﻿WEBVTT

00:00:01.160 --> 00:00:06.940
‫ای گرگینه‌ها، شاهد «برترین طلسم» باشید!

00:00:15.110 --> 00:00:20.080
‫انقدر پکر نشو. من به این پاها افتخار می‌کنم.

00:00:20.640 --> 00:00:26.420
‫خوش‌حالم که امروز تونستم یکی از وظایفم به‌عنوان جادوگر سبز رو ایفاء کنم.

00:00:26.880 --> 00:00:30.130
‫همه‌ی روستا بهتون افتخار می‌کنن.

00:00:32.970 --> 00:00:37.840
‫فهمیدم!‌ از جنگل بیرون می‌رم و یه‌عالمه چیز تازه یاد می‌گیرم!

00:00:37.840 --> 00:00:39.180
‫بعدش می‌تونم به روستا کمک کنم که‌ــ

00:00:39.180 --> 00:00:39.890
‫اجازه ندارین!

00:00:41.860 --> 00:00:42.430
‫عـــه؟

00:00:46.050 --> 00:00:49.110
‫ما چیزی رو که بیشتر از همه دل‌تون می‌خواد، براتون آماده کردیم.

00:00:49.390 --> 00:00:51.200
‫دیدنِ دنیای بیرون.

00:00:51.610 --> 00:00:53.030
‫نظرتون چیه؟

00:00:53.030 --> 00:00:56.990
‫و ـ ولی طبق قوانین روستا...

00:00:56.990 --> 00:00:58.200
‫عجب.

00:00:58.970 --> 00:01:02.540
‫متشکرم، رفیق. بدرود.

00:01:07.000 --> 00:01:08.880
‫با ـ باهاتون میام.

00:01:09.320 --> 00:01:12.960
‫می‌خوام چیزهای بیشتری بدونم!

00:01:12.960 --> 00:01:15.320
‫نظرتون چیه، بانو سالیوان؟

00:01:15.830 --> 00:01:19.850
‫دنیای بیرون پر از غافلگیری‌ـه، مگه نه؟

00:01:20.150 --> 00:01:24.140
‫«گرگینه‌ها» صرفاً آدم‌هایی توی لباس گرگ بودن.

00:01:24.140 --> 00:01:26.330
‫و «میازما» درواقع...

00:01:26.750 --> 00:01:30.980
‫...یه سلاح شیمیایی‌ـه که توی این کارخونه ساخته شده. گاز سمی‌ـه.

00:01:30.980 --> 00:01:33.610
‫د ـ‌ دروغ می‌گی...

00:01:33.630 --> 00:01:39.280
‫به خودت ببال! تو قوی‌ترین گاز سمی تاریخ رو به وجود آوردی!

00:01:40.520 --> 00:01:46.410
‫صدالبته چنین سلاح شیمیایی شگفتی‌سازی لایق یه اسم ـه.

00:01:46.410 --> 00:01:49.880
‫«سالین». ‫اسمش رو میذارم، گازِ «سالین»!

00:01:55.600 --> 00:02:00.850
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:01.550 --> 00:02:03.010
‫هشدار وضعیت اضطراری؟

00:02:03.750 --> 00:02:04.770
‫بانوی من!

00:02:04.790 --> 00:02:14.790
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:16.860 --> 00:02:21.330
هی، بزن بشکن با دست‌هات

