﻿WEBVTT

00:00:17.040 --> 00:00:21.210
‫عالی نمی‌شد اگر یکی از ابرها

00:00:21.880 --> 00:00:26.410
می‌تونست در زمان غروب خورشید

00:00:26.920 --> 00:00:31.050
به بالای سر یک گودال برسه...؟

00:00:31.490 --> 00:00:38.790
 ‫این ها فکرهایی هستند که موقع ناراحتی به ذهنم می‌رسن

00:00:39.500 --> 00:00:49.240
‫درسته که توانی برای گشودن درهای بسته ندارم،

00:00:49.740 --> 00:00:59.450
‫اما توان تاب آوردن دارم چون که می‌دونم تنها نیستم

00:01:00.020 --> 00:01:09.820
‫همه‌ی ما از درون کودکان معصومی گریانیم

00:01:10.360 --> 00:01:15.200
‫که روی پله‌های آرزوهامون در حال بازیگوشی هستیم

00:01:15.300 --> 00:01:16.930
‫نگاه کن!

00:01:16.930 --> 00:01:17.330
‫ما داریم از کودکی خودمون لذت می‌بریم.

00:01:17.330 --> 00:01:23.770
‫ما داریم از کودکی خودمون لذت می‌بریم.

00:01:23.794 --> 00:01:38.794
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:42.880 --> 00:01:45.040
‫میمی، الان کی داخله؟

00:01:45.110 --> 00:01:48.100
‫بانو ماریا رو صدا زدن، رفت داخل.

00:01:48.180 --> 00:01:50.650
‫آه، خب پس بعدش نوبت منه.

00:01:50.820 --> 00:01:51.510
‫بله.

00:01:53.590 --> 00:01:56.320
‫چون که شروع کارتون از وسط ماه بوده،

00:01:56.320 --> 00:01:59.420
‫حقوقتون نصفه پرداخت میشه،
‫ یعنی 100 شیلینگ.

00:01:59.490 --> 00:02:02.760
‫چی؟ 100 شیلینگ؟ اونم فقط برای نصف ماه؟

00:02:02.830 --> 00:02:04.860
‫ها؟ راضی نیستی؟

00:02:04.970 --> 00:02:07.130
‫اوه، نه! منظورم این نیست.

00:02:07.170 --> 00:02:08.960
‫اومم، جناب ترپ...

00:02:09.200 --> 00:02:10.330
‫بله؟

00:02:10.370 --> 00:02:13.140
‫حالا که غذا رو اینجا می‌خورم،

00:02:13.140 --> 00:02:15.510
‫اشکالی نداره که حقوق انقدر زیادی بهم بدین؟

00:02:15.580 --> 00:02:18.340
‫وقتی که مسئولیت ماریا و یوهانا به عهده‌ی شماست،

00:02:18.380 --> 00:02:21.780
‫معلومه که حقوقتون هم باید همین اندازه باشه.

00:02:22.250 --> 00:02:25.510
‫لطفا سخت تلاش کنید، بانو ماریا.

00:02:25.920 --> 00:02:28.720
‫واو! ازتون خیلی ممنونم.

00:02:28.760 --> 00:02:32.780
‫ماه دیگه دوبرابر میشه،
‫ پس حواستون باشه درست خرجش کنید.

00:02:32.860 --> 00:02:34.620
‫بله! حواسم هست.

00:02:35.000 --> 00:02:37.260
‫خب پس، دیگه مرخص میشم.

00:02:37.660 --> 00:02:39.690
‫آه، بانو ماریا.

00:02:39.930 --> 00:02:41.460
‫بله، چیشده؟

00:02:41.600 --> 00:02:43.370
‫در مورد اتاقتون،

00:02:43.500 --> 00:02:46.130
‫چرا به اتاق مهمان برنمی‌گردین؟

00:02:46.270 --> 00:02:49.800
‫تا حالا نشنیده بودم کسایی که حقوق
‫میگیرن هم مهمان اند.

00:02:49.880 --> 00:02:52.240
‫ به علاوه، اون اتاق برای من زیادی بزرگه.

00:02:52.350 --> 00:02:56.480
‫من فقط چندتا کتاب و یه گیتار دارم.

