﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:23.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:23.059 --> 00:01:30.515
[تار و پود عشق، فصل دوم]

00:01:31.991 --> 00:01:35.955
[قسمت سی و سوم]

00:01:38.016 --> 00:01:39.040
همشون موافقت کردن

00:01:41.292 --> 00:01:43.872
اون افراد در واقع به شرایط توجه زیادی کردن

00:01:43.872 --> 00:01:45.412
الان اوضاع به همچین جایی رسیده

00:01:45.412 --> 00:01:46.732
احتمالا حتی تو ذهنشون هم

00:01:46.732 --> 00:01:48.972
خائنانه در مورد هر دوشون فکر میکنن

00:01:48.972 --> 00:01:51.692
چطور جرات میکنن همچین چیزی رو حتی جلوم به زبون بیارن

00:01:51.692 --> 00:01:52.992
لازم به ذکر نیست که

00:01:52.992 --> 00:01:54.852
این موضوع در اصل اهمیت زیادی نداشت

00:01:54.852 --> 00:01:57.012
الان از بهت و حیرت بیرون اومدن

00:01:57.572 --> 00:01:59.372
اگه بفهمن چیکار میتونن بکن؟

00:02:01.692 --> 00:02:03.812
این ماجرا تازه به نیمه راه رسیده

00:02:05.612 --> 00:02:07.412
یه کینه دیگه به قدیمی ها اضافه شده

00:02:08.492 --> 00:02:11.732
همین که کاری کنیم پدر و پسر خاندان چو و پی شینگ جیان جایگاهشون رو از دست بدن

00:02:12.452 --> 00:02:14.092
برای از بین بردن نفرتی که توی قلبم جا گرفته کافیه

00:02:14.972 --> 00:02:16.132
سرورم، لطفا خشمتون رو کنترل کنین

00:02:17.972 --> 00:02:19.392
انتقام مردان بزرگ حتی بعد از ده سال هم

00:02:19.392 --> 00:02:20.772
دیر نمیشه

00:02:21.652 --> 00:02:22.652
در مورد این قضیه

00:02:22.652 --> 00:02:24.412
میخواستیم قدم به قدم پیش بریم

00:02:25.772 --> 00:02:28.972
همونطور که از قدیم گفتن، عجله کار رو خراب میکنه

00:02:31.252 --> 00:02:34.012
اما مجری ارشد پی خیلی زیرکه

00:02:34.812 --> 00:02:36.372
اگه متوجه چیز مشکوکی بشه

00:02:37.052 --> 00:02:38.132
خیلی برامون بد میشه

00:02:41.252 --> 00:02:43.292
قربان لازم نیست انقدر
ازش تعریف کنین، خودمون همه اینا رو میدونیم

00:02:44.172 --> 00:02:45.992
اگه پی شینگ جیان واقعا هوشیاره

00:02:45.992 --> 00:02:48.092
فقط به مسائل مهم و بزرگ نباید اهمیت بده

00:02:49.092 --> 00:02:52.312
وقتی که جمع آوری غلات با موفقیت تموم بشه
سرش گرم موفقیتش میشه

00:02:52.312 --> 00:02:54.512
و خاندان های ثروتمند شی ژو رو از یاد میبره

00:02:54.512 --> 00:02:56.052
و به بن بست میخورن

00:02:56.932 --> 00:02:59.012
اگه بخاطر این قضیه نبود
ماجرای امروز بین من و شما

00:02:59.012 --> 00:03:00.612
به این راحتیا فیصله پیدا نمیکرد

00:03:01.612 --> 00:03:03.312
اما این مجری ارشد

00:03:03.312 --> 00:03:04.892
بااینکه یه سری مهارت داره

00:03:05.692 --> 00:03:08.132
اما در نهایت بازم یکم بی تجربه ست

00:03:09.332 --> 00:03:11.332
فقط درخشش شمشیرهامون رو میتونه ببینه

00:03:11.332 --> 00:03:14.372
اما نمیدونه که هدف شمشیر در اصل اینجا نیست

00:03:16.512 --> 00:03:17.568
پس سرورم

00:03:18.332 --> 00:03:20.052
قدم اول رو هر چقدر هم محکم برداره

00:03:20.612 --> 00:03:23.012
اما بازم قدم بعدیش رو نمیدونه کدوم سمت باید بذاره

00:03:24.652 --> 00:03:27.412
دیگه چرا باید نگران باشین که یه وقت نقشه تون شکست بخوره

00:03:36.372 --> 00:03:38.452
امروز دعوتتون کردم بیایین اینجا

00:03:38.452 --> 00:03:40.092
تا در مورد

00:03:40.092 --> 00:03:42.292
انتقال آذوقه ها باهاتون صحبت کنم

00:03:43.332 --> 00:03:45.692
تو مکان های مختلف زیادی تو مناطق غربی

00:03:46.212 --> 00:03:49.012
چندین دزد و راهزن دردسر درست کردن

00:03:50.092 --> 00:03:51.572
میگن که کاروان غلات

00:03:52.452 --> 00:03:54.152
تینگ ژو و یی ژو

00:03:54.152 --> 00:03:55.572
ضرر های زیادی بهشون وارد شده

00:03:56.092 --> 00:03:58.572
در حال حاضر در شی ژو صد و بیست هزار دان غلات

00:03:58.572 --> 00:04:00.072
بیست هزار طاقه پارچه و ابریشم

00:04:00.072 --> 00:04:01.612
و ده هزار لباس گرم زمستونی وجود داره

00:04:01.612 --> 00:04:03.332
که باید به انبار ارتش منتقل میشه

00:04:04.652 --> 00:04:06.212
چطوری باید به اونجا منتقلشون کنیم؟

00:04:06.212 --> 00:04:10.412
امیدوارم بتونین راه حل مطمئنی پیدا کنین

00:04:20.812 --> 00:04:21.972
جناب فرماندار

00:04:21.972 --> 00:04:23.212
یادمه

00:04:23.212 --> 00:04:24.732
جیره نظامی شی ژو تو سال های گذشته

00:04:24.732 --> 00:04:28.252
رو خود تاجرها منتقل میکردن و هیچ مشکلی هم وجود نداشت

00:04:28.252 --> 00:04:30.532
میتونیم امسال هم مثل همیشه پیش بریم

00:04:31.092 --> 00:04:32.172
درسته

00:04:32.172 --> 00:04:34.612
فقط اینکه شنیدم اخیرا

00:04:34.612 --> 00:04:37.612
جناب سو پونصد سرباز زبده دارن

00:04:37.612 --> 00:04:41.012
همه اون نیروهای زبده به تنهایی برای مقابله با صد تا دشمن کافین

00:04:41.012 --> 00:04:44.212
اخیرا پونصد سرباز قدرتمند دیگه به استخدام نیروها در اومدن

00:04:44.212 --> 00:04:45.452
و شب و روز تمرین میکنن

00:04:45.452 --> 00:04:48.892
اگه این هزار مرد به چند گروه تقسیم
بشن و با فرماندهی و هدایت جناب سو

00:04:48.892 --> 00:04:52.132
 از محموله های انتقالی غلات محافظت کنن

00:04:53.132 --> 00:04:55.772
انتقال غلات با امنیت تمام انجام میشه

00:04:58.092 --> 00:05:00.492
جناب سو، نظرتون چیه؟

00:05:07.040 --> 00:05:08.132
جناب فرماندار

00:05:08.132 --> 00:05:09.712
حالا که به شی ژو اومدم

00:05:09.712 --> 00:05:11.072
البته که حاضرم از دستورات ارتش پیروی کنم

00:05:11.072 --> 00:05:12.332
و دستورات فرماندار رو اجرا میکنم

00:05:13.932 --> 00:05:15.332
سرورم، واقعا فکر میکنین

00:05:15.332 --> 00:05:17.172
اینکه اجازه بدیم یه تاجر دوره گرد سربازها رو

00:05:17.172 --> 00:05:19.252
به اردوگاه هدایت کنه فکر خوبیه؟

00:05:19.252 --> 00:05:20.892
من، بعنوان مطیع و فرمانبردار شما، هیچ شکایتی ندارم

00:05:22.572 --> 00:05:25.172
اما اخیرا شنیدم که اون دزدها خیلی وحشی تر از این حرفان

00:05:26.172 --> 00:05:28.672
ارتش چند روز پیش از فرمانده کل یه دستور گرفتن

00:05:28.672 --> 00:05:29.772
وقتی وسط زمستون از سرباز ها کار بکشیم

00:05:29.772 --> 00:05:30.932
دیگه نمیتونن به بقیه دستورها رسیدگی کنن

00:05:31.452 --> 00:05:33.772
این ده هزار لباس های زمستونی و بیست هزار طاقه پارچه

00:05:33.772 --> 00:05:34.852
از اهمیت بالایی برخوردارن

00:05:34.852 --> 00:05:36.492
نباید اشتباهی حین انتقالشون رخ بده

00:05:37.052 --> 00:05:38.932
اگه یه گروه به شی ژو اعزام بشه

00:05:38.932 --> 00:05:41.132
بیشتر سرباز های تحت فرمانم

00:05:41.132 --> 00:05:43.012
باید کاروان لباس و پارچه زمستانی رو همراهی کنن

00:05:44.652 --> 00:05:46.532
و اون پونصد سرباز قدرتمند هم

00:05:46.532 --> 00:05:48.632
در اصل سرباز هایی هستن که هر کدوم از خاندانی در شی ژو هستن

