﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:03.000
‫16 ام مارچ (یکشنبه)
‫بیمارستان ‫کوواتا

00:00:03.130 --> 00:00:04.830
‫این انیمه یک داستان خیالیست و هیچ گونه ارتباطی با اشخاص حقیقی یا سازمان ها ندارد.
‫درمان ها و لوازم پزشکیِ استفاده شده در این انیمه ممکن است با کاربرد واقعی آن ها در درمان بیماری ها متفاوت باشند.

00:00:04.840 --> 00:00:09.540
‫تا لحظاتی دیگه، کسی که
‫کلید این پرونده دستشه پیداش میشه.

00:00:10.160 --> 00:00:11.390
‫کلید این پرونده؟

00:00:11.390 --> 00:00:13.830
‫براش تله گذاشتم.

00:00:14.330 --> 00:00:19.780
‫و اگه استنتاج‌هام درست باشن،
‫چاره ای نداره جز اینکه امشب خودش نشون بده.

00:00:20.220 --> 00:00:24.380
‫کیه خب؟
‫و واقعا کسی هست که‌ـــ

00:00:30.090 --> 00:00:31.430
‫داره میاد.

00:00:31.450 --> 00:00:41.450
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:41.480 --> 00:00:51.480
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:00:52.650 --> 00:00:53.940
‫تکون نخور!

00:00:59.140 --> 00:01:00.360
‫شما...

00:01:04.020 --> 00:01:06.060
‫کوواتا کوجیرویی.

00:01:07.360 --> 00:01:11.490
‫یعنی چی؟ شما اینجا چیکار میکنید؟

00:01:11.490 --> 00:01:15.310
‫خودت چطور؟ توی اتاق ریاست چیکار داری؟

00:01:15.310 --> 00:01:19.780
‫من-من اومدم‌ـــ
‫یه پیغام از کوواتا ریوچیرو دریافت کردی، نه؟

00:01:20.630 --> 00:01:23.520
‫"اون مسئله‌ی گواهی مرگ دیگه حل شد،

00:01:23.520 --> 00:01:26.220
‫و سیجی از اتهامات تبرئه شد."

00:01:26.220 --> 00:01:32.160
‫"حالا که این موضوع تموم شده، توی جلسه فردا
‫سیجی رو به عنوان رئیس بعدی معرفی میکنم."

00:01:33.270 --> 00:01:38.080
‫بعد هم گفت، "پلیس فردا برای بازرسی
‫دفتر ریاست میاد،

00:01:38.080 --> 00:01:40.130
‫باهاشون همکاری کن."

00:01:40.130 --> 00:01:42.270
‫ت-تو از کجا میدونی؟

00:01:42.270 --> 00:01:47.330
‫من بودم که به کوواتا ریوچیرو گفتم
‫اون دروغ ها رو برات بفرسته.

00:01:47.750 --> 00:01:51.370
‫یه تله بود که باهاش تو رو بکشونیم بیرون.

00:01:51.370 --> 00:01:53.040
‫چی؟

00:01:53.040 --> 00:01:58.460
‫دکتر آمکو، میشه ما رو هم در جریان
‫راز این معما قرار بدی؟

00:01:58.460 --> 00:01:59.950
‫حتما.

00:01:59.950 --> 00:02:03.170
‫اول از همه، چطوری اون اتاق بسته
‫بوجود اومد؟

00:02:03.900 --> 00:02:06.480
‫وقتی کار کوواتا سیجی نباشه،

00:02:06.480 --> 00:02:11.700
‫پس به احتمال زیاد دایکی مخفیانه وارد اتاق شده
‫و در رو قفل کرده.

00:02:12.060 --> 00:02:15.520
‫ولی چرا باید اینکارو بکنه؟

00:02:15.810 --> 00:02:19.870
‫شاید میخواسته چیزی از اونجا بدزده؟

00:02:19.870 --> 00:02:23.140
‫ولی اتاق اصلا به هم نریخته بود.

00:02:23.140 --> 00:02:25.180
‫پس با خودم گفتم...

00:02:25.610 --> 00:02:30.940
‫اگه هدفش گذاشتن یه چیزی
‫توی اتاق باشه چی؟

00:02:31.890 --> 00:02:38.460
‫پلیس همه جا رو گشت،
‫ولی چیزی پیدا نکرد.

00:02:38.460 --> 00:02:39.940
‫منم همین فکر رو میکردم.

00:02:39.940 --> 00:02:44.840
‫ولی توی فیلم حادثه یه سرنخی بود
‫که هر دکتری متوجهش میشد.

00:02:44.840 --> 00:02:46.840
‫کوتوری، تو هم متوجه شدی، نه؟

00:02:47.120 --> 00:02:54.350
‫آره. اقداماتی که جناب مدیر بعد از پیدا کردن
‫کوواتا دایکی انجام داد خیلی عجیب بود.

00:02:54.780 --> 00:02:58.600
‫فقط نمیدونم چرا اون کارها رو کرد.

00:02:58.600 --> 00:03:01.600
‫منم اون فیلم دیدم.

