﻿WEBVTT

00:01:30.000 --> 00:01:40.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:40.020 --> 00:01:50.020
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:42.680 --> 00:02:45.600
‫از این‌ کارت مطمئنی، ناناسه یوزوکی؟

00:02:45.900 --> 00:02:46.730
‫عـــــه؟

00:02:54.030 --> 00:02:55.490
‫این چیزیه که می‌خواستی؟

00:02:56.280 --> 00:02:57.910
‫وایسا، ساکو!

00:02:57.910 --> 00:03:01.490
‫دیگه برای این حرفا دیره. دست به مهره یعنی حرکت.

00:03:09.080 --> 00:03:12.250
‫خواهش می‌کنم، ساکو. این‌طوری نه.

00:03:12.250 --> 00:03:16.470
‫لوس‌بازی در نیار. اگه چشم‌هاتو ببندی که هیچی نمی‌بینی.

00:03:16.470 --> 00:03:18.640
‫می‌ترسم... داری می‌ترسونیم.

00:03:23.450 --> 00:03:28.100
‫تمام زور یوزوکی همینه؟ برو بابا مسخره‌مون نکن.

00:03:30.190 --> 00:03:32.730
‫یعنی این‌قدر از اون یارو می‌ترسی...

00:03:33.060 --> 00:03:36.860
‫که حاضری مغزتو خاموش کنی و بذاری هرکاری خواست باهات بکنه؟

00:03:38.100 --> 00:03:43.120
‫بعد از اون‌همه مدت که ادای آدمای بی‌نقص
‫رو میاوردی، واقعاً ناامیدکننده است!

00:03:43.490 --> 00:03:44.540
‫یالا!

00:03:45.620 --> 00:03:50.630
‫یعنی ناناسه یوزوکی واقعاً این‌قدر دختر ضعیفیه؟

00:03:53.170 --> 00:03:55.550
‫گــــــور بابات!

00:03:56.630 --> 00:03:58.550
‫آیــــــــــــــی...

00:03:59.470 --> 00:04:06.140
‫خــ ــ خیلی محکم زدی... بــ ــ بهت که گفتم،
‫یه لگد آرومم بزنی کفایت می‌کنه...

00:04:26.160 --> 00:04:29.120
‫اگه حالشو داری، می‌تونی باهام حرف بزنی.

00:04:32.840 --> 00:04:35.800
‫من از خشونت وحشت دارم.

00:04:36.630 --> 00:04:38.550
‫همونی که فکرشو می‌کردم.

00:04:39.010 --> 00:04:46.270
‫ولی... نمی‌تونستم تشخیص بدم چیزی که
‫اذیتش می‌کرده آزار فیزیکی بوده یا جنسی.

00:04:47.270 --> 00:04:49.690
‫سال دوم راهنمایی که بودم،

00:04:49.980 --> 00:04:55.440
‫تجربه‌های تلخی که به لطف تیپ و قیافه‌م به سرم اومد...

00:04:55.440 --> 00:04:59.530
‫باعث شده بود یاد بگیرم چطور گلیمم رو از آب بکشم.

00:04:59.950 --> 00:05:03.450
‫با پسرها و دخترها گرم می‌گرفتم...

00:05:03.450 --> 00:05:06.830
‫اما می‌دونستم کجا خط قرمز بکشم و فاصله‌م رو حفظ کنم...

00:05:07.080 --> 00:05:11.750
‫و جوری نقش بازی کنم که انگار اون دختری
‫نیستم که ارزش وقت‌گذاشتن داشته باشه.

00:05:12.830 --> 00:05:14.340
‫اما همون موقع ها بود...

00:05:17.210 --> 00:05:21.340
‫که شنیدم یاناشیتا-سنپای... بهم علاقه‌مند شده.

00:05:21.990 --> 00:05:26.600
‫از اون اراذل و اوباش بدنام بود، ولی در واقع از خانواده‌ی سرشناسی بود...

00:05:27.140 --> 00:05:29.430
‫و اوایل خیلی هم محبوب بود.

00:05:30.150 --> 00:05:32.690
‫کلی دختر هم براش سرودست می‌شکوندن.

00:05:33.630 --> 00:05:35.610
‫یه روز، منو کشید کنار.

00:05:35.860 --> 00:05:41.610
‫ترسیده بودم، اما با خودم گفتم با زبون‌ریختن از پس این قضیه برمیام.

