﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:07.100
‫این انیمه یک داستان خیالیست و هیچ گونه ارتباطی با اشخاص حقیقی یا سازمان ها ندارد.
‫درمان ها و لوازم پزشکیِ استفاده شده در این انیمه ممکن است با کاربرد واقعی آن ها در درمان بیماری ها متفاوت باشند.

00:00:07.120 --> 00:00:17.120
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:40.960 --> 00:00:42.400
‫یه فرشته...

00:00:52.410 --> 00:00:56.290
‫Ameku M.D.: Doctor Detective
‫دکتر آمکو: کاراگاه دکتر

00:02:19.740 --> 00:02:21.920
‫چه خبرا تاکا-چان؟

00:02:21.920 --> 00:02:23.690
‫عه تویی کوما.

00:02:23.690 --> 00:02:26.030
‫طبق معمول زیاد خونگرم نیستی.

00:02:26.420 --> 00:02:29.380
‫کم پیش میاد سمت ما بیاید دکتر کوماکاوا.

00:02:29.380 --> 00:02:30.980
‫چیزی شده؟

00:02:32.220 --> 00:02:36.170
‫خب، راستش یه چیزی هست که
‫میخواستم بخش شما یه نگاهی بهش بندازه.

00:02:40.360 --> 00:02:46.860
‫هفته‌ی گذشته، چند تا پسر بچه
‫که توی یه اتاق بودن، پشت سر هم مریض شدن.

00:02:46.860 --> 00:02:50.750
‫علتش معلوم نیست و
‫درست قبل روز ترخیصشون اتفاق افتاد.

00:02:52.200 --> 00:02:56.310
‫اولین کسی که مریض شد
‫سکیهارا کاتسوجی-کون 10 ساله بود.

00:02:56.310 --> 00:02:58.920
‫به خاطر آپاندیسیت بستری شده بود.

00:02:59.760 --> 00:03:03.410
‫بعد عمل جراحی وضعیتش خوب بود،

00:03:03.410 --> 00:03:07.590
‫ولی هفته‌ی گذشته، حدودای ساعت 9 شب،
‫شروع کرد به استفراغ کردن.

00:03:08.750 --> 00:03:11.670
‫نفر بعدی ساکوتا یوییچی-کون 11 ساله بود.

00:03:11.670 --> 00:03:14.690
‫به خاطر ابتلا به عفونت ‫مایکو پلاسما نومونیه بستری شده بود.
‫عفونت باکتریایی دستگاه تنفسی

00:03:14.990 --> 00:03:18.560
‫علائمش در حال بهتر شدن بودن
‫و میخواستیم کم کم مرخصش کنیم،

00:03:19.140 --> 00:03:23.200
‫ولی 4 روز پیش، حدودای ساعت 11 شب،
‫یه حمله‌ی آسم بهش دست داد.

00:03:24.420 --> 00:03:27.680
‫آخرینشون هم فویوموتو آتسوشی-کون 12 ساله‌ست.

00:03:27.680 --> 00:03:30.310
‫سندروم WPW داره.
‫سندروم ولف پارکینسون وایت: یک بیماری قلبی مادرزادی
‫که مسیر سیگنال ضربان قلب مختل میشود.

00:03:30.760 --> 00:03:35.900
‫بعد از اینکه چند تا حمله‌ی آریتمی مکرر ‫براش اتفاق افتاد بستری شد.
‫آریتمی: تغییر ریتم طبیعی و نرمال قلب

00:03:35.900 --> 00:03:39.520
‫میخواستیم آخر هفته گذشته مرخصش کنیم، ولی...

00:03:40.430 --> 00:03:45.170
‫8 روز پیش، نیمه های شب،
‫از درد شدید افتاد توی راهرو.

00:03:46.050 --> 00:03:51.290
‫ضربانش کند و نامنظم بود،
‫ولی علائمش سریع فروکش کرد.

00:03:52.660 --> 00:03:57.730
‫تاکا-چان، میخواستم بی زحمت
‫بیای باهاشون حرف بزنی و معاینه‌شون کنی.

00:04:00.890 --> 00:04:02.220
‫نمیام.

