﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:25.480 --> 00:01:29.480
‫قسمت بیست و چهارم: امر شرافت.

00:01:33.750 --> 00:01:34.950
‫صبر کنین!

00:01:35.030 --> 00:01:37.740
‫من علیه جرعت بازی کردن نیستم اما نباید چیز خطرناکی شرط بشه. (بازی‌ای
‫مانند جرعت و حقیقت با این تفاوت که در آن فقط چالش‌های جرعت داده می‌شود.)

00:01:37.740 --> 00:01:39.070
‫نگران نباش دایانا.

00:01:39.310 --> 00:01:42.110
‫این بازی که فقط مخصوص پسرا نیست.

00:01:42.170 --> 00:01:43.330
‫راست می‌گه.

00:01:43.450 --> 00:01:47.840
‫آره. دیروز من برادرم رو
‫تو پریدن از رودخونه بردم.

00:01:47.840 --> 00:01:49.780
‫پریدن از رودخونه؟ جدی می‌گی؟

00:01:49.780 --> 00:01:51.600
‫شگفت‌انگیزه!

00:01:52.420 --> 00:01:55.920
‫خب پس رابی گیلیز،
‫چالش من رو قبول می‌کنی؟

00:01:56.090 --> 00:01:59.330
‫آره سوفا سلون،
‫البته که قبول می‌کنم.

00:01:59.550 --> 00:02:01.050
‫حالا چالشت چی هست؟

00:02:01.050 --> 00:02:03.230
‫خب... بذار ببینم...

00:02:03.890 --> 00:02:06.520
‫همین خوبه. از اون درخت برو بالا.

00:02:06.520 --> 00:02:08.910
‫به بزرگ‌ترین شاخه‌اش باید برسی.

00:02:10.280 --> 00:02:11.880
‫کاری نداره.

00:02:13.450 --> 00:02:16.190
‫اون درخت پر از
‫کرم‌های چاق و سبزه.

00:02:16.580 --> 00:02:18.560
‫واقعا؟ داره راست می‌گه دایانا؟

00:02:18.800 --> 00:02:20.120
‫آره، همینطوره که می‌گه.

00:02:20.600 --> 00:02:21.400
‫خب...

00:02:21.400 --> 00:02:25.440
‫می‌خوای به خاطر کرم‌ها
‫چالش من رو رد کنی؟

00:02:25.440 --> 00:02:26.980
‫باشه پس، تمومه.

00:02:27.440 --> 00:02:30.730
‫نه انجامش می‌دم، به
‫خاطر کرم‌ها نمی‌بازم.

00:02:33.030 --> 00:02:34.160
‫مطمئنی رابی؟
‫بشینین و نگاه کنین.

00:02:38.900 --> 00:02:44.270
‫یک هفته بعد از مهمانی چای در خانه،
‫دایانا باری نیز مهمانی دیگری تدارک دید.

00:02:44.560 --> 00:02:50.270
‫آن‌ها روز خوبی داشتند و اتفاق بدی
‫نیافتاد، البته تا بعد از خوردن چای.

00:02:50.270 --> 00:02:57.580
‫جرعت بازی‌ای بود که فقط
‫همان اواخر در اوونلی مد شده بود.

00:02:58.320 --> 00:03:00.210
‫موفق شدی، رابی!

00:03:01.430 --> 00:03:02.690
‫اون واقعا انجامش داد!

00:03:04.130 --> 00:03:05.330
‫رابی گیلیز!

00:03:05.760 --> 00:03:08.350
‫من سوفا سلون، اعتراف
‫می‌کنم که شکست خوردم.

00:03:08.430 --> 00:03:11.960
‫بهتره سریع‌تر بیای پایین و گرنه
‫سر و کله‌ی کرم‌ها پیدا می‌شه.

00:03:15.200 --> 00:03:17.330
‫همه می‌تونن از یه درخت بالا برن.

00:03:18.430 --> 00:03:25.690
‫بعد از اون نوبت جوشی پای رسید تا جین اندروز را
‫به والش، پریدن با یک پا به دور باغچه دعوت کند.

00:03:25.690 --> 00:03:30.710
‫این پرش بدون توقف و بدون زمین
‫گذاشت پای راست باید انجام شود.

00:03:31.190 --> 00:03:36.560
‫جین اندروز به آرامی سعی در
‫انجامش داشت که در پیچ سوم کم آورد.

00:03:40.720 --> 00:03:41.680
‫نمی‌تونم.

00:03:41.680 --> 00:03:45.960
‫خیلی سریع کم آوردی،
‫خیلی ضعیفی، جین.

00:03:46.310 --> 00:03:48.530
‫بجنب، اعتراف کن که باختی.

