﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:03.001
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .:: www.bolboljan.net ::.

00:00:07.523 --> 00:00:10.948
‫جولای سال ۹۸۱ بعد از میلاد ...

00:00:11.241 --> 00:00:19.012
‫امپراطور در حالی که فقط ۲۶ سال سن داشت
‫در ششمین سال سلطنتش درگذشت

00:00:20.084 --> 00:00:25.352
‫کتاب تاریخ گوریو در باره کیونگ جونگ اینگونه میگوید که
‫او پادشاهی نجیب, مهربان و بی ریا بوده است

00:00:25.393 --> 00:00:27.816
‫او علاقه چندانی به مراسم ها
‫و شادیهای بی مورد نداشته است

00:00:27.870 --> 00:00:35.869
‫ولی در سالهای پایانی حکومتش او وظایف خود را به عنوان
‫پادشاه نادیده گرفت و فقط به خوشگذرانی با زنان و شراب پرداخت

00:00:36.970 --> 00:00:44.970
‫تاریخچه گوریو مینویسد: "او مردان بزرگ و خوب را از خود دور کرد و مردان پست و پایین رتبه را در نزد خود نگه داشت، اینکار موجب زوال سیاسی و فرهنگی شد"

00:00:46.863 --> 00:00:50.424
‫عنوان بعد از مرگ, هونهوا
‫نام حک شده بر روی قبر, کیونگ جونگ

00:00:50.472 --> 00:00:55.945
‫او در تپه ای در شمال گگیونگ دفن شد
‫و نام مزار او را "آرامگاه یونگنونگهو" نامیدند

00:00:57.124 --> 00:01:04.736
‫حالا پنجمین حاکم گوریو, کیونگ جونگ درگذشته است و‏
‫ششمین حاکم, سونگجونگ بر تخت نشسته است

00:01:11.582 --> 00:01:16.873
‫اعلی حضرت, ملکه بیوه، بانوی من هونا
‫اجازه شرفیابی به محضر امپراطور را خواستارند

00:01:18.276 --> 00:01:26.276
‫امپراطور سابق دستور داده بودند که در صبح روز ۲6 دیگه
‫لباس عزا نپوشیم, پس تو هم لباس عزا رو دربیار

00:01:27.261 --> 00:01:27.456
‫سونگجونگ

00:01:27.480 --> 00:01:31.690
‫بذار دیگران اینکارو بکنند
‫من که هنوز حاضر نیستم

00:01:31.699 --> 00:01:34.197
‫ملکه هونا

00:01:34.221 --> 00:01:38.101
‫البته... هیچکسی به اندازه‌ تو غمگین نیست

00:01:38.888 --> 00:01:42.597
‫چرا میخواستی منو ببینی؟

00:01:44.283 --> 00:01:48.914
‫اقامتگاهی در بیرون از قصر برات مهیا کرده ام
‫و اونو سونگدوک نامیده ام

00:01:50.255 --> 00:01:54.226
‫از این به بعد میخوام بهت بگم, بانوی منی سونگدوک

00:01:54.544 --> 00:01:58.321
‫دارید منو از قصر بیرون میکنید؟

00:02:00.955 --> 00:02:06.849
‫شاید از اونجاییکه اعلی حضرت
‫دیگه درگذشته اند, باید اینکارو بکنم

00:02:07.156 --> 00:02:08.658
‫باشه, میرم

00:02:08.887 --> 00:02:14.872
‫یه چیز دیگه, میخوام تنها بری

00:02:16.185 --> 00:02:19.485
‫برای سول هم اقامتگاه دیگه ای آماده کرده ای

00:02:20.308 --> 00:02:24.677
‫احتیاجی به این کار نیست
‫میتونیم مثل همیشه کنار هم زندگی کنیم

00:02:24.872 --> 00:02:26.749
‫منظورم این نیست

00:02:28.961 --> 00:02:31.976
‫میخوام که پسرت اینجا بمونه و تنها بری

00:02:32.702 --> 00:02:37.014
‫بله
‫ببخشید نفهمیدم چی گفتید؟

00:02:37.143 --> 00:02:40.784
‫خودم سونگ رو وی قصر بزرگ میکنم

00:02:40.911 --> 00:02:43.881
‫خنده داره
‫چرا ؟

00:02:44.115 --> 00:02:46.823
‫به چه دلیلی من باید از پسرم, جدا باشم؟

00:02:48.305 --> 00:02:50.114
‫این خواسته امپراطور سابقه

00:02:50.167 --> 00:02:55.355
‫دروغه..., اعلی حضرت هرگز همچنین خواسته ای نداشته اند

00:02:55.918 --> 00:03:00.822
‫آخه چرا؟
‫چرا دارید اینکارو با من میکنید؟

00:03:00.955 --> 00:03:04.380
‫مگه من چیکارتون کرده ام که میخواید
‫من و پسرم رو از هم جدا کنید؟

00:03:04.724 --> 00:03:08.570
‫هیچکاری نکرده ای, ولی خودم بچه رو بزرگ میکنم

00:03:08.930 --> 00:03:12.969
‫این دستور امپراطوره
‫و تو باید بدون هیچ گونه اعتراضی اونو بپذیری

00:03:13.097 --> 00:03:14.713
‫دستور امپراطور؟

00:03:14.845 --> 00:03:20.136
‫آهان
‫حالا فهمیدم

00:03:20.831 --> 00:03:22.936
‫مادربزرگ راست میگفت

00:03:23.677 --> 00:03:29.059
‫برادر عزیزم در سرتاسر
‫عمرش به دنبال تخت بود

00:03:29.647 --> 00:03:32.685
‫با شوهرم چیکار کردی؟

00:03:33.074 --> 00:03:35.941
‫داری درباره چی حرف میزنی ؟
‫طوری رفتار نکنید که انگار نمیدونید دارم درباره چی حرف میزنم

00:03:36.068 --> 00:03:37.843
‫شبی که شورش شد

00:03:37.868 --> 00:03:41.168
‫همون شبی که حال اعلی حضرت خراب شد
‫ایشون فقط اسم تو و وزیر چو رو تکرار میکردند

00:03:41.305 --> 00:03:49.305
‫اون شب جه اتفاقی افتاد؟
‫با ایشون چیکار کردید؟

00:03:50.795 --> 00:03:52.240
‫چی میگی؟

00:03:52.367 --> 00:03:54.017
‫اون موضوع چه ربطی به خواسته فعلی من داره؟

00:03:54.146 --> 00:03:59.255
‫مادربزرگ بهم هشدار داد که تو با شیلاییها همدست شده ایی
‫و به دنبال تخت امپراطور هستی

00:03:59.284 --> 00:04:03.255
‫باید هر چی که اون میگه گوش کنی ؟
‫اون زن خطرناکیه

00:04:03.382 --> 00:04:06.795
‫نه, تو کسی هستی که خطرناکه

00:04:07.280 --> 00:04:11.194
‫اگه نیستی پس چرا میخوای پسرم رو ازم جدا کنی؟

00:04:11.413 --> 00:04:14.565
‫فکر میکنی اون تهدیدی برای تخت توست؟

00:04:16.050 --> 00:04:21.033
‫اگه نگران این موضوع هستی
‫خیالت راهت باشه

00:04:21.293 --> 00:04:26.345
‫من و پسرم تمایلی به نشستن بر تخت امپراطوری نداریم

00:04:26.477 --> 00:04:29.811
‫پس سعی نکن که ما رو از هم جدا کنی

00:04:30.009 --> 00:04:33.240
‫هرگز موفق نمیشی
‫هرگز

00:04:41.435 --> 00:04:44.484
‫بیایید سنگ دل, نباشیم

00:04:44.677 --> 00:04:50.116
‫بیشتر از یک ماه از مرگ امپراطور میگذره

00:04:50.790 --> 00:04:54.465
‫علاوه بر این, ایشون خواهر امپراطور جدید هستند

00:04:54.688 --> 00:05:00.013
‫وقتی که یک امپراطور میمیره, رسمه که همسران
‫و کنیزانش قصر رو ترک کنند

00:05:00.028 --> 00:05:01.206
‫چو جی مونگ

00:05:01.230 --> 00:05:05.064
‫دو ملکه بزرگ قبلا اینکارو کرده اند

00:05:05.623 --> 00:05:09.298
‫چوی سئوم

00:05:09.309 --> 00:05:11.311
‫اعلی حضرت با اهدای قصری در خارج از شهر
‫نهایت سخاوتمندیشون رو نشان داده اند

00:05:11.793 --> 00:05:16.469
‫مشکل اینه که از ایشون خواسته شده که بدون پسرشون از اینجا برن

00:05:16.481 --> 00:05:17.130
‫سئو هوی ... یی جی باک

00:05:17.139 --> 00:05:21.610
‫کدوم مادری توی این دنیا میخواد که از بچه اش, جدا بشه؟

