﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:25.710 --> 00:01:29.450
‫قسمت بیست و سوم: آنه به
‫مهمانی چای دعوت می‌شود.

00:01:50.970 --> 00:01:52.150
‫ممنونم آقا.

00:02:01.210 --> 00:02:03.550
‫ظهر بخیر، روزنامه من اومده؟

00:02:03.990 --> 00:02:07.650
‫آره. "فمیلی هرالد" داخله.

00:02:07.820 --> 00:02:08.600
‫ممنونم.

00:02:24.840 --> 00:02:26.270
‫برای منه!

00:02:27.910 --> 00:02:29.600
‫چیزی شده؟

00:02:33.490 --> 00:02:35.900
‫مهمانی چای!

00:02:41.960 --> 00:02:43.250
‫ممنونم آقا!

00:02:58.980 --> 00:03:07.520
‫آنه همانند یک نسیم دلنواز که در یک غروب
‫ملایم ماه آگوست می‌وزد، مسیر خانه را طی کرد.

00:03:11.560 --> 00:03:12.760
‫ماریلا!

00:03:13.870 --> 00:03:16.360
‫ماریلا! خبر مهم!

00:03:16.640 --> 00:03:18.920
‫چی شده؟ این قیافه برای چیه؟

00:03:18.920 --> 00:03:21.460
‫دوباره یه الهه جدید کشف کردی؟

00:03:21.460 --> 00:03:24.310
‫نه ام می‌تونی حدس بزنی؟

00:03:24.310 --> 00:03:25.470
‫نمی‌دونم.

00:03:25.470 --> 00:03:28.130
‫فردا عصر خانم آلان من
‫رو به مهمونی دعوت کرده.

00:03:28.130 --> 00:03:31.780
‫خانم آلان تو اداره
‫پست برام نامه گذاشته.

00:03:31.780 --> 00:03:33.380
‫اینو ببین.

00:03:35.190 --> 00:03:38.280
‫"خانم آنشرلی از گرین‌گیبلز"

00:03:38.280 --> 00:03:42.630
‫اولین باره که "خانم" صدام
‫می‌زنن. واقعا هیجان‌زده‌ام!

00:03:43.210 --> 00:03:47.770
‫تا ابد بعنوان یکی از بهترین
‫لحظه‌هام، به یادش خواهم موند.

00:03:48.310 --> 00:03:49.830
‫خانم آلان بهم گفت

00:03:49.830 --> 00:03:54.780
‫که قصد داره تمام دختران مدرسه‌ یک‌شنبه‌ها
‫رو درعوض مهمانی‌ها، به مهمانی دعوت کنه.

00:03:54.780 --> 00:03:58.180
‫به عبارت دیگه،
‫فردا نوبت توست، آنه.

00:03:58.180 --> 00:03:59.740
‫اما ماریلا...

00:04:05.460 --> 00:04:09.030
‫اما اولین کسی که من رو
‫"خانم" خطاب کرد، خانم آلانه.

00:04:09.030 --> 00:04:10.970
‫پس دعوت خانم آلان—

00:04:10.510 --> 00:04:13.620
‫نیازی نیست که اینقدر شلوغش کنی.

00:04:13.620 --> 00:04:18.360
‫بهتره که یاد بگیری
‫آرامش خودت رو حفظ کنی.

00:04:18.360 --> 00:04:20.240
‫آرامشم رو حفظ کنم ماریلا؟

00:04:20.240 --> 00:04:23.160
‫چطوری می‌تونم بعد از چنین
‫چیزی، آرامشم رو حفظ کنم؟

00:04:23.860 --> 00:04:27.340
‫خانم آلان من رو به
‫مهمونی دعوت کرده!

00:04:32.400 --> 00:04:35.210
‫کجا داری میری؟
‫باید غذا رو آماده کنیم.

00:04:35.350 --> 00:04:36.880
‫می‌خوام نامه رو
‫به ماتیو نشون بدم.

