﻿WEBVTT

00:00:01.280 --> 00:00:04.250
‫علیاحضرت بهم دستور دادن در مورد یکسری مرگ مشکوک...

00:00:04.250 --> 00:00:08.400
‫توی آلمان تحقیق کنم.

00:00:08.400 --> 00:00:09.390
‫ارباب جوان؟!

00:00:11.290 --> 00:00:13.120
‫گـ‌ ـ گرگینه؟

00:00:13.460 --> 00:00:14.150
‫هان؟

00:00:14.620 --> 00:00:17.440
‫من؟ دارم گریه می‌کنم؟

00:00:19.450 --> 00:00:20.250
‫ارباب جوان!

00:00:21.710 --> 00:00:25.630
‫سـ ـ باسـ ـ تین...

00:00:25.654 --> 00:00:28.654
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:28.640 --> 00:00:29.680
‫ارباب جوان!

00:00:31.520 --> 00:00:34.480
‫شیل... نمی‌خواد دیگه درد بکشه!

00:00:34.480 --> 00:00:37.020
‫تاریکه. اینجا کجاست؟

00:00:37.020 --> 00:00:38.260
‫نکنه...
‫می‌ترسم.

00:00:38.270 --> 00:00:40.610
‫به گمونم ارباب جوان بینایی‌شون رو از دست دادن.

00:00:41.090 --> 00:00:46.550
‫میازمای جنگل، روحیه‌ی انسان رو ‫تضعیف و ترسش رو تشدید می‌کنه.

00:00:46.870 --> 00:00:50.660
‫اینکه به‌غیر از باغبان از حضور دیگران آزرده‌خاطر می‌شه، ممکنه بی‌دلیل نباشه.

00:00:51.350 --> 00:00:54.690
‫میازمای هیچ موجود شیطانی اصولاً نباید روی من اثر بذاره.

00:00:55.140 --> 00:00:59.840
‫پس اتفاق دیشب دقیقاً چی بود؟
‫و اون «گرگینه»‌ کی بود؟

00:01:00.580 --> 00:01:03.460
‫این باید عصای جادویی باشه.

00:01:03.940 --> 00:01:06.430
‫الفبای تبن که غالباً توسط جادوگرها استفاده می‌شه.

00:01:06.430 --> 00:01:11.010
‫.O, P, F, C, H

00:01:13.470 --> 00:01:14.920
‫نکنه این...

00:01:15.600 --> 00:01:19.690
‫ا ـ ارباب جوان، خواهش می‌کنم بیاین بیرون.
‫دیگه یه‌لحظه هم نمی‌خوام اینجا بمونم!‌ می‌خوام برم خونه!

00:01:20.900 --> 00:01:22.570
‫«آروم باش، اسمایل!»

00:01:22.920 --> 00:01:24.580
‫می‌ترسم.

00:01:26.180 --> 00:01:29.660
‫می‌خوام برم خونه! همین الان!

00:01:29.684 --> 00:01:34.684
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:01:35.070 --> 00:01:37.070
‫چی تو رو انقدر ترسونده؟

00:01:38.210 --> 00:01:39.680
‫ظلمت محض ـه.

00:01:40.640 --> 00:01:42.060
‫چیزی نمی‌بینم.

00:01:42.840 --> 00:01:45.280
‫من همه‌چی رو درموردت می‌دونم.

00:01:46.730 --> 00:01:49.320
‫تو می‌ترسی مستقیم بهش زل بزنی...

00:01:50.910 --> 00:01:53.970
‫به «مدرک گناهت»‌ که درست کنارته.

00:01:57.970 --> 00:01:59.940
‫عجب آدم احمقی هستی.

00:02:01.900 --> 00:02:06.110
‫محض اطلاع، کسی ازت نخواسته که دنبال انتقام باشی.

00:02:08.010 --> 00:02:12.210
‫به‌نظرم الان کارهایی واجب‌تر از پیچیدن ملافه‌ها به دور خودتون،

00:02:13.200 --> 00:02:16.360
‫و ماتم گرفتن به‌خاطر ترس‌ها و حسرت‌هاتون، دارین.

