﻿WEBVTT

00:00:14.580 --> 00:00:16.290
‫وقتی گفتن تنگو،

00:00:16.290 --> 00:00:19.570
‫یه همچین چیزی تو ذهنم بود...

00:00:19.780 --> 00:00:26.790
‫تنــگو

00:00:21.020 --> 00:00:22.940
‫تنگو با کانجی «بهشت» و «سگ» نوشته می‌شه.

00:00:22.940 --> 00:00:26.790
‫برای همین انگار یه نژاد دورگه‌ن که از
‫فرشته‌ها و گرگا متولد می‌شن.

00:00:27.250 --> 00:00:28.290
‫توجه.
‫توجه

00:00:28.300 --> 00:00:30.970
‫اگر بخواهیم دقیق‌تر بگیم، نژاد دورگه نیستن.

00:00:30.780 --> 00:00:34.300
‫تنگو، تناسخ یک فرشته در بدن یک گرگ می‌باشد.

00:00:34.590 --> 00:00:37.330
‫صحیح صحیح. یه نژاد تناسخی‌ان.

00:00:37.330 --> 00:00:40.430
‫توجه. دقیق‌تر بگیم، نژاد حساب نمی‌شن.

00:00:40.620 --> 00:00:44.170
‫فرشته‌ی خاصی، درون چندین شخص تناسخ پیدا می‌کند،

00:00:44.170 --> 00:00:46.430
‫مانند شخص رانگا.

00:00:46.860 --> 00:00:50.220
‫اینی که جلومه، دختر کدخدای تنگوها،

00:00:50.220 --> 00:00:52.580
‫کسیه که به‌عنوان خدای کوهستان پرستیده می‌شه.

00:00:52.900 --> 00:00:55.100
‫ارباب شیاطین ریمورو، خوشبختم.

00:00:55.460 --> 00:00:58.000
‫به‌عنوان نماینده‌ی کدخدای تنگوها تشریف‌فرما شدم.

00:00:58.000 --> 00:00:59.370
‫مومیجی هستم.

00:00:59.790 --> 00:01:01.820
‫آشنایی با شما باعث افتخاره.

00:01:03.300 --> 00:01:10.300
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:40.060 --> 00:02:42.800
‫بعد از اینکه با هیناتا اینا رابطه‌ی دوستانه برقرار کردیم،

00:02:42.800 --> 00:02:46.020
‫یه تیم به رهبری بنیمارو فرستادم به دهکدهی
‫تنگوها که تو رشته‌کوه کوشا قرار داره،

00:02:46.020 --> 00:02:50.590
‫تا اجازه‌شون برای ساخت جاده به سمت ثالیونو بگیریم.

00:02:47.890 --> 00:02:52.600
‫قسمت ۶۴
‫آزمون بنیمارو

00:02:52.420 --> 00:02:53.340
‫حتماً همینه.

00:02:57.670 --> 00:02:59.590
‫به‌نظر می‌رسه یه حفاظ اطرافشه.

00:03:00.730 --> 00:03:01.600
‫توقف.

00:03:04.460 --> 00:03:06.280
‫تا حدودی دانش رزمی داره.

00:03:06.990 --> 00:03:09.890
‫از اینجا به بعد، دهکدهی مخفی ما تنگوها قرار داره.

00:03:09.890 --> 00:03:11.170
‫کارتو بگو.

00:03:11.420 --> 00:03:14.660
‫به‌عنوان نماینده‌ی ارباب‌شیاطین ریمورو، از تمپست اومدم.

00:03:16.940 --> 00:03:18.660
‫دوتاتون اجازه‌ی رد شدن دارید.

00:03:32.540 --> 00:03:33.660
‫عجب...

00:03:36.600 --> 00:03:39.010
‫پس دهکدهی مخفی تو یه بُعد دیگه بود؟

00:03:39.430 --> 00:03:41.020
‫برای همینم کسی پیداش نمی‌کرد.

00:03:41.410 --> 00:03:42.160
‫از این طرف.

00:03:47.240 --> 00:03:48.580
‫نباید بی‌دقتی کنیم.

00:03:49.080 --> 00:03:53.100
‫حداقلش، قدرتش با کاریون-دونو برابر، یا بیشتره.

00:03:54.040 --> 00:03:57.130
‫خب، جناب نماینده، چی کار دارید؟

00:03:57.590 --> 00:03:59.920
‫می‌خواید کنترل این سرزمین رو به‌دست بگیرید؟

00:04:01.500 --> 00:04:03.380
‫همچین قصدی نداریم.

00:04:03.380 --> 00:04:06.670
‫صرفاً می‌خوایم اجازه‌ی رفت‌وآمد از رشته‌کوه کوشا رو بگیریم.

00:04:06.970 --> 00:04:10.740
‫و اگه بشه، می‌خوایم از درون‌شون تونل بسازیم.

00:04:11.180 --> 00:04:11.770
‫هه.

00:04:12.150 --> 00:04:14.880
‫پس قصد قلمروگشایی ندارید؟

00:04:15.340 --> 00:04:17.680
‫اگه می‌خواید صرفاً ازش رد بشید، نیازی به اجازه نیست،

00:04:18.590 --> 00:04:20.190
‫ولی این «تونل» چی هست؟

00:04:20.660 --> 00:04:22.190
‫خودمم مطمئن نیستم،

00:04:22.190 --> 00:04:25.950
‫ولی بهم گفتن از اینور تا اونور کوه حفره ایجاد می‌شه.

00:04:26.780 --> 00:04:27.600
‫صبر کن.