00:04:02.220 --> 00:04:05.740
‫ها؟ چی شده دکتر تاکائو؟

00:04:07.630 --> 00:04:10.770
‫راستش یه مورد دیگه هم هست
‫که رفته روی مخم.

00:04:11.250 --> 00:04:14.860
‫چند نفر گفتن توی بخش اطفال
‫یه فرشته دیدن.

00:04:14.860 --> 00:04:16.660
‫ها؟ فرشته؟

00:04:16.660 --> 00:04:20.900
‫سر همین یکم همهمه پیش اومده توی بخش.

00:04:20.900 --> 00:04:23.410
‫م-منظورتون چیه؟

00:04:23.410 --> 00:04:29.420
‫حدودا 10 روز پیش بود که
‫یه بیمار دیگه گفت نصف شب یه فرشته دیده.

00:04:30.010 --> 00:04:34.710
‫چشماش اون موقع شب باز کرده و
‫دیده یکی غرق در نور روبروش وایساده.

00:04:34.710 --> 00:04:40.190
‫چطور به این نتیجه رسید که
‫این فرد غرق در نور یه فرشته بوده؟

00:04:40.190 --> 00:04:44.860
‫میگفت چیزی که دیده مثل
‫فرشته ای بوده که توی کتاب های مصورش دیده.

00:04:46.110 --> 00:04:48.950
‫ممکنه اون بچه اشتباه کرده باشه؟

00:04:49.810 --> 00:04:55.190
‫5 روز پیش یکی از پرستارها که داشته
‫از اونجا رد میشده، نگاهی به داخل اتاق میندازه،

00:04:55.190 --> 00:04:58.460
‫و اونم یه چیز فرشته مانند و نورانی میبینه.

00:04:58.890 --> 00:05:04.260
‫و همه‌ی این اتفاقاتی که گفتم هم
‫بعد دیده شدن این فرشته رخ داده.

00:05:04.260 --> 00:05:06.720
‫بعد دیده شدن فرشته؟

00:05:08.740 --> 00:05:14.390
‫تاکا-چان، اون پسره که کتاب داشت
‫امشب توی بخش نیست.

00:05:14.980 --> 00:05:19.590
‫میشه لطفا بیای اون سه تا
‫بچه‌ی دیگه رو معاینه کنی؟

00:05:20.650 --> 00:05:21.790
‫لطفا.

00:05:22.470 --> 00:05:25.220
‫رئیس بخش پاتولوژی تحقیقاتی
‫آمکو تاکائو

00:05:25.920 --> 00:05:27.340
‫باشه.

00:05:39.440 --> 00:05:40.730
‫دکتر تاکائو؟

00:05:42.090 --> 00:05:43.300
‫چی شده؟

00:05:44.220 --> 00:05:46.650
‫چیزی نیست.

00:05:50.800 --> 00:05:54.270
‫دکتر کوماکاوا الان دارن
‫مریضای سرپایی رو میبینن،

00:05:54.270 --> 00:05:57.520
‫از من خواستن که باهاتون بیام.

00:05:58.500 --> 00:06:03.260
‫هر سه بیماری که مبتلا شدن
‫فعلا توی اتاق 703 هستن.

00:06:04.260 --> 00:06:08.990
‫راستی یه مشکلی با این سه تا بچه که
‫یهویی مریض شدن داریم.

00:06:08.990 --> 00:06:10.420
‫مشکل؟

00:06:10.420 --> 00:06:15.700
‫اونا بزرگترین بچه های بخشن الان.

00:06:16.000 --> 00:06:20.270
‫و به همین خاطر خیلی دارن اذیت میکنن،
‫وسایل بقیه بچه ها رو قایم میکنن،

00:06:20.270 --> 00:06:22.960
‫و ظاهرشون رو مسخره میکنن.

00:06:22.960 --> 00:06:25.240
‫چه بدجنسن.

00:06:25.240 --> 00:06:33.470
‫هم بچه ها، هم والدینشون، هم پرسنل
‫ازشون کینه به دل گرفتن.

00:06:33.920 --> 00:06:38.680
‫نمیخوام بدبین باشم، ولی شاید یکی از همینا...