00:03:49.040 --> 00:03:51.810
‫که اینطور جوشی، تو
‫چال شمن رو قبول می‌کنی؟

00:03:51.810 --> 00:03:54.920
‫البته که می‌کنم، آنه شرلی.

00:04:00.270 --> 00:04:02.080
‫جوشی پای

00:04:02.080 --> 00:04:05.650
‫روی نرده‌ها تا جایی
‫که من هستم قدم بزن.

00:04:10.770 --> 00:04:15.950
‫آنه به یاد آورد که جوشی
‫پای تعادل فوق‌العاده‌ای دارد

00:04:16.120 --> 00:04:19.550
‫و از چالشش پشیمان شد
‫اما کاری نمی‌توانست بکند.

00:04:21.250 --> 00:04:22.800
‫این خیلی آسون بود دیگه.

00:04:27.960 --> 00:04:29.130
‫آنه شرلی‌...

00:04:29.740 --> 00:04:32.150
‫به شکستت اعتراف می‌کنی؟

00:04:32.180 --> 00:04:37.040
‫اما جوشی، من فکر نمی‌کنم راه رفتن
‫رو همچین نرده‌ی پهنی کار سختی باشه.

00:04:37.050 --> 00:04:40.390
‫من دختری رو تو مریزویل می‌شناسم
‫که می‌تونه رو ناودونی خونه‌ها راه بره.

00:04:40.390 --> 00:04:41.560
‫دروغ می‌گی.

00:04:41.940 --> 00:04:44.930
‫من باور نمی‌کنم کسی بتونه
‫روی ناودونی خونه راه بره.

00:04:44.930 --> 00:04:47.490
‫به هر حال تو که نمی‌تونی.

00:04:47.490 --> 00:04:49.100
‫کی گفته؟!

00:04:49.650 --> 00:04:51.560
‫خب پس چالش من
‫اینه که انجامش بدی.

00:04:51.560 --> 00:04:55.280
‫بهم نشون بده که می‌تونی روی
‫ناودونی آشپزخونه‌ی آقای باری راه بری‌.

00:04:55.560 --> 00:04:58.450
‫چی شده مگه نگفتی
‫می‌تونی انجامش بدی؟

00:04:58.450 --> 00:05:00.040
‫بجنب، چالش من اینه.

00:05:00.040 --> 00:05:01.020
‫این نامردیه!
‫زیاد از حده!

00:05:10.630 --> 00:05:11.990
‫خیلی خب، جوشی پای.

00:05:12.500 --> 00:05:15.080
‫من، آنه شرلی،
‫چالشت رو قبول می‌کنم.

00:05:15.330 --> 00:05:16.470
‫آنه!

00:05:19.050 --> 00:05:22.420
‫لازم نیست انجامش بدی آنه.
‫می‌افتی و خودت رو کشتن می‌دی.

00:05:22.420 --> 00:05:24.980
‫آره! به جوشی پای اهمیت نده.

00:05:24.980 --> 00:05:27.460
‫درسته این دیگه
‫بازی نیست خطرناکه!

00:05:27.460 --> 00:05:29.260
‫نه باید انجامش بدم.

00:05:29.620 --> 00:05:31.540
‫شرافتم در میونه.

00:05:31.540 --> 00:05:33.010
‫نکن احمق.

00:05:33.220 --> 00:05:37.870
‫من یا روی اون ناودونی قدم می‌زنم
‫یا در حین انجامش می‌میرم دایانا.

00:05:38.290 --> 00:05:41.920
‫اگه کشته بشم، حلقه‌ی
‫مرواریدم برای تو می‌شه.

00:05:42.430 --> 00:05:43.280
‫آنه!

00:05:44.400 --> 00:05:46.300
‫جوشی! چالشت رو پس بگیر.

00:05:46.300 --> 00:05:49.080
‫نگران نباشین، اون
‫جرعتش رو نداره.

00:05:49.140 --> 00:05:52.950
‫فقط تظاهر می‌کنه که می‌خواد
‫انجامش بده، نصفه کاره رهاش می‌کنه.

00:05:53.540 --> 00:05:54.370
‫آنه!

00:06:01.300 --> 00:06:02.190
‫خدایا!

00:06:08.440 --> 00:06:09.900
‫آنه! بیخیالش شو!

00:06:27.300 --> 00:06:28.730
‫خدای من!

00:06:30.310 --> 00:06:32.020
‫من نمی‌ترسم! من نمی‌ترسم!

00:06:34.010 --> 00:06:37.220
‫من نمی‌ترسم! من
‫نمی‌ترسم! چرا باید بترسم؟

00:06:56.340 --> 00:06:57.980
‫آنه! آنه!