00:04:27.970 --> 00:04:29.580
‫می‌خواین تو کوه حفاری کنین؟

00:04:29.580 --> 00:04:31.030
‫جدی می‌گی؟

00:04:31.280 --> 00:04:33.700
‫آره، طبق نقشه اینطوریه.

00:04:33.700 --> 00:04:36.500
‫ولی ربطی به مسیری این‌بارمون نداره.

00:04:36.500 --> 00:04:40.260
‫صرفاً می‌خواستیم مسیرهای آینده رو جور کنیم.

00:04:40.570 --> 00:04:42.340
‫اگه مخالفی، مشکلی نیست.

00:04:42.650 --> 00:04:44.860
‫تو کوهستان مقدس‌مون حفره ایجاد بشه؟

00:04:44.860 --> 00:04:46.580
‫همچین چیزی قابل قبوله؟

00:04:46.580 --> 00:04:48.450
‫ازت خوشم نمیاد.

00:04:48.450 --> 00:04:50.560
‫حتی اگه اون اسلایم هم ارباب شیاطین می‌شد،

00:04:50.560 --> 00:04:54.100
‫می‌خواستیم تا وقتی که کاری‌مون نداره،
‫به حال خودش بذاریمش.

00:04:54.100 --> 00:04:58.840
‫می‌خواستیم از اون زنیکه‌ی بوگندوی مارصفت هم چشم‌پوشی کنیم.

00:04:59.340 --> 00:05:04.030
‫ولی اجازه نمی‌دیم به کوهستان مقدسمون توهین کنین.

00:05:04.280 --> 00:05:06.940
‫منظورت از «زنیکه‌ی بوگندوی مارصفت»، منم؟

00:05:07.210 --> 00:05:08.240
‫هوی، بس کـ-

00:05:12.720 --> 00:05:14.330
‫حقه‌ی بی‌ارزشیه.

00:05:14.820 --> 00:05:19.380
‫تحمیل وضعیت هیچ تأثیری رو دختر کدخدای تنگوها نداره.

00:05:31.110 --> 00:05:32.310
‫تموم شد؟

00:05:32.700 --> 00:05:35.380
‫پس جدی سردسته حیوان‌نماها هم چیزی نیستن.

00:05:35.750 --> 00:05:38.930
‫بهتره دست‌کمم نگیری، دهاتی.

00:05:38.930 --> 00:05:41.720
‫به‌خاطر مذاکره بهت آسون گرفتم،

00:05:41.720 --> 00:05:44.020
‫ولی شاید به اینکار نیاز نیست؟

00:05:44.020 --> 00:05:46.820
‫آسون گرفتی؟ اینو من باید بگم.

00:05:46.820 --> 00:05:50.140
‫درواقع حواسم هست یه نماینده رو نکشم.

00:05:50.730 --> 00:05:52.900
‫عجب دردسری شد.

00:06:03.750 --> 00:06:05.070
‫کافیه.

00:06:05.620 --> 00:06:08.260
‫بابت ناراحتی‌ای که ایجاد کردم معذرت می‌خوام،

00:06:08.660 --> 00:06:10.920
‫ولی نمی‌تونم بذارم همراهم کشته بشه.

00:06:10.920 --> 00:06:14.330
‫بـ ـ بنیمارو-ساما؟ می‌گید من می‌باختم؟!

00:06:14.330 --> 00:06:15.020
‫آره.

00:06:15.420 --> 00:06:18.180
‫اگه جلوشو نمی‌گرفتم، نصف شده بودی.

00:06:18.180 --> 00:06:20.890
‫د - دروغ نگو! داشتم خودداری می‌کردم!

00:06:20.890 --> 00:06:23.560
‫نه، هنوز نمی‌تونی کامل هاله‌ت رو کنترل کنی.

00:06:23.980 --> 00:06:25.820
‫زیادی قدرت پشت حمله‌ت گذاشته بودی.

00:06:25.820 --> 00:06:28.020
‫بـ ـ بیخیال...

00:06:28.020 --> 00:06:30.340
‫مـ ـ می‌باختم...؟

00:06:30.860 --> 00:06:32.340
‫دختر احمق!

00:06:33.180 --> 00:06:35.320
‫مـ ـ مادر؟!

00:06:36.080 --> 00:06:38.410
‫بنده کائده هستم.

00:06:39.050 --> 00:06:41.380
‫خوشبختم، بنیمارو-دونو.

00:06:44.860 --> 00:06:47.140
‫کدخدا، نیاز نیست به خودتون فشار بیارید.

00:06:47.140 --> 00:06:48.660
‫فقط اومدیم ادای احترام کنیم.

00:06:50.240 --> 00:06:52.060
‫نگران نباش، جوون.

00:06:52.520 --> 00:06:55.670
‫اون به کنار، شمشیرزنیت، بی‌نظیر بود.

00:06:56.120 --> 00:06:57.180
‫سبک مِه بود؟
‫چطوری...

00:06:58.920 --> 00:07:00.960
‫نه، حدسشو می‌زدم.

00:07:01.300 --> 00:07:04.450
‫حرکات مومیجی-دونو، شبیه حرکات سبک من بود.

00:07:04.900 --> 00:07:05.700
‫ممکنه که...
‫درسته.

00:07:07.340 --> 00:07:09.940
‫منم سبک مِه رو فرا گرفتم...

00:07:09.940 --> 00:07:12.950
‫از استادم، بیاکویا آراکی.