00:03:01.930 --> 00:03:05.770
‫گفت قلب قربانی از کار افتاده
‫و شروع به ماساژ قلبی کرد.

00:03:06.360 --> 00:03:08.910
‫چیز عجیبی به چشمم نخورد.

00:03:10.340 --> 00:03:12.870
‫اگه یه آدم عادی بود کارش مشکلی نداشت.

00:03:13.260 --> 00:03:16.910
‫ولی جناب مدیر خودش متخصص قلبه.

00:03:16.910 --> 00:03:18.620
‫خب چه فرقی میکنه؟

00:03:18.620 --> 00:03:23.930
‫هر پزشکی که تجربه‌ی احیا داشته باشه
‫میدونه اول باید بیمار رو صدا زد،

00:03:23.930 --> 00:03:27.770
‫بعد با دست بهش ضربه زد
‫تا از هوشیار بودن یا نبودنش مطمئن بشه.

00:03:27.770 --> 00:03:29.130
‫ولی...

00:03:29.440 --> 00:03:33.200
‫جوری که نبض و تنفسش رو چک کرد هم عجیب بود.

00:03:34.230 --> 00:03:37.580
‫معمولا با چک شریان کاروتید دنبال نبض میگردی.

00:03:37.580 --> 00:03:43.350
‫و برای چک تنفس هم، به حرکات قفسه سینه
‫نگاه میکنی یا گوشت رو میبری نزدیک دهان بیمار.

00:03:43.950 --> 00:03:48.610
‫ولی اولین کاری که تو کردی
‫نزدیک کردن گوشت به قفسه سینه‌ش بود.

00:03:48.610 --> 00:03:52.590
‫خب، اون موقع شوکه شده بودم و ترسیدم وـــ

00:03:52.650 --> 00:03:54.870
‫داشتی دنبال چیزی میگشتی، مگه نه؟

00:03:55.370 --> 00:03:58.700
‫دنبال چیزی که کوواتا دایکی
‫قرار بود بذاره توی اتاق.

00:04:01.400 --> 00:04:06.130
‫کوواتا دایکی فقط داشت
‫دستورالعملش رو دنبال میکرد.

00:04:06.130 --> 00:04:07.140
‫ها؟

00:04:07.140 --> 00:04:12.890
‫اون 2 میلیون ینی که به حسابش ریخته
‫شده بود هم احتمالا کار همین آدم بوده.

00:04:13.450 --> 00:04:16.730
‫بعبارت دیگه، ایشون به کوواتا دایکی
‫گفت که بیاد و مهمونی رو خراب کنه

00:04:16.730 --> 00:04:21.470
‫و برادر کوچکش، کوواتا سیجی رو مجروح کنه.

00:04:21.470 --> 00:04:23.240
‫چرا باید اینکارو بکنه؟

00:04:23.980 --> 00:04:28.360
‫میخواست جلوی اعلام کوواتا سیجی
‫به عنوان رئیس بعدی بیمارستان رو بگیره.

00:04:28.990 --> 00:04:33.910
‫فکر میکرد خودش قراره رئیس بعدش باشه.

00:04:33.910 --> 00:04:38.570
‫ولی کوواتا ریوچیرو تصمیم گرفته بود
‫پسرش، سیجی رئیس باشه.

00:04:38.910 --> 00:04:43.270
‫برای همین رفت سراغ برادرزاده‌ش دایکی،
‫که از قبل هم باهاش در ارتباط بود،

00:04:43.270 --> 00:04:46.420
‫و ازش برای به زیر کشیدن ریوچیرو استفاده کرد.

00:04:46.800 --> 00:04:49.170
‫و اینکار رو با استفاده از یه چیز خاص انجام داد.

00:04:49.170 --> 00:04:50.420
‫یه چیز خاص؟

00:04:50.680 --> 00:04:54.470
‫چیزی که اون رو به کوواتا دایکی وصل میکنه.

00:04:54.970 --> 00:05:00.180
‫و همین الان هم توی دستشه.

00:05:02.350 --> 00:05:04.110
‫جلوش بگیرید! میخواد قورتش بده!

00:05:07.730 --> 00:05:09.860
‫آخ، آخ، آخ!

00:05:09.860 --> 00:05:11.390
‫و-ولم کن!

00:05:11.390 --> 00:05:13.610
‫ولم کنید!
‫کیسه‌ی چیه؟

00:05:15.040 --> 00:05:16.230
‫این...

00:05:16.230 --> 00:05:17.610
‫مواد مخدر محرکه.
‫*مثل شیشه و آمفتامین و ...

00:05:17.610 --> 00:05:18.570
‫ها؟

00:05:18.940 --> 00:05:22.090
‫کوواتا دایکی ساقی مواد محرک بود.

00:05:22.450 --> 00:05:27.080
‫این آقا از دایکی مواد میخرید و استفاده میکرده.

