﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:10.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:31.070 --> 00:01:33.790
‫چطور دلت اومد، ســـــاکـــــو؟!

00:01:33.790 --> 00:01:37.600
‫تا لحظه‌ای که بهم زنگ زدی داشتم کل مدرسه رو زیرورو می‌کردم!

00:01:37.600 --> 00:01:40.270
‫عـــه، چیزه... واقعاً شرمنده.

00:01:40.270 --> 00:01:42.910
‫برای اینکه از خجالتت در بیام، یه کاسه هاچیبان مهمون من.

00:01:42.910 --> 00:01:45.560
‫جـــدی؟ کاسه‌ی بزرگ باشه پس، گیوزا هم کنارش!

00:01:45.560 --> 00:01:47.680
‫هــوم. حله، حله.

00:01:48.210 --> 00:01:49.610
‫دوشنبه می‌بینمت.

00:01:54.890 --> 00:01:58.260
‫قرار توی مدرسه اونم آخر هفته؟ دمت گرم بابا.

00:01:58.260 --> 00:01:59.890
‫نمی‌دونستم بسکتبال دوست داری.

00:01:59.890 --> 00:02:00.940
‫تـچ.

00:02:00.940 --> 00:02:02.700
‫نازونا دوست داره.

00:02:02.700 --> 00:02:06.560
‫توی دوران راهنمایی بازی می‌کرده، و مثل اینکه بازیش هم خوب بوده.

00:02:07.350 --> 00:02:08.690
‫خب، نازونا خودش کجاست؟

00:02:08.690 --> 00:02:13.400
‫دیدن قهرمان‌شدن ناناسه حالش رو گرفت. تا بازی تموم شد ول کرد رفت.

00:02:14.810 --> 00:02:16.740
‫حق داره، نمایش خفنی راه انداختن.

00:02:18.120 --> 00:02:21.630
‫هرکس دیگه‌ای هم بود از دیدن اینکه
‫اون‌طوری توجه همه رو جلب کرد، عصبی می‌شد.

00:02:26.090 --> 00:02:28.040
‫یه سؤال دیگه هم ازت داشتم؛

00:02:28.040 --> 00:02:30.060
‫کسی رو توی دبیرستان یان می‌شناسی؟

00:02:30.060 --> 00:02:32.130
‫هـــا؟ نه بابا.

00:02:32.130 --> 00:02:33.260
‫نازونا چی؟

00:02:33.260 --> 00:02:34.640
‫جریان چیه؟

00:02:35.220 --> 00:02:38.560
‫اگه درست یادم باشه گفته بود یکی از دوست‌هاش اون‌جا درس می‌خونه.

00:02:38.560 --> 00:02:40.350
‫جدی؟ دمت گرم.

00:02:41.050 --> 00:02:44.430
‫اون‌روز با چندتا از بچه‌های دبیرستان یان یه جروبحث کوچولو داشتم.

00:02:44.430 --> 00:02:47.350
‫نکنه بیسبالو ول کردی که بری دنبال دعوا کردن؟

00:02:47.830 --> 00:02:48.950
‫کاش همین بود.

00:02:49.820 --> 00:02:51.400
‫شرمنده معطلت کردم.

00:02:57.230 --> 00:02:59.110
‫این داستان سر دراز داره.

00:03:00.700 --> 00:03:01.960
‫عــــا یخ کردم!

00:03:03.490 --> 00:03:05.750
‫هَـــــهِـــــه نَـــهـــاهــی، هــیــهـوهـه.
‫خسته نباشی، چیتوسه

00:03:06.920 --> 00:03:10.080
‫خودتم خسته نباشی. بازی خوبی بود.

00:03:10.510 --> 00:03:12.080
‫مـــــــرســـــی!

00:03:13.290 --> 00:03:14.540
‫یوزوکی کوش؟

00:03:14.540 --> 00:03:18.370
‫داره سرد می‌کنه. احتمالاً کارش یکم طول می‌کشه.

00:03:18.370 --> 00:03:19.010
‫خب.

00:03:19.490 --> 00:03:23.090
‫اون آخرای بازی دیگه حسابی آتیشی شده بود ها.

00:03:23.500 --> 00:03:25.930
‫هم خودت، هم یوزوکی عالی بودین.

00:03:25.930 --> 00:03:28.770
‫بحث اینه که، نانا همیشه کارش خوبه،

00:03:28.770 --> 00:03:31.690
‫ولی امروز دیگه رفته بود تو سطح خدا.

