﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:04.000
‫آنچه که در سریال
: گذشت "Pereval Dyatlova"

00:00:04.078 --> 00:00:08.129
‫- اسلحه‌ی کیه؟
‫- س. آ. ز ، سیمون الکساندروویچ زولتاروف.

00:00:08.249 --> 00:00:12.490
‫گوش کن ، ساشا ، اوضاع داره بد پیش می‌ره.
‫سه تا از دانشجوها جراحت‌های سختی برداشتن.

00:00:12.610 --> 00:00:16.445
‫- خیلی شبیه ضربه با قنداق تفنگه.
‫- این‌ها دو نفر از فرمانده‌هان گروه‌های ضربت ما هستن.

00:00:16.565 --> 00:00:20.398
‫- کاپیتان‌ها آخرومف و بولیگین.
‫- اون عاشق شکار آدم‌هاست.

00:00:20.518 --> 00:00:23.673
‫- فقط منتظره یکی فرار کنه.
‫- بهش اجازه دادی که بره؟

00:00:23.793 --> 00:00:27.503
‫- باید چیکار می‌کردم ، رفیق کاپیتان؟
‫- یه گروه رو جمع کنید!

00:00:31.614 --> 00:00:36.449
‫« گذرگاه دیاتلوف »

00:00:39.097 --> 00:00:41.573
‫« 8 مِی 1959 ، کمپ تادیبیِ اودال »

00:00:41.693 --> 00:00:45.373
‫من سردرنمیارم ، ساشا ،
‫چرا جلوش رو نگرفتی.

00:00:45.840 --> 00:00:47.964
‫این دیوونگیه!

00:00:48.151 --> 00:00:52.086
‫اگه این مرد گردشگرها رو کُشته ،
‫پس چیزی برای از دست دادن نداره.

00:00:52.818 --> 00:00:56.151
‫ما یکی از سربازهای گروهش رو
‫بازداشت کردیم. لوکین.

00:00:57.023 --> 00:01:00.187
‫اون قسم خورد که
‫اونا گردشگرها رو نکُشتن.

00:01:02.504 --> 00:01:06.075
‫هر چند اگه این کار رو کرده باشن ،
‫بهش اعتراف نمی‌کنن.

00:01:06.216 --> 00:01:10.343
‫مثل اینه که حکم مرگ رو
‫امضاء کنن. به هر حال...

00:01:10.638 --> 00:01:14.553
‫وقتی که زمانش برسه ،
‫زبون‌شون باز می‌شه.

00:01:16.230 --> 00:01:19.525
‫فکر می‌کنی طبیعت زنده‌اس؟

00:01:19.921 --> 00:01:23.411
‫- منظورت چیه زنده‌اس؟
‫- مثل من و تو.

00:01:25.268 --> 00:01:28.623
‫می‌تونه مثل یه انسان فکر کنه؟

00:01:29.639 --> 00:01:32.970
‫عشق بورزه ، متنفر بشه ،

00:01:34.844 --> 00:01:37.323
‫آرزوی مرگ کنه ،

00:01:37.443 --> 00:01:39.615
‫بُکُشه...

00:01:39.950 --> 00:01:44.359
‫من یه زنی رو توی
‫سوردلوفسک می‌شناختم ، آنوتونینا.

00:01:44.479 --> 00:01:48.263
‫با گُل‌ها حرف می‌زد.
‫اونا رو توی گلدون‌هایی روی رف پنجره نگه می‌داشت.

00:01:48.383 --> 00:01:50.838
‫به محض اینکه گُلی شروع می‌کرد
‫به زرد یا پژمرده شدن ،

00:01:50.958 --> 00:01:54.574
‫کُل شب رو باهاش حرف می‌زد.
‫بهش می‌گفت چقدر دوستش داره.

00:01:54.997 --> 00:01:59.752
‫و اون به زندگی برمی‌گشت ، هر چند
‫به اونم مثل بقیه آب می‌داد.

00:02:00.536 --> 00:02:03.714
‫گوش دادن به حرف‌هاش رو دوست داشتم.

00:02:04.802 --> 00:02:09.135
‫- چرا باهاش ازدواج نکردی؟
‫- خب ، اون ازدواج کرده بود.

00:02:10.763 --> 00:02:13.796
‫نکته اینه که ،
‫اگه گُل‌ها می‌فهمن ،

00:02:13.916 --> 00:02:17.199
‫شاید در مورد باقی هم همینطور باشه.

00:02:18.893 --> 00:02:22.234
‫خب! من می‌رم کتری رو بیارم.

00:02:22.258 --> 00:02:32.258
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:33.054 --> 00:02:36.333
‫نذار اتفاق بدی براش بیفته ،
‫خواهش می‌کنم!

00:02:43.860 --> 00:02:46.873
‫به محض اینکه برف شروع بشه ،
‫ردها پاک می‌شن.

00:02:48.894 --> 00:02:52.497
‫- اون متوجه این هست؟
‫- البته. اینجا ، ببین؟

00:02:52.832 --> 00:02:56.224
‫برای همین داره از مسیری می‌ره
‫که اصلاً با عقل جور در نمیاد.

00:02:57.122 --> 00:03:00.794
‫- وقتی بارش برف زیاد بشه ، برمی‌گرده.
‫- به کجا؟

00:03:02.358 --> 00:03:05.712
‫به احتمال زیاد به ویژای ،
‫اونجا نزدیک‌ترین جاست.

00:03:06.399 --> 00:03:09.805
‫بدون آذوقه و چادر رفته.

00:03:10.426 --> 00:03:13.802
‫شب دما کمی پایین‌تر از صفره.
‫بولیگین می‌دونه چجوری زنده بمونه ،

00:03:13.922 --> 00:03:16.535
‫- اما هر چیزی محدودیتی داره.
‫- رفیق کاپیتان!

00:03:16.655 --> 00:03:19.824
‫شاید بهتر باشه که بریم به ویژای
‫و اونجا منتظرش بمونیم؟

00:03:20.014 --> 00:03:24.278
‫- این پسر درست می‌گه؟
‫- نه ، ما باید ردش رو دنبال کنیم.

00:03:25.058 --> 00:03:29.979
‫شاید یه چیزی باشه که ما ندونیم
‫یا بارش برف قطع بشه.

00:03:34.247 --> 00:03:37.265
‫بیاید عقب! همه پناه بگیرین!

00:03:44.791 --> 00:03:50.099
‫کجا می‌ری؟ برگرد!
‫اون یه اِی‌کِی-47 داره ، مستقیم شلیک می‌کنه.

00:03:51.352 --> 00:03:54.093
‫- عوضی!
‫- چرا در مورد تله‌ها بهمون نگفتی؟

00:03:54.213 --> 00:03:58.325
‫ما تله نمی‌ذاریم ، اون تصادفی با یکی از
‫تله‌های شکارچی‌ها برخورد کرده.

00:03:58.502 --> 00:04:01.486
‫تصمیم گرفته ازش استفاده کنه.
‫و برامون کمین کنه.

00:04:01.773 --> 00:04:03.805
‫بولیگین!

00:04:04.045 --> 00:04:08.467
‫بولیگین ، تسلیم شو! تضمین می‌دم
‫که نمی‌ذارم با تیر بزننت.

00:04:09.219 --> 00:04:11.332
‫چطوری؟

00:04:12.151 --> 00:04:17.061
‫اگه خودم زنده بمونم ، یه کاریش می‌کنم.

00:04:21.784 --> 00:04:23.822
‫منو پوشش بدین!

00:04:23.975 --> 00:04:26.719
‫صبر کن! کجا داری می‌ری؟

00:05:21.564 --> 00:05:24.451
‫توی فوریه چه اتفاقی افتاد؟

00:05:25.143 --> 00:05:27.771
‫اون زنده‌اس؟

00:05:28.055 --> 00:05:31.023
‫- زنده‌اس.
‫- دنیلکین ، کارت عالی بود!