00:04:52.650 --> 00:04:54.760
‫ماتیو عجب باد پرقدرتیه!

00:04:55.650 --> 00:05:00.300
‫درسته، اگه همینطوری پیش
‫بره، فردا حتما بارون می‌باره.

00:05:00.850 --> 00:05:01.840
‫بارون؟
‫جدی ماتیو؟

00:05:03.190 --> 00:05:08.870
‫همینطوره. بادی که به شمال
‫شرقی بورزد، اغلب با بارون همراهه.

00:05:08.870 --> 00:05:12.600
‫اما! دقیقا روزی که دعوت شدم!

00:05:13.900 --> 00:05:16.840
‫ماتیو تا حالا پیش‌بینی
‫آب و هوات اشتباه شده؟

00:05:16.840 --> 00:05:20.980
‫خب... اغلب درست در میاد.

00:05:22.500 --> 00:05:23.860
‫من باید چیکار کنم؟

00:05:26.550 --> 00:05:27.980
‫چی شده آنه؟

00:05:28.430 --> 00:05:29.170
‫آنه؟

00:05:30.470 --> 00:05:32.160
‫چی شده برادر؟

00:05:32.380 --> 00:05:36.830
‫من نمی‌دونم.

00:05:37.250 --> 00:05:40.990
‫فقط گفتم فردا بارونیه.

00:05:42.710 --> 00:05:47.850
‫واقعا نیازه که یاد بگیره
‫آرامشش رو حفظ کنه.

00:05:49.710 --> 00:05:55.360
‫آن‌شب، آنه ساکت و
‫ماتم‌زده به تخت رفت.

00:05:58.700 --> 00:05:59.830
‫بارونه؟

00:06:10.750 --> 00:06:13.000
‫همه چیز تمومه.

00:06:14.230 --> 00:06:19.420
‫اگه قراره فردا بارون بیاد،
‫اینکه فردا هرگز نرسه بهتره.

00:06:24.740 --> 00:06:29.560
‫سروصدای برگهای درختان
‫اطراف خانه، آنه را نگران می‌کرد.

00:06:29.560 --> 00:06:32.700
‫زیرا که مشابه صدای باران بود.

00:06:32.700 --> 00:06:38.330
‫و فریاد دوردست خلیج،
‫نوید یک طوفان را می‌داد.

00:06:46.060 --> 00:06:50.310
‫اما صبح، علی‌رغم پیش‌بینی ماتیو

00:06:50.320 --> 00:06:54.630
‫آفتابی بود و آنه هم
‫به آسمان‌ها پرواز کرد.

00:07:06.360 --> 00:07:08.360
‫چه صبح زیبایی!

00:07:20.620 --> 00:07:21.290
‫ماتیو!
‫ماتیو!

00:07:24.310 --> 00:07:27.110
‫ماتیو! آب و هوای امروز رو دیدی؟

00:07:27.560 --> 00:07:30.890
‫درسته، خیلی بهتر شده.

00:07:30.890 --> 00:07:33.010
‫همینطوره، منم دیدمش ماتیو!

00:07:33.250 --> 00:07:38.570
‫خورشید صبحگاهی از
‫پشت ابرها داره می‌تابه.

00:07:39.140 --> 00:07:43.280
‫انگار... انگار که خندانه.

00:07:44.150 --> 00:07:46.840
‫آخه دیروز باهام شوخی کرده.

00:07:47.200 --> 00:07:51.320
‫اما ماتیو، خورشید خجالتیه
‫و عذرخواهی نمی‌کنه.

00:07:51.450 --> 00:07:56.780
‫فقط بهم نگاه می‌کنه
‫و چشمک می‌زنه.

00:07:57.000 --> 00:08:01.860
‫همینطوره آنه. خوشحالم که
‫پیش‌بینی من اشتباه از آب دراومده.

00:08:01.860 --> 00:08:05.120
‫ماتیو یعنی پیش‌بینی‌های
‫تو همیشه درست نیست؟

00:08:09.460 --> 00:08:10.940
‫اما چه خوب!

