﻿WEBVTT

00:00:17.040 --> 00:00:21.210
‫عالی نمی‌شد اگر یکی از ابرها

00:00:21.880 --> 00:00:26.410
می‌تونست در زمان غروب خورشید

00:00:26.920 --> 00:00:31.050
به بالای سر یک گودال برسه...؟

00:00:31.490 --> 00:00:38.790
 ‫این ها فکرهایی هستند که موقع ناراحتی به ذهنم می‌رسن

00:00:39.500 --> 00:00:49.240
‫درسته که توانی برای گشودن درهای بسته ندارم،

00:00:49.740 --> 00:00:59.450
‫اما توان تاب آوردن دارم چون که می‌دونم تنها نیستم

00:01:00.020 --> 00:01:09.820
‫همه‌ی ما از درون کودکان معصومی گریانیم

00:01:10.360 --> 00:01:15.200
‫که روی پله‌های آرزوهامون در حال بازیگوشی هستیم

00:01:15.300 --> 00:01:16.930
‫نگاه کن!

00:01:16.930 --> 00:01:17.330
‫ما داریم از کودکی خودمون لذت می‌بریم.

00:01:17.330 --> 00:01:23.770
‫ما داریم از کودکی خودمون لذت می‌بریم.

00:01:23.794 --> 00:01:43.794
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:57.160 --> 00:01:58.290
‫آه!

00:02:01.930 --> 00:02:03.900
‫نمی‌خواد از من بترسین.

00:02:04.500 --> 00:02:05.120
‫ها؟

00:02:06.400 --> 00:02:09.560
‫حتما وقتی خواب بودم
‫ اینو دور مچم بسته.

00:02:14.910 --> 00:02:19.240
‫حتما، هر اتفاقی که بیفته،
‫ من 9 ماه اینجا پیش شما می‌مونم.

00:02:19.550 --> 00:02:22.920
‫میشه ازتون خواهش کنم تا زمانی که ماریا بهبود پیدا بکنه،

00:02:23.220 --> 00:02:25.880
‫و بتونه به مدرسه بره، اینجا پیش ما بمونید؟

00:02:25.990 --> 00:02:29.860
‫توی مدتی که ماریا بابت بیماریش نمیتونه
‫ به مدرسه بره من توی خونه بهش درس میدم.

00:02:30.090 --> 00:02:33.120
‫از اول هم بابت همین از صومعه‌ی نونبرگ به اینجا اومدم.

00:02:33.900 --> 00:02:35.490
‫ازتون خیلی ممنونم.

00:02:38.900 --> 00:02:41.770
‫میرم ماریا رو بیدار کنم.

00:02:41.800 --> 00:02:42.360
‫صبر کن.

00:02:42.400 --> 00:02:43.030
‫ها؟

00:02:43.410 --> 00:02:45.930
‫قراره که اون معلم ماریا باشه؟

00:02:46.040 --> 00:02:47.030
‫و مشکلش چیه؟

00:02:47.080 --> 00:02:49.770
‫تصمیم گیری برای این موضوع بدون 
‫ پرسیدن نظر خود ماریا کار اشتباهیه.

00:02:49.910 --> 00:02:51.810
‫هر دوتون خودخواهید!

00:02:52.050 --> 00:02:53.410
..آه

00:03:01.220 --> 00:03:02.090
‫قربان.

00:03:03.120 --> 00:03:05.250
‫اگه الان راه نیفتید...

00:03:05.360 --> 00:03:08.450
‫موقع برگشت به مشکل می‌خورین.

00:03:08.500 --> 00:03:11.330
‫بله، بعدا در مورد این مسئله صحبت می‌کنیم، هدویگ.

00:03:11.330 --> 00:03:12.860
‫پدر!

00:03:13.670 --> 00:03:15.760
‫درست رفتار کن!

00:03:16.140 --> 00:03:18.110
‫بچه‌ها مدرسه‌تون دیر نشه.

00:03:18.270 --> 00:03:19.330
‫بله.

00:03:22.310 --> 00:03:25.210
‫پدر هیچوقت خودشو جای ما نمی‌ذاره.

