﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:25.920 --> 00:01:29.950
‫قسمت بیست و هفتم:
‫ماتیو و آستین‌های باد کرده.

00:01:55.160 --> 00:01:57.750
‫دو هفته پیش از کریسمس

00:01:57.750 --> 00:02:03.540
‫آنه و دوستانش همچنان
‫پرشور برای اجرا تمرین می‌کنند.

00:02:03.670 --> 00:02:07.180
‫چهره‌ی زیبایی داری!

00:02:07.560 --> 00:02:11.760
‫تو مثل پرتو‌های آفتاب
‫زمین را روشن می‌کنی.

00:02:11.760 --> 00:02:15.910
‫دل مهربانت، معشوق
‫و محترم همگان است.

00:02:15.910 --> 00:02:19.450
‫ملکه‌ی پریان، امروز زادروزت است.

00:02:19.450 --> 00:02:21.440
‫خدمتکارانت...

00:02:21.440 --> 00:02:25.260
‫جشنی بزرگ به پا خواهند
‫کرد تا این روز را گرامی دارند.

00:02:25.260 --> 00:02:26.420
‫نه نه!
‫چت شده آنه؟

00:02:27.700 --> 00:02:28.570
‫چی؟
‫کار عجیبی کردم؟

00:02:29.860 --> 00:02:32.470
‫راه رفتنت. چرا
‫اونطوری راه می‌ری؟

00:02:32.470 --> 00:02:33.720
‫اها اون؟

00:02:35.140 --> 00:02:36.910
‫چون جور دیگه‌ای نمی‌تونم

00:02:36.910 --> 00:02:40.000
‫اژنف کفش‌ها رو
‫از رابی قرض گرفتم.

00:02:40.000 --> 00:02:41.930
‫که دو سایز از من بزرگ‌ترن.

00:02:41.930 --> 00:02:44.500
‫نگاه کنین. اگه عادی
‫راه برم صدا می‌دن.

00:02:47.220 --> 00:02:49.540
‫شبیه یه پریه پیر شدی.

00:02:49.640 --> 00:02:52.830
‫ببین می‌تونی پرواز کنی.

00:02:53.230 --> 00:02:55.030
‫چیز خنده داری نیست تیلی‌.

00:02:55.520 --> 00:02:59.870
‫ممکنه به خاطر من کل
‫نمایش شکست بخوره.

00:03:00.030 --> 00:03:03.760
‫آنه اگه نمی‌تونی درست با اون کفش‌ها راه بری
‫چرا به دایانا اجازه نمی‌دی که نقشت رو بازی کنه؟

00:03:04.830 --> 00:03:07.180
‫خودتم چندان خوب نیستی

00:03:07.390 --> 00:03:09.130
‫لازم نیست به من بگی.

00:03:10.230 --> 00:03:11.120
‫آنه.

00:03:11.930 --> 00:03:13.280
‫من یه ایده‌ای دارم.

00:03:16.400 --> 00:03:17.440
‫اون یه ربانه؟
‫آره.

00:03:18.460 --> 00:03:22.440
‫اگه پا و کفشت رو باهاش ببندی،
‫کفشت به خوبیه کفش رقاص‌ها می‌شه.

00:03:22.500 --> 00:03:24.520
‫دایانا این عالیه!

00:03:24.520 --> 00:03:26.140
‫این کمه

00:03:26.140 --> 00:03:28.570
‫یه دستمال هم داخل کفشت بذار.

00:03:29.020 --> 00:03:30.020
‫اون کار رو هم می‌کنم.

00:03:30.410 --> 00:03:31.960
‫هر دو کار رو می‌کنم.

00:03:32.000 --> 00:03:35.220
‫اما چندان بهداشتی نیست که
‫داخل کفشت دستمال بذاری‌‌.

00:03:35.620 --> 00:03:37.520
‫الان وقت این چیزا رو نداریم.

00:03:38.560 --> 00:03:43.630
‫برای اینکه اجرا موفقیت آمیز باشه
‫من حاضرم بدترین سوپ رو هم بخورم.

