﻿WEBVTT

00:00:01.380 --> 00:00:03.960
‫من لیاقت اینو ندارم که محافظت بشم.

00:00:04.630 --> 00:00:07.150
‫آدم‌های بهتری هستن که...

00:00:10.900 --> 00:00:12.110
‫ارباب جوان.

00:00:13.920 --> 00:00:17.530
‫چیزهای بیشتری بهم یاد بده، سباستین!

00:00:17.530 --> 00:00:20.410
‫برای چی گذاشتی اون اجنبی‌ها اینجا بمونن؟

00:00:20.410 --> 00:00:22.870
‫تأثیر منفی روی بانو سالیوان میذارن!

00:00:22.870 --> 00:00:25.620
‫زخم‌های شیل دارن به‌سرعت خوب می‌شن.

00:00:25.620 --> 00:00:28.260
‫خیلی زود سلامتی‌اش رو به دست میاره.

00:00:28.260 --> 00:00:29.590
‫جان من؟

00:00:29.590 --> 00:00:33.510
‫پس، به‌محض اینکه ارباب سرپا شدن،
‫جل‌وپلاس‌مون رو جمع می‌کنیم و برمی‌گردیم عمارت.

00:00:33.510 --> 00:00:35.840
‫اونجا بیشتر احساس امنیت می‌کنن.

00:00:35.840 --> 00:00:38.550
‫می‌بخشید، شراب سفید آشپزی تموم شده.

00:00:38.550 --> 00:00:42.010
‫انبارِ شراب پایین پله‌ها، انتهای راهروی سمت راست ـه.

00:00:43.690 --> 00:00:49.170
‫اسکار می‌گه، «مگه نگفت انبار شراب ‫انتهای راهروی
‫سمت راست ـه. پس چرا داری سمت چپ می‌ری.»

00:00:49.510 --> 00:00:55.480
‫من گفتم شراب تموم شده، ولی نگفتم می‌رم شراب بیارم.

00:00:56.120 --> 00:01:00.080
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:08.460 --> 00:01:10.550
‫به‌نظر خیلی عمیق میاد.

00:01:12.220 --> 00:01:16.040
‫اسکار می‌گه، «توی این تاریکی چشم چشم رو نمی‌بینه.»

00:01:16.040 --> 00:01:16.920
‫آهای.

00:01:19.470 --> 00:01:22.430
‫شما دوتا اینجا چه غلطی می‌کنین؟

00:01:22.430 --> 00:01:26.390
‫مگه نگفتم انبار شراب انتهای راهروی سمت راست ـه، ها؟

00:01:26.390 --> 00:01:30.720
‫واقعاً متأسفیم. ولی این عمارت خیلی بزرگه، اینطور نیست؟

00:01:31.360 --> 00:01:34.320
‫پایین این پله‌ها چی هست؟

00:01:34.320 --> 00:01:36.220
‫به تو دخلی نداره.

00:01:36.900 --> 00:01:38.300
‫متوجه شدم.

00:01:38.610 --> 00:01:40.620
‫یالا بریم بالا، اسنیک.

00:01:47.000 --> 00:01:50.250
‫یه‌بار دیگه اینجا سرک بکشین، مادرتون رو به عزاتون می‌نشونم.

00:01:50.530 --> 00:01:52.170
‫ملتفت شدیم.

00:01:55.770 --> 00:01:57.540
‫«چه چیزهایی هم از آدم می‌خواد.»

00:01:58.980 --> 00:02:01.140
‫اسکار می‌گه.

00:02:10.610 --> 00:02:12.580
‫هنوز یه‌عالمه دیگه هست!

00:02:12.580 --> 00:02:14.770
‫کافیه، سیر شدم.

00:02:15.320 --> 00:02:18.990
‫شما که چند تکه بیشتر نخوردین.

00:02:29.790 --> 00:02:31.250
‫گـ ـ گرگینه؟

00:02:33.800 --> 00:02:34.720
‫ارباب جوان!

00:02:39.530 --> 00:02:41.140
‫درد داشت.

00:02:45.380 --> 00:02:46.460
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:02:49.020 --> 00:02:50.480
‫جریان چیه؟

00:02:50.480 --> 00:02:52.290
‫یه گرگینه وارد اتاق شد.

