﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:25.810 --> 00:01:29.750
‫قسمت سه و سوم: کلاس ویژه‌ی
‫آکادمی کوئین، تشکیل می‌شود.

00:01:31.650 --> 00:01:38.820
‫در یکی از روزهای سپتامبر، خانم استیسی دانش‌آموزان
‫بالا سیزده سال خود را به کنار دریاچه آورد.

00:01:38.820 --> 00:01:42.500
‫تا در مورد آینده‌ی
‫آن‌ها صحبت کند.

00:01:43.060 --> 00:01:46.120
‫بعد از آن، وقتی
‫به خانه بر می‌گشتند

00:01:46.300 --> 00:01:48.670
‫جنگل با اون رنگای پاییزی
‫دوست‌داشتنی شده بود

00:01:48.670 --> 00:01:52.170
‫اما حالا که برگای
‫درختا ریخته هم زیباست.

00:01:52.650 --> 00:01:59.300
‫نگاه کن دایانا، درختای سرخس،
‫اطلس و کرک‌بری به خواب رفتن.

00:02:00.030 --> 00:02:04.970
‫درست انگار که یه نفر اونارو زیر
‫یه لایه از موکت برگی پنهان کرده.

00:02:06.230 --> 00:02:13.980
‫به نظر من یه پری خاکستری که شال
‫رنگین‌کمانی به تن داشته این کار رو کرده.

00:02:14.780 --> 00:02:18.400
‫آنه می‌دونی که
‫پری‌ها وجود ندارن.

00:02:18.400 --> 00:02:22.800
‫آره دایانا، برای همینه که باید
‫در موردش رویاپردازی کنیم دیگه.

00:02:22.900 --> 00:02:25.650
‫اما الان که دیگه بچه نیستیم.

00:02:25.650 --> 00:02:28.420
‫نباید مثل بچه‌ها رفتار کنیم.

00:02:28.560 --> 00:02:32.510
‫لطفا نگو که رویاپردازی
‫کار بچه‌هاست.

00:02:32.950 --> 00:02:35.950
‫خیلی مهمه که همه
‫رویاپردازیشون رو رشد بدن.

00:02:35.950 --> 00:02:38.330
‫استیسی-سنسه هم
‫همین رو گفت درسته؟

00:02:38.540 --> 00:02:39.950
‫استیسی-سنسه همین امروز گفت

00:02:39.950 --> 00:02:43.390
‫که عادت‌ها و تفکراتی که با خودمون
‫به این سن آوردیم دست ما نبوده،

00:02:43.390 --> 00:02:47.210
‫باید حواسمون باشه چون وقتی به بیست
‫سالگی برسیم شخصیتمون کاملا شکل گرفته.

00:02:47.650 --> 00:02:49.450
‫اگه می‌خوای رویاپردازی کنی

00:02:49.580 --> 00:02:52.300
‫پس باید در مورد یه چیز
‫مفید برای آینده‌‌ات کنی.

00:02:52.800 --> 00:02:53.810
‫مثلا...

00:02:54.350 --> 00:02:55.300
‫آره...
‫ازدواج.

00:02:56.780 --> 00:02:57.940
‫ازدواج؟
‫درسته.

00:02:58.880 --> 00:03:00.330
‫دایانا!

00:03:01.150 --> 00:03:05.030
‫مگه ما بهم قول ندادیم که
‫هیچ وقت ازدواج نکنیم و

00:03:05.030 --> 00:03:10.260
‫تا همیشه با هم زندگی کنیم؟

00:03:10.680 --> 00:03:15.440
‫به خاطر این اون حرف رو زدم چون
‫رابی همه‌ی حرفش شده پسرای جوون.

00:03:16.980 --> 00:03:20.230
‫خودمم هنوز درست تصمیم نگرفتم.

00:03:20.550 --> 00:03:24.880
‫احتمالا شرافتمندانه‌تره که

00:03:24.880 --> 00:03:29.040
‫با یه پسر جوون و سرکش و بی پروا که تقوای
‫ضعیفی داره ازدواج کنیم بعد نجاتش بدیم.

00:03:29.040 --> 00:03:31.050
‫این عالیه دایانا!

00:03:31.400 --> 00:03:33.500
‫ازدواج با بنیه‌ای می‌شه.

00:03:34.200 --> 00:03:35.280
‫اینطور فکر می‌کنی؟
‫آره!

00:03:36.610 --> 00:03:39.390
‫تو واقعا مشغول فکر در
‫مورد آینده بودی مگه نه؟

00:03:39.790 --> 00:03:40.640
‫اما...

00:03:40.730 --> 00:03:42.230
‫خیلی احساس تنهایی می‌کنم.