00:04:23.550 --> 00:04:25.510
‫نگاه کنین. ساعت پنج شده.

00:04:25.510 --> 00:04:26.820
‫راست می‌گی.

00:04:28.620 --> 00:04:32.610
‫به مادرم قول دادم که
‫تا پنج برگردم. باید برم.

00:04:33.070 --> 00:04:33.720
‫درسته.

00:04:33.720 --> 00:04:36.190
‫آنه، ما دیگه می‌ریم.

00:04:41.660 --> 00:04:44.560
‫خب؟ ببینین ما موفق می‌شیم.

00:04:45.030 --> 00:04:50.760
‫خدمتکارانت جشنی
‫بزرگ برپا خواهند کرد.

00:04:51.340 --> 00:04:53.470
‫خب؟ به نظر همه چیز درست میاد.

00:04:53.930 --> 00:04:55.590
‫اون ربانا عالین.

00:04:55.800 --> 00:04:58.670
‫اما عجیب نمی‌شه اگه فقط یه
‫نفرمون به پاش ربان وصل کرده باشه.

00:04:57.420 --> 00:05:01.440
‫ماتیو که پنهانی و با
‫خجالت نگاهشان می‌کرد
‫نه مشکلی پیش نمیاد.

00:05:01.440 --> 00:05:05.720
‫متوجه شد که آنه چیزی دارد که
‫او را از دوستانش متمایز می‌کند.

00:05:06.000 --> 00:05:09.680
‫آنه صورتی روشن‌تر و چشمانی
‫بزرگ و درخشان‌تر داشت.

00:05:09.980 --> 00:05:13.010
‫و تمام ویژگی‌های دیگرش
‫نیز از بقیه با ظرافت‌تر بود.

00:05:13.410 --> 00:05:17.530
‫اما ویژگی‌ای که او را آزار
‫می‌داد هیچکدام از آن‌ها نبود.

00:05:20.830 --> 00:05:21.880
‫خداحافظ آنه.
‫بدرقتون می‌کنم.

00:05:23.200 --> 00:05:24.010
‫عه باشه.

00:05:37.350 --> 00:05:39.330
‫ماتیو خونه‌ای؟

00:05:51.260 --> 00:05:53.400
‫اونجا چیکار می‌کنی؟

00:05:54.900 --> 00:05:59.860
‫هیچی... فقط... استراحت می‌کردم.

00:06:00.070 --> 00:06:03.020
‫خب چرا فقط یکی از چکمه‌هات پاته؟

00:06:03.460 --> 00:06:04.240
‫چکمه؟

00:06:04.480 --> 00:06:05.870
‫خب... چون...

00:06:06.160 --> 00:06:09.360
‫خب، مهم نیست.

00:06:16.150 --> 00:06:22.210
‫سوفا بالاخره پرسید که چرا
‫باید نقش یه پسر رو بازی کنه.

00:06:22.980 --> 00:06:24.540
‫منم بهش گفتم:

00:06:24.730 --> 00:06:30.200
‫ما هدف مهمی دارم. می‌خوایم
‫برای پرچم مدرسه پول جمع کنیم.

00:06:30.200 --> 00:06:33.560
‫همه باید به سختی
‫در کنار هم کار کنیم.

00:06:34.080 --> 00:06:39.260
‫رابی امروز کفش‌هاش رو بهم
‫قرض داد اما برام بزرگ بودن.

00:06:37.850 --> 00:06:39.300
‫موقع شام

00:06:39.260 --> 00:06:41.240
‫پاهای‌ رابی خیلی بزرگن...

00:06:39.700 --> 00:06:44.810
‫ماتیو به اینکه چه چیزی آنه را
‫از سایرین متمایز می‌کند فکر کرد

00:06:45.020 --> 00:06:48.320
‫اما به جوابی نرسید.

00:07:02.120 --> 00:07:06.280
‫نمی‌توانست به
‫ماریلا هم چیزی بگوید.