00:05:31.143 --> 00:05:34.295
‫- چشم عقاب رو داری!
‫- من یه شکارچی‌ام ، رفیق کاپیتان.

00:05:34.835 --> 00:05:38.487
‫آخرومف ، یکم آب بهم بده!

00:05:38.733 --> 00:05:42.107
‫بهم بگو چیکار کردی.

00:05:42.541 --> 00:05:44.902
‫بهت می‌گم.

00:05:45.757 --> 00:05:48.531
‫- اما به یه شرط.
‫- تو توی شرایطی نیستی که خواسته‌ای داشته باشی!

00:05:48.651 --> 00:05:52.774
‫- ولودیا!
‫- وگرنه چیکار می‌کنی ، ولودیا؟

00:05:53.202 --> 00:05:56.145
‫- منو می‌کُشی؟
‫- چی می‌خوای؟

00:05:56.560 --> 00:05:59.068
‫بهم قول بده ، رئیس.

00:05:59.726 --> 00:06:03.461
‫که تقصیرات رو به پای کس دیگه‌ای می‌نویسی ،
‫برام مهم نیست کی.

00:06:03.581 --> 00:06:08.209
‫و منو بدون سابقه‌ی جرمی دفن می‌کنی.

00:06:08.329 --> 00:06:14.335
‫نمی‌خوام مادرم با اون سن و سالش
‫در مورد این کثافت‌کاری‌ها چیزی بدونه.

00:06:14.455 --> 00:06:17.811
‫خب. هر کاری بتونم می‌کنم.

00:06:18.193 --> 00:06:21.284
‫بهت قول نظامی می‌دم.

00:06:29.178 --> 00:06:32.422
‫سه تا زندانی از کمپ فرار کردن.

00:06:34.204 --> 00:06:40.547
‫ما دوتاشون رو کُشتیم ،
‫اما سومی تونست فرار کنه.

00:06:41.497 --> 00:06:44.513
‫اون خطرناک‌ترین‌شون بود.

00:06:44.700 --> 00:06:46.700
‫ژمیخ.

00:06:46.824 --> 00:06:51.197
‫توی دومین روز تعقیب اون ،
‫با دانشجوها برخورد کردیم.

00:06:51.317 --> 00:06:55.795
‫- چه اتفاقی افتاد؟ درگیری پیش اومد؟
‫- نه.

00:06:56.770 --> 00:07:01.388
‫ما یکم ترسوندیم‌شون ،
‫همش همین.

00:07:01.720 --> 00:07:05.103
‫- حتی بهشون دست هم نزدیم.
‫- به من دروغ نگو!

00:07:05.393 --> 00:07:09.068
‫من چیزی ندارم که بخوام
‫براش دروغ بگم ، رئیس.

00:07:10.059 --> 00:07:13.198
‫من به اون بچه‌ها دستم نزدم.

00:07:14.026 --> 00:07:18.525
‫زولتاروف به شما شلیک کرد؟
‫اون یه اسلحه داشت.

00:07:19.555 --> 00:07:23.861
‫زولتاروف.
‫همون که از همه مُسن‌تر بود؟

00:07:23.981 --> 00:07:26.704
‫همچین اتفاقی نیفتاد.

00:07:27.655 --> 00:07:31.591
‫ژمیخ سانیا رو کُشت.

00:07:32.218 --> 00:07:36.902
‫خلاصه بگم. ما تعقیبش کردیم.

00:07:37.225 --> 00:07:42.129
‫ردش ما رو رسوند به یه خونه
‫اطراف روستا.

00:07:43.378 --> 00:07:48.847
‫کف زمین پُر از خون بود
‫جوری که پاهامون سُر می‌خورد.

00:07:49.198 --> 00:07:52.657
‫یه شوهر ، زن و سه تا بچه.

00:07:52.927 --> 00:07:58.570
‫اونا رو با تبر قصابی کرده بود
‫و بعدش گرفته بود خوابیده بود.

00:08:04.158 --> 00:08:06.513
‫فرمانده ، کار من نبود.

00:08:06.633 --> 00:08:10.933
‫فکر می‌کنی کار من بوده؟
‫چطور می‌تونستم؟ اون دوتای دیگه بودن ،

00:08:11.053 --> 00:08:15.380
‫- گرای و وِنیا.
‫- و الان کجان؟

00:08:15.747 --> 00:08:19.412
‫وقتی خواب بودم فرار کردن.
‫می‌خواستن برن به اودال.

00:08:19.532 --> 00:08:21.853
‫شما بهشون می‌رسین.
‫نمی‌تونن زیاد دور شده باشن.

00:08:21.973 --> 00:08:25.273
‫بهتون قول می‌دم ،
‫من هیچ کاری باهاشون نداشتم.

00:08:28.198 --> 00:08:32.036
‫اگه من بهت بگم
‫که ما اونا رو دیروز کشتیم چی؟

00:08:38.038 --> 00:08:41.405
‫- بلند شو!
‫- چرا اونا رو کُشته بود؟

00:08:42.163 --> 00:08:46.363
‫- چیزی برداشته بود؟
‫- نه.

00:08:52.195 --> 00:08:54.363
‫سرد بود.

00:08:54.656 --> 00:08:58.248
‫اون فقط می‌خواسته یه شب رو
‫اونجا بمونه ، عوضی!

00:08:58.398 --> 00:09:02.472
‫اون شب مثل امشب دیوانه‌وار بود...

00:09:03.067 --> 00:09:06.260
‫من فکر می‌کنم دانشجوهاتون...

00:09:07.200 --> 00:09:09.581
‫همون شب مُردن...

00:09:09.701 --> 00:09:14.058
‫اون چهار نفر رو کُشت
‫تا گرم بمونه؟

00:09:15.731 --> 00:09:18.761
‫آره ، ولودیا.

00:09:23.264 --> 00:09:26.241
‫فقط برای اینکه گرم بمونه.

00:09:35.528 --> 00:09:37.223
‫بلند شو!

00:09:37.343 --> 00:09:40.575
‫تا زمانی که به مرگ خدمت کنم ،
‫ازم محافظت می‌کنه.

00:09:40.828 --> 00:09:43.510
‫کَری؟ بلند شو!

00:09:43.674 --> 00:09:46.512
‫مستی یا کله‌ات خرابه؟

00:09:46.665 --> 00:09:50.652
‫- بلند شو!
‫- فقط کارش رو بساز!

00:09:51.565 --> 00:09:58.065
‫تا زمانی که به مرگ خدمت کنم ،
‫ازم محافظت می‌کنه.

00:09:58.368 --> 00:10:02.420
‫تا زمانی که به مرگ خدمت کنم ،
‫ازم محافظت می‌کنه.

00:10:06.314 --> 00:10:08.673
‫چی شد؟

00:10:44.728 --> 00:10:47.056
‫حیوون عوضی!

00:10:48.521 --> 00:10:51.613
‫لوکین و من...

00:10:52.290 --> 00:10:55.296
‫ردش رو دنبال کردیم.

00:10:57.541 --> 00:11:01.506
‫حتی یه قطره خون هم پیدا نشد.

00:11:01.906 --> 00:11:06.905
‫می‌تونین تصور کنین؟
‫من کُل خشاب رو خالی کردم.

00:11:07.830 --> 00:11:12.942
‫و حتی یه قطره هم نبود!
‫هرگز همچین چیزی ندیدم.

00:11:14.599 --> 00:11:19.604
‫- دنبالش رفتین؟
‫- رسیدیم به خط‌آهن.

00:11:20.922 --> 00:11:25.251
‫انگار که پریده بود
‫روی یه قطار باری.

00:11:25.849 --> 00:11:29.250
‫عوضیِ خوش‌شانس.

00:11:32.114 --> 00:11:35.757
‫فکر می‌کنی ما حرفات رو باور می‌کنیم؟

00:11:37.039 --> 00:11:39.663
‫نمی‌دونم...