00:02:52.940 --> 00:02:55.400
‫چی گفتی؟ الان گیرش میندازم!

00:02:56.650 --> 00:03:01.490
‫صبر کن! گرگینه‌ی بزرگ از خودش
‫گاز مسموم تراوش می‌کنه. تو هم نفرین می‌شی.

00:03:02.280 --> 00:03:03.870
تو چیکاره‌ای؟

00:03:04.090 --> 00:03:07.330
‫حق با اون ـه. دنبال گرگینه نرو.

00:03:07.330 --> 00:03:09.240
‫اینجا چه خبر شده؟

00:03:10.250 --> 00:03:11.340
‫بانوی من.

00:03:11.340 --> 00:03:12.700
‫تعریف کن ببینم.

00:03:13.210 --> 00:03:15.170
‫یه گرگینه حمله کرده.

00:03:15.170 --> 00:03:16.780
‫محال ممکنه!

00:03:17.400 --> 00:03:19.000
‫هیچ‌وقت به عمارت حمله نمی‌کنن.

00:03:21.410 --> 00:03:24.600
‫بسه دیگه. من می‌ترسم.

00:03:26.210 --> 00:03:27.560
‫وُلفرام.

00:03:27.560 --> 00:03:30.010
‫برای «وظیفه‌ی» جادوگر سبز آماده شو.

00:03:30.010 --> 00:03:30.790
‫چشم.

00:03:31.740 --> 00:03:33.230
‫بانو سالیوان؟

00:03:34.630 --> 00:03:37.730
‫همه‌چی روبه‌راهه. من جادوگر سبزم.

00:03:38.330 --> 00:03:40.970
‫تحت هر شرایطی از این روستا محافظت می‌کنم.

00:04:32.750 --> 00:04:36.590
سیاه دمخا
آرک جادوگر سبز

00:05:44.000 --> 00:05:54.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:06:56.210 --> 00:06:57.440
‫متأسفم که منتظرتون گذاشتم...

00:06:58.770 --> 00:07:00.780
‫جانوران نگهبان جنگل...

00:07:02.550 --> 00:07:03.790
‫گرگینه‌ها!

00:07:31.680 --> 00:07:35.470
‫من زیگلیند سالیوان، جادوگر سبز هستم.

00:07:35.840 --> 00:07:39.830
‫گرگینه‌ها، شاهد طلسم من باشید.

00:07:40.720 --> 00:07:48.510
‫برترین طلسم، که جادوی حیات‌بخش را
‫ایجاد می‌کند، به‌زودی کامل می‌شود.

00:07:49.220 --> 00:07:54.430
‫بنابراین، ازتون تمنا دارم؛ خواهشاً، خشم‌تون رو مهار کنید.

00:08:07.880 --> 00:08:12.220
‫ا ـ ارباب جوان، خواهش می‌کنم بیاین بیرون.

00:08:12.220 --> 00:08:15.500
‫باید بازم استراحت کنین.

00:08:20.310 --> 00:08:25.250
‫دیگه یه‌لحظه هم نمی‌خوام اینجا بمونم!‌ می‌خوام برم خونه!

00:08:25.770 --> 00:08:29.730
‫گوته می‌گه، «آروم باش، اسمایل!»

00:08:29.730 --> 00:08:30.730
‫خفه شو!

00:08:31.300 --> 00:08:32.900
‫می‌ترسم.

00:08:34.950 --> 00:08:38.490
‫همه‌ی دستورات من بلااستثناء مطلق ان.

00:08:38.490 --> 00:08:40.270
‫مفهومه، سباستین؟

00:08:40.790 --> 00:08:44.500
‫می‌خوام برم خونه! همین الان!

00:08:45.460 --> 00:08:46.460
‫خیلی‌خب.

00:08:47.910 --> 00:08:49.860
‫حالا باید چیکار کنیم؟

00:08:52.880 --> 00:08:56.910
‫بـ ـ‌ بالأخره برگشتن توی تخت‌شون.

