﻿WEBVTT

00:01:35.000 --> 00:01:55.009
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:00.849 --> 00:02:02.819
این دفعه دیگه با این شمشیر من تونسم در
برابر دشمنم باستم

00:02:02.820 --> 00:02:05.824
و به روح اعضای قبیلم و مادرم در بهشت ارامش
ببخشم

00:02:06.815 --> 00:02:07.899
الان در حال حاضر دیگه یشم زینتی هر سه قطعش جمع شده
و در کنار هم قرار گرفته

00:02:07.900 --> 00:02:10.895
و این هم چیز خوبیه که دست اشخاص شیطانیی مثل
اون نیفتاده

00:02:10.904 --> 00:02:14.755
اما الان ما کارهای زیادی داریم که باید
انجامشون بدیم

00:02:14.818 --> 00:02:17.816
من نگران اون رازی هستم که لی ین قبل مرگش
نخواست بگه

00:02:17.817 --> 00:02:19.509
اون دقیقا چیه؟

00:02:20.898 --> 00:02:23.905
لازم نیست که نگران اون موضوع باشی تا
اونجایکه من لی ین رو میشناسم

00:02:23.906 --> 00:02:27.712
اون فقط یه چیز خشن و وحشتناک میگه که ما رو
نگران و اشفته کنه

00:02:29.835 --> 00:02:32.878
شاو گونگ برنامت برای اینده چیه؟ میخوای برگردی به چین چوان؟

00:02:34.815 --> 00:02:37.888
الان شون فنگ به شدت اسیب دیده پس به من نیاز
داره که ازش مراقبت و مواظبت کنم

00:02:38.824 --> 00:02:42.887
بعلاوه هنوز یه موضوع دیگه ای هم هست

00:02:42.888 --> 00:02:48.296
موضوع مرد ماسک دار حل و فصل شدش
قدم بعدی ما اینه که با یشم زینتی هاله ی شیطانی درون بدن تو سو رو بیرون بکشیم درسته؟

00:02:48.811 --> 00:02:54.814
شاو گونگ چرا اکسیری که تو از یشم زینتی ساخته
بودی بعد از اینکه لی ین اونو مصرفش کرد اونو تبدیل یه اهریمن کرد؟

00:02:57.816 --> 00:03:02.710
راستش اون اکسیری که من به لی ین دادم اصلا اکسیر جاودانگی نبود
فقط اکسری برای شستن و بردن دور استخون هاش بود

00:03:02.882 --> 00:03:05.933
برادر ارشد و تو سو خودشون زمانی که تو قبیله ی فن ین بودن درمورد ش متوجه شدن

00:03:06.833 --> 00:03:11.526
دفعه ی قبل لی پان ان برای اینکه میخواست اکسیر خاصی رو درستش کنه
به این خاطر که اشتباه کرد و از یه تیکه ی یشم زینتی استفاده کرد به یه اهریمن تبدیل شد

00:03:11.808 --> 00:03:13.849
و الانم که لی ین منو مجبور به ساختن اکسیر کرد

00:03:13.867 --> 00:03:16.075
من مقداری از گیاه سُرخ درش اضافه کردم

00:03:16.847 --> 00:03:19.730
اما من اصلا فکرشم نمیکردم که اکسیری که با کل قطعه های یشم زینتی درست بشه

00:03:19.830 --> 00:03:22.864
هزار برابر قوی تر از یه قطعه ی یشم زینتی باشه

00:03:22.865 --> 00:03:25.871
اینطور که به نظر میاد اصلا نمیشه قدرت یشم زینتی رو دست کمش گرفت

00:03:25.872 --> 00:03:28.680
...من فکر میکنم که قرصی هم که ازش درست میشه قابل استفاده نیستش که بشه برای

00:03:28.852 --> 00:03:30.852
تو سو ازش استفاده کرد

00:03:30.853 --> 00:03:33.344
اره درسته منم همین فکرو دارم

00:03:33.807 --> 00:03:36.836
برای همین هم دارم فکر میکنم که یشم زینتی باید برای مدتی مورد ازمایش و تحقیق قرار بگیره

00:03:36.872 --> 00:03:40.332
من فکر میکنم که تو سو هم در این مورد عجله ای نداشته باشه درسته؟

00:03:41.291 --> 00:03:42.786
خواهر هونگ یو

00:03:43.086 --> 00:03:46.767
نگران نباش من دیگه رفتار عجولانه ای انجام نمیدم

00:03:47.805 --> 00:03:50.869
برادر ارشد موضوع جاو لین هم برطرف شدش

00:03:51.805 --> 00:03:54.803
اما هنوز جرم نکرده ی تو سو سر جاشه

00:03:54.804 --> 00:03:59.810
اون هنوز در نظر همه مقصر این موضوعه من فکر میکنم که تو و خواهر هونگ یو باید
به شهر تیان یونگ برین و در این مورد به کشیش اعظم گزارش بدین موضوع رو براش روشن کنین

00:03:59.873 --> 00:04:01.893
که اون هم بتونه بی گناهی تو سو رو بهش برگردونه

00:04:01.894 --> 00:04:05.956
درسته من بلافاصله این گزارش رو میدم و بیگناهی تو سو رو هم
بهش برمیگردونم

00:04:06.893 --> 00:04:10.947
لینگ یو نظرت در این مورد چیه که تو همینجا بمونی و من برای گزارش دادن به پیش کشیش اعظم برم؟

00:04:11.889 --> 00:04:12.940
خیلی خوب

00:04:21.800 --> 00:04:24.844
هرچند لی ین از بین رفته ولی من
درون قلبم هنوزم احساس ناخوشایندی دارم

00:04:25.812 --> 00:04:29.862
در مورد ش فکر کن لی ین 10 سال برای شمشیر سوزان تنهایی برنامه ریزی کرده بود

00:04:29.863 --> 00:04:32.883
اون همیشه تو سو رو از شهر تیان یونگ تا به پایین اومدنش از
کوهستان مثل سایه دنبال میکرده و زیرنظر داشته

00:04:32.884 --> 00:04:35.899
بعدشم اون کارهایی کرد که ما به سمت تپه های زی شیان و مقبره ی چین شی هوانگ کشیده و سوق داده بشیم

00:04:36.799 --> 00:04:39.846
چرا اون در مورد هر کاری که تو سو میکرد از قبل مطلع بود؟

00:04:40.795 --> 00:04:42.798
تو فکر میکنی که اون همدستانی داشته؟

00:04:42.851 --> 00:04:47.889
اون شخص ماسکدار و مرموزی که مادربزرگ یو دو رو مجروح کرد از چیان شنگ خیلی قویتر بود
و اون قطعا لی ین هم نبود

00:04:48.796 --> 00:04:52.818
دقیقا کیه که تو قبیله ی چین یو تان اینکارو میتونه انجام بده؟

00:04:52.845 --> 00:04:56.916
افرادی که در کنار تو سو هستن 2 نفر بیشتر نیستن
یکی چیان شنگ که تو دزدیدن شمشیر شرکت کرده بود

00:04:57.816 --> 00:05:01.843
اون یکی هم شاو گونگه-
شاو گونگ توسط لی ین دزدیده شد و تقریبا جونشو هم از دست داد-

00:05:01.844 --> 00:05:02.936
من فکر نمیکنم که اون باشه

00:05:03.836 --> 00:05:08.894
اما اگر به خاطر اون نبودش چرا باید تو سو جون خودشو به خطر مینداخت تا به تپه های زی شیان و
مقبره ی سلطنتی چین شی هوانگ میرفت؟

00:05:09.799 --> 00:05:14.804
بعلاوه فبل از اینکه لی ین بمیره به شاو گونگ گفتش که هنوز رازی وجود داره
که تو ازش خبر نداری

00:05:15.835 --> 00:05:17.877
من میتونم ببینم که رابطه ی بین اونها واقعا عادی نبوده

00:05:18.846 --> 00:05:21.889
از اتفاقاتی که تو قبیله ی چین یو تان افتاده ما اصلا خبری نداریم

00:05:22.789 --> 00:05:25.864
بعلاوه شمشیر سوزان تنهایی هم خیلی قدرتمنده

00:05:25.865 --> 00:05:27.878
پس اینکه افراد دیگه رو به خودش جلب کنه چیز سختی نیستش

00:05:27.879 --> 00:05:29.882
تو اینجا بمون و مخفیانه در این مورد تحقیق کن

00:05:30.809 --> 00:05:32.884
باشه من یه بار دیگه برای برسی و تحقیق به قبیله ی چین یو تان میرم

00:05:49.810 --> 00:05:50.907
دارو آماده شده؟

00:05:53.786 --> 00:05:55.789
تو چطوری اینقدر بی هواس شدی و مواضب خودت هم نیستی؟

00:06:01.857 --> 00:06:02.944
من خوبم

00:06:04.787 --> 00:06:06.789
از این به بعد بیشتر مواضب خودت باش

00:06:10.804 --> 00:06:12.873
شون فنگ حالش چطوره؟

00:06:14.828 --> 00:06:16.296
اون اسیب های جزئی داخلی داره

00:06:16.796 --> 00:06:17.857
ولی مشکلی نیست و زندگیش رو تو خطر نمیندازه

00:06:20.859 --> 00:06:23.699
این همش تقصر من و عمه تونگه که اونو به اشتباه سرزنشش میکردیم

