﻿WEBVTT

00:00:00.013 --> 00:00:03.046
،قبل از اينکه سکس باشه
<i>...قبل از اينکه شهر باشه</i>

00:00:03.048 --> 00:00:08.518
<i>،فقط من بودم...کري .کري
بردشاو ...همه‌چي با خواهرم</i>

00:00:08.520 --> 00:00:11.604
<i>.خيلي پيچيده پيش مي‌رفت</i>
!بهتره دليلِ کارات رو توضيح بدي

00:00:11.606 --> 00:00:13.690
اگه ندم چيکار مي‌کني مثلاً؟تو خونه حبسم ميکني؟
.تو که مامانم نيستي

00:00:13.692 --> 00:00:16.142
<i>روابطم با يه پسرِ که بهش علاقه
داشتم .پيچيده بود</i> .اين اتفاق نميفته

00:00:16.144 --> 00:00:17.810
منظورت چيه؟
.ما،تو و من،هيچ رابطه‌ايي بينمون اتفاق نميفته

00:00:17.812 --> 00:00:20.480
<i>...و همينطورم با دوستام</i> ...حالا
که تو ديگه دوس پسر نداري

00:00:20.482 --> 00:00:22.515
.مطمئن نيستم با هم بودنمون فکر خوبي هستش يا نه

00:00:22.517 --> 00:00:25.034
،هيچوقت رابطه‌ي ما فکر خوبي نبود
.واسه همينم بود که خوش ميگذشت

00:00:25.036 --> 00:00:31.691
!والت اينجا چيکار ميکني؟ <i>.امّا
بعضي چيزا هم داشتن بهتر ميشدن</i>

00:00:31.693 --> 00:00:33.192
.من جورج ـم
.منم دست و پا چلفتي هستم،شرمنده

00:00:33.194 --> 00:00:36.829
.به نظرم خودتو يه کم دست
کم گرفتي .ازت خوشم مياد،کري

00:00:36.831 --> 00:00:39.332
.من يه چيز واقعي ميخوام

00:00:39.923 --> 00:00:43.372
<c.colorc31e50> " خاطـــرات کـــري " </c>
<c.color16ac7d>« قسمت ششم از فصل اول »</c>

00:00:46.374 --> 00:00:48.975
<i>.تعطيلات مورد علاقه‌ي مادرم روز شکرگزاري بود</i>

00:00:48.977 --> 00:00:51.544
<i>،تمام هم و غمش اين بود که اين روز</i>
<i>.يه روز عالي باشه</i>

00:00:51.546 --> 00:00:53.045
<i>.به تک تک جزئيات توجه مي‌کرد</i>

00:00:53.069 --> 00:01:01.069
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:01.156 --> 00:01:02.989
<i>...و حالا تنها چيزي که من ميخواستم</i>

00:01:02.991 --> 00:01:05.775
<i>...سنت يه روز عالي داشتن رو،زنده نگه دارم</i>

00:01:05.777 --> 00:01:07.744
.با وجود اينکه مامانم ديگه زنده نبود

00:01:11.232 --> 00:01:13.900
<i>گمون کنم،بتونيد بگيد همه فکر و ذکرم</i>
<i>.شده بود همين مسأله</i>

00:01:17.272 --> 00:01:19.071
<i>...و وقتي که يه هدفي فکرمون رو مشغول کنه</i>

00:01:19.073 --> 00:01:21.257
<i>خيلي سخت ميشه روي يه مسأله ديگه</i>
<i>...تمرکز کرد</i>

00:01:22.910 --> 00:01:25.762
<i>...حتي اگه سر يه قرار خفن
،با دوس پسر جديد و خوش‌تيپِ</i>

00:01:25.764 --> 00:01:26.912
<i>.نيويورکي‌ت باشي</i>

00:01:29.217 --> 00:01:32.268
<i>.از خوش‌شانسي من،اين موضوع ناراحتش نمي‌کرد</i>

00:01:32.270 --> 00:01:33.686
بايد سس زغال لخته هم درست کنم؟

00:01:33.688 --> 00:01:37.390
نکنه اين از اون سُس‌ها باشه که همه تو دلشون ازش
متنفرن؟

00:01:37.392 --> 00:01:38.808
...من هيچي از زغال لخته سرم نميشه

00:01:38.810 --> 00:01:41.694
.اما اينو مي‌دونم که تو يه سرآشپز خيلي جيگر ميشي

00:01:41.696 --> 00:01:47.266
.ناجور دلم مي‌خواد تو رو با
پيش‌بند ببينم چي داشتم مي‌گفتم؟

00:01:47.268 --> 00:01:52.438
.سس زغال لخته صد در صد سالاد
ميوه‌ي آمبروسيايِ مامانمو .درست مي‌کنم

00:01:52.440 --> 00:01:57.794
!سالادِ آمبروسيا ديگه چه کوفتيِ؟
!هوا گرم ـه؟يا فقط من گرممه؟

00:01:57.796 --> 00:02:00.330
.شک نکن فقط خودت گرمته
.دمايِ هوا فقط 40 درجه‌ست

00:02:01.616 --> 00:02:02.832
...راستشو بخواي،من تا حالا با کسي دوس نبودم که

00:02:02.834 --> 00:02:04.116
...تو عمرش يه بار آشپزي کرده باشه

00:02:04.118 --> 00:02:06.085
چه برسه به اينکه بخواد يه وعده‌ي کامل غذاي
.شکرگزاري رو بپره

00:02:06.087 --> 00:02:09.088
.اين کارت...خيلي کانکتيکاتي ـه

00:02:09.090 --> 00:02:11.557
...خب،راستشو بخواي منم هيچوقت آشپزي نکردم

00:02:11.559 --> 00:02:13.309
.البته اگه آشپزي با ماکرويو رو حساب نکنيم

00:02:13.311 --> 00:02:16.012
مامان بزرگم قراره بيشتر کارايِ آشپزي
...رو انجام بده

00:02:16.014 --> 00:02:18.982
.من فقط کمکش مي‌کنم
.اوه،پس تو ميشي کمک سرآشپز

00:02:19.927 --> 00:02:25.148
.اسم مامان بزرگم هلن ـه .فرانسه‌ست
sous،سو" نه" .تو کمکش ميکني

00:02:25.150 --> 00:02:27.483
.دقيقاً
...مهمترين مسأله اينکه

00:02:27.485 --> 00:02:30.703
،ميخوام همه‌چي تا اونجا که امکانش هست
.شبيه زماني باشه که مامانم زنده بود

00:02:30.705 --> 00:02:33.272
.تعطيلات مورد علاقه‌ي خانواده‌ي من شکرگزاري ـه

00:02:33.274 --> 00:02:35.958
 تمام فاميلاي بابام ميان،همه‌ي دخترعمو ها و
.پسرعموهام ميان

00:02:35.960 --> 00:02:39.328
.انگار خيليا قراره بيان پس .من
اصلاً دخترعمو/پسرعمو اينا ندارم

00:02:39.330 --> 00:02:42.948
!!!واقعاً؟ ...هارلن تک فرزنده

00:02:42.950 --> 00:02:45.051
و تغذيه خواهرِ "کيک" هم اونقدري نيست
.که بتونه حامله بشه

00:02:46.287 --> 00:02:50.089
...کل خانواده‌ي من،تقريباً شامل
.مديريت رستوران "لُ سيرک" ميشه

00:02:50.091 --> 00:02:51.624
.عمو ژاک صداش ميکنم

00:02:54.462 --> 00:02:56.813
...خيلي خب ديگه

00:02:56.815 --> 00:02:59.482
وقتِ از سر گرفتن گردش رسمي همراه با جورج سيلور
.توي پارک مرکزي ـه

00:02:59.484 --> 00:03:02.301
مگه بازم هست؟ ...مطمئن نيستم
بتوني بري بالاي مجسمه‌ايي که

00:03:02.303 --> 00:03:05.438
...وقتي يازده سالت بود و براي اولين
بار مست کردي .روش جيش کردي

00:03:05.440 --> 00:03:08.140
اينو به شوخي گفتي،مگه نه؟
.شايد،شايدم شوخي نکرده باشم

00:03:08.142 --> 00:03:10.860
.مجبورم يه سري چيزام رو
برات رو نکنم ...صبر کن تا

00:03:10.862 --> 00:03:12.945
بوته‌ايي که براي اولين بار پشتش سيگار
.کشيدمو بهت نشون بدم

00:03:12.947 --> 00:03:14.813
...آه،مهدکودک

00:03:17.302 --> 00:03:23.339
----------- <i>...تو دبيرستان</i>

00:03:23.341 --> 00:03:26.709
<i>حتي يه تعطيلات خانوادگي ميتونه</i>
<i>.سوژه خوبي واسه غيبت کردن باشه</i>

00:03:26.711 --> 00:03:28.344
...کنجکاوم بدونم دانا،سباستين رو براي شکرگزاري

00:03:28.346 --> 00:03:29.629
.مياره به باشگاه تفريحي يا نه

00:03:29.631 --> 00:03:31.597
اگه بياره من مجبور ميشم اونا رو همش
.در حال ماچ و بوسه ببينم

00:03:31.599 --> 00:03:36.335
.اوووق! اشتهات رو کامل از دست ميدي
پس يعني رابطه‌شون اينقدر جدي شده؟

00:03:36.337 --> 00:03:38.170
.شنيدم اون تعطيلات رو با مامانش ميگذرونه

00:03:38.172 --> 00:03:39.438
تو اين خبراي دستِ اول رو از کجا گير مياري؟

00:03:39.440 --> 00:03:42.775
.سر کلاس شيمي خود سباستين گفت
اشکالي نداره باهاش حرف بزنم،مگه نه؟

00:03:42.777 --> 00:03:46.512
معلومه که مشکلي نيست،خيلي خوبه که
.با مامانش وقت ميگذرونه

00:03:47.948 --> 00:03:52.568
...چيه خب؟من براش خوشحالم
.هرچند که ديگه با هم نيستيم

00:03:52.570 --> 00:03:58.824
.شکرگزاري مبارک،بردشاو
.شکرگزاري تو هم مبارک،کيد

00:04:01.128 --> 00:04:04.196
.واااو،شماها خيلي تابلو دارين نگاه ميکنيدا

00:04:04.198 --> 00:04:07.300
تو يه دوس پسر جذاب،مايه‌دار،اهل منتهتن
،داري

00:04:07.302 --> 00:04:11.003
.سباستين هم بايد سرشو بخوره
...من اينجوري بيانش نمي‌کردم

00:04:11.005 --> 00:04:15.675
.امّا آره...گمون کنم حق با توئه
،من و دوس‌پسر جذابِ کانکتيکاتي ـم

