﻿WEBVTT

00:00:15.930 --> 00:00:17.410
‫ترامپ...

00:00:18.150 --> 00:00:20.600
‫یه زندگی ابدی می‌خوام.

00:00:21.720 --> 00:00:26.240
‫خواهش می‌کنم، بهم جاودانگی بده.

00:00:30.870 --> 00:00:32.310
‫خواهش می‌کنم...

00:00:38.500 --> 00:00:42.580
‫خواهش می‌کنم، ترامپ! من نمی‌خوام بمیرم!

00:00:43.000 --> 00:00:44.910
‫می‌خوام بازم زندگی کنم!

00:00:44.934 --> 00:01:04.934
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:43.050 --> 00:02:45.030
‫قریحه‌ی توـه؟

00:02:45.390 --> 00:02:47.200
‫چی تو سرته؟

00:02:49.120 --> 00:02:52.350
‫نه... وایسا! نکن!

00:02:57.080 --> 00:03:00.650
‫شاد، تو اصلاً عوض نشدی...

00:03:01.500 --> 00:03:07.660
‫تو خیلی مهربونی. مهربون‌تر از هرکسی هستی...

00:03:10.610 --> 00:03:11.630
‫رزا...

00:03:12.700 --> 00:03:15.630
‫نه! خواهش می‌کنم، نمیر! تو باید زنده بمونی!

00:03:16.660 --> 00:03:20.500
‫من نمی‌تونم از دستت بدم! من ازت محافظت میکنم!

00:03:20.500 --> 00:03:22.090
‫رزا، من...

00:03:22.480 --> 00:03:24.930
‫تورستن، نه...

00:03:24.930 --> 00:03:27.930
‫اما... اون می‌خواد بمیره...

00:03:28.160 --> 00:03:29.880
‫نه!

00:03:36.250 --> 00:03:37.610
‫رزا...

00:03:38.420 --> 00:03:40.910
‫دیگه باید انجامش بدی.

00:03:42.110 --> 00:03:45.630
‫نه! نمی‌خوام تو رو بکشم!

00:03:46.150 --> 00:03:51.320
‫خواهش می‌کنم... مجبورم نکن تو رو بکشم!

00:04:03.680 --> 00:04:04.830
‫ترامپ.

00:04:06.300 --> 00:04:08.260
‫حقیقت خون‌آشام.

00:04:10.310 --> 00:04:12.270
‫خون‌آشام اصلی.

00:04:14.420 --> 00:04:19.610
‫مولد همه‌ی ما خون‌آشام‌ها.

00:04:21.570 --> 00:04:26.220
‫اگه تو واقعاً خدایی هستی که همه‌چیز گونه‌ی خون‌آشام‌ها رو کنترل می‌کنی...

00:04:30.150 --> 00:04:31.420
‫من...

00:04:37.130 --> 00:04:41.920
‫بله، درسته. من اون روز توی روستای نبولا بودم.

00:04:42.440 --> 00:04:50.020
‫انجمن منو فرستاد تا در مورد قتل‌ خون‌آشام‌هایی
‫که اون‌جا در حال رخ‌دادن بود، تحقیق کنم.

00:04:50.510 --> 00:04:55.270
‫اما اون تحقیقات تغییرات غیرمنتظره‌ای رو به چشم دیدن.

00:04:55.610 --> 00:04:58.160
‫فقط به‌خاطر اینکه ترامپ اون‌جا پیداش شد.

00:04:58.580 --> 00:05:02.570
‫ترامپی که قرار بود یه موجود افسانه‌ای باشه، حی و حاضر اون‌جا بود.

00:05:02.570 --> 00:05:05.410
‫از کجا فهمیدین ترامپه؟

00:05:05.410 --> 00:05:08.660
‫چون، هرچقدر تلاش کردم، نتونستم بکشمش.

00:05:09.760 --> 00:05:12.360
‫بعد از دیدن همچین چیزی، هرچقدر هم احمق باشی می‌فهمی...

00:05:12.360 --> 00:05:14.530
‫ترامپ واقعاً وجود داره.

00:05:17.160 --> 00:05:22.080
‫ولی من هنوز نمی‌فهمم چرا ترامپ کل روستای نبولا رو نابود کرد.

00:05:22.080 --> 00:05:23.290
‫منم نمی‌دونم.

00:05:23.660 --> 00:05:24.610
‫ولی...