00:11:40.309 --> 00:11:43.392
‫اون چی بود؟

00:11:43.867 --> 00:11:47.310
‫شاید دست سرنوشت بود ،

00:11:51.043 --> 00:11:55.115
‫چون نمی‌تونست کار خدا بوده باشه.

00:11:56.890 --> 00:12:00.855
‫اگه اصلاً وجود داشته باشه.

00:12:17.045 --> 00:12:19.864
‫اون حقیقت رو گفت.

00:12:56.021 --> 00:12:58.292
‫- خجالت نکش ، کاتیا!
‫- الکله.

00:12:58.412 --> 00:13:01.104
‫مسئولیتش با من.

00:13:02.508 --> 00:13:08.151
‫تایید شد! اون سرباز ، لوکین ،
‫هر چیزی که بولیگین گفت رو تایید کرد.

00:13:11.536 --> 00:13:14.894
‫پس کی دانشجوها رو کُشته؟

00:13:15.630 --> 00:13:18.633
‫ما برمی‌گردیم به اودال.

00:13:18.753 --> 00:13:22.558
‫البته ، فقط اول...

00:13:26.677 --> 00:13:29.359
‫- این برای خانم!
‫- این برای چیه؟

00:13:30.410 --> 00:13:33.440
‫روز پیروزی مبارک ، رفقا!
‫(منظور پایان جنگ جهانی دوم ، ۸ مِی ۱۹۴۵ است)

00:13:40.434 --> 00:13:44.115
‫در ارتباط با اطلاعات جدید
‫در مورد صدمات قربانی‌ها ،

00:13:44.235 --> 00:13:47.343
‫و طبق اون چیزی که تو بهمون گفتی.
‫ما باید به یه احتمالِ...

00:13:47.463 --> 00:13:49.695
‫نچندان خوشایند دیگه فکر کنیم.

00:13:49.909 --> 00:13:52.708
‫اینکه دلیل اتفاقی که افتاده
‫درون خود گروه بوده.

00:13:52.828 --> 00:13:57.098
‫- منظورت چیه؟ که اونا همدیگه رو کُشتن؟
‫- چنین چیزی رده.

00:13:57.220 --> 00:14:00.972
‫من خاطرات‌شون رو خوندم ،
‫هیچ نشونه‌ای از درگیری درون گروه نبوده.

00:14:01.172 --> 00:14:05.649
‫همه‌مون اونا رو خوندیم ، چنین چیزی نیست ،
‫حتی اگه بین‌شون درگیری وجود داشت.

00:14:06.002 --> 00:14:08.038
‫حتی اگه یه دیوونه بین‌شون بود ،

00:14:08.158 --> 00:14:11.135
‫که قادر بود توی همچین شرایطی
‫دعوا راه بندازه.

00:14:11.255 --> 00:14:13.390
‫این بعضی از صدمات رو توضیح می‌ده ،

00:14:13.510 --> 00:14:16.630
‫اما ترک کردن چادر
‫در نیمه‌شب رو توضیح نمی‌ده.

00:14:16.750 --> 00:14:19.115
‫اونا با هم فرار کردن ، کنار هم.

00:14:19.235 --> 00:14:21.846
‫حالا روشنه که چرا
‫رد 8 نفر اونجا بود ،

00:14:21.966 --> 00:14:25.166
‫اما هر نُه تا جسد
‫اون پایین بودن.

00:14:25.937 --> 00:14:28.272
‫جراحات تیبو-بریگنول
‫خیلی سخت بوده ،

00:14:28.392 --> 00:14:31.537
‫طوری که حتماً بیهوش شده
‫و اونا حملش کردن.

00:14:31.657 --> 00:14:34.088
‫گروه اتحادشون رو حفظ کردن ،
‫با هم دست به عمل می‌زدن.

00:14:34.208 --> 00:14:38.703
‫هر اتفاقی که افتاده ،
‫اونا با هم برعلیه‌اش بودن.

00:14:39.310 --> 00:14:42.660
‫خب. پیشنهاد دیگه‌ای هم هست؟

00:14:42.785 --> 00:14:46.002
‫کی می‌تونه اینقدر از
‫مناطق مسکونی دور باشه ،

00:14:46.122 --> 00:14:50.845
‫قوی باشه ، مثل یه استاد ورزشی
‫و همینطور هم بی‌رحم.

00:14:50.965 --> 00:14:53.643
‫فقط مانسی‌ها جوری هستن
‫که می‌تونن اونجا زنده بمونن.

00:14:53.763 --> 00:14:57.213
‫اونا مردم بومی اونجان ،
‫اما بی‌آزارن.

00:14:59.734 --> 00:15:02.981
‫جستجوگرا می‌گفتن
‫اونا به این کوهستان چی می‌گن؟

00:15:03.430 --> 00:15:06.306
‫- کوهستان مردگان.
‫- نه بابا!

00:15:06.426 --> 00:15:10.216
‫اما من فکر می‌کنم اینجوری
‫می‌گن تا با افسانه‌هاشون مطابقت داشته باشه.

00:15:10.336 --> 00:15:14.605
‫من به زبون مانسی حرف می‌زنم ،
‫اونا می‌گن این کوهستان عاری از زندگیه.

00:15:15.037 --> 00:15:19.725
‫- مثل اینکه هیچ چیزی اصلاً اونجا رشد نمی‌کنه.
‫- اونا همچین چیزایی رو از خودشون در نمیارن.

00:15:20.393 --> 00:15:24.658
‫- پس باید شروع کنیم دنبال یه چیز ماوراء‌الطبیعه باشیم؟
‫- موضوع ماوراء‌الطبیعه نیست.

00:15:24.778 --> 00:15:29.607
‫بیشتر در مورد اینه که همیشه کسایی هستن
‫که به چیزی باور دارن که واقعی نیست.

00:15:29.727 --> 00:15:34.306
‫فقط این آدما هستن که
‫می‌تونن هر کاری رو با دستاشون انجام بدن.

00:15:37.302 --> 00:15:40.892
‫خیلی خب ، همکارها!
‫برگردیم سرکار!

00:15:41.135 --> 00:15:44.157
‫من می‌رم به اودال.

00:16:00.670 --> 00:16:03.680
‫خونه‌ام توی اورال زیباست.

00:16:04.390 --> 00:16:07.391
‫تا حالا به اودال رفتی؟

00:16:07.511 --> 00:16:10.630
‫نه تنها اونجا بودم ،
‫که اولین بار از زبون خودت در موردش شنیدم.

00:16:10.750 --> 00:16:15.266
‫اونجا زیباست ، اولِگ ،
‫قلبت رو به لرزه در میاره.

00:16:16.334 --> 00:16:19.274
‫فقط توی زمستون نرو اونجا.

00:16:19.774 --> 00:16:23.154
‫هرچند توی زمستون هم زیباست.

00:16:25.244 --> 00:16:27.518
‫وقتی که جنگ تموم بشه ،
‫تو باید بیای پیشم.

00:16:27.638 --> 00:16:32.393
‫من تو رو به کاتیا معرفی می‌کنم ، زنم.
‫می‌ریم ماهیگیری. ماهیگیری دوست داری؟

00:16:32.521 --> 00:16:36.072
‫- من شکار رو بیشتر دوست دارم.
‫- پس می‌برمت شکار.

00:16:36.522 --> 00:16:38.892
‫« 30 آوریل 1945 ، برلین »

00:16:40.564 --> 00:16:43.085
‫سیب‌زمینی!

00:16:43.205 --> 00:16:46.468
‫- ویتیا ، از کجا پیداشون کردی؟
‫- آخری‌هاش بود.

00:16:46.588 --> 00:16:50.931
‫- چند تا سیب‌زمینی بهم بده ، حریص نباش!
‫- ایگوروو ، بزن به چاک!

