﻿WEBVTT

00:00:01.440 --> 00:00:09.410
‫زندگی‌ای رو میتونید تصور کنید
‫که به کسی که عاشقید حتی نتونین دست بزنید؟

00:00:09.410 --> 00:00:15.160
‫نفرینی که ساحره روی اون نهاده، باعث
‫می‌شه هرچیزی که لمس می‌کنه رو بکشه.

00:00:15.160 --> 00:00:19.460
‫مادر خودش ازش فاصله گرفت،
‫دوستاش اونو هیولا صدا کردند...

00:00:19.460 --> 00:00:20.930
‫حتی افرادی که ندیده بودنش

00:00:20.930 --> 00:00:24.050
‫اونو به عنوان «عزرائیلی که در
‫جنگل ساکنه» می‌شناختنش.

00:00:24.470 --> 00:00:29.420
‫ولی با این حال، ذره‌ای
‫حس تنها بودن نمی‌کنه.

00:00:32.020 --> 00:00:33.500
‫چقدر چرتش چسبید!

00:00:34.010 --> 00:00:37.010
‫دو جادوگری که یهو ظاهر شدن...

00:00:37.010 --> 00:00:38.510
‫طرز فکرشون باهامون فرق داشت،

00:00:38.510 --> 00:00:42.330
‫ولی بازم تصمیم گرفتیم
‫به مدرسه‌ی جادوگری ملحق بشیم.

00:00:42.780 --> 00:00:46.020
‫دلیلش هم این بود که هدفمون یکی بود:
‫تغییر دادن گذشته.

00:00:46.290 --> 00:00:48.610
‫بذار منم بیام!

00:00:48.634 --> 00:01:08.634
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:20.990 --> 00:02:25.240
‫قسمت بیست و پنچم
‫ارباب جوان، آلیس، و دیدار دوباره با مادر

00:02:22.740 --> 00:02:24.480
‫هر صبح...

00:02:24.480 --> 00:02:27.450
‫دارم جدی جدی نگرانش میشم.

00:02:27.450 --> 00:02:29.340
‫وسط راه رفتن خوابت می‌بره.

00:02:29.340 --> 00:02:31.920
‫تمرینای خانم ایچی سخته خب.

00:02:32.540 --> 00:02:34.650
‫آره، ولی خیلیم مفیدن!

00:02:34.650 --> 00:02:36.270
‫یهو بیدار شد.

00:02:36.270 --> 00:02:40.130
‫خانم ایچی بهم یاد داد که
‫قوی شدن یعنی باور کردن!

00:02:40.130 --> 00:02:43.950
‫اگه به خودم و زاین و همه
‫باور کنم، و روی مبارزه تمرکز بکنم،

00:02:43.950 --> 00:02:45.640
‫میتونم حتی روشن‌تر هم-

00:02:46.340 --> 00:02:48.580
‫وسط سخنرانی شارژش تموم شد.

00:02:48.580 --> 00:02:50.330
‫حقیقتا جای تشویق داره.

00:02:50.330 --> 00:02:53.230
‫آهای سال پایینیا!

00:02:53.230 --> 00:02:54.360
‫سنپایامون؟

00:02:54.770 --> 00:02:56.510
‫چیزی میخواستین؟

00:02:56.510 --> 00:02:58.630
‫خانم ایچی گفت گفت مواظبتون باشیم.

00:02:58.630 --> 00:03:01.800
‫گفت که کاف کل شبو بیدار میمونه،
‫و احتمالا داره الان روش تاثیر میذاره.

00:03:01.800 --> 00:03:03.120
‫سارا، ببینم چه می‌کنی.

00:03:03.940 --> 00:03:04.870
‫سینه‌ی بزرگ...

00:03:10.960 --> 00:03:12.450
‫چه بیدار شدم!

00:03:12.450 --> 00:03:14.290
‫خستگیم از بین رفت!

00:03:14.870 --> 00:03:17.690
‫سارا میتونه یچیزی رو لیس بزنه
‫تا به حالت اولش برگردونه.

00:03:17.690 --> 00:03:20.130
‫یا به عبارتی، جادوگر شفابخشه.

00:03:20.130 --> 00:03:22.060
‫همین که می‌گن بزاقتو بمالی
‫روش درست میشه.

00:03:22.060 --> 00:03:24.300
‫آها! مرسی، سارا-سان!

00:03:26.450 --> 00:03:28.490
‫منم یهو خستگی زیادی بهم دست داد!

00:03:28.490 --> 00:03:30.710
‫سارا-سان، تولو خدا کمکم کن!

00:03:30.710 --> 00:03:33.250
‫میگم، بقیه‌تون چیکارا بلدین؟

00:03:33.250 --> 00:03:34.500
‫می‌تونم هرچیزی رو ببرم!

00:03:34.500 --> 00:03:36.460
‫بتلکونم! چیزمیزالو میدونم بجنم

00:03:34.500 --> 00:03:36.460
‫میدونم بزنم چیزمیزارو بترکونم!

00:03:36.460 --> 00:03:38.750
‫تو اول یاد بگیر درست صحبت بکنی.

00:03:38.750 --> 00:03:40.460
‫بیا بریم، زاین.