00:03:43.200 --> 00:03:49.690
‫من به خاطر دوستیمون کلا
‫ازدواج رو کنار گذاشته بودم.

00:03:50.220 --> 00:03:51.250
‫اما آنه...

00:03:51.330 --> 00:03:52.850
‫مگه خودت اون روز نگفتی

00:03:52.850 --> 00:03:56.680
‫که دوست‌داری با یه مبلغ مذهبی
‫ازدواج کنی و باهاش دنیا رو بگردی؟

00:03:56.680 --> 00:03:58.550
‫اون فقط یه رویا بود.

00:04:00.030 --> 00:04:03.160
‫چطوری می‌شه آخه یه
‫مبلغ مناسب رو پیدا کرد.

00:04:04.920 --> 00:04:06.400
‫حق با توئه.

00:04:06.660 --> 00:04:07.520
‫تازشم

00:04:07.700 --> 00:04:11.010
‫تو هم نمی‌تونی مطمئن باشی که اون
‫پسر سرکشی که می‌خوای رو پیدا کنی.

00:04:11.410 --> 00:04:12.460
‫همونطور که فکر می‌کردم

00:04:12.460 --> 00:04:15.000
‫بهتره تا موقعی که اونارو
‫پیدا می‌کنیم تنها بمونیم.

00:04:15.870 --> 00:04:16.670
‫اما...

00:04:18.760 --> 00:04:21.560
‫تو حتی اگه پسر رویاهات رو پیدا
‫نکردی هم می‌خوای ازدواج کنی مگه نه؟

00:04:21.560 --> 00:04:22.220
‫چی؟

00:04:22.610 --> 00:04:24.400
‫نه نمی‌خواستم
‫این رو بگم... اما...

00:04:24.750 --> 00:04:26.190
‫دایانا

00:04:26.190 --> 00:04:28.160
‫شبیه رابی شدی‌.

00:04:28.450 --> 00:04:31.280
‫جین اون روز بعد
‫از دعا بهم گفت که

00:04:31.290 --> 00:04:35.430
‫اجازه دادی مودی اسپارجئون باهات
‫قدم بزنه و به نظر که خوشحال بودی.

00:04:35.580 --> 00:04:38.360
‫آنه تو این حرف رو باور می‌کنی؟

00:04:38.360 --> 00:04:39.100
‫البته.

00:04:39.640 --> 00:04:44.030
‫امروزم دیدمتون که داشتین
‫می‌گفتین ‌و می‌خندیدین.

00:04:45.960 --> 00:04:47.080
‫پس بذار همین حالا بهت بگم!

00:04:47.350 --> 00:04:49.940
‫من به مودی اهمیتی نمی‌دم.

00:04:49.940 --> 00:04:52.940
‫اما نمی‌تونم به خاطر اینکه تا
‫خونه همراهیم کرد خوشحال باشم؟

00:04:52.940 --> 00:04:53.770
‫می‌بینی؟

00:04:53.900 --> 00:04:57.040
‫تو از همون اولم نمی‌خواستی
‫تا آخر عمرت با من بمونی.

00:04:58.050 --> 00:05:01.990
‫پسرا رو به دوستیم
‫ترجیح می‌دی مگه نه دایانا؟

00:05:03.000 --> 00:05:04.770
‫برای چی این حرفای زشت
‫رو به من نسبت می‌دی؟

00:05:04.770 --> 00:05:06.700
‫دوستی ما برای من خیلی ارزشمنده.

00:05:07.190 --> 00:05:08.040
‫اما آنه

00:05:08.100 --> 00:05:11.140
‫خودت به خاطر یه چیز
‫مسخره با گیلبرت حرف نمی‌زنی

00:05:11.150 --> 00:05:13.910
‫و حالا هم می‌خوای جلوی من
‫رو بگیری که با پسرا حرف نزنم؟

00:05:18.610 --> 00:05:20.490
‫دوستی ما تمومه!

00:05:21.200 --> 00:05:22.000
‫آنه!

00:05:46.810 --> 00:05:47.770
‫من برگشتم.

00:06:28.960 --> 00:06:29.850
‫ماتیو.

00:07:09.170 --> 00:07:10.170
‫جری.

00:07:10.300 --> 00:07:11.920
‫ماتیو هنوز نیومده.

00:07:12.410 --> 00:07:13.130
‫آنه.

00:07:13.260 --> 00:07:16.020
‫از اونجایی که هنوز ماتیو نیومده
‫من اینارو رو همینجا می‌ذارم.

00:07:29.970 --> 00:07:32.760
‫تو سیبایی که روی
‫بشکه بود رو خوردی؟

00:07:32.760 --> 00:07:33.290
‫چی؟
‫آره...