00:16:53.916 --> 00:16:56.445
‫گروهبان! بیا بگیر!

00:16:57.104 --> 00:17:00.521
‫ممنونم ، رفیق کاپیتان.
‫خیلی ازتون ممنونم.

00:17:04.053 --> 00:17:07.738
‫اولِگ ، چرا این کار رو کردی؟
‫حالا دیگه سوپ‌مون آب خالیه.

00:17:08.344 --> 00:17:12.886
‫تمام چیزی که داریم یه پیاز کوچولو‌ـه
‫و یکی و نصفی سیب‌زمینی برای هر نفر.

00:17:13.012 --> 00:17:19.231
‫ویتیا ، ما داریم توی برلین پیشروی می‌کنیم ،
‫این ممکنه آخرین سیب‌زمینیِ عمرش باشه.

00:17:20.638 --> 00:17:23.994
‫- هیچکسی نمی‌دونه کی زنده می‌مونه.
‫- درسته.

00:17:24.970 --> 00:17:31.636
‫و کاتیا ، زنم ، همیشه می‌گه مردم
‫باید کارهای خوب بیشتری بکنن.

00:17:32.226 --> 00:17:36.339
‫حتی می‌گه همه‌ی کارهایی که می‌کنی
‫دوباره بهت برمی‌گرده ، خوب یا بد.

00:17:36.459 --> 00:17:39.382
‫- آفرین ، زن خوبیه.
‫- آره ، اون باهوشه.

00:17:39.502 --> 00:17:41.698
‫می‌دونی می‌خواد کجا درس بخونه؟

00:17:41.823 --> 00:17:45.773
‫دانشگاه پزشکی ، کالبدشکافیِ اجساد.
‫من به سختی باهاش در موردش حرف می‌زنم.

00:17:45.893 --> 00:17:48.938
‫اگه به حرف این زن گوش کنی...
‫همه چیز به آدم برمی‌گرده.

00:17:49.058 --> 00:17:51.826
‫چطور می‌شه هیچی چیزی به من برنگرده؟

00:17:53.753 --> 00:17:57.086
‫از میز ما برای شما ، رفیق کاپیتان.
‫ممنون بابت سیب‌زمینی‌ها.

00:17:57.206 --> 00:18:00.352
‫- اونا رو از کجا پیدا کردی؟
‫- همینجا توی رودخونه. باورتون می‌شه؟

00:18:00.472 --> 00:18:02.810
‫ما فکر می‌کردیم فقط
‫پُر از پوکه‌ی فشنگ باشه.

00:18:02.930 --> 00:18:06.481
‫معلوم شد که زنت حق داشته.
‫ممنون ، برادر.

00:18:06.601 --> 00:18:09.151
‫- تمیزش کن! سوپ ماهی می‌خوریم.
‫- ویتیا!

00:18:09.271 --> 00:18:13.617
‫- می‌خوای اون والتر رو با یه چیزی عوض کنی؟
‫- دستت رو از والتر من بکش!

00:18:14.095 --> 00:18:17.760
‫من با این والتر هیتلر رو می‌زنم.
‫زمان زیادی تا انجام این کار باقی نمونده.

00:18:17.880 --> 00:18:22.190
‫بیا مسابقه بدیم. تو هیتلر رو بُکُش
‫منم پرچم‌مون رو می‌زنم بالای ساختمون رایشتاگ.

00:18:22.310 --> 00:18:25.028
‫ایگوروو ، اگه تو پرچم‌مون رو
‫بزنی بالای رایشتاگ ،

00:18:25.148 --> 00:18:29.448
‫من این ماهی رو خام می‌خورم.
‫با سر و دُم و پولک و همه چی.

00:18:29.568 --> 00:18:31.995
‫قبوله.

00:18:59.052 --> 00:19:01.101
‫- سرگُرد کوستین؟
‫- خودمم.

00:19:01.252 --> 00:19:05.922
‫سلامت باشید. من افسر ارشد
‫پلیس اودال هستم ، گاربوشکین.

00:19:06.044 --> 00:19:09.126
‫- چیکار می‌تونم برات بکنم؟
‫- شما یکی از افرادتون رو فرستادین.

00:19:10.690 --> 00:19:14.285
‫یه مرد چاق. اون در مورد
‫مانسی‌ها پُرسید ، در مورد جرایم‌شون.

00:19:14.747 --> 00:19:17.987
‫که ما کسی از اونا رو گرفتیم؟
‫کسی ازشون محاکمه شده؟ قتلی انجام دادن؟

00:19:18.107 --> 00:19:19.797
‫بله ، من دستورش رو دادم.

00:19:19.917 --> 00:19:25.472
‫اون گفت که اگه اطلاعات جدیدی باشه ،
‫می‌تونیم مستقیماً بیایم پیش شما.

00:19:30.505 --> 00:19:33.707
‫این اتفاق توی مارس افتاد ،
‫وقتی که اونا دانشجوها رو دفن می‌کردن.

00:19:33.882 --> 00:19:36.761
‫- آدمای زیادی اومدن.
‫- 9ام بود.

00:19:36.892 --> 00:19:40.002
‫دقیقاً یادم نمیاد.
‫من اون موقع در حین انجام وظیفه بودم.

00:19:40.122 --> 00:19:44.728
‫و من و بچه‌ها بحث می‌کردیم چه اتفاقی
‫ممکنه برای اون دانشجوها افتاده باشه.

00:19:44.982 --> 00:19:47.430
‫و بعدش این مانسی اومد پیش من.

00:19:48.155 --> 00:19:51.639
‫من قبلاً ندیده بودمش.
‫برای یه سری مدارک اومده بود.

00:19:54.973 --> 00:19:57.358
‫اسم فامیلش کوریکوو‌ـه.

00:19:59.055 --> 00:20:03.878
‫اون گفت که یه خانواده‌ی آستیک
‫نزدیک اون کوهستان ترسناک زندگی می‌کنن.

00:20:03.998 --> 00:20:06.477
‫اما منزوی هستن...

00:20:06.917 --> 00:20:11.118
‫- با روس‌ها یا مانسی‌ها حشر و نشری ندارن.
‫- آستیک‌ها؟

00:20:11.238 --> 00:20:15.890
‫مثل وحشی‌ها هستن.
‫حتی هرگز به شهر نیومدن.

00:20:16.567 --> 00:20:21.089
‫اون گفت اونا می‌تونن
‫گردشگرها رو کُشته باشن ،

00:20:21.209 --> 00:20:24.021
‫چون داشتن از اون
‫کوهستان ترسناک بالا می‌رفتن.

00:20:24.141 --> 00:20:25.720
‫- خولات شاخیل؟
‫- چی؟

00:20:25.840 --> 00:20:29.957
‫- این اسم اون کوهستانه؟
‫- اون اسمی نگفت ، نمی‌دونم.

00:20:31.595 --> 00:20:35.561
‫چی اونا رو اینقدر عصبانی کرده؟

00:20:36.465 --> 00:20:39.283
‫چرا این کوهستان ترسناکه؟

00:20:39.449 --> 00:20:42.733
‫اونا اونجا عبادت می‌کنن ،
‫تا اونجایی که من فهمیدم.

00:20:54.588 --> 00:20:58.068
‫اومدیم.
‫مرد مسکویی برگشت.

00:20:58.367 --> 00:21:01.498
‫- ممنون که رفتی دنبالش.
‫- سلام ، مامان.

00:21:03.110 --> 00:21:05.544
‫کولیا ، چی شده؟

00:21:06.779 --> 00:21:08.786
‫کولیا!

00:21:10.542 --> 00:21:13.030
‫اتفاقی افتاده؟

00:21:13.464 --> 00:21:16.544
‫نمی‌دونم ، کاتیوشا ،
‫از وقتی از قطار پیاده شد همینجوریه.

00:21:16.664 --> 00:21:20.315
‫شاید از یه چیزی خوشش نیومده ،
‫یا از اینکه تنها بوده ناراحت شده.