00:05:24.610 --> 00:05:26.390
‫چیه؟ بگو ببینم.

00:05:26.730 --> 00:05:29.380
‫روستای نبولا به ایمان اصیل وابسته بود.

00:05:30.030 --> 00:05:33.390
‫اهالی اون‌جا ترامپ رو مثل یک خدا می‌پرستیدن.

00:05:34.300 --> 00:05:38.140
‫وقتی نیمه‌خون‌آشامی... مرگ هرگز چیز دوری نیست.

00:05:38.930 --> 00:05:44.070
‫درک می‌کنم که همچین مردمی شدیداً خواستار جاودانگی باشن.

00:05:44.860 --> 00:05:47.880
‫خب این چطوری به قتل عام ربط داره؟

00:05:47.880 --> 00:05:50.600
‫مطمئنم آزاردهنده بوده.

00:05:50.600 --> 00:05:52.450
‫آزاردهنده؟

00:05:52.820 --> 00:05:55.970
‫برای ترامپ، داشتن همچین پرستنده‌هایی مثل...

00:05:55.970 --> 00:05:58.300
‫یه دسته از مگسه که دنبالت کردن.

00:05:58.700 --> 00:06:00.460
‫البته این صرفاً حدس و گمان منه.

00:06:00.700 --> 00:06:02.920
‫نه، زیادم بیراه نمی‌گی.

00:06:04.380 --> 00:06:06.260
‫دقیقاً به همین دلیل توی آژانس ولد...

00:06:06.260 --> 00:06:10.640
‫تلاش می‌کنه تا مومنان اصیل رو از ترامپ دور نگه داره.

00:06:11.050 --> 00:06:16.040
‫ولی غافلگیر شدم، که یه دسته از خون‌آشام‌های اشرافی رو ملاقات کردم.

00:06:16.680 --> 00:06:18.850
‫این نقض معاهده‌ست.

00:06:18.850 --> 00:06:20.640
‫اعتراف می‌کنم که ما داریم قوانین رو نقض می‌کنیم.

00:06:21.180 --> 00:06:23.990
‫ما با بازمانده‌های روستای نبولا کار داریم.

00:06:30.280 --> 00:06:34.280
‫بانری جایی برای رفتن نداشت، برای همین من به سرپرستی گرفتمش.

00:06:34.280 --> 00:06:38.000
‫یه شکارچی انسان، یه نیمه‌خون‌آشام رو به سرپرستی گرفته؟

00:06:38.340 --> 00:06:40.750
‫نه، اون انسانه.

00:06:41.530 --> 00:06:44.300
‫ولی روستای نبولا، محل اسکان نیمه‌خون‌آشام‌ها نبود؟

00:06:44.300 --> 00:06:49.050
‫کنار روستا رها شده بود، و اونا بهش پناه داده بودن.

00:06:49.540 --> 00:06:53.510
‫بانری، این آقایون باهات کار دارن.

00:06:53.510 --> 00:06:56.770
‫در مورد چی؟ شماها خون‌آشامید، مگه نه؟

00:06:56.770 --> 00:06:58.750
‫اوه، می‌فهمی؟

00:06:58.750 --> 00:07:01.610
‫من دارم آموزش می‌بینم تا یه شکارچی شم.

00:07:01.610 --> 00:07:04.860
‫یاد گرفتم که چطوری آدما رو از خون‌آشام‌ها تمییز بدم.

00:07:05.190 --> 00:07:08.990
‫و از خون‌آشام‌ها متنفرم، حرفی برای گفتن بهتون ندارم.

00:07:09.310 --> 00:07:11.450
‫ای بابا. این‌طوری نباش.

00:07:11.450 --> 00:07:12.880
‫من کار دارم.

00:07:12.880 --> 00:07:14.490
‫می‌شه برید؟

00:07:14.490 --> 00:07:17.080
‫ما یه سری سوال در مورد مردی به اسم شاد داریم.

00:07:17.500 --> 00:07:20.550
‫تا جایی که می‌دونیم، اونم مثل تو یکی از بازمانده‌های روستای نبولاـه.

00:07:24.580 --> 00:07:26.220
‫آدم درستی نبود.

00:07:26.710 --> 00:07:31.440
‫همیشه دنبال شهردار وقت؛ رزا می‌افتاد،
‫یه‌طوری رفتار می‌کرد انگار آدم مهمیه.