00:07:06.500 --> 00:07:11.210
‫به پیپش رو آورد تا بیشتر تفکر
‫کن، کاری که ماریلا از آن متنفر بود.

00:07:15.310 --> 00:07:17.610
‫این تمرین یه
‫ناله‌ی خیلی دردناکه.

00:07:18.050 --> 00:07:21.910
‫حتی گرگا هم با شنیدن
‫چنین صدایی می‌ترسن.

00:07:44.260 --> 00:07:47.550
‫که اینطور... فهمیدم.

00:07:49.350 --> 00:07:50.590
‫چیزی گفتی؟

00:07:51.990 --> 00:07:54.890
‫نه هیچی نگفتم.

00:07:55.190 --> 00:07:57.280
‫ماتیو هرچه بیشتر
‫به این مسئله فکر کرد

00:07:57.330 --> 00:08:04.220
‫بیشتر قانع شد که آنه هرگز مانند
‫سایر دختران لباس نپوشیده است.

00:08:06.220 --> 00:08:07.590
‫آستین‌ها.

00:08:10.700 --> 00:08:14.770
‫اگر ماتیو چیزی راجب مد در لباس می‌دانست،
‫این بود که فقط می‌دانست وجود دارد.

00:08:15.470 --> 00:08:18.200
‫اما از وقتی که آنه
‫به گرین گیبلز آمده بود

00:08:18.400 --> 00:08:22.580
‫لباس هایی ساده و مشکی پوشیده بود
‫که همگی از یک الگو استفاده می‌کردند.

00:08:23.160 --> 00:08:30.250
‫درحالی که بقیه دختران، لباس‌هایی با رنگ‌های
‫روشن و آستین‌هایی باد کرده می‌پوشیدند.

00:08:40.350 --> 00:08:43.370
‫امروز خیلی عجیب شدی برادر.

00:08:43.550 --> 00:08:45.630
‫خب...

00:08:46.530 --> 00:08:50.030
‫چی شده؟ هی با خودت زمزمه می‌کنی.

00:08:50.350 --> 00:08:53.520
‫هیچی. همه چیز مرتبه.

00:08:53.520 --> 00:08:56.490
‫فقط به چیزی فکر می‌کردم.

00:09:01.110 --> 00:09:03.020
‫می‌رم بخوابم.

00:09:25.830 --> 00:09:32.280
‫اما دلیل ماریلا برای این
‫لباس‌های ساده بی آلایش چیه؟

00:09:35.170 --> 00:09:38.480
‫البته هرچی که هست خیره.

00:09:39.460 --> 00:09:45.210
‫ماریلا بهتر می‌دونه و اون
‫کسیه که داره بزرگش می‌کنه.

00:09:48.980 --> 00:09:52.110
‫اما یه لباس که ضرری نداره.

00:10:10.530 --> 00:10:16.090
‫بعدازظهر روز بعد، ماتیو بدون خبر
‫به ماریلا به سمت کارمدی حرکت کرد.

00:10:17.040 --> 00:10:21.970
‫او رفت تا لباسی برای آنه بخرد،
‫مانند آن‌هایی که دایانا و بقیه می‌پوشیدند.

00:10:22.370 --> 00:10:25.900
‫آن لباس هدیه کریسمس
‫عالی‌ای می شود.

00:10:26.430 --> 00:10:30.380
‫فکر کردن به این کار نیز کافی
‫بود تا ماتیو را سر شوق آورد.

00:10:36.360 --> 00:10:40.530
‫او هر دفعه که به اینجا می‌آمد به
‫مغازه‌ی ویلیام بلیر می‌رفت اما این بار نه.

00:10:40.740 --> 00:10:45.600
‫دو دختر ویلیام بلیر همیشه
‫منتظر مشتری‌ها در مغازه بودند.

00:10:46.220 --> 00:10:51.260
‫خرید امروز نیاز به
‫مشاوره و توضیح داشت که

00:10:51.260 --> 00:10:55.140
‫ماتیو ازشان بیزار است.