00:06:25.792 --> 00:06:30.256
من هم بهش فکر نکرده بودم اینبار اونو ببخشش

00:06:30.876 --> 00:06:31.919
چی شُده؟

00:06:33.780 --> 00:06:34.808
هیچی

00:06:35.782 --> 00:06:36.791
بعد از اینکه شون فنگ حالش خوب شدش

00:06:37.813 --> 00:06:41.839
ما اونو و عمه تونگ رو با خودمون به چین چوان ببریم

00:06:43.783 --> 00:06:47.785
فکرای عجیب نکن من فقط داشتم به این فکر میکردم که عمه تونگ که تو کماست

00:06:47.874 --> 00:06:50.963
و بدن شون فنگ هم که خیلی ضعیفه و به دارو احتیاج داره

00:06:51.815 --> 00:06:53.908
و اینکه تو هم الان دیگه توسط قبیله ی چین یو تان تهدید نمیشی

00:06:54.849 --> 00:06:58.854
چطوره که برگردی به چین چوان؟ هرچی نباشه بالاخره اونجا زادگاه توعه

00:07:00.845 --> 00:07:05.847
به غیر از پنگ لای ، چین چوان تنها جای دیکه ایه که من تو این جهان خیلی دوستش دارم

00:07:07.779 --> 00:07:10.781
اما من و تو سو کار های زیادی داریم که باید انجامشون بدیم

00:07:10.869 --> 00:07:14.911
اما رو چین تو بعد از چند روز شاو لان و عمه تونگ رو همراه خودت ببر به چین چوان

00:07:15.811 --> 00:07:18.887
کارهای تو و تو سو باید درمورد هاله ی شیطانی تو سو باشه درسته؟

00:07:19.787 --> 00:07:21.794
من از لان شنگ در این مورد شنیدم

00:07:22.799 --> 00:07:24.896
درسته دقیقا-
خوب بعد از اینکه این کار تموم شده-

00:07:25.796 --> 00:07:26.885
به چین چوان برمیگردی؟

00:07:29.832 --> 00:07:34.840
روچین همونطور که میگن اگر جلوی احساسات رو به موقع نگیری
باید منتظر درد و عذاب باشی

00:07:35.821 --> 00:07:38.897
تو یه شخص باهوشی
پس باید در این مورد بفهمی

00:07:39.797 --> 00:07:40.805
من متوجهم

00:07:41.841 --> 00:07:44.921
اما حتی افراد باهوش هم گاهی اوقات اشتباهاتی انجام میدن

00:07:45.821 --> 00:07:47.846
شاو گونگ تو لازم نیست که در این مورد احساس بدی بهت دست بده

00:07:48.767 --> 00:07:52.768
کسی که داره لجبازی میکنه سر این موضوع منم
و کسی هم که در این موضوع عذاب میکشه هم منم

00:07:52.769 --> 00:07:59.815
اما لازم نیست که نگران باشی وقتی از لان شنگ در این مورد پرسیدم
که ایا با من میاد یا نه اونو و عمه تونگ رو با خودم به چین چوان میبرم

00:07:59.839 --> 00:08:15.839


00:08:15.841 --> 00:08:18.875
سوجین تو واقعا نزاشتی که من ازت ناامید بشم

00:08:19.775 --> 00:08:22.779
رهبر قبیله پاداش به من یک اکسیر تغییر چهره بدین

00:08:29.770 --> 00:08:33.777
از اونجایی که من شاو گونگ رو خیلی خوب میشناسم میدونم که اون
فقط روی احساساتی که نسبت به شون فنگ داره متمرکز شده

00:08:33.849 --> 00:08:37.855
در این صورت اون همیشه باعث این میشه که همه ی اشخاصی که در اطراف اون هستن
باعث درد و عذاب بشن

00:08:38.808 --> 00:08:42.807
اخه تو چرا باید این درد و رنج رو برای خودت بخری؟
.....خودتم اینو میدونی که

00:08:42.808 --> 00:08:45.812
اکسیر تغییر چهره از حشرات سمی درست شده

00:08:45.848 --> 00:08:50.917
و اونها تا اخر زندگیشون تو زیر پوست صورت تو زندگی خواهند کرد
و در این صورت تو دیگه حتی نمیتونی در مورد برگردوندن چهری واقعی و صالم خودت یعنی سوجین حتی صحبت هم بکنی

00:08:51.817 --> 00:08:56.862
من از این میترسم که حتی خودت هم از این که چهرت به چی تبدیل میشه
میترسی که در موردش صحبت کنی

00:09:04.786 --> 00:09:07.831
دردی رو که این حشرات سمی دارن تو خون من ایجاد میکنن
رو من هنوزم میتونم تحملش کنم

00:09:07.832 --> 00:09:11.729
تا زمانی که شاو گونگ به من محبت کنه و تو چشمانش فقط من رو داشته باشه ارزشش رو داره-
...یک روزی-

00:09:11.829 --> 00:09:15.698
دیگه تو نمیتونی ظاهرت رو حفظ کنی و اون هم متوجه این موضوع میشه اون موقع چی؟

00:09:15.798 --> 00:09:19.801
اون موقع من از حشرات ارواح کمشده استفاده میکنم
و اون رو به یه عروسک تحت کنترول خودم تبدیلش میکنم

00:09:19.802 --> 00:09:23.876
به این ترتیب اون دیگه هرگز منو تحقیر نمیکنه و منو پس نمیزنه

00:09:24.776 --> 00:09:26.799
سو جین

00:09:32.816 --> 00:09:34.877
تو واقعا با من خیلی خوب هستی

00:09:43.843 --> 00:09:45.919
اسیب های تو هنوز خوب نشده
پس زیاد تکون نخور

00:09:47.773 --> 00:09:49.798
لی ین دیگه مرده

00:09:49.799 --> 00:09:51.823
اون دیگه نمیتونه به ما اسیبی بزنه

00:09:53.819 --> 00:09:56.885
شاو گونگ تو دیگه منو از خودت پس نمیزنی درسته؟

00:09:59.749 --> 00:10:02.756
دیونه من چرا باید تو رو از خودم دورت کنم اخه؟

00:10:02.757 --> 00:10:04.789
ما قراره که تا اخر عمرمون با هم باشیم

00:10:04.813 --> 00:10:18.713


00:10:18.750 --> 00:10:20.754
من همه چیزو در مورد یشم زینتی به مادر بزرگ میخوام بگم

00:10:22.747 --> 00:10:25.153
منم چیزهایی هستن که باید در موردشون با مادر بزرگت بگم و باهاش صحبت کنم

00:10:35.772 --> 00:10:36.835
مادر بزرگ

00:10:36.836 --> 00:10:40.669
چسنگ شویی ایا هاله ی شیطانی اوت کرده؟

00:10:40.869 --> 00:10:43.939
مادربزرگ سوسو به من گفته که میخواد که با من به یو دو بیاد

00:10:43.940 --> 00:10:45.803
و اینکه ما یشم زینتی رو پیداش کردیم

00:10:45.804 --> 00:10:50.613
اون یه وسیله ی شیطانیه
شماها فورا باید اونو نابودش کنین

00:10:51.747 --> 00:10:54.634
نه اونو هم با خودت وردار بیار

00:10:54.779 --> 00:10:57.661
من برام مهم نیست که شماها چطوری اونو به دستش اوردین

00:10:57.703 --> 00:10:59.166
اونو حتما باید وردارینش و به یو دو بیارینش تا تو اینجا اونو نابودش کنیم

00:10:59.784 --> 00:11:01.836
وگرنه جهان فانی 1 روز هم روی ارامش رو به خودش نمیبینه

00:11:01.837 --> 00:11:04.881
اما مگه اون زمانها شمشیر سوزان تنهایی با یشم زینتی
ساخته نشده؟

00:11:05.781 --> 00:11:07.813
تو چطوری در این مورد میدونی؟

00:11:10.744 --> 00:11:15.755
درسته یشم زینتی یکی از موارد اصلی برای درست کردن شمشیر سوزان تنهایی بوده

00:11:16.741 --> 00:11:22.753
بعد از اینکه شمشیر شیطانی تو قبیله ی لونگ یوان شاخته شدش
بعدش باعث نابودیه کل قبیله شدش

00:11:22.754 --> 00:11:25.830
و 7 شمشیر شیطانی توسط الهه نیوا در جهان فانی انسانها مهروموم شدش

00:11:26.742 --> 00:11:30.765
و صاحب قبلی یشم زینتی که رهبر قبیله ی لونگ یوان بود

00:11:30.810 --> 00:11:34.826
یشم زینتی رو به یو دو اوردش تا توسط شماها یعنی نسل های اینده ازش محافظت بشه

00:11:36.735 --> 00:11:40.745
چند هزار سال پیش در جریان شورشی
حادثه ای رخ دادش

00:11:40.746 --> 00:11:43.822
شو فو یشم زینتی رو دزدیدش و از یو دو فرار کرد

00:11:43.823 --> 00:11:46.682
و به این ترتیب هم یشم زینتی به جهان انسانی راه پیدا کرد

