﻿WEBVTT

00:00:05.287 --> 00:00:08.380
‫خیلی زود همه چی رو می‌فهمن. ‫داری
میری؟ اون هر لحظه ممکنه برسه اینجا.

00:00:08.396 --> 00:00:11.214
‫بهش بگو رفتم به «وست پوینت» ‫(قلعه‌ای
که محل آموزش نظامیان بوده) ‫باید عجله کنم.

00:00:11.783 --> 00:00:14.548
‫- ما هم باید باهات بیایم
‫- همین طوریش هم به زور فرار کنم.

00:00:14.573 --> 00:00:17.764
‫اگر شما دو تا رو هم ببرم،
می‌گیرن‌مون. ‫باید فکر کنه که تو بی‌گناهی.

00:00:17.788 --> 00:00:21.035
‫تو هیچی نمی‌دونی، فهمیدی؟
‫حرفمو باور نمی‌کنه. ‫دستگیرم می‌کنه.

00:00:21.069 --> 00:00:22.366
‫کاری کن حرفت رو باور کنه.

00:00:22.400 --> 00:00:24.262
‫این تنها راهیه که برای در امان نگه داشتن شما بلدم.

00:00:28.388 --> 00:00:29.984
‫دوست دارم

00:00:35.972 --> 00:00:39.731
‫ژنرال واشنگتن
‫قربان. خوش آمدید.

00:00:39.755 --> 00:00:51.755
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:56.031 --> 00:01:01.520
‫چقدر طول می‌کشه بیاد؟
‫الانه که بیاد... مطمئنم.

00:01:04.916 --> 00:01:06.627
‫قربان

00:01:18.786 --> 00:01:21.113
‫آماده، بلند شید!

00:01:23.576 --> 00:01:28.862
‫- چیکار داری؟ ‫- شلیک نکنید ‫-
تو می‌دونستی؟ ‫- قربان، من...

00:01:28.887 --> 00:01:33.550
‫- تو می‌دونستی!؟ ‫-
نه، نه، اون بهم نگفت.

00:01:41.507 --> 00:01:44.083
‫تو کی هستی؟

00:01:44.886 --> 00:01:48.790
‫اسم من «بندیکت آرنولد»ـه.
‫اومدم کمک‌تون کنم که جنگ رو ببرید.

00:02:02.778 --> 00:02:04.373
‫حالشون چطوره؟

00:02:04.408 --> 00:02:06.868
‫«اولیویا» از خستگی خوابش برد،
‫و منم الان مچ «مارک» رو گرفتم

00:02:06.902 --> 00:02:08.964
‫که بازم داشت اون بازی ویدیویی
‫خشن مسخره رو بازی می‌کرد.

00:02:08.998 --> 00:02:11.559
‫خیلی ممنون که منو دعوت کردید.

00:02:11.593 --> 00:02:14.514
‫این روزا توی زندگی من غذای خانگی
‫یه چیز کمیاب و مرموزـه.

00:02:14.539 --> 00:02:18.212
‫باور کن، باعث افتخارمه.
‫تو یه پروفسور هستی؟

00:02:18.245 --> 00:02:21.172
‫تاریخ و انسان‌شناسی در حوزه‌ی جنبش‌های سیاسی آمریکا.

00:02:21.206 --> 00:02:23.368
‫همین به تنهایی باعث میشه که جالب‌ترین همکار

00:02:23.402 --> 00:02:27.492
‫«دنیس» باشی که تابحال دیدم. ‫بهش
توجه نکن. داره باهام شوخی می‌کنه.

00:02:27.527 --> 00:02:31.950
‫همچنین تنها همکارش هستی که
تابحال ملاقات کردم. ‫17 سال، هیچی...

00:02:31.985 --> 00:02:36.075
‫میشل ‫من معمولا سوال نمی‌پرسم.

00:02:36.109 --> 00:02:39.302
‫و اینکه بدونم چیکار می‌کنه، دلم نمی‌خواد بپرسم.

00:02:39.337 --> 00:02:42.593
‫ولی بر خلاف انتظار، گفت:
‫" مرغ خردلی درست کن.

00:02:42.618 --> 00:02:48.549
‫لوسی پرستون داره میاد." ‫حتما باید
یه قدرت خاصی داشته باشی. ‫چیه؟

00:02:48.584 --> 00:02:52.475
‫راستش رو بخواید...
‫برای خودمم تعجب برانگیز بود.

00:03:01.652 --> 00:03:06.994
‫خانواده‌ات دوست داشتنی هستن.
‫ممنون. می‌خواستم که ملاقات‌شون کنی.

00:03:07.018 --> 00:03:11.337
‫ولی همسرت یه منظوری
داره. ‫چرا دعوتم کردی؟

00:03:11.371 --> 00:03:15.995
‫این اواخر اکثرا خوابم نمی‌بره و نگرانم.

00:03:16.028 --> 00:03:17.723
‫می‌دونم که روفوس راجع به ... باهات حرف زده

00:03:17.757 --> 00:03:21.516
‫ریتن‌هاوس؟ آره، یه بخشش اینه.
‫و دارم بررسیش می‌کنم، باور کن.

00:03:21.550 --> 00:03:27.038
‫ولی چیزی که واقعا باعث شده
بیدار بمونم مادر تو ـه. ‫مادرم؟

00:03:27.072 --> 00:03:30.996
‫همون قدر که برات سخته که خواهرت رو به یاد بیاری،

00:03:31.031 --> 00:03:34.988
‫چیزی که برای من بدترـه...
‫اینه که مادرت اصلا به یادش نمیاره.

00:03:35.023 --> 00:03:39.512
‫اون یه دختر داشته که حتی نمی‌دونه وجود داشته.

00:03:39.979 --> 00:03:45.268
‫قبل از ماشین زمان... ‫بزرگ‌ترین
ترسم این بود که خانواده‌مو از دست بدم.

00:03:45.634 --> 00:03:50.656
‫حالا بزرگ‌ترین ترسم اینه که ممکنه از
دست‌شون بدم ‫و حتی ندونم که اصلا وجود داشتن.

00:03:50.690 --> 00:03:52.253
‫متوجه هستم، لوسی.

00:03:52.287 --> 00:03:55.528
‫فشاری که داری تحمل می‌کنی تا تاریخ دست نخورده بمونه

00:03:55.553 --> 00:04:03.638
‫تا افراد بیشتری ... پاک نشن.
‫می‌خوام یه لطفی در حقم بکنی.

00:04:05.827 --> 00:04:07.921
‫این رو داخل لایف‌بوت برام نگه دار.

00:04:11.615 --> 00:04:22.449
‫چیه؟ ‫اونا هستن. ‫تصاویر،
عکس‌ها، نقاشی‌های مهدکودک.

00:04:23.127 --> 00:04:31.617
‫این زندگی ما روی یه فلش مموری‌ـه.
‫اگه یه روزی برگشتی و اونا نبودن...

00:04:33.703 --> 00:04:39.011
‫بهم قول بده که اونو نشونم میدی
‫و همه چیز رو درباره امشب بهم میگی.

00:04:42.019 --> 00:04:45.880
‫باید بدونم که اونا وجود داشتن.

00:04:48.239 --> 00:04:50.101
‫آره

00:04:58.126 --> 00:05:01.012
‫اگه برای شکست دادنت از یه زن
‫استفاده کنم مردسالاری نیست.

00:05:01.053 --> 00:05:06.834
‫خیلی‌خب، برو بریم. ‫- استاپ
کن ‫- می‌تونم پولش رو بدم.

00:05:06.868 --> 00:05:11.921
‫منم می‌تونم پول پیتزا رو
بدم، روفوس ‫- هی ‫- سلام، جیا

00:05:11.946 --> 00:05:16.447
‫ببخشید که سرزده اومدم.
‫راستی، خوشحالم با هم هستید.

00:05:16.481 --> 00:05:18.476
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- باید با اون حرف بزنم.

00:05:18.511 --> 00:05:21.885
‫خصوصی، اگه مشکلی نداشته
باشی. ‫کانر، این آپارتمان اونه.

