﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:10.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:10.040 --> 00:00:12.040
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:00:12.950 --> 00:00:16.370
‫ایست! شهروندان عادی اجازه‌ی ورود به این مکان رو ندارن.

00:00:16.370 --> 00:00:18.760
‫از نظر جنابعالی من یه شهروند عادی‌ام؟

00:00:19.980 --> 00:00:22.330
‫آه، بنده رو عفو بفرمایید، قربان!

00:00:25.350 --> 00:00:28.300
‫مأموریتم فوق سرّی‌ـه. کسی از این موضوع بو نبره.

00:00:28.300 --> 00:00:29.150
‫اطاعت!

00:00:36.680 --> 00:00:41.460
‫ای لعنت. چرا این پدر و پسر انقدر باید کار دست آدم بدن؟

00:00:50.440 --> 00:00:51.900
‫آه، خودشه.

00:00:52.960 --> 00:00:54.070
‫یا خدا!

00:00:54.740 --> 00:00:57.580
‫خودش رو درگیر این لامصب کرده؟!

00:01:06.000 --> 00:01:11.060
‫این تیکه‌ی آخر درست‌بشو نیست. چه گلی به سرم بگیرم؟

00:01:12.670 --> 00:01:17.750
‫به‌محض اینکه «برترین طلسم»‌ رو کامل کنم، خشم گرگینه‌ها فرو می‌شینه.

00:01:17.750 --> 00:01:20.350
‫بعدش آسایش و آسودگی توی روستا برقرار می‌شه،

00:01:20.760 --> 00:01:23.320
‫و اون‌ها می‌تونن دوباره بهمون سر بزنن.

00:02:13.260 --> 00:02:15.060
‫بانوی جوان، وقت خواب‌ــ

00:02:30.220 --> 00:02:31.500
‫وُلف.

00:02:32.040 --> 00:02:34.380
‫تمومش کردم، برای انجام وظیفه‌ام آماده‌ام.

00:02:37.860 --> 00:02:42.330
هی، بزن بشکن با دست‌هات

00:02:42.330 --> 00:02:46.040
این سرنوشت واهی رو

00:02:53.750 --> 00:02:56.510
بلعیده‌شده

00:02:56.670 --> 00:03:00.300
در بطن یک هیولا

00:03:01.390 --> 00:03:04.060
از اون‌موقع تابه‌حال

00:03:04.310 --> 00:03:08.560
این غل‌وزنجیر زنگ‌زده من رو به بند کشیدن

00:03:08.560 --> 00:03:09.100
اگه بی‌خبر مونده بودم

00:03:09.100 --> 00:03:13.110
اگه بی‌خبر مونده بودم

00:03:13.110 --> 00:03:16.440
حتی تاریکی هم من رو نمی‌ترسوند

00:03:16.440 --> 00:03:20.780
هی، بزن بشکن با دست‌هات

00:03:20.780 --> 00:03:24.290
این سرنوشت واهی رو

00:03:25.770 --> 00:03:29.610
سیاه دمخا
آرک جادوگر سبز

00:03:32.210 --> 00:03:35.710
با شمشیرت تکه‌ پاره‌ش کن

00:03:36.050 --> 00:03:39.470
دنیای واقعی رو بهم نشون بده

00:03:39.840 --> 00:03:43.050
پیش از اینکه سم من رو توی خودش حل کنه

00:03:43.050 --> 00:03:50.810
و دیگه خودم نباشم

00:03:51.770 --> 00:03:56.280
بجنب، بزن بشکن با دست‌هات

00:03:56.280 --> 00:03:57.150
من و گناه گسست‌ناپذیر رو از هم بِدَر

00:03:57.150 --> 00:03:59.740
من و گناه گسست‌ناپذیر رو از هم بِدَر

00:03:59.740 --> 00:04:00.070
من و گناه گسست‌ناپذیر رو از هم بِدَر

00:04:00.320 --> 00:04:03.950
این‌دفعه دیگه برگشتی نیست

00:04:04.160 --> 00:04:07.160
از این بیداری مضحک

00:04:07.160 --> 00:04:11.620
بجنب، بزن بشکن با دست‌هات

00:04:11.620 --> 00:04:14.960
من رو در ورطه فرو ببر

00:04:14.960 --> 00:04:19.260
خاطرم می‌مونه، هنوز هم درد داره

00:04:19.510 --> 00:04:22.760
می‌خوام محوت کنم

00:04:45.610 --> 00:04:49.650
‫«بسیار برام مایه‌ی خرسندی‌ـه که جادوگر کوچولو به صرف چای به دیدنم بیاد»؟

00:04:49.650 --> 00:04:51.390
‫یه‌جوری می‌گه انگار آب خوردن‌ـه.

