﻿WEBVTT

00:00:01.444 --> 00:00:08.444
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:15.092 --> 00:00:17.992
‫«‌ فرجام خدایان »

00:00:18.216 --> 00:00:21.716
‫« قسمت چهارم: کرم »

00:00:21.740 --> 00:00:28.740
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:11.416 --> 00:01:13.791
‫یعنی هیچ چیز در ملکوت‌مان نیست
‫که همسرم را خرسند کند؟

00:01:14.958 --> 00:01:16.916
‫کمکی از دست همسرت سیف، بر می‌آید؟

00:01:51.208 --> 00:01:53.916
‫در دوره‌ی خونریزی‌ات به ساحل من می‌آیی؟

00:01:54.000 --> 00:01:55.625
‫من زن کثیف نمی‌خواهم.

00:01:57.333 --> 00:02:00.375
‫من با مهبلی تمیز به میهمانی تو آمده‌ام.

00:02:00.958 --> 00:02:03.500
‫تنها قدم‌های من خون‌آلود هستند.

00:02:03.583 --> 00:02:06.666
‫خود را معرفی کن دختر، اگر نه
‫اینجا را ترک کن.

00:02:08.916 --> 00:02:12.500
‫من الهه‌ی ردپاهای سرخِ شوم هستم.

00:02:12.583 --> 00:02:15.041
‫با شکست‌خوردگان و بازندگان رفت‌وآمد دارم.

00:02:15.125 --> 00:02:18.083
‫از شکست‌ات همراه تو به خانه‌ات آمدم.

00:02:18.166 --> 00:02:20.666
‫ساندرودیگای خوفناک.

00:02:24.041 --> 00:02:25.458
‫آن هرزه‌ی دیوانه...

00:02:26.291 --> 00:02:27.750
‫او مرا شکست داد.

00:02:28.250 --> 00:02:33.625
‫آ...آشنایی با تو برایم تازگی دارد...شکست.

00:02:34.125 --> 00:02:37.000
‫حالا دیگر مرا می‌شناسی.

00:02:39.166 --> 00:02:41.583
‫چه خدمتی را می‌توانم
‫ارائه دهم، ای پسر اودین؟

00:02:50.375 --> 00:02:51.583
‫می‌توانی گریه کنی؟

00:03:08.083 --> 00:03:09.875
‫نمی‌دونستم خدایان هم می‌پوسن.

00:03:09.958 --> 00:03:12.166
‫اونا رو نمی‌پرستن و ازشون غافل میشن.

00:03:12.875 --> 00:03:16.041
‫اما با اینحال همچنان خدا هستن
‫و اگر بخوان می‌تونن بکُشنت.

00:03:18.541 --> 00:03:21.958
‫شاه تیواز و بستگان مقدس‌شان
‫در سرتاسر آزگارد چشم و گوش دارند.

00:03:22.875 --> 00:03:24.583
‫آن‌ها به ایشان گفتند که شما می‌آیید.

00:03:25.166 --> 00:03:27.458
‫او شما را با فرزند سر راهی‌اش آزمود.

00:03:27.541 --> 00:03:28.708
‫شما نجات‌اش دادید.

00:03:28.791 --> 00:03:32.375
‫بنابراین، خدایان ونیر برایتان
‫بستری فراهم کردند تا سخن بگویید.

00:03:33.250 --> 00:03:36.958
‫شاه تیواز، از میهمان‌پذیری‌تان
‫بسیار سپاسگزاریم.

00:03:37.958 --> 00:03:40.875
‫بنده لیف هستم، پادشاه قبیله‌ی ولسونگ

00:03:41.416 --> 00:03:44.708
‫و به‌عنوان یاور ملکه‌ی آینده‌ام، سیگرید
‫نزد شما اومدم.

00:03:48.791 --> 00:03:51.500
‫از خونخواهی عروس خونین‌تان باخبریم.

00:03:51.583 --> 00:03:53.333
‫پس می‌دونید نیازمند یاری هستیم.