00:02:58.990 --> 00:03:03.580
‫معلم‌های قبلی که اینجا بودن،
‫ با خوشحالی از اون اتاق استفاده می‌کردن.

00:03:03.620 --> 00:03:06.250
‫			اون دختر بنظر خاص میاد، اینطور فکر نمی‌کنید؟

00:03:06.290 --> 00:03:07.190
‫خاص؟

00:03:07.190 --> 00:03:10.460
‫خب، چون که از صومعه اومده.

00:03:10.530 --> 00:03:12.260
‫بله، بله.

00:03:12.300 --> 00:03:13.430
‫رزی، بیا داخل.

00:03:13.430 --> 00:03:14.370
‫بله!

00:03:20.470 --> 00:03:22.740
‫خب، انشاتونو نوشتین؟

00:03:22.780 --> 00:03:23.370
‫ها؟

00:03:25.310 --> 00:03:28.510
‫ماریا یوهانا، دارین چی کار می‌کنین؟

00:03:32.690 --> 00:03:34.350
‫این دیگه چیه؟

00:03:34.960 --> 00:03:38.820
‫خب، تا الان داشتین چیکار می‌کردین؟
‫ برگرد سر جای خودت.

00:03:38.890 --> 00:03:39.790
‫بله.

00:03:39.830 --> 00:03:43.230
‫بهتون نگفته بودم تا برمیگردم اشنا بنویسین؟

00:03:44.160 --> 00:03:46.830
‫خب یوهانا، موضوع تو چی بود؟

00:03:46.900 --> 00:03:49.130
‫" دوست داشتنی ترین خاطره‌ی من"

00:03:49.170 --> 00:03:52.970
‫این بود؟ خب میشه نشونم بدی چی نوشتی؟

00:03:53.440 --> 00:03:54.410
‫خب....

00:03:54.540 --> 00:03:57.010
‫ها؟ هیچ چیزی ننوشتی؟

00:03:57.140 --> 00:04:00.840
‫پس یعنی، تو هیچ خاطره‌ی خوبی نداری که در موردش بنویسی؟

00:04:02.420 --> 00:04:04.320
‫و...ماریا چی؟

00:04:07.120 --> 00:04:11.620
‫" فکر کردن به خاطرات دوست داشتنی من، منو..."

00:04:13.060 --> 00:04:16.460
‫"خیلی ناراحت میکنه،"

00:04:20.100 --> 00:04:24.700
‫"چون که هر جایی که تا به الان خاطره ی خوبی داشتم،
‫ جایی بوده که مادرم حضور داشته"

00:04:24.840 --> 00:04:28.570
‫" خاطرات خوب من همه غم انگیزاند."

00:04:29.980 --> 00:04:31.140
‫ماریا...

00:04:39.950 --> 00:04:43.980
‫برای همین جعبه‌ی ربان مادرتو آوردی بیرون؟

00:04:44.890 --> 00:04:46.790
‫بیا یوهانا، بذار صورت تورو هم پاک کنم.

00:04:47.490 --> 00:04:49.360
‫این رژ لب هم برای مادرته؟

00:04:49.500 --> 00:04:51.090
‫اوهوم.

00:04:51.170 --> 00:04:52.130
‫که اینطور.

00:04:57.800 --> 00:05:01.600
‫اوه، نه، نه! نباید گریه کنی!

00:05:02.910 --> 00:05:07.400
‫خیله‌خب، بیاید با صدای بلند آواز بخونیم و 
‫ غم غصه هارو بفرستیم اون دور دورا.

00:05:21.400 --> 00:05:22.830
‫اینجاست.

00:05:24.160 --> 00:05:28.240
‫حالا که بهم حقوق دادن
‫ تصمیم گرفتم این کار رو بکنم.

00:05:28.240 --> 00:05:32.190
‫آره اگه خودت لباساتو بدوزی، خیلی ارزون تر میشه.

00:05:34.240 --> 00:05:38.180
‫ولی نمیدونم، اون چیزی که می‌خوای اینجا پیدا بشه یا نه؟

00:05:42.880 --> 00:05:43.850
!خودشه

00:05:48.860 --> 00:05:51.480
‫اگه یکم روغن کاریش کنم،
‫ خیلی عالی میشه ازش استفاده کرد.

