﻿WEBVTT

00:01:58.926 --> 00:02:00.326
<c.red>افسانه شمشير باستاني</c>
قسمت 37

00:02:02.935 --> 00:02:04.935
کسی خونه هست؟

00:02:06.729 --> 00:02:07.737
برادر بزرگ جو

00:02:07.873 --> 00:02:20.493
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:20.530 --> 00:02:23.534
برادر بزرگ جو من بالاخره تو رو پیدات کردم

00:02:25.230 --> 00:02:28.231
معذرت میخوام ولی خانوم جوان شما کی هستین؟

00:02:29.134 --> 00:02:32.138
تو منو یادت نمیاد؟
اتفاق خاصی برات افتاده؟

00:02:32.229 --> 00:02:34.634
نه برای من اتفاق خاصی رُخ نداده و حالم هم خوبه

00:02:34.674 --> 00:02:36.677
پس چرا منو یادت نمیاد؟

00:02:36.778 --> 00:02:39.847
برادر جو من چو شین رویی هستم

00:02:39.938 --> 00:02:44.342
سه سال پس تو منو نجاتم دادی ولی اون موقع بدون اینکه کلمه ای بگی
از پیش من رفتی

00:02:44.992 --> 00:02:47.075
اه پس شما خانوم چو هستین یادم اومد

00:02:48.132 --> 00:02:52.134
اما در سال های گذشته من توی جیانگهو افراد زیادی رو
نجاتشون دادم

00:02:52.967 --> 00:02:55.940
به همین خاطر هم من دقیقا نمیدونم شما به چه خاطر هستش که اومدین منو ببینین؟

00:02:55.941 --> 00:02:57.943
.....من

00:02:58.934 --> 00:03:00.938
دوره ی عزاداری پدر و مادر من به پایان رسیده

00:03:00.939 --> 00:03:02.977
این مورد به من ارتباطی داره؟

00:03:03.134 --> 00:03:06.942
برادر چو نکنه که تو به خاطر من مورد تعقیب قاتل ها قرار گرفته باشی؟

00:03:07.024 --> 00:03:13.040
خانوم شما دارین بیش از حد فکر میکنین شما یه دختر خانوم هستین
همین که از خونتون بیرون اومدین و اینهمه گشتین خیلی باید براتون حتما خسته کننده بوده باشه پس بهتر هر چه زودتر برگردید خونتون

00:03:13.540 --> 00:03:14.949
برادر جو

00:03:17.135 --> 00:03:19.536
تو چرا داری اینطوری با من حرف میزنی؟

00:03:19.555 --> 00:03:23.176
نکنه که تو دوست نداری که من پیش تو بمونم؟

00:03:25.541 --> 00:03:29.051
خانوم چو من به زودی قراره که ازدواج کنم

00:03:29.142 --> 00:03:32.144
پس نمیتونم اجازه بدم شما اینجا پیشم بمونین

00:03:37.742 --> 00:03:39.152
این واقیته؟

00:03:40.941 --> 00:03:41.946
بله

00:03:46.942 --> 00:03:48.943
ایشون برادر تو سو هستن

00:03:49.000 --> 00:03:52.974
وقتی که شما از پیش من رفتین این اون بود که از مراقبت میکرد
اون خیلی منو دوستم داره

00:03:52.975 --> 00:03:58.250
من به خاطر این اومدم شما رو ببینم که من و اون میخوایم با هم
ازدواج کنیم

00:03:58.370 --> 00:04:03.032
اما پدر و مادر من الان مرحوم شدن و پیش من نیستن
ولی شما منو نجاتم دادین پس نجات دهنده ی من به حساب میاین

00:04:03.038 --> 00:04:07.847
بنابراین من از شما میخوام که به ما کمک کنین که مراسم ازواجمون رو انجام بدیم
تو هم اینطور فکر نمیکنی؟

00:04:08.946 --> 00:04:10.954
مگه تو پول نمیخوای که برای چینگ شویی دارو بخری؟

00:04:11.193 --> 00:04:14.225
اگر تو به من کمک نکنی من هم بهت پولی نمیدم

00:04:17.945 --> 00:04:18.950
پول

00:04:20.940 --> 00:04:24.948
ببخشید ولی من هنوز خودم ازدواج نکردم پس نمیتونم مراسم ازدواج شما رو هم برگذار کنم

00:04:25.025 --> 00:04:28.057
اما در اینجا بهتون تبریک میگم

00:04:28.081 --> 00:04:47.281


00:04:47.343 --> 00:04:49.152
چطوریه که اون هیچ واکنشی رو نشون نداد؟

00:04:49.243 --> 00:04:51.248
من-
نه من دارم در مورد اون حرف میزنم-

00:04:51.949 --> 00:04:53.758
امکان نداره که اون حسادت نکرده باشه

00:04:53.949 --> 00:04:58.950
اگر اونجور که اون میگفت میخواد واقعا ازدواج کنه
پس چرا اینجا من نمیتونم حس کنم که قراره اینجا مراسمی باشه و اینجا هیچ تزئناتی هم وجود نداره

00:04:59.017 --> 00:05:01.019
پس اون قطعا داره منو فریبم میده

00:05:01.943 --> 00:05:03.946
هی تو فکر نمیکنی که اون راز مگویی در این مورد داشته باشه؟

00:05:03.947 --> 00:05:06.949
خانوم چو حالا میشه که پول منو بهم بدین؟

00:05:06.950 --> 00:05:09.557
نگران نباش حتی یه لیانگ هم کمتر نمیدم بهت

00:05:09.948 --> 00:05:14.949
اما هنوز کاری که تو قرار بود انجام بدی تموم نشده

00:05:14.950 --> 00:05:17.959
من فقط بهت قول دادم که بیارمت اینجا که نامزدت رو پیدا کنی

00:05:18.950 --> 00:05:21.958
اما هنوز نامزدم فعلا نامزدم نشده که

00:05:22.949 --> 00:05:25.556
قعرمان جَوون بایلی لطفا یه بار دیگه بهم کمک کن دیگه

00:05:25.647 --> 00:05:30.651
وقتی که من متوجه بشم که دلیل ناگفته اون برای این کارش چیه
و بعدش که منو اون واقعا با هم نامزد کردیم بهت قول میدم که پولت رو بهت بدم

00:05:30.952 --> 00:05:31.957
دوبرابرش رو

00:05:32.560 --> 00:05:34.374
سه برابرش رو

00:05:35.953 --> 00:05:36.961
دوباره میخوای که من برات چیکار کنم؟

00:05:37.992 --> 00:05:40.018
هنوز نمیدونم

00:05:40.955 --> 00:05:45.763
این چطور به من کمک کن که بفهم اون واقعا توی قلبش چی میگذره

00:05:52.955 --> 00:05:53.958
برو دیگه

00:06:03.257 --> 00:06:05.266
بفرمایید-
ممنون-

00:06:07.453 --> 00:06:10.460
از چیزی که خانوم چو میگفت من متوجه شدم که شما دوتا
سه سال پیش همدیگه رو دیدین

00:06:12.568 --> 00:06:16.624
اون دختر خیلی خوبیه فقط باعث تاسفه که چنین اتفاقات ناگواری برای خانوادش افتاده

00:06:17.355 --> 00:06:18.764
و پدر و مادرش با هم مرحوم شدن

00:06:19.559 --> 00:06:21.963
شما باید احتمالا بدونین که دردی رو که اون داره تحمل میکنه چقدره

00:06:22.574 --> 00:06:27.570
اما با توجه به اینکه اون اینقدر خوشحاله این رو نشون میدم که تو
حتما باید تلاش زیادی رو برای خوشحالی اون توی این مدت انجام داده باشی

00:06:27.971 --> 00:06:32.965
تو همسر اینده ی اونی پس امیدوارم که در اینده به خوبی مراقب اون باشی

00:06:33.984 --> 00:06:37.985
دلیل اینکه اون الان اینقدر خوشحاله من نیستم

00:06:37.996 --> 00:06:42.086
بعلاوه در قلب اون کسیه که سالها پیس در حق اون
لطف های زیادی رو انجام داده

00:06:42.957 --> 00:06:45.963
من فکر میکنم که این شخصی که در قلب اونه حتما خیلی براش مهمه

