباره ی مرده ها برخلاف اراده و خواسته ی بهشته
اگر چیزی اشتباه بشه چی کار باید بکنیم؟

00:18:18.236 --> 00:18:20.325
شخص مرده خودت داری میگی که مرده
اگر چیزی اشتباه بشه

00:18:21.236 --> 00:18:23.241
چی میخواد بشه مثلا؟

00:18:23.316 --> 00:18:25.373
از اونجایی که ما تمام قطعات یشم زینتی رو داریم

00:18:26.239 --> 00:18:29.241
و اون هم واقعا چنین قدرتی رو درون خودش داره پس چرا ما امتحانش نکنیم؟

00:18:31.242 --> 00:18:35.298
اما قبل از این لی پان ان و همچنین پدر و مادر لو یون پینگ که تو روستای گون چین بودن

00:18:36.241 --> 00:18:39.247
هم دقیقا به خاطر اینکه از یشم زینتی استفاده کرده بودن
همه چیز به صورت اشتباه پیش رفت

00:18:39.248 --> 00:18:42.255
از اونجایی که شون فنگ دیگه برگشته
دیگه چرا میخوای این ریسک رو انجام بدی؟

00:18:44.247 --> 00:18:45.256
من دارم این کار ربو برای تو سو انجام میدم

00:18:46.288 --> 00:18:50.291
تو سو به من گفت که خیلی دلش برای مادرش و قبیلش تنگ شده

00:18:50.297 --> 00:18:53.336
اگر که امکانش وجود داشته باشه
من میخوام که به اون کمکی بکنم

00:18:53.340 --> 00:18:55.428
همچنین هاله ی مرگباری که در درون بدن اونه

00:18:56.329 --> 00:18:58.379
شاید یشم رینتی بتونه اونو برطرفش کنه

00:19:00.337 --> 00:19:04.396
شاو گونگ تو داری میگی که یشم زینتی میتونه هاله ی مرگبار تو سو رو از بین ببره؟

00:19:05.297 --> 00:19:08.371
اینو کاملا مطمعن نیستم ولی یشم زینتی میتونه
ارواح معنوی رو جذب کنه

00:19:09.271 --> 00:19:12.292
و شاید هم بتونه هاله ی مرگبار که درون بدن توسو هست رو جذب کنه و بیرون بکشه

00:19:12.293 --> 00:19:16.264
قبلا لان شنگ و شیانگ لینگ هم میخواستن همین کار رو انجام بدن
که کم مونده بود که توسو جونشو از دست بده

00:19:16.348 --> 00:19:19.422
اونا اون موقع داشتن از یک تیکه از یشم زینتی استفاده میکردن نه از کلش

00:19:20.322 --> 00:19:22.308
نتیجه ی هر دوی اینها یکی نمیشه

00:19:22.309 --> 00:19:26.273
بعلاوه لان شنگ هم نمیدونه که برای کنترول یشم زینتی باید از چه جادویی استفاده کنه

00:19:26.463 --> 00:19:30.481
اما اگر از کل یشم زینتیی که الان داریم در دست من باشه و من ازش در این مورد استفاده کنم
نتیجه کاملا برعکس میشه

00:19:31.282 --> 00:19:33.269
هرچند که من در این مورد به صورت واضح سردرنمیارم

00:19:33.326 --> 00:19:36.358
اما من قبلا شنیدم که استاد بزرگم قبلا میگفت که روح قبل از همه چیز قرار داره

00:19:37.264 --> 00:19:39.268
و هر چیزی که در زمین وجود داره باهاش به وسیله ی تفاوت ها و
شباهت هاش باهاش مرطبته

00:19:39.269 --> 00:19:40.275
اگر ما بخوایم با یشم زینتی هاله ی مرگبار درون
بدن توسو رو جذب کنیم

00:19:41.272 --> 00:19:44.289
به این صورت سخت میشه که هاله ی معنوی درون بدن توسو رو
در امان نگه داشت و حفظش کرد و در نتیجه جونش رو حفظ کرد درسته؟

00:19:46.275 --> 00:19:49.275
هاله ی مرگبار درون بدن توسو از داخل شمشیر سوزان تنهایی اومده

00:19:49.276 --> 00:19:51.276
ما داریم میگیم از یشم زینتی برای جذب هالی مرگبار
استفاده میکنیم اما درواقعا

00:19:51.277 --> 00:19:53.283
ما میخوایم که از یشم زینتی برای جذب روح شمشیر سوزان تنهایی استفاده کنیم

00:19:54.309 --> 00:19:59.312
و اگر ما بتونیم روح شمشیر سوزان تنهایی رو پیدا کنیم و
جذب یشم زینتی کنیم

00:19:59.319 --> 00:20:03.327
پس در نتیجه هالی مرگبار درون بدن توسو هم ناپدید میشه

00:20:03.333 --> 00:20:06.399
اما این شمشیر سوزان تنهایی یه شمشیر قدرتمند معنویه

00:20:06.499 --> 00:20:09.495
این چطور ممکنه که روحش توسط یشم زینتی خارج بشه؟

00:20:10.296 --> 00:20:14.292
تو خودت هم میدونی که جادوی یشم زینتی خیلی قدرتمنده

00:20:14.427 --> 00:20:17.488
من یادم اومد اون زمانی که یودو میخواست شمشیر سوزان تنهایی رو مهروموم کنه

00:20:17.488 --> 00:20:19.493
برای خلاص شدن از شر هاله ی مرگبار درون بدن یون شی

00:20:20.394 --> 00:20:24.439
همه ی بزرگان و مادر بزرگ که برای مهروموم کردن شمشیر اونجا بودن
همشون زخم های سنگینی برداشتن

00:20:26.320 --> 00:20:28.348
قدرت شمشیر سوزان تنهایی واقعا خیلی قدرتمنده

00:20:28.294 --> 00:20:30.301
اگر ما از یشم زینتی استفاده کردمو بازم شگست خوردیم
بعدش باید چیکار کنیم؟