00:02:21.330 --> 00:02:25.040
این سرنوشت واهی رو

00:02:32.750 --> 00:02:35.510
بلعیده‌شده

00:02:35.670 --> 00:02:39.300
در بطن یک هیولا

00:02:40.390 --> 00:02:43.060
از اون‌موقع تابه‌حال

00:02:43.310 --> 00:02:47.560
این غل‌وزنجیر زنگ‌زده من رو به بند کشیدن

00:02:47.560 --> 00:02:48.100
اگه بی‌خبر مونده بودم

00:02:48.100 --> 00:02:52.110
اگه بی‌خبر مونده بودم

00:02:52.110 --> 00:02:55.440
حتی تاریکی هم من رو نمی‌ترسوند

00:02:55.440 --> 00:02:59.780
هی، بزن بشکن با دست‌هات

00:02:59.780 --> 00:03:03.290
این سرنوشت واهی رو

00:03:04.750 --> 00:03:08.590
سیاه دمخا
آرک جادوگر سبز

00:03:11.210 --> 00:03:14.710
با شمشیرت تکه‌ پاره‌ش کن

00:03:15.050 --> 00:03:18.470
دنیای واقعی رو بهم نشون بده

00:03:18.840 --> 00:03:22.050
پیش از اینکه سم من رو توی خودش حل کنه

00:03:22.050 --> 00:03:29.810
و دیگه خودم نباشم

00:03:30.770 --> 00:03:35.280
بجنب، بزن بشکن با دست‌هات

00:03:35.280 --> 00:03:36.150
من و گناه گسست‌ناپذیر رو از هم بِدَر

00:03:36.150 --> 00:03:38.740
من و گناه گسست‌ناپذیر رو از هم بِدَر

00:03:38.740 --> 00:03:39.070
من و گناه گسست‌ناپذیر رو از هم بِدَر

00:03:39.320 --> 00:03:42.950
این‌دفعه دیگه برگشتی نیست

00:03:43.160 --> 00:03:46.160
از این بیداری مضحک

00:03:46.160 --> 00:03:50.620
بجنب، بزن بشکن با دست‌هات

00:03:50.620 --> 00:03:53.960
من رو در ورطه فرو ببر

00:03:53.960 --> 00:03:58.260
خاطرم می‌مونه، هنوز هم درد داره

00:03:58.510 --> 00:04:01.760
می‌خوام محوت کنم

00:04:26.280 --> 00:04:31.720
‫چیزی که اون‌همه مدت برای ساختش وقت گذاشتم، جادو نبود؟

00:04:33.220 --> 00:04:34.530
‫گاز سمی بود؟

00:04:36.700 --> 00:04:40.780
‫خیال می‌کردم دارم از روستایی‌ها محافظت می‌کنم.

00:04:41.220 --> 00:04:45.130
‫در حقیقت داشتم یه سلاح می‌ساختم؟
‫چیزی که فقط برای کشتن به کار می‌ره؟

00:04:52.840 --> 00:04:57.310
‫همه‌تون تمام این مدت داشتین من رو بازی می‌دادین؟

00:04:57.690 --> 00:05:01.390
‫لطفاً بگو که این حقیقت نداره، مادربزرگ!

00:05:01.390 --> 00:05:04.420
‫چرا آبغوره گرفتی، زیگلیند؟

00:05:07.240 --> 00:05:10.350
‫اتفاقاً درست به‌خاطر این موفق شدی برترین سلاح شیمیایی رو بسازی که...

00:05:10.350 --> 00:05:15.280
‫هوش سرشار مادرزادی‌ات در محیطی مطلوب قرار گرفت...

00:05:15.280 --> 00:05:18.710
‫تا خودش رو وقف تحقیق و پژوهش بکنه.

00:05:20.170 --> 00:05:25.630
‫غصه‌خوردنت برای چیه؟ تو تاریخ رو از نو نوشتی.

00:05:26.050 --> 00:05:31.500
‫تو تجسدِ حی‌وحاضرِ عزیزی هستی که اون روز از دست دادم.

00:05:32.570 --> 00:05:33.310
‫هـــه؟

00:05:34.240 --> 00:05:36.720
‫پس، اشک‌هات رو پاک کن،

00:05:37.100 --> 00:05:40.730
‫دختر نازنینم.

00:05:42.690 --> 00:05:45.990
دختر؟

00:05:48.860 --> 00:05:55.040
‫من 13 سال پیش، در پروژه‌ی نظامی ویژه‌ای شرکت کردم.

00:05:56.500 --> 00:06:00.260
‫این پروژه در زمینه‌ی گاز بسیار خطرناکی بود که...

00:06:00.260 --> 00:06:05.420
‫به مدت 20 سال آزگار باور بر این بود که تولید انبوهش امری محاله.

00:06:06.020 --> 00:06:11.640
‫هدفِ پروژه، بهره‌برداری از این به‌اصطلاح «گاز خردل» برای ساخت سلاح بود.

00:06:14.260 --> 00:06:15.510
‫این...