00:05:48.632 --> 00:05:50.972
فقط یه سری تمرین جزئی بهشون دادم

00:05:51.812 --> 00:05:53.972
باید جناب فرماندار اعزامشون کنن

00:06:03.132 --> 00:06:04.372
جناب فرماندار

00:06:04.372 --> 00:06:07.332
برنامه ریزی در مورد این موضوع از اهمیت بالایی برخورداره

00:06:08.092 --> 00:06:10.772
جناب سو با معامله گران دوره گرد آشنایی ندارن

00:06:10.772 --> 00:06:12.872
با نقشه شی ژو هم آشنایی ندارن

00:06:12.872 --> 00:06:15.052
بخاطر همین نگرانم قبول کردن این ماموریت براشون سخت باشه

00:06:15.652 --> 00:06:17.892
امیدوارم جناب فرماندار شخص دیگه ای
 رو برای انجام این مسئولیت انتخاب کنن

00:06:24.576 --> 00:06:25.600
متوجه شدم

00:06:26.532 --> 00:06:28.012
بخاطر همین

00:06:28.012 --> 00:06:31.532
جناب سو آذوقه های ارتش رو نتونستن تمام و کمال

00:06:31.532 --> 00:06:32.812
 به انبار برسونن

00:06:34.932 --> 00:06:36.212
چه تصادفی

00:06:36.212 --> 00:06:37.772
چرا زودتر بهمون نگفتین؟

00:06:38.692 --> 00:06:40.212
الکی کل روز بهمون دلخوشی میدادین

00:06:40.212 --> 00:06:43.212
و میگفتین نباید نگران انتقال باشیم

00:06:44.572 --> 00:06:45.752
اگه اون روز توی جشن

00:06:45.752 --> 00:06:47.172
زودتر بهمون میگفتین

00:06:47.172 --> 00:06:48.732
اونوقت باید میذاشتم نوشیدنی بیشتری بخورین

00:06:49.292 --> 00:06:50.292
پس از وقتی که

00:06:50.292 --> 00:06:52.292
به شی ژو اومدین بخت باهاتون یار بوده

00:06:52.292 --> 00:06:53.732
واقعا حیفه که

00:06:54.372 --> 00:06:55.488
اینجا مست نکنین و لذت نبرین

00:06:57.612 --> 00:06:58.852
چونگ یو

00:06:58.852 --> 00:07:00.492
دست از شوخی بردار

00:07:00.492 --> 00:07:02.612
الان باید به مسائل مهم تری بپردازیم

00:07:04.732 --> 00:07:06.932
دستورهای فرمانده کل ارتش به وضوح نوشته شده

00:07:07.692 --> 00:07:09.172
ملاقات جناب سو

00:07:09.172 --> 00:07:10.612
برای کمک به فرمانداره

00:07:11.372 --> 00:07:12.852
اون به اصطلاح دستیار

00:07:12.852 --> 00:07:15.092
قراره همکاری کنه و حامیشون باشه

00:07:16.372 --> 00:07:18.212
آماده کردن و محافظت از آذوقه ارتش

00:07:18.212 --> 00:07:19.892
 مسئولیت فرمانداره

00:07:20.532 --> 00:07:21.812
جناب سو چه توانایی و برتری خاصی داره که

00:07:22.372 --> 00:07:23.852
باعث میشه بتونه بار این مسئولیت رو به دوش بکشه؟

00:07:25.412 --> 00:07:27.652
 از فرماندار میخوام که یه نفر دیگه رو منصوب کنن

00:07:27.652 --> 00:07:30.572
تا سرباز ها رو برای محافظت از غلات هدایت کنه

00:07:31.492 --> 00:07:33.772
جناب فرماندار، چونگ یو باور داره

00:07:34.852 --> 00:07:36.932
از اونجایی که جناب سو تمایلی به تقسیم کردن نیروهاشون ندارن

00:07:36.932 --> 00:07:39.052
با توجه به تهدید وجود راهزن ها در اطراف این منطقه

00:07:39.572 --> 00:07:41.412
لزومی نداره برای گروه انتقال غلات تقسیم بشیم

00:07:42.052 --> 00:07:43.992
و مهم هم نیست که کی هدایت این گروه رو بر عهده بگیره

00:07:43.992 --> 00:07:47.612
...بیایین به مشاور ژانگ اعتماد کنیم

00:07:49.932 --> 00:07:51.008
اسمت چی بود؟

00:07:53.892 --> 00:07:55.012
خدمت جناب فرماندار عرض میکنم

00:07:56.012 --> 00:07:57.232
من، مقام رده پایینی هستم

00:07:57.232 --> 00:07:59.592
و قبلا هیچوقت آذوقه های ارتش رو منتقل نکردم

00:07:59.592 --> 00:08:00.692
از جناب فرماندار میخوام

00:08:01.344 --> 00:08:02.472
تا شخص توانمند دیگه ای رو انتخاب کنن

00:08:02.472 --> 00:08:03.488
مشاور ژانگ

00:08:04.172 --> 00:08:06.952
قبلا با جناب سو در شی ژو

00:08:06.952 --> 00:08:08.492
بدون هیچ مشکلی کار کردین

00:08:08.492 --> 00:08:10.012
میدونین اگه انتقال غلات

00:08:10.012 --> 00:08:11.932
به درستی انجام بشه چه دستاورد مهمی محسوب میشه؟

00:08:11.932 --> 00:08:13.692
همچین فرصتی هر هزار سال یه بار در خونه آدم رو میزنه

00:08:13.692 --> 00:08:16.372
همچین چیزی از پیشینه اجدادیتون هم مهم تره

00:08:16.932 --> 00:08:18.912
نمیخوام از دستش بدم

00:08:18.912 --> 00:08:20.692
گاری های زیادی از غذا و علوفه وجود داره

00:08:20.692 --> 00:08:22.652
که در مورد انتقال و رسوندنشون به مقصد

00:08:22.652 --> 00:08:24.252
کمی دو دلم

00:08:24.772 --> 00:08:28.572
از جناب فرماندار میخوام تا باز بهش فکر کنن

00:08:43.772 --> 00:08:46.092
چرا همتون به مجری ارشد پی فکر میکنین؟

00:08:48.768 --> 00:08:49.824
مشاور ژانگ

00:08:50.532 --> 00:08:52.372
کی از شکم مادر

00:08:52.372 --> 00:08:54.492
توانمند به دنیا اومده؟

00:08:55.332 --> 00:08:56.972
همیشه برای یه سری چیزها اولین باری وجود داره

00:08:58.892 --> 00:09:02.692
نمیشه که همه چیزهای خوب دنیا برای ما باشه

00:09:03.572 --> 00:09:07.012
و بذاریم بقیه کارهای سختی که به چشم بقیه نمیاد رو انجام بدن

00:09:10.332 --> 00:09:11.812
از نوادگان ژنرال پر آوازه ای هستین

00:09:11.812 --> 00:09:14.072
تو شی ژو به دنیا اومدین و تو شی ژو هم بزرگ شدین

00:09:14.072 --> 00:09:15.752
توی شهر شی ژو

00:09:15.752 --> 00:09:17.452
وقتی خاندانی بخواد دست به کاری بزنه

00:09:17.452 --> 00:09:19.412
باید قبلش گوش به فرمان تون باشن مشاور ژانگ

00:09:20.412 --> 00:09:23.732
بنظرم مسئولیت فرستادن غلات

00:09:25.092 --> 00:09:28.132
بیشتر از هر کسی شایسته شماست

00:09:30.932 --> 00:09:34.692
برام سواله بقیه چه فکری میکنن

00:09:36.384 --> 00:09:37.440
...این

00:09:44.612 --> 00:09:46.012
جناب فرماندار عرض میکنم که

00:09:46.012 --> 00:09:48.152
مسئله محافظت از غلات اهمیت بسیار بالایی داره

00:09:48.152 --> 00:09:49.152
من

00:09:49.152 --> 00:09:52.052
امیدوارم مسئولیت انتقال غلات و علوفه به انبار ارتش رو مشاور ژانگ تقبل کنن

00:09:58.812 --> 00:10:00.012
عالیجناب چو، مطمئن نیستم

00:10:00.652 --> 00:10:02.052
بتونیم توی دود و غبار میدون مبارزه

00:10:02.852 --> 00:10:04.652
یه بار دیگه با هم یه نوشیدنی دلچسب بخوریم

00:10:45.612 --> 00:10:46.852
بیشتر از هزار گاری

00:10:46.852 --> 00:10:49.132
شامل غلات، لباس و پارچه گرم

00:10:50.052 --> 00:10:52.252
از تاجرها درخواست شده

00:10:52.972 --> 00:10:55.052
بمحض اینکه وارد جاده بشن ارتش شروع به حرکت میکنه

00:10:56.172 --> 00:10:58.232
میترسم مسافتش از ده لی هم بیشتر باشه

00:10:58.232 --> 00:11:00.152
بحث کلی ادم و کلی آذوقه ست

00:11:00.152 --> 00:11:02.692
اما کلا هزارتا محافظ برای این کاروان دارین

00:11:02.692 --> 00:11:03.732
چطور ممکنه کافی باشه؟

00:11:05.652 --> 00:11:06.656
لازم نیست دیگه نگران باشی

00:11:07.456 --> 00:11:08.544
تعداد سربازها مهم نیست

00:11:09.172 --> 00:11:10.252
بهتره از قبل خودمون رو واسه بارون آماده کنیم تا گرفتارش نشیم

00:11:11.692 --> 00:11:13.252
از بین این هزارتا سرباز

00:11:14.052 --> 00:11:16.232
پونصدتاشون سربازهای زبده و پونصد تا نیروی عادی هستن

