﻿WEBVTT

00:00:02.310 --> 00:00:04.800
‫شما خودتون شخص نفرین‌شده‌ای رو به چشم دیدین؟

00:00:04.800 --> 00:00:06.090
‫معلومه که دیدم!

00:00:06.090 --> 00:00:11.010
‫صورت‌شون حسابی پف کرده بود و پوست‌شون وا رفته بود انگار که آب شده باشه.

00:00:11.660 --> 00:00:14.860
‫سـ ـ باسـ ـ تین...

00:00:14.860 --> 00:00:18.120
‫شماها!‌ صورت‌تون! ‫به جنگل رفتین، مگه نه؟

00:00:18.120 --> 00:00:19.950
‫وُلف، مراسم تطهیر!

00:00:19.950 --> 00:00:21.950
‫دیگ بزرگ رو آماده کن!

00:00:31.170 --> 00:00:32.240
‫ارباب جوان!

00:00:34.720 --> 00:00:35.960
‫نــــه!

00:00:35.960 --> 00:00:39.310
‫شیل... نمی‌خواد دیگه درد بکشه!

00:00:39.310 --> 00:00:41.840
‫تاریکه. اینجا کجاست؟

00:00:41.840 --> 00:00:43.110
‫نکنه...
‫می‌ترسم.

00:00:43.110 --> 00:00:45.520
‫به گمونم ارباب جوان بینایی‌شون رو از دست دادن.

00:00:46.610 --> 00:00:50.650
‫بانو سالیوان، لطفاً اربابم رو نجات بدین.

00:00:50.650 --> 00:00:55.990
‫اگر ایشون رو نجات بدین، هر خواسته‌ای داشته باشین براتون برآورده می‌کنم.

00:00:57.270 --> 00:00:58.200
‫بسیارخب.

00:00:58.500 --> 00:01:03.010
‫در اون صورت، سباستین، تو تا وقتی که شیل رو کامل درمان کنم...

00:01:03.590 --> 00:01:06.240
‫خدمتکار شخصی‌ام می‌شی.

00:01:07.260 --> 00:01:14.670
‫بنده سباستین هستم، و موقتاً به‌عنوان خدمتکار شخصیِ
‫بانو سالیوان زیر دست ایشون کار می‌کنم.

00:01:15.010 --> 00:01:16.130
‫من هیلده ام.

00:01:16.130 --> 00:01:17.510
‫گرته.

00:01:17.760 --> 00:01:19.100
‫آن هستم.

00:01:19.100 --> 00:01:23.100
‫فینی، تو مواظب ارباب جوان باش.

00:01:23.100 --> 00:01:24.100
‫چــشـــم!

00:01:25.310 --> 00:01:30.230
‫درحال‌حاضر، فقط تو از عهده‌ی این‌کار برمیای.

00:01:31.690 --> 00:01:35.120
‫بانوی جوان، وقتشه بیدار شین.

00:01:35.950 --> 00:01:42.670
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:43.280 --> 00:01:44.810
‫صبح عالی متعالی.

00:01:53.540 --> 00:01:57.980
‫چای امروز، یه ترکیب سِیلون از روموِلت ـه.

00:01:58.760 --> 00:02:01.850
‫تاحالا این اسم رو نشنیده بودم.

00:02:01.850 --> 00:02:04.270
‫امیدوارم باب میل‌تون باشه.

00:02:08.130 --> 00:02:09.290
‫خوش‌طعم ـه!

00:02:09.290 --> 00:02:13.150
‫و این اولین‌باری‌ـه که چای اول صبحی توی تخت می‌خورم.

00:02:13.380 --> 00:02:18.860
‫این وظیفه‌ی یه خدمتکارـه که مطمئن شه اربابش روزش رو سرحال و قبراق شروع می‌کنه.

00:02:20.800 --> 00:02:22.700
‫این نکات رو یادداشت کن، وُلف.

00:02:24.260 --> 00:02:25.660
‫چشم.

00:02:27.100 --> 00:02:29.940
‫خیلی‌خب، بانو سالیوان. وقتشه حاضر شین.

00:02:30.840 --> 00:02:33.430
‫امروز می‌خوام از لباس خارجی‌ها بپوشم.