00:02:16.820 --> 00:02:20.010
‫حالا، لطفاً از تخت بلند شین.

00:02:20.710 --> 00:02:25.500
‫دست‌کشیدن از انتقام‌تون قراردادمون رو نقض می‌کنه.

00:02:27.990 --> 00:02:29.300
‫آه.

00:02:29.300 --> 00:02:33.030
‫چه پایان کسالت‌باری برای داستان‌مون رقم خورد.

00:02:33.030 --> 00:02:39.640
‫دلم به حال کسایی که در راه همچین موجود ملالت‌آوری جون دادن، می‌سوزه.

00:02:39.640 --> 00:02:42.350
‫این غذایی نیست که انتظارش رو می‌کشیدم.

00:02:42.670 --> 00:02:46.030
‫ولی به گمونم تا مدتی عطشم رو رفع می‌کنه.

00:02:46.030 --> 00:02:50.780
‫درسته. من با یه شیطان عهد بستم.

00:02:51.280 --> 00:02:54.640
‫دلیل اصلی اینکه چنان قدرتی می‌خواستم
‫که باهاش هرکسی رو بتونم از سر راه بردارم...

00:02:55.600 --> 00:02:57.320
‫نه به‌خاطر کسی دیگه.

00:02:58.080 --> 00:02:59.410
‫به‌خاطر خودم!

00:02:59.920 --> 00:03:01.800
‫سباستین!

00:03:06.170 --> 00:03:09.130
‫این چه طرز رفتار با اربابت ـه.

00:03:09.600 --> 00:03:12.080
‫خیلی عذر می‌خوام.

00:03:13.690 --> 00:03:17.440
‫صبح عالی بخیر، سرورم.

00:03:18.180 --> 00:03:20.620
‫دنیای بیرون؟

00:03:20.620 --> 00:03:23.850
‫و ـ ولی طبق قوانین روستا...

00:03:25.550 --> 00:03:27.070
‫عجب.

00:03:27.920 --> 00:03:31.450
‫متشکرم، رفیق. بدرود.

00:03:33.740 --> 00:03:37.410
‫می‌خوام چیزهای بیشتری بدونم!

00:03:40.830 --> 00:03:43.080
‫حالا، این «وظیفه‌ی جادوگر سبز»‌ چی هست اصلاً؟

00:03:43.300 --> 00:03:47.210
‫علت اینکه نمی‌تونی پاتو از روستا بیرون بذاری ربطی بهش داره؟

00:03:47.480 --> 00:03:52.050
‫گرگینه‌هایی که جادوشون رو از دست دادن، به ما جادوگرها پناه آوردن.

00:03:52.500 --> 00:03:58.220
‫ازمون خواستن درعوض محافظت‌کردن از جنگل،
‫براشون یک منبع میازما بسازیم.

00:03:58.740 --> 00:04:03.710
‫میازمایی که شما توی جنگل باهاش برخورد داشتید،
‫صرفاً تتمه‌ی اون‌چیزی بود که با یه دستورالعمل قدیمی ساخته شده.

00:04:03.710 --> 00:04:09.510
‫که اینطور. پس این تاریخی‌ـه که بهتون یاد دادن.

00:04:09.510 --> 00:04:13.360
‫جادوگر سبز ما بالأخره وظیفه‌ش رو به انجام رسوند!

00:04:17.310 --> 00:04:19.460
‫نظرتون چیه، بانو سالیوان؟

00:04:19.940 --> 00:04:23.580
‫دنیای بیرون پر از غافلگیری‌ـه، مگه نه؟

00:04:24.260 --> 00:04:26.350
‫برای ساخت سلاحت،

00:04:26.350 --> 00:04:30.150
‫پاهای دخترت رو شکوندی و با کلمه‌ی «وظیفه» تهدیدش کردی.

00:04:30.150 --> 00:04:32.380
‫اینه رسم مادری؟

00:04:32.380 --> 00:04:35.090
‫بچه‌ها آلت دست پدرومادرشون نیستن.

