﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:01.010
<c.colorff8080>= تار و پود یک عاشقانه =
= قسمت 39 =</c>

00:00:01.034 --> 00:00:02.896
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:02.920 --> 00:00:06.740
شما به من گفتین حواسم به ازدواج شو یوئه باشه

00:00:06.740 --> 00:00:08.640
پس نباید بی توجهی کنم

00:00:08.640 --> 00:00:12.130
و اگر مشکلی پیش اومد باید بهتون اطلاع بدم

00:00:12.130 --> 00:00:15.770
لو چین یانگ خیلی وقت پیش مرد

00:00:15.770 --> 00:00:19.890
از اون موقع پی شو یوئه تنها بوده

00:00:19.890 --> 00:00:24.010
برای همین دلش میخواد دوباره ازدواج کنه ؟

00:00:24.010 --> 00:00:27.100
پی شو یوئه امروز یه دختر جوون رو از قصر آورده

00:00:27.110 --> 00:00:29.920
الان برده به عمارت ژنرال سو

00:00:29.920 --> 00:00:32.410
تا به ژنرال و همسرش ادای احترام کنه

00:00:32.410 --> 00:00:37.140
شنیدم عالیجناب این ازدواج رو تایید کرده

00:00:38.460 --> 00:00:42.000
! پی شو یوئه یهویی میخواد ازدواج کنه

00:00:42.000 --> 00:00:44.690
قبلا از همه مخفی کرده بود

00:00:44.690 --> 00:00:49.360
اما به محض اینکه از قصر اومده بیرون اونو برده به عمارت سو

00:00:49.360 --> 00:00:52.850
حتما میخواد از اون دختر محافظت کنه

00:00:54.090 --> 00:00:57.770
پی شو یوئه حتما بخاطر اتفاقی که برای لو چین یانگ افتاده اینکارو کرده

00:00:57.780 --> 00:01:01.220
بخاطر اون واقعا پشیمونه

00:01:01.230 --> 00:01:05.420
 فکر میکنم این برای محافظت از اون دختره

00:01:05.420 --> 00:01:10.210
این یعنی شاهدخت بزرگ باید املاک شو یوئه رو بهش پس بده ؟

00:01:10.210 --> 00:01:13.600
برای همین نمیخواد شو یوئه ازدواج کنه و بچه داشته باشه

00:01:13.600 --> 00:01:16.680
وقتی ازدواج کنه ، پس باید به قولش عمل کنه

00:01:16.680 --> 00:01:19.340
و تمام دارایی های این خانواده رو یه مالک حقیقیش برگردونه ؟

00:01:19.340 --> 00:01:21.930
دقیقا همینجوره

00:01:21.930 --> 00:01:25.550
افکار شاهدخت بزرگ لین های خیلی عمیقه

00:01:25.550 --> 00:01:29.050
وقتی فهمید شو یوئه میخواد با لو چین یانگ ازدواج کنه

00:01:29.050 --> 00:01:31.280
چین یانگو بعنوان دختر خونده ش قبول کرد

00:01:31.280 --> 00:01:36.150
فکر کردیم از روی خوبی اینکارو کرده و احتیاط نکردیم

00:01:36.150 --> 00:01:40.830
کی فکرشو میکرد در ظاهر یه سری از املاک رو به چین یانگ میده که مدیریت کنه

00:01:40.830 --> 00:01:43.970
در خفا از چند تا خدمتکار میخواد که

00:01:43.970 --> 00:01:45.840
املاک رو خالی کنن

00:01:45.840 --> 00:01:48.320
باعث شد چین یانگ سختی بکشه اما دم نزنه

00:01:48.320 --> 00:01:51.370
چین یانگ بچه ی صادق با ذهن عمیقی بود

00:01:51.370 --> 00:01:56.750
در مورد این اتفاقات بد چیزی برای خانواده ش تعریف نکرد

00:01:56.750 --> 00:01:59.600
این موضوع رو از شو یوئه م مخفی کرد

00:01:59.600 --> 00:02:01.900
چین یانگ مجبور بود خانواده رو بچرخونه

00:02:01.900 --> 00:02:05.130
در کنارش به اون خانواده های ثروتمند نزدیک بشه

00:02:05.130 --> 00:02:08.160
اون خانواده های خودخواه و حریص

00:02:08.160 --> 00:02:11.940
بعد از مدتی از افسردگی مرد

00:02:15.410 --> 00:02:19.160
شو یوئه خیلی زجر کشید . کی فکرشو میکرد

00:02:19.160 --> 00:02:22.440
این شاهدخت بزرگ لین های  کلمات فجیعی مثل

00:02:22.440 --> 00:02:25.390
قاتل پدر ، قاتل مادر ، قاتل برادر ، قاتل خواهر ، قاتل همسر رو همه جا حک کنه

00:02:25.390 --> 00:02:27.220
ادمای دور و برش این حرفارو پخش کردن

00:02:27.220 --> 00:02:31.040
کاری کردن همه جا آبروش بره و کسی جرئت نکنه باهاش ازدواج کنه

00:02:31.040 --> 00:02:34.370
از اون موقع ، شو یوئه تو تنهایی زندگی میکنه

00:02:36.660 --> 00:02:39.820
این بار شو یوئه خیلی محتاط بوده

00:02:39.820 --> 00:02:43.510
حتی کسی مثل ژنرال سو رو پیدا کرده تا بهش تکیه کنه

00:02:43.510 --> 00:02:46.360
فکر کرده میتونه بی عیب و نقص کارو انجام بده

00:02:46.360 --> 00:02:50.230
اما... نمیدونه شما چقدر کارتون عالیه

00:02:50.230 --> 00:02:53.520
مگه اون لو چین یانگ تو همه چیز از شما تبعیت نمیکرد

00:02:53.520 --> 00:02:55.280
یه بازیچه بود تو دستتون

00:02:55.280 --> 00:02:57.100
این بار ، این دختر

00:02:57.100 --> 00:03:00.380
قطعا نمیتونه حریف شما بشه

00:03:00.380 --> 00:03:02.960
باید خیلی مراقب باشی

00:03:02.960 --> 00:03:07.440
حالا که میخواد ازدواج کنه ، حتما به من که بزرگترشم خبر میده

00:03:07.440 --> 00:03:11.610
پس خیلی مراقب باش

00:03:12.580 --> 00:03:14.160
بله

00:03:16.620 --> 00:03:20.790
حالا فهمیدی چرا میخوایم تو عمارت ژنرال بمونی

00:03:20.790 --> 00:03:24.380
اون شاهدخت بزرگ لین های مغرور و غیرقابل تحمله

00:03:24.380 --> 00:03:28.350
هر چند داییت ثروتمنده اما بازم یه ادم عادیه

00:03:28.350 --> 00:03:30.950
اگه از چند تا حقه استفاده کنه

00:03:31.580 --> 00:03:33.100
میترسم

00:03:33.100 --> 00:03:36.410
متوجهم . ژنرال سو  بانو سو ممنونم

00:03:36.410 --> 00:03:39.610
اینقدر خوب بهم کمک میکنین

00:03:41.800 --> 00:03:43.930
نه تنها میخوام اینجا زندگی کنی

00:03:43.930 --> 00:03:47.210
حتی میخوام همه بدونن

00:03:47.210 --> 00:03:49.610
میخوام تورو بعنوان دختر خونده م قبول کنم

00:03:51.580 --> 00:03:54.060
اگه الان بعنوان دختر خونده قبولت نکنم

00:03:54.060 --> 00:03:56.340
میترسم این شاهدخت بزرگ لین ها

00:03:56.340 --> 00:03:58.990
کاری که با چین یان کردو با توام بکنه

00:03:58.990 --> 00:04:01.050
لیولی دختر خوبی هستی

00:04:01.050 --> 00:04:04.610
حتی بیشتر ، واقعا ازت خوشم میاد

00:04:04.610 --> 00:04:08.990
از ته قلبم ، میخوام بعنوان دختر خونده قبولت کنم

00:04:14.510 --> 00:04:16.890
لیولی به مادر خونده ادای احترام میکنه

00:04:20.070 --> 00:04:22.820
خوبه ، خوبه ! زود بلند شو ببینم

00:04:24.610 --> 00:04:27.030
من وقتی بچه بودم مادرمو از دست دادم

00:04:27.040 --> 00:04:30.300
از امروز به بعد ، بالاخره میتونم عشق مادری رو داشته باشم