00:11:16.232 --> 00:11:18.972
همشون تحت فرمان سو نان جین و ژانگ هوای جی هستن

00:11:19.772 --> 00:11:21.792
فقط سیصد نفرشون هستن که

00:11:21.792 --> 00:11:23.852
فرمان های شما و عالیجناب چو رو اطاعت میکنن

00:11:23.852 --> 00:11:25.652
چطور میگی میتونه خیالم راحت باشه؟

00:11:38.432 --> 00:11:39.488
فرمانده کل

00:11:40.612 --> 00:11:42.292
بقایای شورشیان رو نیروهامون متفرق کردن

00:11:43.012 --> 00:11:44.532
ارتش ما، با پیروی از نقشه فرمانده کل

00:11:44.532 --> 00:11:46.052
در شمال غربی چیوسی مستقر شدن

00:11:47.092 --> 00:11:49.872
الان فقط منتظریم تدارکات نظامی به شی ژو برسه

00:11:49.872 --> 00:11:50.912
اگه تا دو هفته دیگه

00:11:50.912 --> 00:11:52.012
جیره نظامی نرسه

00:11:52.532 --> 00:11:54.652
بخش ما دچار کمبود جیره در تینگ ژو میشه

00:11:55.692 --> 00:11:58.372
اونوقت، مقاماتی که در شی ژو غلات رو جمع آوری کردن،باید پاسخگو باشن

00:12:00.772 --> 00:12:02.332
فورا یه گزارش میفرستم

00:12:02.332 --> 00:12:03.892
و اون پی شینگ جیان رو سر جاش میشونم

00:12:03.892 --> 00:12:04.892
آروم باشین فرمانده کل

00:12:06.772 --> 00:12:08.652
فرمانده کل
شی ژو یه نامه فرستاده

00:12:08.652 --> 00:12:11.252
و گفتن که بیست هزار دان تدارکات نظامی فرستاده شده که به زودی میرسه

00:12:22.652 --> 00:12:23.852
چطور ممکنه؟

00:12:25.692 --> 00:12:27.332
زی یو چی میگه؟

00:12:28.012 --> 00:12:29.532
مشاور سو گفتن که

00:12:29.532 --> 00:12:32.172
پی شینگ جیان و چو چونگ یو رو متقاعد کردن که شخصا
از تدارکات نظامی محافظت کنن و اونا رو برسونن

00:12:32.932 --> 00:12:35.292
هر دوشون گاری های غلات رو با فقط پونصد سرباز دارن همراهی میکنن

00:12:35.892 --> 00:12:38.452
مشاور سو پونصدتا از نیروهای خودش رو باهاشون فرستاده

00:12:38.452 --> 00:12:40.172
هر لحظه آمادگی دارن تا برای فرمانده کل نیروی کمکی بفرستن

00:12:48.772 --> 00:12:50.052
دستور رو صادر کنین

00:12:51.972 --> 00:12:54.732
به سو نان چین و مشاور لو بگین که

00:12:54.732 --> 00:12:55.932
سه روز دیگه

00:12:56.452 --> 00:12:58.172
چه داخل و چه بیرون از اینجا باهامون همکاری کنن

00:12:58.172 --> 00:13:01.032
یه کاری کنین هر دوشون برن و دیگه برنگردن

00:13:01.032 --> 00:13:02.048
اطاعت

00:13:03.732 --> 00:13:04.972
ششصد تا از نیروهای شخصیم رو جمع کن

00:13:05.532 --> 00:13:06.832
و بعنوان اسب دزد جاشون بزن

00:13:06.832 --> 00:13:08.272
بمحض اینکه کاروان غلات رو دیدن

00:13:08.272 --> 00:13:09.492
بزنن مردم رو بکشن و غلات رو بدزدن

00:13:09.492 --> 00:13:10.592
اطاعت

00:13:15.812 --> 00:13:17.412
در آخر

00:13:19.132 --> 00:13:21.532
حتی یه نفر هم نباید زنده بمونه

00:13:22.144 --> 00:13:23.232
اطاعت

00:13:37.920 --> 00:13:41.376
[تالار بزرگ]

00:14:21.892 --> 00:14:23.292
عجب تصادفی

00:14:23.292 --> 00:14:25.172
بانو مین، شما هم برای همسرتون دعا میکنین؟

00:14:26.292 --> 00:14:27.612
همسرای هردومون تو میدون مبارزه هستن

00:14:27.612 --> 00:14:30.452
مثل یون یی و ژانگ مین، طبیعتا منم نگرانم

00:14:31.852 --> 00:14:33.252
مین

00:14:33.252 --> 00:14:36.212
دو نفر از خاندان رقیب برای دعا به محضر بودا اومدن

00:14:36.812 --> 00:14:39.212
هر دو به فکر خودشونن و آرزو میکنن رقیبشون از بین بره

00:14:39.212 --> 00:14:40.772
فکر میکنی بودا به کدومشون کمک میکنه؟

00:14:42.332 --> 00:14:44.492
چی شده یهو ناغافل همچین بحثی رو پیش میکشی؟

00:14:45.172 --> 00:14:46.452
قلب بودا به نیکی متمایله

00:14:46.452 --> 00:14:49.172
البته که به کسی کمک میکنه که حق باهاشه

00:14:50.932 --> 00:14:52.952
اگه ستمکارها میتونستن این اصل رو بفهمن

00:14:52.952 --> 00:14:55.052
بودا با تلاش زیاد

00:14:55.052 --> 00:14:57.452
 میتونست به کسایی که شایستگی نیکی رو دارن کمک کنه

00:15:00.012 --> 00:15:01.372
بانو ژانگ، نظرتون چیه؟

00:15:05.332 --> 00:15:07.612
مین میخواد بره دعا کنه و یه چوب خوش اقبالی بکشه
دیگه میرم

00:15:14.692 --> 00:15:17.252
سو نان جین، چونگ یو و شینگ جیان رو مجبور کرد تا غلات رو تحویل بدن

00:15:17.252 --> 00:15:19.252
حتما یه تله براشون گذاشتن تا اونا رو به دام بندازن

00:15:19.852 --> 00:15:21.372
اگه چوب خوش اقبال خوبی برداره

00:15:21.372 --> 00:15:23.852
به ضرر چونگ یو و شینگ جیان نیست؟

00:15:24.972 --> 00:15:26.932
لیولی فورا باید یه راه حل پیدا کنی

00:15:26.932 --> 00:15:28.472
بیا ببینیم برای چه آرزویی دعا میکنه

00:15:28.472 --> 00:15:29.672
اگه اونی نبود که فکر میکنی

00:15:29.672 --> 00:15:31.812
امشب دوباره نمیتونم چشم رو هم بذارم

00:15:36.412 --> 00:15:37.732
ارباب، خواهش میکنم فالم رو برام تفسیر کنین

00:15:40.372 --> 00:15:42.452
نمیدونم چه درخواستی دارین

00:15:43.732 --> 00:15:44.736
برای خودمه

00:15:50.172 --> 00:15:51.532
نرفتین عود روشن کنین؟

00:15:52.092 --> 00:15:53.412
دارین عمدا میرین دنبال مین

00:15:53.412 --> 00:15:54.852
تا از کارش سر در بیارین؟

00:15:56.372 --> 00:15:57.852
واقعا تقصیر خودمه

00:15:58.372 --> 00:16:00.872
همین حالا گفتی که برای خوشبختی و موفقیت همسرت دعا میکنی

00:16:00.872 --> 00:16:02.272
چرا باید شک کنم؟

00:16:02.272 --> 00:16:04.212
این یون ییه که بخاطر چونگ یو میخواد فال بکشه

00:16:04.852 --> 00:16:08.012
اگه یکی از فال ها از ظرف فال نباشه، ممکنه پیشگویی غلط در بیاد

00:16:08.012 --> 00:16:09.472
بخاطر همین با عجله اومدم تا برش دارم

00:16:09.472 --> 00:16:10.612
...برخلاف انتظارم

00:16:11.412 --> 00:16:13.732
اگه جسارتی کردیم، لطفا ما رو ببخشید بانو مین

00:16:16.532 --> 00:16:18.772
اما مین بی نزاکت بود
منو مقصر ندون خواهر

00:16:18.772 --> 00:16:19.840
چطور ممکنه؟

00:16:22.532 --> 00:16:25.292
وقتی میبینم با وجود اینکه جناب سو در
عملیات نظامی هستن انقدر با اعتماد به نفس دارین

00:16:25.292 --> 00:16:26.652
راستش خیالم خیلی راحت میشه

00:16:27.372 --> 00:16:30.352
معلومه که جناب سو برای تحویل این غلات نقشه کامل و فکر شده ای کشیدن

00:16:30.352 --> 00:16:31.352
در اینصورت

00:16:31.352 --> 00:16:33.332
خیال من و یون یی هم راحته

00:16:37.492 --> 00:16:39.772
بانو، برای فال کشیدن  نیومدین؟

00:16:44.212 --> 00:16:45.280
لیولی

00:16:46.932 --> 00:16:48.372
پیشگویی های شویو همیشه درست در میاد

00:16:48.372 --> 00:16:50.292
سو نان جین روی واقعی خودش رو نشون نمیده

00:16:50.852 --> 00:16:52.012
احتمالا بانو ژانگ مین

00:16:52.012 --> 00:16:53.572
از اصل این قضیه با خبره

00:16:53.572 --> 00:16:56.452
لیولی، میتونی ببینی چه علامتی رو میخواد؟

00:16:57.092 --> 00:16:58.172
خودش داره درخواستش رو میده

00:16:58.932 --> 00:17:00.132
این نشونه خیلی بدیه

00:17:05.972 --> 00:17:08.712
سو نان جین به بهانه تحویل غذاها وسط راه گذاشت و رفت