00:06:17.500 --> 00:06:24.230
‫طولی نکشید که دانشمند نابغه‌ای، روشی امن برای ترکیب‌کردنش به وجود آورد.

00:06:24.230 --> 00:06:26.690
‫به افتخار موفقیت علمی‌مون!

00:06:26.690 --> 00:06:28.160
‫نوش!

00:06:30.360 --> 00:06:31.660
‫لطف داری.

00:06:32.010 --> 00:06:35.340
‫لطف از شماست. کارکردن با شما مایه‌ی افتخاره.

00:06:37.460 --> 00:06:39.780
‫اوضاع داشت به خوبی پیش می‌رفت.

00:06:40.330 --> 00:06:41.790
‫تا اینکه...

00:06:43.660 --> 00:06:49.010
‫یه روز، توی کارخانه‌ی تولید گاز حادثه‌ای رخ داد.

00:06:52.350 --> 00:06:54.590
‫که منجر به مرگش شد.

00:06:59.940 --> 00:07:01.250
‫آقای دکتر حال‌شون چطوره؟

00:07:02.850 --> 00:07:06.400
‫و صورت من تا حدی آسیب دید که غیرقابل‌شناسایی شد.

00:07:10.030 --> 00:07:13.230
‫مغز اون یکی از ارزشمندترین سرمایه‌های مملکت‌مون بود.

00:07:13.230 --> 00:07:15.000
‫ضایعه‌ی بزرگی برای کشورمونه.

00:07:15.000 --> 00:07:17.830
‫پروژه در نبود ایشون متوقف می‌شه.

00:07:18.270 --> 00:07:21.040
‫داغ بزرگی بر دل‌مون نشسته بود.

00:07:23.300 --> 00:07:24.030
‫ولی...

00:07:27.340 --> 00:07:31.090
‫ژن‌هاش در بطن من جوانه زدن...

00:07:35.870 --> 00:07:37.970
.‫و از نو شروع به رشد کردن..

00:07:39.660 --> 00:07:43.670
‫استعداد اون بچه بلافاصله شکوفا شد.

00:07:47.190 --> 00:07:51.400
‫توی سه سالگی خوندن رو کاملاً بلد بود.

00:07:54.360 --> 00:07:56.750
‫بانوی من، بانوی جوان...

00:07:56.750 --> 00:07:58.230
‫چش شده؟

00:08:04.700 --> 00:08:08.290
‫نحوه‌ی ترکیب‌کردن گاز خردل رو یاد گرفت.

00:08:08.500 --> 00:08:11.210
‫این کار توـه؟

00:08:18.410 --> 00:08:25.160
‫اون لحظه، اطمینان داشتم که جگرگوشه‌ام برگشته. مغزش بهم برگشته!

00:08:27.020 --> 00:08:32.530
‫بدون فوت وقت قضیه رو با دولت درمیون گذاشتم و یه پروژه‌ی جدید رو آغاز کردم.

00:08:33.160 --> 00:08:34.490
‫در اصل...

00:08:35.100 --> 00:08:40.690
‫پروژه‌ای برای ساخت برترین سلاح از طریق پرورش یه نابغه.

00:08:41.500 --> 00:08:45.080
‫شرایط لازم برای پرورش یه نابغه‌ی علمی...

00:08:45.080 --> 00:08:49.960
‫محیطی مساعد برای تمرکز کامل بر تحقیق و مطالعه، و انگیزه‌ی دائمی بود.

00:08:50.750 --> 00:08:56.050
‫اولاً، باید انگل‌هایی که در کار نابغه ‫خلل ایجاد می‌کنن
‫رو از بین می‌بردیم: اخلاقیات و عقل سلیم.

00:08:56.050 --> 00:09:00.640
‫و همین‌طور، تفریحات، جشن و شادی، و لذات دنیوی.

00:09:00.640 --> 00:09:05.610
‫جهت محروم‌کردنش از همه‌ی این‌ها،
‫باید تمام آثارِ زندگی دنیوی رو محو می‌کردیم.

00:09:06.360 --> 00:09:09.620
‫روستا رو به این منظور ساختیم.