00:04:36.680 --> 00:04:38.620
‫سباستین، بقیه‌ش رو می‌سپرم به تو.

00:04:39.490 --> 00:04:42.040
‫اطاعت می‌شه، سرورم.

00:04:43.520 --> 00:04:44.590
‫کِی وقت کرد بره اون بالا؟

00:04:44.590 --> 00:04:51.470
‫سباستین. همه‌ی فرمول‌های سلاح شیمیایی رو که سالیوان ساخته، از بین ببر.

00:04:52.200 --> 00:04:54.450
‫می‌گین چه‌جوری ترتیب‌شون رو بدم؟

00:04:54.450 --> 00:04:55.420
‫هرجور میلته.

00:04:56.410 --> 00:04:58.890
‫غرایز حیوانی‌ات رو آزاد کن.

00:05:05.500 --> 00:05:08.170
‫برای ساخت دنیایی خارق‌العاده...

00:05:08.530 --> 00:05:13.340
‫باید به شکارچی دستور بدم که
‫بلافاصله اون گرگ‌های مخوف رو از بین ببره.

00:05:15.260 --> 00:05:20.570
‫«بسیار برام مایه‌ی خرسندی‌ـه که جادوگر کوچولو به صرف چای به دیدنم بیاد.»

00:05:27.530 --> 00:05:33.400
‫باورم نمی‌شه توی این سن‌وسال ‫هنوز هم باید گند آقا رو جمع کنم.

00:05:33.400 --> 00:05:36.140
‫خیال می‌کردم بالأخره خلاص شدم.

00:05:37.110 --> 00:05:41.570
‫اصلاً فرق نکردی،‌ دیدریک.

00:05:43.520 --> 00:05:45.550
‫من رو به اسم کوچیکم صدا نزن.

00:05:45.550 --> 00:05:48.920
‫من نوچه‌ی تو نیستم!

00:05:51.630 --> 00:05:52.840
‫حالا، ته‌ریش خان!

00:05:53.270 --> 00:05:54.020
‫لعنتی!

00:05:55.370 --> 00:05:56.840
‫عه، با من بودی؟

00:05:56.840 --> 00:05:58.030
‫می‌خواستم حواست رو پرت کنم!

00:06:05.700 --> 00:06:06.520
‫سگ توش.

00:06:08.380 --> 00:06:10.280
‫د ـ دیدریک...

00:06:10.280 --> 00:06:13.460
‫یکی طلبت. ولی آخه اینجا چیکار می‌کنی؟

00:06:13.460 --> 00:06:15.650
‫اینم سؤاله می‌پرسی؟

00:06:16.040 --> 00:06:17.990
‫چون جنابعالی انگشت توی سوراخ زنبور کردی، اومدم.

00:06:19.200 --> 00:06:23.780
‫قایم شو. الحق که پدر و پسر لنگه‌ی همید.

00:06:23.780 --> 00:06:26.010
‫اگه داری جوش گاز سمی رو می‌زنی،‌ ما‌ــ

00:06:26.010 --> 00:06:26.660
‫نه!

00:06:27.620 --> 00:06:30.580
‫گاز همه‌ی ماجرا نیست. ارتش از این جنگل برای‌ــ

00:06:31.670 --> 00:06:32.640
‫بپا!

00:06:51.160 --> 00:06:53.620
‫تو روحش. دیر کردم.

00:06:53.620 --> 00:06:55.360
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

00:07:00.210 --> 00:07:02.280
‫حال‌تون خوبه، ارباب جوان؟

00:07:13.500 --> 00:07:15.230
‫زلزله رو کجای دلم بذارم؟

00:07:17.450 --> 00:07:19.400
‫نه، این زلزله نیست.

00:07:19.780 --> 00:07:20.630
‫یه‌چیزی...

00:07:21.540 --> 00:07:23.590
‫اون دیگه چیه؟

00:07:36.440 --> 00:07:39.400
‫تو ـ‌ توپ جنگی متحرک؟

00:07:42.360 --> 00:07:45.450
‫همون‌طوری اونجا واینستین، نخودمغزها. فرار کنین!