00:08:56.910 --> 00:09:00.730
چطوری ارباب جوان رو دوباره مثل سابق کنیم؟

00:09:01.580 --> 00:09:07.060
‫از قدیم گفتن، «چشم دربرابر چشم.»
‫می‌تونیم یه‌بار دیگه بهشون شوک وارد کنیم.

00:09:07.060 --> 00:09:08.640
‫حرفشم نزنید.

00:09:09.270 --> 00:09:12.590
‫بهترین روش مداوای اختلالات ذهنی، استراحت مطلق ـه.

00:09:12.590 --> 00:09:16.820
‫ارباب جوان دچار فروپاشی روانی شدن.

00:09:17.180 --> 00:09:22.880
‫باید اجازه بدیم مدت زمان بهبودی عادی‌شون
‫رو طی کنن و بهشون فشار نیاریم.

00:09:27.900 --> 00:09:33.380
‫به‌هرحال، چه‌جور «گاز سمی» تونسته
‫ارباب جوان رو به این حال و روز بندازه؟

00:09:33.380 --> 00:09:36.170
‫اون توضیحاتی که راجع‌به جادو و اینا دادن، هیچ به مذاقم خوش نیومد.

00:09:36.920 --> 00:09:39.790
‫ای داد بیداد، حالم از هرچی سحر و جادوـه بهم می‌خوره.

00:09:41.390 --> 00:09:42.270
‫آهای.

00:09:44.560 --> 00:09:48.320
‫ما داریم به گردهمایی روستایی‌ها بابت گرگینه‌ی بزرگ می‌ریم.

00:09:53.480 --> 00:09:55.290
‫دست از پا خطا نمی‌کنی.

00:10:06.520 --> 00:10:10.430
‫این موضوع حتی از حوزه‌ی تخصصی من هم خارج ـه.

00:10:10.750 --> 00:10:12.590
‫اوی! سباستین؟

00:10:13.320 --> 00:10:15.860
‫به گمونم تا یه مدت دیگه نقش نظاره‌گر رو بازی ‌کنم.

00:10:32.810 --> 00:10:33.910
‫علیاحضرت.

00:10:35.530 --> 00:10:41.490
‫گزارش تجزیه‌وتحلیلِ گیاه «جنگل گرگینه‌ها» که
‫سگ نگهبان‌تون فرستادن رو خدمت‌تون آوردیم.

00:10:41.490 --> 00:10:44.700
‫ممنونم. بذاریدش روی میزم و برید.

00:10:45.100 --> 00:10:45.800
‫اطاعت می‌شه.

00:10:49.920 --> 00:10:51.140
‫با اجازه‌تون.

00:10:58.920 --> 00:11:02.400
‫می‌گما، مگه اون نیم‌وجبی الان توی آلمان نیست؟

00:11:02.840 --> 00:11:05.180
‫لامصب چطوری اون رو فرستاده؟

00:11:05.970 --> 00:11:10.350
‫چه می‌دونم. ولی جامعه‌ی تبهکاران انگلستان ‫رسماً روی انگشت اون می‌چرخه.

00:11:10.890 --> 00:11:13.440
‫لابد راه‌های مخفیانه‌ی خودش رو داشته.

00:11:14.320 --> 00:11:17.560
‫همه‌شون از دم عجیب‌وغریب ان.

00:11:26.900 --> 00:11:28.240
‫ای وای من.

00:11:28.700 --> 00:11:29.710
‫علیاحضرت؟

00:11:29.710 --> 00:11:33.040
‫حالا چه خاکی بر سرمون بریزیم،‌ جان؟ من می‌ترسم!

00:11:33.280 --> 00:11:38.090
‫«تا وقتی من رو داری، ترس به دلت راه نده، ویکتوریا.»

00:11:38.090 --> 00:11:42.720
‫آه، آلبرت! تو اینجایی!

00:11:42.720 --> 00:11:48.430
‫«معلومه که هستم! همیشه کنارتون می‌مونم.
‫قوی باش، ویکتوریا.»

00:11:48.430 --> 00:11:52.140
‫آره، قوی می‌مونم، آلبرت!

00:11:57.540 --> 00:11:59.970
‫برای ساختن دنیایی خارق‌العاده...

00:12:01.100 --> 00:12:05.860
‫باید به شکارچی دستور بدم که
‫بلافاصله اون گرگ‌های مخوف رو از بین ببره.