00:07:15.940 --> 00:07:17.980
‫یکم بیش از ۳۰۰ سال پیش بود،

00:07:18.580 --> 00:07:23.320
‫برای بهتر کردن مهارت شمشیرزنیم، تو
‫دهکدهی اوگرها ساکن شده بودم.

00:07:24.090 --> 00:07:26.670
‫استادم، بیاکویا، یه نوه داشتن؛

00:07:27.460 --> 00:07:29.720
‫و ارشدم حساب می‌شد.

00:07:35.800 --> 00:07:39.210
‫بچه‌ی شمشیرزنی بود که فقط می‌شد با «نابغه» توصیفش کرد.

00:07:45.510 --> 00:07:49.660
‫«چیزی بیش از اینکه نمی‌تونم بهت اسم ببخشم اذیتم نمی‌کنه.»

00:07:50.080 --> 00:07:51.980
‫این جمله‌ای بود که استادم معمولاً می‌گفتن.

00:07:53.510 --> 00:07:55.780
‫ولی بیاکویا آراکی یه انسان بود.

00:07:56.300 --> 00:07:58.470
‫اگه همینطوری به یه هیولا اسم می‌دادن،

00:07:58.470 --> 00:08:00.810
‫ممکن بود جونشون رو از دست بدن.

00:08:02.050 --> 00:08:04.670
‫در آخر، بیاکویا از سن زیاد در گذشت،

00:08:04.670 --> 00:08:08.740
‫و نوه‌ای که به جا گذاشته بود، به اسم «دانای شمشیر» شناخته شد.

00:08:09.430 --> 00:08:10.260
‫دانای شمشیر؟

00:08:13.340 --> 00:08:16.060
‫منم عاشق اون هنر شمشیرزنیش شده بودم.

00:08:28.260 --> 00:08:30.220
‫یه لحظه صبر کنید.

00:08:30.220 --> 00:08:32.140
‫هاکورو رو می‌گید؟

00:08:32.520 --> 00:08:34.970
‫اوه؟ هاکورو؟

00:08:35.450 --> 00:08:36.260
‫که اینطور.

00:08:36.580 --> 00:08:38.900
‫پس جناب دانای شمشیر بالأخره اسم به‌دست آورد.

00:08:39.750 --> 00:08:41.320
‫نه، بیشتر تعجب کردم...

00:08:42.380 --> 00:08:45.280
‫هنوزم زنده‌ست.

00:08:50.420 --> 00:08:54.020
‫صـ ـ صبر کن بابا! هاکورو راجع به اینا خبر داره؟

00:08:56.940 --> 00:08:59.270
‫ولی خیالم راحت شد.

00:09:00.050 --> 00:09:02.970
‫چون همچین مرد شایسته‌ای که هاکورو-دونو بزرگ کرده،

00:09:02.970 --> 00:09:05.480
‫قراره همسر دخترم بشه.

00:09:06.980 --> 00:09:08.860
‫مـ ـ مادر، وایسا ببینم!

00:09:09.170 --> 00:09:11.030
‫خب، بنیمارو-دونو...

00:09:11.030 --> 00:09:14.050
‫تمام شرایط و پیشنهاداتتون رو قبول می‌کنم.

00:09:14.300 --> 00:09:18.610
‫به‌اضافه، مایلیم با ارباب شیاطین ریمورو ارتباط برقرار کنیم.

00:09:19.100 --> 00:09:23.700
‫ولی فقط درصورتی که قبول کنی با دخترم ازدواج کنی.

00:09:24.620 --> 00:09:25.650
‫صبر کن!

00:09:25.650 --> 00:09:28.620
‫می‌دونم که قبولشون داری،

00:09:28.620 --> 00:09:30.960
‫ولی من هنوز قبولشون ندارم!

00:09:30.960 --> 00:09:31.750
‫اوه؟

00:09:37.040 --> 00:09:38.540
‫ولی بازم،

00:09:38.540 --> 00:09:41.100
‫نمی‌خوام چون تو مجبورش کردی باهام ازدواج کنه.

00:09:41.100 --> 00:09:43.570
‫دلم می‌خواد خودش عاشقم بشه!

00:09:44.850 --> 00:09:47.570
‫یه زن خوب کسیه که نگاه مرد رو به خودش جلب کنه!

00:09:47.820 --> 00:09:49.570
‫این چیزیه که خودت همیشه می‌گی، نه؟

00:09:58.350 --> 00:10:00.160
‫شرمنده که نمی‌تونم جواب آنی‌ای بدم.

00:10:00.520 --> 00:10:03.900
‫لطفاً اجازه بدید به خونه برگردم
‫و به درخواست فکر کنم.

00:10:03.900 --> 00:10:06.730
‫حتماً، هرچقدر نیاز داری بهش فکر کن.

00:10:07.180 --> 00:10:10.240
‫هرچی نباشه، فقط پونزده سالشه.

00:10:10.620 --> 00:10:12.290
‫توی این مدت، دلم می‌خواد رابطه‌ی

00:10:12.290 --> 00:10:16.420
‫بین ارباب شیاطین ریمورو و تنگو، رابطه مطلوبی باشه.

00:10:17.340 --> 00:10:21.670
‫برخلاف طوری که به‌نظر میام،
‫ تنها کاری که ازم ساخته‌ست انتظار برای مرگه.

00:10:26.680 --> 00:10:29.540
‫متوجه نبودم کائده-دونو به این شدت بیمار بودن

00:10:30.180 --> 00:10:32.430
‫قطعاً از نظر ظاهری به‌نظر نمی‌رسید.

00:10:32.750 --> 00:10:34.370
‫فکر نمی‌کنم بیماری باشه.

