﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:00.270 --> 00:00:04.730
‏قسمت 7 «انقدر نزدیکی که فکر کنم باعث سرگیجه‌م میشی»‏

00:00:07.620 --> 00:00:08.740
‏دو ماه پیش،‏

00:00:09.100 --> 00:00:13.180
‏لیدی آناستازیا سوار کالسکه‌ای شد که بارون شادران اجاره کرده بود‏

00:00:13.180 --> 00:00:15.240
‏و به سمت قلعه گرانادو حرکت کرد.‏

00:00:20.950 --> 00:00:23.570
‏برای چند روز، در آرامش سفر کرد،‏

00:00:24.220 --> 00:00:27.170
‏بعد به ما گفتن که نزدیک پایتخت سلطنتی، راهزنا بهش حمله کردن.‏

00:00:30.340 --> 00:00:32.790
‏در حالی که لیدی آناستازیا داشت با تمام وجود تلاش می‌کرد فرار کنه...‏

00:00:35.390 --> 00:00:37.620
‏اون توی رودخونه افتاد، که به خاطر بارون پرآب شده بود.‏

00:00:39.760 --> 00:00:41.680
‏راننده سعی کرد نجاتش بده،‏

00:00:41.680 --> 00:00:44.610
‏ولی زخم‌هایی که راهزنا بهش زده بودن این کارو غیرممکن کرد.‏

00:00:44.610 --> 00:00:48.170
‏کالسکه نابود شد، و هر چیزی که حمل می‌کرد دزدیده شد.‏

00:00:49.220 --> 00:00:52.730
‏این خلاصه‌ی اتفاق بر اساس شهادت راننده‏

00:00:52.730 --> 00:00:54.280
‏و تحقیقات پلیسه.‏

00:00:55.010 --> 00:00:58.240
‏جسد لیدی آناستازیا پیدا نشده،‏

00:00:58.240 --> 00:01:00.650
‏ولی اونا معتقدن که شانس زنده‌ موندنش خیلی کمه.‏

00:01:00.650 --> 00:01:03.650
‏ولی نامه‌ی برادر کوچیکش...‏

00:01:03.650 --> 00:01:07.160
‏«خواهر بزرگ‌ترم همین الانم خونه‌ست.»‏

00:01:07.560 --> 00:01:10.380
‏اگه دوشیزه آناستازیا زنده باشه،‏

00:01:10.380 --> 00:01:13.620
‏لیدی ماری سعی نمی‌کنه از لرد کایروس فاصله بگیره؟‏

00:01:13.980 --> 00:01:17.860
‏عشق ارباب به اون خوب و واقعیه.‏

00:01:17.860 --> 00:01:21.650
‏که یعنی لازمه یه نفر نقش آدم بده رو بازی کنه.‏

00:01:21.650 --> 00:01:25.520
‏ن-نکنه منظورت اینه که می‌خوای بلایی سر دوشیزه آناستازیا بیاری...‏

00:01:25.680 --> 00:01:26.590
‏نه.‏

00:01:26.590 --> 00:01:29.750
‏ارباب منو از استفاده از روش‌های خشونت‌آمیز منع کرده.‏

00:01:29.750 --> 00:01:31.960
‏من کار افراطی‌ای نمی‌کنم. خب، نه خیلی افراطی.‏

00:01:31.960 --> 00:01:35.310
‏«ن-نه خیلی افراطی» یعنی چی؟ می‌تونم الان برم خونه؟‏

00:01:35.620 --> 00:01:38.390
‏«همسفرها به سفر غنا می‌بخشن» یکی از ضرب‌المثل‌های مورد علاقمه.‏

00:01:40.000 --> 00:01:41.190
‏علاوه بر این...‏

00:01:41.770 --> 00:01:45.800
‏ممکنه چیزای بیشتری از مار از زیر بوته‌ها بیرون بپرن.‏

00:03:17.640 --> 00:03:19.840
‏چند روز بعد از رفتن میو...‏

00:03:24.460 --> 00:03:27.990
‏ماری، از امروز، من خدمتکارت میشم. مشتاقانه منتظر خدمت به شمام.‏

00:03:27.990 --> 00:03:29.030
‏چی؟‏

00:03:29.030 --> 00:03:33.000
‏اوه. همونطور که شاید حدس بزنی، لباسای فرم خدمتکارا اندازه‌م نیست.‏

00:03:33.000 --> 00:03:34.900
‏ن-نگرانی من این نبود.‏

00:03:35.100 --> 00:03:39.280
‏به خدمتکار یه بانو از لحاظ عاطفی هم تکیه میشه، درسته؟‏

00:03:39.280 --> 00:03:40.660
‏خب...‏

00:03:40.660 --> 00:03:45.050
‏ما زمان زیادی رو با هم می‌گذرونیم، برای همین خیلی راحت میشه بهشون احساس نزدیکی کرد.‏

00:03:45.050 --> 00:03:45.820
‏همینه.‏

00:03:46.230 --> 00:03:49.530
‏ماری، می‌خوام تبدیل به کسی بشم که تو باهاش از همه راحت‌تری.‏