00:06:46.555 --> 00:06:47.564
.....اگه

00:06:51.154 --> 00:06:54.155
اگر دختری من رو دوستم داشته باشه

00:06:54.268 --> 00:06:56.353
من حتما اون رو قبول خواهم کرد

00:06:59.958 --> 00:07:04.965
در این جهان بسیاری از ادم ها وجود دارن که نمیتونن
به خاطر یکسری موارد با عشقشون باشن

00:07:06.964 --> 00:07:08.965
من هم قبلا همچین فکری میکردم

00:07:09.555 --> 00:07:11.561
اما بعد از تجربه ی خیلی چیزا

00:07:11.962 --> 00:07:12.971
الان اینو متوجه شدم که

00:07:14.011 --> 00:07:18.087
اگر چیزی رو از دست بدی دیگه راهی نیستش که بتونی اونو به دستش بیاری

00:07:19.757 --> 00:07:21.762
اینکه دو نفر بتونن با هم باشن

00:07:21.966 --> 00:07:24.966
به معنی نیستش که اونها در اینده به همدیگه اسیبی نزنن و درد و رنجی به هم ندن

00:07:25.157 --> 00:07:31.160
من اصلا نمیفهمم که تو چرا داری از این موضوع فرار میکنی
یعنی تو اینو نمیدونی که خانوم چو برای پیدا کردن تو چقدر رنج و عذاب کشیده؟

00:07:31.982 --> 00:07:36.230
میدونم به همین دلیلم هستش که نمیتونم اونو بپذیرمش

00:07:36.558 --> 00:07:38.558
این حرفت چه معنیی میده؟

00:07:38.966 --> 00:07:41.974
بسیاری از مسائل وجود داره که ما نمیتونیم درشون انتخابی بکنیم

00:07:43.663 --> 00:07:45.666
و تنها سرنوشته که میتونه اونها رو برامون تصمیم بگیره
و کمکمون کنه

00:07:46.030 --> 00:07:48.089
من و تو هم نمیتونیم سرنوشتمون رو تغییرش بدیم

00:07:48.992 --> 00:07:53.028
به همین خاطر هم من فقط میتونم انتخاب کنم که رها کنم و بی خیال بشم

00:07:53.501 --> 00:07:57.508
سرنوشت رو هم میشه تغییرش داد
پس چرا تو تصمیم گرفتی که رها کنی و بیخیال بشی؟

00:07:58.969 --> 00:08:02.975
حتی اگر هم بشه تغییرش داد برای من یکی این اتفاق نمیفته

00:08:05.969 --> 00:08:07.971
چرا؟

00:08:08.966 --> 00:08:09.969
چرا؟

00:08:10.042 --> 00:08:12.048
چرا؟

00:08:12.055 --> 00:08:15.128
چرا؟ چرا داری این حرف رو میزنی؟

00:08:18.967 --> 00:08:21.967
چونکه هر کدوم از ما دیگه شخص مقدر شده ی زندگیمون رو پیدا کردیم

00:08:22.013 --> 00:08:26.065
تو هم همینطور
خوب از خانوم چو مراقبت کن

00:08:28.567 --> 00:08:29.975
چرا داری همچین حرفی رو میزنی؟

00:08:30.965 --> 00:08:32.774
اینا حرف هاییه که از قلب من بیرون میاد-
دروغگو-

00:08:32.965 --> 00:08:36.967
تو داشتی از تو سو میخواستی که از من مراقبت کنه این به خاطر این نیستش که
.....به من اهمیتی میدی و دوستم داری پس برای چی این حرفا رو

00:08:36.968 --> 00:08:38.974
این فقط به این دلیله که تو دوست من به حساب میای
پس من هم کمی بهت اهمیت میدم فقط همین

00:08:39.166 --> 00:08:42.166
پس اون سرنوشت و تقدر چی بود که داشتی ازش حرف میزدی؟

00:08:42.570 --> 00:08:44.178
نکنه که چیزی هست که نمیتونی بهم بگی؟

00:08:44.969 --> 00:08:45.976
خانوم شما دیگه زیادی دارین در موردش فکر میکنین

00:08:46.466 --> 00:08:50.971
پس جواب این یکی رو بهم بگو تو به این دلیل میزبان ازدواج ما نمیشی چون که
داری حسودی میکنی؟

00:08:50.972 --> 00:08:53.976
من درگیر مراسم ازدواج خودم هستم پس بنابراین
وقت برای کارهای دیگه ندارم

00:08:54.667 --> 00:08:59.669
پس خانوم بهتر که همین الان برگردین خونتون در اینده اگر مشکل داشتین
میتونین از من کمک بگیرین من قطعا بهتون کمک میکنم

00:08:59.998 --> 00:09:02.080
اگر مشکلی پیش نیاد چی؟

00:09:02.982 --> 00:09:07.019
نگران نباش اگر مشگلی هم نباشه
من خودم یه مشکل درست میکنم

00:09:25.974 --> 00:09:27.978
خانوم چو لطفا دستمزد منو بدین

00:09:28.972 --> 00:09:33.974
این چطوره تو به من کمک کن یه درسی به اون بدم اونوقت این
لیانگ نقره مال تو میشه

00:09:33.975 --> 00:09:38.978
اما یادت باشه تو نه به پاهاش و نه به صورتش و البته به بدنش نمیتونی
ضربه بزنی اگر یه وقت مشکل دار بشه من باید چیکار کنم خوب؟

00:09:39.973 --> 00:09:42.982
پس من اونجوری باید به سایش ضربه بزنم دیگه-
فکر خوبیه-

00:09:43.975 --> 00:09:47.977
دیگه اینقدر برام کارو سختش نکن من میتونم ببینم که برادر جو داره چیزی
رو پنهونش میکنه که نمیتونه بگتش

00:09:47.978 --> 00:09:49.981
واقعا اینطوریه؟
پس تو هم اینطوری فکر میکنی؟

00:09:50.572 --> 00:09:53.977
اگر واقعا اونو دوستش داری پس باید باهاش بشینی و
یه بحث درست و حسابی سر این موضوع باهاش بکنی

00:09:53.978 --> 00:09:57.978
تو فکر میکنی که من خودم به این موضوع فکر نکردم؟
اما میبینی که اون هر وقت که منو میبینه داره از من دوری میکنه

00:09:57.979 --> 00:10:00.382
حتی همش داره از کلماتی مثل تبریک میگم مبارک باشه و از این چرت و پرتا استفاده میکنه

00:10:00.474 --> 00:10:03.480
حالا اینا اشکالی نداره بیخیالش
ولی اون همش داره به من میگه که از اینجا برم

00:10:04.977 --> 00:10:07.977
نکنه که اون واقعا از من بیزاره یا ازم بدش میاد؟

00:10:08.980 --> 00:10:11.187
شاید اون از این میترسه که اسیبی بهت بزنه

00:10:12.977 --> 00:10:15.980
دیروز تو همش داشتی از من میپرسیدی که توی قلب مردها چی میگذره

00:10:16.173 --> 00:10:18.173
بعضی از رفتار های ما واقعا به این دلیل نیستش که ما شما دخترا رو دوست نداریم

00:10:18.574 --> 00:10:20.578
من هم قبلا همیشه از این میترسیدم ممکنه که به چینگ شویی اسیب بزنم

00:10:20.979 --> 00:10:24.984
اگر بهش اجازه بدم که منو همراهی کنه همیشه نگران این موضوع هستم که
نتونم از اون به خوبی مراقبت کنم

00:10:25.375 --> 00:10:26.880
وقتی که به مواقعی که داشتم از خودم میروندمش فکر میکنم

00:10:26.981 --> 00:10:30.987
این احساس بهم دست میده که اون هم دقیقا به اندازه ی تو ناراحت و غمگین میشده

00:10:31.982 --> 00:10:34.991
اما مهم نیست که تو چیکار کنی یا بهش چی بگی
اون همیشه پیشته و از پیشتم نمیره درسته؟

00:10:37.578 --> 00:10:39.585
به همین دلیله که من میگم همه ی مردا یجور حال بهم زن
و بی عاطفه ان دیگه