00:04:51.390 --> 00:04:55.600
‫چنین خودبینیِ شاهانه‌واری فقط از یه ملکه برمیاد.

00:04:55.600 --> 00:04:57.830
‫تا فردا صبح وقت زیادی نداریم.

00:04:58.330 --> 00:05:03.070
‫برای رفتن آماده بشین. دستورات دیگه رو بعداً بهتون می‌دم.

00:05:03.070 --> 00:05:04.530
‫اطاعت، قربان!

00:05:04.530 --> 00:05:06.690
‫سباستین، برای لباس‌پوشیدن بهم کمک کن.

00:05:06.690 --> 00:05:10.240
‫و گزارش دقیق‌تری از اطلاعاتی که تا به اینجا به دست آوردی، بهم بده.

00:05:10.590 --> 00:05:11.380
‫چشم.

00:05:11.730 --> 00:05:13.200
‫و همین‌طور...

00:05:13.910 --> 00:05:16.650
‫برام چای صبحگاهی بیار که کامل از خواب بیدارم کنه.

00:05:19.880 --> 00:05:22.090
‫اطاعت می‌شه، سرورم.

00:05:40.640 --> 00:05:43.270
‫به‌عنوان نواده‌ی جادوگر سبز،

00:05:43.270 --> 00:05:47.240
‫هم‌اکنون عهدی که قرن‌ها پیش بسته شده رو به جا میارم.

00:05:47.890 --> 00:05:54.620
‫ای گرگینه‌ها، شاهد «برترین طلسم» باشید!

00:06:28.350 --> 00:06:29.830
‫بیدار شدین؟

00:06:31.950 --> 00:06:33.020
‫وُلف.

00:06:35.080 --> 00:06:40.840
‫یادمه که... «برترین طلسم» رو کامل کردم و بعدش از فرط خستگی...

00:06:40.840 --> 00:06:41.540
‫بله.

00:06:42.220 --> 00:06:45.180
‫واقعاً‌ خسته نباشید، بانوی جوان.

00:06:45.520 --> 00:06:47.720
‫لطفاً لباس‌‌خواب‌تون رو بپوشین.

00:07:01.370 --> 00:07:03.360
‫باز هم اون قیافه رو گرفتی.

00:07:05.090 --> 00:07:09.640
‫روزی که به مقام جادوگر سبز نائل شدم رو یادت میاد؟

00:07:19.540 --> 00:07:21.190
‫هرگز اون روز رو فراموش نمی‌کنم.

00:07:22.210 --> 00:07:27.170
‫انقدر پکر نشو. من به این پاها افتخار می‌کنم.

00:07:27.680 --> 00:07:31.780
‫این پاها گواه این هستن که من از نوادگان جادوگر سبز بزرگ ام.

00:07:32.720 --> 00:07:38.600
‫خوش‌حالم که امروز تونستم یکی از وظایفم به‌عنوان جادوگر سبز رو ایفاء کنم.

00:07:39.490 --> 00:07:45.390
‫چهره‌ی وارث قبلی رو که من رو به دنیا آورد به یاد ندارم،

00:07:45.810 --> 00:07:48.280
‫ولی امیدوارم اون هم خرسند باشه.

00:07:48.280 --> 00:07:50.020
‫البته که هستن، بانوی من!

00:07:51.140 --> 00:07:54.450
‫همه‌ی روستا بهتون افتخار می‌کنن.

00:08:03.030 --> 00:08:10.940
‫ولی حالا که طلسم رو کامل کردم، به‌نظرت وظیفه‌ی بعدی‌ام چی می‌تونه باشه؟

00:08:11.800 --> 00:08:13.510
‫آه، خـ ـ‌ خب...