00:07:45.450 --> 00:07:49.370
‫اون بی‌صاحاب دیگه چیه؟ چقدرم بزرگه!

00:07:50.000 --> 00:07:54.570
‫پیشرفته‌ترین خودروی زره‌پوش زمینی، تانک.

00:07:55.860 --> 00:08:00.330
هی، بزن بشکن با دست‌هات

00:08:00.330 --> 00:08:04.040
این سرنوشت واهی رو

00:08:11.750 --> 00:08:14.510
بلعیده‌شده

00:08:14.670 --> 00:08:18.300
در بطن یک هیولا

00:08:19.390 --> 00:08:22.060
از اون‌موقع تابه‌حال

00:08:22.310 --> 00:08:26.560
این غل‌وزنجیر زنگ‌زده من رو به بند کشیدن

00:08:26.560 --> 00:08:27.100
اگه بی‌خبر مونده بودم

00:08:27.100 --> 00:08:31.110
اگه بی‌خبر مونده بودم

00:08:31.110 --> 00:08:34.440
حتی تاریکی هم من رو نمی‌ترسوند

00:08:34.440 --> 00:08:38.780
هی، بزن بشکن با دست‌هات

00:08:38.780 --> 00:08:42.290
این سرنوشت واهی رو

00:08:43.760 --> 00:08:47.600
‫سیاه دمخا
‫آرک جادوگر سبز

00:08:50.210 --> 00:08:53.710
با شمشیرت تکه‌ پاره‌ش کن

00:08:54.050 --> 00:08:57.470
دنیای واقعی رو بهم نشون بده

00:08:57.840 --> 00:09:01.050
پیش از اینکه سم من رو توی خودش حل کنه

00:09:01.050 --> 00:09:08.810
و دیگه خودم نباشم

00:09:09.770 --> 00:09:14.280
بجنب، بزن بشکن با دست‌هات

00:09:14.280 --> 00:09:15.150
من و گناه گسست‌ناپذیر رو از هم بِدَر

00:09:15.150 --> 00:09:17.740
من و گناه گسست‌ناپذیر رو از هم بِدَر

00:09:17.740 --> 00:09:18.070
من و گناه گسست‌ناپذیر رو از هم بِدَر

00:09:18.320 --> 00:09:21.950
این‌دفعه دیگه برگشتی نیست

00:09:22.160 --> 00:09:25.160
از این بیداری مضحک

00:09:25.160 --> 00:09:29.620
بجنب، بزن بشکن با دست‌هات

00:09:29.620 --> 00:09:32.960
من رو در ورطه فرو ببر

00:09:32.960 --> 00:09:37.260
خاطرم می‌مونه، هنوز هم درد داره

00:09:37.510 --> 00:09:40.760
می‌خوام محوت کنم

00:09:57.980 --> 00:09:59.440
‫«تانک»؟

00:09:59.820 --> 00:10:05.370
‫این دستگاه رو علاوه‌بر انتقال هوایی، به‌منظور
‫انتقال زمینی توپ‌های جنگی سنگین ساختن.

00:10:05.870 --> 00:10:08.330
‫کشور شما هم از این‌ها تولید می‌کنه، اینطور نیست؟

00:10:08.330 --> 00:10:11.310
‫به گوشم رسیده بود، ولی چیزی راجع‌به یه نمونه‌ی تکمیل‌شده نشنیده بودم.

00:10:13.500 --> 00:10:17.550
‫روحم هم خبر نداشت که آلمانی‌ها انقدر توی این زمینه پیشرفت داشتن.

00:10:20.720 --> 00:10:23.640
‫زاویه رو به میزان 0.5 بیشتر کن!

00:10:23.640 --> 00:10:24.430
‫اطاعت!

00:10:24.430 --> 00:10:25.640
‫افراد، به پیش!

00:10:34.010 --> 00:10:34.900
‫لعنت بهتون!

00:10:37.810 --> 00:10:39.510
‫یه خط هم روش ننداخت؟

00:10:39.510 --> 00:10:40.820
‫آهای، ته‌ریش خان!