00:05:41.900 --> 00:05:44.320
‫تو قراره مال من بشی.

00:05:44.820 --> 00:05:47.200
‫منم بهترین لبخند الکی‌مو تحویلش دادم.

00:05:47.520 --> 00:05:52.710
‫پیش خودم فکر می‌کردم خیلی ماهرانه دارم دست‌به‌سرش می‌کنم.

00:05:53.250 --> 00:05:54.250
‫ولی...

00:05:55.290 --> 00:05:56.590
‫دیگه بسه.

00:06:07.760 --> 00:06:13.600
‫اولش برق از سرم پرید، بعد از اون درد سوزناکی شروع شد.

00:06:16.980 --> 00:06:19.100
‫عصبانی و ناراحت بودم،

00:06:19.610 --> 00:06:23.900
‫اما بیشتر از هر چیزی، تا حد مرگ ترسیده بودم.

00:06:24.740 --> 00:06:27.490
‫از این وحشت داشتم که هرچه‌قدر هم توی زندگیم زرنگ باشم،

00:06:27.490 --> 00:06:34.960
‫بازم فقط دختری‌ام که با سیلی‌خوردن از یه پسر،
‫مغزش از کار میفته و ذهنش به جایی قد نمی‌ده.

00:06:35.870 --> 00:06:40.380
‫این اون بخش از گذشته‌م بود که حتی از تو هم مخفی کرده بودم.

00:06:40.380 --> 00:06:43.300
‫شاید چون خیلی رقت‌انگیز زدم زیر گریه،

00:06:43.300 --> 00:06:46.300
‫فقط همون یه عکس رو گرفت و گذاشت برم.

00:06:47.220 --> 00:06:52.020
‫امیدوار بودم تا الان کلاً منو فراموش کرده باشه...

00:06:56.730 --> 00:06:58.270
‫ساکو؟

00:06:58.270 --> 00:07:00.320
‫ممنونم، یوزوکی.

00:07:02.110 --> 00:07:04.320
‫تو برای چی تشکر می‌کنی؟

00:07:04.320 --> 00:07:11.030
‫ممنون که بعد از اون‌همه اتفاق، بیخیال «ناناسه یوزوکی» بودن نشدی.

00:07:11.370 --> 00:07:15.160
‫ممنون که تمام این‌مدت سرت رو بالا گرفتی.

00:07:15.660 --> 00:07:19.960
‫خودم دلیلشو نمی‌دونم، اما واقعاً از این بابت خوشحالم.

00:07:28.680 --> 00:07:33.890
‫همه توی زندگی‌شون با چیزهای ناخوشایندی
‫روبه‌رو می‌شن که دوست دارن فراموشش کنن.

00:07:34.810 --> 00:07:40.690
‫اما اون، دردش رو توی جعبه‌ای به اسم «تراوما» نذاشت تا به‌ حال خودش بپوسه.

00:07:41.570 --> 00:07:47.570
‫توی اون لحظه، حضورش در قالب ناناسه یوزوکی،
‫برام درست شبیه یه معجزه بود.

00:07:53.410 --> 00:07:57.290
‫حالا بگذریم، اون‌موقع دیگه خیلی زیاده‌روی کردی.

00:07:57.290 --> 00:08:01.000
‫ببخشید. می‌دونم روشم خیلی اجباری و تند بود.

00:08:03.840 --> 00:08:06.630
‫باورم نمی‌شه اونجوری گفتی «آیــــــــــــــی»!

00:08:07.630 --> 00:08:10.090
‫هرچی ژست پسر خفنا رو گرفتی پرید!

00:08:10.970 --> 00:08:12.510
‫خیلی خنده‌دار بود!

00:08:12.510 --> 00:08:14.890
‫اشتباه برداشت نکن.

00:08:14.890 --> 00:08:19.230
‫قصدم این نبود بگم می‌تونی با یه لگد به
‫تخم‌های طرف، از شرّ هر پسری خلاص بشی.

00:08:19.230 --> 00:08:21.400
‫ممکنه نتیجه‌ی عکس هم بده.

00:08:21.400 --> 00:08:24.110
‫پس منظورت اینه که نباید هیچ‌وقت مغزمو تعطیل کنم، درسته؟

00:08:24.690 --> 00:08:28.530
‫توی جشنواره بهم نشون دادی چطور باید این کار رو کرد.