00:21:20.435 --> 00:21:23.008
‫نه ، من مطمئنم که
‫همه چیز خوب بود.

00:21:23.128 --> 00:21:25.513
‫باهاش حرف می‌زنم.
‫ممنونم.

00:21:25.815 --> 00:21:28.249
‫کاتیوشا...

00:21:29.090 --> 00:21:32.264
‫من سر قبر ویتیا بودم.

00:21:34.045 --> 00:21:38.087
‫نگهبان اونجا بهم گفت که تو
‫بازم یه نصفه روز کنار قبرش وایسادی.

00:21:39.743 --> 00:21:42.138
‫دختر عزیزم...

00:21:42.566 --> 00:21:46.826
‫من بیشتر از هر کسی
‫پسرم رو دوست دارم و بیادش هستم.

00:21:48.110 --> 00:21:50.952
‫تو هم همینطوری ، مطمئنم.

00:21:51.521 --> 00:21:54.520
‫اما سال‌های زیادی گذشته.

00:21:55.935 --> 00:21:58.597
‫بذار بره!

00:21:59.561 --> 00:22:01.764
‫رهاش کن!

00:22:02.863 --> 00:22:07.462
‫اون 15 سال پیش
‫زندگیش رو از دست نداد ،

00:22:08.886 --> 00:22:11.907
‫که ما امروز
‫زندگی کردن رو متوقف کنیم.

00:22:12.762 --> 00:22:15.922
‫اون دوست داره ما زندگی کنیم.

00:22:21.356 --> 00:22:23.729
‫رهاش کن!

00:22:24.508 --> 00:22:27.242
‫رهاش کن...

00:22:27.635 --> 00:22:31.015
‫برات یه چیز شیرین آوردم.

00:22:46.593 --> 00:22:49.551
‫نمایش هوایی چطور بود ، کولیا؟

00:22:50.751 --> 00:22:53.608
‫خیلی شگفت انگیز بود ، مامان.

00:22:54.769 --> 00:22:57.698
‫بعدش اتفاقی افتاد؟

00:23:06.126 --> 00:23:08.949
‫پس چت شده؟

00:23:17.357 --> 00:23:21.349
‫بعد از نمایش ، من بعد از ظهر رو
‫با مادر اولِگ دیمیتروویچ گذروندم ،

00:23:21.469 --> 00:23:25.845
‫چای خوردیم و اون بهم گفت
‫پسرش توی جنگ کجاها بوده ،

00:23:26.565 --> 00:23:29.535
‫مدال‌هاش رو نشونم داد ،

00:23:30.247 --> 00:23:35.162
‫و چیزای دیگه که توی آلبوم بود.
‫عکس‌ها ، مقالات نظامی...

00:23:35.530 --> 00:23:37.644
‫خب؟

00:23:45.498 --> 00:23:50.402
‫اونجا یه مقاله توی روزنامه بود...
‫وقتی حواسش نبود برش‌داشتم.

00:23:50.614 --> 00:23:53.329
‫- چیکار کردی؟ دزدیدیش؟
‫- مامان!

00:23:53.456 --> 00:23:56.544
‫صبر کن! فقط نگاش کن.

00:24:10.546 --> 00:24:13.494
‫این باباست ، درسته؟

00:24:14.281 --> 00:24:16.561
‫مامان!

00:24:18.281 --> 00:24:22.499
‫چرا اولِگ دیمیتروویچ بهمون نگفت؟

00:24:24.048 --> 00:24:26.493
‫من مطمئنم...

00:24:27.075 --> 00:24:30.093
‫که دلیلی داشته.

00:25:00.299 --> 00:25:02.537
‫اولِگ!

00:25:05.366 --> 00:25:08.742
‫اولِگ ، منم.
‫ما باید حرف بزنیم.

00:25:09.755 --> 00:25:12.911
‫خانم ، چرا سر و صدا راه انداختین؟

00:25:14.524 --> 00:25:17.697
‫ببخشید ، نشناختم‌تون.
‫شما کارشناس هستین ، درسته؟

00:25:17.817 --> 00:25:20.903
‫من؟ بله.

00:25:21.209 --> 00:25:25.189
‫- من باید با سرگُرد کوستین حرف بزنم.
‫- اون نگفت که شما دارین میاین.

00:25:25.309 --> 00:25:30.565
‫هیچکس اینجا نیست. اونا با هلیکوپتر
‫اومدن دنبالش و رفتن به گذرگاه دیاتلوف.

00:25:31.029 --> 00:25:34.044
‫- دیاتلوف؟
‫- بله ، گذرگاه دیاتلوف ،

00:25:34.164 --> 00:25:37.826
‫جایی که گردشگرها مُردن.
‫الان دیگه اسمش رو این گذاشتن.

00:25:51.109 --> 00:25:55.221
‫- اونا اصلاً روسی بلدن؟
‫- حتی بهتر از تو.

00:26:10.264 --> 00:26:12.422
‫سلام.

00:26:13.475 --> 00:26:16.781
‫شما خانواده‌ی راتیمُف هستین؟

00:26:17.151 --> 00:26:19.676
‫اسم من کوستینه
‫و من یه افسر پلیسم.

00:26:19.796 --> 00:26:23.079
‫همونطوری که قبلاً بهتون هشدار داده شده ،
‫ما اومدیم ازتون بپرسیم...

00:26:23.226 --> 00:26:27.567
‫که تو فوریه‌ی امسال این نزدیکیا با
‫یه گروه از گردشگرها برخورد نکردین؟

00:26:27.687 --> 00:26:30.916
‫جوان‌سال ، هنوز بچه.
‫یه فرد میان‌سال هم باهاشون بود.

00:26:31.036 --> 00:26:35.379
‫نه ، ما ندیدم‌شون.
‫مردم به ندرت میان این طرفا.

00:26:36.194 --> 00:26:38.527
‫بله ، البته.

00:26:39.256 --> 00:26:43.818
‫اگه کسی رو هم ببینین ،
‫یادتون نمیاد ، درسته؟

00:26:44.857 --> 00:26:49.149
‫کل زمستون رو همینجا می‌شینین؟
‫یا ماهیگیری و شکار هم می‌رین؟

00:26:50.120 --> 00:26:52.765
‫زمستون سخته.

00:26:53.099 --> 00:26:56.166
‫توی پاییز آذوقه جمع می‌کنیم.

00:26:56.427 --> 00:27:00.212
‫گردشگرهایی که ما
‫در موردشون می‌پرسیم مُردن.

00:27:01.919 --> 00:27:05.161
‫بله ، می‌دونیم ،
‫جنگل‌بان بهمون گفت.

00:27:05.281 --> 00:27:11.316
‫- برای عبادت به کوهستان می‌رین؟
‫- عبادت؟ به کدوم کوهستان؟

00:27:11.436 --> 00:27:14.823
‫یا هر چیزی که بهش می‌گید ،
‫"پرستش ارواح"؟

00:27:14.943 --> 00:27:18.216
‫و این کوهستان...

00:27:18.381 --> 00:27:21.788
‫- اولِگ دیمیتروویچ ، تلفظش رو بلد نیستم.
‫- خولات شاخیل.

00:27:22.472 --> 00:27:26.911
اونا اونجا مُردن؟ -
نه -

00:27:27.230 --> 00:27:30.584
‫اونا اونجا نمُردن ،
‫اونجا کُشته شدن.

00:27:33.198 --> 00:27:37.468
‫مانسی‌ها خیلی وقته که
‫در خولات شاخیل عبادت نمی‌کنن.

00:27:39.079 --> 00:27:44.459
‫ارواح همه جا هستن ،
‫اگه باهاشون حرف بزنی صدات رو می‌شنون.

00:27:50.388 --> 00:27:52.759
‫متوجه شدم.