00:20:31.292 --> 00:20:32.698
من هم همین نظر رو دارم

00:20:33.289 --> 00:20:38.355
کشیش زی ین خیلی قدرتمند و ماهره
ولی اون هم حتی نمیتونه این مشکل رو حل کنه

00:20:38.356 --> 00:20:41.361
بلکه با کلی زخم هم مواجه میشه بعدشم

00:20:41.497 --> 00:20:45.572
اگر تو بخوای این کار رو انجام بدی نه تنها نمیتونی توسو رو نجاتش بدی
بلکه ممکنه که حتی خودت رو هم نتونی نجات بدی

00:20:45.617 --> 00:20:48.021
هیچ راهی برای دونستنش وجود نداره تا وقتی که امتحانش نکردیم

00:20:49.368 --> 00:20:51.466
انسان برنامه ریزی میکنه ولی موفقیت
توسط بهشت تعیین میشه

00:20:53.371 --> 00:20:56.379
اگر ما بیش از حد در مورد همه چیز نگران باشیم
پس دیگه فایده ی امتحان کردن چیه؟

00:20:57.342 --> 00:20:59.352
من و تو سو سالهاست که با هم برادری داریم

00:21:00.333 --> 00:21:02.416
هرچند اون هیچی در این مورد به من نمیگه
اما من خیلی واضح اینو میدونم که

00:21:03.317 --> 00:21:04.406
اون در این چند سال چه عذابی رو متحمل شده

00:21:05.351 --> 00:21:08.378
حتی اگر هم یه خط نازکی از امید وجود داشته باشه
من مایلم که امتحانش کنم

00:21:08.379 --> 00:21:10.451
حتی اگر هم منعکس بشه و من رو هم درگیر کنه خوب بشه برام مهم نیست

00:21:12.308 --> 00:21:15.324
برای خط نازکی از امید تو مایلی که حتی از جونتم بگذری

00:21:15.358 --> 00:21:19.382
این خیلی خطرناکه تو سو هرگز نمیخواد که به دوستانش اسیبی وارد بشه
و براشون دردسر درست بشه به خاطر اون

00:21:19.387 --> 00:21:22.402
اگر اون در این مورد بدونه هیچوقت باهاش موافقت نمیکنه

00:21:23.407 --> 00:21:25.507
حتی اگر هم من در این مورد 60%مطمعن باشم

00:21:27.313 --> 00:21:29.322
من مطمعنم که اون باهاش موافقت میکنه

00:21:29.397 --> 00:21:31.465
من در مورد کتیبه های باستانی لونگ یوان تحقیق و پژوهش کردم
و در نهایت تونستم مدارکی پیدا کنم که

00:21:31.465 --> 00:21:33.904
شمشیر سوزان تنهایی و یشم زینتی با هم ساخته شدن

00:21:34.405 --> 00:21:36.368
اگر بتونیم این مراحل رو برعکس کنیم

00:21:37.351 --> 00:21:40.369
و بتونیم روح شمشیر رو از بدن تو سو در بیاریم

00:21:40.375 --> 00:21:42.411
من فکر میکنم که این مشکل به همین سادگی حل بشه

00:21:42.415 --> 00:21:45.441
شاو گونگ ازت متشکرم که برای سوسو اینهمه کار انجام میدی

00:21:45.522 --> 00:21:47.526
اگر اینطوری بشه سوسو میتونه نجات پیدا کنه واقعا عالی میشه

00:21:48.327 --> 00:21:49.372
خواهش میکنم وظیفست

00:21:50.415 --> 00:21:52.508
من متوجهم که شما دارین به خاطر خوبی و صلاح تو سو در این مورد بحث میکنین

00:21:53.331 --> 00:21:56.336
و در موردش نگرانین درواقع من هم همینطورم

00:21:57.393 --> 00:22:00.459
صبر کنین تا به صورت کامل یشم زینتی رو برشگردونیم
بعدش اگر هنوز در این باره نگران بودید

00:22:01.329 --> 00:22:04.338
ما میتونیم طلسم جذب روح رو روی تو سو انجام بدیم بعدش
میتونیم اونو به یودو برگردونیم

00:22:05.351 --> 00:22:08.418
تا منتظر برگشتن کشیش بزرگ زی ین بمونیم
و بعدش مشکلی نخواهیم داشت

00:22:08.421 --> 00:22:11.471
و با بودن مادر بزرگ یو دو و چیان شنگ در اونجا
ما میتونیم تو سو رو کنترولش کنیم

00:22:11.471 --> 00:22:13.480
اگر ما اینطوری حسابش کنیم
کار بزرگی میتونیم انجام بدیم

00:22:14.433 --> 00:22:16.038
شاو گونگ تو خیلی دقیق و محاسبه گری

00:22:16.339 --> 00:22:17.821
من از طرف تو سو از تو تشکر میکنم

00:22:18.385 --> 00:22:19.430
خواهش میکنم

00:22:21.342 --> 00:22:25.348


00:22:26.042 --> 00:22:29.446
چرا تو باید به اونا میگفتی که میخوای شخصا
هاله ی مرگبار درون بدن تو سو رو از بین ببری

00:22:30.039 --> 00:22:31.443
اون یه جورایی برادر منه

00:22:31.445 --> 00:22:33.446
من دیگه نمیتونم تحمل کنم و ببینم که اون داره به این شکل درد و رنج و غذاب میکشه

00:22:33.447 --> 00:22:35.047
هر کس سرنوشت مخصوص به خودش رو داره

00:22:35.819 --> 00:22:38.884
و سرنوشت اون هم رنج و عذاب کشیدن
از هاله ی مرگبار شمشیر سوزان تنهاییه

00:22:40.395 --> 00:22:42.427
تو نمیتونی درمانش کنی

00:22:42.428 --> 00:22:45.444
و همچنین هم نمیتونی کمکش کنی
!تو نمیتونی که رنج و عذاب اونو ببینی