00:17:08.712 --> 00:17:12.052
فقط پی و چو باقی موندن و دارن با تعداد
خیلی کمی از نیروها بقیه راه رو ادامه میدن

00:17:13.052 --> 00:17:15.432
اون شب، راهزن های زیادی یه دفعه هجوم آوردن

00:17:15.432 --> 00:17:18.332
خوشبختانه پی شینگ جیان، پیش بینی
همچین چیزی رو کرده بود و شکستشون داد

00:17:19.012 --> 00:17:20.652
اما تعدادشون خیلی بیشتر از سربازها بود

00:17:21.412 --> 00:17:22.492
تو این شرایط بحرانی

00:17:22.492 --> 00:17:24.952
فانگ لی، طبق نقشه قبلی پی شینگ جیان

00:17:24.952 --> 00:17:27.412
هزار تا نیرو رو به موقع بهشون رسوند

00:17:27.412 --> 00:17:29.172
و با پی و چو، سربازهای زبده خاندان سو که

00:17:29.172 --> 00:17:31.732
خودشون رو جای راهزن زده بودن رو نابود کردن

00:17:31.732 --> 00:17:34.692
از غلات محافظت کردن و پیروزمندانه برگشتن

00:17:41.692 --> 00:17:43.132
مجری ارشد پی، عالیجناب چو

00:17:43.772 --> 00:17:44.932
آذوقه ای که برای ارتشه و داریم ازشون محافظت میکنیم

00:17:44.932 --> 00:17:45.952
توی انبار نگه داشته میشن؟

00:17:45.952 --> 00:17:47.512
مجری ارشد و عالیجناب چو، خیالتون راحت

00:17:47.512 --> 00:17:49.692
همه دویست هزار دان اذوقه نظامی ارتش تحویل داده شدن

00:17:49.692 --> 00:17:51.652
سو نان جین فهمید که این موضوع لو رفته

00:17:51.652 --> 00:17:53.252
مستقیم به شی ژو برگشت

00:17:53.812 --> 00:17:55.792
این بار واقعا خطر از بیخ گوشمون رد شد

00:17:55.792 --> 00:17:58.072
اگه بخاطر محاسبات دقیقتون نبود

00:17:58.072 --> 00:18:00.372
الان زیر خروار ها خاک پوسیده بودیم

00:18:02.972 --> 00:18:03.992
فردا صبح زود

00:18:03.992 --> 00:18:05.072
با اونکه آسمون کاملا صاف نبود

00:18:05.072 --> 00:18:06.252
اما از بیرون میتونستیم صداش رو بشنویم

00:18:07.332 --> 00:18:09.292
صدای سم اسب ها زمین رو به لرزه در می آورد

00:18:09.292 --> 00:18:10.992
اونا اسب دزد نبودن

00:18:10.992 --> 00:18:12.692
تو نگاه اول همشون کاملا آموزش دیده بنظر می رسیدن

00:18:12.692 --> 00:18:14.492
و انگار کهنه سربازهای جنگی بودن

00:18:16.172 --> 00:18:18.092
و هرکدوم یه داس هلالی شکل تو دست داشتن

00:18:18.092 --> 00:18:19.532
و از کوه پایین می اومدن

00:18:19.532 --> 00:18:20.972
و مثل ببری که به شکارش نزدیک میشه بهمون حمله کردن

00:18:20.972 --> 00:18:23.052
اومدن تا با زور و چنگ و دندون همه رو قتل عام کنن

00:18:23.052 --> 00:18:26.072
همون موقع مجری دستور حمله دادن

00:18:26.072 --> 00:18:27.392
به سرعت تیر و کمانشون رو در آوردن

00:18:27.392 --> 00:18:28.992
و با یه تیر آتشین دقیقا به مرکز زمین تیراندازی کردن

00:18:28.992 --> 00:18:31.892
یکدفعه همه جا آتیش گرفت

00:18:31.892 --> 00:18:33.412
شعله های آتیش تا آسمون زبانه کشید

00:18:34.012 --> 00:18:37.492
اون آتیش بزرگ باعث شد تا اون دزدها جرات نزدیک شدن رو نداشته باشن و فرار کنن

00:18:38.132 --> 00:18:39.572
دقیقا همون لحظه

00:18:39.572 --> 00:18:41.632
دوباره تو اردوگاه نظامی غوغا به پا شد

00:18:41.632 --> 00:18:42.752
برگشتم و دیدم که

00:18:42.752 --> 00:18:44.292
سوی لو شوای عوضی

00:18:44.292 --> 00:18:45.612
و سربازهای تحت فرمانش

00:18:45.612 --> 00:18:47.132
اسب هاشون رو به حرکت انداختن و دارن میتازن

00:18:47.132 --> 00:18:49.492
میخواستن با شکستن دیوار دفاعیمون

00:18:49.492 --> 00:18:50.892
به سمت راهزن ها برن

00:18:53.572 --> 00:18:56.232
همون موقع راهزن ها از سه جهت وارد اردوگاه شدن

00:18:56.232 --> 00:18:58.772
مانع هایی که در چند جهت مختلف کار گذاشته بودیم شکسته شدن

00:18:58.772 --> 00:19:00.532
اما نیروهای خاندان سو که داخل اردوگاه بودن

00:19:00.532 --> 00:19:02.092
تظاهر کردن که میخوان برای حمله به دشمن به بیرون برن

00:19:02.092 --> 00:19:04.612
در واقع میخواستن یه راه برای دشمن باز کنن تا وارد اردوگاه بشن

00:19:04.612 --> 00:19:06.452
میخواستیم از داخل و بیرون بصورت برق آسا دشمن رو محاصره کنیم

00:19:08.932 --> 00:19:10.572
همون لحظه

00:19:11.452 --> 00:19:13.572
مجری تیر سوم رو بیرون آوردن

00:19:15.332 --> 00:19:16.852
و کمان رو کامل کشیدن

00:19:17.852 --> 00:19:20.672
و چله کمان رو به سمت ابرها نشونه گرفتن

00:19:20.672 --> 00:19:22.892
بعد صدای فریاد بلند و تیزی رو شنیدیم

00:19:24.572 --> 00:19:26.152
هنوز نفهمیدم

00:19:26.152 --> 00:19:28.452
مجری به چی تیراندازی کردن

00:19:28.452 --> 00:19:30.692
بعدش دیدم مجری سوار اسبشون شدن

00:19:31.852 --> 00:19:32.892
همون لحظه

00:19:34.732 --> 00:19:37.092
صدای مهیبی از سم اسب ها

00:19:37.092 --> 00:19:39.532
اون طرف تر از ما شنیده میشد

00:19:39.532 --> 00:19:40.712
داشتم نگاه میکردم تا ببینم صدای چیه

00:19:40.712 --> 00:19:42.232
دیدم پشت سر راهزن ها

00:19:42.232 --> 00:19:43.632
هزار تا

00:19:43.632 --> 00:19:45.972
اسب جنگی با سرعت دارن میان

00:19:45.972 --> 00:19:47.072
نیروهای کمکی بودن

00:19:48.252 --> 00:19:49.312
اما

00:19:49.932 --> 00:19:51.972
این نیروهای کمکی از کجا اومده بودن؟

00:19:55.172 --> 00:19:56.692
بین اون بیشتر از هزارتا نیرو

00:19:57.452 --> 00:19:59.672
پونصد تا سرباز زبده و پونصد نیروی جنگی بود

00:19:59.672 --> 00:20:02.372
همشون تحت فرمان سو نان جین و ژانگ هوای بودن

00:20:03.132 --> 00:20:05.212
کسایی که از تو و عالیجناب چو فرمان میبرن

00:20:05.212 --> 00:20:07.252
چیزی حدود دویست یا سیصد سربازن

00:20:07.252 --> 00:20:09.092
با این وضعیت چطوری خیالم میتونه راحت باشه؟

00:20:11.452 --> 00:20:13.932
شوهرت آدم کله خریه و از اینکه تو همچین شرایطی باشه متنفره

00:20:14.892 --> 00:20:17.332
پس خیالت راحت باشه

00:20:19.092 --> 00:20:20.292
و منتظر بازگشت پیروزمندانه ام باش

00:20:32.172 --> 00:20:33.772
از این نامه استفاده کردم تا نیروهای فانگ لی رو قرض بگیرم

00:20:35.412 --> 00:20:36.572
نیمه شب یکی رو میفرستم

00:20:36.572 --> 00:20:37.652
این نامه رو برسونه

00:20:39.052 --> 00:20:40.412
الان دیگه خیالت راحت باشه

00:20:43.532 --> 00:20:44.772
وقتی سالم و سلامت برگردی

00:20:45.332 --> 00:20:46.692
خیالم راحت میشه

00:20:53.892 --> 00:20:55.632
همزمان با تیری که به ابرها نفوذ کرد

00:20:55.632 --> 00:20:58.292
هزاران نفر از نیروها با اسب هاشون اومدن

00:20:58.292 --> 00:21:01.252
تعداد این نیروهای کمکی از هزارتا هم بیشتر بود

00:21:01.812 --> 00:21:03.892
هیچکدومشون لباس رزم بر تن نداشتن

00:21:03.892 --> 00:21:06.412
رنگ های لباسشون هم با هم متفاوت بود

00:21:07.012 --> 00:21:10.372
اول فکر میکردم یه سری نیروهای متفرقه هستن

00:21:10.372 --> 00:21:12.092
اما از نزدیک که دیدم

00:21:12.092 --> 00:21:13.612
صف هاشون به شدت منظمه

00:21:13.612 --> 00:21:14.892
مثل بمب های بامبو هیچ مانعی جلوشون رو نمیگیرفت

00:21:14.892 --> 00:21:15.904
مردم مناطق شمالی بودن

00:21:17.092 --> 00:21:18.652
هممون خوب میدونیم تحت فرمان کین

00:21:19.412 --> 00:21:20.612
فانگ لی

00:21:24.732 --> 00:21:26.972
مجری ارشد پی
من و شما باید در این مورد با هم توافق کنیم

