﻿WEBVTT

00:00:00.392 --> 00:00:20.392
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:32.416 --> 00:00:38.326
« کتابخانۀ کلان‌شهری توکیو »
« شعبۀ آریسوگاوا »

00:00:38.327 --> 00:00:43.677
« سال ۱۹۷۹ - سال ۵۴ دورۀ شووا - ماه اول »

00:01:15.266 --> 00:01:16.224
صبح به‌خیر

00:01:16.225 --> 00:01:18.900
مثل همیشه سحرخیز، خانم تاکِزاوا

00:01:26.933 --> 00:01:29.150
الو، آبجی؟ من‌ام

00:01:30.558 --> 00:01:31.816
تاکیکو

00:01:32.725 --> 00:01:33.858
آره

00:01:34.766 --> 00:01:36.275
بد نیستم

00:01:38.058 --> 00:01:39.316
هان؟

00:01:41.600 --> 00:01:42.900
گوش کن

00:01:43.891 --> 00:01:45.441
باید صحبت کنیم

00:01:49.808 --> 00:01:52.275
نه، همچین چیز مسخره‌ای نیست

00:01:52.475 --> 00:01:54.432
از چی حرف می‌زنی؟

00:01:54.433 --> 00:01:57.849
ازدواج کجاش مسخره‌ست؟
اصلاً می‌دونی چند سال‌ته؟

00:01:57.850 --> 00:01:59.640
هان؟ ساکیکوئه؟

00:01:59.641 --> 00:02:00.941
تاکیکوئه

00:02:01.141 --> 00:02:04.599
زن که ۳۰ رو رد می‌کنه
چیزی جز گیروْگور براش نیست

00:02:04.600 --> 00:02:05.849
...دیگه وقت‌شه

00:02:05.850 --> 00:02:07.640
به‌ت که گفتم. دربارۀ اون نیست

00:02:07.641 --> 00:02:09.307
پس چیه؟ بریز بیرون دیگه

00:02:09.308 --> 00:02:12.390
سر صبح هم این خواهرها
دست از جدل برنمی‌دارن

00:02:12.391 --> 00:02:13.900
الو؟

00:02:15.766 --> 00:02:18.099
باز چیه؟ -
باید هر۴تامون باشیم -

00:02:18.100 --> 00:02:20.974
واسه یه کتاب‌درسی پول لازم دارم -
اون‌وقت به‌ت می‌گم -

00:02:20.975 --> 00:02:24.724
چه کتابی؟ -
«به انگلیسی) «داستان‌های پیشرفته برای بازآفرینی) -

00:02:24.725 --> 00:02:27.307
انگلیسیِ مامان ضعیفه. به ژاپنی بگو

00:02:27.458 --> 00:02:28.758
« پدر »

00:02:28.759 --> 00:02:31.140
هان؟ -
داداش، مگه اون رو چند روز پیش نخریدی؟ -

00:02:31.141 --> 00:02:34.182
:اونی که چند روز پیش خریدم این بود
(داستان‌های مقدماتی برای بازآفرینی» (به انگلیسی»

00:02:34.183 --> 00:02:35.515
!به ژاپنی بگو

00:02:35.516 --> 00:02:38.316
اون رو که باید دیشب می‌گفتی، هیرو

00:02:38.516 --> 00:02:40.066
واقعاً نیازش داری؟

00:02:40.266 --> 00:02:41.816
آره، نیازش دارم

00:02:42.558 --> 00:02:44.599
لطفاً رسیدش رو برام بیار

00:02:44.600 --> 00:02:45.599
حتماً

00:02:45.600 --> 00:02:47.025
بیا

00:02:50.141 --> 00:02:52.057
!اقلاً قبل از رفتن یه چیزی بگید

00:02:52.058 --> 00:02:55.140
!ما رفتیم -
!یوکو، اون دامن خیلی کوتاهه -

00:02:55.141 --> 00:02:56.733
بلندترین‌مه

00:02:59.808 --> 00:03:02.224
ببخشید. خب چه خبر؟

00:03:02.225 --> 00:03:05.349
آبجی، نمی‌شه که چون
...خواهربزرگۀ من‌ای، معطل‌م نگه داری

00:03:05.350 --> 00:03:07.358
گفتم که «ببخشید»، نگفتم؟

00:03:07.850 --> 00:03:10.400
این خیلی مهم‌تر از «چه خبر؟»ـه

00:03:11.016 --> 00:03:13.349
خب، توی شلوغ‌ترین زمانِ روز زنگ زدی

00:03:13.350 --> 00:03:16.642
.امشب همه میایم خونۀ تو
اون‌موقع به‌ت می‌گم

00:03:16.666 --> 00:03:19.566
به ساکی‌جان و اون‌یکی هم زنگ می‌زنم

00:03:19.891 --> 00:03:22.974
و قبل از اومدن، شام می‌خورم

00:03:22.975 --> 00:03:24.858
...چرا بیرون غذا بخوری وقتی من می‌تونم

00:03:29.016 --> 00:03:31.358
این هم از شانس ما از خواهر

00:03:32.516 --> 00:03:34.432
باید از اون کتابخونه استعفا کنه

00:03:34.433 --> 00:03:39.108
چه ایرادی داره کارمند دولت باشی؟
فشار کم‌تری نسبت به فروشندگی روی آدمه

00:03:39.350 --> 00:03:42.140
...تا ابد که نمی‌تونه اون کار رو بکنه. بالأخره

00:03:42.141 --> 00:03:44.974
پس اشتغال مادام‌العمر
به‌عنوان یه زن خانه‌دار خوبه؟

00:03:44.975 --> 00:03:47.682
اقلاً اون‌جوری یه ثباتی وجود داره

00:03:47.683 --> 00:03:49.483
اون چه حرفیه آخه

00:03:50.058 --> 00:03:51.775
سوناکو هم میاد؟

00:03:51.975 --> 00:03:54.608
خیلی یه‌دفعه‌ایه. خدا می‌دونه

00:03:55.641 --> 00:03:57.233
جلسه داری؟

00:03:57.683 --> 00:04:00.224
امروز می‌ری «ایکِگامی»، درسته؟

00:04:00.225 --> 00:04:02.932
موعد حساب پس‌انداز مخفی مادرم سر رسیده

00:04:02.933 --> 00:04:04.691
از آدرس ما استفاده کرده

00:04:05.183 --> 00:04:07.515
چرا از آدرس خودشون استفاده نمی‌کنه؟

00:04:07.516 --> 00:04:10.474
فکر می‌کنه اگه پدر بفهمه
پشت‌ش گرم می‌شه

00:04:10.475 --> 00:04:12.275
هنوز نمی‌تونه بازنشسته بشه

00:04:12.475 --> 00:04:14.733
ما مردها توی هر سنی
به‌مون سخت می‌گذره

00:04:14.933 --> 00:04:17.150
برای زن‌ها که سخت‌تره

00:04:17.433 --> 00:04:18.807
به آقات سلام برسون

00:04:18.808 --> 00:04:20.275
فقط به آقام؟

00:04:20.475 --> 00:04:24.316
مگه «موموتارو» تلاوت می‌کنم. نیازی
نیست هر دفعه به جفت‌شون اشاره کنم
یا «پسر هلو»: یکی از محبوب‌ترین افسانه‌های ژاپنی که Momotarō ]
[ نام‌اش در عنوان کتاب‌ها، فیلم‌ها و آثار مختلف دیگری دیده می‌شود

00:04:32.850 --> 00:04:34.608
روز خوبی داشته باشی -
آره -

00:04:37.000 --> 00:04:41.000
♪ PLAYHØÜZE - HIGHER ♪

00:05:24.650 --> 00:05:28.150
« آسورا »

00:05:30.725 --> 00:05:31.849
من اومدم

00:05:31.850 --> 00:05:35.807
اوه، خوش برگشتید. هنرمند «ایکِبانا» اومده
هنر گل‌آرایی سنتی ژاپنی، به‌معنای «گل‌های زنده» که در آن ]
گل‌های زنده را بریده و با رعایت قواعد خاصی در گلدان قرار می‌دهند
[ و اثری هنری خلق می‌کنند که تنها چند روز بیش‌تر دوام ندارد

00:05:35.808 --> 00:05:37.150
اوه؟ -
آره -

00:05:37.600 --> 00:05:40.108
دو ساعت طول کشید موهام رو درست کنن

00:05:40.475 --> 00:05:44.566
به خدا، زبون‌هاشون بیش‌تر
از دست‌هاشون می‌جنبه

00:05:59.433 --> 00:06:04.441
.چیدمان‌تون همیشه تحسین‌برانگیزه
ولی امروز به‌طرز ویژه‌ای خوبه

00:06:05.058 --> 00:06:06.941
چطور بیان کنم؟

00:06:07.891 --> 00:06:10.108
گُل‌ها شهوت‌انگیزن

00:06:10.766 --> 00:06:12.275
این حرف‌ها چیه

00:06:12.475 --> 00:06:17.349
استادم همیشه می‌گفت که
چیدمان‌های من معمولی و یکنواخت‌ان

00:06:17.350 --> 00:06:18.941
اصلاً هم این‌طور نیست

00:06:19.183 --> 00:06:22.108
درواقع، من یه زنی رو می‌بینم که برهنه نشسته

00:06:22.308 --> 00:06:24.233
موافق نیستی، عزیزم؟

00:06:25.016 --> 00:06:29.108
بی‌خیال... من که میونه‌ای با گُل‌ها ندارم

00:06:44.558 --> 00:06:46.150
خیلی زحمت کشیدید

00:06:46.475 --> 00:06:48.108
منزل ماسوکاوا

00:06:56.183 --> 00:06:58.691
فردا. ساعت یک

00:07:02.100 --> 00:07:05.108
استاد. خواهرتون پشت تلفن کارـتون داره

00:07:05.308 --> 00:07:06.566
اومدم

00:07:12.808 --> 00:07:14.941
...به‌ت که گفتم -
می‌بینم‌ت -

00:07:17.683 --> 00:07:19.849
دربارۀ ازدواج نیست

00:07:19.850 --> 00:07:21.432
پس چیه؟

00:07:21.433 --> 00:07:23.275
حضوری به‌ت می‌گم

00:07:23.516 --> 00:07:28.432
.من هم کاروْزندگی دارم
...نمی‌شه که همین‌طوری زنگ بزنی

00:07:28.433 --> 00:07:29.941
حقوق این ماه‌تون

00:07:34.183 --> 00:07:35.941
کِی؟

00:07:36.933 --> 00:07:40.474
،نمی‌شه که بدونِ این‌که از برنامه‌های من خبر داشته باشی
توقع داشته باشی امشب ساعت هشت همدیگه رو ببینیم

