﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:00.600 --> 00:00:05.280
‏این مرد... راننده کالسکه‌ای بود‏
‏که بانو آناستازیا سوارش بود.‏

00:00:07.240 --> 00:00:08.640
‏کار تو بود؟‏

00:00:09.310 --> 00:00:12.140
‏تو آناستازیا شیدران رو کشتی؟‏

00:01:47.330 --> 00:01:52.650
‏قسمت 9 «در تعقیب روح آناستازیا»‏

00:01:55.170 --> 00:01:58.540
‏همونطور که فکر می‌کردم، به نظر نمی‌رسه‏
‏به این راحتی بهمون بگه.‏

00:02:00.280 --> 00:02:01.740
‏آوردمش.‏

00:02:05.840 --> 00:02:07.260
‏یوهان...‏

00:02:10.820 --> 00:02:15.530
‏شنیدم اهل جزایر باندلی هستی.‏
‏منم اهل همونجام.‏

00:02:15.530 --> 00:02:18.030
‏تو کدوم جزیره به دنیا اومدی؟‏

00:02:18.030 --> 00:02:22.700
‏ت-تو باندلی هستی؟‏
‏چرا تو یه قلعه کار می‌کنی؟‏

00:02:23.590 --> 00:02:27.520
‏مادر کنت گرانادو یه‏
‏پناهنده از یه کشور دیگه‌اس.‏

00:02:27.520 --> 00:02:31.390
‏اونم با تحمل توهین‌های‏
‏مردم این پادشاهی بزرگ شده.‏

00:02:31.390 --> 00:02:34.370
‏اون تبعیض قائل نمیشه.‏
‏می‌تونم اینو بهت اطمینان بدم.‏

00:02:35.040 --> 00:02:38.810
‏ارباب تو رو اینجا صدا نکرده‏
‏که محکومت کنه.‏

00:02:38.810 --> 00:02:41.120
‏می‌خواد بهت غرامت بده.‏

00:02:41.120 --> 00:02:41.970
‏چی؟‏

00:02:42.570 --> 00:02:45.680
‏غرامت برای کشتن آناستازیا.‏

00:02:48.440 --> 00:02:49.770
‏می‌فهمم.‏

00:02:49.770 --> 00:02:52.640
‏یوهان داره دروغ میگه تا‏
‏حقیقتو ازش بیرون بکشه.‏

00:02:53.280 --> 00:02:58.060
‏ارباب به عنوان پسر یه دوک، به خاطر‏
‏وظیفه به یه نامزد متعهد بود،‏

00:02:58.060 --> 00:03:02.090
‏ولی عاشق خواهر کوچیکترش، ماری،‏
‏که اینجاست شد.‏

00:03:02.090 --> 00:03:04.250
‏مطمئنم لازم نیست‏
‏بقیشو بهت بگم.‏

00:03:04.740 --> 00:03:07.710
‏پس خواهر بزرگتر خوشگله مزاحم بود.‏

00:03:08.100 --> 00:03:12.760
‏دقیقا. و برای همین ارباب‏
‏می‌خواد مخفیانه بهت پاداش بده.‏

00:03:12.760 --> 00:03:16.830
‏در واقع، حتی ممکنه‏
‏اینجا تو قلعه استخدامت کنه.‏

00:03:18.220 --> 00:03:23.190
‏و اگه کارمند قلعه بودی، اون وقت صاحب‏
‏کالسکه کرایه‌ای نمی‌تونست سرت داد بزنه.‏

00:03:23.190 --> 00:03:27.140
‏ا-این دیگه خیلی زیاده، مگه نه؟‏

00:03:36.910 --> 00:03:39.910
‏لطفاً حقیقتو بهمون بگو، جیکوب.‏

00:03:40.260 --> 00:03:44.160
‏اون روز، اون پیرمرده که‏
‏مغازه رو می‌چرخونه خیلی هیجان‌زده بود.‏

00:03:44.600 --> 00:03:48.420
‏جیکوب، بهترین کالسکه رو بیار بیرون!‏

00:03:48.420 --> 00:03:50.280
‏ها؟ چه خبره؟‏

00:03:50.280 --> 00:03:52.550
‏دختر بزرگ ارباب داره ازدواج می‌کنه.‏

00:03:52.550 --> 00:03:56.120
‏یه کار به این بزرگی‏
‏خیلی کم پیش میاد.‏

00:03:56.880 --> 00:03:59.590
‏ببخشید که منتظرتون گذاشتم، بارون.‏

00:03:59.590 --> 00:04:02.880
‏ما بهترین کالسکه‌مونو‏
‏براتون آماده کردیم.‏

00:04:03.160 --> 00:04:06.580
‏حدوداً اینقدر میشه.‏

00:04:07.290 --> 00:04:09.270
‏مسخره‌اس!‏

00:04:09.270 --> 00:04:11.510
‏من فقط نصف این مبلغو پرداخت می‌کنم.‏

00:04:11.510 --> 00:04:17.600
‏و-ولی با این مبلغ، ما نمی‌تونیم یه‏
‏کالسکه یا مسافرخونه مناسب فراهم کنیم.‏

00:04:17.850 --> 00:04:21.220
‏فکر کردن به اینکه باهاش چیکار کنی‏
‏کار توئه، مگه نه؟‏

00:04:21.220 --> 00:04:22.980
‏شما اینطور میگین،‏

00:04:23.330 --> 00:04:27.750
‏ولی بانویی که داره ازدواج می‌کنه‏
‏دختر عزیز شماست، مگه نه؟‏