00:10:35.810 --> 00:10:38.660
‫برای مدت زیادی مومیجی-دونو رو توی رحمش حمل کرده،

00:10:38.660 --> 00:10:40.330
‫و بیشتر قدرت خودشو بهش داده.

00:10:40.960 --> 00:10:43.700
‫پونزده سال پیش به‌دنیاش آورده و براش اسم گذاشته.

00:10:44.020 --> 00:10:47.300
‫بعد از تمام اینا، احتمالاً تمام اون ذرات جادویی که موجب لقب

00:10:47.300 --> 00:10:48.950
‫«خدای کوهستان» شده رو از دست داده.

00:10:49.320 --> 00:10:50.430
‫که اینطور...

00:10:54.140 --> 00:10:55.370
‫عزیزم...

00:10:56.220 --> 00:11:00.820
‫این پسر جوون آخرین پرتو امیدیه که بهم دادی.

00:11:01.570 --> 00:11:06.020
‫امیدوارم بتونه از دختر کم‌تجربه‌م حمایت کنه،

00:11:06.620 --> 00:11:09.210
‫ولی اگه ردش کنه، مشکلی نیست.

00:11:09.780 --> 00:11:13.760
‫تو الان پیش ارباب شیاطین ریمورو هستی، مگه نه؟

00:11:15.040 --> 00:11:18.330
‫قبلاً فکر می‌کردم قبل از من از دنیا بری.

00:11:19.200 --> 00:11:21.030
‫واقعاً خوشحالم که اشتباه می‌کردم.

00:11:25.550 --> 00:11:27.220
‫وقتی بهش نگاه کنی،

00:11:27.220 --> 00:11:30.910
‫تو هم یادآور اون روزها می‌شی؟

00:11:32.950 --> 00:11:34.860
‫و اینطوری شد که به اینجا رسیدیم.

00:11:35.640 --> 00:11:38.280
‫من ریمورو هستم، و به تازگی یه ارباب شیاطین شدم.

00:11:38.280 --> 00:11:40.480
‫من عموماً صلح‌طلبم،

00:11:40.480 --> 00:11:42.800
‫پس اگه هر زمان مشکلی داشتین،
‫می‌تونین بیاین پیش خودم.

00:11:43.100 --> 00:11:45.420
‫چنین ملاحظه‌ای غیرضروریه.

00:11:45.420 --> 00:11:48.160
‫ازتون انتظار دارم به‌عنوان حاکم این جنگل شناخته بشید،

00:11:48.160 --> 00:11:50.570
‫و همسایه خوبی برامون باشید.

00:11:51.020 --> 00:11:54.020
‫ولی بهتون اجازه نمی‌دیم
‫در مسائل داخلی‌مون دخالت کنید.

00:11:55.040 --> 00:11:56.020
‫ای وای...

00:11:57.820 --> 00:12:00.240
‫وای! دست نگه دار! جدی می‌گم، نکن!

00:12:03.140 --> 00:12:05.920
‫آخیش. شیون یاد گرفته جلوی خودشو بگیره.

00:12:06.420 --> 00:12:08.170
‫البته یه‌ذره ترسناک به‌نظر میاد...

00:12:12.610 --> 00:12:15.740
‫و مثل اینکه به‌زور داره جلوی خودشو می‌گیره.

00:12:15.740 --> 00:12:18.850
‫وقتی یه رهبر بی‌تجربه دست‌کم گرفته بشه، کارش تمومه.

00:12:19.300 --> 00:12:21.680
‫می‌دونم این چه حسی داره.

00:12:22.300 --> 00:12:24.850
‫خیلی‌خب. جناح خودتونو مشخص کردین.

00:12:25.320 --> 00:12:26.460
‫فقط محض اطمینان،

00:12:26.460 --> 00:12:30.930
‫های اورکایی که قبلاً
‫به کوهستان مهاجرت کردن هم درنظر گرفتین؟

00:12:30.930 --> 00:12:33.450
‫بله، مشکلی وجود نداره.

00:12:33.820 --> 00:12:36.900
‫ما هیچ ادعایی درمورد حق استفاده
‫از نعمت‌های کوهستان نداریم،

00:12:36.900 --> 00:12:39.190
‫و می‌تونن با سنگ‌های معدنی‌ای
‫که پیدا می‌کنن هرکاری بکنن.

00:12:39.920 --> 00:12:43.220
‫ما صرفاً از مداخله متنفریم. همین.

00:12:43.610 --> 00:12:46.620
‫خب پس از چی انقدر نگرانه؟

00:12:46.620 --> 00:12:50.940
‫می‌دونی، هیچ قصدی برای
‫جنگ راه‌انداختن با شما نداریم.

00:12:50.940 --> 00:12:52.740
‫فکر می‌کنید اینو باور می‌کنم؟

00:12:53.050 --> 00:12:53.700
‫آره،

00:12:53.930 --> 00:12:58.660
‫دلیلی هست که فکر می‌کنی ما
‫ هدف قلمروگشایی داریم؟

00:12:59.460 --> 00:13:04.260
‫شما و افرادتون با اون
‫ زن پرنده‌ای مکار، فرِی صمیمی‌اید.

00:13:04.260 --> 00:13:07.620
‫این مدرک کافی‌ایه که مشخص می‌کنه
‫ شما دنبال سرزمین مایید.

00:13:07.620 --> 00:13:08.640
‫تایم اوت!

00:13:09.460 --> 00:13:10.600
‫منظورتون چیه؟

00:13:10.600 --> 00:13:13.300
‫یعنی یکم وقت بدین فکرامو بکنم!