00:05:22.181 --> 00:05:25.583
‫من هم درک نمیکنم

00:05:25.922 --> 00:05:30.996
‫چرا در حالی که اون دیگه پسر امپراطور به حساب نمیاد
‫باید اونو توی قصر نگهداریم؟

00:05:31.008 --> 00:05:31.347
‫پارک یانگ یو

00:05:31.371 --> 00:05:34.625
‫این خاسته امپراطور سابقه

00:05:34.762 --> 00:05:39.495
‫نمیدونم که امپراطور سابق چرا همچنین خواسته ای داشته

00:05:39.505 --> 00:05:44.579
‫هان اینگیونگ ... هان اونگونگ

00:05:41.482 --> 00:05:46.511
‫اون میخواست پسرش امپراطور بعدی باشه

00:05:47.758 --> 00:05:53.811
‫اگه اینطور باشه, فکر کنم که, بانو منی سونگدوک
‫اصلا نباید خودشون رو ناراحت کنند

00:05:54.207 --> 00:05:55.959
‫مزخرفه

00:05:56.279 --> 00:06:02.844
‫امپراطور جدید جوان هستند و ممکنه که ده ها
‫فرزند در آینده داشته باشند

00:06:03.592 --> 00:06:08.052
‫پسر بانو منی سونگدوک, شانسی برای تصاحب تخت نخواهد داشت

00:06:08.179 --> 00:06:10.773
‫از اونجایی که داری هی دلیل میاری بذار بگم که

00:06:10.785 --> 00:06:18.010
‫امپراطور سابق در حالی که خودشون وارث داشتند, با واگذار
‫کردن تختشون به امپراطور فعلی, کار عجیبی انجام دادند

00:06:19.700 --> 00:06:23.750
‫منظورت اینه که امپراطور جدید نباید, بر تخت بشینه؟

00:06:23.881 --> 00:06:28.569
‫نه!
‫دارم درباره روند مناسب حرف میزنم

00:06:29.324 --> 00:06:34.888
‫لطفا تمومش کنید
‫این به تصمیم اعلی حضرت ربط داره

00:06:35.018 --> 00:06:39.672
‫به هیج وجه به ما ربطی نداره

00:06:41.804 --> 00:06:45.206
‫نا معقوله, خواهر
‫اون چطور میتونه؟

00:06:46.023 --> 00:06:48.833
‫ملکه هونجونگ

00:06:48.848 --> 00:06:49.235
‫برادر واقعا اینها رو بهت گفت؟

00:06:50.600 --> 00:06:53.740
‫بچه ای که هنوز یک ساله نیست رو بذاری و بری؟

00:06:54.277 --> 00:06:58.407
‫چرا بردارت باید اینکارو باهات بکنه؟

00:06:59.154 --> 00:07:02.772
‫اونکه تو رو از همه بیشتر دوست داشت

00:07:03.164 --> 00:07:05.701
‫از پسرم محافظت میکنم

00:07:06.189 --> 00:07:12.071
‫تنهایی از این قصر نمیرم

00:07:14.542 --> 00:07:22.542
‫خواهر, نميشه به هوانگجو برگردیم؟
‫البته با بچه

00:07:23.604 --> 00:07:25.789
‫میخوای اینکارو بکنی؟

00:07:28.117 --> 00:07:29.357
‫باشه

00:07:29.365 --> 00:07:32.915
‫فردا بار و بندیلمون رو میبندیم و به خونه برمیگردیم

00:07:33.299 --> 00:07:40.126
‫مادربزرگ هم خوشحال میشه
‫من هم از قصر خوشم نمیاد

00:07:48.671 --> 00:07:50.651
‫آقا

00:07:51.798 --> 00:07:56.998
‫سلام, هیانگ بی
‫اونجا چیکار میکردی؟

00:07:57.157 --> 00:08:02.414
‫مردی رو در از خارج از قصر دیدم
‫بهم گفت که اینو بهتون بدم

00:08:02.424 --> 00:08:05.356
‫چون هیانگ بی

00:08:05.380 --> 00:08:07.007
‫جناب کانگ

00:08:07.014 --> 00:08:09.881
‫کانگ کامچان

00:08:09.893 --> 00:08:10.621
‫منو ببخش که اونطوری ترکت کردم

00:08:11.760 --> 00:08:17.836
‫فکر کنم که تا حالا خودت متوجه شده باشی که
‫من و تو راهمون با هم فرق میکنه

00:08:20.718 --> 00:08:28.718
‫من مسافری هستم که با باد سفر میکنم
‫ولی تو باید کارهای زیادی انجام بدی

00:08:30.484 --> 00:08:31.185
‫وانگ اووک

00:08:31.209 --> 00:08:34.861
‫من بُزدلی هستم که وقتی که اوضاع خوب نباشه فرار میکنم

00:08:34.885 --> 00:08:41.996
‫ولی تو به هر قیمتی که شده کشور رو
‫از پریشانی و دردسر نجات میدی

00:08:42.259 --> 00:08:48.016
‫به همین خاطر این شعر رو با نهایت احترام برات فرستادم

00:08:49.222 --> 00:08:52.829
‫"بر روی اسکله ای که پنبه زنی گریان
‫بر روی اون باشد, به ندرت مسافری پیدا میشود"

00:08:52.963 --> 00:08:56.979
‫"مرد پاروزن قایق را به سوی دیگر ساحل میراند"

00:08:57.574 --> 00:09:00.805
‫"تنها چیزی که برای ما میماند, تابش آفتاب بهاری است"

00:09:00.931 --> 00:09:05.550
‫"هر جا که باشم از صمیم قلب با تو وداع میکنم,ای دوست من"

00:09:06.807 --> 00:09:14.807
‫ازت میخوام که وقتی که به دربار وارد شدی
‫ساز رو به بانوی من بدی

00:09:17.021 --> 00:09:21.174
‫جایی که من هستم, آسمان صافه
‫امیدوارم که اونجا هم اینطوری باشه

00:09:21.561 --> 00:09:24.007
‫چقدر خودخواهی

00:09:25.521 --> 00:09:33.338
‫مثل یک پرنده آزاد هستی
‫ولی از من میخوای که تنهایی به دل طوفان بزنم

00:09:45.129 --> 00:09:48.292
‫وانگ سونگ

00:09:57.074 --> 00:10:01.181
‫امتحان گرفتن از شما, تنها چیزیه که باعث لذت من میشه

00:10:01.527 --> 00:10:07.773
‫شراب نمینوشم , مهمانی نمیگیرم
‫باید منو از خستگی دربیاری

00:10:07.790 --> 00:10:13.670
‫کیونگ جونگ

00:10:13.694 --> 00:10:15.014
‫ملکه

00:10:15.779 --> 00:10:17.110
‫بله؟

00:10:18.373 --> 00:10:24.221
‫پسرمون به روی من خندید

00:10:25.298 --> 00:10:26.982
‫واقعا؟

00:10:29.923 --> 00:10:35.248
‫پسرمون به روی من لبخند زد

00:10:36.346 --> 00:10:38.166
‫بله اعلی حضرت

00:10:38.659 --> 00:10:46.659
‫به هر قیمتی که شده از تو و پسرمون محافظت میکنم

00:10:49.303 --> 00:10:50.748
‫اعلی حضرت ...

00:10:58.908 --> 00:11:04.881
‫اگه هیچ کس دیگه ای نتونه به من ایمان داشته باشه
‫نو یکی باید داشته باشی

00:11:06.728 --> 00:11:11.666
‫باید

00:11:13.175 --> 00:11:17.442
‫دارم , به شما ایمان دارم

00:11:47.524 --> 00:11:55.524
‫اعلی حضرت, فردا قصر رو ترک میکنیم

00:11:58.582 --> 00:12:06.582
‫قول دادید که از ما محافظت میکنید
‫پس لطفا سر قولتون بمونید و مراقب ما باشید

00:12:11.193 --> 00:12:12.445
‫اعلی حضرت ...

