﻿WEBVTT

00:00:02.633 --> 00:00:07.633
‫[AidinOrkhani]
‫[samphonyofdead@gmail.com]

00:00:07.634 --> 00:00:12.603
‫سلام. من ایگور دیاتلوف‌اَم.
‫می‌تونم بیام تو؟

00:00:13.662 --> 00:00:18.303
‫ایگور! بیا تو ، بیا تو!
‫همین الان داشتیم حرفت رو می‌زدیم.

00:00:18.423 --> 00:00:20.848
‫این الکساندر زولتاروفه ،

00:00:20.968 --> 00:00:23.623
‫مربی وگردشگر پایگاه "کارُو".

00:00:23.743 --> 00:00:26.532
‫می‌تونی منو ساشا صدا کنی ،
‫از دیدنت خوش‌وقتم.

00:00:26.652 --> 00:00:29.932
‫من برای اجازه‌نامه اومدم.
‫اونا گفتن که مسیر تایید شده.

00:00:30.052 --> 00:00:32.099
‫بگیر بشین.

00:00:33.238 --> 00:00:37.505
‫تو مسیر سختی رو انتخاب کردی ، ایگور.
‫دشواریِ زیادی داره...

00:00:37.625 --> 00:00:40.656
‫آب و هوای سخت ،
‫زمین بسیار ناهموار...

00:00:40.776 --> 00:00:43.766
‫نه جاده‌ای ، نه مسیری.
‫و دو تا دختر باهاتن.

00:00:43.886 --> 00:00:48.493
‫لِف سیمونوویچ ، ما از پسش برمیایم ، همه‌ی بچه‌ها
‫آماده‌اَن. خودم شخصاً همه‌شون رو می‌شناسم.

00:00:48.784 --> 00:00:50.955
‫می‌فهمم ، می‌فهمم.

00:00:51.429 --> 00:00:55.143
‫به هر حال ، رفیق زولتاروف
‫باهاتون میاد.

00:00:55.456 --> 00:00:58.896
‫- چطور؟
‫- راستش رو بخوام بگم ، خودم خودم رو دعوت کردم.

00:00:59.016 --> 00:01:02.036
‫خیلی وقته که برای اردو زدن جایی نرفتم.
‫زیادی یه جا نشستم.

00:01:02.156 --> 00:01:05.220
‫یه گروه "کارُو" رو ترک کردن ،
‫اما من سر وقت بهشون نرسیدم.

00:01:05.340 --> 00:01:10.389
‫پس از باشگاه شما خواستم
‫که منو به گروهی اضافه کنه.

00:01:13.281 --> 00:01:16.161
‫لِف سمونوویچ ،
‫بذار رُک بگم.

00:01:16.281 --> 00:01:18.731
‫به ما اطمینان نداری؟
‫یا فکر می‌کنی که...

00:01:18.851 --> 00:01:22.418
‫- نمی‌تونیم این کار رو بدون یه مربی انجام بدیم؟
‫- زیادی گنده‌اش نکن.

00:01:22.538 --> 00:01:25.699
‫همه چیز برات شرح داده شده.
‫بعداً ازم تشکر می‌کنی.

00:01:25.819 --> 00:01:29.610
‫رفیق زولتاروف آدم با تجربه‌ایه ،
‫خیلی چیزها ازش یاد می‌گیری.

00:01:29.730 --> 00:01:32.091
‫و بذار کاملاً صادق باشم ،
‫ما هم حس می‌کنیم اینجوری امن‌تره.

00:01:33.347 --> 00:01:37.132
‫این پروتکل کمیسیون مسیره.
‫می‌تونی نگهش داری.

00:01:38.070 --> 00:01:40.795
‫- ممنونم ، می‌تونم برم؟
‫- بله ، برو.

00:01:40.915 --> 00:01:42.979
‫ایگور!

00:01:43.533 --> 00:01:49.110
‫می‌دونم کمی غیرمنتظره بوده ،
‫ولی فکر می‌کنم ما با هم دوست می‌شیم.

00:02:02.835 --> 00:02:06.858
‫« گذرگاه دیاتلوف »

00:02:07.278 --> 00:02:11.591
‫« قسمت دوم »

00:02:29.381 --> 00:02:31.581
‫- یورا ، تویی.
‫- سلام ، زینا.

00:02:31.701 --> 00:02:33.726
‫سلام.

00:02:34.451 --> 00:02:37.666
‫- گوسیا هنوز سر و کله‌اش پیدا نشده؟
‫- نه.

00:02:38.540 --> 00:02:41.826
‫فکر می‌کنی اونا اجازه‌ی مسیری
‫به این دشواری رو بهمون می‌دن؟

00:02:41.946 --> 00:02:46.282
‫اونا نمی‌تونن به گوسیا نه بگن.
‫اون کارمند قابلیه.

00:02:47.576 --> 00:02:49.663
‫زینا!

00:02:50.384 --> 00:02:52.427
‫من مدام به تو فکر می‌کنم.

00:02:52.617 --> 00:02:55.667
‫- هنوزم از دستم ناراحتی؟
‫- نه ، مدتی می‌شه که اینطور نیست.

00:02:56.635 --> 00:02:58.676
‫گوسیا!

00:02:59.075 --> 00:03:01.742
‫- خب چطور پیش رفت؟
‫- ما می‌ریم به اُتورتِن.

00:03:06.274 --> 00:03:10.167
‫یورا ، مسیر تایید شد.
‫خوشحال نیستی؟

00:03:10.534 --> 00:03:14.670
‫- البته که خوشحالم.
‫- عجله کن ، باید به همه بگیم.

00:03:16.985 --> 00:03:19.962
‫دفترچه می‌خریم. و همه‌ چیز رو
‫به صورت خاطرات روزانه می‌نویسیم.

00:03:20.082 --> 00:03:22.900
‫- دقیقاً!
‫- دوربین هم می‌خوایم.

00:03:23.231 --> 00:03:26.213
‫یورا! این بوریاست.

00:03:26.411 --> 00:03:29.037
‫اون فارغ‌التحصیلِ
‫دانشکده‌ی راه و ساختمانه.

00:03:29.157 --> 00:03:32.880
‫بوریا دوست داره بره اردو ،
‫مثل روزهای خوش گذشته.

00:03:33.000 --> 00:03:36.126
‫اون رو با خودت می‌بری؟
‫پسر خوبیه ، ورزشکاره.

00:03:36.246 --> 00:03:39.067
‫- جای خالی نداریم ، گروه پُر شده.
‫- شاید...

00:03:39.187 --> 00:03:41.196
‫اتفاق خاصی نمی‌افته!

00:03:41.746 --> 00:03:46.033
‫خب ، همه این روزا عصبی‌اَن.
‫ببخشید ، یِلتسین ، جواب نداد.

00:03:46.192 --> 00:03:49.347
‫مشکلی نیست ، تقصیر تو نبود.

00:03:52.765 --> 00:03:56.473
‫« 23 ژانویه ، 1959 »

00:03:57.650 --> 00:04:00.077
‫رفقای در حال بوس و کنار ،
‫پنجره رو ببندین!

00:04:00.197 --> 00:04:02.815
‫- باد تا مغز استخون آدم نفوذ می‌کنه.
‫- فقط یه دقیقه.