00:02:34.040 --> 00:02:37.010
‫چی فرمودید، بانو سالیوان؟

00:02:37.310 --> 00:02:43.200
‫هیچ‌کدوم از لباس‌هایی که همراه خودمون ‫آوردیم براتون اندازه نیستن،

00:02:43.200 --> 00:02:44.920
‫به‌جز لباس‌های ارباب جوان.

00:02:44.920 --> 00:02:47.020
‫خوبه، همون‌ها رو می‌پوشم!

00:02:47.020 --> 00:02:52.230
‫نه خیر، بانو سالیوان، شما نباید لباس مردانه به تن کنین.
‫خصوصاً لباس کس دیگه‌ای رو.

00:02:52.230 --> 00:02:54.940
چه ایرادی داره؟

00:02:56.250 --> 00:03:00.200
‫بانوی جوان، جسارتاً می‌تونم این ملافه رو بردارم؟

00:03:00.670 --> 00:03:02.360
‫آره، ولی چیکارش داری؟

00:03:06.530 --> 00:03:08.980
‫می ـ می‌خوای با اون ملافه چیکار کنی؟

00:03:11.050 --> 00:03:13.190
‫الساعه برمی‌گردم.

00:03:19.670 --> 00:03:22.430
‫چقدر قشنگه، سباستین!

00:03:23.780 --> 00:03:26.790
‫خوش‌حالم که تونستم رضایت‌تون رو جلب کنم.

00:03:26.790 --> 00:03:29.560
‫چطور تونستی همچین چیزی رو در کسری از ثانیه درست کنی؟

00:03:31.570 --> 00:03:35.060
‫جسارت نباشه، این فوت کوزه‌گری یه خدمتکارـه.

00:03:35.390 --> 00:03:38.530
‫البته به پای دوخت یه خیاط زبده نمی‌رسه.

00:03:38.830 --> 00:03:42.110
‫نه، دوستش دارم. راحت می‌شه باهاش حرکت کرد.

00:03:42.940 --> 00:03:44.570
‫خب، بانوی من...

00:03:46.030 --> 00:03:47.920
‫...بریم سر میز صبحانه.

00:03:52.000 --> 00:04:02.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:04:40.760 --> 00:04:42.260
سیاه دمخا

00:04:42.290 --> 00:04:44.600
آرک جادوگر سبز

00:05:56.510 --> 00:05:59.160
‫انتظار نداشتم این‌همه غذا به این زودی آماده بشه!

00:05:59.160 --> 00:06:00.920
‫وُلف ‌تنهایی عمراً از پسش بربیاد.

00:06:01.290 --> 00:06:02.740
‫خب، شروع می‌کنم.

00:06:02.740 --> 00:06:03.910
‫صبر کنین.

00:06:04.730 --> 00:06:07.970
‫شما باید کارد و چنگال رو به ترتیب درست استفاده کنین.

00:06:08.190 --> 00:06:09.750
‫تـ ـ‌ ترتیب؟

00:06:09.750 --> 00:06:11.180
‫بله.

00:06:11.400 --> 00:06:15.360
‫کارد و چنگال نقره، برحسب میزان به کار رفتن، از خارج به داخل چیده شدن.

00:06:16.100 --> 00:06:21.190
‫موقع خوردن سالاد، از کارد و چنگالی که در خارج قرار گرفتن، استفاده کنین.

00:06:21.520 --> 00:06:24.730
‫با هرکدوم که بخوام می‌تونم بخورم، پس چه فرقی می‌کنه.

00:06:24.730 --> 00:06:26.870
‫فرق داره، بانوی جوان.

00:06:26.870 --> 00:06:30.320
‫یه ارباب بایستی مبادی آداب باشه.

00:06:30.540 --> 00:06:33.050
‫جسارتم رو ببخشید،

00:06:33.050 --> 00:06:37.660
‫اما آداب غذا خوردن‌تون در شأن یه بانوی فرهیخته نیست.

00:06:37.660 --> 00:06:39.870
‫حرف دهنت رو بفهم، الدنگ!

00:06:40.290 --> 00:06:46.880
‫وظیفه‌ی خدمتکار، لوس و ننر بار آوردن یه ارباب جوان نیست.

00:06:48.880 --> 00:06:53.190
‫بنده برای گفتن این حرف‌ها به بانو سالیوان، از خیر مهر و محبت بی‌جا گذشتم،

00:06:53.190 --> 00:06:56.000
‫تا ایشون رو از بروز رفتار ناشایست منع کنم.

00:06:56.960 --> 00:06:57.980
‫لازم به ذکر نیست که...