00:08:28.530 --> 00:08:33.740
‫حتی وقتی طرف مقابل قوی‌تره، تا وقتی از
‫مغزت استفاده کنی، هنوز راه چاره داری.

00:08:35.080 --> 00:08:36.950
‫درسته که خشونت چیز ترسناکیه،

00:08:37.500 --> 00:08:40.750
‫اما نذار درد، قلب و ذهنت رو هم تسخیر کنه.

00:08:42.540 --> 00:08:44.340
‫فکر نکنم مشکلی پیش بیاد.

00:08:45.050 --> 00:08:50.550
‫ترسناک‌ترین و خنده‌دارترین چهره‌هایی که
‫توی ذهنم داشتم، همین الان به‌روز شدن...

00:08:50.550 --> 00:08:52.840
‫واسه همین نسخه‌های قدیمی کلاً پاک شدن.

00:08:53.140 --> 00:08:57.220
‫کاش می‌تونستم زودتر و بهتر از این‌ها کمکت کنم.

00:08:57.220 --> 00:08:58.310
‫نه بابا.

00:08:59.310 --> 00:09:03.190
‫تو این کارو کردی چون بالأخره بهت گفتم «کمکم کن»، مگه نه؟

00:09:05.110 --> 00:09:08.240
‫ممنونم، قهرمان من.

00:09:08.860 --> 00:09:10.780
‫این مشکلِ خودِ یوزوکیه که باید باهاش کنار بیاد.

00:09:11.240 --> 00:09:14.660
‫اگه خودش حرکت نکنه، فایده‌ای نداره.

00:09:15.740 --> 00:09:20.620
‫هیچ تضمینی نیست که اگه دوباره
‫ اتفاق مشابهی افتاد، من اون‌جا پیشش باشم.

00:09:21.210 --> 00:09:26.040
‫اما اون تصمیم گرفت که بهم تکیه کنه و رو به جلو قدم برداره.

00:09:26.880 --> 00:09:29.670
‫و حالا، این می‌شه مشکل «ما».

00:09:30.420 --> 00:09:31.380
‫می‌گم...

00:09:32.050 --> 00:09:34.180
‫می‌خوای برگردیم سر همون کاری که داشتیم می‌کردیم؟

00:09:34.930 --> 00:09:38.390
‫واقعاً فکر کردی با اون کارت دیگه بلند می‌شه؟ انگار تخم‌هام به باد رفتن!

00:09:45.860 --> 00:09:48.820
‫ســاکـــو! می‌خوای بیای پیشم؟

00:09:49.280 --> 00:09:53.240
‫دست از این کارا بردار، تا صد بشمار و تا شونه‌هات برو زیر آب!

00:09:53.950 --> 00:09:55.030
‫ایــــش.

00:09:56.530 --> 00:09:58.990
‫یک، دو...

00:09:59.620 --> 00:10:01.070
‫سه، چهار...

00:10:01.120 --> 00:10:02.660
‫چه بی‌خیاله.

00:10:03.830 --> 00:10:05.290
‫صـــــــد!

00:10:07.840 --> 00:10:09.840
‫چه بوی خوبی میاد!

00:10:10.090 --> 00:10:11.590
‫حتماً گشنه‌ته.

00:10:11.590 --> 00:10:13.970
‫موهات رو خشک کن تا غذا بخوریم.

00:10:13.970 --> 00:10:15.390
‫چــــشـــم!

00:10:15.720 --> 00:10:17.970
‫شامپوت بوی خیلی خوبی می‌ده.

00:10:17.970 --> 00:10:20.520
دقیقاً. یوآ پیشنهادش کرده.

00:10:21.350 --> 00:10:22.730
‫هــــــــا...

00:10:28.520 --> 00:10:31.070
‫از قدرت سشوارت خوشم میاد.

00:10:31.070 --> 00:10:34.780
‫یوکو وقتی واسه خودش یه جدید خرید، اینو داد به من.

00:10:34.780 --> 00:10:36.030
‫جـــــــدی؟

00:10:47.880 --> 00:10:49.290
‫نفست بند اومد؟

00:10:50.590 --> 00:10:52.050
‫بگم نه که دروغ گفتم.