00:07:10.540 --> 00:07:11.130
‫آنه!

00:07:12.900 --> 00:07:14.160
‫آنه! آنه!

00:07:19.440 --> 00:07:20.810
‫چی شده رابی؟

00:07:25.910 --> 00:07:27.490
‫آنه، زنده‌ای؟

00:07:27.650 --> 00:07:31.020
‫آنه، با من حرف بزن!

00:07:31.140 --> 00:07:33.230
‫بهم بگو که زنده‌ای!

00:07:34.500 --> 00:07:35.580
‫آنه!

00:07:46.030 --> 00:07:47.590
‫آنه، زنده‌ای؟

00:07:48.370 --> 00:07:49.270
‫دایانا...
‫آنه!

00:07:50.700 --> 00:07:52.480
‫نمردم.

00:07:52.910 --> 00:07:55.310
‫اما فکر کنم بی‌هوش شدم.

00:07:55.310 --> 00:07:57.700
‫کجا، کجا، آنه؟

00:07:57.700 --> 00:07:59.010
‫آنه! چی شده؟

00:08:00.820 --> 00:08:01.580
‫درد می‌کنه...
‫کجات آسیب دیده؟

00:08:03.940 --> 00:08:05.130
‫مچ پام...

00:08:09.700 --> 00:08:12.230
‫دایانا به پدرت سریع خبر بده.

00:08:12.400 --> 00:08:13.130
‫بله!

00:08:14.360 --> 00:08:16.530
‫پدر! پدر!

00:08:28.160 --> 00:08:29.830
‫آنه، حالت خوبه؟

00:08:30.300 --> 00:08:31.500
‫آنه بیچاره.

00:08:33.000 --> 00:08:34.170
‫درد می‌کنه؟

00:08:34.460 --> 00:08:36.000
‫خدایا.

00:08:53.610 --> 00:08:56.310
‫آقای باری اون چش شده؟

00:08:57.370 --> 00:08:59.250
‫خب خانم کات‌برد.

00:09:00.000 --> 00:09:02.220
‫لازم نیست بترسین خانم کات‌برد.

00:09:02.350 --> 00:09:07.070
‫داشتم روی ناودونی راه
‫می‌رفتم که افتادم و پام پیچ خورد.

00:09:07.340 --> 00:09:08.630
‫ناودونی؟

00:09:08.890 --> 00:09:10.050
‫اما ماریلا

00:09:10.300 --> 00:09:12.960
‫شاید گردنم رو شکسته باشم.

00:09:13.220 --> 00:09:15.200
‫بیا به نیمه‌ی پر
‫لیوان نگاه کنیم.

00:09:15.200 --> 00:09:18.670
‫آنه! باید می‌دونستم یه موقع
‫بالاخره همچین کاری می‌کنی

00:09:18.670 --> 00:09:20.290
‫وقتی اجازه دادم
‫به این مهمونی بری.

00:09:20.750 --> 00:09:24.710
‫لطفا بیارینش داخل آقای باری،
‫به ماتیو می‌گم که دکتر خبر کنه.

00:09:27.410 --> 00:09:30.060
‫خدایا خودت رحم کن، بی‌هوش شده!

00:09:43.300 --> 00:09:46.810
‫ماتیو که با عجله از مزرعه آمد

00:09:46.980 --> 00:09:49.660
‫مستقیما برای آوردن دکتر
‫از کارمودی فرستاده شد.

00:09:50.170 --> 00:09:56.700
‫همانطور که دکتر کارش را می‌کرد،
‫ماتیو پایین پله‌ها به شدت نگران بود.

00:09:58.890 --> 00:10:01.100
‫ترس ماتیو به
‫واقعیت تبدیل شده بود.

00:10:01.700 --> 00:10:07.630
‫مصدومیت آنه بیش از چیزی بود که
‫فکر می‌کردند. مچ پای او شکسته بود.

00:10:07.890 --> 00:10:11.910
‫حداقل شش هفته برای
‫بهبودی نیاز داشت.

00:10:28.800 --> 00:10:33.700
‫وقتی ماریلا به گیبل شرقی رفت، دختری
‫با چهره‌ای رنگ پریده دید که دراز کشیده بود

00:10:33.950 --> 00:10:36.490
‫این، او را به یاد آنه در همان بعدازظهر انداخت
‫که آقای باری، آنه را در آن حال به پیشش آورد

00:10:36.590 --> 00:10:40.380
‫در ترسی لحظه‌ای، قلبش فرو ریخت.

00:10:40.380 --> 00:10:44.330
‫او دریافت که آنه برای
‫او چقدر عزیز شده بود.