00:12:31.090 --> 00:12:37.268
‫انرژی امپراطوری نه تنها شما, بلکه
‫پسر امپراطور رو هم احاطه کرده

00:12:37.971 --> 00:12:45.287
‫یعنی دو پسر در صورت فلکی امپراطوری هستند
‫که یکیشون باید نابود بشه

00:12:53.494 --> 00:12:58.967
‫در ضمن مادرش حتی از اون هم خطرناکتره

00:12:59.285 --> 00:13:05.201
‫همون نیرویی که شاه تجو در دوران جوانی داشتند
‫رو در وجود اون هم احساس میکنم

00:13:05.462 --> 00:13:08.068
‫این برای یه زن بی سابقه است

00:13:08.322 --> 00:13:13.624
‫نیروی اون اینقدر زیاده که امپراطور و سایرین رو تهدید خواهد کرد

00:13:13.959 --> 00:13:18.396
‫اگه همچین نیروی به کمک پسر امپراطور بیاد, شما موفق نمیشید

00:13:18.651 --> 00:13:23.213
‫شما بازنده خواهید بود
‫بکشیدشون, باید اونها رو بکشید

00:13:28.387 --> 00:13:33.359
‫اگه اصرار دارید که اونها رو زنده نگه دارید
‫پس پسر و مادر رو از هم جدا کنید

00:13:33.565 --> 00:13:38.537
‫این تنها چاره ای که میتونه ما رو به هدفمون برسونه

00:13:39.682 --> 00:13:44.916
‫اگه این رو نپذیرید دیگه کمکی از دستم برنمیاد

00:14:34.542 --> 00:14:36.510
‫صبر کنید
‫این کارتون به چه معناست؟

00:14:36.694 --> 00:14:39.903
‫دستور امپراطوره
‫ببریدش

00:14:40.379 --> 00:14:41.733
‫بانوی من

00:14:41.976 --> 00:14:44.411
‫همینجا بمونید
‫صبر کنید

00:14:44.701 --> 00:14:46.032
‫بانوی من

00:14:51.065 --> 00:14:53.193
‫سونگ
‫سونگ

00:14:55.740 --> 00:14:58.675
‫ولم کنید
‫ولم کنید

00:14:58.957 --> 00:15:01.153
‫سونگ
‫سونگ

00:15:03.301 --> 00:15:04.951
‫سونگ

00:15:05.108 --> 00:15:08.385
‫به ما دستور داده شده که شما رو‏
‫به بیرون از اینجا همراهی کنیم

00:15:08.784 --> 00:15:11.071
‫شما رو به قصر سونگدوک میبریم

00:15:11.615 --> 00:15:15.449
‫باشه , میرم
‫فقط بچه ام رو برگردونید

00:15:15.691 --> 00:15:17.204
‫بچه ام رو برگردونید

00:15:17.388 --> 00:15:18.890
‫نمیتونم اینکارو بکنم

00:15:19.332 --> 00:15:22.176
‫شما فقط اجازه دارید که هر سه ماه یکبار پسرتون رو ببینید

00:15:22.439 --> 00:15:23.816
‫چی؟

00:15:29.807 --> 00:15:31.764
‫منتظر چی هستید؟
‫برید دنبالش

00:15:39.704 --> 00:15:42.799
‫از سر راهم برید کنار
‫بذارید برم داخل

00:15:45.103 --> 00:15:49.108
‫اعلی حضرت, چطور میتونید اینکارو با من بکنید؟

00:15:50.017 --> 00:15:56.036
‫همین الان قصر رو ترک میکنم
‫فقط پسرم رو بهم برگردونید

00:15:56.364 --> 00:15:59.675
‫لطفا بچه ام رو بهم بده, برادر

00:15:59.987 --> 00:16:06.415
‫چه خطایی از من سر زده؟
‫لطفا اونو بهم برگردون, برادر

00:16:07.112 --> 00:16:08.841
‫برادر

00:16:11.280 --> 00:16:12.759
‫برادر ...

00:16:14.065 --> 00:16:16.807
‫لطفا پسرم رو بهم برگردونید

00:16:17.571 --> 00:16:20.359
‫کو هیون

00:16:20.367 --> 00:16:21.584
‫اعلی حضرت, بانو منی سونگ
‫در بیرون ...

00:16:21.709 --> 00:16:23.063
‫ساکت

00:16:24.110 --> 00:16:25.396
‫اعلی حضرت

00:16:26.249 --> 00:16:29.253
‫منتظر چی هستید؟
‫اونو از قصر بیرون کنید

00:16:31.476 --> 00:16:34.753
‫یادتون میاد قبل از اینکه به قصر بیاییم, چقدر صمیمی بودیم

00:16:34.948 --> 00:16:39.840
‫چطور میتونی اینکارو با من بکنی, برادر؟

00:16:45.856 --> 00:16:49.247
‫تو ... چطور جرئت میکنی دستت رو, روی من بلند کنی

00:16:51.297 --> 00:16:56.975
‫اعلی حضرت, فقط پسرم رو بهم برگردونید

00:16:58.305 --> 00:17:05.985
‫چیز دیگه ای نمیخوام
‫فقط پسرم رو بهم برگردونید

00:17:06.798 --> 00:17:10.109
‫اون همه چیز منه, برادر

00:17:10.657 --> 00:17:14.446
‫برادر
‫برادر

00:17:18.855 --> 00:17:21.301
‫خواهر
‫خواهر

00:17:23.510 --> 00:17:26.741
‫بانوی من, لطفا چشماتون رو باز کنید

00:17:26.995 --> 00:17:28.713
‫خواهر, بیدار شو

00:17:28.944 --> 00:17:32.585
‫خواهر
‫چشمهاتو باز کن, خواهر

00:17:40.378 --> 00:17:41.834
‫خواهر

00:17:42.162 --> 00:17:44.529
‫بیدار شو ... بیدار شو

00:17:45.163 --> 00:17:49.623
‫خواهر... خواهر... خواهر

00:17:54.255 --> 00:17:56.280
‫منظورت چیه؟

00:17:59.099 --> 00:18:01.682
‫ملکه شینجونگ

00:18:01.694 --> 00:18:05.631
‫اونها شاهزاده رو ازش گرفته اند و مجبورش
‫کرده اند که قصر رو ترک کنه ؟

00:18:06.035 --> 00:18:07.434
‫بله, سرورم

00:18:07.709 --> 00:18:14.354
‫ایشون رو از قصر بیرون کردند و به قصر سونگدوک فرستادند

00:18:15.193 --> 00:18:20.108
‫واقعاً صحنه دردناکی بود

00:18:20.393 --> 00:18:25.729
‫ملکه الان کجاست؟
‫چرا اونو به اینجا نمیارید؟

00:18:26.876 --> 00:18:31.837
‫ایشون در قصر سونگدوک هستند
‫و نه چیزی میخورند و نه چیزی مینوشند

00:18:31.853 --> 00:18:32.445
‫خدمتکار یون

00:18:32.469 --> 00:18:37.532
‫ایشون نمیخوان تا وقتی که شاهزاده رو بهش
‫برگردونند اونجا رو ترک کنند

00:18:39.765 --> 00:18:41.665
‫باور نکردنیه

00:18:42.596 --> 00:18:48.694
‫هرگز فکر نمیکردم که اعلی حضرت با
‫ملکه اینطوری رفتار خواهند کرد

00:18:49.521 --> 00:18:52.900
‫ملکه برای پس گرفتن پسرش به قصر امپراطور رفت

00:18:55.837 --> 00:19:00.582
‫در حالی که بیهوش شده بودند
‫ایشون رو از اونجا بردند

00:19:00.706 --> 00:19:07.817
‫افراد زیادی در قصر بودند و پول زیادی هم خرج شده بود
‫تا به همسر جدید امپراطور خیر مقدم گفته بشه

00:19:09.322 --> 00:19:11.609
‫این کار قلبم رو شکسته

00:19:14.336 --> 00:19:15.940
‫همسر جدید؟

00:19:16.760 --> 00:19:20.981
‫همسرشون هنوز به قصر نرفته و ایشون
‫یه همسر جدید اختیار کرده اند؟

00:19:21.495 --> 00:19:25.591
‫بله , اسم همسر جدیدشون یونهونگه

00:19:25.738 --> 00:19:32.178
‫شنیدم که اعلی حضرت قبل از اینکه امپراطور بشن
‫عاشق اون بوده اند, میگن که اعلی حضرت خیلی اون رو دوست داره

00:19:35.959 --> 00:19:41.966
‫این همون دختر کیم وون سونگه؟

00:19:42.619 --> 00:19:44.303
‫بله, بانوی من

00:19:47.154 --> 00:19:52.866
‫منسوخ کردن مراسم پالگوانهه, اعلی حضرت؟

00:19:53.299 --> 00:19:56.189
‫اصلا معقول نیست, اعلی حضرت

00:19:56.255 --> 00:19:57.984
‫من هم موافقم, اعلی حضرت

00:19:58.250 --> 00:20:01.299
‫التماس میکنم تجدید نظر کنید

00:20:01.592 --> 00:20:04.687
‫دیگه نمیتونم اموال خزانه رو اسراف کنم

00:20:04.855 --> 00:20:07.563
‫این تصمیم رو چند سال پیش گرفته بودم

00:20:07.858 --> 00:20:12.034
‫ولی، اعلی حضرت, پالگوانهه رو شاه تجو ...

