﻿WEBVTT

00:00:00.890 --> 00:00:03.300
‫مادری که خانواده‌شو ول کرد؟

00:00:04.420 --> 00:00:06.680
‫فکر کنم کومه از قبل متوجهش شده بود.

00:00:06.680 --> 00:00:10.880
‫ولی فکر نمی‌کرد من داستانشو جدی بگیرم، پس...

00:00:10.880 --> 00:00:13.240
‫رفت تا خودش موضوع رو حل کنه؟

00:00:13.710 --> 00:00:15.380
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

00:00:17.690 --> 00:00:18.450
‫باید سریعتر...

00:00:20.160 --> 00:00:21.690
‫بریم جایی که کومه رفته.

00:00:21.714 --> 00:00:29.714
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:29.980 --> 00:00:32.090
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:00:32.960 --> 00:00:36.540
‫بعد از تمام این مدت، این چیزیه که می‌خوای به دخترت بگی؟

00:00:40.110 --> 00:00:42.150
‫مهمون داری، هاتسونه-چان؟

00:00:42.150 --> 00:00:44.810
‫آره، یکی از بستگانمه.

00:00:44.810 --> 00:00:47.950
‫باید یه‌مدت بریم بیرون. به‌نظر واجب میاد.

00:00:47.950 --> 00:00:49.070
‫باشه.

00:00:59.120 --> 00:01:01.220
‫خب، ظاهراً حداقل خودت زندگی خوبی داری.

00:01:04.430 --> 00:01:06.090
‫این کیمونوی یه مَرده؟

00:01:06.480 --> 00:01:08.210
‫چه فرقی داره اگه باشه؟

00:01:08.900 --> 00:01:13.760
‫فقط برام سؤال بود که خبر داره که
‫شوهر سابقت رو می‌بینی یا نه.

00:01:15.790 --> 00:01:18.290
‫بابا اومده بود اینجا، مگه نه؟

00:01:19.970 --> 00:01:21.860
‫معلوم هست چی داری می‌گی؟

00:01:22.640 --> 00:01:28.980
‫بابا قبل از رفتن به سوگو دم این مسافرخونه وایساد.
‫گفت یه مشتری ثابت اینجا داره.

00:01:28.980 --> 00:01:33.590
‫تو اون زمان، فکرشم نمی‌کردم منظورش تو باشی.

00:01:34.040 --> 00:01:37.380
‫تصادف محضه. من ندیدمش.

00:01:37.380 --> 00:01:39.400
‫قاتی چه داستانی کردیش؟

00:01:39.750 --> 00:01:42.030
‫هیچی. گفتم که ندیدمش.

00:01:42.030 --> 00:01:47.500
‫شنیدم یه زن با خال‌هایی شبیه تو،
‫سرپوش حکیم رو به یه پزشک توی شیموبارا فروخته.

00:01:49.820 --> 00:01:52.020
‫که باعث شد خودم مظنون بشم.

00:01:52.510 --> 00:01:54.880
‫تا الان که دهنم رو بسته نگه داشتم.

00:01:55.670 --> 00:01:58.210
‫خودت بودی که با میمون‌ها معامله کردی، مگه نه؟

00:02:00.430 --> 00:02:06.640
‫به‌خاطر سرپوش حکیم پول هنگفتی به جیب زدی
‫ولی کثیف‌کاری‌هاشو انداختی گردن بابا تا خودتو قاتی نکنی.

00:02:06.640 --> 00:02:08.970
‫بعد وقتی اوضاع ناجور شد دستشو تو حنا گذاشتی.

00:02:10.970 --> 00:02:13.390
‫خودت نمی‌فهمی داری چی می‌گی.

00:02:13.390 --> 00:02:14.890
‫می‌شه منو به حال خودم ول کنی؟

00:02:18.950 --> 00:02:23.880
‫نگران نباش. نمی‌رم تحویلت بدم.

00:02:25.650 --> 00:02:29.330
‫از حالا به بعد باید زندگی خودمو بسازم.