00:10:40.176 --> 00:10:44.181
در مورد مسائل خصوصی دیگران چیزی نمیدونم
من فقط در مورد مسائل خودم به خوبی اگاهی دارم

00:10:44.982 --> 00:10:46.985
وضعیت منم الان خیلی سخته

00:10:47.976 --> 00:10:49.985
وقتی فکر میکنممتوجه میشم که به همین خاطر مشکلات و زحمت های زیادی برای اون به وجود اوردم

00:10:50.069 --> 00:10:54.072
خوب توی قلبت ایا هنوزم اونو دوستش داری؟

00:10:58.983 --> 00:11:01.055
چینگ شویی برای من کارهای زیادی رو انجام داده

00:11:01.061 --> 00:11:04.080
اما من هنوزم نمیدونم که احساساتم رو نسبت بهش رو چطوری باید بهش ابراز کنم

00:11:04.580 --> 00:11:06.586
به همین خاطر هم هی باعث رنج و عذابش میشم

00:11:08.578 --> 00:11:10.584
پس معلوم میشه که شما دوتا هم مشکلات احساسی زیادی دارین

00:11:11.046 --> 00:11:13.112
ولی با این وجود منم دارم تو رو با زور اینجا بیش خودم نگهت میدارم

00:11:13.982 --> 00:11:16.991
چطوره که این کارو بکنیم من اون لیانگ نقره رو بهت میدم که
تو هم سریع برگرد پیش اون

00:11:17.982 --> 00:11:19.988
خوب پس خودت چی؟-
تو درست میگفتی-

00:11:20.070 --> 00:11:24.141
منم به یه راهی فکر میکنم که بفهمم توی قلب برادر جو دقیقا داره چی میگذره

00:11:39.382 --> 00:11:41.390
اینجا که خبری از کارها و مراسم ازدواج نیستش

00:11:42.583 --> 00:11:44.587
ولی پس چرا اون داره از من اجتناب میکنه اخه؟

00:11:44.988 --> 00:11:48.389
هی اون چرا داره از من اجتناب میکنه؟-
من نمیدونم-

00:11:48.988 --> 00:11:51.994
اون کل روز خونش رو ترگ نکرده و بعدشم که ازش میپرسم
جوابم رو هم نمیده

00:11:52.539 --> 00:11:54.986
حالا من باید چیکار کنم خوب؟

00:11:56.992 --> 00:11:59.999
حالا که نمیتونم از زیر زبونش چیزی بیرون بکشم
پس باید ترفندی رو به کار ببرم

00:12:01.044 --> 00:12:03.122
تو میخوای چه ترفندی به کار ببری؟

00:12:04.541 --> 00:12:10.556
یزار بهت بگم اگر من خودمو توی رودخونه بندازم
باورم نمیشه اگه اون برای نجات من نیاد

00:12:11.985 --> 00:12:15.989
خوب اگر اون واقعا برای نجات دادن تو نیومد چی؟-
خوب مگه تو هم اونجا نیستی؟-

00:12:15.992 --> 00:12:18.994
نه نمیشه این خیلی شرم اور میشه

00:12:19.079 --> 00:12:21.150
تو هم احساس میکنی که این خیلی شرم اوره؟

00:12:25.993 --> 00:12:26.996
نظرت در مورد این یکی چیه؟

00:12:27.587 --> 00:12:31.592
بنظرت اگر من برای اون یه دسته گل مو جین بیارم

00:12:31.993 --> 00:12:33.992
......اونوقت اون-
تو میخوای چیکار کنی؟-

00:12:33.993 --> 00:12:39.040
زیاد فکرای منحرفانه به کلت نزنه من فقط میخوام که اون موقعی رو که ما همدیگه رو ملاقات کردیم رو به یاد بیاره

00:12:39.989 --> 00:12:41.991
بعدش اون دوباره عاشق من میشه و میخواد که باهام ازدواج کنه

00:12:42.028 --> 00:12:45.070
برادر جو قبلا گغته که اون حافظشو از دست نداده

00:12:45.990 --> 00:12:48.990
ولی کن بیا به یه چیز دیگه فکر کنیم

00:12:53.994 --> 00:12:57.994
یه به صورت خودت نگاه کن فقط 2 کلمه توش حک شده
چینگ شویی

00:12:58.051 --> 00:13:01.149
باشه تو برگرد من خودم یه فکری براش میکنم

00:13:02.993 --> 00:13:06.995
اگر من اینجا تو رو تنهات بزارم اون هم به تو اهمیتی نده
بعدش از اینجا رفتنی دشمنانت به سراغت بیان اون موقع میخوای چیکار کنی؟

00:13:06.996 --> 00:13:09.003
نگران نباش من در مورد همه چیز فکر کردم

00:13:09.994 --> 00:13:14.004
..........اگر من مطمعن بشم که برادر جو واقعا منو دوستم داره خوب اونوقت

00:13:15.193 --> 00:13:19.001
خودشه قبل از اینکه بری یه کمک دیگه بهم بکن

00:13:19.506 --> 00:13:20.595
چه کمکی؟

00:13:27.999 --> 00:13:30.999
پس تو واقعا یه زن دیگه داری؟

00:13:32.594 --> 00:13:36.602
قبل از اینکه تو جون منو نجات بدی
من تصمیم گرفتم که با بدن خودم لطف اون رو جبرانش کنم

00:13:37.193 --> 00:13:39.195
این دیالوگ منه

00:13:41.999 --> 00:13:43.001
ادامه بده

00:13:43.002 --> 00:13:45.811
خوب تو چی؟ تو چه دلیلی برای رد کردن من داری؟

00:13:46.002 --> 00:13:48.006
ادامه بده-
فکر کنم دیگه بس باشه-

00:13:48.999 --> 00:13:50.999
التماست میکنم

00:13:52.998 --> 00:13:57.002
تو هم منو فریب دادی گفتی جو یون فی برادر خونده ی توعه
ولی در واقع اون عشق توعه

00:13:57.003 --> 00:13:59.010
خوب که چی؟ من دقیقا اونو دوستش دارم

00:14:00.001 --> 00:14:02.610
برام فرق نمیکنه که اون با چه دلایلی منو ردم کنه
من بازم اونو دوستش دارم

00:14:03.001 --> 00:14:07.409
من 2 ساله که منتظر اونم 3 ساله که دارم دنبالش میگردم
دیگه هرگز نمیزارم که منو ترکم کنه

00:14:08.000 --> 00:14:09.807
من نمیزارم که اون منو ترک کنه

00:14:10.017 --> 00:14:12.049
....تو

00:14:15.998 --> 00:14:17.999
تو دیگه از حد خودت فراتر رفتی

00:14:18.002 --> 00:14:22.006
از اونجایی که تو نمیتونی تحمل کنی پس میتونی که بری
اینطوری میتونیم خیلی صلح امیز از هم جدا بشیم

00:14:26.001 --> 00:14:27.007
من میرم

00:14:34.005 --> 00:14:36.007
اون خیلی حسوده

00:14:36.500 --> 00:14:38.543
چرا اینقدر داری برای خودت عذاب میخری اخه؟

00:14:38.992 --> 00:14:51.454


00:14:52.005 --> 00:14:53.014
برادر جو

00:14:54.700 --> 00:14:56.707
من میخوام که به تو حقیقتی رو بگم

00:14:58.003 --> 00:15:00.009
من 3 ساله که دارم دنبالت میگردم

00:15:01.006 --> 00:15:04.011
تو تموم این راه من یا دویدم یا قایم شدم
یا اینکه توسط قاتل ها و راهزن ها تعقیب شدم

00:15:04.611 --> 00:15:06.618
من تقریبا نزدیک بود که زندگیم رو از دست بدم

00:15:07.501 --> 00:15:09.508
فکر میکردم که دیگه هرکز نمیتونم تو رو ببینمت

00:15:10.009 --> 00:15:14.012
برای من آسون نبود که تو رو پیدات کنم
پس خواهش میکنم منو از خونت بیرون نکن باشه؟