00:10:44.720 --> 00:10:46.450
‫او بسیار به آنه وابسته شده بود.

00:10:46.560 --> 00:10:51.620
‫حالا می‌دانست که آنه از هرچیز دیگری
‫روی‌ کره‌ی زمین برایش ارزشمندتر است.

00:10:52.250 --> 00:10:53.130
‫ماریلا.

00:10:53.650 --> 00:10:54.830
‫بیدار شدی؟

00:11:03.580 --> 00:11:07.520
‫دلت برای من نمی‌سوزه ماریلا؟

00:11:09.410 --> 00:11:11.220
‫تقصیر خودت بود.

00:11:11.220 --> 00:11:14.340
‫برای همینه که باید
‫دلت برام بسوزه.

00:11:15.030 --> 00:11:18.950
‫همین فکر که تقصیر خودم
‫بود برام سختش می‌کنه.

00:11:19.410 --> 00:11:24.740
‫اگه می‌تونستم کس دیگه‌ای رو
‫مقصر بدون خیلی راحت‌تر می‌شد.

00:11:25.310 --> 00:11:26.610
‫اما تو اون موقع
‫چیکار می‌کردی ماریلا.

00:11:26.670 --> 00:11:29.820
‫اگه چالش راه رفتن رو
‫ناودونی بهت می‌دادن؟

00:11:30.090 --> 00:11:34.590
‫من همونجایی که بودم می‌ایستادم و اون کسی که
‫به چالش دعوتم کرده رو می‌پروندم بره رد کارش.

00:11:34.850 --> 00:11:36.320
‫این بازیه مزخرف.

00:11:38.800 --> 00:11:42.360
‫اما این به خاطر اینه که تو قدرت
‫زیادی داری ماریلا. من ندارم.

00:11:42.850 --> 00:11:46.610
‫من حس کردم نمی‌تونم مسخره
‫کردن های جوشی پای رو تحمل کنم.

00:11:46.800 --> 00:11:50.260
‫اون این مسئله رو تموم
‫عمرش تو سرم می‌کوبید.

00:11:51.040 --> 00:11:54.710
‫پس به خاطر شرافتت
‫این کار رو کردی.

00:11:55.150 --> 00:11:59.530
‫من فکر می‌کنم به اندازه کافی تنبیه
‫شدم و تو دیگه لازم نیست کاری کنی.

00:12:00.160 --> 00:12:02.530
‫بی‌هوش شدن اصلا چیز خوبی نیست.

00:12:02.620 --> 00:12:08.770
‫و درد پام وقتی دکتر
‫داشت اون رو جا می‌انداخت.

00:12:09.770 --> 00:12:13.930
‫تا شیش یا حتی هفت
‫هفته نمی‌تونم جایی برم.

00:12:13.930 --> 00:12:16.370
‫خانم معلم جدید رو
‫هم از دست می‌دم.

00:12:16.870 --> 00:12:21.680
‫تا وقتی که من بتونم برم مدرسه
‫اون دیگه معلم جدید محسوب نمی‌شه.

00:12:22.940 --> 00:12:23.910
‫و گیل...

00:12:24.470 --> 00:12:26.740
‫همه تو کلاس از من جلو می‌زنن.

00:12:27.630 --> 00:12:30.630
‫تا ابد به همین تخت بسته شدم.

00:12:31.290 --> 00:12:35.110
‫اما ماریلا من سعی
‫می‌کنم شجاعانه تحمل کنم.

00:12:35.110 --> 00:12:38.720
‫اگه تو فقط ازم ناراحت نباشی.

00:12:39.190 --> 00:12:41.680
‫باشه، باشه، ناراحت نیستم ازت.

00:12:41.810 --> 00:12:44.850
‫تو بچه‌ی بدشانسی هستی
‫هیچ شکی توش نیست.

00:12:45.530 --> 00:12:49.680
‫اما همونطور که گفتی
‫داری تاوان کارتم پس می‌دی.

00:12:50.370 --> 00:12:53.440
‫حالا یکم غذا بخور.

00:13:04.890 --> 00:13:08.320
‫در سپتامبر، ترم جدید شروع شد.

00:13:08.900 --> 00:13:12.430
‫اما آنه برای مدت طولانی‌ای

00:13:12.440 --> 00:13:15.600
‫نمی‌تواند در کلاس‌های
‫اولین خانم معلم

00:13:15.730 --> 00:13:20.950
‫اوونلی شرکت کند.

00:13:21.300 --> 00:13:25.460
‫آنه مدام در مورد خانم
‫معلم رویاپردازی می‌کرد

00:13:25.700 --> 00:13:31.480
‫اما این کار تنها عطش او برای دیدن خانم
‫معلم با چشمان خودش در کلاس را بیشتر می‌کرد.