00:04:03.182 --> 00:04:06.561
‫- برای چی هنوز وایسادیم؟
‫- دارن لوکوموتیو رو عوض می‌کنن.

00:04:08.741 --> 00:04:10.949
‫و دختره چی؟

00:04:13.333 --> 00:04:16.019
‫گرفتی؟ و دختره چی.

00:04:16.640 --> 00:04:19.403
‫می‌بینم که حسابی با هم آشنا شدین.

00:04:19.959 --> 00:04:23.018
‫ساشا برامون جُک‌های
‫بامزه‌ای تعریف می‌کنه.

00:04:23.190 --> 00:04:27.612
‫تو تیم خوبی ساختی ، ایگور.
‫با کُلی حِس شوخ‌طبعی.

00:04:27.817 --> 00:04:30.342
‫- درسته.
‫- گوسیا ، بیا جاگیر بشیم.

00:04:30.555 --> 00:04:33.451
‫- ساشا ، تو هنوز آواز خوندن ما رو نشنیدی.
‫- بفرمایید!

00:04:33.571 --> 00:04:35.185
‫روستیک ، بیا یه چیزی بخونیم.

00:04:35.305 --> 00:04:39.087
‫- گوسیا ، جریان این یارو چیه؟
‫- منم برام سواله که چرا باید اونو با خودمون ببریم؟

00:04:39.207 --> 00:04:43.017
‫منم موافق نبودم ، اما گوردو
‫منو با واقعیتی مواجه کرد.

00:04:43.137 --> 00:04:46.082
‫اون با ما میاد ، تمام.

00:04:49.071 --> 00:04:51.619
‫اوه ، گروه بِلِن!
‫اون داره با ما میاد به ویژای.

00:04:51.739 --> 00:04:54.865
‫شماها اونجا چیکار می‌کنین؟
‫بیاین با ما آواز بخونین.

00:04:54.985 --> 00:04:57.163
‫- داریم میایم.
‫- تو میای؟

00:04:57.563 --> 00:05:01.160
‫- من همینجا می‌مونم.
‫- ساشا ، سرود ما رو بلدی؟

00:05:01.289 --> 00:05:03.148
‫بیاین الان بخونیم.

00:05:03.285 --> 00:05:07.940
‫لیودا ، قطار هنوز ایستگاه رو ترک نکرده ، و تو
‫کنسرت آهنگ‌های درخواستیت رو شروع کردی؟

00:05:10.135 --> 00:05:13.019
‫حالا دیگه کاملاً می‌تونیم.

00:05:54.355 --> 00:05:56.219
‫یورا!

00:05:56.339 --> 00:05:58.439
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:05:58.559 --> 00:06:02.159
‫سلام ، گوسیا. اومده بودم سیگار بکشم.

00:06:02.377 --> 00:06:05.500
‫همه دارن آواز می‌خونن.
‫خوش‌گذرونی رو از دست می‌دی.

00:06:07.657 --> 00:06:10.501
‫- منم می‌رم.
‫- یه دقیقه صبر کن.

00:06:11.069 --> 00:06:13.569
‫تو چته؟

00:06:13.963 --> 00:06:17.484
‫چیزی نیست. راستش...

00:06:19.632 --> 00:06:23.967
‫- دلواپسم.
‫- این یعنی چی ، یورا؟

00:06:30.732 --> 00:06:36.062
‫چیزی نیست! هر باری که
‫می‌رم اردو ، اینجوری می‌شم...

00:06:37.302 --> 00:06:39.605
‫فراموشش کن!

00:06:40.738 --> 00:06:43.272
‫- سلام.
‫- سلام ، ایگور.

00:06:43.400 --> 00:06:45.447
‫سلام ، بچه‌ها.

00:06:45.567 --> 00:06:48.004
‫نگاه کن ، ژکا ،
‫استعداد جدید در حال رشده.

00:06:48.416 --> 00:06:51.354
‫- پس شما دارین می‌رین اُتورتِن؟
‫- آره.

00:06:51.474 --> 00:06:54.327
‫فکر نمی‌کردم اجازه بدن برین.
‫مسیر خیلی سختیه.

00:06:54.447 --> 00:06:57.596
‫- نه ، سیگار نمی‌کشم.
‫- اون یارو سیبیله کیه؟

00:06:57.920 --> 00:07:03.077
‫توی یه پایگاه گردشگری مربیه.
‫کلوب ورزشی گفت که اون با ما بیاد.

00:07:03.413 --> 00:07:06.707
‫- اوه ، پس جریان اینه.
‫- حالا روشن شد.

00:07:06.827 --> 00:07:09.781
‫- چی؟
‫- چرا با یه مربی ول‌تون کردن؟

00:07:09.901 --> 00:07:13.005
‫- چه فرقی می‌کنه. هنوزم من رهبر گروهم.
‫- این چیزیه که تو فکر می‌کنی.

00:07:13.125 --> 00:07:16.382
‫باشگاه ورزشی بهتر می‌دونه.
‫اگه گُم بشید چی؟

00:07:16.502 --> 00:07:20.954
‫برای همینه شما رو با یه بابا فرستادن. احتمالاً
‫توی ویژای یه مامانی هم منتظرتونه.

00:07:21.288 --> 00:07:23.617
‫سیگار کشیدن ضرر داره.

00:07:25.045 --> 00:07:28.006
‫- ایگور!
‫- چش شد؟

00:07:33.209 --> 00:07:36.898
‫بچه‌ها ، تمومش کنید!
‫برای امروز آواز خوندن دیگه بسه.

00:07:37.018 --> 00:07:39.119
‫- چرا؟
‫- چون دیره...

00:07:39.239 --> 00:07:41.489
‫و ما باید نیرومون رو حفظ کنیم.
‫برید بخوابید!

00:07:41.609 --> 00:07:43.291
‫- گوسیا ، جدی که نمی‌گی؟
‫- چرا.

00:07:43.411 --> 00:07:47.416
‫- برای چی باید بریم بخوابیم؟
‫- خیلی خب ، گوش کنین ، راه‌پیماییِ آسونی نیست.

00:07:47.878 --> 00:07:51.191
‫و اول از همه ،
‫به دیسیپلین و هماهنگی نیازه.

00:07:52.472 --> 00:07:57.977
‫اگه کسی از تصمیم من راضی نیست ،
‫می‌تونه ایستگاه بعدی پیاده بشه.

00:08:02.892 --> 00:08:06.627
‫بچه‌ها ، من فکر می‌کنم حق با ایگور‌ـه.
‫ما برای آواز خوندن وقت داریم.

00:08:07.149 --> 00:08:10.791
‫کُلی وقت پیش‌رومون هست.
‫بیاین بریم بخوابیم!

00:08:10.911 --> 00:08:13.639
‫شما چقدر حوصله سر برین!

00:08:13.759 --> 00:08:16.932
‫حتی با گروه هِنبان هم
‫بیشتر خوش می‌گذره.

00:08:31.978 --> 00:08:34.397
‫خب ، ما توی قطاریم.

00:08:34.517 --> 00:08:37.528
‫می‌خوام بدونم که چی توی
‫راه‌پیمایی منتظر ماست؟

00:08:37.648 --> 00:08:40.045
‫چه چیز جدیدی انتظارمون رو می‌کشه؟

00:08:40.165 --> 00:08:45.162
‫امروز ، بچه‌ها موقرانه قسم خوردن
‫در طول راه‌پیمایی سیگار نکشن.