00:03:49.530 --> 00:03:51.550
‏برای همین تصمیم گرفتم خدمتکارت بشم.‏

00:03:55.430 --> 00:03:57.350
‏چشماش خیلی پاکه.‏

00:04:02.820 --> 00:04:06.240
‏نظرت چیه؟ برای اولین بارم خوب انجام دادم، نه؟‏

00:04:06.240 --> 00:04:09.020
‏ب-بله. ممنونم.‏

00:04:09.320 --> 00:04:12.080
‏خیله خب. بعدی لباسته، درسته؟‏

00:04:12.080 --> 00:04:14.830
‏چی؟ نکنه منظورش اینه که اون لباسم رو تنم می‌کنه!‏

00:04:14.830 --> 00:04:16.690
‏نمی‌تونم تحمل کنم! می‌میرم!‏

00:04:17.250 --> 00:04:20.400
‏چی میگی؟ اگه مدل خاصی تو ذهنت نیست، من...‏

00:04:20.400 --> 00:04:22.860
‏قولتو شکستی!‏

00:04:24.310 --> 00:04:26.570
‏گفتم من لباسشو تنش می‌کنم، نگفتم؟!‏

00:04:26.570 --> 00:04:28.780
‏ا-این دلیل نمیشه که بپری بهم!‏

00:04:28.780 --> 00:04:32.700
‏ارباب، تو فقط می‌خوای به ماری دست بزنی، مگه نه؟ هیز!‏

00:04:33.540 --> 00:04:36.180
‏سیلی خیلی بی‌ادب بوده.‏

00:04:36.180 --> 00:04:38.720
‏با این حال، ارباب، اون نزدیکی‌ای که شما رو خوشحال می‌کنه‏

00:04:38.960 --> 00:04:42.400
‏به نظر میرسه سطحی از نزدیکیه که لیدی ماری رو عصبی می‌کنه.‏

00:04:42.400 --> 00:04:44.270
‏آدم باید اشتیاقشو کنترل کنه.‏

00:04:47.470 --> 00:04:50.180
‏روز بعد‏

00:04:50.840 --> 00:04:52.630
‏ماری، بیا بریم سر قرار!‏

00:04:54.880 --> 00:04:55.700
‏چی؟‏

00:04:56.440 --> 00:04:59.510
‏امروز صبح، یه نامه از لوییفون رسید.‏

00:04:59.510 --> 00:05:04.050
‏نوشته: «یه هدیه‌ی فوق‌العاده برات آماده کردم، پس لطفاً بیا به پایتخت سلطنتی.»‏

00:05:03.690 --> 00:05:08.160
‏شاهزاده سوم‏

00:05:04.050 --> 00:05:06.960
‏هرچند، با شناختی که ازش دارم، انتظار زیادی ندارم.‏

00:05:08.650 --> 00:05:10.440
‏و خب...‏

00:05:10.440 --> 00:05:13.650
‏با من میای بیرون؟ فقط دوتایی؟‏

00:05:16.010 --> 00:05:17.080
‏بله!‏

00:05:28.030 --> 00:05:30.980
‏اون مدل لباسا هم قشنگن. دوست‌داشتنی شدی.‏

00:05:30.980 --> 00:05:34.700
‏ممنونم، لرد کایروس. شما هم فوق‌العاده به نظر می‌رسین.‏

00:05:34.700 --> 00:05:35.800
‏ممنونم.‏

00:05:36.130 --> 00:05:39.500
‏ولی اگه اینجوری حرف بزنی، مردم می‌فهمن من کیم.‏

00:05:39.500 --> 00:05:42.120
‏منو فقط «کایروس» صدا کن، بدون لقب.‏

00:05:42.120 --> 00:05:43.560
‏چی؟ چی؟!‏

00:05:43.910 --> 00:05:46.540
‏تا قرارمون با لوییفون هنوز وقت هست.‏

00:05:46.540 --> 00:05:49.500
‏بیا اول بریم همه جا رو بگردیم.‏

00:05:51.900 --> 00:05:56.590
‏اگه از هم جدا بشیم یا گم بشیم، این فرصت کم‌یاب برای قرار گذاشتن خراب میشه، درسته؟‏

00:06:02.710 --> 00:06:04.810
‏پ-پس، بریم...‏

00:06:05.470 --> 00:06:08.350
‏بریم، کایروس.‏

00:06:15.810 --> 00:06:18.390
‏اینجا جاییه که لیدی ماری اهلشه؟‏

00:06:18.390 --> 00:06:21.610
‏تو سرزمین‌های شادران، به جز کشاورزی که عمدتاً بر پایه‌ی گندمه،‏

00:06:21.610 --> 00:06:24.610
‏پرورش گاو بخش عمده‌ی صنعت رو تشکیل میده.‏

00:06:24.950 --> 00:06:30.190
‏واقعاً؟ شنیده بودم فقرن، برای همین یه روستای کوچیک و خشک رو تصور می‌کردم.‏

00:06:30.190 --> 00:06:31.550
‏زمین خوبیه.‏

00:06:31.550 --> 00:06:36.250
‏با این حال، بعد از جنگ، مالیات‌ها بر اساس اندازه‌ی منطقه وضع شد،‏