00:04:15.677 --> 00:04:19.545
.قراره شام شکرگزاري رو با هم
باشيم ...اينقدر والت رو دوس دارم که

00:04:19.547 --> 00:04:21.046
حتي اهميتي نميدم به اينکه مهموني‌ش
.کسل کننده باشه

00:04:21.048 --> 00:04:23.549
...من که زودتر واسه اينکه بوقلمون گوشتش خشک ميشه

00:04:23.551 --> 00:04:26.018
.يا اينکه عمو باحالم کنت نمياد،معذرت‌خواهي کردم

00:04:26.020 --> 00:04:28.237
.امّا بوقلمون من حسابي خوشمزه ميشه

00:04:30.525 --> 00:04:33.492
،تو که جدي جدي قصد نداري آشپزي
کني شوخي کرده بودي ديگه،درسته؟

00:04:33.494 --> 00:04:35.077
،ببخشيدا
ولي آشپزي کردن من کجاش خنده‌داره؟

00:04:36.447 --> 00:04:37.830
...هيچوقت اينو بهت نگفتم،اما من هنوزم

00:04:37.832 --> 00:04:40.249
ياد اون ناچوزي که با ماکرويو وقتي کلاس هفتم بوديم
.برام درست کردي ميفتم،حالم بد ميشه

00:04:40.251 --> 00:04:43.586
.تو پنيرِ ولويتا رو سوزوندي ،واسه
اين بود که ولويتا آدمو گيج ميکنه

00:04:43.588 --> 00:04:45.288
!منظورم اينکه،اصلاً معلوم نيست پنيرِ  چيه؟

00:04:45.290 --> 00:04:48.841
...حرفم اينکه غذا پختن واسه
شکرگزاري ...خيلي سختتر از

00:04:48.843 --> 00:04:52.178
.غذا پختن با استفاده از يه
پنير پرورده‌ست .خودم ميدونم

00:04:52.180 --> 00:04:54.180
واسه همينم هست که ميخوام مامان بزرگم
.بيشتر کاراي آشپزي رو انجام بده

00:04:54.182 --> 00:04:58.801
،ميخوام همه‌چي عالي باشه ...اين
اولين تعطيلات خانوادگي از زمانيکه

00:04:58.803 --> 00:05:02.722
.خودتون ميدونيد ديگه <i>.وقتي حق با
دوستام بود،نمي‌تونستم سرزنششون کنم</i>

00:05:02.724 --> 00:05:06.192
<i>،انجام کارايِ مربوط به شکرگزاري</i>
<i>.بار مسئوليت سنگيني داشت</i>

00:05:06.194 --> 00:05:13.599
<i>.به معني واقعي کلمه</i> .بيا اينجا
.گرفتمشون .فروشگاه خيلي شلوغ بود

00:05:13.601 --> 00:05:17.286
...دو تا زنو ديدم که داشتن همديگرو
سر آخرين بسته‌ي چاشني .ميزدن

00:05:17.288 --> 00:05:19.205
.خدا رو شکر،سرعتِ من بالاست

00:05:19.207 --> 00:05:21.290
کاسه شيشه‌ايي رو واسه سالاد آمبروسيا
پيدا کردي؟

00:05:21.292 --> 00:05:24.410
.متأسفانه...چند تا خبر بد دارم

00:05:24.412 --> 00:05:26.295
نتونستي پيداش کني؟
.هميشه تو اون ظرفِ سالاد ميخورديم

00:05:26.297 --> 00:05:29.782
.نه،در مورد کاسه نيست
،طوفان شديدي تو فلوريدا اومده

00:05:29.784 --> 00:05:34.203
،واسه همينم کل پروازها کنسل شدن
.پدر و مادر بزرگت نميتونن بيان اينجا

00:05:34.205 --> 00:05:38.123
.اوه،نه- .بعله- .ديگه خبري از
پدر،مادربزرگ نيست .شکرگزاري منتقي شد

00:05:38.125 --> 00:05:41.894
.دوريت،مهموني کنسل نشده
...کاري نيست که ما معمولاً انجام ميديم

00:05:41.896 --> 00:05:47.266
.امّا يه فکر عالي به ذهنم رسيد ...هارلن
و جورج رو دعوت کردم بيان اينجا

00:05:47.268 --> 00:05:48.567
...و به نظرم رسيد ما ميتونيم-
.اوه،نه-

00:05:48.569 --> 00:05:51.136
.نه،نه،نه،نه،نه
.باورم نميشه همچين اتفاقي داره ميفته

00:05:51.138 --> 00:05:54.106
،جون من نگو،به اين زودي بهم
زدين !من از کجا بايد خبردار ميشدم؟

00:05:54.108 --> 00:05:56.809
،بابا،ما تازه شروع کرديم به قرار گذاشتن
...علاوه بر اين جورج اهل شهر ـه

00:05:56.811 --> 00:05:59.578
هنوز آمادگي ندارم که روي شهرستاني کري
.رو ببينه

00:05:59.580 --> 00:06:01.681
...احتمالاً جورج بوقلمون هم نخوره

00:06:01.683 --> 00:06:03.916
.يه کوفتي مثه جگر چرب يا همچين چيزي بخوره

00:06:03.918 --> 00:06:07.036
.اردک بزرگ- !تو از کجا اينو بلدي؟-
لازم نيست نگران اين چيزا باشيم،خب؟

00:06:07.038 --> 00:06:08.988
.به اين نتيجه رسيدم غذا از بيرون سفارش بديم

00:06:08.990 --> 00:06:10.289
،چرا از بيرون غذا سفارش بديم

00:06:10.291 --> 00:06:12.408
وقتي من خودمو کشتم تا از فروشگاه خريد کنم؟

00:06:12.410 --> 00:06:18.264
.چون مامان‌بزرگ اينجا نيست که
آشپزي کنه <i>.من ميتونم آشپزي کنم</i> چيه؟

00:06:18.266 --> 00:06:22.167
،از تمام دستور پخت‌هاي مامان
پيروي ميکنم .جزئيات رو کامل بيان کرده

00:06:22.169 --> 00:06:24.020
،عزيزم،مجبور نيستي همچين کاري براي ما بکني

00:06:24.022 --> 00:06:26.389
 زحمت زيادي بايد بکشي،کسي همچين
.انتظاري ازت نداره

00:06:26.391 --> 00:06:29.341
فکر ميکني من از پس همچين کاري برنميام؟
.امّا برميام،باور کن

00:06:29.343 --> 00:06:32.010
...وقتي دور ميز نشستيم و مجبور
نيستيم ...مرغ کونگ پائو بسته‌ايي بخوريم

00:06:32.012 --> 00:06:38.517
.ازم تشکر ميکني بيخيال ديگه بابا،از
رو دستور پخت مامان ...درست ميکنم

00:06:38.519 --> 00:06:40.820
.اون بوقلمون‌هاي خوشمزه‌ايي درست ميکرد

00:06:40.822 --> 00:06:45.074
.تنها بوقلموني که تو کل تاريخ
بوقلمونا خشک نميشد .تو توهم زدي

00:06:45.076 --> 00:06:46.659
!چرا نظر منو نميپرسيد؟

00:06:46.661 --> 00:06:50.463
،دوس ندارم دستپخت کري رو بخورم
.هنوز کلي آرزو دارم .خفه شو،دوريت

00:06:50.465 --> 00:06:53.466
الآنم کلي کار دارم،بايد کلي چيز خورد کنمو
...يه ظرف سالاد پيدا کنم

00:06:53.468 --> 00:06:58.220
.پس جفتتون بزنيد به چاک .بزنيد
به چاک ...با مامانت مو نميزني

00:06:58.222 --> 00:07:00.890
...امّا اگه کمک لازم داشتي
!خودم از پسش برميام

00:07:06.680 --> 00:07:11.067
<i>...هدف من اين بود که</i> ،شکرگزاري
رو به روش مامانم برگزار کنم

00:07:11.069 --> 00:07:14.854
<i>.که يعني سالاد آمبروسا رو درست کنم</i>

00:07:18.375 --> 00:07:23.362
<i>...وقتي مصمم هستي که به يه هدف
برسي .موانع باعث ترسيدنت نميشن</i>

00:07:25.884 --> 00:07:27.667
<i>...حتي تصور اينکه دوس پسر جديد و باحال‌ت</i>

00:07:27.669 --> 00:07:32.005
<i>،کلکسيون "هلو کيتي"رو از نزديک ميبينه</i>
<i>.باعث نميشه بترسي</i>

00:07:32.007 --> 00:07:40.546
<i>...با اين حال منظورم اين نيست
که .هرچي که بتونم رو قايم نميکنم</i>

00:07:40.548 --> 00:07:43.182
<i>.اما نمي‌تونستم هر چيز خجالت
آوري رو قايم کنم</i> چيکار داري ميکني؟

00:07:43.184 --> 00:07:46.052
<i>.دوريت تو کشوها جا نميشه</i>
!خودت چي فکر ميکني؟

00:07:46.054 --> 00:07:47.103
،دارم تميزکاري ميکنم
...مهمون داريما

00:07:47.105 --> 00:07:48.220
...که شامل پسري که خيلي ازش خوشم مياد هم ميشه

00:07:48.222 --> 00:07:51.390
.و دوس دارم فکر کنه من
خيلي باحالم .موفق باشي هلو کيتي

00:07:51.392 --> 00:07:55.061
واقعاً ميخواي اين لباسو بپوشي؟
.شبيه اين خونه به دوش‌ها شدي

00:07:55.063 --> 00:07:58.097
!خونه به دوش؟!آخه کي ديگه ميگه خونه به دوش؟

00:07:58.099 --> 00:08:00.066
،اينقد مثه اين آدم بزرگا رفتار نکن
.اينکارت خيلي رو اعصابه

00:08:00.068 --> 00:08:01.567
!نخير ميدوني چه رو اعصابي؟
...اينکه هيچ تمايلي نداري

00:08:01.569 --> 00:08:03.202
.امروز رو براي هممون يه روز خاطره‌انگيز کني

00:08:03.204 --> 00:08:05.505
.تو هم رو اعصابي هم خيلي اوسکلي
.خدافظ

00:08:05.507 --> 00:08:08.041
.حداقل اتاقت رو تميز کن-
.عمراً،همچين کاري بکنم-

00:08:08.043 --> 00:08:10.409
.اينجوري فقط خودتو آزار ميدي-
.هيچم اينطور نيست-

00:08:10.411 --> 00:08:13.096
.اوه!خدايا! من وقت واسه اينکارا
ندارم .بايد بوقلمون رو بزارم تو فر