00:03:40.460 --> 00:03:43.030
‫شفا! شفای سارا-سان رو میخوام!

00:03:44.620 --> 00:03:52.380
‫غرش‌های زوزه‌مانند! شعله‌های آتش!

00:03:52.380 --> 00:03:59.600
‫اگه از جادوی آب استفاده بکنی،
‫پس برو! برو! برو!

00:03:59.600 --> 00:04:03.520
‫جا! جا! جا- جا- جادوگری!

00:04:06.880 --> 00:04:14.140
‫عجول نباش! طمع نکن!
‫همه‌چیزو بهت یاد می‌دم!

00:04:14.140 --> 00:04:21.430
‫توی مدرسه‌‌ای مرموز
‫و پر از معما یاد میگیریم!

00:04:21.430 --> 00:04:28.740
‫اوه، درختای زیادی بزرگ میشن!

00:04:28.740 --> 00:04:35.920
‫توی این مدرسه‌ی جادوگری براق و جادویی ما!

00:04:35.920 --> 00:04:37.480
‫خب پس، من رفتم سر تمرین!

00:04:37.480 --> 00:04:39.500
‫حله. خیلی به خودت فشار نیاری ها.

00:04:39.500 --> 00:04:40.390
‫خوبم!

00:04:40.390 --> 00:04:42.090
‫به من و خانم ایچی باور داشته باش!

00:04:43.810 --> 00:04:46.920
‫خب حالا... من چه کنم؟

00:04:46.920 --> 00:04:50.270
‫فکر کنم به نقطه‌ای رسیدم که بتونم
‫سطح جادومو ببرم بالا،

00:04:50.270 --> 00:04:52.140
‫ولی یچیزی کمه.

00:04:53.470 --> 00:04:56.620
‫دلم میخواد یه حالی به خودم بدم.

00:04:56.620 --> 00:04:59.860
‫برم از سنپایامون کمک بگیرم!

00:05:01.820 --> 00:05:02.940
‫غلت، غلت، غلت، غلت...

00:05:06.030 --> 00:05:08.120
‫داری تمرکز کردن یاد میگیری.

00:05:08.120 --> 00:05:11.580
‫انتظار نداشتم چندتا نکته
‫اینقدر عوضت بکنه.

00:05:11.580 --> 00:05:12.500
‫کافیه.

00:05:12.500 --> 00:05:15.710
‫فکر کنم وقتشه. بهم نشون بده
‫که چقدر درخشان میتونی بسوزی.

00:05:16.170 --> 00:05:17.710
‫از جادوت استفاده بکن.

00:05:17.940 --> 00:05:18.710
‫باشه!

00:05:21.540 --> 00:05:23.770
‫از اون روزی که نتونستم
‫از چیزی محافظت کنم،

00:05:24.220 --> 00:05:27.210
‫همیشه تلاش کردم که به تنهایی مبارزه کنم.

00:05:28.220 --> 00:05:29.800
‫ولی الان دیگه فرق داره.

00:05:29.800 --> 00:05:34.450
‫به زاین، به خانم ایچی، و به
‫همه کسایی که کنارمن باور می‌کنم.

00:05:34.450 --> 00:05:37.520
‫و تا حدی که می‌تونم قوی
‫و روشن میشم!

00:05:39.650 --> 00:05:42.890
‫بیشتر و بیشتر! و بازم درخشان‌تر!

00:05:45.520 --> 00:05:47.150
‫بد نیست.

00:05:47.500 --> 00:05:51.050
‫آره! الان اندازه‌ی خورشید
‫گرم و درخشانم!

00:05:53.200 --> 00:05:54.120
‫بگیرش!

00:05:54.120 --> 00:05:58.330
‫حمله‌ی مخصوص: بمبی که
‫اندازه‌ی خورشید درخشان و گرمه!

00:06:03.170 --> 00:06:06.340
‫

00:06:03.170 --> 00:06:06.370
‫خب؟ زنگ و بلقم حالتو بهتل کلد؟

00:06:06.370 --> 00:06:08.130
‫آ- آره، خیلی بهتر.

00:06:08.820 --> 00:06:12.660
‫یکم باید به این موضوع فکر می‌کردم...

00:06:12.660 --> 00:06:15.350
‫فکر کنم نه تنها یه لول،
‫بلکه دو سه لول بهتر شدم...

00:06:15.730 --> 00:06:18.580
‫خیلی ممنونم سنپای. این دیگه کفایت می‌کنه.

00:06:18.580 --> 00:06:19.310
‫باجه

00:06:18.580 --> 00:06:21.900
‫باجه، بذا دو سه بالم تکلال کنم!

00:06:19.310 --> 00:06:21.900
‫

00:06:22.330 --> 00:06:23.770
‫نه، کـ- کافیه!

00:06:30.680 --> 00:06:32.450
‫دارین به دنیای مردگان برمیگردین؟

00:06:32.860 --> 00:06:35.610
‫مرسی بابت همه چیزایی که بهمون یاد دادی.

00:06:35.610 --> 00:06:40.280
‫با اینکه از نظر احساساتی هنوز شک دارم،
‫ولی هدفمون یک چیزه.

00:06:40.870 --> 00:06:42.840
‫اگه کاری از دستم بربیاد، انجامش میدم.