00:06:36.250 --> 00:06:39.370
‏برای همین مجبور شدن به کشت و کار تو بخش‌های وسیعی از زمین ادامه بدن.‏

00:06:39.850 --> 00:06:43.270
‏نگهداری از زمین و چرخش استفاده از اون کار یه لرد،‏

00:06:43.270 --> 00:06:45.380
‏ولی به نظر میرسه اینجا خوب انجام نمیشه.‏

00:06:52.770 --> 00:06:54.830
‏ام، ما کجاییم؟‏

00:06:54.830 --> 00:06:56.590
‏مدرسه‌ی قدیمی لیدی ماری.‏

00:06:56.590 --> 00:06:57.320
‏چی؟‏

00:06:59.580 --> 00:07:02.810
‏من قبلاً شما رو ندیدم. دانش‌آموز جدیدی؟‏

00:07:03.100 --> 00:07:07.510
‏خب، من از پایتخت سلطنتی اومدم که در مورد کشاورزی یاد بگیرم.‏

00:07:08.310 --> 00:07:11.660
‏و داشتم فکر می‌کردم که دوست دارم از دانش‌آموزای اینجا در موردش بپرسم.‏

00:07:11.660 --> 00:07:13.700
‏اینجا هیچ دختری هست؟‏

00:07:13.700 --> 00:07:18.700
‏خب، تا سال گذشته، دختر بارون شادران به مدرسه‌مون میومد، ولی الان...‏

00:07:18.930 --> 00:07:22.160
‏اوه خدای من! دختر یه بارون؟ من اصلاً نمی‌تونم!‏

00:07:22.160 --> 00:07:25.670
‏کسی نیست که فارغ‌التحصیل شده باشه و من بتونم راحت‌تر باهاش صحبت کنم؟‏

00:07:25.670 --> 00:07:29.140
‏فکر کنم دختر مهمان‌خانه‌دار محلی هم اینجا میومد،‏

00:07:29.140 --> 00:07:32.680
‏ولی تو پایتخت سلطنتی کار پیدا کرد، و وسط ترم انصراف داد.‏

00:07:32.970 --> 00:07:35.350
‏فکر کنم اسمش کارینا بود.‏

00:07:35.770 --> 00:07:38.150
‏این کاملاً به کارم میاد.‏

00:07:40.580 --> 00:07:42.050
‏بله؟ می‌تونم بپرسم شما کی هستین؟‏

00:07:42.500 --> 00:07:45.020
‏شما مادر کارینا برتون هستین، درسته؟‏

00:07:45.020 --> 00:07:47.090
‏من یه کارآگاه از پایتختم.‏

00:07:47.930 --> 00:07:52.580
‏حقیقت اینه که، دخترتون ممکنه تو یه اتفاق خاصی درگیر شده باشه.‏

00:07:52.580 --> 00:07:53.310
‏چی؟!‏

00:07:53.540 --> 00:07:58.220
‏من باید کارت شناسایی دانشجویی دخترتونو از زمانی که مدرسه میرفت چک کنم.‏

00:07:58.220 --> 00:08:00.220
‏اگه ممکنه، می‌خوام برای مدتی قرض بگیرمش.‏

00:08:02.830 --> 00:08:05.530
‏ا-این مزخرفات باید یه حدی داشته باشه.‏

00:08:06.030 --> 00:08:08.070
‏من دروغ نگفتم.‏

00:08:08.070 --> 00:08:11.790
‏بر خلاف پلیس، کارآگاه بودن شغلیه که اگه خودتو یکی صدا کنی، یکی میشی.‏

00:08:11.790 --> 00:08:14.230
‏ولی تو در مورد یه جور اتفاق حرف زدی.‏

00:08:14.230 --> 00:08:17.630
‏دختر یه بارون، که فکر می‌کردن تو یه تصادف مرده، ممکنه هنوز زنده باشه.‏