00:10:52.550 --> 00:10:56.300
‫شکست رو قبول می‌کنم، پس لطفاً یه شلوارکی چیزی بپوش.

00:10:56.590 --> 00:10:57.970
‫چـــــاهــــاشـــم!

00:11:13.780 --> 00:11:17.280
‫یوزوکی، تو روی تخت بخواب. من روی کاناپه می‌خوابم.

00:11:17.530 --> 00:11:18.660
‫نــــمـــی‌خــــوام.

00:11:19.570 --> 00:11:21.450
‫پس من روی تخت بخوابم؟

00:11:21.710 --> 00:11:23.550
‫چه‌قدر بی‌رحمی پسر.

00:11:23.550 --> 00:11:25.250
‫چی از جونم می‌خوای؟

00:11:38.300 --> 00:11:39.890
‫بوی تو رو می‌ده.

00:11:40.300 --> 00:11:41.890
‫ببخشید، بوی بدی می‌ده؟

00:11:42.140 --> 00:11:44.640
‫نه، بوی آرامش‌بخشیه.

00:11:45.810 --> 00:11:47.020
‫راستی می‌گم...

00:11:48.730 --> 00:11:51.440
‫کسی هست که ازش خوشت بیاد، چیتوسه؟

00:11:52.110 --> 00:11:54.480
‫این دومین‌باریه که داری اینو ازم می‌پرسی.

00:11:54.780 --> 00:12:00.660
‫می‌دونی... فکر نکنم تا حالا واقعاً از هیچ پسری خوشم اومده باشه.

00:12:01.580 --> 00:12:04.080
‫پسرهای زیادی بهم ابراز علاقه کردن،

00:12:04.080 --> 00:12:10.460
‫اما وقتی فهمیدم اون‌ها ظاهر ناناسه یوزوکی رو
‫رو بیشتر از خودِ من دوست دارن...

00:12:10.460 --> 00:12:12.000
‫دیگه برام مهم نبود.

00:12:12.800 --> 00:12:18.970
‫تنها چیزی که می‌خواستن، یه صندوقچه‌ی گنج پر از فانتزی‌های خودشون بود.

00:12:19.680 --> 00:12:24.930
‫ولی خودتم وقتی از دخترهای دیگه تعریف می‌شه عصبی می‌شی،

00:12:24.930 --> 00:12:28.100
‫وقتی هم بدن یه پسر رو می‌بینی، دست‌وپات رو گم می‌کنی.

00:12:28.100 --> 00:12:30.650
‫آره. تازه بعضی وقت‌ها ازم باد هم در می‌ره.

00:12:31.730 --> 00:12:36.780
‫من... یه دختری بود که یه زمانی خیلی ازش خوشم میومد.

00:12:36.780 --> 00:12:37.900
‫عـــــــه؟

00:12:43.330 --> 00:12:49.040
‫دوران ابتدایی، تعطیلات تابستون رو خونه‌ی مادربزرگ پدری‌ام می‌گذروندم.

00:12:50.080 --> 00:12:54.000
‫برای من، اونجا خود تصویر تابستون بود.

00:12:54.920 --> 00:12:59.880
‫اون‌جا با دختری آشنا شدم که هر سال توی اون محله پیداش می‌شد.

00:13:00.380 --> 00:13:04.930
‫با اون صورت ظریف و عین عروسکش، همه‌جا دنبال من راه میفتاد.

00:13:07.160 --> 00:13:11.600
‫وقتی هم که لباس سفیدش توی رودخونه کثیف می‌شد، گریه می‌کرد.

00:13:12.440 --> 00:13:13.440
‫ولی...

00:13:14.230 --> 00:13:18.860
‫یادمه همیشه می‌گفت بهم حسودی می‌کنه چون من خیلی آزادم.

00:13:19.610 --> 00:13:22.530
‫اون تنها کسی بود که تا حالا این حرفو بهم زده بود.

00:13:22.530 --> 00:13:24.280
‫حرفش خوشحالم می‌کرد.

00:13:25.410 --> 00:13:29.370
‫اما یه سال، دیگه اون‌طرفا پیداش نشد.

00:13:30.370 --> 00:13:33.790
‫داستان عشق بچگی من این‌جوری شروع و تموم شد.

00:13:33.790 --> 00:13:38.210
‫که این‌طور، پس اون تنها رویایی بود که هیچ‌وقت ناامیدت نکرد.