00:08:13.098 --> 00:08:18.051
فقط خواهشاً جلوي مهمونامون مثه
خل و چلا .رفتار نکن <i>...اونجا بود</i>

00:08:18.053 --> 00:08:20.419
<i> شان کسيدي،شاهزاده‌ي روياهاي من</i>
<i>...تو زمان نوجونيم</i>

00:08:20.421 --> 00:08:26.258
<i>...امّا امکان نداشت ...اجازه بدم
اون با .دوس پسر واقعيم رو به رو بشه</i>

00:08:29.429 --> 00:08:33.149
<i>وقتيکه نگران بودم دوريت تا شخصيت واقعي خودشو</i>
<i>...نشون نده</i>

00:08:33.151 --> 00:08:38.071
<i>...مگي تلاش ميکرد تا چهره‌ي واقعي
خودش رو .به خاطرِ والت قايم کنه</i>

00:08:39.239 --> 00:08:41.607
داري ميري کليسا؟ تو اينجا چيکار ميکني؟

00:08:41.609 --> 00:08:43.109
...بابات چندتا از بچه‌هاي پليس رو دعوت کرده

00:08:43.111 --> 00:08:46.278
.تا مشروب بخوريمو بازي رو
تماشا کنيم ...نميتونستم دعوت رئيس

00:08:46.280 --> 00:08:51.250
.يا فرصت ديدن تو رو،رد کنم .حتي
اگه مثه نانسي ريگان لباس بپوشي

00:08:51.252 --> 00:08:54.971
،نه که به تو ربطي داشته باشي
...اما دارم ميرم خونه‌ي دوس پسرم

00:08:54.973 --> 00:08:56.873
.جايي که براي مهموني شام لباس رسمي مي‌پوشن

00:08:56.875 --> 00:09:00.893
.من...نمي‌دونستم شماها با هم
آشتي کردين .حالا که فهميدي

00:09:00.895 --> 00:09:03.396
...انوقت مامانت مشکلي نداره که
شکرگزاري رو پيش خانواده‌ت نيستي؟

00:09:03.398 --> 00:09:06.465
،از نظر مامانم خيلي هم خوبه نيستم
.اين نشون ميده که رابطه‌ي ما خيلي جديه

00:09:06.467 --> 00:09:08.801
.الآنم اگه منو ببخشي بايد برم

00:09:16.944 --> 00:09:19.829
.خب شروع ميکنيم،من از پس اينکار
برميام .همين الآنشم از برنامه‌هات عقبي

00:09:19.831 --> 00:09:21.313
،نبايد يه ساعت وقت رو سر تميزکاري واسه خاطرِ

00:09:21.315 --> 00:09:25.651
.دوس پسر گراميت تلف ميکردي .دهنت
رو ببند،دوريت.ساعت 10:58 دقيقه‌ست

00:09:25.653 --> 00:09:27.036
...که نشون ميده دو دقيقه هم از برنامه‌هام

00:09:27.038 --> 00:09:32.709
.براي يه مراسم شکرگزاري
بي‌نظير جلوترم !وايسا

00:09:32.711 --> 00:09:36.129
.نمي‌تونم دستور پخت رو
بخونم .احتمالاً لکه‌ي روغن ـه

00:09:36.131 --> 00:09:37.680
.انگاري نمي‌تونيم بوقلمون بخوريم

00:09:41.668 --> 00:09:43.836
...بذار ببينم،کلوچه‌هاي کريسمسي

00:09:43.838 --> 00:09:45.088
"از فاندو درست کردن لذت ببريد"
(يه جور خوراک سوئيسي)

00:09:45.090 --> 00:09:50.143
"پخت سريع کيک و نان" کتاب آشپزي‌هاي
معمولي کجان؟ من از کجا بدونم؟

00:09:50.145 --> 00:09:52.028
.پس با اين حساب هيچ دستور پختي ندارم

00:09:52.030 --> 00:09:54.513
،تو که هميشه تو آشپزخونه آويزونِ مامان بودي

00:09:54.515 --> 00:09:55.848
.وقتي منو بابا داشتيم فوتبال ميديديم

00:09:55.850 --> 00:09:58.618
،امکانش هست يادت مونده باشه چطوري
!ميدوني که،بوقلمون رو درست کرد؟

00:09:58.620 --> 00:10:02.288
.نوچ،شرمنده !!!حالا چيکار کنم؟

00:10:02.290 --> 00:10:05.150
.قبول کن ديگه کل اين کارات بيشتر شبيه جک بود

00:10:12.204 --> 00:10:14.587
.خيلي خوشحالم اينجايي

00:10:14.589 --> 00:10:17.340
،شکرگزاري بي‌نظيري که ميخواستم برگزار کنم
.تبديل شد به جهنم

00:10:17.342 --> 00:10:20.326
اينکه ميخواستم واسه جورج اسرارآميز باشمو
.فراموش کن

00:10:20.328 --> 00:10:24.347
...ديگه ميخواستم از بابام بخوام .تا
چيپس و خوراک مخصوصش رو درست کنه

00:10:24.349 --> 00:10:27.801
...خوشبختانه ما تونستيم .زود
تو باشگاه تفريحي جا بگيريم

00:10:27.803 --> 00:10:29.936
.از اين لحظه به بعد کلاً در خدمتتم

00:10:29.938 --> 00:10:33.389
دانا هم اونجا بود،اگه مجبور بشم يه بار ديگه اون
:صداي عشوه‌ايي‌ش که ميگه

00:10:33.391 --> 00:10:36.276
"دوس پسرم،سباستين"
...يه بار ديگه بشنوم

00:10:36.278 --> 00:10:37.944
!سباستين توي باشگاه تفريحي بود؟

00:10:37.946 --> 00:10:40.730
نه،امّا اين باعث نميشد دانا مدام
.در موردش حرف نزنه

00:10:40.732 --> 00:10:46.186
خب...تا الآن چيکارا
کردي؟ .يخ بوقلمون آب شده

00:10:46.188 --> 00:10:50.490
خوبه،ديگه چيکار کردي؟- .به تو
زنگ زدم- .پس بيا بريم سراغ کارمون

00:10:50.492 --> 00:10:54.377
!اوه،نه!رسيدن .من در رو
باز ميکنم- پيش‌بند ببندم يا نه؟-

00:10:54.379 --> 00:10:56.129
شبيه اين زن خونه‌دار شهرستانيا که نميشم؟

00:10:56.131 --> 00:11:00.032
،جورج فقط کري تو منهتن رو ديده
.نميخوام کري کانکتيکاتي فراريش بده

00:11:00.034 --> 00:11:02.585
.اون خودش ميدونه تو اهل
حومه‌ي شهري !مشکلت چيه ديگه؟

00:11:02.587 --> 00:11:06.589
.ماوس ما در اين مورد حرف زديم
.خيلي زوده که اون چهره‌ي واقعي منو ببينه

00:11:06.591 --> 00:11:10.226
...يه سري آلبوم عکس تو خونه هست
که .توشون من روسري سرمه !روسري

00:11:10.228 --> 00:11:14.397
.باشه بابا،فهميدم ،تو شبيه
خودت به نظر مياي،کري

00:11:14.399 --> 00:11:17.383
.نه شبيه يه زن خونه‌دار يا چيز
ديگه‌ايي .دليلي براي نگراني وجود نداره

00:11:17.385 --> 00:11:22.989
.مرسي <i>...غذا درست
کردن بايد به تأخير ميفتاد</i>

00:11:22.991 --> 00:11:25.391
<i>"مرحله‌ي دوم از "يه مراسم فوق‌العاده شکرگزاري</i>

00:11:25.393 --> 00:11:28.244
<i>.شروع شده بود...تحت تأثير قرار دادن جورج</i>

00:11:28.246 --> 00:11:31.247
.خوشحالم دوباره ميبينمت .بياين
تو،من صداش ميکنم کت‌هاتون،رفقا؟

00:11:31.249 --> 00:11:34.617
.ميدونم کري منتظرتونه .به
خونه‌ي ما خوش اومدين،جناب سيلور

00:11:34.619 --> 00:11:37.370
.اوه،هارلين صدام کن
.جورج هم هارلين صدام ميکنه

00:11:37.372 --> 00:11:44.377
.هارلين- .آقاي هارلين صداش کن-
.باشه .شکرگزاري مبارک باشه،جورج

00:11:52.219 --> 00:11:56.255
.يه بطري عالي اسکاچ براي يه روز
فوق العاده .مشتاقانه منتظرم تا بخورمش

00:11:56.257 --> 00:12:02.178
<i>درست همون زمانيکه به نظر ميومد
...همه‌چي تحت کنترل ـه .اون اونجا بود</i>

00:12:07.067 --> 00:12:10.904
،بابا،جورج،هارلين...جناب سيلور
چرا شما تشريف نميبريد اتاق پذيرايي؟

00:12:10.906 --> 00:12:15.107
،روي ميز عسلي ...هويج
خورد شده هست و فکر ميکنم

00:12:15.109 --> 00:12:16.442
"بازي تيم‌هاي "کابوي" و "پاترويت
.کم کم ديگه شروع بشه

00:12:16.444 --> 00:12:19.045
.از نظر من که فکر خوبيه تو
آشپزخونه کمک لازم نداري؟

00:12:19.047 --> 00:12:22.448
نه،نه،شما بريد نميخواين که شروع فوتبالو
.از دست بدين

00:12:25.413 --> 00:12:30.534
.من ترجيح ميدم پيش تو باشم
...خب در اين صورت،نظرت چيه که

00:12:30.536 --> 00:12:35.789
بريم طبقه‌ي بالا رو نشونت
بدم؟ .خوشم اومد .برو

00:12:35.791 --> 00:12:37.340
<i> توني دورست ميتونه توپ رو</i>
<i>در حال دفاع حفظ کنه؟</i>

00:12:37.342 --> 00:12:39.593
و کدوم يکي از بازيکناي خط حمله روز بهتري رو
خواهند داشت؟

00:12:39.595 --> 00:12:43.013
!تلاش خوبي بود .نميدونم
در مورد چي حرف ميزني

00:12:45.133 --> 00:12:50.520
<i>...براي شروع بازي برميگرديم،پس
منتظر باشيد که</i> ...ببخشيدا،اگه يکي شبيه

00:12:50.522 --> 00:12:52.105
.آرنولد شوارزن
.حالا اسمش هر چي که هست

00:12:52.107 --> 00:12:55.225
بياد جلو در خونتون و ازت بپرسه
که ،تو سارا کانر هستي ."تو ميگي "نه

00:12:55.227 --> 00:12:59.446
،ميگي من جين اسميت هم هستم
...تو هم گورتو .از اينجا گم کن