00:09:13.850 --> 00:09:18.290
‫و به منظور اینکه به اختیار خودش توی این محیط باقی بمونه.

00:09:18.640 --> 00:09:21.620
‫ما یه جهان‌بینی دلچسب به وجود آوردیم.
‫جهان‌بینی (weltanschauung)؛ این اصطلاح آلمانی به دیدگاهی جامع یا کلی از جهان
‫اشاره دارد که شامل باورها، ارزش‌ها، و نگرش‌های فرد نسبت به زندگی و جامعه می‌شود.

00:09:27.640 --> 00:09:30.580
‫جایگاه ویژه‌ی «جادوگر سبز».

00:09:32.940 --> 00:09:36.300
‫وظیفه‌ی «محافظت از روستایی‌ها دربرابر گرگینه‌ها».

00:09:36.540 --> 00:09:41.170
‫به این ترتیب، وُلفسشلوخت، «دره‌ی گرگینه‌ها» پدیدار شد.

00:09:43.310 --> 00:09:47.980
‫درسته، چون‌که اینجا بودی، تونستی خودت رو وقف تحقیق و مطالعه بکنی،

00:09:48.320 --> 00:09:52.440
‫و در کمتر از ده سال یه سلاح جدید بسازی.

00:09:52.940 --> 00:09:57.610
‫پروژه‌ موفقیت‌آمیز بود، زیگلیند!

00:10:00.160 --> 00:10:00.790
‫بانوی جوان!

00:10:04.700 --> 00:10:05.910
‫جاکش...

00:10:07.960 --> 00:10:12.650
‫تو هم من رو بازی دادی.

00:10:13.550 --> 00:10:15.260
‫دروغگو!

00:10:18.430 --> 00:10:20.650
‫برای ساخت سلاحت،

00:10:20.650 --> 00:10:24.260
‫پاهای دخترت رو شکوندی و با کلمه‌ی «وظیفه» تهدیدش کردی.

00:10:24.830 --> 00:10:26.800
‫این رسم مادری‌ـه؟

00:10:27.890 --> 00:10:30.730
‫بچه‌ها آلت دست پدرومادرشون نیستن.

00:10:35.940 --> 00:10:37.400
‫زیگلیند!

00:10:37.400 --> 00:10:38.150
‫وایستید!

00:10:38.150 --> 00:10:40.860
‫شلیک نکن! اگه تیرت به یه مخزن گاز بخوره چی؟

00:10:41.570 --> 00:10:42.310
‫تعقیب‌شون کنین!

00:10:42.310 --> 00:10:43.780
‫راه خروجی رو به روشون ببندین!

00:10:46.630 --> 00:10:48.910
‫سباستین، بقیه‌ش رو می‌سپرم به تو.

00:10:50.280 --> 00:10:52.650
‫اطاعت می‌شه، سرورم.

00:10:57.460 --> 00:10:58.510
‫بانوی جوان...

00:10:58.510 --> 00:11:00.060
‫وُلف! موضوع چیه؟

00:11:00.060 --> 00:11:02.390
‫هیلده! انگلیسی‌ها بانو رو دزدیدن!

00:11:02.390 --> 00:11:03.430
‫چی گفتی؟

00:11:03.430 --> 00:11:07.390
‫و همین‌طور، از همه‌چی بو بردن.

00:11:07.850 --> 00:11:11.900
‫الان باید توی منطقه‌ی A23 باشن. می‌رم دنبال‌شون!

00:11:12.630 --> 00:11:13.480
‫ستوان!

00:11:15.730 --> 00:11:20.200
‫ستوان یکم وُلفرام گِلزِر، امیدوارم فراموش نکرده باشی.

00:11:21.320 --> 00:11:24.660
‫وظیفه‌ی خدمتکار جادوگر سبز اینه که،

00:11:24.660 --> 00:11:28.500
‫اگر شرایط ایجاب کنه، از شر جادوگر سبز خلاص شه.

00:11:30.210 --> 00:11:31.140
‫اطاعت!

00:11:35.500 --> 00:11:38.020
‫چه سروصدایی به پا شده.

00:11:38.020 --> 00:11:39.520
‫دیگه چیزی نمونده.

00:11:56.770 --> 00:11:58.330
‫پس شروع شد.