00:08:13.510 --> 00:08:18.410
‫فهمیدم!‌ از جنگل بیرون می‌رم و یه‌عالمه چیز تازه یاد می‌گیرم!

00:08:18.410 --> 00:08:19.720
‫بعدش می‌تونم به روستا کمک کنم که‌ــ

00:08:19.720 --> 00:08:20.670
‫اجازه ندارین!

00:08:22.390 --> 00:08:23.140
‫عـــه؟

00:08:24.690 --> 00:08:28.740
‫شما جادوگر سبز هستید و من خدمتکار شما.

00:08:29.320 --> 00:08:33.200
‫قوانین ما رو از ترک وُلفسشلوخت منع می‌کنن.

00:08:33.560 --> 00:08:37.800
‫شما روز طولانی رو پشت سر گذاشتین و باید
‫حسابی از پا افتاده باشین. لطفاً دیگه بخوابین.

00:08:37.800 --> 00:08:39.530
‫لباس‌خواب‌تون رو میارم خدمت‌تون.

00:08:48.090 --> 00:08:51.100
‫باشه. می‌خوابم.

00:09:21.840 --> 00:09:23.120
‫چه خبر شده؟

00:09:28.770 --> 00:09:31.380
‫شب عالی متعالی، بانو سالیوان.

00:09:35.140 --> 00:09:38.340
‫شـ ـ شما دوتا چجوری از اینجا بالا اومدین؟

00:09:38.340 --> 00:09:40.170
‫اگه بیفتین، مرگ‌تون حتمی‌ـه!

00:09:41.050 --> 00:09:42.640
‫چرا یکه خوردی؟

00:09:43.100 --> 00:09:46.020
‫مگه خود تو که جادوگر باشی سوار بر دسته جارو توی هوا پرواز نمی‌کنی؟

00:09:47.180 --> 00:09:49.540
‫شـ ـ شیل، به خودت اومدی؟

00:09:49.540 --> 00:09:52.110
‫آره. از صدقه سر تو.

00:09:52.110 --> 00:09:54.190
‫می‌خواستم قبل از اینکه رفع زحمت کنیم، ازت تشکر کنم.

00:09:54.190 --> 00:09:55.620
‫نیازی به تشکر‌ــ

00:09:56.600 --> 00:09:58.110
‫عجب.

00:09:58.110 --> 00:10:03.340
‫می‌خوای با بدنت از خجالتم دربیای و
‫بدی از روی بدن لختت چیزمیز بخورم، مگه نه؟

00:10:03.340 --> 00:10:04.440
‫جالبه.

00:10:04.440 --> 00:10:05.580
‫نه‌خیر!

00:10:07.910 --> 00:10:12.540
‫درواقع، ما چیزی رو که بیشتر از همه دل‌تون می‌خواد، براتون آماده کردیم.

00:10:12.840 --> 00:10:16.360
‫گفتی، چیزی که بیشتر از همه دلم می‌خواد؟

00:10:17.230 --> 00:10:19.000
‫دیدنِ دنیای بیرون.

00:10:20.920 --> 00:10:23.310
‫دنیای بیرون؟

00:10:23.310 --> 00:10:29.770
‫بله. قادر خواهید بود دانش و تجاربی رو
‫کسب کنید که اینجا هرگز فرصتش رو نداشتید.

00:10:30.380 --> 00:10:31.660
‫نظرتون چیه؟

00:10:31.660 --> 00:10:37.780
‫و ـ ولی من جادوگر سبز ام و طبق قوانین روستا...

00:10:39.550 --> 00:10:41.040
‫عجب.

00:10:41.040 --> 00:10:45.130
‫خب پس، کاریش نمی‌شه کرد. شرمنده که چنین پیشنهاد بیجایی بهت دادم.

00:10:45.490 --> 00:10:48.850
‫بعد اینکه رفتیم، می‌تونی پنجره‌ها رو ببندی و برگردی توی تختت بخوابی.

00:10:49.240 --> 00:10:52.460
‫به‌هرحال، ما عین یه رویا، فردا صبح جوری می‌ریم که انگار هیچ‌وقت نبودیم.

00:10:55.200 --> 00:10:58.780
‫متشکرم، رفیق. بدرود.

00:11:21.610 --> 00:11:23.530
‫با ـ باهاتون میام.