00:05:27.080 --> 00:05:29.250
‫چطور به این نتیجه رسیدی؟

00:05:29.250 --> 00:05:32.000
‫سری قبلی که باهاش حرف میزدیم،

00:05:32.000 --> 00:05:36.550
‫از اینکه چند روز بود نخوابیده شاکی بود
‫ولی اصلا خسته بنظر نمیومد.

00:05:37.010 --> 00:05:40.260
‫این یکی از عوارض جانبی مواد محرکه.

00:05:40.260 --> 00:05:45.020
‫بدن بسیار لاغرش هم یکی دیگه از
‫عوارض اعتیاد به محرک هاست.

00:05:45.520 --> 00:05:49.700
‫نقشه‌ش این بود که دایکی براش مواد رو
‫توی اتاق جاساز کنه.

00:05:49.700 --> 00:05:51.810
‫و بعد به پلیس گزارش بده.

00:05:52.270 --> 00:05:56.530
‫کوواتا ریوچیرو هم احتمالا
‫چون این بهش مواد خورونده بود

00:05:56.530 --> 00:06:00.240
‫توی مهمونی حالش بد شده بود.

00:06:01.150 --> 00:06:03.800
‫وقتی توی اتاقش و توی آزمایش ادرارش

00:06:03.800 --> 00:06:08.220
‫مواد پیدا بشه دیگه نمیتونه
‫هیچ توجیهی براش بیاره.

00:06:09.050 --> 00:06:11.640
‫پس دلیل اینکه اومد اینجا...

00:06:11.640 --> 00:06:14.180
‫اوضاع دقیق طبق نقشه‌ش پیش نرفت،

00:06:14.180 --> 00:06:20.340
‫ولی بازم تونست از شر
‫کوواتا ریوچیرو و سیجی خلاص بشه.

00:06:20.780 --> 00:06:23.320
‫شک ندارم کسی که گزارش ناشناس
‫داده بود هم خودش بوده.

00:06:23.850 --> 00:06:28.850
‫و با همه‌ی این اوصاف،
‫رئیس بعدی خودش میشد.

00:06:29.980 --> 00:06:33.860
‫ولی بعد گرفتن اون پیام ها
‫از ریوچیرو ترسید،

00:06:34.320 --> 00:06:36.450
‫و راحت افتاد توی تله‌م.

00:06:36.450 --> 00:06:40.290
‫اومد که توی دفترش مواد کار بذاره.

00:06:41.530 --> 00:06:46.900
‫که اینطور. فعلا به جرم
‫حمل مواد مخدر دستگیرت میکنیم.

00:06:46.900 --> 00:06:51.000
‫به نفعته بهمون بگی
‫کوواتا دایکی رو چجوری به قتل رسوندی.

00:06:51.000 --> 00:06:55.020
‫و-وایسین! اون ماجرا ربطی به من نداشت!
‫هیچی در موردش نمیدونم!

00:06:55.020 --> 00:06:59.150
‫باشه. باشه. رفتیم پاسگاه
‫اونجا بیشتر صحبت میکنیم.

00:06:59.150 --> 00:07:00.820
‫واقعا هیچی نمیدونم!

00:07:00.820 --> 00:07:03.470
‫منم وقتی وارد اتاق شدم شوکه شدم.

00:07:10.790 --> 00:07:12.060
‫چـــــی؟

00:07:12.060 --> 00:07:15.320
‫بازم قراره کوواتا سیجی رو دستگیر کنید؟

00:07:15.320 --> 00:07:16.810
‫چرا؟

00:07:16.810 --> 00:07:21.200
‫بعد ماجرای دیشب از کوجیرو بازجویی کردیم، ولی...

00:07:21.200 --> 00:07:26.470
‫اینکه من مرتب از دایکی مواد میخریدم صحت داره.

00:07:26.470 --> 00:07:30.710
‫خیلی درگیر کار شده بودم
‫و بدون اونا نمیتونستم ادامه بدم.

00:07:31.050 --> 00:07:34.090
‫ولی وقتی وارد اتاق شدم
‫حسابی گیج شدم.

00:07:34.090 --> 00:07:38.770
‫دایکی قرار بود مواد رو جاساز کنه و در بره،
‫ولی کف اتاق افتاده بود.

00:07:39.210 --> 00:07:44.220
‫اگه مواد رو توی جیبش پیدا میکردن
‫نقشه‌م لو میرفت.

00:07:44.220 --> 00:07:49.930
‫برای همین بود که دستپاچه شدم و وقتی داشتم
‫لباساش رو میگشتم تظاهر به پیدا کردن نبضش کردم.

00:07:49.930 --> 00:07:51.980
‫فوری اونا رو از توی جیبش درآوردم...

00:07:51.980 --> 00:07:55.420
‫...ولی کسی که اونو کشته من نبودم!

00:07:56.230 --> 00:08:03.170
‫به تمام چیزایی که گفتی بجز
‫قتل کوواتا دایکی اعتراف کرد.

00:08:03.630 --> 00:08:08.690
‫فکر میکردم بعد دستگیریش بتونیم
‫اطلاعات بیشتری بدست بیاریم.