00:05:51.560 --> 00:05:53.130
‫ولی باید از هر جفت،

00:05:53.130 --> 00:05:55.920
‫مادام ماتیلدا و ارباب اجازه بگیری.

00:05:56.000 --> 00:05:58.520
‫بله، ممنونم!
‫میدونم که سرت شلوغ بود.

00:05:58.570 --> 00:06:02.760
‫اوه، حواست باشه وسایل این جا رو زیاد بهم نریزی.

00:06:02.900 --> 00:06:04.300
‫بله.

00:06:06.640 --> 00:06:07.470
‫ها؟

00:06:25.130 --> 00:06:26.960
‫یعنی کی ویلن میزده؟

00:06:29.400 --> 00:06:31.420
‫اومم، چه صدای قشنگی.

00:06:33.370 --> 00:06:34.460
‫همینه!

00:06:39.170 --> 00:06:41.540
‫ببخشید، من رفتم توی اتاق مطالعه، 

00:06:41.580 --> 00:06:44.480
‫ولی انگار جناب ترپ اون جا نبودن.

00:06:44.580 --> 00:06:47.450
‫ارباب همین چند لحظه‌ی پیش رفتن بیرون.

00:06:47.550 --> 00:06:50.280
‫اوه، پس یعنی خونه نیستن؟

00:06:50.350 --> 00:06:51.870
‫هانس-سان...

00:06:52.090 --> 00:06:53.450
‫بله؟

00:06:54.090 --> 00:06:56.420
‫من اینو از توی انبار پیدا کردم.

00:06:56.460 --> 00:06:59.020
‫شما احیانا نمی‌دونین مال کیه؟

00:06:59.360 --> 00:07:01.880
‫خب، مطمئن نیستم.

00:07:02.400 --> 00:07:04.090
‫که اینطور.

00:07:05.630 --> 00:07:09.030
‫چی گفتی؟ میخوای به ماریا ویلن یاد بدی؟

00:07:09.100 --> 00:07:12.700
‫بله. میخوام یه سرگرمی داشته باشه.

00:07:12.740 --> 00:07:14.170
‫اگه اینکارو نکنیم، 

00:07:14.210 --> 00:07:17.110
‫اون بچه همیشه می‌شینه به مادر مرحومش
‫ فکر میکنه و گریه می‌کنه.

00:07:17.110 --> 00:07:20.100
‫و این بنظرم چیز خوبی نیست.

00:07:20.210 --> 00:07:22.310
‫اونو از کجا پیدا کردی؟

00:07:22.420 --> 00:07:23.450
‫از انباری.

00:07:23.450 --> 00:07:24.440
‫انباری؟

00:07:24.480 --> 00:07:27.690
‫اگه اینطوره، مشکلی نیست میتونه استفاده کنه.

00:07:27.690 --> 00:07:29.050
‫ازتون خیلی ممنونم.

00:07:29.120 --> 00:07:31.160
‫اومم، و یه چیز دیگه!

00:07:31.160 --> 00:07:32.280
چیه؟

00:07:32.360 --> 00:07:34.730
‫میشه با ماریا و یوهانا،

00:07:34.800 --> 00:07:36.520
‫برم خرید؟

00:07:36.600 --> 00:07:40.460
‫بری خرید؟ ولی من نگران سلامتی ماریا هستم!

00:07:40.500 --> 00:07:43.960
‫واقعا نمی‌خوام بیرون بره.

00:07:44.000 --> 00:07:48.130
‫ولی اینکه چطوری خرید کنی هم،
‫ بخشی از علم حساب و ریاضیاته که من بهشون یاد میدم.

00:07:48.210 --> 00:07:52.910
‫گفتی خرید کردن؟ واقعا اونم جز درساست؟

00:07:53.350 --> 00:07:54.470
‫بله، هست!

00:08:04.660 --> 00:08:07.820
‫ماریا بیا از این به بعد زیاد بریم بیرون و کلی خوش بگذرونیم.

00:08:07.890 --> 00:08:11.030
‫اینطوری برای توان بدنی و سلامتیت هم خوب، نه؟

00:08:11.030 --> 00:08:13.500
‫-بله، ماریا-سنسی.  
‫  -اوهوم 

00:08:13.500 --> 00:08:16.200
‫اوه راستی، تو احیانا میدونی...