00:08:10.940 --> 00:08:14.510
‫همینطوره. پیش‌بینی
‫من همیشه درست نیست.

00:08:28.070 --> 00:08:32.860
‫ماریلا، امروز چیزی در من وجود داره
‫که دوست دارم به همه چیز عشق بورزم.

00:08:33.110 --> 00:08:36.510
‫حتی نمی‌تونی درک کنی که
‫چقدر امروز احساس خوبی دارم.

00:08:37.580 --> 00:08:39.610
‫اگه همیشه همینطور بود، چی می‌شد؟

00:08:39.610 --> 00:08:43.800
‫اگه هر روز به مهمانی دعوت
‫می‌شدم، فرزند نمونه می‌شدم.

00:08:43.800 --> 00:08:47.030
‫نیازی به نمونه بودن
‫نیست، ظرفهارو نشکونی.

00:08:48.350 --> 00:08:52.120
‫اما ماریلا، مهمانی
‫موقعیت بدی هم هست.

00:08:52.380 --> 00:08:53.910
‫خیلی مضطربم.

00:08:54.140 --> 00:08:56.600
‫اگه درست رفتار نکنم چی؟

00:08:57.670 --> 00:09:00.810
‫اولین باریه که به خونه‌ی یکی
‫دیگه برای چای دعوت می‌شم

00:09:00.810 --> 00:09:04.200
‫و مطمئن نیستم که تمام آداب
‫و رسوم درست رو بدونم.

00:09:04.200 --> 00:09:06.550
‫درمورد چنین آدابی و رسومی

00:09:06.550 --> 00:09:09.680
‫توی بخش آداب و رسوم
‫"فمیلی هرالد" هر روز می‌خونم...

00:09:09.940 --> 00:09:15.710
‫اما نگرانم که نکنه
‫اشتباهی مرتکب بشم.

00:09:15.730 --> 00:09:17.320
‫آب‌گرم حاضر شده.

00:09:18.830 --> 00:09:19.990
‫باشه ممنون.

00:09:27.720 --> 00:09:28.800
‫ماریلا
‫این مودبانه است

00:09:30.220 --> 00:09:33.030
‫که اگه از همه چیز
‫خوشت اومده، بازم بخوای؟

00:09:34.660 --> 00:09:40.510
‫مشکل تو همینه آنه؛ تنها چیزی
‫که بهش فکر می‌کنی فقط خودتی.

00:09:42.550 --> 00:09:50.870
‫تو باید به خانم آلان و اینکه
‫چی برای اون بهتره فکر کنی.

00:09:52.490 --> 00:09:54.270
‫درست میگی.

00:09:57.540 --> 00:10:00.680
‫ماریلا. سعی می‌کنم که
‫اصلا به خودم فکر نکنم.

00:10:00.680 --> 00:10:04.170
‫فقط به اینکه چی خانم آلان
‫رو خوشحال می‌کنه فکر می‌کنم.

00:10:35.600 --> 00:10:37.680
‫مثل جواهرن.

00:11:16.060 --> 00:11:19.530
‫چه بزرگ. انگار توت‌فرنگیه.

00:11:41.550 --> 00:11:43.390
‫عوضش الان جمع‌آوری راحت‌تره.

00:12:00.340 --> 00:12:06.400
‫حالا متوجه می‌شم که ادی ویلز توی داستان
‫عاشقانه چطوری برای احساساتش تلاش کرد.

00:12:06.660 --> 00:12:09.860
‫و اینکه وقتی توی آب افتادم...

00:12:09.070 --> 00:12:13.380
‫بیخیال این. عجله
‫کن و لباس عوض کن.

00:12:13.780 --> 00:12:16.310
‫هنوز داری چکه می‌کنی.

00:12:18.350 --> 00:12:19.540
‫باشه ماریلا.