00:08:17.630 --> 00:08:19.150
‏این خودش یه اتفاق بزرگه، مگه نه؟‏

00:08:19.150 --> 00:08:22.820
‏و احتمال اینکه کارینا برتون درگیر باشه صفر نیست.‏

00:08:22.820 --> 00:08:25.560
‏شما داری بی‌احتیاطی می‌کنی، دوشیزه میو.‏

00:08:26.020 --> 00:08:27.830
‏لطفاً نگران نباشین.‏

00:08:27.830 --> 00:08:30.310
‏دروغ‌های بزرگ از الان شروع میشه.‏

00:08:30.310 --> 00:08:31.980
‏نه! داری منو می‌ترسونی!‏

00:08:35.720 --> 00:08:37.990
‏اقامتگاه شادران درست اونجاست.‏

00:08:37.990 --> 00:08:40.340
‏لطفاً مراقب باشین که سابقه‌تونو لو ندین.‏

00:08:40.340 --> 00:08:43.110
‏ام، نباید قبل از انجامش در موردش صحبت کنیم؟‏

00:08:43.110 --> 00:08:45.390
‏لطفاً همونطور که پیش میریم خودتونو وفق بدین.‏

00:08:47.350 --> 00:08:49.980
‏من تمام مدت ساکت می‌مونم.‏

00:08:53.970 --> 00:08:56.340
‏این یه عمارت با ابهته!‏

00:08:56.590 --> 00:09:00.630
‏بله، هست. با این حال، خیلی خوب مدیریت نمیشه.‏

00:09:01.030 --> 00:09:03.640
‏قبلاً به این بدی نبود، ولی...‏

00:09:09.170 --> 00:09:10.890
‏دوشیزه میو؟!‏

00:09:11.820 --> 00:09:14.290
‏هی! شما کی هستین؟‏

00:09:14.690 --> 00:09:16.740
‏اگه فروشنده‌این، از پشت برین!‏

00:09:16.740 --> 00:09:19.320
‏شما طلبکار نیستین، هستین؟‏

00:09:19.650 --> 00:09:23.050
‏من کارینام! اینم نامزدم، هنری!‏

00:09:23.050 --> 00:09:26.360
‏این خونه‌ی دوستمه، و وقتی رسیدیم، دروازه باز بود، برای همین اومدیم تو!‏

00:09:26.360 --> 00:09:27.290
‏ببخشید!‏

00:09:27.570 --> 00:09:28.500
‏چی؟‏

00:09:28.500 --> 00:09:31.660
‏همین الان بهت گفتم! من دوست ماری عزیزم!‏

00:09:32.760 --> 00:09:35.800
‏یه دوست؟ از اون دختر ژنده‌پوش؟‏

00:09:36.180 --> 00:09:41.460
‏من ماری رو تو پایتخت دیدم! ما به یه مدرسه میرفتیم، برای همین دوست شدیم.‏

00:09:41.460 --> 00:09:45.300
‏درسته، اون دختر ظاهراً الان تو پایتخته.‏

00:09:45.300 --> 00:09:47.680
‏وقتی گفتم قراره برم خونه،‏

00:09:47.680 --> 00:09:51.190
‏ازم خواست که بیام و یه چیزی که می‌خواستو بردارم.‏

00:09:51.890 --> 00:09:55.650
‏دوشیزه، اجازه میدین برم تو اتاق ماری عزیز؟‏

00:09:59.340 --> 00:10:01.630
‏مطمئن شو به محض اینکه کارت تموم شد بری.‏

00:10:10.070 --> 00:10:11.410
‏اینجاست.‏

00:10:14.930 --> 00:10:17.950
‏اون دختر هیچ‌وقت تو کارای اولیه خوب نبود.‏

00:10:17.950 --> 00:10:21.170
‏آشپزی و تمیزکاری انقدر ازش وقت می‌گرفت که هیچ‌وقت واقعاً تموم نمی‌کرد،‏

00:10:21.170 --> 00:10:23.430
‏برای همین شروع کرد به خوابیدن اینجا.‏

00:10:23.970 --> 00:10:27.390
‏چرا ماری باید انقدر سخت کار می‌کرد؟‏

00:10:27.390 --> 00:10:29.690
‏چون ذره‌ای بامزه نبود.‏

00:10:29.920 --> 00:10:33.270
‏زنی که هیچ چشم‌اندازی برای ازدواج نداره باید کار کنه.‏

00:10:33.270 --> 00:10:36.870
‏پس، از کی دیگه بامزه نبود؟‏

00:10:36.870 --> 00:10:39.240
‏اون از وقتی به دنیا اومده همینجوری بوده!‏

00:10:39.240 --> 00:10:43.800
‏در مقایسه با لیدی آناستازیا، اون گستاخ و کاملاً غیردوست‌داشتنیه.‏

00:10:43.800 --> 00:10:47.860
‏مادربزرگش، لیدی ساشا، تنها کسی بود که بهش کمی محبت نشون میداد.‏

00:10:48.210 --> 00:10:49.470
‏ساشا...‏

00:10:51.050 --> 00:10:52.740
‏خواهر بزرگ ماری؟!‏

00:10:55.180 --> 00:10:56.620
‏ه-هان؟‏

00:10:56.620 --> 00:10:57.910
‏سدریک!‏

00:10:57.910 --> 00:10:59.480
‏داری چی کار می‌کنی؟‏

00:11:02.660 --> 00:11:04.380
‏شما دو تا کی هستین؟‏

00:11:05.230 --> 00:11:07.110
‏بارون شادران.‏

00:11:07.770 --> 00:11:10.900
‏از دیدنتون خوشوقتم! من کارینا برتون هستم!‏

00:11:10.900 --> 00:11:12.440
‏ماری عزیز دوست منه!‏

00:11:16.060 --> 00:11:19.760
‏الان می‌فهمم چی شما دو تا رو به اینجا کشونده، ولی...‏

00:11:21.820 --> 00:11:24.000
‏اون تانیا! عاشق شوخی کردنه!‏

00:11:24.400 --> 00:11:26.610
‏این یه انباریه، مگه نه؟‏

00:11:26.610 --> 00:11:30.090
‏امکان نداره اتاق ماری عزیز من باشه.‏

00:11:30.090 --> 00:11:30.670
‏چی؟‏

00:11:31.180 --> 00:11:33.720
‏من شما رو به عمارت می‌برم.‏

00:11:33.720 --> 00:11:34.720
‏سدریک!‏

00:11:34.980 --> 00:11:37.580
‏تو برگرد به اتاقت و به درسات ادامه بده!‏

00:11:37.580 --> 00:11:39.020
‏ب-بله، قربان.‏

00:11:39.900 --> 00:11:43.440
‏این اولین باریه که یه دوست ماری به ما سر زده.‏

00:11:44.090 --> 00:11:47.990
‏اون یه خوره‌ی کتابه، و خیلی خجالتی. به نظرتون کمی افسرده نیست؟‏