00:11:47.743 --> 00:11:52.757
بعدش شایعه شدش که شو فو یشم زینتی رو به شی هوانگ داده

00:11:53.735 --> 00:11:55.749
و بعد از اینکه سلسله ی چین به پایان رسید

00:11:55.767 --> 00:11:58.834
یو دو تلاش کرد که دوباره اون رو پیداش کنه اما فایده ای نداشت

00:11:59.734 --> 00:12:02.782
من فکر میکردم که دیگه یشم زینتی تا الان باید نابود شده باشه

00:12:03.744 --> 00:12:06.810
کی میدونست که اون دوباره قراره که سر و کلش پیدا بشه؟

00:12:10.733 --> 00:12:14.761
چینگ شویی تو الان باید حواست به کسی که داره از یشم زینتی محافظت میکنه باشه

00:12:14.779 --> 00:12:17.832
من در اسرع وقت کسی رو برای گرفتن اون میفرستم-
...اما مادربزرگ-

00:12:18.732 --> 00:12:20.814
شاو گونگ گفتش که یشم زینتی میتونه هاله های شیطانی رو بمکه

00:12:20.815 --> 00:12:22.819
....من فکر میکرد که ما میتونیم از اون-
بیشتر از این دراین مورد پا فشاری نکن-

00:12:23.733 --> 00:12:28.340
یه فانی بخواد که با استفاده از یشم زینتی در مقابل روح شمشیر باسته که متعلق به زمان خودش نیست

00:12:28.735 --> 00:12:29.804
این قطعا غیرممکنه

00:12:30.767 --> 00:12:31.845
من همین الان کسی رو میفرستم که تو رو ببینه

00:12:31.869 --> 00:12:50.769


00:12:50.809 --> 00:12:51.856
حالا باید چیکار کنیم؟

00:12:53.822 --> 00:12:55.873
مسائلی که مربوط به یشم زینتی میشه خیلی پیچیدست

00:12:56.795 --> 00:12:58.879
از اون زمانی که اخرین بار استاد بزرگ تو یو دو بوده
ما با اونها رابطه ی بدی داریم

00:13:00.733 --> 00:13:03.748
این اشتباه از من بود که فکر نکرده بودم در این مورد

00:13:03.749 --> 00:13:04.839
و به تو هم گفتم که میتونی با مادربزرگ ارتباط برقرار کنی

00:13:05.739 --> 00:13:07.794
من هم فکر نمیکردم که مادربزرگ اینطوری حرف بزنه

00:13:07.795 --> 00:13:12.796
هنوزم بهتر اینه که ما کارمون رو تمومش کنیم و بعدش که به یو دو برگشتیم
بهشون توضیح بدیم

00:13:14.734 --> 00:13:17.777
تو هنوزم میخوای که اون کارو انجامش بدی؟

00:13:19.729 --> 00:13:20.782
چه کاریو؟

00:13:34.743 --> 00:13:37.752
تو همه چیز بهتر که بهترین تلاشتو بکنی ولی در اخر بهتر که زیاد هم به خودت سخت نگیری

00:13:42.956 --> 00:13:46.017
سوسو تو جهان واقعا چنین اکسیری وجود نداره

00:13:46.718 --> 00:13:48.726
....اگر به انجام دادن این کارت ادامه بدی اونوقت به راحتی-
چی میشه؟-

00:13:50.721 --> 00:13:51.806
شیطان درون قلبم برانگیخته میشه

00:13:53.720 --> 00:13:55.724
چینگ شویی من اصلا اینو نمیفهممش

00:13:56.720 --> 00:13:59.771
من فقط میخوام که مادر رو به زندگی برشگردونم
نمیخوام که دزدی کنم

00:13:59.807 --> 00:14:01.807
و همینطور هم نمیخوام که به شخص دیگه ای اسیب بزنم

00:14:01.808 --> 00:14:03.811
چرا تو باید همیشه به این فکر کنی که من دارم اشتباه میکنم؟

00:14:04.738 --> 00:14:06.746
من منظورم این نبودش

00:14:10.813 --> 00:14:14.886
به نظر میرسه که من زیادی در این مورد نگران بودم
...میتونی اینو بری از شاو گونگ بپرسی که میخواد

00:14:15.786 --> 00:14:19.640
از چه جادویی استفاده کنه که مادرت رو باهاش زنده کنه؟

00:14:29.809 --> 00:14:32.902
شاو گونگ یشم زینتی بازسازی بشه
تو بعدش برنامت براش چیه؟

00:14:36.802 --> 00:14:40.819
مگه من قبلا به تو نگفتم که میخوام بهت کمک کنم که باهاش اکسیر زنده کردن مردگان رو درست کنی؟

00:14:41.719 --> 00:14:42.795
باید به قبیله ی چین یو تان برم؟

00:14:43.713 --> 00:14:44.717
البته

00:14:44.794 --> 00:14:47.820
فقط زمانی که دارو های مورد نیاز باشه
من میتونم نتیجه بگیرم که برنامه ی بعدی باید چی باشه

00:14:48.717 --> 00:14:51.781
چی شده؟ تو پشیمون شدی؟-
اینطور نیست که ازش پشیمون شده باشم-

00:14:52.753 --> 00:14:54.753
...فقط مشکل اینجاست من نمیدونم که ایا

00:14:54.754 --> 00:14:55.789
من برای خودم بیش از حد حریص هستم؟

00:14:56.761 --> 00:14:59.835
درد و رنج هایی که تو از دوران کودکی تحملشون کردی خیلی زیاد بوده
پس لازم نیست که دوباره خودت رو رنج و عذاب بدی

00:15:02.790 --> 00:15:06.794
من هم قبلا مثل تو بودم و عواقب هیچ چیز رو در نظر نمیگرفتم

00:15:07.729 --> 00:15:09.761
و میخواستم که شون فنگ رو هر جور که شده پیش خودم برشگردونم

00:15:10.770 --> 00:15:16.775
تو سو اگر تو تلاشی نکنی اونوقت مادرت و قبیلت پیشت برنخواهند گشت

00:15:17.729 --> 00:15:20.735
چینگ شویی قبلا به من گفته که تو این جهان

00:15:20.736 --> 00:15:22.745
اصلا اکسیر و دارویی وجود نداره که بتونه مرده ها رو زنده کنه

00:15:25.745 --> 00:15:30.746
من هرگز انتظار اینو نداشتم که این حرف ها از دهان اون بیرون بیاد

00:15:30.747 --> 00:15:31.800
چرا این حرف رو میزنی؟

00:15:35.731 --> 00:15:38.762
چونکه یو دو در این جهان تنها مکانیه که در مورد داد و ستد ارواح بیش از همه میدونه

00:15:38.763 --> 00:15:40.791
...و همینطور هم در مورد قانون تنظیم شده ی زندگی و مرگ رو

00:15:41.705 --> 00:15:43.729
و جادوی زنده کردن مردگان هم سر چشمش

00:15:43.765 --> 00:15:45.778
از یو دو نشاط گرفته

00:15:46.707 --> 00:15:48.708
چینگ شویی از یو دوعه

00:15:48.709 --> 00:15:52.709
یعنی اون در این مورد نمیدونه؟-
اما چینگ شویی دلیلی نداره که به من دروغ بگه و منو فریبم بده-

00:15:54.702 --> 00:15:59.722
چطور دلیلی براش نداره؟
این موضوع دارای خطراط خاص و بالا و زیادیه

00:15:59.798 --> 00:16:02.854
اون به صورت طبیعی نمیخواد تو رو تو خطر بندازه
چون اون هم دلیل خودش رو برای این کار داره

00:16:03.754 --> 00:16:06.819
اون مجبوره که از شمشیر سوزان تنهایی محافظت کنه
و تو رو هم به یو دو برت گردونه

00:16:10.734 --> 00:16:11.819
چینگ شویی به من دروغ نمیگه

00:16:13.730 --> 00:16:16.776
اگر تو اینقدر به چینگ شویی اعتماد داری پس چرا داری اینو از من میپرسی؟

00:16:18.753 --> 00:16:20.796
شاو گونگ من منظورم این نبود

00:16:23.712 --> 00:16:27.720
اگر تو واقعا بخوای که مادرت رو به زندگی برشگردونی من میتونم براش راهی پیدا کنم

00:16:28.701 --> 00:16:32.731
اما اگر نخوای که زندش کنی این به تصمیمی خودت بستگی داره نه به چینگ شویی

00:16:34.776 --> 00:16:35.832
من میدونم

00:16:38.695 --> 00:16:41.775
این به این دلیل نیست که من نمیخوام

00:16:41.776 --> 00:16:43.791
بلکه این به این دلیله که من بیش از حد میخوام

00:16:43.792 --> 00:16:49.797
من میترسم که من امید زیادی رو به این موضوع ببندم
و در اخر هم امیدهای من به رویایی بدل بشه

00:16:54.768 --> 00:16:58.826
من متوجهم که تو چی میخوای بگی-
اما وقتی که تو گفتی راهی برای ایجاد اکسیر و دارویی برای زنده کردم مردگان میدونی-

00:16:59.726 --> 00:17:02.747
من ناگهان متوجه شدم که چی میخوام

00:17:02.748 --> 00:17:05.839
من دقیقا مثل تو میخوام که به روی این موضوع پا فشاری کنم