00:06:43.260 --> 00:06:46.300
‫و البته که قراره تلاش کنین
‫شاده رو قانع کنین، درسته؟

00:06:46.890 --> 00:06:48.900
‫اگه نقشه‌تون فقط جنگیدن
‫و کشتنشه،

00:06:48.900 --> 00:06:50.810
‫پس باید تجدید نظر بکنیم..

00:06:51.190 --> 00:06:52.810
‫خونواده ت برات مهمن ها؟

00:06:52.810 --> 00:06:54.200
‫همه‌ش این نیست.

00:06:54.770 --> 00:06:57.430
‫زنده لازمش دارم.

00:06:57.730 --> 00:06:58.600
‫متوجه شدم.

00:06:59.170 --> 00:07:02.430
‫اگه اینجا باشی احتمال قانع
‫کردن شاده هم میره بالا.

00:07:03.250 --> 00:07:06.020
‫منم دلم نمی‌خواد خون اضافی ریخته بشه.

00:07:06.520 --> 00:07:09.540
‫وقتی آماده بودین برین گذشته صدام کنین.

00:07:09.930 --> 00:07:10.740
‫خداحافظ.

00:07:12.410 --> 00:07:17.490
‫راستی، یچیزی هست که در
‫ازای کمک ازتون میخوام.

00:07:20.690 --> 00:07:24.420
‫این کتابی که اون روز پیدا کردم
‫می‌تونه یه ساحره رو به انسان تبدیل بکنه...

00:07:25.150 --> 00:07:28.380
‫اگه دستور عملشو دنبال 
‫بکنم می‌تونم انسان بشم.

00:07:30.090 --> 00:07:31.270
‫و بعدش...

00:07:31.880 --> 00:07:33.330
‫و بعدش...

00:07:34.070 --> 00:07:35.550
‫و بعدش...!

00:07:43.120 --> 00:07:45.640
‫و- ولی سخت به نظر می‌رسه.

00:07:47.190 --> 00:07:51.460
‫به هزار تا چیز نیاز داری،
‫و باید هزار قدم رو بگذرونی.

00:07:52.010 --> 00:07:53.490
‫آخریش چیه؟

00:07:54.100 --> 00:07:55.700
‫بوسه با یه انسان؟!

00:07:58.020 --> 00:07:59.910
‫انقدر شوکه شدم که کتابو پرت کردم!

00:08:00.930 --> 00:08:05.880
‫ولی اگه کاری که کتاب میگه
‫رو انجام بدم می‌تونم مثل والتر بشم...

00:08:07.010 --> 00:08:11.540
‫میخوام انسان باشم...
‫میخوام مثل والتر یه انسان باشم!

00:08:13.730 --> 00:08:15.770
‫اینجا بودی، دالس!

00:08:15.770 --> 00:08:17.930
‫و- والتر!

00:08:18.200 --> 00:08:19.670
‫داشتم دنبالت میگشتم.

00:08:19.670 --> 00:08:22.260
‫شنیدم داری به دنیای مردگان برمی‌گردی.

00:08:22.260 --> 00:08:28.330
‫آ- آره، خیلی وقته اونجا
‫نبودم و باید برگردم...

00:08:30.490 --> 00:08:31.570
‫ببخشید!

00:08:31.570 --> 00:08:33.080
‫باید برم!

00:08:34.680 --> 00:08:36.030
‫بازم میبینمت؟

00:08:36.730 --> 00:08:39.240
‫ا- البته که!

00:08:42.570 --> 00:08:44.570
‫دستشو بدون این که
‫فکر کنم گرفتم.

00:08:45.490 --> 00:08:47.000
‫زشت بود؟

00:08:54.720 --> 00:08:56.010
‫چقدر هوا کثیفه.

00:08:56.010 --> 00:08:59.070
‫واقعا انگار برگشتیم دنیای مردگان.

00:08:59.070 --> 00:09:00.120
‫آره.

00:09:00.120 --> 00:09:02.520
‫ولی یجورایی حس متفاوتی میده.

00:09:02.520 --> 00:09:04.760
‫انگار نسبت به قبل جو سبکتره.

00:09:04.760 --> 00:09:05.600
‫جدی؟

00:09:06.220 --> 00:09:08.190
‫اوه، کتو! خوش برگشتی!

00:09:08.190 --> 00:09:09.860
‫عه، خوش برگشتین!

00:09:10.260 --> 00:09:12.170
‫جشن ماهی داریم می‌گیریم!

00:09:12.170 --> 00:09:14.180
‫میخواین شما هم بهمون ملحق بشین؟

00:09:14.870 --> 00:09:15.660
‫واقعا خودشه؟

00:09:15.660 --> 00:09:17.110
‫انگار نه انگار مال اینجا نیست.

00:09:22.690 --> 00:09:24.040
‫که اینطور!

00:09:24.500 --> 00:09:27.820
‫به لطف توضیحاتت میدونم
‫وضعیت چطوره.

00:09:27.820 --> 00:09:32.010
‫ولی باورم نمیشه که بیشتر از ده سال گذشته!

00:09:32.480 --> 00:09:35.300
‫این عمارتم دقیقا همونطوریه که یادمه.

00:09:35.970 --> 00:09:40.660
‫اگه بهم نمی‌گفتی که دالسی
‫عمرا متوجه میشدم.