00:13:47.400 --> 00:13:49.710
‫ماریلا امروز ترم جدید
‫مدرسه شروع می‌شه.

00:13:50.100 --> 00:13:53.300
‫دوست دارم بدونم معلم جدید
‫چطوری با بچه‌ها برخورد می‌کنه.

00:13:54.510 --> 00:13:57.080
‫ایکاش دایانا سریع بیاد بهم بگه.

00:13:57.240 --> 00:14:02.260
‫سعی کردم تصورش‌ کنم اما نتونستم.

00:14:02.390 --> 00:14:07.970
‫چون خب نمی‌شناسمش و تصور
‫کردن هم نیاز به یه چیزای پایه داره.

00:14:18.950 --> 00:14:20.170
‫خیلی خب من رفتم!

00:14:20.170 --> 00:14:23.800
‫هرچی شد کج خلقی نکن.

00:14:24.020 --> 00:14:25.190
‫چیزیم نمی‌شه.

00:14:28.280 --> 00:14:30.620
‫من رفتم ملکه‌ی برفی.

00:14:31.500 --> 00:14:33.810
‫مراقب باش نیافتی.

00:14:34.050 --> 00:14:35.110
‫نگران نباش!

00:14:41.030 --> 00:14:46.970
‫مارینا اولین روزی که آنه در سال
‫پیش به مدرسه رفت را به خاطر آورد

00:14:57.310 --> 00:15:00.550
‫آنه! آنه! دایانا
‫اینجاست تا ببینتت.

00:15:00.810 --> 00:15:02.130
‫ممنون خانم کات‌برد.

00:15:05.700 --> 00:15:07.730
‫آنه، می‌تونم بیام تو؟ منم.

00:15:09.310 --> 00:15:11.140
‫خانم استیسی چجوریه؟

00:15:11.450 --> 00:15:12.640
‫بی قرار نباش.

00:15:13.850 --> 00:15:15.000
‫خودت چطوری آنه؟

00:15:15.150 --> 00:15:16.770
‫دایانا چطور می‌پرسی؟

00:15:16.770 --> 00:15:19.590
‫می‌دونی که من به
‫کنج نشینی قناعت کردم.

00:15:20.360 --> 00:15:23.030
‫برای همین هر روز میام ببینمت.

00:15:23.310 --> 00:15:24.370
‫ازت ممنونم دایانا.

00:15:24.370 --> 00:15:26.600
‫بهم بگو دیگه، خانم
‫استیسی چجور معلمیه؟

00:15:26.600 --> 00:15:28.520
‫جوان؟ زیبا؟

00:15:29.350 --> 00:15:31.340
‫معلم جوان شگفت‌آوریه.

00:15:31.710 --> 00:15:32.890
‫ایول!

00:15:33.260 --> 00:15:35.160
‫اما فقط با اینکه بگی شگفت‌آوره
‫که نمی‌تونم تصورش کنم.

00:15:35.450 --> 00:15:36.410
‫صبح کن.

00:15:37.740 --> 00:15:39.450
‫موهاش چه حالتیه؟

00:15:39.560 --> 00:15:40.910
‫مجعد و روشن.

00:15:42.400 --> 00:15:43.530
‫چشمهاش؟

00:15:43.640 --> 00:15:45.540
‫آبی بی نظیر.

00:15:46.600 --> 00:15:48.120
‫چجور لبا‌س‌هایی می‌پوشه؟

00:15:48.230 --> 00:15:49.720
‫قشنگ‌ترین‌ها رو.

00:15:49.900 --> 00:15:54.330
‫و باد آستین‌هاش بزرگ‌تر از
‫هر آستین دیگه‌ای تو اوونلیه.

00:15:54.710 --> 00:15:55.830
‫واقعا شگفت‌انگیزه.

00:15:56.290 --> 00:15:57.200
‫مهربونه؟

00:15:57.200 --> 00:15:59.900
‫آره اما در عین
‫حال محکم و استوار.

00:16:00.170 --> 00:16:02.390
‫به پسر‌ها امون نمی‌ده.

00:16:03.500 --> 00:16:05.710
‫چقدر دیگه باید
‫صبر کنم تا ببینمش؟

00:16:06.100 --> 00:16:06.880
‫آنه.

00:16:06.940 --> 00:16:09.580
‫من بهش چیزی گفتم.

00:16:09.580 --> 00:16:10.180
‫چی گفتی؟

00:16:10.440 --> 00:16:15.480
‫گفتم بهترین دوستم آنه شرلی چون
‫پاش آسیب دیده نمی‌تونه به کلاس‌ها بیاد.