00:11:59.230 --> 00:12:00.570
‫علامت دادن.

00:12:00.570 --> 00:12:02.740
‫رئیس خبرمون کرد.

00:12:03.000 --> 00:12:04.490
‫اطاعت، قربان!

00:12:15.630 --> 00:12:20.140
‫اون بیرون، انواع‌واقسام آدم‌ها به فکر سوءاستفاده‌کردن ازت میفتن.

00:12:20.840 --> 00:12:24.190
‫ممکنه یکی از اون‌ها حتی بیشتر از اون‌چه که امروز تجربه کردی،‌ عذابت بده.

00:12:28.020 --> 00:12:30.450
‫پس،‌ حالا وقت تصمیم‌گیری‌ـه.

00:12:31.480 --> 00:12:35.220
‫هنوز هم می‌خوای به دنیای بیرون بری؟ یا اینکه...

00:12:38.080 --> 00:12:40.910
‫ترجیح می‌دی همین‌جا و همین‌حالا ریق رحمت رو سر بکشی؟

00:12:49.190 --> 00:12:50.240
‫من...

00:12:51.490 --> 00:12:55.150
‫از اینکه اون چیز رو ساختم، وحشت دارم.

00:12:55.970 --> 00:12:58.950
‫دیگه نمی‌دونم چی رو باور کنم.

00:12:59.430 --> 00:13:01.900
‫دیگه نمی‌خوام به چیزی فکر کنم.

00:13:03.700 --> 00:13:06.570
‫فقط می‌خوام ناپدید شم.

00:13:09.640 --> 00:13:11.000
‫حق داری.

00:13:11.710 --> 00:13:14.540
‫اگه قصد نداری از اون مغز باهوشت کار بکشی،

00:13:14.540 --> 00:13:16.970
‫بهتره باهاش به گل‌وگیاه‌ها کود بدی.

00:13:17.760 --> 00:13:19.180
‫تازه اگه بمیری،

00:13:20.020 --> 00:13:24.410
‫دیگه مجبور نیستی صدای فریاد کسایی رو که
‫می‌تونستی نجات بدی، بشنوی.

00:13:27.050 --> 00:13:28.560
‫«نجات بدم»؟

00:13:29.030 --> 00:13:33.680
‫از اونجایی که برای حفظ جون مردمت، بدترین ماده‌ی سمی رو به وجود آوردی،

00:13:33.680 --> 00:13:37.010
‫گفتم شاید بتونی برترین دارو رو هم اختراع کنی.

00:13:37.560 --> 00:13:42.690
‫این به‌قدری جادویی به‌نظر می‌رسه که دنیا رو مات و مبهوت خودش می‌کنه.

00:13:44.520 --> 00:13:47.820
‫یه دوای جادویی؟

00:13:49.110 --> 00:13:53.300
‫به‌نظرت از پسش برمیام؟

00:13:54.040 --> 00:13:59.310
‫کسی چه می‌دونه؟ اما اگه امروز اینجا بمیری، قطعاً این رویا محقق نمی‌شه.

00:14:01.570 --> 00:14:04.890
‫جادوگر سبز، یه‌بار دیگه ازت می‌پرسم:

00:14:05.460 --> 00:14:08.940
‫با مُردن راه گریز رو انتخاب می‌کنی،
‫یا زنده می‌مونی و این چالش رو قبول می‌کنی؟

00:14:10.700 --> 00:14:11.710
‫من...

00:14:12.960 --> 00:14:14.110
‫می‌خوام زنده بمونم!

00:14:14.880 --> 00:14:17.410
‫زنده می‌مونم و چالش رو قبول می‌کنم!

00:14:19.460 --> 00:14:20.510
‫بسیارخب.

00:14:22.130 --> 00:14:24.550
‫بیا باهم این جنگل رو ترک کنیم، سالیوان.

00:14:32.920 --> 00:14:38.110
‫باید قبل از اینکه دست‌شون بهمون برسه، از اینجا بریم.
‫اون گلوله‌ی نورافشان جامون رو لو داد.

00:14:38.520 --> 00:14:41.210
‫سریعاً به خدمتکارهام ملحق می‌شیم.