00:10:41.050 --> 00:10:45.660
‫اون تانک با یه شلیک می‌تونه کارتو بسازه. فعلاً باید فرار کنیم.

00:10:46.030 --> 00:10:49.950
‫اوی، بچه‌جون. چطوری می‌خواستی از جنگل فرار کنین؟

00:10:49.950 --> 00:10:52.380
‫حتی من هم انتظار چنین چیزی رو نداشتم.

00:10:53.150 --> 00:10:58.650
‫وقتی وُلفسشلوخت رو ساختن، ملزومات رو
‫از طریق یه راه‌آهن نظامی به شرق منتقل کردن.

00:10:58.650 --> 00:11:01.760
‫اگه هنوز قطار قابل‌استفاده‌ای مونده باشه، می‌تونیم از جنگل خارج بشیم.

00:11:02.800 --> 00:11:05.030
‫خیلی‌خب، روش حساب می‌کنیم.

00:11:09.880 --> 00:11:10.640
‫ارباب جوان!

00:11:10.640 --> 00:11:14.600
‫گندش بزنن. ضربه‌ای که قبلاً‌ خوردم تازه داره اثر می‌کنه.

00:11:17.550 --> 00:11:19.020
‫آماده‌ی شلیک!

00:11:24.450 --> 00:11:26.160
‫بچه‌جون!

00:11:26.160 --> 00:11:27.620
‫آتش!

00:11:49.640 --> 00:11:52.600
‫ا ـ ارباب جوان...

00:11:59.020 --> 00:12:00.480
‫ای داد بیداد.

00:12:03.620 --> 00:12:05.590
‫به چه فلاکتی افتادین.

00:12:06.550 --> 00:12:07.910
‫سباستین!

00:12:09.410 --> 00:12:12.690
‫به هزار زحمت این‌جوری لباس بپوشیدین که دست آخر گند بالا بیارین؟

00:12:14.090 --> 00:12:17.270
‫بهتر بود همه‌ی کارها رو می‌سپردین به بنده.

00:12:18.010 --> 00:12:21.840
‫لازم نکرده توئی که به‌موقع خودت رو نرسوندی، برام نطق کنی.

00:12:23.300 --> 00:12:26.030
‫آهای،‌ بجنین! الاناست که دوباره شروع کنن!

00:12:30.850 --> 00:12:32.790
‫بدون ذره‌ای تردید شلیک کردن.

00:12:33.240 --> 00:12:36.440
‫شک دارم فهمیده باشن که اون بانوی جوان نیست!

00:12:37.190 --> 00:12:39.440
‫پرواضحه، هیلده...

00:12:40.920 --> 00:12:42.360
‫نه، ارتش امپراتوری...

00:12:43.470 --> 00:12:46.500
‫...از همون اولش قصد داشته ایشون رو بکشه!

00:12:52.740 --> 00:12:54.200
‫گاز سالین؟

00:12:54.200 --> 00:12:57.910
‫اینجاست، سرورم. همه‌ی نمونه‌ها رو برداشتم.

00:12:57.910 --> 00:13:02.250
‫بالدو. اسنیک. شما همراه دیدریک به‌سمت راه‌آهن برین.

00:13:02.900 --> 00:13:05.430
‫بعدم با یه گلوله‌ی نورافشان به فینی علامت بدین.

00:13:05.780 --> 00:13:06.870
‫اطاعت می‌شه!

00:13:06.870 --> 00:13:09.090
‫...اسکار می‌گه.

00:13:09.090 --> 00:13:11.600
‫دیدریک، این دست تو باشه.

00:13:14.120 --> 00:13:16.060
‫اگه می‌انداختیش زمین، کله‌ی همه‌مون رو به باد می‌دادی!

00:13:16.060 --> 00:13:20.170
‫البته که خطرناک‌ترین چیز رو می‌سپری به من. پدر و پسر لنگه‌ی هم‌ــ

00:13:20.170 --> 00:13:21.260
‫روت حساب می‌کنم.

00:13:21.260 --> 00:13:22.280
‫اوی!