00:13:15.820 --> 00:13:17.510
‫خب... چی فکر می‌کنی؟

00:13:17.510 --> 00:13:22.080
‫قلمرو ارباب شیاطین سابق، فری،
‫ به کوه‌های کوشا متصله.

00:13:22.470 --> 00:13:26.100
‫غافلگیرکننده نیست اگه
‫ اختلافی بین اون و تنگوها بوده باشه.

00:13:26.340 --> 00:13:27.540
‫حق با توئه.

00:13:27.540 --> 00:13:30.200
‫احتمالش هست بهشون حمله کرده باشه.

00:13:30.200 --> 00:13:32.780
‫ولی خب برای چی؟

00:13:33.030 --> 00:13:35.580
‫فرِی-ساما مکان‌های بلند رو ترجیح می‌دن.

00:13:35.580 --> 00:13:38.270
‫شاید برای همین دنبال مقر تنگوها بود؟

00:13:38.270 --> 00:13:42.200
‫نه، فقط برای همین بهشون حمله نمی‌کرد.

00:13:42.200 --> 00:13:45.100
‫دهکده مخفی‌شون به‌هرحال توی
‫ یه بُعد دیگه‌ست، مگه نه؟

00:13:45.100 --> 00:13:45.950
‫آره.

00:13:46.860 --> 00:13:50.300
‫عذر می‌خوام! می‌شه انقدر منو نادیده نگیرید؟!

00:13:51.180 --> 00:13:55.030
‫دارم می‌گم ارباب شیاطین فرِی
‫ دنبال سلسله جادوگری ثالیون بود!

00:13:55.420 --> 00:13:59.980
‫هدفش این بود با
‫ به فرماندهی گرفتنِ ما به اونجا برسه!

00:14:00.180 --> 00:14:00.600
‫ها؟!

00:14:00.840 --> 00:14:02.970
‫چرا فری-سان باید دنبال ثالیون باشه؟

00:14:03.570 --> 00:14:07.420
‫چون ثالیون محل یه‌شهر توی آسمون،
‫بالای یه درخت بزرگه.

00:14:07.930 --> 00:14:12.240
‫به‌عنوان ملکه آسمان‌ها، فرِی در تلاش بود
‫ به‌عنوان پایگاه کسبش کنه.

00:14:12.610 --> 00:14:15.240
‫چی، پس گلد درست می‌گفت؟!

00:14:16.140 --> 00:14:19.600
‫ظاهراً ارباب شیاطین فرِی، ثالیون و دهکده تنگو

00:14:19.600 --> 00:14:22.600
‫دائما توی یه‌جور بلاتکلیفیِ سه‌طرفه بودن.

00:14:26.870 --> 00:14:31.950
‫و یهویی خبر رسید که کاریون و فری
‫ از زیردستای ارباب شیاطین میلیم شدن.

00:14:32.380 --> 00:14:34.480
‫موجب تولد موج جدیدی از قدرت‌ شد.

00:14:35.260 --> 00:14:38.560
‫امکان نداشت تنگو بتونه تنهایی مقابلش بجنگه،

00:14:38.560 --> 00:14:42.060
‫برای همین هرروز سر اینکه
‫چطوری باید پیش برن بحث می‌کردن.

00:14:42.530 --> 00:14:45.280
‫این موقع بود که گروه بنیمارو به‌دادشون رسید.

00:14:46.030 --> 00:14:49.270
‫فکر بدی بود که آلبیس از سردسته حیوان‌نماها رو باهاش بفرستیم.

00:14:49.950 --> 00:14:54.400
‫مومیجی حتماً اینو به‌حساب
‫ فشار آودرن بی‌سروصدا گرفته.

00:14:55.070 --> 00:14:57.500
‫الان فری-سان در چه حاله؟

00:14:57.500 --> 00:15:03.740
‫خب، فرِی-ساما از برنامه‌هاتون
‫ برای شهر پایتخت جدید راضی بودن.

00:15:04.060 --> 00:15:05.360
‫که اینطور.

00:15:05.360 --> 00:15:09.700
‫پس احتمالاً دیگه علاقه‌شو به ثالیون
‫ و دهکده تنگو از دست داده.

00:15:09.700 --> 00:15:10.900
‫اینطور گمان می‌کنم.

00:15:11.180 --> 00:15:12.900
‫خب، اینم از این.

00:15:12.900 --> 00:15:15.600
‫حالا فهمیدی که اشتباه می‌کردی؟

00:15:16.580 --> 00:15:20.260
‫باورم نمی‌شه تمام این مدت
‫ درک دیگه‌ای از مسئله داشتم...

00:15:25.260 --> 00:15:27.140
‫از اونجا که سوءتفاهم برطرف شد،

00:15:27.140 --> 00:15:29.340
‫بحثمون زود به آخرش رسید.

00:15:29.670 --> 00:15:33.820
‫توافق کردیم اگه هر زمان
‫ یکی از ما نیازی داشت کمکش کنیم.

00:15:34.400 --> 00:15:36.940
‫خیلی‌خب، فکر کنم دیگه کاری اینجا نمونده.

00:15:36.940 --> 00:15:37.660
‫بله.

00:15:38.240 --> 00:15:43.410
‫ازتون ممنونیم که این مذاکره رو
‫ برامون سودمند کردید.

00:15:44.540 --> 00:15:48.220
‫همچنین این از طرف رهبرمون، کائده-ساماست.

00:15:48.530 --> 00:15:50.780
‫نامه‌ای به اعلی‌حضرت ریمورو.