00:05:21.910 --> 00:05:27.908
‫با این وجود، بازم جوان‌مرد هستی.
‫زیاد طول نمی‌کشه. ‫مشکلی نیست.

00:05:33.347 --> 00:05:39.709
‫مست کردی؟ ‫- نه ‫آره. یکمی.

00:05:40.766 --> 00:05:45.169
‫تابحال بهت گفتم که مادرم قبلا...
‫خونه‌ی بقیه رو تمیز می‌کرد؟

00:05:45.556 --> 00:05:48.515
‫همیشه می‌دیدمش که داره با اون
‫جاروبرقی اختاپوسی کشتی می‌گیره

00:05:48.550 --> 00:05:50.345
‫و فقط می‌خواستم کمکش کنم.

00:05:50.379 --> 00:05:52.607
‫فقط... فکر می‌کردم بتونم یه جاروبرقی
‫بهتر براش اختراع کنم.

00:05:52.641 --> 00:05:55.102
‫- پس اینکارو کردم
‫- چرا داری اینو بهم میگی؟

00:05:55.136 --> 00:06:01.097
‫بعدش صفحه‌های خورشیدی
اومدن... ‫ماشین‌ها....

00:06:04.104 --> 00:06:08.044
‫بازار سهام، سرمایه‌گزارها... اصل مطلب اینه که:

00:06:08.079 --> 00:06:13.044
‫ولی من واقعا هیچ
کدوم اینا رو نمی‌خواستم.

00:06:13.068 --> 00:06:15.368
‫فقط می‌خواستم یه کار کوچیک کرده باشم،

00:06:15.761 --> 00:06:21.138
‫زندگی مادرم رو یکم
آسون‌تر کنم. ‫مثل تو

00:06:25.314 --> 00:06:27.411
‫من آدم بدی نیستم.

00:06:30.492 --> 00:06:34.283
‫هدفم این نبود که تو رو اینقدر
‫عمیق وارد این ماجرا کنم.

00:06:35.035 --> 00:06:39.758
‫اگه می‌تونستم اینطوری قراره
تموم بشه... ‫چطوری تموم بشه؟

00:06:43.986 --> 00:06:47.426
‫ریتن‌هاوس می‌دونه که داری این
‫ضبط‌ کننده‌ها رو دستکاری می‌کنی.

00:06:47.460 --> 00:06:56.110
‫نه، نکردم. من... ‫اونا
می‌دونن. ‫پس... آخرین فرصت.

00:06:56.144 --> 00:07:00.179
‫ماموریت بعدی هر چی که هست،
‫دقیق و کامل ضبطش کن.

00:07:00.921 --> 00:07:05.615
‫اگه اینکارو نکنی، دیگه نمی‌تونم ازت
‫محافظت کنم یا خانواده‌ات.

00:07:11.619 --> 00:07:13.756
‫واقعا خیلی متاسفم.

00:07:16.138 --> 00:07:17.769
‫شب خوش

00:07:27.409 --> 00:07:29.345
‫جریان چی بود.

00:07:38.598 --> 00:07:40.868
‫فلین رفته به 25 سپتامبر سال 1780.

00:07:40.903 --> 00:07:45.745
‫بزار حدس بزنم، رفته شمال منهتن. ‫-
از کجا فهمیدی؟ ‫- وای، این خوب نیست.

00:07:45.779 --> 00:07:47.414
‫خیلی خیلی بدـه.

00:07:47.450 --> 00:07:50.193
‫فلین توی نیویورک چی می‌خواد اونم ‫وسط جنگ انقلاب
آمریکا؟ ‫(از سال۱۷۸۳ تا ۱۷۷5 که باعث استقلال آمریکا شد)

00:07:50.218 --> 00:07:51.958
‫اونجا نیویورک نیست، وست پوینت ـه.

00:07:51.992 --> 00:07:53.628
‫- همون آکادمی آموزشی نظامی؟
‫- در سال 1780،

00:07:53.663 --> 00:07:55.431
‫وست پوینت فقط یه قلعه بود، ولی واشنگتن فکر کرد

00:07:55.466 --> 00:07:57.570
‫هرکسی که کنترلش کنه می‌تونه جنگ رو ببره.

00:07:57.604 --> 00:07:59.774
‫پس 25ام سپتامبر چه اتفاقی افتاد؟

00:07:59.816 --> 00:08:01.759
‫خب، واشنگتن برای صرف صبحانه
‫خونه‌ی بندیکت آرنولد بوده

00:08:01.784 --> 00:08:05.519
‫که متوجه میشه آرنولد توطئه کرده تا
‫وست پوینت رو به بریتانیایی‌ها بده.

00:08:05.553 --> 00:08:08.693
‫و آرنولد قبل اینکه واشنگتن برسه
اونجا فرار می‌کنه. ‫بندیکت آرنولد، آره؟

00:08:08.726 --> 00:08:10.529
‫آدمی که اصولاً معنی اسمش «دیوث تمام عیار»ـه.

00:08:10.563 --> 00:08:14.036
‫اون زیرک‌ترین ژنرال واشنگتن بوده
‫و همینطور دوست مورد اعتمادش.

00:08:14.071 --> 00:08:16.509
‫آره، ولی مشخصاً نقشه‌ی بزرگ آرنولد شکست می‌خوره.

00:08:16.543 --> 00:08:18.178
‫شاید فلین می‌خواد کمکش کنه که موفق بشه،

00:08:18.213 --> 00:08:19.548
‫شاید به بریتانیایی‌ها کمک کنه که جنگ رو ببرن؟

00:08:19.582 --> 00:08:20.693
‫از اون ترسو همچین کاری بعیدـه.

00:08:20.718 --> 00:08:22.655
‫رفقا، متوجه هستید که این چقدر می‌تونه بد باشه؟

00:08:22.688 --> 00:08:24.791
‫صبح روزی که بندیکت آرنولد فرار می‌کنه

00:08:24.826 --> 00:08:28.232
‫جرج واشنگتن در وست پوینت بوده. ‫فکر
می‌کنی فلین سعی داره جرج واشنگتن رو بکشه؟

00:08:28.267 --> 00:08:32.361
‫نمی‌دونم، ولی الان راه افتادم.

00:08:56.558 --> 00:09:01.603
‫خودشه. این خونه‌ی بندیکت آرنولدـه.
‫- خونه‌ی قشنگی ـه

00:09:01.627 --> 00:09:05.610
‫- آرنولد سلیقه‌ی پرخرجی داشت.
‫یه بار اون هزار پوند خرج کرد،

00:09:05.643 --> 00:09:08.304
‫که به پول امروز میشه 80هزار دلار،
‫فقط برای یه بطری مشروب.

00:09:08.329 --> 00:09:14.784
‫- چی؟ کی همچین کاری می‌کنه؟ ‫-
یه عوضی در سطح کلاس جهانی ‫یالا

00:09:18.593 --> 00:09:22.723
‫خب کِی واشنگتن پیداش
میشه؟ ‫دقیقا نمی‌دونم.

00:09:23.108 --> 00:09:25.784
‫به نظر نمیاد کسی اینجا
باشه. ‫فلین قبل ما اومده بوده؟

00:09:25.818 --> 00:09:30.627
‫شاید تا الان به فرار آرنولد
کمک کرده. ‫ایست! ‫تکون نخورید!

00:09:30.662 --> 00:09:32.498
‫- ما میهن‌پرست هستیم
‫- ساکت!

00:09:35.071 --> 00:09:37.402
‫بازم خائن ؟

00:09:40.311 --> 00:09:50.081
‫شما کی هستید؟ ‫و اینجا دارید چه
غلطی می‌کنید؟ ‫قربان ‫ژنرال واشنگتن

00:10:03.856 --> 00:10:08.575
‫قربان؟ ‫اینطور صداش می‌کردن. ‫تا
ده سال دیگه هم رییس جمهور نمیشه.