00:07:34.400 --> 00:07:35.650
‫برای تو بودن؟
‫متاسفم.

00:07:36.760 --> 00:07:39.530
‫خدایا لطفا من رو ببخش.

00:07:39.690 --> 00:07:43.400
‫فکر نمی‌کردم اون
‫بیاد و سیبا رو بخوره.

00:07:43.510 --> 00:07:44.130
‫چی شده؟

00:07:45.560 --> 00:07:46.790
‫اون سیبا سمی‌ بودن!

00:07:46.790 --> 00:07:49.530
‫به اون سیبا مرگ موش زده بودم!

00:07:50.530 --> 00:07:53.180
‫از وقتی که اومدم
‫اینجا کلی موش دیدم

00:07:53.180 --> 00:07:55.840
‫برای اینکه انقدر تکثیر
‫نشن این کار رو کردم.

00:07:57.400 --> 00:08:03.040
‫اون برای کشتن یه دوجین از
‫تو کافیه احتمالا فورا می‌میری.

00:08:07.050 --> 00:08:07.800
‫آنه!

00:08:31.140 --> 00:08:32.100
‫ماریلا!
‫کسی خونه‌ست؟

00:08:37.970 --> 00:08:40.300
‫خیلی ترسیدم!
‫نمی‌خوام تنها بمیرم!

00:08:41.400 --> 00:08:42.680
‫نمی‌خوام بمیرم!

00:08:43.730 --> 00:08:45.720
‫اما حتما می‌میرم!

00:08:51.040 --> 00:08:51.850
‫دایانا.

00:08:52.660 --> 00:08:54.710
‫نمی‌تونم وقتی قهریم بمیرم.

00:08:55.110 --> 00:08:57.620
‫تقصیر من بود باید
‫ازش معذرت خواهی کنم.

00:08:58.040 --> 00:08:59.980
‫همین الان باید معذرت خواهی کنم.

00:09:03.530 --> 00:09:05.430
‫اگه سر راه بمیرم چی؟

00:09:05.650 --> 00:09:09.660
‫اینکه تنها تو تاریکی
‫بمیرم خیلی ترسناکه.

00:09:21.590 --> 00:09:26.590
‫رهگذرا فقط جنازه‌ی سرد
‫و بی‌جونم رو پیدا می‌کنن.

00:09:27.380 --> 00:09:32.090
‫من فقط یه فرصت
‫برای خداحافظی می‌خوام.

00:09:32.790 --> 00:09:37.980
‫منکه گناهی نکردم فقط یه
‫سیب خوشمزه رو خوردم.

00:09:38.700 --> 00:09:40.330
‫عادلانه نیست!

00:09:40.330 --> 00:09:41.750
‫این مرگ حق من نیست!
‫نمی‌خوام بمیرم!

00:09:49.760 --> 00:09:51.360
‫نمی‌خوام بمیرم!

00:10:02.000 --> 00:10:03.900
‫الان وقت گریه کردن نیست!

00:10:04.200 --> 00:10:05.630
‫باید شجاع باشم.

00:10:05.800 --> 00:10:09.340
‫نباید موجب شرمساری شرلی‌ها
‫و کات‌برد‌ها بشی آنه شرلی.

00:10:16.700 --> 00:10:20.440
‫درسته اگه قراره بمیرم، به آرامی
‫وقتی توی تختم دراز کشیدم می‌میرم.

00:10:50.850 --> 00:10:53.140
‫چقدر دیگه زمان دارم؟

00:10:53.700 --> 00:10:57.570
‫جری گفت همون لحظه می‌کشتم اما...

00:10:58.140 --> 00:11:00.040
‫چقدر دیگه وقت دارم؟

00:11:01.820 --> 00:11:04.640
‫همون لحظه دقیقا چقدره؟

00:11:05.320 --> 00:11:06.950
‫مرگ دردناکه؟

00:11:07.350 --> 00:11:09.350
‫مطمئنا زهر دردناکه.

00:11:09.940 --> 00:11:13.540
‫همین یکم پیش شاد شاد بودم.

00:11:14.900 --> 00:11:18.150
‫حداقل یکم زمان بهم بده تا آخرین
‫حرفام رو برای ماتیو و ماریلا بنویسم.

00:11:18.600 --> 00:11:19.990
‫و البته دایانا.

00:11:21.430 --> 00:11:25.600
‫در غیر این صورت دایانا
‫خودش رو مقصر می‌دونه.

00:11:26.980 --> 00:11:31.790
‫نباید اون حرفا رو بهش
‫می‌زدم. البته اونم ناراحتم کرد.