00:20:13.624 --> 00:20:19.051
‫اعلی حضرت حرفشون رو زده اند
‫دیگه از ایشون سرپیچی نکنید

00:20:19.210 --> 00:20:27.210
‫نمیتونیم مراسم ملیمون که افتخار کردن
‫به اون آخرین آرزوی شاه تجو بود رو همینطوری منسوخ کنیم

00:20:27.534 --> 00:20:29.081
‫حرف دهنتو بفهم

00:20:29.348 --> 00:20:32.488
‫یعنی داری میگی که اعلی حضرت دارن عجولانه رفتار میکنند؟

00:20:32.714 --> 00:20:38.027
‫من میگم که نه تنها پالگوانهه بلکه مراسم
‫جشن فانوس ها رو هم منسوخ کنیم

00:20:38.265 --> 00:20:43.248
‫دیوونه شدی؟

00:20:43.560 --> 00:20:47.565
‫لطفا هردوتاتون بس کنید دیگه
‫شما در محضر امپراطور هستید

00:20:52.182 --> 00:20:54.981
‫میشه نظر دیگران رو هم جویا بشم؟

00:20:56.165 --> 00:21:01.126
‫اعلی حضرت, تصمیم عاقلانه ایه

00:21:01.609 --> 00:21:09.609
‫موافقم که هر چیزی که باعث اسراف و ولخرجی میشه
‫باید فوراً از بین بره

00:21:11.379 --> 00:21:15.486
‫درسته که پالگوانهه مراسمیه که از زمان شاه تجو محترم بوده

00:21:15.796 --> 00:21:23.796
‫ولی احمقانه است که به این رسم بی حاصل
‫که باعث صرف هزینه های گزاف میشه ادامه بدیم

00:21:25.261 --> 00:21:27.138
‫همینطوره, اعلی حضرت

00:21:28.029 --> 00:21:35.072
‫اگه هزینه گزافی که هر سال صرف پالگوانهه ميشه رو
‫خرج چیزهایی که به نفع مردم باشه, کنیم

00:21:35.499 --> 00:21:41.131
‫مردم به مرحمت و دانایی شما پی خواهند برد

00:21:41.889 --> 00:21:45.359
‫همتون اینطوری فکر میکنید؟

00:21:45.737 --> 00:21:48.013
‫بله اعلی حضرت

00:21:55.624 --> 00:21:57.911
‫ملکه مادر اینجاست

00:22:01.780 --> 00:22:04.112
‫مادربزرگ
‫مادربزرگ

00:22:09.859 --> 00:22:12.055
‫مادربزرگ ...

00:22:12.891 --> 00:22:17.624
‫مادربزرگ, خواهر ...

00:22:19.404 --> 00:22:24.865
‫میدونم
‫میدونم ...

00:22:25.392 --> 00:22:27.531
‫مادر بزرگ ...

00:22:34.610 --> 00:22:35.907
‫مادربزرگ ...

00:22:36.184 --> 00:22:38.334
‫به خودت نگاه کن

00:22:41.071 --> 00:22:49.071
‫به همین خاطر بود که بهت میگفتم که
‫پسر تو باید تخت رو به ارث ببره

00:22:51.571 --> 00:22:56.281
‫حالا پسرت رو از دست داده ای
‫و ببین که کجا هستی

00:22:57.619 --> 00:23:00.156
‫تخت امپراطوری برای من اهمیتی نداره

00:23:00.448 --> 00:23:05.477
‫مادربزرگ, لطفا کمکم کن پسرم رو پس بگیرم

00:23:05.807 --> 00:23:08.799
‫لطفا, مادربزرگ

00:23:09.211 --> 00:23:10.417
‫سو ...

00:23:13.683 --> 00:23:18.143
‫برادر حتی نمیخواد منو ببینه

00:23:19.467 --> 00:23:23.904
‫نمیدونم که چی باعث شده اینقدر عوض بشه

00:23:25.281 --> 00:23:33.281
‫کاش بهم بگه که چه خطایی ازم سر زده
‫ولی اون حتی نمیخواد که باهام حرف بزنه

00:23:37.479 --> 00:23:40.642
‫من واقعا هیچ تمایلی به تخت ندارم

00:23:40.954 --> 00:23:46.017
‫لطفا به خاطر من با برادر حرف بزنید, مادربزرگ

00:23:48.583 --> 00:23:56.422
‫باشه, باهاش حرف میزنم، پس لطفا چیزی بخور

00:23:56.883 --> 00:24:02.777
‫نمیتونم
‫نمیتونم چیزی بخورم

00:24:04.527 --> 00:24:09.408
‫نفسم به سختی درمیاد

00:24:11.929 --> 00:24:19.929
‫مادربزرگ, لطفا کمکم کن پسرم رو پس بگیرم

00:24:21.753 --> 00:24:24.074
‫لطفا , مادربزرگ

00:24:31.833 --> 00:24:33.483
‫بانوی من

00:24:34.881 --> 00:24:36.497
‫هردوتاتون اینجایید

00:24:36.630 --> 00:24:38.997
‫حالتون خوبه؟

00:24:39.414 --> 00:24:41.064
‫اجازه بدید که تبریک بگم

00:24:41.305 --> 00:24:46.937
‫شاهزاده هوانگجوون بر تخت نشسته اند
‫پس شما حالا ملکه مادر اعظم, هستید

00:24:47.788 --> 00:24:52.430
‫به سختی ميشه این مقام رو جشن گرفت

00:24:53.694 --> 00:24:58.427
‫راستش رو بخواید, ترجیح میدم که یک خدمتکار بی مقام و منصب باشم

00:25:00.557 --> 00:25:04.414
‫باید درباره ملکه هونا شنیده باشید

00:25:04.698 --> 00:25:06.200
‫بله

00:25:06.362 --> 00:25:11.573
‫درباره منسوخ شدن پالگوانهه هم شنیده اید؟

00:25:12.071 --> 00:25:17.089
‫بله؟
‫منسوخ شدن پالگوانهه؟

00:25:19.963 --> 00:25:22.546
‫مطمئنم که شنیده ای

00:25:22.862 --> 00:25:30.417
‫پسر امپراطور سابق اینجا توی قصره

00:25:32.116 --> 00:25:34.562
‫بله, میدونم

00:25:35.353 --> 00:25:40.200
‫مادر و بچه رو از هم جدا کردم

00:25:40.479 --> 00:25:44.985
‫بانوی من یونهونگ

00:25:44.994 --> 00:25:45.941
‫چاره دیگه ای نداشتم

00:25:45.965 --> 00:25:53.965
‫برای این کشور , برای خواهرم و بچه اش
‫این تنها کاری بود که میتونستم بکنم

00:26:02.182 --> 00:26:06.005
‫خواهرزاده تون رو بسپارید به من

00:26:09.236 --> 00:26:14.663
‫میدونم که نمیتونم جای مادرش رو براش پر کنم
‫ولی نهایت سعیم رو میکنم تا از شاهزاده مراقبت کنم

00:26:14.904 --> 00:26:16.929
‫لطفا نگران نباشید

00:26:19.804 --> 00:26:21.397
‫بانوی من ...

00:26:21.718 --> 00:26:27.350
‫اعلی حضرت , ملکه مادر اعظم میخوان شما رو ببینند

00:26:38.294 --> 00:26:43.221
‫این یعنی جی؟
‫اینجا اتاق امپراطوره!

00:26:43.858 --> 00:26:47.579
‫چرا وسایل این زن توی این اتاقه؟

00:26:50.652 --> 00:26:52.347
‫لطفا تنهامون بذار

00:27:18.577 --> 00:27:23.083
‫ملکه موندوک

00:27:29.202 --> 00:27:32.012
‫به خاطر ملکه اینجا هستید؟

00:27:36.891 --> 00:27:40.156
‫قبلا دستور ورود ایشون رو به قصر صادر کرده ام

00:27:40.323 --> 00:27:44.772
‫مطمئنم که اگه صبر میکردید نامه به دستتون میرسید

00:27:48.019 --> 00:27:50.204
‫متأسفم

00:27:51.067 --> 00:27:55.834
‫فکر کنم که این پیرزن دردسرساز و سختگیر باید بیشتر صبور باشه

00:27:56.968 --> 00:27:58.675
‫راستی, اعلی حضرت ...