00:08:09.360 --> 00:08:12.700
‫خب، حالا میدونیم چه اتفاقاتی افتاد
‫که اون ماجرا رقم خورد،

00:08:13.500 --> 00:08:18.520
‫ولی مهم ترین معما هنوز
‫حل نشده باقی مونده.

00:08:19.060 --> 00:08:24.570
‫دکتر آمکو، شما نمیدونی
‫چجوری ممکنه یه آدم توی یه اتاق بسته غرق بشه؟

00:08:25.680 --> 00:08:32.000
‫تا وقتی این معما حل بشه،
‫کوواتا سیجی مظنون ردیف اول باقی میمونه.

00:08:33.030 --> 00:08:39.020
‫با این شرایط، تا چند روز آینده بازداشت میشه.

00:08:40.400 --> 00:08:41.990
‫مگه میشه.

00:08:44.990 --> 00:08:47.990
‫20 ام مارچ (پنجشنبه)

00:08:47.990 --> 00:08:50.490
‫یه اتاق بسته که حتی شیر آب هم نداشت...

00:08:50.920 --> 00:08:52.510
‫چجوری آب رفته داخل؟

00:08:52.510 --> 00:08:54.990
‫یا نکنه اتاق به طریقی
‫از بیرون قفل شده؟

00:08:54.990 --> 00:08:57.580
‫ولی هیچ ردی نبود...

00:08:57.580 --> 00:09:01.020
‫اونایی که اول وارد اتاق شدن...
‫نه اون نیست.

00:09:01.020 --> 00:09:04.310
‫اصلا چرا مجرم نیاز داشت
‫اتاق قفل باشه؟

00:09:06.940 --> 00:09:08.610
‫بفرمایید، تاکاناشی هستم.

00:09:12.250 --> 00:09:15.220
‫متوجهم. به دکتر تاکائو اطلاع میدم.

00:09:18.040 --> 00:09:19.860
‫ساکورای-سان بود.

00:09:19.860 --> 00:09:20.980
‫چی گفت؟

00:09:21.890 --> 00:09:25.140
‫حکم بازداشت کوواتا سیجی صادر شده.

00:09:26.590 --> 00:09:29.550
‫فردا دستگیر میشه.

00:09:29.550 --> 00:09:31.940
‫نه... این یعنی مجبوری...

00:09:33.950 --> 00:09:35.230
‫متاسفانه.

00:09:36.550 --> 00:09:38.090
‫ف-فردا، آره؟

00:09:38.090 --> 00:09:40.260
‫تا اونموقع دستگیر نمیشه؟

00:09:40.260 --> 00:09:44.550
‫پس فقط کافیه امشب
‫بیگناهیش رو ثابت کنم!

00:09:44.820 --> 00:09:47.550
‫چجوری میشه یکی رو
‫توی یه اتاق بسته غرق کرد؟

00:09:47.820 --> 00:09:51.220
‫باید... باید یه راهی باشه!

00:09:51.220 --> 00:09:54.400
‫فقط هنوز به ذهنم نرسیده!

00:09:56.050 --> 00:09:57.290
‫دکتر تاکائو.

00:09:58.250 --> 00:10:01.940
‫ممنون که اینقدر با جدیت پیگیری.

00:10:01.940 --> 00:10:04.740
‫ولی دیگه فرصتمون تموم شده.

00:10:06.560 --> 00:10:10.400
‫هنوز نه. هنوز میتونیم درستش کنیم.
‫فقط باید ــــ

00:10:10.400 --> 00:10:12.110
‫دیگه کافیه، دکتر تاکائو.

00:10:12.640 --> 00:10:15.780
‫همین که تا این حد برام پیش رفتی من خوشحالم.

00:10:15.780 --> 00:10:17.440
‫چی داری میگی؟

00:10:17.440 --> 00:10:20.200
‫اگه این معما رو حل نکنم، تو...

00:10:20.200 --> 00:10:23.810
‫آره، دیگه نمیتونم اینجا بمونم.

00:10:24.960 --> 00:10:29.180
‫کوتوری، دلت نمیخواد بمونی؟

00:10:29.480 --> 00:10:31.020
‫چرا، میخواد.

00:10:31.020 --> 00:10:33.930
‫هنوز خیلی چیزا هست
‫که دوست دارم یاد بگیرم.

00:10:34.880 --> 00:10:41.830
‫نگران اینم هستم که وقتی من برم و نباشم که مثل یه بچه
‫مراقبت باشم، خودتو توی چه دردسرایی میندازی.

00:10:42.270 --> 00:10:45.480
‫من که میگم مثل بچه ها
‫باهام رفتار نکن.

00:10:45.960 --> 00:10:47.490
‫شوخی میکنم.

00:10:54.730 --> 00:10:59.760
‫توی این 8 ماه گذشته، بعنوان یه تشخیص دهنده بیماری
‫کلی پیشرفت کردم.

00:11:00.250 --> 00:11:03.260
‫همه‌ رو مدیون راهنمایی های شما ام، دکتر تاکائو.

