﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:12.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:13.060 --> 00:00:15.760
‫11 ستامبر 2001
‫ساعت 08:46

00:00:16.500 --> 00:00:22.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:27.190 --> 00:00:28.190
‫ای وای!

00:00:28.820 --> 00:00:29.830
‫لعنتی!

00:00:33.610 --> 00:00:35.110
‫ای وای!

00:00:38.780 --> 00:00:41.410
‫من از ۴ ژانویه ۲۰۰۱ تا ۴ ژانویه ۲۰۰۲

00:00:41.410 --> 00:00:45.500
‫مسئول گزارش‌های اطلاعاتی روزانه
‫ به رئیس جمهور بودم.

00:00:45.520 --> 00:00:47.520
‫مایکل مورل
‫"سیا | گزارشگر روزانه رئیس‌جمهور"

00:00:49.290 --> 00:00:51.590
‫هفته‌ای شیش روز بهش گزارش می‌دادم.

00:00:52.800 --> 00:00:55.380
‫هر جای دنیا که بود، منم باهاش بودم.

00:00:56.010 --> 00:00:58.810
‫ساراسوتا، فلوریدا
‫مدرسه ابتدایی اِما ای. بوکر

00:01:01.770 --> 00:01:04.350
‫بلند شین و به رئیس جمهور
‫ایالات متحده احترام بذارین.

00:01:04.350 --> 00:01:07.520
‫- صبح بخیر. حالتون چطوره؟
‫- صبح بخیر، آقای رئیس جمهور.

00:01:07.520 --> 00:01:10.940
‫و من صبح روز یازده سپتامبر
‫با رئیس جمهور بوش بودم.

00:01:10.940 --> 00:01:13.230
‫به رئیس جمهور و من گفتن که یه هواپیما

00:01:13.230 --> 00:01:14.940
‫خورده به مرکز تجارت جهانی.

00:01:14.940 --> 00:01:16.570
‫تصورمون این بود که،

00:01:16.570 --> 00:01:19.450
‫این حتما یه تصادف هواپیمای کوچیک بوده.

00:01:19.450 --> 00:01:20.740
‫ممنون که بلند شدین.

00:01:20.740 --> 00:01:24.160
‫رئیس جمهور داشت یه داستان
‫ درباره یه بز اهلی میخوند.

00:01:24.750 --> 00:01:27.080
‫- آماده‌این، پروانه‌های من؟
‫- بله.

00:01:27.080 --> 00:01:29.960
‫حالت LLP، چشاتون به من باشه.
‫ یک، دو، سه.

00:01:30.460 --> 00:01:31.920
‫- آماده شین.
‫- "پارک."
‫بله، "پارک."

00:01:33.000 --> 00:01:35.380
‫- این دو تا حرف چی میگن؟
‫- "آر."

00:01:35.380 --> 00:01:36.880
‫بله، "آر." صداش کن.

00:01:36.880 --> 00:01:40.010
‫- آماده شین. چه کلمه‌ای؟
‫- "پارک." "پارک."

00:01:40.010 --> 00:01:42.220
‫بله، "پارک." این کلمه رو سریع بخونین.

00:01:42.220 --> 00:01:43.520
‫- آماده شین.
‫- "صدا."

00:01:46.600 --> 00:01:47.810
‫اوه خدای من!

00:01:50.400 --> 00:01:51.560
‫معلومه یه چیزی...

00:01:51.560 --> 00:01:55.230
‫زنگ زدم به مرکز عملیات
‫سازمان سیا،

00:01:55.240 --> 00:01:58.110
‫و اونا یه اطلاعات بهمون دادن،

00:01:58.110 --> 00:02:01.160
‫که اونم این بود که
‫یه جت مسافربری بزرگ بوده.

00:02:05.180 --> 00:02:07.180
‫مقر سازمان سیا

00:02:08.620 --> 00:02:11.710
‫یازده سپتامبر تقریباً مثل این
‫ رمان‌هاست که شروع میشن،

00:02:11.710 --> 00:02:14.840
‫ "یه روز زیبا و آفتابی بود." می‌دونین،
‫اینم اینجوری شروع شد.

00:02:14.840 --> 00:02:18.220
‫خب، برای من، یه روز دیگه بود،
‫ آره، می‌دونین،

00:02:18.220 --> 00:02:21.010
‫یه شب تمام به این فکر کردن که

00:02:21.010 --> 00:02:22.510
‫فردا می‌خوای چی کار کنی.

00:02:22.510 --> 00:02:25.140
‫می‌دونین، هیچ وقت خوب نمی‌خوابم.

00:02:25.160 --> 00:02:27.160
‫کوفر بلک
‫سیا | رئیس مقر ضد ترورسیم

00:02:28.270 --> 00:02:31.400
‫بعضی گزارش‌ها میگن که
‫یه هواپیمای کوچیک بوده

00:02:31.400 --> 00:02:35.190
‫که خورده به طبقات بالای
‫یکی از برج‌های دوقلو.

00:02:35.190 --> 00:02:38.360
‫یه صفحه تلویزیون گوشه اتاقم داشتم.

00:02:38.360 --> 00:02:41.360
‫داشتم نگاهش می‌کردم،
‫و یه روز قشنگ بود، آسمون آبی.

00:02:41.910 --> 00:02:45.450
‫و یه سوراخ سیاه تو برج بود.

00:02:45.450 --> 00:02:46.790
‫...۹۰. شما...

00:02:46.790 --> 00:02:50.120
‫فکر کردم،
‫"واو، این باید بدترین خلبان دنیا باشه، نه؟"

00:02:50.120 --> 00:02:51.830
‫یعنی، روز قشنگیه.

00:02:53.080 --> 00:02:56.710
‫تلفن رو میزم زنگ میخوره. برش می‌دارم،
‫صدای طرف رو میشناسم.

00:02:56.710 --> 00:02:58.880
‫یه افسر اطلاعاتی بود،

00:02:58.880 --> 00:03:01.510
‫و با هم تو جنگ آنگولا بودیم.

00:03:01.510 --> 00:03:02.630
‫شروع کرد،

00:03:02.640 --> 00:03:06.390
‫"هی رئیس، یه مشکلی داریم."
‫میگه، "من تو مرکز تجارت جهانی‌ام."

00:03:06.970 --> 00:03:08.430
‫اون تو اون یکی برج بود.

00:03:08.430 --> 00:03:13.850
‫گفت: "یه هواپیمای مسافربری شبیه ۷۳۷

00:03:13.860 --> 00:03:15.110
‫خورد تو برج."
‫گفت: "مشکل اینه که،

00:03:16.440 --> 00:03:19.360
‫من داشتم سطح کنترلی هواپیما رو می‌دیدم."

00:03:20.030 --> 00:03:22.610
‫"خلبان عمداً هواپیما رو

00:03:23.280 --> 00:03:24.370
‫برد تو برج."

00:03:25.200 --> 00:03:26.660
‫و بعدش گفت،

00:03:26.660 --> 00:03:29.410
‫ "ما مورد حمله قرار گرفتیم.
‫دارم جامو تخلیه می‌کنم."

00:03:41.510 --> 00:03:43.300
‫- اوه خدای من!
‫- نه!

00:03:45.140 --> 00:03:46.550
‫اوه خدای من!

00:03:50.930 --> 00:03:54.560
‫این عمدیه، آلفرد. یکی این کارو
‫عمداً داره انجام می‌ده.

00:03:55.690 --> 00:03:57.520
‫اوه خدای من.

00:03:59.650 --> 00:04:03.200
‫رئیس ستاد کاخ سفید رفت
‫تو اتاق رئیس جمهور

00:04:03.200 --> 00:04:06.320
‫و تو گوشش پچ پچ کرد که
‫یه هواپیمای دیگه هم خورده.

00:04:07.830 --> 00:04:09.290
‫آمریکا تحت حمله‌ست.

00:04:12.710 --> 00:04:14.790
‫رئیس جمهور چند لحظه همونجا نشست،

00:04:14.790 --> 00:04:16.750
‫فکر کنم، نمی‌دونست دقیقا چی کار کنه.

00:04:16.750 --> 00:04:18.210
‫حالا، آماده شین.

00:04:18.710 --> 00:04:20.340
‫ "بز اهلی."

00:04:20.340 --> 00:04:22.260
‫بله، بز اهلی.

00:04:22.260 --> 00:04:24.970
‫آماده شین که داستان رو
‫سریع بخونین. آماده شین.

00:04:24.970 --> 00:04:27.180
‫ "دختره یه..."

00:04:27.180 --> 00:04:29.510
‫می‌تونین ببینین که شوکه شده،

00:04:29.510 --> 00:04:31.390
‫اما خویشتن‌داریش رو هم ببینین.

00:04:32.310 --> 00:04:34.560
‫بعدا گفت که نمی‌خواست بچه‌ها رو بترسونه.

00:04:34.560 --> 00:04:38.940
‫ "فرد میگه ما سعی می‌کنیم..."

00:04:38.940 --> 00:04:42.150
‫من اونجا وایسادم و دارم فکر می‌کنم که
‫آیا کسی قراره یه هواپیما رو

00:04:42.150 --> 00:04:43.190
‫ببره تو مدرسه.

00:04:50.330 --> 00:04:53.500
‫مدیر تنت گفت که ما اطلاعات تهدید داشتیم

00:04:53.500 --> 00:04:57.000
‫که تروریست‌ها می‌خوان یه هواپیما رو
‫ببرن تو مقر سازمان سیا.

00:04:57.000 --> 00:04:59.920
‫و من گفتم:
‫"اشکالی نداره، ولی ما تخلیه نمی‌کنیم."

00:05:00.480 --> 00:05:01.300
‫گفت: "باید تخلیه کنی."

00:05:01.300 --> 00:05:04.010
‫ "اونایی که تو... تو مرکز کنترل هستن چی؟"

00:05:04.010 --> 00:05:06.130
‫ "همه‌شون می‌تونن بمیرن.
‫ آدمای تو مرکز ضد تروریسم."

00:05:06.130 --> 00:05:09.680
‫گفتم: "خب، پس همه‌شون باید بمیرن."

00:05:13.220 --> 00:05:16.640
‫حالا باید به یه بحران جواب بدیم،
‫و، می‌دونین، مثل سربازها،

00:05:17.150 --> 00:05:19.810
‫بعضی از ماها در آینده
‫دیگه اونجا نخواهیم بود.

00:05:31.040 --> 00:05:32.640
‫جینا بنت
‫آنالیزور واحد ضد تروریسم سیا

00:05:32.740 --> 00:05:37.040
‫یادمه مدیرمون ما رو دور هم جمع کرد و گفت،

00:05:37.040 --> 00:05:41.130
‫"مدیر دستور تخلیه ساختمون رو داده

00:05:41.130 --> 00:05:43.210
‫به جز مرکز ضد تروریسم."

00:05:43.710 --> 00:05:45.170
‫"می‌دونیم چی کار باید بکنیم،

00:05:46.470 --> 00:05:47.840
‫و انجامش می‌دیم."
‫سیندی استور
‫آنالیزور واحد ضد تروریسم سازمان سیا

00:05:49.260 --> 00:05:51.010
‫رو کردم به همکارام و گفتم،

00:05:51.010 --> 00:05:54.060
‫"به آدمای زندگیتون زنگ بزنین
‫که حیوون خونگیتون رو نگه‌دارن

00:05:54.060 --> 00:05:57.270
‫و خونه‌تون رو قفل کنین
‫چون داریم میریم جنگ."

00:05:57.270 --> 00:05:59.230
‫ "باید بلافاصله بیست و چهار ساعته کار کنیم."

00:05:59.250 --> 00:06:00.460
‫تریسی والدر

00:06:00.480 --> 00:06:03.480
‫وقت این نبود که مثلاً حس و حالتو پردازش کنی.

00:06:03.480 --> 00:06:06.690
‫یادمه یه نفر داشت گریه می‌کرد
‫و بعد اون آدم رو بیرون کردیم

00:06:06.690 --> 00:06:09.490
‫چون نمی‌خواستن به
‫گریه‌ات گوش بدن و ما کار داریم.

00:06:09.490 --> 00:06:13.200
‫پس، مثلاً اون لحظه،
‫واقعا پردازش نمی‌کردم.

00:06:13.200 --> 00:06:17.250
‫فقط می‌گفتم: "هرچی بهم بگن انجام بدم
‫ سریع انجامش می‌دیم."

00:06:20.040 --> 00:06:23.380
‫آمریکن ۷۷، آمریکن، بررسی رادیویی ایندی.

00:06:23.380 --> 00:06:24.590
‫چطور می‌شنوین؟

00:06:26.920 --> 00:06:29.420
‫هیچ وقت فکر نمی‌کنی که همین تمومشه.