00:11:24.470 --> 00:11:28.330
‫می‌خوام چیزهای بیشتری بدونم!

00:11:32.200 --> 00:11:36.140
‫در اون صورت، لطفاً لباس‌تون رو عوض کنین، بانوی جوان.

00:11:37.550 --> 00:11:43.010
‫یه دِبیوتانت وقتی‌که برای اولین‌بار می‌خواد به ‫یک دنیای جدید قدم بذاره، باید لباس شایسته‌ای به تن کنه.
‫دبیوتانت؛ دختری جوان از خانواده‌ای اشرافی که به‌تازگی وارد جمع طبقه‌ی اشرافی شده یا خواهد شد.

00:11:43.510 --> 00:11:45.350
‫لطفاً از دستم بگیرین.

00:11:49.640 --> 00:11:53.110
‫ما شما رو برای ورود به دنیایی ناشناخته همراهی می‌کنیم.

00:12:00.900 --> 00:12:04.410
‫می‌گما، کجا داریم می‌ریم؟

00:12:04.410 --> 00:12:10.080
‫این پله‌ها به دنیای بیرون که هیچ، به اعماق عمارت سبز منتهی می‌شن.

00:12:12.140 --> 00:12:14.820
‫دنیای بیرون پیش رومونه.

00:12:22.670 --> 00:12:25.640
‫توروخدا نگو که شما دوتا‌ــ

00:12:26.070 --> 00:12:29.600
‫اگه صداتون رو بلند کنین، گرگینه‌ها متوجه حضورمون می‌شن.

00:12:51.320 --> 00:12:53.760
‫این یه دایره‌ی جادویی‌ـه؟
‫دایره جادویی؛ دایره یا کره‌ای است که توسط بسیاری از جادوگران کشیده می‌شود و اعتقاد دارند که
‫به آنها انرژی داده و فضایی مقدس ایجاد می‌کند یا اشخاص را محافظت جادویی می‌کند یا هردو.

00:12:58.120 --> 00:13:03.340
‫لابد کامل‌کردن این دایره‌ی جادویی وظیفه‌ی جادوگر سبز بوده، درست می‌گم؟

00:13:03.340 --> 00:13:04.890
‫تو از کجا می‌دونی؟

00:13:05.490 --> 00:13:07.760
‫یه مار بهم گفت.

00:13:07.990 --> 00:13:13.020
‫زبون مارها رو بلدی؟ نکنه یه وارلاک ای؟
‫وارلاک؛ جادوگر مردی که اغلب با جادوی تاریک یا شیطانی همراه است.

00:13:13.260 --> 00:13:18.660
‫خیر، بنده از جادو استفاده نمی‌کنم. صرفاً یه خدمتکار برجسته هستم.

00:13:19.480 --> 00:13:23.400
‫تو استعداد جادوگری مثال‌زدنی داری.

00:13:23.400 --> 00:13:26.660
‫ژن استثنائی‌ات رو... می‌خوام!

00:13:26.660 --> 00:13:29.380
‫اوی! بسه دیگه، انقدر شر و ور نگو.

00:13:29.380 --> 00:13:31.840
‫می‌خوای از خدمتکارم یه جنایتکار بسازی؟

00:13:32.570 --> 00:13:34.970
‫حالا، این «وظیفه‌ی جادوگر سبز»‌ چی هست اصلاً؟

00:13:34.970 --> 00:13:38.630
‫علت اینکه نمی‌تونی پاتو از روستا بیرون بذاری ربطی بهش داره؟

00:13:43.060 --> 00:13:49.050
‫یادته گفتم گرگینه‌ها میازما، جادوی سیاهی که برای آدم‌ها خطرناکه، دارن؟

00:13:49.510 --> 00:13:54.500
‫بنا بر گفته‌ی کتاب‌ها، در گذشته‌های دور،
‫جو کره‌ی زمین، جادوی فراوانی در بر داشته.

00:13:55.010 --> 00:14:02.110
‫اون جادو، یعنی میازما، به آدم‌ها صدمه می‌زنه،
‫ولی برای موجودات جادویی حکم اکسیژن رو داره.

00:14:02.800 --> 00:14:07.160
‫اما به سببِ‌ پیشرفت بشریت، تقریباً به‌کل از بین رفته.

