﻿WEBVTT

00:00:01.080 --> 00:00:02.080
‫این انیمه یک داستان خیالیست و هیچ گونه ارتباطی با اشخاص حقیقی یا سازمان ها ندارد.
‫درمان ها و لوازم پزشکیِ استفاده شده در این انیمه ممکن است با کاربرد واقعی آن ها در درمان بیماری ها متفاوت باشند.

00:00:02.160 --> 00:00:04.770
‫"سپس، چند روز گذشت."

00:00:05.390 --> 00:00:08.760
‫"مادرش با آرامش در تخت دراز کشیده بود."

00:00:09.310 --> 00:00:15.160
‫"دخترک دست مادرش را گرفته بود
‫و گفت: خدایا شکرت."

00:00:15.680 --> 00:00:19.670
‫"فرشته ای روبروی مادرش ظاهر شد."

00:00:19.670 --> 00:00:25.240
‫"سپس فرشته گفت: وقت رفتنه،
‫و دستش را دراز کرد."

00:00:25.800 --> 00:00:36.770
‫"مادرش دست فرشته را گرفت‌
‫و با لبخندی بر لب، راهی بهشت شد."

00:00:37.540 --> 00:00:38.880
‫"پایان."

00:00:39.670 --> 00:00:42.310
‫تو هم یه فرشته ای، دکتر بچه.

00:00:42.310 --> 00:00:43.470
‫ها؟

00:00:43.470 --> 00:00:46.780
‫تو بیماریم درمان کردی و نجاتم دادی.

00:01:00.000 --> 00:01:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:33.280 --> 00:02:39.080
‫با توجه به نوار قلبش، آتسوشی-کون
‫بدون شک دیشب دچار ایست قلبی شده.

00:02:39.080 --> 00:02:44.930
‫فوری ماساژ قفسه سینه رو شروع کردیم
‫و ضربان قلبش برگشت.

00:02:44.930 --> 00:02:46.900
‫یعنی چی آخه؟

00:02:46.900 --> 00:02:50.600
‫بیماری اون که نباید
‫ایست قلب ناگهانی بده.

00:02:51.380 --> 00:02:53.090
‫کاملا درست میگی.

00:02:53.420 --> 00:02:57.610
‫راستش، انتظار همچین اشتباه
‫احمقانه ای رو نداشتم.

00:02:57.970 --> 00:02:59.740
‫دکتر تاکائو؟

00:02:59.740 --> 00:03:02.710
‫این سری تقصیر من بود.

00:03:03.570 --> 00:03:04.810
‫منظورت چیه؟

00:03:04.810 --> 00:03:07.830
‫چیزی نیست. مشکلی پیش نمیاد.

00:03:07.830 --> 00:03:11.540
‫چیزی نیست؟ یه بچه
‫دچار ایست قلبی شده!

00:03:11.870 --> 00:03:14.930
‫ایست قلبیش به خاطر
‫یه اشتباه بوجود اومد.

00:03:14.930 --> 00:03:16.860
‫اشتباه من نه. اشتباه مجرم.

00:03:16.860 --> 00:03:18.960
‫پس یکی پشت این قضیه‌ست؟

00:03:18.960 --> 00:03:20.950
‫آره قطعا.

00:03:20.950 --> 00:03:27.220
‫کسی که هم مقصر جریان دیشبه،
‫هم وضعیت اون سه تا بچه و هم ماجرای فرشته.

00:03:27.220 --> 00:03:29.930
‫ها؟ فرشته هم؟

00:03:29.930 --> 00:03:32.890
‫تاکا-چان، کی میتونه پشت همه‌ی این
‫جریان ها باشه؟

00:03:35.520 --> 00:03:39.090
‫تشخیصم در مورد این معما رو میگم.

00:03:42.120 --> 00:03:43.750
‫آتسوشی، اینجا.

00:03:43.750 --> 00:03:45.260
‫حالا برو عقب.