00:10:08.785 --> 00:10:11.523
‫می‌دونم که تا الان باید به این جور مسائل عادت می‌کردم،

00:10:11.558 --> 00:10:13.394
‫ولی این یکی...

00:10:13.428 --> 00:10:16.066
‫چیه؟ اینکه طرف جرج واشنگتن‌ـه
‫یا اینکه می‌خواد ما رو بکشه؟

00:10:16.100 --> 00:10:20.259
‫هر دو. شاید ‫فکر کنم هر دو

00:10:24.232 --> 00:10:27.237
‫آروم آروم. یکی از افرادم توی اتاق بغلی‌ـه.

00:10:27.261 --> 00:10:30.820
‫اگه اینجا شلیک بشه، به واشنگتن
شلیک می‌کنه. ‫داری بلوف می‌زنی.

00:10:30.845 --> 00:10:32.733
‫داری با کسی حرف می‌زنی که به لینکلن شلیک کرد.

00:10:32.767 --> 00:10:38.217
‫واقعا می‌خوای این ریسک رو
بکنی؟ ‫فقط اسلحه رو بزار کنار

00:10:39.816 --> 00:10:48.373
‫به کمک‌تون نیاز دارم.
‫کمک ما؟ ‫اسلحه، لطفا؟

00:10:49.092 --> 00:10:51.328
‫واقعا می‌خوای ریسک کشته شدن جرج
‫واشنگتن رو به جون بخری؟

00:10:51.353 --> 00:10:53.088
‫- این دیگه چه کاریه؟
‫- وقتی اومد داخل،

00:10:53.113 --> 00:10:55.709
‫فقط سر تکون بدید و کاری که میگم بکنید.

00:10:56.116 --> 00:10:59.967
‫در غیر این صورت کاری می‌کنم واشنگتن
‫به جرم خیانت دارتون بزنه.

00:11:00.224 --> 00:11:02.974
‫یالا! ‫وایات

00:11:05.489 --> 00:11:06.952
‫خب...

00:11:09.843 --> 00:11:17.359
‫شما همون کسی هستید که این مرد
میگه؟ ‫خب، این سوال پیچیده‌ای‌ـه قربان.

00:11:17.393 --> 00:11:20.709
‫بله. بله، هستیم.

00:11:20.734 --> 00:11:24.631
‫آقای «رو» میگه که شما بهترین
‫جاسوس‌هاش در «کالپر رینگ» هستید.

00:11:24.656 --> 00:11:30.753
‫بله، خودشه. ‫آقای «آستین
رو»، جاسوس مشهور ِپروسی.

00:11:30.778 --> 00:11:36.686
‫خب، درود خدا به اون. ‫اون کسی
بود که منو از خیانت آرنولد آگاه کرد.

00:11:36.721 --> 00:11:42.820
‫اگرچه حروم‌زاده از دستمون فرار
کرد. ‫و تو، تو یه مرد آزاد هستی؟

00:11:42.854 --> 00:11:46.053
‫و یه جاسوس عالی.
‫ خیلی فروتن هستم.

00:11:46.088 --> 00:11:49.649
‫دلم می‌خواد درباره‌ی
ماموریت بهشون بگم. ‫ماموریت؟

00:11:49.674 --> 00:11:51.857
‫شما چهار نفر می‌رید به سمت قلمرو «کُت قرمزها»
‫(به سربازان بریتانیا کت‌قرمز گفته میشد)

00:11:51.882 --> 00:11:53.887
‫و بندیکت آرنولد رو دستگیر می‌کنید.

00:11:53.922 --> 00:11:57.491
‫بهشون بگید که کاری که آرنولد کرد بهتون الهام بخشید.

00:11:57.888 --> 00:12:04.754
‫پیداش کنید و برش‌گردونید.
‫به عدالت. ‫مشکلی هست؟

00:12:04.788 --> 00:12:13.389
‫نه نه نه، مشکلی نیست. ‫درسته؟
‫نه، نه قربان ‫خوشحال میشیم کمک کنیم.

00:12:13.422 --> 00:12:20.222
‫بیاریدش پیش من. زنده. ‫می‌خوام
بار آخر تو چشماش نگاه کنم...

00:12:20.256 --> 00:12:22.255
‫قبل اینکه دارش بزنم.

00:12:24.290 --> 00:12:27.388
‫چرا باید واشنگتن باور کنه که تو یه جاسوسی.

00:12:27.422 --> 00:12:30.023
‫چون با وجود اینکه جرج واشنگتن به «رو» اعتماد داشت،

00:12:30.056 --> 00:12:35.222
‫اونا هیچ وقت رو در رو همدیگه رو
ندیدن. ‫پس آستین رو واقعی کجاست؟

00:12:35.257 --> 00:12:37.556
‫- داخل یه گودال مرده.
‫- تو یه حروم زاده‌ای.

00:12:37.590 --> 00:12:40.256
‫- این کارا به خاطر چیه، فلین؟
‫- به لوسی نیاز دارم.

00:12:40.991 --> 00:12:42.923
‫اون می‌دونه چطور باید آرنولد رو پیدا کرد.

00:12:42.957 --> 00:12:46.212
‫همه چیز رو درباره‌اش می‌دونه.
‫چرا؟ تا بتونی کمکش کنی؟

00:12:46.273 --> 00:12:48.305
‫قرار نیست به آرنولد کمک کنم.

00:12:48.330 --> 00:12:51.756
‫ولی قرار هم نیست برش‌گردونم
پیش واشنگتن. ‫ازش بازجویی می‌کنم،

00:12:51.791 --> 00:12:55.357
‫احتمالا هم اونقدر بزنمش تا نفس بند
بیاد. ‫بازجوییش کنی؟ در چه مورد؟

00:12:55.391 --> 00:13:01.316
‫اون کلید ِ«بانی و کلاید» یه در
ِجالب رو باز کرد. ‫یا یه ساعت.

00:13:14.058 --> 00:13:16.991
‫جوهر نامرئی‌ـه
‫- بخونش

00:13:19.459 --> 00:13:20.858
‫یه نامه است که بندیکت آرنولد نوشته.

00:13:20.892 --> 00:13:24.019
‫یه چیزایی درمورد یه جلسه‌ی ریتن‌هاوس نوشته.

00:13:24.044 --> 00:13:27.381
‫داری بهم میگی که بندیکت
آرنولد ‫از اعضای ریتن‌هاوس بوده؟

00:13:27.406 --> 00:13:30.859
‫فقط یه عضو نبوده.
‫جزو اعضایی بوده که ریتن‌هاوس رو تاسیس کردن.

00:13:30.893 --> 00:13:33.792
‫این سالی‌ـه که شروع می‌کنن.
‫این فرصت ماست.

00:13:33.827 --> 00:13:35.945
‫ریتن‌هاوس رو در نطفه خفه می‌کنیم.

00:13:35.970 --> 00:13:37.792
‫قبل اینکه شروع کنن جلوشون رو می‌گیریم.

00:13:37.827 --> 00:13:39.614
‫- نباید در مورد این حرف بزنیم
‫- تو قراره این افراد رو پیدا کنی و بکشی

00:13:39.639 --> 00:13:41.807
‫- و می‌خوای ما کمکت کنیم؟
‫- نباید در این مورد حرف بزنیم!

00:13:41.832 --> 00:13:44.292
‫چرا؟ به خاطر اون ضبط کننده‌ی کوچولوی مخفی‌ـت؟

00:13:44.327 --> 00:13:46.393
‫چیه؟ فکر می‌کنی نمی‌دونم؟

00:13:46.427 --> 00:13:51.293
‫باشه، آسونش می‌کنم.
‫شما الان و اینجا کمک کنید،

00:13:51.327 --> 00:13:54.060
‫و من هم کلید‌های سفینه‌ی مادر رو
‫بهتون میدم، همه‌اش مال خودتون.

00:13:54.095 --> 00:13:55.860
‫بالاخره وقتی ریتن‌هاوس نابود بشه،

00:13:55.894 --> 00:13:57.860
‫دلیلی نداره که به این سفرهای ملال‌آور ادامه بدم.