00:14:41.210 --> 00:14:45.980
‫سباستین چی می‌شه؟ اگه از میازما... نه یعنی، از گاز خردل استفاده کنن...

00:14:46.660 --> 00:14:48.240
‫خیالت تخت.

00:14:49.000 --> 00:14:51.430
‫خدمتکار من خیلی ماهره.

00:14:52.370 --> 00:14:57.120
‫دکتر سالیوان! اینجا خیلی خطرناکه!
‫زود باشین! برش گردونین!

00:14:58.040 --> 00:15:03.250
‫ریدم دهن انگلیسی‌ها. باورم نمی‌شه
‫از کارمون سر درآوردن و یه جاسوس فرستادن.

00:15:03.930 --> 00:15:06.260
‫بنده جاسوس نیستم.

00:15:07.700 --> 00:15:10.680
‫صرفاً یه خدمتکار برجسته‌ام.

00:15:12.000 --> 00:15:13.450
‫غیبش زد؟

00:15:13.980 --> 00:15:15.140
‫کِی وقت کرد بره اون بالا؟

00:15:15.140 --> 00:15:19.310
‫خاک عالم. لباس محافظ‌تون جنس خیلی محکمی داره.

00:15:21.520 --> 00:15:25.730
‫حالا می‌فهمم چرا بعد از ضربه‌ای که باغبون‌مون بهتون زد، منهدم نشدین.

00:15:35.740 --> 00:15:36.950
‫به عبارتی...

00:15:39.970 --> 00:15:41.820
‫باید کله‌تون رو هدف بگیرم.

00:15:42.460 --> 00:15:43.770
‫سگ توش.

00:15:43.770 --> 00:15:45.670
‫از گاز خردل استفاده کنین.

00:15:49.910 --> 00:15:52.100
‫در صدم ثانیه دخلش رو میاره.

00:15:52.100 --> 00:15:55.600
‫نه لباس محافظی تنشه و نه ماسکی زده.

00:15:56.810 --> 00:15:57.850
‫چی؟!

00:15:58.260 --> 00:16:03.310
‫ماسک... ماسک... بهم یه ماسک بدین!

00:16:05.470 --> 00:16:09.130
‫«گاز خردل»‌ چه اسم به‌جایی‌ـه.

00:16:09.130 --> 00:16:13.640
‫گفتما این بو من رو یاد چیزی می‌ندازه.

00:16:13.640 --> 00:16:15.370
‫خردل‌ـه، مگه نه؟

00:16:19.250 --> 00:16:23.710
‫ارباب جوانم لب به سس خردل نمی‌زنه،
‫به‌خاطر همین اولش به جا نیاوردم.

00:16:24.170 --> 00:16:26.880
‫چرا؟ چرا نمی‌میره؟

00:16:26.880 --> 00:16:30.900
‫انگلستان سربازهای مقاوم‌ دربرابر گاز و اینا آموزش داده؟

00:16:33.230 --> 00:16:34.360
‫آخ گِلـــوم!

00:16:41.080 --> 00:16:48.830
‫در شأن یه خدمتکار فنتوم‌هایو نیست که طاقت یه‌خرده گاز رو نداشته باشه.

00:16:54.260 --> 00:16:55.320
‫خب دیگه...

00:17:04.250 --> 00:17:06.380
‫نمونه‌ها رو ببر طبقه‌ی بالا.

00:17:06.380 --> 00:17:07.210
‫چشم!

00:17:08.460 --> 00:17:12.170
‫فرمول‌های ترکیب. برای تولید انبوه همین‌ها کافی‌ــ

00:17:14.320 --> 00:17:19.080
‫بعضی آدم‌ها راجع‌به مفاهیم غیرمنطقی از‌جمله عشق و علاقه موعظه می‌کنن،

00:17:19.780 --> 00:17:23.710
‫درحالی که دیگران قادرن به منطقی‌ترین حالت ممکن اعضای خانواده‌شون رو قربانی کنن.

00:17:27.940 --> 00:17:31.800
‫حقّا که آدم‌ها موجودات حیرت‌برانگیزی‌ان.