00:03:25.250 --> 00:03:27.220
‫اینطور نیست، هدویگ..

00:03:27.220 --> 00:03:28.710
‫تو ساکت باش!

00:03:40.500 --> 00:03:43.260
‫فکر کنم بانوی جوان یکم حسودی می‌کنن.

00:03:48.100 --> 00:03:51.600
‫امیدوارم که زود برگردین.

00:03:51.710 --> 00:03:54.370
‫رانندگی توی شب خیلی خطرناکه.

00:03:54.580 --> 00:03:57.100
‫ولی نه به اندازه‌ی جنگ.

00:03:57.510 --> 00:03:58.670
‫مراقب باشید.

00:03:59.080 --> 00:03:59.810
.هوم

00:04:21.900 --> 00:04:23.100
‫هیچوقت نمی‌بخشم.

00:04:24.340 --> 00:04:27.600
‫صبرکن، هدویگ!

00:04:28.140 --> 00:04:30.580
‫شماها خیلی بی‌خیالید.

00:04:32.280 --> 00:04:33.110
‫اوه؟

00:04:33.750 --> 00:04:37.090
‫گفت 9 ماه اینجا می‌مونه، 9 ماه!

00:04:37.090 --> 00:04:38.890
‫کاری از دست ما برنمیاد خب.

00:04:38.890 --> 00:04:41.360
‫اگه اینو هم بیرون کنیم
‫ یکی دیگه میاد.

00:04:41.360 --> 00:04:42.450
‫بازم همه چی مثل قبل میشه.

00:04:42.560 --> 00:04:43.820
‫مثل قبلی نیست!

00:04:43.890 --> 00:04:46.430
‫چطوری می‌خوایم 9 ماه تحملش کنیم؟

00:04:46.430 --> 00:04:48.730
‫من تا وقتی که اون از اینجا بره موهام سفید میشه!

00:04:53.370 --> 00:04:54.530
‫صبح بخیر، فرانز.

00:04:54.770 --> 00:04:57.040
‫صبح بخیر بانو یوهانا.

00:04:57.040 --> 00:04:58.870
‫صبح بخیر.

00:04:59.310 --> 00:05:01.710
‫خب، خب، بهتره تا دیر نشده 
‫ زودتر راه بیفتید.

00:05:01.710 --> 00:05:03.040
‫بلــه!

00:05:03.780 --> 00:05:05.110
‫من رفتم!

00:05:06.250 --> 00:05:07.870
‫منم رفتم!

00:05:13.790 --> 00:05:18.890
‫مثل اینکه بانو هدویگ هم 
‫ وارد اون دوره‌ی سخت نوجوونی شدن.

00:05:22.200 --> 00:05:23.490
‫اون ماریا...

00:05:23.830 --> 00:05:25.970
‫گفت که هر اتفاقی بیفته،

00:05:25.970 --> 00:05:27.870
‫اون کل این 9 ماه رو اینجا می‌مونه.

00:05:29.370 --> 00:05:31.410
‫اوه، چه بی نزاکت.

00:05:31.410 --> 00:05:34.500
‫هیچ شکی ندارم که همه‌ی اینا
‫ از اصل و نسب اون دختر آب میخوره.

00:05:34.580 --> 00:05:36.480
‫خب، گئورگ چی گفت؟

00:05:36.710 --> 00:05:40.750
‫خب، دقیقا همین منو شوکه کرد ماتیلدا-ساما!

00:05:40.750 --> 00:05:44.020
‫ارباب ازش تشکر کردن،

00:05:44.020 --> 00:05:46.540
‫و حتی بهش تعظیم کردن.

00:05:46.660 --> 00:05:49.520
‫تشکر...گفتی تشکر؟

00:05:49.660 --> 00:05:50.850
‫بله.

00:05:51.030 --> 00:05:54.090
‫خدایا، چطور می‌تونه همچین چیزی بگه؟

00:05:54.160 --> 00:05:59.100
‫دقیقا، بانو هدویگ خیلی عصبانی شدن.

00:06:01.340 --> 00:06:02.500
!هومم

00:06:05.170 --> 00:06:08.770
‫پس گفت که 9 ماه اینجا می‌مونه.