00:02:29.330 --> 00:02:32.340
‫یه کمکی به دخترت نمی‌رسونی تا شروع کنه...

00:02:32.890 --> 00:02:34.210
‫مامان؟

00:02:39.180 --> 00:02:41.290
‫الحق که دختر خودمی.

00:02:42.010 --> 00:02:43.760
‫یه‌لحظه صبر کن.

00:02:45.300 --> 00:02:47.930
‫ولی بازم، تعجب کردم.

00:02:48.250 --> 00:02:54.370
‫چطور تونستی اون ترسو رو متقاعد کنی
‫تا دخترها رو بدزده و خوراک میمون‌ها کنه؟

00:02:55.900 --> 00:02:59.280
‫اون جیهه عمراً جرئتشو پیدا می‌کرد.

00:03:01.180 --> 00:03:04.280
‫فقط ازش خواستم یه کار کوچولو انجام بده.

00:03:04.280 --> 00:03:08.580
‫اینطوری که «می‌شه یه محموله مشکوک رو
‫ برام به سازاکی ببری؟»

00:03:08.910 --> 00:03:10.990
‫«یه محموله مشکوک؟»

00:03:13.670 --> 00:03:17.370
‫منظورت اینه که بابا درمورد میمون‌ها نمی‌دونست؟

00:03:17.370 --> 00:03:20.100
‫فکر کردی اگه می‌دونست قبول می‌کرد؟

00:03:20.100 --> 00:03:23.850
‫البته خب وقتی از سازاکی برگشت،
‫صورتش مثل گچ سفید شده بود.

00:03:23.850 --> 00:03:28.330
‫«این چیکار بود که مجبورم کردی انجام بدم؟»
‫و «دیگه عمراً کاری مثل این بکنم.» و این‌چیزا.

00:03:29.000 --> 00:03:32.780
‫و آخرسر، قبول کرد که به سوگو هم بره.

00:03:33.210 --> 00:03:36.980
‫چرا؟ مگه نگفت دیگه دست به این‌کارا نمی‌زنه؟

00:03:36.980 --> 00:03:43.340
‫خب، در واقع، سرپوش حکیم رو به یه تازه‌وارد فروخته بود
‫ و توجه دنیای زیرزمینی رو جلب کرد.

00:03:43.900 --> 00:03:47.200
‫اگه توی پایتخت می‌موندید، هرجفت‌تون کشته می‌شدید.

00:03:47.200 --> 00:03:52.250
‫تصمیم گرفت به حومه کشور بره
‫و تظاهر کنه که میمون‌ها خوردنت.

00:03:52.750 --> 00:03:55.040
‫برای همین کارِ سوگو رو قبول کرد.

00:03:55.720 --> 00:03:57.970
‫بذار حدس بزنم. اون قسمتش هم جزو نقشه‌ت بود.

00:03:58.260 --> 00:04:02.060
‫بابا هیچ‌وقت اون مواد رو جابه‌جا نمی‌کرد.

00:04:02.060 --> 00:04:06.470
‫اینو می‌دونستی و جوری لای منگنه گذاشتیش
‫ تا مجبور شه به سوگو بره.

00:04:06.470 --> 00:04:08.840
‫من؟ زبونتو گاز بگیر.

00:04:09.210 --> 00:04:12.390
‫و علاوه بر اون، تمام تقصیرها رو انداختی گردن خودش.

00:04:12.910 --> 00:04:16.790
‫بهش گفتی توی نامه‌ش بنویسه که
‫ تمام کارها رو خودش کرده و-

00:04:16.790 --> 00:04:20.160
‫جیهه اون اعتراف رو محض خاطر تو نوشت.

00:04:20.160 --> 00:04:21.380
‫چی؟

00:04:21.380 --> 00:04:25.480
‫گفت «به کومه طفلکی فکر کن که دوتا والدین قاتل داره،»

00:04:25.480 --> 00:04:28.100
‫«بذار من تنها آدم‌بده باشم.»

00:04:28.440 --> 00:04:31.860
‫اون نامه کاری کرد تا دنیای زیرزمینی به اون بسنده کنه.