00:16:15.640 --> 00:16:17.100
‫اون چی گفت؟

00:16:18.340 --> 00:16:21.940
‫اون گفت'لطفا سلام من
‫رو به دوستت برسون'.

00:16:22.550 --> 00:16:24.040
‫دایانا ازت ممنونم!

00:16:24.830 --> 00:16:27.590
‫امروز هم قرار گففت‌زده بشی.

00:16:28.960 --> 00:16:32.810
‫من نمیام. تقصیر من نبود که.

00:16:33.250 --> 00:16:36.300
‫تا اینجا که اومدی حالا
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟

00:16:36.360 --> 00:16:39.580
‫احمقی دیگه! خودتم
‫از کارت پشیمونی!

00:16:39.670 --> 00:16:43.180
‫اگه همچین چالش نمی‌دادی،
‫آنه هم چیزیش نمی‌شد.

00:16:43.180 --> 00:16:47.110
‫شاید، اما خود آنه گفت
‫که می‌تونه انجامش بده.

00:16:47.120 --> 00:16:50.670
‫فکر نمی‌کنین تقصیر آنه باشه؟ اگه
‫اینطور فکر می‌کنین باشه منم میام.

00:16:53.450 --> 00:16:58.220
‫آنه گفت می‌دونه که
‫تقصیر خودش بوده.

00:16:59.050 --> 00:17:01.650
‫اما نمی‌خواست به تو بگه.

00:17:04.030 --> 00:17:04.790
‫بله؟

00:17:05.230 --> 00:17:06.990
‫حالت چطوره آنه؟

00:17:07.260 --> 00:17:09.610
‫رابی، جین، سوفا!

00:17:09.610 --> 00:17:10.820
‫بهتری آنه؟
‫تیلی تو هم اومدی!

00:17:11.750 --> 00:17:13.500
‫خیلی وقت بود که ندیدمت.

00:17:13.840 --> 00:17:15.110
‫جوشی!

00:17:15.870 --> 00:17:17.950
‫ممنونم که اومدی جوشی.

00:17:18.280 --> 00:17:21.360
‫متاسفم آنه. اما اگه خودت...

00:17:21.990 --> 00:17:23.630
‫امروز دیگه نمی‌خواد
‫راجبش حرف بزنین!

00:17:23.630 --> 00:17:27.480
‫جوشی من تو رو مقصر نمی‌دونم.

00:17:28.060 --> 00:17:31.630
‫خودمم اشتباه می‌کردم،
‫بیا دوباره دوست باشیم.

00:17:32.330 --> 00:17:35.050
‫من که اشتباهی نکردم.

00:17:35.050 --> 00:17:37.280
‫بازم می‌گی؟ بیخیال فقط دست بده.

00:17:40.220 --> 00:17:41.700
‫ممنون جوشی.

00:17:43.060 --> 00:17:44.030
‫بالاخره.

00:17:49.780 --> 00:17:50.780
‫چقدر شلوغن.

00:17:54.070 --> 00:17:56.380
‫زمان برداشت فرا رسیده بود

00:17:56.380 --> 00:18:04.020
‫پ ماتیو با آنکه همچنان نگران آنه
‫بود، می بایست بر زمین کار می‌کرد.

00:18:05.520 --> 00:18:11.600
‫در مقابل، ماریلا نیز باید هم از آنه مراقبت
‫می‌کرد و هم کارهای خانه را انجام می‌داد.

00:18:11.890 --> 00:18:15.600
‫اما هرگز به آنه غر نزد.

00:18:21.760 --> 00:18:29.070
‫ماتیو که به شهر رفت
‫تا جو را تحویل دهد،

00:18:29.170 --> 00:18:32.290
‫فردی را دید که او
‫را به شگفتی وا داشت.

00:18:58.090 --> 00:18:59.890
‫ازتون خیلی ممنونم آقای کان‌برد.

00:19:00.260 --> 00:19:02.850
‫نه... حرفشم نزنین...

00:19:05.650 --> 00:19:06.520
‫بله؟

00:19:08.260 --> 00:19:11.100
‫از دیدنتون خوشبختم، شما
‫باید خانم ماریلا کات‌برد باشین.

00:19:11.240 --> 00:19:13.960
‫من معلم جدید ، خانم...

00:19:14.630 --> 00:19:15.840
‫خانم استیسی!
‫درسته!

00:19:17.110 --> 00:19:19.230
‫عذر می‌خوام که سر زده مزاحم شدم.

00:19:19.440 --> 00:19:21.920
‫اومدم آنه شرلی رو ببینم.

00:19:27.950 --> 00:19:31.020
‫ماریلا به آهنگ
‫چهل‌تیکه بافتن گوش بده.