00:03:31.690 --> 00:03:35.270
‫کم پیش میاد ببینی کسی یه دریافت و پرتاب سریعو
‫از اون فاصله به این تمیزی بندازه.

00:03:35.270 --> 00:03:38.080
‫خب، باهم یه شرطی بسته بودیم.

00:03:38.080 --> 00:03:41.030
‫احتمالاً هرجور شده می‌خواست ببره تا باهم بریم سر قرار.

00:03:41.390 --> 00:03:43.870
‫خـــنـــگـــول، اشتباه زدی.

00:03:43.870 --> 00:03:46.490
‫یه بنده‌خدایی امروز رفتارهای عجیبی نشون داد،

00:03:46.490 --> 00:03:49.440
‫و همین باعث شد اونم رفتارهای عجیبی نشون بده.

00:03:50.650 --> 00:03:51.790
‫آخیش.

00:03:53.540 --> 00:03:55.380
‫هارو-سان، این چیه؟

00:03:55.380 --> 00:04:00.340
‫واسه اینکه مجبور شدم امروز پابه‌پای نانا
‫پیش برم، دوبرابر همیشه خسته شدم.

00:04:00.710 --> 00:04:02.470
‫ماساژم بده.

00:04:02.470 --> 00:04:04.840
‫از پسرهای هم‌سن خودت نباید همچین درخواستی کنی.

00:04:04.840 --> 00:04:08.500
‫چی شد، چی شد؟ هارو-چان سکسی رو دیدی دست‌و‌پاتو گم کردی؟

00:04:09.140 --> 00:04:11.500
‫حــلــه، خودت بازی کثیفو شروع کردی، توله‌سگ!

00:04:11.500 --> 00:04:13.640
‫آخ، آخ، آیـــــــی!

00:04:18.020 --> 00:04:21.150
‫هرکاری کردی، پاهام حسابی سبک شدن.

00:04:24.910 --> 00:04:26.320
‫می‌گم،‌چیتوسه.

00:04:26.830 --> 00:04:29.660
‫اگه این وسط کفشای من گم می‌شدن،

00:04:29.660 --> 00:04:31.910
‫همون‌طوری می‌رفتی دنبالشون بگردی؟

00:04:32.380 --> 00:04:33.940
‫چی شد یهویی؟

00:04:33.940 --> 00:04:34.840
‫هیچی...

00:04:35.710 --> 00:04:37.670
‫فقط کنجکاو شدم بدونم.

00:04:38.040 --> 00:04:40.020
‫نمی‌دونم والا.

00:04:40.020 --> 00:04:44.800
‫حس می‌کنم اگه تو بودی می‌گفتی: «بی‌خیالش شو و بازی رو بچسب.»

00:04:45.610 --> 00:04:46.840
‫که این‌طور.

00:04:48.300 --> 00:04:53.150
‫ولی از طرفی، اگه یوزوکی ازم می‌خواست ماساژش بدم احتمالاً رد می‌کردم.

00:04:53.150 --> 00:04:54.230
‫این فقط مخصوص توـه.

00:04:54.970 --> 00:04:56.270
‫چرا؟

00:04:56.270 --> 00:04:59.400
‫اون زیادی جذابه. یهو می‌دیدم دستم جایی می‌ره که نباید بره.

00:05:01.090 --> 00:05:02.060
‫هــــــوم؟

00:05:02.060 --> 00:05:04.670
‫الان این چی بود گفتی، مــــرتــــیــــکــــه؟!

00:05:08.250 --> 00:05:10.240
‫نظرت در مورد قضیه‌ی کفش‌ها چیه؟

00:05:10.590 --> 00:05:14.340
‫شاید کار بچه‌های دبیرستان یان نبوده باشه.

00:05:14.340 --> 00:05:18.210
‫یه غریبه آنی به ذهنش نمی‌رسه که بره سراغ زمین تیراندازی با کمان.

00:05:19.730 --> 00:05:24.340
‫عـــــــه... پس یعنی می‌گی امکان داره مزاحمش از مدرسه‌ی خودمون باشه؟

00:05:24.700 --> 00:05:28.320
‫نه، مطمئنم اوباش دبیرستان یان هم به
‫یه شکلی توی این داستان دست دارن.

00:05:28.830 --> 00:05:31.560
‫فقط می‌گم شاید یه همدست هم داشته باشن.

00:05:31.860 --> 00:05:34.800
‫هرکسی از دبیرستان فوجی می‌تونه همدست‌شون باشه.