00:11:48.530 --> 00:11:53.440
‏چی؟ ماری خیلی شاد و مهربونه، همه دوستش دارن!‏

00:11:54.170 --> 00:11:57.400
‏می‌فهمم. به عنوان پدرش، خوشحالم که اینو می‌شنوم.‏

00:11:57.780 --> 00:12:00.860
‏راستی، اون چیزی که اومدین بردارین چیه؟‏

00:12:02.050 --> 00:12:05.150
‏یه چیز باارزش برای یه دختره، برای همین یه رازه.‏

00:12:05.150 --> 00:12:07.560
‏اون ازم خواست دنبالش بگردم.‏

00:12:10.650 --> 00:12:13.160
‏بفرمایین تو. این اتاق ماریه.‏

00:12:15.930 --> 00:12:18.750
‏چی؟ پس بالاخره یه اتاق درست و حسابی داشته!‏

00:12:18.750 --> 00:12:20.810
‏اوه، شما هم دارین با ما شوخی می‌کنین، بارون؟‏

00:12:20.810 --> 00:12:22.850
‏این اتاق خواهرشه، مگه نه؟‏

00:12:25.200 --> 00:12:26.670
‏چی باعث میشه اینطور فکر کنی؟‏

00:12:26.670 --> 00:12:28.880
‏ماری عزیز عاشق درس خوندنه.‏

00:12:28.880 --> 00:12:31.460
‏عجیب میشد اگه اتاقش قفسه‌ی کتاب نداشت!‏

00:12:31.460 --> 00:12:32.640
‏اون...‏

00:12:33.280 --> 00:12:37.860
‏حالا، دست از این شوخی‌های مسخره بردارین. نمی‌تونین منو گول بزنین.‏

00:12:40.190 --> 00:12:43.690
‏ببخشید! این دفعه واقعاً راهو بهتون نشون میدم!‏

00:12:45.110 --> 00:12:47.660
‏بفرمایین. این اتاق ماریه.‏

00:12:47.660 --> 00:12:51.200
‏من میرم، پس هر چقدر دوست دارین بگردین.‏

00:12:55.200 --> 00:12:58.580
‏این واقعاً اتاق لیدی ماریه؟‏

00:13:01.230 --> 00:13:02.140
‏چی؟‏

00:13:02.690 --> 00:13:05.110
‏وایسا! داری چی کار می‌کنی؟‏

00:13:05.110 --> 00:13:06.460
‏هیس! ساکت.‏

00:13:06.460 --> 00:13:10.090
‏واقعاً؟ خیلی خوشحالم که اینو می‌شنوم.‏

00:13:10.620 --> 00:13:12.870
‏به نظر میرسه اتاق همسرش بغل این یکیه.‏

00:13:12.870 --> 00:13:13.820
‏ولی...‏

00:13:14.940 --> 00:13:17.420
‏خیلی درسته، آناستازیا.‏

00:13:23.640 --> 00:13:26.370
‏مهمونای عزیزم، خیلی متاسفم!‏

00:13:26.370 --> 00:13:29.550
‏ما قراره به عنوان یه خانواده بریم بیرون.‏

00:13:29.550 --> 00:13:31.290
‏می‌تونم ازتون بخوام برای امروز برین؟‏

00:13:31.970 --> 00:13:36.510
‏اوه، واقعاً؟ خب پس، ما همینجا مرخص میشیم.‏

00:13:37.040 --> 00:13:40.320
‏اوه، و وقتی برگشتین، می‌تونین از طرف من یه چیزی به ماری بگین؟‏

00:13:40.320 --> 00:13:43.960
‏اگه چیزی می‌خواد، باید خودش برگرده و برش داره.‏

00:13:44.200 --> 00:13:48.160
‏خیلی درسته! ولی ماری عزیز خیلی سرش شلوغه.‏

00:13:48.160 --> 00:13:52.170
‏بالاخره، فقط یه ماه تا مراسم نامزدیش با کنت مونده!‏

00:13:52.170 --> 00:13:54.340
‏شاید درست باشه...‏

00:13:54.650 --> 00:13:57.890
‏ولی اگه مراسم برگزار نشده، پس نامزد نکرده.‏

00:13:57.890 --> 00:14:02.270
‏اون دختر هنوز مال منه، و من نمیذارم کسی بدزدتش.‏

00:14:02.640 --> 00:14:06.750
‏پس، ماری باید خیلی براتون مهم باشه.‏

00:14:07.440 --> 00:14:08.830
‏فکر کنم همینطوره.‏

00:14:08.830 --> 00:14:09.870
‏خدای من.‏

00:14:10.250 --> 00:14:14.280
‏مهمون داریم؟ الان میرم و چای آماده می‌کنم.‏

00:14:14.280 --> 00:14:18.920
‏نه، اونا داشتن میرفتن. و ما همه‌مون داریم میریم بیرون.‏