00:03:53.416 --> 00:03:56.333
‫ما از شما درخواست
‫اقدام حمله‌ورانه‌ای نداریم.

00:03:56.416 --> 00:04:01.375
‫تنها درخواست کمک داریم. بدون کمک
‫شما نمی‌تونیم از دیوار آزگارد عبور کنیم.

00:04:05.458 --> 00:04:09.083
‫ما با اودین و اطرافیان‌اش صلح کرده‌ایم.

00:04:10.333 --> 00:04:13.083
‫عهد بزاقی‌مان را نخواهیم شکست.

00:04:13.166 --> 00:04:15.625
‫مگه ثور این عهد رو اول نشکست؟

00:04:20.250 --> 00:04:23.583
‫ما به‌خاطر یک عمل
‫تمام دنیا را به خطر نمی‌اندازیم.

00:04:24.250 --> 00:04:26.375
‫شما درخواست زیادی دارید.

00:04:27.375 --> 00:04:28.833
‫پس درخواست نمی‌کنم.

00:04:30.041 --> 00:04:31.416
‫التماس می‌کنم.

00:04:36.208 --> 00:04:40.208
‫پدرم از کودکی، عشق
‫ونیر رو در قلبم پرورش داد.

00:04:40.958 --> 00:04:45.791
‫مردم من همیشه به افتخار شما
‫می‌انگبین می‌نوشن و خودشون رو فدا می‌کنن.

00:04:46.500 --> 00:04:49.375
‫خواهش می‌کنم...کمکمون کنید.

00:04:52.291 --> 00:04:54.666
‫خیر.

00:05:03.833 --> 00:05:06.333
‫اگر سیب‌های جاودانگی رو براتون بیاریم چی؟

00:05:10.000 --> 00:05:14.250
اونا توی تالارهاتون منبع زندگی بودن
‫تا اینکه اودین اونا رو ازتون گرفت.

00:05:14.333 --> 00:05:17.875
‫حالا شما می‌پوسید در حالی که
‫خدایان آسیر تا ابد جوان می‌مونن.

00:05:21.708 --> 00:05:23.958
‫باغ میوه زرین برای ما ممنوع است

00:05:24.708 --> 00:05:27.750
‫اما اگر شما موجودات فانی می‌توانید
‫جایی بروید که خدایان ونیر نمی‌توانند...

00:05:28.250 --> 00:05:30.875
‫و اگر بتوانید فافنیر،
‫اژدهای برفی را شکست دهید...

00:05:30.958 --> 00:05:31.958
‫فافنیر!؟

00:05:32.041 --> 00:05:35.291
‫و حتی یک سیب از بیشه‌اش به دست آورید...

00:05:35.791 --> 00:05:38.708
‫اگر بتوانید غیرممکن را ممکن کنید، پس بله...

00:05:39.833 --> 00:05:41.791
‫ونیر به شما کمک خواهد کرد.

00:05:41.875 --> 00:05:45.958
‫وقتی یه سبد پر ازش آوردم
‫انتظار دارم سر قول‌تون بمونید.

00:05:49.916 --> 00:05:52.083
‫باید فانی‌مان را نیز با خود ببرید.

00:05:52.166 --> 00:05:55.416
‫خادم‌مان ثیرا در این راه
‫به شما کمک خواهد کرد

00:05:57.041 --> 00:05:58.916
‫و خبر مرگ‌تان را برایمان می‌آورد.

00:05:59.500 --> 00:06:01.875
‫قراره یه اژدهای کوفتی بکُشیم!

00:06:01.958 --> 00:06:05.000
‫نه، من قراره اژدهای کوفتی رو بکُشم.

00:06:08.833 --> 00:06:12.541
‫به افتخار کسانی که در شرف مرگ هستند
‫میهمانی برپا می‌کنیم.