00:05:35.740 --> 00:05:38.480
‫عملاً هیچ سرنخی نداریم که لیستمون رو محدود کنیم.

00:05:38.480 --> 00:05:41.900
‫راستی می‌گم، آیاسه و اوئه‌مورا هم امروز نیومده بودن سالن؟

00:05:41.900 --> 00:05:44.900
‫عـــــــه؟ مگه با کسی از اعضای تیم‌مون دوستن؟

00:05:44.900 --> 00:05:47.090
‫تا جایی که می‌دونم نه.

00:05:47.090 --> 00:05:48.530
‫چیتوسه، تو باهاشون حرف نزدی؟

00:05:48.830 --> 00:05:51.450
‫واقعاً فکر کردی واسه‌ی این کارها وقت دارم؟

00:05:52.770 --> 00:05:57.680
‫هنوز آمادگی اینو ندارم حرف‌هایی که از آتومو شنیدم رو بهشون بگم.

00:06:03.110 --> 00:06:04.390
‫چیتوسه.

00:06:05.180 --> 00:06:07.930
‫بده یکم از رامن تند و برنج سرخ‌شده‌ت بخورم.

00:06:07.930 --> 00:06:09.660
‫عـــــا، بفرمــــا.

00:06:12.180 --> 00:06:15.460
‫بیا، تو هم یکم از رامن چارشو و گیوزای من بخور.
‫رامن چارشو؛ نوعی رامن است که به‌همراه تکه‌های کبابی گوشت خوک سرو می‌شود.

00:06:15.460 --> 00:06:17.030
‫عــــا... دمت گـــــرم.

00:06:27.900 --> 00:06:29.630
‫یوزوکی، تو هم می‌خوری؟

00:06:29.630 --> 00:06:31.280
‫نه، از غذات نمی‌خواستم.

00:06:31.280 --> 00:06:32.410
‫چیه...

00:06:32.410 --> 00:06:36.620
‫اینکه دارم با چاپ‌استیک و قاشق چیتوسه غذا می‌خورم اذیتت می‌کنه؟

00:06:36.620 --> 00:06:40.170
‫نه بابا. بچه دبستانی که نیستم ناراحت بشم.

00:06:40.170 --> 00:06:45.000
‫هـــــــــــا؟ راستی، یکم پیش هم ازش خواستم ماساژم بده.

00:06:45.000 --> 00:06:46.800
‫چی گفتی؟ با جزئیات بگو.

00:06:46.800 --> 00:06:52.320
‫ای‌وای... رئیس از هر پنجه‌ش یه هنر می‌باره. شوکه شده بودم.

00:06:52.320 --> 00:06:53.390
‫چی می‌گی تو؟

00:06:55.100 --> 00:06:56.640
‫نه، جدی‌ می‌گم بابا.

00:06:56.640 --> 00:06:58.550
‫واقعاً خفن بود.

00:06:58.550 --> 00:07:01.770
‫اوه، راستی. فردا برای قرارتون می‌خواین برین کجا؟

00:07:05.010 --> 00:07:07.690
‫عـــــا... ها؟ فکر کردم خودت قضیه رو بهش گفته بودی.

00:07:09.250 --> 00:07:11.280
‫قرار راستکی که نیست.

00:07:11.280 --> 00:07:16.950
‫داریم وانمود می‌کنیم باهم تو رابطه‌ایم، برای همین می‌خوایم طبیعی به‌نظر بیاد.

00:07:16.950 --> 00:07:21.970
‫عـــــــــــه؟ یادمه یکی ازم پرسید دلم می‌خواد باهاش برم سر قرار؟

00:07:22.680 --> 00:07:26.280
‫می‌دونی یوزوکی، احتمالاً خودت حواست به این قضیه نیست،

00:07:26.280 --> 00:07:27.710
‫ولی تو هم مثل بقیه‌ی دخترایی.

00:07:28.380 --> 00:07:29.970
‫منظورت چیه؟

00:07:29.970 --> 00:07:33.050
‫منظورم دقیقاً همونیه که گفتم.

00:07:33.050 --> 00:07:35.130
‫هارو، تو واقعاً‌ مشکلی با این قضیه نداری؟

00:07:35.470 --> 00:07:39.920
‫محض اطلاعت بگم، سر این قضیه هیچ شوخی‌ای باهات ندارم.

00:07:39.920 --> 00:07:42.230
‫اگه نتونی پابه‌پام بیای قرار نیست بهت پاس بدم.

00:07:42.230 --> 00:07:45.730
‫نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی، ولی بریم تو کارش.