00:08:16.270 --> 00:08:18.100
‫این ویلن برای کیه؟

00:08:19.710 --> 00:08:20.970
‫- نمیدونم.
‫ - نه.

00:08:21.040 --> 00:08:22.010
‫عجب...

00:08:36.420 --> 00:08:39.390
‫خیله‌خب، وقت تمرین ریاضیه، بزنید بریم.

00:08:39.460 --> 00:08:41.220
‫اوه، صبر کن!

00:08:48.700 --> 00:08:51.330
‫بله، لطفا اونی که سمت راسته رو برام بیارید.

00:08:52.570 --> 00:08:55.200
‫اوم...خب، همینو می‌برم.

00:08:55.310 --> 00:08:57.170
‫و یکمم نخ چرخ خیاطی لطفا.

00:08:57.210 --> 00:08:59.800
‫بله، چند لحظه.

00:09:01.280 --> 00:09:04.880
‫یوهانا، لطفا چهار متر از اون پارچه برام بخر.

00:09:04.950 --> 00:09:06.520
‫ها؟ من بخرم؟

00:09:06.520 --> 00:09:10.180
‫درسته، خرید کردنم قسمتی از درس ریاضیتونه.

00:09:10.220 --> 00:09:10.880
‫آره.

00:09:10.960 --> 00:09:12.480
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

00:09:12.790 --> 00:09:13.850
‫اومم،

00:09:14.130 --> 00:09:16.820
‫میشه 4 متر از اون لباس رو برام بذارید، لطفا؟

00:09:16.900 --> 00:09:18.360
‫چهار متر؟

00:09:18.384 --> 00:09:33.384
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:09:38.890 --> 00:09:41.380
‫خب؛ حالا نوبت توئه ماریا!

00:09:41.460 --> 00:09:44.320
‫میشه این ویلن رو برام سرویس کنی؟

00:09:46.260 --> 00:09:47.120
‫بله.

00:09:49.530 --> 00:09:51.000
‫سلام.

00:09:55.270 --> 00:09:56.740
‫بله، چطور می@تونم کمکتون کنم؟

00:09:56.740 --> 00:09:57.460
‫ماریا.

00:09:57.500 --> 00:09:58.400
‫بله.

00:09:59.970 --> 00:10:01.840
‫میشه لطفا این رو تعمیر کنید؟

00:10:01.880 --> 00:10:04.470
‫هممم؟ بذار ببینم...

00:10:04.780 --> 00:10:07.440
‫اوه! این خیلی ویلن خوبیه،

00:10:07.650 --> 00:10:10.380
‫اگه سیماشو عوض کنم،
‫ دوباره می‌تونین ازش استفاده کنید.

00:10:10.450 --> 00:10:12.150
‫بله، ممنون میشم.

00:10:14.020 --> 00:10:15.680
‫این ساز برای شماست؟

00:10:15.990 --> 00:10:17.290
‫نه، نیست..

00:10:17.360 --> 00:10:18.480
‫صحیح.

00:10:19.090 --> 00:10:21.560
‫ها؟ اسم صاحب ساز پشتش نوشته شده.

00:10:21.730 --> 00:10:22.460
‫ها؟

00:10:22.460 --> 00:10:23.720
‫اسم؟

00:10:24.430 --> 00:10:25.520
‫آگاتا....

00:10:25.600 --> 00:10:28.300
‫آگاتا؟ این اسم مادرمه.

00:10:28.470 --> 00:10:29.460
‫واقعا؟

00:10:30.440 --> 00:10:33.430
‫خب، پس یعنی ساز مادر مرحومشه؟

00:10:33.670 --> 00:10:35.180
‫اشکالی نداره که؛

00:10:35.180 --> 00:10:39.440
‫سازو بدون اجازه‌ی جناب ترپ بیرون آوردم؟ 

00:10:39.910 --> 00:10:40.470
‫

00:10:51.490 --> 00:10:52.790
‫موتزارت.

00:10:52.790 --> 00:10:54.690
‫اوه، تحت تاثیر قرار گرفتم که تشخیص دادی.

00:10:54.730 --> 00:10:56.560
‫چون مادرم دوستش داشت.

00:10:56.560 --> 00:11:01.330
‫صحیح، ولی معلومه که خیلی وقته
‫ که کسی از این ساز استفاده نکرده.