00:15:14.505 --> 00:15:17.507
پس تو سو چی میشه؟

00:15:18.010 --> 00:15:20.014
.....مگه شما دوتا همون3 سال پیش

00:15:21.004 --> 00:15:23.006
اون محافظیه که من برای خودم استخدام کردم

00:15:23.047 --> 00:15:27.145
من میترسیدم که توی راه ممکنه که تعقیب بشم پس از اون
خواستم که منو تا اینجا بیاره و ازم محافظت کنه

00:15:28.011 --> 00:15:30.018
خوب پس ازدواجی که شما در موردش داشتین حرف میزدین چی بودش؟

00:15:30.756 --> 00:15:32.799
اونا فقط یه سری نمایش بود

00:15:33.557 --> 00:15:36.539
اما برادر جو من واقعا به تو اهمیت میدم

00:15:37.040 --> 00:15:40.011
من میخواستم بفهمم که تو به چه دلیل داری منو
از خودت میرونی به همین خاطر اون کارها رو انجامش دادم

00:15:40.078 --> 00:15:42.127
من قصد اذیت کردن تو رو نداشتم

00:15:44.008 --> 00:15:47.017
تو همون سالی که ما با هم گل های موجین رو تماشا کردیم

00:15:49.075 --> 00:15:51.131
من از اون موقع با همون نگاه اول عاشق تو شدم

00:15:52.014 --> 00:15:54.020
و دیگه توی قلبم برای کس دیگه ای جایی نداشتم
و کسی رو هم به فلبم راه ندادم

00:15:55.013 --> 00:15:59.013
من میدونم ازدواجی که تو داشتی ازش حرف میزدی دروغی بود برای اینکه
منو از خودت برونی هم داشتی این کارو انجام میدادی

00:15:59.506 --> 00:16:02.507
اما تو چرا باید منو از خودت برونی اخه؟

00:16:03.015 --> 00:16:05.023
پدر مادر من خیلی وقته که مرحوم شدم و دیگه پیشم نیستن

00:16:06.751 --> 00:16:07.812
برادر جو

00:16:10.033 --> 00:16:15.116
توی این جهان دیگه تنها کسی که دارم تو هستی که
میتونم بهت تکیه کنم و وابستت باشم

00:16:20.012 --> 00:16:22.015
منو ببخش خانوم چو

00:16:22.092 --> 00:16:24.122
اما تو هنوزم بهتر که از اینجا بری

00:16:34.010 --> 00:16:35.015
برادر جو

00:16:38.086 --> 00:16:42.159
حتی اگر هم تو نمیخوای منو قبولم کنی
حداقلش باید بهم بگی چرا؟

00:16:43.712 --> 00:16:44.807
این چه دلیلیه که تو نمیتونی در موردش با من صحبت کنی؟

00:16:46.511 --> 00:16:49.000
من قبلا هم بهت گفتم ما نمیتونیم با هم باشیم

00:16:51.017 --> 00:16:55.023
اگر واقعا دنبال یه فرد قابل اعتماد میگردی که باهاش زندگی کنی
من میتونم بهت کمک کنم و یه فرد قابل اعتماد برات پیدا کنم

00:16:56.048 --> 00:16:58.016
احتیاجی نیستش

00:16:58.017 --> 00:17:00.024
از اونجایی که تو نمیخوای منو قبول کنی

00:17:01.046 --> 00:17:04.058
پس لازم هم نیست نگران من باشی و از این کارها برای من بکنی

00:17:05.017 --> 00:17:08.021
من بمیرم یا زنده بمونم برام فرقی نمیکنه

00:17:09.012 --> 00:17:12.019
و همش هم به انتخاب خودم مربوط میشه
و احتیاجی به دخالت کردن تو ندارم

00:17:23.058 --> 00:17:24.122
منو از عصبانت به مرز جنون رسوند

00:17:29.056 --> 00:17:30.129
اون واقعا دنبال من نیومد

00:17:32.078 --> 00:17:33.085
حالا باید کجا برم؟

00:17:35.032 --> 00:17:37.106
چرا بدون اینکه به این فکر کنم از اونجا بیرون اومدم؟

00:17:39.050 --> 00:17:41.054
این برگشتنم واقعا خیلی شرم اوره

00:17:45.022 --> 00:17:46.029
شین رویی مراقب باش

00:17:48.093 --> 00:17:49.189
اون همین الان منو شین رویی صدا زد

00:17:56.038 --> 00:17:58.062
تو سو هنوزم میخوای که مبارزه کنیم؟

00:18:02.048 --> 00:18:03.107
تو مگه نرفته بودی؟

00:18:04.084 --> 00:18:06.576
اگر بازم این یه نمایشه
پس بهتر که تمومش کنی

00:18:07.076 --> 00:18:09.551
اگر هم اینطور نیستش بگو کی تورو فرستادتت؟

00:18:10.022 --> 00:18:11.057
هیچکسی منو نفرستاده

00:18:11.093 --> 00:18:14.162
فقط قبل از اینکه برم میخواستم ببینم حدسم درسته یا نه

00:18:15.062 --> 00:18:16.119
حدست در مورد چی بود اونوقت؟

00:18:18.036 --> 00:18:20.119
این نقشه ی من نیستش
من از هیچی خبر ندارم

00:18:21.046 --> 00:18:24.073
این به خانوم چو ربطی نداره من موقعی که داشتم از اینجا میرفتم

00:18:24.074 --> 00:18:28.080
یه درخت خاص توی اطراف این جنگل دیدم

00:18:31.059 --> 00:18:34.131
اگر من اشتباه حدس نزده باشم اون طلسمی که روی
اون درخت ها گذاشته شده بود

00:18:35.061 --> 00:18:36.150
به توسط تو انجام شده

00:18:37.023 --> 00:18:41.115
طلسم؟
برادر جو تو هم به جنگل این نزدیکی رفتی؟

00:18:42.067 --> 00:18:45.136
خانوم چو قبلا گفته بود که توی راه به وسیله ی
قاتل ها در تعقیب بوده

00:18:46.036 --> 00:18:48.101
بعدش به یه طلسم برخورده که معمولا افراد عادی نمیتونن بشکننش

00:18:48.102 --> 00:18:52.115
پس اختمال بالایی وجود داره که این طلسم رو تو گذاشته باشی

00:18:52.116 --> 00:18:54.193
چون تو از قبل هم میدونستی که اون داره دنبال تو میگرده

00:18:55.097 --> 00:18:58.169
.......از یه طرف تو میخوای که اون منصرف بشه و برگرده از یه طرف دیگه هم

00:18:59.069 --> 00:19:01.072
تو میخوای که ازش محافظت کنی

00:19:01.073 --> 00:19:03.078
پس تو اون طلسم رو اونجا گذاشته بودی برادر جو؟

00:19:04.046 --> 00:19:05.130
تو میخوای که از من محافظت کنی؟

00:19:07.076 --> 00:19:10.076
....برادر جو تو چرا

00:19:11.030 --> 00:19:13.508
الان که داشتم نمایشی حمله میکردم
.....فقط میخواستم که اونو امتحانش کنم ببنم

00:19:14.071 --> 00:19:17.159
که تو ایا واقعا به خانوم چو اهمیت میدی یا اینکه فقط داری به عنوان یه
دوست معمولی باهاش برخورد میکنی

00:19:18.059 --> 00:19:20.125
و فقط میخوای که ازش محافظت کنی
.....اما

00:19:20.525 --> 00:19:22.942
اما تو همین الانشم جواب سوال منو دادی

00:19:28.030 --> 00:19:31.061
برادر جو پس تو واقعا به من اهمیت میدی

00:20:11.066 --> 00:20:12.125
واقعا از تو صمیمانه متشکرم

00:20:14.030 --> 00:20:17.066
درواقع موقعی که شین رویی داشت از پیشم میرفت

00:20:17.067 --> 00:20:20.134
من یه دفعه به خودم اومدم
اگر ما واقعا از هم جدا میشدیم

00:20:20.734 --> 00:20:23.737
من واقعا برای همیشه پشیمون میشدم-
کسی که باید تشکر کنه منم که باید از شما دوتا تشکر کنم-

00:20:24.064 --> 00:20:26.095
چون شما دوتا باعث شدین که من خیلی چیزها رو متوجهش بشم

00:20:28.035 --> 00:20:30.073
خیلی میگذره از زمانی که من شراب خوشحالیی به این خوبی نخوردم