00:19:31.410 --> 00:19:32.840
‫متنش یه همچین چیزیه...

00:19:33.000 --> 00:19:35.220
‫بعد از اینکه سه سال در
‫تخت ماندم و چهل‌تیکه بافتم.

00:19:35.230 --> 00:19:39.870
‫دوست داشتم که بلند شم و تابش
‫خورشید از پنجره رو تماشا کنم.

00:19:40.650 --> 00:19:43.670
‫در واقعیت الان فقط سه هفته شده اما
‫اونطوری شاعرانه نمی‌شه. اینطور نیست؟

00:19:45.650 --> 00:19:47.500
‫بعدازظهر بخیر آنه شرلی.

00:19:47.620 --> 00:19:48.510
‫من...

00:19:48.200 --> 00:19:50.930
‫خانم موریل استیسی.

00:19:51.060 --> 00:19:52.030
‫بله درسته.

00:19:52.030 --> 00:19:54.770
‫خوب من رو شناختی. حالت چطوره؟

00:19:54.860 --> 00:19:56.300
‫زیباست!
‫بله؟

00:19:57.060 --> 00:19:57.780
‫منظورم اینه که...
‫خیلی ممنون.

00:19:59.680 --> 00:20:02.000
‫مچ پام دیگه زیاد دردی نداره.

00:20:03.030 --> 00:20:04.840
‫اما انگار حوصله‌ات سر رفته.

00:20:05.000 --> 00:20:06.520
‫تموم روز همینطوری تو تخت بودی؟

00:20:06.860 --> 00:20:08.400
‫بله. تقریبا تمامش رو.

00:20:08.410 --> 00:20:09.050
‫که اینطور.

00:20:12.460 --> 00:20:15.500
‫پس بیا برای صحبت به جایی بریم
‫که تابش خورشید بیشتری داشته باشیم.

00:20:21.180 --> 00:20:22.700
‫از شعر خوشت میاد؟

00:20:23.570 --> 00:20:24.410
‫بلهو

00:20:24.750 --> 00:20:27.350
‫پ با هم می‌خونیم.

00:20:28.800 --> 00:20:33.300
‫ماتیو تو واقعا... چطور خانم استیسی
‫رو انقدر یه دفعه‌ای به اینجا آوردی؟

00:20:33.300 --> 00:20:38.420
‫خب... در واقع این خانم
‫استیسی بود که اصرار داشت بیاد.

00:20:38.420 --> 00:20:41.590
‫برای همین فراموش
‫کردم ازش تشکر کنم.

00:20:42.010 --> 00:20:47.240
‫الان هیچ چیزی ندارم.
‫برای چی آماده کنم؟

00:20:47.810 --> 00:20:50.250
‫اون تابلوی نقاشی زیبا

00:20:50.250 --> 00:20:52.550
‫همانی که درونت مروارید داری

00:20:52.790 --> 00:20:55.320
‫جوانه زدی در بالای درخت

00:20:55.320 --> 00:20:58.040
‫همانی که نمی‌توان با هوس کشیدت

00:20:58.440 --> 00:21:01.640
‫چقدر نوستالژیک

00:21:01.640 --> 00:21:04.680
‫این همانجایی است که
‫در موردش رویا می‌دیدم

00:21:04.970 --> 00:21:07.850
‫تابلوی نقاشی زیبا

00:21:07.850 --> 00:21:10.570
‫همانی که درونت مروارید داری

00:21:10.810 --> 00:21:13.720
‫جوانه زدی در بالای درخت

00:21:13.720 --> 00:21:17.060
‫همانی که نمی‌توان با هوس کشیدت

00:21:17.130 --> 00:21:20.690
‫چقدر نوستالژیک

00:21:20.700 --> 00:21:23.880
‫این همانجایی است که
‫در موردش رویا می‌دیدم

00:21:25.100 --> 00:21:32.450
‫آنه واقعا از خانم استیسی خوشش آمد پس تلاش
‫کرد که سریع‌تر خوب شود و به مدرسه برگردد.

00:21:32.520 --> 00:21:36.760
‫تا اینکه روزی، بعد از آنکه
‫دمتر پایش را ببرسی کرد، گفت:

00:21:36.890 --> 00:21:41.180
‫خیلی خب، بلند شو
‫و سعی کن راه بری.

00:21:51.750 --> 00:21:53.800
‫ماریلا، می‌تونم راه بالاخره!

00:21:57.710 --> 00:22:04.110
‫همان شب، آنه به ماریلا التماس کرد تا اجازه
‫دهد که شامش را پایین پله‌ها کنار بقیه بخورد.