00:09:40.660 --> 00:09:43.590
‫فقط با ماسک به خاطر دارمت.

00:09:43.590 --> 00:09:45.310
‫راستی، خواهرت چطوره؟

00:09:45.310 --> 00:09:46.810
‫حال شاده خوبه؟

00:09:47.230 --> 00:09:49.710
‫مثل قبل پرحرفه ها...

00:09:50.440 --> 00:09:53.280
‫خیلی عجیبه که تنها میبینمت،
‫ازونجایی که همیشه باهم بودین.

00:09:54.180 --> 00:09:55.740
‫سلام، روب!

00:09:55.740 --> 00:09:57.700
‫سلام، یکم پیرتر شدی!

00:10:02.840 --> 00:10:03.910
‫ترسیدم.

00:10:04.610 --> 00:10:06.390
‫ترسیده به نظر نمیای.

00:10:08.130 --> 00:10:09.830
‫واقعا خودتونین؟

00:10:09.830 --> 00:10:11.030
‫واقعی واقعیم!

00:10:11.030 --> 00:10:13.050
‫شارون لندروت، 25 ساله!

00:10:13.280 --> 00:10:15.070
‫دخترم آلیس عزیزمه!

00:10:15.070 --> 00:10:18.850
‫و غذای مورد علاقه‌م هم...
‫خیلی چیزان!

00:10:18.850 --> 00:10:20.960
‫ظاهرا خودتونین، بله...

00:10:20.960 --> 00:10:22.750
‫خوش برگشتین، شارون.

00:10:22.750 --> 00:10:23.710
‫من برگشتم!

00:10:23.710 --> 00:10:25.720
‫یعنی، صبح بخیر!

00:10:26.700 --> 00:10:29.300
‫هرچند نمیفهمم داره چه اتفاقی میفته.

00:10:29.300 --> 00:10:31.440
‫یهو ناپدید شدی...

00:10:33.010 --> 00:10:36.480
‫و حالا برگشتی، دقیقا مثل
‫همون روزی که ناپدید شده بودی!

00:10:36.480 --> 00:10:38.660
‫برای خودمم عجیبه والا!

00:10:38.660 --> 00:10:41.460
‫فکر میکردم به عنوان خدمتکار
‫هرروز داشتم سخت کار میکردم،

00:10:41.460 --> 00:10:44.700
‫ولی الان یادم نیست چرا اینقدر خوابیدم...

00:10:44.990 --> 00:10:47.670
‫شوکی که بهت وارد شده
‫خاطراتتو مختل کرده.

00:10:47.670 --> 00:10:49.920
‫به استراحت نیاز داری.

00:10:50.290 --> 00:10:53.060
‫آلیس به زودی از مدرسه برمیگرده.

00:10:53.060 --> 00:10:55.470
‫مدرسه؟ آلیس مدرسه‌س؟

00:10:55.470 --> 00:10:57.630
‫راست میگی، دیگه الان توی سن مدرسه رفتنشه!

00:10:58.110 --> 00:11:02.270
‫یه برنامه‌ی مطالعاتی کوتاهه ظاهرا.
‫ده روزه یا همچین چیزی.

00:11:02.270 --> 00:11:05.640
‫ارباب جوان رفته بود، پس اونم باهاش رفت.

00:11:06.180 --> 00:11:07.620
‫ارباب جوانم اونجاست؟

00:11:07.620 --> 00:11:10.900
‫آلیس حتما خیلی بزرگ شده.

00:11:10.900 --> 00:11:13.770
‫یعنی چه شکلی شده.

00:11:14.310 --> 00:11:18.160
‫و این یعنی ارباب جوان هم
‫اینجا زندگی میکنه؟ با آلیس؟

00:11:18.160 --> 00:11:19.680
‫گابرا توی خونه‌ی اصلیه، درسته؟

00:11:19.680 --> 00:11:24.820
‫پس از اونموقعی که رفتم
‫از آلیس مراقبت کردی؟

00:11:24.820 --> 00:11:28.480
‫نه، آلیس دو سال پیش اینجا اومد.

00:11:28.480 --> 00:11:31.250
‫اصلا از کجا شروع کنم؟

00:11:31.680 --> 00:11:33.870
‫احتمالا قراره طول بکشه،
‫من میرم.

00:11:33.870 --> 00:11:37.000
‫داستان شنیدن خوش بگذره.

00:11:37.520 --> 00:11:40.470
‫اوهوم، مرسی بابت همه‌چیز، دالس.

00:11:40.470 --> 00:11:42.370
‫توی دنیای مردگان به همه سلام برسون.

00:11:42.370 --> 00:11:44.210
‫چشم. بدرود.

00:11:46.340 --> 00:11:51.210
‫بیدار شدن شارون به کاری
‫که توی گذشته انجام دادیم ربط داره، نه؟

00:11:52.050 --> 00:11:55.690
‫شاده عمدا اینکارو کرد؟ یا...

00:11:56.320 --> 00:11:59.400
‫مرسی بابت همه چیز، آقای نیکو.

00:11:59.400 --> 00:12:01.610
‫فردا همگی برمیگردیم.

00:12:01.840 --> 00:12:02.910
‫که اینطور.