00:04:31.460 --> 00:04:34.540
‏جیکوب، می‌فهمی، مگه نه؟‏

00:04:34.540 --> 00:04:37.550
‏دستت به دختر ارباب بخوره‏
‏و اخراج شدن کمترین—‏

00:04:37.550 --> 00:04:40.520
‏آره، آره. می‌دونم.‏

00:04:40.520 --> 00:04:42.700
‏ولی عجیبه، مگه نه؟‏

00:04:43.540 --> 00:04:46.090
‏برخلاف اون دختر کوچیکتر ژنده‌پوش،‏

00:04:46.090 --> 00:04:49.360
‏قرار بود اون بزرگتره‏
‏عزیزدردونه باشه، مگه نه؟‏

00:04:50.190 --> 00:04:52.420
‏این به ما ربطی نداره!‏

00:04:52.420 --> 00:04:54.150
‏حالا، میشه عجله کنی؟!‏

00:05:01.520 --> 00:05:06.490
‏هی، بانوی من! شما همونقدر‏
‏که شایعات میگن خوشگلین!‏

00:05:06.490 --> 00:05:09.260
‏شرط می‌بندم هر مردی رو که بخوای می‌تونی داشته باشی، درسته؟‏

00:05:09.260 --> 00:05:11.860
‏نکنه واقعاً‏
‏یه کم شیطونی هم کردی؟‏

00:05:11.860 --> 00:05:16.190
‏شوخی کردم. ببخشید که اینقدر بی‌ادبم.‏

00:05:16.770 --> 00:05:19.540
‏من در نهایت فقط یه راننده اجاره‌ای ساده‌ام.‏

00:05:20.510 --> 00:05:21.810
‏اصلاً.‏

00:05:21.810 --> 00:05:24.260
‏رفتارش باعث شد بفهمم،‏

00:05:24.720 --> 00:05:28.400
‏تنها راهی که می‌تونست زندگی کنه این بود‏
‏که از دستورای پدر و مادرش پیروی کنه.‏

00:05:28.400 --> 00:05:31.080
‏اون یه عروسک بود که جز‏
‏قیافه‌اش هیچی نداشت.‏

00:05:36.770 --> 00:05:39.630
‏اینجوری بود که فهمیدم فرار نمی‌کنه.‏

00:05:40.270 --> 00:05:42.030
‏هر اتفاقی هم که می‌افتاد.‏

00:05:50.100 --> 00:05:52.580
‏چ-چرا کالسکه رو نگه داشتی؟‏

00:05:52.580 --> 00:05:54.290
‏پایتخت سلطنتی نزدیکه، مگه نه؟‏

00:05:54.290 --> 00:05:56.900
‏امشبو اینجا چادر می‌زنیم.‏

00:05:56.900 --> 00:05:59.170
‏و اسب‌ها از بارون خسته‌ان.‏

00:05:59.480 --> 00:06:01.750
‏رودخونه خطرناکه، با بارون طغیان کرده!‏

00:06:01.750 --> 00:06:03.550
‏این دلیل بیشتری برای عجله کردن نیست؟‏

00:06:06.000 --> 00:06:10.450
‏ا-اگه جرأت کنی به نامزد‏
‏یه کنت دست بزنی، می‌دونی چه بلایی سرت میاد؟‏

00:06:10.450 --> 00:06:12.810
‏نمی‌دونم، و برامم مهم نیست.‏

00:06:13.060 --> 00:06:17.250
‏وقتی کنت بفهمه که نامزدش‏
‏توسط یه خارجی بی‌حرمت شده،‏

00:06:17.250 --> 00:06:19.950
‏نمی‌دونم چه بلایی سر تو میاد.‏

00:06:23.830 --> 00:06:25.150
‏آخ!‏

00:06:24.680 --> 00:06:25.500
‏میو!‏

00:06:25.500 --> 00:06:27.000
‏هنوز داستانش تموم نشده!‏

00:06:26.010 --> 00:06:27.800
‏چیکار می‌کنی؟‏

00:06:27.800 --> 00:06:30.670
‏چی؟ فکر کردم این همونیه که می‌خواستی!‏

00:06:31.570 --> 00:06:32.480
‏میو!‏

00:06:35.510 --> 00:06:36.710
‏من جاتو می‌گیرم.‏

00:06:40.990 --> 00:06:46.230
‏تو! مو و لباس‌های اون عروسکی که‏
‏تو خونه بارونه رو از کجا آوردی؟‏

00:06:46.880 --> 00:06:47.710
‏به ما بگو!‏

00:06:48.410 --> 00:06:51.310
‏م-من خودم لباساشو از تنش درآوردم.‏

00:06:51.310 --> 00:06:52.480
‏و موهاش؟‏

00:06:52.480 --> 00:06:54.470
‏ا-اون...‏

00:06:55.090 --> 00:06:57.680
‏تکون نخور! فقط ثابت بمون!‏

00:06:57.680 --> 00:06:59.850
‏نه!‏

00:07:02.190 --> 00:07:04.810
‏رفت و موهای خودشو کوتاه کرد!‏

00:07:04.810 --> 00:07:07.570
‏نگاه کن! هنوز جای زخمش مونده!‏

00:07:07.570 --> 00:07:09.280
‏حقت بود!‏

00:07:09.820 --> 00:07:13.200
‏زخمی، لباس‌ها و موها رو برداشتی،‏

00:07:13.660 --> 00:07:17.270
‏بعد فروختیشون به بانو الویرا، که‏
‏از مرگ دخترش تو شوک بود.‏