00:22:04.550 --> 00:22:07.570
‫او می‌خواست ماتیو
‫راه رفتنش را ببیند.

00:22:07.570 --> 00:22:12.880
‫اما برای ش بسیار دشوار بود و در
‫آخر مجبور شد از ماتیو‌ کمک بگیرد.

00:22:13.070 --> 00:22:17.750
‫از آخرین باری که آن‌ها با یکدیگر غذا خورده بودند
‫مدت‌ها می‌گذشت پس آنه از صحبت کردن دست برنداشت.

00:22:18.110 --> 00:22:23.990
‫او راجب رویاپردازی‌‌هایش در این
‫هفته‌های رقت‌بار گذشته صحبت کرد.

00:22:24.720 --> 00:22:28.880
‫ماریلا اصلا دلپذیر نیست
‫که محبور باشی تو تخت بمونی

00:22:29.220 --> 00:22:31.420
‫اما خب یه نکته‌ی مثبت داره.

00:22:31.560 --> 00:22:34.040
‫متوجه می‌شی که واقعا
‫چند‌تا دوست داری.

00:22:34.140 --> 00:22:36.250
‫حتی بعضی از افراد
‫رو بهتر درک می‌کنی.

00:22:36.770 --> 00:22:38.930
‫مثلا، جوشی پای.

00:22:39.350 --> 00:22:42.740
‫اون به دیدنم اومد و فکر می‌کنم که از
‫این که اون والش رو بهم داد، پشیمون بود.

00:22:43.000 --> 00:22:45.430
‫تا جایی که می‌تونستم
‫باهاش مودبانه برخورد کردم.

00:22:45.720 --> 00:22:51.230
‫اکه می‌مردم اون تا همیشه باید غم
‫پشیمونی رو با خودش حمل می‌کرد.

00:22:51.590 --> 00:22:54.080
‫دایانا دوست وفاداری بود‌.

00:22:54.180 --> 00:22:58.530
‫اون هر چند روز یه بار
‫اومد تا بهم روحیه بده‌.

00:22:59.160 --> 00:23:02.000
‫حتی سرپرست بل هم
‫اومد تا ببینه حالم چطوره.

00:23:02.710 --> 00:23:04.260
‫اون مرد خوبیه.

00:23:04.530 --> 00:23:06.700
‫البته نه مثل شما دو نفر.

00:23:07.400 --> 00:23:11.770
‫اون در مورد زمانی که خودش
‫هم مچ پاش رو شکست بهم گفت.

00:23:12.900 --> 00:23:16.630
‫سخته که تصور کنم آقای
‫بل هم زمانی یه پسر بچه بوده.

00:23:17.500 --> 00:23:18.930
‫و خانم آلان.

00:23:19.110 --> 00:23:23.900
‫اون به دیدنم اومد با اینکه
‫خودش کلی کار داشت تا انجام بده.

00:23:24.240 --> 00:23:26.900
‫و به عنوان یه
‫ملاقات‌کننده خیلی آدم شادیه.

00:23:26.900 --> 00:23:28.670
‫هیچوقت بهم نگفت که تقصیر من بوده

00:23:28.770 --> 00:23:31.500
‫فقط می‌گفت امیدواره که از این
‫اتفاق درس بگیرم و دختر بهتری بشم.

00:23:32.190 --> 00:23:35.250
‫خاله لیند هم همیشه وقتی برای
‫دیدنم می‌اومد اونطوری می‌گفت.

00:23:35.710 --> 00:23:38.060
‫اما به نظر من خودش
‫اینطور فکر نمی‌کرد که

00:23:38.060 --> 00:23:42.250
‫مطمئنه که می‌تونم دختر بهتری
‫بشم اما واقعا امیدوار بود که بشم‌.

00:23:44.100 --> 00:23:47.450
‫آنه یه چیزی اینجا واضحه.

00:23:48.380 --> 00:23:52.790
‫افتادن از رو سقف خونه‌ی خانواده
‫بل اصلا به زبونت آسیب نزده.

00:23:57.280 --> 00:23:58.670
‫درسته.

00:23:59.600 --> 00:24:00.650
‫راست می‌گی.

00:24:01.070 --> 00:24:18.070
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:18.240 --> 00:24:23.840
‫دایانا هر روز بعد از مدرسه به دیدن آنه
‫می‌آمد، اما ناگهان دیگر خبری از او نشد.

00:24:24.250 --> 00:24:26.850
‫در قسمت بعد:

00:24:27.140 --> 00:24:28.650
‫نامه‌ای برای دایانا

00:24:28.970 --> 00:24:30.970
‫☆پایان این قسمت☆

00:24:30.990 --> 00:24:50.990
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.