00:06:29.430 --> 00:06:31.090
‫این تمومش نبود. بازم بود.

00:06:31.090 --> 00:06:33.430
‫حمله بعدی. حمله بعدی.
‫کِی حمله بعدی اتفاق می‌افته؟

00:06:33.430 --> 00:06:36.890
‫حمله بعدی چجوری قراره اتفاق بیفته؟
‫شبیه اینه یا فرق داره؟

00:06:36.890 --> 00:06:39.230
‫دارم سعی می‌کنم با آمریکن ۷۷ تماس بگیرم.

00:06:39.230 --> 00:06:42.480
‫رادار رو باهاش از دست دادن.
‫ارتباط رو باهاش از دست دادن.

00:06:42.480 --> 00:06:45.730
‫همه‌چی رو از دست دادن و
‫هیچ ایده‌ای ندارن کجاست یا چی شده.

00:06:45.730 --> 00:06:48.690
‫ممکنه یه هواپیمای دیگه هم
‫جایی سرگردون باشه.

00:06:48.690 --> 00:06:52.990
‫ما داشتیم با سرعت بررسی می‌کردیم
‫که هدف بعدی چی می‌تونه باشه.

00:06:52.990 --> 00:06:53.950
‫همون موقع،

00:06:53.950 --> 00:06:56.620
‫اداره هوانوردی فدرال داره سعی می‌کنه
‫ بفهمه با این هواپیما چی شده.

00:06:56.620 --> 00:07:00.540
‫...همه، الان بدونین، ممکنه
‫ آمریکن ۷۷ ربوده شده باشه.

00:07:01.120 --> 00:07:04.170
‫طول نمی‌کشه که گزارش‌هایی از
‫ یه هواپیماربایی دیگه می‌شنویم،

00:07:04.170 --> 00:07:07.210
‫و داریم سریع سعی می‌کنیم
‫بفهمیم کجا داره می‌ره.

00:07:07.210 --> 00:07:09.880
‫سومین هواپیما ربوده شده
‫به سمت واشنگتن داره میره.

00:07:09.880 --> 00:07:12.090
‫جدیه. بریم!

00:07:12.890 --> 00:07:14.760
‫این مرکز کنترل تقرب دالس هست.

00:07:14.760 --> 00:07:17.930
‫ما یه هدف متحرک سریع رو ردیابی می‌کنیم
‫که داره به سمت کاخ سفید میره.

00:07:17.930 --> 00:07:19.810
‫به کاخ سفید اطلاع داده شده.

00:07:24.360 --> 00:07:26.770
‫ما داشتیم تمام گزارش‌های
‫تهدید رو نگاه می‌کردیم

00:07:26.770 --> 00:07:27.940
‫که تا حالا نگاه کرده بودیم

00:07:27.940 --> 00:07:30.400
‫و فکر می‌کردیم بی‌اساس یا فقط یه آرزو هستن،

00:07:31.240 --> 00:07:34.370
‫حالا فرض می‌کردیم
‫هر کدوم از اینا ممکنه واقعی بشن.

00:07:37.370 --> 00:07:39.790
‫ما واقعاً نگران بودیم که تروریست‌ها

00:07:39.790 --> 00:07:42.370
‫به مقر سازمان سیا حمله کنن
‫و همه‌مون بمیریم.

00:07:42.370 --> 00:07:44.880
‫یعنی، من از ترسو بودن
‫یا چیزی اینجوری نمی‌ترسیدم.

00:07:44.880 --> 00:07:46.250
‫فقط... یه واقعیت بود.

00:07:48.420 --> 00:07:50.920
‫من چهارمین بچه‌ام رو باردار بودم،

00:07:50.920 --> 00:07:53.510
‫و تو دستشویی داشتم بالا می‌آوردم.

00:07:54.010 --> 00:07:55.260
‫همکارم اونجا بود.

00:07:55.850 --> 00:07:58.560
‫می‌خواست بره دستشویی
‫در صورتی که منفجر شدیم،

00:07:58.560 --> 00:07:59.970
‫ساختمون منفجر شد.

00:07:59.970 --> 00:08:02.980
‫و من فقط گفتم: "اوه خدا."

00:08:06.800 --> 00:08:10.600
‫پنتاگون
‫ستاد وزارت دفاع

00:08:17.410 --> 00:08:19.450
‫تونستی با آمریکن ۷۷ تماس بگیری احیاناً؟

00:08:19.450 --> 00:08:21.620
‫- برخورد کرد به پنتاگون.
‫- خدای من!

00:08:21.620 --> 00:08:22.700
‫اوه خدای من.

00:08:22.710 --> 00:08:25.120
‫همه ورودی‌ها به فرودگاه ملی رو ببندین.

00:08:26.050 --> 00:08:27.750
‫کوین شفر
‫افسر عملیات نیروی دریایی

00:08:27.750 --> 00:08:31.710
‫هیچ کدوم از ما تو پنتاگون فکر نمی‌کردیم

00:08:31.710 --> 00:08:33.420
‫که مکانمون در خطره.

00:08:33.420 --> 00:08:35.090
‫به نظرمون یه دژ بود.

00:08:40.720 --> 00:08:43.100
‫حس کردم انفجار از پشت سرم اومد.

00:08:43.890 --> 00:08:46.270
‫بلافاصله حس کردم که دارم می‌سوزم.

00:08:51.150 --> 00:08:53.400
‫همه‌چی دور و برم داشت می‌سوخت.

00:08:53.400 --> 00:08:55.610
‫داشتم با چنگ و دندون راهم رو باز می‌کردم.

00:08:56.450 --> 00:08:59.200
‫بالاخره تونستم یه جاهایی
‫ از نور روز رو ببینم.

00:08:59.200 --> 00:09:00.530
‫و آدرنالینم بالا رفت.

00:09:00.540 --> 00:09:06.750
‫و وایسادم، و از یه سوراخ بزرگ که
‫ایجاد شده بود بیرون اومدم.

00:09:09.380 --> 00:09:11.840
‫اوه خدای من. اوه خدای من.

00:09:11.840 --> 00:09:14.380
‫دود داره از پنتاگون میاد بیرون.

00:09:20.350 --> 00:09:24.390
‫بیشتر از ۴۷ درصد بدنم سوخته بود،

00:09:24.980 --> 00:09:28.400
‫و انقدر سوخت جت و دود قورت داده بودم،

00:09:29.440 --> 00:09:30.940
‫دو بار ایست قلبی کردم.

00:09:37.660 --> 00:09:41.120
‫بین همه تو بخش من، من تنها بازمانده بودم.

00:09:48.040 --> 00:09:50.040
‫ساراسوتا، فلوریدا
‫کاروان خودروی ریاست جمهوری

00:09:52.250 --> 00:09:56.550
‫رئیس جمهور تو اون لحظه،
‫هدف اصلی تروریست‌ها بود.

00:09:57.130 --> 00:10:00.260
‫سرویس مخفی تصمیم گرفت که
‫برگشتن به واشنگتن امن نیست،

00:10:00.260 --> 00:10:02.350
‫ولی معلوم نبود کجا قراره بریم.

00:10:04.180 --> 00:10:06.310
‫باید بلافاصله می‌رفتیم تو هوا.

00:10:06.310 --> 00:10:08.690
‫باید رئیس جمهور رو از خطر دور می‌کردیم.

00:10:11.410 --> 00:10:13.790
‫همون اوایل صبح،
‫یکی به کاخ سفید زنگ زده بود،

00:10:14.030 --> 00:10:17.030
‫گفته بود که یه بمب تو
‫هواپیمای رئیس جمهور هست.

00:10:18.450 --> 00:10:20.710
‫چیزی که سرویس مخفی رو
‫بیشتر از همه نگران کرده بود این بود

00:10:20.740 --> 00:10:24.310
‫که تماس‌گیرنده کد هواپیمای رئیس
‫جمهور رو می‌دونست، "اَنجِل".

00:10:27.410 --> 00:10:28.750
‫وقتی رسیدیم به فرودگاه،

00:10:28.750 --> 00:10:30.830
‫هواپیمای رئیس جمهور رو احاطه کرده بودن

00:10:30.830 --> 00:10:33.790
‫مامورای سرویس مخفی
‫با سلاح‌های خودکارشون.

00:10:35.050 --> 00:10:37.460
‫داشتن هرچیزی که هرکسی
‫حمل می‌کرد رو بازرسی می‌کردن،

00:10:37.470 --> 00:10:38.920
‫مهم نبود کی هستی.

00:10:38.920 --> 00:10:42.760
‫کیف مدارک من رو هم که
‫پر از اسناد فوق سری بود، گشتن.

00:10:42.760 --> 00:10:44.140
‫باهاشون دعوا نکردم.

00:10:47.980 --> 00:10:51.230
‫پرواز خیلی شیب‌دار بود.

00:11:02.990 --> 00:11:05.700
‫فهمیدیم که قراره برای یه مدت طولانی

00:11:05.700 --> 00:11:07.120
‫دور خلیج مکزیک پرواز کنیم.

00:11:10.580 --> 00:11:13.380
‫اداره هوانوردی فدرال تازه
‫تمام پروازها رو زمین‌گیر کرده...

00:11:15.750 --> 00:11:18.090
‫همینطور که داشتیم به سمت
‫پایگاه هوایی اندروز می‌رفتیم،

00:11:18.090 --> 00:11:21.090
‫بلند شدم و از پنجره‌ها نگاه کردم،

00:11:21.090 --> 00:11:25.600
‫و یه جنگنده جت کنار بال
‫هواپیمای رئیس جمهور بود.

00:11:27.010 --> 00:11:31.140
‫اگه کسی یه موشک زمین به هوا
‫به سمت هواپیمای رئیس جمهور شلیک می‌کرد،

00:11:32.650 --> 00:11:36.270
‫کار اون جنگنده‌ها این بود که
‫خودشون رو بین اون موشک

00:11:36.270 --> 00:11:38.360
‫و رئیس جمهور ایالات متحده قرار بدن.

00:11:46.080 --> 00:11:48.950
‫من داشتم با اداره هوانوردی فدرال
‫تلفنی صحبت می‌کردم.

00:11:48.950 --> 00:11:51.330
‫یه تماس تلفنی به ما رسید که می‌گفت

00:11:53.210 --> 00:11:55.460
‫شنیدیم تمام پروازها زمین‌گیر شدن،

00:11:55.460 --> 00:11:58.710
‫ولی هنوز یه هواپیما تو هوا بود
‫که حسابش مشخص نبود.

00:11:58.710 --> 00:12:00.380
‫یونایتد ۹۳، کلیولند.

00:12:03.300 --> 00:12:05.220
‫یه بمب تو هواپیما داریم.

00:12:06.300 --> 00:12:09.560
‫واقعاً فقط می‌تونم یه حالتی
‫شبیه وحشت رو توصیف کنم.

00:12:10.270 --> 00:12:13.560
‫فهمیدیم که بازم حمله تو راهه.
‫یه حمله دیگه داره میاد.

00:12:13.560 --> 00:12:16.940
‫داره مسیر رو برمی‌گرده بالای آکرون.
‫داره به سمت شرق می‌ره.

00:12:16.940 --> 00:12:20.730
‫حدود ۲۵ مایل خارج از واشنگتن، دی.سی.،

00:12:20.740 --> 00:12:23.240
‫داره به همین سمت عمومی میره.

00:12:24.030 --> 00:12:29.410
‫مسافرای پرواز ۹۳ داشتن گزارش‌هایی
‫درباره هواپیماهای ربوده شده می‌گرفتن.

00:12:29.410 --> 00:12:33.830
‫مسافرا نمی‌خواستن
‫پرواز ۹۳ تبدیل به یه سلاح بشه.

00:12:35.120 --> 00:12:36.380
‫عزیزم، هستی؟

00:12:36.960 --> 00:12:39.090
‫یه مشکل کوچیک تو هواپیما داریم.

00:12:41.050 --> 00:12:44.590
‫ظاهراً، اونا چند تا هواپیما رو
‫از قبل به مرکز تجارت جهانی زدن.

00:12:44.590 --> 00:12:46.970
‫به نظر میاد که این یکی رو هم
‫می‌خوان بندازن.

00:12:46.970 --> 00:12:49.470
‫یونایتد ۹۳ داره بالاشو تکون میده.

00:12:49.470 --> 00:12:51.720
‫نمیدونن منظورش چیه.

00:12:51.720 --> 00:12:56.440
‫مسافرای پرواز ۹۳، حمله کردن به تروریست‌ها

00:12:56.440 --> 00:13:01.070
‫و با هواپیماربایان
‫توی کابین خلبان دعوا کردن...

00:13:06.660 --> 00:13:11.660
‫...و نذاشتن که هواپیما به عنوان سلاح
‫علیه کنگره آمریکا استفاده بشه.