00:13:22.830 --> 00:13:26.570
‫من و تو ترتیب اون لعنتی رو می‌دیم، سباستین.

00:13:26.570 --> 00:13:27.650
‫بسیارخب.

00:13:36.880 --> 00:13:37.680
‫اوی!

00:13:37.680 --> 00:13:39.580
‫طوری‌شون نمی‌شه، جناب.

00:13:39.930 --> 00:13:42.160
‫ارباب جوان نقشه‌ای دارن.

00:13:42.160 --> 00:13:46.760
‫به‌علاوه، خدمتکارمون یه اعجوبه‌ی تمام‌عیاره!

00:13:48.190 --> 00:13:50.070
‫زنده بمون، بچه‌جون.

00:13:50.960 --> 00:13:53.220
‫اوی، دیگه می‌تونی من رو پایین بذاری.

00:13:53.840 --> 00:13:59.730
‫نه‌خیر، سرورم، با عرض معذرت یادم رفت براتون کفش اضافی بیارم.

00:13:59.970 --> 00:14:04.190
‫وای بر من اگه اجازه بدم اربابم پابرهنه توی جنگل راه بره.

00:14:04.980 --> 00:14:06.060
‫ضمناً...

00:14:06.550 --> 00:14:11.860
‫از اونجایی که تاحد غیرقابل‌تشخیص بودن از جادوگر سبز، ظریف و ریزنقش تشریف دارین،

00:14:12.630 --> 00:14:15.790
‫بی‌زحمت ظاهر خانومانه‌تون رو حفظ کنین...

00:14:16.600 --> 00:14:18.100
‫...بانوی جوان.

00:14:18.100 --> 00:14:19.540
‫بی‌شرف!

00:14:19.540 --> 00:14:22.500
‫مزاح کردم. حالا، ارباب جوان...

00:14:24.500 --> 00:14:25.460
‫بهت دستور می‌دم.

00:14:28.880 --> 00:14:30.730
‫تانک رو نابود کن!

00:14:31.840 --> 00:14:34.400
‫اطاعت می‌شه، سرورم.

00:14:42.740 --> 00:14:45.410
از دست دو نفر چه کاری ساخته‌ست؟

00:14:47.150 --> 00:14:48.500
‫دور بزن،‌ راننده!

00:14:49.440 --> 00:14:50.860
‫آماده‌ی شلیک.

00:14:51.290 --> 00:14:52.560
‫آتش!

00:15:07.160 --> 00:15:12.510
‫عجب. قابلیت شلیک همه‌سویه دارن.

00:15:36.450 --> 00:15:37.660
‫موضوع چیه؟

00:15:37.660 --> 00:15:40.620
‫از قرار معلوم، زره‌ش ضخیم‌تر از اون‌چیزی‌ـه که فکر می‌کردم.

00:15:40.900 --> 00:15:43.080
‫پیاده‌نظام‌ها هم موی دماغ‌مون شدن.

00:15:43.300 --> 00:15:47.130
‫امکان نداره وسیله نقلیه‌ای به اون بزرگی تماماً پوشیده از فولاد سخت باشه.

00:15:47.550 --> 00:15:51.400
‫در اون صورت، به‌قدری سنگین می‌شد که نمی‌تونست به اون سرعت خودش رو حرکت بده.

00:15:52.030 --> 00:15:56.200
‫قطع به یقین، با نازک‌کردن برخی از قسمت‌های دستگاه، وزنش رو کاهش دادن.

00:15:57.100 --> 00:15:59.940
‫قاعدتاً‌ باید نقاطی رو انتخاب کرده باشن که نیازی به محافظت‌شدن نداره.

00:16:06.520 --> 00:16:07.980
‫در این صورت...

00:16:10.940 --> 00:16:16.150
‫سباستین، دوباره بهشون نزدیک شو. بیا با پروندن مگس‌ها شروع کنیم.

00:16:16.590 --> 00:16:17.410
‫الساعه.

00:16:48.540 --> 00:16:50.370
‫هان؟ از کجا پرید...