00:11:03.830 --> 00:11:08.340
‫فکر میکنم شما هم
‫درست مثل من رشد و پیشرفت کردی.

00:11:09.500 --> 00:11:11.220
‫اینجوری نیست.

00:11:11.220 --> 00:11:15.400
‫به خاطر حمایت های تو بود
‫که تونستم تا اینجا پیش برم.

00:11:16.010 --> 00:11:20.700
‫تنهایی نمیتونم از استعدادهام استفاده کنم.

00:11:21.020 --> 00:11:22.280
‫نه.

00:11:22.730 --> 00:11:27.520
‫شاید خودت دقت نکرده باشی،
‫ولی تغییر کردی.

00:11:29.140 --> 00:11:30.950
‫به خودت باور داشته باش.

00:11:33.250 --> 00:11:37.130
‫هرچی نباشه، تو یه تشخیص دهنده‌ی درجه یکی.

00:11:43.960 --> 00:11:45.460
‫میگم، کوتوری.

00:11:45.480 --> 00:11:46.710
‫بله؟

00:11:47.020 --> 00:11:49.740
‫این 8 ماه خیلی خوش گذشت.

00:11:50.160 --> 00:11:52.630
‫آره، واقعا خوش گذشت.

00:11:53.360 --> 00:11:56.280
‫بنظرم زوج خوبی بودیم.

00:11:57.230 --> 00:11:58.810
‫موافقم.

00:12:08.890 --> 00:12:13.070
‫ممنون که تا اینجا هوامو داشتی، دکتر تاکائو.

00:12:13.070 --> 00:12:14.250
‫خواهش.

00:12:21.750 --> 00:12:27.630
‫پس، گمونم آخرشم کوواتا-سنپای
‫مجرم واقعی بوده، آره؟

00:12:27.630 --> 00:12:30.050
‫خیلی برای مهمونی عصبانی بود.

00:12:31.020 --> 00:12:34.020
‫یعنی از اولشم یه معمای
‫اتاق بسته نبوده؟

00:12:34.020 --> 00:12:37.140
‫ولی اینجوری خیلی چیزا
‫با همدیگه نمیخونن.

00:12:37.140 --> 00:12:39.890
‫طرف به خاطر غرق شدگی مرده.

00:12:40.220 --> 00:12:45.310
‫اگه به خاطر مُشتی که توی سرش خورد
‫تا سرحد مرگ میزدش منطقی تر بود.

00:12:46.850 --> 00:12:48.820
‫کی مشت خورده بود؟

00:12:48.820 --> 00:12:51.990
‫ها؟ کوواتا سیجی دیگه.

00:12:51.990 --> 00:12:56.160
‫نه، نه. کوواتا-سنپای
‫از داداشش مشت نخورد که.

00:12:56.160 --> 00:12:58.160
‫ها؟ منظورت چیه؟

00:12:58.160 --> 00:13:01.290
‫مگه بعد اینکه مشت خورد تو سرش
‫به خونریزی نیفتاد؟

00:13:01.290 --> 00:13:04.100
‫نه گمون نمیکنم.

00:13:04.410 --> 00:13:10.050
‫خیلی سخته بتونی جوری مشت بزنی
‫که پیشونی اونقدر پاره بشه.

00:13:10.050 --> 00:13:14.700
‫ولی توی بوکس و اینجور چیزا
‫زیاد میبینیم سر و صورت یارو خونی شده.

00:13:14.700 --> 00:13:18.650
‫اون به خاطر پارگی پلک و اطراف چشمه.

00:13:18.650 --> 00:13:23.660
‫برای اینکه پیشونی پاره بشه،
‫باید با جاهای سفت تری از بدن ضربه زد.

00:13:23.660 --> 00:13:26.440
‫مثلا با آرنج یا زانو...

00:13:27.180 --> 00:13:28.020
‫قفله!

00:13:28.060 --> 00:13:30.520
‫مثل فواره اب ازش بیرون اومد.
‫آب از لوله اومد بالا.

00:13:30.520 --> 00:13:32.150
‫یقه‌ی کتمو با دوتا دستش گرفت.

00:13:32.190 --> 00:13:33.970
‫کوواتا-سنپای از داداشش مشت نخورد.

00:13:34.060 --> 00:13:36.400
‫برای اینکه پیشونی پاره بشه،
‫باید با جاهای سفت تری از بدن ضربه زد.

00:13:46.540 --> 00:13:47.830
‫یه ستاره.

00:13:47.830 --> 00:13:49.250
‫یه ستاره؟

00:13:49.250 --> 00:13:52.330
‫یه ستاره. یه ستاره بود.

00:13:52.330 --> 00:13:55.310
‫کوتوری، یه ستاره دیدم!

00:13:57.770 --> 00:13:59.800
‫یه ستاره؟ منظورت چیه؟

00:14:00.300 --> 00:14:01.760
‫همه‌ش به لطف تو بود.

00:14:01.760 --> 00:14:02.680
‫ها؟

00:14:03.500 --> 00:14:05.890
‫همه کسایی که به ماجرا مرتبطن رو جمع کن.