00:11:01.400 --> 00:11:03.300
‫باید ازش مراقبت کنید.

00:11:03.440 --> 00:11:07.570
‫	اگه ازش درست مراقبت نکنید،
‫ صدای خوبی تولید نمی‌کنه.

00:11:08.340 --> 00:11:11.830
‫حتی ویلن ها هم زندگی دارن.

00:11:11.950 --> 00:11:14.410
‫درست مثل شما، بانوی کوچک.

00:11:16.220 --> 00:11:17.210
‫زندگی دارن...

00:11:17.280 --> 00:11:19.810
‫درسته، بانوی کوچک.

00:11:22.620 --> 00:11:23.990
‫زندگی؟

00:11:36.900 --> 00:11:38.370
‫خب الان میخوام ببرمش.

00:11:38.370 --> 00:11:39.270
‫آره.

00:11:39.670 --> 00:11:41.700
‫اگه اشتباه کنی چی میشه؟

00:11:42.710 --> 00:11:43.700
‫خب، خودمم نمیدونم.

00:11:45.150 --> 00:11:46.580
‫واو.

00:11:47.310 --> 00:11:50.340
‫ببین، نیازی نیست ازش بترسی.

00:11:50.620 --> 00:11:53.550
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که
‫ دقیق و نرم قیچی کنی!

00:12:00.290 --> 00:12:03.060
‫حالا که تعمیرش کردیم،
‫ چرا سعی نمی‌کنی یکمی یاد بگیری؟

00:12:03.100 --> 00:12:04.290
‫من؟ 

00:12:04.430 --> 00:12:06.660
‫ولی این ساز مامانمه.

00:12:06.730 --> 00:12:10.830
	فکر نمی‌کنی مامانت خوشحال
 میشه اگه از سازش استفاده کنی؟

00:12:17.380 --> 00:12:19.950
‫خودت لباساتو میدوزی؟

00:12:19.950 --> 00:12:23.580
‫صرفه‌جویی واقعا چیز خوبیه.

00:12:23.650 --> 00:12:26.140
‫اگه منظورتون پوله، حتی یه شیلینگ دیگه هم ندارم.

00:12:26.190 --> 00:12:30.850
‫چی؟ ولی تازه امروز صبح دستمزد گرفتی.

00:12:30.990 --> 00:12:32.820
‫زودی همشو استفاد کردی؟

00:12:32.860 --> 00:12:33.760
‫بله.

00:12:34.290 --> 00:12:35.820
!هااه

00:12:35.900 --> 00:12:39.330
‫این پارچه‌هارو خریدم، سیم ویلن رو تعمیر کردم.

00:12:39.400 --> 00:12:42.860
‫و بقیه‌شو برای صومعه‌ی نونبرگ فرستادم
‫ تا بتونن استفاده‌ی درستی ازش بکنن...

00:12:42.900 --> 00:12:44.100
هاا

00:12:45.010 --> 00:12:45.800
‫ها؟

00:12:45.840 --> 00:12:49.210
‫اوه، میمی جناب ترپ رسیدن،

00:12:49.210 --> 00:12:52.440
‫ -بیا زودتر جمع و جور کنیم و یکمی قهوه آماده کن. 
‫-بله.

00:12:52.480 --> 00:12:55.410
‫خب، فکر کنم دیگه ماهم باید جمع و جور کنیم.

00:12:56.420 --> 00:12:57.110
‫ها؟

00:13:04.660 --> 00:13:08.490
‫بسته دریافت شد، توی اتاق مطالعه گذاشتمش.

00:13:08.630 --> 00:13:10.100
‫بله، ممنونم.

00:13:10.560 --> 00:13:13.400
‫پدر، این برای مادره؟

00:13:15.770 --> 00:13:17.100
‫این دست تو چی کار میکنه؟

00:13:23.940 --> 00:13:26.780
‫ماریا-سنسی پیداش کرد.

00:13:29.450 --> 00:13:31.380
‫به خونه خوش اومدی پدر!

00:13:31.480 --> 00:13:33.280
‫آره، ...اومدم.

00:13:34.190 --> 00:13:36.710
‫به خونه خوش اومدین، جناب ترپ.