00:16:56.700 --> 00:16:59.610
‫خوب شد این‌ها رو از بالدو گرفتم.

00:17:00.160 --> 00:17:02.620
‫خب، این از پیش‌غذا.

00:17:02.620 --> 00:17:05.080
‫حالا می‌رسیم به غذای اصلی.

00:17:05.080 --> 00:17:08.130
‫پیاده‌نظام‌ها‌ شکست خوردن. دور بزن، راننده!

00:17:08.130 --> 00:17:09.040
‫اطاعت!

00:17:14.170 --> 00:17:16.130
‫این‌دفعه،‌ کلک‌شونو می‌کنیم.

00:17:16.130 --> 00:17:17.970
‫دارن میان، سباستین.

00:17:18.250 --> 00:17:19.350
‫به پیش!

00:17:19.350 --> 00:17:22.310
‫ابله. باورم نمی‌شه می‌خوای باهامون شاخ به شاخ شی.

00:17:22.660 --> 00:17:24.310
‫آتش!

00:17:41.790 --> 00:17:43.540
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:17:43.890 --> 00:17:45.330
‫کجا غیبش زد؟

00:17:58.460 --> 00:18:01.920
‫حق با ارباب جوان بود.

00:18:03.320 --> 00:18:06.390
‫سقفش سست و نازکه.

00:18:25.700 --> 00:18:27.250
‫ای وای بر من.

00:18:27.600 --> 00:18:30.420
‫توی این جعبه‌ی کوچیک به همدیگه چسبیدین...

00:18:30.960 --> 00:18:32.260
‫و مثل بید می‌لرزین...

00:18:33.620 --> 00:18:37.280
‫عین یه مشت موش بیچاره می‌مونین که توی تله گیر افتادن.

00:18:41.370 --> 00:18:42.680
‫هیولاست...

00:18:42.900 --> 00:18:47.600
‫اربابم هدیه‌ای برای شما بخت‌برگشته‌ها تدارک دیدن.

00:18:47.840 --> 00:18:51.560
‫خدمت شما. آذوقه‌ی مخصوص سرآشپزمون.

00:18:54.300 --> 00:18:57.730
‫نوش جان کنین.

00:19:03.650 --> 00:19:08.570
‫حالا بیشتر از اون‌که یه ناو جنگی متحرک باشه، شبیه یه اجاق متحرکه.

00:19:09.160 --> 00:19:11.190
‫زیبا فرمودین.

00:19:34.110 --> 00:19:40.520
‫آن دروانز. متولدِ‌ 25 مارچ 1864.

00:19:41.320 --> 00:19:47.930
‫مرگ براثر جراحات متعدد؛ 17 آگوست 1889.

00:19:48.480 --> 00:19:51.550
‫بدون هیچ نکته‌ی حائزاهمیتی.

00:19:52.500 --> 00:19:56.830
‫اگرچه شیاطین چهره‌ی فریبنده‌ای دارن، اما بی‌شک اعمال منزجرکننده‌ای ازشون سر می‌زنه.

00:19:57.460 --> 00:19:59.370
‫حالا تکلیف چیه، ساشا؟

00:20:02.760 --> 00:20:03.900
‫هی!

00:20:03.900 --> 00:20:06.130
‫اون‌بالا چیکار می‌کنی؟

00:20:08.350 --> 00:20:11.160
‫ یه‌ساعت داشتم با خودم حرف می‌زدم.

00:20:11.160 --> 00:20:17.270
‫شرمنده‌ام، جناب لودگار. آخه گزارشاتی که شعبه‌ی انگلیسی ارسال کرده، خیلی جالب ان.

00:20:23.200 --> 00:20:26.930
‫این‌طور که بوش میاد، اوضاع قراره حسابی جذاب بشه.