00:08:45.282 --> 00:08:47.786
‫کنجکاوم بدونم چقدر اراده دارن؟

00:08:47.906 --> 00:08:51.001
‫می‌تونن بدون سیگار کشیدن سَر کنن؟

00:08:51.141 --> 00:08:53.316
‫همه‌مون داریم
‫برای خواب آماده می‌شیم...

00:08:53.436 --> 00:08:56.974
‫و بیرون پنجره‌ها تایگایِ اورال بیداره.

00:08:57.332 --> 00:08:59.334
‫زینا!

00:09:00.984 --> 00:09:03.052
‫زینا!

00:09:06.015 --> 00:09:10.660
‫چه اتفاقی بین تو یوری دوروشِنکو افتاده؟
‫اون بنظر خیلی ناراحته.

00:09:13.209 --> 00:09:15.888
‫- ما بهم زدیم ، لیودا.
‫- چطوری؟

00:09:16.008 --> 00:09:18.278
‫خیلی ساده.

00:09:20.737 --> 00:09:24.097
‫- بعلاوه ، هیچ چیز خاصی نبود.
‫- شاید نیازی نباشه تو کاری بکنی.

00:09:24.217 --> 00:09:27.451
‫اما اون داره بال بال می‌زنه.
‫من دیدمش.

00:09:38.374 --> 00:09:40.449
‫زینا!

00:09:44.323 --> 00:09:46.793
‫دخترهای توی
‫خوابگاه پیش‌بینی کردن...

00:09:46.913 --> 00:09:49.911
‫که یه نفر توی این
‫راه‌پیمایی عاشقم می‌شه.

00:09:53.610 --> 00:09:56.785
‫البته ، شاید احمقانه بنظر بیاد.

00:09:58.495 --> 00:10:01.893
‫به هر حال ، اگه این اتفاق بیفته ،
‫فکر می‌کنی کی ممکنه باشه؟

00:10:04.120 --> 00:10:07.155
‫شاید روستیک؟

00:10:16.058 --> 00:10:20.672
‫دخترا حسودی‌شون شد وقتی که
‫فهمیدن اون قراره با ما به راه‌پیمایی بیاد.

00:10:21.110 --> 00:10:24.298
‫اون خیلی بانمکه.
‫و ماندولین هم می‌زنه.

00:10:24.418 --> 00:10:27.855
‫می‌گن از یه خانواده‌ی
‫تحصیل‌کرده اومده.

00:10:30.286 --> 00:10:34.631
‫اما فکر نمی‌کنم به من
‫علاقه‌ای داشته باشه.

00:10:36.318 --> 00:10:39.368
‫کولیا تیبو چی؟

00:10:43.861 --> 00:10:47.872
‫به هیچ‌وجه.
‫اون بنظر خودشیفته‌اس.

00:10:48.068 --> 00:10:51.076
‫اون متوجه هیچکسی
‫غیر از خودش نیست.

00:10:51.196 --> 00:10:54.384
‫شاید بخاطر اسم خانوادگیشه؟
‫تیبو-بریگنول.

00:10:54.504 --> 00:10:59.135
‫اون فکر می‌کنه خون فرانسوی توی
‫رگ‌هاشه و حسابی هم خودش رو می‌گیره.

00:11:03.488 --> 00:11:07.331
‫یوری کراوانیشینکو چی؟

00:11:07.640 --> 00:11:09.891
‫یورا؟

00:11:16.048 --> 00:11:21.141
‫چرا که نه؟ می‌گن اون شعر می‌نویسه.
‫باید عاشق‌پیشه باشه.

00:12:21.914 --> 00:12:24.247
‫یورا! یورا! یورا!

00:12:24.707 --> 00:12:27.475
‫یورا! زینا!

00:12:27.833 --> 00:12:30.071
‫زینا ، بلند شو!

00:12:30.259 --> 00:12:34.081
‫زینا! لیودا! لیوداچکا! بچه‌ها!

00:12:34.246 --> 00:12:37.529
‫بلند شید! بلند شید!

00:12:39.278 --> 00:12:42.299
‫با ما نیا!

00:12:52.130 --> 00:12:54.655
‫زینا! زینا!

00:12:54.775 --> 00:12:57.457
‫یورا ، چته تو؟

00:13:01.755 --> 00:13:05.173
‫یورا ، چرا از جات پریدی؟
‫بگیر بخواب!

00:13:06.966 --> 00:13:09.632
‫فکر کردم چیزی دیدم.

00:13:35.200 --> 00:13:39.108
‫« 25 ژانویه‌ی 1959 »

00:13:48.954 --> 00:13:51.626
‫یورا ، تو واقعاً شعر می‌نویسی؟

00:13:51.914 --> 00:13:55.250
‫- واقعاً.
‫- می‌تونی یه چیز برامون بخونی؟

00:13:55.967 --> 00:13:58.052
‫چرا باید این کار رو بکنم؟

00:13:58.239 --> 00:14:02.282
‫یورا ، خواهش می‌کنم! یه چیزی بخون ،
‫تماشاچیا ازت درخواست می‌کنن.

00:14:02.402 --> 00:14:03.971
‫دست از سرم بردارین!

00:14:04.091 --> 00:14:07.872
‫بچه‌ها ، نگاه کنین! فیلم!

00:14:08.745 --> 00:14:12.908
‫امکان نداره! تفریحات فرهنگی
‫تا این جاها هم اومده.

00:14:13.028 --> 00:14:15.615
‫- بیاین بریم!
‫- یالا!

00:14:15.943 --> 00:14:19.987
‫ما باید اقتصادی فکر کنیم ،
‫وگرنه بی‌پول می‌مونیم.

00:14:20.107 --> 00:14:23.725
‫درسته! هیئت منصفه
‫گفتنی‌ها رو گفت!

00:14:23.962 --> 00:14:28.568
‫ما می‌خواهیم به دیدن فیلم‌ها برویم ،
‫دریغا ، توانش را نداریم.

00:14:29.694 --> 00:14:34.680
‫حیف . "صداهای سمفونی"
‫فیلم مورد علاقه‌ی منه.

00:14:42.846 --> 00:14:44.925
‫صبر کنین!

00:14:46.838 --> 00:14:51.346
‫- بیاین بریم ببینیم!
‫- لیودا ، تو همین الان رای ما رو زدی.

00:14:54.701 --> 00:14:57.012
‫من همه چیز رو محاسبه کردم ،
‫به اندازه‌ی کافی پول داریم.

00:14:57.132 --> 00:15:00.714
‫واقعاً می‌گم. دیگه کِی می‌شه که
‫با هم بریم فیلم ببینیم؟

00:15:02.415 --> 00:15:04.920
‫- گوسیا؟
‫- خیلی خب ، برید.

00:15:05.041 --> 00:15:07.096
‫هورا!

00:15:09.612 --> 00:15:13.917
‫من توی خونه‌ی جنگل‌بان می‌مونم.
‫اون یه نقشه‌ی با جزئیات داره.

00:15:14.112 --> 00:15:17.880
‫با تمام راه‌هایی که به گذرگاه می‌رسه.
‫بهش احتیاج داریم.