00:07:17.270 --> 00:07:20.330
‏م-من از اول قصد نداشتم‏
‏به اون بفروشمشون!‏

00:07:20.560 --> 00:07:24.020
‏شنیدم که بارونس دنبال موادی‏
‏برای ساختن یه عروسک می‌گشت!‏

00:07:23.360 --> 00:07:26.970
‏برای لاپوشونی کردن جرم خودت،‏
‏کالسکه رو نابود کردی،‏

00:07:26.970 --> 00:07:29.970
‏و تو شهادتت دروغ گفتی، گفتی‏
‏که راهزن‌ها بهتون حمله کردن.‏

00:07:29.970 --> 00:07:33.450
‏اون زن افتاد تو رودخونه!‏
‏این حقیقته!‏

00:07:33.450 --> 00:07:35.760
‏داشت سعی می‌کرد فرار کنه که پاش لیز خورد!‏

00:07:35.760 --> 00:07:37.630
‏یه تصادف بود!‏

00:07:37.630 --> 00:07:39.430
‏من نکشتمش!‏

00:07:39.430 --> 00:07:41.470
‏لطفاً باورم کنین!‏

00:07:41.470 --> 00:07:42.730
‏کافیه.‏

00:07:43.100 --> 00:07:44.510
‏دیگه نمی‌خوام بشنوم.‏

00:07:45.010 --> 00:07:46.050
‏ماری.‏

00:07:50.330 --> 00:07:53.820
‏خواهر بزرگترم به خاطر‏
‏تو مرد، مگه نه؟‏

00:07:59.580 --> 00:08:04.430
‏و-ولی، می‌دونین؟ فکر کنم کار درستی بود‏
‏که اون زنو به عنوان همسرتون نگرفتین!‏

00:08:04.830 --> 00:08:09.130
‏اون تو کیف‌هاش لباس‌های مردونه‌ای قایم‏
‏کرده بود که اندازه‌اش نبود!‏

00:08:09.830 --> 00:08:14.120
‏چه زن دیوونه‌ای! حتماً‏
‏غیر از نامزدش مردهای دیگه‌ای هم داشته!‏

00:08:14.120 --> 00:08:17.680
‏حتی اگه با شما ازدواج می‌کرد،‏
‏قطعاً بهتون خیانت می‌کرد!‏

00:08:17.680 --> 00:08:19.610
‏به خواهرم توهین نکن!‏

00:08:25.800 --> 00:08:29.830
‏چ-چی؟ تو هم می‌خوای بلایی‏
‏که سر اون زن اومد سرت بیاد؟‏

00:08:29.830 --> 00:08:30.680
‏خفه شو!‏

00:08:38.930 --> 00:08:41.530
‏خواهر، من...‏

00:08:48.050 --> 00:08:51.080
‏من خیلی متاسفم، لرد کایروس.‏

00:08:51.080 --> 00:08:54.150
‏نه، منم که باید عذرخواهی کنم.‏

00:08:55.740 --> 00:09:00.820
‏تا همین الان، از مرگ‏
‏آناستازیا پشیمون نبودم.‏

00:09:01.410 --> 00:09:02.430
‏چی؟‏

00:09:02.430 --> 00:09:03.680
‏منم همینطور.‏

00:09:05.540 --> 00:09:06.830
‏میو...‏

00:09:06.830 --> 00:09:12.990
‏ما فکر می‌کردیم آناستازیا همونطوری‏
‏که پدر و مادرت بهت ظلم می‌کردن، به تو هم ظلم کرده.‏

00:09:13.540 --> 00:09:17.170
‏ا-اون نکرد! حتی یه بارم نه!‏

00:09:17.170 --> 00:09:19.870
‏آره، الان می‌فهمم.‏

00:09:19.870 --> 00:09:21.710
‏برای همینه که اینقدر احساس گناه می‌کنم.‏

00:09:22.830 --> 00:09:27.230
‏فکر می‌کردم مرگش‏
‏مجازات الهی بوده.‏

00:09:27.230 --> 00:09:28.700
‏و این همه ماجرا نیست.‏

00:09:29.100 --> 00:09:32.550
‏فکر می‌کردم خواستگاری اشتباهی‏
‏من از اون یه شانس بزرگ بود.‏

00:09:32.550 --> 00:09:34.830
‏به خاطر اون اشتباه، تو در امان بودی، ماری.‏

00:09:34.830 --> 00:09:36.720
‏این چیزی بود که باورش داشتم.‏

00:09:37.590 --> 00:09:41.520
‏راستش، باید من‏
‏تو اون کالسکه می‌بودم.‏

00:09:41.520 --> 00:09:44.940
‏خواهرم به جای من اونجا بود.‏

00:09:44.940 --> 00:09:49.650
‏ماری... اجازه میدی سر‏
‏قبر آناستازیا عذرخواهی کنم؟‏

00:09:50.050 --> 00:09:51.470
‏اون قبر نداره.‏

00:09:51.960 --> 00:09:54.320
‏پدرم گفت سنگ قبر‏
‏هدر دادن پوله.‏

00:09:55.830 --> 00:09:58.190
‏مراسم خاکسپاریش هم فوق‌العاده ساده بود.‏

00:09:58.190 --> 00:10:03.000
‏در نهایت، اسم خواهرم حتی‏
‏تو قبرستون عمومی هم حک نشد.‏