00:10:57.190 --> 00:10:59.100
‫در فروشگاه ساموئل لاوسان.

00:10:59.100 --> 00:11:02.550
‫خود ساموئل یا حداقل پسرش
‫به مشتری‌ها سرویس می‌دهند.

00:11:02.550 --> 00:11:06.250
‫برای همین ماتیو مغازه‌ی
‫ساموئل را ترجیح داد.

00:11:37.600 --> 00:11:39.800
‫لطفا من رو ببخشین.

00:11:44.170 --> 00:11:47.070
‫روز‌ خوبی داشته باشین آقای
‫کات‌برد، درست شناختمتون؟

00:11:47.070 --> 00:11:48.870
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

00:11:50.200 --> 00:11:54.130
‫بدشانس ماتیو که نمی‌دانست، ساموئل در
‫آخرین تغییراتی که در فروشگاهش به وجود آورد،

00:11:54.130 --> 00:11:59.760
‫کارمند خانمی به نام
‫هریس استخدام کرده بود.

00:12:00.040 --> 00:12:03.040
‫خب... چی دوست دارین؟

00:12:04.560 --> 00:12:10.420
‫شما... لباسی...
‫لباسی... لباسی... خب...

00:12:12.440 --> 00:12:14.800
‫شما چنگک دارین؟

00:12:14.810 --> 00:12:16.990
‫چنگک؟ تو این فصل؟

00:12:16.990 --> 00:12:19.000
‫نه... خب...

00:12:20.280 --> 00:12:22.750
‫البته اگه اشتباه نکنم هنوز
‫یکی یا دوتا داشته باشیم.

00:12:23.250 --> 00:12:25.910
‫اما خب طبقه‌ی بالا تو بخش
‫چوب‌ها هستن، من بررسی می‌کنم.

00:12:44.000 --> 00:12:46.550
‫بفرمایید آقای کات‌برد.

00:12:46.860 --> 00:12:49.710
‫این آخریش بود.

00:12:49.860 --> 00:12:51.750
‫البته خب چون تو زمستونیم الان.

00:12:51.750 --> 00:12:53.750
‫درسته.

00:12:54.660 --> 00:12:56.200
‫چیز دیگه‌ای هم می‌خواین؟

00:12:56.270 --> 00:13:01.120
‫خب، حالا که گفتین شاید یه...

00:13:01.670 --> 00:13:05.330
‫نه... ببینین... اون رو ببینین...

00:13:05.330 --> 00:13:07.120
‫نه... می‌خواستم...

00:13:07.120 --> 00:13:10.950
‫خب... می‌خواستم یه...

00:13:13.250 --> 00:13:16.410
‫خب... دونه‌ی یونجه.

00:13:16.830 --> 00:13:18.110
‫دونه‌ی یونجه؟

00:13:18.790 --> 00:13:21.940
‫شوخی بسه آقای کات‌برد!

00:13:22.520 --> 00:13:23.800
‫شوخی؟

00:13:23.800 --> 00:13:25.960
‫باید یه شوخی باشه!

00:13:26.200 --> 00:13:28.800
‫سما خودتون می‌دونین که
‫دونه‌ی یونجه فقط تو بهار موجوده.

00:13:28.800 --> 00:13:30.060
‫نمی‌دونین؟

00:13:30.230 --> 00:13:34.190
‫البته البته

00:13:34.190 --> 00:13:36.780
‫همینطوره که می‌گین.

00:13:38.800 --> 00:13:41.260
‫آقای کات‌برد، چنگک
‫رو حساب نمی‌کنین؟

00:13:41.610 --> 00:13:42.870
‫کلاهتون هم جا موند.

00:13:43.290 --> 00:13:44.920
‫خیلی عذر می‌خوام!

00:13:45.380 --> 00:13:49.190
‫خب... خب... هوا خیلی گرم شده.

00:13:51.050 --> 00:13:53.670
‫ممنون از خریدتون، بذارین
‫باقی پولیتون رو بیارم.