00:06:38.980 --> 00:06:44.320
‫اگه منظورت اینه که یکی از قصد
‫به این بچه ها صدمه زده، چه جوری اینکارو کرده خب؟

00:06:44.320 --> 00:06:48.980
‫نمیدونم که. برای همین از بخش
‫پاتولوژی تحقیقاتی مشاوره خواستیم.

00:06:51.570 --> 00:06:53.060
‫همینجاست.

00:06:53.390 --> 00:06:54.880
‫داریم میایم تو!

00:06:56.190 --> 00:06:58.190
‫شرمنده.

00:07:02.460 --> 00:07:03.920
‫ببین چجوری از یه اسباب بازی ترسیده.
‫چقد ضایع.

00:07:03.920 --> 00:07:06.420
‫بسه دیگه شما ها هم.

00:07:06.920 --> 00:07:09.180
‫عه دکتر گیاروی خودمونه که.
‫یه نوع استایل ژاپنی قدیمی

00:07:09.180 --> 00:07:12.150
‫کجام شبیه یه گیاروئه؟

00:07:12.150 --> 00:07:16.390
‫دقیقا مثل گیارویی.
‫رنگ پوستتم اینقد برنزه کردی تیره شده.

00:07:16.390 --> 00:07:18.410
‫خفه شید. این رنگ طبیعی پوستمه.

00:07:18.410 --> 00:07:19.720
‫جدا؟

00:07:19.720 --> 00:07:21.090
‫چیزی گفتی؟

00:07:21.090 --> 00:07:22.690
‫نه نه هیچی.

00:07:23.980 --> 00:07:26.550
‫این کیه؟ دوست پسر دکتر گیارو؟

00:07:26.550 --> 00:07:28.090
‫نه، نه، نه.

00:07:28.090 --> 00:07:32.110
‫یکی از دکترهای بخش
‫پاتولوژی تحقیقاتیه.

00:07:32.560 --> 00:07:35.910
‫میخوایم یه معاینه‌ی سریع
‫از هر سه تاتون بکنیم...

00:07:35.910 --> 00:07:38.360
‫دکتر تاکائو؟

00:07:38.360 --> 00:07:40.140
‫هوی، چیکار داری میکنی؟

00:07:40.140 --> 00:07:41.730
‫سرده.

00:07:44.630 --> 00:07:46.630
‫چ-چیه؟

00:07:57.060 --> 00:07:59.050
‫وایسا دکتر تاکائو.

00:07:59.050 --> 00:08:00.640
‫چیه؟

00:08:00.640 --> 00:08:02.520
‫نمیخوای معاینه‌شون کنی؟

00:08:02.810 --> 00:08:06.940
‫نیاز نیست. نتایج آزمایشات و معایناتشون دیدم.

00:08:06.940 --> 00:08:09.310
‫پس چرا پا شدیم اومدیم اینجا؟

00:08:09.310 --> 00:08:11.530
‫باید از یه چیزی مطمئن میشدم.

00:08:11.530 --> 00:08:12.970
‫از چی خب؟

00:08:12.970 --> 00:08:14.530
‫عه دکتر یامادا.

00:08:15.240 --> 00:08:18.020
‫پاتولوژی تحقیقاتی اینجا چیکار میکنه؟

00:08:18.440 --> 00:08:21.330
‫ما ازشون خواستیم بیان
‫آتسوشی-کون و بقیه رو ببینن.

00:08:21.330 --> 00:08:25.540
‫که اینطور. حالا به دکتر کوماکاوا هم میگم بعدا،

00:08:25.920 --> 00:08:29.500
‫ولی آتسوشی-کون احتمالا پس فردا مرخص بشه.

00:08:29.500 --> 00:08:30.560
‫ها؟

00:08:30.560 --> 00:08:34.450
‫ولی هنوز نمیدونیم چرا یه دفعه افتاد، درسته؟

00:08:34.780 --> 00:08:37.500
‫من پزشک معالجشم.