00:10:03.480 --> 00:10:06.620
‏حداقل دلم می‌خواد‏
‏روحشو یه کم آروم کنم.‏

00:10:06.620 --> 00:10:08.920
‏جایی بود که آناستازیا دوست داشته باشه؟‏

00:10:08.920 --> 00:10:11.220
‏گل یا غذا؟ یه آهنگ چطور؟‏

00:10:14.850 --> 00:10:16.920
‏من هیچی نمی‌دونستم.‏

00:10:18.160 --> 00:10:22.790
‏یه جایی، یه شکاف بزرگ بین ما باز شد.‏

00:10:23.460 --> 00:10:27.580
‏من، که همیشه لباس‌های پاره می‌پوشیدم،‏
‏ولی می‌تونستم آزادانه بیرون قدم بزنم.‏

00:10:28.430 --> 00:10:32.670
‏خواهرم، که مجبور بود تو یه‏
‏باغ کوچیک و محصور لباس‌های شیک بپوشه.‏

00:10:34.120 --> 00:10:37.580
‏یه موجود بی‌نقص که باید مورد علاقه همه باشه.‏

00:10:37.960 --> 00:10:42.780
‏و من باور داشتم که برای‏
‏همین خداها اونو بردن.‏

00:10:45.670 --> 00:10:50.200
‏ولی حتی خواهرم... فقط‏
‏یه آدم بود که داشت زندگیشو می‌کرد.‏

00:10:50.700 --> 00:10:54.290
‏این یه چیز خیلی واضحه،‏
‏ولی من فراموشش کرده بودم.‏

00:10:55.760 --> 00:10:57.990
‏همه اینا تقصیر منه.‏

00:10:57.990 --> 00:11:01.750
‏من حق نداشتم اون مردو بزنم.‏

00:11:02.860 --> 00:11:04.620
‏منم همینطور.‏

00:11:05.700 --> 00:11:07.220
‏چون من...‏

00:11:07.920 --> 00:11:10.880
‏من فقط یکی از آدمای زیادی‌ام‏
‏که آناستازیا رو کشتن.‏

00:11:17.310 --> 00:11:19.990
‏در آرامش باشی، آناستازیا.‏

00:11:24.310 --> 00:11:28.580
‏این آبراه تا محله صنعتگرای‏
‏پایتخت سلطنتی ادامه داره.‏

00:11:29.060 --> 00:11:30.790
‏وقتی زنده بود،‏

00:11:30.790 --> 00:11:34.300
‏خواهرم یه بار گفت که می‌خواد‏
‏تو پایتخت لباس طراحی کنه.‏

00:11:35.250 --> 00:11:41.470
‏تو همچین جای پر جنب و جوشی، شاید‏
‏آناستازیا احساس تنهایی نکنه.‏

00:11:41.470 --> 00:11:42.930
‏آره.‏

00:11:49.250 --> 00:11:51.980
‏ماری! بیا بازی کنیم!‏

00:11:58.670 --> 00:12:00.520
‏امیدوارم همینطور باشه.‏

00:12:04.950 --> 00:12:10.530
‏یه هفته از اون موقع گذشته، و جو‏
‏قلعه به حالت عادی برگشته.‏

00:12:11.260 --> 00:12:13.830
‏خانم ماری داره خیاطی می‌کنه.‏

00:12:14.550 --> 00:12:17.640
‏و تو داری چیکار می‌کنی؟‏

00:12:17.640 --> 00:12:21.890
‏اگه ماری انگشتش با سوزن زخم بشه،‏
‏من اینجام تا فوراً درمانش کنم.‏

00:12:18.590 --> 00:12:24.970
‏جعبه‏
‏دارو‏

00:12:21.890 --> 00:12:24.340
‏پس تو هیچ کاری نمی‌کنی.‏

00:12:24.890 --> 00:12:26.500
‏تموم شد!‏

00:12:26.500 --> 00:12:30.170
‏لرد کایروس، می‌خوام‏
‏یه لحظه از موهاتون استفاده کنم.‏

00:12:30.470 --> 00:12:31.570
‏حتماً!‏

00:12:32.300 --> 00:12:35.270
‏پ-پسرم تبدیل به یه سگ وفادار شده.‏

00:12:32.510 --> 00:12:34.600
‏لطفاً اونور رو نگاه کنین.‏

00:12:34.600 --> 00:12:35.540
‏اینجوری؟‏

00:12:35.540 --> 00:12:37.150
‏اوه، حالا اگه لطفاً رو به جلو باشین.‏

00:12:40.110 --> 00:12:42.310
‏موهاتون خیلی قشنگه.‏

00:12:44.890 --> 00:12:48.790
‏ماری، انگشتات خیلی دلربا‏
‏حرکت می‌کنن. حس خیلی خوبی داره.‏

00:12:50.690 --> 00:12:52.620
‏شما دوتا خیلی معصومین!‏

00:12:52.620 --> 00:12:55.030
‏مثل یه زوج که‏
‏اولین عشق همدیگه هستن!‏

00:12:55.030 --> 00:12:56.590
‏حق با توئه. که چی؟‏

00:12:57.080 --> 00:13:00.010
‏اینقدر اتفاق افتاد که دادنشون‏
‏به شماها به تاخیر افتاد.‏