00:07:45.730 --> 00:07:49.880
‫نمی‌ذارم دختری که واسه راه‌افتادنش لازمه
‫یه پسر بیاد هلش بده ازم جلو بزنه.

00:07:49.880 --> 00:07:54.480
‫منم نمی‌ذارم دختری که به خودش نمی‌بینه از
‫یه پسر درخواست کمک کنه، شکستم بده.

00:08:05.930 --> 00:08:07.630
‫چی شد کار به این‌جا کشید؟

00:08:07.630 --> 00:08:10.840
‫هــــارو، حملاتت مثل همیشه قابل پیش‌بینی‌ان!

00:08:10.840 --> 00:08:16.470
‫یوزوکی، تو هم این‌قدر به بازی طبق برنامه‌ت چسبیدی
‫که نمی‌تونی هیچ حرکت بداهه‌ای بزنی!

00:08:16.810 --> 00:08:17.720
‫گرفتمت!

00:08:18.060 --> 00:08:20.470
‫بگیــــــرش!

00:08:21.020 --> 00:08:23.880
‫ای‌جــــــــــــــــــان!

00:08:27.370 --> 00:08:28.440
‫می‌گم، نانا.

00:08:28.720 --> 00:08:30.690
‫بیا شرطِ دست آخرو ببریم بالاتر.

00:08:31.040 --> 00:08:32.150
‫چطور مگه؟

00:08:32.580 --> 00:08:36.740
‫اگه تو ببری، دوبرابر حساب می‌شه. بردِ کامبک مال خودت می‌شه.

00:08:36.740 --> 00:08:39.490
‫این‌طوری... چه سودی برای تو داره، اومی؟

00:08:39.490 --> 00:08:43.830
‫معلومه، اگه من بردم، فردا به‌جات می‌رم سر قرار.

00:08:43.830 --> 00:08:44.580
‫هــــــــــا؟!

00:08:47.380 --> 00:08:49.500
‫خب، یک هیچ به‌نفع من.

00:08:54.190 --> 00:08:57.220
‫با لقبم توی زمین داری به چالش دعوتم می‌کنی.

00:08:57.630 --> 00:09:01.220
‫پس یعنی آماده‌ی یه دوئل تمام‌عیار شدی دیگه؟

00:09:03.200 --> 00:09:05.480
‫خب، یک یک مساوی.

00:09:07.170 --> 00:09:08.360
‫هــــــــــا...

00:09:08.360 --> 00:09:12.110
‫این‌قدر مشتاق قرارت با چیتوسه‌ای دختر؟

00:09:12.110 --> 00:09:15.070
‫نه بابا. فقط دوست ندارم به تو ببازم، اومی.

00:09:15.070 --> 00:09:19.060
‫پس بهتره قشنگ بری تو حس بازی که یه‌وقت باخت ندی، نـــانـــا.

00:09:19.060 --> 00:09:22.830
‫من که عین تو نیستم، اومی. نیازی نیست واسه بردن بزنم به سیم آخر.

00:09:22.830 --> 00:09:25.150
‫همین‌طوری ادای آدمای خونسردو در بیار.

00:09:25.150 --> 00:09:28.380
‫فقط باز مثل اون‌دفعه بعد از اینکه باختی با چشم گریون نیای پیشما!

00:09:29.000 --> 00:09:30.630
‫چی می‌گی اصلاً؟

00:09:31.380 --> 00:09:33.950
‫بـــــگـــــیـــــــــرش... نـــــانــــا!

00:09:33.950 --> 00:09:36.130
‫جمعش کن دیگه، اومی!

00:09:44.330 --> 00:09:47.600
‫بعد از یه مدت این کل‌کل کردن پرشورشون تبدیل به سکوت محض شد...

00:09:47.600 --> 00:09:50.410
‫و رفت که توی افق محو بشه.

00:10:12.620 --> 00:10:15.370
‫اولین قرارمون شد جشنواره‌ی تابستونی؟

00:10:15.370 --> 00:10:18.740
‫چه‌قدرم که بهمون بیاد این‌قدر خودنما و پرزرق‌وبرق باشیم.

00:10:25.390 --> 00:10:28.270
‫ببخشید. خیلی معطلت کردم؟

00:10:31.350 --> 00:10:35.670
‫نمی‌دونم چرا، ولی یه‌دفعه‌ خیلی احساساتی شدم.

00:10:36.110 --> 00:10:37.280
‫ساکو؟

00:10:39.240 --> 00:10:44.120
‫عــــــــــــه‌وا... دلم می‌خواد مثل آدم‌بدهای دوره‌‌ی ادو
‫یه تابت بدم و لباست رو باز کنم.