00:14:18.920 --> 00:14:21.810
‏واقعاً؟ پس اگه یه لحظه صبر کنین...‏

00:14:22.720 --> 00:14:25.920
‏اون مادر لیدی ماریه؟‏

00:14:25.920 --> 00:14:28.010
‏مامان الان میره بیرون.‏

00:14:28.010 --> 00:14:30.590
‏دختر خوبی باش و منتظر بمون، باشه آناستازیا؟‏

00:14:39.980 --> 00:14:42.370
‏خب، از دیدارتون از خونه لذت ببرین.‏

00:14:42.370 --> 00:14:44.170
‏حتماً! با اجازه‌ی شما.‏

00:14:48.690 --> 00:14:50.790
‏عرق سرد کردم.‏

00:14:50.790 --> 00:14:53.120
‏یه کم صبر می‌کنیم، بعد برمی‌گردیم به عمارت.‏

00:14:53.120 --> 00:14:53.780
‏چی؟!‏

00:14:58.090 --> 00:14:59.990
‏آخ.‏

00:15:00.280 --> 00:15:02.750
‏خوش‌شانسیم که قفل نکردن.‏

00:15:02.750 --> 00:15:05.450
‏حالا، قبل از اینکه خدمتکار متوجه بشه بیا.‏

00:15:07.280 --> 00:15:09.890
‏د-دوشیزه میو، شما یه خدمتکارین، مگه نه؟‏

00:15:09.890 --> 00:15:12.330
‏من، بدون شک، یه خدمتکارم. چرا؟‏

00:15:21.870 --> 00:15:25.160
‏پس زنده موندی... لیدی آناستازیا.‏

00:15:41.600 --> 00:15:43.580
‏ی-یه عروسک؟‏

00:15:52.950 --> 00:15:59.420
‏فکر می‌کنی شوک از دست دادن دوشیزه آناستازیا بارونس الویرا رو دیوونه کرده؟‏

00:15:59.420 --> 00:16:01.630
‏نه، اون عاقله.‏

00:16:01.630 --> 00:16:04.730
‏اون می‌فهمه که این فقط یه عروسکه.‏

00:16:05.280 --> 00:16:10.350
‏خیلی تازگی‌ها ساخته شده. به احتمال زیاد توسط خود بارونس.‏

00:16:10.350 --> 00:16:13.350
‏ولی خیلی شبیه یه آدم واقعیه.‏

00:16:13.740 --> 00:16:16.330
‏خب، موهاش موی واقعی انسان بود.‏

00:16:16.330 --> 00:16:17.280
‏موی انسان؟!‏

00:16:17.540 --> 00:16:19.050
‏و لباسش هم.‏

00:16:19.050 --> 00:16:21.840
‏با استناد به تحقیقات پلیس،‏

00:16:21.840 --> 00:16:25.160
‏شکی نیست که اون موقع تصادف اون لباس تنش بوده.‏

00:16:25.160 --> 00:16:30.880
‏و-وایسا. دوشیزه آناستازیا تو رودخونه افتاد و جسدش پیدا نشد، درسته؟‏

00:16:31.220 --> 00:16:33.170
‏پس چطور موها و لباساش...‏

00:16:33.170 --> 00:16:38.000
‏درسته. با اتفاقات تصادف اونطور که ما می‌دونیم تناقض‌هایی وجود داره.‏

00:16:38.880 --> 00:16:40.350
‏و اگه اینطور باشه...‏

00:16:41.650 --> 00:16:45.850
‏لطفاً ما رو فوراً برگردونین. کسی هست که باید باهاش ملاقات کنم.‏

00:16:45.850 --> 00:16:47.120
‏منظورتون...‏

00:16:47.790 --> 00:16:51.990
‏راننده‌ی کالسکه‌ی اجاره‌ای... داره دروغ میگه.‏

00:16:57.380 --> 00:16:58.930
‏خوشمزه‌ست!‏

00:16:58.930 --> 00:17:00.990
‏پس اینا طعم‌های ایپساندروسه.‏

00:17:01.260 --> 00:17:03.630
‏وقتی دانش‌آموز بودم زیاد میومدم اینجا.‏

00:17:03.630 --> 00:17:06.100
‏غذای خوابگاه همه‌ش خیلی باکلاس بود.‏

00:17:06.100 --> 00:17:09.210
‏شما هم درست مثل شاهزاده لوییفون به آکادمی سلطنتی میرفتین، مگه نه؟‏

00:17:09.210 --> 00:17:09.880
‏بله.‏

00:17:10.450 --> 00:17:14.550
‏از دوازده سالگی تا هجده سالگی، اونجا میرفتم و چیزای زیادی یاد گرفتم.‏

00:17:14.550 --> 00:17:16.760
‏چه حس عجیبی.‏

00:17:17.470 --> 00:17:20.680
‏لرد کایروس هم یه زمانی بچه کوچیکی بوده.‏

00:17:21.360 --> 00:17:24.400
‏خیله خب. برای دسر، دوندورما می‌خوریم!‏

00:17:24.400 --> 00:17:28.780
‏دوندورما؟ تو زبان ایپسی، یعنی «یه چیز یخ‌زده»، مگه نه؟‏