00:12:59.448 --> 00:13:03.233
.به جز اين قسمتش،فيلم نسبتاً خوبي بود

00:13:03.235 --> 00:13:05.485
.مگي،تو خوب بلدي چطور از کلمه‌ها استفاده کني

00:13:05.487 --> 00:13:09.239
.من ديگه هيچوقت نميرم سينما
.فيلماشون يکي از يکي وحشتناک تره

00:13:09.241 --> 00:13:11.274
.بابت اينکه نذاشتي از کسل شدن بميرم،ممنون

00:13:11.276 --> 00:13:12.942
.يکي طلبت-
.آره،واقعاً بهم بدهکار شدي-

00:13:12.944 --> 00:13:16.913
...والتر،تونستي خودتو به بازي دارتموث/پرينستون

00:13:16.915 --> 00:13:19.966
که آخر هفته‌ي پيش بود،برسوني؟-
!نه،نرسيدم بهش قربان،لعنتي-

00:13:19.968 --> 00:13:21.251
،خب،لازم نيست خودتو ناراحت کني
...وقتي بري دارتموث

00:13:21.253 --> 00:13:22.719
.فرصت زيادي داري که بري بازي‌ها رو ببيني

00:13:22.721 --> 00:13:25.639
.با بيشتر دوستاي صميميم اونجا آشنا شدم

00:13:25.641 --> 00:13:28.475
تا حالا برات تعريف کرد که چطوري منو دوستام از
...انجمن برادري

00:13:28.477 --> 00:13:31.011
يه شب رو توي يه انباري واسه شراب انداختن
گذرونديم؟

00:13:31.013 --> 00:13:33.179
.بله،هزار بار تعريف کرديد

00:13:33.181 --> 00:13:34.814
.با اين حال هر بار که ميشنوم،به نظرم خنده دار مياد

00:13:34.816 --> 00:13:37.851
راستش،واسه اينکه تو هم همچين چيزي رو
...تجربه کني

00:13:37.853 --> 00:13:44.441
.والتر،دارم لحظه شماري ميکنم
.منم همينطور،پدر تو چطور،مگي؟

00:13:44.443 --> 00:13:48.361
تصميم گرفتي براي کالج کجا بري؟
کالج؟ .اوه،نه،من تازه سالِ سومم

00:13:48.363 --> 00:13:54.034
.تا سال ديگه لازم نيست
نگرانِ اين موضوع باشم ...اوه

00:13:54.036 --> 00:13:58.838
...به احتمالِ زياد دنبال مدرسه‌‌ايي
ميگردم .که خيلي از والت دور نباشه

00:13:58.840 --> 00:14:01.625
راستشو بخواين،ما هنوز در مورد اين موضوع
.صحبت نکرديم

00:14:01.627 --> 00:14:04.327
درسته،منظورم اينکه،کي ميدونه در
.آينده چي پيش مياد !کو تا آينده حالا

00:14:04.329 --> 00:14:07.264
،دقيقاً و شما جوونتر از اين هستيد که

00:14:07.266 --> 00:14:12.352
.بخواين از اينجور برنامه‌ها
بريزيد تا کالج دنبالش برم؟

00:14:12.354 --> 00:14:15.772
!شوخي کردم،مگه الآن سال 1950 ئه

00:14:19.895 --> 00:14:21.861
.من که نفهميدم چي شد

00:14:25.483 --> 00:14:28.618
<i>.مگي،اونجا شديداً احساس غريبگي ميکرد</i>

00:14:31.856 --> 00:14:34.524
.خب اينم از اتاق خواب من

00:14:34.526 --> 00:14:37.744
<i>.امّا جورج حسابي تو خونه‌ي من احساس راحتي ميکرد</i>

00:14:44.635 --> 00:14:47.837
،از موقعي که تو رو با اين پيش‌بند ديدم
.منتظر بودم ببوسمت

00:14:53.061 --> 00:15:00.650
کري؟ .سرم شلوغه ،ماوس تو
آشپزخونه کارت داره !ميگه کارش فوري ـه

00:15:00.652 --> 00:15:05.054
.بيچاره ماوس .حتماً خيلي گيج
شده .احتمالاً بهتره برم ببينم قضيه چيه

00:15:05.056 --> 00:15:07.857
...اشکالي نداره،شايد بعداً
بتوني زيرزمين رو .نشونم بدي...

00:15:07.859 --> 00:15:10.893
.اون پايين خيلي کثيف و تاريکه

00:15:13.998 --> 00:15:16.866
.ماوس حسابي ترسيده بود .امّا
نگران نباش،من حواسم به جورج هست

00:15:16.868 --> 00:15:22.172
.بيا من ميبرمت اتاق پذيرايي
<i>...به نظرم هيچي بدتر از اين نبود که</i>

00:15:22.174 --> 00:15:26.843
<i>.جورج رو با دوريت تنها
بزارم .امّا اشتباه ميکردم</i>

00:15:26.845 --> 00:15:28.712
.فقط چشاتو ببند و انجامش بده

00:15:28.714 --> 00:15:30.880
خودت انجامش بده،اين تويي که دلت ميخواد
.جراح بشي

00:15:30.882 --> 00:15:33.350
!جراح بشم که روي آدما جراحي کنم نه بوقلمون

00:15:33.352 --> 00:15:35.852
الآن بهتره عجله کني و گرنه اين بوقلمون
.تا نصفه شبم آماده نميشه

00:15:35.854 --> 00:15:37.554
،مطمئن هستم که تصورت از

00:15:37.556 --> 00:15:39.139
مراسم "شکرگزاري بي نظير" اين نبوده
.که غذا اون موقع آماده شه

00:15:39.141 --> 00:15:44.110
.يه چيزي تو مايه هاي 5:30 مد نظرمه
.خب،پس خودت ميدوني بايد چيکار کني

00:15:53.454 --> 00:15:56.939
.عب نداره،نصفه شب غذا ميخوريم
...به علاوه جورج اهلِ منهتن ـه

00:15:56.941 --> 00:16:00.160
.به احتمال زياد هميشه همون موقع
غذا ميخوره .کري،انجامش بده،بدو

00:16:00.162 --> 00:16:03.631
.زود باش،انجامش بده،شروع کن

00:16:05.884 --> 00:16:07.217
اون چيه ديگه؟

00:16:07.241 --> 00:16:14.241
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:16:15.093 --> 00:16:18.178
.باشه،عالي شد،اووق
.پس اينکار انجام شد

00:16:18.180 --> 00:16:23.349
.الآن بايد برم يه سر به جورج
و دوريت بزنم !کري؟ !هان؟

00:16:23.351 --> 00:16:25.902
.براي آبگوشت به اون دل و جيگر مرغ نياز داريم

00:16:25.904 --> 00:16:31.641
!يه بازيکن آزاد تو وسط
زمين داره !اوه،يالّا !توپو بگيرش

00:16:31.643 --> 00:16:35.662
!خيلي حال به هم زني !لاندري،دمت گرم

00:16:35.664 --> 00:16:38.698
منتظر بوقلموني هستي که خواهرت ميخواد بپزه؟

00:16:38.700 --> 00:16:44.003
.اوه،آره.امّا من معده قوي
دارم !تو هم معده قوي داري؟

00:16:44.005 --> 00:16:47.990
.اوه،فهميدم مدل تو چطوريه
.من مدل خاصي ندارم

00:16:47.992 --> 00:16:51.294
اصلاً ايني که ميگي چي هست؟ .بذار حدس بزنم

00:16:51.296 --> 00:16:54.214
.تو يه ماهي داري اسمش موريسي
ـه ،از سر تا پايين مشکي مي‌پوشي

00:16:54.216 --> 00:16:55.432
.چون فکر ميکني اينطوري از بقيه متفاوت ميشي

00:16:55.434 --> 00:16:57.767
با وجود اينکه همه‌ي دوستات همين تيپي
.لباس مي‌پوشن

00:16:57.769 --> 00:17:02.689
.موريسي يه همستر ـه پس
منظورت اينکه من يه جور تقليد کارم؟

00:17:02.691 --> 00:17:04.607
نه،فقط داري يه مرحله‌ي خاص از زندگيتو
.پشت سر ميذاري

00:17:04.609 --> 00:17:06.476
.مطمئنم روانشناسم يه اسم تخصصي براش بلده

00:17:06.478 --> 00:17:09.813
!تو روانشناس داري؟!خوش به حالت
.منم ميخوام

00:17:09.815 --> 00:17:13.399
.وقتي هفت سالم شد بهم کادوي
تولد دادنش .يه گاز بگير تمام عيار بودم

00:17:13.401 --> 00:17:16.352
.تا موقعي که 8 سالم شد،همه رو گاز ميگرفتم-
.خيلي باحاله-

00:17:16.354 --> 00:17:22.208
!برو،برو،برو !برو،برو،برو !بي
خيال پنير ميخوري؟- .اوه،حتماً-

00:17:22.210 --> 00:17:24.244
هي،دوريت ميخواي بياي تو آشپزخونه پيش ما؟

00:17:24.246 --> 00:17:26.830
 يادمه وقتي مامان تو آشپزخونه بود
.هميشه ميرفتي پيشش

00:17:26.832 --> 00:17:30.316
.بيا ديگه،خوش ميگذره .فکر
نکنم خوش بگذره- !دوريت-

00:17:30.318 --> 00:17:36.172
.تازه‌شم،من و جرج داريم حرف مي‌زنيم
<i>.حالا اون ميتونه با سرعت برق بدوئه</i>

00:17:36.174 --> 00:17:40.560
هي،جورج،ميشه يه لحظه
باهات حرف بزنم؟ .البته

00:17:40.562 --> 00:17:43.847
...اوه،خد - !اون،اون
کوره- !صد در صد!شک نکن

00:17:43.849 --> 00:17:46.649
.شرمنده مجبوري پيش خواهرم
بموني خيلي داره اذيتت ميکنه،نه؟

00:17:46.651 --> 00:17:50.153
.نه،اصلاً .راستش دختر باحالي
ـه .لازم نيست اينقدر مؤدب باشي

00:17:50.155 --> 00:17:51.871
.نه جدي ميگم،واقعاً داره بهمون خوش ميگذره

00:17:51.873 --> 00:17:54.908
!اوه،خدايا
.منظورم اينکه،اوه،چه خوب

00:17:56.561 --> 00:18:04.066
!کري،توي آشپزخونه لازمت
دارم،همين الآن !جدي جدي لازمت دارم

00:18:04.068 --> 00:18:07.086
.به نظرم بهتره بري پيش
دوستت .خيلي آشفته به نظر مياد

00:18:08.255 --> 00:18:10.907
.گمون کنم بهتره برم <i>،نمي‌تونستم
اجازه بدم دوس پسرم حواسمو</i>