00:15:54.980 --> 00:15:56.090
‫«درود،

00:15:56.090 --> 00:16:02.390
‫امیدوارم هوای خوب بهاری
‫ براتون سلامتی و رونق همراه داشته باشه.

00:16:02.700 --> 00:16:05.330
‫دیگه از مقدمه می‌گذرم.

00:16:05.330 --> 00:16:10.440
‫خوشحالم که می‌شنوم سالم و سلامت هستید.

00:16:12.830 --> 00:16:16.570
‫از اونجا که به بستر بیماری افتادم،
‫سعادت دیدار شما رو ندارم،

00:16:16.570 --> 00:16:18.720
‫از همین جهت دخترم رو به‌جام فرستادم.

00:16:18.720 --> 00:16:22.620
‫به‌نظر می‌رسه با سوءتفاهمی که داشته
‫ اوضاع رو پیچیده کرده،

00:16:22.620 --> 00:16:24.890
‫ولی درخواست دارم باهاش مثبت رفتار کنید.»

00:16:24.890 --> 00:16:27.070
‫وایسا، این نامه واقعاً برای منه؟

00:16:27.070 --> 00:16:28.870
‫مطمئناً نیست دیگه، نه؟!

00:16:29.100 --> 00:16:35.100
‫«و همینطور گفته کاری می‌کنه که
‫ چشم بنیمارو-دونو رو بگیره، تا اینطوری-»

00:16:35.100 --> 00:16:36.780
‫بیخیال ،مادر!

00:16:37.030 --> 00:16:39.140
‫می‌دونستم! دوتا نامه هست!

00:16:39.140 --> 00:16:42.270
‫واقعاً خیلی بی‌احتیاطی، مادر...

00:16:42.270 --> 00:16:47.370
‫آها، پس نامه‌ای که برای هاکورو داشت رو
‫ توی پاکت من گذاشته بود.

00:16:43.220 --> 00:16:44.130
‫بانوی من!

00:16:44.140 --> 00:16:46.360
‫طاقت بیارین! حالتون خوبه؟!

00:16:46.360 --> 00:16:48.250
‫بانوی من!

00:16:49.620 --> 00:16:51.340
‫واقعاً مثل خودشه.

00:16:52.780 --> 00:16:53.780
‫هاکورو!

00:16:54.580 --> 00:16:58.530
‫همین الان از پادشاهی فالموث برگشتم.

00:17:04.070 --> 00:17:06.290
‫که اینطور.

00:17:06.540 --> 00:17:09.940
‫«جدا از هرچیز، قدرتش محشره،

00:17:09.940 --> 00:17:12.050
‫ولی توی مهارت‌هاش همچنان کمبود داره.

00:17:12.050 --> 00:17:15.740
‫به‌عنوان ارشدم، و به‌عنوان پدرش،

00:17:15.740 --> 00:17:21.050
‫هاکورو، دانای شمشیر،
‫آموزش، راهنمایی و تمرینش بده.

00:17:21.790 --> 00:17:25.780
‫به شوهر عزیزم، از طرف کائده.» عجب...

00:17:26.570 --> 00:17:30.660
‫پس اون زن هنوز دوستم داره، اینطوریه؟

00:17:31.060 --> 00:17:34.050
‫و ازم می‌خواد دخترمو ببینم؟

00:17:35.260 --> 00:17:37.820
‫خوشحالم این‌همه زندگی کردم.

00:17:38.380 --> 00:17:42.410
‫تـ ـ تو... پدرمی؟

00:17:42.690 --> 00:17:44.060
‫درسته.

00:17:44.660 --> 00:17:48.330
‫من پدرتم، هاکورو.

00:17:51.580 --> 00:17:55.340
‫پـ ـ‌ پدر!

00:17:55.710 --> 00:17:59.500
‫مومیجی، تمریناتم نسبتاً سخته.

00:18:00.020 --> 00:18:00.950
‫چشم!

00:18:01.340 --> 00:18:04.390
‫ولی انتظار دارم بهشون غلبه کنی

00:18:04.390 --> 00:18:06.670
‫و قلب اربابمونو به‌دست بیاری.

00:18:06.670 --> 00:18:07.200
‫حتماً!

00:18:07.200 --> 00:18:08.850
‫چی؟!

00:18:09.100 --> 00:18:11.240
‫هی، هارکورو! یه‌لحظه وایسا!

00:18:11.240 --> 00:18:13.320
‫مقام خودمم اینجا باید درنظر بگیرم-

00:18:13.320 --> 00:18:14.470
‫چی شد؟

00:18:14.470 --> 00:18:17.460
‫شما دخترمو دوست ندارید، ارباب جوان؟

00:18:17.460 --> 00:18:19.610
‫منظورم این نیست!

00:18:19.610 --> 00:18:22.160
‫تو حتی نمی‌دونستی اون متولد شده!

00:18:22.160 --> 00:18:24.120
‫حالا چرا ادای باباها رو درمیاری؟!

00:18:24.120 --> 00:18:28.860
‫الان که دربارش می‌دونم، درموردش مسئولیت دارم.

00:18:28.860 --> 00:18:30.760
‫این قراره به کجا برسه؟

00:18:30.760 --> 00:18:32.710
‫خب، برای همینم...

00:18:33.540 --> 00:18:36.680
‫اونی-ساما، از آلبیس-ساما یه پیغام دارم.

00:18:36.680 --> 00:18:38.580
‫چـ ـ چیه؟

00:18:40.360 --> 00:18:44.040
‫«بنیمارو-ساما، تصمیمم رو گرفتم.