00:17:29.570 --> 00:17:31.730
‏بفرمایین!‏

00:17:33.370 --> 00:17:36.170
‏بفرمایین! نوش جان!‏

00:17:36.170 --> 00:17:37.330
‏م-ممنونم.‏

00:17:39.490 --> 00:17:40.260
‏چی؟‏

00:17:40.490 --> 00:17:40.940
‏چی؟‏

00:17:41.270 --> 00:17:43.170
‏وایسا! اوه!‏

00:17:43.450 --> 00:17:44.910
‏باارزش...‏

00:17:43.540 --> 00:17:44.910
‏لطفاً تکون نخورین!‏

00:17:44.910 --> 00:17:47.020
‏واقعاً که! لطفاً خودتونو کنترل کنین!‏

00:17:47.020 --> 00:17:48.290
‏البته!‏

00:17:49.330 --> 00:17:52.340
‏اوه، کشداره! خیلی خوشمزه‌ست!‏

00:17:52.640 --> 00:17:54.540
‏کایروس، تو هم... می‌خوای یه کم بخوری؟‏

00:17:54.540 --> 00:17:57.990
‏ا-این بامزگی بیش از حده. داره منو می‌کشه.‏

00:17:57.990 --> 00:17:59.420
‏واقعاً که!‏

00:18:07.140 --> 00:18:09.570
‏ا-این فوق‌العاده‌ست!‏

00:18:09.570 --> 00:18:12.750
‏این مغازه کالاهایی از هر کشوری داره.‏

00:18:12.750 --> 00:18:15.560
‏می‌دونی، کالاهای خارجی بین بازرگان‌ها محبوبه.‏

00:18:15.560 --> 00:18:19.110
‏وقتی یه بار لباس زیر ابریشم ایپسی رو امتحان کنی، دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونی چیز دیگه‌ای بپوشی.‏

00:18:20.530 --> 00:18:23.450
‏اینو اولین باری که همو دیدیم هم گفتی.‏

00:18:23.820 --> 00:18:28.420
‏بگو، کایروس، اجازه میدی یه چیزی به عنوان هدیه برات بخرم؟‏

00:18:29.810 --> 00:18:35.360
‏لیدی لیو لیو به من برای کمک تو نوشتن نامه‌ها و ترجمه پول داد.‏

00:18:35.360 --> 00:18:37.220
‏پس اگه چیزی هست که دوست داری...‏

00:18:39.770 --> 00:18:43.050
‏خب، می‌دونی، اون یه کالای وارداتی باکیفیت و تکه.‏

00:18:43.280 --> 00:18:45.910
‏م-من نمی‌دونستم اینا انقدر گرونن.‏

00:18:48.480 --> 00:18:50.530
‏ماری، این بهم میاد؟‏

00:18:50.530 --> 00:18:55.440
‏ب-بله، میاد. ولی فکر کنم اون شیک‌تره اونجا هم بهت میاد.‏

00:18:56.940 --> 00:18:57.690
‏خب پس!‏

00:18:57.690 --> 00:19:00.000
‏می‌خوام اونایی که ماری گفت رو امتحان کنم!‏

00:19:00.000 --> 00:19:01.750
‏همه‌شونو! همه‌شونو می‌خرم!‏

00:19:01.750 --> 00:19:02.700
‏چی؟‏

00:19:09.280 --> 00:19:10.270
‏نظرت چیه؟‏

00:19:10.270 --> 00:19:11.320
‏چه فوق‌العاده!‏

00:19:18.340 --> 00:19:21.340
‏لباس فرم دانش‌آموزی‏
‏فلاریان‏

00:19:21.920 --> 00:19:24.830
‏یه لباس فرم دانش‌آموزی؟ کجا می‌خوای بپوشیش؟‏

00:19:24.830 --> 00:19:28.320
‏می‌پوشمش تا وقتی ناراحتی خوشحالت کنم، ماری.‏

00:19:28.320 --> 00:19:29.910
‏خب! اینو هم می‌خرم!‏

00:19:29.910 --> 00:19:31.070
‏چی؟!‏

00:19:36.520 --> 00:19:39.230
‏احتمالاً هنوز یه کم طول می‌کشه تا لباس عوض کردنش تموم بشه.‏

00:19:45.680 --> 00:19:47.530
‏اینا با قیمت حراج فروخته میشن.‏

00:19:50.250 --> 00:19:52.080
‏این برای لرد کایروس عالیه!‏

00:19:57.830 --> 00:19:58.830
‏ماری؟‏

00:20:00.000 --> 00:20:10.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:00.580 --> 00:20:02.320
‏خواهر؟‏