00:14:05.890 --> 00:14:08.550
‫دکتر تاکائو، یعنی...

00:14:09.460 --> 00:14:10.770
‫آره.

00:14:12.640 --> 00:14:16.390
‫تشخیصم رو برای این معما میگم.

00:14:17.020 --> 00:14:20.030
‫Ameku M.D.: Doctor Detective

00:14:21.940 --> 00:14:26.880
‫دکتر آمکو، حقیقت داره که معما رو حل کردین؟

00:14:26.880 --> 00:14:28.410
‫بله، حقیقت داره.

00:14:28.410 --> 00:14:31.030
‫الان همه چیز رو توضیح میدم.

00:14:31.360 --> 00:14:34.270
‫برای همین خواستم همه جمع بشید.

00:14:35.240 --> 00:14:39.040
‫منظورت اینه که مجرم اصلی
‫توی این اتاقه؟

00:14:39.370 --> 00:14:47.470
‫بزرگترین معمای این پرونده
‫این بود که کوواتا دایکی چطور میتونست غرق شده باشه.

00:14:48.000 --> 00:14:53.520
‫و به خاطر یه فرض اشتباه بود که
‫نتونستم این معما رو حل کنم.

00:14:54.030 --> 00:14:59.980
‫من فکر میکردم دایکی برادرش رو با مشت
‫توی مهمونی زده.

00:14:59.980 --> 00:15:03.190
‫ولی کوتوری اشتباهم رو اصلاح کرد.

00:15:03.690 --> 00:15:07.730
‫داداشت با مشت نزدت، درسته؟

00:15:07.730 --> 00:15:09.160
‫درسته.

00:15:09.160 --> 00:15:12.860
‫با دوتا دستاش کتم رو گرفت
‫و با کله زد توی صورتم.

00:15:15.470 --> 00:15:19.760
‫مگه مهمه با مشت زده یا با صورت؟
‫در هر صورت آسیب میدید دیگه.

00:15:20.230 --> 00:15:23.060
‫اتفاقا خیلی با هم فرق میکنن.

00:15:23.060 --> 00:15:29.220
‫بعد اینکه فهمیدم کوواتا دایکی
‫با سر به برادرش ضربه زده متوجه یچیزی شدم.

00:15:30.140 --> 00:15:33.020
‫یه ستاره رو از قلم انداخته بودم.

00:15:36.020 --> 00:15:37.130
‫ها؟

00:15:37.620 --> 00:15:39.660
‫چه ربطی به ستاره داره؟

00:15:39.660 --> 00:15:41.700
‫بهتون توضیح میدم.

00:15:47.130 --> 00:15:48.820
‫سی تی اسکن مغز؟

00:15:48.820 --> 00:15:51.190
‫آره. مال کوواتا دایکیه.

00:15:51.530 --> 00:15:54.660
‫ادم مغزیش اینقدر شدید بود
‫که توی عکس

00:15:54.660 --> 00:15:57.570
‫نتونستم چیزای دیگه رو ببینم.

00:15:57.570 --> 00:15:58.750
‫اینجا.

00:15:59.170 --> 00:16:04.090
‫زیاد واضح نیست، ولی میتونی
‫یه ستاره رو ببینی. ستاره داوود.

00:16:04.500 --> 00:16:05.760
‫ها؟

00:16:06.480 --> 00:16:07.760
‫SAH?

00:16:07.760 --> 00:16:10.040
‫SAH چیه؟

00:16:10.040 --> 00:16:12.020
‫خونریزی زیر عنکبوتیه.

00:16:12.500 --> 00:16:18.250
‫وقتی بیمار دچار خونریزی زیر عنکبوتیه بشه،
‫یه نمای 5 ضلعی توی عکس بوجود میاد.

00:16:18.250 --> 00:16:21.200
‫بهش میگن ستاره‌ی داوود.

00:16:21.200 --> 00:16:24.020
‫توی تصویر واضح نیفتاده،

00:16:24.410 --> 00:16:29.740
‫ولی کوواتا دایکی بدون شک اون روز
‫دچار خونریزی زیر عنکبوتیه شده بود.

00:16:30.650 --> 00:16:31.990
‫یعنی...

00:16:31.990 --> 00:16:35.420
‫درسته. وقتی با سر زد توی صورتت
‫این اتفاق افتاد.

00:16:36.450 --> 00:16:40.610
‫ضربه باعث بوجود اومدن
‫خونریزی زیر عنکبوتیه شده.

00:16:41.010 --> 00:16:42.920
‫یه لحظه لطفا.

00:16:42.920 --> 00:16:47.130
‫کسانی که دچار این نوع خونریزی میشن
‫در همون لحظه

00:16:47.130 --> 00:16:49.570
‫هوشیاری و توانایی تحرکشون رو از دست میدن، درسته؟

00:16:49.570 --> 00:16:51.760
‫فقط در موارد شدید.