00:04:32.410 --> 00:04:35.820
‫تو کسی بودی که جیهه تا آخرین لحظه بهش فکر می‌کرد.

00:04:40.700 --> 00:04:43.970
‫این چطوره؟ به‌نظرم بهت میاد.

00:04:44.530 --> 00:04:49.980
‫اوه، فهمیدم. شوهرم الانه که برگرده خونه.
‫بیا سه‌تایی باهم غذا بخوریم.

00:04:51.280 --> 00:04:55.090
‫واقعاً شبیه خودمی. دختر به مادرش رفته.

00:04:56.370 --> 00:04:58.150
‫بهم دست نزن!

00:04:59.250 --> 00:05:00.390
‫کومه؟

00:05:01.030 --> 00:05:02.950
‫بابا تنها والدینیه که دارم!

00:05:03.490 --> 00:05:04.570
‫تو...

00:05:05.550 --> 00:05:08.430
‫تو مادر من نیستی! نمی‌تونی باشی!

00:05:18.390 --> 00:05:22.570
‫باورم نمی‌شه خوشحال و خندان تنهایی
‫ پاشدی اومدی اینجا. مگه چقدر می‌تونی احمق باشی؟

00:05:31.020 --> 00:05:35.820
‫حتماً فکر کردی عمراً هیچ مادری
‫بچه خودشو بکشه. چقدر ساده‌لوح.

00:05:37.750 --> 00:05:43.850
‫وقتی 13 سالم بود پدرم منو فروخت تا بدهی‌هاشو بده.

00:05:43.850 --> 00:05:47.290
‫و فقط یه‌بار هم نبود. بارها و بارها اتفاق افتاد.

00:05:48.250 --> 00:05:52.120
‫یه شب زمستونی، بیرون سگ‌مست شده بود.

00:05:52.120 --> 00:05:54.490
‫روز بعدش قرار بود برف شدیدی بباره.

00:05:54.490 --> 00:05:59.830
‫پس منم درو به روش قفل کردم.
‫تا صبح روز بعدش یخ بسته بود.

00:06:04.220 --> 00:06:07.600
‫وقتی جیهه عاشقم شد تو پوست خودم نمی‌گنجیدم.

00:06:07.600 --> 00:06:13.490
‫فکر می‌کردم بالأخره یه خانواده پیدا کردم.
‫فکر می‌کردم جیهه بهم اهمیت می‌ده.

00:06:14.020 --> 00:06:16.130
‫ولی بعدش سروکله‌ی تو پیدا شد،

00:06:16.430 --> 00:06:18.820
‫و دوباره مثل قبل تنها شدم.

00:06:20.740 --> 00:06:22.560
‫ای قاتل.

00:06:22.970 --> 00:06:26.120
‫آره، من یه قاتلم.

00:06:29.950 --> 00:06:32.430
‫چطور عاقبتم این شد؟

00:06:32.850 --> 00:06:36.530
‫من صرفاً می‌خواستم خوشبخت باشم.

00:06:46.860 --> 00:06:49.110
‫کومه-سان! حالت خوبه؟

00:06:52.050 --> 00:06:53.370
‫یوکیا؟

00:06:55.930 --> 00:06:58.610
‫اصل مطلب رو از یوکیا شنیدم.

00:06:59.020 --> 00:07:01.210
‫حتماً تنهایی تحمل کردنش سخت بوده.

00:07:03.160 --> 00:07:06.670
‫واقعاً متأسفم. چیزای خیلی بدی بهت گفتم.

00:07:07.400 --> 00:07:10.060
‫فکر می‌کردم بیای، یوکیا.

00:07:10.700 --> 00:07:12.730
‫چون بهم شک داشتی.

00:07:14.480 --> 00:07:18.800
‫وقتی گفتی نمی‌تونی بهم اعتماد کنی،

00:07:19.530 --> 00:07:24.160
‫متوجه شدم تمام کسایی که
‫ واقعاً بهم اعتماد داشتن از پیشم رفتن.