00:12:45.050 --> 00:12:48.430
‫از تو بعیده این‌طوری به بن‌بست بخوری.

00:12:49.770 --> 00:12:51.000
‫می‌ترسم.

00:12:52.120 --> 00:12:54.210
‫چی تو رو انقدر ترسونده؟

00:12:54.930 --> 00:12:56.480
‫ظلمت محض ـه.

00:12:57.390 --> 00:12:58.910
‫چیزی نمی‌بینم.

00:13:01.090 --> 00:13:04.440
‫پس، چرا از جات تکون نمی‌خوری؟

00:13:06.020 --> 00:13:08.800
‫من همه‌چی رو درموردت می‌دونم.

00:13:10.040 --> 00:13:11.590
‫می‌خوای بدونی چرا؟

00:13:12.090 --> 00:13:14.570
‫تو می‌ترسی مستقیم بهش زل بزنی...

00:13:15.810 --> 00:13:18.870
‫به «مدرک گناهت»‌ که درست کنارته.

00:13:24.070 --> 00:13:27.340
‫ببخشید. حرف زشتی زدم.

00:13:28.530 --> 00:13:32.840
‫اگه انقدر اذیتت می‌کنه، می‌تونی تا ابد همین‌جا بمونی.

00:13:33.460 --> 00:13:34.790
‫ولی این...

00:13:35.840 --> 00:13:40.610
‫چرا مردد شدی؟ اگه اینجا بمونی، دیگه هیچ‌وقت چیزی اذیتت نمی‌کنه.

00:13:41.950 --> 00:13:44.550
‫ولی، من...

00:13:48.940 --> 00:13:50.160
‫خیلی‌خب.

00:13:51.980 --> 00:13:54.770
‫هرچقدر می‌خوای راجع‌بهش فکر کن.

00:14:17.570 --> 00:14:18.750
‫ارباب جوان.

00:14:21.740 --> 00:14:22.960
‫«بلک!»

00:14:25.090 --> 00:14:28.520
‫گوته می‌گه، «اسکار برگشته!»

00:14:28.520 --> 00:14:29.750
‫چیزی دست گیرش شد؟

00:14:30.130 --> 00:14:34.920
‫اسکار می‌گه، «مهم‌ترین خبر قرن.»

00:14:42.490 --> 00:14:48.480
‫به‌نظرم حضور بیگانه‌ها که از قضا مرد هم هستن، گرگینه‌ی بزرگ رو خشمگین کرده.

00:14:51.210 --> 00:14:54.190
‫اگه این‌طوری پیش بره، افراد بیشتری صدمه می‌بینن.

00:14:54.190 --> 00:14:57.830
‫بانو سالیوان، خواهش می‌کنم از روستامون محافظت کنین!

00:14:58.450 --> 00:15:00.710
‫لطفاً از روستا بیرون‌شون کنین!

00:15:01.000 --> 00:15:03.290
‫بانو سالیوان!

00:15:03.290 --> 00:15:05.510
‫بانو سالیوان!

00:15:06.130 --> 00:15:09.590
‫تردیدت برای چیه، جادوگر سبز؟

00:15:09.590 --> 00:15:14.300
‫می‌خوای شاهد قربانی‌شدنِ روستایی دیگه‌ای در راه اون اجنبی‌ها باشی؟

00:15:14.300 --> 00:15:16.010
‫البته که نه!

00:15:16.010 --> 00:15:22.230
‫جای له له زدن برای دنیای بیرون، روی کامل‌کردن «برترین طلسم» تمرکز کن.

00:15:22.230 --> 00:15:25.740
‫در این صورت، می‌تونی خشم گرگینه‌ها رو سرکوب کنی.

00:15:29.850 --> 00:15:30.910
‫خیلی‌خب.

00:15:32.190 --> 00:15:36.500
‫ازشون می‌خوام فردا اینجا رو ترک کنن.

00:15:36.910 --> 00:15:39.770
‫قدردان‌تون هستیم، جادوگر سبز!

00:15:39.770 --> 00:15:41.240
‫الهی شکرت.

00:15:41.240 --> 00:15:42.970
‫حالا دیگه می‌تونم یه نفس راحت بکشم.