00:13:14.330 --> 00:13:16.710
‫یونایتد ۹۳، در مورد اون خبری دارین؟

00:13:16.710 --> 00:13:19.000
‫- آره، سقوط کرده.
‫- کِی فرود اومد؟

00:13:19.000 --> 00:13:21.420
‫اون... اون... اون فرود نیومده.

00:13:39.650 --> 00:13:42.190
‫من به یه گروه کوچیک از آدما پیوستم

00:13:42.190 --> 00:13:45.400
‫توی قسمت کارمندای ارشد
‫هواپیمای اِیر فورس وان،

00:13:45.990 --> 00:13:47.610
‫و داشتیم تلویزیون تماشا می‌کردیم.

00:13:48.240 --> 00:13:50.950
‫برداشت دو. برداشت دو در دو، یک.

00:13:50.950 --> 00:13:53.740
‫این نزدیک‌ترین جاییه که میتونیم
‫به پایه مرکز تجارت جهانی برسیم.

00:13:53.740 --> 00:13:57.660
‫میتونین آتش‌نشانا رو اینجا ببینین،
‫افسرای پلیس، مامورای اف‌بی‌آی،

00:13:57.670 --> 00:14:00.040
‫و میتونین دو تا برج رو ببینین.

00:14:00.040 --> 00:14:03.460
‫یه انفجار بزرگ الان
‫داره آوار رو روی همه‌مون میریزه.

00:14:03.460 --> 00:14:05.670
‫بهتره بریم کنار!

00:14:09.550 --> 00:14:11.470
‫اوه خدای من! نه!

00:14:26.110 --> 00:14:27.940
‫رئیس جمهور تو چشمام نگاه کرد،

00:14:27.950 --> 00:14:30.490
‫و گفت: "مایکل، کی این کارو کرده؟"

00:14:33.990 --> 00:14:37.410
‫به عنوان یه افسر اطلاعاتی،
‫همیشه باید بدونی

00:14:37.410 --> 00:14:40.420
‫واقعاً چی میدونی؟ چی نمیدونی؟

00:14:41.040 --> 00:14:42.920
‫و بر اساس اون دو تا چیز، چی فکر می‌کنی؟

00:14:42.940 --> 00:14:46.640
‫جان مک‌لاکلین
‫معاون مدیر سیا

00:14:47.970 --> 00:14:49.220
‫مسئولش کی بود؟

00:14:49.220 --> 00:14:52.010
‫بذارین هرچی که در مورد این می‌دونیم
‫رو بریزیم رو میز

00:14:52.010 --> 00:14:54.640
‫و هرچیزی که هرکی میخواد بگه.

00:14:56.680 --> 00:14:58.460
‫من با اف‌ای‌ای کار می‌کردم

00:14:58.490 --> 00:15:00.590
‫و سعی می‌کردم بعضی از
‫توطئه‌گرا رو ردیابی کنم.

00:15:01.350 --> 00:15:05.650
‫واقعاً سعی می‌کردم روی اطلاعاتی
‫که میومد تمرکز کنم.

00:15:05.650 --> 00:15:07.940
‫امریکن ایرلاینز، پرواز ۱۱.

00:15:07.940 --> 00:15:10.650
‫تیم تونست لیست مسافرای پرواز رو بگیره.

00:15:10.650 --> 00:15:11.910
‫پرواز ۹۳.

00:15:11.910 --> 00:15:15.120
‫اونا اسنادی هستن که نشون میدن
‫چه کسی توی هواپیما بوده.

00:15:15.620 --> 00:15:20.080
‫می‌دونین که تروریستا
‫توی لیست مسافرای هواپیما هستن.

00:15:20.080 --> 00:15:25.380
‫واسه همین شروع کردیم به شناسایی هرکسی
‫با اسمی که می‌شناختیم.

00:15:25.380 --> 00:15:27.590
‫۵۸ مسافر و یه خدمه از...

00:15:27.590 --> 00:15:30.720
‫پرواز ۱۱ با ۸۱ مسافر،
‫ ۹ خدمه پرواز، و دو خلبان.

00:15:30.720 --> 00:15:34.390
‫اسم‌ها رو با پاسپورتا تطبیق بدین
‫همینطور که اسکن میشدن

00:15:35.220 --> 00:15:39.600
‫و اونا رو با گروه‌های تروریستی معروف
‫بررسی کنین،

00:15:39.600 --> 00:15:42.520
‫و مظنونین احتمالی رو محدود کنین.

00:15:47.190 --> 00:15:50.320
‫یهو یه تحلیلگر با عجله وارد اتاق شد

00:15:50.320 --> 00:15:52.150
‫و یه تیکه کاغذ تو دستش تکون می‌داد

00:15:52.450 --> 00:15:55.070
‫و می‌گفت:
‫"یه لیست مسافر از یکی از هواپیماها دارم."

00:15:55.120 --> 00:15:58.790
‫یه اسمی توی اون لیست بود
‫که مشکوک بود به اینکه

00:16:00.900 --> 00:16:02.500
‫یه عملیات‌چی خیلی مهم القاعده باشه.

00:16:02.580 --> 00:16:07.340
‫سال‌ها، القاعده گروه تروریستی بود
‫که می‌دونستیم مصممه

00:16:07.340 --> 00:16:09.300
‫به ایالات متحده حمله کنه.

00:16:09.840 --> 00:16:15.010
‫اون اسم، اون لحظه،
‫هیچ جوره نمیشه تصادفی باشه.

00:16:15.840 --> 00:16:21.310
‫بلافاصله فهمیدیم این اسامه بن لادنه.

00:16:23.940 --> 00:16:26.020
‫خب، پرونده بسته شد.

00:16:26.020 --> 00:16:27.980
‫این یه عملیات القاعده است.

00:16:33.070 --> 00:16:35.360
‫البته که رئیس جمهور رو
‫در جریان گذاشته بودن.

00:16:35.360 --> 00:16:37.450
‫مایکل مورل به عنوان گزارش‌دهنده کنارش بود.

00:16:39.620 --> 00:16:43.160
‫و من بهش گفتم: "آقای رئیس جمهور،
‫به نظرم کار یه عامل غیردولتیه."

00:16:43.660 --> 00:16:45.580
‫ "به نظرم کار القاعده است."

00:16:45.580 --> 00:16:47.460
‫"به نظرم کار بن لادنه،

00:16:47.460 --> 00:16:50.380
‫و حاضرم آینده بچه‌هام رو
‫شرط ببندم سر این."

00:16:50.380 --> 00:16:52.670
‫ما یه گفتگوی ویدیویی باهاش داشتیم

00:16:52.670 --> 00:16:57.470
‫که توش برداشتای اولیه خودمونو
‫از اتفاقی که افتاده بود و مسئولش کی بود گفتیم.

00:16:58.430 --> 00:17:02.180
‫اون گفت: "یه ائتلاف جهانی تشکیل بدین."

00:17:02.180 --> 00:17:04.230
‫ "پیداشون می‌کنیم و نابودشون می‌کنیم."

00:17:08.360 --> 00:17:10.190
‫و حالا شروع میشه.

00:17:12.210 --> 00:17:17.010
‫تعقیب و گریز آمریکایی
‫اسامه بن لادن

00:17:22.790 --> 00:17:24.620
‫بچه که بودم عاشق پازل بودم،

00:17:24.620 --> 00:17:28.210
‫مخصوصاً اون پازل‌های معمایی
‫پنج دقیقه‌ای

00:17:28.880 --> 00:17:31.880
‫که یه داستان کوچیک
‫و یه مشت سرنخ داشتی،

00:17:31.880 --> 00:17:34.510
‫و باید تو حدود پنج دقیقه
‫حدسش می‌زدی.

00:17:35.720 --> 00:17:37.340
‫فشارشو دوست داشتم.

00:17:37.340 --> 00:17:41.220
‫نمی‌دونستم که این سال‌ها بعد
‫خیلی به دردم می‌خوره.

00:17:43.520 --> 00:17:46.430
‫عجیب به نظر میاد که می‌خواستم
‫بعد از ویتنام برم سیا.

00:17:46.440 --> 00:17:49.350
‫اعتراض بود.
‫مردم فکر نمی‌کردن سیا باحاله.

00:17:50.980 --> 00:17:53.610
‫اما می‌دونستم که تحلیلگرای سیا
‫خیلی بیشتر کار می‌کنن

00:17:53.610 --> 00:17:55.610
‫از چیزی که مردم فکر می‌کنن.

00:17:56.360 --> 00:17:59.490
‫اونا سعی می‌کردن دنیا رو بفهمن
‫تا واقعاً به کشور کمک کنن،

00:17:59.490 --> 00:18:01.080
‫و من می‌خواستم این کارو بکنم.

00:18:01.910 --> 00:18:05.200
‫خوش‌شانس بودم که به عنوان دانشجو
‫با سیا مصاحبه کردم،

00:18:05.200 --> 00:18:06.830
‫و اونا قبولم کردن.

00:18:14.170 --> 00:18:16.630
‫سال ۱۹۹۳، یه گروه کوچیک

00:18:16.630 --> 00:18:19.180
‫توی سیا روی بن لادن تمرکز کرده بودن.

00:18:19.890 --> 00:18:21.180
‫بیشترشون زن بودن.

00:18:23.220 --> 00:18:26.100
‫وقتی برای اولین بار
‫سر و کله اسامه بن لادن پیدا شد،

00:18:26.680 --> 00:18:28.180
‫فهمیدیم که اون به یه خانواده

00:18:28.190 --> 00:18:32.110
‫خیلی پولدار و بانفوذ
‫توی عربستان سعودی مربوطه.

00:18:33.070 --> 00:18:34.610
‫در طول دهه ۱۹۸۰،

00:18:34.610 --> 00:18:36.940
‫اون این خیر ثروتمند بود

00:18:37.530 --> 00:18:41.410
‫که به افغان‌ها برای
‫مقاومت در برابر شوروی کمک می‌کرد.

00:18:41.410 --> 00:18:43.370
‫خدا به ما برکت داده،

00:18:43.370 --> 00:18:47.910
‫و ما اومدیم تا از
‫برادرامون توی افغانستان حمایت کنیم.

00:18:48.830 --> 00:18:52.880
‫این افسانه در مورد
‫این مبارزای فداکار بزرگ شد

00:18:52.880 --> 00:18:57.050
‫توی غارای افغانستان
‫که سعی می‌کردن کشورشون رو

00:18:57.050 --> 00:18:59.170
‫از شر شوروی شیطانی که
‫حمله کرده بود، محافظت کنن.

00:18:59.840 --> 00:19:03.220
‫و ایالات متحده هم داشت
‫علیه شوروی می‌جنگید.

00:19:03.800 --> 00:19:07.980
‫پس این حس وجود داشت
‫که اینا مبارزای شریفین.

00:19:08.560 --> 00:19:12.270
‫حمایت آمریکا از شورشیان
‫به صدها میلیون دلار رسید،

00:19:12.270 --> 00:19:15.690
‫یکی از بزرگترین عملیات‌های مخفی
‫که تا به حال توسط سیا انجام شده.

00:19:16.860 --> 00:19:17.900
‫الله اکبر!
‫تموم شد.

00:19:19.070 --> 00:19:21.030
‫روزی که هیچ‌کس فکر نمی‌کرد بیاد.

00:19:21.030 --> 00:19:23.110
‫دوران دخالت نظامی شوروی

00:19:23.120 --> 00:19:25.450
‫توی کشورهای دیگه حالا تموم شده.

00:19:27.200 --> 00:19:31.250
‫بن لادن بعد از اون پیروزی
‫توی افغانستان خیلی رو فرم بود

00:19:31.250 --> 00:19:34.000
‫با این ایده که این همون راهیه

00:19:34.000 --> 00:19:37.630
‫که قراره رژیم‌های خاورمیانه رو عوض کنیم.

00:19:40.010 --> 00:19:45.010
‫اون میخواست یه امپراطوری جدید
‫اسلامی راه بندازه.

00:19:45.640 --> 00:19:48.680
‫گفت می‌خواست نفوذ غربی رو از منطقه دور کنه.

00:19:50.100 --> 00:19:53.230
‫بن لادن از آمریکا متنفر بود
‫به خاطر دخالت توی دنیای اسلام

00:19:53.230 --> 00:19:57.360
‫و به خاطر حمایت از این رهبرای کافر.

00:19:57.360 --> 00:19:59.730
‫بن لادن ایالات متحده رو میدید

00:19:59.740 --> 00:20:02.990
‫که داره از هرچیزی
‫که اونا فکر می‌کردن اشتباهه حمایت میکنه.

00:20:02.990 --> 00:20:06.740
‫دموکراسی لیبرال،
‫اینکه لازم نیست مذهبی باشی،

00:20:06.740 --> 00:20:09.450
‫اینکه زن‌ها باید
‫نقش برابری توی جامعه داشته باشن.