00:16:51.760 --> 00:16:55.990
‫اگه حجم خونریزی کم باشه،
‫ممکنه فقط باعث یه سردرد خفیف بشه.

00:16:55.990 --> 00:17:01.020
‫ولی، مگه قربانی به علت غرق شدگی فوت نکرده بود؟

00:17:01.020 --> 00:17:02.470
‫آره غرق شده.

00:17:02.970 --> 00:17:04.520
‫در روز حادثه،

00:17:04.520 --> 00:17:09.150
‫کوواتا دایکی مهمونی رو
‫در حالی که دچار خونریزی زیر عنکبوتیه شده بود ترک کرده.

00:17:09.150 --> 00:17:13.620
‫چند ساعت بعد مجددا برمیگرده،
‫و همراه جمعیت وارد مهمونی میشه.

00:17:14.170 --> 00:17:19.410
‫یواشکی به اتاق مطالعه توی طبقه سوم میره
‫و در رو از داخل قفل میکنه.

00:17:19.740 --> 00:17:24.510
‫بعد، طبق دستورات کوواتا کوجیرو،
‫شروع به جاسازی مواد مخدر میکنه.

00:17:24.920 --> 00:17:28.070
‫و همون موقعه که اتفاق میفته.

00:17:42.770 --> 00:17:45.660
‫آبی که کوواتا دایکی رو غرق کرده

00:17:45.660 --> 00:17:49.610
‫از بدن خودش تولید شده.

00:17:50.020 --> 00:17:51.610
‫از بدن خودش؟

00:17:51.610 --> 00:17:52.710
‫درسته.

00:17:52.710 --> 00:17:58.080
‫اگه بخوام دقیق تر بگم، اِدِم ریوی،
‫باعث نفوذ آب به درون ریه هاش شده.

00:17:58.080 --> 00:17:59.720
‫ادم ریوی چیه؟

00:17:59.720 --> 00:18:04.230
‫وضعیتی که توی اون، آب درون ریه ها
‫تجمع پیدا میکنه و فرد دیگه قادر به نفس کشیدن نیست.

00:18:04.790 --> 00:18:07.790
‫کوواتا دایکی دچار ادم ریوی حاد شده بود،

00:18:07.790 --> 00:18:12.850
‫برای همین با تلفن داخلی تماس گرفت
‫تا یکی به کمکش بیاد و سعی کرده از اتاق خارج بشه.

00:18:12.850 --> 00:18:14.330
‫اما دیگه توانی براش باقی نمونده بود

00:18:17.050 --> 00:18:19.610
‫ولی دکتر آمکو...

00:18:19.610 --> 00:18:21.360
‫هم؟ چیه؟

00:18:21.360 --> 00:18:25.140
‫چی باعث شده داداشم
‫دچار ادم ریوی بشه؟

00:18:25.140 --> 00:18:26.280
‫ها؟

00:18:26.280 --> 00:18:29.020
‫کوتوری. تو میدونی دیگه؟

00:18:29.020 --> 00:18:32.020
‫این 8 ماه آموزش الکی نبوده دیگه ایشالا.

00:18:33.950 --> 00:18:38.210
‫ادم ریوی به خاطر خونریزی زیر عنکبوتیه
‫و در اثر اختلال سیستم عصبی بوجود اومده بود.

00:18:39.450 --> 00:18:41.330
‫درسته.

00:18:41.640 --> 00:18:44.140
‫یه نوع نادر از ادم ریویه،

00:18:44.140 --> 00:18:48.210
‫که در اون، چند ساعت بعد از ضربه به سر،
‫مایعات شروع به نفود به درون ریه ها میکنن

00:18:48.750 --> 00:18:51.070
‫و تنفس دچار اختلال میشه.

00:18:51.070 --> 00:18:55.390
‫معمولا با یه کالبدشکافی راحت میشد
‫علت مرگ رو فهمید.

00:18:55.390 --> 00:19:00.490
‫ولی از اونجایی که ایشون فکر کرده
‫پسرش قاتله،

00:19:00.490 --> 00:19:03.740
‫جسد رو بدون اطلاع به پلیس سوزونده،

00:19:03.740 --> 00:19:06.100
‫و باعث این اوضاع شده.

00:19:06.100 --> 00:19:07.740
‫واقعا شرمنده‌م.

00:19:08.480 --> 00:19:10.100
‫پس...

00:19:10.100 --> 00:19:13.840
‫آره، تو بیگناهی.

00:19:17.640 --> 00:19:22.190
‫اصلا کسی کوواتا دایکی رو به قتل نرسونده.

00:19:22.870 --> 00:19:27.700
‫همه در به در دنبال یه پرونده‌ی قتل خیالی بودن.

00:19:28.750 --> 00:19:32.800
‫و حقیقت این معما این بود.

00:19:33.920 --> 00:19:38.340
‫خدای من. بازم طبق معمول خیلی ممنون دکتر آمکو.

00:19:38.940 --> 00:19:42.850
‫خودم به اداره مرکزی کل جریان رو توضیح میدم.