00:22:46.350 --> 00:22:48.398
نکنه که میخوای از زندگیت بگذری؟

00:22:48.403 --> 00:22:50.414
و به خاطر اون ریسک کنی؟

00:22:50.415 --> 00:22:52.481
اون ارزش خطر و ریسک کردن منو داره-
!اون ارزششو داره-

00:22:53.381 --> 00:22:55.447
پس درمورد من چی؟ من برای تو چی هستم؟

00:22:57.411 --> 00:22:58.503
پس برای من چطور میخوای جبران کنی؟

00:22:59.406 --> 00:23:00.505
به خاطر اونهمه رنج و عذابهایی که به خاطر تو کشیدم

00:23:01.409 --> 00:23:03.457
من سالها منتظر تو بودم

00:23:04.353 --> 00:23:06.409
به نظرت این هم ارزش ریسک تو رو داره؟

00:23:08.415 --> 00:23:11.418
شاو گونگ من نمیخوام که دوباره از تو دور بشم

00:23:13.451 --> 00:23:15.475
شون فنگ

00:23:16.402 --> 00:23:18.365
قبل از اینکه من تو رو ببینم

00:23:18.366 --> 00:23:22.367
اصلا دوست نداشتم که زندگی کنم

00:23:22.368 --> 00:23:25.376
و فکر میکردم که زندگی فقط اینه که سعی کنی زنده بمونی
اما بعد از اینکه تو رو دیدمت

00:23:26.366 --> 00:23:29.370
تو امید تازه ای به من بخشیدی

00:23:29.371 --> 00:23:32.373
امیدی برای زندگی کردن-
...خوب پس چرا تو-
شون فنگ-

00:23:42.472 --> 00:23:47.474
اگر تو فانوس تنهایی من هستی پس این شب رو طوری روشنش کن که
من هیچوقت درونش گم نشم

00:23:48.406 --> 00:23:52.471
بعدشم تو سو مثل سایه ای از منه درون ابه که به وسیله ی نوری که تو به من تابیدی
به وجود اومده

00:23:53.373 --> 00:23:55.379
اون باعث میشه که من با خودم بیشتر اشنا بشم

00:23:55.428 --> 00:24:01.435
و به خاطر همین سایست که هیچوقت احساس تنهایی نمیکنم

00:24:04.381 --> 00:24:05.383
شون فنگ

00:24:05.432 --> 00:24:07.525
من نمیخوام که بین شما دوتا یکیتون رو انتخاب کنم

00:24:09.385 --> 00:24:13.388
نکنه که تو میخوای به خاطر این سایه در مورد زندگیت ریسک کنی؟

00:24:13.389 --> 00:24:14.394
پس در این صورت اون یه سرابه

00:24:14.407 --> 00:24:16.811
لطفا به من اینقدر فشار نیار-
این تویی که داری به من فشار میاری-

00:24:17.413 --> 00:24:21.485
من بدون تو باید چیکار کنم؟
تا به حال به این فکر کردی؟

00:24:24.490 --> 00:24:28.493
تو زودتر استراحت کن من میرم که عمه تونگ رو ببینم

00:24:43.402 --> 00:24:44.409
عمه تونگ

00:24:45.400 --> 00:24:47.404
لطفا زودتر به هوش بیا

00:24:47.478 --> 00:24:51.496
من الان خیلی عصبی و نگرانم

00:24:52.399 --> 00:24:57.409
من همیشه بعد از اینگه به کسب و کار خانوادم سروسامون میدادم بعدش
حواسم به لان شنگ بوده که خوب تربیتش کنم و مراقبش باشم

00:24:57.491 --> 00:25:02.548
اما وقتی که با شاو گونگ مواجه میشم نمیدونم که باید چیکار کنم

00:25:04.408 --> 00:25:06.411
من قبلا از شاو گونگ شنیدم که به من میگفت

00:25:06.476 --> 00:25:10.559
که خیلی مریض و بی حال بوده که توسط تو نجات پیدا کرده

00:25:12.415 --> 00:25:16.419
حتما قبلش خیلی عذاب کشیده بوده

00:25:17.410 --> 00:25:22.418
...تو این زمان هم با شون فنگ ملاقات کرده من متوجه شدم که

00:25:22.419 --> 00:25:24.421
اونا خیلی عاشق همن

00:25:25.012 --> 00:25:30.023
شاو گونگ و شون فنگ سالهای زیادیه که از هم دور بودن
هرچند که شون فنگ کمی مشکوک به نظر میاد

00:25:30.815 --> 00:25:32.824
اما چطور امکان داره که به شاو گونگ خیانت کنه؟

00:25:33.416 --> 00:25:36.424
عمه تونگ میدونم که تو هیچوقت به من دروغ نمیگی

00:25:37.425 --> 00:25:41.433
اما اگر شاو گونگ در مورد این موضوع بدونه قادر به قبولش نخواهد بود

00:25:42.463 --> 00:25:43.536
...بعلاوه

00:25:44.423 --> 00:25:47.427
شاو گونگ به هیچ وجه حرف های منو بارور نمیکنه

00:25:47.428 --> 00:25:49.436
من دقیقا الان باید چیکار کنم؟

00:25:49.460 --> 00:26:12.160
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:26:12.238 --> 00:26:14.846
این بذر رویاست که من خودم از دریای
شرقی اوردم

00:26:14.937 --> 00:26:18.940
وقتی که اونو بحوری درون بدنت اروم اروم رشد میکنه

00:26:19.441 --> 00:26:21.851
در همین حین هم بدن سخصی که اونو خورده به خواب عمیقی فرو میره

00:26:21.888 --> 00:26:24.949
و برای همیشه از یه رویای شیرین لذت میبره

00:26:26.442 --> 00:26:28.446
بمون اینجا و از رویات لذت ببر چیان شنگ

00:26:28.447 --> 00:26:30.457
نه نه نه نه نه نه نه نه نه

00:26:31.417 --> 00:26:33.505
من به این اجتیاجی ندارم شاو گونگ

00:26:39.250 --> 00:26:41.251
این یه زمین مستی خیلی بزرگه

00:26:41.452 --> 00:26:43.461
چیان شنگ تو داری در مورد چی حرف میزنی؟

00:26:44.253 --> 00:26:47.256
شاو گونگ تو چرا اینجایی؟

00:26:47.340 --> 00:26:50.428
من یه دفعه ای هوس خوردن شراب کردم پس اومدم که تو رو پیدات کنم که
با هم اینقدر بخوریم که مست پاتیل بشیم,بیا بگیر