00:11:33.040 --> 00:11:35.430
‫یعنی وقت کافی دارم؟

00:11:36.630 --> 00:11:38.270
‫چرا دستام انقدر سرد شدن؟

00:11:38.270 --> 00:11:40.730
‫شاید از همین حالا مرگم شروع شده.

00:11:41.040 --> 00:11:43.160
‫صورتم داره کبود می‌شه؟

00:11:46.720 --> 00:11:51.070
‫مثل یه جنازه رنگم پریده! این
‫قطعا صورت یه آدم رو به موته.

00:11:54.360 --> 00:11:58.020
‫من نمی‌خوام بمیرم اما
‫حالا که اینطوری شده

00:11:58.020 --> 00:12:01.820
‫با شرافت می‌میرم تا گرین
‫گیبلز رو شرمسار نکنم.

00:12:07.750 --> 00:12:09.950
‫دایانای عزیزم.

00:12:09.950 --> 00:12:12.340
‫من دارم می‌میرم.

00:12:12.340 --> 00:12:17.050
‫من با سیبی که جری برای موش‌ها
‫زهراگینش کرده بود مصمون شدم.

00:12:18.080 --> 00:12:23.870
‫دیگه هرگز نمی‌تونم ببینمت
‫فقط می‌خوام بگم که دوستت دارم.

00:12:24.100 --> 00:12:28.730
‫از حرفی که یکم
‫پیش بهت زدم پشیمونم.

00:12:29.000 --> 00:12:31.280
‫حق با تو بود.

00:12:31.280 --> 00:12:37.140
‫دارم این رو می‌نویسم تا یه وقت بابت
‫چیزایی که گفتی حس بدی پیدا نکنی.

00:12:38.040 --> 00:12:41.640
‫دایانا لطفا من رو ببخش.

00:12:42.600 --> 00:12:48.540
‫هنوز چیزی حس نمی‌کنم اما خب
‫نمی‌دونم که نشانه‌های مسمومیت چیه.

00:12:49.200 --> 00:12:59.610
‫جری گفت که اون زهر برای کشتن
‫یه دوجین از من کافیه پس فورا می‌میرم.

00:13:03.230 --> 00:13:08.910
‫دردی در شکمم حس می‌کنم
‫فکر می‌کنم که مرگ نزدیکه.

00:13:08.920 --> 00:13:09.920
‫خدانگهدار

00:13:10.740 --> 00:13:15.920
‫منی که جوان مرگ شدم
‫رو به خاطر داشته باش.

00:13:16.220 --> 00:13:17.840
‫متعهد به تو

00:13:17.840 --> 00:13:19.570
‫آنه شرلی.

00:13:22.790 --> 00:13:23.800
‫دایانا.

00:13:40.400 --> 00:13:40.940
‫آنه.
‫آنه!

00:13:42.000 --> 00:13:44.180
‫چی شده؟ چرا چراغا روشن نیست؟

00:13:45.060 --> 00:13:47.740
‫اجاقم که روشن نیست.
‫اون داره چیکار...

00:13:49.330 --> 00:13:51.510
‫من دارم می‌میرم.

00:13:52.140 --> 00:13:52.820
‫چی گفتی؟

00:13:53.720 --> 00:13:57.890
‫من سیبایی که جری بوت برای
‫موشا سم زدن بود رو خوردم.

00:13:58.700 --> 00:14:03.130
‫فقط چند دقیقه دیگه
‫وقت دارم ماریلا.

00:14:03.820 --> 00:14:06.370
‫آنه، اینم یکی دیگه از نمایشاته؟

00:14:07.880 --> 00:14:09.440
‫نه ماریلا.

00:14:11.880 --> 00:14:15.280
‫فکر می‌کنی یه آدم رو به
‫موت می‌تونه نمایش بازی کنه؟

00:14:15.740 --> 00:14:20.690
‫می‌شه این رو بعد از مرگ من
‫بخونی؟ این یکی هم برای دایانائه.

00:14:21.270 --> 00:14:28.100
‫نذار کسی بعد از مرگ من رو ببینه.
‫نمی‌خوام هیچکس صورت کبودمو ببینه.

00:14:28.150 --> 00:14:32.150
‫آنه از وقتی که سیب
‫رو خوردی چقدر گذشته؟

00:14:32.150 --> 00:14:34.280
‫تقریبا یه ساعت؟

00:14:34.550 --> 00:14:41.230
‫اگه یک ساعت پیش سیب مسموم خورده
‫بودی الان یا حالت بد بود یا مرده بودی.

00:14:45.670 --> 00:14:49.160
‫منم دردی در شکمم حس می‌کنم.