00:13:40.310 --> 00:13:45.010
‫فکر می‌کنی در آینده بتونی عاشق کسی بشی، ساکو؟

00:13:47.310 --> 00:13:49.220
‫فکرش هم می‌ترسونتم.

00:13:49.220 --> 00:13:51.690
‫نمی‌خوام ورق علیه خودم برگرده.

00:13:51.690 --> 00:13:56.270
‫نمی‌خوام یه‌طرفه عاشق کسی بشم و یه‌طرفه هم ازش متنفر بشم.

00:14:00.400 --> 00:14:02.780
‫شبت بخیر باشه، ساکو.

00:14:03.160 --> 00:14:05.370
‫شب تو هم بخیر، یوزوکی.

00:14:06.660 --> 00:14:11.710
‫اگه عشق واقعی توی دنیای ما وجود داشته باشه،

00:14:12.160 --> 00:14:17.460
‫حس می‌کنم فقط توی خاطرات کم‌رنگ و رویایی می‌شه پیداش کرد.

00:14:18.340 --> 00:14:25.050
‫مثلاً وقتی که در آینده، به‌عنوان یه مرد بالغ با حسرت به این شب نگاه کنم.

00:14:37.230 --> 00:14:40.980
‫وقتی بیدار شدم... یوزوکی رفته بود.

00:14:49.620 --> 00:14:51.200
‫صبح بخیر، یوآ.

00:14:51.200 --> 00:14:53.510
‫صبح بخیر. یوزوکی-چان کجاست؟

00:14:53.510 --> 00:14:55.000
‫باهام به‌هم زد.

00:14:55.830 --> 00:14:57.750
‫ساکو-کون، اون چیه؟

00:14:58.420 --> 00:15:00.090
‫هــــــــا...

00:15:06.640 --> 00:15:08.640
مرسی واسه قیافه‌ی خوابالوت

00:15:08.900 --> 00:15:12.890
‫ساکو-کون، نکنه با همه از این کارها می‌کنی؟

00:15:14.600 --> 00:15:18.690
‫بی‌خیال بابا. «اولین‌بار» چیزیه که فقط می‌تونی با یه‌ نفر تقسیمش کنی.

00:15:20.860 --> 00:15:22.400
‫واقعاً که...

00:15:28.700 --> 00:15:32.240
‫باز چی می‌خوای؟ ترجیح می‌دم بشینم امتحانمو بخونم.

00:15:32.240 --> 00:15:36.120
‫آیاسه، فکر نمی‌کردم از اون آدم‌هایی باشی
‫ که تا لحظه‌ی آخر کله‌شون رو می‌کنن توی کتاب.

00:15:36.420 --> 00:15:41.340
‫فکرم می‌کنی تو؟ تو اصلاً هیچی در مورد من نمی‌دونی.

00:15:41.340 --> 00:15:43.130
‫اوهوم، هیچی نمی‌دونم.

00:15:43.840 --> 00:15:46.800
‫واسه همین بابت حرفی که دیروز آخر کار زدم، معذرت می‌خوام.

00:15:46.800 --> 00:15:48.180
‫هــ ــ هـــــا؟

00:15:48.680 --> 00:15:51.720
‫درضمن، ممنون که اومدی بازی رو تماشا کردی.

00:15:54.220 --> 00:15:56.230
‫جدی فازت چیه؟

00:15:56.730 --> 00:15:58.270
‫با خودم گفتم...

00:15:58.270 --> 00:16:02.610
‫تا وقتی جرئت قبول‌کردن اشتباهاتم رو نداشته باشم،
‫نمی‌تونم با بقیه‌ی مسائل روبه‌رو بشم

00:16:03.230 --> 00:16:04.860
‫اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.

00:16:10.660 --> 00:16:12.240
‫عـــــــــــــه؟!

00:16:12.240 --> 00:16:14.740
‫دیگه نمی‌خوای با ساکو برای این‌ور اون‌ور؟!

00:16:15.290 --> 00:16:18.250
‫ولی اون اراذل دبیرستان یان همین دیروز این‌جا بودن ها!

00:16:18.250 --> 00:16:22.210
‫با خودم فکر کردم شاید منم که دارم هیزم توی این آتیش می‌ریزم.

00:16:22.210 --> 00:16:26.720
‫شاید اگه فقط باهاش حرف می‌زدم و ردش می‌کردم، همه‌چی تموم می‌شد.