00:07:40.475 --> 00:07:42.184
آبجی‌تاکی، خیلی خودخواه‌ای

00:07:42.208 --> 00:07:45.108
خب پس، نیا. اجباری در کار نیست

00:07:46.308 --> 00:07:48.233
وظیفه‌م دونستم به‌ت بگم

00:07:48.683 --> 00:07:52.400
موضوع مهمیه. ولی حالا
خودمون سه نفر یه کاری‌ش می‌کنیم

00:07:52.600 --> 00:07:54.775
فقط بعداً گله نکنی

00:07:55.725 --> 00:07:58.108
خوش اومدید -
!خوش اومدید -

00:07:58.350 --> 00:07:59.775
از این‌طرف

00:08:00.100 --> 00:08:03.358
اصلاً به‌طورکُلی نباید به محل کار من زنگ بزنی

00:08:04.933 --> 00:08:07.483
شیفت من ساعت ۹ تموم می‌شه

00:08:07.683 --> 00:08:09.974
بگو مادرت ناخوش‌احواله

00:08:09.975 --> 00:08:13.275
اون بهونه رو هفتۀ پیش به کار بردم

00:08:17.266 --> 00:08:18.483
ببخشید

00:08:21.266 --> 00:08:22.525
ظهر به‌خیر

00:08:28.225 --> 00:08:29.650
...چیزی که خواسته بودم

00:08:36.308 --> 00:08:37.566
این رو دارم

00:08:38.225 --> 00:08:39.307
مشکلی نبود؟

00:08:39.308 --> 00:08:42.525
...نه. بی‌ایراد هم نبود، ولی

00:08:43.350 --> 00:08:44.608
راست می‌گید؟

00:08:46.891 --> 00:08:48.441
اذیت نمی‌شید؟

00:08:50.975 --> 00:08:52.675
معلومه که می‌شم

00:08:52.891 --> 00:08:54.650
مطمئن‌ام اذیت می‌شم

00:08:55.308 --> 00:08:57.650
ولی نمی‌تونم بی‌خیال بشم

00:09:08.308 --> 00:09:09.983
ممنون که منتظر موندید

00:09:11.600 --> 00:09:12.890
لطفاً یک صورت‌حساب برای همه‌ش

00:09:12.891 --> 00:09:15.775
بسیارخب. عذر می‌خوام

00:09:16.141 --> 00:09:18.858
هان؟ من یه آمریکایی سفارش دادم

00:09:19.475 --> 00:09:20.941
...مال من رو داد به شـ

00:09:30.350 --> 00:09:31.608
چقدر غلیظه

00:09:35.391 --> 00:09:36.349
!اِی‌وای

00:09:36.350 --> 00:09:37.691
...اوه

00:09:38.058 --> 00:09:39.191
عذر می‌خوام

00:09:40.183 --> 00:09:41.441
عذر می‌خوام؟

00:09:50.275 --> 00:09:52.775
« سیب فوجی »

00:09:56.141 --> 00:09:57.816
!عذر می‌خوام -
بله، خوش اومدید -

00:09:58.266 --> 00:09:59.599
...این‌ها -
سیب؟ -

00:09:59.600 --> 00:10:02.066
چهار تا، لطفاً -
چهار تا، بله. تشکر -

00:10:05.058 --> 00:10:11.025
روزی، روزگاری، یه پیرزن و یه پیرمردی بودن
[ ارجاع به داستان «موموتارو» (پسر هلو) ]

00:10:13.516 --> 00:10:16.483
پیرمرده رفت کوهستان دنبال هیزم

00:10:17.183 --> 00:10:20.691
پیرزنه هم رفت رودخونه تا رخت‌ها رو بشوره

00:10:23.516 --> 00:10:29.650
پیرزنه داشت رخت‌ها رو می‌شست که
یه هلوی گنده از رودخونه اومد پایین

00:10:31.016 --> 00:10:33.608
شالاپ‌شولوپ، شالاپ‌شولوپ

00:10:34.433 --> 00:10:36.474
شالاپ‌شولوپ، شالاپ‌شولوپ

00:10:36.625 --> 00:10:41.525
« کوتارو تاکِزاوا »

00:10:59.475 --> 00:11:01.066
هان؟ -
اوه -

00:11:01.725 --> 00:11:03.849
ماکیکوئه که

00:11:03.850 --> 00:11:05.232
به چی می‌خندی؟

00:11:06.516 --> 00:11:08.974
،آخه پیرمرده داره باغچه رو هرس می‌کنه

00:11:08.975 --> 00:11:11.900
پیرزنه هم داره رخت‌ها رو پهن می‌کنه

00:11:12.641 --> 00:11:14.515
کجاش عجیبه؟

00:11:14.516 --> 00:11:16.900
کاش هلو آورده بودم

00:11:17.516 --> 00:11:19.691
الآن که فصل هلو نیست

00:11:20.766 --> 00:11:23.432
چون هم‌اسم مادرم بود خریدم‌شون

00:11:23.433 --> 00:11:25.015
چی؟ -
می‌بینی؟ -

00:11:25.016 --> 00:11:27.357
اِی‌وای. فوجی؟

00:11:28.725 --> 00:11:32.858
برای سرزدن به پدرمادرت نیازی به
خریدن چشم‌روشنی‌های گرون نیست

00:11:33.058 --> 00:11:36.849
تازه، دو نفر آدم که نمی‌تونن
تنهایی همۀ این‌ها رو بخورن

00:11:36.850 --> 00:11:38.224
من هم کمک می‌کنم

00:11:38.225 --> 00:11:40.057
اوه؟ -
پدرجان، یه سیب بخور -

00:11:40.058 --> 00:11:42.525
اوه، من نمی‌خورم. باید برم

00:11:42.725 --> 00:11:46.108
امروز باید بره سر کار؟ -
آره -

00:11:46.308 --> 00:11:48.275
سه‌شنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها

00:11:48.475 --> 00:11:50.066
آدم متین و توداریه

00:11:51.183 --> 00:11:52.400
تمام

00:11:53.725 --> 00:11:56.525
مادر، اون لباس‌های تو نیست؟

00:11:59.100 --> 00:12:01.733
پدر که اهل این کارها نبود

00:12:03.058 --> 00:12:06.525
«هی، لباس‌هات از روی بند افتاد» -
«هی، لباس‌هات از روی بند افتاد» -

00:12:08.725 --> 00:12:11.724
حالا دیگه به باران‌گیر هم رسیدگی می‌کنه

00:12:11.725 --> 00:12:13.483
پدر؟ -
آره -

00:12:15.308 --> 00:12:17.900
شاید داره آماده می‌شه
جان به جان‌آفرین تسلیم کنه؟

00:12:18.141 --> 00:12:21.691
باید جوابِ همۀ سختی‌هایی که به‌ت داده رو بده

00:12:22.100 --> 00:12:23.775
ناخن‌خشکی

00:12:24.475 --> 00:12:28.483
و سال‌ها نق‌زدن که سختی حساب نمی‌شه

00:12:29.183 --> 00:12:32.191
به‌گمون‌م زندگی نسبتاً خوشی برای یک زنه

00:12:35.100 --> 00:12:37.941
بگذریم، پول چی؟

00:12:38.516 --> 00:12:41.608
بانک می‌خواد حساب‌ت رو باز نگه داره

00:12:43.183 --> 00:12:44.983
درسته

00:12:46.516 --> 00:12:49.557
اوه، و خبری از تاکیکو نداری؟

00:12:49.558 --> 00:12:51.816
نه. چطور، چیزی شده؟

00:12:52.641 --> 00:12:54.900
گفت که باید باهامون صحبت کنه

00:12:55.766 --> 00:12:58.566
یعنی ممکنه بالأخره یکی رو پیدا کرده باشه؟

00:12:59.391 --> 00:13:01.724
من هم همین فکر رو می‌کردم، ولی ظاهراً نه

00:13:01.725 --> 00:13:05.191
هی! «توفو»فروش بیرونه
توفو یا «پنیر سویا» غذایی است که از ]
[ فرایند بستن شیر سویا به دست می‌آید

00:13:06.308 --> 00:13:09.349
توفوی دیشب که هنوز مونده

00:13:09.350 --> 00:13:11.150
اوه، درسته

00:13:15.141 --> 00:13:17.191
!اوه، صبر کن

00:13:17.475 --> 00:13:21.057
اون‌یکی کُت‌ت رو برس کشیدم. قهوه‌ایه رو

00:13:21.058 --> 00:13:22.608
همین خوبه

00:13:28.516 --> 00:13:29.900
زود اومدی خونه

00:13:30.100 --> 00:13:34.224
آبجی، هرموقع به‌ش می‌گم تو
داری میای، بدوبدو میاد خونه

00:13:34.225 --> 00:13:36.140
تو مایۀ سعادت من‌ای

00:13:36.141 --> 00:13:38.640
جلسه‌م اتفاقی لغو شد

00:13:38.641 --> 00:13:42.441
.آقاتاکائو خواهر نداره
...پس وقتی ما چهار تا

00:13:44.058 --> 00:13:46.108
اون چیه؟ -
این هم از این -

00:13:46.683 --> 00:13:49.849
مگه امروز «کاگامی بیراکی»ـه؟
رسم سال نوی ژاپنی‌ها که در آن ]
[ کاگامی موچی» شکسته و می‌خورند»

00:13:49.850 --> 00:13:52.358
!نه هنوز... وای

00:13:52.558 --> 00:13:54.316
فکر کنم اون یازدهمین روز سال نوئه

00:13:54.850 --> 00:13:57.983
اون فقط می‌خواد یاد کودکی‌ش رو زنده کنه

00:13:58.433 --> 00:14:00.400
همۀ مردها همین‌طوری‌ان

00:14:00.683 --> 00:14:02.349
،زمانی که شوهر من زنده بود

00:14:02.350 --> 00:14:06.974
خیلی روی رسم‌وْرسوم و تزئینات حساس بود

00:14:06.975 --> 00:14:10.224
.حالا خوبه مرفه هم نبودیم
مایۀ عذاب بود

00:14:10.225 --> 00:14:12.691
شرط می‌بندم حالا که اون
مُرده، خیلی دل‌تنگ‌ش‌اید

00:14:13.308 --> 00:14:16.682
موچی‌ای که با نمک سرخ شده باشه حرف نداره

00:14:16.683 --> 00:14:18.640
اون هم برای همین به دل‌ش صابون زده

00:14:18.641 --> 00:14:20.191
پس من کمک می‌کنم

00:14:21.100 --> 00:14:23.316
!اوه -
ببخشید دیر کردم -

00:14:23.766 --> 00:14:24.849
من باز می‌کنم

00:14:24.850 --> 00:14:27.816
خودش برنامه رو می‌ریزه، آخر از همه هم میاد -
همین رو بگو -

00:14:30.975 --> 00:14:33.483
اوه، اون‌ها موچی‌ـه؟

00:14:34.433 --> 00:14:39.233
می‌گم، این شکاف‌های توی موچی
شما رو یاد چیزی نمی‌ندازه؟