00:26:55.254 --> 00:26:58.260
شراب خوبیه
شاو گونگ هنوزم این تویی که خوب منو میشناسی

00:26:59.454 --> 00:27:02.461
من فکر میکردم که تو دیگه شون فگ رو پیداش کردی
و دیگه وقتی نداری که با من بگذرونیش

00:27:03.227 --> 00:27:05.284
چیان شنگ تو داری با من شوخی میکنی؟

00:27:10.462 --> 00:27:12.468
همچین بگی نگی یه مقداری

00:27:12.660 --> 00:27:15.662
عشق بین تو و شون فنگ اینقدر عمیقه که
اصلا نمیشه با چیزی مقایسش کرد

00:27:15.863 --> 00:27:18.873
اما شاو گونگ تو اینهمه سال دنبال پیدا کردن یشم زینتی بودی
و همش هم به خاطر شون فنگ بوده

00:27:20.492 --> 00:27:25.577
ولی حالا که اون پیش تو برگشته چرا تو میخوای که با تو سو
مشکلاتش رو سهیم بشی و مشکلاتش رو باهاش حل کنی؟

00:27:26.065 --> 00:27:28.068
تو سو برای من خیلی مهمه

00:27:28.305 --> 00:27:32.345
بعلاوه من نمیخوام که اتفاق بدی برای اون بیفته

00:27:32.468 --> 00:27:37.473
 این دفعه من واقعا ازت متشکرم که پیش تو سو موندی و ازش
مراقبت و محافظت کردی

00:27:37.477 --> 00:27:42.487
تشکر برای چی......به وضوح این تو بودی که زندگی منو نجات دادی
اگر این رو در نظر بگیری من برای تو هیچکاری نکردم

00:27:43.472 --> 00:27:46.475
اما من واقعا این پسر رو تحسینش میکنم

00:27:46.476 --> 00:27:51.482
با این سن جونی که داره بارها به خاطر هاله ی مرگبار تا دم مرگ رفته
و چنین سرنوشت بدی هم داره ولی با این وجود هنوز هم قادره که زنده بمونه

00:27:53.476 --> 00:27:56.485
من بر این باورم که اون باید درد و رنج زیادی رو تحمل کرده باشه

00:27:57.560 --> 00:28:03.564
زندگی خیلی کوتاه مثل زندگی یه حشره و ما باید مدام برای این زندگیمون
در مقابل مرگ بجنگیم و شادی و غم و اندوه و تلخ و شیرین رو تحملش کنیم

00:28:04.489 --> 00:28:08.498
اگر فانی ها بخوان بر علیه سرنوشتشون عمل کنن
باید تقاصشم پس بدن

00:28:09.484 --> 00:28:12.491
تو سو اینطوریه من هم همینطور

00:28:13.285 --> 00:28:15.295
شاو گونگ منو تو سالهای زیادیه که همدیگه رو میشناسیم

00:28:15.886 --> 00:28:17.887
و من هم مطمعنم که هر کاری که تو انجامش میدی
دلایل خودتو براش داری

00:28:18.488 --> 00:28:21.497
با وجود اینکه من در مورد همش متوجه نمیشم
ولی مقداریش رو متوجه میشم

00:28:22.488 --> 00:28:25.491
اما اخیرا من دیگه نمیتونم بفهممت

00:28:25.511 --> 00:28:30.559
من فقط اینو میدونم که تو داری بیشتر و بیشتر به نقطه ای که بازگشتی نداره
نزدیک میشی

00:28:33.500 --> 00:28:37.507
مهم نیست که من چیکار میکنم
من هنوز هم دوست خوب چیان شنگ هستم

00:28:39.500 --> 00:28:41.508
چیه؟ چیان شنگ تو منو باور نداری؟

00:28:43.402 --> 00:28:48.406
من ین چیان شنگ اگر اویانگ شاو گونگ رو باور نداشته باشم
پس باید چه کسی رو باور داشته باشم؟

00:28:56.408 --> 00:28:57.416
شراب خوبیه

00:29:01.410 --> 00:29:04.420
شاو گونگ فقط به من گفتش که یشم زینتی میتونه
کمک کنه که هاله ی مرگبارم رو از بین ببرم

00:29:06.548 --> 00:29:08.552
......انتظارشو نداشتم که

00:29:09.209 --> 00:29:13.211
شاو گونگ تو رو مثل برادر خودش میدونه و حتی مایله که
زندگیشم برای تو ریسک کنه

00:29:13.230 --> 00:29:15.302
اما این روش خیلی خطرناکه

00:29:16.210 --> 00:29:18.219
ما نمیدونیم که اگر یکامل کردن یشم زینتی موفقیت امیز باشه

00:29:18.520 --> 00:29:25.526
بعدش چی پیش میاد اگر اون بخواد با شاو گونگ مقابله کنه چی؟
یا حتی بدتر اگر اون به بدن شاو گونگ انتقال پیدا کنه چی؟

00:29:25.617 --> 00:29:28.627
خواهر شون فنگ نگران نباش من نمیزارم که اون
اینکار رو انجامش بده

00:29:29.618 --> 00:29:30.626
همینکه من رنج و عذاب میکشم کافیه

00:29:31.110 --> 00:29:35.119
برادر تو سو من میدونم که شمشیر سوزان تنهایی باعث شده تا
تو دچار خیلی از عذابها و درد و رنج ها بشی

00:29:36.524 --> 00:29:38.527
من هم همینطور میخوام که به تو کمک کنم

00:29:38.549 --> 00:29:41.605
من هم یه زمانی دقیقا مثل تو بودم خیلی چیزها رو از دست دادم