00:12:19.770 --> 00:12:22.710
‫اما مطمئنم که خانم
‫آلان ازشون خوشش میاد

00:12:22.820 --> 00:12:25.460
‫آخه همشون درشت و بزرگن. نگاه.

00:12:25.460 --> 00:12:26.460
‫آنه!

00:12:38.140 --> 00:12:39.390
‫عصر آن‌روز...

00:12:39.790 --> 00:12:45.010
‫آنه به خانه کشیش رفت و
‫تمشک‌های وحشی رو با خودش برد.

00:13:10.210 --> 00:13:13.010
‫انگار که توی دلم،
‫طبل دارن می‌زنن.

00:13:13.470 --> 00:13:15.300
‫ضربان قلب آنشرلی.

00:13:15.300 --> 00:13:18.610
‫گوش کن. مهم نیست که خانم
‫آلان چقدر زیبا خواهد بود...

00:13:18.860 --> 00:13:22.520
‫مهم نیست که چای چقدر
‫خوشمزه خواهد بود...

00:13:23.020 --> 00:13:25.420
‫هرگز من رو وادار به
‫تصمیم احساسی نکنی!

00:13:33.910 --> 00:13:36.980
‫آنشرلی؟ بفرما. بیا داخل.

00:13:40.770 --> 00:13:42.300
‫چی شده آنه؟

00:13:49.470 --> 00:13:54.210
‫ظهربخیر خانم آلان. از اینکه امروز من
‫رو اینجا دعوت کردید، از شما سپاسگزارم.

00:13:54.900 --> 00:13:58.980
‫به موقع اومدی.
‫دیگه داشتم میو‌مدم...

00:13:59.110 --> 00:14:02.910
‫درتلاش بودم تا
‫آرامشم رو حفظ کنم.

00:14:02.910 --> 00:14:03.910
‫بخاطر همین...

00:14:04.930 --> 00:14:07.150
‫پس بخاطر همینم
‫اونجا ایستاده بودی.

00:14:07.150 --> 00:14:10.720
‫خب، بفرمایید داخل،
‫خانم آنه شرلی.

00:14:11.140 --> 00:14:12.810
‫خانم آنه شرلی...

00:14:30.510 --> 00:14:32.710
‫در خانه کشیش، دختر دیگری
‫هم برای مهمانی حضور داشت.

00:14:33.010 --> 00:14:35.550
‫از مدرسه‌یکشنبه‌های
‫وایت سندز آمده بود.

00:14:35.550 --> 00:14:39.780
‫نام او لورتا بردلی و
‫دختری هم‌سن آنه بود.

00:14:43.880 --> 00:14:45.710
‫من اینهارو برای شما آوردم.

00:14:45.950 --> 00:14:47.660
‫ای‌وای، تمشک وحشی؟

00:14:49.870 --> 00:14:51.930
‫چه بزرگ و زیادن!

00:14:53.170 --> 00:14:54.600
‫ممنونم آنشرلی.

00:14:54.900 --> 00:14:56.570
‫جمع‌آوریشون حتما سخت بوده.

00:14:57.150 --> 00:14:58.080
‫نه.

00:14:59.250 --> 00:15:02.770
‫اما وقتی که خواستم چندتاشونو
‫بچینم، توی رودخونه افتادم.

00:15:03.250 --> 00:15:04.570
‫تو رودخونه افتادی؟
‫بله.

00:15:05.390 --> 00:15:09.100
‫من آروم و قرار ندارم. همیشه
‫هم خانم ماریلا همین رو بهم میگه.

00:15:10.410 --> 00:15:14.260
‫وقتی که هم‌سن تو بودم، مادر
‫منم همیشه همین رو می‌گفت.

00:15:15.070 --> 00:15:16.770
‫واقعا خانم آلان؟

00:15:16.770 --> 00:15:18.030
‫بله.

00:15:18.360 --> 00:15:19.970
‫خب، آسیب که ندیدی؟

00:15:20.090 --> 00:15:22.010
‫نه، همونطور که
‫می‌بینید کاملا سالمم.