00:14:40.641 --> 00:14:41.557
وایسا

00:14:41.558 --> 00:14:43.140
!پاشنه‌های مادر

00:14:43.141 --> 00:14:46.483
!دقیقاً! من هم می‌خواستم همین رو بگم

00:14:47.558 --> 00:14:50.066
آره، این‌جا، این‌جا، این‌جا

00:14:56.850 --> 00:15:00.557
من هنوز صدای وقتی که مادر
جوراب‌های «تابی»ش رو درمیاورد رو یادمه
[ جوراب‌های بنداَنگشتی سنتی ژاپن :Tabi (足袋) ]

00:15:00.558 --> 00:15:02.140
قبل از خواب، درسته؟

00:15:02.141 --> 00:15:04.265
...چراغ‌ها رو خاموش می‌کرد و

00:15:04.266 --> 00:15:09.316
تابی‌هاش کشیده می‌شدن به
پاشنه‌هاش و قرچ‌قرچ صدا می‌دادن

00:15:09.516 --> 00:15:13.099
چرا پاشنۀ پاهاش اون‌قدر زبر بود؟
شاید مشکل پوستی داشت؟

00:15:13.100 --> 00:15:16.816
.زندگی سختی داشته
بعضی‌وقت‌ها بدون غذاخوردن سر می‌کرد

00:15:17.266 --> 00:15:19.390
درست بعد از جنگ بود

00:15:19.391 --> 00:15:24.015
.باید شوهر و بچه‌هاش رو تغذیه می‌کرد
دراین‌بین، فقط «زوسویی» می‌خورد
[ نوعی غذای ساده و راحت برپایۀ برنج ژاپنی ]

00:15:24.016 --> 00:15:26.932
دست‌های مادر هم از کار
توی آشپزخونه زبر شده بود

00:15:26.933 --> 00:15:29.640
یادته مرهم سیاه می‌زد؟

00:15:29.641 --> 00:15:31.099
!آره، آره

00:15:31.100 --> 00:15:35.432
روی منقل زغالی داغ‌ش می‌کرد
و می‌مالید همه‌جای پوست‌ش

00:15:35.433 --> 00:15:38.932
جلزولز می‌کرد، بوی بدی هم
!داشت. چقدر هم دود می‌کرد

00:15:38.933 --> 00:15:41.233
یادش به‌خیر

00:15:41.850 --> 00:15:43.816
من که نمی‌تونم همۀ اون‌ها رو تحمل کنم

00:15:44.975 --> 00:15:47.525
!هی، زبون‌ت رو می‌سوزونی ها

00:15:48.141 --> 00:15:49.724
اوه، اون ساکیکو نیست؟

00:15:49.725 --> 00:15:50.640
من باز می‌کنم

00:15:50.641 --> 00:15:53.474
!آبجی‌تاکی، واقعاً بابت این ازت متنفرم -
بالأخره کامل شدیم -

00:15:53.475 --> 00:15:55.432
واقعاً واجب بود به اون زنگ بزنی؟

00:15:55.433 --> 00:15:58.057
اگه نمی‌زدم که دل‌خور می‌شد -
...برخلاف همۀ شما -

00:15:58.058 --> 00:16:00.691
!کارِ من زحمت‌کشیه

00:16:01.641 --> 00:16:02.807
!اول دست‌هات رو بشور

00:16:02.808 --> 00:16:06.099
.هفتۀ پیش، کمر مادرم گرفته بود
این هفته، پدرم ورم آپاندیس داشت

00:16:06.100 --> 00:16:08.640
هفتۀ بعد، باید بگم خواهرهام تصادف کردن

00:16:08.641 --> 00:16:12.066
!اوه -
!چه شوم -

00:16:13.350 --> 00:16:18.316
.بی‌خیال! هر هفته هم که نیست
بدتر از اونی که هست نشون‌ش می‌دی

00:16:18.516 --> 00:16:21.150
.رئیسِ من عاشق گلفه
بنابراین باید باهاش برم

00:16:22.100 --> 00:16:24.816
،گفت از جایزه‌های دل‌خوش‌کُنکی خسته شده

00:16:25.058 --> 00:16:28.599
بنابراین اون‌ها رو با سفارش پستی خریدم
و حالا همین‌جوری افتاده‌ان اون‌جا

00:16:28.600 --> 00:16:29.974
حالا چطور باید تمیزکاری کنم؟

00:16:29.975 --> 00:16:32.140
وقتی حواس‌ت نیست
ازشون استفاده می‌کنم

00:16:32.141 --> 00:16:36.182
ماساکی هم یه‌دونه گذاشته خونۀ
من. ولی بلااِستفاده موندن

00:16:36.183 --> 00:16:40.025
این‌طوری. یا این‌طوری

00:16:40.266 --> 00:16:41.140
...اوه، و

00:16:41.141 --> 00:16:43.025
!دربارۀ پدره

00:16:45.016 --> 00:16:46.941
یه نفر رو تأمین می‌کنه

00:16:49.100 --> 00:16:50.233
یه زن؟

00:16:50.808 --> 00:16:52.390
چرا یه مرد باشه؟

00:16:52.391 --> 00:16:56.182
گفتم شاید حامی مالی یه دانشجویی چیزی شده

00:16:56.183 --> 00:16:57.983
خواهرِ سادۀ ما رو باش

00:16:58.808 --> 00:17:00.015
مطمئن‌ای؟

00:17:00.016 --> 00:17:04.432
مردهای دیگه شاید، ولی پدر ما؟

00:17:04.433 --> 00:17:08.682
اون یه پیر زواردررفته‌ست که حتی
نمی‌تونه یه لباس از فروشگاه بخره

00:17:08.683 --> 00:17:10.390
چطور ممکنه یه زن دیگه داشته باشه؟

00:17:10.391 --> 00:17:12.849
به‌نظرت لباس‌خریدن از
فروشگاه با زن‌گرفتن یکیه؟

00:17:12.850 --> 00:17:14.890
قشنگ بود

00:17:14.891 --> 00:17:17.525
...پدرزنِ من با یه دوست‌دختر

00:17:18.475 --> 00:17:20.807
جناب‌عالی باید هم بخندی

00:17:20.808 --> 00:17:22.265
هی، منظورت چیه؟

00:17:22.266 --> 00:17:23.974
نیازی به جبهه‌گیری نیست

00:17:23.975 --> 00:17:27.307
یا نکنه به خودت شک داری؟

00:17:27.308 --> 00:17:29.890
چرا سر من خالی‌ش می‌کنی. بد می‌گم؟

00:17:29.891 --> 00:17:33.640
پدر امسال می‌ره توی ۷۰. ول‌مون کن توروخّدا

00:17:33.641 --> 00:17:36.099
تازه، پدرِ ما پول‌ش کجا بود؟

00:17:36.100 --> 00:17:38.432
اون فقط سه‌شنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها رو
کار می‌کنه، درسته؟

00:17:38.433 --> 00:17:43.015
.به‌لطفِ زیردست‌های سابق‌ش
اون فقط اسماً مدیره

00:17:43.016 --> 00:17:45.640
یه «کاموکو» (نیروی ذخیره)ی هفته‌ای‌۲بار
مثل اون چی‌کار می‌تونه بکنه؟

00:17:45.641 --> 00:17:46.849
یه «کاموکو» (متین و تودار)؟

00:17:46.850 --> 00:17:49.140
کاموکو» ایهامی برای شخصیت متین و تودارِ پدره»

00:17:49.141 --> 00:17:52.566
«یه مرد «کاموکو» (متین و تودار) که جزء «کاموکو
نیروهای ذخیره)ی سه‌شنبه‌ها و پنج‌شنبه‌هاست)

00:17:52.766 --> 00:17:54.066
قشنگ بود

00:17:55.016 --> 00:17:56.983
با چشم‌های خودم دیدم

00:17:59.350 --> 00:18:00.858
دقیقاً یک ماه پیش

00:18:02.391 --> 00:18:05.691
رفتم دیدن یه دوست که نزدیکِ
آبگیر سنزوکو» زندگی می‌کنه»

00:18:07.141 --> 00:18:10.066
انگار سه‌نفری داشتن از شهربازی برمی‌گشتن

00:18:11.475 --> 00:18:12.858
سه‌نفری؟

00:18:17.266 --> 00:18:19.650
«!بابا! زود باش»

00:18:22.600 --> 00:18:24.608
حتماً اشتباه گرفتی

00:18:25.308 --> 00:18:27.608
کارآگاه خصوصی استخدام کردم

00:18:28.725 --> 00:18:29.858
کارآگاه؟

00:18:30.975 --> 00:18:34.108
اسم زنه توموکو تسوچیاست. ۴۰ سال‌شه

00:18:34.891 --> 00:18:37.191
پسربچه‌هه هم کلاس دومه

00:18:38.225 --> 00:18:43.358
پدر همون حوالی یه آپارتمان اجاره کرده
و هر سه‌شنبه و پنج‌شنبه می‌ره اون‌جا

00:18:44.683 --> 00:18:46.400
یعنی نمی‌ره سر کار؟

00:18:46.641 --> 00:18:48.775
یه خودش رو نشون می‌ده
بعد می‌ره پیش زنه

00:18:49.766 --> 00:18:53.816
اون‌وقت به‌ش می‌گی «کاموکو» (متین)؟
ده ساله داره به مادر دروغ می‌گه

00:18:55.600 --> 00:18:57.191
مدرک داری؟

00:18:59.558 --> 00:19:02.807
چی، چی، چی؟ شناسنامۀ خانوادگی؟

00:19:02.808 --> 00:19:05.015
عکس‌های سه‌نفره‌شون

00:19:05.016 --> 00:19:06.224
!دوست ندارم ببینم

00:19:06.225 --> 00:19:08.057
!آبجی‌ماکیکو -
!ماکیکو -

00:19:08.058 --> 00:19:12.432
!نمی‌تونید نگاه کنید. مثل «تاماتِباکو»ـه
!اگه نگاه کنی، به حقیقت می‌پیونده
چیزی شبیه به «جعبۀ پاندورا» در ]
[ (اوراشیما تارو» (باور عامیانۀ ژاپنی»

00:19:12.433 --> 00:19:13.515
!همین‌حالاش حقیقت داره

00:19:13.516 --> 00:19:15.265
تو که با من موافق‌ای، مگه نه؟

00:19:15.266 --> 00:19:17.557
بهتره نگاه نکنیم، درسته؟ -
...آم -

00:19:17.558 --> 00:19:21.691
.وایسا، پای یه بچه در میونه
...ممکنه حتی ما

00:19:21.975 --> 00:19:22.974
خواهربرادر باشیم

00:19:22.975 --> 00:19:26.390
اولین برادر، هان؟ -
اون‌طوری من دیگه بچۀ آخر نیستم؟ -