00:19:43.220 --> 00:19:46.020
‫دیگه نیازی به بازداشت دکتر سیجی نیست.

00:19:46.350 --> 00:19:48.350
‫باشه، میسپارمش به خودت پس.

00:19:48.830 --> 00:19:51.400
‫خب کوتوری. وقتشه برگردیم.

00:19:52.800 --> 00:19:53.980
‫آره بریم.

00:20:07.120 --> 00:20:09.620
‫بیمارستان عمومی تنیکای

00:20:19.270 --> 00:20:23.260
‫دکتر کوواتا رسما از تمامی اتهامات تبرئه شد.

00:20:24.580 --> 00:20:25.830
‫این چیه؟

00:20:25.830 --> 00:20:27.370
‫لطفا بازش کنید.

00:20:33.060 --> 00:20:34.070
‫حکم انتصاب
‫تاکاناشی یو

00:20:34.070 --> 00:20:36.570
‫در بخش پاتولوژی تحقیقاتی بیمارستان تنیکای مشغول به کار خواهید شد.

00:20:36.570 --> 00:20:38.530
‫دکتر تاکائو!

00:20:40.200 --> 00:20:44.900
‫خ-خب، اگه بخوای میتونی سال های بعدیتم
‫همینجا کار کنی.

00:20:44.900 --> 00:20:50.650
‫از اونجایی که خودم تنهایی همه‌ی کارامو عالی انجام میدم،
‫برام مهم نیست کی زیر دستم باشه.

00:20:50.650 --> 00:20:54.000
‫ولی اگه یکی مثل تو باشه که
‫تو کارهای کوچک تر کمکم کنه بهترـــ

00:20:54.000 --> 00:20:56.170
‫دکتر تاکائو دقیقا یه سوندره‌ست.
‫tsundere: شخصیتی که در ظاهر خشک و خشنه
‫ولی ذات مهربون و دلسوزی داره

00:20:56.170 --> 00:20:59.940
‫نخیرم! منظورم اینه که رئیس بخش پاتولوژی ـــ

00:20:59.940 --> 00:21:02.050
‫به چی میخندی کوتوری؟

00:21:02.050 --> 00:21:03.550
‫هیچی همینجوری.

00:21:04.030 --> 00:21:07.280
‫لطفا بازم مراقب خواهر کوچولوم باشین.

00:21:07.280 --> 00:21:08.250
‫چشم.

00:21:08.250 --> 00:21:10.970
‫خوش به حالت شد، دکتر کو تو ری

00:21:10.970 --> 00:21:12.940
‫بابا دیگه بهم نگو کوتوری.

00:21:12.940 --> 00:21:15.400
‫نه، تو دقیقا یه پرنده‌ی کوچکی (کوتوری)!

00:21:15.730 --> 00:21:17.940
‫تاکاناشی یعنی بدون شاهین،
‫که مثل "پرنده کوچک در حال بازی " نوشته میشه.

00:21:17.940 --> 00:21:21.820
‫ولی یه شاهین (تاکا) مثل من اینجاست.

00:21:21.820 --> 00:21:25.160
‫پس تو یه پرنده‌ی کوچولویی
‫که وقتی برای بازی کردن نداره.

00:21:25.160 --> 00:21:29.220
‫تو بدون شک یه "کوتوری" هستی که هنوز
‫چیزای زیادی مونده تا از بخش پاتولوژی تحقیقاتی یاد بگیره.

00:21:31.820 --> 00:21:34.560
‫حالا هم وقت راند کردن مریضاست.

00:21:34.560 --> 00:21:35.600
‫پاشو بریم کوتوری.

00:21:35.600 --> 00:21:38.290
‫ا-ا یلحظه صبر کن دکتر تاکائو.

00:21:45.040 --> 00:21:47.250
‫امم، دکتر تاکائو؟

00:21:49.390 --> 00:21:52.480
‫برای تمام کمک هایی که این مدت کردی ممنونم.

00:21:53.150 --> 00:21:55.310
‫چرا اینقدر رسمی شدی؟

00:21:55.310 --> 00:21:59.390
‫هیچی، فقط میخواستم درست و حسابی
‫تشکر کنم.

00:22:02.970 --> 00:22:07.970
‫به لطف شما و حل کردن پرونده
‫میتونم بازم اینجا درس بخونم.

00:22:11.490 --> 00:22:13.240
‫نگران نباش کوتوری.

00:22:13.930 --> 00:22:16.920
‫از حالا به بعد هم به آموزشت ادامه میدم.

00:22:16.920 --> 00:22:17.920
‫آخ.

00:22:18.970 --> 00:22:23.000
‫تا وقتی که تو هم مثل خودم
‫یه تشخیص‌دهنده‌ی درجه یک بشی.

00:22:26.450 --> 00:22:30.200
‫شدیدا چشم انتظارشم، دکتر تاکائو.

00:22:30.200 --> 00:22:33.180
‫آره، باید هم باشی.

00:22:33.200 --> 00:22:41.200
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:41.210 --> 00:22:51.210
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.