00:07:31.840 --> 00:07:36.600
‫باید با بقیه‌ی آدم‌های روستای نبولا می‌مرد...

00:07:36.600 --> 00:07:38.020
‫ولی بازم...

00:07:38.020 --> 00:07:42.730
‫این یارو شاد الان عضو سازمان جنایتکاری به اسم پندالوم شده.

00:07:43.220 --> 00:07:49.150
‫یکی از مقامات شورای عهد خون رو همراه با چندتا بچه دزدیده.

00:07:49.150 --> 00:07:53.650
‫اگه هرچیزی می‌دونی رو بهمون بگی ممنون می‌شیم، هرچی که باشه.

00:07:54.070 --> 00:07:57.870
‫گفتم که، من از خون‌‌آشام‌ها متنفرم.

00:07:57.870 --> 00:08:00.080
‫دلیلی ندارم به شما چیزی بگم.

00:08:00.410 --> 00:08:03.700
‫در اون‌صورت می‌تونیم مجبورت کنیم حرف بزنی...

00:08:03.700 --> 00:08:04.540
‫دالی جان...

00:08:05.470 --> 00:08:07.630
‫اگه دوست داری امتحان کن.

00:08:07.630 --> 00:08:12.630
‫بانری، دشمن ما خون‌آشام‌هایی هستن که توی
‫قلمروی آدم‌ها دردسر درست می‌کنند.

00:08:13.150 --> 00:08:14.840
‫این آقایون اون‌طوری نیستن.

00:08:14.840 --> 00:08:16.170
‫اما استاد...

00:08:16.170 --> 00:08:16.900
‫خواهش می‌کنم!

00:08:18.500 --> 00:08:21.640
‫پسر من یکی از بچه‌هاییه که شاد برده.

00:08:22.100 --> 00:08:24.300
‫دخترای منم برده.

00:08:24.300 --> 00:08:25.650
‫بچه‌های شما بودن؟

00:08:25.650 --> 00:08:29.360
‫در غیراین‌صورت برای پرس و جو نمی‌اومدیم سراغ آدم‌ها.

00:08:30.650 --> 00:08:31.480
‫بانری...

00:08:32.110 --> 00:08:35.860
‫یکم پیش... شاید اومد دیدنم.

00:08:36.090 --> 00:08:37.090
‫اینجا؟

00:08:37.670 --> 00:08:40.280
‫اولش نفهمیدم کیه.

00:08:40.280 --> 00:08:43.580
‫باور اینکه بعد از اتفاقی که براش افتاده زنده مونده، عجیب بود...

00:08:48.230 --> 00:08:49.980
‫از من چی می‌خوای؟

00:08:51.560 --> 00:08:53.860
‫یالا، یه چیزی بگو.

00:08:54.270 --> 00:08:55.550
‫من...

00:08:57.930 --> 00:08:59.350
‫تو داری می‌میری؟

00:09:00.260 --> 00:09:04.210
‫آره، زمان زیادی برام نمونده.

00:09:04.740 --> 00:09:10.520
‫خون‌آشام‌ها در کل عمر طولانی‌ای ندارن،
‫و زخم‌های منم کار رو بدتر کردن.

00:09:10.780 --> 00:09:14.290
‫پس بهتره به‌جای اومدن به این‌جا بری بیمارستان.

00:09:15.530 --> 00:09:17.430
‫یه کاری هست که باید انجام بدم.

00:09:20.340 --> 00:09:24.870
‫قبل از اینکه بمیرم، باید این کارو تموم کنم.

00:09:25.410 --> 00:09:27.580
‫واسه چی اومدی دیدن من؟

00:09:28.050 --> 00:09:33.940
‫نمی‌دونم. آخه از اولش هم با خانواده‌ی تو کنار نمیومدم.

00:09:33.940 --> 00:09:35.550
‫پس چرا؟

00:09:35.900 --> 00:09:40.300
‫وقتی فهمیدم تو از اون حادثه جون سالم
‫به در بردی، دلم خواست ببینمت.

00:09:41.140 --> 00:09:45.520
‫من و تو تنها بازمانده‌های روستای نبولاییم.

00:09:46.480 --> 00:09:53.770
‫دیگه هیچوقت برنمی‌گردم، اما اگه یه وقت به
‫کمکی نیاز داشتی، با توجه به سرگذشت مشترکمون...

00:09:53.770 --> 00:09:55.400
‫هرکاری ازم بر بیاد انجام می‌دم.