00:27:55.088 --> 00:27:59.711
‫پس هیچکدوم از شما ،
‫هیچ گردشگری ندیدین.

00:27:59.846 --> 00:28:01.932
‫نه.

00:28:03.427 --> 00:28:06.719
‫و تو چی؟

00:28:07.745 --> 00:28:10.838
‫- اون خیلی خوب روسی رو متوجه نمی‌شه.
‫- من که باور نمی‌کنم.

00:28:11.182 --> 00:28:14.026
‫گردشگرها رو دیدی؟

00:28:22.357 --> 00:28:24.103
‫هی...

00:28:24.301 --> 00:28:27.323
‫پسر ، تو چی می‌گی؟

00:28:27.443 --> 00:28:30.890
‫اونو نگاه نکن ، منو نگاه کن!
‫بیا اینجا!

00:28:35.425 --> 00:28:39.308
‫- تو چی فکر می‌کنی؟
‫- ما هیچکسی رو ندیدیم.

00:28:41.247 --> 00:28:43.869
‫پسر خوب!

00:28:44.338 --> 00:28:47.607
‫اما تو هنوز دروغ گفتن رو یاد نگرفتی.

00:28:47.727 --> 00:28:51.532
‫این چیه؟

00:28:54.080 --> 00:28:58.304
‫- یه قطب‌نماست.
‫- یه قطب‌نما.

00:28:59.756 --> 00:29:03.616
‫یه قطب‌نماست. نگاه کن!

00:29:04.480 --> 00:29:08.055
‫اون اعداد رو می‌بینی؟
‫اونا اعدادِ فهرست هستن.

00:29:09.051 --> 00:29:12.572
‫ما فهرست چیزایی که گروه
‫از کمپ برداشته رو داریم.

00:29:12.692 --> 00:29:14.881
‫تکون نخور!

00:29:15.509 --> 00:29:19.476
‫هیچکس تکون نخوره!

00:29:19.810 --> 00:29:22.332
‫این قطب‌نمای کیه؟

00:29:22.452 --> 00:29:25.472
‫قطب‌نمای کیه؟!

00:29:25.646 --> 00:29:29.153
‫اونا باید انداخته باشنش.

00:29:29.685 --> 00:29:32.863
‫پس اونا اینجا بودن.

00:29:33.792 --> 00:29:36.887
‫پس چرا بهمون دروغ گفتی؟

00:29:37.575 --> 00:29:41.102
‫اولِگ ، محض رضای خدا...

00:29:44.323 --> 00:29:49.355
‫برو بیرون ، تو متعلق به اینجا نیستی!

00:29:49.475 --> 00:29:55.258
‫اون چی گفت؟

00:29:55.757 --> 00:30:00.205
‫قول می‌دی اگه حقیقت رو بگیم
‫کاری باهامون نداشته باشی؟

00:30:00.325 --> 00:30:04.346
‫من فقط می‌تونم قول اینو بدم که
‫باهاتون مطابق قانون رفتار می‌شه. گرفتی؟

00:30:04.912 --> 00:30:09.310
‫من بهت می‌گم
‫چه اتفاقی برای اونا افتاد ،

00:30:09.989 --> 00:30:12.114
‫اما...

00:30:12.289 --> 00:30:16.720
‫- ...فقط تو.
‫- چرا فقط من؟

00:30:17.331 --> 00:30:21.048
‫بقیه درک نمی‌کنن.

00:30:21.229 --> 00:30:25.829
‫و همه چیز رو اونجا بهت می‌گم ،
‫در خولات شاخیل.

00:30:31.306 --> 00:30:34.215
‫اولِگ دیمیتروویچ ،
‫بیا ببریمش و ازش بازجویی کنیم.

00:30:34.335 --> 00:30:37.948
‫تو که نمی‌خوای
‫باهاش به گذرگاه بری؟

00:30:39.789 --> 00:30:44.131
‫چرا که نه؟
‫بالاخره اون حقیقت رو می‌دونه.

00:31:01.109 --> 00:31:03.565
‫تقریباً رسیدیم.

00:31:03.855 --> 00:31:07.241
‫می‌تونی حرف بزنی ، شروع کن!

00:31:09.086 --> 00:31:11.133
‫هی!

00:31:12.415 --> 00:31:15.156
‫می‌خوای چیکار کنی؟

00:31:15.276 --> 00:31:20.660
‫این صدای اونه ،
‫پس اونه که می‌گه. هونتروم.

00:31:20.780 --> 00:31:23.416
‫هونتروم؟ اون کیه؟

00:31:26.079 --> 00:31:29.100
‫اونی که با تو‌ـه.

00:31:30.719 --> 00:31:34.678
‫کی با منه؟ اوکنوف؟

00:31:35.183 --> 00:31:40.099
‫اون بیست ساله که باهاته.

00:31:40.286 --> 00:31:44.473
‫بعد از اینکه اولین خون رو ریختی.

00:31:45.143 --> 00:31:48.161
‫اولین خون...توی جنگ؟
‫چه ربطی به این پرونده داره؟

00:31:48.541 --> 00:31:53.575
‫هونتروم. الهه‌ی جنگ
‫توی حرف زدنات هست.

00:31:54.016 --> 00:31:59.080
‫اون می‌خواد از بین ببرد‌شون ،
‫اونایی رو که خوب بهش خدمت کردن.

00:32:00.188 --> 00:32:04.002
‫تو گفتی می‌دونی چه اتفاقی
‫برای اون گردشگرها افتاده.

00:32:04.283 --> 00:32:08.003
‫- من منتظرم.
‫- ببین اونجا چیه.

00:32:23.080 --> 00:32:25.514
‫خیلی خب ، تکون نخورید.

00:32:27.716 --> 00:32:31.605
‫عالیه! تمومه ، رفقا!
‫فردا توی روزنامه‌اس.

00:32:32.106 --> 00:32:34.489
‫- موفق باشید!
‫- سلامت باشی.

00:32:36.794 --> 00:32:39.662
‫« 2ام مِی 1945 ، برلین »

00:32:43.952 --> 00:32:47.659
‫باورم نمی‌شه ایگوروو پرچم رو
‫زد اون بالا! واقعاً باورم نمی‌شه!

00:32:47.802 --> 00:32:51.748
‫یکی دیگه هم باهاش بود.
‫کانتاریف ، فکر کنم.

00:32:51.868 --> 00:32:54.327
‫یه گرجیِ بی‌نظیر!

00:32:54.592 --> 00:32:58.018
‫اما این باعث نمی‌شه
‫اون ماهیِ خام رو نخوری!

00:33:03.014 --> 00:33:06.007
‫من یه گروه پرتاب نارنجک می‌بینم.

00:33:06.553 --> 00:33:11.017
‫- و یه آشیونه‌ی مسلسل توی اون پنجره.
‫- بیا مختصات‌شون رو بدیم.

00:33:11.422 --> 00:33:14.728
‫بدیم به رگبار ببندشون ،
‫تا رفقای ما رو نزنن.

00:34:04.815 --> 00:34:07.134
‫تحمل کُن! تحمل کُن ، اولِگ!

00:34:07.254 --> 00:34:10.887
‫تسلیم شید! رایشتاگ سقوط کرده!

00:34:13.544 --> 00:34:18.268
‫ویتیا! بدو! فرار کن!

00:34:19.863 --> 00:34:22.755
‫ویتیا! فرار کن!

00:34:22.875 --> 00:34:25.681
‫نه! احمق!

00:34:34.521 --> 00:34:37.715
‫اولِگ...کاتیا...

00:34:38.018 --> 00:34:40.392
‫ویتیا! ویتکا!

00:34:43.650 --> 00:34:45.735
‫چی؟...

00:34:46.678 --> 00:34:49.455
‫چیکار کردی!؟

00:34:50.573 --> 00:34:53.098
‫ویتکا!