00:06:29.250 --> 00:06:31.166
‫چند وقت باهاشون زندگی کردی؟

00:06:31.250 --> 00:06:33.708
‫خدایان ونیر من رو در
‫سرزمین‌های مرزی پیدا کردن

00:06:34.208 --> 00:06:36.291
‫کودکی بودم که وسط راه رها شده بود.

00:06:36.375 --> 00:06:37.791
‫بهشون خدمت کردم.

00:06:37.875 --> 00:06:40.500
‫اونا هم من رو بزرگ کردن
‫و با من مهربون بودن.

00:06:40.583 --> 00:06:43.791
‫مهربون بودن؟
‫زمانی که پیدات کردیم توی خطر بودی.

00:06:43.875 --> 00:06:45.258
‫اون فقط برای امتحان کردن‌تون بود.

00:06:45.541 --> 00:06:47.708
‫من رو دست بسته
‫پیش کشاورزها فرستادن.

00:06:47.791 --> 00:06:50.041
‫خدایان ونیر می‌دونستن اونا
‫قراره چه بلایی سرم بیارن

00:06:50.125 --> 00:06:51.583
‫و چی توی قلب‌شون می‌گذره.

00:06:52.083 --> 00:06:54.708
‫اما می‌خواستن بدونن توی قلب شما چی می‌گذره.

00:07:04.250 --> 00:07:05.833
‫اگیل، برات...

00:07:18.625 --> 00:07:19.625
‫سیب‌ها...

00:07:20.666 --> 00:07:21.875
‫چطور به ذهنت رسید؟

00:07:21.958 --> 00:07:25.208
‫وقتی اونطوری التماس می‌کردی
‫من هم دیدم مجبورم یه‌کاری بکنم.

00:07:25.291 --> 00:07:27.083
‫ما به قدرت نیاز داریم.

00:07:27.166 --> 00:07:28.833
‫تو امروز به زانو در اومدی

00:07:28.916 --> 00:07:32.125
‫و قبل از اون هم در برابر
‫پدرم و اندواری زانو زدی.

00:07:32.208 --> 00:07:33.708
‫کسی هم هست به زانوش در نیای!؟

00:07:33.791 --> 00:07:37.750
‫- ترحم چیزی نیست که بذل و بخشش کنی.
‫- اما تونستم باهاش خودمون رو وارد اینجا کنم.

00:07:38.791 --> 00:07:42.208
‫یعنی تو ترجیحت اینه که
‫دنیا رو با خاک یکسان کنم...

00:07:42.291 --> 00:07:46.750
‫غنیمت مردان رو توی کشتی‌‍م بار بزنم
‫و آه و نفرین زن‌هاشون پشتم باشه؟

00:07:46.833 --> 00:07:49.000
‫من همچین مردی نیستم، سیگرید!

00:07:49.083 --> 00:07:53.250
‫وقتی اگیل ۱۵ سالش بود
‫پدرش رو جلوی چشمش سلاخی کردی.

00:07:53.333 --> 00:07:56.583
‫خودش رو به‌عنوان بَرده گرفتی
‫و مجبورش کردی برای اینکار دوستت داشته باشه.

00:07:57.333 --> 00:07:59.625
‫لیفِ بی‌رحم...

00:07:59.708 --> 00:08:01.583
‫این اون مردیه که من رو عاشق خودش کرد.

00:08:04.541 --> 00:08:05.541
‫لیف؟

00:08:07.541 --> 00:08:08.583
‫ارباب...

00:08:08.666 --> 00:08:13.208
‫اگیل، تو به مدت ۱۰ سال برای من خادم
‫خوبی بودی و بیش از حد باهام راه اومدی.

00:08:13.791 --> 00:08:15.958
‫دیگه از اینجا به بعد خودت ارباب خودتی.

00:08:17.208 --> 00:08:18.225
‫تو آزادی.

00:08:20.375 --> 00:08:23.250
‫چی!؟
‫ما به تمام افراد نیاز داریم.

00:08:23.333 --> 00:08:25.708
‫مـ...من آزادم!؟

00:08:28.916 --> 00:08:30.958
‫- می‌تونم برم!؟
‫- بدهی‌‍ت رو تسویه کردی.