00:15:20.605 --> 00:15:22.931
‫یورا ، چی شده؟

00:15:23.709 --> 00:15:26.348
‫با من میای؟

00:15:27.466 --> 00:15:30.789
‫منم با شما میام پیش جنگل‌بان ، بچه‌ها.

00:15:31.744 --> 00:15:35.244
‫- هر طور میلته.
‫- من این فیلم رو بارها دیدم.

00:15:35.561 --> 00:15:38.565
‫ترجیح می‌دم قدم بزنم.

00:15:42.562 --> 00:15:46.480
‫بذار بگیم ، من نقشه‌ی
‫این منطقه رو دارم.

00:15:46.967 --> 00:15:50.854
‫ممکنه بذاری ما ببینیمش؟

00:15:56.148 --> 00:15:59.844
‫چرا توی شهر نمی‌مونید؟

00:16:00.317 --> 00:16:03.015
‫چرا دارین می‌رین اونجا؟

00:16:04.221 --> 00:16:06.933
‫این وقت سال ، حتی
‫مانسی‌ها هم نمی‌رن اُتورتِن.

00:16:07.053 --> 00:16:12.105
‫ما مانسی نیستیم ، ما گردشگرهای کارکشته‌ایم ،
‫با بیشتر از یک تجربه‌ی راه‌پیمایی.

00:16:18.178 --> 00:16:21.887
‫اونجا سه متر برف هست ،
‫پُر از گلوگاه و حفره‌اس.

00:16:23.079 --> 00:16:25.657
‫باد خیلی سخت می‌وزه...

00:16:25.966 --> 00:16:29.048
‫مانسی‌ها می‌گن حتی می‌تونه یه گوزن رو
‫هُل بده بندازه توی یه گودال.

00:16:29.168 --> 00:16:33.297
‫این که برای ما روشنه.
‫حالا نقشه رو بهمون نشون می‌دی ، یا نه؟

00:16:34.572 --> 00:16:38.893
‫بهش فکر کنین ،
‫برای چی باید بهتون کمک کنم؟

00:16:39.206 --> 00:16:42.212
‫اگه یه اتفاقی براتون بیفته ،
‫اونا منو مسئولش می‌دونن.

00:16:42.332 --> 00:16:45.282
‫ما که نمی‌خوایم ازت بگیریمش ،
‫فقط می‌خوایم یه نگاهی بهش بندازیم.

00:16:45.402 --> 00:16:49.316
‫رمپل ، ریشه‌ی اسم
‫خانوادگیت کجاییه؟

00:16:53.086 --> 00:16:56.389
‫- آلمانی.
‫- آلمانی هستی ، پس.

00:16:57.960 --> 00:17:00.046
‫جالبه.

00:17:01.396 --> 00:17:04.209
‫پوست می‌فروشی؟

00:17:04.865 --> 00:17:07.668
‫یا فقط ذخیره‌شون می‌کنی؟

00:17:09.399 --> 00:17:13.750
‫- برای تو چه اهمیتی داره؟
‫- فقط کنجکاوم.

00:17:13.964 --> 00:17:16.807
‫تو یه عالمه...

00:17:17.436 --> 00:17:21.823
‫ذخیره‌ی پوست اینجا داری.
‫باید کسب و کار سودآوری باشه.

00:17:29.567 --> 00:17:31.672
‫آلینا!

00:17:44.513 --> 00:17:46.530
‫بیا.

00:17:46.877 --> 00:17:50.401
‫این نقشه قدیمیه.
‫برای حدود 70 سال پیش.

00:17:52.840 --> 00:17:56.032
‫اما هیچی از اون موقع عوض نشده.

00:17:58.486 --> 00:18:00.656
‫- اون چه کاری بود؟
‫- منظورت چیه؟

00:18:00.776 --> 00:18:03.488
‫اونجا ، توی خونه‌ی رمپل ،
‫ماجرای پوست‌ها.

00:18:03.608 --> 00:18:07.702
‫اون داشت مقاومت می‌کرد ، و من تصمیم گرفتم
‫با اتهام شکار غیرقانونی بترسونمش.

00:18:08.388 --> 00:18:12.169
‫- وگرنه ، ما نقشه رو نمی‌دیدیم.
‫- من بالاخره یه راهی پیدا می‌کردم.

00:18:12.289 --> 00:18:16.407
‫بدون نیاز به این مسائل مجرمانه.
‫تو نباید دخالت می‌کردی.

00:18:16.784 --> 00:18:20.045
‫ببخشید اگه مناسب نبود.
‫فقط می‌خواستم کمک کنم.

00:18:20.197 --> 00:18:22.257
‫صبر کنین!

00:18:22.577 --> 00:18:24.603
‫صبر کنین!

00:18:27.127 --> 00:18:30.452
‫شما نمی‌تونین برین به اُتورتِن.
‫همینطور به خولات شاخیل.

00:18:30.572 --> 00:18:34.085
‫سورنینای اونجا زندگی می‌کنه ،
‫اون آدمیزاد نیست ، یه روحه.

00:18:34.334 --> 00:18:39.103
‫اون اجازه نمی‌ده وارد قلمروش بشین.
‫خولات شاخیل کوهستان مرگه.

00:18:39.223 --> 00:18:41.824
‫پرنده‌ها اونجا پرواز نمی‌کنن ،
‫گرگ‌ها اطرافش می‌چرخن...

00:18:41.944 --> 00:18:45.133
‫- شما نباید این کار رو بکنین.
‫- جنگل‌بان تو رو فرستاده؟

00:18:45.500 --> 00:18:49.606
‫تو می‌خوای ما رو بترسونی.
‫اما این کارت جواب نمی‌ده ، اینو بهش بگو.

00:18:49.726 --> 00:18:53.439
‫ما باید بریم.

00:18:56.034 --> 00:18:58.357
‫سورنیانی منتظر شماست.

00:18:58.477 --> 00:19:00.634
‫توی زمستون ، اون گرسنه‌اس.

00:19:01.072 --> 00:19:07.188
‫هر کسی بره سمتش ، اون می‌بلعتش.
‫زبونش رو می‌خوره ، چشم‌هاش رو...

00:19:34.560 --> 00:19:38.956
‫موسیقی فوق‌العاده‌ایه ، اینطور نیست ، یورا؟
‫سخت می‌شه توی لغات توصیفش کرد.

00:19:39.216 --> 00:19:42.413
‫- خوشبختی محضه!
‫- چی؟

00:19:43.703 --> 00:19:45.920
‫اوه ، آره ، آره.

00:19:47.763 --> 00:19:50.978
‫من از فیلم‌هایی که
‫درباره‌ی عشق‌اَن خوشم میاد.

00:19:51.261 --> 00:19:53.898
‫مخصوصاً اونایی که موزیکال هستن.

00:19:54.018 --> 00:19:56.135
‫چی؟

00:19:56.578 --> 00:19:59.607
‫گفتم خوشم میاد
‫وقتی در مورد عشق باشه.

00:19:59.727 --> 00:20:02.010
‫- خب ، آره.
‫- یورا!

00:20:08.557 --> 00:20:10.557
‫بزن بریم!