00:06:11.580 --> 00:06:13.070
‫فهمیدم!

00:06:17.150 --> 00:06:20.090
‫می‌خواین چیکار کنین؟
‫ از اینجا به زور بیرونش می‌کنید؟

00:06:20.160 --> 00:06:24.020
‫کلارین! این چه حرفیه میزنی؟

00:06:24.060 --> 00:06:26.760
‫تو خدمتکار یه اشراف‌زاده‌ی وینی هستی.

00:06:26.760 --> 00:06:29.960
.حداقل خودت یکی برای خودت شان قائل شو

00:06:30.070 --> 00:06:32.900
‫در غیر این صورتت فقط باعث خجالت اربابت میشی.

00:06:33.000 --> 00:06:34.560
‫بله، بانوی من.

00:06:34.640 --> 00:06:37.610
‫فقط در وینه که می‌تونی با همچین ادبیاتی صحبت کنی.

00:06:37.610 --> 00:06:39.940
‫توی این خونه همچین اجازه‌ای نداری.

00:06:40.040 --> 00:06:42.080
‫من فقط اینجام تا کارهای لازم رو برای

00:06:42.080 --> 00:06:44.910
.اطمینان از اینکه نظم در عمارت ترپ برقراره انجام بدم

00:06:45.150 --> 00:06:47.550
‫ولی در نهایت ارباب این خونه گئورگه.

00:06:47.620 --> 00:06:49.880
‫بله، ماتیلدا-ساما.

00:06:50.220 --> 00:06:52.450
‫خب، باید به اون دختر روستایی یاد بدیم

00:06:52.450 --> 00:06:55.720
‫برای ‫معلم یه اشراف‌زاده چطوری باید رفتار کنه؟

00:06:55.860 --> 00:06:56.650
‫بله.

00:07:01.060 --> 00:07:04.030
‫کوه ها واقعا حال منو خوب می‌کنن.

00:07:14.340 --> 00:07:17.180
‫اون بچه کجا رفت؟

00:07:22.220 --> 00:07:23.280
‫هوم...

00:07:23.720 --> 00:07:26.310
‫یعنی رفته تو اتاق پسرا؟

00:07:32.060 --> 00:07:34.890
‫یا رفته تو اتاق دخترا؟

00:07:43.270 --> 00:07:44.000
‫بیا.

00:08:01.020 --> 00:08:02.850
‫به عروسکمم ببند.

00:08:22.080 --> 00:08:23.510
‫اینجایی پس.

00:08:26.650 --> 00:08:27.810
‫صبح بخیر.

00:08:27.850 --> 00:08:29.180
‫

00:08:29.180 --> 00:08:30.780
‫چه ربان خوشگلی.

00:08:34.460 --> 00:08:38.020
‫یه چیزی هست که میخوام بهت بگم.

00:08:39.530 --> 00:08:43.050
‫من قراره که 9 ماه اینجا بمونم
‫ تا ماه ژون آینده.

00:08:43.160 --> 00:08:45.260
‫بعدش دوباره به صومعه برمی‌گردم.

00:08:47.300 --> 00:08:50.790
‫تا اون موقع، من توی عمارت به تو درس میدم.

00:08:50.870 --> 00:08:52.400
‫در واقع این کار منه.

00:08:55.180 --> 00:08:58.770
‫می‌خوام تا وقتی که اینجام
‫ منو تو حسابی باهم خوش بگذرونیم.

00:08:59.750 --> 00:09:00.870
‫نظرت چیه؟

00:09:06.050 --> 00:09:08.450
‫آه، پس اینجا بودین.

00:09:09.460 --> 00:09:12.820
‫خب، خانوم کوچولوها، وقتشه که لباستونو عوض کنیم.

00:09:15.100 --> 00:09:18.290
‫خب حالا، لباساتونو دربیارید.

00:09:19.230 --> 00:09:20.030
‫هومم؟

00:09:20.070 --> 00:09:22.900
‫و بعدش، همه می‌ریم توی اتاق غذا خوری،

00:09:22.900 --> 00:09:26.170
‫تا صبحونه بخوریم.