00:04:30.300 --> 00:04:32.730
دختر خوب ، بیا بغلم

00:04:37.540 --> 00:04:39.490
عالیه

00:04:44.910 --> 00:04:49.360
* عمارت دوک هه دونگ*

00:05:08.180 --> 00:05:11.010
ارباب جوان پی چرا اومدین ؟

00:05:11.010 --> 00:05:12.760
اومدم شاهدخت بزرگ لین های رو ببینم

00:05:12.760 --> 00:05:15.960
میشه لطفا پیغاممو برسونین ؟

00:05:15.960 --> 00:05:18.630
شاهدخت بزرگ عادت دارن عصرا یه چرتی بزنن

00:05:18.630 --> 00:05:21.790
نمیشه بیدارشون کرد یادت رفته ؟

00:05:24.100 --> 00:05:27.270
با عجله اومدم که خبر بدم

00:05:27.270 --> 00:05:30.260
اما این موضوعو فراموش کردم ، واقعا بی دقتم

00:05:30.260 --> 00:05:32.870
اما عجله دارم و باید به قصر برم

00:05:32.870 --> 00:05:36.710
متاسفانه مجبورم ازتون بخوام پیغاممو برسونین

00:05:36.710 --> 00:05:40.030
Iچی باعث شده اینقدر بی دقت باشی ؟

00:05:40.030 --> 00:05:44.820
دارم به خواست استادم با دختر خونده ی همسرشون ازدواج میکنم

00:05:44.820 --> 00:05:46.790
شاهدخت بزرگ لین ها بزرگتر من هستن

00:05:46.800 --> 00:05:49.800
برای همین مخصوصا اومدم به ایشون خبر بدم

00:05:49.800 --> 00:05:54.500
چند روز پیش شنیدم که بانو سو یه دختر خونده دارن

00:05:54.500 --> 00:05:57.230
اما نمیدونستم اون دختر کیه

00:05:57.230 --> 00:05:59.590
که تونسته تایید بانو یو رو بدست بیاره

00:05:59.590 --> 00:06:03.660
و تونسته نیمه ی دوم ارباب جوان پی باشه

00:06:03.660 --> 00:06:07.120
اسم نامزدم کودی لیولیه

00:06:07.120 --> 00:06:10.520
اون دختر بزرگتر ژنرال کودی یان ژونگ

00:06:10.520 --> 00:06:12.670
کودی یان ژونگ ؟

00:06:13.370 --> 00:06:15.260
کودی یان ژونگ

00:06:15.260 --> 00:06:18.260
منظورت کودی یان ژونگ از همساگی چونگ هواست ؟

00:06:18.260 --> 00:06:20.220
دقیقا

00:06:20.220 --> 00:06:22.750
این کودی یان ژونگ یه ژنرال کوچیکه

00:06:22.750 --> 00:06:25.170
از کجا شناختینشون ؟

00:06:25.170 --> 00:06:29.260
گفتی دختر بزرگ کودی یان ژونگ ؟

00:06:29.260 --> 00:06:30.690
این یعنی

00:06:30.690 --> 00:06:34.000
کودی یان ژونگ دو تا دختر داره ؟

00:06:34.000 --> 00:06:37.580
لیولی دختر همسر اصلی کودی یان ژونگ بانو آنه

00:06:37.580 --> 00:06:42.260
تا اونجایی که من میدونم یه دختر به اسم شان هو داره

00:06:44.110 --> 00:06:47.210
چند سال پیش ، رو ژو میخواست صیغه بگیره

00:06:47.210 --> 00:06:49.160
آخرشم درخواستش رد شد

00:06:49.160 --> 00:06:51.760
واقعا خجالت اور بود

00:06:51.760 --> 00:06:55.270
اون دختر کودی یان ژونگ نبود ؟

00:06:55.270 --> 00:06:58.180
مگه خانواده ی کودی یه دونه دختر ندارن ؟

00:06:58.180 --> 00:07:00.170
باید بخاطر کارام به قصر برم

00:07:00.170 --> 00:07:03.820
لطفا کمکم کنین و پیغاممو برسونین

00:07:35.300 --> 00:07:39.000
عمارت ارباب پی فقط یه عمارت با اینجا فاصله داره

00:07:39.000 --> 00:07:43.780
اما باید ازشون پنهان بشی . نمیتونی اغلب به دیدنشون بری