00:20:10.040 --> 00:20:13.410
‫همه اینا چیزایی بودن
‫که برای اون جنبش بنیادگرا

00:20:13.420 --> 00:20:15.500
‫که بن لادن و دوستاش توش بودن،
‫خیلی بد بودن.

00:20:16.590 --> 00:20:20.460
‫پس اونا یه جلسه داشتن، و از اونجا،

00:20:20.460 --> 00:20:21.970
‫بن لادن القاعده رو تشکیل داد.

00:20:22.670 --> 00:20:23.970
‫و این سال ۱۹۸۸ بود.

00:20:25.890 --> 00:20:28.140
‫ما این پیشرفت رو دنبال کردیم.

00:20:28.970 --> 00:20:32.890
‫ما می‌دونستیم که بن لادن داره
‫کمپ‌های آموزشی و پناهگاه‌های امن رو

00:20:32.890 --> 00:20:34.410
‫علیه اتحاد جماهیر شوروی اداره می‌کنه.

00:20:35.230 --> 00:20:37.060
‫وقتی جنگ تموم شد،

00:20:37.060 --> 00:20:40.360
‫ما فهمیدیم که اون اون کمپ‌ها رو

00:20:40.360 --> 00:20:43.650
‫تبدیل کرده به کمپ‌های آموزشی
‫برای ستیزه‌جویان اسلامی

00:20:44.400 --> 00:20:47.070
‫تا برن و به کشورهای دیگه حمله کنن.

00:20:48.660 --> 00:20:50.870
‫می‌دونستیم که اونا
‫قابلیت‌های تروریستی دارن،

00:20:51.450 --> 00:20:53.040
‫اما نمی‌دونستیم

00:20:53.040 --> 00:20:55.870
‫تا چه حد قراره مستقیماً
‫برن سراغ آمریکا.

00:21:04.130 --> 00:21:08.180
‫سال ۱۹۹۲، یه حمله
‫علیه نیروهای آمریکایی تو یمن شد.

00:21:09.390 --> 00:21:11.100
‫ما یه سری تحقیقات کردیم،

00:21:11.930 --> 00:21:15.060
‫و اون ردپاها به بن لادن رسید.

00:21:17.980 --> 00:21:21.360
‫و اون موقع بود که من شخصاً فهمیدم

00:21:22.150 --> 00:21:24.110
‫که اون داره میاد سراغمون.

00:21:25.820 --> 00:21:27.910
‫چهار آمریکایی امروز صبح کشته شدن

00:21:27.910 --> 00:21:29.780
‫تو انفجارایی تو عربستان سعودی.

00:21:29.780 --> 00:21:33.250
‫اسمی بود که از سیا میومد، اسامه بن لادن.

00:21:33.950 --> 00:21:37.500
‫۲۱۰ نفر تو حملات بمب‌گذاری
‫به سفارت‌خانه‌های آمریکا کشته شدن.

00:21:37.500 --> 00:21:40.630
‫بدترین اقدامات
‫تروریستی ضد آمریکایی در سال‌های اخیر.

00:21:40.630 --> 00:21:44.880
‫اسامه بن لادن، مغز متفکر احتمالی
‫بمب‌گذاری‌های شرق آفریقا.

00:21:44.880 --> 00:21:46.760
‫پنج ملوان آمریکایی کشته شدن.

00:21:46.760 --> 00:21:51.010
‫بدترین حمله تروریستی
‫علیه یه کشتی آمریکایی در تاریخ مدرن.

00:21:51.010 --> 00:21:53.720
‫مظنون اصلی اسامه بن لادن اعلام شد.

00:21:54.310 --> 00:21:56.590
‫من نقاط رو روی نقشه گذاشتم،
‫و می‌تونستی ببینی مثل یه کمربند

00:21:56.610 --> 00:21:57.680
‫توی تمام دنیا پخش شده.

00:21:59.400 --> 00:22:01.570
‫تقریباً همه جا بود.

00:22:02.360 --> 00:22:06.820
‫به نظرمون آغاز
‫موج جدیدی از تروریسم بود.

00:22:12.950 --> 00:22:15.700
‫تو ماه‌های منتهی به ۱۱ سپتامبر،

00:22:15.700 --> 00:22:17.290
‫ما گزارشای اطلاعاتی داشتیم

00:22:17.290 --> 00:22:21.000
‫که القاعده تهدیدی
‫علیه اهداف آمریکایی داره.

00:22:22.670 --> 00:22:25.170
‫ما قبلاً
‫چنین افزایش گزارشایی رو ندیده بودیم.

00:22:25.170 --> 00:22:28.130
‫همه نشونه‌ها
‫این بود که یه اتفاق بزرگی داره می‌افته.

00:22:29.630 --> 00:22:32.640
‫به ما گزارش رسید
‫که آدمای تو شبکه بن لادن

00:22:32.640 --> 00:22:34.760
‫دارن به مادراشون زنگ میزنن
‫و خداحافظی می‌کنن

00:22:34.770 --> 00:22:35.850
‫و از اینجور چیزا.

00:22:35.850 --> 00:22:38.770
‫یعنی، یه اتفاق خیلی جدی
‫داشت می‌افتاد.

00:22:39.770 --> 00:22:43.400
‫آدمایی که توی افغانستان دنبالشون بودیم
‫داشتن کمپ‌ها رو ترک می‌کردن.

00:22:43.400 --> 00:22:48.070
‫یه بیانیه عمومی از بن لادن منتشر شد
‫که میگفت یه سورپرایز بزرگ در راهه.

00:22:48.070 --> 00:22:52.370
‫هر جا باشین، مرگ به سراغتون میاد.

00:22:52.370 --> 00:22:55.850
‫دارن در مورد آخرالزمان حرف میزنن.
‫این قراره بد باشه.

00:22:56.290 --> 00:22:58.990
‫ما حدود ۱۰۰ تا پیام فرستادیم

00:22:59.290 --> 00:23:02.460
‫به اف ای ای (FAA)، گمرک و گشت مرزی

00:23:02.460 --> 00:23:06.420
‫در مورد احتمال مشکل
‫با ایرلاین‌ها و تروریستا.

00:23:07.170 --> 00:23:08.760
‫توی پنج سال گذشته،

00:23:08.760 --> 00:23:11.470
‫ما هشدار دادیم
‫که محتمل‌ترین هدف‌ها میتونن

00:23:11.470 --> 00:23:15.850
‫"نمادهای ملی
‫مثل کاخ سفید و کنگره

00:23:16.560 --> 00:23:18.390
‫و نمادهای سرمایه‌داری آمریکا باشن."

00:23:19.770 --> 00:23:23.650
‫"تروریست‌ها دارن روش‌های جدیدی رو
‫واسه حمله به اهداف هوایی توسعه میدن."

00:23:24.730 --> 00:23:26.730
‫صبح ۱۰ جولای، رئیس بخش القاعده

00:23:26.730 --> 00:23:29.690
‫اومد تو دفترم، و گفت:
‫ "رئیس، سقف ریخت پایین."

00:23:29.690 --> 00:23:32.490
‫"نشونه‌های تهدید
‫اصلاً قابل اندازه‌گیری نیستن."

00:23:32.990 --> 00:23:35.620
‫"این کشور باید
‫همین الان بره تو حالت جنگی."

00:23:36.620 --> 00:23:38.190
‫به رئیس جمهور اطلاع دادم

00:23:38.290 --> 00:23:42.120
‫درباره اینکه بن لادن داره
‫چندین عملیات رو برنامه‌ریزی می‌کنه.

00:23:42.710 --> 00:23:45.250
‫ "حملات بن لادن ممکنه قریب‌الوقوع باشه."

00:23:45.880 --> 00:23:47.750
‫ "حملات چشمگیر."

00:23:47.750 --> 00:23:50.380
‫ "حملات تاریخ‌ساز."

00:23:51.590 --> 00:23:55.050
‫یادمه رفتم
‫توی دفتر رئیس واحد القاعده.

00:23:55.640 --> 00:23:58.060
‫یه سمت دیوار پر بود از توده‌های کاغذ،

00:23:58.890 --> 00:24:01.480
‫و همه‌شون
‫درست کنار هم چیده شده بودن.

00:24:02.060 --> 00:24:04.770
‫گفتم: "این همه کاغذ روی زمین چیه؟"

00:24:05.560 --> 00:24:06.690
‫گفت: "اوه."

00:24:07.270 --> 00:24:11.110
‫"اونا واسه وقتیه که فاجعه بشه
‫و هزاران آمریکایی بمیرن."

00:24:11.110 --> 00:24:13.280
‫"ما از هر جلسه توجیهی، یه کپی گرفتیم،

00:24:13.280 --> 00:24:15.910
‫از هر گزارش تهدید،
‫هرچیزی که دادیم."

00:24:15.910 --> 00:24:18.280
‫گفتم: "اینا که خیلی کاغذ میشه."

00:24:18.290 --> 00:24:19.910
‫گفت: "آره، همینطوره."

00:24:19.910 --> 00:24:23.620
‫چیزی که تو این همه گزارش
‫اعصاب‌خردکن بود،

00:24:24.120 --> 00:24:26.710
‫این بود که معلوم نبود کِی،

00:24:27.790 --> 00:24:29.960
‫کجا، یا چطور.

00:24:35.340 --> 00:24:37.970
‫برج دوم
‫مرکز تجارت جهانی داره تکون می‌خوره...

00:24:37.970 --> 00:24:40.970
‫اوه، رفت! رفت! رفت! رفت!

00:24:40.970 --> 00:24:43.600
‫اون یکی برج مرکز تجارت جهانی

00:24:43.600 --> 00:24:45.440
‫همین الان فروریخت.

00:24:50.980 --> 00:24:54.280
‫اغراق نیست اگه بگم
‫هر روز صبح بیدار میشدیم و فکر می‌کردیم:

00:24:54.280 --> 00:24:55.360
‫ "گردن ماست."

00:24:57.030 --> 00:25:00.620
‫نمیتونی احساس مسئولیت نکنی

00:25:00.620 --> 00:25:03.710
‫بابت متوقف نکردن حمله‌ای
‫که تو دوره مسئولیت تو اتفاق افتاد.

00:25:04.210 --> 00:25:06.920
‫و برای همین نمیتونی خودتو
‫سؤال پیچ نکنی.

00:25:07.460 --> 00:25:09.040
‫میدونی، فقط خیلی خودتو سؤال پیچ میکنی.

00:25:11.880 --> 00:25:14.130
‫سوار ماشینم شدم و شروع کردم
‫ به رانندگی به سمت خونه.

00:25:14.130 --> 00:25:18.470
‫و توی همون رانندگی بود
‫که از هم پاشیدم، و شروع کردم به گریه کردن.

00:25:19.050 --> 00:25:20.600
‫و تمام راه خونه رو گریه کردم.

00:25:23.930 --> 00:25:25.140
‫کار ما بود.

00:25:26.810 --> 00:25:27.810
‫کار شماره یک ما.

00:25:29.310 --> 00:25:30.360
‫و ما شکست خوردیم.

00:25:31.610 --> 00:25:33.860
‫اینجا آمریکاست،

00:25:34.360 --> 00:25:37.110
‫که خدا بهش ضربه زده

00:25:37.610 --> 00:25:40.700
‫به یکی از حیاتی‌ترین ارگان‌هاش

00:25:41.830 --> 00:25:45.370
‫جوری که بزرگترین ساختموناش نابود شدن.

00:25:46.040 --> 00:25:47.790
‫شکر خدا.

00:25:52.800 --> 00:25:56.380
‫و یادمه فکری که داشتم این بود:
‫ "هیچی دیگه مثل قبل نمیشه."

00:25:58.970 --> 00:26:00.680
‫و خب، نشد.

00:26:04.770 --> 00:26:06.930
‫ما می‌دونستیم
‫دولت طالبان توی افغانستان

00:26:06.940 --> 00:26:08.900
‫به بن لادن پناه داده.

00:26:10.060 --> 00:26:14.650
‫من چیزی در این حد گفتم که:
‫"ببینین، ما فقط باید به طالبان بگیم

00:26:14.650 --> 00:26:18.200
‫بن لادن رو به ما تحویل بدن،
‫وگرنه جهنم رو سرشون خراب می‌کنیم."

00:26:19.820 --> 00:26:24.580
‫ما به طالبان فرصت دادیم
‫تا بن لادن رو تحویل بدن، و اونا قبول نکردن.

00:26:30.790 --> 00:26:35.010
‫شنبه، رئیس جمهور بوش میخواد
‫یه جلسه کابینه جنگی داشته باشه.