00:20:04.030 --> 00:20:05.050
‏هی.‏

00:20:05.510 --> 00:20:07.560
‏چی؟ قبلاً اشتباه شنیدم؟‏

00:20:07.560 --> 00:20:09.430
‏دوشیزه، اینجا تنهایی؟‏

00:20:09.430 --> 00:20:11.550
‏اگه غذا نخوردی یه کافه چطوره؟‏

00:20:12.000 --> 00:20:14.170
‏داره سعی می‌کنه مشتری جذب کنه؟‏

00:20:14.860 --> 00:20:17.780
‏ببخشید. من قبلاً غذا خوردم.‏

00:20:18.060 --> 00:20:20.750
‏پس، فقط یه کم چای! مهمون من!‏

00:20:20.750 --> 00:20:22.560
‏ا-این دیگه یهو چیه؟‏

00:20:22.920 --> 00:20:25.080
‏من چای نمی‌خوام. لطفاً ولم کنین.‏

00:20:26.170 --> 00:20:28.070
‏تو بامزه‌ای، مگه نه؟‏

00:20:28.620 --> 00:20:31.220
‏داره از روی ادب مجبوره ازم تعریف کنه.‏

00:20:31.220 --> 00:20:32.950
‏باید قدردانیمو نشون بدم.‏

00:20:32.950 --> 00:20:34.740
‏اوه، ولی...‏

00:20:34.740 --> 00:20:36.580
‏نمی‌خوام!‏

00:20:36.860 --> 00:20:39.090
‏کمکم کنین، لرد کایروس!‏

00:20:43.750 --> 00:20:46.710
‏چه راه بی‌ادبانه‌ای برای مخ زدن.‏

00:20:47.100 --> 00:20:49.450
‏وقتی یه خانم میگه نه، برو.‏

00:20:49.450 --> 00:20:51.360
‏بدون اجازه به کسی دست نزن!‏

00:20:51.360 --> 00:20:54.070
‏م-من متاسفم!‏

00:20:57.500 --> 00:21:00.820
‏متاسفم که براتون دردسر درست کردم.‏

00:21:00.820 --> 00:21:02.730
‏شما اصلاً دلیلی برای عذرخواهی ندارین!‏

00:21:03.040 --> 00:21:05.850
‏ولی... نفهمیدی که اون داشت سعی می‌کرد باهات قرار بذاره؟‏

00:21:05.850 --> 00:21:06.440
‏چی؟‏

00:21:06.820 --> 00:21:08.950
‏حتماً قبل از اینم بارها اتفاق افتاده.‏

00:21:08.950 --> 00:21:12.780
‏ن-نه. مدرسه‌ی من تقریباً همه‌ش پسرونه بود،‏

00:21:13.660 --> 00:21:15.980
‏ولی اونا هیچ‌وقت بیشتر از حد کاملاً ضروری با من حرف نمی‌زدن.‏

00:21:16.520 --> 00:21:19.370
‏اونا به من اشاره می‌کردن و می‌خندیدن.‏

00:21:19.580 --> 00:21:21.080
‏این امکان نداره!‏

00:21:21.080 --> 00:21:26.100
‏حتی بدون آرایش، تو انقدر جذابی که مردا هیچ‌وقت تنهات نمیذارن!‏

00:21:26.320 --> 00:21:32.060
‏نیستم. من زشتم، و موها و لباسام همیشه ژنده‌ست.‏

00:21:32.060 --> 00:21:33.640
‏ژنده...‏

00:21:34.050 --> 00:21:37.450
‏همینه! برای همین اونو ژنده‌پوش نگه داشتن!‏

00:21:37.450 --> 00:21:40.780
‏بارون شادران نمی‌خواست جذابیت‌های ماری برای کسی معلوم بشه...‏

00:21:40.780 --> 00:21:43.680
‏نه! اون می‌خواست اونو پنهان کنه، حتی از خودش،‏

00:21:43.680 --> 00:21:45.950
‏برای همین اونو تو اون وضعیت شرم‌آور گیر انداخت!‏

00:21:46.290 --> 00:21:50.440
‏ولی... هر چقدر هم سخت تلاش کنه ماری رو محدود کنه، فایده نداره!‏

00:21:54.080 --> 00:21:57.870
‏من هیچ‌وقت ولت نمی‌کنم.‏

00:22:01.850 --> 00:22:06.550
‏بر خلاف دستای بقیه، دست لرد کایروس آرامش‌بخشه.‏

00:23:59.600 --> 00:24:03.210
‏بدون ماری اینجا خیلی تنهاست!‏

00:24:03.210 --> 00:24:07.000
‏ارباب احمق! این منصفانه نیست!‏

00:24:06.100 --> 00:24:08.010
‏حالا، حالا، سیلی.‏

00:24:08.450 --> 00:24:12.590
‏با این حال، اونا خیلی دیر برگشتن، مگه نه؟‏

00:24:13.180 --> 00:24:15.510
‏امیدوارم اتفاقی نیفتاده باشه.‏

00:24:16.080 --> 00:24:17.310
‏قسمت بعد...‏

00:24:17.310 --> 00:24:19.680
‏«هدیه‌ای دوست‌داشتنی‌تر از جواهرات.»‏

00:24:17.390 --> 00:24:27.010
‏قسمت 8 «هدیه‌ای دوست‌داشتنی‌تر از جواهرات»‏

00:24:20.240 --> 00:24:22.420
‏اگه نگاه نکنی، با یه لگد پرتت می‌کنم!‏

00:24:22.420 --> 00:24:23.630
‏حالا، سیلی‏