00:07:43.780 --> 00:07:47.550
وگرنه مردم شروع به حرف زدن میکنن

00:07:51.310 --> 00:07:55.300
لیولی ، گفتی دوست داری بری به داییت سر بزنی

00:07:55.300 --> 00:07:57.640
باید بری ببینیش

00:07:57.640 --> 00:08:01.890
این چطوره ، سوار کالسکه ی ژنرال میشی

00:08:01.890 --> 00:08:03.930
خدمتکارا و ندیمه های منو ببری

00:08:03.930 --> 00:08:07.430
باید خوب مراقب باشی

00:08:07.430 --> 00:08:10.690
لیولی ، تو دختر خونده ی عمارت ژنرال سو هستی

00:08:10.690 --> 00:08:14.160
و به زودی عروس خاندان پی هم میشی

00:08:14.160 --> 00:08:17.470
این باعث میشه مردم کمتر حرف بزنن

00:08:17.470 --> 00:08:20.710
باشه به حرفتون گوش میدم

00:08:22.070 --> 00:08:25.390
عالیه ، عالیه

00:08:26.620 --> 00:08:28.110
عالیه

00:09:00.350 --> 00:09:03.260
چیزی لازم دارین ؟

00:09:03.270 --> 00:09:05.680
من مشتری همیشگی خیاط خونه ی رویی ام

00:09:05.680 --> 00:09:08.970
لطفا بزارین داخل صحبت کنیم

00:09:10.480 --> 00:09:11.700
بله حتما

00:09:11.700 --> 00:09:13.990
آنی چایی بیار

00:09:53.940 --> 00:09:57.820
! دایی من برگشتم

00:09:57.820 --> 00:10:02.970
!دختر خوب همیشه منتظر برگشتنت بودم

00:10:02.970 --> 00:10:06.530
از وقتی پرونده ی مادرتو دوباره به جریان انداختی

00:10:06.530 --> 00:10:11.090
انتقامشو گرفتی ، مسمومت کردن

00:10:11.090 --> 00:10:14.970
فکر کردم سختی های زیادی کشیدی

00:10:14.970 --> 00:10:18.870
حالا که دیدمت خیالم راحت شد

00:10:23.550 --> 00:10:27.320
آنی

00:10:27.320 --> 00:10:29.400
! لیولی

00:10:32.120 --> 00:10:34.700
! خیلی دلم برات تنگ شده بود

00:10:46.810 --> 00:10:51.070
اومدنت بخاطر این که دزدکی از قصر اومدی بیرون ؟

00:10:51.070 --> 00:10:54.320
به لطف عالیجناب از شغلم تو قصر استعفا دادم

00:10:54.320 --> 00:10:56.830
! دیگه لازم نیست برگردم قصر

00:10:56.830 --> 00:10:59.100
واقعا ؟

00:11:03.580 --> 00:11:06.960
پس چرا مخفی شدی

00:11:06.960 --> 00:11:09.260
و نمیخوای کس دیگه ای رو ببینی ؟

00:11:09.260 --> 00:11:11.550
داستانش طولانیه

00:11:11.550 --> 00:11:16.410
اول بشینیم تا من توضیح بدم

00:11:25.610 --> 00:11:27.920
 جرئت نکردم همینجوری به دیدنتون بیام

00:11:27.920 --> 00:11:30.450
اونم بخاطر ازدواجم با ارباب جوان پی

00:11:30.450 --> 00:11:33.680
که عمارتای بزرگی مثل عمارت هه دونگ رو درگیر کرده

00:11:33.680 --> 00:11:37.540
شنیدم شاهدخت بزرگ لین های خیلی ظالمه

00:11:37.540 --> 00:11:41.620
میترسم روی شما و خانواده تون تاثیر بدی بزاره

00:11:42.440 --> 00:11:47.290
لیولی نه تنها انتقام مادرتو گرفتی و اسمشو پاک کردی

00:11:47.290 --> 00:11:50.520
یکی رو هم پیدا کردی که بقیه ی زندگیتو باهاش بگذرونی

00:11:50.520 --> 00:11:53.170
واقعا برات خوشحالم

00:11:53.170 --> 00:11:55.790
برای مادرتم خیلی خوشحالم

00:11:56.590 --> 00:11:59.940
هر چند ارباب پی باهات خوب رفتار میکنه

00:11:59.940 --> 00:12:02.350
اما ثروت خیلی چیزا به دنبال داره

00:12:02.350 --> 00:12:05.520
یه بزرگتر خیلی قدرتمند مثل شاهدخت بزرگ لین های هم وجود داره

00:12:05.520 --> 00:12:09.510
در اینده ، باید تو همه چی محتاط باشی

00:12:09.510 --> 00:12:12.720
هر چند من یه آدم عادی ام ، خیلی وقته تو کار تجارتم

00:12:12.720 --> 00:12:15.560
تو این دنیا ، یه توانایی هایی دارم

00:12:15.560 --> 00:12:18.530
بعدا هر چیزی که لازم داشتی

00:12:18.530 --> 00:12:24.160
فورا بهم بگو ، لازم نیست تعارف کنی

00:12:24.160 --> 00:12:27.650
خیالتون راحت یادم میمونه

00:12:27.650 --> 00:12:32.150
وقتی همه چیز تموم شد شوهرمو میارم

00:12:32.150 --> 00:12:35.220
تا به شما و زن دایی ادای احترام کنه

00:12:35.220 --> 00:12:39.220
خوبه ! خوبه ! منتظر اون روز میمونم

00:13:08.850 --> 00:13:11.170
لیولی ؟

00:13:21.620 --> 00:13:26.270
* خیاط خونه ی رویی*

00:13:41.810 --> 00:13:44.920
* عمارت ژنرال سو*

00:14:17.160 --> 00:14:18.550
آ چنگ -
حالت خوبه ؟ -

00:14:18.550 --> 00:14:21.630
وای ! وای پام

00:14:21.630 --> 00:14:23.190
اینجا ؟

00:14:23.190 --> 00:14:27.040
! پام ! پام

00:14:32.540 --> 00:14:35.110
 اونجام درد میکنه

00:14:37.620 --> 00:14:41.290
وای داغون شدم

00:14:41.830 --> 00:14:43.680
وایسا

00:14:44.250 --> 00:14:46.760
همه جام درد میکنه

00:14:46.760 --> 00:14:49.610
این پام ، اینجاست

00:14:51.430 --> 00:14:54.590
! ببین

00:14:56.720 --> 00:14:59.130
اون کجا رفت ؟

00:15:26.740 --> 00:15:28.860
اینجوری منو برداشتی اوردی

00:15:28.860 --> 00:15:31.650
نمیترسی مادرخونده م سرت غر بزنه ؟

00:15:31.650 --> 00:15:36.060
اون خیلی خوب باهام رفتار میکنه ، اما از وقتی که تورو به فرزند خوندگی گرفته

00:15:36.060 --> 00:15:38.280
فقط میخواد مواظب تو باشه

00:15:38.280 --> 00:15:41.140
اصلا این دلتنگی دیوانه وار من براش مهم نیست

00:15:41.140 --> 00:15:43.530
قبلا ، تو قصر نتونستیم همدیگه رو ببینیم

00:15:43.530 --> 00:15:46.990
حالا ، فقط یه عمارت با هم فاصله داریم اما بازم نمیتونیم همو ببینیم

00:15:46.990 --> 00:15:49.420
واقعا برام سخته

00:15:49.420 --> 00:15:51.580
اینکه امروز تونستم ببینمت

00:15:51.580 --> 00:15:54.520
واقعا خیلی خوشحالم کرده

00:15:54.520 --> 00:15:59.290
حتی اگه استاد و همسرش منو مجازات کنن ، با کمال میل قبول میکنم

00:16:00.370 --> 00:16:03.790
از کجا میدونستی امروز میام بیرون ؟

00:16:08.420 --> 00:16:10.400
چت شده ؟

00:16:11.430 --> 00:16:14.750
 عالیجناب یه موضوع ضروری هست که خواستن منو ببینن ، میخواستم اونو بهت بگم

00:16:14.750 --> 00:16:17.020
واسه همین به عمارت استادم رفتم

00:16:17.020 --> 00:16:19.620
بعد فهمیدم اومدی خیاط خونه ی رویی

00:16:19.620 --> 00:16:21.710
واسه همین اینجوری با خوم اوردمت

00:16:21.710 --> 00:16:23.950
که دلتنگیم رفع بشه

00:16:23.950 --> 00:16:25.736
عالیجناب ازت چی میخواستن ؟

00:16:25.761 --> 00:16:28.221
ممکنه .. ممکنه پشیمون شده باشن ؟

00:16:30.050 --> 00:16:33.830
عالیجناب مرد عاقلین ، چطور ممکنه از حرفشون برگردن ؟

00:16:33.830 --> 00:16:36.430
تو همسر منی

00:16:36.430 --> 00:16:39.263
هیچکس نمیتونه تورو ازم بگیره

00:16:41.780 --> 00:16:44.454
پس عالیجناب چرا تورو خواسته بودن ؟

00:16:48.730 --> 00:16:52.300
بانو وو و عالیجناب احساسات عمیق و احترام زیادی برای هم قائلن

00:16:52.300 --> 00:16:56.350
طبیعتا ملکه وانگ و صیغه شیائو بهشون حسودی میکنن

00:16:56.350 --> 00:16:59.940
ملکه وانگ و صیغه شیائو درگیری های قبلی خودشونو نادیده گرفتن

00:16:59.940 --> 00:17:02.740
و بر علیه بانو وو متحد شدن

00:17:02.740 --> 00:17:07.460
حتی با اینکه بانو وو چیزی نمیگن ، اما عالیجناب دیگه نمیتونن تحمل کنن