00:08:37.500 --> 00:08:42.190
‫با ECG مانیتورش کردیم، ‫ولی نشانه ای از عود بیماریش نبود.
‫دستگاه نوار قلب

00:08:42.190 --> 00:08:45.340
‫اما اگه بعد ترخیصش براش اتفاقی بیفته چی؟

00:08:45.340 --> 00:08:48.230
‫از فردا عصر یه هولتر قلب بهش میبندیم
‫دستگاهی که 24 ساعته به بیمار وصل است
‫و علائم حیاتی مختلف را ثبت میکند

00:08:48.230 --> 00:08:52.100
‫که مطمئن بشیم قبل از ترخیص
‫هیچ مشکلی پیش نیومده.

00:08:52.730 --> 00:08:54.780
‫خب دیگه با اجازه.

00:08:58.460 --> 00:09:03.750
‫دکتر تاکائو، اگه مرخص بشه
‫دیگه نمیتونی معاینه‌ش کنی ها.

00:09:04.160 --> 00:09:07.630
‫خوبه دیگه، نیست؟
‫تا وقتی مشکلی نداشته باشه خوبه.

00:09:07.630 --> 00:09:08.500
‫ها؟

00:09:11.110 --> 00:09:16.260
‫امم، نمیخواید به اتاقی که
‫فرشته توش ظاهر شده یه نگاهی بندازیم؟

00:09:16.260 --> 00:09:19.530
‫همین بغله و هیشکی الان داخلش نیست.

00:09:29.300 --> 00:09:31.020
‫یه اتاق خصوصیه؟

00:09:31.020 --> 00:09:35.400
‫آره. بهش اتاق خصوصی دادن
‫تا مادرش شب بتونه کنارش بمونه.

00:09:35.870 --> 00:09:40.310
‫میکی کنتا-کون فقط 8 سالشه.

00:09:40.310 --> 00:09:44.030
‫در حال حاضر به خاطر سرطان خون لاعلاج
‫تحت درمان با مسکنه.

00:09:46.110 --> 00:09:52.720
‫کنتا-کون میگفت یه فرشته اومده
‫تا اونو با خودش به بهشت ببره.

00:09:52.720 --> 00:09:56.400
‫توی کتاب مصوری که دوست داره اینو نوشته.

00:09:58.430 --> 00:10:01.300
‫فرشته کجا ظاهر شده؟

00:10:01.300 --> 00:10:04.700
‫تقریبا همین جایی که من هستم.

00:10:04.700 --> 00:10:09.690
‫میگفت یه نوری ظاهر شده
‫و سایه‌ی یه فرد بالدار رو توش دیده.

00:10:09.690 --> 00:10:11.110
‫که اینطور.

00:10:12.040 --> 00:10:13.300
‫ها؟

00:10:13.300 --> 00:10:14.690
‫تموم؟

00:10:14.690 --> 00:10:16.450
‫آره. به اندازه‌ی کافی شنیدم.

00:10:16.450 --> 00:10:18.830
‫یه لحظه وایسید لطفا دکتر تاکائو.

00:10:18.830 --> 00:10:24.170
‫میدونین توی بخش اطفال
‫داره چه اتفاقاتی میفته؟

00:10:30.250 --> 00:10:31.920
‫دکتر بچه!

00:10:31.920 --> 00:10:33.920
‫چ-چرا؟

00:10:33.920 --> 00:10:37.540
‫ایول، اومدی ملاقاتم!

00:10:38.870 --> 00:10:40.580
‫م-من...

00:10:40.580 --> 00:10:44.760
‫میگم، دکتر بچه! بیا باز با هم
‫کتاب مصور بخونیم.

00:10:46.190 --> 00:10:47.810
‫بیا قول بدیم، دکتر.

00:10:59.480 --> 00:11:00.570
‫ها؟

00:11:06.040 --> 00:11:06.980
‫تاکا-چان!

00:11:07.000 --> 00:11:11.000
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:11:12.980 --> 00:11:15.990
‫Ameku M.D.: Doctor Detective

00:11:20.590 --> 00:11:22.250
‫دکتر بچه...

00:11:24.380 --> 00:11:28.270
‫منو فراموش کرده؟

00:11:28.980 --> 00:11:32.560
‫احتمالا دکتر سرش خیلی شلوغ بوده.