00:06:58.430 --> 00:07:02.550
‫هیچ‌وقت از بالابردن سطح آگاهی‌تون ضرر نمی‌کنین.

00:07:03.720 --> 00:07:05.070
‫آگاهی؟

00:07:05.680 --> 00:07:08.070
‫که اینطور، حق با توـه!

00:07:08.070 --> 00:07:11.880
‫چیزهای بیشتری بهم یاد بده، سباستین!

00:07:12.230 --> 00:07:14.500
‫بسیارخب، بانوی جوان.

00:07:16.210 --> 00:07:18.690
‫پس این‌ چنگال مخصوص سالاد ـه. کارد و چنگال‌های دیگه چی؟

00:07:18.690 --> 00:07:21.630
‫از این کارد برای کره استفاده کنین.

00:07:23.510 --> 00:07:27.160
‫حرف نداشت. خیلی بهم چسبید.

00:07:27.550 --> 00:07:31.050
‫بانوی جوان، برای اینکه نشون بدین از غذا خوردن دست کشیدین،

00:07:31.050 --> 00:07:34.760
‫کارد و چنگال‌تون رو به‌صورت مورب توی ظرف‌تون قرار بدین.

00:07:34.760 --> 00:07:36.630
‫اوه، عجب.

00:07:38.740 --> 00:07:39.980
‫این‌شکلی؟

00:07:40.520 --> 00:07:42.440
‫دقیقاً به همین شکل.

00:07:44.900 --> 00:07:46.420
‫چه برنامه‌هایی برای امروز دارین؟

00:07:46.420 --> 00:07:49.300
‫می‌خوام بازم سؤال ازت بپرسم.

00:07:49.300 --> 00:07:50.860
‫بسیارخب.

00:07:51.280 --> 00:07:52.440
‫بانوی من!

00:07:52.440 --> 00:07:55.320
‫همه‌ی وظایفم به‌عنوان جادوگر سبز رو هم انجام می‌دم.

00:07:56.690 --> 00:07:57.910
‫بله.

00:08:06.560 --> 00:08:08.550
‫اصلاً باهاش حال نمی‌کنم.

00:08:08.990 --> 00:08:10.910
‫راجع‌به چی حرف می‌زنین؟

00:08:10.910 --> 00:08:14.690
‫اون سباستین حرومی! رفتارش طوری‌ـه که
‫انگار برای ارباب جوان تره هم خرد نمی‌کنه.

00:08:14.690 --> 00:08:17.640
‫اقلاً باید یه‌نمه نگران به‌نظر برسه.

00:08:18.740 --> 00:08:23.730
‫وایلد می‌گه، «موافقم. خیلی بی‌تفاوت ـه.»

00:08:23.730 --> 00:08:26.150
‫خب شما می‌گید چیکار کنه؟

00:08:26.150 --> 00:08:30.940
‫به‌نظرم سباستین دلایل خودش رو داره.

00:08:31.210 --> 00:08:37.590
‫اسکار می‌گه، «ولی آخه یه خدمتکار
‫نباید در چنین مواقعی به فکر اربابش باشه؟»

00:08:39.250 --> 00:08:41.040
‫سؤال خوبی‌ـه.

00:08:41.310 --> 00:08:46.500
‫وظیفه‌ی یه خدمتکار، صرفاً این نیست که ‫بی‌پرده برای اربابش اظهار نگرانی کنه.

00:08:53.080 --> 00:08:58.890
‫یه خدمتکار باید زمانی که اربابش از بستر بیماری
‫بلند می‌شه، استقبال بی‌کم‌وکاستی از ایشون بکنه.

00:09:01.010 --> 00:09:04.120
‫اول، زبان رسمی کشورتون رو بهم یاد بده.

00:09:04.480 --> 00:09:05.730
‫منظورتون انگلیسی‌ـه؟

00:09:05.730 --> 00:09:09.260
‫ وقتی مشغول معالجه‌ی شیل ام، ‫بهتر نیست باهاش حرف بزنم؟

00:09:09.260 --> 00:09:10.380
‫که اینطور.

00:09:11.310 --> 00:09:14.310
‫این تنها کتاب کاربردی‌ای‌ـه که همراه‌مون داشتیم،

00:09:15.150 --> 00:09:18.530
‫ولی ممکنه سطحش برای یه نوآموز بالا باشه.