00:14:53.200 --> 00:14:56.280
‫چی شده؟ چرا چراغا خاموشن؟

00:14:56.600 --> 00:14:59.140
‫ماتیو، جری بوت کجاست؟

00:14:59.550 --> 00:15:04.210
‫خب، شاید تو اسطبل
‫باشه شایدم تو راه خونه.

00:15:04.210 --> 00:15:05.230
‫چطور به نظر می‌رسید؟

00:15:05.700 --> 00:15:09.250
‫خب، مثل همیشه.

00:15:09.250 --> 00:15:10.780
‫آنه دنبالم بیا.

00:15:19.800 --> 00:15:21.480
‫جری! جری بوت!

00:15:23.260 --> 00:15:24.180
‫چی شده؟

00:15:24.650 --> 00:15:27.360
‫به آنه گفتی که
‫سیبای مسموم خورده؟

00:15:27.420 --> 00:15:28.080
‫چی؟

00:15:29.040 --> 00:15:30.000
‫آها اون...

00:15:30.850 --> 00:15:31.710
‫نه بابا.

00:15:31.980 --> 00:15:33.390
‫شوخی بود.

00:15:33.980 --> 00:15:36.670
‫همینطور فکر می‌کردم.

00:15:37.200 --> 00:15:40.510
‫نباید دخترارو اینطوری بترسونی.

00:15:40.670 --> 00:15:41.780
‫نه من...

00:15:41.780 --> 00:15:46.240
‫من می‌خواستم خودم اون
‫سیبارو تو وقت استراحتم بخورم

00:15:46.240 --> 00:15:48.010
‫برای همین... خب...

00:15:48.280 --> 00:15:50.430
‫چطور جرعت کردی من
‫رو گول بزنی جری بوت؟!

00:15:50.680 --> 00:15:51.580
‫ببخشید ببخشید.

00:15:51.740 --> 00:15:56.580
‫تو هم بعد اینکه حرفم رو شنیدی سریع
‫فرار کردی و نذاشتی واقعیت رو بهت بگم.

00:15:56.690 --> 00:15:59.510
‫فکر کردم خودت
‫می‌فهمی که شوخی بوده.

00:15:59.640 --> 00:16:01.160
‫جری بوت، تقاصشو پس می‌دی!

00:16:01.240 --> 00:16:02.370
‫نمی‌بخشمت!
‫ببخشید آنه!

00:16:03.200 --> 00:16:04.110
‫صبر کن!
‫صبر کن آنه!

00:16:05.370 --> 00:16:07.290
‫تو نباید انقدر طمعکار باشی‌.

00:16:07.290 --> 00:16:08.600
‫جری بوت! وایسا!
‫باشه دیگه معذرت می‌خوام!

00:16:09.380 --> 00:16:10.010
‫صبر کن!

00:16:10.600 --> 00:16:11.810
‫ببخشید.

00:16:18.010 --> 00:16:22.200
‫اما ماریلا دلم
‫واقعا درد گرفته بود.

00:16:22.290 --> 00:16:23.780
‫البته که درد گرفته بود.

00:16:23.780 --> 00:16:28.410
‫وقتی یک ساعت مطمئن باشی که
‫قراره بمیری دل هر کسی درد می‌گیره.

00:16:28.770 --> 00:16:30.100
‫اره.

00:16:30.710 --> 00:16:33.000
‫بعد از همه‌ی اینا
‫داشتم فراموش می‌کردم.

00:16:33.000 --> 00:16:36.120
‫آنه امروز خانم استیسی رو دیدم.

00:16:36.390 --> 00:16:39.250
‫می‌خواست بیاد اینجا تا در
‫مورد چیزی باهامون حرف بزنه.

00:16:39.860 --> 00:16:41.610
‫آنه داری گوش می‌دی؟

00:16:42.580 --> 00:16:45.540
‫بله. چیکار داشت؟

00:16:46.030 --> 00:16:48.520
‫انگار زیاد دلت نمی‌خواد بدونی.

00:16:48.520 --> 00:16:51.200
‫در مورد تو حرف زد.

00:16:51.570 --> 00:16:52.990
‫در مورد من؟

00:16:53.390 --> 00:16:54.160
‫آره.

00:16:55.600 --> 00:16:57.510
‫می‌دونم در مورد چی حرف زد.

00:16:59.040 --> 00:17:01.060
‫می‌خواستم بهت بگم ماریلا

00:17:01.300 --> 00:17:03.970
‫واقعا می‌خواستم بگم، یادم رفت.

00:17:04.480 --> 00:17:07.280
‫دیروز بعدازظهر وقتی داشتم بن هار می‌خوندم، استیسی-سنسه
‫مچم رو گفت. (بن هار: کتابی نوشته‌ی لیو والاس)

00:17:07.280 --> 00:17:09.340
‫اون موقع باید تاریخ
‫کانادا رو می‌خوندم.