00:09:26.510 --> 00:09:28.980
‫آه، عالیه، بیا باهم بریم ماریا.

00:09:29.540 --> 00:09:30.840
‫اوهوم.

00:09:32.580 --> 00:09:33.950
‫چی؟

00:09:34.880 --> 00:09:37.590
‫داشتی با ربانای این جعبه بازی می‌کردی؟

00:09:37.590 --> 00:09:41.390
‫مادام ماتیلدا برای اینکه ازش 
‫ اجازه نگرفتی حسابی باهات دعوا می‌کنه.

00:09:41.620 --> 00:09:42.720
‫نکن!

00:09:45.390 --> 00:09:49.390
‫اینا مال مامان منن، نه مادام ماتیلدا!

00:09:49.930 --> 00:09:50.970
‫پسش بده.

00:09:50.970 --> 00:09:51.800
‫نه!

00:09:51.800 --> 00:09:52.500
‫پسش بده!

00:09:52.500 --> 00:09:52.930
‫نه، پسش بده!

00:09:52.930 --> 00:09:53.420
‫نه!

00:09:55.140 --> 00:09:58.400
‫نه! این جعبه مال مادر منه!

00:09:58.440 --> 00:09:59.800
‫ولش کن!

00:10:05.350 --> 00:10:07.580
‫نه! پسش بده!

00:10:09.120 --> 00:10:11.640
‫پسش بده! پسش بده!

00:10:11.920 --> 00:10:13.480
‫پسش بده!

00:10:18.690 --> 00:10:20.220
‫پسش بده...

00:10:23.200 --> 00:10:24.690
‫لطفا بهش پس بده!

00:10:24.800 --> 00:10:27.800
‫آه، پس بازم همه‌ی اینا زیر سر توئه، نه؟

00:10:27.800 --> 00:10:29.740
‫چطور میگی زیر سر منه،

00:10:30.170 --> 00:10:33.110
‫وقتی که این تویی که با این بچه انقدر بد رفتار می‌کنی؟

00:10:33.470 --> 00:10:37.280
‫ما تا الان کلی زحمت کشیدیم
‫ تا مبادا بانوی کوچک رو اذیت نکنیم.

00:10:37.280 --> 00:10:39.800
‫و حالا تو اومدی و همه چی رو بهم ریختی.

00:10:40.850 --> 00:10:43.680
‫چطور فکر می‌کنی گرفتن اون ربانا هیچ ایرادی نداره؟

00:10:43.750 --> 00:10:46.850
‫خیلی عادیه که بچه ها بخوان بازی کنن و خوش بگذرونن، غیر از اینه؟

00:10:48.360 --> 00:10:50.620
‫خیله‌خب، باشه.

00:10:55.160 --> 00:10:56.190
‫حالت خوبه؟

00:10:57.300 --> 00:11:00.060
‫اون جعبه مال بانوی مرحومه.

00:11:00.100 --> 00:11:03.070
‫ایشون گاهی وقتا که بچه‌ها قرار بود جایی برن،

00:11:03.100 --> 00:11:06.640
‫جعبه رو قایمکی میوردن و براشون ربان میبستن.

00:11:06.640 --> 00:11:09.370
‫بچه‌ها همیشه از این کار مادرشون لذت میبردن.

00:11:09.410 --> 00:11:11.540
‫بانوی مرحوم؟

00:11:14.220 --> 00:11:15.980
‫میرم پسش بگیرم.

00:11:16.004 --> 00:11:26.004
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:11:30.570 --> 00:11:32.290
‫لطفا پسش بدید.

00:11:32.330 --> 00:11:34.730
‫	این مال بچه‌ها نیست.

00:11:34.770 --> 00:11:36.530
‫خب، پس مال کیه؟

00:11:36.670 --> 00:11:41.180
‫مال کسی نیست، فقط یه جعبه‌ی ربانه.

00:11:41.180 --> 00:11:44.680
‫حالا که برای ماریا مهمه
‫ بهتره که پیش خودش باشه.