00:03:46.490 --> 00:03:48.570
‫چ-چخبره؟

00:03:49.980 --> 00:03:51.270
‫مرخصید.

00:03:51.270 --> 00:03:52.150
‫ها؟

00:03:52.150 --> 00:03:52.770
‫چی؟

00:03:52.770 --> 00:03:55.580
‫سه تاتون خوب شدید.

00:03:56.020 --> 00:04:00.510
‫تا کارهای پرونده هاتون بکنیم طول میکشه،
‫برا همین فردا دیگه مرخصتون میکنیم.

00:04:00.510 --> 00:04:02.120
‫وایسا ببینم یلحظه.

00:04:02.120 --> 00:04:04.260
‫دیشب قلب من وایساد.

00:04:04.620 --> 00:04:08.890
‫امم، دکتر تاکائو؟ حداقل آتسوشی-کون رو
‫فعلا نمیتونیم مرخص کنیم.

00:04:08.890 --> 00:04:11.240
‫این بچه ها هیچیشون نیست.

00:04:11.240 --> 00:04:12.970
‫برن خونه خوب میشن.

00:04:12.970 --> 00:04:14.500
‫تاکا-چان، حداقل توضیح‌ــــ

00:04:14.500 --> 00:04:17.150
‫همین که گفتم. مرخصشون کنید.
‫ترخیصن.

00:04:17.150 --> 00:04:19.460
‫من قائم مقام این بیمارستانم.

00:04:19.460 --> 00:04:22.150
‫وقتی میگم مرخصن یعنی مرخصن.

00:04:26.260 --> 00:04:27.780
‫چه مرگش بود؟

00:04:41.090 --> 00:04:42.630
‫دکتر تاکائو؟

00:04:51.930 --> 00:04:55.440
‫بیمارستان عمومی تنیکای

00:04:55.440 --> 00:04:57.690
‫من میرم سرم عوض کنم.

00:04:57.690 --> 00:05:01.460
‫لطفا حواست به اتاق های 705 و 706 باشه.

00:05:01.460 --> 00:05:02.550
‫حله.

00:05:18.180 --> 00:05:21.210
‫حدس میزدم این موقعا بیای اینجا.

00:05:22.520 --> 00:05:26.200
‫ایستگاه پرستاری چند دقیقه ای
‫کسی توش نیست،

00:05:26.200 --> 00:05:29.950
‫و ممکن بود اگه تا شب صبر کنی
‫دیگه فرصتی پیش نیاد.

00:05:29.950 --> 00:05:32.310
‫ولی چرا آخه؟

00:05:33.440 --> 00:05:36.290
‫کسی که باعث اتفاقات مختلفی
‫توی این بخش شده،

00:05:36.290 --> 00:05:39.250
‫و پشت جریان دیده شدن فرشته‌ست،

00:05:39.250 --> 00:05:41.990
‫این پسره‌ست که رهبرشونه.

00:05:42.930 --> 00:05:44.730
‫فویوموتو آتسوشی.

00:05:46.210 --> 00:05:48.110
‫وایسا ببینم.

00:05:48.110 --> 00:05:52.740
‫یعنی میگی آتسوشی-کون و این بچه ها
‫از قصد خودشون مریض کردن؟

00:05:52.740 --> 00:05:59.040
‫آره. سکیهارا کاتسوجی و
‫ساکوتا یوییچی هم همدستاشن.

00:05:59.350 --> 00:06:01.980
‫ولی چجوری اینکارا رو کردن؟

00:06:01.980 --> 00:06:04.650
‫قلب آتسوشی-کون واقعا وایساد.

00:06:05.020 --> 00:06:07.470
‫از همون چیزی استفاده کرده بود
‫که الان کش رفت.

00:06:07.930 --> 00:06:12.330
‫آدنوزین تری فسفات تزریقی
‫یا همون ATP.