00:27:58.936 --> 00:28:06.936
‫شایعه ای نامعقول به گوشم رسیده
‫مبنی بر این که شما میخواید پالگوانهه رو منسوخ کنید

00:28:09.273 --> 00:28:11.890
‫شایعه نیست

00:28:12.116 --> 00:28:17.623
‫پالگوانهه باعث زوال اخلاقیات جامعه
‫و مهمتر از همه چیز باعث اسراف میشه

00:28:18.099 --> 00:28:22.935
‫مشاهده پالگوانهه یکی از آخرین آرزوهای امپراطور تجو بود

00:28:23.591 --> 00:28:28.472
‫این مراسم از لحاظ سیاسی خیلی اهمیت داره, چون
‫به دیپلماتها و نمایندگان خارجی دعوت شده به اون

00:28:28.484 --> 00:28:31.055
‫اقتدار و صلابت گوریو رو نشون میده

00:28:31.289 --> 00:28:34.850
‫خودت میدونی که پالگوانهه فقط برای ولخرجی نیست

00:28:35.119 --> 00:28:39.841
‫این کشور قبل از اینکه به خودنمایی احتیاج داشته باشه
‫به استحکام درونی نیاز داره

00:28:40.930 --> 00:28:44.605
‫از نظر تو استحکام یعنی چی؟

00:28:45.262 --> 00:28:50.746
‫تحت تاثیر قرار دادنمون تحت آیین کنفوسیوس
‫و تبدیل کشورمون به زیردست چینی ها؟

00:28:50.891 --> 00:28:56.091
‫فلسفه آیین کنفوسیوس بر فضیلت, اخلاق نیکو و وظیفه شناسی استواره

00:28:56.790 --> 00:29:03.446
‫دوست دارم که این اندیشه رو در بین مردمم ترویج بدم
‫و گوریو رو به کشور فضیلت و اخلاق نیکو , تبدیل کنم

00:29:03.745 --> 00:29:04.997
‫واقعا ؟

00:29:05.275 --> 00:29:13.275
‫همین اندیشه ها بودند که تو رو وادار کردند که خواهرت
‫که یکبار جونت رو نجات داد رو, از بچه اش جدا کنی؟

00:29:16.881 --> 00:29:21.091
‫اینکارو کردم چون میخواستم از شاهزاده مراقبت کنم

00:29:21.414 --> 00:29:24.463
‫شاهزاده؟
‫اون شاهزاده سلطنتیه

00:29:24.711 --> 00:29:28.204
‫کسی که رسما به عنوان وارث تاج و تخت معرفی نشده
‫به هیچ وجه شاهزاده سلطنتی نیست

00:29:28.462 --> 00:29:30.237
‫این قانونه

00:29:30.602 --> 00:29:31.876
‫قانون

00:29:32.679 --> 00:29:39.483
‫اولش که تخت رو از چنگ پسر امپراطور درآوردی و حالا هم که
‫میخوای حق به ارث بردن تخت رو ازش بگیری؟

00:29:39.930 --> 00:29:44.299
‫ببینم شیلایی ها وادارت کرده اند که این کارو بکنی؟

00:29:46.839 --> 00:29:49.388
‫میخوام همین الان تمومش کنی

00:29:50.557 --> 00:29:55.358
‫و شاهزاده سلطنتی رو بهم برگردونی
‫تا خودم از اون و مادرش مراقبت کنم

00:29:56.182 --> 00:30:01.359
‫مادربزرگ, من دیگه اون بچه ای نیستم
‫که همیشه دستوراتتون رو اجابت میکردم

00:30:01.619 --> 00:30:03.201
‫من حاکم گوریو هستم

00:30:03.432 --> 00:30:06.220
‫پس لطفاً دیگه با من, با این طرز بیان، حرف نزنید

00:30:06.638 --> 00:30:07.969
‫باشه

00:30:08.910 --> 00:30:14.349
‫یعنی میخوای که زانو بزنم و التماس کنم؟

00:30:14.911 --> 00:30:20.281
‫یعنی باید اینکارو بکنم تا روابطت رو با شیلاییها قطع کنی
‫و سر عقل بیایی؟

00:30:20.781 --> 00:30:22.283
‫مگه نمیبینید؟

00:30:22.565 --> 00:30:26.672
‫من دارم اینکارو به خاطر شما میکنم, مادربزرگ

00:30:26.951 --> 00:30:31.172
‫ترسی که شما در وجودم ایجاد کرده اید
‫هزار بار از ترس ناشی از شیلاییها, بیشتره

00:30:31.328 --> 00:30:32.477
‫چی گفتی؟

00:30:32.732 --> 00:30:38.091
‫وقتی که به کینه و نفرت شما که ممکنه باعث کشته شدن
‫آدمها بشه , فکر میکنم، از ترس به خودم میلرزم

00:30:38.451 --> 00:30:43.628
‫به همین خاطر هستش که شاهزاده سلطنتی رو, از شما دور نگه داشته ام

00:30:43.952 --> 00:30:48.901
‫پس لطفا از اینجا برید, مادربزرگ
‫به امپراطور نگید که باید چیکار کنه

00:31:21.731 --> 00:31:24.098
‫مادربزرگ
‫مادربزرگ, مشکل چیه؟

00:31:24.215 --> 00:31:26.411
‫اون حالش خوب نیست

00:31:26.687 --> 00:31:29.816
‫چی شد؟
‫رنگتون بدجوری پریده

00:31:31.670 --> 00:31:39.670
‫مادربزرگ, سونگ چیزیش شده؟
‫اتفاقی برای پسرم افتاده؟

00:31:43.890 --> 00:31:48.475
‫نه, حال شاهزاده سلطنتی خوبه

00:31:50.609 --> 00:31:58.130
‫میخوام که هر دوتاتون بار و بندیلتون رو ببندید
‫و با من به هوانگجو بیایید

00:31:58.925 --> 00:32:04.159
‫نمیشه به امپراطور امیدی داشت

00:32:05.497 --> 00:32:09.104
‫مادربزرگ, چرا اینو میگید؟

00:32:09.323 --> 00:32:16.935
‫شما دیگه برادری ندارید
‫نوه ام چی دیگه مرده

00:32:17.977 --> 00:32:24.041
‫امپراطور چیزی به غیر از عروسک خیمه شب بازی
‫وزرای شیلایی تبار نیست

00:32:24.652 --> 00:32:31.831
‫ولی پسرم چی؟
‫چطور میتونم بدونه پسرم از اینجا برم؟

00:32:33.157 --> 00:32:34.727
‫سو ...

00:32:35.166 --> 00:32:41.162
‫مادربزرگ, چطور میتونم زنده بمونم؟

00:32:41.641 --> 00:32:46.306
‫چطور میتونم بدون پسرم به زندگی کردن ادامه بدم؟

00:33:15.049 --> 00:33:16.835
‫در دومین سال سلطنت سونگجونگ

00:33:16.914 --> 00:33:21.135
‫او چوی سونگلو رو بعنوان صدراعظم منصوب کرد

00:33:21.150 --> 00:33:21.708
‫چوی سونگلو

00:33:21.720 --> 00:33:24.041
‫و تصمیم گرفت که اصلاحاتی در دولت مرکزی و مناطق تابعه ایجاد کند

00:33:25.219 --> 00:33:31.022
‫صدر اعظم چو برنامه ای را بر اساس آیین کنفوسیوس
‫در ۲۸ اصل تنظیم کرد و برای اداره مسائل مملکتی به امپراطور تقدیم کرد

00:33:31.243 --> 00:33:33.098
‫سونگجونگ با استفاده از این برنامه

00:33:33.113 --> 00:33:37.482
‫فعالیتهای اضافی و سوءاستفاده های بوداییها را
‫محدود کرد, کارها را به طور عادلانه در میان تقسیم کرد

00:33:37.518 --> 00:33:45.518
‫کابینه وزیران خود را بر اساس سلسله مراتب مشخصی تشکیل داد و
‫سیاستهای جدیدی را برای استحکام بخشیدن به بنیان گوریو به کار گرفت

00:33:46.882 --> 00:33:50.000
‫او همچنین سیستم جدید اداری را بر مبنای ۱۲ رده تشکیل داد

00:33:50.147 --> 00:33:57.258
‫تا مانع سوءاستفاده های حاکمان محلی شود و به این ترتیب
‫بتواند بر قدرت دولت مرکزی بیافزاید

00:34:01.007 --> 00:34:03.920
‫اجازه بدید تبریک عرض کنم, وزیر مالیات

00:34:06.217 --> 00:34:08.242
‫اوه, منو شرمنده میکنی

00:34:09.119 --> 00:34:15.536
‫ولی, من هر کسی که باشم، اول پدرزن امپراطور هستم

00:34:16.043 --> 00:34:20.788
‫به خاطر سرمایه گذاریهای بزرگی که کرده ام
‫شایسته این مقام هستم, مگه نه؟

00:34:21.477 --> 00:34:23.753
‫البته که هستید, قربان

00:34:25.592 --> 00:34:30.564
‫علاوه بر این, تاجری به خوبی من در هیج جای کشور پیدا نمیشه

00:34:31.206 --> 00:34:35.939
‫وزیر مالیات خزانه دار, نه تنها وظیفه جمع کردن مالیات بلکه وظیفه
‫دادن زمین به دیگران رو هم بر عهده داره

00:34:35.957 --> 00:34:40.827
‫پس این بهترین کاریه که نابغه ای مثل من میتونه داشته باشه

00:34:42.536 --> 00:34:43.731
‫بله , قربان

00:34:43.741 --> 00:34:45.072
‫مباشر جو

00:34:45.089 --> 00:34:45.806
‫پس ...