00:08:31.958 --> 00:08:34.708
‫این رو لیفِ بخشنده میگه.

00:08:40.000 --> 00:08:42.416
‫ساحره، یه‌چیزی ازت نیاز دارم.

00:08:42.500 --> 00:08:45.416
‫چی می‌خوای غلام؟

00:08:47.208 --> 00:08:49.125
‫من دیگه غلام نیستم.

00:08:50.083 --> 00:08:54.375
‫پادشاهم من رو آزاد کرد
‫و حالا به مشورتت نیاز دارم.

00:08:54.458 --> 00:08:57.233
‫نمی‌دونی از اینجا به بعد
‫باید چیکار کنی، نه؟

00:08:57.416 --> 00:08:58.541
‫بگو ببینم...

00:09:00.875 --> 00:09:04.125
‫اگیلِ غلام صحبت می‌کنه...

00:09:05.208 --> 00:09:07.208
‫کسی که هیچوقت صاحب آینده‌ی خودش نبود.

00:09:07.916 --> 00:09:09.766
‫کسی که هیچوقت حتی آینده
‫براش تعریف نشده بود...

00:09:10.458 --> 00:09:13.791
‫چرا که کسی که صاحب خودش نیست
‫امیدوار بودن حماقته.

00:09:14.875 --> 00:09:15.958
‫حالا کجا برم؟

00:09:18.333 --> 00:09:19.333
‫اصلاً می‌تونم برم؟

00:09:21.041 --> 00:09:22.875
‫دو راه برات می‌بینم.

00:09:23.583 --> 00:09:24.875
‫حق انتخاب داری.

00:09:25.375 --> 00:09:28.583
‫به آزگارد بری تا فوراً داستانت تموم بشه

00:09:29.583 --> 00:09:33.125
‫یا اینکه بری خونه
‫و فصول زیادی برای داستانت رقم بزنی.

00:09:35.458 --> 00:09:37.958
‫تو ازم می‌خوای بمونم؟

00:09:38.041 --> 00:09:40.291
‫پس ازم می‌خوای برای داستانت
‫باهات بخوابم؟

00:09:41.000 --> 00:09:43.833
‫که بگی با یه ساحره خوابیدی و زنده موندی؟

00:09:43.916 --> 00:09:45.666
‫نه!
‫نه، خواهش می‌کنم، من...

00:09:46.416 --> 00:09:48.541
‫پناه بر خدایان، کاش اسمت رو می‌دونستم.

00:09:49.791 --> 00:09:51.583
‫شاه تیواز رو امتحان کن.

00:09:51.666 --> 00:09:53.541
‫اون داستان خوبی میشه.

00:09:54.208 --> 00:09:55.916
‫اگیل‌ـی که به دوردست‌ها سفر کرد...

00:09:56.000 --> 00:09:59.666
‫توی یک روز آزادیش رو به دست آورد
‫و یه خدا رو هم کرد.

00:10:00.708 --> 00:10:02.833
‫ببخشید که اومدم پیشت.

00:10:09.583 --> 00:10:12.041
‫ازت متنفر میشه.

00:10:12.875 --> 00:10:13.916
‫عوضش زنده می‌مونه.

00:10:15.083 --> 00:10:16.250
‫فافنیر!

00:10:27.791 --> 00:10:29.333
‫براتون آرزوی سلامتی می‌کنم سرورم.

00:10:30.666 --> 00:10:36.500
‫امیدوارم اگه در آینده هم رو دیدیم... بتونیم
‫به‌عنوان دو دوست سر راه هم قرار بگیریم.

00:10:36.583 --> 00:10:38.708
‫به‌نظرت باز هم همدیگه رو می‌بینیم؟

00:10:39.375 --> 00:10:42.708
‫فافنیر، جمجمه‌‍ت رو می‌گام!

00:10:44.166 --> 00:10:46.166
‫این خودش یه داستان جداست.