00:18:10.909 --> 00:18:13.092
<i>از پختن يه غذاي عالي براي يه شکرگزاري فوق‌العاده</i>
<i>.پرت کنه</i>

00:18:13.094 --> 00:18:18.548
.برو ديگه،مشکلي واسه من پيش
نمياد .باشه <i>!توپو بکار جلو در دروازه</i>

00:18:18.550 --> 00:18:23.970
!ايول !همينه .بهتره کار
مهمي باهام داشته باشي

00:18:23.972 --> 00:18:25.755
.وضعيت وخيمي اينجا داريم

00:18:25.757 --> 00:18:31.444
دوريت داره شکنجه‌ش ميده؟- ...نه،از
اينم بدتره- .داره باهاش دوست ميشه

00:18:31.446 --> 00:18:32.729
اين بده؟!چرا اونوقت؟

00:18:32.731 --> 00:18:34.697
طرفمون دوريتِ.باهاش خوب رفتار ميکنه
,تا کامل گولش بزنه

00:18:34.699 --> 00:18:37.567
.بعدش يه چيز وحشتناک در موردِ من
بهش ميگه .مثه داستان سرزمين عجايب

00:18:37.569 --> 00:18:38.868
!همون داستان جيش کردن تو شلوارت؟

00:18:38.870 --> 00:18:40.937
،از اسمي که براش گذاشتي خوشم نيومد
.امّا آره همون داستان

00:18:40.939 --> 00:18:43.773
.فعلاً که مشکل مهمتري داريم
...مشکلي از اين مهمتر که جورج بفهمه

00:18:43.775 --> 00:18:46.910
من رو پاهاي چيپ و ديل جيش
کردم؟ .آره،خيلي مشکل بزرگي داريم

00:18:46.912 --> 00:18:50.380
!اين بوقلمونو نگاه کن
.خيلي گنده‌ست

00:18:50.382 --> 00:18:52.131
!اينقد گنده‌ست که در فر بسته نميشه

00:18:52.133 --> 00:18:55.284
!چي فک کردي همچين بوقلمون گنده‌ايي
خريدي؟ .نميدونستم سايزاي مختلف دارن

00:18:55.286 --> 00:18:59.339
.گمون ميکردم تک سايزن خب دما
توش زياد نميشه چون درش .نيم بازه

00:18:59.341 --> 00:19:06.690
.با اين دما،بوقلمون تا کريسمس هم
درست نميشه !ايول حالا چيکار کنيم؟

00:19:16.869 --> 00:19:19.820
.بيا،ميذاريم بپزه
.اينجوري بوقلمون با سرعت دوبرابر ميپزه

00:19:19.822 --> 00:19:23.040
...و ما هم طبق برنامه .ساعت
5:30 نهايت 6 ميخوريمش

00:19:23.042 --> 00:19:28.028
.انگاري روشت جواب داد .عالي
شد،مشکل حل شد !اينقد تند نرو

00:19:28.030 --> 00:19:29.913
...آبگوشت و سيب‌زميني شيرين چي ميشن

00:19:29.915 --> 00:19:32.633
و 12 تا کار ديگه که هنوز
موندن تا انجامشون بديم؟ .درسته

00:19:32.635 --> 00:19:39.056
.حق با توئه،فقط يه لحظه بهم وقت بده
<i>!تايم سوم شروع شد</i> دوريت کجا رفت؟

00:19:39.058 --> 00:19:43.227
،بالا، ميشناسيش که اينکارش
يعني بقيه شب و نميخواد پيش ما باشه

00:19:43.229 --> 00:19:47.231
شوخيت گرفته؟ اصلاً قابل
قبول نبود !شوخيت گرفته

00:19:47.233 --> 00:19:51.151
مشخص بود...شايدم يکي از اونا گاو ها
گرفتش

00:19:51.153 --> 00:19:56.122
کري، ميتوني بگي بوقلمون تقريباً
کي آماده ميشه؟ مادرت هرساله وسط

00:19:56.124 --> 00:20:00.042
کوارتر چهارم واسه شام صدام ميزد
پس خواهشاً نميخواد زياد عجله کني

00:20:00.044 --> 00:20:03.212
آره، فکر نميکنم که مشکلي پيش بياد

00:20:05.883 --> 00:20:08.367
خيلي خب ، به دوريت هم که رسيدگي شد

00:20:08.369 --> 00:20:13.589
...آمادم که کارمو
با اين چيزي که هرچي هست انجام بدم

00:20:13.591 --> 00:20:19.428
خيلي خب، به افتخار بهترين کوارتر
دومي که گاوچرون ها بازي کردن و

00:20:19.430 --> 00:20:22.765
تام لندري دهن اون عوضي ها رو
سرويس کرد تو طرفدار کدون تيمي، جرج؟

00:20:22.767 --> 00:20:26.903
و خواهشاً نگو گاوچرون ها
بدتر من طرفدار جت من ها هستم

00:20:26.905 --> 00:20:30.907
.زود برميگردم برم دستشويي چه
طوري ـه که از غول ها خوشش نمياد؟

00:20:30.909 --> 00:20:34.193
تقريباً فکر ميکنم فقط به خاطر
اينه که منو اذيت کنه ممکنه ممکنه

00:20:34.195 --> 00:20:38.197
،وقتي کري ده سالش بود واسه اينکه
اجازه ندادم گوش هاشو سوراخ کنه

00:20:38.199 --> 00:20:41.701
اعلام کرد که طرفدار گاوچرون هاست
خب ، اون بوقلمون عجب بويي کرده

00:20:41.703 --> 00:20:44.287
فکر ميکنم که خيلي وقته که
يه وعده غذاي خونگي نخوردم

00:20:44.289 --> 00:20:51.794
واسه همين نميتونم بدون همسر
سر کنم ببخشيد ، يه چيزي پروندم

00:20:51.796 --> 00:20:56.415
عيبي نداره، مهم نيست منم بعضي
چيزا دارم که واسش شکرگذار باشم

00:20:56.417 --> 00:20:58.851
واقعاً؟ -
کري تو آشپزخونه شام درست ميکنه -

00:20:58.853 --> 00:21:04.557
دوريت ... هنوز هيچ گندي بالا
نياورده ...اينا اينا نشونه هاي خوبي ـه

00:21:04.559 --> 00:21:07.259
نه؟
- آره - پس من نيمه پر ليوان و نگاه ميکنم

00:21:07.261 --> 00:21:11.898
ميشينم اينجا و فوتبالم و نگاه
ميکنم خوش بحالم هم هست

00:21:11.900 --> 00:21:13.983
<i>درحاليکه بابام
...حس شکرگذاريش گل کرده بود</i>

00:21:16.025 --> 00:21:19.243
<i>يه آدم ديگه چيزي و نداشت
که واسش شگرگذار باشه</i>

00:21:21.164 --> 00:21:27.218
مادرت زنگ زد ،خيلي متاسف بود
ولي مجبور شده برنامه هاشو عوض کنه

00:21:27.220 --> 00:21:33.758
پس منو پيچونده بزار اينو بگم که با
مربي تنيسش برنامه ريخته کجان؟

00:21:33.760 --> 00:21:39.547
آسپن؟ ساحل پالم؟ سنت
بارتس متاسفم آقاي سباستين

00:21:39.549 --> 00:21:46.604
اگه بخواي ميتوني واسه شام بياي
خونه من نه، ممنون نه، برو پيش خونوادت

00:21:46.606 --> 00:21:51.159
،ميشينم بازي و نگاه ميکنم
شايد يه پيتزايي هم سفارش بدم

00:22:02.572 --> 00:22:07.008
ميز و تميز ميکني؟ خانوادم از اون
چيزي که فکرشو ميکردم بايد بدتر باشن

00:22:09.679 --> 00:22:18.252
مواظب اون ظرف ها باش واي، چي
شده؟ فکر ميکنم تورو به خاطر اينکه واسه

00:22:18.254 --> 00:22:22.006
ديدن پدر مادرت آماده نبودم
شرمنده کردم اين حرفا يعني چي؟

00:22:22.008 --> 00:22:26.144
،خيلي بد بود اينکه فقط سرتو تکون
ميدادي و سر قضيه "دارتموث" لبخند زدي

00:22:26.146 --> 00:22:28.362
چرا فقط اين حرفو نزدي؟

00:22:28.364 --> 00:22:31.983
نه، بابا من ميخوام برم دانشگاه نيويورک و
کار تبليغات و راه اندازي کنم

00:22:31.985 --> 00:22:35.153
نميخواستي که بگي قرار قاتل
زنجيره اي بشي مشکلش چيه ؟

00:22:35.155 --> 00:22:37.371
مشکلش از طرف پدرم ـه
اون واسه من يه اهداف ـي داره

00:22:37.373 --> 00:22:39.457
و به اينکه من واقعاً چي ميخوام اهميتي نميده

00:22:39.459 --> 00:22:41.909
چرا داري سعي ميکني سر اين موضوع با من دعوا کني؟

00:22:41.911 --> 00:22:46.831
نميدونم . حداقلش اينه
که يه هدف هايي واست دارن

00:22:46.833 --> 00:22:50.618
تو زندگي من که به نظر هيچکس به
آيندم اهميتي نميده از جمله خود من

00:22:50.620 --> 00:22:59.177
اون شوخي که دنبال تو بيام کالج
يه شوخي نبود واقعا؟ آره، واقعاً

00:22:59.179 --> 00:23:01.095
وقتي سر اين جريان اينطوري بهم خنديدي
قرار چه حسي بهم دست بده؟

00:23:01.097 --> 00:23:04.732
مگي، من خنديدم به خاطر اينکه

00:23:04.734 --> 00:23:07.301
به نظر ديوونگي مياد که يکي مثل تو
يه کاري

00:23:07.303 --> 00:23:13.641
مثل دنبال کردن منو انجام بده يکي
مثل من؟ آره تو خيلي از خودت مطمئني

00:23:13.643 --> 00:23:16.244
و از اون کسي دقيقاً ميخواي باشي هيچ ترسي نداري

00:23:16.246 --> 00:23:22.751
،برخلاف من "کسي که فقط سر تکون
ميده و به پدرش ميگه "بله جدي ميگي؟

00:23:22.752 --> 00:23:30.458
ازت ميخوام که بري
دنبال آرزوهاي خودت باشه

00:23:30.460 --> 00:23:33.344
<i>مگي هيچوقت بر مورد اينده اونقدا فکر نکرده بود</i>

00:23:33.346 --> 00:23:37.014
<i>ولي شايد لازم داشت که
اينکارو بکنه اينکه بودن با والت</i>