00:29:41.609 --> 00:29:46.629
بنابراین الان همه ی چیزی که من دارم شاو گونگه

00:29:47.424 --> 00:29:48.501
من متوجهم

00:29:49.429 --> 00:29:51.433
من اونو با خودم به پایین نمیکشم

00:30:04.039 --> 00:30:05.041
لان شنگ

00:30:05.432 --> 00:30:07.432
دیگه از این به بعد مارو دنبال نکن

00:30:07.433 --> 00:30:09.434
تو باید دیگه به چین چوان برگردی

00:30:10.535 --> 00:30:13.542
اخه چرا؟
منکه تازگیا مشکلی به وجود نیاوردم

00:30:13.641 --> 00:30:15.648
اینکه ازت میخوام که برگردی به خاطر این نیست که تو دردسر سازی

00:30:16.460 --> 00:30:21.455
بلکه به این خاطره که از این به بعد من تو سو و به خاطر اون شخص ماسکدار مرموز
دچار خطرات فراوانی خواهیم شد

00:30:22.056 --> 00:30:24.047
به خاطر همین هم تو صلاحیت اینو نداری که از این به بعد با ما بیای

00:30:24.548 --> 00:30:26.558
چی چیو من صلاحیتشو ندارم؟
خوب منم میتونم به یه شکل دیگه بهتون کمک کنم

00:30:26.622 --> 00:30:29.550
.......مگه من نبودم که توی تپه های زی شیان

00:30:29.651 --> 00:30:31.658
باشه قبوله من ازم کمکی برنمیاد

00:30:32.607 --> 00:30:35.685
پس بعد از اینکه کارتون تموم شد دوباره برمیگردین پیش من که
منو ببینین و پیدام کنین؟

00:30:38.447 --> 00:30:41.453
خوب پس وقتی که من دلم براتون تنگ شد میتونم بیام
شهر تیان یونگ تا پیداتون کنم؟

00:30:41.654 --> 00:30:45.723
مواقعی که من سرم خلوت باشه خودم از گوهستان میام پایین که
به دیدن تو بیام

00:30:46.488 --> 00:31:11.796


00:31:11.861 --> 00:31:15.864
اه تو سو تو دقیقا به موقع اومدی بیا
و از این چای خوبی که من درست کردم یه کمی بنوش

00:31:19.362 --> 00:31:20.366
بیا

00:31:20.669 --> 00:31:22.679
شاو گونگ ما قبلا همه ی قطعه های یشم زینتی رو پیدا کردیم

00:31:23.471 --> 00:31:25.473
پس ما دیگه کم کم میخوایم بریم

00:31:26.574 --> 00:31:30.580
مگه ما قبلا یه بار باهم در موردش صحبت نکرده بودیم که وقتی که تمام قطعات یشم زینتی رو
پیدا کردیمو کاملش کردیم بعدش با هم هاله ی مرگبار درونت رو از بین ببریم؟

00:31:31.572 --> 00:31:34.573
بعد از تجربه های بسیاری که داشتیم
من بهش فکر کردم

00:31:34.574 --> 00:31:37.576
زندگی و مرگ به دست سرنوشته
پس من نمیخوام که به خاطرش برای دیگران مشکل و دردسر درست کنم

00:31:37.577 --> 00:31:39.577
تو از این میترسی که برای من تبدیل به یه بار باشی؟

00:31:39.578 --> 00:31:42.608
در مورد زندگی و مرگ تو فکر میکنی که من تا به حال در موردش فکر نکردم؟

00:31:43.573 --> 00:31:47.577
تو سو من همیشه قبل از اینکه بخوام کاری بکنم تمامی عواقب
و مواردشو در نظر میگیرم پس نمیخواد در موردش نگران باشی

00:31:47.578 --> 00:31:52.584
شاو گونگ اگر روشی رو که بخوای باهاش منو نجات بدی بخواد تو رو در
معرض خطر روبرو شدن با یشم زینتی قرار بده

00:31:52.585 --> 00:31:54.589
پس من هرگز قبولش نمیکنم

00:31:55.281 --> 00:31:57.283
در این مورد کی به تو گفته؟

00:31:57.620 --> 00:31:59.717
چینگ شویی؟یا برادر ارشد؟

00:32:03.884 --> 00:32:04.891
شون فنگ

00:32:05.287 --> 00:32:07.492
این تو بودی که به توسو گفتی درسته؟

00:32:11.489 --> 00:32:13.493
مگه من قبلا برات خیلی واضح توضیح نداده بودم در این مورد؟

00:32:13.494 --> 00:32:14.503
پس چرا هنوزم رفتی اینو به تو سو گفتی؟

00:32:16.061 --> 00:32:17.068
چرا؟

00:32:18.292 --> 00:32:20.296
تو اصلا به خطرش اهمیت نمیدی و میخوای که ریسک کنی تا اونو نجاتش بدی

00:32:20.597 --> 00:32:22.600
به نظرت نباید در این مورد میدونست؟

00:32:23.223 --> 00:32:26.318
شاو گونگ این مورد هیچ ربتی به خواهر شون فنگ نداره

00:32:27.297 --> 00:32:31.299
تو سو تو فعلا برو من بعدا خودم پیدات میکنم
تا با هم در این مورد صحبت کنیم

00:32:42.401 --> 00:32:46.404
شاو گونگ تو درمورد اون نگرانی و حتی
زندگیت رو هم میخوای برای اون به خطر بندازی

00:32:47.605 --> 00:32:49.607
خوب پس من چی که در مورد تو نگرانم

00:32:49.608 --> 00:32:51.613
تو اصلا در مورد من هم فکر کردی؟

00:32:52.604 --> 00:32:54.607
یادت میاد که تو قبلا با من چطور برخورد میکردی؟

00:32:54.646 --> 00:32:57.674
و الان رو نگاه کن که داری چطور با من برخورد میکنی؟

00:32:57.709 --> 00:32:59.715
شاو گونگ تو خیلی تغییر کردی

00:33:01.610 --> 00:33:05.614
اگر اینو میدونستم هیچوقت دنبالت نمیگشتم که پیدات کنم