00:10:46.750 --> 00:10:50.125
‫دیشب، اندواری سیاه مست بود...

00:10:50.208 --> 00:10:52.291
‫و عجب داستانی گفت.

00:10:52.375 --> 00:10:53.875
‫پس آخرین داستان هم بگو.

00:10:54.708 --> 00:10:55.708
‫برای موفقیت.

00:10:56.208 --> 00:11:00.291
‫داستان اندواری‌ای رو بشنوید
‫که کینه‌ی سیاهی توی قلبش داره.

00:11:01.500 --> 00:11:04.375
‫در سال‌های دور
‫دو شاهزاده‌ی دورف بودن...

00:11:04.458 --> 00:11:07.291
‫که به شکل حیوانات در میومدن
‫تا در قلمروشون کاوش کنن.

00:11:07.958 --> 00:11:12.708
‫اونا با یه دورف دیگه هم که می‌تونست
‫تغییر شکل بده آشنا شدن، یعنی اندواری.

00:11:13.250 --> 00:11:14.875
‫خیلی زود با هم دوست شدن...

00:11:15.500 --> 00:11:17.041
‫تا اینکه لوکی پیداش شد.

00:11:18.541 --> 00:11:20.541
‫خودش می‌گفت اتفاقی بوده

00:11:21.250 --> 00:11:26.583
‫اما در اون صورت هم
‫لوکی نقشه‌ها در سر داشت.

00:11:28.500 --> 00:11:32.500
‫پدرِ دورف یا همون پادشاه
‫از آزگارد طلب تسویه‌حساب کرد.

00:11:33.083 --> 00:11:34.791
‫یا به قول خودش، خون‌بها.

00:11:34.875 --> 00:11:36.625
‫لوکی موافقت کرد...

00:11:36.708 --> 00:11:40.041
‫خون‌بهایی تشکیل‌شده از گنجی وصف‌ناپذیر...
‫و پرداختش کرد.

00:11:40.125 --> 00:11:42.250
‫اما اون گنج برای خودش نبود.

00:11:42.333 --> 00:11:45.333
‫گنج رو از اندواری دزدیده بود.

00:11:46.583 --> 00:11:50.333
‫همون لحظه بود که اندواری
‫متوجه شد با مرگ ولیعهد...

00:11:51.958 --> 00:11:53.976
‫تاج و تخت ‫وارث جدیدی پیدا کرده...

00:11:54.000 --> 00:11:56.166
‫وارثی که برادرِ شاهزاده‌ی فقید بود.

00:11:59.583 --> 00:12:00.750
‫فافنیر.

00:12:05.708 --> 00:12:10.791
‫اما شاهزاده‌ی غاصب خبر نداشت که اندواری،
‫طلاهاش رو نفرین کرده بود، یه نفرین قوی.

00:12:10.875 --> 00:12:12.291
‫و خیلی زود...

00:12:13.083 --> 00:12:15.500
‫فافنیر به شکل جدیدی در اومد...

00:12:15.583 --> 00:12:17.791
‫چیزی شبیه یه پرنده.

00:12:17.875 --> 00:12:20.958
‫فافنیر دیگه نمی‌تونست صاحب تاج و تخت بشه.
‫اون دیگه هیچی نداشت.

00:12:21.041 --> 00:12:24.625
‫هیچی به‌جز خون‌بهای اوتر (سمور آبی)
‫و همدستش لوکی.

00:12:24.708 --> 00:12:27.958
‫لوکی‌ای که تا اون موقع چیزهای
‫ارزشمندتری برای مراقبت به دست آورده بود.

00:12:29.291 --> 00:12:31.666
‫سیب‌های جاودانگی.

00:12:40.458 --> 00:12:42.833
‫شنیدم کینه به دل داری و قراره انتقام بگیری.

00:12:43.541 --> 00:12:45.416
‫- نمی‌دونستم.
‫- لوکی می‌دونست.