00:19:26.391 --> 00:19:28.441
اون یعنی پنج نفریم؟

00:19:29.433 --> 00:19:30.941
...بهتره

00:19:33.933 --> 00:19:35.233
چی شد؟ -
چی شد؟ -

00:19:37.766 --> 00:19:39.015
دندون‌مصنوعی‌م شکست

00:19:39.016 --> 00:19:40.432
چه‌ته تو؟

00:19:40.433 --> 00:19:41.682
!حال‌به‌هم‌زنه

00:19:41.683 --> 00:19:44.057
وایسا. خواهرزن، تو دندون‌مصنوعی داری؟

00:19:44.058 --> 00:19:47.057
چهار تا دندون جلویی‌م. نگاه نکنید، باشه؟

00:19:47.058 --> 00:19:49.224
همه‌ش تقصیر موچی‌ـه

00:19:49.225 --> 00:19:52.474
چی می‌گی؟ تو که گفتی یاد
!پاشنه‌های مادر می‌ندازدت

00:19:52.475 --> 00:19:56.015
!وقتی دارم چیزی می‌خورم، حرف از پاشنه موقوف -
ساکیکو، چطوری توی همچین موقعیتی چیزی از گلوت پایین می‌ره؟ -

00:19:56.016 --> 00:19:58.599
چیه؟ واسه این‌که شما معطل
!نشید، با شکم خالی اومدم

00:19:58.600 --> 00:19:59.849
پس بذار هرقدر می‌خوام، بخورم

00:19:59.850 --> 00:20:02.724
بی‌خیال، الآن که وقتِ جدل نیست

00:20:02.725 --> 00:20:04.807
...مژکلِ بچه

00:20:04.808 --> 00:20:06.390
!صدات جوریه که انگار بادت خالی شده

00:20:06.391 --> 00:20:08.057
حلف می‌زنم، هوا می‌کشه

00:20:08.058 --> 00:20:10.599
...یه‌جورایی، حال‌وْهوا -
!خنده نداره که -

00:20:10.600 --> 00:20:13.932
لاست می‌گه -
!آبجی، خیلی بامزه حرف می‌زنی -

00:20:13.933 --> 00:20:15.390
ماثک ندارید؟

00:20:15.391 --> 00:20:16.515
هان؟ -
ماسک -

00:20:16.516 --> 00:20:17.599
ماسک؟

00:20:17.600 --> 00:20:18.932
نو داریم؟

00:20:18.933 --> 00:20:19.932
کهنه هم کار من رو راه می‌ندازه

00:20:19.933 --> 00:20:22.807
ماسک چه اهمیتی داره؟
بچه چی می‌شه؟

00:20:22.808 --> 00:20:25.441
همون کهنه خوبه. فقط بچه رو عوض کن

00:20:25.641 --> 00:20:26.775
هان؟

00:20:27.183 --> 00:20:28.974
بچه نه. پدش رو

00:20:28.975 --> 00:20:30.349
!پد -
!آبجی -

00:20:30.350 --> 00:20:32.441
!از دستِ تو

00:20:33.350 --> 00:20:36.941
مارکانو حمله می‌کنه. سرعت‌ش
!کم شده. یه ضربۀ راست مستقیم

00:20:39.350 --> 00:20:41.316
به خودتون بیاید، بچه‌ها

00:20:41.600 --> 00:20:45.599
الآن وقتِ ازدست‌دادن دندون یا تماشای
یه مسابقۀ بوکسِ احمقانه نیست

00:20:45.600 --> 00:20:48.233
احمقانه؟ بوکس یه ورزش واقعیه، می‌دونی

00:20:48.475 --> 00:20:52.900
هی! بچه‌ها! براتون مهم نیست؟

00:20:53.100 --> 00:20:55.724
!پدر یه معشوقه داره

00:20:55.725 --> 00:20:57.474
پدر هم یه مَرده

00:20:57.475 --> 00:20:59.890
به‌قدری یهوییه که نمی‌تونم هضم‌ش کنم

00:20:59.891 --> 00:21:03.816
۷۰سالگی همون ۵۰سالگی جدیده

00:21:04.141 --> 00:21:08.400
شاید مادر زیادی به خوردوْخوراک‌ش
رسیده. چهرۀ پدر قشنگ گُل انداخته

00:21:08.641 --> 00:21:11.724
،برای جلوگیری از خیانت‌کردن‌ش
باید آت‌وْآشغال به خوردش بده

00:21:11.725 --> 00:21:15.890
خب، من که مردهای کمردار رو ترجیح می‌دم

00:21:15.891 --> 00:21:17.307
!ساکیکو -
چیه؟ -

00:21:17.308 --> 00:21:18.515
برای من «چیه!» هم می‌کنه

00:21:18.516 --> 00:21:22.275
آبجی‌تاکی، تو چطور؟ تو هم
خیلی داری آب‌زیرکاهی می‌کنی ها

00:21:22.683 --> 00:21:24.483
آب‌زیرکاهی کجا بود؟

00:21:24.683 --> 00:21:27.140
...من از جیب خودم پول دادم. به‌خاطر مادر

00:21:27.141 --> 00:21:29.099
من هم به همون می‌گم آب‌زیرکاهی

00:21:29.100 --> 00:21:30.775
چرا رُک حرف‌ت رو نمی‌زنی؟

00:21:31.100 --> 00:21:33.233
رُک با کی؟ -
با پدر -

00:21:33.683 --> 00:21:36.474
این‌طوری هم نیست که اگه
به‌ش بگه، راحت اعتراف کنه

00:21:36.475 --> 00:21:39.307
هرچی‌نباشه، اون «کاموکو» (متین و تودار)ـه

00:21:39.308 --> 00:21:42.890
ساکی‌جان! دل‌ت برای مادر نمی‌سوزه؟

00:21:42.891 --> 00:21:46.849
اون خودش رو وقفِ پدر کرد، و حالا
!توی ۶۵سالگی به‌ش خیانت کرده

00:21:46.850 --> 00:21:49.233
پدر مقثلّه

00:21:49.433 --> 00:21:51.640
تنها کاریه که فکر می‌کردم هرگز نمی‌کنه

00:21:51.641 --> 00:21:53.599
!غیل‌انثانیه

00:21:53.600 --> 00:21:58.724
.یه کاری می‌کنم پدر رابطه‌ش رو باهاش قطع کنه
...یا اون کار رو بکنه، یا از مادر دست بکشه

00:21:58.725 --> 00:22:01.682
دراون‌صورت اون زنه‌ست که
باید ازش دست کشیده بشه

00:22:01.683 --> 00:22:04.150
درسته؟ عقل سلیم حکم می‌کنه

00:22:04.933 --> 00:22:06.900
خب، به‌گمون‌م

00:22:07.100 --> 00:22:09.015
عخل ثلیم حکم می‌کنه

00:22:09.016 --> 00:22:10.316
هان؟

00:22:10.558 --> 00:22:12.224
عقل سلیم حکم می‌کنه

00:22:12.225 --> 00:22:14.807
...درهرصورت، به‌خاطر مادر

00:22:14.808 --> 00:22:16.807
تاکی‌جان، واقعاً همچین فکری می‌کنی؟

00:22:16.808 --> 00:22:17.724
هان؟

00:22:17.725 --> 00:22:21.983
تو می‌گی به‌خاطر مادره، ولی
شرط می‌بندم به‌خاطر خودته

00:22:22.808 --> 00:22:24.932
هان؟ -
از این برای خالی‌کردن دقّ‌دلی‌ت استفاده می‌کنی -

00:22:24.933 --> 00:22:27.765
...کارـت حوصله‌سربره، مردی در کار نیست

00:22:27.766 --> 00:22:29.765
مطمئن‌ام کلافه‌ای

00:22:29.766 --> 00:22:30.682
از چی حرف می‌زنی؟

00:22:30.683 --> 00:22:32.807
از نظر من که یه مشکل زناشوییه

00:22:32.808 --> 00:22:35.265
ما در جایگاهی نیستیم که الم‌شنگه به پا کنیم

00:22:35.266 --> 00:22:40.349
اولاً، تاحدودی تقصیر مادر هم هست
که پدر سروْگوش‌ش جنبیده

00:22:40.350 --> 00:22:44.432
کدبانوی خوبیه، ولی خیلی
اُمّله. جاذبۀ جنسی نداره

00:22:44.433 --> 00:22:46.640
حیا کن -
خب، پسرها اون‌جوری‌ان -

00:22:46.641 --> 00:22:47.807
ان‌قدر به‌شون نگو پسر

00:22:47.808 --> 00:22:49.441
تو چی صداشون می‌کنی؟

00:22:49.641 --> 00:22:51.108
مرد

00:22:55.125 --> 00:22:56.525
...ساکیکو

00:22:57.016 --> 00:22:58.640
افکار ناپاک‌ت رو نگه دار واسه خودت

00:22:58.641 --> 00:23:01.474
هان؟ مگه از تاکی‌جان هم ناپاک‌تر داریم؟

00:23:01.475 --> 00:23:06.432
،تو هم شلخته‌ای، هم آرایش نمی‌کنی
ولی بیش‌تر از هر کس دیگه‌ای طالبِ مردهائی

00:23:06.433 --> 00:23:09.858
یعنی دقّ‌دلی‌هات رو با
نگرانِ‌بقیه‌بودن خالی نمی‌کنی؟

00:23:10.600 --> 00:23:12.224
...ساکیکو! دخترۀ

00:23:12.225 --> 00:23:14.265
!اون زبون‌ت رو مار بزنه

00:23:14.266 --> 00:23:16.640
!تموم‌ش کنید! جفت‌تون

00:23:16.641 --> 00:23:19.233
بیا فردا صحبت کنیم، خودمون دو تا -
آره -

00:23:20.391 --> 00:23:22.190
!گوشیکن بی‌امان حمله می‌کنه

00:23:26.891 --> 00:23:28.191
...تحت هیچ شرایطی

00:23:30.100 --> 00:23:33.108
مادرزنِ من نباید از این موضوع باخبر بشه

00:23:33.350 --> 00:23:34.650
خیلی‌خب؟

00:23:36.683 --> 00:23:39.765
از هوش رفت! گوشیکن تبدیل به
اولین بوکسر ژاپنی می‌شه که

00:23:39.766 --> 00:23:42.233
برای هفتمین‌بار با موفقیت
!از عنوان‌ش دفاع می‌کنه

00:23:44.850 --> 00:23:49.515
!اون هوک چپی که گوشیکن پرت کرد معرکه بود

00:23:49.516 --> 00:23:52.441
یارو جلوی کنج‌ش پخش زمین شد

00:23:53.391 --> 00:23:55.316
چیه، ندیدی؟

00:23:55.766 --> 00:23:56.900
دیدم

00:23:57.475 --> 00:24:00.066
گوشیکن دو سال از من کوچک‌تره

00:24:01.850 --> 00:24:05.099
آره، ولی... می‌دونی اون یعنی چی دیگه، هیده‌جان

00:24:05.100 --> 00:24:08.224
:مثل اون ضرب‌المثل معروف
«استعدادهای بزرگ دیر شکوفا می‌شن»

00:24:08.225 --> 00:24:10.483
من بیش‌تر از این نمی‌تونم معطل کنم

00:24:31.058 --> 00:24:32.358
!وایسا

00:24:32.641 --> 00:24:34.224
اوه، هیده‌جان! آمادۀ غرش هستی یا نه؟

00:24:34.225 --> 00:24:35.307
!بسپرش به من

00:24:35.308 --> 00:24:36.525
!بله، بله

00:24:38.100 --> 00:24:39.849
!این هم واسه تو -
!وای -

00:24:39.850 --> 00:24:42.057
!چه خوب گرفتی -
!صبر کن من هم بیام -

00:24:42.058 --> 00:24:43.441
اون خیلی فرزه

00:24:44.766 --> 00:24:46.857
!من با مامان‌م میام که تشویق‌ش کنیم

00:24:46.858 --> 00:24:49.665
‫بهتره مغازه رو زود ببندید،
‫وگرنه ناک‌اوت از کف‌تون می‌ره

00:24:49.666 --> 00:24:50.916
‫حلّه!