00:33:05.683 --> 00:33:07.729
این تویی که خیلی تغییر کردی

00:33:08.612 --> 00:33:11.614
نکنه به خاطر اینه که تو دیگه شاهزاده خانم پنگ لای نیستی اینطوری شدی؟

00:33:14.652 --> 00:33:17.702
حتی مهربونی ها و دلسوز بودن های گذشتتم همه رفته

00:33:17.714 --> 00:33:21.719
من فکر میکردم که تو این دنیا فقط تویی که
بیشتر از همه منو درک میکنی

00:33:23.455 --> 00:33:26.472
اون شون فنگ قدیم هرگز همچین کاری نمیکرد

00:33:27.419 --> 00:33:29.028
اون شون فنگ قدیم دیگه رفته و نیستش

00:33:29.419 --> 00:33:31.628
الان فقط شون فنگ جدید هست و همینه که هست

00:33:31.713 --> 00:33:35.716
اگر تو این شون فنگ جدید رو دوستش نداری پس من ترکت میکنم

00:33:41.231 --> 00:33:44.234
اگر به خاطر من نبود اونا جروبحث نمیکردن

00:33:45.426 --> 00:33:48.431
برادر ارشد من نمیخوام که شاو گونگ برای من همچین ریسکی انجام بده

00:33:48.432 --> 00:33:52.441
اوجور که من میبینم نگرش شاو گونگ در این مورد جدیه
و میخواد که مطمعنان این کار رو انجام بده پس به خاطر اون هم که شده امتحانش کن

00:33:53.432 --> 00:33:55.440
در مورد موضوع اون با شون فنگ هم نمیخواد زیاد خودتو
محکوم کنی و نگران باشی

00:33:57.316 --> 00:34:01.439
اونا باهم از میون مرگ و زندگی گذشتن پس به خاطر موضوع به این کوچیکی از هم جدا نمیشن

00:34:02.436 --> 00:34:03.444
تو سو

00:34:05.435 --> 00:34:07.439
خواهر روچین اتفاقی افتاده که داری منو صدا میکنی

00:34:07.441 --> 00:34:10.251
یه سری مسائل وجود داره که فکر میکنم که
من باید حتما بهت بگم

00:34:10.342 --> 00:34:11.345
نگران نباش و رک و پوست کنده حرفت رو بزن

00:34:11.436 --> 00:34:15.438
چند روز پیش ک عمه تونگ به هوش اومد در مورد چیزی به من چند کلمه گفت

00:34:15.439 --> 00:34:18.446
من چند روز که دارم در موردش فکر میکنم دیگه واقعا نمیدونم که باید چیکار کنم

00:34:18.447 --> 00:34:21.503
پس من اومدم که با شماها در موردش صحبت کنم تا در موردش
تصمیمی بگیریم

00:34:30.452 --> 00:34:31.458
عمه تونگ؟

00:34:31.553 --> 00:34:35.561
عمه تونگ تو به هوش اومدی
من الان میرم که شاو گونگ رو پیداش کنمو بیارمش

00:34:37.453 --> 00:34:38.462
روچین

00:34:39.457 --> 00:34:40.464
شون فنگ

00:34:41.455 --> 00:34:46.464
شون فنگ از قبیله ی چین یو تانه و از افراد لی ینه

00:34:47.459 --> 00:34:48.462
این غیر ممکنه

00:34:48.553 --> 00:34:51.554
شون فنگ چطور ممکنه که به عمه تونگ اسیبی بزنه؟
و غیر ممکن تر از اون اینه که چطور ممکنه که به شاو گونگ اسیبی بزنه؟

00:34:51.555 --> 00:34:56.558
اما موقعی که من رفتم تا شاو گونگ رو بیارم پیش عمه تونگ
عمه تونگ دوباره بیهوش شدش

00:34:56.560 --> 00:34:59.970
بعلاوه در اون موقع شون فنگ هم کنار اون بودش

00:35:00.462 --> 00:35:02.468
من هم نمیدونم که شون فنگ داره چیکار انجام میده

00:35:03.459 --> 00:35:07.464
اما من به این فکر کردم که عمه تونگ سن و سالی ازش گذشته
و از صمیم قلب هم از شاو گونگ مراقبت و محافظت میکنه

00:35:07.465 --> 00:35:09.469
اون هرگز چنین دروغی رو نمیگه

00:35:10.461 --> 00:35:13.463
من به یاد دارم که شاو گونگ قبلا گفته بودش که

00:35:13.464 --> 00:35:15.469
شون فنگ توی یه فاجعه ی طبیعی
همراه یه جزیره از بین رفته و نابود شده

00:35:15.470 --> 00:35:18.478
اما الان او یه دفعه ای جلوی شاو گونگ ظاهر میشه

00:35:19.470 --> 00:35:20.478
نکنه که یه برنامه پنهانیی این وسط وجود داشته باشه؟

00:35:21.470 --> 00:35:25.474
شون فنگه؟چطور ممکنه که با لی ین ارتباطی داشته باشه؟

00:35:28.471 --> 00:35:29.473
اه راستی

00:35:29.511 --> 00:35:33.516
شیطان سیاه یه بار گفتش که اون شون فنگ رو میشناسه

00:35:36.478 --> 00:35:39.487
چیزایی رو که در مورد شون فنگه رو شماها باید برین از شاو گونگ بپرسین نه از من؟
پس چرا دارین در موردش از من میپرسین اخه؟

00:35:41.379 --> 00:35:43.388
تو چطور شون فنگ رو میشناسی؟

00:35:43.479 --> 00:35:45.487
من که قبلا در موردش بهتون گفته بودم ارباب منو نجات داد
منم در جواب این بزرگی و فضلش دارم براش کار میکنم