00:06:13.090 --> 00:06:17.600
‫میتونه علائمی مثل سرگیجه رو
‫وقتی همراه با سرم یا به آهستگی تزریق بشه کاهش بده.

00:06:17.960 --> 00:06:20.640
‫هرچند، یه کار منحصر به فرد دیگه هم میکنه.

00:06:20.640 --> 00:06:22.210
‫یه عارضه‌ی دیگه؟

00:06:22.210 --> 00:06:26.260
‫میتونه برای مدت کوتاهی قلب رو متوقف کنه.

00:06:27.150 --> 00:06:31.320
‫تزریق وریدی سریعش که باعث
‫تاکی کاردی فوق بطنی حمله ای(PSVT) میشه؟

00:06:31.320 --> 00:06:36.230
‫درسته. تزریق وریدیش یه درمان
‫شناخته شده برای آریتمیه.

00:06:36.230 --> 00:06:40.750
‫متوقف کردن قلب؟
‫همچین کاری بی خطره؟

00:06:40.750 --> 00:06:46.000
‫آره چیزی نیست. داروییه که
‫پنجره درمانیش وسیعه.

00:06:46.000 --> 00:06:49.700
‫ولی بازم برای چند ثانیه متوقف میشه دیگه؟

00:06:49.700 --> 00:06:52.100
‫آره، شاید داروی خطرناکی نباشه،

00:06:52.100 --> 00:06:56.010
‫ولی میتونه باعث درد قفسه سینه
‫و استفراغ بشه.

00:06:56.390 --> 00:07:02.020
‫همچنین توی بیماران آسمی، میتونه
‫باعث شروع حملات آسم بشه.

00:07:02.740 --> 00:07:04.020
‫اینا...

00:07:04.380 --> 00:07:07.730
‫همه‌ی علائمشون با
‫تزریق وریدی سریع

00:07:07.730 --> 00:07:12.920
‫آدنوزین قابل توجیهه.

00:07:14.200 --> 00:07:18.720
‫فویوموتو آتسوشی به خاطر
‫سندروم ولف پارکینسون وایت بستری شد.

00:07:18.720 --> 00:07:22.650
‫حتما بارها تاکی کاری فوق بطنی رو تجربه کرده.

00:07:23.300 --> 00:07:28.350
‫یعنی قبلا اثر تزریق وریدی سریع آدنوزین رو دیده.

00:07:29.690 --> 00:07:33.960
‫برای همین میدونست تزریق سریعش

00:07:33.960 --> 00:07:37.960
‫میتونه باعث پدیدار شدن علائم مختلفی بشه.

00:07:39.520 --> 00:07:41.410
‫ولی یه چیزی.

00:07:41.410 --> 00:07:45.740
‫قلب آتسوشی-کون دیشب
‫برای چند ثانیه نایستاد.

00:07:45.740 --> 00:07:49.650
‫بیش از 20 ثانیه
‫قلبش کاملا متوقف شده بود.

00:07:49.650 --> 00:07:52.280
‫آره. اشتباهی که میگفتم همین بود.

00:07:52.280 --> 00:07:54.640
‫اشتباه؟ چه اشتباهی؟

00:07:55.120 --> 00:07:58.990
‫دیشب، بعد اینکه فویوموتو آتسوشی
‫پرستار رو صدا زد،

00:07:58.990 --> 00:08:06.860
‫آدنوزین رو با یه سرنگ آماده شده
‫به رگی که ازش گرفته بودن تزریق کرد.

00:08:07.380 --> 00:08:10.930
‫سرنگش هم احتمالا مال دوتا همدستش بوده.

00:08:11.590 --> 00:08:17.350
‫بعد، طبق نقشه‌ش،
‫قلبش برای چند لحظه متوقف شد و افتاد.

00:08:17.350 --> 00:08:22.050
‫ولی این سری داروی اشتباهی رو کش رفته بود.