00:09:55.400 --> 00:09:58.460
‫با این وضعیتت؟ چطوری؟

00:09:58.460 --> 00:09:59.530
‫راست می‌گی.

00:10:00.470 --> 00:10:03.010
‫منو می‌تونی توی شهر گربه‌ی خاکستری پیدا کنی.

00:10:03.010 --> 00:10:06.170
‫اگه یه‌وقت به چیزی نیاز داشتی، بیا سراغم.

00:10:08.120 --> 00:10:09.630
‫شهر گربه‌ی خاکستری؟

00:10:09.630 --> 00:10:11.610
‫اون‌جا می‌تونیم شاد رو پیدا کنیم؟

00:10:11.610 --> 00:10:12.670
‫آره.

00:10:12.670 --> 00:10:17.720
‫فوراً با دلالای اطلاعاتیمون تماس بگیر.
‫ممکنه بتونن سریع مخفیگاهشون رو پیدا کنن.

00:10:17.720 --> 00:10:20.500
‫شماها... شاد رو می‌کشین؟

00:10:20.500 --> 00:10:22.260
‫ممکنه شرایط ایجاب کنه.

00:10:22.260 --> 00:10:25.560
‫که این‌طور. پس، می‌شه یه خواهشی کنم؟

00:10:26.320 --> 00:10:27.520
‫خواهش؟

00:10:27.520 --> 00:10:31.160
‫فقط... سعی کنین بدون درد کشیدن کارشو تموم کنین.

00:10:31.160 --> 00:10:32.880
‫دلت برای همشهریت می‌سوزه؟

00:10:32.880 --> 00:10:38.020
‫شاد، همیشه آدم عوضی‌ای بود... اما ته دلش آدم بدی نبود.

00:10:38.450 --> 00:10:39.360
‫پس...

00:10:39.360 --> 00:10:41.450
‫باشه. قول می‌دم.

00:10:43.520 --> 00:10:45.730
‫ممنون بابت همکاریتون،

00:10:45.730 --> 00:10:48.280
‫و از حسن نظر شما هم ممنونیم.

00:10:48.280 --> 00:10:50.770
‫بله. درک می‌کنم.

00:10:50.770 --> 00:10:52.520
‫خب، با اجازه.

00:10:59.570 --> 00:11:01.140
‫به‌نظرت مشکلی نداشت؟

00:11:01.140 --> 00:11:03.350
‫اینو از من می‌پرسی؟

00:11:03.960 --> 00:11:06.520
‫استاد، من یه شکارچی‌ام.

00:11:06.520 --> 00:11:11.020
‫اگه شاد داره کار بدی می‌کنه،
‫پس نمی‌تونم ببخشمش.

00:11:11.640 --> 00:11:15.020
‫بهتره بگم که هنوز داری برای شکارچی‌شدن آموزش می‌بینی.

00:11:15.480 --> 00:11:19.040
‫برای همین، هنوز باید قوی‌تر بشم.

00:11:19.530 --> 00:11:21.740
‫تا بتونم از چیزایی که لازمه محافظت کنم.

00:11:29.160 --> 00:11:30.620
‫هنوز زنده‌ای؟

00:11:32.080 --> 00:11:36.270
‫اوی اوی، تو این‌جا از همه ترسناک‌تری.

00:11:36.840 --> 00:11:40.060
‫واسه‌م سواله بدونم فاز پیله‌ی تو چه شکلی بوده.

00:11:43.170 --> 00:11:44.050
‫چته...

00:11:45.990 --> 00:11:47.180
‫زمان داره تموم می‌شه.

00:11:49.220 --> 00:11:51.170
‫من دیگه روزای آخرمه.

00:11:52.200 --> 00:11:54.980
‫باید تا قبلش انجامش بدم.

00:11:55.270 --> 00:12:00.300
‫من اون خدای نامیرا رو می‌کشم...

00:12:08.790 --> 00:12:13.010
‫مخفیگاه‌های احتمالی رو محدود کردیم و
‫آدم‌ گذاشتیم تا مراقبشون باشن.

00:12:13.010 --> 00:12:18.090
‫بعدش دیدیم که دوستامون توی یکی از این مخفیگاه‌ها رفت‌ و آمد داشتن.

00:12:18.390 --> 00:12:20.470
‫بچه‌ها هم اون‌جان؟

00:12:20.470 --> 00:12:22.800
‫آره. با جناب یوهانس.