00:12:02.910 --> 00:12:04.460
‫دلتنگتون میشیم.

00:12:04.460 --> 00:12:07.510
‫هرچیزی که فکر میکردم لازمه رو
‫بهت یاد دادم. حس میکنی چیزی یاد گرفتین؟

00:12:07.510 --> 00:12:11.620
‫بله. زاین هم گفت که کلا
‫تجربه‌ی انقلابی‌ای براش بوده.

00:12:11.620 --> 00:12:15.260
‫خانم ایچی هم گفتن کاف خیلی قوی‌تر شده.

00:12:15.260 --> 00:12:16.640
‫خودت چطور؟

00:12:16.640 --> 00:12:19.300
‫هنوزم به اون چرت و پرتای
‫دوست شدن با شاده اعتقاد داری؟

00:12:19.300 --> 00:12:20.370
‫البته.

00:12:20.370 --> 00:12:23.230
‫اینجا آموزش دیدن باعث شد بیشتر هم متوجه بشم...

00:12:23.230 --> 00:12:24.760
‫که ما انسان‌های عادی،

00:12:25.490 --> 00:12:26.510
‫جادوگرا،

00:12:27.220 --> 00:12:28.260
‫و ساحره ها-

00:12:28.260 --> 00:12:29.810
‫همگی میتونیم همو درک کنیم.

00:12:29.810 --> 00:12:32.340
‫پس میتونیم دوست بشیم.

00:12:32.340 --> 00:12:34.400
‫حتی شاده هم همینطوره، مطمئنم.

00:12:34.400 --> 00:12:37.380
‫آدم جالبی هستی.

00:12:38.520 --> 00:12:39.620
‫ازت خوشم اومد.

00:12:40.390 --> 00:12:42.240
‫به دالس هم قول دادم.

00:12:42.240 --> 00:12:44.740
‫اول سعی میکنیم شاده رو متقاعد بکنیم.

00:12:44.740 --> 00:12:46.680
‫این بخشش به عهده‌ی شماست.

00:12:46.680 --> 00:12:47.490
‫بله.

00:12:47.490 --> 00:12:50.700
‫و چیزی که گفتمو پس میگیرم.

00:12:50.940 --> 00:12:52.060
‫فکر میکنم که...

00:12:52.060 --> 00:12:55.830
‫آخرین چیزی که برای کشتن
‫شاده بهش نیاز داریم اینه که تو لمسش کنی.

00:12:57.870 --> 00:12:59.810
‫به این که تو چه حسی داشتی فکر نکردم

00:12:59.810 --> 00:13:01.980
‫و ازت خواستم که کاری که نمیخوای
‫رو انجام بدی.

00:13:02.380 --> 00:13:03.260
‫منو ببخش.

00:13:03.260 --> 00:13:05.590
‫نه، اشکالی نداره.

00:13:06.190 --> 00:13:07.350
‫مرسی.

00:13:07.350 --> 00:13:08.940
‫بیا طلسممونو باهم بشکنیم.

00:13:08.940 --> 00:13:12.370
‫و زندگیمونو پس بگیریم!

00:13:13.350 --> 00:13:18.340
‫هوی نیکو. بهت گفتم که
‫توی جمع کردن وسایلی که برای کلاس استفاده کردیم بهم کمک کنی.

00:13:18.760 --> 00:13:20.400
‫ببخشید، اویچی!

00:13:24.150 --> 00:13:31.920
‫به طوفان خروشان غرش کن!

00:13:31.920 --> 00:13:38.710
‫بذار جادوی رعد غرش کنه! آره!

00:13:39.140 --> 00:13:43.050
‫جا! جا! جا! جا- جادوگری!

00:13:46.630 --> 00:13:53.420
‫حالا دانش آموزان کوتاه مدت
‫و بلند مدت هم میپذیریم!

00:13:53.770 --> 00:14:00.980
‫با استاد ها و معلم‌های معجزه‌آسامون!

00:14:00.980 --> 00:14:07.980
‫عاا، واقعا یه درختی بزرگ میشه.

00:14:08.290 --> 00:14:15.500
‫توی این مدرسه‌ی جادوگری ما!

00:14:15.524 --> 00:14:19.524
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:14:19.610 --> 00:14:21.080
‫خب، دیگه راه میفتیم.

00:14:21.460 --> 00:14:25.330
‫وقتی آماده بودیم به همه‌تون خبر میدیم.

00:14:25.330 --> 00:14:28.850
‫زاین، چیزایی که یاد گرفتی یادت نره.
‫تمرین کنی ها.

00:14:28.850 --> 00:14:30.050
‫یاودت نله!

00:14:28.850 --> 00:14:30.050
‫یاودت نله!

00:14:30.530 --> 00:14:31.960
‫چشم، چشم.

00:14:31.960 --> 00:14:34.380
‫به هرحال، کاف، داریم میریم.

00:14:34.380 --> 00:14:37.860
‫تا وقتی خانم ایچی نازم نکنه نمیرم.

00:14:37.860 --> 00:14:40.480
‫داری چی میگی؟

00:14:43.170 --> 00:14:44.770
‫مرسی، خانم ایچی!

00:14:44.770 --> 00:14:45.440
‫بای بای!