00:11:32.560 --> 00:11:34.710
‫بعدا دوباره بهش میگیم، باشه؟

00:11:36.080 --> 00:11:40.000
‫کنتا-کون، کتابتو به من نشون میدی؟

00:11:40.000 --> 00:11:41.160
‫آره.

00:11:42.160 --> 00:11:44.030
‫پس کتابی که دوست داری اینه؟

00:11:44.030 --> 00:11:47.660
‫آره. گمش کرده بودم، ولی یکی دیگه گرفتم.

00:11:48.510 --> 00:11:49.780
‫شب فرشته...

00:11:49.780 --> 00:11:53.960
‫راستی میدونی چی شد؟
‫این فرشته واقعا وجود داره! من دیدمش!

00:11:53.960 --> 00:11:56.550
‫یه فرشته شب توی اتاقم ظاهر شد.

00:11:56.550 --> 00:11:59.510
‫فرشته منو با خودش میبره بهشت ـــ

00:11:59.510 --> 00:12:00.510
‫کنتا.

00:12:00.510 --> 00:12:01.690
‫مامان؟

00:12:01.690 --> 00:12:03.430
‫فرشته ها وجود ندارن.

00:12:03.430 --> 00:12:05.690
‫خیالاتی شدی حتما.

00:12:06.190 --> 00:12:07.980
‫ولی من واقعی...

00:12:19.740 --> 00:12:23.100
‫دکتر، جدا نمیشه اتاقمون رو عوض کنید؟

00:12:23.540 --> 00:12:26.810
‫واقعا شرمنده‌م. الان اتاق خالی دیگه ای نداریم.

00:12:26.810 --> 00:12:31.330
‫برای کنتا سخته که اون بچه ها
‫اتاق بغلیش باشن.

00:12:31.860 --> 00:12:33.890
‫حتی کتابش رو هم...

00:12:35.650 --> 00:12:38.250
‫میخواید شما برید یه استراحتی بکنید؟

00:12:38.680 --> 00:12:41.100
‫کنتا-کون هم حتما خسته شده.

00:12:44.070 --> 00:12:48.190
‫اون سه تا چیکار با کنتا کردن مگه؟

00:12:48.870 --> 00:12:57.050
‫وقتی کنتا-کون توی اتاق بازی بوده،
‫اون سه تا کلاهش رو از سرش برداشتن.

00:12:57.050 --> 00:13:00.150
‫اینجا رو ببینید. یه بچه‌ست ولی از الان کچله.

00:13:01.210 --> 00:13:02.730
‫چرا این شکلیه؟

00:13:05.180 --> 00:13:09.820
‫کنتا-کون به خاطر شیمی درمانی موهاش ریخته.

00:13:09.820 --> 00:13:13.320
‫اون سه تا هم مسخره‌ش کردن.

00:13:14.670 --> 00:13:16.690
‫کتابش چی شده بوده؟

00:13:17.740 --> 00:13:21.210
‫سه روز بعد این اتفاق بود.

00:13:21.740 --> 00:13:27.010
‫کتاب مصور مورد علاقه‌ی کنتا-کون
‫وقتی که از اتاق رفته بود بیرون ناپدید شد.

00:13:27.010 --> 00:13:33.600
‫روز بعد توی سطل زباله‌ی اتاق بازی
‫پاره پوره شده پیداش کردیم.

00:13:34.390 --> 00:13:36.410
‫بازم کار اون سه تا بود؟

00:13:36.410 --> 00:13:39.790
‫مدرکی نداریم ولی خب به همونا مشکوکیم.

00:13:39.790 --> 00:13:44.390
‫بعد اون بود که مادر کنتا-کون خیلی عصبی شد.

00:13:47.470 --> 00:13:48.680
‫شما دوتا.

00:13:49.510 --> 00:13:51.280
‫میتونم چند دقیقه وقتتون بگیرم؟

00:13:55.780 --> 00:14:01.210
‫اصلا انتظار نداشتم تاکا-چان
‫و کنتا-کون به همدیگه بر بخورن.

00:14:01.210 --> 00:14:06.540
‫میکی کنتا-کون و دکتر تاکائو
‫چه جور رابطه ای با هم دارن؟

00:14:07.180 --> 00:14:09.200
‫اون دوست تاکا-چانه.