00:13:57.894 --> 00:13:59.860
‫داری راجع به کشتن مردم حرف
‫می‌زنی، تغییر دادن تاریخ.

00:13:59.895 --> 00:14:02.127
‫برای آخرین بار، بعدش دیگه تمومه.

00:14:02.161 --> 00:14:04.294
‫یا اون، اینکه به تعقیب کردن من ادامه میدید،

00:14:04.328 --> 00:14:06.352
‫و من هم 100 بار دیگه تاریخ رو تغییر میدم.

00:14:06.377 --> 00:14:10.927
‫یا می‌تونیم تمومش کنیم، لوسی،
همین حالا ‫یه بار برای همیشه.

00:14:18.628 --> 00:14:23.512
‫ایناهاش ‫دفتر خاطراتت.
جهت نشون دادن حسن نیت.

00:14:23.628 --> 00:14:27.961
‫خودت ببین که چقدر ریتن‌هاوس
بدـه. ‫جملات خودتت رو ببین.

00:14:31.163 --> 00:14:35.295
‫تو پر از آشغالی. اونقدر که داره
‫از گوشات می‌ریزه بیرون.

00:14:35.329 --> 00:14:38.363
‫قرار نیست کمکت کنیم، نه بعد
‫از این همه مصیبتی که کشیدیم.

00:14:38.397 --> 00:14:45.963
‫حدس می‌زنم اینو بگی. ‫پس معامله
رو شیرین‌ترش می‌کنم. ‫تو کمکم کن،

00:14:46.129 --> 00:14:50.396
‫و من هم بهت میگم در «بزرگراه پرترو»
‫زیر تابلوی 47 مایل چه اتفاقی افتاد.

00:14:51.263 --> 00:14:54.440
‫درسته، اسم کسی که همسرت رو کشت بهت میگم.

00:14:59.630 --> 00:15:05.529
‫اصلا نمیشه دونست کار کی بوده.
‫من یه پلیس محلی نیستم، وایات.

00:15:05.565 --> 00:15:08.031
‫هنوزم توی جاهای مهم دوستانی دارم.

00:15:08.065 --> 00:15:10.863
‫توی صحنه‌ی جرم خون بود درسته؟
‫خونی که فقط برای جسیکا نبود

00:15:10.898 --> 00:15:13.984
‫که هیچ وقت اون خون رو تطابق ندادن
‫خب، من می‌دونم خون کیه.

00:15:14.942 --> 00:15:22.109
‫پس کمکم کنید بندیکت آرنولد رو
بگیرم، ‫دیگه ریتن‌هاوسی در کار نباشه.

00:15:23.236 --> 00:15:30.153
‫دیگه هم تعقیب کردن من در
زمان نباشه. ‫پیدا شدن قاتل همسرت.

00:15:31.899 --> 00:15:33.798
‫همه برنده میشن.

00:15:46.079 --> 00:15:50.580
‫خب، اینم از ضبط صدا. ‫هر چقدر
هم که دستکاری کنم نمی‌تونم این حقیقت

00:15:50.605 --> 00:15:53.441
‫رو مخفی کنم که داریم به فلین برای
‫نابود کردن ریتن‌هاوس کمک می‌کنیم.

00:15:53.799 --> 00:15:55.546
‫زندگی من به معنای واقعی کلمه تموم شده است.

00:15:55.581 --> 00:15:58.379
‫نه اگه از روی نقشه محوشون
کنیم. ‫واقعا بهش فکر می‌کنی؟

00:15:58.414 --> 00:15:59.947
‫کمک کردن به یه تروریست؟

00:15:59.981 --> 00:16:02.314
‫باعث میشه ما هم مثل بندیکت آرنولد بشیم، می‌دونی؟

00:16:02.339 --> 00:16:05.069
‫- قبلا جوک‌های بهتری می‌گفتی
‫- خب، عصبی هستم.

00:16:05.950 --> 00:16:07.916
‫نمی‌تونی بهم بگی که واقعا به فلین اعتماد کردی

00:16:07.941 --> 00:16:11.740
‫نه، البته که نه، ولی حتی اگه یک درصد احتمالش باشه که

00:16:11.765 --> 00:16:17.414
‫اون واقعا اسم قاتل جسیکا رو بدونه؟
‫از اون نوشته‌ها چی سر در آوردی؟

00:16:17.448 --> 00:16:20.159
‫اگه این درست باشه، جنایات زیادی
‫زیر سر ریتن‌هاوس بوده

00:16:20.184 --> 00:16:22.229
‫«مسیر اشک‌ها»، «قتل عام جونز ‌تاون»
‫[برای اطلاعات بیشتر سرچ کنید:]
‫[ برای اولی: رد اشکها (شعر) ]
‫[برای دومی: قتل عام جونز تاون]

00:16:22.254 --> 00:16:24.281
‫«محاصره‌ی ویکو»، ولی هنوزم
‫همه‌شون جزوی از تاریخ هستن.
‫[برای اطلاعات بیشتر سرچ کنید: واقعه‌ی ویکو]

00:16:24.315 --> 00:16:28.774
‫که ما باید ازش محافظت
کنیم، حتی چیزای بدش. ‫مگه نه؟

00:16:29.106 --> 00:16:32.138
‫- همه آماده‌ان؟
‫- آماده برای چی؟

00:16:32.163 --> 00:16:35.224
‫بالای جاده یه پادگان بریتانیایی
هست. ‫به عنوان فراری میریم.

00:16:35.250 --> 00:16:38.057
‫و چرا باید بریتانیا باور کنه که ما فراری هستیم؟

00:16:45.181 --> 00:16:47.583
‫مجبورن اینقدر واقعی جلوه‌اش
بدن!؟ ‫کمک! ما فراری هستیم!

00:16:47.616 --> 00:16:50.516
‫- آماده بشید! ‫- ما فراری
هستیم! ‫شلیک نکنید! شلیک نکنید!

00:16:50.550 --> 00:16:51.983
‫بخوابید رو زمین!
‫آتش!

00:16:58.975 --> 00:17:00.972
‫دروازه رو باز کنید

00:17:18.558 --> 00:17:24.529
‫خیلی‌خب، لوسی، نوبت توـه.
‫ژنرال آرنولد ‫- می‌خواستید منو ببینید؟

00:17:25.080 --> 00:17:28.079
‫ژنرال کلینتون ما رو فرستاده.
‫ما به ملکه وفادار هستیم، قربان.

00:17:28.104 --> 00:17:32.221
‫- از کار شما الهام گرفتیم. ‫- جدی؟
‫ما اطلاعات مخفی‌ای براتون داریم.

00:17:32.246 --> 00:17:34.671
‫درمورد حرکات لشگر واشنگتن.

00:17:37.246 --> 00:17:41.616
‫خبری از ژنرال کلینتون دریافت
نکردم. ‫کلینتون قرار بود بفرسته.

00:17:44.565 --> 00:17:46.563
‫به طور محرمانه،

00:17:46.589 --> 00:17:50.385
‫هر دومون می‌دونیم که ژنرال
‫کلینتون یکمی... دمدمی مزاج‌ـه.

00:17:50.922 --> 00:17:56.052
‫شاید یکم از جنون مادرش بهش
رسیده. ‫و شما این مرد رو قبلا دیدید.

00:17:56.094 --> 00:17:57.725
‫شما در «ریج‌فیلد» همراهش جنگیدید.

00:17:57.761 --> 00:18:00.231
‫تحت فرماندهی سرهنگ «لمب» خدمت می‌کرد.

00:18:02.759 --> 00:18:07.922
‫بله، درسته. همینطوره ‫خیلی
خوشحالم که بازم می‌بینم‌تون قربان.

00:18:15.587 --> 00:18:23.045
‫بله، فکر کنم بالاخره یادم
اومد. ‫البته ‫از این طرف

00:18:29.458 --> 00:18:32.680
‫بزارید «ارل کورن‌والیس» رو بهتون معرفی کنم.