00:10:44.120 --> 00:10:46.860
‫نمی‌تونی یه‌بارم که شده مثل آدم از کسی تعریف کنی؟

00:10:46.860 --> 00:10:49.750
‫راستی یوزوکی، خیلی دلم می‌خواد بدونم، زیرش هم چیزی پوشیدی؟

00:10:51.910 --> 00:10:54.750
‫اگه این‌قدر کنجکاوی، می‌خوای خودت ببینی؟

00:10:54.750 --> 00:10:58.620
‫تسلیمم. بیا متمدن باشیم و بریم سیب‌نباتی چیزی بخوریم.

00:11:00.330 --> 00:11:02.890
‫ولی کم پیش میاد پسری ببینی که یوکاتا داشته باشه.

00:11:03.170 --> 00:11:05.600
‫یه بنده‌خدایی پارسال کردش تو پاچه‌م.

00:11:05.600 --> 00:11:08.260
‫عـــــه، یه بنده‌خدای مرموز؟

00:11:08.260 --> 00:11:09.940
‫اگه مرموز بود که بحثشو پیش نمی‌کشیدم.

00:11:10.580 --> 00:11:11.710
‫هـــــوم؟

00:11:26.550 --> 00:11:28.440
‫امروز یه روز خاصه.

00:11:29.130 --> 00:11:33.120
‫مطمئنم خدایان از این‌یکی چشم‌پوشی می‌کنن.

00:11:37.790 --> 00:11:40.920
‫از وقتی بچه بودم، همیشه عاشق شب‌های جشنواره بودم.

00:11:41.930 --> 00:11:47.160
‫با یه‌ذره پول‌توجیبی می‌زدم بیرون و فکر می‌کردم باهاش چی‌کار کنم،

00:11:47.160 --> 00:11:50.310
‫این‌قدر دودل می‌شد که آخرشم هیچی نمی‌خریدم.

00:11:50.810 --> 00:11:53.860
‫هروقت هم دخترهای کلاسمون رو وسط جمعیت می‌دیدم،

00:11:53.860 --> 00:11:55.780
‫یه هیجان خاصی بهم دست می‌داد.

00:12:04.680 --> 00:12:06.070
‫و ببین الان کجام...

00:12:06.730 --> 00:12:11.240
‫با یکی از خوشگل‌ترین دخترهای کلاس اومدم سر قرار.

00:12:16.220 --> 00:12:17.320
‫می‌گم، ساکو.

00:12:17.320 --> 00:12:18.550
‫بیا بریم اون‌جا.

00:12:18.550 --> 00:12:21.210
‫من که مشکلی ندارم، ولی ازشون مراقبت می‌کنی؟

00:12:21.210 --> 00:12:22.140
‫اوهوم!

00:12:37.910 --> 00:12:39.070
‫زوده برات.

00:12:39.930 --> 00:12:41.610
‫پس تو بیا یادم بدم.

00:12:42.030 --> 00:12:44.610
‫برام این قرمزه و اون مشکی کوچیکه رو بگیر.

00:12:45.230 --> 00:12:48.090
‫ماهی گلی واکین و تلسکوپی با سرعت متفاوتی شنا می‌کنن.

00:12:48.090 --> 00:12:50.180
‫نباید پیش هم باشن.

00:12:50.750 --> 00:12:54.510
‫اگه می‌خوای قرمز باشه، نظرت در مورد اون ریوکین‌ـه چیه؟

00:12:55.690 --> 00:12:56.880
‫هوم، هوم.

00:12:57.210 --> 00:12:58.630
‫قلقش این‌طوریه.

00:12:59.300 --> 00:13:03.010
‫اول، اگه با قسمت پشتی کاغذ بگیریشون سخت‌تر پاره می‌شه.

00:13:03.300 --> 00:13:05.630
‫بعدش، تا جایی که می‌شه کاسه‌ت رو نزدیک نگه دار.

00:13:05.630 --> 00:13:10.270
‫بعدش سریع و به شکل مورب می‌ری تو کارش.

00:13:10.580 --> 00:13:11.440
‫بیا!

00:13:11.440 --> 00:13:12.840
‫یکیشو گرفتیم.

00:13:12.840 --> 00:13:14.300
‫وایـــــــــی!

00:13:14.640 --> 00:13:16.140
‫دوباره همین کارو می‌کنی...