00:20:31.100 --> 00:20:35.117
امیدوارم که تو و خانوم چینگ شویی هم تا ابد کنار هم بمونین و اختلافاتتون هم برطرف بشه

00:20:42.066 --> 00:20:46.066
من از شین رویی شنیدم که عشق تو شدیدا مریضه و به مقداری لیانگ نقره احتیاج داری
برای درمانش

00:20:46.067 --> 00:20:49.136
من مقداری پول دارم اینو به تو میدمش
وَرش دار و با من هم رودر وایستی نکن

00:20:50.072 --> 00:20:54.094
برادر جو لیانگ نقره ای که خانوم چو به من داده برای من کافیه

00:20:54.096 --> 00:20:57.155
پس بهتر که این لیانگ های نقره رو هم خودتون استفاده کنین برای خریدن وسایل
مربوط به ازدواجتون

00:20:58.055 --> 00:21:01.058
باشه از اونجایی که تو داری اینطوری صادقانه با صحبت میکنی
پس من هم حرفت رو قبول میکنم

00:21:01.076 --> 00:21:05.106
......با وجود اینکه من از جیانگهو بازنشسته شدم ولی اگر باز هم کمکی خواستی

00:21:05.107 --> 00:21:07.118
برادر تو سو از گفتن به من درغش نکن

00:21:10.043 --> 00:21:13.049
برادر جو هرچند که تو موافقتت رو با کنار هم بودن خودت و خانوم چو رو نشون دادی

00:21:13.123 --> 00:21:15.127
اما من حدس میزنم که هنوزم مسائل زیادی هست که نمیشه حلشون کرد

00:21:16.038 --> 00:21:21.041
از اونجایی که من تصمیم رو در این مورد گرفتم
پس جو یون فی الان دیگه اون جو یون فی قدیم نیستش و فرق کرده

00:21:21.128 --> 00:21:25.095
من فقط باید از اتفاق های طولانی گذشته رد بشم و فراموششون کنم

00:21:25.095 --> 00:21:28.579
و کار دیگه ای هم که باید بکنم اینه که شخصی که جلوی چشممه رو گرامی بدارمش
بعدش زندگی خوبی خواهم داشت

00:21:29.079 --> 00:21:34.084
برادر جو تو درست میگی تو سو یه چیز دیگه از تو یاد گرفت
از اونجایی که شما دوتا با هم مشکلاتتون رو رفع کردین

00:21:34.126 --> 00:21:37.079
پس منم هم دیگه دلیلی برای موندن ندارم-
برادر توسو-

00:21:37.079 --> 00:21:40.566
من میدونم که تو برای برگشتن عجله داری
ولی الان دیگه خیلی دیره و هوا تاریگ شده

00:21:41.067 --> 00:21:44.121
و در این شرایط هم سفر کردن سخته
پس چطوره که امشب رو بمونی و فردا صبح حرکت کنی نظرت چیه؟

00:21:47.042 --> 00:21:49.139
این عالیه
بیا چند فنجون دیگه با من بنوش

00:21:54.096 --> 00:21:55.153
بیا

00:21:55.162 --> 00:22:16.097
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:32.137 --> 00:22:34.150
روی آر سریع فرار کن

00:22:35.051 --> 00:22:37.858
در این جهان بسیاری از ادم ها وجود دارن

00:22:38.070 --> 00:22:41.088
که نمیتونن به خاطر یکسری موارد با عشقشون باشن

00:22:41.097 --> 00:22:46.166
اینکه دو نفر بتونن با هم باشن
این به معنی نیستش که اونها در اینده به همدیگه اسیبی نزنن و درد و رنجی به هم ندن

00:23:44.054 --> 00:23:45.058
تو خیلی زود بیدار شدی

00:23:46.055 --> 00:23:49.148
واقعا؟
ولی من خودم فکر میکنم که خیلی دیره

00:23:51.073 --> 00:23:52.129
این چیه؟

00:23:57.106 --> 00:23:58.145
سوپ هشیاری شراب

00:23:59.054 --> 00:24:01.120
تو هنوز با من ازدواج نکرده اینقدر به فکر منی
و با من اینقدر مهربونی

00:24:01.150 --> 00:24:03.189
من جو یون فی واقعا که خیلی خوشبختم

00:24:05.051 --> 00:24:06.109
بیا

00:24:07.095 --> 00:24:08.181
بگیر بخورش

00:24:11.054 --> 00:24:12.058
ممنون

00:24:32.090 --> 00:24:34.109
برادر جو نیازی نیستش که منو بدرقه کنی

00:24:34.113 --> 00:24:35.176
توی راه خیلی مراقب خودت باش

00:24:38.065 --> 00:24:40.072
خانوم چو چی شده مشکلی دارین؟

00:24:43.099 --> 00:24:44.173
هیچی نیستش

00:24:45.078 --> 00:24:47.130
شین رویی نکنه جایت درد میکنه؟

00:25:00.572 --> 00:25:02.071
برادر جو حال تو چطوره؟

00:25:03.135 --> 00:25:06.203
شین رویی توی سوپ من سم ریخته بودی؟

00:25:09.058 --> 00:25:12.081
تو خودت میدونستی؟

00:25:12.091 --> 00:25:14.096
من خالکوبی روی بدنت رو دیدم

00:25:14.132 --> 00:25:16.149
چرا؟

00:25:17.131 --> 00:25:19.215
چرا تو باید پدر و مادر منو میکشتی؟

00:25:21.141 --> 00:25:23.612
من از قبل میدونستم که چنین روزی میادش

00:25:25.062 --> 00:25:27.068
ولی انتظارش رو نداشتم که این روز انقدر زود بیادش

00:25:28.105 --> 00:25:31.142
من....من به تو خیلی مدیونم

00:25:32.130 --> 00:25:34.202
این تنها چیزیه که تو میتونی بهم بگی؟

00:25:36.106 --> 00:25:39.111
اما من تنها الان متوجه این موضوع شدم که

00:25:41.091 --> 00:25:42.176
من بیش از حد بهت امید داشتم

00:25:46.109 --> 00:25:49.110
اگر ما توی همون باغ گل های موجین میموندیم

00:25:49.135 --> 00:25:51.135
خیلی عالی میشدش

00:25:52.147 --> 00:25:53.230
بله

00:25:55.117 --> 00:26:01.137
من نمیتونم انتقام مرگ والدینم رو ازت نگیرم

00:26:03.157 --> 00:26:05.161
برادر جو من بهت کمک میکنم که سم رو بیرونش بیاری

00:26:05.380 --> 00:26:07.180
نیازی نیستش

00:26:07.568 --> 00:26:09.577
الان دیگه خیلی دیر شده نمیشه سم رو بیرون اورد و سم زدایی کرد

00:26:11.068 --> 00:26:14.068
شما دوتا باید خیلی زود از اینجا برین چون به زودی
شویی لو وی به اینجا میرسه

00:26:14.071 --> 00:26:15.520
شویی لو وی؟

00:26:16.107 --> 00:26:18.123
اونها گروهی هستن که توی جیانگهو به این شناخته میشن که گوشت انسان میخورن

00:26:19.121 --> 00:26:21.613
اونا پولای مردوم رو میگیرن و بدبختشون میکنن

00:26:23.065 --> 00:26:25.089
پس تو جزو افراد اون هستی

00:26:26.111 --> 00:26:27.147
مراقب باش

00:26:33.124 --> 00:26:35.167
اون از وقتی که خیلی جون بوده منو دنبال میکرده

00:26:36.080 --> 00:26:38.180
و اون جزو بهترین سایه های قاتل من بود

00:26:39.132 --> 00:26:40.145
یون فی

00:26:40.146 --> 00:26:42.078
به چیزی که الان بهش تبدیل شدی یه نگاه بنداز

00:26:42.368 --> 00:26:44.776
این نتیجه ی خیانتیه که تو به ارباب بزرگ ما کردی

00:26:45.267 --> 00:26:46.468
خواهر بزرگ

00:26:46.569 --> 00:26:49.569
پس تو هنوزم منو یادت میاد که خواهر بزرگ تو هستم؟
پس میشه اینو در نظر گرفت که تو هنوزم یه مقدار وجدان داری