00:34:46.478 --> 00:34:54.478
‫از این به بعد درگیر مسائل مملکت خواهم بود و سرم اینقدر شلوغ
‫خواهد بود که فرصت زیادی برای تجارت در اختیار نخواهم داشت

00:34:56.162 --> 00:35:02.761
‫تو باید به جای من به کاروانهای تجاری بپیوندی

00:35:04.658 --> 00:35:07.423
‫جای بسی افتخاره قربان
‫خوبه

00:35:10.817 --> 00:35:18.817
‫حالا که وزیر مالیات هستم , اولین کاری که میکنم اینه که
‫خودمون رو مسئول جمع آوری مالیات حاصل از گندم کنم

00:35:20.282 --> 00:35:24.992
‫اگه بتونیم قرارداد ببندیم , سود حاصله سر به فلک خواهد کشید

00:35:25.384 --> 00:35:29.343
‫میتونیم از درآمدهای حاصل, برای تسلط بر تجارت بین گوریو با سونگ و خیتان
‫استفاده کنیم

00:35:29.668 --> 00:35:34.686
‫و این فرصت رو به بهترین بخت برای تاثیر گذاشتن بر کل کشور تبدیل کنیم

00:35:42.148 --> 00:35:46.437
‫به راستی که تو مشاور دست راست من هستی

00:35:48.159 --> 00:35:55.953
‫من ازت حمایت میکنم , پس گروه تجاری ما رو به بزرگترین
‫گروه تجاری تاریخ تبدیل کن

00:35:56.480 --> 00:35:58.187
‫فقط صبر کن

00:35:59.460 --> 00:36:03.624
‫وقتی که دخترم پرنس سلطنتی رو به دنیا آورد

00:36:05.848 --> 00:36:13.848
‫نه تنها حق تجارت بلکه کل کشور مال من میشه

00:36:54.027 --> 00:37:00.501
‫حالا فهمیدم چرا شاهزاده گیونگجوون این ماندولین نوعی ساز رو به شما دادند

00:37:01.015 --> 00:37:05.851
‫هرگز چنین موسیقی زیبایی نشنیده بودم

00:37:08.765 --> 00:37:14.283
‫یعنی تابحال خبری از شاهزاده گیونگجوون به گوشتون نرسیده؟

00:37:15.626 --> 00:37:18.186
‫همینطوره

00:37:20.565 --> 00:37:24.741
‫شما که چیزی رو از من قایم نمیکنید , درسته؟

00:37:26.295 --> 00:37:27.899
‫البته که نه

00:37:28.235 --> 00:37:33.639
‫اگه میدونستم ایشون الان کجا هستند , الان اینجا نبودم

00:37:33.819 --> 00:37:41.819
‫میرم دنبالشون و سرزنشون میکنم که چرا منو وادار کرده اند
‫در این سن و سال امتحان خدمت مردمی ورود به دربار رو بدم

00:37:44.733 --> 00:37:49.921
‫فکر میکنید ایشون روزی برگردند؟

00:37:51.733 --> 00:37:58.457
‫مطمئنم که اگه زنده باشن حتما روزی ایشون رو خواهیم دید

00:38:08.797 --> 00:38:11.846
‫فقط دنبالم بیایید, بانوی من
‫چی شده؟

00:38:14.755 --> 00:38:16.769
‫برادر, ایشون رو آوردم

00:38:18.858 --> 00:38:22.465
‫گانگ جو

00:38:22.481 --> 00:38:24.131
‫نگرانتون بودیم که هیچ وقت به فضای باز تشریف نیارید

00:38:25.469 --> 00:38:26.834
‫واقعاً

00:38:38.470 --> 00:38:40.825
‫این هم از تیر و کمان شما

00:38:41.267 --> 00:38:45.352
‫من و هیانگ بی به خوبی آزشون مراقبت کردیم

00:38:45.858 --> 00:38:48.316
‫لطفا یه بار امتحان کنید
‫بله, بانوی من

00:38:48.468 --> 00:38:51.415
‫میخوام باز هم مهارت حیرت انگیز شما رو ببینم

00:38:54.223 --> 00:38:59.241
‫ممنونم
‫ولی الان حسش نیست

00:39:04.563 --> 00:39:07.510
‫ببینم مایلید که کمی اسب سواری کنیم؟

00:39:08.298 --> 00:39:11.120
‫اسب مورد علاقه ی شما تیمار شده و آماده است

00:39:14.219 --> 00:39:21.114
‫بانوی من, شما حداقل باید به خاطر شاهزاده سلطنتی
‫قدرتتون رو حفظ کنید

00:39:21.774 --> 00:39:28.680
‫میدونم
‫ولی نمیخوام الان کاری بکنم

00:39:29.736 --> 00:39:31.340
‫هیچ کاری

00:39:43.672 --> 00:39:47.108
‫حالتون خوبه, بانوی من؟

00:39:47.613 --> 00:39:51.015
‫بله, جناب یی
‫اعلی حضرت شما رو فرستاده اند

00:39:51.264 --> 00:39:54.199
‫میخواید منو ببرید تا پسرم رو ببینم؟

00:39:55.045 --> 00:39:57.878
‫یی گیوموی ... یی جی باک

00:39:57.896 --> 00:39:58.681
‫نه, اینجا هستیم تا ملکه مادر رو ببینیم

00:39:59.598 --> 00:40:07.039
‫میدونم
‫چرا از اعلی حضرت چیزی نشنیده ام؟

00:40:07.922 --> 00:40:14.771
‫ایشون گفتند که هر سه ماه یکبار میتونم ایشون رو ببینم
‫ولی هنوز از ایشون خبری نشده

00:40:19.234 --> 00:40:22.477
‫چه کسی از سونگ من مراقبت میکنه؟

00:40:23.881 --> 00:40:28.114
‫فکر کنم بانوی من, یونهونگ ازشون مراقبت میکنند

00:40:28.669 --> 00:40:34.244
‫یونهونگ ؟
‫چرا در حالی که ملکه اونجاست باید اون از پسرم مراقبت کنه؟

00:40:34.621 --> 00:40:37.374
‫لطفا نگران نباشید, بانوی من

00:40:37.727 --> 00:40:42.972
‫به من گفته اند که بانوی من یونهونگ خیلی شاهزاده رو دوست دارن

00:40:44.492 --> 00:40:47.996
‫ببینم میدونید که اون حالش خوبه یا نه؟

00:40:48.249 --> 00:40:52.197
‫بله, ایشون در سلامتی کامل هستند

00:40:55.574 --> 00:40:59.807
‫خب دیگه, اگه اجازه بدید بریم ملکه مادر رو ملاقات کنیم

00:41:24.633 --> 00:41:31.847
‫منظورتون از اینکه ایشون میخوان خودشون رو خدمتکار
‫امپراطور سونگ بنامند چیه؟

00:41:32.465 --> 00:41:39.644
‫ایشون گفتند که شایسته نیست که خودشون رو امپراطور بنامند
‫در حالی که ما کشوری فئودال هستیم که از نام دوران سونگ استفاده میکنیم

00:41:40.178 --> 00:41:42.909
‫و گفتند که باید برای حکومت کردن از سونگ تاییدیه بگیریم

00:41:43.116 --> 00:41:45.403
‫منظورتون چیه؟

00:41:46.216 --> 00:41:51.541
‫اینکه ما از اسم دوران سونگ استفاده میکنیم
‫و به تاییدیه اونها نیاز داریم, فقط تشریفات محضه

00:41:52.325 --> 00:41:59.766
‫گوریو بعنوان یک امپراطوری شناخته شده
‫که موسسش امپراطور تجو بوده

00:42:00.491 --> 00:42:05.418
‫چطور امپراطور جرأت میکنند این رو انکار کنند؟

00:42:08.438 --> 00:42:09.928
‫باید جلوی این کار رو بگیریم

00:42:10.168 --> 00:42:11.351
‫باید

00:42:12.033 --> 00:42:16.436
‫باید جونمون رو به خطر بندازیم تا جلوی امپراطور رو بگیریم

00:42:17.214 --> 00:42:22.800
‫خیلی دیره , بانوی من
‫کاری از دست ما بر نمیاد

00:42:23.918 --> 00:42:29.368
‫جناب سو هوی, دارن از تمام قدرتشون برای منصرف
‫کردن اعلی حضرت استفاده میکنند

00:42:29.638 --> 00:42:32.118
‫ولی شیلایی تبارها بر قصر تسلط دارن

00:42:32.249 --> 00:42:34.286
‫هر کاری که بکنیم بی نتیجه خواهد بود

00:42:34.862 --> 00:42:42.246
‫چند روز دیگه, سفیران سونگ برای
‫اهدای تاییدیه به اعلی حضرت به اینجا میان

00:42:42.694 --> 00:42:47.586
‫اعلی حضرت در اون روز قصد و نیتشون رو اعلام خواهند کرد

00:42:49.953 --> 00:42:57.690
‫باور نکردنیه
‫نوه خودم میخواد گوریو رو ویران کنه

00:42:59.488 --> 00:43:06.292
‫نمیتونم بذارم این اتفاق رخ بده
‫نمیذارم این اتفاق بیافته

00:43:10.910 --> 00:43:14.289
‫ببینم حاضریم که سفیران سونگ رو بپذیریم؟

00:43:14.562 --> 00:43:20.137
‫خیالتون راحت باشه , قربان
‫همه مقدمات فراهم شده

00:43:21.448 --> 00:43:26.386
‫اونها مهمانان مهمی هستند که به نیابت
‫از امپراطور سونگ به اینجا میان

00:43:26.675 --> 00:43:29.349
‫تک تک مسائل مربوط به اقامتشون در اینجا رو مهم بدونید

00:43:29.900 --> 00:43:31.459
‫اعلی حضرت ...