00:11:44.680 --> 00:11:47.680
‫نمیشه اجازه بدیم داشته باشتش؟

00:11:47.680 --> 00:11:50.550
‫درست نیست که این ربانارو برای بازی استفاده کنه.

00:11:52.350 --> 00:11:53.790
‫ماریا-سان.

00:11:53.790 --> 00:11:58.020
‫شما فقط تحت استخدام جناب ترپ
‫ برای مدت کوتاهی اینجا خواهید بود.

00:11:58.060 --> 00:12:02.300
‫قراره که تدریستون رو شروع کنید؟ 
‫ چطوری می‌خواین اینکارو بکنید؟

00:12:02.300 --> 00:12:03.230
‫چی؟

00:12:03.660 --> 00:12:07.760
‫شما به عنوان یه کارآموز صومعه به اینجا اومدید.

00:12:07.900 --> 00:12:09.960
‫تنها چیزی که بلدید در حیطه‌ی روحانیت نیست؟

00:12:10.040 --> 00:12:13.940
‫چه طور روشی برای تربیت و از طرفی تعلیم بچه‌ها آموزش دیدید؟

00:12:13.940 --> 00:12:15.930
‫اگه نتونید تدریس کنید چی؟

00:12:17.350 --> 00:12:18.570
‫خب،...من الان...

00:12:21.220 --> 00:12:22.920
‫فهمیدم!

00:12:22.920 --> 00:12:27.220
‫ماتیلدا-ساما توی طالع بینی حرف اول رو می‌زنن، می‌خواین امتحان کنیم؟

00:12:27.220 --> 00:12:29.920
‫طالع بینی؟ من؟

00:12:29.920 --> 00:12:31.220
‫بله.

00:12:32.230 --> 00:12:33.750
‫تو که مشکلی نداری ماریا؟

00:12:41.570 --> 00:12:46.010
‫مادام ماتیلدا، توی گفتن طالع
‫ خانواده‌ی ترپ دست بزرگی داشتن.

00:12:46.010 --> 00:12:48.740
‫واقعا؟ گمونم درست می‌گی.

00:12:56.250 --> 00:12:58.150
‫کارشون عین یه معجزه‌ست.

00:12:58.490 --> 00:13:00.480
‫فقط خدا از آینده خبر داره.

00:13:00.990 --> 00:13:04.720
‫اوه، اوه، انگار میخوای شاخ تو جیبم بذاری.

00:13:04.760 --> 00:13:06.190
‫نیازی به این کارا نیست.

00:13:07.300 --> 00:13:08.420
‫ها؟

00:13:10.000 --> 00:13:13.840
‫کلارین، اینجا چیکار می‌کنی؟ یه عالمه کار برای انجام دادن داریم.

00:13:13.840 --> 00:13:15.270
‫زود باش بیا کمک.

00:13:15.270 --> 00:13:16.500
‫الان بی خیال شو.

00:13:16.500 --> 00:13:18.030
‫اگه الان نه، پس کی؟

00:13:18.410 --> 00:13:20.670
.هنوز کار دارم

00:13:24.450 --> 00:13:26.880
‫میمی، می‌تونید بعدا کاراتونو بکنید!

00:13:26.910 --> 00:13:28.720
‫بله، ماتیلدا-ساما.

00:13:28.720 --> 00:13:30.020
.بهت که گفتم

00:13:30.020 --> 00:13:30.980
‫جریان چیه؟

00:13:31.020 --> 00:13:34.750
‫یه جوری رفتار می‌کنی، 
‫ انگار خدمتکار شخصی ماتیلدا-سامایی.

00:13:35.220 --> 00:13:36.990
‫اوه، چه بی نزاکت.

00:13:44.130 --> 00:13:46.460
‫اگه هنوز نتونستین با طالع بینی چیزی بفهمین،

00:13:46.500 --> 00:13:48.800
‫خودم همه چیزو براتون می‌گم.

00:13:58.850 --> 00:13:59.570
‫ها؟

00:14:04.890 --> 00:14:08.250
‫برج طالعت قوچه.

00:14:09.560 --> 00:14:11.460
‫تولدت...