00:08:22.670 --> 00:08:26.460
‫این داروییه که دیشب به خودش زد.

00:08:27.010 --> 00:08:29.470
‫همون آدنوزینه،

00:08:29.470 --> 00:08:32.180
‫ولی یه تفاوتی داره.

00:08:32.660 --> 00:08:34.240
‫غلظتشون (دوزشون).

00:08:34.700 --> 00:08:39.950
‫این سه نفر تا دیشب همون
‫آمپول های 10 میلی گرمی رو تزریق میکردن.

00:08:40.370 --> 00:08:44.050
‫ولی دیشب، اشتباهی 40 میلی گرم رو برداشتن،

00:08:44.050 --> 00:08:47.000
‫که 4 برابر غلظت بیشتری داره.

00:08:47.000 --> 00:08:48.200
‫چهار برابر؟

00:08:48.200 --> 00:08:49.730
‫که اینطور.

00:08:49.730 --> 00:08:53.210
‫غلظت بالاش باعث شد
‫قلبش مدت بیشتری بایسته.

00:08:53.210 --> 00:08:58.550
‫اگه چند ثانیه دیگه میگذشت
‫قلبش خودش شروع به کار میکرد.

00:08:59.720 --> 00:09:03.210
‫آتسوشی-کون، چیزی که میگه درسته؟

00:09:05.640 --> 00:09:08.100
‫فرشته چی پس؟

00:09:08.520 --> 00:09:12.010
‫هوی بچه، دیگه گیر افتادی.

00:09:12.010 --> 00:09:14.980
‫چرا بقیه حقه هات رو خودت نمیگی؟

00:09:15.850 --> 00:09:17.260
‫خیلی خب.

00:09:28.300 --> 00:09:31.400
‫این همون فرشته‌ی معروفه.

00:09:31.400 --> 00:09:34.330
‫یه چراغ قوه و یه لیوان کاغذی؟

00:09:34.330 --> 00:09:39.680
‫یادته میگفتی کتاب اتاق بغلی
‫پاره شده توی سطل آشغال پیدا شده بود؟

00:09:40.140 --> 00:09:44.750
‫شکتون درست بود.
‫کار همین بچه ها بود.

00:09:50.040 --> 00:09:52.700
‫حقیقت پشت این ماجرا همین بود.

00:09:56.880 --> 00:10:01.450
‫ولی تاکا-چان، چرا این بچه ها
‫باید همچین کاری بکنن؟

00:10:02.060 --> 00:10:04.520
‫میخواستن حتی به قیمت تزریق دارو به خودشون،

00:10:04.520 --> 00:10:07.820
‫و از کار انداختن قلبشون هم که شده،
‫توی این بیمارستان بمونن،

00:10:07.820 --> 00:10:10.210
‫چون باید یه فرشته رو ظاهر میکردن.

00:10:11.330 --> 00:10:12.670
‫برای کنتا.

00:10:13.520 --> 00:10:16.550
‫وایسادن تا کنتا-کون رو دست بندازن فقط؟

00:10:16.550 --> 00:10:19.430
‫نه. نمیخواستن دستش بندازن.

00:10:20.190 --> 00:10:22.790
‫داشتن تاوان میدادن.

00:10:24.790 --> 00:10:26.040
‫تاوان؟

00:10:26.600 --> 00:10:32.130
‫دو هفته قبل کنتا رو
‫به خاطر مو نداشتن مسخره کردن.

00:10:32.130 --> 00:10:34.870
‫بدون اینکه دلیلش رو بدونن.

00:10:35.260 --> 00:10:39.610
‫شک ندارم یکی بعدش بهشون
‫دلیلش رو گفته.

00:10:39.610 --> 00:10:44.110
‫در مورد اینکه چجوری موهاش رو
‫توی نبرد با سرطان خون از دست داده.

