﻿WEBVTT

00:00:02.176 --> 00:00:04.656
‫- آنچه گذشت...
‫- هووو!

00:00:04.743 --> 00:00:07.659
‫12 تا آدم آماتور که هیچی
‫از زنده موندن در طبیعت بلد نیستن

00:00:07.746 --> 00:00:09.835
‫و هیچی جز لباس تنشون ندارن

00:00:09.922 --> 00:00:11.881
‫در یک جنگل دورافتاده رها شدن.

00:00:12.012 --> 00:00:13.926
‫وقت بازیه، بچه ها!

00:00:14.057 --> 00:00:17.365
‫دوربین های مداربسته 24 ساعته
‫اونا رو زیر نظر دارن،

00:00:17.495 --> 00:00:21.499
‫در حالی که کیلومترها دورتر،
‫خانواده هاشون تک تک حرکاتشون رو می بینن.

00:00:21.586 --> 00:00:23.327
‫وای خدای من.
‫اون واقعاً اونجا تنها گذاشته شده.

00:00:23.458 --> 00:00:25.851
‫- وای خدای من.
‫- من نمی تونم یه پناهگاه درست کنم.

00:00:25.938 --> 00:00:26.548
‫اون اصلاً تجربه ای از اینجور جاها داره؟

00:00:26.635 --> 00:00:28.463
‫نه. هیچی.

00:00:28.550 --> 00:00:30.160
‫این آب از دریاچه ست.

00:00:30.291 --> 00:00:32.684
‫امشب نمی تونی منو بگیری، طبیعت وحشی.

00:00:32.771 --> 00:00:34.251
‫خانواده هاشون تلاش کردن تا براشون وسایل

00:00:34.338 --> 00:00:36.862
‫مورد نیاز برای زنده موندن رو بفرستن.

00:00:36.949 --> 00:00:39.865
‫برو! جعبه باید بسته شه.
‫هیچی گیرش نیومد.

00:00:39.952 --> 00:00:41.345
‫- اوه.
‫- باید یه چیزی رو در بیاریم.

00:00:41.476 --> 00:00:43.173
‫تا آخر روز دوم،

00:00:43.304 --> 00:00:44.740
‫چند تا خانواده نزدیک بود

00:00:44.870 --> 00:00:46.307
‫دکمه خروج رو بزنن.

00:00:46.437 --> 00:00:48.004
‫خیلی وحشتناکه.

00:00:48.135 --> 00:00:48.874
‫ما این قدرت رو داریم که بریم اون دکمه رو بزنیم.

00:00:49.005 --> 00:00:50.354
‫می خوام اون خودشو به چالش بکشه.

00:00:50.485 --> 00:00:51.877
‫نمی خوام اون دکمه رو بزنم.

00:00:51.964 --> 00:00:53.444
‫این خوب نیست.

00:00:53.531 --> 00:00:55.751
‫- بیرون نرو.
‫- خفه ش نکن.

00:00:55.881 --> 00:00:57.796
‫- خفه ش کردم.
‫- تقصیر توئه.

00:00:57.927 --> 00:00:59.885
‫من اصلا نمی فهمم چی داره میشه.

00:01:00.016 --> 00:01:01.322
‫دکمه رو بزن. الان.

00:01:01.452 --> 00:01:03.150
‫من مشکلی ندارم که خودش نابود شه.

00:01:03.237 --> 00:01:05.282
‫من نه، چون اون موقع یه سوژه میشه.

00:01:05.369 --> 00:01:06.762
‫من دکمه رو نمی زنم.

00:01:06.892 --> 00:01:08.068
‫اون دکمه ی لعنتی رو بزن.

00:01:08.155 --> 00:01:10.157
‫من از پسرم ناامید شدم.

00:01:10.244 --> 00:01:14.683
‫این... اون مردی نیست که می خوام پسرم باشه.

00:01:15.244 --> 00:01:20.244
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:21.472 --> 00:01:23.866
‫این پایان روز دومه در
‫طبیعت وحشی و طاقت فرسا.

00:01:23.953 --> 00:01:27.130
‫این خیلی، خیلی سخته،

00:01:27.217 --> 00:01:32.048
‫خیلی سخت تر از چیزی که
‫حتی فکرشو می کردم.

00:01:32.179 --> 00:01:36.618
‫چند خانواده نزدیک خروج هستن.