00:16:26.720 --> 00:16:30.140
‫واقعاً فکر می‌کنی به این راحتی دست از سرت برمی‌دارن؟

00:16:30.140 --> 00:16:34.680
‫خب، بالأخره یه نفر باید یه کاری کنه که این قضایا رو فیصله بده.

00:16:34.680 --> 00:16:38.180
‫و اون یه نفر هم باید شخص خودم باشم.

00:16:42.610 --> 00:16:44.320
‫دست‌تون درد نکنه.

00:16:44.320 --> 00:16:46.820
‫ساکو، بچه‌ها... از همه‌تون ممنونم.

00:16:46.820 --> 00:16:51.240
‫همه‌چی رو جمع‌وجور می‌کنم و برمی‌گردم به همون
‫ناناسه یوزوکی‌ای که می‌شناسین و دوستش دارین!

00:16:56.580 --> 00:16:59.120
‫من که هنوز نمی‌خوام بیخیالش شم، ساکو.

00:16:59.120 --> 00:17:00.420
‫راحت باش.

00:17:15.930 --> 00:17:18.940
‫ببخشید، می‌دونم من گفتم بیای اینجا. معطل شدی؟

00:17:18.940 --> 00:17:20.980
‫نه بابا، راحت باش.

00:17:23.610 --> 00:17:25.260
‫می‌رم سر اصل مطلب.

00:17:25.260 --> 00:17:27.780
‫دیشب... یوزوکی خونه‌ی من موند.

00:17:28.280 --> 00:17:30.820
‫دیگه نمی‌تونم در مورد اون هیچ مشاوره‌ای بهت بدم.

00:17:32.030 --> 00:17:34.450
‫عــــــــا، کار از کار گذشت.

00:17:45.250 --> 00:17:51.470
‫چیزه... می‌دونم معذب می‌شی، ولی این‌طور
‫برداشت کنم که الان باهم رابطه‌ی «اون‌جوری» دارین؟

00:17:51.470 --> 00:17:53.800
‫کارو به جاهای باریک نکشوندیم.

00:17:53.800 --> 00:17:58.260
‫ولی بازم... یه کارهایی کردیم. جوری دیدمش که لباس زیادی تنش نبود،

00:17:58.260 --> 00:18:00.600
‫و تونستم ازش عکس هم بگیرم...

00:18:00.600 --> 00:18:02.480
‫فکر کنم بتونم به این وضعیت عادت کنم.

00:18:02.480 --> 00:18:05.110
‫منظورت اینه که قراره واقعاً باهاش قرار بذاری؟

00:18:05.110 --> 00:18:07.730
‫نه، دیگه نمی‌خوام ادای دوست‌پسرش رو دربیارم.

00:18:09.980 --> 00:18:13.110
‫ببخشید، اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.

00:18:15.450 --> 00:18:19.200
‫چون این آخرین نصیحتی بود که می‌تونستم بهش بکنم،

00:18:19.200 --> 00:18:25.130
‫به شخصیتش اعتماد کردم و جزئیات
‫اتفاقی که با یوزوکی افتاد رو بهش گفتم.

00:18:25.580 --> 00:18:27.130
‫هـــــــوم...

00:18:28.550 --> 00:18:34.260
‫بعد از شنیدن این حرف‌ها، حس می‌کنم اصلاً شانسی برای برنده‌شدن ندارم.

00:18:34.260 --> 00:18:38.390
‫دیگه پای خودته که همین‌جا پا پس بکشی یا یه قدم به جلو برداری.

00:18:40.470 --> 00:18:42.600
‫بابت همه‌چی ممنون، ساکو.

00:18:42.600 --> 00:18:44.390
‫هرچند فکر نمی‌کنم هیچ پیشرفتی کرده باشم.

00:18:44.690 --> 00:18:48.110
‫خـــنـــگـــول، چون اصلاً هیچ تلاشی نمی‌کنی.

00:18:48.110 --> 00:18:50.900
‫بالأخره کی می‌خوای بری باهاش حرف بزنی؟

00:18:50.900 --> 00:18:53.530
‫هروقت شانس موفقیتم رفت بالاتر...

00:18:53.530 --> 00:18:54.900
‫پس به خواب‌دیدن ادامه بده.