00:24:50.940 --> 00:24:56.940
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:24:58.375 --> 00:24:59.250
‫نکن

00:25:01.083 --> 00:25:02.291
‫دردسر می‌شه!

00:25:04.416 --> 00:25:06.249
‫- آی، آی، آی!
‫- رفت توی چشم‌هات؟

00:25:06.250 --> 00:25:07.499
‫- آره
‫- خوب‌ای؟

00:25:07.500 --> 00:25:09.916
‫آخ، می‌سوزه

00:25:11.125 --> 00:25:12.000
‫یه‌کم دیگه

00:25:12.666 --> 00:25:13.666
‫خیلی‌خب!

00:25:17.625 --> 00:25:19.500
‫بس کن!

00:25:22.666 --> 00:25:25.375
‫- شرط می‌بندم سرت غر زدن
‫- هوم؟ نه

00:25:25.958 --> 00:25:27.499
‫مگه خواهرهات دور هم جمع نشدن؟

00:25:27.500 --> 00:25:30.375
‫اون یه داستان دیگه‌ست.
‫به من ربطی نداره

00:25:31.666 --> 00:25:32.916
‫بدبین نباش

00:25:34.125 --> 00:25:37.832
‫هی، امیدوارم به‌زودی بتونیم بریم
‫یه آپارتمان که دوش داشته باشه

00:25:37.833 --> 00:25:39.333
‫همین‌که برنده بشم، می‌تونیم

00:25:39.875 --> 00:25:45.541
‫یک‌دو! یک‌دو! ‫یک‌دو! یک‌دو!

00:26:45.583 --> 00:26:46.583
‫این...

00:26:51.250 --> 00:26:52.416
‫این رو دوست ندارم!

00:26:55.291 --> 00:26:56.291
‫دوست ندارم!

00:27:13.541 --> 00:27:14.916
‫به‌نظرت جدیه؟

00:27:15.541 --> 00:27:16.375
‫ها؟

00:27:17.083 --> 00:27:18.083
‫رابطۀ پدرم

00:27:23.500 --> 00:27:25.750
‫تو هم که فقط خرخر می‌کنی

00:27:27.041 --> 00:27:29.291
‫این‌ها رو باید دیشب می‌شستم

00:27:31.291 --> 00:27:34.333
‫مشکل بچه‌هه‌ست

00:27:35.125 --> 00:27:36.583
‫اگه اون نبود...

00:27:37.791 --> 00:27:40.790
‫رابطۀ نامشروع اگه به بچه
‫ختم نشه، مشکلی نداره؟

00:27:40.791 --> 00:27:42.250
‫من همچین حرفی نزدم

00:27:43.208 --> 00:27:45.833
‫فقط می‌گم کار ساده‌تر می‌شد

00:27:48.833 --> 00:27:50.666
‫شاید بهتره صبر کنیم

00:27:51.291 --> 00:27:55.416
‫تا زمان اوضاع رو راست‌وْریس کنه

00:27:59.916 --> 00:28:01.833
‫زمان عادلانه نیست

00:28:12.375 --> 00:28:16.083
من شنیده‌ام آدم‌هایی که توی پیری
عاشق می‌شن، عشق‌شون عمیق‌تره

00:28:19.208 --> 00:28:22.041
و اون می‌تونه به طولانی‌ترین روابط هم پایان بده

00:28:40.416 --> 00:28:45.250
‫روزی روزگاری، یه پیرمرد و یه پیرزنی بودن

00:28:47.916 --> 00:28:51.666
‫و پیرمرده مخفیانه به پیرزنه خیانت می‌کرد

00:28:53.458 --> 00:28:56.624
‫این رابطۀ نامشروع به یک پسربچۀ ناز انجامید

00:28:56.625 --> 00:28:59.540
« ‫ » مدرسۀ «ایکِبانا»ی سوناکو میتامورا

00:28:59.541 --> 00:29:01.541
‫« منزل میتامورا »

00:29:04.541 --> 00:29:06.790
‫اومدم!

00:29:06.791 --> 00:29:08.624
‫به‌این‌زودی رسید؟

00:29:08.625 --> 00:29:12.165
‫ای خدا! خودت رو خشک کن
‫قبل این‌که از وان دربیای

00:29:12.166 --> 00:29:13.332
‫چقدر شد؟

00:29:13.333 --> 00:29:15.707
‫من خودم حساب می‌کنم،
نمی‌خواد دست تو جیب‌ت کنی

00:29:15.708 --> 00:29:18.790
‫- ولی یه بستۀ بزرگ ممکنه ۲هزار ین بشه
‫- گفتم لازم نکرده

00:29:18.791 --> 00:29:21.750
‫نگران نباش. بگیر دیگه. بیا

00:29:25.000 --> 00:29:26.250
‫- اوه...
‫- آم...

00:29:34.625 --> 00:29:35.750
‫هی، حواس‌ت کجاست؟

00:29:56.583 --> 00:29:58.041
‫ول‌م کن!

00:30:00.208 --> 00:30:02.583
‫ول کن!

00:30:05.041 --> 00:30:07.083
‫بیا دیگه، لعنتی!

00:30:23.500 --> 00:30:25.708
‫هیچ‌وقت از بوی سیگار خوش‌ت نیومد

00:30:28.916 --> 00:30:30.541
‫محلۀ ساکتیه، ها؟

00:30:31.333 --> 00:30:32.416
‫چای بخور لطفاً

00:30:35.416 --> 00:30:37.500
‫می‌بینم دندون‌مصنوعی جدید گذاشتی

00:30:39.333 --> 00:30:41.291
‫صبح اول‌وقت رفتم

00:30:43.708 --> 00:30:45.416
‫از بین همه،

00:30:46.458 --> 00:30:49.000
‫جنس بدِ دندون‌های مادر به من رسید

00:30:51.416 --> 00:30:54.000
‫حقوق پدر وقتی من به دنیا
،اومدم همچنان پایین بود

00:30:54.541 --> 00:30:56.333
‫پس شاید از کمبود تغذیه بوده

00:31:07.125 --> 00:31:08.541
‫نمی‌خوای بپرسی؟

00:31:10.583 --> 00:31:11.750
‫«اون یارو کی بود؟»

00:31:13.083 --> 00:31:14.957
‫«متأهله؟ تو کِی...»

00:31:14.958 --> 00:31:15.875
‫آبجی

00:31:16.375 --> 00:31:18.958
‫«جلوی محراب بودایی شوهرت شلنگ‌تخته می‌ندازی؟»

00:31:19.458 --> 00:31:21.540
‫«یه پسر دمِ‌بخت داری...»

00:31:21.541 --> 00:31:22.458
‫آبجی!

00:31:23.250 --> 00:31:27.666
‫«به خودت جرئت دادی پدر رو
‫بی‌عاطفه خطاب کنی! خودت چی، ها؟»

00:31:28.166 --> 00:31:29.541
‫چرا نمی‌گی؟

00:31:30.500 --> 00:31:34.791
‫ساکت‌نشستن اون‌جا فقط
‫به‌م احساس بدتری می‌ده!

00:31:37.458 --> 00:31:41.457
‫چرا حواله‌م نمی‌کنی؟
‫هر اسمی می‌خوای خطاب‌م کن!

00:31:41.458 --> 00:31:46.499
‫تاکائوی من هم زیر سر من بلند شده. به‌عنوان
‫یه همسر و یه مادر، نمی‌تونم آبجی‌م رو ببخشم

00:31:46.500 --> 00:31:47.791
‫خوب شد؟

00:31:50.166 --> 00:31:51.125
‫ماکیکو...

00:31:55.000 --> 00:31:58.583
‫حالا چون من یه راز کثیف دارم،

00:31:59.208 --> 00:32:01.249
‫تو از خودت داستان نباف

00:32:01.250 --> 00:32:02.750
‫جدی گفتم

00:32:04.458 --> 00:32:05.708
‫مدرک داری؟

00:32:08.875 --> 00:32:13.125
‫برخلاف تاکیکو، من هیچ‌وقت دوست
نداشته‌ام سر از کار بقیه دربیارم

00:32:16.375 --> 00:32:17.916
‫هزینه‌ش هم که به کنار

00:32:19.458 --> 00:32:21.041
‫همین‌حالا هم چین‌وْچروک‌ها رو حس می‌کنم

00:32:21.541 --> 00:32:24.541
‫- چیزی که ندونی نمی‌تونه به‌ت صدمه بزنه
‫- مادر هم همین رو می‌گفت

00:32:25.166 --> 00:32:26.166
‫برای همین

00:32:27.416 --> 00:32:29.958
‫می‌خوام تا مادر نفهمیده، اوضاع رو مرتب کنم

00:32:30.875 --> 00:32:33.082
‫مرتب کنی؟ منظورت پدره؟

00:32:33.083 --> 00:32:35.250
‫از تاکائو خواستم به پدر رسیدگی کنه

00:32:36.250 --> 00:32:37.083
‫پس یعنی...

00:32:38.833 --> 00:32:39.666
‫اوهوم

00:32:40.166 --> 00:32:42.707
‫- معشوقه رو متقاعد می‌کنیم
‫- چطوری؟

00:32:42.708 --> 00:32:44.125
‫با پول دیگه

00:32:48.208 --> 00:32:49.041
‫باشه

00:32:50.791 --> 00:32:51.666
‫نصف‌ش با من

00:32:52.166 --> 00:32:53.041
‫قبوله

00:32:54.250 --> 00:32:56.791
‫می‌گم، گرسنه نیستی؟

00:32:58.166 --> 00:32:59.166
‫خیلی

00:33:02.541 --> 00:33:03.875
‫دندون‌مصنوعی‌ها خیلی به‌ت میاد

00:33:04.916 --> 00:33:06.541
‫هر دندون ۲۰هزار ین

00:33:11.958 --> 00:33:16.457
‫دندون‌پزشکه گفت برادر کوچیک‌ش چشم‌پزشکه

00:33:16.458 --> 00:33:19.207
‫نکنه کوچیک‌تره هم متخصص گوش‌وحلق‌وبینیه؟

00:33:19.208 --> 00:33:20.665
‫نادون!