00:17:09.230 --> 00:17:11.060
از بعد از برگشتن خواهر وو به قصر

00:17:11.060 --> 00:17:13.730
همیشه مورد علاقه ی عالیجناب بوده

00:17:13.730 --> 00:17:17.420
حالا که عالیجناب از ملکه وانگ ناراحتن

00:17:18.190 --> 00:17:22.310
...نکنه میخوان -
درست حدس زدی -

00:17:24.030 --> 00:17:27.020
عالیجناب واقعا تصمیمشونو گرفتن و میخوان ملکه رو برکنار کنن

00:17:28.420 --> 00:17:31.380
عالیجناب واقعا میخوان خواهر وو ملکه بشه ؟

00:17:38.430 --> 00:17:41.970
درسته ، در واقع عشق حقیقی

00:17:41.970 --> 00:17:44.400
اون عنوانا ، اون نگاه ها از طرف خاندان ها

00:17:44.400 --> 00:17:46.360
چقدر مهمن مگه ؟

00:17:46.360 --> 00:17:50.630
آخرش عشاق به هم میرسن ، فقط این مهمه

00:17:52.560 --> 00:17:54.480
چت شده ؟

00:17:54.480 --> 00:17:58.440
براشون خوشحال نیستی ؟

00:17:59.220 --> 00:18:03.990
بعنوان یه دوست ، واقعا براشون خوشحالم

00:18:04.850 --> 00:18:07.130
اما بعنوان یه مقام درباری

00:18:08.720 --> 00:18:11.090
داستان فرق میکنه

00:18:32.160 --> 00:18:36.100
* عمارت کودی*

00:19:13.630 --> 00:19:16.630
عزیزم هوا تاریک شده

00:19:16.630 --> 00:19:20.530
اگر لیولی میخواست بیاد تا تعطیلاتو با ما بگذرونه تا حالا اومده بود

00:19:20.530 --> 00:19:23.520
پدر ، دارم از گشنگی بیهوش میشم خوب

00:19:23.520 --> 00:19:27.170
اگه نیاد قراره از گشنگی بمیریم ؟

00:19:27.170 --> 00:19:30.200
انقلاب زمستانی مثل جشن سال نو میمونه

00:19:30.200 --> 00:19:32.240
روز بعد از انقلاب زمستانی

00:19:32.240 --> 00:19:34.650
وقتشه که دختر به خونه ی پدری برگرده

00:19:34.650 --> 00:19:37.720
اگر لیولی از قصر اومده باشه بیرون

00:19:38.500 --> 00:19:41.000
امروز باید برگرده

00:19:44.150 --> 00:19:46.030
شان هو

00:19:46.030 --> 00:19:49.100
امروز تو خیاط خونه ی رویی

00:19:49.100 --> 00:19:50.800
واقعا خواهرتو دیدی ؟

00:19:50.800 --> 00:19:54.570
هر چند فقط یه لحظه دیدمش اما مطمئنم

00:19:54.570 --> 00:19:57.920
اون کالسکه ی عمارت ژنرال سو

00:19:57.920 --> 00:20:02.560
شنیدم اونی که تو کالسکه بود دختر خونده ی جدید همسر ژنراله

00:20:02.560 --> 00:20:04.890
پدر ، خیلی وقته از قصر اومده بیرون

00:20:04.890 --> 00:20:06.580
از اون موقع تو عمارت ژنرال سو میمونه

00:20:06.580 --> 00:20:08.650
حتی همسر ژنرال سو رو بعنوان مادرخونده ش قبول کرده

00:20:08.650 --> 00:20:12.000
حتی به خیاط خونه ی رویی رفته تا داییشو ببینه

00:20:12.000 --> 00:20:14.550
اما به دیدن شما نیومده

00:20:14.550 --> 00:20:19.190
انگار هنوز بخاطر اینکه قبولش نکردین ازتون دلخوره

00:20:19.190 --> 00:20:22.900
هنوز ناراحته که مادرم به خودش و مادرش بد کرد

00:20:22.900 --> 00:20:24.740
اینقدر چرند نگو

00:20:28.660 --> 00:20:31.590
* عمارت کودی*

00:20:31.590 --> 00:20:33.950
اومدن

00:20:33.950 --> 00:20:36.710
اومدن ، واقعا اومد

00:20:48.510 --> 00:20:50.980
اومدین اینجا استقبال من ؟

00:20:52.430 --> 00:20:55.010
زود باش صندلی رو بزار

00:21:05.090 --> 00:21:06.780
ارباب

00:21:08.280 --> 00:21:11.190
ارباب بانوی پنجم اینجاست

00:21:11.190 --> 00:21:13.050
وو نیانگ اومده ؟

00:21:13.050 --> 00:21:16.660
سلام عمه -
وای خدا ، وو نیانگ اومده -

00:21:17.760 --> 00:21:19.860
هنوز شام نخوردی ؟

00:21:21.580 --> 00:21:23.650
آ یه ، زود باش برای وو نیانگ کاسه بیار

00:21:23.650 --> 00:21:25.440
بله

00:21:26.180 --> 00:21:28.190
لطفا بشین

00:21:33.990 --> 00:21:36.630
مگه یه کاسه ی اضافه اینجا نیست ؟

00:21:36.630 --> 00:21:39.710
حالا که برادر انتظار اومدن منو نداشته

00:21:39.710 --> 00:21:43.710
این کاسه رو برای کی اینجا گذاشتین ؟

00:21:48.290 --> 00:21:51.730
ممکنه ..برای لیولی باشه ؟

00:21:56.340 --> 00:21:59.080
واقعا لیولی زنده ست ؟

00:22:00.320 --> 00:22:04.190
پس اونی که پنج سال پیش پرونده ی زن برادرمو دوباره باز کرد

00:22:04.190 --> 00:22:06.520
خود لیولی بوده ؟

00:22:06.520 --> 00:22:08.240
بانوی پنجم ، مضطرب نشو

00:22:08.240 --> 00:22:11.390
چیزای زیادی هست که منم از دوستان شنیدم

00:22:11.390 --> 00:22:14.870
شنیدم اون موقع لیولی مرده بعدم گفتن تو قصر داره خوش و خرم زندگی میکنه

00:22:14.870 --> 00:22:18.990
حالا ، از قصر اومده بیرون و همسر ژنرال سو رو بعنوان مادرخونده ش قبول کرده

00:22:18.990 --> 00:22:21.430
جزئیات رو نمیدونیم

00:22:21.430 --> 00:22:24.920
برای جشن منتظر اونم تا بتونم حقیقتو از خودش بشنوم

00:22:24.920 --> 00:22:27.440
برادر ، واقعا نمیدونستی لیولی هنوز زنده ست ؟

00:22:27.440 --> 00:22:30.010
نه ، واقعا نمیدونستم

00:22:32.480 --> 00:22:35.770
امروز تو عمارت دوک هه دونگ

00:22:35.770 --> 00:22:38.490
منم یه شایعه هایی شنیدم

00:22:39.030 --> 00:22:41.990
میگن زنی که وارث دوک هه دونگ و همینطور

00:22:41.990 --> 00:22:44.850
 پی یان ما تحسینش میکرد

00:22:44.850 --> 00:22:46.980
شان هو نبوده

00:22:48.780 --> 00:22:50.970
بلکه لیولی بوده

00:22:56.510 --> 00:22:58.640
! آفرین به شما

00:22:59.460 --> 00:23:03.110
بیخود نبود برادر همزمان درخواست ازدواج هر دو خانواده رو رد کرد