00:17:06.694 --> 00:17:08.783
اما چیزی رو هم که چینگ شویی گفته هم

00:17:09.728 --> 00:17:11.732
چیز خیلی غیرمنطقیی نیستش

00:17:11.768 --> 00:17:13.767
چینگ شویی با تو خیلی متفاوته

00:17:13.768 --> 00:17:16.770
اون مثل تو خانوادشو از دست نداده
پس احساسات تو رو هم متوجه نمیشه

00:17:16.788 --> 00:17:18.882
به همین دلیل هم اون حقیقت این ماجرا رو بهت نگفته

00:17:19.782 --> 00:17:24.738
شاو گونگ حالا که تو داری در مورد من داری اینو میگی که من به تو سو حقیقت رو نگفتم
بزار ازت چیزی رو بپرسم

00:17:24.739 --> 00:17:26.744
تو از چه راه و جادویی میخوای مادر تو سو رو زندش کنی؟

00:17:27.689 --> 00:17:29.773
تو کتیبه های لونگ یوان روشی برای ساخت اکسیر و دارویی هست که مشیه با اون ساختش

00:17:30.693 --> 00:17:33.735
اما تا اونجاییکه من میدونم هیچکسی نمیتونه از اراده ی اسمانها فراتر بره
و از دستش فرار کنه

00:17:34.689 --> 00:17:36.771
گستردگی اسمانها و زمین و عوالم بسیار پهناور

00:17:36.772 --> 00:17:41.641
و بسیاری از چیزهای شگفت انگیز و عجیب وجود داره که تا به حال هیچکسی موفق به
کشف و دیدنشون نشده ولی این به این معنی نیستش که وجود هم ندارم

00:17:41.741 --> 00:17:44.767
در اون زمانها که من میخواستم شون فنگ رو از مرگ برشکردونم

00:17:44.768 --> 00:17:48.795
من شنیده بودم که یو دو دارای مهارت جادویی خاصیه که میتونه باهاش مرده ها رو زنده کنه

00:17:49.686 --> 00:17:52.689
اینطور نیست چینگ شویی؟
بعلاوه در این مهارت جادویی هم

00:17:52.748 --> 00:17:55.786
باید از یشم زینتی استفاده کرد
درسته چینگ شویی؟

00:17:55.810 --> 00:17:58.710
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:17:58.723 --> 00:17:59.777
چینگ شویی

00:18:01.705 --> 00:18:02.787
این درسته؟

00:18:03.688 --> 00:18:05.695
این فقط یه افسانست

00:18:06.695 --> 00:18:09.740
بعلاوه این با چیزی که شاو گونگ گفتش فرق داره
چون هنوز کسی امتحانش نکرده

00:18:09.741 --> 00:18:12.705
اینکه تا به حال کسی امتحانش نکرده به این معنی که تا به حال کسی جراتشو نداشته

00:18:12.759 --> 00:18:16.784
زنده کردن مرده ها اصلا جادویی نیستش که بشه گفتش که خدایان رو به مبارزه طلبیدنه

00:18:17.684 --> 00:18:20.710
این اصلا کتاب مخفی جایی نیستش
مادر بزرگ قبلا به من یکبار گفته که

00:18:20.711 --> 00:18:23.766
مرگ تنها بخشی از طی کردن یه سفره پس ما باید به عنوان بخشی از سفر خودمون بهش احترام بگذاریم

00:18:23.767 --> 00:18:25.807
......پس بهتر که در مورد شخصی که مرده لجاجت نکنیم و

00:18:26.681 --> 00:18:30.687
تو کسی نیستی که مرده باشه
پس تو از کجا میدونی که یه شخص مرده دوست نداره که زنده بشه؟

00:18:30.770 --> 00:18:34.810
شاو گونگ تو چت شده؟
از وقتی که از مقبره ی سلطنتی چین شی برگشتیم تو خیلی عجیب شدی

00:18:36.683 --> 00:18:38.762
شون فنگ مجروحه و داره بهبود پیدا میکنه

00:18:39.716 --> 00:18:42.718
عمه تونگ هم هنوز تو کماست و بیهوشه

00:18:42.745 --> 00:18:44.793
پس من توی قلبم چطور میتونم احساس ارامش کنم؟

00:18:46.678 --> 00:18:50.678
تو سو من به عنوان کاتالیزور به گیاه یولینگ احتیاج دارم

00:18:50.718 --> 00:18:52.761
که با اون روند ساخت اکسیر و داروی زنده کردن مردگان کامل میشه

00:18:52.762 --> 00:18:54.784
حالا این رو که میری یا نمیری رو خودت تصمیم بگیر

00:18:55.684 --> 00:18:58.734
گیاه یولینگ؟-
 در سته این گیاه فقط هر 1000سال یکبار گل میده-

00:18:58.735 --> 00:19:00.739
و در گوه یااو یکی هست

00:19:00.740 --> 00:19:04.774
اگر تو واقعا بخوای که بری میتونی به شهر خانواده ی یااو بری و ازشون قایق بادبانی بگیری و
باهاش از طریق دریا به اونجا بری

00:19:05.674 --> 00:19:09.676
اما بهتر که قبل از رفتنت از برادر ارشد در این مورد اجازه بگیری

00:19:09.677 --> 00:19:11.686
قبل از اینکه تصمیم نهایی رو بگیری-
باشه-

00:19:23.759 --> 00:19:26.782
سوسو تو واقعا میخوای به کوهستان یااو بری؟

00:19:28.719 --> 00:19:31.725
چینگ شویی من تصمیم رو گرفتم و میخوام که بهش عمل کنم

00:19:31.726 --> 00:19:33.809
اما-
تو هم بهتر که به یو دو برگردی-

00:19:34.678 --> 00:19:36.732
مگه ما قبلا با هم در این مورد صحبت نکرده بودیم که با هم بریم به اونجا؟

00:19:37.677 --> 00:19:39.679
از اونجایی که مادربزرگت گفتش که بهمون کمکی نمیکنه

00:19:39.760 --> 00:19:42.796
اگر هم به اونجا برگردیم فایده ای نداره

00:19:43.696 --> 00:19:46.690
و افراد یو دو هم به زودی به اینجا میرسن
تو هم شخصی از خاندان الهه نیوا هستی

00:19:46.691 --> 00:19:47.764
پس بهتر که برگردی

00:19:50.667 --> 00:19:51.705
سوسو

00:19:51.729 --> 00:20:07.629


00:20:07.673 --> 00:20:09.740
دست از قایم شدن بردار بیا برون

00:20:11.705 --> 00:20:13.722
چطوره؟ از این چیزی که برات اوردم خوشت اومد؟

00:20:13.723 --> 00:20:16.733
هر دفعه که من چیزی رو که تو اوردی رو میخورم
من بعد باید با تو سو جرو بحث کنم

00:20:16.734 --> 00:20:18.826
اینبار هم با چیزی که تواوردی حتما به خاطرش با هم فوش کشی میکنیم

00:20:20.743 --> 00:20:21.789
اه تو خوشحال نیستی؟

00:20:22.670 --> 00:20:24.674
خوب پس بهم بگو چی تورو خوشحال میکنه تا منم برم برات دنبالش بگردم بیارمش

00:20:25.749 --> 00:20:27.758
احتیاجی نیست
ممنون بابت غذایی که برام اوردی

00:20:28.738 --> 00:20:31.829
لازم نیست همچین حرفی بزنی تو همسر اینده ی منی
اینکه دارم ازت مراقبت میکنم وظیفمه

00:20:34.663 --> 00:20:39.664
بعلاوه هوا شنگ همیشه بهم میگفت که باید با زنها مهربون خوش رفتار باشم
بعدشم تو که همسر اینده ی منی جای خود داری

00:20:39.704 --> 00:20:40.772
هوا شنگ؟

00:20:44.662 --> 00:20:47.670
اه راستی تو هم شون فنگ و هم جین نیانگ رو میشناسی

00:20:47.697 --> 00:20:50.740
به من راستشو بگو بینم رابطه ی تو دقیقا با قیبله ی چین یو تان چیه؟

00:20:51.661 --> 00:20:54.659
راستشو بخوام بگم من یه گربه ی کوچیک تو قبیله چین یو تان بودم

00:20:54.681 --> 00:20:58.699
بعدش یه روز شانس اوردم
و یه قرص جادویی خوردم بعدش به یه انسان تبدیل شدم

00:20:58.700 --> 00:21:00.704
به همین خاطر هم من اونجا موندم تا براشون جبران کنم

00:21:00.740 --> 00:21:02.832
تو حتی اینو هم میدونی که چطوری محبت هایی رو که بهت شده رو جبرانشون کنی؟-
پس چی البته که میدونم-

00:21:03.732 --> 00:21:06.827
من بهتر ازخیلی از ادمهای دیگه هستم حتی افراد پولدار
و اینکه اگر تو بخوای با من باشی اصلا کار اشتباهی نکردی چینگ شویی

00:21:08.656 --> 00:21:09.724
بزار که چیزی رو ازت بپرسم

00:21:10.662 --> 00:21:13.756
اون تو سو باعث میشه که تو همیشه ناراحت باشی پس چرا دوست داری که هنوزم اونو دنبالش کنی؟