00:14:11.960 --> 00:14:14.050
‫25 ژانویه.

00:14:14.100 --> 00:14:15.190
‫اوه...

00:14:15.760 --> 00:14:18.530
‫خب؟ درست گفتن، نه؟

00:14:21.040 --> 00:14:23.200
‫محل تولدت...

00:14:23.440 --> 00:14:25.410
‫عه؟ عجیبه.

00:14:25.410 --> 00:14:26.340
‫عه؟

00:14:26.440 --> 00:14:27.460
‫تیرول.

00:14:27.910 --> 00:14:29.540
‫نه، وین.

00:14:29.680 --> 00:14:30.910
‫نه، تیرول.

00:14:31.180 --> 00:14:33.770
‫نه، فکر کنم، وین....

00:14:33.920 --> 00:14:35.940
‫نـ....نه، فکر کنم.

00:14:37.990 --> 00:14:39.290
‫اینو نمی‌فهمم.

00:14:39.290 --> 00:14:42.920
‫امکان نداره، اولین باره که همچین اتفاقی میفته.

00:14:42.920 --> 00:14:47.030
‫آه، انگار که محل تولدش در حرکته.

00:14:47.030 --> 00:14:48.660
‫در حرکت؟

00:14:48.860 --> 00:14:50.330
‫بذارید توضیح بدم.

00:14:53.270 --> 00:14:57.030
‫من توی قطار به سمت وین به دنیا اومدم.

00:14:59.340 --> 00:15:02.500
‫قطار توی مسیر رفتن از تیرول به وین بوده.

00:15:12.550 --> 00:15:14.950
‫لطفا آروم باشید.

00:15:15.160 --> 00:15:18.160
‫همسر من 9 بار وضع حمل کرده.

00:15:18.160 --> 00:15:21.600
‫همه‌شون صحیح و سالم و راحت به دنیا اومدن.

00:15:21.800 --> 00:15:26.700
‫هر باری که خودم خونه بودم، 
‫ ماما برای وضح حمل خبر نکردیم، همیشه خودم کمک کردم.

00:15:27.070 --> 00:15:31.700
‫من موقع به دنیا اومدن هر9 تا بچه‌ی
‫ خودم و 5 تا از بچه‌های اقوام کمک کردم.

00:15:37.910 --> 00:15:41.650
‫پس چشماتونو ببندید،
‫من نهایت تلاشمو به عنوان یه ماما می‌کنم.

00:15:41.650 --> 00:15:43.480
‫خب، اینو محکم بگیرید.

00:15:43.580 --> 00:15:44.380
.باشه

00:15:59.970 --> 00:16:02.400
‫آه، آفرین آفرین...

00:16:03.340 --> 00:16:06.070
‫یکم دیگه به سالزبرگ می‌رسیم.

00:16:06.210 --> 00:16:09.730
‫توی ایستگاه به کسی میسپرم
‫ تا شمارو به نزدیک ترین بیمارستان ببره.

00:16:09.880 --> 00:16:13.510
‫نه، همسرم توی ایستگاه وین منتظرمه.

00:16:13.510 --> 00:16:17.640
‫تا وقتی که به وین برسیم می‌خواین توی همین وضعیت بمونید؟

00:16:17.690 --> 00:16:20.350
‫بهش گفتم که بااین قطار میام.

00:16:20.350 --> 00:16:25.290
‫ولی خانوم، شما و این بچه نیاز به استراحت دارید.

00:16:26.230 --> 00:16:28.820
‫من تا وقتی که به وین نرسیم، از این قطار پیاده نمیشم.

00:16:28.900 --> 00:16:30.560
ولی خیلی خسته‌این

00:16:37.910 --> 00:16:41.740
‫به محض رسیدن مادرم
‫ پدرم مارو به بیمارستان برد.

00:16:41.910 --> 00:16:45.710
‫برای همین، توی گواهی تولد من
‫ نوشته شده که من وین به دنیا اومدم.

00:16:46.610 --> 00:16:50.710
‫اما در واقع، من توی قطاری به دنیا اومدم
‫ که در حال طی کردن مسیر تیرول به وین بود.