00:09:18.530 --> 00:09:20.170
‫راجع‌به چیه؟

00:09:20.170 --> 00:09:24.000
‫مجموعه‌ای مرتبط با درمان خانگی انگلیسی‌ـه.

00:09:24.000 --> 00:09:25.020
‫چی؟

00:09:27.630 --> 00:09:30.430
‫سباستین، این معجون چیه؟

00:09:30.430 --> 00:09:33.170
‫اون یه شربت تریاک ـه.

00:09:33.170 --> 00:09:35.340
‫«تر‌-یاک»؟

00:09:36.020 --> 00:09:39.970
‫کلمه‌ی زشتی به‌نظر می‌رسه. دلم یه‌جوری شد.

00:09:39.970 --> 00:09:43.680
‫تریاک دارویی‌ـه که اغلب جهت تسکین سرفه و درد استفاده می‌شه.

00:09:43.680 --> 00:09:45.950
‫مخلوط مایعی‌ـه که از تخم خشخاش به دست میاد.

00:09:46.330 --> 00:09:48.310
‫اوه، می‌دونم چی رو می‌گی!

00:09:48.730 --> 00:09:49.780
‫این چیه؟

00:09:49.780 --> 00:09:55.940
‫درمان خانگی گلودرد که شامل پیچیدن بیکن به دور گردن می‌شه.

00:09:55.940 --> 00:09:59.740
‫بنا به گفته‌ی کتاب، بیکن خواص درمانی قوی داره.

00:09:59.740 --> 00:10:03.410
‫چی گفتی؟ بیکن؟ اولین‌باره همچین چیزی می‌شنوم!

00:10:03.410 --> 00:10:07.390
‫وُلف، وُلف! برو چندتا بیکن برام بیار! می‌خوام امتحانش کنم!

00:10:08.000 --> 00:10:09.370
‫چـ ـ چشم.

00:10:12.760 --> 00:10:13.820
‫وُلفرام.

00:10:15.300 --> 00:10:17.040
‫یه‌لحظه بیا، کارت دارم.

00:10:20.290 --> 00:10:23.220
‫برای چی گذاشتی اون اجنبی‌ها اینجا بمونن؟

00:10:23.220 --> 00:10:26.060
‫تأثیر منفی روی بانو سالیوان میذارن!

00:10:26.060 --> 00:10:31.400
‫خودتون خوب می‌دونین که وقتی بانوی جوان
‫روی دنده‌ی چپ بیفتن، کسی جلودارشون نیست.

00:10:33.260 --> 00:10:35.140
‫بعداً نگی بهت هشدار ندادم.

00:10:42.990 --> 00:10:46.390
‫ارباب جوان، می‌شه یکم غذا بخورین؟

00:10:48.610 --> 00:10:51.420
‫نه. میل ندارم.

00:10:51.420 --> 00:10:54.610
‫پـ ـ‌ پس، کمی شیر داغ میل می‌کنین؟

00:10:58.480 --> 00:11:00.090
‫با عسل؟

00:11:00.650 --> 00:11:03.090
‫یه‌عالمه عسل توش می‌ریزیم و حسابی شیرینش می‌کنیم!

00:11:06.520 --> 00:11:09.540
‫اجازه بدین فوتش کنم تا سرد بشه.

00:11:11.370 --> 00:11:12.690
‫سوختم!

00:11:13.430 --> 00:11:16.150
‫روم سیاه، شرمنده! همین الان صورت‌تون رو پاک می‌کنم!

00:11:17.630 --> 00:11:20.910
‫اگه تمام توانم رو به کار بگیرم، به ارباب جوان صدمه می‌زنم.

00:11:22.110 --> 00:11:24.570
‫با ملایمت پاک کن. با ملایمت.

00:11:27.270 --> 00:11:28.580
‫درد نداره؟

00:11:28.930 --> 00:11:30.000
‫نه.

00:11:33.340 --> 00:11:37.480
‫ارباب جوان، وقتی شیرتون رو تموم کردین،
‫لطفاً بیاین بریم بیرون و هوایی تازه کنیم.

00:11:40.940 --> 00:11:43.970
‫نه. از بیرون می‌ترسم.

00:11:45.390 --> 00:11:46.460
‫می‌ترسم.

00:11:47.220 --> 00:11:48.330
‫ارباب جوان.