00:23:37.016 --> 00:23:40.935
<i>نميتونست تنها هدف اون باشه
يه تحقق ناراحت کننده بود</i>

00:23:42.054 --> 00:23:46.340
اوه صبرکن ، بايد يکمي از اين
نُقل کوچولوها روش اضافه کنيم

00:23:48.343 --> 00:23:51.779
،بفرما
شبيه شيريني هاي مامانم شد

00:23:52.815 --> 00:23:58.369
.ماموريت انجام شد سيب زميني هاي
شيرين در فر انجام شد درست طبق برنامه

00:23:58.371 --> 00:24:00.488
بهترين جشن شکرگزاريم
داره اتفاق ميوفته

00:24:00.490 --> 00:24:04.458
هنوز داري يه چيزي واسه شام سرِ
هم ميکني؟ حتماً يه چيز آشغال در مياد

00:24:04.460 --> 00:24:07.194
سرِ همش کردم راستش يه
شکرگزاري خواهيم داشت

00:24:07.196 --> 00:24:08.796
مثل همونايي که با مامان داشتيم

00:24:10.966 --> 00:24:17.672
مشکلش چيه؟ ،نميدونم والا ولي از
روزاي معمولي خيلي بدتر شده رفت بيرون؟

00:24:17.674 --> 00:24:22.376
...نبودن خواهر اصلاً واسه شکرگزاري
خوب نيست قرار نيست اينکارو بکنه

00:24:22.378 --> 00:24:29.600
الان نه، وقتي همه چي بالاخره
جور شده <i>ميتونستم تمام برنامه هايي که</i>

00:24:29.602 --> 00:24:32.737
<i> دوريت ميتونست شکرگذاري و خراب کنه تصور کنم</i>

00:24:32.739 --> 00:24:39.076
<i>ولي چيزي که پيدا کردم کاملاً
غير منتظره بود</i> تو چه مرگت شده؟

00:24:39.078 --> 00:24:42.197
وقتي بابا تو خونست مياي مواد ميکشي؟ خب؟

00:24:42.198 --> 00:24:43.948
خب اينکه
اين شکرگزاري خونوادمون ـه

00:24:43.950 --> 00:24:46.500
و تو فقط داري سعي ميکني هرکاري بکني
که خرابش کني

00:24:46.502 --> 00:24:49.537
سعي کردي منو جلو جرج خراب
کني تو کاراي آشپزخونه کمکم نکردي

00:24:49.539 --> 00:24:53.090
انگاري ميخواي امشب و خرابش کني

00:24:53.092 --> 00:24:56.427
تو اون دستورالعمل ها و خراب کردي و
کتاباي آشپزي و قايم کردي، مگه نه؟

00:24:56.429 --> 00:25:00.080
گيريم اينکارو کرده باشم
اين دفعه چته دوريت؟

00:25:00.082 --> 00:25:02.633
فکر نميکني که به اندازه کافي جلب توجه کردي؟

00:25:02.635 --> 00:25:06.604
خب، بهتره يه فکري به حال
خودت برداري ميرم به بابا بگم

00:25:06.606 --> 00:25:08.589
برو بگو، برام مهم نيست
من کسي نيستم که

00:25:08.591 --> 00:25:10.925
،مونده جلب توجه
پيشبند مامان و ميپوشه

00:25:10.927 --> 00:25:12.226
و سعي ميکنه مثل تو تا جايي که ميتونه

00:25:12.228 --> 00:25:16.447
تظاهر کنه که مامان ـه تا جاشو
بگيره من تظاهر به هيچي نميکنم دوريت

00:25:16.449 --> 00:25:18.115
دارم سعي ميکنم با
ايجاد کردن يه احساس مشابه

00:25:18.117 --> 00:25:19.817
خاطرات مامان و زنده کنم و بهشون احترام بزارم

00:25:19.819 --> 00:25:26.407
ولي اينطوري نيست و نميتوني اينطوري
اونارو زنده کني پس چرا سعي کنيم؟

00:25:26.409 --> 00:25:30.228
<i>بالاخره متوجه شدم چرا دوريت روي هدفش</i>

00:25:30.230 --> 00:25:31.996
<i>براي خراب کردن اونروز پافشاري ميکرد</i>

00:25:31.998 --> 00:25:35.967
<i>اون کاري و واسه اذيت کردن من
انجام نداده بود شکرگزاري بدون مامان</i>

00:25:35.969 --> 00:25:38.291
<i>اونو شکنجه ميداد</i>

00:25:42.340 --> 00:25:46.143
دوريت، در و باز کن تا وقتي
نزاري بيام تو از اينجا نميرم

00:25:46.145 --> 00:25:48.846
پس همون جا ميميري

00:25:51.017 --> 00:25:56.470
بوي مواد مياد جان من؟ واسه
اينکه دارم مواد ميکشم حالا تنهام بزار

00:25:56.472 --> 00:25:57.938
دوريت ، بس کن ديگه

00:26:00.476 --> 00:26:02.860
اين چي بود؟

00:26:06.482 --> 00:26:08.115
نه، نه . حتماً شوخيت گرفته

00:26:13.988 --> 00:26:18.709
سلام خواهر کوچيکه زود برگشتي همه چي روبراهه؟
- آره اي کاش -

00:26:18.711 --> 00:26:22.529
برايان، ميتونم يه چيزي ازت بپرسم؟
هميشه ميدونستي که ميخواي پليس بشي؟

00:26:22.531 --> 00:26:27.434
نه، ميخواستم که خواننده ي
بچمن ترنر اوردرايو " بشم "

00:26:27.436 --> 00:26:29.520
ولي به نظر رسيدن بهش خيلي سخت بود

00:26:29.522 --> 00:26:33.173
بابا يه پليس ـه ، پولشم که خوبه
يه کار ثابتم هست، چرا؟

00:26:33.175 --> 00:26:35.442
هيچوقت راجع به اينکه بري کالج فکر کردي؟

00:26:35.444 --> 00:26:37.010
فکر کردي کي هستيم؟
دو تا آدم که دنبال کسب تجربن؟

00:26:37.012 --> 00:26:39.029
جويي رفت کالج -
جويي زرنگه بود -

00:26:39.031 --> 00:26:42.233
آره، يکي يدونه .
اينکه بابا چه قدر واسه اينکه

00:26:42.235 --> 00:26:44.535
آدم حسابي شده بهش افتخار ميکنه چندش آوره

00:26:44.537 --> 00:26:49.890
پولي چيزي داريم که من برم کالج؟ نه
ولي شايد بتوني بورس تحصيلي بگيري

00:26:49.892 --> 00:26:51.492
حالا به هرحال، واسه چي اينقدر برات مهم شده؟

00:26:51.494 --> 00:26:56.547
تو يه دختري هرچيم نشي آخرش
با والت ازدواج ميکني درسته

00:26:58.750 --> 00:27:02.303
<i>مگي هيچوقت به کالج به عنوان
يه هدف اصلي فکر نکرده بود</i>

00:27:02.305 --> 00:27:07.041
<i>ولي مشخص شد که رسيدن
بهش اونقدا هم غيرممکن نيست</i>

00:27:15.151 --> 00:27:28.162
الو؟ سلام دانا نه مامانم الان
اينجا نيست نه، مشکلي نيست

00:27:28.164 --> 00:27:35.302
آره، احتمالاً بتونم بيام باشه، تا بعد

00:27:51.136 --> 00:28:01.895
دوريت، زودباش خواهش ميکنم
برو بابا کري، همه جارو دنبالت گشتم

00:28:01.897 --> 00:28:05.816
همه چيز روبراهه؟ ...سر و
صدا شنيدم اين بوي مواد ـه؟

00:28:05.818 --> 00:28:10.487
مواد؟ سروصدا؟ نه، نه بوي پونست
که واسه چاشني اضافه کردم به غذا

00:28:10.489 --> 00:28:14.425
و سر و صدا هم از اهنگ دوريت ـه
دوست داره آهنگ و با صداي بلند گوش کنه

00:28:14.427 --> 00:28:19.863
ولي نه، مشکلي نيست همه چي
روبراهه از اين خانواده متنفرم بريم پايين

00:28:19.865 --> 00:28:22.049
پس تو و خواهرت دعوا نميکردين؟

00:28:22.051 --> 00:28:25.002
نه، نه . معلومه که نه
چرا بايد يه همچين کاري و بکنيم؟

00:28:25.004 --> 00:28:29.423
خب ، روزاي تعطيل واسه خونواده من
بدترين روزها بود يکي هميشه منفجر ميشد

00:28:29.425 --> 00:28:33.510
خب، اينجا که همه روبراهن
مشکلي نيست من، بابا، دوريت

00:28:33.512 --> 00:28:35.262
هممون يکي از اون
خونواده هاي خوشحال معمولي هستيم

00:28:35.264 --> 00:28:38.766
راهمون و ميريم و به کسي کاري
نداريم انفجاري اينجا بوجود نمياد

00:28:38.768 --> 00:28:43.804
...شما دوتا ببخشيد، ماوس
...پدرت راجع به يخ ازم پرسيد

00:28:43.806 --> 00:28:47.608
و به عنوان يه "مستخدم" بهم
اشاره کرد آره، بهنظر کار هالان مياد

00:28:47.610 --> 00:28:53.580
...و تو .او، نه حالا ديگه چي
شده؟ بگو چي نشده؟ آتيش سوزي

00:28:53.582 --> 00:28:59.086
قرار نبود اينطوري بشه چيکار
کردين؟ اين دودا واسه چيه؟ چه خبره؟

00:28:59.088 --> 00:29:05.926
نميدونم باز نميشه چيکارش
کردي؟ چيکار کردي؟

00:29:05.928 --> 00:29:11.665
من چيکار کردم؟ هرکاري که از
دستم برميومد مستخدم انگاري عوض شد

00:29:11.667 --> 00:29:14.051
يکي بايد به اندازه کافي به اين خونواده اهميت بده

00:29:14.053 --> 00:29:18.806
که همه چي درست پيش بره يکي بايد
بوقلمون و سيب زميني شيرين درست کنه

00:29:18.808 --> 00:29:20.441
و همه اينارو تو وقتي بايد انجام بده

00:29:20.443 --> 00:29:22.476
که شما در حال نگاه کردن اون فوتبال مسخره اين

00:29:22.478 --> 00:29:25.396
من که همه اين کارارو نميتونم
انجام بدم فکر کنم همينطوره

00:29:25.398 --> 00:29:29.015
تو حتي نميدوني تو خونوادت
چه اتفاقايي داره ميوفته

00:29:29.017 --> 00:29:31.735
...منظورم اينه ، که دوريت اون بالا

00:29:34.573 --> 00:29:37.858
من و دوريت داريم سعي ميکنم با اينکه
مامان امروز اينجا نيست کنار بيايم