00:07:28.180 --> 00:07:29.080
‫بابا...

00:07:47.500 --> 00:07:48.950
‫نمی‌خواد عجله کنی.

00:08:01.970 --> 00:08:03.370
‫عزیزم!

00:08:03.370 --> 00:08:05.060
‫نجاتم بده!

00:08:05.810 --> 00:08:07.910
‫هاتسونه.

00:08:09.460 --> 00:08:10.580
‫سرپوش حکیم؟

00:08:26.570 --> 00:08:27.320
‫برگردین داخل!

00:08:34.440 --> 00:08:35.650
‫یوکیا!

00:08:36.770 --> 00:08:38.680
‫کمکم کن! یوکیا!

00:08:41.080 --> 00:08:43.080
‫این منو یاد چی میندازه؟

00:08:47.820 --> 00:08:49.210
‫وایسا، یوکیا!

00:08:52.040 --> 00:08:52.970
‫اعلی‌حضرت!

00:09:14.050 --> 00:09:15.450
‫مُرده؟

00:09:15.450 --> 00:09:16.100
‫نه.

00:09:16.360 --> 00:09:17.800
‫فعلاً برمی‌گردیم.

00:09:17.800 --> 00:09:19.170
‫کومه رو برمی‌داریم و-

00:09:48.200 --> 00:09:49.280
‫اعلی‌حضرت!

00:09:54.700 --> 00:09:55.920
‫اعلی‌حضرت!

00:10:00.650 --> 00:10:02.740
‫اعلی‌حضرت! اعلی‌حضرت!

00:10:03.070 --> 00:10:04.200
‫یوکیا!

00:10:29.060 --> 00:10:31.110
‫اعلی‌حضرت! اعلی‌حضرت!

00:10:31.110 --> 00:10:31.780
‫نازوکیهیکو!

00:10:32.150 --> 00:10:34.560
‫صدامو می‌شنوی؟ هی، خودتو جمع کن!

00:10:34.560 --> 00:10:35.470
‫اعلی‌حضرت!

00:10:35.470 --> 00:10:37.610
‫یه‌چیزی بگو، نازوکیهیکو!

00:10:36.990 --> 00:10:39.110
‫اعلی‌حضرت! اعلی‌حضرت!

00:10:37.610 --> 00:10:40.480
‫هی! چشماتو باز کن! یالا!

00:10:40.504 --> 00:11:00.504
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:11:48.110 --> 00:11:51.540
‫همش تقصیر من بود. متأسفم.

00:11:55.840 --> 00:11:57.400
‫هامایو-ساما.

00:12:19.680 --> 00:12:21.230
‫حالا دیگه تنبیه شدی...

00:12:22.360 --> 00:12:24.770
‫پس فکر احمقانه‌ای به سرت نزنه.

00:12:25.980 --> 00:12:27.350
‫این یه دستوره.

00:12:38.090 --> 00:12:40.280
‫فکر کنم برای سه یا چهار سال پیش بود.

00:12:41.090 --> 00:12:45.640
‫آب از دامنه‌ی کوه مرکزی شروع به خشک‌شدن کرد.

00:12:45.640 --> 00:12:48.320
‫در نهایت، چاه ما هم بی‌آب شد.

00:12:49.010 --> 00:12:53.740
‫بوی خوبی از روت حس می‌کنم. یه زن جوون.

00:12:53.740 --> 00:12:56.640
‫دفعه بعد می‌خوام اونو بخورم.

00:12:56.640 --> 00:12:58.020
‫حتی حرفشم نزن.

00:12:58.020 --> 00:13:02.830
‫چرا که نه؟ مگه همسرته؟ یا دخترت؟

00:13:02.830 --> 00:13:04.670
‫گفتم نه، ختم کلام!

00:13:04.670 --> 00:13:06.540
‫اوه؟ و چرا که نه؟

00:13:07.050 --> 00:13:09.940
‫هـ ـ هاتسونه! بهت گفتم نیای اینجا.