00:16:54.290 --> 00:16:57.390
‫همون طور که ماتیلدا-ساما گفتن.

00:16:57.390 --> 00:17:01.050
ولی هیچ چیزی از مادرت نمی‌دونی؟

00:17:01.730 --> 00:17:05.860
‫مادرم وقتی که من دوسالم بود در اثر ذات الریه مرد.

00:17:05.970 --> 00:17:07.470
‫ببینید، بازم درست گفتن.

00:17:07.470 --> 00:17:08.640
‫کلارین!

00:17:10.500 --> 00:17:13.710
‫که اینطور، چقدر ناراحت کننده.

00:17:13.710 --> 00:17:15.710
‫پس کلا مادرتو یادت نمیاد؟

00:17:15.710 --> 00:17:18.240
‫نه، اصلا.

00:17:21.680 --> 00:17:25.520
‫پدرم من رو به عموزاده‌شون سپردن.

00:17:25.890 --> 00:17:30.590
‫هر ماه مخارجش رو براتون میفرستم،
‫ میتونید مراقبش باشید؟

00:17:31.230 --> 00:17:32.920
‫کجا میرید؟

00:17:33.430 --> 00:17:36.420
‫وقتی همه چیز رو به راه شد، باهاتون تماس می‌گیرم.

00:17:43.770 --> 00:17:45.740
‫پدرم یه مهندس بود.

00:17:45.740 --> 00:17:49.370
‫بعد از اون گویا توی کشورهای مختلف کار می‌کرد.

00:18:03.720 --> 00:18:05.280
‫پنج سال بعد،

00:18:05.660 --> 00:18:08.250
‫پدرم به وین برگشت.

00:18:10.130 --> 00:18:14.830
‫ولی من فقط تونستم دو یا سه سال با پدرم زندگی کردم.

00:18:30.180 --> 00:18:32.980
‫یه روزی، پدرم دیگه از خواب بیدار نشد.

00:18:33.550 --> 00:18:36.650
‫خیلی ناگهانی، تصمیم گرفت که بره پیش مادرم.

00:18:38.330 --> 00:18:39.350
‫ها؟

00:18:39.430 --> 00:18:40.360
‫اوه خدای من!

00:18:40.430 --> 00:18:41.590
‫ماریا.

00:18:50.970 --> 00:18:53.630
‫تو نه مادری داری و نه پدری؟

00:18:55.780 --> 00:18:58.070
‫از  کی اینجایی؟

00:19:03.250 --> 00:19:05.180
‫درسته، پدر و مادر من...

00:19:05.620 --> 00:19:07.520
‫منو تنها به حال خودم گذاشتن.

00:19:24.000 --> 00:19:25.200


00:19:32.580 --> 00:19:33.910
‫ماریا.

00:19:33.910 --> 00:19:35.010
‫بله!

00:19:38.890 --> 00:19:40.750
‫ماتیلدا-ساما.

00:19:40.890 --> 00:19:42.460
‫کاریش نمیشه کرد.

00:19:42.460 --> 00:19:46.590
‫طالع میگه اینا باید پیش ماریا باشن.

00:19:48.300 --> 00:19:50.350
‫ممنونم مادام ماتیلدا.

00:19:50.460 --> 00:19:54.200
‫خب، دیگه کافیه، 
‫ طالع بینی هم تموم شد.

00:19:59.440 --> 00:20:00.510
‫ها؟

00:20:00.510 --> 00:20:02.240
‫چی دیدین؟

00:20:02.340 --> 00:20:05.950
‫قراره چند ماه توی عمارت ترپ بمونی؟

00:20:05.950 --> 00:20:08.610
‫میدونستم! زودی میره نه؟

00:20:08.750 --> 00:20:10.420
‫طالع بینی چی میگه؟

00:20:10.420 --> 00:20:13.940
‫من تا ماه ژون به مدت 9 ماه اینجا می‌مونم.

00:20:15.090 --> 00:20:18.350
‫آشفتگی، ورقها آشفتگی نشون میدن.