00:14:07.560 --> 00:14:11.870
‫شنیدم علت اینکه ما جادوگرها هم بیشتر قدرت‌مون رو از دست دادیم، این بوده.

00:14:12.900 --> 00:14:17.510
‫گرگینه‌هایی که جادوشون رو از دست دادن، به ما جادوگرها پناه آوردن.

00:14:17.910 --> 00:14:23.520
‫ازمون خواستن درعوض محافظت‌کردن از جنگل،
‫براشون یک منبع میازما بسازیم.

00:14:23.860 --> 00:14:26.140
‫یک منبع میازما؟

00:14:26.770 --> 00:14:30.310
‫به تبعیت از گرگینه‌ها، جادوگران سبز نسل اندر نسل...

00:14:30.310 --> 00:14:33.280
‫شبانه روز تلاش کردن تا دستورالعمل جادویی‌ای رو
‫که میازما تولید می‌کنه، کامل کنن.

00:14:34.040 --> 00:14:40.270
‫این چیزی‌ـه که بهشون دادم. دستورالعملی که «برترین طلسم» رو فعال می‌کنه.

00:14:40.880 --> 00:14:44.360
‫به‌‌ محض فعال‌شدن، به مقدار نامحدودی میازما تولید می‌کنه،

00:14:44.360 --> 00:14:46.990
‫که از غلظت بی‌نظیری برخورداره که تابه‌حال سابقه نداشته.

00:14:47.320 --> 00:14:52.010
‫هر انسانی که در معرض میزان بسیار اندکی از این قرار بگیره، درجا می‌میره.

00:14:54.270 --> 00:14:59.230
‫میازمایی که شما توی جنگل باهاش برخورد داشتید،
‫صرفاً تتمه‌ی اون‌چیزی بود که با یه دستورالعمل قدیمی ساخته شده.

00:14:59.660 --> 00:15:05.430
‫که اینطور. پس این تاریخی‌ـه که بهتون یاد دادن.

00:15:07.110 --> 00:15:08.590
‫منظورت از این حرف چیه؟

00:15:18.080 --> 00:15:22.730
‫صبر کن! اگر کسی جز جادوگر سبز به اون محراب دست بزنه‌ــ

00:15:22.730 --> 00:15:26.490
‫می‌فرمودید؟ دقیقاً چه اتفاقی میفته؟

00:15:27.440 --> 00:15:30.440
‫یه فاجعه... هـ ـ هــه؟

00:15:39.330 --> 00:15:40.120
‫هان؟

00:15:40.790 --> 00:15:42.790
‫این دیگه چیه؟

00:15:43.750 --> 00:15:48.710
‫خیلی‌خب، بانو سالیوان. از این نقطه به بعد، وارد دنیای بیرونِ واقعی می‌شید.

00:15:49.380 --> 00:15:51.560
‫اگه می‌خواید برگردید، این آخرین فرصت‌تونه.

00:15:56.060 --> 00:15:56.950
‫میام.

00:16:44.270 --> 00:16:46.980
‫اوی! هردوتون بیاین اینجا.

00:16:57.950 --> 00:17:00.420
‫چقدر صفحه‌ی نورانی اینجا هست.

00:17:00.420 --> 00:17:02.510
‫یه نوع دایره‌ی جادویی جدید ان؟

00:17:03.160 --> 00:17:07.380
‫بعضی از این نقاط دارن جابه‌جا می‌شن.

00:17:08.230 --> 00:17:10.660
‫شبیه نقشه‌ی وُلفسشلوخت ـه.

00:17:11.530 --> 00:17:16.300
‫که اینطور. الحق که جالب‌ترین ایده‌ها به ذهن آدم‌ها می‌رسن.

00:17:16.560 --> 00:17:17.770
‫منظورت چیه؟

00:17:18.220 --> 00:17:23.890
‫به گمونم این نقشه‌ی چشمک‌زن و نقاط درحال حرکت،
‫موقعیت روستایی‌ها رو نشون می‌دن.