00:13:36.820 --> 00:13:39.760
‫چرا این ویلن رو بیرون آوردین؟

00:13:39.790 --> 00:13:44.290
‫آخه توی انباری پیداش کردم و 
‫ نمی‌دونستم برای کیه؟

00:13:44.860 --> 00:13:47.000
‫درست نیست که این کارها رو بدون اجازه انجام بدید.

00:13:47.000 --> 00:13:47.300
‫درست نیست که این کارها رو بدون اجازه انجام بدید.

00:13:47.300 --> 00:13:48.860
‫متاسفم.

00:13:48.940 --> 00:13:51.230
‫بدش به من ماریا.

00:13:59.150 --> 00:14:01.110
‫یه لحظه صبر کنید.

00:14:10.390 --> 00:14:14.720
‫اشتباه من بود که کاری رو بدون اجازه انجام دادم.

00:14:14.960 --> 00:14:18.060
‫ولی حالا که ماریا کم کم داره خودشو پیدا می‌کنه،

00:14:18.060 --> 00:14:21.430
‫من خودم دنبال چیزی بودم که توجه ماریا رو جلب کنه،

00:14:21.430 --> 00:14:25.870
‫این کاری بود که همسرم خیلی دوست داشت با بچه‌ها انجام بده.

00:14:25.940 --> 00:14:29.840
‫وقتی که دوتا بچه‌ی اولم همسن ماریا بودن،

00:14:29.880 --> 00:14:32.750
‫همسرم سعی کرد که،

00:14:32.750 --> 00:14:35.310
‫بهشون ویلن زدن رو یاد بده.

00:14:50.230 --> 00:14:53.260
‫ولی چون بچه‌ها علاقه‌ی چندانی نشون ندادن،

00:14:53.370 --> 00:14:56.160
‫همسرم منصرف شد.

00:15:01.810 --> 00:15:04.240
‫حالا که این ویلن مورد علاقه‌ی ایشون بوده،

00:15:04.280 --> 00:15:06.940
‫مطمئنم که ماریا دلش میخواد که یادش بگیره.

00:15:07.080 --> 00:15:13.040
‫اگر...اگر این خواست خود ماریا باشه،
‫ اجازه نمی‌دین ازش استفاده کنه؟

00:15:13.320 --> 00:15:15.790
‫نه، خاطرات قدرت خیلی زیادی دارن.

00:15:15.890 --> 00:15:17.650
‫ولی اون بچه باید یه چیزی رو

00:15:17.720 --> 00:15:21.090
‫برای یادآوری مادرش داشته باشه.

00:15:21.160 --> 00:15:22.360
‫پس...

00:15:22.430 --> 00:15:24.230
‫برای ماریا حتما خیلی سخته که...

00:15:24.300 --> 00:15:27.030
‫مادرش رو فراموش کنه.

00:15:27.100 --> 00:15:29.570
‫فراموش کنه؟ واقعا اینطور فکر می‌کنید؟

00:15:49.960 --> 00:15:52.150
‫میدونی ماریا، اون ویلن برای پدرت،

00:15:52.230 --> 00:15:55.990
‫یادآوری کننده‌ی خاطرات مادرته.

00:15:56.060 --> 00:15:56.690
‫اوه.

00:16:07.370 --> 00:16:10.110
‫می‌دونی ماریا، خیلی خوب میشه اگر که...

00:16:10.110 --> 00:16:14.010
‫اجازه بدی مادرت توی قلبت زندگی کنه.

00:16:14.180 --> 00:16:15.920
‫از طرفی...

00:16:15.920 --> 00:16:19.540
‫اینکه همیشه غمگین افسرده باشی
 .به نظرم اصلا چیز خوبی نیست

00:16:19.750 --> 00:16:24.250
‫مطمئنم مادرت هم همچین چیزی رو نمی‌خواد.

00:16:25.020 --> 00:16:27.150
‫در هر صورت تو هنور زنده‌ای، درست میگم؟

00:16:27.190 --> 00:16:30.460
‫برای همین ازت میخوام که دوباره سعی کنی خوش بگذرونی.

00:16:30.500 --> 00:16:32.460
‫و کارایی رو پیدا کنی که بهشون علاقه‌مندی.