00:20:18.460 --> 00:20:19.890
‫آشفتگی؟

00:20:20.230 --> 00:20:24.770
‫نمیدونم زمان دقیقش کیه؟
‫ ولی خیلی واضح می‌تونم ببینمش.

00:20:24.770 --> 00:20:28.130
‫خب معلومه، زندگی آدمیزاد پر از آشفتگیه.

00:20:28.370 --> 00:20:31.110
‫آه، خدا رو شکر.

00:20:31.110 --> 00:20:33.770
‫این فال گیری‌ها کم کم داشت حوصله‌مو سر می‌برد.

00:20:33.770 --> 00:20:35.610
‫حوصله‌تو سر می‌برد؟

00:20:35.610 --> 00:20:36.970
‫آه، نه، منظورم اون نبود.

00:20:37.010 --> 00:20:39.210
‫منظورم اینه اگه همش خبر داشته باشیم
‫ که در آینده چه اتفاقی قراره بیفته،

00:20:39.210 --> 00:20:42.010
‫همه چیز خیلی کسل کننده میشد.

00:20:46.890 --> 00:20:51.190
‫می‌دونستم، پس ماریا هم زودی از اینجا میره...

00:21:01.500 --> 00:21:02.630
‫ماریا-سنسی.

00:21:02.840 --> 00:21:03.560
‫هوم؟

00:21:04.200 --> 00:21:06.140
‫تو چند سالته؟

00:21:06.140 --> 00:21:07.630
‫18 سال.

00:21:07.780 --> 00:21:08.970
‫18؟

00:21:09.580 --> 00:21:11.910
‫من هنوز 8 سالمم نشده.

00:21:14.720 --> 00:21:17.910
‫اشکالی نداره، نیازی به نگرانی نیست.

00:21:27.900 --> 00:21:29.160
‫ماریا-سان!

00:21:29.160 --> 00:21:30.150
‫ها؟

00:21:30.300 --> 00:21:33.160
‫کی بهت گفت اجازه داری ماریا رو ببری بیرون؟

00:21:33.430 --> 00:21:36.370
‫هنوز سرماخوردگیش خوب نشده.

00:21:36.370 --> 00:21:39.410
‫چطور میتونی با وجود وضعیت قلب ماریا این کار رو بکنی؟

00:21:39.410 --> 00:21:41.140
‫بله...اومم...اما...

00:21:41.140 --> 00:21:43.580
‫زود باشید بیاید داخل!

00:21:43.640 --> 00:21:47.980
‫می‌دونستم دیر یا زود این روی بی نزاکتت رو می‌بینم.

00:21:48.004 --> 00:21:53.004
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:53.028 --> 00:21:59.028
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:59.960 --> 00:22:03.000
‫در نهایت، درست همون 
‫ موقع که من تونستم با ماریا دوست بشم.

00:22:03.000 --> 00:22:06.900
‫این دفعه، یوهانا توی راه مدرسه به خونه گم شد.

00:22:07.170 --> 00:22:09.470
‫ها؟ ورنر هم؟

00:22:09.470 --> 00:22:11.800
‫این دوتا بچه کجا رفتن؟

00:22:12.170 --> 00:22:15.460
‫قسمت بعدی: بچه های گمشده و تلاش برای سرکشی.

00:22:22.200 --> 00:22:30.570
‫در حالی که از تپه بالا میرم، نفس عمیقی می‌کشم.

00:22:31.770 --> 00:22:38.650
من نمی‌تونم در روزهای سخت لبخند بزنم

00:22:39.580 --> 00:22:48.050
این ویژگی مشترک همه‌ی ترسوهاست

00:22:49.130 --> 00:22:56.220
اما می‌خوام به بالهای فردا ایمان داشته باشم

00:22:56.670 --> 00:23:06.560
هر دو اونها (غم و شادی) نوای مخصوص به خودشون رو می‌نوازنن

00:23:07.410 --> 00:23:16.510
زمانی که اشک می‌ریزیم، درسهای خوشحالی رو یاد می‌گیریم

00:23:16.620 --> 00:23:28.620
حالا دستهات رو جوری که من باز میکنم، باز کن و

00:23:28.620 --> 00:23:32.620
!آهنگ من رو بخون