00:12:22.800 --> 00:12:25.470
‫البته اگه هنوز زنده باشن.

00:12:26.100 --> 00:12:28.670
‫یه مدته یه چیزی ذهنمو درگیر کرده...

00:12:28.670 --> 00:12:30.140
‫هوم؟

00:12:30.140 --> 00:12:33.350
‫تو اصلاً احساسی داری؟

00:12:33.350 --> 00:12:36.880
‫مـ ـ معلومه که دارم! داری بی‌ادبی می‌کنی.

00:12:37.630 --> 00:12:39.440
‫شک دارم ولی...

00:12:40.940 --> 00:12:42.860
‫باید هرچه زودتر بریم سراغشون.

00:12:48.280 --> 00:12:49.790
‫بابابزرگ!

00:12:49.790 --> 00:12:53.010
‫اوه، بچه‌ها. جاییتون آسیب ندیده؟

00:12:54.030 --> 00:12:55.450
‫من خوبم!

00:12:56.560 --> 00:12:58.840
‫که این‌طور. پس خدا رو شکر.

00:12:58.840 --> 00:13:01.270
‫من بیشتر نگران شمام جناب یوهانس.

00:13:02.670 --> 00:13:05.140
‫دیگه بچه‌ها رو نگران خودم کردم؟

00:13:05.140 --> 00:13:06.550
‫این در نمیاد!

00:13:06.790 --> 00:13:09.230
‫من دیگه می‌خوام برم خونه‌مون.

00:13:09.230 --> 00:13:13.380
‫این آدما همه‌ش دروغ می‌گن که می‌ذارن بریم خونه‌مون.

00:13:13.380 --> 00:13:14.430
‫جناب یوهانس.

00:13:15.130 --> 00:13:21.210
‫شماها رو نمی‌تونیم وادار کنیم جای ترامپ رو بگین، درسته؟

00:13:21.210 --> 00:13:22.440
‫خب که چی؟

00:13:22.440 --> 00:13:26.490
‫پس اگه به میل خودت اطلاعات رو مقر بیای، مشکلی نیست.

00:13:26.490 --> 00:13:32.240
‫اگه حرف نزنی، هر پنج دقیقه یکی از بچه‌ها می‌میره.

00:13:35.160 --> 00:13:38.880
‫مأموریت آژانس ولد به هرچیزی ارجیحت داره.

00:13:39.640 --> 00:13:43.760
‫پس یعنی منظورت اینه، حتی شده به ازای جون بچه‌ها؟

00:13:43.760 --> 00:13:47.840
‫این‌طور نیست! بابابزرگ از همه‌مون محافظت می‌کنه!

00:13:48.230 --> 00:13:49.290
‫لوسیا!

00:13:50.400 --> 00:13:53.560
‫لـ ـ لوسیا رو بذار زمین!

00:13:55.200 --> 00:14:00.180
‫این یارو جوراس عمرش دیگه به دنیا نیست،
‫ّبرای همین وقتی برامون نمونده.

00:14:00.570 --> 00:14:03.780
‫گفتی مأموریتت به جون این بچه‌ها اولویت داره.

00:14:04.180 --> 00:14:06.570
‫درسته، جناب یوهانس؟

00:14:06.810 --> 00:14:09.320
‫برام سواله چندتاشون خرج بر میداره.

00:14:10.610 --> 00:14:11.830
‫خوش می‌گذره...

00:14:16.790 --> 00:14:17.820
‫لوسیا.

00:14:18.860 --> 00:14:22.880
‫خیال کردی پشت سر من داری چه غلطی می‌کنی؟

00:14:25.240 --> 00:14:27.860
‫هی کیکی جان، آروم باش...

00:14:27.860 --> 00:14:29.010
‫آبراهام!

00:14:30.470 --> 00:14:33.510
‫هی! نمی‌شه بین خودمون دعوا کنیم!

00:14:33.940 --> 00:14:39.390
‫بهت هشدار دادم، اگه به این بچه‌‌ها آسیبی بزنه، خودم له و لوردت می‌کنم!

00:14:39.390 --> 00:14:41.670
‫کیکی جان بترکون!

00:14:41.670 --> 00:14:43.200
‫بسپرش به خودم.

00:14:43.200 --> 00:14:47.690
<i></i>‫پس منم تو رو له و لورده می‌کنم!