00:21:26.972 --> 00:21:28.132
و هر چی سریعتر به دربار گزارش بدیم

00:21:28.892 --> 00:21:29.952
فعلا احتیاجی نیست

00:21:31.652 --> 00:21:33.132
  حتما سو های ژنگ اصرار زیادی روی اینکه

00:21:33.732 --> 00:21:34.872
 اونا فقط ششصد اسب دزدن میکنه

00:21:34.872 --> 00:21:36.732
اونوقت ما به جرم افترا و تهمت ناروا متهم میشیم

00:21:37.372 --> 00:21:38.812
نمیتونیم کاری باهاش داشته باشیم

00:21:39.572 --> 00:21:41.092
فقط باید راهزن ها رو

00:21:43.052 --> 00:21:44.096
 پیش سو های ژنگ برگردونیم

00:21:45.292 --> 00:21:46.332
تا ببینیم چطوری میخواد ماست مالیش کنه

00:21:47.732 --> 00:21:49.452
منظورت اینه که چونگ یو و پی شینگ جیان

00:21:49.452 --> 00:21:50.892
بیشتر از ششصد تا اسب دزد رو کشتن؟

00:21:51.852 --> 00:21:52.932
اما اینجا شی ژوعه

00:21:52.932 --> 00:21:54.532
اون ششصد راهزن از کجا پیداشون شد؟

00:21:56.372 --> 00:21:59.012
معلومه که شی ژو ششصد تا دزد رو هم رفته نداره

00:22:00.092 --> 00:22:02.932
اما فرمانده کل سو سه روز پیش

00:22:02.932 --> 00:22:06.292
سه گروه از قابل ترین نیروهای شخصیش رو

00:22:06.292 --> 00:22:08.592
برای نابودی اون اسب دزدها فرستاد

00:22:08.592 --> 00:22:10.052
اما تا حالا برنگشتن

00:22:10.932 --> 00:22:11.932
و

00:22:12.612 --> 00:22:13.892
 اون سه گروه نیروهای شخصی

00:22:14.572 --> 00:22:16.132
تعدادشون ظاهرا از ششصد تا هم بیشتر بوده

00:22:17.812 --> 00:22:18.812
منظورتون اینه که

00:22:18.812 --> 00:22:21.452
مجری ارشد و عالیجناب چو ششصد نفر

00:22:21.452 --> 00:22:23.212
از نیروهای درجه یک فرمانده کل سو رو کشتن

00:22:33.612 --> 00:22:35.012
برای این ششصد نفر

00:22:36.012 --> 00:22:39.052
نزدیک هفت سال

00:22:39.652 --> 00:22:41.732
بی وقفه زحمت کشیدم

00:22:41.732 --> 00:22:43.692
تا آموزششون بدم

00:22:44.772 --> 00:22:47.012
اونا ممتاز ترین و بهترین سرباز های ممکن بود

00:22:47.012 --> 00:22:49.052
اونا افراد با افتخارم بودن

00:22:49.052 --> 00:22:53.452
اما الان همشون یه مشت جنازه شدن

00:23:02.092 --> 00:23:03.572
فرمانده کل

00:23:03.572 --> 00:23:05.392
 فرمانداری شی ژو خوشبختانه
ماموریتش رو با موفقیت پشت سر گذاشت

00:23:05.392 --> 00:23:08.372
غیر از این عمارت ژنرال محافظ کون لینگ هم به دستاوردهای قابل توجهی رسیده

00:23:08.372 --> 00:23:10.892
همش بخاطر لطف بزرگ فرمانده کله

00:23:14.532 --> 00:23:17.172
عالیجناب چو، شجاعت و تدابیر نظامی خارق العاده ای دارین

00:23:17.172 --> 00:23:19.492
واقعا که خبره هستین

00:23:20.692 --> 00:23:23.092
شنیدم همه دزد ها رو نابود کردین

00:23:23.812 --> 00:23:24.896
حتی یه نفر هم

00:23:26.612 --> 00:23:27.852
باقی نمونده

00:23:33.252 --> 00:23:34.412
اما چند تایی

00:23:35.200 --> 00:23:36.224
اسیر داریم

00:23:37.012 --> 00:23:39.812
اما این اسب دزدها شورشی نیستن

00:23:39.812 --> 00:23:43.512
علاوه بر این، اسیرها زیر دست های شینگ شی وانگ خان هستن

00:23:43.512 --> 00:23:45.312
بخاطر همین باید باهاشون برخورد بشه

00:23:45.312 --> 00:23:46.552
در اصل فکر میکردم

00:23:46.552 --> 00:23:48.372
بعنوان برده به قبیله برشون میگردونن

00:23:49.132 --> 00:23:50.652
اما رئیس قبیله گفت

00:23:50.652 --> 00:23:52.132
این راهزن ها از شی ژو هستن

00:23:52.132 --> 00:23:53.692
و به شدت وحشی و بی رحمن

00:23:53.692 --> 00:23:55.452
و توی یه چشم برهم زدن خون مردم رو میریزن

00:23:55.452 --> 00:23:56.852
حتی اگه برده هم باشن

00:23:56.852 --> 00:23:58.132
بازم کسی جرات نمیکنه اونا رو بخره

00:23:58.972 --> 00:24:00.032
بخاطر همین

00:24:03.772 --> 00:24:04.932
فقط چند تاییشون رو نگهدارین

00:24:04.932 --> 00:24:06.272
بقیه شون رو بکشین

00:24:06.272 --> 00:24:07.532
تا در آینده دردسری درست نشه

00:24:11.452 --> 00:24:12.772
پس باقیشون چی؟

00:24:13.332 --> 00:24:14.572
میخواین چیکارشون بکنین؟

00:24:17.852 --> 00:24:19.252
نمیدونم

00:24:19.972 --> 00:24:22.052
اما فرمانده

00:24:22.052 --> 00:24:24.652
اونایی که ظاهرشون صادق و درست حسابی می اومد رو

00:24:24.652 --> 00:24:26.312
انتخاب کرد

00:24:26.312 --> 00:24:29.072
گفتن یه هدیه برای ژنرالیه که بهشون تو طول راه کمک کرده

00:24:29.072 --> 00:24:30.112
اسب های شمالی خیلی سریعن

00:24:30.112 --> 00:24:32.172
حتما تا الان نیمی از مسیر تا اینجا رو پشت سر گذاشتن

00:24:32.172 --> 00:24:33.184
چطور؟

00:24:33.772 --> 00:24:35.652
از اون زندانی ها خوشتون اومده؟

00:24:41.652 --> 00:24:42.688
مجری ارشد پی

00:24:43.572 --> 00:24:44.672
عالیجناب چو

00:24:45.252 --> 00:24:47.292
سفر سختی رو پشت سر گذاشتین

00:24:47.972 --> 00:24:49.932
حالا که تدارکات ارتش تحویل داده شد

00:24:50.532 --> 00:24:52.752
هر دو اول استراحت کنین

00:24:52.752 --> 00:24:54.092
بدون تردید

00:24:56.892 --> 00:24:58.692
هر دو رو تحسین میکنم

00:24:59.532 --> 00:25:00.612
ممنونم فرمانده کل

00:25:01.452 --> 00:25:02.612
پایان سال نزدیکه

00:25:03.612 --> 00:25:05.732
باید فورا برگردیم

00:25:06.732 --> 00:25:07.992
در مورد روابطی که بینتون هست

00:25:07.992 --> 00:25:10.532
اجازه بدین تو دیدار بعدی بهش رسیدگی کنیم

00:25:34.292 --> 00:25:35.772
چطور جرات میکنن

00:25:37.532 --> 00:25:39.812
سر سربازهام رو بیارن اینجا

00:25:39.812 --> 00:25:42.732
و پیروزیشون رو به رخم بکشن

00:25:43.972 --> 00:25:46.652
 دیگه خیلی زیاده روی کردن

00:25:51.612 --> 00:25:52.704
علاوه بر اون

00:25:53.212 --> 00:25:55.032
در مورد این شینگ شی وانگ خان

00:25:55.032 --> 00:25:56.292
هیچی نمیدونم

00:25:57.772 --> 00:25:59.172
از کی پاش

00:26:00.292 --> 00:26:03.092
به خاندان چو باز شده؟

00:26:08.736 --> 00:26:12.480
[عمارت پی]

00:26:18.532 --> 00:26:21.092
بخاطر اینکه عالیجناب چو و شویو اون
چند صدتا اسب دزد رو با خاک یکسان کردن

00:26:21.652 --> 00:26:24.852
 پیغامی از فرمانده کل رسید که در اون
پیغام بابت دستاوردهاشون ازشون تشکر کرده بود