00:36:13.883 --> 00:36:18.655
‫همه می‌دونن من با تو اومدم اینجا.
‫به خانواده‌ات فکر کن.

00:36:21.689 --> 00:36:25.224
‫داری خانواده‌ی منو تهدید می‌کنی؟

00:36:26.455 --> 00:36:31.019
‫تو همچین آدمی نیستی.
‫این هونترومه.

00:36:31.247 --> 00:36:36.257
‫اون وادارت می‌کنه همچین حرف‌هایی بزنی
‫و این کارها رو بکنی.

00:36:36.377 --> 00:36:41.626
‫بعضی وقتا می‌تونی جلوش وایسی.
‫مثل اون بچه‌ها.

00:36:52.580 --> 00:36:58.049
‫گاهی وقتام نمی‌تونی.
‫مثل اون آلمانیِ عینکی.

00:37:09.414 --> 00:37:12.148
‫من تو رو می‌شناسم؟

00:37:12.322 --> 00:37:16.410
‫- کی این رو بهت گفته؟
‫- خب تو به کی گفتی؟

00:37:17.509 --> 00:37:19.579
‫به هیچکس.

00:37:19.858 --> 00:37:24.358
‫نومتروم می‌تونه درون روح شما رو ببینه...

00:37:24.892 --> 00:37:28.168
‫و اون بهم می‌گه.

00:37:30.418 --> 00:37:33.815
‫یه آدم معمولی ،
‫که توی جنگل قدم می‌زنه.

00:37:34.682 --> 00:37:38.844
‫یه درخت می‌افته روش
‫و اون می‌میره.

00:37:38.964 --> 00:37:43.892
‫این چیه؟
‫یه تصادف. این یه تصادفه.

00:37:44.012 --> 00:37:50.078
‫هیچ تصادفی وجود نداره.
‫ارواح اراده می‌کنن و اون رو می‌برن.

00:37:50.198 --> 00:37:54.876
‫اگه از اون درخت قِسِر در می‌رفت ،
‫سقوط می‌کرد توی یه چاله‌ی پُر از یخ.

00:37:54.996 --> 00:37:57.961
‫اگه از اون چاله شنا می‌کرد
‫و در می‌اومد ،

00:37:58.081 --> 00:38:01.723
‫- یه وَشَق تیکه پاره‌اش می‌کرد.
‫- تو داری در مورد سرنوشت حرف می‌زنی ، پیرمرد.

00:38:02.894 --> 00:38:07.332
‫- که نمی‌شه ازش فرار کرد.
‫- می‌تونی اسمش رو این بذاری.

00:38:09.438 --> 00:38:13.792
‫خب که چی؟
‫هیچ راه نجاتی نیست؟

00:38:13.912 --> 00:38:16.149
‫هست.

00:38:16.548 --> 00:38:23.222
‫اگه اون چیزی که ارواح می‌خوان ،
‫توسط یه نفر دیگه پرداخت بشه.

00:38:23.488 --> 00:38:26.717
‫همونطوری که خودت می‌دونی!

00:38:26.837 --> 00:38:32.582
‫- این چه معنی‌ای می‌ده.
‫- هونتروم می‌خواست تو رو ببره.

00:38:32.719 --> 00:38:36.096
‫اما یه نفر دیگه بجای تو
‫بهاش رو پرداخت کرد.

00:38:36.909 --> 00:38:42.504
‫و حالا اون پابه‌پای تو میاد و منتظره.

00:38:45.820 --> 00:38:49.126
‫کی! کی پرداخت کرد؟

00:38:49.246 --> 00:38:52.516
‫خودت می‌دونی کی.

00:39:09.629 --> 00:39:14.338
‫- چه اتفاقی برای گردشگرها افتاد؟
‫- همون اتفاقی که برای تو افتاد.

00:39:14.458 --> 00:39:19.470
‫بعضی وقتا ارواح اونقدر قوی هستن ،
‫که با بهایی که می‌خوان راضی نمی‌شن ،

00:39:19.590 --> 00:39:25.415
‫حتی هشت برابر بهایی
‫که برای تو پرداخت شد.

00:39:26.037 --> 00:39:31.816
‫چرا آدما زندگی‌شون رو
‫برای آدمای دیگه‌ای فدا می‌کنن ،

00:39:32.983 --> 00:39:35.595
‫که حتی نزدیک‌شون هم نبودن؟

00:39:37.531 --> 00:39:41.981
‫- بهم بگو اگه می‌دونی ، پیرمرد.
‫- من هیچی نمی‌دونم.

00:39:42.248 --> 00:39:46.763
‫بعضی وقتا اونا یه چیزایی بهم می‌گن.

00:39:51.467 --> 00:39:55.032
‫ویتیا می‌تونست زنده بمونه.

00:39:55.279 --> 00:39:59.081
‫اون بچه‌ها می‌تونستن زنده بمونن.

00:39:59.360 --> 00:40:02.055
‫چرا؟

00:40:06.150 --> 00:40:12.017
‫می‌تونست اینطوری زندگی کنه؟

00:40:14.731 --> 00:40:19.768
‫اونا می‌تونستن اینطوری زندگی کنن؟

00:40:21.177 --> 00:40:25.865
‫اما تو اینطوری زندگی کردی.

00:40:26.379 --> 00:40:29.055
‫بیا.

00:40:33.543 --> 00:40:36.099
‫بریم!

00:41:50.688 --> 00:41:54.082
‫- ما می‌ریم.
‫- چی؟ چه اتفاقی افتاد؟

00:41:54.597 --> 00:41:57.228
‫ما می‌ریم.

00:42:09.823 --> 00:42:13.746
‫اون همونجا موند.
‫دیگه با من نیست.

00:42:13.866 --> 00:42:16.106
‫چی؟

00:42:17.852 --> 00:42:20.467
‫هونتروم.

00:42:29.576 --> 00:42:32.631
‫پس ما مرگ
‫بر اثر خشونت رو رد می‌کنیم؟

00:42:32.751 --> 00:42:35.793
‫هیچکدوم‌شون ثابت نمی‌کنن
‫این یه تسویه ‌حساب بوده.

00:42:35.913 --> 00:42:39.498
‫هیچکس نمی‌تونسته اون موقع شب
‫و توی اون سرما اونجا باشه.

00:42:39.618 --> 00:42:42.679
‫با کمال احترام ،
‫باید بگم شما دارین حقایق رو دست‌کاری می‌کنین.

00:42:42.799 --> 00:42:46.660
‫من اطلاعات رو دیدم ، و پروتکل‌های
‫بازجویی از شاهدین ،

00:42:46.780 --> 00:42:50.084
‫- با اشاره به گوی‌های آتشین توی آسمون.
‫- اونا هیچ ربطی به این ماجرا ندارن.

00:42:50.204 --> 00:42:55.543
‫- هیچی؟ پس داشتن از چی فرار می‌کردن؟
‫- نه از چی ، برای چی.

00:42:55.663 --> 00:42:58.844
‫اونا فقط می‌خواستن از رفیق‌شون
‫که آسیب دیده بود محافظت کنن ،

00:42:58.964 --> 00:43:02.593
‫تیبو-بریگنول ، کسی که روی دست
‫حملش می‌کردن ، دوبینینا و زولتاروف.

00:43:02.713 --> 00:43:06.954
‫اونا عجله داشتن که به اون اسطبل برسن ،
‫جایی که بتونن آتیش روشن کنن.

00:43:07.074 --> 00:43:10.679
‫- دوستاشون رو گرم کنن.
‫- چرا این کار رو نکردن؟

00:43:13.735 --> 00:43:18.277
‫خودت دیدی عاقبت‌شون چی شد.
‫اونا گُم شدن.

00:43:18.946 --> 00:43:22.579
‫اونا گیج شده بودن.
‫و بعدش باید کولاک شروع شده باشه.

00:43:22.699 --> 00:43:25.057
‫برف ، بارون ، هر چیزی که بوده.