00:18:44.260 --> 00:18:48.440
‫قصد دارم میموجی-ساما رو کنار بزنم
‫و نقش همسر قانونی‌تونو بپذیرم.

00:18:48.680 --> 00:18:52.670
‫یا اینکه، در بدترین حالت،
‫می‌تونم همیشه به‌عنوان صیغه کنارتون باشم.

00:18:53.170 --> 00:18:56.220
‫قرار نیست تسلیم بشم، پس خودتونو آماده کنید.»

00:18:56.550 --> 00:18:58.660
‫بنیمارو، قرار که نیست طوریت شه؟

00:19:00.270 --> 00:19:02.330
‫مـ ـ مرده!

00:19:02.620 --> 00:19:06.320
‫کی فکر می‌کرد بنیمارو-دونو
‫ همچین نقطه‌ضعفی داشته باشه؟

00:19:06.500 --> 00:19:10.370
‫پسر، قطعاً باید سخت باشه که همه‌ی زنا عاشقت باشن.

00:19:10.370 --> 00:19:13.240
‫ریمورو-ساما، دارید جدی می‌گید؟

00:19:13.560 --> 00:19:15.580
‫فکر نمی‌کنم توی جایگاه گفتنش باشین.

00:19:15.580 --> 00:19:16.290
‫ها؟

00:19:18.690 --> 00:19:21.200
‫من فقط چشمم برای ریمورو-ساماست.

00:19:21.200 --> 00:19:23.330
‫هیچ علاقه‌ای به عشق‌وعاشقی ندارم.

00:19:23.330 --> 00:19:25.050
‫آه، کسی از تو نپرسید.

00:19:25.050 --> 00:19:28.150
‫دقیقاً، بنیمارو-دونو شخص محبوبی هستن.

00:19:28.640 --> 00:19:32.000
‫یکی از زیردست‌های خواهرم هم چشمش دنبالشون بود.

00:19:32.000 --> 00:19:36.560
‫ولی خیلی براش سخته از
‫مومیجی-دونو و آلبیس-دونو پیشی بگیره.

00:19:36.770 --> 00:19:38.010
‫منظورت توکاـه؟

00:19:38.260 --> 00:19:41.900
‫نه، فقط توکا نیست.
‫سالکا هم همینطوره.

00:19:42.110 --> 00:19:43.260
‫درست می‌گی!

00:19:43.260 --> 00:19:47.900
‫شنیدم به‌خاطر احترامی که به سوکا دارن بیخیالت شدن.

00:19:47.900 --> 00:19:49.470
‫مسخره نباش.

00:19:49.470 --> 00:19:51.260
‫نه، واقعیته!

00:19:51.260 --> 00:19:52.780
‫پس یه حارمه؟!

00:19:52.780 --> 00:19:53.170
‫دقیقاً.

00:19:53.910 --> 00:19:55.270
‫حالا که فکرشو می‌کنم...

00:19:55.980 --> 00:19:58.640
‫آلبیس-سان همون خواهر بزرگه‌ی خوشگل و مورداعتماده.

00:19:58.930 --> 00:20:02.270
‫مومیجی می‌شه خواهر کوچیکه آبزیرکاه ولی بانمکه.

00:20:02.650 --> 00:20:05.630
‫و تمام خانومای دیگه هم که دنبال بنیمارون...

00:20:05.850 --> 00:20:07.630
‫یعنی چی؟! حسودیم شد!

00:20:07.630 --> 00:20:10.790
‫حارم! واقعاً جای حسادت داره!

00:20:10.790 --> 00:20:12.620
‫همف. اونطوری هم نیست.

00:20:12.910 --> 00:20:15.190
‫شاید بهش نیاد،
‫ولی بنیمارو هنوز به بلوغ نرسیده.

00:20:15.190 --> 00:20:17.340
‫سروکله زدن با زنا توی حوزه تخصصش نیست.

00:20:17.340 --> 00:20:21.380
‫همیشه می‌خواد سرسخت‌ترین باشه،
‫ولی همیشه گیج می‌زنه.

00:20:21.380 --> 00:20:23.450
‫با اینکه بنیمارو-دونو چقدر مردونه رفتار می‌کنن،

00:20:23.450 --> 00:20:26.280
‫طبیعیه زن‌های شهر تحسینش کنن.

00:20:26.280 --> 00:20:28.530
‫هنوز خیلی چیزا می‌تونم ازشون یاد بگیرم.

00:20:28.530 --> 00:20:31.090
‫نه، نه، همینی که هستین خیلی خوبه!

00:20:31.090 --> 00:20:34.360
‫همونطور که قبلتر گفتم،
‫توکا و سایکا حتی بهم نگاه هم نمی‌کنن.

00:20:34.360 --> 00:20:37.420
‫پشت گابیرو-ساما خیلی قوی و مردونه به‌نظر میاد!

00:20:37.420 --> 00:20:39.880
‫همینطوره! از مردونه‌ترین مردهاست!

00:20:40.350 --> 00:20:42.780
‫همیشه پیرو شماییم، ژنرال!

00:20:42.780 --> 00:20:51.380
‫گابیرو! گابیرو! گاببرو!

00:20:45.210 --> 00:20:48.620
‫به دلایلی، تمام زیردست‌هایی که تحسینم می‌کنن، مرد هستن.

00:20:48.620 --> 00:20:51.540
‫صرفاً به این معنیه که نمی‌تونید
‫ با فرد جدیدی آشنا بشید.

00:20:51.540 --> 00:20:53.660
‫این حس رو می‌تونم درک کنم.