00:33:20.666 --> 00:33:22.000
‫خیلی نادونی

00:33:22.541 --> 00:33:25.250
‫می‌خندوندت، و بعد دندون‌ها رو می‌کِشه!

00:33:29.291 --> 00:33:31.541
‫چیز دندون‌گیری نیست، ولی...

00:33:34.166 --> 00:33:36.625
‫خب کی پول‌شون رو داده؟

00:33:37.416 --> 00:33:38.291
‫ها؟

00:33:40.000 --> 00:33:41.166
‫اون یارو داده؟

00:33:43.000 --> 00:33:43.958
‫ماکیکو

00:33:47.166 --> 00:33:48.375
‫اوه، به‌هم‌ریخته شده

00:33:50.208 --> 00:33:51.458
‫چرا اون‌جوری شده؟

00:33:54.083 --> 00:33:55.625
‫ممنون بابت غذا

00:34:05.041 --> 00:34:08.041
‫«باهاش قطع‌رابطه کن. بیا این هم ۵۰۰هزار ین»

00:34:08.042 --> 00:34:11.583
‫- کم نیست؟
‫- این کل پس‌اندازهای مخفی‌مه

00:34:12.583 --> 00:34:17.583
‫اگه لازم باشه، دست‌ش رو می‌گیرم و به
‫پاش میوفتم: «به فکر مادر ۶۵ساله‌م باش»

00:34:18.083 --> 00:34:22.624
‫- واقعاً حاضری اون کار رو بکنی؟
‫- حتی برای خوش‌اقبالی شورت نو هم پوشیدم

00:34:22.625 --> 00:34:26.000
‫شبیه یاکوزاها موقع حمله شدی

00:34:29.125 --> 00:34:30.250
‫برنج «گنمای» می‌خوام
‫[ برنج قهوه‌ای ]

00:34:32.666 --> 00:34:36.208
‫و سالاد. با یه‌عالمه کاهو

00:34:37.250 --> 00:34:38.416
‫اوه، و «شیشامو» (سیمین‌ماهی)!

00:34:39.291 --> 00:34:40.833
‫- ماده
‫- حتماً

00:34:49.541 --> 00:34:50.375
‫مامان؟

00:34:54.333 --> 00:34:55.166
‫مامان

00:35:01.333 --> 00:35:04.707
‫«شیشامو» (سیمین‌ماهی)ش حتماً ماده باشه

00:35:04.708 --> 00:35:06.291
‫و «تاماگویاکی» (املت رولی)

00:35:13.541 --> 00:35:14.375
‫من رفتم

00:35:20.041 --> 00:35:23.708
♪ ‫ ♪حلزون، حلزون

00:35:24.333 --> 00:35:27.458
‫♪ از صدف‌ت بیا بیرون ♪

00:35:51.750 --> 00:35:55.750
‫♪ کجا، آی کجا ♪

00:35:57.000 --> 00:35:59.083
‫♪ قایم شده سرت؟ ♪

00:36:15.500 --> 00:36:17.166
‫♪ شاخک‌هات رو نشون بده ♪

00:36:17.791 --> 00:36:19.083
‫♪ نیزک‌هات رو نشون بده ♪

00:36:20.375 --> 00:36:22.333
‫♪ سرت رو نشون بده ♪

00:36:38.291 --> 00:36:40.666
‫الو؟ منزل تاکِزاوا

00:36:41.791 --> 00:36:43.250
‫اوه، ساکیکو!

00:36:44.208 --> 00:36:45.416
‫حال‌ت خوبه، عزیزم؟

00:36:45.916 --> 00:36:47.166
‫عالیِ عالی‌ام

00:36:47.666 --> 00:36:50.207
‫مادر، یه چیزی هست که می‌خوام به‌ت بگم

00:36:50.208 --> 00:36:54.125
‫ولی باید قول بدی که از پدر و
‫آبجی‌هام مخفی نگه‌ش داری

00:36:54.666 --> 00:36:57.208
‫یعنی چه رازی داره؟

00:36:58.208 --> 00:36:59.374
‫نمی‌دونم

00:36:59.375 --> 00:37:01.333
‫گفت توی آپارتمان به‌م می‌گه

00:37:01.833 --> 00:37:04.000
‫آپارتمان ساکیکو؟

00:37:05.125 --> 00:37:09.791
‫ازم قول گرفت که به شما
‫دخترها و پدرتون چیزی نگم

00:37:10.541 --> 00:37:13.750
‫ولی یه‌کم دل‌شوره دارم،
‫پس آدرس رو به‌ت می‌گم

00:37:14.625 --> 00:37:15.583
‫الو؟

00:37:19.291 --> 00:37:22.165
‫باید همین منطقه باشه

00:37:22.166 --> 00:37:26.082
‫تقریباً نصف آپارتمان‌های «ژاپن» اسم‌شون
آساهی‌سو» و «هیندوئه‌سو»ـه»

00:37:26.083 --> 00:37:28.333
‫باید آدرس درست رو بگیری!

00:37:29.166 --> 00:37:31.083
‫مطمئن‌ای درست شنیدی؟

00:37:31.583 --> 00:37:33.458
‫درست شنیدم، باشه؟

00:37:34.166 --> 00:37:36.500
‫شاید شماره‌بلوک اشتباهه؟

00:37:37.208 --> 00:37:40.290
‫- نه، همینه...
‫- اوه، چه قشنگ. کاملیا

00:37:40.291 --> 00:37:41.250
‫آره

00:37:43.166 --> 00:37:44.499
‫این حموم‌عمومیه؟

00:37:44.500 --> 00:37:46.916
‫یادته یه بار توشون زمین خوردی؟

00:37:47.666 --> 00:37:50.832
‫- این‌جام بریده شد
‫- آره! هنوز زخم‌ش مونده!

00:37:50.833 --> 00:37:54.582
‫هی، اگه زود نرسیم اون‌جا،‌
‫قطعاً دهن‌لقی می‌کنه

00:37:54.583 --> 00:37:57.874
‫- اون یه نفر همیشه باید با ما فرق کنه
‫- راست می‌گی

00:37:57.875 --> 00:37:59.332
‫اوه، دارن شیر می‌خورن

00:37:59.333 --> 00:38:02.416
‫- اِی‌ول. همیشه بعد از حموم می‌چسبه
‫- نه؟

00:38:07.208 --> 00:38:11.416
‫احتمالاً قبلاً توی تلویزیون دیده‌ام‌ت،

00:38:12.208 --> 00:38:15.874
‫ولی متأسفانه ورزشکارها رو
‫از هم تشخیص نمی‌دم

00:38:15.875 --> 00:38:17.458
‫تاحالا توی تلویزیون نبوده

00:38:18.041 --> 00:38:18.916
‫هنوز نه

00:38:19.791 --> 00:38:21.500
‫اوه، راست می‌گی؟

00:38:25.041 --> 00:38:27.708
‫مشت‌خوردن درد نداره؟

00:38:28.791 --> 00:38:30.832
‫بعضی نقاط چرا

00:38:30.833 --> 00:38:32.916
‫اگه به «ریبا» (کبد)ت ضربه بخوره...

00:38:33.416 --> 00:38:34.416
‫«ریبا»؟

00:38:35.250 --> 00:38:36.499
‫- «کانزو»
‫- «کانزو»

00:38:36.500 --> 00:38:38.875
‫اوه، «کانزو» (کبد)
در زبان ژاپنی «ریبا» و «کانزو» به‌معنای «کبد» است، اما ]
[ واژۀ «ریبا» بیش‌تر به‌معنای «زیر شکم» به کار می‌رود

00:38:40.500 --> 00:38:44.957
‫ولی اگه به جای حساس یه مرد
‫ضربه بخوره، یه‌راست به خواب می‌ره

00:38:44.958 --> 00:38:49.582
‫واقعاً؟ فکر می‌کردم ضربه
‫به اون پایین مجاز نیست

00:38:49.583 --> 00:38:50.500
‫ها؟

00:38:52.916 --> 00:38:56.041
‫اوه، مادر! منظورش چونه‌ست! فک

00:38:57.083 --> 00:38:58.625
‫- فک؟
‫- آره، فک

00:38:59.541 --> 00:39:00.958
‫وای...

00:39:04.000 --> 00:39:07.166
‫می‌خواستم تا قهرمان‌شدن‌ش صبر کنم،

00:39:08.041 --> 00:39:10.291
‫ولی می‌خواستم اول تو بدونی، مادر

00:39:11.375 --> 00:39:14.166
‫آهای، آقای جینّای!
‫سطل‌آشغال‌ت رو بیرون گذاشتی!

00:39:18.041 --> 00:39:21.665
‫الآن نه. وسط یه گفت‌وْگوی مهم هستیم

00:39:21.666 --> 00:39:24.083
‫کی به اون سطل‌آشغال کوفتی محل می‌ده؟

00:39:29.708 --> 00:39:31.208
‫آقای جینّای!

00:39:32.166 --> 00:39:34.458
بله، ‫اومدم!

00:39:45.875 --> 00:39:48.624
« ‫ »آپارتمان‌های آساهی‌سو

00:39:48.625 --> 00:39:50.374
‫حتماً آدرس اشتباهه

00:39:50.375 --> 00:39:52.040
‫فکر کنم این آپارتمانه

00:39:52.041 --> 00:39:53.458
‫- ببین، ببین!
‫- راست می‌گی

00:39:54.083 --> 00:39:55.375
‫- اوه!
‫- آبجی؟

00:39:55.916 --> 00:39:57.332
‫شما این‌جا چی‌کار می‌کنید؟

00:39:57.333 --> 00:39:58.583
‫مادر کجاست؟

00:39:59.750 --> 00:40:00.625
‫این‌جاست

00:40:01.833 --> 00:40:02.915
‫ها؟

00:40:02.916 --> 00:40:04.040
‫به‌ش گفتی؟

00:40:04.041 --> 00:40:06.124
‫ما داریم تمام سعی‌مون رو می‌کنیم که نذاریم...

00:40:06.125 --> 00:40:09.041
‫آروم بگیر! از اون چیزی به‌ش نمی‌گم

00:40:11.791 --> 00:40:13.208
‫فقط دربارۀ...

00:40:13.833 --> 00:40:14.958
‫دوست‌پسرم به‌ش گفتم

00:40:15.791 --> 00:40:17.207
‫- دوست‌پسرت؟
‫- دوست‌پسرت؟

00:40:17.208 --> 00:40:19.957
‫همون بوکسور تنبلی که باهاش زندگی می‌کنم

00:40:19.958 --> 00:40:22.875
‫- منظورت اینه؟
‫- آره

00:40:23.375 --> 00:40:25.415
‫اون که نشد شغل

00:40:25.416 --> 00:40:29.499
‫چرا بازیکن بیس‌بال یا گلف‌باز نه؟
‫هرچی به‌جز بوکسور

00:40:29.500 --> 00:40:33.082
‫وایسا، همون چیز دیشبی
توی تلویزیون. واسه همونه؟

00:40:33.083 --> 00:40:34.291
‫مادر چی گفت؟

00:40:35.291 --> 00:40:37.499
‫- جا خورد
‫- خب، غیب گفتی!