00:26:25.532 --> 00:26:27.092
و نامه هایی هم از اشراف زادگان  سر تا سر شی ژو

00:26:27.092 --> 00:26:28.792
مثل دونه های برف داره براشون فرستاده میشن

00:26:28.792 --> 00:26:31.332
فکر کنم تو عمارت هر دوتون همچین بساطی پهنه

00:26:35.652 --> 00:26:37.912
سر و کله زدن با این آدم های حاشیه نشین

00:26:37.912 --> 00:26:39.732
فقط وقت آدم رو تلف میکنه

00:26:42.052 --> 00:26:45.732
تان یه نفر رو بفرست به این عمارت ها تا ازشون عذرخواهی کنه

00:26:46.292 --> 00:26:47.692
فقط بهشون بگو که حالم خوب نیست

00:26:47.692 --> 00:26:49.752
و نمیتونم برای دیدار با مهمان ها خدمتشون برسم

00:26:49.752 --> 00:26:50.912
لطفا ازشون درخواست کن که شرایطم رو درک کنن

00:26:50.912 --> 00:26:52.000
اطاعت

00:26:56.212 --> 00:26:58.512
نمیدونم چونگ یو کی برمیگرده

00:26:58.512 --> 00:27:00.612
دیگه نمیتونم تحمل کنم

00:27:02.624 --> 00:27:03.652
بانوی من

00:27:03.652 --> 00:27:06.212
بانو ژانگ بیرون عمارت هستن و میگن میخوان به ملاقات بیمار بیان

00:27:06.772 --> 00:27:07.792
بانو ژانگ گفتن که

00:27:07.792 --> 00:27:10.492
یون یی و بانو جینگ رو هم خیلی وقته ندیدن

00:27:12.812 --> 00:27:14.312
پس لطفا دعوتشون کن بیان تو

00:27:14.312 --> 00:27:15.520
اطاعت

00:27:18.144 --> 00:27:19.212
 چیزی هست که ازش خبر نداری

00:27:19.732 --> 00:27:21.772
بانو ژانگ مین تو چند روز گذشته سه یا چهار باری دنبال یون یی میگشتن

00:27:21.772 --> 00:27:23.092
اما هر بار دست خالی برمیگشت

00:27:23.092 --> 00:27:25.132
نمیدونستم امروز انقدر با عجله ممکنه بیاد

00:27:40.772 --> 00:27:43.152
بودا حفظتون کنه
خواهر رنگ و روتون خیلی خوبه

00:27:43.152 --> 00:27:45.492
شنیده بودم حالتون زیاد خوب نیست

00:27:45.492 --> 00:27:47.252
نگران شدم بخاطر همین فورا به دیدنتون اومدم

00:27:47.252 --> 00:27:48.612
بعدش شنیدم که

00:27:48.612 --> 00:27:50.032
یون یی و بانو جینگ هم اینجان

00:27:50.032 --> 00:27:51.452
بخاطر همین از فرصت استفاده کردم تا دیداری تازه کنیم

00:27:53.532 --> 00:27:54.892
مین، از توجهت ممنونم

00:27:57.132 --> 00:27:58.332
امروز تقریبا اتفاقی شد

00:27:58.332 --> 00:27:59.452
بالاخره تونستم ببینمتون

00:28:01.132 --> 00:28:02.372
چیزی هست که میخوای در موردش باهام حرف بزنی؟

00:28:03.452 --> 00:28:04.492
چیز خاصی نیست

00:28:04.492 --> 00:28:06.672
فقط در مورد اون نقاشیه که خواهر بهم دادن

00:28:06.672 --> 00:28:08.632
مطمئن نبودم کجا باید آویزونش کنم

00:28:08.632 --> 00:28:10.132
بخاطر همین با خودم فکر کردم بیام از یون یی بپرسم

00:28:10.132 --> 00:28:12.532
میخواستم بدونم برای خودتون رو کجا آویزون کردین

00:28:12.532 --> 00:28:14.772
روی دیوار اتاق مطالعه آویزون شده

00:28:16.532 --> 00:28:18.252
اونجا، جای مناسبیه؟

00:28:18.252 --> 00:28:19.292
چرا نباید مناسب باشه؟

00:28:20.492 --> 00:28:22.252
منم قبلا تو اتاق مطالعه آویزونش کرده بودم

00:28:22.252 --> 00:28:24.192
اما یه جورایی احساس خوبی نسبت بهش نداشتم

00:28:24.192 --> 00:28:25.812
نمیدونم یون یی چطوری حاضر شده همچین کاری کنه

00:28:25.812 --> 00:28:27.012
میتونم یه بار دیگه ببینمش؟

00:28:31.872 --> 00:28:32.892
باشه برای یه روز دیگه

00:28:34.172 --> 00:28:35.192
هر روزی باشه خوبه

00:28:35.192 --> 00:28:37.932
در هر صورت، خیلی وقته که لیولی رو ندیده بودم

00:28:37.932 --> 00:28:39.972
امروز میخواستم یکمی دیگه بهش زحمت بدم

00:28:39.972 --> 00:28:42.372
خیلی دوست دارم با شما و بانو جینگ بگردم

00:28:46.932 --> 00:28:48.892
این روزها از زبون همه

00:28:48.892 --> 00:28:50.132
در مورد همسرتون فرمانده وانگ میشنوم

00:28:50.132 --> 00:28:51.412
همه حسرت زندگیتون رو میخورن

00:28:52.852 --> 00:28:54.332
فقط یکمی واقع بینه

00:28:54.332 --> 00:28:55.452
و نظرش رو به راحتی عوض نمیکنه

00:28:56.012 --> 00:28:57.612
بخاطر همین هیچوقت تو دوراهی قرار نمیگیره

00:28:58.292 --> 00:29:00.692
درسته، بانو جینگ واقعا خوش اقبالن

00:29:06.852 --> 00:29:08.812
پس شاید بهتره دیگه برگردم

00:29:10.652 --> 00:29:12.952
میخوای باهام بیای؟

00:29:12.952 --> 00:29:14.492
یون یی به عمارت میری؟

00:29:16.172 --> 00:29:17.932
خیلی خوب میشه اگه امروز بتونم ببینمش

00:29:18.852 --> 00:29:20.252
بانو جینگ هم به اونجا میرن؟

00:29:20.252 --> 00:29:21.612
میخوام یکم بیشتر بشینم

00:29:21.612 --> 00:29:22.816
بریم

00:29:32.160 --> 00:29:36.512
[عمارت چو]

00:29:54.492 --> 00:29:56.252
نقاشی اونجاست، برو نگاه کن

00:30:08.012 --> 00:30:09.212
از اینکه مسخره ام کنی نمیترسم

00:30:10.132 --> 00:30:11.652
از سیزده سالگی

00:30:12.172 --> 00:30:14.372
بزرگان خاندان هر روز بهم میگفتن

00:30:15.052 --> 00:30:16.412
 به سن بلوغ که رسیدم

00:30:16.412 --> 00:30:18.132
باید به عالیجناب خدمت کنم

00:30:18.732 --> 00:30:21.092
اما از همون بچگی میدونستم که عالیجناب چو همچین تمایلی ندارن

00:30:21.932 --> 00:30:23.812
همه منو مقصر میدونستن

00:30:24.892 --> 00:30:27.332
گیج شده بودم و دلم میخواست همه چیز رو رها کنم

00:30:27.332 --> 00:30:29.112
در آخر به عالیجناب چو

00:30:29.112 --> 00:30:30.552
علاقمند شدم

00:30:30.552 --> 00:30:33.492
بخاطر همین انقدر خودم رو به آب و آتیش میزدم

00:30:35.732 --> 00:30:38.252
حالا که با خاندان سو وصلت کردم

00:30:38.852 --> 00:30:41.172
هر چی بیشتر به گذشته فکر میکنم
بیشتر پشیمون میشم

00:30:41.852 --> 00:30:44.012
همیشه دنبال فرصتی بودم تا راحت باهات صحبت کنم

00:30:44.932 --> 00:30:47.012
اما فقط امروز همچین فرصتی پیش اومد

00:30:51.904 --> 00:30:53.024
یون یی

00:30:53.572 --> 00:30:55.132
اتفاقی که افتاد مقصرش من بودم

00:30:55.892 --> 00:30:57.332
امیدوارم به دل نگیری

00:31:00.092 --> 00:31:01.492
ما دو تا مگه چه صنمی با هم داریم؟

00:31:03.492 --> 00:31:05.452
نیازی نیست در مورد اتفاقات گذشته حرف بزنیم

00:31:06.372 --> 00:31:07.372
خیلی بزرگواری

00:31:08.212 --> 00:31:09.452
یا برو نقاشی رو ببین

00:31:09.452 --> 00:31:10.772
یا زودتر برگرد

00:31:30.332 --> 00:31:32.732
اون روز، لیولی یه نقاشی ازم کشید

00:31:32.732 --> 00:31:34.472
این نقاشی خیلی سرزنده و با نشاطه

00:31:34.472 --> 00:31:35.812
البته که نباید بیرون از دربار آویزون بشه

00:31:35.812 --> 00:31:37.332
تا چشم هر غریبه ای بهش نخوره

00:31:38.052 --> 00:31:39.232
داشتم فکر میکردم

00:31:39.232 --> 00:31:40.652
که میشه تو اتاق مطالعه مهمان خونه هم آویزونش کرد

00:31:41.212 --> 00:31:42.512
اما همسرم مخالفت کرد

00:31:42.512 --> 00:31:44.272
فکر میکنه این نقاشی خیلی واقعیه

00:31:44.272 --> 00:31:47.392
وقتی که داره با مقامات داخل اتاق در مورد اسناد بحث میکنه