00:23:03.110 --> 00:23:05.040
پس برای همین بوده

00:23:05.040 --> 00:23:06.940
این چیزیه که میتونی باهاش دیگرانو فریب بدی

00:23:06.940 --> 00:23:10.880
نه خواهر کوچیکتر خودت و همینطور عمه ی لیولی

00:23:10.880 --> 00:23:15.150
یادت نره . اون موقع ، تو بودی اومدی التماس منو کردی

00:23:15.150 --> 00:23:17.930
که اجازه بدم شان هو با عمارت فرمانده پی ازدواج کنه

00:23:17.930 --> 00:23:20.590
نتیجه شم اینه که سرم کلاه گذاشتی

00:23:20.590 --> 00:23:24.230
دیگه چجوری از این به بعد تو عمارت فرمانده پی سرمو بالا بگیرم ؟

00:23:27.650 --> 00:23:32.000
بانوی پنجم ، ناراحت نشو . نمیتونی برادرتو سرزنش کنی ، همه ی اینا تقصیر لیولی بود

00:23:32.000 --> 00:23:33.730
تو

00:23:34.710 --> 00:23:36.210
! یکی اومد ! یکی اومد

00:23:36.210 --> 00:23:37.940
زود باشین

00:23:46.250 --> 00:23:49.430
این ابریشما رو عالیجناب شخصا بهم دادن

00:23:49.430 --> 00:23:53.690
حالا که امروز جشن انقلاب زمستانیه ، برای خوش شانسی میدمشون به شما

00:23:53.690 --> 00:23:55.480
ممنونم بانوی جوان ارشد

00:23:55.480 --> 00:23:57.240
اینا رو عالیجناب بهشون دادن

00:23:57.240 --> 00:24:01.330
اگه بخاطر بانوی جوان ارشد نبود چطور تو این زندگی همچین چیزی نصیبمون میشد ؟

00:24:01.330 --> 00:24:04.180
خیله خوب بیارشون

00:24:20.950 --> 00:24:23.200
دخترم ، برگشتی

00:24:23.200 --> 00:24:26.940
سلام پدر ، سلام عمه

00:24:26.940 --> 00:24:29.210
چند روزی میشه که از قصر اومدم بیرون

00:24:29.210 --> 00:24:32.200
مادرخونده م ازم خواست تو عمارت ژنرال بمونم

00:24:32.200 --> 00:24:34.050
تا ترتیب مراسم ازدواجمو بده

00:24:34.050 --> 00:24:36.800
بخاطر همین امروز تونستم برای دیدنتون بیام

00:24:36.800 --> 00:24:39.160
امیدوارم پدر سرزنشم نکنن

00:24:39.160 --> 00:24:42.300
دخترم ، تو معمولا سرت شلوغه ، همینکه برگشتی خوبه

00:24:42.300 --> 00:24:44.460
چرا باید سرزنشت کنم ؟

00:24:44.460 --> 00:24:47.740
شنیدم بانو سو یکیو بعنوان دختر خونده ش قبول کرده

00:24:47.740 --> 00:24:49.820
پس تویی

00:24:49.820 --> 00:24:52.620
چه خبر خوبی ، چرا امروز بهم خبر دادی ؟

00:24:52.620 --> 00:24:55.050
بیا ، بیا بیا با عمه بریم داخل

00:24:55.050 --> 00:24:56.950
آروم آروم حرف میزنیم

00:24:56.950 --> 00:24:59.590
بیا تو که زود گرم بشی

00:25:11.330 --> 00:25:13.460
چرا اینجوری رفتار میکنین ؟

00:25:13.460 --> 00:25:15.240
همه رو بزارین زمین

00:25:15.240 --> 00:25:18.630
اینارو عالیجناب بخشیده ، چجوری میتونین ازش استفاده کنین ؟

00:25:18.630 --> 00:25:20.810
اینا هدیه ی لیولی به اربابه

00:25:20.810 --> 00:25:23.980
ارباب حتی بهش نگاه نکرده چطور جرئت میکنین بین خودتون تقسیم کنین ؟

00:25:23.980 --> 00:25:26.490
گفته باشم یه ذره شم نباید گم بشه

00:25:26.490 --> 00:25:28.870
! وگرنه پوستتون کنده ست

00:25:34.180 --> 00:25:38.090
خوبه . این ازدواج خوبیه

00:25:38.090 --> 00:25:41.560
رئیس چی وارث شاخه ی ژونگ جان پی از خاندان بزرگ پیه

00:25:41.560 --> 00:25:43.520
همینطور عالیجنابم دوسش دارن

00:25:43.520 --> 00:25:45.800
و شاگرد عزیز ژنرال سو هم هست

00:25:45.800 --> 00:25:50.110
!توی ادبیات و هنر های رزمی بی نظیره و خوش قیافه م هست . واقعا گزینه ی خوبیه

00:25:50.110 --> 00:25:53.960
اون شوهر ایده ال لیولیه

00:25:55.180 --> 00:25:56.980
چیش اونقدر عالیه ؟

00:25:56.980 --> 00:25:58.910
اون ازدواج منو خراب کرد اما واسه خودش

00:25:58.910 --> 00:26:01.210
یه خانواده ی خوب برای ازدواج پیدا کرده

00:26:01.210 --> 00:26:03.400
منظورت از ازدواج تو چیه ؟

00:26:03.400 --> 00:26:07.850
اونموقع ، اونی که هم عمارت فرمانده پی و هم عمارت دوک هه دونگ ازش خوششون میومد لیولی بود

00:26:07.850 --> 00:26:10.770
بقیه نمیدونن ، خودتم خبر نداری ؟

00:26:14.770 --> 00:26:18.370
برادر تو فقط میدونی که پی شینگ جیان از یه خانواده ی شناخته شده ست

00:26:18.370 --> 00:26:22.460
اما خبر داری بهش میگن بدشگون ؟

00:26:25.300 --> 00:26:28.030
لیولی ، من تو یه خانواده ی نجیب زاده زندگی میکنم

00:26:28.030 --> 00:26:29.720
و چیزای زیادی در مورد خاندان پی شنیدم

00:26:29.720 --> 00:26:32.380
درگیر شدن با شاهدخت بزرگ که بانوی دوک عمارت هه دونگه

00:26:32.380 --> 00:26:36.050
رئیس پی مرد خوبیه ، اما اما اون وارث شاخه ی ژونگ جان پیه

00:26:36.050 --> 00:26:39.860
میدونی همسر قبلیش چه مرگ غمگینی داشت ؟

00:26:40.570 --> 00:26:43.130
لیولی ، موضوع یه عمر زندگیه

00:26:43.130 --> 00:26:44.900
نباید تصمیم اشتباهی بگیری

00:26:44.900 --> 00:26:48.900
دخترم ، به چرت و پرتای عمه ت گوش نده

00:26:48.900 --> 00:26:51.930
بانوی پنجم ،چیکار میکنی ؟

00:26:51.930 --> 00:26:55.000
چون لیولی بعنوان صیغه با عمارت فرمانده پی ازدواج نکرد

00:26:55.000 --> 00:26:58.310
می خوای ازدواجشو با رئیس پی خراب کنی ؟
! نمیتونی اینکارو بکنی

00:26:58.310 --> 00:27:01.650
من با لیولی صادقم . کجای حرفم اشتباه بود ؟

00:27:01.650 --> 00:27:03.320
من امروز در موردش فهمیدم

00:27:03.320 --> 00:27:06.580
بخاطر لیولی بود که تونستی بعنوان یه مقام پایین رتبه وارد وزرات جنگ بشی