00:15:22.880 --> 00:15:26.500
‫خب، جفتتون بنشینید،
‫الان چای رو میارم.

00:15:29.380 --> 00:15:33.430
‫با لبخند گرم خانم آلان،
‫آنه دیگر مضطرب نبود.

00:15:33.750 --> 00:15:36.370
‫قلبش از سینه‌اش بیرون نیامد

00:15:36.370 --> 00:15:42.450
‫و اولین مهمانی چای او، درست
‫همانند تصورات "خانم آنه شرلی" بود.

00:15:44.110 --> 00:15:47.110
‫تمشک‌های وحشی آنه
‫روی میز قرار گرفته بودن

00:15:47.110 --> 00:15:51.990
‫و هنگام صرف چای، او
‫بسیار مفتخر و شاد بود.

00:16:55.040 --> 00:16:56.580
‫سلام، خوش اومدی آنه.

00:16:57.850 --> 00:17:00.660
‫از دعوت شما ممنونم، جناب کشیش.

00:17:01.350 --> 00:17:03.360
‫صدای زیبایی داری.

00:17:03.710 --> 00:17:06.050
‫صدای آنه بسیار خوبه.

00:17:06.560 --> 00:17:09.100
‫بنظرت به گروه کر مدرسه
‫یکشنبه‌ها دعوتش کنیم؟

00:17:10.410 --> 00:17:14.330
‫حالا که حرفش شد، دوستت دایانا باری
‫هم توی گروه کر آواز می‌خونه، مگه نه؟

00:17:14.330 --> 00:17:16.990
‫بله. صدای دایانا
‫همانند فرشته‌هاست.

00:17:17.360 --> 00:17:21.300
‫آه، خانم آلان من خیلی وقته
‫که دوست دارم آواز بخونم

00:17:21.430 --> 00:17:24.230
‫اما می‌ترسیدم که برای
‫من، امری محال باشه.

00:17:24.990 --> 00:17:28.040
‫نگران نباش. مگه نه لورتا؟

00:17:28.280 --> 00:17:30.520
‫بله، صدای زیباییه.

00:17:31.640 --> 00:17:33.070
‫ممنونم لورتا.

00:17:35.640 --> 00:17:36.870
‫خب لورتا.

00:17:37.140 --> 00:17:39.160
‫متاسفم اما وقتشه که بریم خونه.

00:17:39.980 --> 00:17:41.580
‫من لورتا رو به خونه می‌رسونم.

00:17:41.590 --> 00:17:44.200
‫اما چون تو راهت
‫نزدیک‌تره، می‌تونی بازم بمونی.

00:17:58.980 --> 00:18:01.540
‫راستی، آب‌میوه میل داری؟

00:18:01.650 --> 00:18:03.230
‫اگه زحمتی نیست، بله.

00:18:50.370 --> 00:18:52.730
‫ظاهرا از اون تصویر
‫خوشت اومده، آنه.

00:18:55.260 --> 00:18:56.760
‫معذرت. من—

00:18:57.080 --> 00:18:59.650
‫چیزی نیست. هرچقدر
‫که دوست داری نگاهش کن.

00:19:00.540 --> 00:19:04.960
‫تصویری از عیسی(ع)
‫درحال محبت‌ به کودکانه.

00:19:06.990 --> 00:19:12.470
‫من وقتی که این تصویر رو نگاه
‫می‌کنم، زمانی که تنها بودم رو به یاد میارم.

00:19:12.820 --> 00:19:17.590
‫اینکه به این دختری که لباس
‫آبی پوشیده، چقدر شباهت دارم.

00:19:17.720 --> 00:19:20.490
‫نه. اینکه اون خودمم.

00:19:26.030 --> 00:19:27.230
‫آنشرلی...

00:19:27.570 --> 00:19:33.750
‫با نگاه به این تصویر، احساس
‫می‌کنم که این دختر پدر و مادری نداره.

00:19:33.750 --> 00:19:37.570
‫آخه چهره‌ای ناراحت و تنها داره.