00:13:00.010 --> 00:13:02.300
‏اینا هدیه‌های شما از بازاره!‏

00:13:02.870 --> 00:13:05.770
‏اوه، خیلی ممنونم!‏

00:13:05.770 --> 00:13:07.180
‏چقدر قشنگه.‏

00:13:07.860 --> 00:13:09.320
‏دوست داشتنیه، مگه نه؟‏

00:13:09.020 --> 00:13:10.100
‏بانو ماری.‏

00:13:09.320 --> 00:13:10.910
‏بله، هست.‏

00:13:11.520 --> 00:13:13.480
‏سوغاتی‌ها شاید‏
‏لذت واقعی سفر باشن،‏

00:13:13.480 --> 00:13:16.540
‏ولی من معتقدم که خرج کردن پول‏
‏و زحمت برای من هدر دادنه—‏

00:13:15.860 --> 00:13:17.440
‏کافیه! فقط هدیه‌شو قبول کن!‏

00:13:17.440 --> 00:13:25.240
‏سیخونک سیخونک سیخونک سیخونک سیخونک سیخونک‏

00:13:17.730 --> 00:13:21.820
‏باید خوشحال باشی‏
‏و مثل من از خوشحالی فریاد بزنی.‏

00:13:21.820 --> 00:13:25.230
‏م-من متاسفم! نمی‌خواستم بهت تحمیلش کنم!‏

00:13:27.770 --> 00:13:29.670
‏قبول می‌کنم.‏

00:13:29.670 --> 00:13:31.870
‏ممنونم، بانو ماری.‏

00:13:32.810 --> 00:13:36.290
‏ممنون برای همه کارایی‏
‏که می‌کنی. دوستت دارم، میو!‏

00:13:41.720 --> 00:13:45.720
‏از وقتی شما اومدین، خانم ماری،‏
‏رفتار همه یه کم عوض شده.‏

00:13:45.720 --> 00:13:47.930
‏اینطوره؟‏

00:13:48.430 --> 00:13:49.920
‏و برای تو، ماری...‏

00:13:49.920 --> 00:13:51.940
‏منم یه هدیه دارم.‏

00:13:53.170 --> 00:13:55.390
‏داستان گربه قرمز ژنده‌پوش!‏

00:13:55.770 --> 00:13:57.640
‏خیلی قشنگ ترمیم شده!‏

00:13:57.640 --> 00:14:00.510
‏چون قبلاً می‌خواستی‏
‏خودت ترمیمش کنی...‏

00:14:02.720 --> 00:14:06.370
‏این کتاب پر از خاطرات‏
‏خواهرمه. برام خیلی عزیزه.‏

00:14:07.130 --> 00:14:08.910
‏خیلی ممنونم.‏

00:14:09.340 --> 00:14:11.720
‏فقط خوشحالم که دوستش داری.‏

00:14:11.720 --> 00:14:12.960
‏و اینم هست.‏

00:14:13.640 --> 00:14:15.890
‏«شخصیت‌های برجسته سراسر جهان»؟‏

00:14:15.890 --> 00:14:17.570
‏من اون یکیو درخواست کردم.‏

00:14:18.460 --> 00:14:23.290
‏این مادر بارون شیدران، و‏
‏مادربزرگ توئه، ماری. ساشا تیلیچ.‏

00:14:23.690 --> 00:14:25.870
‏مادربزرگم وقتی جوون بود.‏

00:14:25.870 --> 00:14:29.640
‏ماری، تو بهم گفتی که آناستازیا‏
‏دقیقاً شبیه اون بود.‏

00:14:29.950 --> 00:14:33.920
‏فکر کردم این شاید کمک کنه که‏
‏شباهتشو تو یه پرتره ثبت کنیم.‏

00:14:34.810 --> 00:14:37.730
‏ممنونم، لرد کایروس.‏

00:14:38.100 --> 00:14:40.990
‏پس، خواهر بزرگترت‏
‏به مادربزرگت رفته.‏

00:14:40.990 --> 00:14:42.610
‏تو به مادرت رفتی؟‏

00:14:42.900 --> 00:14:46.000
‏از نظر قد و چهره، آره،‏

00:14:46.000 --> 00:14:50.030
‏ولی مادرم موهاش بلونده.‏
‏من تنها کسی‌ام که موهاش قرمزه.‏

00:14:50.500 --> 00:14:54.670
‏موی قرمز برای یه خاندان ویرونی میاره،‏
‏برای همین ازم دوری می‌کردن.‏

00:14:54.670 --> 00:14:59.980
‏چی؟! هنوزم آدمایی هستن که به‏
‏همچین خرافات قدیمی‌ای اعتقاد دارن؟‏

00:14:59.980 --> 00:15:00.920
‏آره، موافقم.‏

00:15:01.190 --> 00:15:04.520
‏ولی چرا مادربزرگم تو‏
‏یه کتاب از آدمای برجسته‌اس؟‏

00:15:04.520 --> 00:15:08.140
‏وای! شما فامیلین، ولی در مورد‏
‏ساشای قهرمان نشنیدین؟‏

00:15:08.140 --> 00:15:09.110
‏اون خیلی معروفه.‏

00:15:09.110 --> 00:15:10.100
‏چی؟‏

00:15:10.760 --> 00:15:15.000
‏با وجود اینکه تو زمان جنگ به دنیا اومد،‏
‏وقتی زن‌ها جایگاه واقعی‌ای نداشتن،‏

00:15:15.000 --> 00:15:18.180
‏وقتی فقط هجده سالش بود،‏
‏یه مترجم نظامی شد،‏

00:15:18.180 --> 00:15:20.440
‏و به هفت زبان مسلط بود. یه نابغه واقعی.‏

00:15:20.750 --> 00:15:25.220
‏مادربزرگت روش پیشرفت‏
‏زن‌ها تو جامعه رو متحول کرد.‏