00:17:09.850 --> 00:17:12.130
‫البته زمان شام خوندمش.

00:17:12.130 --> 00:17:15.450
‫آخه تا اینکه مدرسه باز شد
‫رسیدم به بخش کالسکه سواری‌.

00:17:15.450 --> 00:17:18.820
‫فقط می‌خواستم بدونم که
‫ادامه‌ی داستان چی می‌شه.

00:17:19.640 --> 00:17:22.200
‫هرچند مطمئن بودم
‫که بن هار می‌بره.

00:17:22.900 --> 00:17:26.690
‫برای اینکه اگه
‫نمی‌برد عادلانه نبود.

00:17:27.040 --> 00:17:30.710
‫برای همین کتاب تاریخ
‫رو روی میز گذاشتم و

00:17:31.000 --> 00:17:33.830
‫بن هال رو روی پاهام.

00:17:33.970 --> 00:17:37.070
‫یه جور بودم که انگار دارم
‫تاریخ کانادا رو می‌خونم اما

00:17:37.130 --> 00:17:40.220
‫تموم مدت تو بن هار غرق بودم.

00:17:40.800 --> 00:17:43.210
‫انقدر برام جالب بود که

00:17:43.450 --> 00:17:48.090
‫اصلا نفهمیدم استیسی-سنسه
‫اومده بالای سرم.

00:17:48.520 --> 00:17:50.680
‫تا اینکه بالا رو نگاه کردم و

00:17:50.680 --> 00:17:54.220
‫دیدم که چطوری داره نگاهم می‌کنه.

00:17:54.870 --> 00:17:57.770
‫نمی‌تونم بگم چقدر شرمگین شدم.

00:17:58.220 --> 00:18:01.460
‫مخصوصا وقتی ریسه‌های
‫جوسی پای رو شنیدم.

00:18:02.330 --> 00:18:05.730
‫استیسی-سنسه کتاب
‫بن هار رو ازم گرفت

00:18:06.020 --> 00:18:08.190
‫اما حتی یه کلمه حرف هم نزد.

00:18:09.010 --> 00:18:13.400
‫بعد از کلاس نگه داشت
‫و باهام صحبت کرد.

00:18:13.400 --> 00:18:16.690
‫بهش قول دادم که
‫دیگه همچین کاری نکنم.

00:18:17.220 --> 00:18:20.980
‫همچنین پیشنهاد دادم که برای
‫مجازات تا یه هفته بن هار نخونم

00:18:21.190 --> 00:18:24.890
‫نه حتی یه نگاه کوچیک که
‫بفهمم نتیجه‌ی مسابقه چی می‌شه.

00:18:25.700 --> 00:18:31.400
‫اما استیسی-سنسه گفت که نیازی
‫به این کار نیست و من رو می‌بخشه.

00:18:31.730 --> 00:18:37.080
‫برای همین اصلا فکر نکردم که ممکنه
‫بیاد اینجا و در موردش صحبت کنه.

00:18:38.000 --> 00:18:40.890
‫خانم استیسی در مورد
‫این چیزا حرفی نزد.

00:18:41.230 --> 00:18:44.010
‫این وجدانته که همش رو الان
‫بهم گفت نه هیچ چیز دیگه‌ای.

00:18:45.220 --> 00:18:48.290
‫دیگه هیچ کتاب داستانی
‫به مدرسه نمی‌بری.

00:18:48.290 --> 00:18:50.740
‫به هر حال رمان‌های
‫زیادی می‌خونی.

00:18:50.740 --> 00:18:57.020
‫چطور به بن هار می‌گی رمان
‫وقتی تقریبا یه کتاب مقدسه.

00:18:57.480 --> 00:18:59.870
‫اگه رمان نیست پس چیه؟

00:18:59.870 --> 00:19:04.720
‫درسته که برای اینکه یکشنبه‌ها
‫خونده بشه یکم بیش از حد هیجان داره

00:19:04.720 --> 00:19:08.040
‫و من فقط تو روزهای
‫هفته می‌خونمش و ...

00:19:08.040 --> 00:19:12.930
‫خب من دیگه می‌رم بخوابم.
‫گوشام و چشمام دارن خسته می‌شن.

00:19:13.030 --> 00:19:17.430
‫واضحه که نمی‌خوای بدونی خانم
‫استیسی در چه مورد حرف زد.

00:19:18.210 --> 00:19:23.260
‫صدای خودت برات
‫از هر چیزی جالب‌تره.

00:19:23.260 --> 00:19:26.750
‫نه ماریلا می‌خوام بدونم!