00:18:32.715 --> 00:18:34.413
‫اینا به هدف و ملکه وفادار هستن.

00:18:34.447 --> 00:18:35.756
‫خانوم
‫(به خانوم‌هایی گفته میشه که اهل بریتانیا نباشن)

00:18:35.780 --> 00:18:40.545
‫اونا با خودشون هدیه آوردن. ‫خب،
نقشه‌ی واشنگتن برای سربازانش چیه؟

00:18:40.579 --> 00:18:42.243
‫میشه خصوصی صحبت کنیم قربان؟

00:18:42.278 --> 00:18:45.076
‫این‌ها مردان قابل اعتمادی هستن.
‫حرفت رو بزن.

00:18:45.110 --> 00:18:47.409
‫ما به خاطر کاری که شما کردید
‫تغییر جناح دادیم، ژنرال.

00:18:47.443 --> 00:18:49.102
‫ترجیح میدیم فقط با شما حرف بزنیم

00:18:49.127 --> 00:18:51.303
‫خب، خانوم، مطمئن نیستم در موقعیتی
‫باشید که بتونید این تصمیم رو بگیرید.

00:18:51.328 --> 00:18:52.637
‫یالا!

00:18:55.158 --> 00:18:58.176
‫چه غلطی کردی؟ ‫از من دور شو!

00:18:59.092 --> 00:19:05.995
‫- چیکار دارید می‌کنید؟ ‫- مدیریت
اوضاع. ‫تو الان کورن‌والیس رو کشتی.

00:19:06.020 --> 00:19:07.757
‫طی 20 سال آینده، قرار بود اون پیمان صلح

00:19:07.782 --> 00:19:09.153
‫بین بریتانیا و ناپلئون رو مذاکره کنه.

00:19:09.178 --> 00:19:10.801
‫پس تاریخ مجبوره یه کس دیگه رو پیدا کنه.

00:19:10.835 --> 00:19:13.077
‫یه کت‌قرمز دیدی، بقیه هم مثل همونا هستن.

00:19:13.103 --> 00:19:17.532
‫این یه مساله‌ی خیلی
مهمی‌ـه. ‫روفوس، پرده‌ها.

00:19:17.566 --> 00:19:19.920
‫باید سریع یه جا برای پنهان کردن جسدها پیدا کنم.

00:19:24.330 --> 00:19:29.632
‫شما افراد واشنگتن هستید؟ ‫نه نه نه.
افراد واشنگتن هرگز پیدات نمی‌کنن.

00:19:29.694 --> 00:19:32.410
‫راستش، سرنوشتت اینه که قسر در بری،

00:19:32.435 --> 00:19:36.256
‫یه زندگی راحت در انگلیس
داشته باشی. ‫پس تو کی هستی؟

00:19:37.227 --> 00:19:43.039
‫راستش رو می‌خوای؟ ‫ما
مسافران زمان از سال 2016 هستیم

00:19:43.064 --> 00:19:45.524
‫که این همه راه اومدیم اینجا تا تو رو ببینیم.

00:19:53.979 --> 00:19:57.101
‫- تو دیوونه‌ای. ‫- آره
‫اهمیتی نداره ما کی هستیم.

00:19:57.126 --> 00:19:59.866
‫چیزی که اهمیت داره اون چیزی‌ـه که می‌خوایم بدونیم...

00:19:59.891 --> 00:20:01.844
‫درمورد ریتن‌هاوس.

00:20:04.071 --> 00:20:06.557
‫نمی‌دونم داری درمورد چی حرف می‌زنی.

00:20:12.214 --> 00:20:14.412
‫این دست خط توـه، مگه نه؟

00:20:17.745 --> 00:20:21.776
‫" امروز مردی رو دیدم که رویاهای
‫بزرگی برای آمریکا داشت

00:20:21.811 --> 00:20:23.542
‫ریتن‌هاوس. "

00:20:23.576 --> 00:20:26.838
‫"اونها مردان باارزش رو به خدمت
‫می‌گیرند و دنبال من هم هستن."

00:20:28.675 --> 00:20:33.205
‫من هرگز اونو ننوشتم. ‫شاید
بتونیم کمکت کنیم یادت بیاد.

00:20:33.240 --> 00:20:36.037
‫تا حد مرگ بزنیدم، بعدشم بدید واشنگتن دارم بزنه.

00:20:36.072 --> 00:20:37.919
‫نمی‌دونم دارید درمورد چی حرف می‌زنید.

00:20:37.944 --> 00:20:41.852
‫من متوجهم، متوجهم که چرا به واشنگتن خیانت کردی،

00:20:41.904 --> 00:20:45.201
‫چرا رفتی به ریتن‌هاوس.
‫حتما خوب منو می‌شناسی.

00:20:45.225 --> 00:20:49.225
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:20:49.315 --> 00:20:51.263
‫خب، من...

00:20:51.364 --> 00:20:55.146
‫می‌دونم که تمام ثروتت رو به خاطر
‫هدف میهن‌پرستی از دست دادی.

00:20:55.181 --> 00:20:58.733
‫می‌دونم که یکی از بهترین و
‫زیرک‌ترین افراد واشنگتن بودی.

00:20:58.798 --> 00:21:00.829
‫در «ساراتوگا»،

00:21:01.145 --> 00:21:03.276
‫وقتی به اسبت شلیک کردن و افتاد مرد
‫درست وقتی که روش سوار بودی،

00:21:03.310 --> 00:21:04.709
‫تو به جنگیدن ادامه دادی.

00:21:04.744 --> 00:21:08.578
‫و وقتی که گلوله‌ی ساچمه‌ای پات رو داغون کرد،

00:21:08.603 --> 00:21:14.026
‫چیکار کردی؟ به جنگیدن ادامه
دادی. ‫منظور؟ ‫ولی وقتش رسید...

00:21:15.640 --> 00:21:21.641
‫که ترفیع بگیری و بشی ژنرال ارشد،
‫ترفیعی که خودت به دستش آوردی،

00:21:21.904 --> 00:21:30.177
‫مجلس انتخابت نکرد، مگه نه؟
‫و واشنگتن برات چیکار کرد؟

00:21:32.837 --> 00:21:34.235
‫هیچی

00:21:37.732 --> 00:21:39.317
‫و خب...

00:21:40.956 --> 00:21:45.195
‫تو بهش خیانت کردی، به همه‌ی چیزایی که
‫یه زمان معتقد بودی خیانت کردی.

00:21:45.229 --> 00:21:53.958
‫ولی برای چی؟ ‫غرور؟ ‫اون به
من خیانت کرد. ‫اون برادرم بود،

00:21:53.993 --> 00:21:59.282
‫و منو رها کرد. ‫ولی ریتن‌هاوس،

00:21:59.691 --> 00:22:02.322
‫آینده‌ای رو بهم میده که لیاقتش رو دارم.
‫(اشاره به یک مرد)

00:22:02.357 --> 00:22:06.827
‫و هیچکس، نه شما، نه هیچکس دیگه،
‫جلومون رو نخواهید گرفت.

00:22:06.874 --> 00:22:09.421
‫وایستا. تو الان گفتی «اون»؟ (مرد)

00:22:09.454 --> 00:22:11.697
‫مردی که درباره‌اش پرسیدید، «دیوید ریتن‌هاوس».
‫(توضیح: این شخص در تاریخ وجود خارجی دارد.)
‫(اخترشناس، ساعت‌ساز و مخترع آمریکایی که)
‫(درمورد سفر در زمان هم نظریه داده.)
‫(برای اطلاعات بیشتر سرچ کنید:)
‫[David Rittenhouse]

00:22:11.722 --> 00:22:14.008
‫ریتن‌هاوس جمع نیست؟ یه نفرـه؟
‫(توضیح: این شخص در تاریخ وجود خارجی دارد.)
‫(اخترشناس، ساعت‌ساز و مخترع آمریکایی که)
‫(درمورد سفر در زمان هم نظریه داده.)
‫(برای اطلاعات بیشتر سرچ کنید:)
‫[David Rittenhouse]

00:22:14.034 --> 00:22:21.153
‫هر روز طرفدارهاش بیشتر
میشه، ولی آره. ‫تو خبر داشتی؟

00:22:21.608 --> 00:22:23.340
‫- اینکه فقط یه نفرـه؟
‫- نه

00:22:23.365 --> 00:22:26.686
‫این هیچ‌جا نبود. توی اون دفتر خاطرات هم نبود.