00:13:18.020 --> 00:13:19.910
‫عالیه، عالیه!

00:13:21.090 --> 00:13:25.370
‫توی بچگی این‌قدر حرفه‌ای بودم، که از شرکت توی رقابت محرومم کرده بودن.

00:13:25.370 --> 00:13:26.850
‫باورم نمی‌شه.

00:13:26.850 --> 00:13:30.620
‫فکر می‌کردم از اون‌ها بودی که وایمیستادی و
‫به تلاش‌کردن دوست‌هات می‌خندیدی.

00:13:31.020 --> 00:13:34.910
‫می‌گما. شاید باورت نشه، ولی من کشته‌مرده‌ی جشنواره‌ام.

00:13:34.910 --> 00:13:37.170
‫حتی اون معبدهای متحرک رو هم حمل کرده بودم.

00:13:37.170 --> 00:13:40.840
‫هاپی هم پوشیدی؟ خیلی دوست دارم ببینم!
‫نوعی لباس سنتی شبیه به کت و یوکاتا که معمولاً در
‫جشنواره‌ها و مراسم‌های خاص پوشیده می‌شود.

00:13:44.970 --> 00:13:47.180
‫اسمشون رو چی بذاریم؟

00:13:47.180 --> 00:13:48.340
‫قرمز و مشکی.

00:13:48.340 --> 00:13:50.010
‫عجب خلاقیتی.

00:13:50.010 --> 00:13:52.600
‫ماهی گلی خیلی زود می‌میره.

00:13:52.600 --> 00:13:55.810
‫اینکه براشون اسم بذاری و بهشون وابسته بشی فقط بیشتر ناراحتت می‌کنه.

00:13:57.770 --> 00:13:59.400
‫پس اسمشون باشه چیتوسه و ساکو.

00:13:59.400 --> 00:14:01.360
‫کیک بخوابونم تو صورتت پدرسوخته؟

00:14:01.360 --> 00:14:04.820
‫خوب ازشون مراقبت می‌کنم و نمی‌ذارم بمیرن.

00:14:05.880 --> 00:14:10.340
‫وقتی که زیر روشنایی فانوس‌های جشنواره به صورت معصومش نگاه می‌کردم،

00:14:10.820 --> 00:14:15.510
‫بازم همون حسی بهم دست داد که امشب برای بار اول دیدمش...

00:14:15.510 --> 00:14:17.950
‫احساس کردم غم عمیقی توی وجودم شکل گرفته.

00:14:18.840 --> 00:14:21.860
‫چون این احساساتی که قلبم رو پر کرده بودن،

00:14:21.860 --> 00:14:23.220
‫رایحه و بوی جشنواره...

00:14:23.930 --> 00:14:25.370
‫این‌همه هیاهو و شلوغی‌ها...

00:14:25.930 --> 00:14:32.010
‫همه‌شون بخشی از یه لحظه‌ی گذرا بودن، که نمی‌تونستم تا ابد نگهشون دارم.

00:14:32.750 --> 00:14:35.810
‫و همین فکر بود که غمگینم می‌کرد.

00:14:36.570 --> 00:14:42.310
‫ولی بازم... هنوز خیلی زود بود که بخوام برای این احساسات اسمی بذارم.

00:14:45.040 --> 00:14:47.100
‫سرد بشه از دهن میفته ها.

00:14:47.100 --> 00:14:47.840
‫اوهوم.

00:14:56.780 --> 00:14:57.790
‫به منم بده.

00:14:58.900 --> 00:14:59.790
‫بفرما.

00:15:41.120 --> 00:15:42.760
‫یک، دو، سه...

00:15:47.030 --> 00:15:47.790
‫بگیر!

00:15:56.130 --> 00:15:58.880
‫یوزوکی که خندید، منم خنده‌م گرفت.

00:15:59.550 --> 00:16:02.400
‫من که خندیدم، اونم خنده‌ش گرفت.

00:16:03.090 --> 00:16:06.820
‫حتی بطری‌های رامونه هم با یه خنده‌ی گازدار بهمون ملحق شدن.

00:16:11.370 --> 00:16:15.210
‫شبی رنگارنگ توی یه دنیای وارونه شکل گرفت.

00:16:16.070 --> 00:16:19.960
‫هیچ‌کدوم از اون پسرهای شیطون یا اون دخترهایی که هفت‌قلم آرایش کرده بودن...

00:16:19.960 --> 00:16:23.720
‫یا هیچ‌کس دیگه‌ای... نگران فراز و نشیب‌های دنیا نبود.