00:20:12.643 --> 00:20:15.289
‫کجا دارین می‌رین بچه‌ها؟

00:20:20.270 --> 00:20:25.253
‫ما اینجاییم که فیلم رو ببینیم.
‫پس من برای چی بلیط گرفتم؟

00:20:25.550 --> 00:20:28.929
‫دختر خانوم ، می‌شه
‫صدات رو بیاری پایین؟

00:21:04.411 --> 00:21:08.310
‫- خب...همگی اینجان؟
‫- نه ، نه همگی.

00:21:09.546 --> 00:21:12.280
‫یه سری دل‌شون نمی‌خواد
‫خداحافظی کنن.

00:21:12.725 --> 00:21:15.965
‫- بچه‌ها ، عجله کنین ، ما باید بریم!
‫- فقط یه لحظه.

00:21:16.350 --> 00:21:19.664
‫- یالا ، بگیر.
‫- دختربازهای الکی خوش.

00:21:20.254 --> 00:21:24.060
‫دخترا ، ممنون بخاطر این روز خوب.

00:21:25.068 --> 00:21:28.367
‫- ما رو یادتون باشه ، به عنوان آدمای جوون!
‫- شاید ما رو یادتون نمونه...

00:21:28.487 --> 00:21:31.971
‫ما برمی‌گردیم و خودمون رو
‫به یادتون می‌ندازیم. رفقای گردشگر!

00:21:32.263 --> 00:21:35.728
‫لطفاً به لنز نگاه کنین!

00:21:40.986 --> 00:21:43.324
‫« 26 ژانویه‌ی 1959 »

00:21:43.444 --> 00:21:47.284
‫«6 روز پیش از مرگ گروه دیاتلوف »

00:22:12.116 --> 00:22:15.009
‫- این شمال دومه؟
‫- بنظر که نمیاد.

00:22:15.129 --> 00:22:19.750
‫شمال دوم متروکه‌اس ، و اینجا ، ظاهراً مردم
‫زندگی می‌کنن. نگاه کنین اونجا چراغ هست.

00:22:20.637 --> 00:22:24.072
‫شمال دوم کمی از اینجا فاصله داره.

00:22:24.192 --> 00:22:27.190
‫شب رو اینجا بمونین ،
‫فردا خودتون راه بیفتین.

00:22:27.310 --> 00:22:29.642
‫خب ، ما یه معامله‌ای
‫کرده بودیم ، مگه نه؟

00:22:29.762 --> 00:22:33.963
‫معامله معامله‌اس ، اما هوا داره
‫تاریک می‌شه ، و من باید برگردم.

00:22:34.083 --> 00:22:38.050
‫نگران نباشید ، اینجا ناحیه‌ی 41‌‌ـه.
‫روستای درودگرهاست.

00:22:38.186 --> 00:22:42.248
‫50تا کارگر اینجا زندگی می‌کنن.
‫اونا ازتون پذیرایی می‌کنن.

00:22:47.672 --> 00:22:49.949
‫نوش جان.

00:22:52.768 --> 00:22:56.088
‫- ممنون ، خیلی خوش‌مزه‌اس.
‫- بخورید ، از غذاتون لذت ببرید.

00:22:56.208 --> 00:22:59.689
‫کی بیشتر می‌خواد ، تعارف نکنید.

00:22:59.830 --> 00:23:01.330
‫- نگه‌دار.
‫- ممنون.

00:23:01.450 --> 00:23:04.095
‫- پس اینجوریاست ، تامارا؟
‫- چطوریه؟

00:23:04.228 --> 00:23:07.864
‫وقتی ما ازت سهم اضافه‌تری می‌خوایم ،
‫انگشت وسطت رو بهمون نشون می‌دی.

00:23:07.984 --> 00:23:10.180
‫تو هر روز به اندازه‌ی
‫سه نفر غذا می‌خوری.

00:23:10.389 --> 00:23:14.339
‫اونوقت این بچه‌ها برای راه‌پیمایی
‫باید مثل آدمیزاد غذا بخورن؟

00:23:14.684 --> 00:23:16.952
‫بخورید ، بخورید!

00:23:18.048 --> 00:23:21.583
‫- شما رهبر گروهی؟
‫- منم.

00:23:22.130 --> 00:23:25.329
‫من رهبر گروه هستم.

00:23:25.792 --> 00:23:29.983
‫من فقط یه عضو اضافه شده‌ام.
‫تصمیم گرفتم ایام جوونیم رو زنده کنم.

00:23:30.506 --> 00:23:35.528
‫- متوجه‌ام. خب کجا دارین می‌رین؟
‫- باید برسیم به شمال دوم.

00:23:35.668 --> 00:23:39.015
‫نقطه‌ی شروع ما اونجاست
‫و بعدشم اُتورتِن.

00:23:39.192 --> 00:23:41.997
‫شما تنهایی نمی‌تونین
‫شمال دوم رو پیدا کنین.

00:23:42.117 --> 00:23:44.689
‫باید راه رو بشناسین.

00:23:45.199 --> 00:23:48.312
‫بابابزرگ اسلاوا ، بیا اینجا!

00:23:49.720 --> 00:23:53.179
‫فردا این گردشگرها رو برای رسیدن
‫به شمال دوم همراهی می‌کنی؟

00:23:53.385 --> 00:23:55.435
‫گردشگرها؟

00:23:55.645 --> 00:23:59.483
‫اگه تو بهم بگی این کار رو می‌کنم.
‫اما اونا اونجا دنبال چی هستن؟

00:23:59.603 --> 00:24:02.936
‫- شنیدی که ، می‌خوان برن به اُتورتِن.
‫- به اُتورتِن؟

00:24:03.612 --> 00:24:07.318
‫من با یه کالسکه‌ی استولپین اومدم اینجا.

00:24:07.625 --> 00:24:11.254
‫و این بچه‌ها مشتاقن تنهایی
‫برن اونجا. آدمای عجیبی هستن!

00:24:11.374 --> 00:24:13.891
‫شما بچه‌ها کجا قراره برین؟

00:24:14.011 --> 00:24:18.819
‫فقط فکر کنین بیرون چقدر سرده.
‫چطور پدر و مادرهاتون اجازه می‌دن؟

00:24:18.939 --> 00:24:21.925
‫ما از کسی اجازه نگرفتیم.
‫خودمون یه پا آدم مستقل‌ایم.

00:24:22.045 --> 00:24:25.113
‫می‌خوای یکم دیگه
‫برات غذا بیارم ، آقای مستقل؟

00:24:28.093 --> 00:24:30.745
‫- بله ، لطفاً.
‫- بده بیاد اینور.

00:24:44.972 --> 00:24:48.380
‫اگه فردا صبح اینجا رو ترک کنین ،
‫عصری می‌رسین به شمال دوم.

00:24:48.500 --> 00:24:51.716
‫کوله‌ها رو بذارین توی کالسکه ،
‫اینطور براتون راحت‌تره.

00:24:53.180 --> 00:24:56.120
‫گوش کن ، اون مرد میانسال که باهاتونه...

00:24:56.377 --> 00:25:01.668
‫- خیلی وقته که می‌شناسیش؟
‫- اصلاً ، اونو قبل از اینکه راه بیفتیم بهمون اضافه کردن.

00:25:01.788 --> 00:25:04.328
‫اون یه مربیه. مشکلش چیه؟

00:25:04.448 --> 00:25:08.540
‫اون یه مربی نیست ،
‫از طرف دپارتمان ویژه‌اس.