00:26:50.072 --> 00:26:51.077
بزار اون بره

00:26:51.581 --> 00:26:52.650
بزار من یه زنیکه ی فاحشه رو بکشم

00:26:53.767 --> 00:26:55.174
بعد بهت کمک میکنم که سم توی بدنت رو پاک کنی

00:26:55.567 --> 00:26:56.971
دست نگه دار

00:27:01.073 --> 00:27:02.077
شمشیرو بده به من

00:27:02.161 --> 00:27:03.234
من میخوام که با دستای خودم اونو بکشم

00:27:14.147 --> 00:27:15.196
برادر جو

00:27:17.084 --> 00:27:18.176
این تقصیر خودم بود که اون موقع عقیده تغییر دادم
و قلبم رو نرم کردم

00:27:19.168 --> 00:27:20.621
....هیچوقت فکرشم نمیکردم که

00:27:22.126 --> 00:27:25.201
برای اینکه بهم خیانت کردی پس باید بهاش رو هم بهم پرداخت کنی

00:27:28.076 --> 00:27:31.146
اون موقع تو به خاطر این دختره ی زشت بو گندو
به گروهمون خیانت کردی

00:27:32.100 --> 00:27:34.121
و حتی برادرای دیگمون رو هم کشتی

00:27:34.164 --> 00:27:35.632
اون موقع من بهت چی گفتم هان؟

00:27:37.108 --> 00:27:40.173
دختر دشمنی که پدرش رو ما به قتل رسوندیم امکان نداره که با تو بمونه

00:27:41.073 --> 00:27:46.124
چو شین رویی کسی که در اون زمان پدر تورو کشت یه قاتلی بود که بدون
بستن چشم ادم میکشت و اون ین شاو بود

00:27:46.125 --> 00:27:50.202
اما کسی که تو رو نجاتت داد قهرمان جوان و مهربان جو یون فی بودش

00:27:51.117 --> 00:27:53.119
و در حقیقت هم این دو اسم مال یکی هستش

00:27:53.128 --> 00:27:57.159
حالا بگو ببینم اونو دوستش داری یا ازش متنفری؟

00:27:58.124 --> 00:28:00.128
اینا همش تقصیر من بودش

00:28:01.080 --> 00:28:03.125
من سالهای زیادی رو در جیانگهو گذروندم

00:28:04.074 --> 00:28:06.076
و تمامش رو هم به عنوان یه قاتل اجیر شده
خدمت کردم

00:28:06.165 --> 00:28:09.203
ولی هنوزم خیلی احمق بودم و داشتم برای خودم خیالات غیرواقعی
میپروروندم

00:28:11.138 --> 00:28:13.168
من واقعا خیلی احمق بود

00:28:20.160 --> 00:28:21.177
.....تو

00:28:23.173 --> 00:28:25.200
خواهر بزرگ,خواهر بزرگ,خواهر بزرگ

00:28:26.115 --> 00:28:27.169
برادر جو

00:28:27.173 --> 00:28:29.251
خواهر بزرگ بیاین برم

00:28:32.079 --> 00:28:37.109
برادر جو,برادر جو

00:28:37.138 --> 00:28:39.235
ناراحت نباش

00:28:41.099 --> 00:28:43.118
اینا همش تقصیر منه

00:28:44.143 --> 00:28:48.241
من واقعا از این پشیمونم که به یه قاتل تبدیل شدم
و نباید به یه قاتل تبدیل میشدم

00:28:50.082 --> 00:28:53.085
اما اگر من شخصا نمیرفتم که پدرت رو بکشم

00:28:53.121 --> 00:28:55.216
هیچ وقت تو رو هم دیگه نمیتونستم ملاقات کنم

00:28:57.095 --> 00:29:02.129
اینها همش چیزهاییه که توسط بهشت تایین شده
و اینکه من هم در حق تو ظلم کردم

00:29:12.087 --> 00:29:16.165
همش به خاطر این گل موجین بودش که من عاشق تو شدم

00:29:16.166 --> 00:29:20.231
........من فقط میتونم امیدوار زندگی بعدی باشم که

00:29:25.784 --> 00:29:33.796
برادر جو,برادر جو,برادر جو,

00:29:38.178 --> 00:29:39.260
برادر جو

00:30:00.181 --> 00:30:01.186
برادر جو

00:30:04.159 --> 00:30:06.178
اگر زندگی بعدیی واقعا وجود داشته باشه

00:30:10.089 --> 00:30:12.120
...من میخوام که

00:30:13.165 --> 00:30:14.252
بتونم دوباره تو رو ببینمت

00:30:17.095 --> 00:30:19.119
که بتونم دوباره برای تو چای درست کنم

00:30:21.087 --> 00:30:24.138
خانوم چو,خانوم چو

00:31:14.094 --> 00:31:16.099
اما اگر من شخصا نمیرفتم که پدرت رو بکشم

00:31:16.164 --> 00:31:22.450
من هیچ وقت تو رو هم دیگه نمیتونستم ملاقات کنم
اینها همش چیزهاییه که توسط بهشت تایین شده

00:31:24.099 --> 00:31:27.106
اگر به خاطر هاله ی مرگبار نبودش
ما هم هرگز با هم ملاقات نمیکردیم

00:31:29.167 --> 00:31:33.170
تا زمانی که گذشته رو کنارش بزارم
و از شخصی که در جلوی چشمانم هستش رو گرامیش بدارم

00:31:33.171 --> 00:31:35.433
در این صورت زندگی خوبی خواهیم داشت

00:31:35.463 --> 00:31:38.919
در این جهان تعداد زیادی از ادم ها وجود دارن که به خاطر یکسری مسائل نمیتونن با هم باشن

00:31:42.153 --> 00:31:43.214
....نمیدونم ایا من و چینگ شویی هم

00:31:44.119 --> 00:31:47.158
تحت تاثیر همچین مسائلی قرار خواهیم گرفت یا نه؟

00:32:06.128 --> 00:32:09.150
ما دیگه اینبار تونستیم برای موضوع اون شخص نقاب دار یه توضیحی پیدا کنیم

00:32:09.151 --> 00:32:12.170
پس بنابراین دیگه تو سو مجبور نیستش به خاطر کاری که نکرده سرزنش بشه

00:32:14.111 --> 00:32:17.193
اما هنوزم امکانش هستش که قبیله ی چین یو تان باز هم برای ما
مشکل درست کنه

00:32:18.100 --> 00:32:20.150
بنابراین من لینگ یو رو فرستادمش اونجا برای برسی

00:32:20.151 --> 00:32:22.597
پس ممکنه که اینبار برگشتن اون مدت بیشتری طول بکشه

00:32:22.798 --> 00:32:26.805
خواهر هونگ یو ارشد بزرگ زی یین الان 4 ساله که توی انزوا داره به سر میبره
و به زودی از انزواش بیرن خواهد اومد

00:32:27.169 --> 00:32:30.202
اگر اون موقع اون دوتا برادر هم اینجا باشن واقعا عالی میشه

00:32:32.099 --> 00:32:34.161
اینکه اونا اون موقع برگردن ممکنه که چیز خوبی نباشه

00:32:34.162 --> 00:32:36.200
و این هم که برنگردن ممکنه که چیز بدی نباشه

00:32:37.151 --> 00:32:38.629
بهترین راه اینه که با جریان همراه بشی

00:32:41.184 --> 00:32:44.188
تو سو تا به حال بهت گفته که چه برنامه ای برای اینده داره؟

00:32:44.194 --> 00:32:47.196
با توجه به اینکه چینگ شویی با اون به چه خوبیی برخورد میکه

00:32:47.819 --> 00:32:50.873
من فکر میکنم که به احتمال زیاد اینکه اون در اینده به یودو بره دور از انتظار نیست

00:32:51.174 --> 00:32:56.179
...خواهر هونگ یو از وقتی که تو سو برای اولین بار به شهر تیان یونگ اومد من این رو احساس کردم که

00:32:56.180 --> 00:32:58.223
اون به اینجا تعلق نداره

00:33:00.179 --> 00:33:02.183
اون به هیچ مکانی تعلق نداره

00:33:03.106 --> 00:33:06.115
تنها چیزی که اون رو محدودش کرده شمشیر سوزان تنهاییه