00:27:06.580 --> 00:27:09.920
حالا میبینم قانع نیستی و مقام بالاتری میخوای

00:27:09.920 --> 00:27:12.570
احتمالا رو اینده ی دامادت حساب کردی که پیشرفت کنی

00:27:12.570 --> 00:27:14.440
نه ، این

00:27:16.750 --> 00:27:20.540
قبلا ، خانواده ت لیولی و مادرشو نادیده گرفتن

00:27:20.540 --> 00:27:23.460
و از عمارت انداختنشون بیرون

00:27:23.460 --> 00:27:27.300
حالا دوباره داری زندگی لیولی رو نادیده میگیری

00:27:27.300 --> 00:27:30.210
و اجازه میدی با یه آدم بدشگون ازدواج کنه اونوقت میگی من اذیتش میکنم ؟

00:27:30.210 --> 00:27:33.700
! تا حالا پدری به خودخواهی و حریصی تو ندیدم

00:27:37.610 --> 00:27:40.180
عمه ممنون که نگران من هستین

00:27:40.180 --> 00:27:42.330
من قلبا این ازدواجو قبول کردم

00:27:42.980 --> 00:27:45.810
 من با استعداد نیستم و تقریبا ده سال طول کشید

00:27:45.810 --> 00:27:48.670
تا تونستم اشتباهی که در حق مادرم شده بود رو افشا کنم

00:27:48.670 --> 00:27:51.190
از الان به بعد مادر و من

00:27:51.190 --> 00:27:54.070
دیگه گناهکارای خانواده ی کودی نیستیم -
 درسته بله -

00:27:54.070 --> 00:27:56.740
همینطور به خانواده ی کودی هیچی بدهکار نیستم

00:27:59.240 --> 00:28:02.020
دخترم خیالت راحت

00:28:02.020 --> 00:28:04.820
رفتم یادبود مادرتو

00:28:04.820 --> 00:28:07.430
تو هال اجدادی خانواده ی کودی بعنوان همسر رسمیم گذاشتم

00:28:07.430 --> 00:28:10.330
برای اینکه روح مادرت تو بهشت شاد بشه

00:28:11.480 --> 00:28:14.770
دخترم ، قبلا

00:28:14.770 --> 00:28:17.180
همه ش تقصیر من بود

00:28:17.180 --> 00:28:19.700
اجازه دادم رنج بکشی

00:28:19.700 --> 00:28:24.450
حتی با اینکه رنج کشیدم ، اما خوب رسما دختر خانواده ی کودی ام

00:28:24.450 --> 00:28:28.050
حالا میخوام از خانواده  کودی به عمارت پی برم

00:28:28.050 --> 00:28:30.450
همه چیز تو گذشته مونده

00:28:30.450 --> 00:28:33.490
به هر حال دوست دادم پدر یادش بمونه

00:28:33.490 --> 00:28:37.200
خانواده ی کودی افتخار و بدبختی رو با هم شریک میشن

00:28:37.200 --> 00:28:39.320
اگر میخواین خوب زندگی کنین

00:28:39.320 --> 00:28:41.280
پس نباید مثل گذشته باشین

00:28:41.280 --> 00:28:45.750
امنیت و راحتی دخترتونو بخاطر منافع خودتون نادیده بگیرین

00:28:47.470 --> 00:28:49.430
بله ، بله

00:28:49.430 --> 00:28:51.280
دخترم حق با توئه

00:28:51.280 --> 00:28:53.520
اینو حتما یادم میمونه

00:28:57.680 --> 00:29:01.480
* عمارت سو *

00:29:07.110 --> 00:29:09.650
من شهرت دختر ارشد خانواده ی کودی رو شنیده بودم

00:29:09.650 --> 00:29:12.959
حالا که دیدمت ، واقعا مثل فرشته ها میمونی

00:29:14.200 --> 00:29:17.470
من لایق تعریفای بانو نیستم

00:29:18.690 --> 00:29:22.030
بانو چیه ، ما هم نسلای هم هستیم

00:29:22.030 --> 00:29:24.310
میتونی آ چویی صدام بزنی

00:29:24.310 --> 00:29:27.790
 من جرئت نمیکنم پامو از گلیمم درازتر کنم . لطفا بشینین بانو

00:29:40.930 --> 00:29:43.980
حتی با اینکه این دختره خیلی خوشگله

00:29:43.980 --> 00:29:47.560
اما همچین چیز خاصی نیست

00:29:47.560 --> 00:29:51.410
باعث شده مثل یه دختر خوشگل از یه خانواده ی معمولی بنظر برسه

00:29:56.170 --> 00:29:58.920
شنیدم روز ازدواجت نزدیکه

00:29:58.920 --> 00:30:01.650
اما نمیدونم چه روزیه

00:30:02.520 --> 00:30:05.090
درسته ، بعد از جشن فانوس ازدواج میکنم

00:30:05.090 --> 00:30:07.850
پس همین به همین روزدیاست

00:30:08.420 --> 00:30:10.380
شاهدخت بزرگ گفتن

00:30:10.380 --> 00:30:12.970
میخوان تورو بعنوان یه مهمان معمولی به عمارت دوک هه دونگ دعوت کنن

00:30:12.970 --> 00:30:16.700
میترسیدن خجالت بکشی برای همین منو فرستادن

00:30:16.700 --> 00:30:19.840
اولا ، ما قراره یه خانواده بشیم

00:30:19.840 --> 00:30:22.750
باید بیشتر همو ببینیم و به هم نزدیک بشیم

00:30:22.750 --> 00:30:25.900
دوما ، شاهدخت بزرگ خیلی بهت محبت داره

00:30:25.900 --> 00:30:28.080
برای همین هدیه ای برات فرستادن

00:30:29.510 --> 00:30:31.950
من تا حالا شاهدخت بزرگو ندیدم

00:30:31.950 --> 00:30:34.820
چطور میتونم هدیه ی ایشونو قبول کنم ؟

00:30:34.820 --> 00:30:38.570
رد نکن . بازش کن اول یه نگاهی بهش بنداز

00:30:54.730 --> 00:30:58.980
* خانه ای در همسایگی یونگ نینگ*

00:30:58.980 --> 00:31:01.160
از شرق به غرب 512 متر

00:31:01.160 --> 00:31:03.650
از شمال به جنوب 800 متر

00:31:05.890 --> 00:31:08.250
این.. این درست نیست. درست نیست

00:31:08.250 --> 00:31:12.420
چطور میتونم همچین هدیه ی بزرگی رو قبول کنم ؟

00:31:12.420 --> 00:31:15.350
این خونه حتی از عمارت ژنرال هم بزرگتره

00:31:15.350 --> 00:31:18.680
ده برابر خونه ی قدیمیه منه

00:31:18.680 --> 00:31:20.440
بانوی جوان ، چرا اینقدر تعارف میکنی ؟

00:31:20.440 --> 00:31:24.190
شاهدخت بزرگ گفتن ، این خونه زیاد ارزش نداره

00:31:24.190 --> 00:31:27.610
بعنوان جهیزیه ت در نظر بگیرش

00:31:27.610 --> 00:31:31.220
شو یوئه تو عمارت دوک هه دونگ بزرگ شده

00:31:31.220 --> 00:31:35.430
شاهدخت بزرگ بین اون و پسرای خودشون فرقی نمیذارن

00:31:35.430 --> 00:31:37.990
همسر سابق شویوئه ، بانو لو

00:31:37.990 --> 00:31:41.010
حتی دخترخونده ی شاهدخت بزرگ بودن

00:31:41.010 --> 00:31:43.950
خونه ای که اون بار هدیه دادن

00:31:43.950 --> 00:31:46.820
سه یا حتی پنج برابر این یکی بزرگتر بود

00:31:46.820 --> 00:31:50.890
دیگه حرف تالارا و اتاقای چیده شده ی داخلو نکنم

00:31:50.890 --> 00:31:55.400
یکی از بهترین خونه های چانگ ان بود

00:31:55.400 --> 00:31:59.060
بانو لو قبول کرد اون موقع

00:31:59.060 --> 00:32:03.460
ازدواج تو یه کم عجله ای شد ، برای همین عجله ای خونه رو خریدن