00:01:36.705 --> 00:01:40.230
‫وودی از خوردن آب دریاچه
‫پر از باکتری حالش بده.

00:01:40.361 --> 00:01:42.711
‫خدایا، کاش من اونجا بودم، رفیق.

00:01:42.798 --> 00:01:44.713
‫آره، فکر می کنم اگه چیزی عوض نشه،
‫احتمالاً فردا از اینجا می ریم.

00:01:44.800 --> 00:01:45.975
‫اگه چیزی عوض نشه.

00:01:46.106 --> 00:01:49.718
‫و این منو داغون می کنه، رفیق.

00:01:49.848 --> 00:01:52.503
‫اشلی ساعت هاست که داره برای
‫روشن کردن آتش تلاش می کنه.

00:01:52.634 --> 00:01:55.767
‫لعنتی.

00:01:55.854 --> 00:01:58.205
‫داوینا کلاً از حال رفته.

00:01:58.229 --> 00:02:00.229
‫نمی‌خوام دوباره بترسم.

00:02:00.816 --> 00:02:02.644
‫اصلاً دلم نمی خواد بخوابم.

00:02:02.774 --> 00:02:04.863
‫دختر، تو یه شب دیگه هم اونجا می خوابی.

00:02:04.950 --> 00:02:06.996
‫و با رسیدن شب،

00:02:07.083 --> 00:02:10.042
‫آنتونی داره بیشتر و بیشتر عصبی میشه.

00:02:10.173 --> 00:02:13.742
‫قضیه چیه؟ دیگه کافیه.

00:02:13.829 --> 00:02:17.528
‫من آماده رفتنم.

00:02:17.659 --> 00:02:19.530
‫من تمام روز ازتون خواهش کردم
‫که دکمه رو بزنید.

00:02:19.617 --> 00:02:21.924
‫پس دکمه رو بزنید.

00:02:22.011 --> 00:02:23.360
‫اون دکمه ی لعنتی رو بزنید.

00:02:23.447 --> 00:02:26.102
‫- فهمیدین؟
‫- اوه، پسر.

00:02:26.233 --> 00:02:28.800
‫به نظر من، بدترین بخش اینه که
‫این موضوع برام جای تعجب نداره.

00:02:28.887 --> 00:02:31.760
‫اگه تا پنج دقیقه دیگه نشنوم

00:02:31.847 --> 00:02:33.762
‫که قراره منو برگردونن،

00:02:33.849 --> 00:02:35.764
‫وقتی دوباره ببینمتون،
‫مشکلات بزرگی خواهیم داشت.

00:02:35.851 --> 00:02:39.202
‫-هر دوتاتون.
‫- وای خدای من.

00:02:39.333 --> 00:02:41.291
‫خیلی سخته که اینو ببینم.

00:02:41.422 --> 00:02:44.599
‫آنتونی خیلی چیزا تو جعبه وسایل داشت...

00:02:44.686 --> 00:02:47.341
‫وسایل ماهیگیری، غذا.
‫داشت آتیش درست می کرد.

00:02:47.428 --> 00:02:49.212
‫آره، دقیقا.

00:02:49.299 --> 00:02:51.910
‫مگان الان فقط چند تا کبریت براش مونده.

00:02:55.349 --> 00:02:57.699
‫وای خدای من.

00:02:57.829 --> 00:02:59.831
‫خورشید تقریباً غروب کرده،
‫پس شما اصلاً وقت ندارید

00:02:59.918 --> 00:03:01.485
‫که تصمیمتون رو بگیرید.
‫الان تصمیمتون رو بگیرید،

00:03:01.616 --> 00:03:04.358
‫که همون زدن دکمه ست،
‫چون من ازتون خواستم.

00:03:04.488 --> 00:03:07.448
‫اگه دکمه رو بزنن،
‫پسرشون نجات پیدا می کنه،

00:03:07.535 --> 00:03:08.971
‫اما خانوادشون

00:03:09.058 --> 00:03:10.625
‫از مسابقه حذف می شن.

00:03:10.712 --> 00:03:12.192
‫من اون دکمه رو نمی زنم.

00:03:12.279 --> 00:03:13.802
‫اون هر چیزی که لازم داشته رو داره.

00:03:13.889 --> 00:03:15.412
‫اگه واقعاً داشت زجر می کشید،

00:03:15.499 --> 00:03:17.066
‫من هیچ مشکلی با بیرون کشیدنش نداشتم.