00:33:07.193 --> 00:33:10.249
اگر یک روز اون واقعا بتونه به ازادی کامل برسه و
این محدودیتش رو هم از بین ببره

00:33:11.154 --> 00:33:16.218
و به ثبات و ارامش دست پیدا کنه
اون میتونه چیزی فراتر از تصور ما قوی تر بشه

00:33:17.110 --> 00:33:21.117
و برای این مورد هم شهر تیان یونگ جایی نیستش که بتونه اینها رو بهش بده و کمکش کنه

00:33:24.115 --> 00:33:28.189
اگر اون بتونه به این چیزها برسه
و دختر خوبی مثل چینگ شویی هم اونو همراهیش کنه

00:33:28.190 --> 00:33:30.190
اینو میشه اینطور در نظر گرفت که این یه واقعه ی خوب میشه که باعث حسادت همه بشه

00:33:31.111 --> 00:33:33.796
باعث حسادت بشه؟
تو حسادت میکنی؟

00:33:36.114 --> 00:33:39.142
دختره ی احمق امیدت رو از دست نده

00:33:39.923 --> 00:33:42.094
اگر لینگ یو به وسیله ی اون میمون تحت کنترول گرفته بشه
<c.cyan>(منظورش لان شنگه)</c>

00:33:42.195 --> 00:33:46.853
و به چین چوان بره و اونجا درگیر و سرگردان بشه و دیگه برنگرده میخوای چیکار کنی؟

00:33:47.111 --> 00:33:48.173
برادر ارشد از این کارا نمیکنه؟

00:33:50.111 --> 00:33:54.147
بعلاوه اون زینتی شمشیر منو ازم پذیرفته
پس اون حتما برمیگرده

00:33:57.108 --> 00:34:02.112
کی میدونه شاید اگر سرنوشت به نفع ما باشه
ما شاید واقعا بتونیم با هم باشم

00:34:12.116 --> 00:34:17.122
فو چو ببین اینا دستبندای یشمیی هستن که من شخصا از یو جو برات اوردم
ببین دوستشون داری؟

00:34:19.109 --> 00:34:20.117
دفعه ی قبل که مجازات شدی برات کافی نبوده؟

00:34:20.197 --> 00:34:22.198
که حالا دزدکی رفتی پایین کوهستان و دستبند یشمی خریدی؟

00:34:22.207 --> 00:34:24.252
من فقط میخوام که تو رو خوشحالت کنم

00:34:26.189 --> 00:34:28.284
من با این چیزا خوشخال نمیشم

00:34:29.187 --> 00:34:31.239
اگر وقت زیادی برای از دست دادن داری
تو باید یکم از برادر ارشد یاد بگیری

00:34:32.139 --> 00:34:36.146
تو به عنوان برادر ارشد دوم نه تنها وقت حودت رو برای تمرین کردن نمیزاری
بلکه داری سر این چیزهای بی فایده هم حرومش میکنی

00:34:36.200 --> 00:34:39.864
برادر ارشد که اینجا نیستش بعلاوه من تمرینم رو هم انجام میدم

00:34:40.117 --> 00:34:42.916
پس برو به کارهایی که انجام دادی یکمی فکر کن-
من کار خاصی انجام ندادم که بخوام برم بهش فکر کنم-

00:34:45.196 --> 00:34:47.275
خواهر رزمی کوچیک از وقتی که به شهر تیان یونگ برگشتی

00:34:48.175 --> 00:34:50.228
همش داشتی باهام سرد برخورد میکردی

00:34:50.728 --> 00:34:52.795
من حتی خودم هم نمیدونم چه کار اشتباهی انجام دادم

00:34:54.712 --> 00:34:58.730
من فقط از طرف فرقه داشتم یه عمل صالح انجام میدادم که
شَر رو از بین ببرمش و انتقام جاو لین رو هم بگیرم همین

00:35:01.166 --> 00:35:04.171
اره درسته که قویترین شاگرد تیان یونگ نیستم که جادوش قویه

00:35:05.116 --> 00:35:08.154
اما من این احساس رو به خودم دارم که شاگردی هستم که وظیفش رو بیش از همه در اینجا میدونه و متوجهشه

00:35:08.155 --> 00:35:10.157
تو هنوزم از کاری که کردی پشیمون نیستی

00:35:10.158 --> 00:35:14.250
فو چو صبر کن به توضیح من گوش بده-
احتیاجی نیستش که توضیح بدی برادر ارشد توی شهر تیایونگ بالاترین جایگاه رو داره-

00:35:15.150 --> 00:35:19.242
اگر اتفاقی برای اون بیفته نه فقط من,کشیش اعظم و ارشد زی یین هم از تو نخواهند گذشت

00:35:20.142 --> 00:35:23.120
پس بهتر که این بار مثل یه ادم رفتار کنی

00:35:23.121 --> 00:35:24.129
فو چو

00:35:29.163 --> 00:35:32.241
برادر ارشد,برادر ارشد
همه چیز فقط برادر ارشد

00:35:49.203 --> 00:35:52.246
من به زودی باید به قبیله ی چین یو تان برگردم
چیان شنگ

00:35:53.146 --> 00:35:56.150
تو میخوای با من بیای بریم یا اینکه میخوای همینجا بمونی؟

00:35:56.186 --> 00:36:00.193
یا اینکه میخوای بری جهان رو ببینی و بگردی

00:36:00.194 --> 00:36:02.260
من تو سفرهای زیادی که توی سالهای پیش داشتم
هم کلی دیدم و هم کلی گشتم

00:36:03.160 --> 00:36:06.207
و فکر میکردم که در مورد خیلی چیزا هم میدونم و هم درکشون میکنم

00:36:06.208 --> 00:36:09.247
اما من هرگز به این فکر نکرده بودم که
من نمیتونم مرگ و زندگی رو درکش کنم

00:36:10.147 --> 00:36:14.175
در این دنیا چه کسی وجود داره که بتونه مرگ و زندگی رو درکش کنه؟

00:36:16.162 --> 00:36:20.234
تو و هوا شنگ زمان خیلی زیادی بود که همدیگه رو میشناختین
اما نتونستین مدت زیادی رو در کنار هم بمونین

00:36:21.134 --> 00:36:24.189
به همین دلیل هم هستش که در اون زمان روزانه زَره ای به مسله ای اهمیتی نمیدادی

00:36:26.122 --> 00:36:29.142
هرچی بیشتر از هم جدا باشین بیشتر دوست دارین که همدیگه رو ببینین

00:36:29.143 --> 00:36:31.205
اینکه بخوای شخصی رو فراموش کنی کار ساده ای نیستش

00:36:31.206 --> 00:36:35.252
بهتر زیادی به خودت در این مورد فشار نیاری و اروم باشی
وگرنه ممکنه که افکارت به هم بریزه و گیج بشی

00:36:36.125 --> 00:36:37.206
من فقط میخوام که برای هوا شنگ عدالت رو اجرا کنم

00:36:39.147 --> 00:36:42.224
اما مثل اینگه جین نیانگ غیبش زده و حتی کوچیکترین
خبری هم ازش نیست

00:36:43.132 --> 00:36:46.165
شاو گونگ منم میخوام که به همراه تو به قبیله ی چین یو تان بیام

00:36:47.146 --> 00:36:51.154
و ببینم که میتونم سرنخی از اون پیدا کنم-
با مرگ لی ین امنیت و مراقبت های قبیله ی چین یو تان زیاد و تنگتر شده

00:36:53.175 --> 00:36:56.244
من فقط از این میترسم که سرم خیلی شلوغ بشه
و نتونم ازت مراقبت و محافظت بکنم

00:36:58.182 --> 00:37:00.075
من از نیازی به مراقبت کردن تو ندارم

00:37:00.175 --> 00:37:04.247
اما برعکس تو چون لی ین مرده ممکنه که شاگردانش نسبت بهت بی توجه باشن
و ازت پیروی نکنن و به حرف هاتم گوش ندن