00:17:25.440 --> 00:17:28.170
‫محاله! چطور ممکنه‌ــ

00:17:29.220 --> 00:17:33.110
‫آه. نکنه به‌خاطر اون طلسم‌ها باشه؟

00:17:35.320 --> 00:17:40.280
‫درسته. طلسم‌ها به احتمال قوی دستگاه‌هایی‌ان که یه‌جور سیگنال ارسال می‌کنن.

00:17:40.530 --> 00:17:43.750
‫از قرار معلوم، اینجا می‌تونن اون سیگنال‌ها رو دریافت و بهشون نظارت کنن.

00:17:44.210 --> 00:17:46.110
‫تصمیم درستی بود که طلسم‌های خودمون رو همراه‌مون نیاوردیم.

00:17:47.950 --> 00:17:51.820
‫روستایی‌ها با همراه‌داشتنِ طلسم‌ها می‌تونن از گرگینه‌ها و میازماشون دوری کنن.

00:17:52.510 --> 00:17:55.670
‫کی فکرش رو می‌کرد همچین سازوکار پیشرفته‌ای پشت این قضیه باشه؟

00:17:55.670 --> 00:17:57.340
‫د ـ دروغه!

00:17:57.340 --> 00:18:01.930
‫بزرگان ما برای درست‌کردن اون طلسم‌ها،
‫دعای ویژه‌ای در شب ماه کامل می‌کنن‌ــ

00:18:02.200 --> 00:18:04.390
‫هیس. کسی داره میاد.

00:18:04.390 --> 00:18:06.140
‫آهای،‌ دست بجنبون دیگه!

00:18:06.450 --> 00:18:08.180
‫بالأخره تموم شد؟

00:18:11.510 --> 00:18:12.680
‫اون‌ها کی بودن؟

00:18:13.020 --> 00:18:14.250
‫بریم ببینیم.

00:18:40.960 --> 00:18:43.130
‫اینجا دیگه کجاست؟

00:18:45.710 --> 00:18:48.180
‫بهش می‌خوره یه کارخونه باشه.

00:18:51.270 --> 00:18:52.960
‫آسانسورهای دیگه‌ای اینجا هست.

00:19:01.410 --> 00:19:06.450
‫نگاه کنید! جادوگر سبز ما بالأخره وظیفه‌ش رو به انجام رسوند!

00:19:08.400 --> 00:19:09.670
‫مادربزرگ؟

00:19:10.620 --> 00:19:15.590
‫این شیشه حاوی میازمای غلیظی قدرتمندتر از تمامی میازماهای سابق‌ـه.

00:19:15.930 --> 00:19:19.590
‫این میازما مسیر تاریخ رو عوض می‌کنه!

00:19:22.800 --> 00:19:27.070
‫گرگینه‌ها، معنیِ این کارها چیه؟!

00:19:27.710 --> 00:19:29.180
‫جادوگر سبز.

00:19:29.180 --> 00:19:31.020
‫جادوگر سبزـه.

00:19:31.020 --> 00:19:32.840
‫مراقبش باشین!

00:19:34.110 --> 00:19:35.560
‫حال‌تون خوبه؟!

00:19:35.560 --> 00:19:37.240
‫یالا براشون یه دست لباس بیار!

00:19:37.240 --> 00:19:39.070
بالایی‌ها دارن چیکار می‌کنن؟

00:19:39.070 --> 00:19:40.350
‫میزانش چقدره؟

00:19:40.350 --> 00:19:41.540
‫سبزـه.

00:19:41.540 --> 00:19:42.530
‫خداروشکر.

00:19:42.760 --> 00:19:45.240
‫هیچ معلومه شماها...

00:19:45.240 --> 00:19:46.490
‫بانو سالیوان.

00:19:51.160 --> 00:19:53.480
‫نظرتون چیه، بانو سالیوان؟

00:19:53.990 --> 00:19:57.960
‫دنیای بیرون پر از غافلگیری‌ـه، مگه نه؟

00:19:58.650 --> 00:20:02.380
‫یه... یه آدم... یه مرد؟

00:20:02.770 --> 00:20:06.300
‫پس توی پوزه‌های بلند گرگ‌ها ماسک مخفی کرده بودن.

00:20:08.490 --> 00:20:10.380
‫عجب نمایش استادانه‌ای.

00:20:11.110 --> 00:20:15.190
‫«گرگینه‌ها» صرفاً آدم‌هایی توی لباس گرگ بودن.