00:43:32.020 --> 00:43:34.751
‫التماس میکنم تجدید نظر کنید

00:43:35.355 --> 00:43:42.022
‫یعنی باید این امپراطوری رو به یک ایالت فئودال تبدیل کنیم؟

00:43:42.449 --> 00:43:47.091
‫باز شروع نکنید
‫همه چیز دیگه تموم شده

00:43:47.438 --> 00:43:55.438
‫دلیلی وجود نداره که بخواید با زیردست شدن
‫سونگ خودتون رو تحقیر کنید

00:43:56.156 --> 00:44:01.754
‫هنوز دیر نیست , اعلی حضرت
‫التماس میکنم تجدید نظر کنید

00:44:01.913 --> 00:44:05.497
‫میخوام این کشور رو به سرزمین فضیلت و اخلاق نیکو تبدیل کنم

00:44:05.722 --> 00:44:09.898
‫اگه به همه دنیا بگم که ما یک ایالت فئودال هستیم و بعدش
‫بیام مثل یک امپراطور رفتار کنم

00:44:10.049 --> 00:44:12.279
‫میدونید کارم چقدر نادرست میشه؟

00:44:12.571 --> 00:44:14.198
‫ولی اعلی حضرت ...

00:44:14.601 --> 00:44:19.983
‫اوه, لطفا تمومش کنید
‫میشه دیگه بهشون نگید اعلی حضرت؟

00:44:20.427 --> 00:44:27.515
‫اشون نمیخوان که دیگه بهشون بگیم "اعلی حضرت"؟
‫مشکلتون چیه, قربان؟

00:44:28.168 --> 00:44:35.438
‫وزیر سئو , سفیران سونگ فردا به
‫لنگرگاه بیکلاندو میرسن

00:44:35.845 --> 00:44:39.031
‫بیایید دیگه در این مورد حرف نزنیم

00:44:39.913 --> 00:44:42.473
‫درسته

00:44:42.737 --> 00:44:50.121
‫این مسئله دیگه تکلیفش مشخص شده
‫پس بیایید دیگه در موردش حرف نزنیم

00:46:18.258 --> 00:46:19.339
‫اونها دیگه کی هستند؟

00:46:19.548 --> 00:46:23.155
‫از سفیران محافظت کنید
‫از سفیران محافظت کنید

00:46:49.623 --> 00:46:53.139
‫منظورتون از اینکه سفرا دزدیده شده اند چیه؟

00:46:53.575 --> 00:46:56.886
‫کی جرأت کرده همچین کاری بکنه؟

00:46:57.383 --> 00:47:02.833
‫سرورم , متوجه شدیم که هوانگجو توی این قضیه دست داشته

00:47:04.058 --> 00:47:07.779
‫هوانگجو؟
‫واقعاً؟

00:47:08.025 --> 00:47:13.088
‫بله, اونها سربازان قصر میونگبوک از هوانگجو بودند

00:47:13.316 --> 00:47:18.891
‫سرورم, این جرم بزرگیه

00:47:19.372 --> 00:47:26.392
‫نه تنها باید سفیران نجات داده بشن, بلکه باید
‫درباره ملکه مادر اعظم هم تصمیم بگیرید

00:47:26.646 --> 00:47:32.096
‫درسته, اعلی حضرت
‫نمیشه به سادگی از این قضیه گذشت

00:47:32.376 --> 00:47:35.823
‫اونها اقتدار و صلابت شاهانه شما رو مورد اهانت قرار داده اند

00:47:36.058 --> 00:47:38.868
‫این همش نیست

00:47:39.127 --> 00:47:43.951
‫امپراطور سونگ اگه از این اتفاق بویی ببره, خیلی خشمگین میشه

00:47:44.973 --> 00:47:52.391
‫باید با حمله نظامی به هوانگجو, ملکه مادر و افرادش رو تنبیه کنید

00:48:05.862 --> 00:48:07.352
‫ارتش؟

00:48:07.624 --> 00:48:08.546
‫بله

00:48:08.560 --> 00:48:11.257
‫یی سولهوا

00:48:11.271 --> 00:48:11.351
‫به نظر میرسه کل گارد سلطنتی گگیونگ

00:48:12.206 --> 00:48:13.879
‫پس میجنگیم

00:48:14.268 --> 00:48:21.482
‫فورا سربازها رو مستقر کن و بهترین افرادمون رو برای
‫محافظت از ملکه مادر و دو ملکه دیگه مأمور کن

00:48:21.864 --> 00:48:22.808
‫برو
‫یالا دیگه

00:48:23.104 --> 00:48:24.606
‫بله, فرمانده گانگ

00:48:27.805 --> 00:48:34.040
‫فرمانده گانگ, شما واقعا میخواید با گارد سلطنتی بجنگید؟

00:48:35.697 --> 00:48:36.550
‫بله

00:48:36.850 --> 00:48:38.147
‫نمیتونید

00:48:38.495 --> 00:48:43.240
‫درست نیست که به جنگ گارد سلطنتی برید

00:48:43.559 --> 00:48:47.587
‫علاوه بر این, نمیتونیم که هموطنانمون رو بکشیم

00:48:49.601 --> 00:48:52.741
‫از همه مهمتر, این کارمون مثل خیانت میمونه

00:48:53.063 --> 00:48:54.462
‫میدونم

00:48:54.810 --> 00:49:01.136
‫ولی ملکه مادر اعظم نمیخوان که ما تسلیم بشیم
‫پس من هم تسلیم نمیشم

00:49:29.157 --> 00:49:32.445
‫سپرها بالا
‫سپرها بالا

00:50:04.112 --> 00:50:05.932
‫سر موقعیتتون بایستید و دفاع کنید

00:50:09.552 --> 00:50:14.137
‫دوباره بهتون هشدار میدم
‫اسلحه هاتون رو بندازید و تسلیم بشید

00:50:14.788 --> 00:50:16.973
‫شمشیرتون رو از غلاف بیارید بیرون

00:50:31.206 --> 00:50:33.743
‫فورا تمومش کنید

00:50:35.300 --> 00:50:36.722
‫صبر کنید

00:50:51.022 --> 00:50:54.310
‫این یعنی چی؟

00:50:54.791 --> 00:50:57.761
‫چطور جرأت میکنی سربازان مسلح رو به قصر من بیاری

00:50:57.952 --> 00:51:01.331
‫ملکه مادر اعظم, این دستور پادشاهه

00:51:01.543 --> 00:51:06.379
‫لطفا مردانتون رو خلع سلاحم کنید و سفیران رو آزاد کنید

00:51:06.989 --> 00:51:08.889
‫هرگز

00:51:09.481 --> 00:51:13.725
‫اینجا چنان مکان مقدسیه که حتی امپراطور تجو هم جرئت
‫نمیکرد بهش بی حرمتی کنه

00:51:13.953 --> 00:51:16.945
‫چطور جرئت میکنید به اینجا بی حرمتی کنید

00:51:17.158 --> 00:51:24.508
‫اگه از فرمان پادشاه سرپیچی کنید
‫چاره ای نداریم به جز اینکه, اینکار شما رو جرم سنگین فرض کنیم

00:51:24.857 --> 00:51:26.154
‫خفه

00:51:26.633 --> 00:51:30.900
‫به پادشاه بگید که اگه میخواد به من دستور بده, خودش پاشه بیاد

00:51:31.364 --> 00:51:35.494
‫اینجا جاییکه پادشاه متولد شده و من خودم اونو بزرگ کرده ام