00:22:26.720 --> 00:22:30.249
‫چه دفتری؟ چی دارید میگید؟

00:22:33.412 --> 00:22:41.441
‫ما رو بهش معرفی کن. ‫یه
زن؟ یه کاکا سیاه؟ ‫تو دیوونه‌ای.

00:22:41.476 --> 00:22:43.503
‫اون این زن رو یه وسیله‌ی جنسی می‌بینه
‫و این کاکاسیاه رو هم به عنوان سرباز.

00:22:43.528 --> 00:22:49.171
‫تو ما رو بهش معرفی می‌کنی.
‫و چرا باید همچین کاری بکنم؟

00:22:52.016 --> 00:22:55.261
‫واشنگتن همسرت رو زندانی نگه داشته.

00:22:55.286 --> 00:22:58.328
‫اگه تا سه روز دیگه همراه تو برنگردیم،

00:22:58.354 --> 00:23:01.643
‫اون رو برای خیانت تو اعدام می‌کنه.

00:23:06.036 --> 00:23:09.650
‫پس ما رو ببر پیش ریتن‌هاوس،
‫همسرت رو نجات بده.

00:23:12.862 --> 00:23:15.839
‫کارایی که همه‌مون به خاطر عشق می‌کنیم.

00:23:24.736 --> 00:23:31.538
‫خب، آرنولد و فلین هر لحظه ممکنه
بیان پایین. ‫نظرتون چیه؟ ‫من هستم

00:23:32.619 --> 00:23:34.978
‫تو همونی بودی که گفتی ما با
‫بندیکت آرنولد فرقی نداریم.

00:23:35.003 --> 00:23:37.351
‫اون برای وقتی بود که نمی‌دونستیم ریتن‌هاوس یه نفرـه.

00:23:37.485 --> 00:23:39.332
‫اگه تمام کاری که باید بکنیم اینه
‫که جلوی یه نفر رو بگیریم...

00:23:39.356 --> 00:23:43.105
‫چی؟ پس همینطوری
بکشیمش؟ ‫با خونسردی بکشیم‌ش؟

00:23:43.139 --> 00:23:47.890
‫وایات که قبلا آدم
کشته. ‫منم همینطور

00:23:48.343 --> 00:23:52.039
‫اگه این یه حرکت، سر مار رو قطع کنه،

00:23:52.323 --> 00:23:55.234
‫ریتن‌هاوس رو کاملا نابود کنه،
‫منو از شرشون خلاص کنه،

00:23:55.259 --> 00:23:57.867
‫خانواده‌مو از شرشون خلاص کنه،
‫پس رای من...

00:24:00.710 --> 00:24:04.329
‫رای من «بله» است.
‫منم رای‌م «بله» است.

00:24:10.824 --> 00:24:13.674
‫اگه این کارو بکنیم، تاریخ تغییر پیدا می‌کنه.

00:24:13.699 --> 00:24:15.902
‫و اگه... و اگه افراد بیشتری مثل خواهرم ناپدید بشن؟

00:24:15.936 --> 00:24:17.741
‫اگه افراد بیشتری نجات پیدا کنن چی؟

00:24:17.776 --> 00:24:22.225
‫لعنتی، اگه بری خونه و ایمی اونجا باشه چی؟

00:24:26.977 --> 00:24:32.803
‫لوسی، ‫این کار نجات «سفر
به ماه» یا «آلامو» نیست.

00:24:32.828 --> 00:24:40.684
‫این کار کشتن یه حروم‌زاده‌ی شرورـه،
‫برای نجات شاید صدها آدم بیشتر.

00:24:40.709 --> 00:24:43.305
‫متاسفم، ولی فکر نمی‌کنم «تاریخ» بهانه‌ای باشه

00:24:43.339 --> 00:24:50.467
‫که دست رو دست بزاری تا مردم
رنج بکشن. ‫تا الان به قدر کافی شناختمت.

00:24:50.501 --> 00:24:54.310
‫چیزی که واقعا بهش باور داری، کمک کردن به مردم‌ـه

00:24:56.088 --> 00:24:59.830
‫ولی... ما توی اینکار با هم هستیم، پس...

00:25:00.672 --> 00:25:07.868
‫خب همگی آماده‌ایم که این
کارو بکنیم؟ ‫لوسی، آماده‌ایم؟

00:25:09.692 --> 00:25:10.967
‫آره

00:25:30.767 --> 00:25:34.580
‫اسب‌ها آب می‌خوان. ‫و
منم یه لیوان سفالی می‌خوام.

00:25:34.615 --> 00:25:37.926
‫به نظر محشرـه. منم همینطور.
‫توی لیوان سفالی چی می‌نوشی؟

00:25:37.961 --> 00:25:39.874
‫داخل ادرار می‌کنی.
‫(لیوان‌های دهن باریک چوبی سفالی یا سربی)

00:25:39.899 --> 00:25:43.072
‫درسته، البته. کاملا می‌دونستم.

00:26:02.281 --> 00:26:07.874
‫هی، رفیق، هی. ‫هی، رفیق

00:26:14.834 --> 00:26:19.928
‫از اسب‌ها اطلاعات زیادی داری؟
‫وقتی بچه بودم می‌خواستم گاوچرون بشم.

00:26:20.857 --> 00:26:25.490
‫چیزی راجع به کامیک‌های «تکس ویلر» چیزی شنیدی؟

00:26:25.515 --> 00:26:27.849
‫یه اسب داشت به اسم «دینامیت».

00:26:27.884 --> 00:26:31.090
‫اونا از آدم خوبا علیه آدم بدا محافظت می‌کردن.

00:26:36.115 --> 00:26:39.394
‫نمی‌خوام آدمی باشم که میگه
‫«دیدی بهت گفتم؟»، ولی...

00:26:39.428 --> 00:26:42.740
‫اون دفتر خاطرات یه چیزی درمورد
‫با هم کار کردن من و تو نوشته؟

00:26:42.774 --> 00:26:45.260
‫- اتفاقی‌ـه پس کشش نده.
‫- قبوله

00:26:47.860 --> 00:26:54.983
‫فکر کن این کارو کردیم. ‫واقعا
... ‫ریتن‌هاوس رو از بین بردیم.

00:26:57.330 --> 00:27:04.815
‫بعدش چیکار می‌کنی؟ ‫میرم خونه
پیش خانواده‌ام. ‫بازم زنده خواهند بود.

00:27:06.129 --> 00:27:11.080
‫دختر کوچولوم می‌پره توی
بغلم. ‫همسرم رو بغل می‌کنم.

00:27:13.625 --> 00:27:21.263
‫و بعدش خداحافظی می‌کنم و برای
همیشه میرم. ‫چی؟ ‫همینطوری...

00:27:21.689 --> 00:27:23.997
‫همینطوری بعد از این همه مصیبتی
‫که کشیدیم تنهاشون میزاری؟

00:27:24.030 --> 00:27:28.776
‫موقعی که دنبال ریتن‌هاوس
افتادم، ‫کارهای وحشتناکی کردم...

00:27:30.060 --> 00:27:35.049
‫به یه چیز دیگه تبدیل شدم. ‫چطور
می‌تونم این رو وارد خونه‌ام کنم؟

00:27:37.013 --> 00:27:42.359
‫چطور همسری یا.... ‫یا پدری
می‌تونم باشم، بعد از کاری که کردم؟

00:27:44.417 --> 00:27:46.678
‫باید به رفتن ادامه بدیم.