00:19:27.000 --> 00:19:31.570
‫دیگه حرف نمی‌زنم. نه حتی
‫یه کلمه. لطفا بهم بگو ماریلا.

00:19:31.880 --> 00:19:37.910
‫خانم استیسی می‌خواد کلاسی
‫برای دانش‌آموزان برترش درست کنه.

00:19:37.910 --> 00:19:40.750
‫قراره اونا رو برای آزمون
‫ورودی آکادمی کوئین آماده کنه.

00:19:40.930 --> 00:19:44.960
‫می‌خواد یک ساعت بعد از
‫مدرسه براشون تدریس بذاره.

00:19:44.960 --> 00:19:51.410
‫اومده بود اینجا تا از من و
‫ماتیو بپرسه که موافقیم یا نه.

00:19:52.190 --> 00:19:54.340
‫تو چی فکر می‌کنی آنه؟

00:19:54.610 --> 00:19:58.140
‫می‌خوای به آکادمی
‫بری و معلم بشی؟

00:19:58.220 --> 00:20:02.180
‫ماریلا! این آرزوی منه!

00:20:02.180 --> 00:20:07.880
‫از زمانی که شیش ماه پیش رابی و
‫جین در موردش حرف زدن ارزوم شده.

00:20:08.120 --> 00:20:10.740
‫مطمئنم که دایانا و جوسی پای
‫هم می‌خوان همین کار رو کنن.

00:20:10.800 --> 00:20:16.740
‫اما من حرفی نزدم چون می‌دونستم
‫صحبت در موردش بی فایده‌ست.

00:20:17.010 --> 00:20:19.250
‫من عاشق اینم که معلم بشم.

00:20:19.250 --> 00:20:22.940
‫اما... خیلی گرون نمی‌شه؟

00:20:23.230 --> 00:20:28.440
‫اقای اندروز گفتن که هزینه‌های
‫ورود پریشی صد و پنجاه دلار شد.

00:20:28.440 --> 00:20:31.780
‫تازه پریشی هندسش بدم نبود.

00:20:32.020 --> 00:20:35.180
‫لازم نیست نگران اون باشی آنه.

00:20:35.180 --> 00:20:39.260
‫وقتی من و ماتیو
‫قبول کردیم اینجا بمونی

00:20:39.270 --> 00:20:44.660
‫ما تصمیم گرفتیم که همه‌ی تلاشمون رو
‫بکنیم تا تو به مدارج بالای تحصیلی برسی.

00:20:45.030 --> 00:20:46.880
‫مگه نه ماتیو؟

00:20:46.880 --> 00:20:50.960
‫آره همینطوره. نگران نباش آنه.

00:20:52.860 --> 00:21:01.070
‫من باور دارم که دخترا باید بتونن برای خودشون
‫درآمد داشته باشن، چه قبلا کاری کرده باشن چه نه.

00:21:01.940 --> 00:21:06.450
‫تو تا زمانی که من و ماتیو
‫زنده باشیم خونت اینجاست.

00:21:06.450 --> 00:21:12.030
‫اما خب کسی نمی‌دونه سرنوشت
‫چه چیزی واسمون رقم می‌زنه.

00:21:12.310 --> 00:21:15.150
‫باید براش آماده باشیم.

00:21:15.540 --> 00:21:20.030
‫پس آنه اگه بخوای می‌تونی به
‫کلاس ویژه‌ی آکادمی کوئین بپیوندی.

00:21:20.730 --> 00:21:22.240
‫ما—ماریلا!

00:21:22.600 --> 00:21:24.400
‫ماریلا ازت ممنونم.

00:21:24.830 --> 00:21:26.280
‫انگار یه خوابه!

00:21:26.280 --> 00:21:29.670
‫نه خواب نیست! من
‫خیلی درس می‌خونم!

00:21:29.670 --> 00:21:31.300
‫ممنون ماریلا!

00:21:34.640 --> 00:21:36.300
‫ماتیو ازت ممنونم!

00:21:36.300 --> 00:21:38.190
‫هرگز فراموش نمی‌کنم

00:21:38.190 --> 00:21:42.810
‫درس می‌خونم و همه‌ی تلاشم
‫رو می‌کنم که سربلندتون کنم!

00:21:43.000 --> 00:21:45.650
‫البته از الان می‌گم که انتظار
‫چندانی تو هندسه نداشته باشین.

00:21:45.650 --> 00:21:50.630
‫اما بقیه درسا رو فکر می‌کنم
‫خودم بتونم از پسشون بر بیام.

00:21:50.630 --> 00:21:54.100
‫البته. من می‌تونم
‫بگم تو کارت رو بلدی.