00:25:09.031 --> 00:25:11.769
‫- از چه نوعش؟
‫- نوع مستقیمش.

00:25:13.355 --> 00:25:18.294
‫نمی‌تونه اینطور باشه. برای چی باید یه نفر
‫رو از دپارتمان ویژه با ما راهی کنن؟

00:25:18.750 --> 00:25:21.995
‫کی می‌دونه. ممکنه به دلایل امنیتی باشه.

00:25:22.115 --> 00:25:24.303
‫کمپ ما اطراف شهره.

00:25:24.423 --> 00:25:29.511
‫اما ممکنه چند نفر از شماها براش
‫جالب باشن ، خودت باید بهتر بدونی.

00:25:29.631 --> 00:25:33.467
‫بابابزرگ اسلاوا این چیزها رو حس می‌کنه ،
‫پس مراقب خودتون باشین.

00:25:33.587 --> 00:25:36.454
‫و به رفقات خبر بده.

00:25:40.096 --> 00:25:42.711
‫تو خیلی خوبی!

00:25:43.771 --> 00:25:46.138
‫دختر باهوش!

00:26:11.759 --> 00:26:14.628
‫- گوسیا!
‫- چی شده ، یورا؟

00:26:16.933 --> 00:26:19.364
‫من همش به...

00:26:20.433 --> 00:26:22.932
‫حرفای اون زن فکر می‌کنم.

00:26:24.163 --> 00:26:27.930
‫اونی که در مورد
‫ارواح بهمون هشدار داد.

00:26:28.756 --> 00:26:33.077
‫- کوهستان مرگ ، یادته؟
‫- اینا داستان‌های پیرزناست ، یورا.

00:26:33.197 --> 00:26:35.903
‫- از کجا معلوم.
‫- از کجا معلوم؟

00:26:36.084 --> 00:26:39.150
‫مانسی‌ها کافرن ، اونا به ارواح باور دارن.

00:26:40.038 --> 00:26:46.303
‫تمام ارواح‌شون شرورن.
‫غریبه‌ها رو با اینا می‌ترسونن.

00:26:46.939 --> 00:26:49.836
‫اینطوری از قدیس‌هاشون محافظت می‌کنن.

00:26:50.026 --> 00:26:53.425
‫نه ، متوجهم ، اما...

00:26:53.607 --> 00:26:58.636
‫تا حالا فکر کردی اونا چیزهایی هستن
‫که ما در موردشون نمی‌دونیم؟

00:27:00.364 --> 00:27:03.063
‫نمی‌دونم ، یه جور نیرو.

00:27:06.132 --> 00:27:08.716
‫مزخرفه. کافیه ، یورا!

00:27:08.945 --> 00:27:11.608
‫چه جور حشره‌ای نیشت زده؟

00:27:13.211 --> 00:27:15.771
‫من یه خوابی دیدم.

00:27:17.165 --> 00:27:21.075
‫- که ما نباید بریم اونجا.
‫- کافیه!

00:27:21.387 --> 00:27:25.108
‫دست از القای شوروی‌ستیزی بردار.

00:27:26.775 --> 00:27:31.564
‫حرفشم نزن!
‫مخصوصاً جلوی دخترها.

00:27:33.735 --> 00:27:37.482
‫اونا خیلی سریع تحت تاثیر قرار می‌گیرن.

00:29:18.016 --> 00:29:21.212
‫گوسیا! یورا پشت سرمون جا مونده.

00:29:21.686 --> 00:29:24.572
‫یورا! شما ادامه بدین!

00:29:31.451 --> 00:29:34.789
‫یورا! مشکل چیه؟

00:29:39.817 --> 00:29:46.010
‫وضعیت پام خوب نیست. فکر کنم
‫دیروز توی کامیون سرما خوردم.

00:29:46.160 --> 00:29:48.542
‫دردت خیلی زیاده؟

00:29:48.870 --> 00:29:52.511
‫تا اینجا که ، قابل تحمل بوده.
‫امیدوارم بگذره.

00:29:52.776 --> 00:29:54.742
‫خب.

00:29:54.862 --> 00:29:58.935
‫سرعتت رو کم کن و یکم منتظر بمون.

00:29:59.079 --> 00:30:03.881
‫ما پشت این تپه یه نفسی می‌گیریم.
‫وقتی که استراحت کردی ، با ما ادامه بده.

00:30:04.570 --> 00:30:07.940
‫- آره ، خوبه.
‫- رد اسکی‌ها رو گُم نکنی.

00:30:15.420 --> 00:30:19.157
‫«27 ژانویه 1959 »

00:30:31.105 --> 00:30:33.866
‫کجاها می‌تونم هیزم جمع کنم؟

00:30:33.986 --> 00:30:37.020
‫کناره‌ی رودخونه ، اونطرف.

00:30:38.374 --> 00:30:40.739
‫ممنون.

00:30:41.825 --> 00:30:43.532
‫ما هنگام غروب رسیدیم.

00:30:43.652 --> 00:30:46.664
‫مدت زیادی دنبال
‫یه کلبه با در و پنجره گشتیم.

00:30:46.784 --> 00:30:50.536
‫شمال دوم یه روستای متروکه ،
‫هیچکس اینجا زندگی نمی‌کنه.

00:30:50.987 --> 00:30:55.742
‫مکان‌های اطراف اینجا به طرز دلربایی
‫زیباست ، مثل رودخونه‌ی چوساوایا.

00:30:56.746 --> 00:30:59.962
‫من باید یه چیزی رو بهتون بگم.

00:31:02.854 --> 00:31:05.449
‫در مورد زولتاروف.

00:31:16.428 --> 00:31:19.097
‫بیخیال ، گوسیا ، اون از طرف
‫دپارتمان ویژه نیست.

00:31:19.217 --> 00:31:23.387
‫اون مثل ماست ، یه گردشگر
‫معمولی که اومده به راه‌پیمایی.

00:31:23.507 --> 00:31:27.777
‫بله ، البته. باید دیروز می‌دیدیش.
‫کاری کرد جنگل‌بان کم بیاره ، با اون پوست‌ها.

00:31:27.897 --> 00:31:31.248
‫یورا ، یادته چجوری باهاش برخورد کرد.
‫انگار داره بازجوییش می‌کنه.

00:31:31.368 --> 00:31:34.088
‫- این که دلیل نمی‌شه.
‫- پس چی دلیل می‌شه؟

00:31:34.642 --> 00:31:38.753
‫این حقیقت که توی پاسپورتش ننوشته ساشا ،
‫که نوشته سیمون ، این دلیل خوبیه؟

00:31:39.048 --> 00:31:41.378
‫تو از کجا می‌دونی؟

00:31:42.716 --> 00:31:46.650
‫- من دیروز به مدارکش نگاه انداختم.
‫- منظورت چیه؟

00:31:46.889 --> 00:31:49.158
‫- وقتی که خوابیده بود این کار رو کردم.
‫- گوسیا!

00:31:49.278 --> 00:31:52.442
‫- چیه؟
‫- حتی اگه توی پاسپورت اسمش سیمون باشه.

00:31:52.562 --> 00:31:55.777
‫- این چه چیز مهمی رو ثابت می‌کنه؟
‫- مغزتون رو بکار بگیرین!