00:19:39.250 --> 00:19:41.900
‫اما دوست داره تا مثل
‫بقیه، بهش محبت بشه.

00:19:41.910 --> 00:19:45.570
‫بخاطر همینم خیلی خجالت‌زده،
‫بیرون از جمع منتظره...

00:19:45.570 --> 00:19:50.130
‫به امید اینکه هیچکس جز
‫حضرت، متوجه حضورش نشه.

00:19:53.500 --> 00:19:57.050
‫مطمئنم که اون دختر
‫چنین احساسی داره.

00:19:57.750 --> 00:20:03.460
‫خودم هم وقتی که از خانم ماریلا کات‌برد تقاضا
‫کردم تا در گرین‌گیبلز بمونم، چنین احساسی داشتم.

00:20:04.120 --> 00:20:09.250
‫قلب اون دختر به شدت
‫می‌تپه و احساس سردی می‌کنه.

00:20:10.480 --> 00:20:14.780
‫اون می‌ترسه که ممکنه
‫حضرت متوجهش نشه.

00:20:16.030 --> 00:20:18.700
‫اما ایشون حتما ‌متوجه
‫شده، مگه نه خانم آلان؟

00:20:19.210 --> 00:20:21.530
‫بله، حتما متوجه شدند.

00:20:23.190 --> 00:20:25.480
‫خیلی دوست دارم که تصورش کنم.

00:20:27.150 --> 00:20:33.330
‫هرچندلحظه یه بار یکم نزدیک‌تر
‫میاد تا اینکه بالاخره خیلی نزدیک میشه.

00:20:33.340 --> 00:20:38.220
‫بعد حضرت به او، نگاهی می‌اندازد و
‫دستانش را بری روی سرش قرار می‌دهد

00:20:38.220 --> 00:20:42.340
‫و اون دختر اینقدر خوشحال خوشحال میشه که
‫از شادی می‌لرزه و در پوست خودش نمی‌گنجه.

00:20:45.320 --> 00:20:50.320
‫اما کاش نقاش این تصویر، چهره
‫حضرت رو اینقدر ناراحت نقاشی نمی‌کرد.

00:20:51.870 --> 00:20:56.640
‫باورم نمیشه که حضرت
‫می‌تونه ناراحت باشه

00:20:56.980 --> 00:21:00.530
‫وگرنه بچه‌ها از ایشون می‌ترسیدن.

00:21:04.950 --> 00:21:12.070
‫آنشرلی، اگه دوست داری، می‌خوای
‫که بازهم از گذشته‌ات برای من بگی؟

00:21:12.610 --> 00:21:13.940
‫خانم آلان...

00:21:35.470 --> 00:21:36.430
‫ماریلا!

00:21:37.240 --> 00:21:42.220
‫ماریلا، حدسشم نمی‌زنی
‫که چقدر خوش گذشت!

00:21:42.220 --> 00:21:45.120
‫احساس می‌کنم که تا
‫الان بیهوده زندگی‌ نکردم.

00:21:47.290 --> 00:21:52.560
‫همیشه باید چنین حسی داشته باشم،
‫حتی اگه دیگه به اونجا دعوت نشم.

00:21:54.790 --> 00:22:00.060
‫ماریلا وقتی که بزرگ شدم،
‫دوست دارم همسر یه کشیش بشم.

00:22:01.330 --> 00:22:04.970
‫اگه کشیش باشه، موهای
‫قرمز من براش مهم نیست

00:22:04.970 --> 00:22:08.480
‫چون به چیزهای مادی
‫و دنیوی، فکر نمی‌کنه.

00:22:09.470 --> 00:22:14.100
‫اما برای چنین هدفی، باید با
‫ذات خوب بدنیا اومده باشی.

00:22:14.540 --> 00:22:16.430
‫و متاسفانه فکر نکنم
‫برای من ممکن باشه.

00:22:17.720 --> 00:22:19.580
‫سنگینی.