00:40:37.500 --> 00:40:40.332
‫«می‌تونه امرارِمعاش کنه؟»
‫«چطور خرج زندگی رو درمیارید؟»

00:40:40.333 --> 00:40:43.374
‫«اگه مصدوم بشه چی؟»
‫«می‌خواید ازدواج کنید؟»

00:40:43.375 --> 00:40:45.790
‫مطمئن‌ام یه‌عالم سؤال داره

00:40:45.791 --> 00:40:49.416
‫ولی مادر رو که می‌شناسید. حالا که اون
‫جلوش نشسته، این قیافه رو گرفته...

00:40:50.208 --> 00:40:52.624
‫فرزند نااَهل نباش

00:40:52.625 --> 00:40:54.249
‫الآن وقت این کارها نیست

00:40:54.250 --> 00:40:57.832
‫اگه الآن نگران‌ش کنی،
‫رنج‌ش دوچندان می‌شه!

00:40:57.833 --> 00:41:00.624
‫اوه، واقعاً؟ فکر می‌کردم دارم
تقوای فرزندی پیشه می‌کنم
[ فضیلت احترام به والدین و بزرگان در اخلاق بودایی ]

00:41:00.625 --> 00:41:01.624
‫ساکیکو، تو...

00:41:01.625 --> 00:41:06.208
‫می‌خواستم یکی‌دو تا چیز
‫براش جور کنم که نگران‌ش بشه

00:41:07.166 --> 00:41:10.125
‫اون‌طوری، حتی اگه از پدر هم خبردار بشه،

00:41:11.250 --> 00:41:13.458
‫اون‌قدر ذهن‌ش رو مشغول نمی‌کنه

00:41:15.041 --> 00:41:15.958
‫برید خونه

00:41:16.833 --> 00:41:18.999
‫به مادر گفتم که می‌خوام اول اون باخبر بشه

00:41:19.000 --> 00:41:21.040
‫اگه شما این‌جا باشید، دیگه ویژه حساب نمی‌شه

00:41:21.041 --> 00:41:22.499
‫چطور می‌تونی این حرف رو بزنی؟

00:41:22.500 --> 00:41:23.750
‫برو خونه!

00:41:25.583 --> 00:41:26.416
‫برید

00:41:27.250 --> 00:41:29.915
‫- لااقل یه فنجون چای
‫- به‌مشقت این‌جا رو پیدا کردیم

00:41:29.916 --> 00:41:31.999
‫- برید دیگه
‫- فقط یه فنجون چای

00:41:32.000 --> 00:41:34.582
‫بای‌بای! به‌سلامت!

00:41:34.583 --> 00:41:35.666
‫یه فنجون چای

00:41:38.416 --> 00:41:39.916
‫- فایده نداره
‫- آره

00:41:43.208 --> 00:41:45.207
‫- عجب
‫- خیلی محکم زدید. حال کردم

00:41:45.208 --> 00:41:46.458
‫داره می‌خنده

00:41:47.125 --> 00:41:47.958
‫آره

00:41:49.166 --> 00:41:50.375
‫یک

00:41:50.875 --> 00:41:52.041
‫دو

00:41:52.541 --> 00:41:53.791
‫سه

00:41:54.333 --> 00:41:55.541
‫چهار

00:41:56.041 --> 00:41:57.250
‫پنج

00:41:57.750 --> 00:41:58.833
‫شیش

00:41:59.833 --> 00:42:00.958
‫هفت

00:42:01.666 --> 00:42:02.833
‫هشت

00:42:05.000 --> 00:42:06.625
‫شب به‌خیر

00:42:10.083 --> 00:42:11.208
‫نه

00:42:12.416 --> 00:42:13.375
‫ده

00:42:14.750 --> 00:42:15.583
‫یازده

00:42:17.375 --> 00:42:18.250
‫دوازده

00:42:19.916 --> 00:42:20.875
‫سیزده

00:42:22.625 --> 00:42:23.583
‫چهارده

00:42:25.000 --> 00:42:25.916
‫پونزده

00:42:27.541 --> 00:42:28.583
‫شونزده

00:42:30.000 --> 00:42:31.083
‫هفده

00:42:32.625 --> 00:42:33.583
‫هجده

00:42:35.625 --> 00:42:37.000
‫نوزده

00:42:38.583 --> 00:42:39.625
‫- بیست
‫- هی!

00:42:40.916 --> 00:42:43.416
‫به‌خیال‌ت داری چی‌کار می‌کنی؟

00:42:47.416 --> 00:42:48.541
‫زدی...

00:42:49.041 --> 00:42:51.875
‫- صاف توی کبد!
‫- چراغ‌ها!

00:42:53.750 --> 00:42:54.958
‫بتمرگ سر جات!

00:42:55.833 --> 00:42:57.000
‫گوش بده!

00:42:57.625 --> 00:43:00.165
‫«تا قهرمانی باید خویشتن‌داری کنم»

00:43:00.166 --> 00:43:03.833
‫«اگه دختر توی زندگی‌م باشه،
‫تنبل می‌شم. همه می‌فهمن»

00:43:04.500 --> 00:43:05.666
‫کی این حرف‌ها رو زد؟

00:43:07.583 --> 00:43:08.500
‫من

00:43:10.333 --> 00:43:12.875
‫- من بودم
‫- نه؟ حرف‌های خودت بودن

00:43:16.833 --> 00:43:17.666
‫خب پس...

00:43:19.083 --> 00:43:20.250
‫آسیابه‌نوبت

00:43:21.416 --> 00:43:23.500
‫بیا اول قهرمان بشیم

00:43:26.041 --> 00:43:26.875
‫باشه

00:43:31.750 --> 00:43:33.750
‫هوم. شب به‌خیر

00:43:41.208 --> 00:43:42.083
‫اوخ!

00:43:47.416 --> 00:43:51.332
‫هیده‌جان، قبل از خواب،
اون لباس‌ها رو عوض کن

00:43:51.333 --> 00:43:52.875
‫می‌دونم، خب؟

00:43:56.625 --> 00:43:58.333
‫- آی، درد می‌کنه!
‫- ها؟

00:44:00.916 --> 00:44:02.625
‫ساتومی هستم، تماس گرفته بودم

00:44:03.333 --> 00:44:05.041
‫شما به خواهرزن‌م کمک کردید

00:44:05.750 --> 00:44:07.625
‫کاری نکردم. ممنون بابت پیشنهاد کاری‌تون

00:44:11.458 --> 00:44:12.541
‫مجردید، ها؟

00:44:13.500 --> 00:44:16.500
‫- چی؟
‫- از یقۀ اتونکشیده‌تون معلومه

00:44:17.333 --> 00:44:18.166
‫اوه...

00:44:23.500 --> 00:44:24.625
‫خب...

00:44:25.291 --> 00:44:29.290
‫شنیده‌ام خیلی به خواهرزن‌م محبت کردید

00:44:29.291 --> 00:44:32.249
‫گفتم شاید عاشق‌ش شُدید

00:44:32.250 --> 00:44:33.915
‫- ببخشید
‫- یه قهوه، لطفاً

00:44:33.916 --> 00:44:35.000
‫حتماً

00:44:37.041 --> 00:44:38.541
‫برای همین گفتم سروْگوشی آب بدم

00:44:39.958 --> 00:44:42.208
‫حالا کدوم‌مون کارآگاهه، هوم؟

00:44:44.791 --> 00:44:45.666
‫بگذریم...

00:44:47.666 --> 00:44:49.750
‫دررابطه‌با پدرزن‌م

00:44:51.041 --> 00:44:54.500
‫نمی‌شه همه‌چی رو به‌عنوان سوءتفاهم جا بزنیم؟

00:44:57.291 --> 00:44:59.333
‫انگار همچین اتفاقی نیوفتاده؟

00:45:00.208 --> 00:45:02.416
‫خوش‌بختانه یا شوربختانه، عکس‌ها که تاره

00:45:02.916 --> 00:45:04.833
‫می‌گیم طرف رو اشتباه گرفتید

00:45:05.875 --> 00:45:08.040
‫نمی‌تونم همچین کاری کنم

00:45:08.041 --> 00:45:09.000
‫چرا نشه؟

00:45:10.208 --> 00:45:13.290
‫خب، کل حرفه‌م رو زیر سؤال می‌برم

00:45:13.291 --> 00:45:16.500
‫آیا واقعاً کسی از دونستن حقیقت سود می‌بره؟

00:45:18.500 --> 00:45:21.291
‫- مثل این می‌مونه که یه پیرزن رو که...
‫- ببخشید

00:45:27.083 --> 00:45:33.165
‫۱۰۰ پله رو با شوهرش بالا رفته، اما
‫روی پلۀ ۹۸ام هل‌ش داده باشن پایین

00:45:33.166 --> 00:45:37.999
‫این چهار تا دختر گله‌هایی داشتن،
‫اما به پدرشون احترام می‌ذاشتن

00:45:38.000 --> 00:45:41.000
‫حالا باید با انزجارِ تمام به‌ش نگاه کنن

00:45:42.125 --> 00:45:43.833
‫چرا انزجار؟

00:45:45.083 --> 00:45:47.250
‫دزدی که نکرده

00:45:47.916 --> 00:45:52.000
‫زن‌ها روابط نامشروعِ مردها رو
به چشم دزدی می‌بینن

00:45:52.875 --> 00:45:54.541
‫جفت‌ش کارهای بی‌شرمانه‌ست

00:45:57.541 --> 00:45:58.416
‫اوه!

00:46:00.625 --> 00:46:01.458
‫اوه!

00:46:07.166 --> 00:46:09.999
‫شوهرخواهر. شما پیش آقای
کاتسوماتا چی‌کار می‌کنید؟

00:46:10.000 --> 00:46:12.665
‫خودت چی؟ چطور پیدامون کردی؟

00:46:12.666 --> 00:46:16.541
‫به دفتر آقای کاتسوماتا
‫زنگ زدم، به‌م گفتن کجان

00:46:17.208 --> 00:46:18.541
‫- می‌شه بشینم؟
‫- آره

00:46:22.541 --> 00:46:24.708
‫الآن داشتم ازشون یه درخواست می‌کردم

00:46:26.125 --> 00:46:28.374
‫آقای کاتسوماتا زیاد اهل صحبت نیست،

00:46:28.375 --> 00:46:30.708
‫ولی آدم درستکاریه، پس
‫به‌شون کار بدید اگه می‌تونید

00:46:31.791 --> 00:46:35.333
‫اون چیزی که درباره‌ش صحبت کردیم رسید؟

00:46:35.833 --> 00:46:37.375
‫بله، رسید

00:46:48.833 --> 00:46:50.208
‫اون شناسنامۀ خانوادگیه!