00:11:49.350 --> 00:11:55.060
‫خیال‌تون راحت باشه! سروکله‌ی هرچندتا آدم ترسناک
‫پیدا بشه، دخل همه‌شون رو میارم!

00:11:55.060 --> 00:11:58.020
‫تحت هر شرایطی ازتون محافظت می‌کنم!

00:12:01.560 --> 00:12:09.560
‫این تصمیم رو اون روزی گرفتم که اسمم رو برام انتخاب کردین.

00:12:15.820 --> 00:12:18.360
‫من لیاقت اینو ندارم که محافظت شم.

00:12:20.870 --> 00:12:22.060
‫من تنها کسی‌ام که...

00:12:23.160 --> 00:12:25.680
‫آدم‌های بهتری هستن که...

00:12:30.240 --> 00:12:31.370
‫ارباب جوان.

00:12:39.980 --> 00:12:42.690
‫فاتحه‌ی این آزمایشگاه خونده‌ست!

00:12:43.820 --> 00:12:46.280
‫همه‌ی مدارک رو نابود کنین!

00:12:46.280 --> 00:12:48.550
‫از شر همه‌ی سوژه‌های آزمایشی هم خلاص شین! بجنبین!

00:13:09.380 --> 00:13:10.140
‫چیه؟

00:13:10.670 --> 00:13:11.450
‫اون بالا.

00:13:14.610 --> 00:13:15.700
‫دکتر؟

00:13:21.570 --> 00:13:24.530
‫این‌ها ماحصل تحقیقات‌مون بودن! سگ توش!

00:13:25.160 --> 00:13:27.640
‫چرا؟ دکتر؟

00:14:11.950 --> 00:14:13.250
‫جلو نیاید، ارباب جوان.

00:14:13.790 --> 00:14:14.720
‫صبر کن.

00:14:16.940 --> 00:14:19.660
‫اسم تو چیه؟

00:14:22.630 --> 00:14:27.720
‫اون‌موقع، متوجه منظور ارباب جوان نشدم.

00:14:28.470 --> 00:14:35.070
‫اما حالا می‌دونم، که اون کلمات سرنوشتم رو تغییر دادن.

00:14:37.980 --> 00:14:39.610
‫من تنها کسی‌ام که...

00:14:40.070 --> 00:14:43.270
‫آدم‌های بهتری هستن که...

00:14:46.040 --> 00:14:47.280
‫ارباب جوان.

00:14:48.740 --> 00:14:54.200
‫این حرف رو نزنید! اگه به‌خاطر شما نبود، من الان اینجا نبودم!

00:14:55.670 --> 00:15:00.070
‫من فقط نابود کردن رو بلد بودم،
‫اما بعد شما پرورش دادن رو بهم یاد دادین.

00:15:03.470 --> 00:15:11.760
‫شما من رو از سلاحی تحت‌عنوان S-012
‫به باغبانی به اسم فینین تبدیل کردین!

00:15:12.280 --> 00:15:15.360
‫شما الان فقط ناخوش و آسیب‌دیده‌این، همین و بس.

00:15:15.670 --> 00:15:19.850
‫نگران نباشین. شک ندارم جناب سباستین به
‫هر نحوی شده، یه فکری به حال‌تون می‌کنن.

00:15:21.010 --> 00:15:23.600
‫سباسـ ـ تین...

00:15:26.540 --> 00:15:28.370
‫نه! نه!

00:15:28.370 --> 00:15:31.450
‫ا ـ ارباب جوان؟
‫اون نه! اون کسی‌ـه که...

00:15:32.950 --> 00:15:33.960
‫کیه؟!

00:15:34.400 --> 00:15:35.990
‫می‌رم ببینم.

00:15:40.200 --> 00:15:41.530
‫سبا‌ــ

00:15:43.350 --> 00:15:45.420
‫بانو سالیوان تشریف آوردن.

00:15:47.660 --> 00:15:48.730
‫سالیوان؟

00:15:49.970 --> 00:15:52.260
‫آره. حالت چطوره؟

00:15:52.840 --> 00:15:56.580
‫بانو سالیوان، انگلیسی یاد گرفتین! باریکلا!

00:15:57.890 --> 00:15:59.810
‫خیر سرم جادوگرم ها.

00:15:59.810 --> 00:16:02.880
‫البته، هنوز خیلی مونده تا به انگلیسی مسلط شم.