00:15:44.580 --> 00:15:49.340
‫وُلفرام، امیدوارم مسئولیتت رو فراموش نکرده باشی.

00:15:49.340 --> 00:15:52.300
‫معلومه که نه. من خدمتکارِ بانوی جوان...

00:15:52.300 --> 00:15:57.000
‫یا بهتره بگم، خدمتکار جادوگر سبزم. قرار بر اینه.

00:15:59.180 --> 00:16:00.870
‫پس اگه به وظیفه‌ات آگاهی،

00:16:01.230 --> 00:16:03.620
‫بدرقه کردن اون اجنبی‌ها رو به تو می‌سپرم.

00:16:04.050 --> 00:16:04.720
‫باشه.

00:16:10.360 --> 00:16:11.610
‫هـــــان؟!

00:16:11.610 --> 00:16:14.060
‫گرگینه‌ها زیر عمارت ان؟

00:16:14.060 --> 00:16:17.080
‫پس، یعنی دست بانو سالیوان با گرگینه‌ها تو یه کاسه‌ست؟

00:16:17.080 --> 00:16:23.930
‫اسکار می‌گه، «دور تا دورش گرگینه‌ها ایستاده بودن و داشت یه کارهایی می‌کرد.»

00:16:23.930 --> 00:16:25.860
‫یعنی چی «یه‌ کارهایی» می‌کرد؟

00:16:25.860 --> 00:16:27.260
‫«یه کارهایی مثل، آه...

00:16:29.340 --> 00:16:32.800
‫مثل خیلی کارها!» اسکار می‌گه.

00:16:32.800 --> 00:16:36.900
‫آه، به‌هرحال با یه مار طرف ایم.
‫نباید ازش توقع داشت که چیزی بدونه.

00:16:37.270 --> 00:16:41.840
‫«زر نزن بابا! ما تا یه روز قبل رو مو به مو به یاد میاریم!»

00:16:41.840 --> 00:16:43.940
‫وُردزوُرث می‌گه.

00:16:45.420 --> 00:16:50.160
‫ولی، ترسِ‌ بانو سالیوان از حمله‌ای که به ارباب جوان شد...

00:16:50.160 --> 00:16:52.780
‫به‌نظر نمی‌اومد صرفاً ظاهرسازی باشه.

00:16:52.780 --> 00:16:56.870
‫وقتی‌که اون روستایی هم موردحمله قرار گرفت، حسابی به‌ هم ریختن.

00:16:57.370 --> 00:17:01.210
‫احتمالاً حملاتی که به آدم‌ها می‌شه، برخلاف خواسته‌ی ایشونه.

00:17:01.580 --> 00:17:07.990
‫خب حالا که اینجا نیستن، چرا نمی‌ری اون پایین یه سروگوشی آب بدی؟

00:17:07.990 --> 00:17:10.420
‫اون سری وقتی در مخفی رو باز کردیم،

00:17:10.770 --> 00:17:13.880
‫یه‌چیزی شبیه طلسم توی ورودی بود.

00:17:13.880 --> 00:17:18.930
‫به گمونم، از طریق یه فرآیند جادویی،
‫ساکنین عمارت رو ‫از ورود غریبه‌ها مطلع می‌کنه.

00:17:18.930 --> 00:17:23.690
‫اسکار می‌گه، «پس واسه خاطر اون بود که به ثانیه نکشیده پشت‌سرمون سبز شد، ها؟»

00:17:25.900 --> 00:17:29.810
‫البته، فکر نمی‌کنم این سازوکار اهمیت چندانی داشته باشه.

00:17:29.810 --> 00:17:33.510
‫دوستان، اگه وُلفرام زودتر از انتظار به عمارت برگشت،

00:17:33.510 --> 00:17:36.130
‫می‌شه لطف کنین کمی برام وقت بخرین؟

00:17:36.130 --> 00:17:38.530
‫چه ـ چه نقشه‌ای دارین؟

00:17:38.530 --> 00:17:45.000
‫برای خدمتکار یه فنتوم‌هایو کسر شأن داره که نتونه
‫بدون‌ شناسایی‌ شدن به مکانی نفوذ کنه.