00:10:44.770 --> 00:10:49.220
‫و در مورد اینکه برای کنتا
‫زمان زیادی نمونده.

00:10:50.540 --> 00:10:56.400
‫بعد اون بود که فهمیدن
‫چه کار وحشتناکی انجام دادن.

00:10:56.400 --> 00:10:59.530
‫برای همین تصمیم گرفتن
‫تاوان کارشون رو بدن.

00:11:00.210 --> 00:11:03.430
‫کنتا باور داشت که یه فرشته مراقبشه،

00:11:03.430 --> 00:11:08.150
‫و اون فرشته روزی میاد
‫و اونو با خودش به بهشت میبره.

00:11:09.240 --> 00:11:13.810
‫برای همین اینا کتابش رو دزدیدن،
‫عکس فرشته رو از توش درآوردن،

00:11:13.810 --> 00:11:20.450
‫و با چراغ قوه یه فرشته
‫توی اتاق کنتا ظاهر کردن.

00:11:22.740 --> 00:11:26.990
‫چیزایی که دکتر آمکو میگه حقیقت داره؟

00:11:26.990 --> 00:11:31.930
‫نمیدونستیم اون بچه چقدر مریضه.

00:11:32.700 --> 00:11:37.840
‫ولی چرا تا این حد پیش رفتین
‫که جلوی خونه رفتن خودتون رو بگیرین؟

00:11:39.020 --> 00:11:47.510
‫میخوان برای کنتا توی... توی لحظات آخرش
‫یه فرشته ظاهر کنن.

00:11:48.730 --> 00:11:53.100
‫فکر میکنن اینجوری اون میتونه
‫در آرامش دنیا رو ترک کنه.

00:11:53.660 --> 00:11:58.180
‫برای همین نمیخواستن تا اونموقع
‫از بیمارستان مرخص بشن.

00:12:00.390 --> 00:12:04.950
‫من حقیقت رو فهمیدم و دهنم بسته نگه داشتم.

00:12:05.740 --> 00:12:11.560
‫فکر میکردن اگه باعث کم شدن درد کنتا بشه
‫اشکالی نداشته باشه بهشون اجازه بدم کارشون رو بکنن.

00:12:12.110 --> 00:12:13.510
‫دکتر تاکائو.

00:12:15.570 --> 00:12:23.380
‫شاید فکر میکردم با نگفتن حقیقت
‫دارم کاری برای کنتا میکنم.

00:12:26.050 --> 00:12:30.410
‫ولی تنها کسی که هیچ کاری نمیکرد من بودم.

00:12:33.000 --> 00:12:34.360
‫من...

00:12:35.290 --> 00:12:36.990
‫فقط یه بزدلم.

00:12:39.590 --> 00:12:43.050
‫24 ام دسامبر (سه شنبه)

00:12:43.970 --> 00:12:51.490
‫شنیدم اون پسرا به مامان کنتا-کون
‫گفتن چیکار کردن و عذرخواهی کردن.

00:12:54.470 --> 00:12:57.940
‫هر سه تاشون امروز مرخص میشن.

00:12:57.940 --> 00:13:02.920
‫تصمیم گرفتن اتفاقی که افتاده رو
‫از کنتا-کون مخفی کنن.

00:13:09.960 --> 00:13:12.940
‫بخش اطفال

00:13:13.250 --> 00:13:16.250
‫بخش پاتولوژی تحقیقاتی، بفرمایید.

00:13:20.630 --> 00:13:22.580
‫بله، متوجهم.

00:13:23.860 --> 00:13:25.890
‫ممنون که خبر دادید.

00:13:30.400 --> 00:13:32.520
‫کونویکه بود.

00:13:33.010 --> 00:13:35.770
‫فشار خون کنتا-کون شروع به افت کرده.

00:13:36.810 --> 00:13:40.710
‫شرایطش خیلی بحرانیه.
‫ممکنه تا فردا زنده نمونه.