00:16:28.860 --> 00:16:33.790
‫می‌گم، از توی این تیله‌ها واقعاً‌ خوشتیپ به‌نظر میای.

00:16:33.790 --> 00:16:37.150
‫تو هم از توی این تیله‌ها خیلی خوشگل به‌نظر میای، یوزوکی.

00:16:38.870 --> 00:16:45.270
‫حتی یوزوکی و خود من، توی حال‌و‌هوای جشنواره غرق شده بودیم.

00:16:46.120 --> 00:16:51.160
‫همون‌طور که این‌جا از فردا دوباره تبدیل می‌شد
‫به همون معبد ساده و کوچیکی که بود...

00:16:51.720 --> 00:16:55.030
‫این تب‌ و تابی که داشتیم هم بدون هیچ ردی محو می‌شد.

00:16:55.810 --> 00:17:01.150
‫برای همین با خودم گفتم اشکالی نداره
‫که یکم بیشتر توی این لحظات زندگی کنیم.

00:17:06.000 --> 00:17:07.740
‫یه دور دیگه بزنیم؟

00:17:17.160 --> 00:17:18.260
‫چی شده؟

00:17:22.130 --> 00:17:24.090
‫«درخت گینکوی زن و شوهرها»؟

00:17:24.840 --> 00:17:29.360
‫مثل اینکه، این معبد درخت‌هایی داره که تنه‌هاشون به‌هم پیچیده شده...

00:17:29.660 --> 00:17:32.360
‫و می‌گن جای خوبیه که برای عشق دعا کنی.

00:17:34.360 --> 00:17:37.370
‫بیا. مگه چه اشکالی داره؟

00:17:37.370 --> 00:17:41.420
‫کم‌وبیش حدس می‌زدم که ازم می‌خواد چی‌کار کنم.

00:17:42.300 --> 00:17:45.600
‫به یوزوکی نگاه کردم و ازش چشم برنداشتم.

00:17:46.330 --> 00:17:51.000
‫حتی اگه چشم‌هام رو می‌بستم، نمی‌دونستم باید برای چی دعا کنم.

00:17:57.340 --> 00:18:01.300
‫بیشتر شبیه درخت اون‌هاییه که شلوارشون دوتا شده تا درخت زن و شوهرها.

00:18:02.910 --> 00:18:05.100
‫نکنه می‌خوای بختت رو سیاه کنی؟

00:18:05.810 --> 00:18:09.470
‫تنها کاری که می‌تونستم بکنم، این بود که با شوخی ردش کنم.

00:18:10.070 --> 00:18:15.580
‫یوزوکی هم دیگه نمی‌تونست بیشتر از این پیش بره، البته دلش هم نمی‌خواست.

00:18:19.700 --> 00:18:22.080
‫یــــــو، چیتوسه ساکو.

00:18:25.980 --> 00:18:27.210
‫حالت خوبه؟

00:18:29.640 --> 00:18:31.170
‫حقت همینه.

00:18:40.260 --> 00:18:41.970
‫چه‌قدر سکسی شدی...

00:18:41.970 --> 00:18:43.890
‫ناناسه یوزوکی-چـــــان.

00:18:50.530 --> 00:18:53.710
‫آتیش گرفتم پسر! عشق این بچه دبیرستانیا رو.

00:18:58.570 --> 00:19:03.380
‫این همون «سنپای»ـیه که به این خروس بی‌محل دستور داده بیاد این‌جا؟

00:19:03.990 --> 00:19:07.030
‫پارسال دوست امسال آشنا، یوزوکی.

00:19:09.130 --> 00:19:11.840
‫یاناشیتا-سنپای...

00:19:21.960 --> 00:19:25.610
‫چیزی نیست. فقط یه لحظه خون به مغزم نرسید.

00:19:26.520 --> 00:19:28.100
‫خونسردیتو حفظ کن.

00:19:28.690 --> 00:19:31.230
‫با دوست‌دختر بنده امری داشتین؟

00:19:31.230 --> 00:19:34.900
‫اگه نمی‌خوای جلوی دختره خیتت کنم راتو بکش برو.

00:19:34.900 --> 00:19:39.310
‫خیلی دوست دارم، ولی همون‌طور که می‌بینین یوزوکی ولم نمی‌کنه.

00:19:39.730 --> 00:19:41.780
‫محبوبیته و این دردسرهاش دیگه.

00:19:41.780 --> 00:19:44.280
‫اون هرزه مال من بوده!