00:13:12.850 --> 00:13:13.530
‫می‌گم...

00:13:13.930 --> 00:13:17.930
‫تو می‌گی گوشت یه زن رو می‌خوای،
‫ولی برات مهمه که گوشت من باشه؟

00:13:17.930 --> 00:13:19.930
‫نه، نه واقعاً.

00:13:20.580 --> 00:13:24.330
‫درعوض کلی بهت سرپوش حکیم می‌دم.

00:13:25.200 --> 00:13:28.540
‫خب؟ مطمئنم می‌تونیم یه‌جوری باهم کنار بیایم.

00:13:38.580 --> 00:13:40.160
‫تا همین‌جا گفتم بس نبود؟

00:13:40.540 --> 00:13:44.100
‫حالا می‌شه منو باز کنید؟ این طناب‌ها خیلی درد دارن.

00:13:44.340 --> 00:13:46.390
‫این درد که چیزی نیست...

00:13:47.810 --> 00:13:52.790
‫در مقابل دردی که پیشکشِ تو
‫ به سر یاتاگاراسوهای هموطن‌مون آورده.

00:13:52.790 --> 00:13:54.900
‫«یاتاگاراسوهای هموطن‌مون»؟

00:13:55.590 --> 00:13:58.830
‫من که یادم نمیاد هیچ‌کدوم از شماها
‫ برای کمک به من دستی دراز کرده باشین،

00:13:59.650 --> 00:14:03.910
‫ولی اگه «هموطن» هستیم،
‫می‌شه منو آزاد کنین برم؟

00:14:08.670 --> 00:14:10.170
‫چطور جرئت می‌کنی...

00:14:10.990 --> 00:14:13.730
‫هیچ‌کس برای نجاتم نیومد.

00:14:14.670 --> 00:14:20.410
‫مخصوصاً لاف‌زن‌هایی که دَم از
‫ «یاتاگاراسوهای هموطن» می‌زنن.

00:14:21.850 --> 00:14:25.710
‫ولی میمون‌ها دروغ تو حرفشون نبود
‫و پولی که گفتن رو دادن.

00:14:26.180 --> 00:14:29.260
‫کمکم کردن تا یه زندگی تجملی داشته باشم.

00:14:31.650 --> 00:14:34.820
‫هنوزم که هنوزه ازشون ممنونم.

00:14:36.560 --> 00:14:39.770
‫حالا فکر کنم قرار بود منو بکشین.

00:14:41.400 --> 00:14:42.550
‫عیبی نداره.

00:14:43.370 --> 00:14:44.630
‫می‌بخشمتون.

00:14:49.330 --> 00:14:50.650
‫ببریدش!

00:14:52.950 --> 00:14:54.160
‫بلند شو!

00:14:54.990 --> 00:14:58.050
‫به هرحال جامعه قرار نیست با این وضع زیاد دووم بیاره.

00:14:58.050 --> 00:14:59.180
‫تکون بخور!

00:15:09.360 --> 00:15:10.420
‫اصلاً نمی‌فهمم.

00:15:11.320 --> 00:15:13.850
‫هیچ‌جوره نمی‌تونم اون زنو درک کنم.

00:15:14.590 --> 00:15:17.880
‫نه. از دلسوزی هم گذشته.

00:15:18.570 --> 00:15:20.480
‫لازم نیست درکش کنم.

00:15:21.580 --> 00:15:26.020
‫شرط می‌بندم اعدامش قرار نیست چشم‌نواز باشه.

00:15:29.320 --> 00:15:30.990
‫اینو خودش سر خودش آورد.

00:15:31.310 --> 00:15:34.210
‫بله. ناتسوکا-ساما. درست می‌گید.

00:15:34.700 --> 00:15:37.400
‫پس اون نیشخند رو زود از صورتت پاک کن!

00:15:50.560 --> 00:15:53.260
‫تقصیر منه که اعلی‌حضرت چاقو خورد.

00:15:53.910 --> 00:15:58.800
‫بر این فرض گرفتم که کلاغ گنده رو
‫ مثل اون میمون با یه‌ضربه از پا درمیاره.