00:13:41.310 --> 00:13:43.410
‫خانواده‌ش اونجان الان.

00:13:43.410 --> 00:13:48.600
‫ولی، کنتا-کون مدام میگه میخواد تو رو ببینه.

00:13:49.050 --> 00:13:53.010
‫خانواده‌ش امیدوار بودن
‫این یه بار رو بری ملاقاتش.

00:13:56.800 --> 00:13:58.040
‫ولی...

00:13:58.520 --> 00:14:00.100
‫فقط کافیه که بری.

00:14:00.600 --> 00:14:04.520
‫فقط لازمه بری کنتا-کون رو ببینی
‫و همین براش کافیه.

00:14:05.520 --> 00:14:07.980
‫من نمیتونم جو اتاق رو متوجه بشم.

00:14:08.440 --> 00:14:12.680
‫ممکنه حرف بدی بزنم
‫و باعث ناراحتی کنتا بشم.

00:14:12.680 --> 00:14:14.870
‫چی داری میگی؟

00:14:14.870 --> 00:14:19.210
‫چیزی که داره بیشتر از همه کنتا-کون رو ناراحت میکنه
‫همینه که نمیری ببینیش!

00:14:27.050 --> 00:14:28.390
‫من جلوتر میرم.

00:14:29.140 --> 00:14:31.080
‫وقتی آروم شدی تو هم بیا.

00:14:35.530 --> 00:14:36.910
‫التماست میکنم.

00:14:59.650 --> 00:15:02.900
‫شب فرشته

00:15:30.590 --> 00:15:32.730
‫یه فرشته...
‫ها؟

00:15:45.570 --> 00:15:50.750
‫میتونم... یه فرشته رو... ببینم...

00:16:40.630 --> 00:16:42.020
‫کنتا.

00:16:48.130 --> 00:16:52.250
‫دکتر بچه؟

00:16:52.250 --> 00:16:54.400
‫چند بار باید بهت بگم؟

00:16:54.400 --> 00:16:58.060
‫دکتر بچه نیستم. اسمم آمکو تاکائوست.

00:16:58.620 --> 00:17:03.040
‫دکتر بچه‌ست.

00:17:22.730 --> 00:17:26.380
‫میگم، دکتر بچه...

00:17:26.380 --> 00:17:30.640
‫تازه یه فرشته دیدم که اومده منو ببره.

00:17:36.120 --> 00:17:39.660
‫که اینطور. پس یه فرشته اومده بوده؟

00:17:39.660 --> 00:17:46.370
‫آره. احتمالا اومده که منو ببره بهشت.

00:17:47.270 --> 00:17:48.760
‫حتما همینطوره.

00:17:49.830 --> 00:17:54.820
‫تو بچه‌ی خوبی هستی، مطمئنم
‫فرشته با خودش میبرتت بهشت.

00:17:58.800 --> 00:18:04.080
‫میگم، میشه بازم برام کتاب بخونی؟

00:18:06.150 --> 00:18:07.750
‫آره، معلومه که میتونم!

00:18:07.750 --> 00:18:09.170
‫شب فرشته

00:18:15.880 --> 00:18:21.520
‫"توی شهر داستان ما، دختر بچه ای
‫همراه با مادرش زندگی میکرد."

00:18:22.520 --> 00:18:27.940
‫"مادر خیلی مریض بود
‫و زیاد نمیتونست از خونه بیرون بره."

00:18:28.750 --> 00:18:33.460
‫"دختر بچه و مادرش، همیشه تکه نان
‫کوچکی که داشتن را تقسیم میکردن،

00:18:33.900 --> 00:18:36.960
‫و میگفتن، خدایا شکرت."

00:18:37.920 --> 00:18:43.930
‫"میگفتن خدایا شکرت، و دعا میکردن."

00:18:44.610 --> 00:18:49.890
‫"هر روز، بدون از دست دادن حتی یک روز،
‫دعا میکردن."