00:16:05.160 --> 00:16:08.380
‫فینی، می‌شه لطفاً میز غذا رو تمیز کنی؟

00:16:08.380 --> 00:16:09.230
‫چشم.

00:16:15.880 --> 00:16:17.870
‫اومدم بانداژهات رو عوض کنم.

00:16:19.370 --> 00:16:20.830
‫درد داره؟

00:16:20.830 --> 00:16:23.210
‫اگه عوض‌شون نکنم، دردش بیشتره.

00:16:29.690 --> 00:16:30.800
‫می‌خوام لمست کنم.

00:16:31.230 --> 00:16:32.170
‫باشه.

00:16:43.460 --> 00:16:44.560
‫خوبه.

00:16:44.560 --> 00:16:50.820
‫داری خیلی زود خوب می‌شی. همون‌طور که
‫از یه مرد جوان انتظار می‌ره، فوراً تجدید قوا می‌کنه.

00:16:57.450 --> 00:17:00.210
‫دستتون درد نکنه، بانو سالیوان.

00:17:00.670 --> 00:17:04.710
‫قابلی نداشت. بگذریم، یه سؤال ازت دارم.

00:17:05.420 --> 00:17:08.520
‫تا الان چون وُلف پیش‌مون بود، چیزی نگفتم، ولی...

00:17:09.170 --> 00:17:10.160
‫شماها...

00:17:11.590 --> 00:17:13.630
‫شیطان‌پرستید، مگه نه؟

00:17:13.630 --> 00:17:14.470
‫جان؟

00:17:15.460 --> 00:17:17.100
‫نیازی به پنهان‌کاری نیست.

00:17:17.100 --> 00:17:21.630
‫برخلاف مفتشان عقاید، ما جادوگرها شیطان‌پرست‌ها رو محکوم نمی‌کنیم.

00:17:22.060 --> 00:17:26.050
‫روی دست تو و چشم اون نماد شیطان‌پرستی هست.

00:17:26.050 --> 00:17:27.520
‫اشتباه می‌کنم؟

00:17:27.890 --> 00:17:30.750
‫تاحدودی با شیطان‌پرستی فرق داره، بانوی جوان.

00:17:30.750 --> 00:17:31.980
‫منظورت چیه؟

00:17:31.980 --> 00:17:36.210
‫ارباب من در گذشته توسط یه گروه شیطان‌پرست ربوده شد.

00:17:36.210 --> 00:17:38.750
‫می‌خواستن ایشون رو قربانی کنن.

00:17:39.350 --> 00:17:44.200
‫من و ارباب جوان همدیگه رو درحین مراسم احضار شیطان‌ دیدیم.

00:17:44.920 --> 00:17:48.900
‫غیرممکنه! چندتا آدم نابلد هرگز نمی‌تونن یه شیطان رو احضار کنن!

00:17:48.900 --> 00:17:50.920
‫لزوماً غیرممکن نیست.

00:17:50.920 --> 00:17:53.670
‫حاضرجوابی نکن، مردک نابلد.

00:17:53.670 --> 00:17:57.240
‫عدم موفقیت در چنین مراسمی منجر به نفرین‌شدن توسط شیطان می‌شه!

00:17:57.240 --> 00:17:58.330
‫عجب؟

00:17:58.680 --> 00:18:05.300
‫پس اون آدم‌ها اون نشان رو برخلاف میل شیل، به چشمش زدن؟

00:18:05.950 --> 00:18:07.140
‫چه بی‌رحمانه.

00:18:07.960 --> 00:18:09.400
‫تو هم جزء قربانی‌ها بودی؟

00:18:10.860 --> 00:18:11.990
‫خیر، من‌ــ

00:18:11.990 --> 00:18:14.070
‫نه، وایسا، سؤالم رو پس می‌گیرم.

00:18:14.900 --> 00:18:18.410
‫مطمئناً خاطره‌ی دردناکی بوده. نمی‌خوام
‫به‌زور جزئیاتش رو از زیر زبونت بیرون بکشم.

00:18:20.010 --> 00:18:21.730
‫بقیه از این موضوع خبر دارن؟

00:18:21.730 --> 00:18:25.670
‫خیر، من و ارباب جوان بین خودمون نگه‌ش داشتیم.

00:18:27.250 --> 00:18:30.710
‫که اینطور. پس، رازتون پیش من هم محفوظه.

00:18:32.190 --> 00:18:35.190
‫ممنونم که انقدر باملاحظه‌اید، بانوی جوان.