00:21:17.662 --> 00:21:21.665
این خیلی طبیعی که اگر خوشحالی وجود داره ناراحتی هم باید وجود داشته باشه

00:21:22.670 --> 00:21:24.734
خوب اونوقت تو الان ناراحتی یا خوشحالی؟

00:21:25.749 --> 00:21:29.749
راستشو بخوام بگم منم قبلا چیزی از مسائلی که بین زن و مرد هست نمیدونستم

00:21:29.750 --> 00:21:31.784
من فقط اینو میخواستم که همیشه پیش سوسو باشم

00:21:32.684 --> 00:21:37.757
من هم تو این مورد متعجب بودم که دوست داشتن یکی خوشحال کنندست یا ناراحت کنندست

00:21:38.730 --> 00:21:42.733
اینو وقتی متوجه شدم که عشق بین شون فنگ و شاو گونگ رو دیدم

00:21:43.669 --> 00:21:46.755
من اینو متوجه شدم که مهم نیست شخصی که دوستش داری پیشته یا پیشت نیست

00:21:47.655 --> 00:21:50.722
مهم نیست که اون تو رو ناراحت کنه یا خوشحال کنه

00:21:51.653 --> 00:21:54.653
تو هنوز هم دوست داری که پیش اون باشی و همراهیش کنی

00:21:55.650 --> 00:21:58.684
چون تو درون قلبت واقعا به اون اهمیت میدی

00:22:00.649 --> 00:22:03.745
من هم واقعا برای سوسو اهمیت قائلم و دوستش دارم
پس مهم نیست که چه اتفاقی بیفته

00:22:04.656 --> 00:22:06.692
چون من همیشه همراه اون خواهم بود

00:22:09.701 --> 00:22:11.732
منم خیلی دوست دارم که برای همیشه با تو باشم

00:22:19.653 --> 00:22:20.718
تو میخوای به کوهستان یااو بری؟

00:22:21.650 --> 00:22:24.678
اما من هنوز نمیدونم که این سفرم چقدر طول بکشه
پس برادر ارشد بهتر که تو به شهر تیان بونگ برگردی

00:22:24.714 --> 00:22:27.788
منم فعلا برنمیگردم
من و خواهر هونگ یو برنامه ریزی هایی کردیم

00:22:28.688 --> 00:22:31.694
منم میخوام به قبیله ی چین یو تان برم-
قبیله ی چین یو تان؟-

00:22:31.695 --> 00:22:32.784
مگه لی یان دیگه نمرده؟

00:22:33.652 --> 00:22:34.724
هر چند که لی یان دیگه مرده

00:22:36.654 --> 00:22:41.674
اما ما اینو نمیدونیم که ایا اون همدستی هم داره یا نه

00:22:41.675 --> 00:22:43.678
من باید برم و به درستی برسی کنم

00:22:43.679 --> 00:22:45.737
اینطوری اونها نمیتونن دیگه به تو و شاو گونگ صدمه بزنن

00:22:46.650 --> 00:22:48.155
برادر ارشد تو خیلی به فکر منی

00:22:48.650 --> 00:22:51.317
تو این سفر که تو داری میری به کوهستان یااو من نمیتونم با تو بیام

00:22:51.698 --> 00:22:55.737
اگر تو و چینگ شویی تو این سفر با مشکلی روبرو شدین میتونی با
آشیانگ برای من پیام بفرستی

00:22:55.761 --> 00:22:57.643


00:22:57.644 --> 00:22:59.649
ایندفعه من تنهایی میرم

00:23:01.677 --> 00:23:04.700
مگه چینگ شویی با تو نمیاد؟
شما دوتا....؟

00:23:05.738 --> 00:23:08.750
چینگ شویی فکر میکنه که احیا کردن شخصی که مرده

00:23:09.650 --> 00:23:10.746
در برابر اراده ی بهشت و آسمانهاست

00:23:12.696 --> 00:23:15.771
برادر ارشد تنها ارزوی من زنده کردن خانوادمه

00:23:16.671 --> 00:23:18.677
ایا این اشتباهه؟

00:23:20.146 --> 00:23:21.641
این فقط احساسات فرزندی تو نسبت به اونهاست

00:23:21.713 --> 00:23:24.381
درواقع این هیچ درست و غلطی نداره

00:23:24.681 --> 00:23:28.167
مهم نیست که چی بشه
من همیشه پشتیبانی و همراهیت میکنم

00:23:28.667 --> 00:23:30.729
برادر ارشد ازت ممنونم

00:23:30.730 --> 00:23:32.757
من امیدوارم که این موضوع به نفع تو باشه

00:23:33.657 --> 00:23:36.698
من هم مطمعنم که چینگ شویی هم همین فکرو میکنه

00:23:37.639 --> 00:23:39.689
منم میدونم که چینگ شویی هم به فکر منه و به خاطر خودم هر کاری رو انجام میده

00:23:39.725 --> 00:23:41.751
اگر بخوایم فرد زنده و مرده رو مقایسه کنیم

00:23:42.651 --> 00:23:44.689
مطمعنان این فرد زندست که از اهمیت بالاتری برخورداره

00:23:44.690 --> 00:23:47.767
اما اگر روزی بشه که بشه یکی از اعضای خانواده ی مردت رو زنده کنی

00:23:49.679 --> 00:23:51.694
شاو گونگ به من قول داده که راهی برای کمک به من پیدا کنه

00:23:51.695 --> 00:23:53.721
من مطمعنم که اون میتونه بهم کمک کنه

00:23:54.634 --> 00:23:57.711
این فرصتیه که درست پیش روی منه من نمیتونم اون رو امتحانش نکنم

00:23:59.637 --> 00:24:02.686
برادر ارشد از وقتی که از شهر تیان یونگ بیرون اومدم

00:24:02.731 --> 00:24:05.748
من خیلی از چیز ها رو متوجه شدم که با اون چیزهایی که من از قبل میدونستم فرق داشتن

00:24:06.648 --> 00:24:09.670
مردم نگران میشن,عاشق میشن

00:24:09.671 --> 00:24:10.758
و همینطور هم دچار مشکلات میشن

00:24:12.635 --> 00:24:16.641
اینکه یه انسان باشی انگار از کشت جاودانگی هم سختتره

00:24:18.633 --> 00:24:19.642
بعد از اینکه از خیلی از مشکلات و موضوعات گذشتی

00:24:20.666 --> 00:24:25.693
الان دیگه میتونی افکار دیگران و خودت رو هم درک کنی
الان دیگه تو قادری که شمشیر سوزان تنهایی رو کنترولش کنی

00:24:25.694 --> 00:24:28.768
اما تو باید اینو یادت باشه که امتحان شدن های تو رفته رفته بیشتر میشه

00:24:29.631 --> 00:24:31.640
و همینطور هم چیزهایی که بابتش باید عذاب بکشی هم همینطور

00:24:32.630 --> 00:24:37.713
اما من به تو باور دارم
تو دیگه بزرگ شدی , لان شنگ هم همینطور

00:24:39.630 --> 00:24:44.634
برادر ارشد من احساس میکنم که تو با لان شنگ به صورت ویژه ای خیلی خوبی

00:24:44.661 --> 00:24:46.701
پس تعجبی نداره که فو چو به تو مشکوک شده

00:24:46.702 --> 00:24:48.705
اون به چی مشکوک شده؟

00:24:49.629 --> 00:24:54.672
تو به اون چیزی گفتی؟-
منکه به اون هیچی نگفتم وقتی که برگشتی خودت شخصا ازش بپرس-

00:24:55.631 --> 00:24:57.637
الان دیگه تو یاد گرفتی که با کلمات هم بازی کنی درسته؟

00:24:59.628 --> 00:25:00.706
از لان شنگ یادش گرفتی؟

00:25:02.699 --> 00:25:04.756
چیه؟ مگه یاد گرفتن از من بده؟

00:25:06.625 --> 00:25:10.716
یاد گرفتن از من خیلی هم خوبه قبلنا تو سو حتی لبخندم نمیزد
اما الان اون حتی چنتا شوخی هم میکنه

00:25:11.634 --> 00:25:16.716
شماها مثل کسایی میمونین که همه جا اویزونن
درستش اینه که از من تشکر کنین

00:25:16.717 --> 00:25:21.644
تو برای چی اینجا اومدی؟-
من شنیدم که تو سو میخواد به سفری بره و صداش برام سرگرم کننده بود-

00:25:21.645 --> 00:25:24.703
تو سو منم با خودت ببر باشه؟-
نمیتونم-

00:25:24.704 --> 00:25:29.731
چرا نه؟
ما قبلا با هم از میون مرگ و زندگی عبور کردیم

00:25:30.631 --> 00:25:33.721
اگر بخوای حساب کنی ما دوستانی هستیم که با هم از مرگ و زندگی گذشتیم
پس چرا نمیتونی منو با خودت ببری؟