00:26:36.800 --> 00:26:38.840
‫من میرم پیش رئیس جمهور،

00:26:38.840 --> 00:26:41.890
‫که داره با یکی
‫از وزارت خارجه حرف میزنه،

00:26:41.890 --> 00:26:45.430
‫داره تشویقش می‌کنه
‫تا به دیپلماسی فرصت بده.

00:26:45.430 --> 00:26:48.770
‫و رئیس جمهور گفت:
‫ "لعنت به دیپلماسی. میریم به جنگ."

00:26:49.730 --> 00:26:53.440
‫من از بالاترین سطوح
‫دولتمون خواستم که بیان تا در مورد

00:26:53.440 --> 00:26:56.650
‫خب، این فاجعه فعلی بحث کنیم.
‫اونایی که این کارو کردن رو پیدا می‌کنیم.

00:26:56.650 --> 00:26:58.820
‫از سوراخاشون میکشیمون بیرون.

00:26:59.530 --> 00:27:03.200
‫فراریشون میدیم،
‫و میاریمشون پای میز عدالت.

00:27:03.200 --> 00:27:04.280
‫ما تو جنگیم.

00:27:04.280 --> 00:27:07.910
‫شما چقدر پیش‌بینی می‌کنید...
‫ممنون. ما الان داریم میریم بیرون.

00:27:08.660 --> 00:27:11.000
‫تعریفش اینه: "هرچی که لازم باشه."

00:27:11.500 --> 00:27:16.000
‫جلسه‌ای که بعدش برگزار شد
‫برای این بود که تصمیم بگیریم چیکار کنیم.

00:27:16.630 --> 00:27:20.340
‫نمیدونستم که سیا پیشرو خواهد بود

00:27:20.340 --> 00:27:23.050
‫یا اینکه وزارت دفاع خواهد بود.

00:27:24.010 --> 00:27:27.470
‫وزارت دفاع تقریباً برای
‫هرچیزی طرح نظامی داره.

00:27:27.470 --> 00:27:29.850
‫این کاریه که اونا می‌کنن.
‫اونا برای جنگ برنامه‌ریزی می‌کنن.

00:27:29.850 --> 00:27:32.020
‫رئیس جمهور
‫رو کرد به دونالد رامسفلد و گفت:

00:27:32.020 --> 00:27:35.020
‫"دون، چقدر طول میکشه
‫تا بتونیم به افغانستان حمله کنیم؟"
‫دونالد رامسفلد
‫وزیر دفاع

00:27:35.020 --> 00:27:37.860
‫و جوابش این بود:
‫ "تقریباً شش ماه."
‫گری برنتسن
‫فرمانده میدانی سیا

00:27:39.400 --> 00:27:43.990
‫کوفر بلک، رئیس ضد تروریسم،
‫پشت جورج تنت نشسته بود.

00:27:43.990 --> 00:27:47.120
‫اون جایی سر میز نداشت،
‫اما کوفر از حرف زدن نمی‌ترسه.

00:27:48.750 --> 00:27:51.210
‫اگه زیاد در مورد
‫ژنرال جورج پاتون خونده باشی،

00:27:51.830 --> 00:27:54.040
‫اون بهت میگه نصف رهبری، نمایشه.

00:27:54.790 --> 00:27:57.500
‫من صندلیمو یه کم
‫کشیدم جلوتر به میز،

00:27:57.500 --> 00:27:59.170
‫آرنجمو گذاشتم رو میز.

00:27:59.880 --> 00:28:02.930
‫اون برگشت سمتم.
‫مستقیم تو چشمام نگاه کرد.

00:28:04.680 --> 00:28:06.930
‫پنج ثانیه بهش خیره شدم،

00:28:07.470 --> 00:28:10.980
‫و بعد خیلی ساده گفتم:
‫ "آقای رئیس جمهور..."

00:28:14.190 --> 00:28:16.190
‫و بهتون نمیگم بعدش چی گفتم،

00:28:16.190 --> 00:28:20.280
‫اما خیلی مختصر
‫و واضح ترجمه‌اش این میشه...

00:28:20.280 --> 00:28:23.900
‫"اگه بذارین،
‫توی شش هفته مگس رو چشماشون راه میره."

00:28:23.910 --> 00:28:25.410
‫شش هفته."

00:28:25.410 --> 00:28:27.370
‫اون گفت: "همین رو میگم."

00:28:29.410 --> 00:28:33.540
‫و بوش به کوفر گفت:
‫ "تو مسئولی."

00:28:34.460 --> 00:28:38.840
‫دونالد رامسفلد نزدیک بود خودشو خیس کنه.

00:28:38.840 --> 00:28:42.170
‫بدترین حمله
‫به ایالات متحده از پرل هاربر تا حالا،

00:28:42.760 --> 00:28:45.510
‫اون قرار بود
‫مرد گنده‌ی مدافع آمریکا باشه،

00:28:46.180 --> 00:28:50.640
‫و همه چی یهو افتاد دست
‫یه افسر اطلاعاتی

00:28:50.640 --> 00:28:54.310
‫که حتی عضو کابینه هم نبود
‫و هفت تا صندلی اونورتر نشسته بود.

00:28:54.310 --> 00:28:56.190
‫من... من عدالت می‌خوام.

00:28:56.810 --> 00:29:00.670
‫و، اِ، اِ،
‫یه پوستر قدیمی تو غرب هست،

00:29:00.670 --> 00:29:04.130
‫همونطور که یادمه، روش نوشته بود:
‫ "تحت تعقیب، مرده یا زنده."

00:29:04.570 --> 00:29:07.160
‫پرده بسته میشه، پایان بازی.

00:29:11.290 --> 00:29:14.160
‫کوفر بلک بهم زنگ زد و گفت:

00:29:14.160 --> 00:29:15.710
‫"اونا دارن به افغانستان حمله می‌کنن،

00:29:15.710 --> 00:29:18.880
‫و اسم تو رو به عنوان کسی
‫که قراره بزرگترین قسمت رو

00:29:18.880 --> 00:29:20.210
‫رهبری کنه، پیشنهاد دادن."

00:29:20.240 --> 00:29:22.240
‫گری برنتسن
‫فرمانده میدانی سیا

00:29:22.510 --> 00:29:25.720
‫اون شب رفتم خونه و به همسرم گفتم

00:29:25.720 --> 00:29:28.470
‫که میرم افغانستان.

00:29:29.260 --> 00:29:30.510
‫اون نمیخواست من برم.

00:29:31.100 --> 00:29:33.100
‫واکنش اون این بود:

00:29:33.680 --> 00:29:35.350
‫ "بذار کس دیگه‌ای این کارو بکنه."

00:29:37.270 --> 00:29:38.480
‫ "نه، من میرم."

00:29:39.360 --> 00:29:40.900
‫ "به هر قیمتی که شده میرم."

00:29:42.480 --> 00:29:43.650
‫ "به هر قیمتی."

00:29:46.380 --> 00:29:48.980
‫۱۶ سپتامبر ۲۰۰۱
‫۵ روز پس از ۱۱ سپتامبر

00:29:49.160 --> 00:29:51.870
‫میرم اداره،
‫و هانک کرامپتون اونجا بود،

00:29:52.370 --> 00:29:55.410
‫که وظیفه داشت استقرار نیروها
‫در افغانستان رو سازماندهی کنه.

00:29:56.540 --> 00:29:59.120
‫ما از اسم رمز "جوبریکر" استفاده کردیم.

00:29:59.130 --> 00:30:04.090
‫فقط حدود نیم دوجین از ما
‫توی این واحد جدید بودیم.

00:30:01.150 --> 00:30:02.750
‫هنری کرامپتون
‫جوبریکر | رئیس عملیات

00:30:04.840 --> 00:30:06.840
‫شروع کردیم به جمع کردن تیم‌های کوچیک.

00:30:06.840 --> 00:30:10.640
‫افسرای پرونده، افسرای شبه‌نظامی،
‫زبان‌شناسا، مسئولین ارتباطات.

00:30:08.460 --> 00:30:10.260
‫فیل رایلی
‫جوبریکر | رئیس میدانی

00:30:10.640 --> 00:30:13.890
‫هیچ کدوم از تیم‌های سیا
‫بیشتر از هشت نفر نبودن.

00:30:13.890 --> 00:30:16.930
‫و کلاً ۱۳ تا تیم داشتیم.

00:30:16.940 --> 00:30:20.100
‫ما تیم‌ها رو می‌فرستادیم
‫پشت خطوط دشمن

00:30:20.100 --> 00:30:22.110
‫تا با متحدای افغانمون کار کنن،

00:30:22.110 --> 00:30:24.070
‫اتحاد شمال،

00:30:25.070 --> 00:30:27.830
‫که قبلاً هم با طالبان
‫می‌جنگیدن تا القاعده رو پیدا کنن،

00:30:27.860 --> 00:30:30.220
‫ باهاش درگیر بشن و نابودش کنن.

00:30:31.200 --> 00:30:32.870
‫به تیم‌ها توضیح دادم.

00:30:32.870 --> 00:30:35.990
‫توی یه بحران مثل این،
‫باید به آدما بفهمونی،

00:30:36.000 --> 00:30:37.580
‫ "این فرق داره."

00:30:37.580 --> 00:30:40.370
‫دستوراتش خیلی واضح و خیلی رک بود.

00:30:40.380 --> 00:30:44.590
‫به ما گفت که سر بن لادن رو میخواد
‫که با یخ خشک برگردونده بشه.

00:30:44.590 --> 00:30:46.550
‫اون سر بن لادن رو روی یه چوب میخواست.

00:30:46.550 --> 00:30:49.340
‫سرشو قطع کنین و تو یه جعبه
‫برای رئیس جمهور بیارین.

00:30:49.340 --> 00:30:50.890
‫این یه فیلم والت دیزنی نیست.

00:30:51.760 --> 00:30:56.140
‫اون میتونست تو پیامی که به ما میداد
‫مشخص، واضح و خیلی صریح باشه.

00:31:02.310 --> 00:31:04.650
‫من با بخش عملیات کار میکردم

00:31:04.650 --> 00:31:07.490
‫روی ردیابی بن لادن
‫تمام طول روز، هر روز.

00:31:07.490 --> 00:31:10.390
‫و بنابراین، وقتی توی تلویزیون ظاهر میشد،

00:31:10.450 --> 00:31:12.280
‫تا سر حد مرگ تحلیل میشد.

00:31:13.780 --> 00:31:16.830
‫آیا این به تازگی ضبط شده؟
‫آیا پس زمینه جدید بود؟

00:31:16.830 --> 00:31:20.540
‫داره چیز جدیدی میگه؟
‫میتونیم از پس زمینه بفهمیم کجاست؟

00:31:20.540 --> 00:31:23.540
‫چطوری ضبط شده به الجزیره رسید؟

00:31:24.040 --> 00:31:25.420
‫میتونیم پیک‌ها رو پیدا کنیم؟

00:31:25.420 --> 00:31:28.050
‫همه این نوع تحلیل‌ها
‫هر بار که حرف میزد اتفاق می‌افتاد.

00:31:28.880 --> 00:31:29.970
‫کجا میتونست رفته باشه؟

00:31:30.760 --> 00:31:34.760
‫ما داشتیم به جنگ میرفتیم،
‫تمام عیار، علیه بن لادن.

00:31:37.700 --> 00:31:39.700
‫۲۰ سپتامبر , ۲۰۰۱
‫۹ روز پس از ۱۱/۹

00:31:39.730 --> 00:31:42.270
‫امشب، ما کشوری هستیم
‫که با خطر بیدار شده

00:31:43.770 --> 00:31:46.150
‫و برای دفاع از آزادی فراخوانده شده‌ایم.

00:31:47.070 --> 00:31:49.690
‫چه دشمنانمان را به پای میز عدالت بکشانیم

00:31:50.780 --> 00:31:52.700
‫چه عدالت را برای دشمنانمان به ارمغان آوریم،

00:31:53.450 --> 00:31:55.280
‫عدالت اجرا خواهد شد.

00:31:57.790 --> 00:32:01.540
‫رئیس جمهور به وضوح ملت را
‫برای جنگ آماده کرده است.

00:32:07.170 --> 00:32:10.800
‫ما با یک هلیکوپتر، خیلی سنگین، پرواز کردیم.

00:32:10.800 --> 00:32:13.510
‫ده نفر بودیم.

00:32:13.510 --> 00:32:16.010
‫فقط دو هفته بعد از وقایع ۱۱ سپتامبر.

00:32:17.034 --> 00:32:23.034
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:32:24.710 --> 00:32:27.510
‫گری برنتسن
‫سیا | فرمانده میدانی
‫هنک به من گفت:
‫"بین ما و ارتش توافقی وجود دارد."