00:15:25.220 --> 00:15:26.950
‏واقعاً؟‏

00:15:27.200 --> 00:15:30.690
‏امثال پدرت شاید‏
‏یه کم عقده داشته باشن.‏

00:15:30.690 --> 00:15:33.070
‏حتماً در مورد تحصیلاتش‏
‏سخت‌گیر بوده.‏

00:15:33.480 --> 00:15:38.220
‏در مورد اون مطمئن نیستم. پدرم خیلی‏
‏با مادربزرگم معاشرت نمی‌کرد.‏

00:15:38.220 --> 00:15:40.870
‏شاید یه اختلافی‏
‏بینشون بوده.‏

00:15:41.460 --> 00:15:44.330
‏در مورد بارون شیدران...‏

00:15:44.920 --> 00:15:47.370
‏ما یه دعوتنامه‏
‏برای مراسم نامزدی فرستادیم،‏

00:15:47.370 --> 00:15:48.550
‏ولی هیچ جوابی نگرفتیم.‏

00:15:48.960 --> 00:15:50.620
‏چی؟ امکان نداره!‏

00:15:50.620 --> 00:15:54.520
‏نگرانی اصلی اینه که ما هیچ‏
‏راهی نداریم بفهمیم اون شرکت می‌کنه.‏

00:15:54.900 --> 00:15:57.810
‏کسی که ماری رو اینجا آورد‏
‏کسی جز بارون نبود.‏

00:15:58.290 --> 00:16:01.510
‏چرا باید الان با ازدواج مخالفت کنه؟‏

00:16:02.040 --> 00:16:06.680
‏فکر نمی‌کنم پدر و مادرم‏
‏هیچوقت قصد داشتن من ازدواج کنم.‏

00:16:07.310 --> 00:16:12.770
‏اگه من می‌تونستم یه شب آرامش بدم، اون وقت‏
‏مجبور نبودیم هدیه‌های نامزدی خواهرمو پس بدیم.‏

00:16:12.770 --> 00:16:13.740
‏با این حال...‏

00:16:14.330 --> 00:16:17.260
‏اگه از طریق این ازدواج با‏
‏یه خاندان دوک‌نشین ارتباط برقرار کنه،‏

00:16:17.260 --> 00:16:19.290
‏جایگاه خودش به طور قابل توجهی بالا میره.‏

00:16:19.640 --> 00:16:22.510
‏هر چقدرم که سخت‌کوش باشی، ماری...‏

00:16:22.510 --> 00:16:23.790
‏شاید...‏

00:16:24.120 --> 00:16:28.710
‏به خاطر اینه که بانو ماری داشت کار مهمی انجام‏
‏می‌داد که نمی‌تونه به یه غریبه بسپرتش.‏

00:16:30.430 --> 00:16:35.690
‏ولی من فقط کارهای ساده‌ای رو انجام می‌دادم‏
‏که تو بچگی از مادربزرگم یاد گرفته بودم.‏

00:16:36.290 --> 00:16:41.970
‏مادربزرگت به جای بارون قبلی به عنوان‏
‏ارباب اون سرزمین کار می‌کرد، مگه نه؟‏

00:16:42.250 --> 00:16:43.790
‏ب-بله.‏

00:16:43.790 --> 00:16:50.190
‏شنیدم که تشریفات مربوط به‏
‏کار کردن به عنوان ارباب محلی سخت بوده.‏

00:16:50.190 --> 00:16:53.230
‏و مادربزرگت و پدرت،‏

00:16:53.540 --> 00:16:56.870
‏بارون شیدران فعلی،‏
‏بینشون اختلاف بوده.‏

00:16:56.870 --> 00:17:01.950
‏قبلاً بهم گفتی که از طرف‏
‏ارباب نامه می‌نوشتی، مگه نه؟‏

00:17:02.520 --> 00:17:05.310
‏پدرت می‌تونه به زبان فلاریان بخونه و بنویسه؟‏

00:17:05.310 --> 00:17:08.750
‏بله، حتماً! فکر کنم می‌تونه.‏

00:17:08.990 --> 00:17:11.540
‏تا حالا واقعاً‏
‏دیدی از این زبان استفاده کنه؟‏

00:17:13.190 --> 00:17:16.090
‏حالا که گفتی، نه ندیدم.‏

00:17:16.090 --> 00:17:18.770
‏ولی غیرممکنه که نتونه حرف بزنه.‏

00:17:18.770 --> 00:17:20.960
‏فلاریان زبان مشترک‏
‏نجیب‌زاده‌هاست.‏

00:17:21.280 --> 00:17:24.670
‏اگه نمی‌تونست باهاش حرف بزنه، نمی‌تونست‏
‏وظایفشو به عنوان ارباب انجام بده.‏

00:17:25.200 --> 00:17:26.360
‏می‌دونستم.‏

00:17:26.660 --> 00:17:28.850
‏امکان نداره. باورم نمیشه.‏

00:17:29.410 --> 00:17:31.240
‏چی شده؟‏

00:17:31.560 --> 00:17:35.820
‏میو، برای خاندان‏
‏شیدران یه احضاریه اجباری بفرست.‏