00:18:39.650 --> 00:18:42.600
‫زخم‌های شیل دارن به‌سرعت خوب می‌شن.

00:18:43.070 --> 00:18:48.000
‫از نظر روحی به‌شدت آشفته‌حال ـه،
‫اما هیچ‌گونه اختلال حافظه‌ای رو تشخیص ندادم.

00:18:48.560 --> 00:18:51.520
‫چشم‌هاشون چی؟ بینایی‌شون رو به‌دست میارن، مگه نه؟

00:18:51.740 --> 00:18:54.160
‫چشم‌هاش آسیب فیزیکی ندیدن.

00:18:54.160 --> 00:18:57.990
‫به گمونم نابینایی‌اش موقتی‌ـه و در اثر شوک روانی ایجاد شده.

00:18:58.410 --> 00:19:02.260
‫اگه از نظر روانی و جسمانی بهبود پیدا کنه،
‫بینایی‌اش هم اصولاً برمی‌گرده.

00:19:02.260 --> 00:19:04.080
‫الهی شکر.
‫آخیش، خداروشکر!

00:19:04.080 --> 00:19:07.770
‫الان مهم‌ترین چیز اینه که بهش مواد مغذی برسه و استراحت کنه.

00:19:07.770 --> 00:19:11.290
‫در این صورت، خیلی زود سلامتی‌اش رو به دست میاره.

00:19:11.290 --> 00:19:13.060
‫جان من؟

00:19:13.060 --> 00:19:16.970
‫پس، به‌محض اینکه ارباب سرپا شدن،
‫جل‌وپلاس‌مون رو جمع می‌کنیم و برمی‌گردیم عمارت.

00:19:16.970 --> 00:19:19.510
‫اونجا بیشتر احساس امنیت می‌کنن.

00:19:19.510 --> 00:19:23.970
‫آ ـ آره، احتمالاً این براش بهتر باشه.

00:19:24.550 --> 00:19:29.850
‫پس تصویب شد! باید براشون شام کاملاً مغذیِ مخصوص سرآشپز رو آماده کنم!

00:19:30.110 --> 00:19:31.510
‫گوشت، نه؟

00:19:31.510 --> 00:19:32.820
‫من شیرینی درست می‌کنم!

00:19:32.820 --> 00:19:36.000
‫امیلی می‌گه، «بیاین اسکون بپزیم.»

00:19:37.500 --> 00:19:39.360
‫یه ضیافت شاهانه در راهه.

00:19:39.610 --> 00:19:43.720
‫آماده‌کردن غذای حاوی گوشت زمان زیادی می‌بره. تو هم کمک‌شون کن.

00:19:43.720 --> 00:19:44.960
‫ولی...

00:19:45.580 --> 00:19:48.900
‫نگران نباش. من این کتاب رو می‌خونم.

00:19:48.900 --> 00:19:50.830
‫بی‌صبرانه منتظر شام ام.

00:19:50.830 --> 00:19:52.310
‫بسیارخب.

00:20:04.330 --> 00:20:08.210
‫می‌بخشید، شراب سفید آشپزی تموم شده.

00:20:08.600 --> 00:20:12.030
‫انبارِ شراب پایین پله‌ها، انتهای راهروی سمت راست ـه.

00:20:13.810 --> 00:20:15.350
‫متوجه شدم.

00:20:18.710 --> 00:20:21.440
‫اسنیک، یه‌ لحظه میای؟

00:20:32.750 --> 00:20:38.750
‫اسکار می‌گه، «مگه گفت انبار شراب ‫انتهای راهروی
‫سمت راست ـه. پس چرا داری سمت چپ می‌ری.»

00:20:39.650 --> 00:20:45.470
‫من گفتم شراب تموم شده، ولی نگفتم می‌رم شراب بیارم.

00:20:54.060 --> 00:20:56.940
‫اسکار می‌گه، «خوردیم به بن‌بست.»

00:20:59.450 --> 00:21:04.860
‫صدای اکو می‌شنوم. این یعنی
‫محیط بزرگی پشت این دیوار وجود داره.

00:21:08.200 --> 00:21:11.660
‫اسکار می‌گه، «داری چیکار می‌کنی؟»

00:21:20.900 --> 00:21:22.020
‫این دیگه چیه؟

00:21:22.040 --> 00:21:32.040
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:35.000 --> 00:21:45.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.