00:16:32.570 --> 00:16:34.560
‫تو از چه جور کارهایی خوشت میاد؟

00:16:34.630 --> 00:16:36.400
‫از چی خوشم میاد؟

00:16:45.140 --> 00:16:47.310
‫به خونه خوش اومدین، پدر.

00:16:47.410 --> 00:16:48.970
‫بله، ممنونم.

00:16:49.250 --> 00:16:51.880
‫هدویگ، مدرسه چطوره؟

00:16:52.090 --> 00:16:53.610
‫مثل همیشه.

00:16:53.690 --> 00:16:55.150
‫اوه، خوبه.

00:16:55.860 --> 00:16:58.480
‫ها؟ پس ماریا و یوهانا کجان؟

00:16:58.520 --> 00:17:00.820
‫اونا زودتر رفتن،

00:17:00.990 --> 00:17:04.060
‫گفتن میخوان برن لباسی که 
‫ بانو ماریا در حال دوختنه رو ببینن.

00:17:04.060 --> 00:17:04.960
‫لباس؟

00:17:05.030 --> 00:17:05.830
‫بله.

00:17:15.580 --> 00:17:16.440
‫اه؟

00:17:16.580 --> 00:17:17.980
‫بیاید داخل.

00:17:18.040 --> 00:17:19.640
‫بانو ماریا،

00:17:19.710 --> 00:17:22.380
 ...قصدتون اینه که همه‌ی خاطرات

00:17:22.380 --> 00:17:24.710
‫همسرمو زنده کنید، نه؟

00:17:26.450 --> 00:17:28.940
‫اولش که ویلن بود و حالا هم چرخ خیاطی؟

00:17:29.060 --> 00:17:30.820
‫این چرخ خیاطی؟

00:17:30.990 --> 00:17:33.720
‫ولی من از مادام ماتیلدا اجازه گرفتم...

00:17:33.890 --> 00:17:35.380
‫نباید ازش استفاده می‌کردم؟

00:17:35.430 --> 00:17:41.200
‫اون چرخ خیاطی هدیه‌ی ازدواج پدرم به همسرم بود.

00:17:41.400 --> 00:17:43.890
‫و همه تلاش داشتن فراموشش کنن!

00:17:43.970 --> 00:17:47.200
‫لطفا کاری نکنید که 
‫ خاطرات بیشتری زنده بشه!

00:17:47.340 --> 00:17:48.930
‫جناب ترپ!

00:17:52.780 --> 00:17:57.110
‫فکر نمی‌کنید اگر به جای فراموش کردن کسی که فوت شده،

00:17:57.180 --> 00:18:00.280
‫سعی کنید گاهی به یادش بیارید، باعث میشه روحش شاد بشه؟

00:18:02.190 --> 00:18:05.590
‫غم از دست دادن کسی که براتون عزیزه؛ خیلی طبیعیه.

00:18:05.660 --> 00:18:06.890
‫هرچند،

00:18:06.930 --> 00:18:11.360
‫فکر نمیکنم درست باشه که همه‌ی
‫ خاطراتش روی توی انباری خفه کنید.

00:18:11.400 --> 00:18:14.630
‫فکر نمی‌کنید اگر با ماریا 
‫ به راحتی در مورد همسرتون حرف بزنیم،

00:18:14.730 --> 00:18:19.140
‫باعث میشه که اون دیگه تنهایی
‫ با یادآوری خاطرات مادرش گریه نکنه؟

00:18:24.240 --> 00:18:25.710
‫خب حالا، چی فکر می‌کنید؟

00:18:56.540 --> 00:18:57.910
‫بیا داخل.

00:19:00.310 --> 00:19:01.710
‫چیشده، ماریا؟

00:19:01.880 --> 00:19:04.650
‫پدر، من ازتون یه خواهش دارم....

00:19:04.850 --> 00:19:07.180
‫چیه ماریا، بهم بگو...

00:19:07.290 --> 00:19:10.050
‫من می‌خوام ویلن زدن یاد بگیرم.

00:19:13.130 --> 00:19:15.960
‫میخوام ویلن بزنم، ویلن مامانو!

00:19:16.060 --> 00:19:17.120
‫که اینطور...

00:19:17.160 --> 00:19:20.030
‫شما نمی‌خواین که من خاطرات مامانو به یاد بیارم؟

00:19:25.740 --> 00:19:26.730
‫ماریا...