00:14:03.710 --> 00:14:04.910
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

00:14:04.910 --> 00:14:10.600
‫خب... اگه براتون مقدروه... من...

00:14:10.860 --> 00:14:13.540
‫می‌خواستم اون... اون...

00:14:13.890 --> 00:14:16.350
‫می‌تونم اون رو ببینم؟

00:14:22.720 --> 00:14:24.110
‫بله حتما.

00:14:24.540 --> 00:14:25.960
‫شکر دیگه نه؟

00:14:27.360 --> 00:14:29.770
‫درسته.

00:14:29.780 --> 00:14:34.030
‫تنها شکریه که داریم،
‫چقدر می‌خواین؟

00:14:34.230 --> 00:14:35.250
‫خب...

00:14:35.830 --> 00:14:38.710
‫بیست پوند اگه امکان داره.

00:14:39.770 --> 00:14:44.540
‫چرا برای خرید سکر و چنگک
‫آنقدر تحت فشار قرار گرفت؟

00:14:45.780 --> 00:14:51.520
‫ماتیو به نصف راه خانه رسیده
‫بود وقتی که فهمید چه کرده است.

00:14:51.810 --> 00:14:56.950
‫اما اون خود را مقصر دانست. تا او
‫باشد دیگر به یک مغازه‌ی غریبه نرود.

00:14:56.950 --> 00:15:01.510
‫حالا که اشتباه رخ داده بود.

00:15:12.920 --> 00:15:14.870
‫ماتیو جایی رفته بود؟

00:15:21.120 --> 00:15:22.600
‫کجا رفته بودی؟

00:15:23.290 --> 00:15:26.960
‫خب... من... به کارمدی رفته بودم.

00:15:28.630 --> 00:15:30.060
‫اون چیه؟

00:15:30.060 --> 00:15:33.640
‫خب... رفتم خرید.

00:15:33.890 --> 00:15:36.000
‫چی خریدی خب؟

00:15:36.000 --> 00:15:39.360
‫خب... فقط کمی شکر قهوه‌ای.

00:15:39.640 --> 00:15:41.090
‫شکر قهوه‌ای؟!

00:15:41.490 --> 00:15:43.710
‫و به این می‌گی یکم؟

00:15:45.020 --> 00:15:51.150
‫می‌دونی که من اصلا از شکر قهوه‌ای استفاده نمی‌کنم مگر برای فرنیه
‫افرادی که استخدام می‌کنی یا اینکه بخوام کیک میوه‌ی سیاه درست کنم.

00:15:51.580 --> 00:15:56.170
‫جری خیلی وقته که نمیاد و منم
‫اون کیک رو خیلی وقته درست نکردم.

00:15:56.420 --> 00:15:58.910
‫حتی شکر خوبی هم نیست.

00:15:59.270 --> 00:16:03.040
‫ببینش. درشت و سیاهه.

00:16:04.220 --> 00:16:07.600
‫ویلیام بلیر معمولا
‫همچین شکری نمی‌فروشه.

00:16:07.600 --> 00:16:11.910
‫گفتم شاید بدرد بخوره.

00:16:15.600 --> 00:16:18.650
‫چه فکری با خودت کردی آخه ماتیو؟

00:16:22.800 --> 00:16:27.720
‫نقشه‌ی ماتیو برای خرید پنهانی یک
‫لباس با آستین‌های باد کرده برای آنه

00:16:27.820 --> 00:16:30.650
‫هرجور که شده از
‫چشم ماریلا دور ماند.

00:16:30.800 --> 00:16:32.950
‫وقتی ماتیو به کل ماجرا فکر کرد

00:16:32.950 --> 00:16:37.320
‫متوجه شد که برای اجرای
‫نقشه به کمک یک خانم نیاز دارد.

00:16:38.130 --> 00:16:39.710
‫تنها گزینه‌اش خانم لیند بود

00:16:39.710 --> 00:16:45.410
‫چرا که ماتیو جرعت
‫پرسش از خانم دیگری نداشت.

00:16:45.940 --> 00:16:54.760
‫خانم لیند هم به خوبی
‫مشکل را برای ماتیو حل کرد.