00:29:37.860 --> 00:29:40.577
و تو حتي متوجه اين موضوع نشدي
...و

00:29:40.579 --> 00:29:43.530
حالا دود همه جارو گرفته و بوقلمون هم سوخته

00:29:43.532 --> 00:29:46.967
همشم به خاطر اينه که فقط ميخواستم
همگي يه شکرگذاري عالي داشته باشيم

00:29:46.969 --> 00:29:51.505
کاملاً مشخصه که همش يه شوخي بود
واسه اينکه من مامان نيستم ،من دخترتم

00:29:51.507 --> 00:29:53.974
و قرار بود تو مواظب من باشي

00:30:02.172 --> 00:30:04.934
و اين حس جشن شکرگزاري ـه

00:30:04.954 --> 00:30:06.171
<i>آخرين چيزي که واسه شکرگزاري واسش برنامه ريخته بودم</i>

00:30:07.020 --> 00:30:10.771
<i>عصباني کردن بابام
بود يا سوزوندن بوقلمون</i>

00:30:10.773 --> 00:30:15.259
<i>ولي ميدونين که بقيه راجع به بهترين
....خرابکاري چي ميگن</i> چه فاجعه اي

00:30:15.261 --> 00:30:19.981
<i>چپ چپ نگات ميکنن</i> نيمه پر
ليوان ببين و نيمه پرش چيه، ماوس؟

00:30:19.983 --> 00:30:23.819
،تحقير کردن خودم جلوي دوست
پسرم ،واسه خوردن هيچي نداشتن

00:30:23.820 --> 00:30:28.573
،يا نداشتن برق تا فردا واسه اينکه
کل فيوزا ترکيده؟ يکي و انتخاب کن

00:30:28.575 --> 00:30:34.128
خب، ما هنوز سالاد آمبروسا و
داريم و آتش نشاني گفت ،خراب نشده

00:30:34.130 --> 00:30:37.915
و جرج... 20 دقيقست که دنبال شمع ـه

00:30:37.917 --> 00:30:40.001
احتمالاً تا وقتي بخواد برگرده به شهر

00:30:40.003 --> 00:30:42.620
ازم دوري ميکنه و ديگه هم سراغم نمياد

00:30:42.622 --> 00:30:45.823
من ميتونم به نيمه پر ليوان نگاه
کنم از اونجايي که بوقلمون سوخته

00:30:45.825 --> 00:30:52.196
هيچکس مزه ي خيلي بدشو
امتحان نميکنه شوخي کردم و ممنونم

00:30:52.198 --> 00:30:58.085
...به خاطر اينکه به بابا راجع به
کشيدن مواد چيزي نگفتي

00:30:58.087 --> 00:31:06.460
ميرم واسه شمع ها به جرج کمک کنم
عزيزم، من نميخواستم جاي مامان و بگيرم

00:31:06.462 --> 00:31:09.714
ميخواستم يه روز خوب و داشته باشيم
به خاطر اينکه مامان هم همينو ميخواست

00:31:09.716 --> 00:31:11.649
اون عاشق جشن شکرگزاري بود

00:31:11.651 --> 00:31:14.252
اصلاً نميدوني که چقدر اين شکرگزاري اعصابشو به هم ميريخت مگه نه؟

00:31:14.254 --> 00:31:16.420
راجع به چي حرف ميزني؟
شکرگزاري تعطيلي ـه مورد علاقش بود

00:31:16.422 --> 00:31:18.656
بس کن . متنفر بود که وقتي بابا

00:31:18.658 --> 00:31:20.508
نشسته و فوتبال نگاه ميکنه اين همه کار و انجام بده

00:31:20.510 --> 00:31:22.677
صداي آهنگ و زياد ميکرد که باهاش سر بابا غرغر کنه

00:31:22.679 --> 00:31:24.345
بدون اينکه هيچکدوم از اعضاي خانواده صدايي بشنون

00:31:24.347 --> 00:31:27.765
،وقتي صداتو از طبقه بالا شنيدم
که داشتي سر فر غرغر ميکردي

00:31:27.767 --> 00:31:34.805
واسه يه ثانيه به جون خودم فکر
کردم مامان ـه منو ترسوند واي، دوريت

00:31:34.807 --> 00:31:39.777
ولي بعدش... يه جورايي خوب بود
که يادش افتادم

00:31:41.650 --> 00:31:43.400
ميخواستم اين روزارو فراموش کنم

00:31:43.402 --> 00:31:47.488
واسه همين دستور العمل هارو قايم کردم و
نشئه کردم

00:31:47.490 --> 00:31:49.222
احساس ميکردم که وقتي اون اينجا نيست
اگه سعي کنيم اينکارو بکنيم اشتباه ـست

00:31:49.224 --> 00:31:52.860
از نظر من اگه سعي نميکرديم اشتباه ميشد

00:31:56.748 --> 00:31:59.416
سال ديگه ، خودم شکم بوقلمون و خالي ميکنم

00:31:59.418 --> 00:32:02.119
هميشه واسه مامان اينکارو ميکردم
.خوشم مياد

00:32:02.121 --> 00:32:06.924
تو مريضي، و سال ديگه؟ شوخيت
گرفته؟ دوباره هيچوقت آشپزي نميکنم

00:32:06.926 --> 00:32:10.511
وقتي 18 سال ـم شد واسه پختن يا
هرکار ديگه اي از فر خودم استفاده ميکنم

00:32:10.513 --> 00:32:12.296
احتمالاً فکر خوبي ـه

00:32:16.685 --> 00:32:19.937
<i>گاهي وقتا تاريکي به آدم
آرامش ميده توي تاريکي</i>

00:32:19.939 --> 00:32:23.256
<i>ميتونيم از چيزي که نميخوايم قبولش کنيم قايم بشيم</i>

00:32:23.258 --> 00:32:25.776
<i>ولي دير يا زود
مجبوريم با روشنايي روبرو بشيم</i>

00:32:25.778 --> 00:32:28.261
خدايا، تو اين تاريکي اينجا نشستي چيکار ميکني؟

00:32:28.263 --> 00:32:32.566
،داشته باش . يه آدم مست
يه شعله روشن

00:32:34.954 --> 00:32:39.106
پيش خودم چي فکر ميکردم؟
اينکه فقط بشينم بازي و نگاه کنم

00:32:39.108 --> 00:32:41.441
و اجازه بدم دختراي نوجوانم همه کارارو بکنن؟

00:32:41.443 --> 00:32:45.079
من کسيم که بايد نگران اين باشم که
شکرگزاري عالي برگزار بشه ، نه کري

00:32:45.081 --> 00:32:50.417
من کسيم که مسئوليت کنار هم نگه
داشتن اين خانوادرو دارم فقط من

00:32:53.638 --> 00:32:57.091
فقط من . ولي اگه از پسش بر نيام چي؟

00:32:57.093 --> 00:32:58.976
و اگه خانوادمو کنار هم نگه ندارم چي ميشه؟

00:33:03.182 --> 00:33:06.934
ميهن پرستان شايد وقتش
باشه که برگردي به شهر

00:33:06.936 --> 00:33:12.106
آره، فکر کنم ايده خوبي باشه
ميرم رانندمو در جريان بزارم

00:33:19.364 --> 00:33:23.951
زود اومدي خونه چي شد؟ اون
خانواده سنتي فهميدن که تو کاتوليک ـي؟

00:33:23.953 --> 00:33:28.756
واقعاً حوصله اين حرفارو
ندارم آروم باش، شوخي کردم

00:33:32.995 --> 00:33:34.878
چي شد؟

00:33:34.880 --> 00:33:39.099
تو آخرين نفري هستي که دوست دارم
راجع به اين موضوع باهاش حرف بزنم

00:33:39.101 --> 00:33:45.005
خب... من بهت اهميت ميدم، مگي
،ممنون البته اگه راست گفته باشي

00:33:45.007 --> 00:33:50.477
معلومه که راست ميگم

00:33:53.014 --> 00:33:55.649
ميدوني چيه ؟ يه چيزي هست که همچنان ميخوام بدونم

00:33:57.068 --> 00:33:59.703
هيچکدوم از لباسايي که تنت کردي
متوجه شدن که تو زير اين لباس

00:33:59.705 --> 00:34:06.860
خوشگلت لباس زير نپوشيدي؟
کي گفته لباس زير نپوشيدم؟

00:34:06.862 --> 00:34:10.321
فقط يه راه واسه فهميدش هست

00:34:13.701 --> 00:34:21.425
صبرکن مشکل چيه؟ همين مشکل ـه منه

00:34:21.427 --> 00:34:26.980
هر کاري و بدون فکر کردن به عواقبش
روي آيندم يا دوست پسرم انجام ميدم

00:34:26.982 --> 00:34:35.889
فکر کنم اگه فکر کردن و بس کني
بهتر باشه فکر ميکنم بايد از اينجا بري

00:34:40.974 --> 00:34:46.011
<i>ممکنه مگي اهداف بلند مدتي نداشه باشه</i>

00:34:46.013 --> 00:34:51.317
<i>ولي اون لحظه هدفش اين بود که به خودش احترام بزاره</i>

00:34:53.180 --> 00:34:58.435
خب، همه چيز اونجوري شد که بايد
ميشد بابام عقب ماشين از حال رفته

00:34:58.437 --> 00:35:01.688
شکرگزاري مبارک شرمنده
که همه چي و خراب کردم و

00:35:01.690 --> 00:35:04.140
يکي ديگه به ليست شکرگزاري هاي
وحشتناکت اضافه کردم کري، عيبي نداره

00:35:04.142 --> 00:35:07.593
ازم دوري نميکردي؟ مرموز
و غير عادي و خيلي مشتاقانه

00:35:07.595 --> 00:35:09.195
تو خونه اي که به سختي باهاش آشنايي داري
دنبال شمعي ميگشتي

00:35:09.197 --> 00:35:10.897
فقط سعي ميکردم به تو يه فضايي بدم

00:35:10.899 --> 00:35:13.783
اين چيزي ـه که دکترم بهم گفته وقتي آدما ناراحت و عصباني ـن
انجام بدم

00:35:13.785 --> 00:35:16.236
ازت دوري نميکردم حتي
اگه جيغ ميزدم و فر و ميشکستم

00:35:16.238 --> 00:35:19.155
و تقريباً خونه رو سوزونده بودم؟
کري، در مقابل اون تعطيلات ديوونه کننده

00:35:19.157 --> 00:35:22.742
اين هيچي نيست سال پيش بعد از
اينکه بابام بوقلمون و با پاش ترکوند