00:43:32.543 --> 00:43:36.161
‫مجموعه‌ای از اشتباهات
‫که به قیمت جون‌شون تموم شده.

00:43:37.141 --> 00:43:40.240
‫اما اونا مثل قهرمان‌ها عمل کردن.

00:43:40.360 --> 00:43:43.672
‫پس این آسیب‌دیدگی‌ها از کجا میاد؟

00:43:44.151 --> 00:43:48.549
‫یکی از جستجوگرها چی گفت ،
‫فکر کنم اسمش سلابتسوف بود.

00:43:50.257 --> 00:43:53.587
‫یه تیکه‌ی بزرگ برف جدا شده ،
‫و به چادر برخورد کرده.

00:43:55.432 --> 00:43:59.105
‫یه تیکه‌ی بزرگ برف رو تصور کن ،
‫که از یک متر و نیم سقوط می‌کنه ،

00:43:59.225 --> 00:44:02.257
‫فکر می‌کنی جمجمه‌ات رو بشکونه؟
‫من که فکر می‌کنم می‌شکونه.

00:44:02.635 --> 00:44:06.072
‫توی عکس‌ها دیدی
‫که چه دیوار برفی‌ای اونجا بود.

00:44:19.101 --> 00:44:22.392
‫هیچکس از من نپرسید ،
‫اما بهتون می‌گم ، به هر حال.

00:44:22.512 --> 00:44:26.890
‫در نظر من ، برای آدم‌هایی
‫که به کوهپیمایی‌های خیلی سخت می‌رن ،

00:44:27.010 --> 00:44:30.842
‫اونا بی‌فکر و احمقانه عمل کردن.

00:44:31.486 --> 00:44:35.136
‫درک می‌کنم ، اونا زمان
‫برای فکر کردن نداشتن.

00:44:35.629 --> 00:44:38.415
‫رفیق‌شون داشته روی
‫دست‌هاشون می‌مُرده.

00:44:38.599 --> 00:44:40.805
‫احمقانه‌اس ، البته.

00:44:41.042 --> 00:44:45.248
‫تو می‌تونی بگی که احمقانه‌اس
‫زندگیت رو برای یه آدم دیگه فدا کنی.

00:44:45.537 --> 00:44:48.603
‫اما آدمایی هستن که اینطورن.

00:44:48.756 --> 00:44:50.652
‫و این گردشگرها از اینجور آدما بودن.

00:44:50.772 --> 00:44:54.498
‫آره ، اونا می‌تونستن بمونن
‫و چادر رو بکنن ،

00:44:54.618 --> 00:44:57.636
‫اما اینکه بِدوَن
‫سمت اون اسطبل سریع‌تر بوده.

00:44:58.332 --> 00:45:03.521
‫اونا اشتباه کردن ، اما فقط بخاطر اینکه
‫عجله داشتن تا جون رفیق‌شون رو نجات بدن.

00:45:09.556 --> 00:45:14.633
‫باشه ، بذار بگیم این اتفاق افتاده ،
‫من که واقعاً باور نمی‌کنم ، اما بیاین اینطور در نظر بگیریم.

00:45:19.084 --> 00:45:22.109
‫اما چجوری باید ثابتش کنیم؟

00:45:22.265 --> 00:45:24.616
‫ممکن نیست.

00:45:25.416 --> 00:45:29.503
‫هیچکس هرگز نمی‌فهمه دقیقاً چه اتفاقی افتاده ،
‫بجز آدمایی که اونجا بودن.

00:45:29.623 --> 00:45:31.738
‫هیچ اثبات قطعی‌ای وجود نداره.

00:45:31.858 --> 00:45:36.012
‫کار من این بود که مطمئن بشم قتل نبوده ،
‫و این یه قتل نبوده.

00:45:36.284 --> 00:45:40.585
‫از اینجا به بعدش با خودتونه.
‫نمی‌دونم.

00:45:41.060 --> 00:45:45.145
‫به تلاش کردن ادامه بدین.
‫من از نتیجه‌گیریم مطمئنم.

00:45:46.241 --> 00:45:49.520
‫و همین برای گزارشم کافیه.

00:45:50.302 --> 00:45:52.817
‫ممنون.

00:45:55.180 --> 00:45:58.182
‫رفقای همکار!

00:46:30.185 --> 00:46:32.841
‫اومدم دنبالت ،
‫اما تو اونجا نبودی.

00:46:34.289 --> 00:46:37.428
‫بهم گفتن که تو پیش ایوانوفی.

00:46:54.471 --> 00:46:57.022
‫می‌خواستم بهت بگم.

00:46:58.387 --> 00:47:03.249
‫- تمام این مدت قصد داشتم بهت بگم.
‫- سردرنمیارم.

00:47:04.751 --> 00:47:08.423
‫این یه تصادفه؟

00:47:12.283 --> 00:47:15.515
‫تمام این سال‌ها
‫می‌خواستم بیام.

00:47:15.782 --> 00:47:17.799
‫تمام این سال‌ها.

00:47:18.050 --> 00:47:23.410
‫پس تو کاپیتانی هستی
‫که مدام در موردش برام می‌نوشت.

00:47:27.719 --> 00:47:30.108
‫متاسفم ، کاتیا.

00:47:37.274 --> 00:47:40.340
‫بیا قدم بزنیم.

00:47:44.168 --> 00:47:46.537
‫ماموریت توی سازمان تعیین می‌شه.

00:47:46.657 --> 00:47:50.167
‫یکی از پرونده‌ها
‫توی منطقه‌ی سوردلوفسک بود.

00:47:50.287 --> 00:47:54.758
‫من به عهده‌اش گرفتم.
‫می‌دونستم تو یه کارشناس کالبدشکافی هستی.

00:47:56.300 --> 00:48:02.292
‫می‌دونستم. و من بودم که خواستم
‫تو روی این پرونده کار کنی.

00:48:07.618 --> 00:48:10.672
‫نمی‌دونستم باید چیکار کنم ، کاتیا.

00:48:11.619 --> 00:48:15.246
‫تمام این مدت که حرف می‌زدیم.

00:48:16.682 --> 00:48:20.397
‫اما من خیلی بهت فکر می‌کردم.

00:48:22.569 --> 00:48:25.195
‫متوجه نمی‌شم چه اتفاقی داره می‌افته.

00:48:28.382 --> 00:48:31.457
‫چی رو متوجه نمی‌شی؟

00:48:32.066 --> 00:48:36.699
‫اینکه حس‌هایی که دارم...
‫مال خودم هستن...

00:48:39.206 --> 00:48:41.834
‫یا اون؟

00:48:44.844 --> 00:48:49.248
‫- مال ویتیا.
‫- خوبیش اینه که من مطمئنم.

00:48:49.536 --> 00:48:53.293
‫- حسی که دارم مال خودمه.
‫- می‌خواستم بهت بگم...

00:48:53.477 --> 00:48:56.253
‫نمی‌خوام چیزی بدونم.

00:48:59.309 --> 00:49:02.346
‫باید بهت بگم.

00:49:03.684 --> 00:49:08.075
‫کاتیا ، اون مُرد تا منو نجات بده.

00:49:08.820 --> 00:49:12.004
‫من باید می‌مُردم
‫و اون باید زنده می‌موند.

00:49:12.124 --> 00:49:14.211
‫من زخمی شدم.

00:49:14.331 --> 00:49:18.342
‫اون دوید سمت منو
‫با بدنش منو پوشوند کاتِنکا.

00:49:22.938 --> 00:49:25.851
‫اون می‌تونست زنده بمونه.

00:49:26.816 --> 00:49:30.087
‫می‌تونست فرار کنه ، می‌دونی؟

00:49:30.637 --> 00:49:33.365
‫نمی‌تونست.

00:49:33.527 --> 00:49:36.572
‫وگرنه ، خودش نبود.

00:49:36.573 --> 00:49:50.873
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.