00:16:54.760 --> 00:16:58.720
‫حتما این کار رو می‌کنم. حتما لباسی
‫برای هدیه از طرفت انتخاب می‌کنم.

00:17:00.460 --> 00:17:03.820
‫فردا به کارمدوی می‌رم
‫و برات می‌گیرمش.

00:17:03.820 --> 00:17:06.180
‫چیز خاصی تو ذهنت داری؟

00:17:07.510 --> 00:17:09.410
‫اگه نداری هم مهم نیست.

00:17:09.570 --> 00:17:12.420
‫با توجه به نظر خودم براش می‌خرم.

00:17:12.420 --> 00:17:13.730
‫خوبه؟

00:17:13.880 --> 00:17:16.210
‫خب...

00:17:16.870 --> 00:17:20.480
‫به نظرم قهوه‌ای
‫برای آنه مناسب باشه.

00:17:20.480 --> 00:17:25.020
‫درسته. ویلیام بلیر چندتا مدل
‫حدید هم آورده که خیلی خوشگلن.

00:17:25.630 --> 00:17:28.270
‫احتمالا می‌خوای در
‫موردش به کسی نگم.

00:17:28.730 --> 00:17:32.460
‫اگه ماریلا ازش خبر دار
‫بشه قطعا آنه هم بو می‌بره.

00:17:32.470 --> 00:17:35.600
‫و سورپرایز کلا خراب می‌شه.

00:17:35.910 --> 00:17:39.120
‫نه مشکلی نیست.

00:17:39.310 --> 00:17:41.900
‫اندازه‌ی برادر‌زاده‌ام
‫می‌گیرمش، جین گیلیز.

00:17:41.900 --> 00:17:43.620
‫چون اونا در ظاهر مثل دوتا
‫نخود فرنگی شبیه هم هستن.

00:17:43.620 --> 00:17:47.240
‫خب من خیلی ممنونم.

00:17:47.530 --> 00:17:49.540
‫فقط... خب...

00:17:49.650 --> 00:17:50.610
‫فقط چی؟

00:17:50.740 --> 00:17:52.370
‫می‌خوام که... خب...

00:17:52.380 --> 00:17:54.500
‫چطور بگم؟

00:17:54.640 --> 00:18:00.260
‫من فکر می‌کنم که امروزه
‫آستین‌های جدیدی مد شدن.

00:18:00.260 --> 00:18:04.150
‫خدای من... ماتیو به لباس‌های
‫مد روز علاقه پیدا کرده؟

00:18:04.150 --> 00:18:05.550
‫نه... دقیقا...

00:18:05.950 --> 00:18:06.840
‫راستش...

00:18:06.960 --> 00:18:08.880
‫فهمیدم.

00:18:09.920 --> 00:18:11.810
‫دیگه لازم نیست نگرانش باشی.

00:18:11.810 --> 00:18:13.760
‫توجه به آخرین مد روز می‌خرمش.

00:18:13.870 --> 00:18:16.380
‫و... آستین‌ها...

00:18:17.460 --> 00:18:21.020
‫فهمیدم. آستین‌های
‫اون شکلی می‌گیرم.

00:18:22.210 --> 00:18:25.010
‫بهترینش رو برای آنه می‌گیرم.

00:18:25.610 --> 00:18:29.180
‫خوشحال می‌شم ببینم آنه برای یه
‫بارم که شده یه چیز خوشگل می‌پوشه.

00:18:29.190 --> 00:18:31.300
‫فکر کنم مارینا می‌خواد
‫یه جور ساده‌گرایی

00:18:31.300 --> 00:18:35.910
‫به آنه بده با این لباسای الانش.

00:18:35.910 --> 00:18:40.450
‫اما مطمئنا بیشتر داره حسادت و
‫نارضایتی رو تو بچه بزرگ می‌کنه.

00:18:56.050 --> 00:18:57.770
‫خانم ریچل لیند

00:18:57.770 --> 00:19:03.050
‫همانطور که قول داده بود به کارمدی
‫رفت و وسایل مورد نیاز را تهیه کرد.