00:14:09.940 --> 00:14:11.200
‫دوست؟

00:14:12.250 --> 00:14:17.370
‫دو سال پیش که تاکا-چان داشت
‫روتیشن اطفال دوران رزیدنتیش میگذروند،

00:14:17.980 --> 00:14:23.860
‫اغلب با پزشک های اتند بحثش میشد و
‫تو ارتباط با بیمار ها و والدینشون هم مشکل داشت.

00:14:23.860 --> 00:14:26.500
‫خیلی داشت بهش سخت میگذشت.

00:14:28.110 --> 00:14:30.080
‫وسط همین دوران بود که،

00:14:30.080 --> 00:14:34.280
‫کنتا-کون به خاطر خونریزی بینی ای
‫که متوقف نمیشد اومد اورژانس.

00:14:34.320 --> 00:14:35.920
‫مثل اینکه بالاخره وایساد.

00:14:35.920 --> 00:14:36.870
‫آره.

00:14:37.460 --> 00:14:39.330
‫خیلی ممنونم ازتون.

00:14:39.330 --> 00:14:40.800
‫خب، میتونی دیگه کم کم‌ـــ

00:14:40.800 --> 00:14:42.040
‫یلحظه وایسا.

00:14:43.380 --> 00:14:45.990
‫تاکا-چان هم اون شب شیفت بود،

00:14:46.390 --> 00:14:50.850
‫و متوجه شد کنتا-کون روی ساق پاش
‫یه خونریزی زیر پوستی داشته.

00:14:51.650 --> 00:14:56.000
‫سریع ازش آزمایش گرفتیم و ‫فهمیدیم مبتلا به ALL هست.
‫لوسمی لنفوبلاستیک حاد: یک نوع سرطان خون خطرناک

00:14:56.400 --> 00:14:59.570
‫و باید بستری میشد و تحت شیمی درمانی قرار میگرفت.

00:14:59.570 --> 00:15:03.670
‫بین اون دوتا چه اتفاقی افتاد پس؟

00:15:04.950 --> 00:15:06.520
‫کنتا سریع شیفته‌ش شد.

00:15:06.520 --> 00:15:07.650
‫چی؟
‫ها؟

00:15:08.030 --> 00:15:10.030
‫دکتر بچه!

00:15:12.630 --> 00:15:17.570
‫تاکا-چان اولش خیلی دودل بود،
‫ولی آروم آروم نرم شد.

00:15:18.520 --> 00:15:25.010
‫حتی وقتش خالی میکرد تا
‫بره ملاقات کنتا-کون و باهاش حرف بزنه.

00:15:26.720 --> 00:15:29.010
‫پس با هم دوست شدن؟

00:15:29.950 --> 00:15:35.580
‫برای تاکا-چان، کنتا-کون
‫یه منبع آرامش توی دوران رزیدنتیش بود.

00:15:39.750 --> 00:15:41.590
‫برات یه هدیه گرفتم کنتا.

00:15:41.980 --> 00:15:44.620
‫ایول! چه خفنه!

00:15:45.510 --> 00:15:46.640
‫خوب شدم؟

00:15:46.640 --> 00:15:47.630
‫آره.

00:15:53.350 --> 00:15:58.880
‫هنوز کلاهی که تاکا-چان بهش داده
‫مثل یه گنج براش باارزشه.

00:16:02.190 --> 00:16:05.210
‫بعد از شیمی درمانی یه ارزیابی کلی ازش شد،

00:16:05.210 --> 00:16:08.090
‫و وقتی دیدم کاملا بهبود پیدا کرده مرخص شد.

00:16:13.990 --> 00:16:16.850
‫ولی سرطان عود کرد؟

00:16:17.370 --> 00:16:18.470
‫آره.

00:16:20.890 --> 00:16:26.910
‫ژانویه‌ی امسال بود که توی چک روتین
‫مغز استخوانش، سلول های سرطانی رو دیدیم.

00:16:26.910 --> 00:16:29.680
‫و به خاطر عود لوسمی بستری شد.

00:16:30.070 --> 00:16:33.610
‫هرکاری میتونستیم براش انجام دادیم،
‫ولی موثر نبودن.