00:14:45.930 --> 00:14:48.280
‫ظاهرا عجیب غریبشون از من خوشش اومده.

00:14:49.330 --> 00:14:50.240
‫بهترین صندلی!

00:14:51.060 --> 00:14:53.200
‫خیلی خب، منتظر خبرتون می‌مونیم.

00:14:53.710 --> 00:14:55.310
‫خداحافظ سال پایینیا!

00:14:55.310 --> 00:14:57.350
‫توی این جنگ همراهتونیم!

00:14:57.350 --> 00:14:59.160
‫

00:14:57.350 --> 00:14:59.160
‫بازم بلاتون میتلوکونم!

00:15:03.570 --> 00:15:04.910
‫بای بای!

00:15:04.910 --> 00:15:05.440
‫پیپی!

00:15:05.440 --> 00:15:07.070
‫

00:15:05.440 --> 00:15:07.070
‫پی‌پی پی‌پی!

00:15:07.070 --> 00:15:07.720
‫خفه شو.

00:15:09.570 --> 00:15:10.860
‫میگم، اویچی.

00:15:10.860 --> 00:15:12.800
‫میدونی، برای روزی که
‫با شاده قراره مبارزه کنیم...

00:15:13.680 --> 00:15:16.320
‫میتونیم به اون روز بگیم
‫روز شا یا همچین چیزی.

00:15:16.320 --> 00:15:17.520
‫تو هم خفه شو.

00:15:18.550 --> 00:15:19.700
‫خیلی سریعه!

00:15:19.700 --> 00:15:20.880
‫این محشره، زاین!

00:15:20.880 --> 00:15:22.990
‫ولش نکن! میفتی!

00:15:22.990 --> 00:15:25.940
‫آقای فلی، کی میرسیم به عمارت؟

00:15:26.240 --> 00:15:28.810
‫رسیدیم. پیاده‌تون می‌کنم.

00:15:29.310 --> 00:15:30.110
‫ارباب؟

00:15:31.710 --> 00:15:33.370
‫ای بابا، ارباب جوان.

00:15:34.510 --> 00:15:36.200
‫آخ...

00:15:36.200 --> 00:15:39.450
‫کالسکه جادوییا واقعا سریع میرن ها.

00:15:39.450 --> 00:15:40.920
‫رسیدیم خونه.

00:15:40.920 --> 00:15:41.580
‫آره.

00:15:42.130 --> 00:15:44.040
‫اینجا واقعا از همه جا بیشتر حس خونه میده.

00:15:47.090 --> 00:15:49.710
‫خوش برگشتیم، ارباب، آلیس.

00:15:50.490 --> 00:15:52.030
‫منتظرتون بودم.

00:15:52.030 --> 00:15:54.340
‫ما برگشتیم، روب.

00:15:54.840 --> 00:15:55.770
‫ما برگشتیم.

00:15:55.770 --> 00:15:57.230
‫تو چت شده؟

00:15:57.230 --> 00:15:59.190
‫داری عجیب رفتار میکنی.

00:15:59.590 --> 00:16:00.690
‫نه، چیزی نیست.

00:16:00.690 --> 00:16:04.800
‫فقط یه سورپرایزی برای
‫آلیس-دونو دارم، همین.

00:16:04.800 --> 00:16:07.150
‫مطمئنم عاشقش میشین.

00:16:07.150 --> 00:16:09.290
‫یه سورپرایزه، ولی داری از قبل بهش خبر میدی؟

00:16:09.290 --> 00:16:12.210
‫آه، نباید چیزی میگفتم، درسته.

00:16:12.210 --> 00:16:13.910
‫به هرحال، از این سمت.

00:16:19.330 --> 00:16:20.080
‫آلیس!

00:16:21.500 --> 00:16:22.710
‫شارون-سان؟

00:16:22.710 --> 00:16:24.180
‫مشتاق دیدارتون بودم.

00:16:24.180 --> 00:16:26.250
‫شما هم خیلی بزرگ شدین، ارباب جوان.

00:16:35.050 --> 00:16:40.640
‫با اینکه این همه گذشته، باز هم
‫منو شناختی؟

00:16:41.230 --> 00:16:44.390
‫معلومه که، من مامانتم.

00:16:46.600 --> 00:16:51.460
‫و باعث خوشنودیمه که دارم میبینم به
‫چه بانوی جوان فوق‌العاده‌ای تبدیل شدی.

00:16:51.460 --> 00:16:53.730
‫و این که چقدر سرحالی.

00:16:54.070 --> 00:16:59.530
‫خوشحالم... خیلی خوشحالم که زنده‌ای.
‫که بیدار شدی.

00:16:59.530 --> 00:17:02.250
‫ببخشید که تنهات گذاشتم.

00:17:02.250 --> 00:17:05.000
‫برای جفتشون خیلی خوشحالم.

00:17:05.750 --> 00:17:08.210
‫ولی چرا طلسمش یهو شکست؟

00:17:08.650 --> 00:17:11.410
‫شاده، چیکار کردی؟

00:17:13.280 --> 00:17:16.130
‫بعد همه‌ی چیزایی که روب
‫بهم تعریف کرد تعجب کردم.