00:25:35.710 --> 00:25:37.710
میگم نمیتونم,یعنی اینکه واقعا نمیتونم

00:25:38.623 --> 00:25:40.684
برادر ارشد من میرم که وسایلام رو جمع و جور کنم

00:25:46.705 --> 00:25:48.711
منم باید برم که وسایلام رو جمع کنم

00:25:49.618 --> 00:25:50.625
......تو

00:25:51.668 --> 00:25:53.720
همیچکدوم از شما منو با خودش نمیبره

00:25:57.617 --> 00:25:59.631
حالا که منو نمیبرین منم با هاتون نمیام خوب

00:26:04.629 --> 00:26:06.654
شیانگ لینگ تو داری چیکار میکنی؟

00:26:06.655 --> 00:26:08.737
چرا اینقدر سروصدا میکنی اخه؟
کله هویجی

00:26:12.699 --> 00:26:13.797
تو داری چه مهارت جاویی تمرین میکنی؟

00:26:14.697 --> 00:26:17.709
این مگه چیزی نیست که هر دختری باید یادش بگیره؟

00:26:21.616 --> 00:26:23.700
پس تو داری این چیزا رو یاد میگیری
چطور من خودم اینو نفهمیدم؟

00:26:24.636 --> 00:26:27.647
تو این چندین روزی که نبودی خواهر تو بهم این چیزا رو یاد داده

00:26:28.614 --> 00:26:30.695
اما این کار خیلی سخته

00:26:32.615 --> 00:26:37.624
شیانگ لینگ نگران نباش بعد از ازدواج با من بهت قول میدم که به این جور کارا
معتاد بشی

00:26:37.660 --> 00:26:40.684
کی میخواد با تو ازدواج کنه اخه کله هویجی

00:26:40.685 --> 00:26:44.731
اینکه خواهرم بهت دوخت و دوز یاد داده به این معنی که اون رابطه ی بین منو تو رو
پذیرفته و قبول کرده

00:26:45.631 --> 00:26:49.700
و این اینو نشون میده که اون دیگه تو اینده با رابطه ی بین منو تو مخالفت نمیکنه
اگر میدونستم وقتی که من نباشم

00:26:49.701 --> 00:26:51.782
رابطه ی بین شما دوتا اینقدر خوب میشه و اینقدر خوب هم با هم کنار میاین
خیلی وقت پیشا از خونه فرار میکردم

00:26:52.682 --> 00:26:56.699
الانم بهترین کاری که میتونی بکنی اینه که همین الان فرار کنی که منم از دوختن این لباس
برای برادر تو سو اذیت نشم

00:26:57.669 --> 00:26:59.694
هان چی این لباسو داری برای برادر تو سو میدوزی؟

00:26:59.695 --> 00:27:02.700
کوهستان یااو نزدیک به دریاست و بادهای سرد دریایی اونجا میوزه

00:27:02.701 --> 00:27:04.773
پس من باید برای برادر تو سو کاری انجام بدم

00:27:06.606 --> 00:27:09.629
شیانگ لینگ من میخوام که چیزی ازت بپرسم

00:27:09.630 --> 00:27:13.712
یعنی تو اندازه ی این نوک سوزن هم منو دوست نداری؟

00:27:19.655 --> 00:27:25.665
یعنی تو این جهان کسی که از من هم رقت انگیزتر باشه هست؟ کسی که من دوستش دارم داره در مورد کس دیگه ای فکر میکنه من حتی دارم خیلی خوب هم بهش خدمت میکنم و بهش میرسم

00:27:25.666 --> 00:27:30.737
چرا مردا اینقدر بدبختن اخه؟
مرد بودن واقعا خیلی سخته

00:27:32.694 --> 00:27:36.726
شاو گونگ زودباش بهم کمک کن
من دیگه واقعا هیچ فکری ندارم که با این شیانگ لینگ چیکار کنم

00:27:37.626 --> 00:27:42.625
تو زیاد گشتی و چیزهای زیادی هم دیدی و تجربه ی زیادی هم داری
چطوری میشه که یه دخترو خوشحالش کرد؟

00:27:43.601 --> 00:27:47.627
من از کجا باید بدونم اخه؟من هرگز تا به امروز نخواستم که دختری رو خوشحالش کنم

00:27:48.669 --> 00:27:52.674
چطور ممکنه که تو ندونی؟
اگر نمیدونی پش چطوریه که تبدیل به یه اهنربای انسانی تبدیل شدی؟

00:27:52.675 --> 00:27:54.758
بعلاوه پس چطوریه که هم خواهر من هم شون فنگ تو رو دوستت دارن اخه؟

00:27:55.658 --> 00:27:58.740
زودباش بهم بگو ببینم
اون موقع ها شون فنگ چطوری عاشق تو شدش؟

00:28:01.632 --> 00:28:05.526
چطوری شون فنگ عاشق من شده؟
میترسم که تو این جهان فقط خودش جواب این سوال رو بدونه

00:28:05.601 --> 00:28:07.206
برای چی اومدی اینو از من میپرسی؟

00:28:07.603 --> 00:28:10.604
اره درسته
پس من میرم از شون فنگ میپرسم

00:28:10.605 --> 00:28:11.605
همونجا وایستا

00:28:11.606 --> 00:28:13.213
چی شده؟

00:28:17.687 --> 00:28:21.686
از اونجایی که تو اومدی اینو از من میپرسی
پس من هم در این مورد حسابی باهات حرف میزنم

00:28:21.687 --> 00:28:23.689
چرا اینقدر به شیانگ لینگ توجه میکنی؟

00:28:24.607 --> 00:28:27.615
مگه این همیشه خودت نبودی که میگفتی تا وقتی که به هدفت نرسیدی
دست از تلاش برندار

00:28:27.597 --> 00:28:29.693
اما الان به این نتیجه رسیدم که گاهی اوقات بهتر که دست از تلاش برداریو
تسلیم بشی

00:28:30.675 --> 00:28:34.749
تو.....تو امروز چت شده؟ این حرفا چیه که داری میزنی
این حرفا اصلا به تو نمیخوره

00:28:35.649 --> 00:28:37.937
هیچیم نیست
ادم ها عوض میشن

00:28:38.637 --> 00:28:41.704
تو هنوز خیلی جونی
و هنوز اصلا چیزی در مورد عشق نمیدونی

00:28:42.604 --> 00:28:45.615
شیانگ لینگ یه شیطانه
پس بهتر که به حرف های خواهرت گوش بدی

00:28:45.616 --> 00:28:48.652
تو هم اینطوری فکر میکنی
اگر اینو میدونستم هیچوقت باهات در این مورد حرف نمیزدم

00:28:50.592 --> 00:28:51.646
خواهر؟

00:29:24.613 --> 00:29:32.677
♫عشق ، پر از وسوسه است♫
♫قادر است مردم را ساکت کند♫

00:29:32.678 --> 00:29:38.678
♫گوشه درون قلبم پنهان شده است♫

00:29:38.679 --> 00:29:50.706
♫من جرات نمی کنم آن را با صدای بلند بگویم.
جرات نمیکنم به راحتی آن را درک کنید.
جرات نمیکنم سرد بودن خودم را سرزنش کنم♫

00:29:51.586 --> 00:29:55.586
♫نگران این هستید که گلها پژمرده شوند و سقوط کنند♫

00:29:55.627 --> 00:29:58.715
♫نگران این هستید که باران بگیرد♫

00:30:00.582 --> 00:30:03.671
شاو گونگ ما بالاخره موفق شدیم چوب مخصوص ساختن
ژیتر رو پیداش کنیم

00:30:07.581 --> 00:30:19.674
♫این اشتباه ما نیست که عاشق کسی میشویم♫
♫ما فقط داریم مسیری را طی میکنیم که سرنوشت ماست و نمیتوانیم از چنگالش رهایی یابیم♫

00:30:19.675 --> 00:30:34.682
♫اگر با این دو دستت نمیتوانی مرا در اغوش بگیری♫
♫پس بگذار من تو را ثانیه ای در اغوش بگیرم♫

00:30:35.615 --> 00:30:41.646
♫اینکه ما هردو عاشق یکدیگر شدیم اشتباه هیچ یک از ما نیست♫

00:30:41.647 --> 00:30:47.743
♫فقط مشکل این است که ما نمیتوانیم تا پایان عمر یکدیگر را همراهی کنیم♫

00:30:48.583 --> 00:30:56.584
♫در این جهان قلب شکسته ی من توسط هیچ کسی نمیتواند مورد درک قرار گیرد♫
شون فنگ,شون فنگ

00:30:57.575 --> 00:31:00.583
♫من هنوز هم از اینکه عاشق شدم پشیمان نخواهم شد♫
شون فنگ

00:31:05.573 --> 00:31:08.577
شاو گونگ حال تو خوبه؟

00:31:13.589 --> 00:31:15.602
من خوبم چیزیم نیست

00:31:15.603 --> 00:31:17.605
فقط یاد گذشته افتادم

00:31:18.571 --> 00:31:21.633
به نظر میاد رنگ صورتت سر جاش نیست
مریض شدی یا تو بدن احساس درد میکنی؟

00:31:21.642 --> 00:31:24.641
من خوبم حتما خسته ام

00:31:24.642 --> 00:31:26.654
من دیگه میرم اتاقم

00:31:37.573 --> 00:31:40.578
چینگ شویی تو مقبره ی سلطنتی چین شیه چه اتفاقاتی افتادش؟

00:31:41.569 --> 00:31:44.588
من فکر میکنم که شاو گونگ از وقتی که از اونجا برگشته خیلی تغییر کرده