00:31:56.380 --> 00:32:00.554
‫چرا باید یه نفر خودش رو ساشا
‫معرفی کنه ، اگه اسمش این نیست؟

00:32:00.674 --> 00:32:03.652
‫شماها دارین در مورد چی بحث می‌کنین؟

00:32:03.937 --> 00:32:05.980
‫ما...

00:32:06.100 --> 00:32:09.295
‫در این مورد بحث می‌کنیم که
‫چی مهم‌تره. عشق یا دوستی؟

00:32:09.415 --> 00:32:12.724
‫- به چه نتیجه‌ای رسیدین؟
‫- دیدگاه‌ها متفاوتن.

00:32:13.497 --> 00:32:16.893
‫برای مثال ، من
‫فکر می‌کنم دوستی مهم‌تره.

00:32:17.013 --> 00:32:19.818
‫ساشا ، تو چی فکر می‌کنی؟

00:32:21.691 --> 00:32:26.054
‫من فکر می‌کنم مهم‌ترین چیز صداقته.

00:32:26.705 --> 00:32:31.398
‫اگه با خودت صادق نباشی ،
‫با رفقای هم‌رزمت هم صادق نیستی.

00:32:32.006 --> 00:32:34.377
‫و دوستی به حقیقت نمی‌پیونده.

00:32:34.581 --> 00:32:38.672
‫پس ، اگه ما ازت صادقانه بخوایم ،
‫صادقانه جواب‌مون رو می‌دی؟

00:32:40.477 --> 00:32:42.906
‫می‌دونم می‌خوای چی ازم بپرسی.

00:32:43.140 --> 00:32:47.456
‫دیشب دیدمت که
‫داشتی کوله‌ام رو می‌گشتی.

00:32:49.368 --> 00:32:53.595
‫مطابق پاسپورت ، من سیمون هستم.

00:32:54.506 --> 00:32:59.163
‫فرمانده‌ی سابقم اسمش ساشا بود.

00:32:59.663 --> 00:33:03.577
‫من بهش مدیونم. اون
‫یجورایی زندگیم رو نجات داد.

00:33:05.358 --> 00:33:08.421
‫برای همین اسمش رو برداشتم.

00:33:08.690 --> 00:33:11.168
‫پاداشی هم گرفتی؟

00:33:11.946 --> 00:33:15.894
‫مدال ستاره‌ی سرخ و چند تا مدال دیگه.

00:33:16.014 --> 00:33:20.217
‫وقتی که رفتم به خط مقدم ، از شماها
‫جوون‌تر بودم ، فقط 20 سال سن داشتم.

00:33:20.678 --> 00:33:25.089
‫بدون اینکه زخمی بردارم
‫به برلین رسیدم. خوش‌شانس بودم.

00:33:26.131 --> 00:33:29.431
‫جنگ چیزهای زیادی بهم یاد داد.

00:33:29.655 --> 00:33:32.812
‫فهمیدن آدم‌ها ،
‫اینکه توی ذهن‌شون چی می‌گذره.

00:33:32.932 --> 00:33:38.273
‫- مثل جنگل‌بان.
‫- گفتی ، در طول جنگ یه زخم هم برنداشتی؟

00:33:38.545 --> 00:33:41.708
‫چطور ممکنه؟

00:33:42.583 --> 00:33:46.840
‫- فکر کنم جادو شده بودم.
‫- منظورت چیه ، جادو شده بودی؟

00:33:49.819 --> 00:33:52.632
‫گمون کنم ، حرف احمقانه‌ای زدم.

00:33:53.709 --> 00:33:56.999
‫نه ، فقط خوش‌شانس بودم.

00:33:59.816 --> 00:34:04.885
‫خب ، بچه‌ها ، من می‌رم
‫قبل از خواب یه سیگاری بکشم.

00:34:31.047 --> 00:34:33.888
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫دفعه‌ی بعد هم تفنگت رو بده بهش!

00:34:34.008 --> 00:34:37.514
‫راه بیفت! تو برو آخر صف.

00:34:38.847 --> 00:34:45.367
‫« 21 آوریل 1945 ، ایالت براندنبورگ ، آلمان »

00:34:50.484 --> 00:34:55.161
‫بذار ما بریم ، من باید برم خونه.
‫خواهش می‌کنم!

00:34:55.438 --> 00:34:59.618
‫- من باید برم درسدن. ما تسلیم شدیم.
‫- ولم کن!

00:34:59.863 --> 00:35:02.507
‫بذار برم! بذار برم!

00:35:03.315 --> 00:35:05.377
‫این...

00:35:05.497 --> 00:35:09.032
‫این دخترمه.
‫اون خونه منتظرمه.

00:35:09.152 --> 00:35:14.664
‫- بذارش کنار!
‫- خواهش می‌کنم!

00:35:31.347 --> 00:35:36.013
‫چیه؟ دلت به حال این عوضی‌ها می‌سوزه؟
‫نمی‌تونی غذات رو بخوری؟

00:35:38.199 --> 00:35:41.582
‫نگران اون هرزه‌ای؟

00:35:41.809 --> 00:35:44.409
‫اصلاً برات سوال شده که اونا
‫روس‌ها رو چی می‌دونن؟

00:35:44.582 --> 00:35:48.867
‫هر کدوم از اینا توی اردوگاه کار بودن.
‫این عوضی‌ها رفقای هم‌رزم ما رو شکنجه کردن.

00:35:52.852 --> 00:35:55.223
‫به چی زُل زدی؟

00:35:55.846 --> 00:35:59.081
‫عوضی! امیدوارم خیلی زود بمیری.

00:36:00.017 --> 00:36:02.519
‫چی گفتی؟

00:36:03.956 --> 00:36:06.766
‫دوباره بگو چی گفتی!
‫دوباره بگو!

00:36:06.886 --> 00:36:08.923
‫بیا اینجا!

00:36:09.147 --> 00:36:12.736
‫اون کاری نکرده. بذار بره!

00:36:14.677 --> 00:36:17.609
‫- راه بیفت!
‫- نه!

00:36:18.079 --> 00:36:19.679
‫نه!

00:36:21.451 --> 00:36:23.051
‫نه!

00:36:24.309 --> 00:36:26.106
‫نه!

00:36:47.756 --> 00:36:49.950
‫برو جلو!

00:36:53.808 --> 00:36:55.808
‫بیا اینجا!

00:37:07.436 --> 00:37:10.365
‫رفیق کاپیتان! رفیق کاپیتان! نکن!

00:37:36.790 --> 00:37:40.444
‫بیا بریم. یالا ، بجنب.

00:37:59.028 --> 00:38:02.419
‫اون یکی رو کُشت.
‫حالا دیگه تنهاست.

00:38:02.783 --> 00:38:06.020
‫- چی داری می‌گی؟
‫- باید از این فرصت استفاده کنیم.

00:38:10.019 --> 00:38:12.316
‫بزن!

00:38:16.110 --> 00:38:18.118
‫بزن!

00:38:37.412 --> 00:38:40.772
‫نه ، تو نمی‌تونی بذاری ما بریم.

00:38:41.026 --> 00:38:45.744
‫ما هیولاییم. ما کارهای وحشتناکی
‫توی اون قلعه انجام دادیم.

00:38:45.864 --> 00:38:50.426
‫اون دختری که مارتا نشونت داد.
‫اون دختر یه زندانیه یهودیه.