00:03:17.153 --> 00:03:19.242
‫فقط منو عصبانی می کنه، مرد.

00:03:19.329 --> 00:03:22.854
‫همه ما با موانعی روبرو می شیم،
‫و لزوماً متوقف نمیشیم.

00:03:22.985 --> 00:03:24.639
‫یه راهی پیدا می کنی.

00:03:24.726 --> 00:03:26.858
‫اون دکمه ی لعنتی رو بزن.
‫من خیلی، خیلی عصبانیم.

00:03:26.945 --> 00:03:28.643
‫این ناشایسته ست.

00:03:32.429 --> 00:03:35.476
‫اون دکمه ی لعنتی رو بزن.

00:03:35.606 --> 00:03:38.043
‫- وقتشه؟
‫- تو دکمه رو بزن.

00:03:38.130 --> 00:03:39.567
‫من این کار رو نمی کنم.

00:03:44.920 --> 00:03:48.271
‫اون هر چیزی که لازم داشت رو داشت،
‫و اون وسایل رو هدر داد.

00:03:48.358 --> 00:03:52.623
‫من ازش ناامید شدم،
‫ از عدم انعطاف پذیریش.

00:03:52.754 --> 00:03:55.496
‫سعی کردم بهش بگم که
‫این قرار نیست یه تعطیلات باشه.

00:03:55.583 --> 00:03:57.976
‫این قرار نیست آسون باشه.
‫قراره چالش برانگیز باشه.

00:03:58.107 --> 00:04:00.283
‫- داره میره، ها؟
‫- آره.

00:04:00.370 --> 00:04:01.893
‫- نه.
‫- اگه شما دکمه رو نزنید،

00:04:01.980 --> 00:04:03.286
‫- یه کم مشکل پیدا می کنیم.
‫- واقعا؟

00:04:03.417 --> 00:04:05.549
‫- وای خدای من.
‫- به خدا قسم.

00:04:05.680 --> 00:04:08.509
‫اون دکمه ی لعنتی رو بزن.
‫دیگه نمی پرسم.

00:04:15.559 --> 00:04:19.911
‫- مطمئنی؟
‫- خیلی بده.

00:04:27.789 --> 00:04:30.922
‫- دیگه داشت دیدنش سخت می شد.
‫- آره، خیلی ظالمانه بود.

00:04:31.009 --> 00:04:32.750
‫خیلی متاسفم.

00:04:32.881 --> 00:04:35.318
‫وقتی تو این حال و هواست،

00:04:35.449 --> 00:04:37.146
‫اصلاً شبیه آدم خوبی نیست.

00:04:37.277 --> 00:04:39.235
‫و ته دلش، هست.

00:04:43.805 --> 00:04:45.546
‫صدای اونو می شنوین؟

00:04:45.570 --> 00:04:47.570
‫اون چیه ؟

00:04:47.809 --> 00:04:49.245
‫مثل صدای قایق موتوریه.

00:04:49.332 --> 00:04:52.901
‫فکر کنم یه نفر خارج شده.

00:04:52.988 --> 00:04:54.772
‫سخته چون ما هنوز

00:04:54.903 --> 00:04:56.600
‫همه‌مون تو این اتاق طرفدار همه ایم،
‫و در عین حال کل این بازی درباره ی

00:04:56.731 --> 00:04:58.210
‫بیرون کردن آدما از بازیه

00:04:58.341 --> 00:05:00.952
‫تا ما بتونیم بیشتر پیش بریم.

00:05:01.039 --> 00:05:02.911
‫آنتونی خارج شد.

00:05:03.041 --> 00:05:05.957
‫11 خانواده باقی موندن.

00:05:06.044 --> 00:05:08.569
‫- هی، ما رسیدیم به 11 تا.
‫- آره.

00:05:08.699 --> 00:05:10.788
‫هی، آنتونی. خانوادت تو رو برگردوندن.

00:05:10.919 --> 00:05:14.488
‫ممنون، مامان و بابا!
‫دیگه لازم نیست ازتون عصبانی باشم.

00:05:14.618 --> 00:05:19.667
‫من عصبانیم، ولی اینطور نیست که
‫اون یه آدم بی خاصیت باشه.

00:05:19.797 --> 00:05:23.366
‫منظورم اینه که من تقریباً،
‫هر کاری که می خواستم انجام دادم.