00:28:07.831 --> 00:28:12.085
‫از کجا یه تلسکوپ کوچیک مثل
این گیر آوردی؟ ‫بهت گفتم. آینده

00:28:17.417 --> 00:28:20.487
‫اون آدما می‌شناسنت؟ ‫شما رو
به عنوان داوطلب معرفی می‌کنم،

00:28:20.512 --> 00:28:22.017
‫به ریتن‌هاوس بگو که وطن‌پرست هستید

00:28:22.051 --> 00:28:24.931
‫که مثل من ایمان‌تون رو به هدف از دست دادید.

00:28:26.569 --> 00:28:29.702
‫ولی پیشنهاد می‌کنم همه رو وارد بازی نکنیم.

00:28:30.852 --> 00:28:36.565
‫الان دوره‌ی احمقانه و
جهالت‌ـه. ‫ولی متوجه هستم.

00:28:37.357 --> 00:28:39.441
‫روفوس رو میزاریم بمونه.

00:29:26.008 --> 00:29:31.275
‫- ژنرال آرنولد ‫- جان ‫- پدر
منتظر شماست؟ ‫- خونه‌ـست؟

00:29:31.300 --> 00:29:33.429
‫دلم می‌خواد دوستانم رو ملاقات کنه.
‫می‌خوان بپیوندن.

00:29:33.454 --> 00:29:35.592
‫- ساعت‌های زیاد اینجاست
‫- پدر درستشون کرده

00:29:35.617 --> 00:29:39.993
‫داره به من هم یاد میده که
درستشون کنم. ‫اون مجذوب زمان‌ـه.

00:29:40.027 --> 00:29:44.677
‫- پدرت اینجاست، جان؟ ‫- از ما
کمک می‌خوان؟ ‫به این دلیل اینجا هستید؟

00:29:44.713 --> 00:29:46.551
‫این سوال و جواب برای پدرت‌ـه، جان.

00:30:01.739 --> 00:30:03.712
‫این ساعت برای توـه؟

00:30:03.746 --> 00:30:07.349
‫بله، ولی ظاهرا نمی‌تونم ضامن
‫چرخ دنده رو به کار بندازم.

00:30:07.375 --> 00:30:10.292
‫پدر میگه که به قدر کافی توجه نمی‌کنم.

00:30:16.730 --> 00:30:20.342
‫به نظر که داری خوب
پیش میری. ‫ساعت زیبایی‌ـه.

00:30:20.377 --> 00:30:23.839
‫پدرم میگه که روستایی‌ها مثل عقربه‌های ساعت هستن.

00:30:23.864 --> 00:30:29.142
‫مدام در حال چرخش
هستن. ‫این یعنی چی؟

00:30:29.176 --> 00:30:31.819
‫چون یه روستایی هم قادر نیست مسیر و هدفش رو انتخاب کنه

00:30:31.853 --> 00:30:36.469
‫درست مثل یه عقربه‌ی ساعت. ‫خب...

00:30:36.878 --> 00:30:41.067
‫چه کسی این مسیر رو براشون
انتخاب می‌کنه؟ ‫خب معلومه، ساعت‌ساز

00:30:42.595 --> 00:30:50.156
‫و اعضای ریتن‌هاوس ساعت‌ساز
هستن؟ ‫کس دیگه‌ای نمی‌تونه انجامش بده.

00:30:50.377 --> 00:30:52.220
‫پدر میگه که حکومت پادشاهی بیش‌ از حد خودخواهانه است

00:30:52.254 --> 00:30:57.759
‫و دموکراسی هم بیش‌ از حد بی‌نظم‌ـه.
‫پس اعضای ریتن‌هاوس عضوی از...

00:30:57.793 --> 00:31:03.264
‫هیچ دولتی نیستن؟ ‫لزوما نه. فقط
کنترل داشتن و نفوذ اهمیت داره.

00:31:03.298 --> 00:31:06.167
‫معمولا افراد مخفی هستن.

00:31:10.338 --> 00:31:13.574
‫اون مردمی که بخوان در نحوه‌ی کنترل
شدن‌شون ‫حق رای داشته باشن چی؟

00:31:13.609 --> 00:31:15.176
‫روستایی‌ها نمی‌تونن به خودشون حکومت کنن

00:31:15.210 --> 00:31:17.111
‫همونطور که مورچه‌ها نمی‌تونن بر جنگل حکومت کنن.

00:31:17.146 --> 00:31:20.431
‫اکثر روستایی‌ها چیزی جز توهم یه حق رای نمی‌خوان.

00:31:20.456 --> 00:31:23.128
‫پدر میگه دموکراسی برای همینه.

00:31:28.824 --> 00:31:33.094
‫چیزی که داری توصیفش می‌کنی حکومت استبدادی‌ـه
‫که خودش رو به شکل دموکراسی در آورده.

00:31:33.128 --> 00:31:35.830
‫پدر باور داره که چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

00:31:38.567 --> 00:31:40.468
‫تو به چی باور داری، جان؟

00:31:44.740 --> 00:31:47.442
‫تابحال کسی اینو ازم نپرسیده بود.

00:31:51.580 --> 00:32:02.497
‫بندیکت آرنولد ‫با حضورت
مفتخرمون کردی. ‫پدر ‫خودشه

00:32:03.897 --> 00:32:07.462
‫دیوید، به نظر که خوب میای. ‫جان
داشت راجع به تو به دوستانم می‌گفت.

00:32:07.496 --> 00:32:12.193
‫بله، پدر. اونا می‌خوان
بپیوندن. ‫جدی؟

00:32:12.889 --> 00:32:15.762
‫تابحال برام تازه‌کار نیاورده بودی، بندیکت.

00:32:18.273 --> 00:32:23.685
‫امکانش هست تو رو بهتر
ببینم؟ ‫چشمام مثل سابق نیستن.

00:32:25.646 --> 00:32:28.646
‫برو. پدر می‌خواد بررسی‌ت کنه.

00:32:38.560 --> 00:32:44.599
‫دندون‌های خوب و محکمی داری.
‫- تناسب جمجه‌ی خوبیه ‫- بسه

00:32:44.633 --> 00:32:50.671
‫ران‌هات یکم باریک هستن، ‫ولی هیچکس
بی‌نقص نیست. ‫تابحال بچه زاییدی؟

00:32:52.678 --> 00:32:55.101
‫- نه
‫- خوبه

00:32:57.830 --> 00:33:01.859
‫وایات ‫چیکار داری می‌کنی؟
‫لطفا حرکت ناگهانی نباشه.

00:33:01.884 --> 00:33:05.353
‫دیوید، این کارا چیه؟ ‫اینا
اومدن اینجا که منو بکشن.

00:33:05.387 --> 00:33:11.426
‫- کاملا اشتباه متوجه شدی. ‫-
واقعا؟ ‫عرقی که روی پیشانی‌ش هست.

00:33:11.522 --> 00:33:15.247
‫دستی که نزدیک جیبت‌ـه،
‫جایی که احتمال میدم یه تپانچه داشته باشی.

00:33:15.272 --> 00:33:19.333
‫اولین بارم نیست که اون نگاه رو توی
‫صورت یه مرد می‌بینم، باور کن.

00:33:19.359 --> 00:33:24.439
‫می‌خواید بهم صدمه بزنید.
‫ولی نگران نباش، عزیزم.

00:33:24.473 --> 00:33:27.600
‫هنوزم یه استفاده خوب برای تو پیدا می‌کنیم.

00:33:54.136 --> 00:33:58.472
‫بلند شو ‫پسر، بلند شو.

00:34:00.509 --> 00:34:02.476
‫گفتم بلند شو

00:34:17.811 --> 00:34:23.265
‫عجب تپانچه‌ی مبتکرانه‌ای.
‫تابحال مثلش رو هم ندیدم.

00:34:23.299 --> 00:34:25.200
‫باید حرفمو باور کنی دیوید.

00:34:25.235 --> 00:34:27.603
‫چطور باید می‌دونستم که دارن بهم دروغ میگن؟

00:34:27.637 --> 00:34:32.007
‫می‌تونی که تمام خواسته‌ام اینه که
بهت خدمت کنم، ‫به هدف خدمت کنم.