00:38:50.555 --> 00:38:53.721
‫مارتا چشم‌های اون زن رو
‫درآورد و زبونش رو بُرید.

00:38:53.841 --> 00:38:57.728
‫بعد گذاشتش توی یه وان پُر از یخ
‫و شروع کرد به بیرون آوردن قلبش.

00:38:57.848 --> 00:39:01.481
‫من هنوز هم می‌تونم صدای
‫جیغ‌هاش رو بشنوم ، سرم داره منفجر می‌شه.

00:39:01.665 --> 00:39:04.993
‫ما همگی مرگ رو می‌پرستیم.

00:39:05.113 --> 00:39:09.310
‫اما مرگ چیزیه که ما مستحقش هستیم.

00:39:26.874 --> 00:39:29.572
‫این حلقه...

00:39:31.056 --> 00:39:34.992
‫نمی‌ذاره که بمیری.

00:42:49.259 --> 00:42:51.892
‫ساشا ، منم...

00:42:52.161 --> 00:42:54.901
‫اومدم معذرت‌خواهی کنم.

00:42:55.027 --> 00:43:00.423
‫- ببخشید اونطوری باهات رفتار کردم.
‫- مشکلی نیست ، ایگور.

00:43:01.448 --> 00:43:05.040
‫- پس ، ازم دلخور نیستی؟
‫- چه دلخوری‌ای؟

00:43:05.365 --> 00:43:09.731
‫بیا بریم بخوابیم. فردا
‫قراره بریم به راه‌پیمایی.

00:43:37.655 --> 00:43:41.034
‫- زینا ، کجا می‌ری؟
‫- هیچ جا.

00:44:09.965 --> 00:44:11.999
‫گوسیا!

00:44:12.749 --> 00:44:15.564
‫به حرف‌شون گوش نکن.

00:44:16.192 --> 00:44:20.525
‫- من می‌دونم با دلایل خوبی این کار رو کردی.
‫- اما احمقانه از آب در اومد.

00:44:23.423 --> 00:44:27.277
‫چطور بعد از این
‫می‌تونین بهم اعتماد کنین؟

00:44:27.407 --> 00:44:31.704
‫من چجور رهبر گروهی هستم.

00:44:33.381 --> 00:44:35.721
‫نه گوسیا.

00:44:36.077 --> 00:44:39.443
‫ما بازم بهت باور داریم.

00:44:40.964 --> 00:44:43.221
‫خب ، من باور دارم.

00:44:49.366 --> 00:44:52.534
‫یادته وقتی که
‫رفته بودیم کوهستان سایان؟

00:44:52.910 --> 00:44:55.262
‫چطور مار نیشم زد؟

00:44:55.821 --> 00:44:59.226
‫بعد تو بهم گفتی
‫همه چیز روبه‌راه می‌شه.

00:44:59.879 --> 00:45:02.155
‫من حرفت رو باور کردم.

00:45:02.275 --> 00:45:06.625
‫بعد تو یه نصف روز منو کول کردی ،
‫تا نزدیک‌ترین روستا ، یادته؟

00:45:07.483 --> 00:45:09.650
‫یادمه.

00:45:09.770 --> 00:45:13.561
‫بعدش من همینطور به نبضت نگاه
‫می‌کردم که روی گردنت می‌زد.

00:45:13.681 --> 00:45:16.297
‫اونجا ، زیر گوشِت.

00:45:16.626 --> 00:45:19.508
‫و می‌دونستم تا وقتی که می‌تپه...

00:45:19.964 --> 00:45:23.071
‫هیچ اتفاق بدی برای من نمی‌افته.

00:45:34.551 --> 00:45:37.053
‫تو سردته.

00:45:37.173 --> 00:45:39.924
‫بیا بریم داخل کلبه.

00:46:27.592 --> 00:46:30.596
‫یورا ، بلند شو! بلند شو!

00:46:30.722 --> 00:46:34.418
‫باید از اینجا بریم بیرون!
‫چاقو رو کی داره؟ چادر رو پاره کن!

00:46:34.800 --> 00:46:38.354
‫لیودا! بیا اینجا!

00:46:39.048 --> 00:46:41.166
‫بچه‌ها! بچه‌ها!

00:46:46.578 --> 00:46:48.604
‫دستت رو بده من!

00:46:48.724 --> 00:46:51.612
‫لیودا!

00:47:01.034 --> 00:47:03.593
‫چی شده؟

00:47:03.916 --> 00:47:07.062
‫بازم کابوس دیدی؟

00:47:08.045 --> 00:47:10.207
‫نمی‌دونم.

00:47:11.346 --> 00:47:17.647
‫مثل یه خواب نبود.
‫انگار که واقعی بود...

00:47:18.137 --> 00:47:20.350
‫با همه‌ی ماها.

00:47:21.053 --> 00:47:24.400
‫فکر می‌کنی
‫من دارم دیوونه می‌شم؟

00:47:25.637 --> 00:47:30.125
‫نه ، اینطور فکر نمی‌کنم.

00:47:33.810 --> 00:47:35.875
‫به هیچ وجه...

00:47:35.995 --> 00:47:41.768
‫بهتره از هیچکدومِ
‫این خواب‌هات حرفی نزنی.

00:47:41.935 --> 00:47:44.848
‫چیزهایی هست که...

00:47:45.707 --> 00:47:49.485
‫نباید به کسی گفته بشه.

00:47:53.151 --> 00:47:55.672
‫باور کن.

00:48:03.592 --> 00:48:06.650
‫تمومه ، مرد فرانسوی!
‫الان یه دونه خودتم می‌گیری.

00:48:08.625 --> 00:48:10.791
‫خودت رو جمع و جور کن.

00:48:19.258 --> 00:48:22.590
‫صبر کن ببینیم!
‫یورا یودین کجاست؟

00:48:35.577 --> 00:48:37.649
‫یورا!

00:48:37.925 --> 00:48:42.118
‫نگاش کن! همه آماده‌اَن و تو
‫هنوز نشستی اینجا. ما منتظر توییم.

00:48:46.245 --> 00:48:48.323
‫یورا!

00:48:49.435 --> 00:48:54.152
‫گوسیا ، منو ببخش.
‫دیگه نمی‌تونم ادامه بدم.

00:49:00.817 --> 00:49:03.094
‫پات؟

00:49:13.154 --> 00:49:16.891
‫به بقیه بگو بخاطر پاته.

00:49:33.976 --> 00:49:37.883
‫خیلی خب ، یورا ، زود خوب شی!

00:49:41.912 --> 00:49:47.622
‫کاش تو هم با ما می‌اومدی. وقتی برگشتیم ،
‫همه چیز رو برات تعریف می‌کنیم.

00:49:54.322 --> 00:49:57.877
‫یورا! تو چته؟

00:50:02.705 --> 00:50:07.540
‫ناراحت نباش!
‫بازم با هم می‌ریم اردو.

00:50:12.374 --> 00:50:14.514
‫بعداً می‌بینمت!

00:50:40.515 --> 00:50:43.415
‫« 28 ژانویه 1959 »

00:50:43.535 --> 00:50:49.404
‫« چهار رو پیش از مرگ گروه دیاتلوف »

00:50:49.405 --> 00:50:59.405
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.