00:35:22.744 --> 00:35:26.796
لو سيرک" خونواده منو تحريم کرد"
مامانم در عوضش ليزا مينلي و زد

00:35:26.798 --> 00:35:31.634
خيلي بد بوده بدجوري احساس شکست ميکنم

00:35:31.636 --> 00:35:35.355
خيلي واسه يه تعطيلي خونوادگي خوب
که هيچکس اينقدر دنبالش نيست تلاش کردم

00:35:35.357 --> 00:35:36.973
خب، خانواده من خيلي وقت پيش بيخيال اين تلاش کردن شدن

00:35:36.975 --> 00:35:44.397
و حالا حتي يه خانواده هم نيستيم
پس کاملاً واست سفره دلم و باز نکردم؟

00:35:44.399 --> 00:35:46.349
من گفتم، توهم گفتي

00:35:54.909 --> 00:35:57.160
فردا بهت زنگ ميزنم

00:36:03.118 --> 00:36:10.173
هي دوست پسرتو ديدم عجب چيزي
ـه يه اتاق واسه يه نفر اضافه دارين؟

00:36:10.175 --> 00:36:13.126
بيا تو اوضاع با والت چه طور پيش رفت؟

00:36:13.128 --> 00:36:16.996
غذا که ... داغون بود اوضاع هم
... حال گيري اينجا چه طور بود؟

00:36:16.998 --> 00:36:23.603
قطعاً حال گيري نبوده
برقاتون کو؟ داستانش مفصله

00:36:26.141 --> 00:36:30.560
خانوم برور
مهدکودک، سال 1973

00:36:30.562 --> 00:36:34.180
يادمه منم يکي ساختم
باورم نميشه هنوز نگهش داشتي

00:36:34.182 --> 00:36:37.683
آره، مامانم همه چي و نگه ميداشت

00:36:39.854 --> 00:36:42.038
<i>درست وقتي که فکر ميکردم اين شکرگزاري</i>

00:36:42.040 --> 00:36:45.575
<i>...نميتونه بيشتر از اين تعجب برانگيز بشه</i>

00:36:53.200 --> 00:36:58.054
<i>...اون اينجا بود آخرين
کسي که انتظار ديدنشو داشتم</i>

00:36:58.056 --> 00:37:01.057
<i>تنها چيزي که براش برنامه ريزي نکرده بودم</i>

00:37:07.746 --> 00:37:12.266
فکر ميکردم قراره با مادرت
باشي آره، منم همين فکر و ميکردم

00:37:12.268 --> 00:37:16.838
سنت بارتس با لوکاس پيشنهادي نيست
که بشه ردش کرد متاسفم، خيلي ضدحال ـه

00:37:16.840 --> 00:37:23.694
چيز مهمي نيست نه، خيلي
ضدحال ـه ميدونم زياد اهميت نداره

00:37:23.696 --> 00:37:25.596
ولي هميشه شکرگزاري هارو دوست داشتم

00:37:25.598 --> 00:37:28.599
قبلاً ميرفتيم نيوجرسي خونه پسرعموهام

00:37:28.601 --> 00:37:30.718
فوتبال بازي ميکرديم
يه عالمه غذا ميخورديم

00:37:30.720 --> 00:37:33.988
منم شکرگزاري هارو با پسرعموهام دوست داشتم

00:37:33.990 --> 00:37:37.158
احمقانست که بعضي وقتا فکر
کني پول همه چيز و از بين ميبره؟

00:37:37.160 --> 00:37:40.745
مامان بيخيال حرف زدن راجع به
برادرم شد و ديگه اون روي خانوادم و نديدم

00:37:40.747 --> 00:37:46.751
سينه هاشو عمل کرد دماغشو عمل کرد
و به نظر ميرسه کلاً مغزشو عوض کرده

00:37:46.753 --> 00:37:52.290
انگار به چيزايي مثل شکرگزاري
ديگه اهميتي نميده ولي تو ميدي

00:37:52.292 --> 00:37:55.643
...و اين عاليه
که هنوزم اهميت ميدي

00:37:59.581 --> 00:38:04.084
داشتم اين اطراف با ماشين
ميچرخيدم ...با خودم فکر ميکردم

00:38:04.086 --> 00:38:05.520
و متوجه شدم تو کسي هستي

00:38:05.522 --> 00:38:07.572
که واقعاً دوست دارم ببينمش
ميدونستم که ميتونم باهات صحبت کنم

00:38:07.574 --> 00:38:14.261
و تو درک ميکني تا حالا آرزو
کردي که برگردي به عقب

00:38:14.263 --> 00:38:19.033
و بعضي چيزارو عوض
کني؟ انتخابايي که خودت کردي

00:38:19.035 --> 00:38:26.240
انتخابايي که شايد اشتباه
بودن؟ بعضي وقتا آره؟

00:38:26.242 --> 00:38:28.092
<i>صد البته که يه بخضي از من</i>

00:38:28.094 --> 00:38:31.179
<i>آرزوش اين بود که برگرده به عقب و بعضي چيزارو عوض کنه</i>

00:38:31.181 --> 00:38:35.616
ولي زندگي اينطوري پيش نميره
ولي نميتوني برگردي به عقب

00:38:35.618 --> 00:38:39.137
انتخابهايي که گرفته شدن و
چيزايي که اتفاق افتادن به خاطر اوناست

00:38:44.343 --> 00:38:47.979
...آره، خب
فکر کنم بايد برم ديگه

00:38:52.818 --> 00:38:58.523
ميخواي بياي تو؟ ميتوني بموني و
يه چيزي بخوري سالاد آمبروسا داريم

00:38:58.525 --> 00:39:00.575
اون مدل سالاد و دوست دارم

00:39:02.978 --> 00:39:06.164
مطمئني که مشکلي نداره؟ فکر نميکنم

00:39:09.451 --> 00:39:14.655
.آره شايد بايد برم ديگه
صبر کن يه دقيقه وايسا

00:39:14.657 --> 00:39:20.161
،اميدوارم که مشکلي نداشته باشه
ولي خانوادش اينجا نيستن

00:39:23.382 --> 00:39:27.835
عيبي نداره، بيا تو
پنير داريم واسه خوردن

00:39:30.305 --> 00:39:44.318
خدمت شما، جناب يه بطري اسکاچ
ممنونم دقيقاً اون چيزي ـه که لازمش ندارم

00:39:44.320 --> 00:39:49.189
بابا، قبل اينکه هرچيزي بگي واسه
اومدنش به اينجا هيچ نقشه اي نداشتم

00:39:49.191 --> 00:39:54.212
ولي مامانش تنهاش گذاشته و
هيچ جايي و واسه رفتن نداره

00:39:54.214 --> 00:39:58.049
خب، هيچکس تو روز شکرگزاري نبايد تنها باشه

00:39:58.051 --> 00:40:00.367
و اگرم ميگفتي که ميخواي دعوتش کني داخل

00:40:00.369 --> 00:40:03.537
اين اعتماد و بهت دارم که حتماً
دليل خوبي واسش داري واقعاً؟

00:40:03.539 --> 00:40:05.089
،تو بچه عالي هستي

00:40:05.091 --> 00:40:07.408
کي ديگه اين شانس و داره که تو اين دوره زمونه
همچين بچه اي داشته باشه

00:40:07.410 --> 00:40:10.461
همشم به خاطر اينه که داري
سعي ميکني مراقب اين خانواده باشي

00:40:12.848 --> 00:40:16.317
نميخوام که شکرگزاري واست اعصاب خورد کن باشه

00:40:16.319 --> 00:40:17.818
همونطوري که واسه مامانت بود

00:40:17.820 --> 00:40:20.605
چرا همه اينو ميدونن که مامان از شکرگزاري متنفر بوده ، به جز من؟

00:40:20.607 --> 00:40:23.525
تمام اين مدت فکر ميکردم
عاشق اين جشن ـه عاشقش بود

00:40:23.526 --> 00:40:27.228
.ميدونم، آره ديونش ميکرد ،ولي
بعضي وقتا چيزايي که دوسشون داريم

00:40:27.230 --> 00:40:30.114
چون دوسشون داريم، مارو رواني ميکنن

00:40:32.234 --> 00:40:37.138
خب، آشپزي منو ديونه ميکنه ولي
قطعاً به خاطر دوست داشتن نيست بريم تو

00:40:37.140 --> 00:40:39.674
من رسماً بايد موادغذايي که داريم و آماده کنم

00:40:39.676 --> 00:40:42.343
اميدوارم که حوصله دست پخت منو داشته باشي

00:40:42.345 --> 00:40:45.046
به نظر يه سنت شکرگزاري جديد مياد

00:40:47.183 --> 00:40:50.084
<i>تموم کردن روز اونم با سباستين اصلاً تو برنامم نبود</i>

00:40:50.086 --> 00:40:53.804
<i>همچنين خوردن لوبيا و دست پخت بابام واسه شام</i>

00:40:53.806 --> 00:40:58.526
<i>،ولي اون شب
اونا مزه يه چيزي بيشتر از بوقلمون و چشيدن</i>

00:41:02.949 --> 00:41:08.869
بفرماييد لوبياي معروف برادشو
<i>اين چيزي ـه که راجع به هدف هاست</i>

00:41:08.871 --> 00:41:10.788
<i>وقتي خيلي روي پايان قضيه تمرکز ميکنيم</i>

00:41:10.790 --> 00:41:14.408
<i>ميتونيم لذت کاري که ميکنيم و از
دست بديم ميتونيم مسير انحرافي که شايد</i>

00:41:14.410 --> 00:41:23.968
مارو به جاي بهتري ببره رو از
دست بديم ممنون عزيزم !آره !ايول

00:41:23.970 --> 00:41:29.289
طرفدار ميهن پرستارايي؟ فقط
از گاوچرونا متنفرم منم همينطور

00:41:29.291 --> 00:41:33.511
<i>ما دوست داريم اهداف و مشخص
کنيم چون بهمون حس کنترل ميدن</i>

00:41:33.513 --> 00:41:38.983
<i>ولي کنترل يه توهم ـه چون
بعضي وقتا همه چيز عوض ميشه</i>

00:41:38.985 --> 00:41:40.968
<i>و مجبوريم با اون چيزي که پيش مياد کنار بيايم</i>

00:41:40.970 --> 00:41:44.355
<i>فرقي هم نميکنه که همه چيز به نفعمون ـه يا ضرر</i>

00:41:46.241 --> 00:41:53.411
هي ! کي دستکش رنگين کموني ـه منو انداخته سطل آشغال؟
-----------

00:41:53.435 --> 00:42:05.435
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:42:05.459 --> 00:42:17.459
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.