00:35:46.478 --> 00:35:47.484
اینم در جواب به اینکه چطور همو شناختیم؟

00:35:48.285 --> 00:35:50.292
اگر حقیقت رو بهمون نگی
من راه هایی دارم که وادارت میکنه که حقیقت رو بگی

00:35:50.383 --> 00:35:52.389
باشه باشه باشه میگم میگم

00:35:53.383 --> 00:35:54.388
اون کجا تو رو نجاتت داد و همدیگه رو دیدین؟

00:35:55.689 --> 00:35:57.697
گجا بود؟

00:35:57.788 --> 00:35:59.791
......خیلی سال گذشته

00:36:00.484 --> 00:36:02.486
گجا بودش؟

00:36:04.487 --> 00:36:05.494
اه نمیتونم به یاد بیارم

00:36:06.486 --> 00:36:09.689
تو کجا تو تذهیب به کمال رسید که تونستی به یه شیطان تبدیل بشی؟-
خوب معلوم دیگه تو جیانگ دو دیگه پس میخوای که کجا باشه؟-

00:36:09.690 --> 00:36:13.697
خوب پس این به این معنی که تو اینجا اونو شناختی

00:36:14.491 --> 00:36:15.899
بله بله درسته دقیقا همین جاست

00:36:16.290 --> 00:36:19.293
اون اون اون باید میومد نمیدونم چی چی چی
اویانگ شاو گونگ بگرده و پیداش کنه

00:36:20.494 --> 00:36:23.498
اون تو اطراف جیانگهو سرگردان بود که به صورت اتفاقی به
جیان دو رسید

00:36:23.499 --> 00:36:27.104
اون چه مدتی تو جیان دو منتظر بود؟
اون تو این مدت با چه کسانی ارتیاط برقرار کرده؟

00:36:27.495 --> 00:36:31.148
اربابم خیلی فقیره پس در نتیجه مدت زیادی تو
جیان دو نموند و بعدش به چین چوان رفت

00:36:32.496 --> 00:36:34.505
پس شون فنگ چطور تو رو نجاتت داد؟-
من خیلی گرسنه بودم-

00:36:35.706 --> 00:36:38.712
بعدشم اون به من مقداری غذا داد که بخورم اینطوری منو نجاتم داد

00:36:38.802 --> 00:36:43.804
من یادم میاد که قبلا به من گفته بودی که به وسیله ی یه
کشیش تائو مجروح شدی که بعدش به وسیله ی شون فنگ نجات داده شدی

00:36:44.705 --> 00:36:50.710
درسته درسته من هم خیلی گشنم بود هم توسط یه استاد تائو مجروح شده بودم
که اون به من غذا داد و منو نجاتم داد

00:36:54.405 --> 00:36:57.808
تا اونجایی که من میدونم مهارت های جادوییه شون فنگ
اونقدرا هم بالا نیست

00:36:57.809 --> 00:36:59.811
بعلاوه شون فنگ یه سرگردان جیانگهو بوده

00:37:00.712 --> 00:37:02.716
وقتی که اون به جیان دو رسید تو
تو شرابخانه هوا مان لو بودی

00:37:02.794 --> 00:37:06.828
پس چطور این امکان داره که تو چیزی برای خوردن نداشته باشی
و شون فنگ هم بهت غذا بده و نجاتت بده هان؟

00:37:10.621 --> 00:37:12.622
منو مجبور به انجام دادن کاری نکن پس قبل از اینکه کاری کنم
زود باش موقر بیا

00:37:14.014 --> 00:37:15.616
میگم میگم میگم

00:37:15.817 --> 00:37:16.827
تو دقیقا با چین یو تان چه ارتباطی داری؟

00:37:16.837 --> 00:37:18.894
شماها دیگه چطور چین یو تان رو میشناسین؟-
اه...من-

00:37:20.295 --> 00:37:22.227
من.....من از افراد قبیله ی چین یو تان نیستم
این به خاطر اونهاست

00:37:22.418 --> 00:37:26.422
اونا منو با جونم تهدید کردنو و مجبورم کردن این کار رو انجام بدم
اگر بخوان که منو بکشن از من چه گاری ساختس اخه؟

00:37:26.425 --> 00:37:28.427
خوب در مورد شون فنگ چی؟

00:37:30.729 --> 00:37:34.735
شون فنگ جزو افراد لی ینه و این لی ینه که به اون کمک میکنه تا اون
هویتش رو پنهان کنه

00:37:36.423 --> 00:37:39.429
خوب پس اینکه شون فنگ بیاد و شاو گونگ رو تو چین چوان پیداش کنه خواست
قبیله ی چین یو تان بوده؟

00:37:39.430 --> 00:37:42.437
من فقط اینو میدونم که اون به صورت یکسره با لی ین و قبیله ی چین یو تان در
ارتباطه

00:37:43.437 --> 00:37:46.473
اونا فقط به من گفته بودن که تنها کاری که من باید بکنم اینه که به اون کمک کنم که اون
پیش شاو گونگ برگرده

00:37:46.528 --> 00:37:52.137
اینطور به نظر میاد انگار شون فنگ هم درست مثل جین نیانگه
و اونا هردوشون فرستاده شدن که کنار شاو گونگ باشن و زیر نظرش بگیرن

00:37:52.738 --> 00:37:55.742
من در مورد این جاسوسی یه چیزی رو متوجهش نمیشم

00:37:55.832 --> 00:37:58.840
اگر لی ین شمشیر سوزان تهایی رو میخوادش کافی نیستش که فقط برای من جاسوس بزاره

00:37:59.741 --> 00:38:01.548
پس چرا اون باید یکی رو بزاره که شاو گونگ رو زیرنظر بگیره و جاسوسیشو بکنه؟

00:38:01.587 --> 00:38:05.613
لی ین خیلی انسان حیله گریه اون حتما از این کارش
هدف دیگه ای داره

00:38:06.442 --> 00:38:09.449
غیرممکنه
شون فنگ هرگز به من خیانت نمیکنه

00:38:09.840 --> 00:38:11.841
من میرم که ازش بخوام که اینو برای من روشنش کنه-
شاو گونگ-