00:15:59.300 --> 00:16:01.970
‫نه، تقصیر تو نیست.

00:16:05.220 --> 00:16:07.860
‫فکر می‌کنی چی یه کینوی حقیقی رو می‌سازه؟

00:16:08.170 --> 00:16:08.910
‫ها؟

00:16:11.710 --> 00:16:14.910
‫می‌دونی، یوکیا. نازوکیهیکو...

00:16:14.910 --> 00:16:17.540
‫نمی‌تونه یاتاگاراسوها رو بکشه.

00:16:17.770 --> 00:16:18.980
‫چی؟

00:16:18.980 --> 00:16:23.600
‫کلاغ طلایی تمام یاتاگاراسوها رو
‫ به‌چشم دوست می‌بینه.

00:16:23.950 --> 00:16:29.950
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه کسی از ما رو بکشه.
‫نه حتی کسی که قصد داشت جونشو بگیره.

00:16:35.500 --> 00:16:38.710
‫کینوها همچین افرادی هستن.

00:16:39.520 --> 00:16:43.170
‫یه‌سریا می‌گن کینوی حقیقی هیچ قلبی نداره.

00:16:43.170 --> 00:16:44.510
‫منظورتون چیه؟

00:16:45.870 --> 00:16:48.430
‫«بی‌احساس» شاید نزدیک‌ترین تشبیهش باشه.

00:16:48.430 --> 00:16:50.980
‫درواقع نازوکیهیکو اینو خودش می‌گه.

00:16:50.980 --> 00:16:56.300
‫«یادم نمیاد حس شادی، غم،
‫یا هیچ احساس دیگه‌ای داشته باشم.»

00:16:56.700 --> 00:17:03.870
‫«برای اربابی که عادلانه حکومت می‌کنه،
‫احساسات شخصی چیزی جز بار اضافی نیستن.»

00:17:04.210 --> 00:17:06.750
‫می‌تونم تصور کنم همچین چیزی بگه.

00:17:07.460 --> 00:17:10.530
‫تو هم مخصوصاً خیلی ازش زخم خوردی.

00:17:11.840 --> 00:17:18.250
‫ولی می‌دونی، فکر می‌کنم
‫ نازوکیهیکو داره درباره بی‌احساسی‌ش دروغ می‌گه.

00:17:20.420 --> 00:17:25.280
‫فقط در مقابل وظیفه‌ای به عظمت کینو،

00:17:25.720 --> 00:17:29.590
‫احساسات خودش به نازکی کاغذ شدن.

00:17:29.940 --> 00:17:34.330
‫احتمالاً قبل اینکه متوجهشون بشه، بی‌نتیجه محو می‌شن.

00:17:41.450 --> 00:17:43.840
‫اعلی‌حضرت بیدار شدن!

00:17:56.220 --> 00:17:58.680
‫خداروشکر. واقعاً خداروشکر.

00:17:59.110 --> 00:18:01.970
‫نازوکیهیکو! منو یادت میاد؟

00:18:04.750 --> 00:18:05.950
‫نازوکیهیکو.

00:18:12.580 --> 00:18:13.930
‫خدایا...

00:18:37.800 --> 00:18:40.560
‫زخم‌تون چطوره، اعلی‌حضرت؟

00:18:40.810 --> 00:18:42.930
‫دیگه درد خیلی کمی حس می‌کنم.

00:18:42.930 --> 00:18:46.360
‫خودت بیشتر مریض میای.
‫می‌خوای اینجا منتظر بمونی؟

00:18:46.360 --> 00:18:50.140
‫حتماً شوخی می‌کنید.
‫اگه اتفاقی براتون بیفته چی؟

00:18:53.910 --> 00:18:55.000
‫اونجاست.

00:19:08.370 --> 00:19:09.980
‫آتش اشباح؟

00:19:13.230 --> 00:19:14.770
‫چرا انقدر زیادن؟

00:19:14.770 --> 00:19:19.020
‫به‌نظر میاد در زمان بیماریم شکاف‌ها گشادتر شدن.