00:21:54.210 --> 00:21:59.580
‫خانم استیسی گفت که تو کوشا
‫هستی و آینده‌ی روشنی داری.

00:21:59.700 --> 00:22:01.700
‫واقعا؟ این رو گفت؟

00:22:01.700 --> 00:22:02.480
‫اما آنه

00:22:02.480 --> 00:22:05.960
‫لازم نیست اونقدر درس
‫بخونی که خودتو به کشتن بدی

00:22:06.570 --> 00:22:09.370
‫حداقل یک سال و نیم
‫دیگه زمان داری تا آزمون.

00:22:09.550 --> 00:22:13.610
‫اما از الان که زمان هست شروع
‫کردن و کم‌کم مسلط شدن خوبه.

00:22:13.840 --> 00:22:16.060
‫خانم استیسی اینطوری می‌گن.

00:22:16.600 --> 00:22:19.730
‫از الان به بعد با علاقه‌ی
‫بیشتری در می‌خونم.

00:22:20.010 --> 00:22:22.390
‫چون الان دیگه
‫هدفی در زندگیم دارم‌.

00:22:23.180 --> 00:22:24.540
‫آقای آلان می‌گه

00:22:25.140 --> 00:22:30.050
‫همه باید تو زندگیشون هدف
‫داشته باشن و اون رو دنبال کنن.

00:22:30.290 --> 00:22:36.550
‫البته این رو هم گفت که اول باید مطمئن
‫بشیم که اون هدف، هدف ارزشمندی باشه.

00:22:36.830 --> 00:22:41.230
‫من که می‌گم هدف مثل خانم استیسی
‫معلم شدن هدف ارزشمندیه، نه ماریلا؟

00:22:41.670 --> 00:22:42.990
‫به نظر من شغل والاییه.

00:22:44.350 --> 00:22:47.940
‫همین یکم پیش فکر می‌کردم به
‫خاطر خوردن یه سیب مسموم می‌میرم

00:22:48.050 --> 00:22:50.350
‫اما الان که زنده‌ام حس
‫می‌کنم می‌تونم هرکاری کنم!

00:22:50.890 --> 00:22:53.030
‫برای همینه که مهم
‫نیست چقدر سخت باشه

00:22:53.030 --> 00:22:55.180
‫من وارد آکادمی کوئین می‌شم!

00:22:55.500 --> 00:22:58.070
‫فکر می‌کردی بمیری یعنی چی؟

00:22:58.380 --> 00:22:59.490
‫ماتیو...

00:22:59.490 --> 00:23:01.340
‫نگو ماریلا!

00:23:01.700 --> 00:23:04.290
‫باید این خبر رو به دایانا بدم!

00:23:04.470 --> 00:23:06.410
‫امروز با هم دعوت گرفتیم.

00:23:06.690 --> 00:23:10.460
‫داشتیم در مورد
‫آینده‌مون حرف می‌زدیم.

00:23:11.200 --> 00:23:13.100
‫اما نظرای متفاوتی داشتیم.

00:23:13.260 --> 00:23:15.120
‫دعوای امروز تقصیر من بود.

00:23:15.750 --> 00:23:16.960
‫زود برمی‌گردم.

00:23:17.240 --> 00:23:19.250
‫الان دیره. فردا بهش بگو.

00:23:19.340 --> 00:23:21.020
‫اصلا می‌دونی ساعت چنده؟

00:23:22.960 --> 00:23:23.800
‫حق با توئه.

00:23:24.600 --> 00:23:25.630
‫فردا بهش می‌گم.

00:23:25.960 --> 00:23:29.530
‫امروز کلی اتفاق بد افتاد
‫اما به خوبی تموم شد.

00:23:29.880 --> 00:23:32.100
‫شب بخیر ماتیو، ماریلا.

00:23:32.580 --> 00:23:33.780
‫شب بخیر آنه.
‫شب بخیر.

00:23:52.800 --> 00:23:55.780
‫دایانا می‌دونم که به
‫خاطر من خوشحال می‌شی.

00:23:57.200 --> 00:24:16.200
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:17.780 --> 00:24:19.290
‫کلاس ویژه‌ی آکادمی
‫کوئین شکل گرفت،

00:24:19.290 --> 00:24:23.560
‫اما دایانا عضوش نشد و
‫این شوکی برای آنه بود.

00:24:24.230 --> 00:24:26.700
‫در قسمت بعد:

00:24:27.160 --> 00:24:29.180
‫دایانا و دانش‌آموزان
‫کلاس ویژه‌ی آکادمی کوئین

00:24:30.000 --> 00:24:32.000
‫☆پایان این قسمت☆

00:24:32.020 --> 00:24:52.020
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.