00:19:44.980 --> 00:19:49.000
‫خبر نداشتم که. شما اِکسش تشریف داشتین؟

00:19:51.000 --> 00:19:56.880
‫بی‌خیال، یوزوکی. بهم گفتی دیگه نمی‌خوای با کسی دوست بشی،

00:19:56.880 --> 00:20:01.240
‫ولی همون لحظه‌ای که دبیرستانو شروع کردی
‫رفتی با این بچه‌قرتی ریختی رو هم؟

00:20:01.240 --> 00:20:04.550
‫اگه قراره به هرکی از راه رسید پا بدی، ما خار داشتیم؟

00:20:04.550 --> 00:20:07.560
‫نمی‌خوای که دوباره همون بلا سرت بیاد، نه؟

00:20:07.560 --> 00:20:09.180
‫کدوم بلا؟

00:20:09.180 --> 00:20:13.100
‫ندونی بهتره. وقتی این هرزه ترس برش می‌داره و می‌زنه زیر گریه،

00:20:13.100 --> 00:20:15.400
‫منظره‌ش خیلی دیدنی می‌شه.

00:20:21.950 --> 00:20:24.560
‫عـــــــا... فکر کنم دیگه بسشه.

00:20:25.150 --> 00:20:28.030
‫فقط یه قدم دیگه بردارم دماغشو آوردم تو دهنش.

00:20:28.030 --> 00:20:30.910
‫همین‌قدر بسشه تا این کثافت‌کاریو جمع کنم بره.

00:20:31.490 --> 00:20:35.880
‫هرچند، قرار نیست چیتوسه ساکو کارهاشو این‌شکلی پیش ببره.

00:20:40.610 --> 00:20:42.150
‫فهمیدم.

00:20:42.590 --> 00:20:45.590
‫این راهش نیست، الان هم وقتش نیست.

00:20:48.180 --> 00:20:51.180
‫کــــــــمــــــک‌مــــــون کــــــنــــــیـــــن، جناب ســــــــــروان!

00:20:51.870 --> 00:20:56.350
‫یه مشت اوباش افتادن به جون نخبه‌های آینده‌دار دبیرستان فوجی!

00:20:58.180 --> 00:20:59.760
‫چه خبر شده؟

00:21:00.220 --> 00:21:02.070
‫مرتیکه، در دهنتو بذار!

00:21:02.070 --> 00:21:05.320
‫داره می‌گه تو همون نگاه اول عاشق دوست‌دخترم شده!

00:21:05.320 --> 00:21:08.070
‫می‌گه می‌خواد به‌زور ازم بدزدتش!

00:21:08.440 --> 00:21:15.830
‫واقعاً حاضرین اجازه بدین این وحشی‌ها هرکاری
‫دلشون خواست با چنین دختر نازنینی بکنن، هـــــا دوســـتـــان؟

00:21:16.330 --> 00:21:17.540
‫بسه دیگه.

00:21:17.540 --> 00:21:21.020
‫هرچه‌قدر دوست دارین منو به باد مشت و لگد بگیرین!

00:21:21.020 --> 00:21:26.600
‫ولی اجازه نمی‌دم حتی یه انگشت‌تون به دوست‌دختر نازنینم بخوره!

00:21:26.600 --> 00:21:28.850
‫هــــوی، این همه دادوقال واسه چیه؟

00:21:39.190 --> 00:21:41.620
‫یه مرد واقعی که به زنش اهمیت می‌ده...

00:21:41.620 --> 00:21:44.200
‫باید حاضر باشه خودشو براش خوار و حقیر هم بکنه.

00:21:45.570 --> 00:21:47.140
‫حالتون خوبه؟

00:21:47.140 --> 00:21:48.740
‫شرمنده که اسباب زحمت شدیم.

00:21:48.740 --> 00:21:50.160
‫خیلی ممنون، دوستان. درست به‌موقع رسیدین.

00:21:50.190 --> 00:21:56.660
‫با اینکه دلم می‌خواست یه‌ذره لبخند به لبش بیاد،
‫ولی لب‌های یوزوکی محکم به‌هم چسبیده بودن.

00:21:57.720 --> 00:22:03.130
‫و دور از هیاهو و شلوغی جشنواره، تاریکی شب داشت توی چشم‌هاش موج می‌زد.

00:22:03.150 --> 00:22:13.150
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:13.174 --> 00:22:34.174
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:35.560 --> 00:23:37.520
پایان دادن به بارانِ بی‌پایان

00:23:37.560 --> 00:23:40.020
«پایان دادن به بارانِ بی‌پایان»