00:19:07.580 --> 00:19:08.920
‫آسو-نه؟

00:19:12.460 --> 00:19:14.130
‫بریم یه قدمی بزنیم؟

00:19:41.990 --> 00:19:44.870
‫آسو-نه، توی انتخاب مسیر شغلی‌ت به مشکل خوردی؟

00:19:48.630 --> 00:19:54.380
‫بگو ببینم... تا حالا به این فکر کردی که این شهر کوچیک رو ترک کنی؟

00:19:56.050 --> 00:20:00.300
‫نصف ما بومی‌های فوکویی حداقل یه‌بار توی زندگی‌مون بهش فکر کردیم،

00:20:00.300 --> 00:20:03.350
‫و نصف دیگه اصلاً همچین ایده‌ای به ذهنشون هم خطور نمی‌کنه.

00:20:04.100 --> 00:20:07.600
‫من هم عاشق این شهرم، هم ازش متنفرم.

00:20:08.560 --> 00:20:10.190
‫آره، به مشکل خوردم.

00:20:10.810 --> 00:20:15.360
‫اگه بخوام دقیق‌تر بگم، نمی‌تونم تصمیم بگیرم
‫که می‌خوام اینجا بمونم یا برم توکیو.

00:20:16.650 --> 00:20:17.990
‫توکیو...

00:20:19.570 --> 00:20:24.990
‫جالبه، توکیو تنها جاییه که وقتی به جایی
‫غیر از فوکویی فکر می‌کنم، به ذهنم میاد.

00:20:24.990 --> 00:20:26.660
‫کلان‌شهری که زده رو دست بقیه.

00:20:27.750 --> 00:20:32.710
‫وقتی فهمیدم آسو-نه هم اسیر همین فانتزی کلیشه‌ای شده،

00:20:33.170 --> 00:20:36.800
‫هم‌زمان هم یه‌کم ناامید شدم و هم یه‌کم خیالم راحت شد.

00:20:37.420 --> 00:20:40.680
‫و همین حس، باعث شد حالم بد شه.

00:20:44.850 --> 00:20:49.480
‫راستی، قضیه‌ی یوزوکی احتمالاً به خوشی حل می‌شه.

00:20:50.230 --> 00:20:54.010
‫نمی‌خوای مثل همیشه کل داستان رو برام تعریف کنی؟

00:20:54.640 --> 00:21:01.570
‫دارم خودم رو برای روزی آماده می‌کنم
‫که تو دیگه نیستی تا داستان‌هام رو بشنوی.

00:21:02.320 --> 00:21:04.950
‫چه حرف غم‌انگیزی زدی.

00:21:05.540 --> 00:21:08.710
‫آره، چون همین الان یه حرف خیلی غم‌انگیز شنیدم.

00:21:10.960 --> 00:21:15.800
‫راه بزرگ‌شدن من و تو... شاید مسیر درستش همین باشه.

00:21:16.960 --> 00:21:20.300
‫کلاه‌های حصیری و لباس‌هامون رو می‌ذاریم توی کمد...

00:21:20.720 --> 00:21:23.050
‫ به جاش کت‌وشلوارهای رسمی و اتوکشیده رو در میاریم.

00:21:23.760 --> 00:21:28.640
‫من... شخصاً هیچ‌وقت نمی‌خوام شلوارک و صندل‌هام رو فراموش کنم.

00:21:29.600 --> 00:21:33.100
‫مطمئنم... اون‌ها کاملاً برازنده‌ی تو هستن.

00:21:33.520 --> 00:21:34.810
‫آسو-نه، ولی...

00:21:36.480 --> 00:21:43.360
‫فکر کنم توی یه لباس سفیدِ ساده، خیلی
‫قشنگ‌تر از یه کت‌وشلوار اتوکشیده به نظر میای.

00:21:45.340 --> 00:21:46.240
‫ولی...

00:21:47.290 --> 00:21:49.660
‫فکر نمی‌کنم تو عاشق اون نسخه‌ی من می‌شدی...

00:21:51.040 --> 00:21:53.500
‫که توی لباس سفید ساده قشنگ به‌نظر میاد.

00:21:53.524 --> 00:22:03.524
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:03.548 --> 00:22:13.548
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:35.690 --> 00:23:37.820
ماه دوردست

00:23:37.870 --> 00:23:39.320
«ماهِ دوردست»