00:15:04.000 --> 00:15:05.270
‫چیکار کرد؟

00:15:05.270 --> 00:15:06.690
‫من از کجا بدونم؟

00:15:06.690 --> 00:15:09.880
‫نـ ـ نه مثل اینکه حرف حالیتون نیست...

00:15:10.270 --> 00:15:11.380
‫بمیر!

00:15:12.540 --> 00:15:13.260
‫کیکی جان.

00:15:15.180 --> 00:15:16.060
‫راف؟

00:15:20.960 --> 00:15:22.330
‫خدا رو شکر.

00:15:22.890 --> 00:15:25.010
‫رافائل دلیکو؟

00:15:25.010 --> 00:15:27.730
‫پس با این شروع می‌کنیم.

00:15:27.730 --> 00:15:28.750
‫وایسا.

00:15:30.070 --> 00:15:31.390
‫جناب یوهانس.

00:15:32.280 --> 00:15:35.490
‫پس مأموریت مهم‌تر از بچه‌هات چی شد؟

00:15:35.820 --> 00:15:38.700
‫مثل اینکه سنگدل بودن کار سختیه.

00:15:38.700 --> 00:15:39.700
‫تحت تأثیر قرار گرفتم.

00:15:40.680 --> 00:15:43.000
‫ترامپ توی قبیله‌ست.

00:15:44.450 --> 00:15:48.080
‫اوی اوی. ترامپ مگه خدای ما نیست؟

00:15:48.080 --> 00:15:50.400
‫پس توی قبیله چیکار می‌کنه؟

00:15:51.990 --> 00:15:52.720
‫صدای چیه؟

00:15:52.940 --> 00:15:53.880
‫اون‌جاست!

00:15:57.600 --> 00:15:58.480
‫بریم!

00:15:58.860 --> 00:15:59.600
‫باشه.

00:16:06.430 --> 00:16:08.940
‫جدا شین و داخل رو بگردین.

00:16:09.390 --> 00:16:12.210
‫خب، من و دینو این‌طرفی می‌ریم.

00:16:14.440 --> 00:16:16.230
‫شماها برین سمت مخالف.

00:16:16.680 --> 00:16:18.840
‫من و گرهارد مستقیم می‌ریم.

00:16:18.840 --> 00:16:19.620
‫بله.

00:16:23.990 --> 00:16:26.790
‫بازم شماها؟ چه سمجین.

00:16:27.270 --> 00:16:31.260
‫مثل اینکه زیاد همو می‌بینیم، دختر زوردار.

00:16:31.260 --> 00:16:32.220
‫ولی...

00:16:32.220 --> 00:16:35.760
‫خیلی بد شانسی که همزمان با من و گرهارد روبه‌رو شدی.

00:16:51.120 --> 00:16:53.970
‫شماها باید با ما در بیفتین.

00:16:53.970 --> 00:16:56.090
‫خب، چیکار کنیم؟

00:16:56.090 --> 00:16:58.880
‫همون‌طور که از غرورم بر میاد، داغونشون می‌کنم.

00:16:58.880 --> 00:17:01.410
‫مزه‌ی پانکراسیون رو بچش.

00:17:14.180 --> 00:17:16.290
‫اگه نیروی پشتیبانی از راه برسه، هرطور شده میان تو.

00:17:16.610 --> 00:17:19.860
‫من می‌گم یوهانس رو برداریم و بریم سمت یکی از تونلای مخفی...

00:17:25.170 --> 00:17:29.290
‫عه، چه دل و جرئتی داری.

00:17:29.290 --> 00:17:33.030
‫آفرین تئو! سعی کردی از بقیه محافظت کنی.

00:17:34.110 --> 00:17:35.710
‫پسره‌ی عوضی!

00:17:40.600 --> 00:17:42.660
‫زود باش از این‌جا بریم.

00:17:45.230 --> 00:17:47.170
‫تـ ـ تو!

00:17:48.210 --> 00:17:50.590
‫با این شرایطت فقط سرعت منو کم می‌کنی.

00:17:51.060 --> 00:17:53.090
‫از این‌جا به بعدش با من.

00:17:55.020 --> 00:17:57.180
‫تف تو روت...

00:18:04.740 --> 00:18:07.880
‫می‌دونی که فاز پیله می‌تونه علائم مختلفی داشته باشه؟

00:18:07.880 --> 00:18:11.400
‫خب، مال بعضیا خیلی نامنظم باشه.