00:37:05.147 --> 00:37:07.173
به همین خاطر که من میخوام بیام که ازتو محافظت کنم

00:37:08.204 --> 00:37:10.277
هر جوری که بخوایم حساب کنیم تو قبلا زندگی منو نجات دادی

00:37:11.177 --> 00:37:15.234
پس من بهت مدیونم اما الان که دارم بهش فکر میکنم
اینکه تو زندگی منو نجات دادی واقعا برای من ارزشمده

00:37:24.188 --> 00:37:26.286
برادر ارشد تو هم میخوای که به قبیله ی چین یو تان بیای؟

00:37:28.214 --> 00:37:31.225
در مورد موضوع شمشیر که 10 ها ساله که تا به امروز به درازا کشیده

00:37:31.226 --> 00:37:34.253
لی ین تمام تلاش خودش رو در این زمینه کرد
و هر قدمش رو هم با برنامه ریزی برمیداشت

00:37:35.153 --> 00:37:39.164
اینکه اون تونسته تا به امروز دوم بیاره و زنده بمونه
برای ادم سخت میشه که باور کنه که اون همدستان دیگه ای نداشته

00:37:39.165 --> 00:37:41.147
برادر ارشد تو نگران اینی که من دارم به قبیله ی چین یو تان میرم؟

00:37:41.210 --> 00:37:43.136
اینکه تو تنهایی بری واقعا خیلی خطرناکه

00:37:43.137 --> 00:37:46.133
من با تو میام که بهت کمک کنم و در مورد برسی جنایاتی که لی ین انجام داده کمکت میکنم

00:37:46.215 --> 00:37:49.303
اول اینکه تو میتونی کسی رو داشته باشی که بتونی بهش اعتماد کنی
و دوم اینکه من میتونم بیام اونجا و تو سو رو از مشکلات ایندش خلاص کنم

00:37:50.203 --> 00:37:53.219
برادر ارشد تو واقعا فرد متفکری هستی و به همه چیز فکر کردی

00:38:02.169 --> 00:38:05.267
من واقعا نمیفهمم برای ما اسون نبوده که بتونیم از اون مکان
مزخرف فرار کنیم

00:38:06.167 --> 00:38:07.225
ولی تو دوباره میخوای که برگردی اونجا؟

00:38:08.198 --> 00:38:13.245
شون فنگ من به تو سو قول دادم که بهش کمک کنم و براش اکسیر زنده کردن مردگان رو بسازم

00:38:14.139 --> 00:38:18.166
بعلاوه توی قبیله ی چین یو تان کارهای زیادی هستش که
من باید برم و به همشون سامان بدم

00:38:19.138 --> 00:38:21.225
تو سو؟دوباره به خاطر اون تو سوعه؟

00:38:22.138 --> 00:38:25.197
یعنی تو یه بار هم نمیخوای که در مورد اینده ی خودمون فکر کنی؟

00:38:26.151 --> 00:38:29.155
اینکه قبیله ی چین بو تان چه مکانیه ممکن نیستش که تو ندونی

00:38:30.179 --> 00:38:34.215
حالا که لی ین مرده قبیله ی چین یو تان با قبلش خیلی متفاوته

00:38:35.136 --> 00:38:37.143
الان دیگه کسی وجود نداره که بخواد به منو تو صدمه بزنه

00:38:37.334 --> 00:38:40.348
خوب که چی من بازم نمیخوام به اونجا برگردم
من از اون مکان نفرت دارم

00:38:43.170 --> 00:38:47.212
اگر تو دوست نداری که با من بیای پس به چین چوان برو و اونجا
منتظر برگشتن من باش

00:38:47.213 --> 00:38:49.218
منتظر بمونم؟

00:38:49.219 --> 00:38:51.318
1سال یا 2 سال؟یا 3 سال و 5سال کدومش؟

00:38:52.218 --> 00:38:54.293
من فنگ روچین نیستم که بتونم مثل اون منتظر بمونم

00:38:55.193 --> 00:39:00.262
هیچ میدونی من چندین سال منتظر بودم و چندین سال
انتظار کشیدم که دوباره بتونم پیش تو برگردم؟

00:39:02.162 --> 00:39:03.251
من دیگه نمیتونم منتظر بمونم

00:39:10.140 --> 00:39:14.208
شون فنگ من بیشتر به خاطر اینده ی خودمونه که دارم به قبیله ی چین یو تان میرم

00:39:15.193 --> 00:39:18.200
مگه این تو نبودی که میگفتی میخوای برای همیشه همراه من باشی؟

00:39:22.192 --> 00:39:26.218
برای من تا موقعی که بتونم اکسیر جاودانگی و زنده کردن مردگان رو بسازم
و به مسائل تو سو هم پایان بدم صبر کن

00:39:26.219 --> 00:39:29.272
بعدش ما قبیله ی چین یو تان رو ترکش میکنیم و برای همیشه با هم خواهیم بود باشه؟

00:39:30.172 --> 00:39:32.200
واقعا؟

00:39:32.224 --> 00:40:02.224


00:40:02.562 --> 00:40:04.623
سوسو تو داری کجا میری؟

00:40:05.224 --> 00:40:09.033
نگران نباش من دارم میرم که دنبال یه شیطان بگردم
استراحت کن

00:40:53.551 --> 00:40:55.152
کی اونجاس؟

00:40:58.202 --> 00:40:59.300
پس معلوم میشه که تو یه شیطانی؟

00:41:01.224 --> 00:41:02.307
هان این تویی؟

00:41:10.752 --> 00:41:12.777
من بیگناهم قهرمان جوان

00:41:13.213 --> 00:41:16.220
هرچند که من یه شیطانم

00:41:16.221 --> 00:41:18.290
اما من هرگز به تو یا این جهان اسیبی نرسوندم

00:41:19.191 --> 00:41:24.213
من فقط به برادر بزرگم کمک میکنم و براش شراب میخرم و یکمی هم
این دورو اطراف میچرخمو یکمی هم مردوم رو میترسونم همین

00:41:24.549 --> 00:41:28.550
من مهربون و بی گناهم و تا به حال به هیچ ادمی هم اسیبی نزدم

00:41:29.151 --> 00:41:31.233
من بالا و پایین و همه چیز برادرم هستم

00:41:31.242 --> 00:41:33.311
برادرم نمیتونه بدون من بمونه

00:41:34.211 --> 00:41:38.156
تو یه شیطان گاوی؟-
اره درسته در واقع من یه شیطان کوچولوی دریایی هستم-

00:41:38.157 --> 00:41:40.173
.......قربان نکنه که تو

00:41:43.157 --> 00:41:45.244
تو میخوای مروارید کٍشت درونی منو بگیری؟

00:41:46.198 --> 00:41:48.257
که بعدش بدی به اون دختره که بیماریش رو درمان کنی؟

00:41:50.162 --> 00:41:52.227
این کارو نکن لطفا این کارو نکن

00:41:52.228 --> 00:41:56.315
اون پیر مرد از قصد اینو بهت گفته
اون با من مشکل داره

00:41:58.175 --> 00:42:03.198
کٍشت من خیلی کمه و جادوم هم ضعیفه
حتی اگر هم مروارید کٍشتم رو بگیری بیفایدست

00:42:03.199 --> 00:42:05.292
اما توی این شهر تو داری قلدری میکنی
و تبدیل شدی به یه قلدر کوچولو

00:42:05.792 --> 00:42:07.798
نه من اصلا از این کارا نکردم قهرمان جوون

00:42:08.252 --> 00:42:10.344
من فقط با اون پیر مرد یااو مشکل دارم

00:42:11.244 --> 00:42:14.290
این موضوع برمیگرده به 3سال پیش

00:42:15.190 --> 00:42:19.201
.....اون موقع باد و آسمون و خورشید خیلی زیبا تر از الان بودن-
بسه-

00:42:19.560 --> 00:42:23.655
برو سر اصل مطلب-
درسته درسته درسته میگی برادر-

00:42:23.782 --> 00:42:29.589
بیماری اون خانوم بدون استفاده از مروارید کٍشت درونی من هم
خوب میشه

00:42:31.244 --> 00:42:32.300
چطوری درمان میشه؟

00:42:32.324 --> 00:42:42.324
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:42:42.348 --> 00:42:52.348
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.