00:32:03.460 --> 00:32:05.710
با وجود اینکه از قبلی یه کم کوچیکتره

00:32:05.710 --> 00:32:11.060
اما خوب خانواده ی کودی به اندازه خانواده ی لو رتبه ی بالایی ندارن

00:32:11.060 --> 00:32:13.780
پس نباید درخواستای زیادی باشه

00:32:15.790 --> 00:32:17.720
شاهدخت بزرگ همینطور گفتن

00:32:17.720 --> 00:32:21.020
اگر بانو سو ازشون جلو نمیزد ایشون تورو به دخترخوندگی میگرفتن

00:32:21.020 --> 00:32:24.340
قبلا فکرشو کردم . حالا میفهمم که

00:32:24.340 --> 00:32:27.340
شاهدخت بزرگ داره با همون روش که روی بانو لو استفاده کرده

00:32:27.340 --> 00:32:29.390
حساب منم برسه

00:32:31.410 --> 00:32:33.620
من از یه خانواده ی کوچیک و ضعیف میام

00:32:33.620 --> 00:32:36.370
هیچوقت همچین عمارت بزرگی رو ندیدم

00:32:36.370 --> 00:32:38.940
احساس میکنم شایستگیو ندارم

00:32:48.700 --> 00:32:51.060
بانو ، دارین به چی نگاه میکنین ؟

00:32:52.340 --> 00:32:54.570
قتی سرتو پایین اوردی بهت نگاه کردم

00:32:54.570 --> 00:32:58.310
خیلی شبیه بانو لو بودی

00:32:58.880 --> 00:33:01.340
بانو لو چی ده ساله که از دنیا رفتن

00:33:01.340 --> 00:33:04.590
شو یوئه هرگز سمت زن دیگه ای نرفت

00:33:04.590 --> 00:33:07.750
برای ما و شاهدخت بزرگ عجیب بود

00:33:07.750 --> 00:33:11.060
که شو یوئه یهویی میخواد تجدید فراش کنه

00:33:11.060 --> 00:33:15.520
پس به همین خاطره

00:33:15.520 --> 00:33:19.530
بعد از اینکه بانو لو چی مرد ، شو یوئه اون خونه ی بزرگو فروخت

00:33:19.530 --> 00:33:22.810
و هرگز در مورد غمی که داشت با کسی صحبت نکرد

00:33:22.810 --> 00:33:27.780
برای همین باید این خونه رو قبول کنی

00:33:27.780 --> 00:33:30.470
تا بتونی خونه ی عشقتو با شو یوئه بسازی

00:33:30.470 --> 00:33:32.390
اگر قبولش نکنی

00:33:32.390 --> 00:33:36.490
چطور میتونم برگردم و اینو به شاهدخت بزرگ بگم ؟

00:33:44.990 --> 00:33:46.870
اگر این خونه رو قبول نکنم

00:33:46.870 --> 00:33:49.980
حتما شاهدخت بزرگ فکر میکنه من یه عالمه فکر و خیال تو سرمه

00:33:49.980 --> 00:33:52.500
ممکنه دردسر بیشتری درست کنه

00:33:55.350 --> 00:33:57.820
این هدیه ی یه بزرگتره ، جرئت ندارم قبول نکنم

00:33:57.820 --> 00:34:01.140
از لطف شاهدخت بزرگ ممنونم

00:34:01.140 --> 00:34:02.990
بانوی جوان واقعا خیلی مهربونن

00:34:02.990 --> 00:34:05.430
حالا که هدیه رو دادم و بانوی جوانو دیدم

00:34:05.430 --> 00:34:08.570
باید برگردم و خبرشو به شاهدخت بزرگ بدم

00:34:14.590 --> 00:34:18.420
* عمارت سو *

00:34:20.280 --> 00:34:22.120
! چه حافظه ی ضعیفی دارم

00:34:22.120 --> 00:34:24.480
یه اتفاق شادترو یادم رفت

00:34:24.480 --> 00:34:26.520
بانوی جوان ، تا چند روز دیگه

00:34:26.520 --> 00:34:29.950
ممکنه با هم رابطه ی فامیلی نزدیکتری هم داشته باشیم

00:34:30.520 --> 00:34:34.720
رابطه ی نزدیکتری ؟ منظورتون چیه بانو ؟

00:34:35.240 --> 00:34:39.350
پدرت همچین اتفاق بزرگی رو بهت خبر نداده ؟

00:34:41.970 --> 00:34:44.900
این اتفاق خوب هم نظر شاهدخت بزرگ بود

00:34:44.900 --> 00:34:49.150
شاهدخت بزرگ گفتن ، حالا که بانوی جوان اینقدر خوبه که میتونه با شو یوئه ازدواج کنه

00:34:49.150 --> 00:34:52.340
پس اون یکی دختر کودی هم خوبه

00:34:52.340 --> 00:34:54.040
خیلی اتفاقی شد

00:34:54.040 --> 00:34:57.600
..وارث اصلی یکی از صیغه هاشونو از دست دادن

00:34:57.600 --> 00:35:01.350
برای همین به دستور شاهدخت بزرگ برای خواستگاری به خونه تون رفتم

00:35:01.350 --> 00:35:03.190
پدرت فورا قبول کرد

00:35:03.190 --> 00:35:05.780
که شان هو بعنوان صیغه با وارث اصلی ازدواج کنه

00:35:05.780 --> 00:35:09.208
فکر نمیکنی نظر خیلی خوبیه که اینقدر فامیلای نزدیکی بشیم ؟

00:35:14.080 --> 00:35:16.080
شان هو از من خیلی باهوش تره

00:35:16.080 --> 00:35:18.600
اما اونم دختره یه خانواده ی کوچیکه

00:35:18.600 --> 00:35:20.250
اگه بخواد اینقدر بالا بره و با وارث اصلی دوک ازدواج کنه

00:35:20.250 --> 00:35:24.880
میترسم جلوی شاهدخت بزرگ و وارث اصلی بالاخره ترسشو نشون بده

00:35:24.880 --> 00:35:28.220
با وجود تو اینجا ، که خواهر کوچیکت خیلی خوب میشناسه

00:35:28.220 --> 00:35:32.700
وقتی با عمارت دوک هه دونگ ازدواج کنه ،کمک بزرگی برای من میشه

00:35:33.890 --> 00:35:38.250
خیالت راحت باشه ، وقتی خواهرت با عمارت ما ازدواج کنه یه صیغه ی مورد احترام میشه

00:35:38.250 --> 00:35:40.970
هر چیزی که من دارم ، نمیذارم اون کم داشته باشه

00:35:40.970 --> 00:35:44.350
قطعا نمیذارم اذیت بشه

00:35:45.570 --> 00:35:48.350
بخاطر لطف بانو و شاهدخت بزرگ ممنونم

00:35:48.350 --> 00:35:51.070
خیلی احساس خوبی دارم

00:35:51.070 --> 00:35:53.040
من دیگه میرم

00:36:01.830 --> 00:36:04.510
شاهدخت بزرگ واقعا حرکتشو شروع کرده

00:36:04.510 --> 00:36:06.660
اون نمیتونه منو بعنوان دختر خونده ش بگیره

00:36:06.660 --> 00:36:09.600
واسه همین شان هو رو برده تا با عمارت دوک هه دونگ ازدواج کنه