00:31:44.606 --> 00:31:46.663
خواهر روچین تو هم اینطور فکر میکنی که شاو گونگ با قبلش خیلی فرق کرده؟

00:31:47.640 --> 00:31:50.643
او از وقتی که برگشته همش تنهایی یه جا میشینه
و به یه جا خیره میشه

00:31:51.568 --> 00:31:54.576
بعلاوه من فکر میکنم که اون ضربه ای چیزی به سرش خورده
چون حرف های عجیب و غریب زیادی میزنه

00:31:55.583 --> 00:31:58.602
هر چند که شون فنگ اسیب دیده ولی اونقدرا جدی نیست

00:31:59.568 --> 00:32:01.656
منم دقیقا مطمعن نیستم و نمیدونم که شاو گونگ درگیر چیه و داره به چی فکر میکنه

00:32:03.569 --> 00:32:07.583
کارهایی که اون و تو سو انجام میدن درسته یا غلط؟

00:32:07.584 --> 00:32:11.619
چینگ شویی راستش بعضی مواقع لازم نیستش که همه چیز روشن و واضح بشه

00:32:11.620 --> 00:32:14.678
تو و تو سو هنوزم دارین سر این جرو بحث میکنین که
حق با کیه کی درست میگه کی غط میگه

00:32:15.578 --> 00:32:18.587
و من چی؟
من حتی صلاحیت اینو ندارم که در مورد شاو گونگ صحبت کنم

00:32:18.588 --> 00:32:20.686
من تموم این سالها اونو دوستش داشتم

00:32:21.586 --> 00:32:23.652
اما اون هیچوقت منو به قلبش راه نداده

00:32:23.653 --> 00:32:26.684
اگر اون نظرش در مورد من تغییر کنه و منو بپذیره
اینکه کی درست میگه و کی غلط چه فرقی میکنه اصلا اینا برام مهم نخواهد بود

00:32:27.584 --> 00:32:31.651
بعلاوه حتی اگر غلط باشه کاراش و حتی به مرگ من هم منجر بشه
من برام مهم نیست و میگم که ارزشش رو داره

00:32:34.569 --> 00:32:37.616
من برنامه دارم که وقتی حال شون فنگ بهتر شدش
به قبیله ی چین یو تان برم

00:32:38.569 --> 00:32:42.594
به این دلیل که اونجا دارو های گیاهی زیادی وجود داره بنابراین ساختن دارو برای من اونجا راحتتره

00:32:44.591 --> 00:32:48.590
شاو گونگ افراد یو دو الان دنبال پیدا کردن یشم زینتی هستن

00:32:48.591 --> 00:32:51.664
من نگرانم که اونها تو رو پیدات کنن-
مشکلی نیست-

00:32:52.564 --> 00:32:56.595
لی ین و افرادش همه با هم تو مقبره ی سلطنتی چین شیه مردن

00:32:56.596 --> 00:32:58.563
الان هم تو قبیله ی چین یو تان هیچ رهبری وجود نداره

00:32:58.565 --> 00:33:01.567
اگر من الان برگردم بعضی از اعضای قبیله هستن که از من حمایت میکنن
و به دستورات من توجه میکنن

00:33:02.599 --> 00:33:04.563
پس در این صورت افرادی هم که از یو دو میان هیچ کاری با من نمیتونن انجام بدن

00:33:04.564 --> 00:33:06.063
به هر حال بهتر که مواضب خودت باشی

00:33:07.561 --> 00:33:10.643
تو هم همینطور سریع برو و زود برگرد
من تو قبیله ی چین یو تان منتظر تو خواهم بود

00:33:10.667 --> 00:33:15.467


00:33:15.556 --> 00:33:18.604
تو سو داری میری به کوهستان یااو مواضب خودت باش

00:33:18.622 --> 00:33:20.678
میدونم برادر ارشد تو هم همینطور تو راه مواضب خودت باش

00:33:23.635 --> 00:33:25.638
به اون هم گفتی که داری میری؟

00:33:31.628 --> 00:33:32.712
قهرمان جوان لینگ یو

00:33:35.553 --> 00:33:37.553
به نظر میاد که اون کسی از یو دوعه

00:33:39.551 --> 00:33:43.552
شما خانوم هوان هوان هستین؟-
بله قهرمان جوان شما واقعا حافظه ی خوبی دارین-

00:33:43.563 --> 00:33:47.589
البته که من به یاد دارم اخرین باری که داشتم چینگ شویی رو تعقیبش میکردم
شماها استقبال گرمی از من کردین

00:33:47.590 --> 00:33:49.644
قرمان جوان شما خیلی متواضع هستین

00:33:52.551 --> 00:33:53.623
هوان هوان

00:33:54.554 --> 00:33:55.588
ارشد

00:33:56.556 --> 00:34:00.563
قهرمان جوان لینگ یو مادر بزرگ یو دو مارو به دنبال چینگ شویی و بایلی تو سو فرستاده
شما اونا رو ندیدین؟

00:34:01.553 --> 00:34:07.169
.......تو شاگرد شهر تیان یونگ هستی پس بایلی تو سو-
اون بایلی تو سوعه-

00:34:07.600 --> 00:34:09.627
فرار کن-
فرار نکن-

00:34:09.651 --> 00:34:46.451


00:34:46.574 --> 00:34:47.611
سوسو

00:34:49.640 --> 00:34:52.659
مگه قبلا هم بهت نگفتم دیگه دنبال من نیا-
تو در مورد موضوعات مربوط به خودت تصمیم بگیر-

00:34:53.559 --> 00:34:54.655
منم موضوعات مربوط به خودم رو تصمیم میگیرم

00:34:56.542 --> 00:35:00.546
چینگ شویی
بهتر که دیگه ما از هم جدا بشیم

00:35:00.547 --> 00:35:01.556
موضوعات بین ما خیلی پیچیدست و ممکنه که در اینده مارو در مقابل هم قرار بده

00:35:03.587 --> 00:35:04.680
افراد یو دوی شما الان اینجا هستن

00:35:05.580 --> 00:35:06.626
پس تو بهتر که الان با اونا برگردی

00:35:06.627 --> 00:35:10.493
درغیر این صورت ممکنه که برای هردوی ما سخت بشه-
پس از اونجایی که فکر میکنی رابطه ی بین ما قراره کار رو برای ما سختتر کنه-

00:35:11.544 --> 00:35:12.638
پس من میخوام تا اخر برات سختش کنم تا به اشتباه منو مقصر ندونی که من الکی برات سختش کردم

00:35:13.538 --> 00:35:17.606
بزار بهت دوباره بگم که فراموش نکنی
من از طرف یو دو فرستاده شدم که جاسوسی تو رو بکنم

00:35:18.539 --> 00:35:21.558
الان که انسانم بهت میچسبم ولت نمیکنم که هیچ
بزار بهت بگم حتی اگر هم تبدیل به روح هم بشم بازم ولت نمیکنم

00:35:21.576 --> 00:35:24.558
پس بزار بهت بگم امروز تو هرچی هم بگی بازم بیفایدست
چون من بازم دنبالت میام

00:35:24.559 --> 00:35:28.597
تنها راحت اینه که اگر مهارت داری منو بکشی
به هرحال تنها چیزی که من دارم فقط پروانه های ارواحه

00:35:32.556 --> 00:35:33.621
چینگ شویی

00:35:34.539 --> 00:35:35.580
هوان هوان

00:35:36.538 --> 00:35:40.552
چینگ شویی زودباش شمشیر سوزان تنهایی و بایلی تو سو رو بگیر که به
یو دو برگردیم

00:35:40.579 --> 00:35:41.669
زودباش برو اینجا رو بسپرش به من

00:35:43.534 --> 00:35:46.535
این چیزیه که به خاطر من شروع شده
پس من تو رو این سختی تنها نمیزارم

00:35:46.544 --> 00:35:49.557
چینگ شویی,چینگ شویی

00:35:49.558 --> 00:35:52.624
چینگ شویی مادربزرگ یو دو گفتش که تو نمیتونی به تنهایی
به هاله ی شیطانی شمشیر سوزان تنهایی رسیدگی کنی خیلی خطرناکه

00:35:52.625 --> 00:35:54.298
پس بهتر که با من به یو دو برگردی

00:35:56.582 --> 00:35:58.586
چینگ شویی-
چینگ شویی-

00:36:00.545 --> 00:36:01.599
زودباش برو

00:36:02.537 --> 00:36:04.635
اگر تو با اونا کنار بیایی و باهاشون بری منم طبیعتا خودم میرم-
...تو-

00:36:05.535 --> 00:36:07.617
چینگ شویی نکنه که تو میخوای بر علیه دستور مادر بزرگ یو دو عمل کنی؟

00:36:07.618 --> 00:36:10.682
پس اگر اینطوریه چینگ شویی مارو به خاطر حملمون سرزنش نکن

00:36:11.539 --> 00:36:13.454
چینگ شویی

00:36:13.534 --> 00:36:15.541
چینگ شویی

00:36:15.550 --> 00:36:17.581
چینگ شویی

00:36:18.532 --> 00:36:20.538
تو دختر روحانی یو دو هستی ولی داری به یو دو خیانت میکنی؟