00:18:11.400 --> 00:18:13.940
‫در این‌صورت، علائم خیلی عجیبی هم دارن.

00:18:14.590 --> 00:18:17.790
‫اینکه بتونی توهمات خودت رو به بقیه نشون بدی...

00:18:18.160 --> 00:18:20.020
‫اینکه بتونی آینده رو پیش‌بینی کنی...

00:18:20.020 --> 00:18:24.060
‫بعضی‌ها حتی می‌تونن با بوی خودشون وارد دیگران بشن.

00:18:26.770 --> 00:18:29.770
‫بذار در مورد مال خودم واسه‌ت بگم...

00:18:32.300 --> 00:18:35.630
‫که این‌طور... پس این‌طوری...

00:18:45.570 --> 00:18:49.080
‫من مثل آب خوردن می‌تونیم این طنابا رو پاره کنم.

00:18:52.110 --> 00:18:52.950
‫ها؟

00:18:53.280 --> 00:18:56.330
‫توی اون طنابا آهن بافته شده.

00:18:56.330 --> 00:18:59.700
‫حتی تو هم نمی‌تونی پاره‌شون کنی.

00:19:11.360 --> 00:19:12.860
‫یکیش به فنا رفت.

00:19:16.050 --> 00:19:17.510
‫اون یکی کجا رفت؟

00:19:28.250 --> 00:19:29.530
‫رافائل.

00:19:29.530 --> 00:19:30.640
‫پدر؟

00:19:33.260 --> 00:19:36.680
‫رافائل خوشحالم که حالت خوبه.

00:19:37.730 --> 00:19:39.830
‫لوسیا! النا!

00:19:40.930 --> 00:19:42.520
‫باباییه.

00:19:42.520 --> 00:19:44.040
‫بابا!

00:19:45.020 --> 00:19:46.690
‫خدا رو شکر.

00:19:52.590 --> 00:19:58.660
‫ببینین... هم رافائل هم آنجلیکو هم تئودور با آدما جنگیدن.

00:19:58.660 --> 00:20:01.130
‫خیلی خفن بودن!

00:20:03.490 --> 00:20:05.050
‫بچه رو بغلش کن.

00:20:11.310 --> 00:20:13.040
‫آفرین پسرم.

00:20:18.990 --> 00:20:20.470
‫تئودور.

00:20:21.570 --> 00:20:26.020
‫ببخشید. نتونستم از جناب یوهانس محافظت کنم.

00:20:26.020 --> 00:20:27.770
‫کاریش نمی‌شد کرد.

00:20:27.770 --> 00:20:30.570
‫تئودور تو هنوز بچه‌ای.

00:20:31.530 --> 00:20:35.120
‫من بهت آموزش اشرافی‌ای رو که درخور...

00:20:35.120 --> 00:20:37.790
‫رهبر خانواده‌ی کلاسیکو بود، دادم

00:20:38.020 --> 00:20:40.810
‫و این تغییر نمی‌کنه.

00:20:41.130 --> 00:20:46.690
‫اما، از الان به بعد، نرمش بیشتری در موردت به خرج می‌دم.

00:20:49.400 --> 00:20:53.390
‫داری چیکار می‌کنی؟بیا این‌جا! یالا.

00:20:55.070 --> 00:20:56.420
‫برو دیگه.

00:20:56.420 --> 00:20:57.880
‫یالا یالا.

00:20:57.904 --> 00:21:07.904
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:07.928 --> 00:21:18.928
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:19.880 --> 00:21:24.060
‫نازی نازی. دیگه همه چی خوبه.

00:21:25.480 --> 00:21:31.640
‫خیلی زود بابایی با ارباب جوان  رافائل و بقیه برمی‌گردن.

00:21:36.170 --> 00:21:38.190
‫با اجازه.

00:21:38.640 --> 00:21:42.110
‫من پرستار جدید اون بچه‌ام.

00:21:42.110 --> 00:21:45.920
‫ولی، شک دارم باورم کنی.

00:01:49.250 --> 00:01:53.690
پرورشگاه دلیکو

00:02:17.380 --> 00:02:23.510
نبرد شهر گربه‌ی خاکستری

00:12:01.550 --> 00:12:06.010
پرورشگاه دلیکو

00:23:25.000 --> 00:23:26.000
پیش‌نمایش قسمت بعد

00:23:37.520 --> 00:23:40.250
چطور خدا  را   بکشیـــم