00:32:28.980 --> 00:32:31.400
‫"شما یک تیم سیا را به منطقه می‌فرستید،

00:32:31.400 --> 00:32:34.200
‫و اگه اونها بعد از دو هفته زنده باشن،

00:32:34.200 --> 00:32:37.200
‫به یک تیم نیروهای ویژه
‫اجازه داده خواهد شد به شما بپیوندن."

00:32:37.780 --> 00:32:40.450
‫گفتم: "چطور که وقتی من مستقر می‌شوم،
‫اونها هم با من بیاین؟"

00:32:40.450 --> 00:32:43.120
‫می‌دونی؟
‫ "چون من اسلحه‌های اضافی رو دوست دارم."

00:32:43.120 --> 00:32:44.960
‫اون گفت: "این توافق است."

00:32:48.130 --> 00:32:50.420
‫از همان ابتدا،
‫ما سعی در یافتن بن لادن داشتیم،

00:32:50.420 --> 00:32:51.880
‫هر کار ممکنی را انجام می‌دادیم.

00:32:55.050 --> 00:32:59.430
‫ما از یک جنگ‌سالار برای ترتیب دادن ملاقاتی
‫بین خودمان و رهبر طالبان استفاده کردیم.

00:32:59.430 --> 00:33:04.730
‫طالبان یک جنبش رادیکال مسلمان بود
‫که بر افغانستان حکومت می‌کرد.

00:33:05.400 --> 00:33:08.020
‫تنفر آنها از غرب
‫با بن لادن همسو بود،

00:33:08.020 --> 00:33:11.320
‫پس به القاعده در آنجا پناه دادند.

00:33:12.530 --> 00:33:16.410
‫برای به دست آوردن بن لادن،
‫ابتدا باید از طالبان می‌گذشتیم.

00:33:17.490 --> 00:33:19.160
‫افرادی از سرویس اطلاعاتی آنها

00:33:19.160 --> 00:33:23.200
‫توافق کردند که تحت اصول پشتونوالی
‫به جلسه بیایند.

00:33:23.200 --> 00:33:25.500
‫یک جنگ‌سالار پناهگاهی خواهد داشت،

00:33:25.500 --> 00:33:28.460
‫و هر دو طرف می‌توانند بیایند
‫و در آنجا جلسه‌ای برابر داشته باشند

00:33:28.460 --> 00:33:30.000
‫و هر دو در امان باشند.

00:33:30.000 --> 00:33:32.760
‫پس من یک تیم را برای این کار فرستادم.

00:33:34.670 --> 00:33:36.220
‫بهشون گفتم: "وقتی به اونجا رسیدین،"

00:33:36.720 --> 00:33:39.300
‫اگه این افغان‌ها همکاری کردن،

00:33:39.300 --> 00:33:40.930
‫"باهاشون معامله کنین."

00:33:40.930 --> 00:33:44.600
‫"اگه نکردن،
‫اونها رو بکشید یا بدزدید."

00:33:45.100 --> 00:33:47.790
‫ "انتخاب با شماست."

00:33:48.770 --> 00:33:50.110
‫افراد ما از آنها پرسیدند،

00:33:50.110 --> 00:33:52.020
‫ "اسامه بن لادن کجاست؟"

00:33:52.030 --> 00:33:54.360
‫و پاسخ آنها این بود: "اسامه کی؟"

00:33:55.170 --> 00:33:56.990
‫این یک جورایی اشتباه آنها بود.

00:33:57.080 --> 00:33:59.880
‫افراد ما اسلحه را روی همه کشیدند،

00:34:00.370 --> 00:34:02.910
‫آنها را دست و پا بسته، دهان بسته،
‫در وسایل نقلیه انداختند،

00:34:02.910 --> 00:34:04.370
‫و با آنها دور شدند.

00:34:10.880 --> 00:34:12.250
‫تا نوامبر،

00:34:12.250 --> 00:34:16.800
‫تقریباً ۴۱۰ آمریکایی
‫در سراسر افغانستان مستقر بودند.

00:34:17.380 --> 00:34:20.140
‫تیم‌های مختلف
‫به شدت در اقلیت بودند.

00:34:21.390 --> 00:34:24.390
‫من عکس‌برداری هوایی را
‫با هنک کرامپتون بررسی کردم،

00:34:24.390 --> 00:34:27.310
‫و تونستیم ببینیم که در گذرگاه خیبر

00:34:27.310 --> 00:34:30.400
‫و در سایر نقاط ورودی
‫به افغانستان،

00:34:30.400 --> 00:34:33.320
‫ترافیک‌هایی وجود داشت

00:34:34.280 --> 00:34:36.820
‫به طول پنج و ده مایل.

00:34:36.820 --> 00:34:40.530
‫به نظر می‌رسید هر جهادی
‫در خاورمیانه

00:34:40.530 --> 00:34:44.330
‫قصد داشت برای پیوستن به مبارزه
‫علیه کافران،

00:34:44.330 --> 00:34:45.290
‫یعنی ما، بیاید.

00:34:46.870 --> 00:34:50.370
‫یک ضعف ذاتی
‫در آنچه ما سعی داشتیم انجام دهیم

00:34:50.370 --> 00:34:52.840
‫با منابع بسیار محدودی
‫که داشتیم، وجود داشت.

00:34:53.500 --> 00:34:55.920
‫ما از نظر تعداد توسط دشمن
‫پیشی گرفته بودیم،

00:34:55.920 --> 00:34:57.590
‫اما ما قدرت هوایی داشتیم.

00:35:01.840 --> 00:35:06.100
‫درست قبل از ۱۱ سپتامبر،
‫من در مورد برنامه پهپادهای مسلح آموزش دیدم.

00:35:08.260 --> 00:35:11.460
‫تریسی والدر
‫سیا | ضدتروریسم | عملیات
‫یادم میاد که پرسیدم،
‫ "آیا باید با این کسی رو بکشم؟"

00:35:12.150 --> 00:35:14.310
‫نمی‌دونستم چه حسی دارم.
‫ ۲۰ یا ۲۲ ساله بودم.

00:35:14.320 --> 00:35:17.110
‫اما فکر می‌کنم بعد از ۱۱ سپتامبر، امم،

00:35:17.110 --> 00:35:20.780
‫بدیهی است،
‫دیگه انقدر درگیر تضاد درونی نبودم.

00:35:21.360 --> 00:35:24.860
‫ لوس آنجلس
‫دانشگاه کالیفرنیای جنوبی

00:35:23.780 --> 00:35:27.660
‫من سال سوم کالج بودم.
‫به یک نمایشگاه شغلی رفتم،

00:35:27.660 --> 00:35:29.410
‫و سیا در یک میز آنجا بود.

00:35:29.410 --> 00:35:30.830
‫این رزومه من است.

00:35:32.420 --> 00:35:34.960
‫آنها واقعاً روی این موقعیت رهبری
‫تمرکز کردند

00:35:34.960 --> 00:35:37.380
‫که من در انجمن دانشجویی‌ام داشتم.

00:35:38.170 --> 00:35:40.550
‫من معاون رئیس خانه بودم.

00:35:41.550 --> 00:35:43.340
‫گاهی اوقات واقعاً دشوار بود.

00:35:43.340 --> 00:35:47.640
‫گاهی اوقات شما زنانی را اخراج می‌کنید
‫که انتخاب‌های واقعاً بدی کرده‌اند.

00:35:49.600 --> 00:35:54.150
‫من مایل بودم محبوبیت
‫و دوست داشته شدن رو قربانی کنم

00:35:54.150 --> 00:35:57.610
‫برای بهبود کل انجمن دانشجویی‌ام،

00:35:57.610 --> 00:36:00.360
‫و این به نوعی، گمان می‌کنم،
‫به انحطاط اخلاقی من اشاره داشت.

00:36:00.360 --> 00:36:02.450
‫نمی‌دونم، اما این چیزی بود که اونها گفتن.

00:36:04.450 --> 00:36:06.780
‫من در مرکز مبارزه با تروریسم قرار گرفتم.

00:36:10.410 --> 00:36:14.460
‫پس با "جوبرکر" ،
‫ما شروع به شناسایی اهداف کردیم،

00:36:14.460 --> 00:36:17.090
‫و ما به بسیاری از اطلاعات
‫تکیه می‌کردیم

00:36:17.090 --> 00:36:19.010
‫که از افراد میدانی
‫به دست می‌آوردیم.

00:36:23.890 --> 00:36:27.640
‫تیم ما، تیم سیا،
‫با ائتلاف شمال کار می‌کند،

00:36:27.640 --> 00:36:31.140
‫و ما منابع رو در سراسر
‫خطوط دشمن به کار می‌گیریم.

00:36:32.270 --> 00:36:35.230
‫و من افرادی دارم
‫که به نظر می‌رسد تلفن همراه دارند،

00:36:35.230 --> 00:36:37.020
‫اما در واقع، آنها جی‌پی‌اس هستند،

00:36:37.020 --> 00:36:40.190
‫و آنها به سمت یک ساختمان می‌روند،
‫می‌بینند که یک ساختمان طالبان است،

00:36:40.190 --> 00:36:41.690
‫و آن را علامت‌گذاری می‌کنند.

00:36:41.690 --> 00:36:44.240
‫و سپس یکی دیگر را علامت‌گذاری می‌کنند.
‫سپس یکی دیگر را.

00:36:44.820 --> 00:36:50.910
‫و حالا، من آن گزارش را به سیا می‌فرستم
‫و می‌گویم: "اوکی، طالبان در این ساختمان."

00:36:50.910 --> 00:36:52.750
‫ "طالبان در این مرکز."

00:36:53.330 --> 00:36:57.580
‫ما این افراد رو هدف قرار می‌دیم
‫و اونها رو از بین می‌بریم.

00:36:57.590 --> 00:37:00.090
‫- آماده‌ای وقتی آماده باشی.
‫- آماده‌ام.

00:37:03.420 --> 00:37:06.640
‫فکر می‌کنم القاعده می‌گفت:
‫ "آیا کسی جی‌پی‌اس توی ماتحتش داره؟"

00:37:06.640 --> 00:37:09.180
‫ "مثلاً، چرا ما همه می‌میریم؟"

00:37:09.180 --> 00:37:13.430
‫فکر نمی‌کنم آنها کاملاً متوجه شده بودند،
‫درسته، این چی بود.

00:37:17.310 --> 00:37:21.320
‫این احتمالاً کار
‫افراد میدانی را بهتر کرد.

00:37:29.120 --> 00:37:31.200
‫الله اکبر! الله!

00:37:32.160 --> 00:37:35.710
‫من منطقه افغانستان را داشتم
‫که شرق را کنترل می‌کرد،

00:37:35.710 --> 00:37:39.880
‫و احتمالاً ۹۵ درصد از القاعده
‫در کشور در منطقه من بودند.

00:37:41.300 --> 00:37:45.010
‫ما نیروهای افغان را
‫در بالای کوه‌ها با رادیو در همه جا داشتیم

00:37:45.010 --> 00:37:46.430
‫به دنبال بن لادن.

00:37:47.720 --> 00:37:50.970
‫سرانجام، گزارش‌هایی دریافت کردیم
‫که بن لادن در کابل است.

00:37:51.930 --> 00:37:56.310
‫تصمیم گرفتیم، "اوکی،
‫ما به کابل حمله خواهیم کرد."

00:37:58.810 --> 00:38:01.230
‫ما در خارج از کابل
‫در دشت‌های شومالی هستیم.

00:38:02.070 --> 00:38:04.360
‫تیم‌های نیروهای ویژه اومدن
‫و به ما ملحق شدن.

00:38:04.860 --> 00:38:07.740
‫حدود ۲۵ نفر از سی‌آی‌اِی یا نیروهای ویژه

00:38:07.740 --> 00:38:11.080
‫کنار ۵۰۰۰ نفر از نیروهای ائتلاف شمال
‫تو دشت شومالی

00:38:12.160 --> 00:38:17.250
‫جلو ۱۵۰۰۰ نفر از طالبان و القاعده
‫وایساده بودن .

00:38:20.080 --> 00:38:23.090
‫اونا حداقل سه به یک،
‫شاید چهار به یک، از ما بیشتر بودن.

00:38:24.300 --> 00:38:28.680
‫هماهنگی بین ائتلاف شمال
‫و نیروی هوایی آمریکا

00:38:29.260 --> 00:38:32.220
‫واقعاً برای اجرای نقشه حیاتی بود.

00:38:32.810 --> 00:38:35.140
‫واسه همین ما برای
‫پشتیبانی هوایی هماهنگ کردیم،

00:38:35.140 --> 00:38:36.350
‫یه تاریخ تعیین کردیم.
‫نهم بود.

00:38:38.390 --> 00:38:40.600
‫ائتلاف شمال آماده حمله شد.

00:38:45.030 --> 00:38:47.690
‫غروب بود، می‌تونستی
‫چراغ‌های ماشین‌ها رو ببینی

00:38:47.700 --> 00:38:49.490
‫از هزاران وانت.