00:17:35.820 --> 00:17:36.800
‏چی؟‏

00:17:36.800 --> 00:17:38.720
‏اگه به اونم جواب ندن،‏

00:17:38.720 --> 00:17:40.710
‏مجبوریم تو دادگاه‏
‏پادشاهی محاکمه‌شون کنیم.‏

00:17:40.990 --> 00:17:45.110
‏متاسفم، ماری. می‌خواستم این قضیه‏
‏رو تا حد ممکن مسالمت‌آمیز حل کنم.‏

00:17:45.110 --> 00:17:46.840
‏چه خبره؟‏

00:17:47.520 --> 00:17:51.170
‏پدرم چیکار کرده؟‏

00:17:53.670 --> 00:17:56.010
‏چهار روز بعد‏

00:17:59.540 --> 00:18:00.380
‏ماری.‏

00:18:08.980 --> 00:18:15.230
‏هی، همگی! این شاهزاده‌ایه که همه‏
‏دوستش دارن، لوییفون ساندالکیا دیلتز!‏

00:18:16.750 --> 00:18:18.340
‏چرا تو اومدی؟‏

00:18:19.940 --> 00:18:22.910
‏میوی عزیز، تو عاشق بزن بزنی.‏

00:18:22.910 --> 00:18:24.580
‏دیگه بسه. بخور تا سرد نشده.‏

00:18:27.030 --> 00:18:28.770
‏این خوشمزه‌اس!‏

00:18:28.770 --> 00:18:31.410
‏از سرآشپز قلعه گرانادو‏
‏کمتر از اینم انتظار نمی‌رفت.‏

00:18:31.410 --> 00:18:33.800
‏دلم می‌خواد تو قصر سلطنتی داشته باشمش—‏

00:18:34.320 --> 00:18:36.220
‏شما خیلی لطف دارین، والاحضرت.‏

00:18:36.220 --> 00:18:39.580
‏اون خیلی لاغر شده، مگه نه؟‏

00:18:40.220 --> 00:18:43.330
‏تو مراسم نامزدی، خانواده سلطنتی،‏

00:18:43.330 --> 00:18:45.800
‏نجیب‌زاده‌ها، و مردم عادی از‏
‏خیلی کشورها شرکت می‌کنن، برای همین...‏

00:18:45.800 --> 00:18:50.050
‏اوه، فهمیدم. تو فوق‌العاده مشغول درست‏
‏کردن دستور پخت‌ها و پیدا کردن مواد اولیه بودی.‏

00:18:50.050 --> 00:18:52.720
‏توپو، زیاد به خودت فشار نیار.‏

00:18:53.250 --> 00:18:54.560
‏اصلاً.‏

00:18:54.560 --> 00:18:57.900
‏همه اینا چیزاییه که من، توپو، آرزو دارم‏
‏خلقشون کنم، برای همین از همیشه پرانرژی‌ترم!‏

00:18:58.360 --> 00:18:59.450
‏توپو.‏

00:19:00.880 --> 00:19:04.610
‏کایروس، تو واقعاً بهترین‏
‏شانسو تو خدمتکارات داری.‏

00:19:04.610 --> 00:19:08.200
‏آره. ولی مهم‌تر از اون،‏
‏امروز برای چی اومدی اینجا؟‏

00:19:09.340 --> 00:19:10.840
‏در واقع...‏

00:19:13.660 --> 00:19:15.620
‏حلقه نامزدیتون.‏

00:19:16.010 --> 00:19:19.850
‏اومدم تا اندازه‌شو چک کنم‏
‏قبل از اینکه سنگ روش محکم بشه.‏

00:19:19.850 --> 00:19:22.120
‏حالا، ماری عزیز، دستتو دراز کن.‏

00:19:22.580 --> 00:19:24.020
‏همونجا وایسا!‏

00:19:24.020 --> 00:19:24.730
‏چی؟‏

00:19:24.730 --> 00:19:26.970
‏فقط دارم اندازه‌شو چک می‌کنم.‏

00:19:26.970 --> 00:19:30.630
‏نه! حتی برای چک کردن‏
‏اندازه هم نه! یه دقیقه برو اونور!‏

00:19:30.630 --> 00:19:31.900
‏باشه، باشه.‏

00:19:34.740 --> 00:19:37.160
‏می‌تونم اندازه‌شو چک کنم؟‏

00:19:37.160 --> 00:19:38.060
‏بله.‏

00:19:38.060 --> 00:19:41.770
‏سنگ هنوز سر جاش محکم نشده، پس‏
‏لطفاً دستتو زیاد تکون نده.‏

00:19:46.820 --> 00:19:48.380
‏عالیه.‏

00:19:48.380 --> 00:19:51.780
‏نمی‌دونستم یه حلقه‏
‏می‌تونه اینقدر حس خوبی داشته باشه.‏

00:19:51.780 --> 00:19:54.410
‏قبلاً حلقه نپوشیدی؟‏

00:19:54.780 --> 00:19:55.800
‏نپوشیدم.‏

00:19:56.380 --> 00:19:59.340
‏خیلی خوشحالم که جلوی لوییفون رو گرفتم!‏

00:19:59.880 --> 00:20:04.070
‏لرد کایروس دنبال سنگی گشت‏
‏که با رنگ موهای من هماهنگ باشه.‏

00:20:04.070 --> 00:20:08.390
‏این حلقه واقعاً فقط برای من ساخته شده.‏

00:20:08.414 --> 00:20:10.414
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:10.438 --> 00:20:13.038
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:20:13.500 --> 00:20:14.790
‏ماری...‏