00:38:12.369 --> 00:38:16.387
شون فنگ داره توسط لی ین کنترول میشه اگه اینطوری بری ازش
پرس جو کنی ممکنه تو خطر بیفتی

00:38:16.395 --> 00:38:20.398
موردی پیش نمیاد
من به این باور دارم که شون فنگ به من هیچ اسیبی نمیزنه

00:38:34.448 --> 00:38:35.453
شون فنگ

00:38:36.401 --> 00:38:38.403
شون فنگ

00:38:38.455 --> 00:38:41.459
اون ممکنه که از باد خبرایی شنده باشه و به همین حاطر هم گذاشته رفته

00:38:53.459 --> 00:38:54.466
موضوع چیه چی شده؟

00:38:56.463 --> 00:38:58.464
یشم زینتی غیبش زده

00:39:03.463 --> 00:39:04.472
شون فنگ هرگز منو فریب نمیده

00:39:05.486 --> 00:39:07.500
من میرم که اونو پیداش کنم

00:39:32.474 --> 00:39:34.476
ارشد اویانگ

00:39:34.479 --> 00:39:39.483
رهبرقبیله از من خواست که یه پیامی رو بهتون برسونم
اونم اینه که خانم شون فنگ و یشم زینتی هردو در دست های رهبر هستن و رهبر هم تو ارامگاه سلطنتی چین شی هستند

00:39:40.284 --> 00:39:42.288
و ایشون امیدوارن که شما تنها به اونجا برین

00:39:42.401 --> 00:39:44.437
ارامگاه سلطنتی چین شی؟

00:39:47.479 --> 00:39:48.484
خدانگهدار

00:39:58.489 --> 00:40:01.490
یعنی میتونه به این دلیل باشه که روش بازسازی یشم زینتی تو

00:40:01.791 --> 00:40:03.799
ارامگاه سلطنتی چین شی باشه؟

00:40:13.497 --> 00:40:14.497
...شماها همه

00:40:14.498 --> 00:40:16.500
ما میدونستیم که میخوای تنهایی بری سراغ
این کار

00:40:17.491 --> 00:40:20.494
به عنوان دوستان و رفقا ما ها همیشه باید به هم کمک کنیم
پس تو نمیتونی از ما خلاص شی

00:40:20.495 --> 00:40:23.499
لی ین پر از فریب و نیرنگ و حیله گریه این خطرناکه که
تنها بری سراغش پس ماها هم باهات میایم

00:40:23.545 --> 00:40:27.503
درسته راست میگه از اونجایی که ماها مثل برادر هستیم
پس وظیفه هم داریم که از هم محافظت و مراقبت هم بکنیم

00:40:28.804 --> 00:40:30.811
بعلاوه من شنیدم که ارامگاه سلطنتی کنج و عتیقه های
زیادی داره

00:40:30.901 --> 00:40:34.912
پس من قصد دارم بیام اونجا و موقع برگشت هم مقداری از اونها رو بردارمو بیارم
و با پول و شراب معاوضه اشون کنم با اینکه مشکلی نداری درسته؟

00:40:35.402 --> 00:40:38.408
برادر چیان شنگ تو به غیر از شراب به چیز دیگه ای هم فکر میکنی؟

00:40:39.407 --> 00:40:40.412
هوووووم قمار
<c.cyan>(اه پچه ها این بشر کلا 10 تخته ای کم داره مرض تفریح داره)</c>

00:40:41.404 --> 00:40:42.413
خوب دیگه کافیه بیاین بریم

00:40:44.813 --> 00:40:46.887
اگر میخوای بابتش تشکر کنی تو راه اینکار رو انجام بده

00:40:50.407 --> 00:40:54.417
برادر تو سو تا الان دیگه اینجا رو ترک کرده اینجا نشستی چیکار؟
زودباش بیا بریم تعقیبشون کنیم

00:40:55.408 --> 00:40:56.413
هی شیانگ لینگ

00:40:56.414 --> 00:40:59.224
......چطوره که اینبار تو اینجا منتطر بمونی و دنبالشون نری

00:41:00.215 --> 00:41:02.223
چرا اخه؟من باید برم و از برادر تو سو محافظت کنم

00:41:02.315 --> 00:41:04.316
تو با این وضعیتی که الان داری چطوری میخوای که ازش
محافظت کنی؟

00:41:04.417 --> 00:41:08.423
بعلاوه تو تازه بهبود پیدا کردی و منم دیگه یشم سبز جنوبیم رو ندارم
که باهاش از تو محافظت کنم پس در نتیجه من دیگه نمیدونم اگر مشکلی پیش بیاد چطور ازت محافظت کنم

00:41:09.414 --> 00:41:12.617
من شنیدم که ارامگاه سلطنتی چین شی مکان خیلی خطرناکیه
پس بهتره که تو نری

00:41:12.618 --> 00:41:14.626
در عوض من به جای تو از تو سو محافظت میکنم باشه؟

00:41:15.416 --> 00:41:18.418
من میدونم که ممکنه که برادر تو سو رو تو دردسر و زحمت بندازم
.....ولی

00:41:19.419 --> 00:41:21.426
پس در این صورت تو نباید بری باشه؟

00:41:21.901 --> 00:41:24.917
من مطمعنان در عوض تو از تو سو خوب محافظت میکنم باشه؟

00:41:24.941 --> 00:41:34.941
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:41:34.965 --> 00:41:44.965
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:41:45.234 --> 00:41:47.244
این عوضیا به خاطر اینکه من مهارت های جادویی ندارم منو با خودشون نبردن

00:41:47.335 --> 00:41:51.341
اونا فکر میکنن که من اخمخم من خودم دنبالشون میفتم
و میرم تعقیبشون میکنم

00:42:00.438 --> 00:42:01.447
پس کجان؟

00:42:02.247 --> 00:42:04.294
همشون کجا رفتن یه دفعه پس؟