00:38:49.490 --> 00:38:51.280
‫هشت نفر عقب ماشین، مسلح،

00:38:51.280 --> 00:38:52.780
‫شروع کردن به اومدن از شهر

00:38:53.700 --> 00:38:55.830
‫و شروع کردن به جمع شدن دور ما

00:38:55.830 --> 00:38:57.830
‫تا تو موقعیت حمله به ما باشن.

00:38:59.000 --> 00:39:01.500
‫قصدشون این بود که همه رو
‫تو ائتلاف شمال بکشن

00:39:01.500 --> 00:39:03.920
‫و آمریکایی‌ها رو هم بکشن،
‫که می‌دونستن اونجان.

00:39:06.800 --> 00:39:09.180
‫اونا یه نیروی خیلی خیلی بزرگ داشتن.

00:39:10.890 --> 00:39:13.600
‫ولی چیزی که ما داریم و اونا ندارن...
‫نیروی هواییه.

00:39:16.970 --> 00:39:19.270
‫وقتی نیروی هوایی آمریکا وارد شد،

00:39:19.270 --> 00:39:21.810
‫چون بیشتر دوران خدمتم
‫با ارتش آمریکا کار کرده بودم،

00:39:21.810 --> 00:39:23.400
‫می‌دونستم چی در راهه.

00:39:23.400 --> 00:39:25.270
‫می‌دونستم چه چیزی در راهه.

00:39:26.190 --> 00:39:29.570
‫نصف تیمم رو فرستادم که درست تو خط مقدم باشن

00:39:29.570 --> 00:39:31.910
‫با ائتلاف شمال برای حمله.

00:39:32.990 --> 00:39:35.530
‫ائتلاف شمال صف کشید و آماده شد،

00:39:36.410 --> 00:39:38.040
‫و بعد هواپیماها نیومدن.

00:39:39.250 --> 00:39:40.460
‫نیومدن.

00:39:45.920 --> 00:39:48.380
‫یه دوئل توپخونه‌ای بود.

00:39:50.510 --> 00:39:53.050
‫طالبان تو سنگرها و خندق‌ها بودن.

00:39:55.430 --> 00:39:57.060
‫خیلی خوب پنهان نبودن.

00:40:03.270 --> 00:40:05.110
‫هیچ پایگاهی برای رفتن نبود.

00:40:05.690 --> 00:40:08.480
‫هیچ جا برای محافظت از خودت نبود.
‫در معرض خطر بودی.

00:40:09.610 --> 00:40:13.200
‫البته، باید پیام می‌فرستادم که
‫"اینجا چه خبره لعنتی؟"

00:40:13.200 --> 00:40:16.240
‫دارایی‌های هوایی هزاران مایل دورترن.

00:40:17.280 --> 00:40:20.960
‫حالا ۱۵۰۰۰ نفر درست بالای سر ما هستن.

00:40:24.170 --> 00:40:27.800
‫به افسرهام گفتم هیچ‌کس
‫اجازه نداره تسلیم شه.

00:40:28.460 --> 00:40:32.010
‫اگه قرار شد از پا دربیاید،
‫آخرین تیر رو برای خودتون نگه دارید.

00:40:32.760 --> 00:40:34.590
‫چون اگه نه،

00:40:34.590 --> 00:40:36.800
‫القاعده شما رو تو ویدئو شکنجه می‌کرد،

00:40:37.300 --> 00:40:40.770
‫اونو پخش می‌کرد تو کل دنیا،
‫و شما وحشتناک رنج می‌بردید.

00:40:44.730 --> 00:40:47.730
‫و بعد بی‌خبر جهنم از نیروی هوایی اومد.

00:40:54.200 --> 00:40:56.700
‫بی-۵۲ها اون خط مقدم رو بمباران می‌کنن.

00:40:57.740 --> 00:41:00.910
‫بالگرد گان‌شیپ‌های ای‌سی-۱۳۰ میان.
‫هواپیماهای جنگنده میان.

00:41:01.950 --> 00:41:04.960
‫مواضع طالبان نمی‌تونستن
‫جلوی نیروی هوایی آمریکا دووم بیارن.

00:41:05.830 --> 00:41:09.130
‫اونا در واقع فقط مواضعشون رو
‫ول کردن و فرار کردن.

00:41:10.750 --> 00:41:12.760
‫و بعد، وقتی اونا فرو می‌پاشن،

00:41:12.760 --> 00:41:16.140
‫ائتلاف شمال به سمت مواضعشون پیشروی می‌کنه.

00:41:25.230 --> 00:41:28.020
‫از وقتی که جمعه گذشته عملیات
‫بزرگشون رو شروع کردن،

00:41:28.020 --> 00:41:30.200
‫نیروهای ضد طالبان
‫که آمریکا ازشون حمایت می‌کرد،

00:41:30.220 --> 00:41:32.730
‫خیلی سریع پیشروی کردن.

00:41:32.740 --> 00:41:37.240
‫فقط دیروز، بیشتر از ۴۰۰ بمب
‫روی افغانستان ریخته شد.

00:41:37.240 --> 00:41:40.870
‫فرماندهانشون میگن تو فقط دو روز

00:41:40.870 --> 00:41:42.240
‫نزدیک ۱۰۰۰ تا از نیروهای طالبان رو کشتن.

00:41:42.830 --> 00:41:45.660
‫همه‌مون سریع‌تر از چیزی که هر کسی
‫فکرشو می‌کرد داشتیم حرکت می‌کردیم.

00:41:45.660 --> 00:41:50.750
‫واسه همین طالبان، به معنای واقعی کلمه،
‫خودشون شروع کردن به تخلیه شهر.

00:41:54.630 --> 00:41:58.510
‫به من گفتن: "ببین، کاخ سفید می‌خواد
‫همه رو عقب نگه داری."

00:41:58.510 --> 00:42:00.300
‫ "نمی‌خوایم وارد شهر بشید."

00:42:00.800 --> 00:42:02.810
‫ "پنج مایل بیرون شهر وایسید."

00:42:03.930 --> 00:42:05.060
‫ولی ما این کارو نکردیم.

00:42:06.600 --> 00:42:09.690
‫تعداد کمی از نیروهای آمریکایی
‫امشب در کابل هستن.

00:42:09.690 --> 00:42:12.520
‫بعد از یه پیشروی چهار روزه برق‌آسا،

00:42:12.530 --> 00:42:17.150
‫نیروهای شورشی ضد طالبان حالا
‫کنترل پایتخت افغانستان رو به دست گرفتن.

00:42:17.150 --> 00:42:19.570
‫رفتار طالبان نمی‌تونست

00:42:19.570 --> 00:42:21.120
‫دلگرم‌کننده‌تر از این باشه.

00:42:21.120 --> 00:42:23.950
‫مردم ازمون استقبال می‌کردن،
‫برامون هورا می‌کشیدن.

00:42:23.950 --> 00:42:25.500
‫مردم علیه طالبان شورش کردن.

00:42:25.500 --> 00:42:27.330
‫داشتن اونا رو می‌زدن و دستگیر می‌کردن.

00:42:28.000 --> 00:42:30.960
‫طالبان باهاشون وحشتناک
‫رفتار کرده بودن. اونا هیولا بودن.

00:42:33.050 --> 00:42:37.920
‫انتظاری که همه داشتن که این قضیه
‫تبدیل به یه جور باتلاق بشه،

00:42:37.930 --> 00:42:39.220
‫اتفاق نیفتاد.

00:42:39.220 --> 00:42:41.680
‫در واقع، کابُل تا نوامبر سقوط کرده بود.

00:42:41.680 --> 00:42:42.930
‫به نظر می‌رسید داره کار می‌کنه،

00:42:42.930 --> 00:42:46.810
‫مخصوصاً وقتی که کابل سقوط کرده
‫و هیچ سرباز آمریکایی هم کشته نشده.

00:42:47.430 --> 00:42:50.600
‫ما طالبان رو با ۳۰۰ سرباز زمینی
‫سرنگون کردیم.

00:42:50.600 --> 00:42:52.520
‫اگه راستشو بخوای شاید کمتر هم بودن.

00:42:52.520 --> 00:42:55.570
‫طالبان تو ۴۵ روز له شدن، پس...

00:42:56.320 --> 00:42:58.200
‫عملیات خیلی موفقی بود.

00:43:10.120 --> 00:43:12.380
‫الان، من همین الان با...

00:43:14.590 --> 00:43:17.800
‫یکی یکی، جسد بیش از دوازده آتش‌نشان

00:43:17.800 --> 00:43:21.050
‫از زیر آواری که قبلاً مرکز تجارت جهانی بود،
‫بیرون آورده میشه.

00:43:21.640 --> 00:43:24.010
‫سیصد و چهل و سه نفر از
‫شجاع‌ترین‌های نیویورک

00:43:24.010 --> 00:43:25.720
‫ناپدید یا مرگشون تأیید شده.

00:43:26.520 --> 00:43:31.480
‫برای من، ۱۱ سپتامبر خیلی شخصیه

00:43:31.480 --> 00:43:33.230
‫چون تو خونه اتفاق افتاد.

00:43:33.900 --> 00:43:37.530
‫دو تا برج سه تا بلوک
‫با دبیرستانم فاصله داشتن.

00:43:37.530 --> 00:43:39.900
‫عادت داشتم تو زنگ ناهار دبیرستان

00:43:39.900 --> 00:43:42.110
‫برم اونجا که حس خفن بودن
‫و بزرگ بودن بهم دست بده

00:43:42.110 --> 00:43:45.280
‫و برم مرکز خرید تو مرکز تجارت جهانی.

00:43:45.310 --> 00:43:48.910
‫نایره حق
‫سخنگوی ارشد | وزارت امور خارجه

00:43:50.460 --> 00:43:51.870
‫خیلی از اولین امدادگرها

00:43:51.870 --> 00:43:55.170
‫پدر و مادرها و خواهر و برادرهای
‫بچه‌هایی بودن که من باهاشون بزرگ شدم.

00:43:57.800 --> 00:44:04.090
‫ما هنوز از فاجعه احساسی
‫ ۱۱ سپتامبر گیج بودیم.

00:44:05.720 --> 00:44:07.930
‫داستان‌هایی در مورد جسدهای پیدا شده.

00:44:08.520 --> 00:44:10.480
‫با ماشین‌های رها شده چیکار می‌کنید؟

00:44:12.020 --> 00:44:16.230
‫اما یه قسمت دیگه از پازل اینکه
‫ ۱۱ سپتامبر چی معنی میده، هست.

00:44:17.150 --> 00:44:21.450
‫تو تصرف کابُل، خیلی از غیرنظامی‌ها می‌میرن.

00:44:22.030 --> 00:44:24.860
‫هفته سوم جنگ‌های هوایی بحث‌برانگیز شروع شد.

00:44:24.870 --> 00:44:28.200
‫جسدها تو تابوت‌ها تو یه خیابون کابُل،
‫باعث سوالات جدیدی شده

00:44:28.200 --> 00:44:30.910
‫در مورد دقت حملات آمریکا.

00:44:30.910 --> 00:44:34.250
‫گفته میشه عکسایی از پایتخت افغانستان
‫دارن عواقب بعد از

00:44:34.250 --> 00:44:35.540
‫آخرین حمله‌ها رو نشون میدن.

00:44:35.540 --> 00:44:38.710
‫خونه‌هایی که با یه بمب سرگردان
‫نابود شدن. زندگی‌های نابود شده.

00:44:39.300 --> 00:44:41.960
‫جایی برای اون قسمت از داستان

00:44:41.970 --> 00:44:44.430
‫توی گفتگوهای آمریکا نبود.

00:44:44.430 --> 00:44:46.970
‫در مورد دخالت نظامی،

00:44:46.970 --> 00:44:48.470
‫طبق بیشتر نظرسنجی‌ها،
‫80 درصد آمریکایی‌ها،

00:44:48.470 --> 00:44:50.890
‫الان ازش حمایت می‌کنن.

00:44:50.890 --> 00:44:53.560
‫آیا آمریکا باید تلافی کنه حتی اگه
‫بی‌گناهان کشته بشن؟

00:44:53.560 --> 00:44:55.310
‫بله، ۶۶ درصد.

00:44:56.810 --> 00:45:01.610
‫تلفات غیرنظامی‌ها فقط محو می‌شن

00:45:02.900 --> 00:45:05.820
‫چون آمریکایی‌ها
‫هنوز درگیر این بودن که

00:45:05.820 --> 00:45:08.490
‫هزاران آمریکایی کشته شدن.

00:45:11.750 --> 00:45:14.460
‫باید شرورها رو شکست بدیم.