00:31:47.392 --> 00:31:49.612
فکر میکنه انگاری منم تو اتاق نشستم

00:31:49.612 --> 00:31:50.972
و این بهمش میریزه

00:31:50.972 --> 00:31:52.612
بخاطر همین اجازه نداد اونجا آویزونش کنم

00:31:53.852 --> 00:31:54.932
داشتم فکر میکردم که

00:31:54.932 --> 00:31:56.372
میتونم بالای سر تخت خواب اتاق مهمون خونه هم آویزونش کنم

00:31:56.972 --> 00:31:58.212
اما همسرم که بماند

00:31:58.212 --> 00:32:00.272
خودم هم اینجوری راحت نیستم

00:32:00.272 --> 00:32:03.332
بخاطر همین نتونستیم جایی رو برای آویزون کردنش پیدا کنیم

00:32:03.332 --> 00:32:04.384
ولم کن دیگه، کشتیم

00:32:05.132 --> 00:32:06.672
بخاطر همین اومدم از یون یی بپرسم

00:32:06.672 --> 00:32:08.812
و فهمیدم که یون یی تو مناسب ترین مکان

00:32:08.812 --> 00:32:10.692
آویزونش کرده

00:32:12.052 --> 00:32:13.692
نقاشی لیولی، البته که سرزنده ست

00:32:15.252 --> 00:32:16.432
همه میگن

00:32:16.432 --> 00:32:18.092
یون یی و لیولی شبیه همن

00:32:18.772 --> 00:32:19.840
اما اینطور فکر نمیکنم

00:32:20.652 --> 00:32:23.112
شاید بخاطر اینه که یکیتون شلوغ و اون یکی ساکته

00:32:23.112 --> 00:32:24.812
اما الان که نقاشی ها رو میبینم

00:32:24.812 --> 00:32:26.332
احساس میکنم مردم پر بیراه هم نمیگن

00:32:26.972 --> 00:32:29.652
با پوست هایی به سفیدی برف و چشم هایی
 به زلالی آب، هر دو واقعا زیبایین

00:32:29.652 --> 00:32:31.412
به چهره لبخند به لب در این نقاشی

00:32:31.412 --> 00:32:32.512
شباهت داره

00:32:36.732 --> 00:32:37.852
در واقع

00:32:37.852 --> 00:32:39.412
بیشتر از همه

00:32:39.412 --> 00:32:40.612
به لیولی حسودیم میشه

00:32:41.452 --> 00:32:42.872
هیچوقت بانویی

00:32:42.872 --> 00:32:44.932
به زیبایی و ذکاوت اون ندیدم

00:32:44.932 --> 00:32:45.932
حرفات تموم شد؟

00:32:45.932 --> 00:32:48.412
مهارت نقاشیش

00:32:48.412 --> 00:32:49.992
واقعا فوق العاده ست

00:32:49.992 --> 00:32:52.372
اما برای خودش فقط یه مهارت معمولی و عادیه

00:33:14.492 --> 00:33:16.972
بانو جینگ اینو با چای عناب امتحان کنین

00:33:23.360 --> 00:33:24.416
واقعا خوشمزه ست

00:33:25.344 --> 00:33:26.400
داشتم فکر میکردم

00:33:27.452 --> 00:33:30.252
بانو ژانگ مین واقعا از اون آدم هایی نیست که
آویزون کردن یه نقاشی انقدر براش موضوع مهمی باشه

00:33:30.252 --> 00:33:32.532
به این چیزهای دم دستی علاقه ای نداره

00:33:33.252 --> 00:33:35.372
این چند روز مدام دنبال این بود تا یون یی و

00:33:35.372 --> 00:33:36.552
 اون نقاشی رو ببینه

00:33:36.552 --> 00:33:38.172
چه فکری با خودش میکنه؟

00:33:40.096 --> 00:33:41.120
اوه نه

00:33:42.932 --> 00:33:44.932
چی شده؟ اتفاق بدی افتاده؟

00:33:48.772 --> 00:33:50.432
شاید یون یی هنوز نمیدونه

00:33:50.432 --> 00:33:53.132
 عالیجناب چو و شینگ جیان تو شرایط خوبی نبودن

00:33:53.732 --> 00:33:56.112
لیولی فکر میکرد که عالیجناب چو متون مقدس بودا رو رونویسی میکنن

00:33:56.112 --> 00:33:58.252
به عالیجناب چو کمک کرد تا کارگاه پنبه رو دوباره راه بندازن

00:33:58.772 --> 00:34:00.612
اون موقع بود که بالاخره بین این دو تا خاندان یه هماهنگی اتفاق افتاد

00:34:01.372 --> 00:34:03.892
همه میگن شینگ جیان خیلی با لیولی خوب رفتار میکنه

00:34:04.532 --> 00:34:05.672
اما نمیدونن که

00:34:05.672 --> 00:34:06.932
لیولی زنیه که

00:34:06.932 --> 00:34:08.372
هر کسی که میشناستش

00:34:08.892 --> 00:34:10.832
بهش احترام میذاره و دوستش داره

00:34:10.832 --> 00:34:13.292
همه حاضرن هر کاری براش بکنن

00:34:16.252 --> 00:34:18.552
لیولی خیلی باهوشه و با مردم به مهربونی رفتار میکنه

00:34:18.552 --> 00:34:19.572
با توجه به شناختی که ازش دارم

00:34:19.572 --> 00:34:20.732
میدونم بقیه هم باهاش خوش رفتارن

00:34:21.372 --> 00:34:22.852
یون یی، خوشبحالت که

00:34:22.852 --> 00:34:24.492
همچین خواهر بزرگتری داری

00:34:24.492 --> 00:34:25.652
توی شهر شی ژو

00:34:25.652 --> 00:34:27.132
کیه که متفاوت تر از بقیه بهت نگاه نکنه؟

00:34:28.012 --> 00:34:29.652
اگه همچین خواهر بزرگتری داشتم

00:34:30.212 --> 00:34:31.892
به هر چیزی که دلم میخواست میرسیدم

00:34:49.252 --> 00:34:51.052
از بچگی بانو ژانگ مین رو میشناختم

00:34:51.052 --> 00:34:53.012
مطمئنم که امروز نمیخواست منم دنبالشون برم

00:34:53.012 --> 00:34:54.412
بخاطر همین مخصوصا اونطوری ازم پرسید

00:34:57.772 --> 00:34:59.172
در آخر باعث خوشحالیش شدم

00:35:02.172 --> 00:35:03.412
فکر کنم بهتره برگردم

00:35:03.412 --> 00:35:04.852
وگرنه فکر و خیال دست از سرم برنمیداره

00:35:05.492 --> 00:35:07.572
میخواستم بگم وقتی درگیر این بیماری بودم حوصله ام سر رفته بود

00:35:07.572 --> 00:35:09.252
میخواستم برم چند تا کتاب از عالیجناب چو امانت بگیرم

00:35:10.172 --> 00:35:11.812
خب، حدس میزنم بانو جینگ رو به زحمت انداختم

00:35:11.812 --> 00:35:13.752
میشه دوباره بری پیش یون یی

00:35:13.752 --> 00:35:15.532
بهش بگو بیاد و شام رو با من باشه

00:35:16.612 --> 00:35:17.692
فردا دوباره برات یه زحمت دیگه دارم

00:35:39.692 --> 00:35:40.772
به این نقاشی که نگاه کنی

00:35:40.772 --> 00:35:42.052
حتی یون یی رو که خوابش برده رو هم میتونی ببینی

00:35:43.212 --> 00:35:44.392
خیلی وقت پیش میخواستم برم

00:35:44.392 --> 00:35:46.052
اما وقتی دیدم یون یی خوابش برده

00:35:46.052 --> 00:35:48.212
حدس زدم حتما خسته ست و نباید مزاحمش بشم

00:35:48.212 --> 00:35:49.332
بخاطر همین یکمی بیشتر موندم

00:35:51.972 --> 00:35:53.252
این نقاشی قشنگیه؟

00:35:53.972 --> 00:35:55.412
اما معانی پشتش رو تونستی متوجه بشی؟

00:35:56.212 --> 00:35:57.572
چه معنایی ممکنه پشتش باشه؟

00:35:57.572 --> 00:35:59.612
فقط در حیرت از کسیم که این نقاشی رو کشیده

00:35:59.612 --> 00:36:01.372
خوشبخت ترین بانوی شی ژوعه

00:36:02.052 --> 00:36:03.092
بیا اصلا اسمی هم از یون یی نیاریم

00:36:03.092 --> 00:36:05.732
شاید منم از اقبال خوبش بتونم بهره ای ببرم

00:36:06.332 --> 00:36:07.372
بانو جینگ، اینجا چیکار میکنین؟

00:36:08.972 --> 00:36:10.492
بانو، عالیجناب چو برگشتن

00:36:11.652 --> 00:36:12.732
چونگ یو برگشته؟

00:36:22.572 --> 00:36:25.012
امروز واقعا به موقع اومدم

00:36:42.452 --> 00:36:43.692
چونگ یو برگشتی

00:36:44.732 --> 00:36:46.652
گرسنمه، یه چیزی برام درست کن بخورم

00:36:46.652 --> 00:36:47.680
باشه

00:36:49.536 --> 00:36:50.624
یواشتر

00:36:51.332 --> 00:36:53.052
برادر، زود برگشتی

00:36:53.052 --> 00:36:55.012
چرا انگاری وزن کم کردی؟

00:36:55.892 --> 00:36:57.812
وقتی اون همه دنبال گاری های غلات بودم، طبیعیه

00:36:59.092 --> 00:37:00.092
حالت چطوره؟

00:37:00.972 --> 00:37:02.372
خوبم

00:37:02.372 --> 00:37:03.932
برادر بابت پیروزی و دستاوردی که به دست آوردی بهت تبریک میگم