00:20:15.610 --> 00:20:17.530
‫و «میازما» درواقع...

00:20:19.120 --> 00:20:23.400
‫...یه سلاح شیمیایی‌ـه که توی این کارخونه ساخته شده. گاز سمی‌ـه.

00:20:23.630 --> 00:20:26.370
‫گرگینه‌ها و نفرین‌ها وجود خارجی ندارن.

00:20:26.370 --> 00:20:29.240
‫همه‌ش رو برای فریب‌دادن تو سرهم کردن.

00:20:32.100 --> 00:20:34.260
‫د ـ‌ دروغ می‌گی...

00:20:35.790 --> 00:20:39.930
‫پس،‌ جادویی که ساختم چی بود؟

00:20:39.930 --> 00:20:43.870
‫اعتراف می‌کنم اون‌چیزی که ساختی جادو نیست.

00:20:43.870 --> 00:20:46.680
‫اما بسیار فوق‌العاده‌تر از جادوـه!

00:20:46.680 --> 00:20:51.040
‫وقتی‌که این مایع تبخیر بشه، قرار گرفتن در معرض مقدار اندکی ازش...

00:20:51.040 --> 00:20:54.710
‫هر موجود زنده‌ای رو از بین می‌بره.

00:20:54.710 --> 00:21:00.360
‫به خودت ببال! تو قوی‌ترین گاز سمی تاریخ رو به وجود آوردی!

00:21:01.530 --> 00:21:07.490
‫صدالبته چنین سلاح شیمیایی شگفتی‌سازی لایق یه اسم ـه.

00:21:07.750 --> 00:21:09.270
‫سالیوان.

00:21:09.650 --> 00:21:11.260
‫لِتزته وافه.
‫برترین سلاح

00:21:11.260 --> 00:21:12.390
‫ایده‌آل.

00:21:12.830 --> 00:21:13.980
‫نیبِل.
‫مِه

00:21:15.000 --> 00:21:21.230
‫ترکیب این کلمات می‌شه، «اسلین...» نه، «سالین.»

00:21:21.230 --> 00:21:23.450
‫اسمش رو میذارم، گازِ «سالین»!

00:21:23.470 --> 00:21:33.470
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:35.000 --> 00:21:45.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:55.610 --> 00:22:05.080
توی این دنیا که والس می‌رقصیم، لطفاً دستم رو رها نکن

00:22:05.080 --> 00:22:14.000
گاه و بیگاه، بی آنکه از مهر و محبت غم‌بار دوری کنیم، از کنار هم می‌گذریم

00:22:14.000 --> 00:22:20.090
حتی اگر روزی رازها به چیزی معمولی بدل گردند

00:22:20.090 --> 00:22:24.390
آیا می‌تونیم همچنان امیدوار بمونیم؟

00:22:24.390 --> 00:22:24.970
هی

00:22:24.970 --> 00:22:27.010
هی

00:22:27.010 --> 00:22:31.600
اگر تظاهر به قوی‌بودن نکنم، در هم می‌شکنم و از میان می‌رم

00:22:31.600 --> 00:22:36.770
این آرزو که حتی نمی‌تونم جادو صداش کنم

00:22:36.770 --> 00:22:38.900
«اگه دور می‌انداختمش راحت‌تر بود»

00:22:38.900 --> 00:22:41.240
شاید همین‌طور باشه

00:22:41.240 --> 00:22:45.700
اما مارپیچ کماکان تا ابد ادامه داره

00:22:45.700 --> 00:22:46.240
ما

00:22:46.240 --> 00:22:46.450
ما

00:22:46.450 --> 00:22:48.450
بر ترس‌هامون غلبه می‌کنیم

00:22:48.450 --> 00:22:50.830
پرده کنار می‌ره

00:22:50.830 --> 00:22:56.040
اون گذشته هنوز هم با منه

00:22:56.040 --> 00:22:58.090
«اگه فراموشش می‌کردم راحت‌تر بود»

00:22:58.090 --> 00:23:00.300
شاید همین‌طور باشه

00:23:00.300 --> 00:23:06.140
مارپیچ تا ابد ادامه داره

00:23:09.220 --> 00:23:20.530
(والس ما) والس ما