00:12:46.166 --> 00:12:49.291
‫گمونم می‌دونست آخرش باید بریم سراغ فافنیر

00:12:49.375 --> 00:12:51.166
‫و برای همین فکر کرده
‫به‌درد می‌خورم.

00:12:51.250 --> 00:12:54.666
‫فافنیر یه زمانی برادرِ آهنگریم بود.

00:12:55.583 --> 00:12:58.208
‫لوکی ازش سوءاستفاده کرد و فاسدش کرد.

00:12:58.291 --> 00:13:01.083
‫و اینطوری به من هم ضربه زد.

00:13:01.166 --> 00:13:03.458
‫سر تو هم این بلا رو میاره.

00:13:03.541 --> 00:13:07.833
‫مگه اینکه سر عقل بیای و
‫به انتقام من ملحق بشی...

00:13:07.916 --> 00:13:09.125
‫نمیشه لوکی رو کُشت.

00:13:10.041 --> 00:13:13.583
‫نه تا وقتی که به چیزی که می‌خوام نرسیدم...
‫اما وقتی تموم شد...

00:13:13.666 --> 00:13:15.958
‫اگه قبل از اینکه لوکی من رو بکُشه
‫اون رو بکُشی...

00:13:16.708 --> 00:13:17.708
‫ناراحت نمیشم.

00:13:33.250 --> 00:13:37.958
‫توی دریا کرم کم پیدا میشه، لوکی.

00:13:40.375 --> 00:13:42.958
‫آرام سخن گو، سیگریدِ عزیزم.

00:13:43.041 --> 00:13:45.750
‫در عجبم که پا شدی اومدی صحبت کنی.

00:13:45.833 --> 00:13:49.041
‫توی برهوت صدات زدم.
‫بهم بی‌اعتنایی کردی.

00:13:49.583 --> 00:13:52.916
‫با اینحال، ثور شما را
‫با رعد به واناهایم رساند.

00:13:53.583 --> 00:13:57.083
‫من همیشه کارم را می‌کنم،
‫چه متوجه شوی چه نه.

00:13:57.791 --> 00:14:00.166
‫زیاد از این کارهات ندیدم.

00:14:00.250 --> 00:14:01.833
‫تو قول ثور رو به من دادی.

00:14:01.916 --> 00:14:04.541
‫حداقل این سیب‌های کوفتی رو بهمون برسون.

00:14:04.625 --> 00:14:06.750
‫مگه یه زمان فافنیر خادم تو نبود؟

00:14:06.833 --> 00:14:09.041
‫اگیل هم زمانی خادم تو بود.

00:14:10.041 --> 00:14:13.375
‫اگر الان تو را یاری کنم، اودین خواهد فهمید.

00:14:14.208 --> 00:14:16.208
‫چه چیزی تو را آزرده‌تر می‌کند؟

00:14:16.750 --> 00:14:18.583
کارهای پنهانی من

00:14:18.666 --> 00:14:21.541
‫یا معشوق‌ات که همانند
‫یک گدا به زانو در می‌آید؟

00:14:21.625 --> 00:14:25.500
‫فکر کنم از تو بیشتر انتظار آسیب دارم.

00:14:26.208 --> 00:14:27.833
‫اما از جهت لیف هم ترس دارم.

00:14:28.541 --> 00:14:30.666
‫می‌خوام از این ماجرا زنده بیرون بیاد.

00:14:30.750 --> 00:14:32.708
‫لیف پادشاه خوبی است.

00:14:33.208 --> 00:14:35.291
‫مهربان و عادل...

00:15:07.041 --> 00:15:08.500
‫نه، آروم و ملایم نه...

00:15:08.583 --> 00:15:10.208
‫تو یه پادشاهی.

00:15:10.291 --> 00:15:12.500
‫دنیا رو از موهاش بگیر و بکِش!

00:15:52.333 --> 00:15:54.875
‫زهرِ فافنیرـه، مطمئنم.