00:16:34.090 --> 00:16:37.330
‫نمیدونیم چه موقعی وضعیت کنتا-کون
‫رو به بدتر شدن میره.

00:16:38.150 --> 00:16:42.770
‫پس برای همینه که دکتر تاکائو
‫رفتارش عجیب شده.

00:16:43.520 --> 00:16:48.380
‫کنتا-کون قرار بود امشب خونه باشه،
‫برای همین گفتم امشب برای معاینه بیاد بخش،

00:16:48.380 --> 00:16:53.010
‫ولی کنتا ناگهانی دچار تب شد
‫و مجبور شد برگرده بیمارستان.

00:16:54.980 --> 00:16:57.280
‫میشه از طرف من از تاکا-چان معذرت خواهی کنی؟

00:16:57.970 --> 00:16:59.260
‫بله حتما.

00:17:18.680 --> 00:17:22.790
‫چرا خودتو اونجا مچاله کردی؟

00:17:24.560 --> 00:17:26.610
‫گند زدم.

00:17:26.940 --> 00:17:29.200
‫آره، حسابی گند زدی.

00:17:30.020 --> 00:17:35.100
‫نمیخواستم اینکارو کنم.
‫ذهنم یهو قفل کرد.

00:17:35.590 --> 00:17:41.410
‫دکتر کوماکاوا خواست از طرفش
‫معذرت خواهی کنم برای این اتفاق.

00:17:41.410 --> 00:17:45.390
‫قبل از اینکه ازم مشاوره بخواد
‫خودم میدونستم چه اتفاقی داره میفته،

00:17:45.940 --> 00:17:48.780
‫برای همین سعی کرده بودم خودمو آماده کنم براش.

00:17:50.490 --> 00:17:54.150
‫اما آخرش، به احساسات کنتا صدمه زدم.

00:17:54.950 --> 00:17:59.470
‫نظرت چیه بعد اینکه آروم شدی
‫باز بری کنتا-کون ببینی؟

00:18:01.610 --> 00:18:02.840
‫کوتوری.

00:18:02.840 --> 00:18:05.140
‫جانم، چیه؟

00:18:05.140 --> 00:18:10.210
‫تا حالا بیماری داشتی که
‫از خودت کوچک تر باشه و بمیره؟

00:18:11.650 --> 00:18:15.370
‫آره داشتم. 5 سال توی بخش جراحی کار میکردم.

00:18:17.540 --> 00:18:20.270
‫من تا حالا نداشتم.

00:18:22.350 --> 00:18:23.810
‫که اینطور!

00:18:26.220 --> 00:18:28.840
‫میگم، کوتوری.

00:18:28.840 --> 00:18:29.850
‫بله؟

00:18:30.550 --> 00:18:34.470
‫کنتا-کون به زودی میمیره.

00:18:35.320 --> 00:18:37.670
‫آره، میدونم.

00:18:37.670 --> 00:18:43.280
‫فقط 8 سال زنده بوده،
‫و حالا قراره بمیره.

00:18:43.950 --> 00:18:47.190
‫من نمیتونم کاری براش بکنم.

00:18:47.610 --> 00:18:52.100
‫با اینکه مغزم پر از اطلاعات پزشکی
‫از سرتاسر دنیاست،

00:18:52.100 --> 00:18:53.610
‫ولی هیچ کاری ازم ساخته نیست!

00:18:53.610 --> 00:18:55.660
‫اشتباه میکنی.

00:18:56.220 --> 00:18:59.970
‫میتونی بری ببینیش و باهاش حرف بزنی.

00:18:59.970 --> 00:19:05.250
‫فقط کافیه به بیمارانمون گوش بدیم،
‫و صادقانه در مورد بیماریشون باهاشون صحبت کنیم،

00:19:05.250 --> 00:19:09.590
‫و بسته به موقعیت و شرایط،
‫از خودمون انعطاف نشون بدیم.

00:19:09.590 --> 00:19:12.460
‫انعطاف نشون بدیم؟

00:19:13.530 --> 00:19:20.230
‫من نمیتونم این کارو کنم
‫چون نمیتونم بفهمم طرف مقابل چی ازم میخواد.