00:19:06.810 --> 00:19:14.010
‫به محض آنکه به خانه برگشت خیاطی را شروع
‫کرد تا در سریع‌ترین زمان ممکن تمامش کند.

00:19:20.400 --> 00:19:24.880
‫در همین حین، آنه
‫مشغول تمرین اجرایش بود

00:19:25.270 --> 00:19:28.050
‫و از نقشه‌ی ماتیو بویی نبرد.

00:19:32.000 --> 00:19:35.950
‫او هر شب ماتیو و ماریلا را با
‫ناله‌های غرور آمیزش عذاب می‌داد.

00:19:36.290 --> 00:19:40.480
‫ماریلا تمام این شب‌ها می‌دانست
‫که ماتیو چیزی در ذهنش دارد.

00:19:40.480 --> 00:19:44.000
‫اما نمی‌توانست حدس بزند که
‫این دل‌مشغولی برای چیست.

00:19:45.010 --> 00:19:48.010
‫دو هفته گذشت.

00:19:48.330 --> 00:19:51.930
‫و شب کریسمسی که ماتیو
‫منتظرش بود از راه رسید.

00:20:04.360 --> 00:20:05.330
‫ماتیو.

00:20:05.330 --> 00:20:07.130
‫ماتیو، تمومش کردم!

00:20:07.130 --> 00:20:09.140
‫ریچل، خبری شده؟

00:20:09.470 --> 00:20:13.010
‫خب، ماتیو ازم خواسته
‫بود برای آنه لباسی بدوزم.

00:20:13.140 --> 00:20:15.480
‫ماتیو؟ لباس؟

00:20:15.740 --> 00:20:17.840
‫خب، به هر حال بیا داخل.

00:20:17.990 --> 00:20:19.760
‫باشه خیلی ممنون.

00:20:30.730 --> 00:20:32.910
‫برای همین بود.

00:20:33.260 --> 00:20:34.740
‫اگه تو لباس رو می‌دوختی

00:20:34.740 --> 00:20:39.250
‫آنه راحت متوجه می‌شد و
‫سورپرایز از بین می‌رفت.

00:20:39.250 --> 00:20:42.360
‫برای همین ماتیو از من خواست.

00:20:42.550 --> 00:20:45.730
‫پس این چیزیه که
‫تو ذهن ماتیو بوده و

00:20:45.730 --> 00:20:49.080
‫دو هفته‌ی کامل در موردش
‫با خودش حرف می‌زده.

00:20:51.230 --> 00:20:54.910
‫می‌دونستم می‌خواد یه حماقتی کنه.

00:20:56.090 --> 00:21:00.510
‫خب، باید بگم که به نظر من
‫آنه لباس تازه‌ای احتیاج نداشت.

00:21:00.740 --> 00:21:01.930
‫اما ماریلا...

00:21:02.200 --> 00:21:07.920
‫من سه تا لباس خوب و گرم و
‫مناسب همین پاییز برا دوختم.

00:21:08.440 --> 00:21:10.180
‫بیشتر از این دیگه اسراف می‌شه.

00:21:11.100 --> 00:21:14.930
‫خدای من این آستین انقدر پارچه داره
‫که می‌شه باهاش یه دست کامل دوخت.

00:21:17.930 --> 00:21:22.050
‫ریچل، هزینه‌ی لباس
‫و پارچه چقدر می‌شه؟

00:21:22.050 --> 00:21:22.730
‫ماتیو!

00:21:23.780 --> 00:21:27.460
‫با اینکارت بیهودگی رو
‫تو آنه پرورش می‌دی.

00:21:28.110 --> 00:21:31.720
‫همین حالاشم به اندازه
‫کافی کارای بیهوده می‌کنه.

00:21:32.150 --> 00:21:35.490
‫آخه ماریلا، لباسایی که
‫آنه می‌پوشه امروزه...