00:19:33.570 --> 00:19:36.780
‫آتش اشباح نوریه که انسان‌ها به‌وجود میارن.

00:19:36.780 --> 00:19:38.320
‫جدی؟

00:19:39.300 --> 00:19:43.560
‫انسان‌ها نمی‌تونن سیاهی تاریکی رو تحمل کنن.

00:19:47.150 --> 00:19:49.510
‫با سرعت خیلی سریعی حرکت می‌کنن.

00:19:49.510 --> 00:19:52.540
‫نورشون دیگه تقریباً به کوهِ ما رسیده.

00:19:52.790 --> 00:19:53.750
‫نه...

00:19:55.070 --> 00:19:59.290
‫همین الانشم بهمون نفوذ،
‫و چندین دهکده‌ی خارجی رو نابود کرده.

00:20:00.430 --> 00:20:03.470
‫میمون‌ها زود دوباره پیداشون می‌شه.

00:20:05.140 --> 00:20:08.810
‫آب‌های یامائوچی خشک،
‫و قلب‌های مردمش تهی می‌شه.

00:20:11.340 --> 00:20:15.630
‫شکاف‌ها به قدری باز می‌شه که درنهایت انسان‌ها پیدامون کنن.

00:20:16.140 --> 00:20:21.770
‫این قراره پایان یامائوچی باشه؟
‫همه‌چیز قراره از بین بره؟

00:20:21.770 --> 00:20:24.830
‫حتی منم نمی‌دونم نابودی‌مون به چه شکل خواهد بود.

00:20:25.510 --> 00:20:27.200
‫ولی می‌دونم نزدیکه.

00:20:27.640 --> 00:20:30.120
‫چطور می‌تونین انقدر مطمئن باشین؟

00:20:30.120 --> 00:20:32.290
‫چون متولد شدم.

00:20:32.870 --> 00:20:38.670
‫یه کینوی حقیقی همیشه
‫ با قدرتی که زمانش احتیاج داره زاده می‌شه.

00:20:39.260 --> 00:20:44.350
‫درمان در زمان‌های وخیم.
‫دانش برای بقا در زمان‌های فاجعه.

00:20:44.350 --> 00:20:45.970
‫و من هم...

00:20:47.080 --> 00:20:50.130
‫قدرتی برای جلوگیری از سقوط یامائوچی دارم.

00:21:01.740 --> 00:21:04.360
‫من باید چیکار کنم؟

00:21:04.360 --> 00:21:07.570
‫غیر از رفتن به خونه‌ت توی تاروهی
‫ و محافظت از خانواده‌ت؟

00:21:10.440 --> 00:21:14.500
‫پس می‌خواین تنهایی از یامائوچی محافظت کنین؟

00:21:14.930 --> 00:21:21.750
‫سرکوب کردن احساساتتون و
‫ مرمت شکاف‌ها، بدون داشتن کسی در کنارتون؟

00:21:22.750 --> 00:21:25.500
‫من رهبر یاتاگاراسوها هستم.

00:21:25.820 --> 00:21:28.750
‫حتی برای نجات یکی هم شده تمام تلاشمو می‌کنم.

00:21:29.930 --> 00:21:32.150
‫این شادی منه.

00:21:45.880 --> 00:21:46.910
‫دیگه برمی‌گردیم.

00:21:47.760 --> 00:21:48.780
‫اعلی‌حضرت.

00:21:50.580 --> 00:21:58.710
‫محافظت از شما یعنی محافظت از تمام یامائوچی،
‫خونه‌ام هم جزوشه.

00:22:00.880 --> 00:22:06.300
‫به عبارتی موندن برای حمایت از شما
‫بهترین تصمیمیه که می‌تونم بگیرم.

00:22:06.850 --> 00:22:08.010
‫یوکیا.

00:22:08.420 --> 00:22:12.710
‫کینوی حقیقیِ ما می‌تونه وظیفه‌شو به ثمر برسونه،
‫ولی هیچ نمی‌دونه چطور مراقب خودش باشه.