00:34:32.040 --> 00:34:37.447
‫- خیلی سپاس‌گزارم که... ‫-
خفه شو، بندیکت ‫متاسفم، قربان

00:34:38.881 --> 00:34:42.439
‫بهتون گفته که چقدر نبوغ نظامیش رو تحسین می‌کردم؟

00:34:43.018 --> 00:34:47.122
‫چطور وقتی جنگ تموم شد، یه جا
نزدیک خودم ‫بین بزرگان بهش دادم؟

00:34:47.156 --> 00:34:52.723
‫افتخار دادید، قربان. ‫ولی درمورد
پدر الکلی‌ش چیزی بهتون گفت؟

00:34:54.098 --> 00:35:01.236
‫تحصیلات ضعیفش ‫غرورش؟ ‫-
بد مزاجی‌ش؟ ... ‫- دیوید، لطفا.

00:35:01.271 --> 00:35:07.909
‫بعد از همه‌ی کارهایی که برات
کردم؟ ‫تو یه احمقی، بندیکت.

00:35:07.944 --> 00:35:11.693
‫اونقدر با اون غرور زخمیت کور شده بودی...

00:35:13.209 --> 00:35:17.685
‫که اینا رو آوردی تو خونه‌‌ام تا منو بکشن؟

00:35:17.943 --> 00:35:21.423
‫فقط یه اشتباه بود قربان.
‫می‌تونید بهم اعتماد کنید.

00:35:21.457 --> 00:35:26.293
‫تو به تنها دوستت در دنیا خیانت
کردی، ‫چرا باید بهت اعتماد کنم؟

00:35:47.333 --> 00:35:56.966
‫اینو از کجا آوردید؟ ‫نه نه ‫نگران
نباشید ‫من یه ساعت ساز هستم.

00:35:56.990 --> 00:35:59.060
‫خودم ازش سر در میارم.

00:36:01.916 --> 00:36:07.720
‫- پسرم؟ ‫- بله پدر؟ ‫تماشا
کن. مهمه که اینو ببینی.

00:36:12.324 --> 00:36:13.559
‫نه!

00:36:17.935 --> 00:36:19.499
‫لطفا جلوی من بهشون صدمه نزن.

00:36:19.533 --> 00:36:25.076
‫حالا جان، راجع به دیدن دنیا
اونطور که واقعا هست ‫بهت چی گفتم؟

00:36:26.104 --> 00:36:27.693
‫بله، پدر

00:36:29.877 --> 00:36:37.388
‫شما دو تا محکوم به مرگ هستید.
‫ولی تو... ‫میای به خوابگاه من.

00:36:48.788 --> 00:36:49.789
‫هی!

00:36:58.993 --> 00:36:59.993
‫فلین!

00:37:29.101 --> 00:37:33.336
‫کشتن من چیزی رو تغییر
نمیده. ‫افراد دیگه‌ای هم هستن.

00:37:33.707 --> 00:37:40.070
‫این بیشتر از من زنده
می‌مونه... ‫تو... ‫همه‌مون.

00:37:41.297 --> 00:37:42.822
‫ریتن‌هاوس تبدیل خواهد شد به...

00:37:49.124 --> 00:37:53.960
‫انجامش دادی. ‫واقعا اینکارو کردی.

00:38:02.540 --> 00:38:04.575
‫اون پسره کجاست؟

00:38:06.708 --> 00:38:13.714
‫چی... پسره؟ منظورت چیه پسره؟
‫اون پسره رفته ‫پسرش، فرار کرده.

00:38:13.748 --> 00:38:17.351
‫داری میگی که می‌خوای پسرش رو
هم بکشی؟ ‫نمی‌خوام، ولی مجبوریم.

00:38:17.385 --> 00:38:19.307
‫شنیدید؛ اون هم به چیزایی که
‫پدرش معتقد بود اعتقاد داره.

00:38:19.333 --> 00:38:22.134
‫تو که ریتن‌هاوس رو کشتی.
‫لازم نیست پسره رو هم بکشی.

00:38:26.560 --> 00:38:28.227
‫فلین

00:38:30.398 --> 00:38:35.252
‫فلین ‫فلین! ‫بچه‌ها، بیاید کمک!

00:38:41.241 --> 00:38:45.045
‫شماها فلین رو پیدا کنید،
‫منم پسره رو پیدا می‌کنم.

00:38:59.351 --> 00:39:07.267
‫نه، نه. ‫نه، لطفا منو نکش.
‫خواهش می‌کنم، لطفا منو نکش.

00:39:07.302 --> 00:39:16.810
‫نه نه نه. منو نکش. ‫خواهش
می‌کنم! این کارو نکن! ‫لطفا! ‫لطفا

00:39:19.503 --> 00:39:21.430
‫اینکارو نکن.

00:39:44.105 --> 00:39:52.756
‫- برو کنار ‫- نه ‫- برو کنار! ‫-
نه! ‫اجازه نمیدم یه بچه رو بکشی.

00:39:52.781 --> 00:39:57.926
‫این پسر همه‌ی چیزی‌ـه که از
ریتن‌هاوس باقی مونده. ‫نمیشه مطمئن بود.

00:39:58.260 --> 00:40:02.532
‫گفت که بقیه هم هستن. ‫مطمئن نیستی
که کشتن پسرش چیزی رو تغییر بده.

00:40:02.557 --> 00:40:04.925
‫اون هرچیزی که پدرش می‌خواست رو می‌خواد.

00:40:04.950 --> 00:40:07.667
‫وقتی 12 سالت بود می‌خواستی یه گاوچرون بشی.

00:40:08.697 --> 00:40:13.125
‫- آدما عوض میشن ‫- اون قراره
کارهای وحشتناکی انجام بده! ‫چرا؟

00:40:13.168 --> 00:40:18.032
‫چون پدرش اینو ازش
می‌خواد؟ ‫تو که اینو نمی‌دونی!

00:40:18.181 --> 00:40:20.816
‫همین الان یه انتخاب داری!

00:40:21.423 --> 00:40:24.712
‫همه‌مون اختیار داریم! می‌تونیم تصمیم بگیریم...

00:40:25.346 --> 00:40:27.781
‫می‌تونیم تصمیم بگیریم که چیز متفاوتی باشیم.

00:40:34.522 --> 00:40:41.361
‫خواهش می‌کنم، نه، لطفا. ‫لطفا
این کارو نکن، خواهش می‌کنم. ‫لطفا

00:40:41.396 --> 00:40:46.366
‫تو... گفتی... گفتی بعد از کاری
که کردی ‫نمی‌تونی یه پدر باشی.

00:40:46.401 --> 00:40:51.038
‫ولی می‌تونی باشی. می‌تونی. ‫می‌تونی
برگردی، ولی اگه این کارو بکنی نه.

00:40:51.072 --> 00:40:52.673
‫- لطفا، لطفا!
‫- از سر راهم برو کنار.

00:41:00.881 --> 00:41:05.152
‫جان؟ ‫جان!

00:41:09.090 --> 00:41:11.091
‫اون رفته

00:41:13.261 --> 00:41:16.530
‫بیا اینجا! ‫- چیه؟ ‫نه.
کجا داری منو می‌بری؟

00:41:16.564 --> 00:41:20.926
‫فکر کردم متوجه هستی که
چه چیزی در خطرـه ‫بیا اینجا!

00:41:22.289 --> 00:41:28.170
‫- چیزی پیدا کردی؟ ‫- نه، تو؟
‫- هیچی ‫- وایات! ‫- وایات! ‫- یالا

00:41:28.639 --> 00:41:39.286
‫- لوسی! ‫- وایات ‫- فلین! ‫-
روفوس! ‫نه. نه! ‫- ولم کن! ‫- لوسی!

00:41:39.320 --> 00:41:44.280
‫وایات! ‫لوسی!

00:41:46.928 --> 00:41:48.896
‫لوسی!

00:41:48.920 --> 00:42:00.920
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:42:00.944 --> 00:42:12.944
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.