00:17:16.900 --> 00:17:20.340
‫ارباب جوان، نفرینتون باعث
‫شده خیلی زجر بکشین.

00:17:20.340 --> 00:17:23.290
‫نه، روب و آلیس کنارم بودن.

00:17:23.290 --> 00:17:25.060
‫برای تو سخت‌تر بوده.

00:17:26.320 --> 00:17:28.430
‫بهتر از چیزی که فکر میکردم کنار اومدم باهاش!

00:17:28.800 --> 00:17:32.770
‫هرچند خیلی دوست داشتم بزرگ شدن آلیس رو ببینم.

00:17:34.970 --> 00:17:40.450
‫خوشحالم که تونستم دوباره ببینمت،
‫ولی باز به زودی میرم.

00:17:41.430 --> 00:17:44.070
‫خیلی کمک بزرگی میشه اگه
‫خدمتکار اینجا بشی.

00:17:44.070 --> 00:17:45.580
‫کمبود خدمه داریم همیشه.

00:17:46.050 --> 00:17:49.710
‫خواهر کوچیکترم اینهمه مدت
‫از آلیس مراقبت کرده.

00:17:49.710 --> 00:17:51.580
‫میخوام ازش تشکر کنم.

00:17:51.580 --> 00:17:54.590
‫بعدش توی خونه‌ی اصلی شروع به کار میکنم.

00:17:54.590 --> 00:17:56.770
‫باید گابرا رو ببینم!

00:17:56.770 --> 00:17:57.800
‫گابرا؟

00:17:59.780 --> 00:18:02.300
‫گابرا... مامانمو با اسم
‫کوچیکش صدا میکنی؟

00:18:02.300 --> 00:18:04.710
‫ازم خواسته بود اینجور صداش کنم!

00:18:04.710 --> 00:18:08.010
‫شاید به نظر نیاد،
‫ولی خیلی بچه‌ی پرشوریه!

00:18:08.010 --> 00:18:09.100
‫پرشور؟

00:18:09.580 --> 00:18:13.840
‫من میخوام اینجا بمونی، مامان.

00:18:13.840 --> 00:18:14.780
‫موئه!

00:18:15.180 --> 00:18:16.910
‫ببخشید، آلیس.

00:18:16.910 --> 00:18:21.550
‫ولی اگه اینجا بمونم، دیگه
‫نمیتونی با ارباب جوان لاس بزنی، میتونی؟

00:18:22.450 --> 00:18:24.200
‫عه چه بامزه! زدم تو خال؟

00:18:24.890 --> 00:18:27.290
‫به نظرت منم مزاحم لاساشون میشم؟

00:18:27.290 --> 00:18:29.830
‫معلومه که نه. تو هم جزوی از خونواده‌ای، درسته؟

00:18:34.500 --> 00:18:38.280
‫شارون-سان، چیزی هست که
‫بیشتر میخوام راجع بهش بپرسم.

00:18:38.280 --> 00:18:39.180
‫بـ- بله.

00:18:39.530 --> 00:18:41.650
‫راجع به شاده و پدربزرگم...

00:18:42.430 --> 00:18:44.640
‫چیزی راجع به اون دوتا میدونی؟

00:18:44.640 --> 00:18:47.180
‫ظاهرا به نفرینمم ربط داره.

00:18:47.180 --> 00:18:48.630
‫نفرینتون؟

00:18:48.630 --> 00:18:50.440
‫هرچیزی که بخوای رو بهتون میگم!

00:18:51.770 --> 00:18:55.360
‫اول، راجع به خودم و ویکتور-ساما تعریف کنم.

00:18:56.030 --> 00:19:03.880
‫من و آلیس توی یه کلبه‌ی کوچیکی زندگی میکردیم...
‫یکی مثل این راستش!

00:19:03.880 --> 00:19:09.610
‫یه اشرافی که حین شکار
‫زخمی شده بود اومد اونجا...

00:19:09.610 --> 00:19:11.510
‫و اون پدربزرگ من بود؟

00:19:11.510 --> 00:19:12.170
‫بله.

00:19:12.960 --> 00:19:16.730
‫خوشبختانه زخماش عمیق نبودن،
‫و تونست سریع برگرده خونه‌ش.

00:19:17.690 --> 00:19:20.250
‫ولی چند روز بعدش باهامون ارتباط برقرار کرد،

00:19:20.250 --> 00:19:23.180
‫و پیشنهاد داد که توی عمارت کار بکنیم.

00:19:23.180 --> 00:19:26.140
‫گفت که یه دکترم میاره
‫که آلیسو معاینه کنه.

00:19:26.140 --> 00:19:28.130
‫و اینجور بود که رفتیم عمارت؟

00:19:28.870 --> 00:19:32.780
‫اونموقع، اونقدر ضعیف شده بودی
‫که نمیتونستم بذارمت برم سر کار.

00:19:32.780 --> 00:19:34.410
‫خیلی سخت بود.

00:19:34.410 --> 00:19:37.360
‫سر همین نمیتونم به مقدار کافی
‫از ویکتور قدردانی کنم

00:19:37.800 --> 00:19:41.560
‫ولی حتی بعد اینکه بهمون کار داد،
‫تا حالا خدمتکاری نکرده بودم.

00:19:41.560 --> 00:19:43.290
‫خیلی خرابکاری کردم.