00:51:35.957 --> 00:51:38.756
‫چطور جرئت میکنید به اینجا تیراندازی کنید

00:51:39.569 --> 00:51:43.699
‫برو پادشاه رو بیار

00:51:44.186 --> 00:51:47.884
‫فورا اون چی, حرومزاده رو بیار

00:51:49.995 --> 00:51:51.201
‫مادربزرگ

00:51:51.623 --> 00:51:52.613
‫مادربزرگ

00:51:52.835 --> 00:51:54.166
‫بانوی من

00:51:54.548 --> 00:51:56.596
‫مادر بزرگ
‫بانوی من

00:51:56.873 --> 00:51:58.159
‫مادربزرگ

00:51:58.490 --> 00:52:00.026
‫بانوی من

00:52:01.217 --> 00:52:02.776
‫بانوی من

00:52:21.769 --> 00:52:26.138
‫مادربزرگ ... مادربزرگ, حالتون خوبه؟

00:52:26.468 --> 00:52:27.731
‫مادربزرگ؟

00:52:28.335 --> 00:52:29.848
‫سو

00:52:30.508 --> 00:52:33.193
‫بله, مادربزرگ
‫من اینجام

00:52:33.456 --> 00:52:35.038
‫میتونید منو ببینید؟

00:52:36.363 --> 00:52:39.207
‫چی شد؟

00:52:41.151 --> 00:52:44.166
‫تسلیم شدیم

00:52:46.861 --> 00:52:49.000
‫چاره دیگه ایی نداشتیم

00:52:49.707 --> 00:52:57.216
‫شما بیهوش شدید و ما هم که نمیتونستیم با هموطنانمون بجنگیم

00:53:03.597 --> 00:53:05.031
‫سو

00:53:05.855 --> 00:53:07.277
‫بله, مادربزرگ

00:53:08.354 --> 00:53:14.498
‫باید چیزی رو‏ بهت بگم

00:53:18.641 --> 00:53:26.641
‫امپراطور سابق حق داشت که از من متنفر باشه

00:53:34.587 --> 00:53:42.587
‫حقیقت داره که من برای حفاظت از خاندانم
‫قصد توطئه چینی علیه شاه کوانگجونگ رو داشتم

00:53:51.118 --> 00:53:57.160
‫به همین خاطر بود که مادرشوهرت ...

00:53:58.976 --> 00:54:04.289
‫دخترم... کشته شد ...

00:54:06.032 --> 00:54:07.545
‫مادربزرگ

00:54:08.366 --> 00:54:12.940
‫ولی پشیمان نیستم

00:54:14.746 --> 00:54:16.760
‫خاندانمون

00:54:17.543 --> 00:54:25.543
‫در مقابل هر کسی که بخواد که این کشور رو ویران کنه
‫تسلیم نميشه, این کشور حامل زحمات شاه تجوست

00:54:27.141 --> 00:54:35.141
‫حتی اگه کسی که بر تخت نشسته هم بخواد
‫این کشور رو نابود کنه, ما تسلیم نمیشیم

00:54:43.553 --> 00:54:46.488
‫حرف نزن, مادربزرگ

00:54:47.711 --> 00:54:55.038
‫برادرت داره کشور رو ویران میکنه

00:54:57.608 --> 00:55:05.608
‫وزرای شیلایی تبار دارن از برادرت استفاده میکنند
‫تا... تا... تا این کشور رو خراب کنند

00:55:12.110 --> 00:55:15.034
‫لطفا مادربزرگ, دیگه حرف نزن

00:55:17.234 --> 00:55:23.571
‫حالا دیگه تو بانوی منی اول قصر میونگیوک هستی

00:55:25.711 --> 00:55:28.669
‫پسرت رو برگردون

00:55:30.428 --> 00:55:38.428
‫پسرت رو پس بگیر و این کشور رو از نو بساز, گوریو رو از نو بساز

00:55:47.510 --> 00:55:49.501
‫میفهمی چی میگم؟

00:55:51.045 --> 00:55:54.219
‫بله , مادربزرگ

00:56:00.639 --> 00:56:08.639
‫متاسفم
‫متاسفم که چنین بار سنگینی رو بر دوشت گذاشتم

00:56:15.229 --> 00:56:18.381
‫دختر کوچولوی بدبخت من

00:56:29.064 --> 00:56:30.623
‫مادربزرگ؟

00:56:32.135 --> 00:56:36.584
‫مادربزرگ
‫مادربزرگ

00:56:39.606 --> 00:56:41.244
‫مادربزرگ

00:56:45.393 --> 00:56:47.600
‫مادربزرگ ...

00:56:49.643 --> 00:56:51.634
‫مادربزرگ

00:56:56.043 --> 00:56:58.410
‫مادربزرگ

00:56:59.942 --> 00:57:01.808
‫مادربزرگ

00:57:08.918 --> 00:57:12.968
‫یعنی اون ... مرده؟

00:57:14.185 --> 00:57:16.654
‫بله اعلی حضرت

00:57:18.596 --> 00:57:26.424
‫سربازها اخراج شده اند و فقط خدمتکارها باقی مونده اند

00:57:26.554 --> 00:57:31.390
‫لطفا دیگه با هوانگجو مثل دشمنتون برخورد نکنید

00:57:31.516 --> 00:57:36.329
‫و هر کسی که در این حادثه دخیل بوده رو مورد عفو و بخششتون قرار بدید

00:57:38.591 --> 00:57:39.990
‫باید برم

00:57:43.561 --> 00:57:45.427
‫به هوانگجو میرم

00:57:47.108 --> 00:57:51.841
‫اون مادربزرگمه

00:57:52.764 --> 00:57:56.257
‫منو ببخشید , اعلی حضرت

00:57:57.732 --> 00:58:03.466
‫ولی ملکه هونا نمیخواد که شما اونجا باشید

00:58:04.046 --> 00:58:07.584
‫یعنی نمیتونم باهاش وداع کنم؟

00:58:09.454 --> 00:58:17.454
‫ایشون به من گفتند که به شما بگم که
‫شما دیگه با هوانگجو هیچ رابطه ای ندارید

00:58:41.669 --> 00:58:43.933
‫گفتم که میخوام تنها برم

00:58:45.106 --> 00:58:48.599
‫بله, اعل... سرورم

00:59:48.372 --> 00:59:54.721
‫بله, مادربزرگ
‫نیرومند میشم

00:59:56.164 --> 01:00:04.164
‫برای این خاندان, برای این کشور و به خاطر پسرم
‫نیرومند میشم

01:00:05.968 --> 01:00:10.189
‫منو راهنمایی کن و مراقبم باش, مادربزرگ

01:00:13.167 --> 01:00:21.167
‫اعلی حضرت گفتند که از ربودن سفیران چشم پوشی میکنند

01:00:23.547 --> 01:00:31.547
‫ولی ایشون اجازه نمیدن که قبیله تون
‫بیشتر از صد تا محافظ شخمی داشته باشه

01:00:32.717 --> 01:00:35.652
‫آقای کانگ
‫بله, بانوی من

01:00:36.031 --> 01:00:44.031
‫به خاطر من وارد دربار شو
‫پسرم الان هیج حقی نداره

01:00:45.282 --> 01:00:50.413
‫تاثیر وزیر سئو هوی و وزیر یی جی باک کفایت نمیکنه

01:00:51.295 --> 01:00:54.993
‫لطفا
‫به خاطر من به دربار وارد شو

01:01:08.616 --> 01:01:09.651
‫بانوی من

01:01:10.407 --> 01:01:13.263
‫باشه
‫بیا بریم گشتی بزنیم

01:01:13.561 --> 01:01:15.268
‫میخوام چند تیر هم پرتاب کنم

01:01:15.391 --> 01:01:17.610
‫امیدوارم فراموش نکرده باشم

01:03:25.705 --> 01:03:33.705
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
.:: @bollbolljan_com ::.

01:03:33.041 --> 01:03:36.181
‫اون با تمام قوا جنگید

01:03:36.316 --> 01:03:40.480
‫کشته شدگان یورچن رو هم دفن کنید و زخمیهاشون رو مداوا کنید

01:03:40.609 --> 01:03:44.330
‫من پسر وفادار شما خواهم شد

01:03:44.465 --> 01:03:49.119
‫سونگ, شاهزاده سون نیانگ از این به بعد کریونگ گون نامیده خواهد شد
‫بنابراین

01:03:49.255 --> 01:03:51.189
‫با شنیدن لقبش خواهید دانست که
‫والدین واقعی او چه کسانی هستند

01:03:51.326 --> 01:03:54.023
‫منظورتون اینه که... از شر هوانگ سونگ خلاص بشیم

01:03:56.924 --> 01:03:59.052
‫ملکه است, بگیریدش

01:03:59.185 --> 01:04:03.895
‫این تازه اولشه, بعد از هزار سال پستی و بلندی
‫بالاخره شانس در خونه ما رو هم میزنه