00:15:55.500 --> 00:15:58.500
‫این رودخونه‌ها پر از
‫آب دهن اون حرومزاده هستن.

00:16:10.000 --> 00:16:12.833
‫بانوی من، خواستم بهتون بگم که...

00:16:13.708 --> 00:16:18.208
‫توی کشتی هوا تاریک بود
‫و من چیز زیادی ندیدم...

00:16:18.291 --> 00:16:19.500
‫حیف شد.

00:16:19.583 --> 00:16:22.583
‫من دوست دارم کماندارهام تیزبین باشن.

00:16:37.916 --> 00:16:39.083
‫کمانت رو بده.

00:16:40.166 --> 00:16:41.166
‫نمی‌خوام گولت بزنم.

00:16:43.375 --> 00:16:45.875
‫جادوی من جادوی احشائه.

00:16:45.958 --> 00:16:48.500
‫و زِه کمان از چی درست شده؟

00:16:48.583 --> 00:16:50.208
دل و جگرِ سفت کشیده شده.

00:16:51.000 --> 00:16:52.416
‫الان چیکار می‌کنه؟
‫به پوست اون موجود نفوذ می‌کنه.

00:16:54.583 --> 00:16:55.750
‫البته اگه خوش‌شانس باشیم.

00:16:56.583 --> 00:16:59.708
‫نترس دخترجون، امروز قرار نیست بمیری.

00:17:39.791 --> 00:17:41.708
‫قایم شید!

00:17:52.541 --> 00:17:53.708
‫قایم شید!

00:18:04.791 --> 00:18:05.791
‫فافنیر!

00:18:16.083 --> 00:18:20.208
‫اگه زبون آدمیزاد یادت رفته
‫پس بیا به دورفی حرف بزنیم.

00:18:21.000 --> 00:18:24.458
‫بیا به زبون پژواک کوهستان حرف بزنیم!

00:18:24.541 --> 00:18:29.125
‫اندواری، فرزند اوین.

00:18:29.208 --> 00:18:33.583
‫راه زیادی برای زندگی ابدی اومدی

00:18:33.666 --> 00:18:38.625
‫در حالی که از من فقط مرگ نصیبت میشه.

00:18:39.333 --> 00:18:43.791
‫من دیگه خیلی پیر شدم.
‫سیب‌هات به دردم نمی‌خورن.

00:18:44.458 --> 00:18:50.416
‫فانی‌ها جاودانگی نیاز ندارن،
‫بلکه اون رو می‌خوان.

00:18:51.208 --> 00:18:55.000
‫و می‌دونم که تو هم می‌خوایش

00:18:55.083 --> 00:18:59.000
‫ای حرومزاده‌ی بی‌تخم.

00:19:07.000 --> 00:19:11.333
‫جنگجوی غریبه به باغ من آوردی!

00:23:18.666 --> 00:23:21.625
‫تو این بلا رو سرم آوردی، اندواری.

00:23:23.333 --> 00:23:24.958
‫اردک‌ماهی عوضی!

00:23:25.041 --> 00:23:26.916
‫حرومزاده‌ی تخمِ ماهی!

00:23:36.583 --> 00:23:38.416
‫از ماهی شدن خوشم میاد.

00:23:39.916 --> 00:23:41.666
‫بهتر از چیزیه که تو بهش تبدیل شدی.

00:23:44.958 --> 00:23:47.083
‫بخور.
‫خودت رو شفا بده.

00:23:51.083 --> 00:23:52.541
‫اون برادرِ آهنگریم بود.

00:23:53.375 --> 00:23:54.375
‫بذارید زنده بمونه.

00:24:10.041 --> 00:24:11.625
‫همین رو می‌خواستی؟

00:25:07.250 --> 00:25:10.583
‫مسموم‌کنندگان!

00:25:29.541 --> 00:25:30.750
‫لـیـف!

00:26:05.750 --> 00:26:06.875
‫لوکی...

00:26:06.899 --> 00:26:13.899
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:26:13.923 --> 00:26:20.923
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.