00:36:09.600 --> 00:36:11.990
اینجوری من از ترسم مشکلی درست نمیکنم براشون

00:36:11.990 --> 00:36:15.130
یا از شان هو برای کنار اومدن با من استفاده میکنن

00:36:16.800 --> 00:36:21.260
این واقعا روش خطرناکی برای مقابله با دشمنه

00:36:22.860 --> 00:36:26.640
* عمارت دوک هه دونگ*
کودی شان هو به بانو ادای احترام میکنه

00:36:29.980 --> 00:36:33.740
درود بانو -
 شان هو به شاهدخت بزرگ سلام میکنه -

00:36:33.740 --> 00:36:36.060
امیدوارم شاهدخت بزرگ حالشون خوب باشه

00:36:36.060 --> 00:36:38.150
بلند شو

00:36:40.080 --> 00:36:42.090
بیا اینجا

00:37:03.100 --> 00:37:06.280
تو خواهر کوچیکتر کودی لیولی هستی ؟

00:37:06.820 --> 00:37:08.790
بله

00:37:10.910 --> 00:37:13.810
با وجود اینکه از یه مادر متولد نشدین

00:37:13.810 --> 00:37:15.960
اما احساس میکنم خواهرانگی شما دو تا

00:37:15.960 --> 00:37:18.360
خیلی خوبه ، درست میگم ؟

00:37:19.350 --> 00:37:21.460
شاهدخت بزرگ باید بگم

00:37:21.460 --> 00:37:24.880
لیولی تو هشت سالگی از خونه رفت

00:37:24.880 --> 00:37:27.820
یه مدت پیش یهویی دوباره برگشت

00:37:27.820 --> 00:37:31.280
ما خیلی با هم رابطه نداشتیم

00:37:31.280 --> 00:37:34.040
طبیعتا رابطه ی نزدیکی با هم نداریم

00:37:36.100 --> 00:37:40.510
عمارت دک هه دونگ خیلی به قوانین اهمیت میده

00:37:40.510 --> 00:37:43.120
بعدا وقتی وارد عمارت دوک هه دونگ شدی

00:37:43.120 --> 00:37:46.150
باید فقط به اهالی این خونه وفادار باشی

00:37:46.150 --> 00:37:49.380
حتی خواهر خودتم قابل قبول نیست

00:37:49.380 --> 00:37:53.040
متوجه... حرفی که زدم شدی ؟

00:37:53.040 --> 00:37:57.450
با اینکه خیلی باهوش نیستم اما میفهمم که این یعنی زن بعد از ازدواج باید مطیع شوهرش باشه

00:37:57.450 --> 00:37:59.560
وقتی وارد عمارت دوک هه دونگ شدم

00:37:59.560 --> 00:38:01.810
طبیعتا هر دستوری که شاهدخت بزرگ بدن اطاعت میکنم

00:38:01.810 --> 00:38:04.270
و قطعا وفادار میمونم

00:38:05.190 --> 00:38:07.470
خیلی باهوشی

00:38:09.420 --> 00:38:11.970
پس بزار یه چیزی رو بهت یادآوری کنم

00:38:11.970 --> 00:38:16.350
وقتی برگشتی باید یه کاری برام انجام بدی

00:38:17.340 --> 00:38:20.530
بله هر چی بگین به حرفتون گوش میکنم

00:38:27.950 --> 00:38:29.670
شروع شد

00:39:14.590 --> 00:39:17.860
اون بیرون همه دارن خوش میگذرونن

00:39:20.420 --> 00:39:24.100
مادرخونده ، قبلا تو قصر سرم گرم لباس دوختن بود

00:39:24.100 --> 00:39:25.620
هیچوقت تا حالا این نقاشیا نبریدم

00:39:25.620 --> 00:39:28.850
اگه کارم خوب نبود لطفا بهم نخندین

00:39:28.850 --> 00:39:30.920
ای بابا همچین موضوع خیلی مهمی هم نیست

00:39:30.920 --> 00:39:34.700
فقط برای خوش شانسیه

00:39:34.700 --> 00:39:38.120
افسانه ها میگن ، وقتی الهه ی مقدس نیوا انسانهارو به وجود اورد

00:39:38.120 --> 00:39:42.370
تو روز اول مرغا رو به وجود اورد  ، سگها تو روز دوم

00:39:42.370 --> 00:39:47.080
خوکها روز سوم ، بزا روز چهارم

00:39:47.080 --> 00:39:50.610
گاوا روز پنجم ، اسبا روز ششم

00:39:50.610 --> 00:39:54.080
و تو روز هفتم بالاخره انسانهارو به وجود اورد
* چه افسانه ی مزخرفی *

00:39:54.080 --> 00:39:59.150
برای همین هفتمین روز از سال جدید جشنواره ی مردمه

00:39:59.150 --> 00:40:03.740
 هر سال تو این روز تو چانگ آن رو موهای همه

00:40:03.740 --> 00:40:05.920
رو صفحه ی تمام خانواده ها

00:40:05.920 --> 00:40:08.620
تصویرایی که روی ابریشم کشیده و بریده شده هست

00:40:08.620 --> 00:40:12.850
همراه ورقه ی طلا و نقره

00:40:14.230 --> 00:40:15.910
بانو شما مهارت خیلی زیادی دارن

00:40:15.910 --> 00:40:19.170
اینای که شما بریدین عین واقعیشونه

00:40:20.280 --> 00:40:22.850
تو واقعا جانشین خیاط شماره یک دنیایی

00:40:22.850 --> 00:40:25.670
خیلی باهوشی

00:40:25.670 --> 00:40:27.590
از جوونیم به بعد

00:40:27.590 --> 00:40:30.590
کار با قیچی من تقریبا خوب بوده

00:40:30.590 --> 00:40:35.620
اما الان ، وقتی مال خودمو کنار مال تو میذارم

00:40:35.620 --> 00:40:39.350
فقط میتونه یه گوشه بشینه و مال ترو ببینه

00:40:39.350 --> 00:40:42.880
مادر خونده دارین شوخی میکنین . مال شما که بهتره

00:40:55.900 --> 00:40:58.540
بده ببینمش

00:41:02.730 --> 00:41:06.460
برو ، اینو برای ارباب پی همسایه ببر

00:41:06.460 --> 00:41:10.130
بزار از اینا لذت ببره

00:41:11.010 --> 00:41:12.760
بله

00:41:21.660 --> 00:41:23.900
آچنگ اینارو فرستاد

00:41:23.900 --> 00:41:27.040
آچنگ گفت این ورق طلارو ارباب جوان پی

00:41:27.040 --> 00:41:29.740
خودشون برای بانو کودی درست کردن

00:41:29.740 --> 00:41:31.801
لطفا قبول کنین بانو

00:41:45.300 --> 00:41:47.510
تا چند روز دیگه عروسیتون برگذار میشه

00:41:47.510 --> 00:41:49.470
.اونوقت شب و روزو با هم میگذرونین

00:41:49.470 --> 00:41:53.290
بهتره شما دو تا مثل دختر بافنده و مرد گاوچرون نباشین

00:41:53.290 --> 00:41:57.090
که منم نشم اون بانوی آسمانی که زوجارو از هم جدا میکنه

00:41:57.114 --> 00:41:58.514
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:41:58.538 --> 00:41:59.938
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.