00:17:35.360 --> 00:17:38.260
‫هشدار نشت گاز؟ چرا؟

00:17:41.790 --> 00:17:45.740
‫بو ـ بوی... خردل می‌ده...

00:17:46.580 --> 00:17:52.720
‫گاز رو دوست داری، مگه نه؟ اون‌قدری که حاضری
‫تمام عمر دختر دلبندت رو به پاش بریزی.

00:17:55.610 --> 00:18:00.350
‫این جای تشکرم بابت قراردادن ارباب جوان در معرض گازـه.

00:18:01.710 --> 00:18:09.590
‫خیلی وقت بود بوی مرگی رو که دسته گل پاره‌ی تنته،
‫استشمام نکرده بودی. پسندت شد؟

00:18:18.660 --> 00:18:20.200
‫ای داد بیداد.

00:18:27.830 --> 00:18:35.130
‫سباستین. همه‌ی فرمول‌های سلاح شیمیایی رو که سالیوان ساخته، از بین ببر.

00:18:36.190 --> 00:18:37.080
‫به روی چشم.

00:18:38.420 --> 00:18:40.850
‫می‌گین چه‌جوری ترتیب‌شون رو بدم؟

00:18:40.850 --> 00:18:41.890
‫تصمیم با خودته.

00:18:41.890 --> 00:18:44.880
‫ای وای. از این بابت مطمئنید؟

00:18:45.560 --> 00:18:49.810
‫من که قرار نیست اونجا باشم، هیچ ‫آدمی هم جون سالم به در نمی‌بره.

00:18:50.170 --> 00:18:52.890
‫غرایز حیوانی‌ات رو آزاد کن.

00:18:56.390 --> 00:18:59.240
‫آه، سرورم...

00:19:00.620 --> 00:19:03.190
‫متأسفانه دچار یه سوءتفاهم شدین.

00:19:07.770 --> 00:19:11.200
‫چیزی که الان بیشتر از همه سرگرمم می‌کنه، بازی‌ام با شماست،

00:19:11.640 --> 00:19:15.090
‫که من رو ملزم می‌کنه «خدمتکار»تون باشم.

00:19:15.940 --> 00:19:19.680
‫بنده‌ی غرایزم نباشم و مثل یه جانور رفتار نکنم.

00:19:29.700 --> 00:19:35.500
‫هرچند، اگه جنبه‌ی «حیوانی»ام رو ترجیح می‌دین، مطابق میل‌تون عمل می‌کنم.

00:19:38.370 --> 00:19:42.900
‫بالأخره، من صرفاً یه خدمتکار برجسته‌ام.

00:19:47.040 --> 00:19:49.790
‫اوی، به‌نفعته ما رو به بیراهه نبرده باشی.

00:19:50.090 --> 00:19:54.950
‫گوته می‌گه، «بوی اسمایل از این طرف میاد.»

00:19:55.380 --> 00:19:56.710
‫دیدمشون.

00:19:58.420 --> 00:19:59.880
‫ارباب جوان!

00:19:59.880 --> 00:20:01.090
‫رسیدن.

00:20:03.520 --> 00:20:05.790
‫هــه، روبه‌راهین؟

00:20:05.790 --> 00:20:06.510
‫آره.

00:20:08.470 --> 00:20:12.890
‫حالا، طبق نقشه‌ به دو گروه تقسیم می‌شیم.

00:20:13.120 --> 00:20:14.720
‫نقشه‌ی عقب‌نشینی‌مون شروع می‌شه.

00:20:21.330 --> 00:20:24.590
‫آژیر حریق! آژیر حریق! B4، توی کارخونه‌ی تولید گاز آتیش‌سوزی شده!

00:20:24.620 --> 00:20:27.850
‫آسانسورها از کار افتادن. یگان آتش‌نشانی نمی‌تونه با آسانسور پایین بره.

00:20:27.850 --> 00:20:29.820
‫به درک. گاز جدید چی شد؟

00:20:29.820 --> 00:20:31.960
‫احتمالاً فرمول‌ها رو توی آتیش‌سوزی از دست دادیم.

00:20:31.960 --> 00:20:35.790
‫گزارش شده که اون مرد انگلیسی بطری گاز نمونه رو برداشته و فرار کرده.