00:20:53.660 --> 00:20:54.660
‫ای وای، نه.

00:20:54.660 --> 00:20:58.460
‫جایی کار می‌کنم خانم دکترهای دورف هستن.

00:20:58.460 --> 00:21:00.400
‫پس دیگه نباید مشکلی داشته باشید.

00:21:00.400 --> 00:21:02.730
‫ اصلاً درمورد چی صحبت می‌کنن؟
‫اتفاقاً مشکلات خیلی زیادی دارم.

00:21:03.160 --> 00:21:04.620
‫ همیشه بهم می‌گن،

00:21:04.620 --> 00:21:08.060
‫ «من نمی‌تونم با یه مارمولک باشم!
‫صرفاً از نظر بدنی غیرممکنه!»

00:21:08.060 --> 00:21:09.540
‫که اینطور...

00:21:09.540 --> 00:21:11.740
‫مانع نژادی واقعاً مسئله بزرگیه...

00:21:11.740 --> 00:21:15.560
‫ و با این‌حال نانسو و هوکوسو

00:21:15.560 --> 00:21:19.910
‫همه‌ش برای شام یا قرار
‫ به جنگل دعوت‌شون می‌کنن!

00:21:19.910 --> 00:21:21.510
‫اصلاً تحملشو ندارم!

00:21:21.510 --> 00:21:23.590
‫مانع نژادی از بین رفته!

00:21:23.590 --> 00:21:26.010
‫نمی‌دونم چی می‌شه درموردش گفت...

00:21:26.010 --> 00:21:26.930
‫مزخرفه.

00:21:26.930 --> 00:21:29.250
‫ مسئله اینه که خودت قدم اول رو برنمی‌داری.

00:21:29.250 --> 00:21:30.720
‫سوئی-کون، خودشه!

00:21:30.720 --> 00:21:32.960
‫آره، سوئی-سان راست می‌گه!

00:21:33.140 --> 00:21:36.880
‫ درضمن، تحت تأثیر قرار دادن زن‌ها
‫از چیزی که فکر می‌کنی آسون‌تره.

00:21:36.880 --> 00:21:38.510
‫چی الان گفتی؟!

00:21:40.610 --> 00:21:42.660
‫مثل همون خانم شوالیه که این بار آخری دیدیم.

00:21:43.340 --> 00:21:44.900
‫چی، چی؟! این یعنی چی؟!

00:21:44.900 --> 00:21:46.520
‫این واقعاً آدمو کنجکاو می‌کنه!

00:21:46.520 --> 00:21:48.510
‫جزئیات!

00:21:48.510 --> 00:21:49.420
‫اهم!
‫آه...

00:21:50.650 --> 00:21:53.180
‫ریمورو-ساما، شوخی دیگه بسه.

00:21:53.180 --> 00:21:56.020
‫الان داریم درمورد برادرم حرف می‌زنیم.

00:21:56.020 --> 00:21:56.900
‫درسته...

00:21:57.460 --> 00:22:00.910
‫بنیمارو، درمورد این قضایا تو چی فکر می‌کنی؟

00:22:01.180 --> 00:22:02.820
‫خب... راستشو بخواید،

00:22:03.160 --> 00:22:05.710
‫حس میکنم خیلی زوده که
‫همچین تصميمی گرفته بشه،

00:22:05.710 --> 00:22:07.390
‫ولی اینو می‌تونم بگم:

00:22:07.930 --> 00:22:10.050
‫فقط یه‌دونه همسر نیاز دارم.

00:22:11.060 --> 00:22:13.380
‫پس گمونم حارم بی حارم.

00:22:13.700 --> 00:22:14.950
‫متوجه شدم!

00:22:14.950 --> 00:22:19.920
‫چالش آلبیس-سان رو قبول، و همسر شما می‌شم.

00:22:21.310 --> 00:22:22.180
‫شونا...

00:22:22.790 --> 00:22:25.270
‫ریمورو-ساما، باید چیکار کنم؟

00:22:25.270 --> 00:22:26.780
‫آخه، چرا که نه؟

00:22:26.780 --> 00:22:28.970
‫نمی‌تونم بذارم یه دوئل واقعی داشته باشن،

00:22:28.970 --> 00:22:32.450
‫ولی همینکه کاری کنن معشوقه‌شون
‫ به طرفشون نگاه کنه...

00:22:32.980 --> 00:22:36.210
‫متوجه شدم! پس انجام می‌شه!

00:22:36.580 --> 00:22:39.340
‫وایسا، چی؟ حس بدی بهش دارم...

00:22:42.850 --> 00:22:45.210
‫قرار نیست ببازم، پرنسس شونا.

00:22:45.210 --> 00:22:48.090
‫دقیقاً همینو می‌خوام، شیون.

00:22:48.740 --> 00:22:52.510
‫نمی‌دونم دقیق چه‌خبره،
‫ ولی فکر کنم بهتره... فرار کنم!

00:22:53.880 --> 00:22:56.340
‫در رابطه با کشور هیولاها در اون روز،

00:22:56.340 --> 00:22:58.870
‫رسم عجیبی پیدا شد تا در تلاش باشن

00:22:58.870 --> 00:23:01.170
‫کسی که دوستش دارن بهشون نگاه کنه.

00:23:01.170 --> 00:23:04.300
‫به‌نام «عشق و نبرد» شناخته شد.

00:23:06.300 --> 00:23:20.300
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:36.540 --> 00:24:38.970
‫دفعه بعد: «قهرمان برق‌آسا.»

00:24:37.200 --> 00:24:41.280
قهرمان
برق‌آسا