00:37:07.812 --> 00:37:09.392
خودت که قوانین اینجا رو میدونی

00:37:09.392 --> 00:37:11.532
دیگه نذار آدم هایی مثل اون وارد اینجا بشن

00:37:16.932 --> 00:37:19.272
بانو مین، لطفا از این طرف بیاین

00:37:19.272 --> 00:37:21.092
از شما و یون یی بابت زحماتی که امروز کشیدین ممنونم

00:37:21.092 --> 00:37:23.332
میشه بعدا از طرفم ازشون تشکر کنین؟

00:38:02.292 --> 00:38:03.612
بانوی من

00:38:03.612 --> 00:38:05.332
این سوپ سالگرد صد سالگیه، که خیلی دوستش دارین

00:38:06.692 --> 00:38:07.932
چرا داخل منتظر نباشیم؟

00:38:07.932 --> 00:38:09.132
مراقب باشین سرما نخورین

00:38:09.812 --> 00:38:11.252
امشب، شب راحت و آرومی رو داریم

00:38:12.692 --> 00:38:14.512
غیر از این، نور ستاره ها هم خیلی خیره کننده ست

00:38:14.512 --> 00:38:16.852
حیفه که آوازی برای ماه نخونیم

00:38:18.372 --> 00:38:20.652
برام سواله بدونم

00:38:21.452 --> 00:38:23.972
بین ماهی که امشب من دارم تو آسمون
میبینم با ماهی که شویو میبینه فرقی هست

00:38:31.772 --> 00:38:33.112
ماه درخشان میدرخشه

00:38:33.112 --> 00:38:34.332
روشنایی عشقم

00:38:49.892 --> 00:38:51.652
پشت این دیوارهای بلند آسمون شب چقدر وسیعه

00:38:52.932 --> 00:38:55.172
اما بازم زیبایی تماشای ماه به زیبایی همسرم نمیرسه

00:39:00.732 --> 00:39:01.812
توی این روزها که دور بودم

00:39:02.572 --> 00:39:03.616
حال همسرم چطور بوده؟

00:39:08.532 --> 00:39:10.932
وزن کم کردی و رنگت هم پریده

00:39:15.092 --> 00:39:16.372
هر روز و شب دلتنگ همسرم بودم

00:39:17.892 --> 00:39:19.492
با قلبی که شکسته بود یه لقمه غذا هم نمیتونستم قورت بدم

00:39:21.532 --> 00:39:22.692
فقط میخواستم بدونم چطوری

00:39:22.692 --> 00:39:24.092
فهمیدی امروز برمیگردم

00:39:25.492 --> 00:39:27.732
برای همین  غذاهایی که دوست دارم رو برام آماده کردی

00:39:32.012 --> 00:39:33.012
گفتنش عجیبه

00:39:33.932 --> 00:39:35.812
از دیروز عصر یکدفعه

00:39:35.812 --> 00:39:37.292
احساس کردم که قراره برگردی

00:39:37.812 --> 00:39:39.292
و به طرز عجیبی مطمئن بودم

00:39:39.292 --> 00:39:41.812
انگار که خودت بهم گفته باشی

00:39:42.732 --> 00:39:44.312
بخاطر همین از تان و نی خواستم

00:39:44.312 --> 00:39:45.972
غذاهای مورد علاقه ات رو آماده کنن

00:39:48.092 --> 00:39:49.452
انگار دل هامون بهم وصله

00:39:50.892 --> 00:39:51.972
حالا که حرف دیشب شد

00:39:51.972 --> 00:39:54.132
خیلی بی قرار بودم و دوست داشتم  زودتر برگردم

00:39:55.212 --> 00:39:56.532
همش به دوباره دیدن همسرم فکر میکردم

00:39:57.372 --> 00:39:58.412
بخاطر همین فورا سوار اسبم شدم

00:39:58.932 --> 00:40:00.132
نتونستم برای برگشتن یه لحظه هم معطل کنم

00:40:02.092 --> 00:40:03.172
بیا، زود بیا بشین

00:40:05.372 --> 00:40:06.532
تا داغه بخور

00:40:06.532 --> 00:40:08.372
همشون غذاهای مورد علاقه ات هستن

00:40:09.612 --> 00:40:11.852
مطمئنم توی خیمه های نظامی نمیتونستی همچین غذایی بخوری

00:40:12.532 --> 00:40:13.536
باشه

00:40:38.852 --> 00:40:39.892
چرا نمیخوری؟

00:40:39.892 --> 00:40:41.112
مگه نگفتی گرسنته؟

00:40:41.112 --> 00:40:42.692
همشون غذاهای مورد علاقتن

00:40:42.692 --> 00:40:43.808
مخصوصا برات آماده شون کردم

00:40:44.652 --> 00:40:45.664
شنیدم که

00:40:46.212 --> 00:40:48.252
انقدر به جیو غذا دادی که نزدیک بود بمیره

00:40:50.532 --> 00:40:52.532
دیدم زیاد حالش خوب نبود

00:40:52.532 --> 00:40:54.252
بخاطر همین یکم بیش از حد بهش غذا دادم

00:40:54.972 --> 00:40:56.412
انگار فنجون های آبگینه ام

00:40:56.412 --> 00:40:57.852
زیاد اوضاعشون خوب نیست

00:40:57.852 --> 00:40:59.332
 همشون رو

00:40:59.332 --> 00:41:01.092
به چندین تیکه تبدیل کردی

00:41:03.412 --> 00:41:05.052
با آب سرد شستمشون اما تمیز نشدن

00:41:05.052 --> 00:41:06.252
بخاطر همین با آب گرم شستمشون

00:41:06.252 --> 00:41:08.132
کی فکرش رو میکرد انقدر ظریف باشن

00:41:08.132 --> 00:41:09.372
یهویی شروع کردن به ترک برداشتن

00:41:11.612 --> 00:41:13.392
همینطور بیشتر و بیشتر داری منو تحت تاثیر قرار میدی

00:41:13.392 --> 00:41:15.112
الان میتونی به شاهین ها غذا بدی

00:41:15.112 --> 00:41:16.492
و فنجون ها رو تمیز کنی

00:41:17.052 --> 00:41:19.172
و حتی مهمون دعوت کنی تا خطاطی ها و نقاشی هات رو ببینن

00:41:21.452 --> 00:41:22.692
چی گفتی؟

00:41:22.692 --> 00:41:23.712
چی گفتم؟

00:41:27.932 --> 00:41:30.292
گفتی وقتی تو و شینگ جیان نیستین

00:41:30.292 --> 00:41:31.972
نباید با بانوهای اشراف خودم رو درگیر کنم

00:41:31.972 --> 00:41:33.812
اما زیاد هم براشون توهین آمیز نباشه

00:41:34.372 --> 00:41:36.372
اما اگه یکمی تحویلشون بگیری

00:41:36.372 --> 00:41:38.092
اونوقت دیگه دست از سرت برنمیدارن

00:41:38.092 --> 00:41:39.572
خواهر بزرگم خیلی از دستشون عصبانی بود

00:41:39.572 --> 00:41:40.652
اونقدری که بیمار شد

00:41:40.652 --> 00:41:43.012
اون بانو ژانگ بازم راه افتاده بود دنبالش و همش حرف میزد

00:41:43.012 --> 00:41:44.412
واقعا دیگه نتونستم تحملش کنم

00:41:44.412 --> 00:41:46.172
بخاطر همین اجازه دادم بیاد تو و کامل نگاه کنه

00:41:46.692 --> 00:41:48.752
راستش امروز خیلی مودب بود

00:41:48.752 --> 00:41:50.512
اولش ازم معذرت خواهی کرد

00:41:50.512 --> 00:41:52.792
و بعد کلی از خواهرم تعریف کرد

00:41:52.792 --> 00:41:55.212
اما لحنش یکمی عجیب بود

00:41:56.252 --> 00:41:57.692
احیانا نگفت

00:41:57.692 --> 00:42:00.132
شخصی که تو نقاشیه بیشتر شبیه خواهرته؟

00:42:00.132 --> 00:42:01.352
و شما بهم شبیهین

00:42:01.352 --> 00:42:02.972
و مردم بخاطر لیولی

00:42:02.972 --> 00:42:04.252
باهات خوب رفتار میکنن

00:42:05.052 --> 00:42:07.332
چرا گفت، خب که چی؟

00:42:07.332 --> 00:42:08.952
خواهرم از بدو تولد همه چیز تموم بوده

00:42:08.952 --> 00:42:10.652
مگه چیه که شبیهش باشم؟

00:42:11.292 --> 00:42:13.232
غیر از این، اگه بخاطر خواهرم نبود

00:42:13.232 --> 00:42:14.572
چطوری میتونستم ببینمت؟

00:42:14.572 --> 00:42:15.972
چطور ممکن بود که باهام خوب رفتار کنی؟

00:42:17.412 --> 00:42:19.772
راستش حرفاش اشتباه نیستن

00:42:20.332 --> 00:42:22.712
فقط از لحن حرف زدنش خوشم نیومد

00:42:22.712 --> 00:42:24.532
نتونستم زیاد باهاش حرف بزنم

00:42:32.412 --> 00:42:33.892
نکنه باز

00:42:34.492 --> 00:42:35.612
اشتباهی ازم سر زده؟

00:42:38.500 --> 00:43:08.500
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:08.524 --> 00:45:38.524
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.