00:20:29.000 --> 00:20:39.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:39.024 --> 00:20:49.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:20:49.610 --> 00:20:59.080
توی این دنیا که والس می‌رقصیم، لطفاً دستم رو رها نکن

00:20:59.080 --> 00:21:08.000
گاه و بیگاه، بی آنکه از مهر و محبت غم‌بار دوری کنیم، از کنار هم می‌گذریم

00:21:08.000 --> 00:21:14.090
حتی اگر روزی رازها به چیزی معمولی بدل گردند

00:21:14.090 --> 00:21:18.390
آیا می‌تونیم همچنان امیدوار بمونیم؟

00:21:18.390 --> 00:21:18.970
هی

00:21:18.970 --> 00:21:21.010
هی

00:21:21.010 --> 00:21:25.600
اگر تظاهر به قوی‌بودن نکنم، در هم می‌شکنم و از میان می‌رم

00:21:25.600 --> 00:21:30.770
این آرزو که حتی نمی‌تونم جادو صداش کنم

00:21:30.770 --> 00:21:32.900
«اگه دور می‌انداختمش راحت‌تر بود»

00:21:32.900 --> 00:21:35.240
شاید همین‌طور باشه

00:21:35.240 --> 00:21:39.700
اما مارپیچ کماکان تا ابد ادامه داره

00:21:39.700 --> 00:21:40.240
ما

00:21:40.240 --> 00:21:40.450
ما

00:21:40.450 --> 00:21:42.450
بر ترس‌هامون غلبه می‌کنیم

00:21:42.450 --> 00:21:44.830
پرده کنار می‌ره

00:21:44.830 --> 00:21:50.040
اون گذشته هنوز هم با منه

00:21:50.040 --> 00:21:52.090
«اگه فراموشش می‌کردم راحت‌تر بود»

00:21:52.090 --> 00:21:54.300
شاید همین‌طور باشه

00:21:54.300 --> 00:22:00.140
مارپیچ تا ابد ادامه داره

00:22:03.220 --> 00:22:14.530
(والس ما) والس ما

00:22:30.450 --> 00:22:34.270
‫مثل اینکه کبکت خروس می‌خونه، ساشا.

00:22:34.270 --> 00:22:39.510
‫معلومه! آخه فکرشو بکنین، جناب لودگار؛ انگلستان و آلمان!

00:22:39.510 --> 00:22:43.370
‫با تصور اینکه چه اتفاقی ممکنه بیفته، به وجد نمیاین؟

00:22:44.040 --> 00:22:48.570
‫قسم می‌خورم تک‌وتوک فرشته‌های مرگی پیدا می‌شن که به اندازه‌ی تو از انجام این کار لذت ببرن.

00:22:48.570 --> 00:22:52.340
‫دقیقاً! واقعاً‌ خوش‌حالم که یه فرشته مرگ شدم.

00:22:53.590 --> 00:22:57.530
‫هی، به‌نظرتون بعدش چه اتفاقی میفته، جناب لودگار؟

00:22:57.930 --> 00:22:59.570
‫شخصاً، حدس می‌زنم‌ــ

00:22:59.570 --> 00:23:02.110
‫آه، این بحث بمونه برای بعد.

00:23:02.110 --> 00:23:04.840
‫سؤال اصلی اینه که، چه‌جوری با اون شیطان سروکله بزنیم؟

00:23:04.840 --> 00:23:08.420
‫به‌نظرم بهتره به حال خودش بذاریمش. الان همراه طرف قراردادشه.

00:23:08.420 --> 00:23:09.950
‫اون دختره رو می‌گی؟

00:23:09.950 --> 00:23:10.990
‫نه.

00:23:12.120 --> 00:23:13.900
‫پس،‌ طرف قراردادش کجاست؟

00:23:13.900 --> 00:23:16.330
‫آه، نه، منظورم این نبود.

00:23:16.330 --> 00:23:21.640
‫اون طرف قراردادشه، منتها طبق این گزارش، یه پسره.

00:23:21.640 --> 00:23:23.040
‫هـــه؟ جان من؟

00:23:23.310 --> 00:23:26.380
‫کارنامه‌ی قابل‌توجهی هم داره.

00:23:27.920 --> 00:23:33.920
‫خانواده‌ش، فنتوم‌هایوها، ترتیب کارهای کثیف خاندان سلطنتی انگلستان رو می‌دن.