00:21:34.650 --> 00:21:38.080
‫امیدوارم حداقل خوشش بیاد.

00:21:38.520 --> 00:21:45.190
‫تا جایی که می‌دونم از زمانی که اینا مد
‫شدن، دلش از این آستین‌ها می‌خواست.

00:21:45.520 --> 00:21:49.860
‫هرچند حرفی در موردش نزد.

00:21:50.580 --> 00:21:55.910
‫این پوف‌ها هم هرچی جلوتر
‫می‌ریم بزرگ‌تر و احمقانه‌تر می‌شن.

00:21:56.400 --> 00:21:59.000
‫الان دیگه به اندازه‌ی بالون شدن.

00:21:59.250 --> 00:22:05.420
‫سال بعد هرکی از اینا بپوشه
‫باید کج شده از در رد بشه.

00:22:05.750 --> 00:22:08.420
‫ماریلا یکم داری بزرگش می‌کنی...

00:22:09.640 --> 00:22:11.370
‫ماریلا آنه اومد.

00:22:12.830 --> 00:22:13.710
‫آره.

00:22:15.800 --> 00:22:17.870
‫ماتیو داری چیکار می‌کنی؟

00:22:18.120 --> 00:22:20.880
‫می‌خوای سورپرایزت خراب بشه؟

00:22:21.450 --> 00:22:23.260
‫خب...

00:22:23.380 --> 00:22:24.070
‫عجله کن!

00:22:29.140 --> 00:22:30.480
‫من اومدم ماریلا!

00:22:30.970 --> 00:22:31.900
‫خوش‌اومدی.

00:22:32.660 --> 00:22:33.890
‫بعدازظهرتون بخیر خاله لیند.

00:22:34.450 --> 00:22:35.290
‫بعدازظهر تو هم بخیر.

00:22:35.890 --> 00:22:37.530
‫ماتیو الان داخل نبود؟

00:22:37.640 --> 00:22:38.580
‫شاید.

00:22:39.190 --> 00:22:42.470
‫آخرین قسمت‌ها رو
‫تو مدرسه تمرین کردیم.

00:22:47.280 --> 00:22:49.280
‫شب کریسمس آرامی بود.

00:22:50.190 --> 00:22:53.060
‫خبری از جشن در
‫خانه‌ی کات‌برد ها نبود.

00:22:53.350 --> 00:22:56.290
‫اما جو آشپزخانه، گرم بود.

00:22:59.450 --> 00:23:04.950
‫آنه حتی یک لحظه هم از صحبت
‫راجب اجرای فردا دست بر نداشت.

00:23:05.600 --> 00:23:09.310
‫ماریلا نیز دخالتی نکرد
‫و به همه‌اش گوش داد.

00:23:11.420 --> 00:23:17.760
‫ماتیو لبخند می‌زد و فقط آنه را
‫پس از دیدن هدیه‌اش تصور می‌کرد.

00:23:18.110 --> 00:23:23.610
‫آنه که به اتاقش رفت،
‫او پیپش را روشن کرد.

00:23:29.400 --> 00:23:32.380
‫پنجره رو لطفا یکم باز
‫کن تا هوا عوض بشه.

00:23:33.740 --> 00:23:34.560
‫باشه.

00:23:39.330 --> 00:23:40.410
‫برف می‌باره.

00:23:41.220 --> 00:23:42.350
‫برف می‌باره؟

00:23:47.270 --> 00:23:50.680
‫کریسمس برفی‌ای خواهیم داشت.

00:23:51.090 --> 00:23:52.760
‫همینطوره.

00:23:53.080 --> 00:24:15.080
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:17.900 --> 00:24:24.180
‫آنه که هدیه‌ی ماتیو را دریافت
‫کرد، از سخن قاصر ماند.

00:24:24.610 --> 00:24:27.360
‫در قسمت بعد:

00:24:27.640 --> 00:24:29.290
‫اجرای کریسمس‌

00:24:29.510 --> 00:24:31.510
‫☆پایان این قسمت☆

00:24:31.530 --> 00:24:51.530
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.