00:22:21.640 --> 00:22:28.610
‫بعدش ماریلا، لورتا رفت خونه و من
‫و خانم آلان حسابی باهم صحبت کردیم.

00:22:29.480 --> 00:22:31.300
‫همه چیز رو بهش گفتم.

00:22:33.860 --> 00:22:38.090
‫خانم توماس و دوقلوها،
‫کیتی‌ موریس و ویولتا .

00:22:38.300 --> 00:22:41.890
‫و اینکه چطور به‌ گرین‌گیبلز
‫اومدم و مشکلات زمین‌شناسیم.

00:22:42.230 --> 00:22:45.730
‫خانم آلان حتما از
‫گوش دادن خسته شده.

00:22:45.730 --> 00:22:47.820
‫راستی ماریلت باورت میشه؟

00:22:47.990 --> 00:22:52.210
‫خانم آلان بهم گفته که خودشم
‫توی زمین‌شناسی مشکل داشته.

00:22:52.510 --> 00:22:55.180
‫باورت نمیشه که چقدر روحیه گرفتم.

00:22:55.500 --> 00:22:57.050
‫ماریلا! ماریلا!

00:22:57.140 --> 00:22:58.820
‫باورت نمیشه که چی شنیدم!

00:22:59.000 --> 00:23:00.430
‫خبرای مهم!

00:23:00.800 --> 00:23:02.700
‫چی شده ریچل؟

00:23:02.840 --> 00:23:04.560
‫غافلگیر نشو ماریلا.

00:23:04.560 --> 00:23:10.710
‫مسئولین یه معلم جدید استخدام
‫کردن. و تازه یه معلم زن.

00:23:11.120 --> 00:23:13.880
‫چه خوب! حسم درست بود!

00:23:14.290 --> 00:23:17.100
‫پس از این به بعد
‫معلم زن دارم....

00:23:17.270 --> 00:23:19.500
‫معلم چطوریه؟ جوونه؟

00:23:19.500 --> 00:23:21.860
‫بحث سن و سال نیست.

00:23:21.860 --> 00:23:26.550
‫اوونلی هرگز معلم زن نداشته.

00:23:26.890 --> 00:23:30.400
‫چنین چیزی خیلی خبر بدیه، ماریلا.

00:23:31.280 --> 00:23:34.730
‫اما به نظر من
‫معلم زن خیلیم خوبه.

00:23:34.970 --> 00:23:37.170
‫خب خاله، اسم معلم رو می‌دونی؟

00:23:37.240 --> 00:23:41.710
‫اگه اشتباه نکنم...
‫خانم موریل استیسی.

00:23:42.140 --> 00:23:44.420
‫خانم موریل استیسی.

00:23:45.280 --> 00:23:47.760
‫چه اسم دوست‌داشتنی‌ای.

00:23:49.000 --> 00:23:52.570
‫حتما مثل خانم آلان،
‫معلم زیبا و مهربونیه.

00:23:52.570 --> 00:23:54.960
‫امیدوارم هرچه زودتر از راه برسه.

00:23:56.090 --> 00:23:57.920
‫کاش سپتامبر زودتر برسه.

00:23:59.130 --> 00:24:01.300
‫خاله، بابت خبرهای
‫خوب ازت ممنونم.

00:24:03.700 --> 00:24:05.610
‫سطل رو فراموش کردی!

00:24:10.220 --> 00:24:12.610
‫آنه واقعا خوشحال بود.

00:24:12.630 --> 00:24:18.230
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:18.250 --> 00:24:23.610
‫بعد از اینکه جوزی پای او را به چالش می‌کشد،
‫آنه عزمش را جمع می‌کند تا روی سقف راه برود.

00:24:23.790 --> 00:24:26.490
‫قسمت بعد:

00:24:26.670 --> 00:24:28.400
‫امر شرافت

00:24:28.440 --> 00:24:29.490
‫☆پایان این قسمت☆

00:24:29.510 --> 00:24:49.510
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.