00:19:28.040 --> 00:19:29.410
‫میدونی مادرت، ارزش زیادی...

00:19:29.540 --> 00:19:32.940
‫برای این ویلن قائل بود.

00:19:37.750 --> 00:19:38.880
‫اوه، واو!

00:19:38.950 --> 00:19:42.150
‫واو! عالیه، ماریا-سنسی.
‫ چقدر ماهرید.

00:19:42.220 --> 00:19:44.160
‫هاهاها، واقعا اینطور فکر می‌کنی؟

00:19:56.440 --> 00:19:59.430
‫بعدش همه بچه‌ها زدن زیر خنده، ها؟

00:20:59.070 --> 00:21:02.190
‫عالی بود پدر، نمی‌دونستم بلدید ویولون بزنید.

00:21:02.240 --> 00:21:04.430
‫این ساز مامان نیست؟

00:21:04.500 --> 00:21:07.870
‫خودشه، همون سازیه که بچه بودیم بهمون یاد می‌داد.

00:21:07.940 --> 00:21:11.270
‫فکر نمی‌کردم دیگه هیچوقت ویلن بزنم.

00:21:11.340 --> 00:21:12.470
‫ماریا،

00:21:12.550 --> 00:21:16.310
‫اگه دوست داری،
‫می‌تونی از ساز مادرت استفاده کنی.

00:21:16.350 --> 00:21:18.080
‫واقعا پدر؟

00:21:18.080 --> 00:21:21.710
‫هرچند، حالا که این خواست خودت بوده،

00:21:21.790 --> 00:21:23.810
.هیچوقت به راحتی ازش دست نکش

00:21:24.020 --> 00:21:25.420
‫چشم!

00:21:26.990 --> 00:21:28.030
‫بانو ماریا.

00:21:28.030 --> 00:21:28.760
‫بله.

00:21:28.760 --> 00:21:30.460
‫همون طور که گفتین،

00:21:30.500 --> 00:21:33.470
‫شاید من زیادی داشتم به خودم سخت می‌گرفتم.

00:21:35.030 --> 00:21:36.800
‫پدر پدر!

00:21:36.800 --> 00:21:39.970
‫ماریا-سنسی خودش این لباسارو دوخته!

00:21:40.010 --> 00:21:42.000
‫خیلی بهتون میاد.

00:21:42.140 --> 00:21:45.410
‫آه...واقعا؟

00:21:45.434 --> 00:21:52.434
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:52.458 --> 00:21:59.458
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:59.860 --> 00:22:03.020
‫عمارت ترپ یه باغ بزرگ داره.

00:22:03.200 --> 00:22:05.790
‫با این همه، جناب ترپ به بچه‌ها 
‫اجازه نمی‌ده که اون جا بازی کنن.

00:22:05.970 --> 00:22:07.900
‫خیلی دلم براشون می‌سوزه.

00:22:08.070 --> 00:22:08.690
‫ولی،

00:22:08.770 --> 00:22:12.000
‫یه فکر خیلی عالی به ذهن ماریا کوچولو رسید!

00:22:12.240 --> 00:22:16.770
‫قسمت بعدی:" بازی کردن توی خاک و گل فوق العاده‌ست!"

00:22:22.200 --> 00:22:30.570
‫در حالی که از تپه بالا میرم، نفس عمیقی می‌کشم.

00:22:31.770 --> 00:22:38.650
من نمی‌تونم در روزهای سخت لبخند بزنم

00:22:39.580 --> 00:22:48.050
این ویژگی مشترک همه‌ی ترسوهاست

00:22:49.130 --> 00:22:56.220
اما می‌خوام به بالهای فردا ایمان داشته باشم

00:22:56.670 --> 00:23:06.560
هر دو اونها (غم و شادی) نوای مخصوص به خودشون رو می‌نوازنن

00:23:07.410 --> 00:23:16.510
زمانی که اشک می‌ریزیم، درسهای خوشحالی رو یاد می‌گیریم

00:23:16.620 --> 00:23:28.620
حالا دستهات رو جوری که من باز میکنم، باز کن و

00:23:28.620 --> 00:23:32.620
!آهنگ من رو بخون