00:19:43.290 --> 00:19:48.790
‫برام یه لباس مخصوص سیاه دادن،
‫چون هی پیشبندمو کثیف میکردم.

00:19:48.790 --> 00:19:51.150
‫با اینکه هرروز سخت کار میکردم،
‫و واقعا سخت بود،

00:19:51.150 --> 00:19:54.870
‫با کمک ارباب و گابرا،
‫روب و همکارای دیگه‌م،

00:19:54.870 --> 00:19:56.730
‫همیشه خوش میگذشت.

00:19:58.250 --> 00:20:03.470
‫و بیشتر از هرچیزی، دیدن
‫خوب شدن روز به روز آلیس محشر بود.

00:20:04.080 --> 00:20:06.990
‫با شما هم خیلی نزدیک شده بود.

00:20:06.990 --> 00:20:09.260
‫آره، آلیس بهم گفت.

00:20:09.260 --> 00:20:12.630
‫هرچند اون روزا رو خودم زیاد یادم نیست.

00:20:12.630 --> 00:20:16.430
‫و بعدش، یه روزی شاده باهام صحبت کرد.

00:20:16.430 --> 00:20:18.230
‫بهم گفت، بیا دوست بشیم.

00:20:18.860 --> 00:20:23.550
‫شاده راهبه‌ای بود که حتی قبل اینکه
‫من اینجا بیام، میرفت و میومد.

00:20:23.940 --> 00:20:26.740
‫همیشه خواهر کوچیکترش دالس باهاش بود.

00:20:26.740 --> 00:20:29.310
‫باهاش صحبت کردن خیلی خوش میگذشت!

00:20:29.310 --> 00:20:33.660
‫تفریحش طالع‌بینی بود و
‫میتونست حدس بزنه که چی فکر می‌کنم!

00:20:33.660 --> 00:20:34.960
‫و بعدش...

00:20:35.630 --> 00:20:41.170
‫ارباب فوت کرد... و ببخشید،
‫ولی بعدش چیزی رو به خاطر ندارم.

00:20:41.440 --> 00:20:43.890
‫نیازی نیست به خودت فشار بیاری. مرسی.

00:20:43.890 --> 00:20:47.710
‫مامان، بابام چه شکلی بود؟

00:20:47.710 --> 00:20:49.090
‫همینقدر رک پرسید؟

00:20:49.090 --> 00:20:50.690
‫و با این زمانبندی؟

00:20:52.180 --> 00:20:55.830
‫شاید گفتنش به دخترم خیلی خوب نباشه
‫ولی سلیقه‌م توی مردا بده.

00:20:55.830 --> 00:20:59.540
‫بعد اینکه به دنیا اومدی منو
‫ول کرد و با یه زن دیگه‌ای رفت.

00:20:59.540 --> 00:21:02.860
‫احتمالا یجایی توی این دنیا باشه هنوزم.

00:21:03.290 --> 00:21:04.400
‫که اینطور.

00:21:04.730 --> 00:21:08.560
‫حالا متوجه شدم که خاله‌م
‫چرا بهم نمیگفت.

00:21:08.560 --> 00:21:10.330
‫اگه زنده‌س، همین کافیه.

00:21:10.330 --> 00:21:12.880
‫و این که تو باهاش کنار اومده باشی.

00:21:13.450 --> 00:21:17.460
‫حالا دیگه میرم عمارت  که بخوابم.

00:21:17.780 --> 00:21:20.340
‫به آلیس خیانت نکنیا، ارباب جوان.

00:21:20.640 --> 00:21:24.570
‫شما جوونا باهم خوش بگذرونین!
‫شب بخیر!

00:21:28.860 --> 00:21:29.820
‫شارون!

00:21:31.140 --> 00:21:33.810
‫هیچوقت به آلیس خیانت نمی‌کنم! هرگز!

00:21:34.050 --> 00:21:37.310
‫هر اتفاقی بیفته، ازش محافظت میکنم!

00:21:37.690 --> 00:21:39.120
‫خوشحالش میکنم!

00:21:39.730 --> 00:21:43.390
‫عالی! ازش خوب مراقبت کن!

00:21:43.390 --> 00:21:46.630
‫واو، یعنی داشت خواستگاری میکرد؟

00:21:46.630 --> 00:21:49.030
‫ارباب جوان چقدر شجاعه آخخخخ!

00:21:49.030 --> 00:21:51.240
‫فردا به روب تعریف می‌کنم!

00:21:53.360 --> 00:21:55.750
‫آلیس، بیا بیشتر صحبت کنیم.

00:21:56.010 --> 00:21:56.820
‫آلیس؟

00:21:56.820 --> 00:21:59.000
‫هی، آلیس؟ چی شده؟

00:21:59.590 --> 00:22:01.270
‫آممم، آلیس؟

00:22:01.810 --> 00:22:03.230
‫آلیس؟!

00:22:03.254 --> 00:22:23.254
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:23.278 --> 00:22:43.278
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:35.010 --> 00:23:40.250
‫دوک مرگ و خدمتکارش
‫ارباب جوان، آلیس و کلون مرموز

00:23:35.560 --> 00:23:39.640
‫ارباب جوان، آلیس و کلون مرموز