00:17:57.130 --> 00:18:01.210
‫البته باید اعتراف کنم که صرفاً از قدرتم استفاده کردم.

00:18:05.520 --> 00:18:08.470
‫اوه؟ چه باشکوه.

00:18:34.630 --> 00:18:37.470
‫این باید عصای جادویی باشه.

00:18:37.770 --> 00:18:39.730
‫از جنس کلسیت ـه؟

00:18:45.610 --> 00:18:47.600
‫الفبای تبن که غالباً توسط جادوگرها استفاده می‌شه.
الفبای جادوگران

00:18:48.610 --> 00:18:50.450
‫چه خاطره‌انگیز.

00:18:52.060 --> 00:18:56.650
‫.O, P, F, C, H

00:19:00.550 --> 00:19:02.040
‫نکنه این...

00:19:10.050 --> 00:19:11.320
‫ما برگشتیم.

00:19:12.880 --> 00:19:15.090
‫مواد غذایی لازم برای فردا رو آوردیم...

00:19:17.050 --> 00:19:18.600
‫خدمتکارتون کجاست؟

00:19:19.390 --> 00:19:20.650
‫آه، چیزه...

00:19:21.760 --> 00:19:26.570
‫وقتی زبونش رو بلد نیستیم، خبر مرگ‌مون چه‌جوری قراره زمان بخریم؟

00:19:27.300 --> 00:19:30.530
‫ای‌کاش فینی اینجا بود!

00:19:31.690 --> 00:19:34.380
‫مگه با شما نیستم، خدمتکارتون کدوم گوری‌ـه؟

00:19:34.380 --> 00:19:36.660
‫و ـ والا...

00:19:44.910 --> 00:19:46.540
‫چی؟ نه!

00:19:52.520 --> 00:19:53.850
‫تکون نخورین.

00:19:54.340 --> 00:19:56.180
‫نمی‌خواین که گازتون بگیره.

00:19:56.700 --> 00:19:57.630
‫ها؟

00:19:59.960 --> 00:20:01.050
‫ای وای.

00:20:03.470 --> 00:20:06.650
‫بابت جسارت خدمتکارمون ازتون عذر می‌خوام.

00:20:11.520 --> 00:20:14.720
‫اسکار باید کمی بره بیرون و هوایی تازه کنه.

00:20:15.770 --> 00:20:17.210
‫تو هم بیا، اسنیک.

00:20:24.530 --> 00:20:27.740
‫شما نفله‌ها فردا شرتون رو کم می‌کنین.

00:20:28.520 --> 00:20:32.190
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم بیشتر از این خون گرگینه‌ی بزرگ رو به جوش بیارین.

00:20:35.320 --> 00:20:36.700
‫بسیارخب.

00:20:45.180 --> 00:20:49.500
‫امیلی می‌گه، «عجب گندی بالا آوردی، اُسکار.»

00:20:52.180 --> 00:20:58.280
‫«من واسه حال‌کردن با سینه‌ی اون زنه روش
‫نپریدم! می‌خواستم بوش کنم!»

00:20:58.280 --> 00:21:00.160
‫اسکار می‌گه.

00:21:00.980 --> 00:21:02.970
‫«یه خبر داغ دیگه دارم.»

00:21:03.570 --> 00:21:07.070
‫«اون زن بوی گرگینه‌ها رو می‌داد!»

00:21:08.070 --> 00:21:10.790
‫اسکار می‌گه.

00:21:10.790 --> 00:21:14.250
‫اوه، که اینطور. پس یعنی‌ـــ

00:21:14.250 --> 00:21:16.500
‫می‌بخشید که حرف‌تون رو قطع می‌کنم.

00:21:20.840 --> 00:21:21.810
‫اسب؟

00:21:22.710 --> 00:21:24.300
‫با عرض معذرت.

00:21:25.560 --> 00:21:28.550
‫نامه‌ای از طرف علیاحضرت خدمت‌تون آوردم.

00:21:29.260 --> 00:21:31.270
‫خدمتگزار مخصوص ملکه...

00:21:31.730 --> 00:21:33.050
‫جان براون.

00:21:33.070 --> 00:21:43.070
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:43.094 --> 00:21:55.094
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.