00:18:50.690 --> 00:18:59.760
‫"یک روز، دختر بچه به نانوایی محله رفت
‫تا نان های اضافی و دور ریختنی را بگیرد."

00:19:21.730 --> 00:19:24.500
‫دکتر تاکائو، دارم میام داخل.

00:19:29.270 --> 00:19:30.710
‫چی میخوای؟

00:19:30.710 --> 00:19:33.210
‫راستش، هیچی.

00:19:34.090 --> 00:19:36.780
‫فقط میخواستم ببینم در چه حالی.

00:19:38.810 --> 00:19:40.390
‫کوتوری.

00:19:40.390 --> 00:19:41.430
‫بله؟

00:19:42.710 --> 00:19:45.230
‫کارم خوب بود؟

00:19:45.720 --> 00:19:50.130
‫کنتا به خاطر من به درداش اضافه نشد؟

00:19:50.130 --> 00:19:53.060
‫نه، کارت خیلی خوب بود.

00:19:53.650 --> 00:19:56.630
‫کنتا-کون با دیدنت کلی خوشحال شد.

00:19:56.630 --> 00:20:00.150
‫ولی من که نتونستم براش کاری کنم.

00:20:00.520 --> 00:20:02.920
‫تنها کاری که براش کردم کتاب خوندن بود.

00:20:03.520 --> 00:20:07.760
‫همون برای کنتا-کون کافی بود.

00:20:07.760 --> 00:20:12.310
‫مطمئنم خیلی خوشحال شد
‫که براش کتاب خوندی.

00:20:13.580 --> 00:20:15.150
‫واقعا؟

00:20:15.470 --> 00:20:16.700
‫واقعا.

00:20:23.190 --> 00:20:28.630
‫چرا کنتا با فقط 8 سال سن باید بمیره؟

00:20:29.270 --> 00:20:31.600
‫اون که بچه‌ی خیلی خوبی بود.

00:20:39.610 --> 00:20:43.530
‫کوتوری... من ناتوانم.

00:20:44.370 --> 00:20:46.150
‫همه ناتوانن.

00:20:46.980 --> 00:20:52.850
‫ولی بنظرم برای دکترها خیلی مهمه
‫که بدونن چقدر ناتوانن.

00:20:52.850 --> 00:20:57.680
‫فقط اون موقعه که میتونیم در کمال صداقت
‫با مریض هامون روبه‌رو بشیم.

00:21:01.560 --> 00:21:03.100
‫حق با توئه.

00:21:04.180 --> 00:21:07.140
‫آره، کاملا درست میگی.

00:21:30.410 --> 00:21:34.570
‫کریسمس مبارک، دکتر تاکائو.

00:21:42.200 --> 00:21:43.590
‫یا الله.

00:21:45.760 --> 00:21:47.350
‫اوه، کوتوری.

00:21:47.350 --> 00:21:49.850
‫صبح بخیر دکتر تاکائو.

00:21:51.220 --> 00:21:54.730
‫عه اینقد زود گذشت؟ باید بریم.

00:21:54.730 --> 00:21:55.560
‫آره.

00:21:57.710 --> 00:21:59.300
‫اون کلاه...

00:22:00.320 --> 00:22:05.530
‫مامان کنتا دیروز که برای تشکر کردن
‫اومده بود گذاشتش اینجا.

00:22:06.150 --> 00:22:10.680
‫درسته کله‌م کوچکه، ولی دیگه
‫اینقدر هم کوچک نیست که بتونم سرم بذارمش.

00:22:18.920 --> 00:22:21.670
‫خب! بزن بریم کوتوری.

00:22:21.670 --> 00:22:23.860
‫آره. بریم.

00:22:29.560 --> 00:22:32.730
‫Ameku M.D.: Doctor Detective

00:22:32.750 --> 00:22:42.750
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:42.774 --> 00:23:03.774
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.