00:46:58.083 --> 00:46:59.708
‫پسره...

00:47:01.083 --> 00:47:03.041
‫بچۀ پدر نیست

00:47:05.208 --> 00:47:06.500
‫هشت سال‌شه

00:47:07.250 --> 00:47:10.291
‫اسم پدرش مینورو تاکامیزاوا خورده

00:47:11.458 --> 00:47:14.957
‫تو که این رو می‌دونستی، چرا نگفتی؟

00:47:14.958 --> 00:47:17.958
‫شاید من دامادشون باشم،
‫ولی ما مثل خواهربرادریم

00:47:19.041 --> 00:47:22.166
‫ولی اجازۀ مشتری‌م رو نداشتم

00:47:22.666 --> 00:47:25.708
‫که این‌طور. تاکی‌جان،
راست می‌گفتی که درستکاره

00:47:28.500 --> 00:47:32.708
‫پس درنهایت همون چهار خواهریم

00:47:54.166 --> 00:47:59.208
‫فکر کنم بهتره صحبت کنیم.
‫دور از صدارسِ خانم‌ها

00:48:03.166 --> 00:48:05.208
‫یه حسی می‌گفت این روز می‌رسه

00:48:09.625 --> 00:48:15.041
‫ممکنه این مورد، دودِ بدون آتیش باشه؟
‫[ شایعات بی‌پایه‌وْاساس ]

00:48:21.833 --> 00:48:24.500
‫دود هست چون آتیش هست
[ تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها ]

00:48:33.250 --> 00:48:34.416
‫می‌تونیم لاپوشونی‌ش کنیم

00:48:38.541 --> 00:48:40.291
‫ول‌ش کن. کاری نداشته باش

00:48:41.541 --> 00:48:42.583
‫پدر...

00:48:44.666 --> 00:48:46.500
‫چی‌کار می‌خواید بکنید؟

00:48:47.208 --> 00:48:48.708
‫کاری نمی‌تونم بکنم

00:48:51.166 --> 00:48:52.833
‫آشیه که خودم پختم

00:48:58.958 --> 00:49:00.125
‫یه عذرخواهی پس؟

00:49:03.208 --> 00:49:04.166
‫نه

00:49:05.083 --> 00:49:06.208
‫عذرخواهی هم نه؟

00:49:07.583 --> 00:49:09.625
‫عذرخواهی چه دردی رو دوا می‌کنه

00:50:05.375 --> 00:50:11.500
‫اِی خشم فزاینده!

00:50:14.333 --> 00:50:21.208
‫بر که تلافی کنم اکنون که
‫معشوق‌م در آغوش دیگری‌ست؟

00:50:21.791 --> 00:50:25.374
...‫یا که بدن‌م به خاکستری ناچیز بدل شود

00:50:25.375 --> 00:50:29.000
‫این‌جا در کف رودخانه؟

00:50:33.541 --> 00:50:36.916
‫چنان‌که به...

00:50:38.375 --> 00:50:45.375
‫لبۀ آب نزدیک می‌شوم...

00:50:47.083 --> 00:50:51.374
‫تصویرم بر سطح آرام آن...

00:50:51.375 --> 00:50:55.833
‫به ماری بزرگ...

00:50:57.375 --> 00:51:07.000
‫بدل شده است

00:51:11.166 --> 00:51:13.707
‫سوپ شفاف مادرزن حرف نداره

00:51:13.708 --> 00:51:16.124
تاماگو» (املت رولی) هم خوب شده» -
‫- آره

00:51:16.125 --> 00:51:17.582
‫«بونراکو» چطور بود؟
‫[ نمایش خیمه‌شب‌بازی سنتی ژاپنی ]

00:51:17.583 --> 00:51:20.832
‫اولین‌بارم بود، ولی خیلی هیجان‌انگیز بود

00:51:20.833 --> 00:51:22.582
‫آره، عالی بود

00:51:22.583 --> 00:51:24.665
‫هنوز هنر ژاپنی رو از
همه بیش‌تر دوست دارم

00:51:24.666 --> 00:51:26.957
‫وقتی صورت اون عروسک وا شد...

00:51:26.958 --> 00:51:28.624
‫آره، مهیج بود

00:51:28.625 --> 00:51:31.457
‫«اِی حسادت!»

00:51:31.458 --> 00:51:33.040
‫ترسناک بود، نه؟

00:51:33.041 --> 00:51:34.582
‫عین تاکی‌جان

00:51:34.583 --> 00:51:36.457
‫- چرا من؟
‫- اوه، همین‌طوری

00:51:36.458 --> 00:51:37.666
‫ساکیکو، سس سویا رو بده

00:51:38.166 --> 00:51:40.374
‫- چرا باید صورت من احمقانه باشه؟
‫- اونا!

00:51:40.375 --> 00:51:41.999
‫همون‌جوری بود

00:51:42.000 --> 00:51:43.707
‫شب کابوس می‌بینم

00:51:43.708 --> 00:51:45.708
‫- ساکیکو، سس سویا!
‫- این رو بگیر

00:51:46.708 --> 00:51:50.583
‫این صدف عرشه‌دار رو
بخور، پدر. خوش‌طعم‌تر میاد

00:51:51.250 --> 00:51:54.749
‫زیادی سفت نیست؟ دندون‌هاش چی پس؟

00:51:54.750 --> 00:51:58.665
‫آره! اون روز، آبجی‌سوناکو موقع خوردنِ
‫«موچی» دندون‌مصنوعی‌ش شکست

00:51:58.666 --> 00:51:59.666
‫نادون!

00:52:00.250 --> 00:52:01.708
‫چقدر خندیدیم

00:52:02.333 --> 00:52:03.665
‫«دندون‌مصنوعی‌م شکست»

00:52:03.666 --> 00:52:05.415
‫هی، بس کن

00:52:05.416 --> 00:52:08.125
‫ولی همون فرداش داد درست‌ش کردن

00:52:08.625 --> 00:52:11.000
‫شاید اون روز با کسی قرار داشته؟

00:52:11.500 --> 00:52:12.666
‫چه ترسناک

00:52:13.166 --> 00:52:15.749
‫اوه، وایسا... نباید جلوی
،آقاتاکائو این رو بگم

00:52:15.750 --> 00:52:18.332
‫ولی ترسناک‌تر از همه
‫توی این خانواده ماکیکوئه

00:52:18.333 --> 00:52:20.040
‫کجاش ترسناکه؟

00:52:20.041 --> 00:52:22.582
‫موقع تماشای سگ‌ها یا «چانبارا» (شمشیربازی)
از تلویزیون این‌جوری جلوی چشم‌هاش رو می‌گیره

00:52:22.583 --> 00:52:24.457
‫اگه می‌دونستی، آقاتاکائو

00:52:24.458 --> 00:52:25.457
‫هان؟

00:52:25.458 --> 00:52:27.915
‫مراقب باش، وگرنه از پشت خنجر می‌خوری

00:52:27.916 --> 00:52:31.499
‫بی‌خیال! ما نزدیک ۲۰ ساله با هم هستیم

00:52:31.500 --> 00:52:33.457
‫- بفرمایید
‫- تشکر

00:52:33.458 --> 00:52:35.332
‫نه به‌اندازۀ پدر شما،

00:52:35.333 --> 00:52:38.832
‫ولی به‌نظرم تا الآن دیگه
ذهن همسرم رو بلدم. نه؟

00:52:38.833 --> 00:52:41.707
‫الهی بمیرم. بهتره حواس‌ت باشه، آقاتاکائو

00:52:41.708 --> 00:52:43.582
‫وگرنه، صاف وسط کمر!

00:52:43.583 --> 00:52:45.415
‫«من رو زد!»

00:52:45.416 --> 00:52:48.624
‫راست‌ش، اگه من می‌زدم، از جلو می‌زدم

00:52:48.625 --> 00:52:50.290
‫از پشت مال بزدل‌هاست

00:52:50.291 --> 00:52:53.582
‫- به‌نظر من هم آبجی‌ماکیکو ترسناک‌ترینه
‫- نه؟

00:52:53.583 --> 00:52:54.999
‫وقتی با هم سوشی می‌خوریم،

00:52:55.000 --> 00:52:58.707
‫همیشه نفر اول اونه که خاویار
‫و بخش‌های پُرچربی رو برمی‌داره

00:52:58.708 --> 00:53:02.707
‫درسته! قشنگ هم دخل
!تیکه‌های گرون رو میاره

00:53:02.708 --> 00:53:04.540
‫چه حرف زشتی

00:53:04.541 --> 00:53:07.750
‫«فاخته با وجود صدای لطیف‌ش،
‫از مارمولک‌ها تغذیه می‌کنه»

00:53:08.333 --> 00:53:11.249
‫حرف از مارمولک ممنوع وقتی می‌خوام
‫«شاکو» (میگو آخوندکی) بخورم!

00:53:11.250 --> 00:53:15.165
‫- بیا، مال تو
‫- هرچی باشه، اون بهترین‌ها رو می‌خوره

00:53:15.166 --> 00:53:17.874
‫همیشه اختاپوس و ماهی مرکب گیر من میاد

00:53:17.875 --> 00:53:22.540
‫خب خب، درحقیقت،
‫هرکی هرچی می‌خواد می‌خوره

00:53:22.541 --> 00:53:26.624
‫باید هم این رو بگی، مادر. تو همیشه ‫«تاماگو»
(املت رولی) و «آناگو» (مارماهی) اضافه رو می‌قاپی

00:53:26.625 --> 00:53:29.374
‫- راست می‌گه
‫- که راست می‌گه؟

00:53:29.375 --> 00:53:30.665
‫«که راست می‌گه؟»

00:53:30.666 --> 00:53:32.541
‫زن‌ها موجودات عجیبی‌ان، نه؟

00:53:33.416 --> 00:53:34.415
‫واقعاً

00:53:34.416 --> 00:53:36.457
‫- میگو رو نمی‌خوای؟
‫- نه، ممنون

00:53:36.458 --> 00:53:37.957
‫- خودت بخور
‫- اوه!

00:53:37.958 --> 00:53:40.333
‫حتی خونۀ شما هم «فوسوما»ی پاره داره، ها؟
‫[ درهای کشویی ژاپنی ]

00:53:41.416 --> 00:53:43.750
‫البته. ما هم آدمیزادیم

00:53:46.166 --> 00:53:47.000
‫مگه نه؟

00:53:54.041 --> 00:53:55.957
‫- نگاه، یه تمساح
‫- تمساح؟

00:53:55.958 --> 00:53:58.041
‫اوه، بس کن!

00:53:58.065 --> 00:54:10.065
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c>::.

00:54:10.089 --> 00:54:22.089
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.