00:20:35.790 --> 00:20:38.750
‫مرده شورشو ببرن. یهو چه بلایی سرمون اومد؟

00:20:38.750 --> 00:20:39.950
‫هیلده.

00:20:39.950 --> 00:20:42.970
‫یا بهتره بگم، سرگرد هیلده دیک‌هوت.

00:20:44.400 --> 00:20:49.100
‫اگه فرمول‌ها از دست رفته باشن، پس
‫گیر انداختنِ جادوگر سبز باید اولویت اصلی‌مون باشه.

00:20:49.100 --> 00:20:52.750
‫بهتر نیست پخش گاز خردل رو متوقف کنیم؟

00:20:54.660 --> 00:20:56.060
‫به گمونم چاره‌ی دیگه‌ای نداریم.

00:20:57.230 --> 00:20:58.310
‫سرگرد!

00:20:59.020 --> 00:21:02.470
‫کاپیتان یکم یگان ویژه تکاوری، آنه دروانز.

00:21:02.470 --> 00:21:05.850
‫کاپیتان دوم یگان ویژه تکاوری، گرته هیلبارد.

00:21:05.850 --> 00:21:08.240
‫آماده‌ی عملیات.

00:21:08.460 --> 00:21:10.650
‫نقطه‌ای که گلوله‌ی نورافشان ازش شلیک شده رو شناسایی کردیم.

00:21:10.650 --> 00:21:13.850
‫و برای به‌کارگیری نمونه‌ی اولیه‌ی سلاح جدید آماده‌ایم.

00:21:14.200 --> 00:21:15.460
‫احسنت.

00:21:15.460 --> 00:21:19.920
‫نمونه‌ی اولیه؟ نگو که قصد داری از اون سلاح استفاده کنی؟

00:21:19.920 --> 00:21:23.880
‫چرا. هدف اصلی‌مون بازگردوندن جادوگر سبزـه.

00:21:24.330 --> 00:21:28.550
‫اما اگه پاش رو بیرون از جنگل گذاشت...

00:21:29.260 --> 00:21:30.410
‫بکشیدش!

00:21:30.410 --> 00:21:31.250
‫اطاعت!

00:21:31.270 --> 00:21:41.270
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:41.294 --> 00:21:53.294
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:55.610 --> 00:22:05.080
توی این دنیا که والس می‌رقصیم، لطفاً دستم رو رها نکن

00:22:05.080 --> 00:22:14.000
گاه و بیگاه، بی آنکه از مهر و محبت غم‌بار دوری کنیم، از کنار هم می‌گذریم

00:22:14.000 --> 00:22:20.090
حتی اگر روزی رازها به چیزی معمولی بدل گردند

00:22:20.090 --> 00:22:24.390
آیا می‌تونیم همچنان امیدوار بمونیم؟

00:22:24.390 --> 00:22:24.970
هی

00:22:24.970 --> 00:22:27.010
هی

00:22:27.010 --> 00:22:31.600
اگر تظاهر به قوی‌بودن نکنم، در هم می‌شکنم و از میان می‌رم

00:22:31.600 --> 00:22:36.770
این آرزو که حتی نمی‌تونم جادو صداش کنم

00:22:36.770 --> 00:22:38.900
«اگه دور می‌انداختمش راحت‌تر بود»

00:22:38.900 --> 00:22:41.240
شاید همین‌طور باشه

00:22:41.240 --> 00:22:45.700
اما مارپیچ کماکان تا ابد ادامه داره

00:22:45.700 --> 00:22:46.240
ما

00:22:46.240 --> 00:22:46.450
ما

00:22:46.450 --> 00:22:48.450
بر ترس‌هامون غلبه می‌کنیم

00:22:48.450 --> 00:22:50.830
پرده کنار می‌ره

00:22:50.830 --> 00:22:56.040
اون گذشته هنوز هم با منه

00:22:56.040 --> 00:22:58.090
«اگه فراموشش می‌کردم راحت‌تر بود»

00:22:58.090 --> 00:23:00.300
شاید همین‌طور باشه

00:23:00.300 --> 00:23:06.140
مارپیچ تا ابد ادامه داره

00:23:09.220 --> 00:23:20.530
(والس ما) والس ما