00:19:22.490 --> 00:19:28.480
‫اگه الان با کنتا حرف بزنم،
‫ممکنه به احساساتش بیشتر آسیب بزنم.

00:19:28.910 --> 00:19:31.460
‫بدون اینکه خودم بفهمم،

00:19:31.460 --> 00:19:37.140
‫ممکنه باعث بشم به کسی که همین الان هم
‫داره درد میکشه، درد بیشتری وارد بشه.

00:19:40.510 --> 00:19:47.120
‫برای همین احتمالا بهتر باشه
‫دیگه کنتا رو نبینم.

00:19:47.850 --> 00:19:50.620
‫بازم میخوای فرار کنی؟

00:19:51.100 --> 00:19:52.200
‫فرار کنم؟

00:19:52.200 --> 00:19:56.150
‫آره. داری فرار میکنی.

00:19:56.150 --> 00:20:01.120
‫داری از کنتا-کون و بیماری عجیبی که
‫توی بخش اطفال بوجود اومده فرار میکنی.

00:20:01.120 --> 00:20:02.510
‫من فرار نمی‌ــــ

00:20:02.510 --> 00:20:04.250
‫نه، داری میکنی.

00:20:04.250 --> 00:20:08.280
‫همه‌ی این بهونه ها رو میاری،
‫ولی حقیقت ماجرا اینه که این قضیه برات دردناکه.

00:20:08.620 --> 00:20:13.730
‫شاید برای آدمای چیز بدی نباشه،
‫ولی تو یه پزشکی.

00:20:14.200 --> 00:20:17.290
‫و چون پزشکی مجبوری با اون درد و رنج کنار بیای.

00:20:18.590 --> 00:20:23.050
‫باید این حقیقت رو قبول کنی که
‫آدمایی هستن که نمیتونی نجاتشون بدی.

00:20:23.590 --> 00:20:27.030
‫اگه بخوای اینجوری ادامه بدی،
‫هیچی حل نمیشه.

00:20:27.030 --> 00:20:30.860
‫نه برای کنتا-کون نه برای اون سه تا بچه.

00:20:32.070 --> 00:20:36.300
‫اون بچه ها چیزیشون نمیشه.
‫خطری تهدیدشون نمیکنه.

00:20:37.480 --> 00:20:41.100
‫میدونی توی بخش اطفال چه خبره، نه؟

00:20:44.310 --> 00:20:46.240
‫تنهام بذار.

00:21:21.310 --> 00:21:23.630
‫امشب هم اومد.

00:21:36.350 --> 00:21:39.390
‫لطفا توی راند بعدی حواستون بهش باشه.

00:21:39.390 --> 00:21:40.890
‫چشم.

00:21:40.890 --> 00:21:43.800
‫و مریض اتاق 701 هم...

00:21:46.480 --> 00:21:48.300
‫ا-ا... دکتر کونویکه، نمیتونم ـــ

00:21:48.300 --> 00:21:49.930
‫چی شده آتسوشی-کون؟

00:21:49.930 --> 00:21:52.670
‫باز آتسوشی-کونه. این دفعه چی شده؟

00:21:52.670 --> 00:21:54.720
‫د-درد میکنه.

00:21:55.100 --> 00:21:57.060
‫کمکم کنید.

00:22:02.550 --> 00:22:03.660
‫آتسوشی-کون!

00:22:06.230 --> 00:22:07.840
‫د-درد میکنه...

00:22:08.780 --> 00:22:10.100
‫آتسوشی-کون!

00:22:14.920 --> 00:22:16.250
‫ضربان نداره.

00:22:16.530 --> 00:22:18.420
‫کد آبی اعلام کنید.
‫کد اعلام ایست قلبی و شروع احیا که در ایران معادل آن کد 99 است.

00:22:18.420 --> 00:22:19.340
‫باشه.

00:22:19.340 --> 00:22:20.550
‫دستگاه AED رو هم بیارید.

00:22:20.550 --> 00:22:21.640
‫حله.

00:22:21.640 --> 00:22:23.500
‫آتسوشی-کون! آتسوشی-کون!

00:22:32.500 --> 00:22:42.500
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:42.524 --> 00:23:03.524
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.