00:36:24.580 --> 00:36:25.638
چینگ شویی

00:36:32.527 --> 00:36:33.562
بیا زود بریم

00:36:36.561 --> 00:36:40.619
ارشد ها
یو دو قبلا جادوگر بزرگش رو گم کرده
پس شماها نباید دیگه به دختر روحانی یو دو حمله کنین

00:36:51.549 --> 00:36:53.648
هی
برادر بزرگ لنگ یو , برادر لینگ یو

00:36:54.533 --> 00:36:58.533
تو داری چیکار میکنی؟-
مگه این تو نبودی که گفتی امروز باید تو سو رو به کوهستان یااو بدرقه کنیم؟-

00:36:59.523 --> 00:37:01.525
من امروز صبح زود از خواب بلند شدم
رفتم به جیان دو

00:37:01.526 --> 00:37:05.589
رفتم به بهترین نونوایی و بهترین نون ها رو خریدم
و برای اون پرنده ی تن لش آشیانگ هم رفتم بهترین گوشت خوک رو خریدم که بخوره

00:37:05.616 --> 00:37:07.647
منو نگاه کن به نظرت من خیلی کامل و دقیق نیستم؟

00:37:09.523 --> 00:37:11.530
اون الان نصف روزه که رفته
اون رفته؟

00:37:12.605 --> 00:37:14.661
اون حتی بهم فرصتی برای خداحافظی هم نداد

00:37:15.564 --> 00:37:17.528
اون اصلا منو به عنوان دوستش قبول داره؟

00:37:17.529 --> 00:37:19.552
مگه این تو نبودی که همیشه میگفتی که اون
یه صورت یخیه که در مقابل یه قلب گرم همیشه سرده؟

00:37:20.524 --> 00:37:24.590
اون فقط نمیخواست که کسی رو تو دردسر بندازه
نگاه کن حتی شاو گونگ هم برای بدرقه ی اون نیومده

00:37:24.591 --> 00:37:26.686
پس چرا تو اینیی رو که تهیه کردی به شیانگ لینگ نمیدی که بخوردشون؟

00:37:29.608 --> 00:37:31.636
چطوره که تو اول یکم ازش بخوری؟

00:37:33.519 --> 00:37:34.527
بیا اینجا بشین باشه

00:37:36.523 --> 00:37:40.528
یه نگاه به این نون ها بنداز پوستشون نازکه و توشون هم پر
از گوشت و مواده خیلی خوشمزست

00:37:44.603 --> 00:37:48.625
اخ ببخشید حواسم نبود که تا حالا ندیده بودم که تو گوشت بخوری

00:37:49.525 --> 00:37:51.586
خوب اونوقت همه ی کسانی که برای جاودانگی تمرین میکنن
گوشت نمیخورن؟

00:37:51.587 --> 00:37:54.591
نه من دوست ندارم که بخورم این دیگه عادت من شده

00:37:54.592 --> 00:37:57.200
دوست نداری؟ چرا؟

00:37:57.572 --> 00:38:00.602
هر روز سبزیجات خوردن واقعا خیلی سخت و
خسته کنندست

00:38:00.603 --> 00:38:04.574
خوب اگر تو گوشت نمیخوری چطوری قدرت و زورش رو پیدا میکنی که
کشت جاودانگی کنی؟

00:38:05.562 --> 00:38:08.646
این به این خاطر که من فکر میکردم که برادر من توسط کسان دیگه خورده شده

00:38:09.546 --> 00:38:11.553
برادر بزرگ لینگ یو,برادر بزرگ لینگ یو

00:38:12.516 --> 00:38:14.589
تو داری به چی فکر میکنی؟-
هیچی-

00:38:14.590 --> 00:38:17.621
تو چنین بغچه ی بزرگی رو اینور اونور با خودت بردی خسته نشدی
برو استراحت کن

00:38:18.521 --> 00:38:22.536
من خسته نیستم
به من نگاه نکن که مهارت های جادوییم قوی نیستش اما به جاش نیروی بدنیم کاملا قویه

00:38:23.585 --> 00:38:27.597
اه راستی برادر بزرگ لینگ یو چطوره که تو با تو سو نرفتی که
دنبال گیاهان دارویی بگردی؟

00:38:27.598 --> 00:38:29.642
من خودم کارهای دیگه ای دارم که باید انجامشون بدم

00:38:31.515 --> 00:38:36.520
برادر لینگ یو تو با این عجله داری کجا میری؟
مگه تو همیشه بیشتر از همه به تو سو اهمیت نمیدادی

00:38:37.517 --> 00:38:39.561
این چیه که حتی از تو سو هم مهمتره؟

00:38:39.562 --> 00:38:42.613
تو سو هم زندگی و مشکلات خودش رو داره
من فقط برادر ارشد رزمی اون هستم

00:38:43.513 --> 00:38:45.519
منکه همیشه نمیتونم کمکش کنم و مراقبش باشم

00:38:46.604 --> 00:38:48.642
تو چرا اینقدر با تو سو خوبی و خوب رفتار میکنی باهاش؟

00:38:49.542 --> 00:38:51.546
اگر منم یه برادر بزرگ مثل تو داشتم خیلی خوب میبودش

00:38:53.512 --> 00:38:55.519
خواهر تو هم با تو خیلی خوب رفتار میکنه و باهات خوبه

00:38:56.530 --> 00:39:00.529
پس چرا تو هنوزم به یه برادر بزرگ احتیاج داری؟-
کجاش با من خوبه؟ اون مثل یه معلم نظامیه-

00:39:00.530 --> 00:39:04.607
اگر تو برادر کوچیک اون بودی میفهمیدی چی میگم
از بچگیم تا الان اون همه چیزو برام ترتیب داده و اماده کرده

00:39:05.507 --> 00:39:08.509
کی میدونه شاید اون مقدمات و ترتیبات زندگی بعدی من رو هم داده باشه

00:39:08.510 --> 00:39:10.565
اگر اون یه برادر بزرگ بودش خیلی فرق میکرد

00:39:10.566 --> 00:39:13.637
اون قطعا به من یاد میداد که از بی گناه ها محافظت کنم

00:39:14.537 --> 00:39:17.583
وقتی هم که مورد ازار و اذیت دیگران قرار میگرفتم
اون میومد و ازم محافظت میکردو و انتقامم رو میگرفت

00:39:17.584 --> 00:39:19.647
اون هم با سختگیریش داره ازت محافظت میکنه

00:39:20.547 --> 00:39:24.510
هر جور هم که بخوای بگی باز هم من یه مَردم

00:39:24.511 --> 00:39:28.119
اگر هر روز توسط خواهرم محافظت بشم خیلی برام شرم اوره

00:39:28.580 --> 00:39:33.589
این چطوره برادر لینگ یو؟ تو به من مهارت های جادویی یاد بده
وقتی که من توش استاد شدمو یادش گرفتم

00:39:33.590 --> 00:39:35.623
من دیگه برای شماها دردسر درست نمیکنم

00:39:36.523 --> 00:39:39.580
شاید حتی یک روز هم بتونم از تو و تو سو هم محافظت کنم

00:39:41.547 --> 00:39:46.614
برادر لینگ یو لطفا از این فرصت که هنوز به شهر تیان یونگ برنگشتی
استفاده کن و به من یاده بده باشه؟

00:39:47.514 --> 00:39:49.565
باشه تورو خدا برادر بزرگ لینگ یو باشه؟

00:39:49.566 --> 00:39:51.125
باشه

00:39:51.525 --> 00:39:52.597
واقعا؟

00:39:52.598 --> 00:39:56.625
برادر بزرگ لینگ یو تو بهترینی
تو بهترین برادر بزرگ جهان هستی

00:39:57.525 --> 00:40:01.619
پس وقتی که تو سو برگشت
من ازش میخوام که نصف تو رو به من بده باشه؟

00:40:02.519 --> 00:40:03.551
باشه

00:40:04.519 --> 00:40:05.612
بیا بریم-
باشه-

00:40:24.515 --> 00:40:25.583
من خوبم حالم خوبه

00:40:26.536 --> 00:40:28.604
انرژی درونی تو پایدار نیست
چطور میتونی خوب باشی؟

00:40:29.495 --> 00:40:33.498
من به خاطر اینکه با مردم خودم جنگیدم یکمی احساس تقصیر میکنم
فقط همین

00:40:34.497 --> 00:40:36.496
چینگ شویی چرا تو داری این سختی رو برای خودت میخری؟

00:40:37.497 --> 00:40:40.503
من قبلا با اونا جنگیدم پس الان دیگه نمیتونم با اونا برگردم

00:40:41.509 --> 00:40:44.528
اگر تو الان برنگردی در اینده کلی از مردم یو دو به دنبال تو خواهند اومد

00:40:52.491 --> 00:40:54.299
دیگه دنبال من نیا

00:40:54.382 --> 00:40:55.655
سوسو

00:41:08.082 --> 00:41:09.724
سوسو

00:41:42.492 --> 00:41:44.563
ببخشید شما دو نفر میدونین که کوهستان یااو کجاست؟

00:41:44.564 --> 00:41:46.549
کوهستان یااو؟
ما نمیدونیم

00:41:46.550 --> 00:41:58.371
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:41:58.395 --> 00:42:10.395
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:42:10.514 --> 00:42:11.572
سوسو