00:45:14.460 --> 00:45:17.790
‫باید جمعشون کنیم،
‫و باید اونا رو به دست عدالت بسپریم.

00:45:18.840 --> 00:45:21.420
‫و این دقیقاً کاریه که
‫در افغانستان داریم می‌کنیم.

00:45:22.880 --> 00:45:26.010
‫سوال اساسی اینه که، می‌تونی
‫با کشتن از این مخمصه بیرون بیای؟

00:45:26.760 --> 00:45:29.760
‫مردم همیشه اینو می‌پرسن.
‫"می‌تونی با کشتن از این مخمصه بیرون بیای؟"

00:45:30.470 --> 00:45:31.850
‫و جواب نه هستش

00:45:31.850 --> 00:45:34.680
‫چون بعضی از آدم‌های دیگه
‫تو یه کشور دیگه میگن،

00:45:34.690 --> 00:45:36.770
‫ "دیدید اونا چیکار کردن؟"

00:45:36.770 --> 00:45:38.430
‫و بعد تروریسم بیشتری خواهی داشت.

00:45:38.450 --> 00:45:40.820
‫بمباران کردن آدم‌های
‫بیشتر اینو متوقف نمی‌کنه.

00:45:41.860 --> 00:45:45.150
‫متأسفانه، اینجوریه که
‫آمریکا به همچین چیزی واکنش نشون میده.

00:45:45.150 --> 00:45:48.200
‫یعنی، من یه تحلیلگرم.
‫می‌دونم کشورم چیکار می‌کنه.

00:45:48.200 --> 00:45:51.700
‫وقتی حمله پرل هاربر یا همچین چیزی
‫پیش میاد، ما میریم جنگ.

00:45:52.410 --> 00:45:54.620
‫چه ایده خوبی باشه چه نباشه،
‫کاریه که ما می‌کنیم.

00:45:54.650 --> 00:45:57.450
‫2 دسمبر 2001
‫82 روز بعد از 9/11

00:46:00.590 --> 00:46:01.420
‫برو!

00:46:05.720 --> 00:46:07.180
‫تا اوایل دسامبر،

00:46:07.180 --> 00:46:11.050
‫همه شهرهای بزرگ افغانستان
‫سقوط کرده بودن.

00:46:11.050 --> 00:46:14.810
‫القاعده واقعاً هیچ سنگر شهری نداشت.

00:46:17.140 --> 00:46:19.540
‫ما بعضی از جنبه‌های مأموریت رو
‫انجام داده بودیم، شکی نیست،

00:46:19.810 --> 00:46:22.860
‫ولی سر بن لادن رو برنگردوندیم تو یخ.

00:46:23.860 --> 00:46:27.150
‫بن لادن فرار کرد. منطقه بزرگیه.

00:46:27.150 --> 00:46:29.910
‫سخته. باید بفهمم کجاست.

00:46:38.750 --> 00:46:41.330
‫یکی از رادیوهاش رو گرفته بودیم،

00:46:41.340 --> 00:46:45.090
‫و یه متخصص داشتیم که با
‫صدای اسامه بن لادن آشنا بود.

00:46:45.590 --> 00:46:47.930
‫واسه همین داشت به این رادیوی
‫برد کوتاه گوش می‌داد...

00:46:49.680 --> 00:46:52.930
‫... و شنید که اسامه بن لادن به مردهاش میگه،

00:46:52.930 --> 00:46:56.390
‫ "هی، متاسفم که شما رو آوردم اینجا.
‫این یه فاجعه‌ست. همش تقصیر منه."

00:46:56.390 --> 00:46:59.480
‫این رادیوی برد کوتاه یه بُردی داشت.

00:46:59.480 --> 00:47:01.480
‫تو کوهستان، بُردش کمتر بود.

00:47:03.150 --> 00:47:04.110
‫گرفتیمش.

00:47:05.230 --> 00:47:06.780
‫اونا رفتن تو کوهستان.

00:47:06.780 --> 00:47:10.610
‫اونا تو تورا بورا از زمان
‫شوروی-افغانستان یه سنگر داشتن.

00:47:11.530 --> 00:47:13.320
‫یه شبکه تونل کامل اون بالا.

00:47:13.330 --> 00:47:16.370
‫اطلاعات میگفتن که اونا
‫به اونجا عقب‌نشینی کردن.

00:47:16.370 --> 00:47:18.790
‫فقط همه بچه هام رو جمع کردم و گفتم،

00:47:18.790 --> 00:47:20.720
‫ "الان قراره نیروهای خودمون رو بفرستیم اونجا."

00:47:21.120 --> 00:47:25.040
‫اون تیم چهار نفره شروع می‌کنه به بالا رفتن
‫تو کوهستان با ده تا افغانی

00:47:25.050 --> 00:47:26.000
‫با الاغ.

00:47:28.720 --> 00:47:31.470
‫و اونا حدود نصف روز بالا می‌رن،

00:47:31.470 --> 00:47:34.510
‫و یکی از اون الاغ‌ها
‫پر از آر پی جی بود.

00:47:35.180 --> 00:47:36.810
‫و گلوله آر پی جی شلیک میشه،

00:47:36.810 --> 00:47:40.730
‫و الاغ رو به حدود ۲۰ تیکه
‫منفجر می‌کنه.

00:47:40.730 --> 00:47:43.190
‫چند تا افغانی هم مردن،
‫پس باید اونا رو پایین میاوردن،

00:47:43.190 --> 00:47:46.070
‫باید دفنشون می‌کردیم،
‫و باید دوباره از نو شروع می‌کردیم.

00:47:48.610 --> 00:47:49.820
‫اونا دوباره میرن بالا کوه،

00:47:51.700 --> 00:47:54.780
‫خیلی، خیلی بالا،
‫و راهشون رو تو عمق باز می‌کنن.

00:47:54.780 --> 00:47:56.410
‫و به یه موقعیت می‌رسن،

00:47:56.410 --> 00:47:59.040
‫و می‌تونن از اون بالا،
‫پایین رو ببینن.

00:48:03.420 --> 00:48:05.210
‫اونا پیداش کرده بودن.

00:48:06.630 --> 00:48:08.880
‫بن لادن هزار تا آدم داره.

00:48:08.880 --> 00:48:11.130
‫تانک، خودروی زرهی،
‫همه جور وسایل،

00:48:11.130 --> 00:48:13.300
‫و اونا پایین‌تر از بچه‌های ما بودن.

00:48:15.680 --> 00:48:17.430
‫ما از نظر تعداد کمتر بودیم.

00:48:17.430 --> 00:48:19.680
‫هیچ راهی نبود
‫که بتونیم باهاشون درگیر شیم

00:48:19.680 --> 00:48:23.480
‫با این فکر که همه‌شون رو،
‫از جمله بن لادن رو، بگیریم و بکشیم.

00:48:24.940 --> 00:48:26.150
‫نمی‌تونی این کارو بکنی

00:48:26.150 --> 00:48:29.440
‫با تعداد کمی از نیروهای آمریکایی
‫و افراد نامنظم افغان.

00:48:29.440 --> 00:48:32.950
‫به یه گردان، ۸۰۰ رنجر نیاز داری.

00:48:33.450 --> 00:48:35.030
‫باید اونا رو اون بالا پیاده کنیم.

00:48:35.030 --> 00:48:37.280
‫به هنک زنگ زدم. اون درخواست رو داد.

00:48:37.870 --> 00:48:39.870
‫من اینو به بالا گزارش دادم،

00:48:39.870 --> 00:48:42.410
‫به کوفر، به رئیس جمهور، و گفتم،

00:48:42.410 --> 00:48:45.210
‫"ما به نیروی کمکی نیاز داریم،
‫رنجرها، تفنگداران دریایی."

00:48:45.210 --> 00:48:47.500
‫ "تو کوهستان به کمک نیاز داریم."

00:48:48.710 --> 00:48:52.720
‫خیلی واضح گفتم
‫که این قضیه ساعتیه.

00:48:52.720 --> 00:48:54.970
‫در غیر این صورت، شانس رو از دست میدیم.

00:48:54.970 --> 00:48:59.810
‫دارم سعی می‌کنم به ارتش بگم،
‫"اوکی، این زمانشه که شما بیاید

00:48:59.810 --> 00:49:02.220
‫با نیروی عظیم و این قضیه رو تموم کنید."

00:49:02.230 --> 00:49:04.940
‫و وزیر دفاع رامسفلد طبق گزارش‌ها گفت،

00:49:04.940 --> 00:49:08.730
‫ "خب، این ربطی به ما نداره.
‫این یه عملیات سی‌آی‌ایه."

00:49:12.030 --> 00:49:14.820
‫ما پشتیبانی زمینی نمی‌گرفتیم.
‫پشتیبانی زمینی کجاست؟

00:49:14.820 --> 00:49:17.740
‫نیروهای زمینی کجان؟
‫چرا نیروهای زمینی نمی‌فرستیم؟

00:49:17.740 --> 00:49:20.910
‫ما میگیم: "اگه نیروهای زمینی نفرستیم،
‫بمباران نمی‌کنیم."

00:49:22.660 --> 00:49:24.540
‫وقتی یه چیزی رو بمباران می‌کنی،

00:49:24.540 --> 00:49:27.880
‫آدمایی که زنده می‌مونن فرار می‌کنن.

00:49:28.380 --> 00:49:31.880
‫پس به آدم‌های بیشتری اونجا نیاز داری
‫که اونا رو جمع کنن.

00:49:33.340 --> 00:49:37.510
‫پس یا هیچ بمبی نمی‌ندازیم،
‫نمی‌ذاریم بفهمن ماییم،

00:49:37.510 --> 00:49:42.140
‫یا همه چی رو می‌ریزیم رو سرشون
‫و همزمان نیروهای زمینی رو هم میاریم.

00:49:42.140 --> 00:49:44.560
‫و خب، این چیزی بود که ما فکر می‌کردیم
‫قراره نقشه باشه.

00:49:46.100 --> 00:49:48.230
‫ژنرال ماتیس تو قندهار

00:49:48.230 --> 00:49:50.730
‫با تفنگداران دریایی،
‫می‌تونستن اعزام بشن...

00:49:52.360 --> 00:49:54.440
‫اونا فقط مایل به انجام این کار نبودن.

00:49:54.440 --> 00:49:56.860
‫فقط یه بی‌میلی فوق‌العاده‌ای وجود داشت

00:49:56.860 --> 00:49:59.530
‫برای اعزام نیروهای نظامی آمریکا.

00:49:59.530 --> 00:50:02.540
‫پس راه‌حلشون فقط بمباران اونجا بود.

00:50:02.540 --> 00:50:04.790
‫بدون نیروی زمینی،
‫ما بمباران می‌کنیم.

00:50:04.790 --> 00:50:08.500
‫همه‌مون با کاری که اونا می‌کردن،
‫موافق نبودیم.

00:50:09.000 --> 00:50:12.170
‫ولی وقتی دستورات از رئیس جمهور میاد،
‫من چیکار باید بکنم؟

00:53:46.430 --> 00:53:48.720
‫نزدیک ۸۰۰ تا هستیم.

00:53:50.350 --> 00:53:52.970
‫تعداد ساختمان‌ها و سازه‌های تخریب شده.

00:53:52.970 --> 00:53:55.520
‫الان میدونیم اسامه بن لادن زنده‌ست.

00:53:55.520 --> 00:53:57.690
‫تحت تعقیب‌ترین فرد دنیا هنوز بیرونه.

00:53:57.690 --> 00:54:00.310
‫آخرین چیزی که دولت می‌خواست ببینه.

00:54:00.320 --> 00:54:02.820
‫وقتی بن لادن افغانستان رو ترک کرد،

00:54:03.400 --> 00:54:04.690
‫می‌تونست هر جایی بره.

00:54:05.490 --> 00:54:07.320
‫و حالا داره چیکار می‌کنه؟

00:54:11.620 --> 00:54:13.490
‫حمله مرگبار تو بالی.

00:54:13.500 --> 00:54:15.750
‫بن لادن خودش رو فرانشیز کرد.

00:54:15.750 --> 00:54:18.250
‫شعبه‌های القاعده همه جا بودن.

00:54:18.250 --> 00:54:21.800
‫بن لادن دنبال این بود که
‫ "۱۱ سپتامبر بعدیم چیه؟"

00:54:22.960 --> 00:54:25.760
‫قابلیت‌های القاعده دارن برمی‌گردن.

00:54:25.760 --> 00:54:29.550
‫به مردم آمریکا میگم که،

00:54:29.550 --> 00:54:32.760
‫ان‌شاءالله به کشتن
‫شما ادامه خواهیم داد،

00:54:32.760 --> 00:54:35.930
‫و به عملیات‌های شهادت‌طلبانه
‫ادامه خواهیم داد.

00:54:37.000 --> 00:54:42.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.