00:22:12.710 --> 00:22:14.720
‫نمی‌تونم خطر ترک کردنشو به جون بخرم.

00:22:19.620 --> 00:22:22.620
‫از اعلی‌حضرت‌، کینو، استدعا می‌کنم.

00:22:22.940 --> 00:22:28.950
‫اینجانب، یوکیا از تاروهی،
‫بدین‌وسیله وفاداری خود را تا آخر عمر به شما پیشکش می‌کنم،

00:22:28.950 --> 00:22:35.200
‫تا زمانی که بدنم به پوچی رسد و روحم به آسمان‌ها رود.

00:22:45.650 --> 00:22:49.640
‫تو روزی شخص دست راست من خواهی شد،

00:22:49.640 --> 00:22:54.230
‫ولی حدس می‌زنم به‌خاطرش
‫ رنج و سختی‌های زیادی رو تحمل می‌کنی.

00:22:55.000 --> 00:22:58.170
‫اگه نیاز باشه ممکنه رهات کنم،

00:22:58.170 --> 00:23:02.270
‫و شاید همیشه بهترین ارباب ممکن نباشم.

00:23:02.730 --> 00:23:04.520
‫با این‌حال بهم خدمت می‌کنی؟

00:23:05.820 --> 00:23:08.770
‫لطفاً منو به‌عنوان حقیرترین خدمتگزارتون قبول کنید.

00:23:56.400 --> 00:23:58.830
‫شنیدم امسال رقابت جدی‌ای داریم.

00:23:58.830 --> 00:24:01.190
‫اوه، منظورت بچه‌ی اون اشراف‌زاده کله‌گنده‌ست؟

00:24:01.190 --> 00:24:03.820
‫ولی من شنیدم دستیارِ شاهزاده‌ست.

00:24:03.820 --> 00:24:06.440
‫این همون کسیه که توی آزمون امتیاز کامل آورد؟

00:24:06.870 --> 00:24:08.500
‫اینجا صومعه ساقه استوار‌ـه،

00:24:08.500 --> 00:24:12.650
‫جایی ساخته شده برای آموزش نگهبانان یامائوچی
‫ برای دفاع کینو، چه بی‌اصل و نسب باشن چه نه.

00:24:12.650 --> 00:24:14.800
‫اینجا تنها قدرته که اهمیت داره.

00:24:14.800 --> 00:24:17.060
‫واسه کی مهمه که یه اشراف‌زاده‌ست یا دستیار؟

00:24:17.060 --> 00:24:20.230
‫خودم ازش یه مَرد درست‌حسابی می‌سازم،
‫وگرنه اسمم ایچیریو نیست.

00:24:24.200 --> 00:24:26.120
‫یـ ـ یوکیا؟

00:24:26.120 --> 00:24:28.780
‫خوشحالم دوباره می‌بینمتون، ایچیریو-سنپای.

00:24:28.780 --> 00:24:31.810
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫ مگه نگفتی هیچ‌وقت پاتو اینجا نمی‌ذاری؟

00:24:31.810 --> 00:24:34.440
‫اوه، راستش، نظرم عوض شد.

00:24:34.440 --> 00:24:37.230
‫عضو نگهبان‌های یامائوچی شدن
‫ همچین به‌نظر چیز بدی نمیاد.

00:24:38.680 --> 00:24:41.100
‫امیدوارم خیلی بهم سخت نگیرید.

00:00:22.410 --> 00:00:24.540
‫شیموبارا، شمال

00:10:59.300 --> 00:11:04.220
‫خاندان شمالی، خاندان اصلی

00:23:52.990 --> 00:23:56.160
‫صومعه ساقه استوار

00:24:08.510 --> 00:24:12.260
‫اهل روستای شیماکی در شمال
‫ایچیریو

00:24:12.284 --> 00:24:32.284
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:24:32.308 --> 00:24:52.308
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:24:55.010 --> 00:25:00.020
‫نقاشی از ناتسوکی