00:20:14.790 --> 00:20:16.610
‏ممنونم.‏

00:20:17.190 --> 00:20:21.410
‏اینکه اولین حلقه‌ام یه‏
‏هدیه از طرف توئه واقعاً خوشحالم می‌کنه.‏

00:20:25.660 --> 00:20:27.600
‏دوستت دارم، ماری.‏

00:20:28.090 --> 00:20:30.170
‏از ته قلبم دوستت دارم.‏

00:20:30.570 --> 00:20:31.630
‏منم همینطور!‏

00:20:32.700 --> 00:20:34.790
‏بیشتر از هر کس دیگه‌ای تو دنیا...‏

00:20:36.020 --> 00:20:37.630
‏این تویی که من...‏

00:20:39.400 --> 00:20:41.560
‏هی! هنوز تموم نکردین؟‏

00:20:43.970 --> 00:20:46.140
‏خب، نظرت در موردش چیه؟‏

00:20:46.140 --> 00:20:48.830
‏ک-کار دستش فوق‌العاده‌اس.‏

00:20:48.830 --> 00:20:53.350
‏فکر می‌کردم تنها صنعتگری که‏
‏قادر به انجام این کار باشه نورمنه.‏

00:20:53.350 --> 00:20:57.680
‏منظورتون صنعتگر‏
‏دکمه، اسمیت نورمنه؟‏

00:20:57.680 --> 00:20:58.480
‏بله.‏

00:20:59.480 --> 00:21:03.410
‏می‌دونم سنش بالاست، ولی‏
‏حیف که بازنشسته شد.‏

00:21:03.410 --> 00:21:05.690
‏اون واقعاً مهارت‌های شگفت‌انگیزی داشت.‏

00:21:05.690 --> 00:21:08.530
‏اون یه دکمه‌ساز بود که حلقه هم می‌ساخت؟‏

00:21:08.530 --> 00:21:11.570
‏دکمه‌ها در اصل یه‏
‏نوع جواهر باارزش بودن.‏

00:21:12.200 --> 00:21:14.650
‏حساس بودن در موردشون نشون‌دهنده‏
‏اهمیت دادن به ظاهره.‏

00:21:14.650 --> 00:21:17.700
‏گاهی وقتا حتی لباس‌ها رو طوری‏
‏می‌سازن که با یه ست دکمه هماهنگ باشه.‏

00:21:18.580 --> 00:21:20.300
‏اوه، فهمیدم.‏

00:21:20.300 --> 00:21:26.850
‏دقیقا. تنها کسی که می‌تونه طراحی‏
‏اون حلقه رو اجرا کنه شاید همون نورمن باشه.‏

00:21:26.850 --> 00:21:27.610
‏چی؟‏

00:21:28.060 --> 00:21:32.020
‏نکنه منظورت اینه که... خود‏
‏اسمیت نورمن اینو ساخته؟!‏

00:21:33.530 --> 00:21:37.370
‏درسته! این هدیه واقعی من به توئه.‏

00:21:37.370 --> 00:21:40.170
‏رفتم پیشش تو بازنشستگیش‏
‏و التماس کردم، اینو بدونین!‏

00:21:40.170 --> 00:21:41.180
‏من، با این همه ابهت.‏

00:21:41.180 --> 00:21:43.400
‏پس بگو!‏

00:21:43.680 --> 00:21:46.370
‏ممنونم، شاهزاده لوییفون.‏

00:21:46.370 --> 00:21:50.990
‏ولی نورمن به لجباز بودنش معروفه.‏
‏تعجب می‌کنم که راضیش کردی.‏

00:21:50.990 --> 00:21:55.610
‏به نظر میاد یه شاگرد جدید گرفته،‏
‏پس شاید نظرش عوض شده.‏

00:21:55.610 --> 00:21:56.780
‏شاگرد؟‏

00:21:56.780 --> 00:22:00.470
‏آره. ظاهراً، یه بچه‏
‏سرراهی یا بچه خیابونی رو قبول کرده.‏

00:22:00.810 --> 00:22:03.350
‏سه ماه پیش تو محله‏
‏صنعتگرای پایتخت سلطنتی اتفاق افتاد.‏

00:22:03.620 --> 00:22:04.600
‏چی؟‏

00:22:04.920 --> 00:22:06.390
‏یه بچه سرراهی؟‏

00:22:06.390 --> 00:22:09.310
‏اگه از خارج از پایتخت بوده،‏
‏بچه یه کشاورز بوده؟‏

00:22:09.310 --> 00:22:12.930
‏نابرابری‌های منطقه‌ای یه مشکل برای‏
‏دولت سلطنتیه، مگه نه، شاهزاده لوییفون؟‏

00:22:13.160 --> 00:22:14.560
‏سه ماه پیش...‏

00:22:17.590 --> 00:22:19.810
‏محله صنعتگرای پایتخت سلطنتی...‏

00:22:21.510 --> 00:22:24.910
‏این... امکان نداره!‏

00:23:58.470 --> 00:24:00.220
‏بانوی ما زیباست،‏

00:24:00.220 --> 00:24:04.990
‏ولی وقتی صحبت از خواهر بزرگترش میشه،‏
‏صورتش همیشه تو هم میره.‏

00:24:05.380 --> 00:24:08.360
‏قسمت بعد، «لطفاً نامزدی رو لغو کنین.»‏

00:24:06.290 --> 00:24:12.080
‏قسمت 10 «لطفاً نامزدی‏
‏رو لغو کنین»‏

00:24:08.760 --> 00:24:11.380
‏اگه نبینین واقعاً ناراحت میشما‏