00:05:23.497 --> 00:05:27.588
‫فقط امیدوارم پدر و مادرم عصبانی نباشن.

00:05:27.675 --> 00:05:32.636
‫اون 18 سالشه،
‫و هنوز شانس غلبه بر اینو داره.

00:05:32.767 --> 00:05:34.986
‫مامان.

00:05:35.073 --> 00:05:39.208
‫اون فقط باید به درون خودش نگاه کنه.

00:05:39.295 --> 00:05:41.253
‫من تمام روز التماس می کردم که یکی...

00:05:41.384 --> 00:05:43.778
‫آره، ولی رفتارت، نمی خواستیم
‫به خاطرش بهت پاداش بدیم.

00:05:43.865 --> 00:05:45.997
‫اون یه عذرخواهی به ما بدهکاره.

00:05:46.084 --> 00:05:49.305
‫و آیا قراره بیاد؟ خیلی منتظر نمونید.

00:05:49.436 --> 00:05:51.960
‫- من بچه نمی خوام.
‫- آره.

00:05:54.745 --> 00:05:57.748
‫با رفتن آنتونی، خانواده ها تو مرکز فرماندهی

00:05:57.879 --> 00:06:00.055
‫دقت زیادی به شرکت کننده هاشون دارن.

00:06:00.185 --> 00:06:02.840
‫این خیلی بده.

00:06:02.971 --> 00:06:04.929
‫امیدوارم بتونه بخوابه.

00:06:05.060 --> 00:06:07.584
‫آستین، اسکات، امیدوارم
‫فردا بتونم آتیشم رو روشن کنم

00:06:07.671 --> 00:06:09.543
‫و یه کم آب بجوشونم.

00:06:09.630 --> 00:06:11.936
‫باشه. یه بخشی از من همین الان

00:06:12.067 --> 00:06:16.767
‫می خواد اون کلمات وحشتناک رو بگه،
‫که من انصراف میدم.

00:06:16.854 --> 00:06:19.117
‫- این می تونه بد باشه.
‫- آره.

00:06:22.773 --> 00:06:27.169
‫وودی ما رو ترسوند وقتی آب دریاچه رو خورد.

00:06:27.256 --> 00:06:29.127
‫و ما قراره

00:06:29.258 --> 00:06:31.086
‫تمام شب خیلی مراقبش باشیم.

00:06:31.216 --> 00:06:32.870
‫اگه ببینیم که بالاخره، می دونین،

00:06:33.001 --> 00:06:34.742
‫داره می خوابه و می تونه تا صبح دووم بیاره،

00:06:34.872 --> 00:06:37.527
‫اونوقت می تونیم ببینیم،
‫می دونین، فردا چی میشه.

00:06:37.658 --> 00:06:40.791
‫امیدوارم این کم کم شروع به جالب شدن بکنه.

00:06:40.922 --> 00:06:43.925
‫اما بعضی از شرکت کننده ها
‫وضعیتشون خیلی بهتر از بقیه ست.

00:06:44.055 --> 00:06:45.492
‫امشب خیلی خوب می خوابم.

00:06:45.622 --> 00:06:47.668
‫من خیلی خوبم.

00:06:47.755 --> 00:06:49.365
‫با ما حرف بزن، جیک. داستانت رو بگو.

00:06:49.496 --> 00:06:52.455
‫من جیک رو با هر کسی مقایسه می کنم.

00:06:52.586 --> 00:06:55.240
‫اما رایان دبلیو. بزرگترین تهدید ماست

00:06:55.371 --> 00:06:57.112
‫تو کل این مسابقه.

00:06:57.242 --> 00:06:59.027
‫برادرت خیلی خوب داره پیش میره، مرد.

00:06:59.114 --> 00:07:01.377
‫اون چیزی که اونجا داره،
‫به علاوه پناهگاهش؟

00:07:01.464 --> 00:07:04.032
‫- مثل اینکه، رفیق، خیلی خوبی.
‫- آره.

00:07:04.162 --> 00:07:07.296
‫همون روز اول، یه پناهگاه داشت
‫که خیلی عالی به نظر می رسید.

00:07:07.427 --> 00:07:09.516
‫- خانواده جیک؟
‫- اوه، آره.

00:07:09.603 --> 00:07:10.908
‫همشون می گفتن، رفیق،
‫برادرت خیلی خوب داره پیش میره.

00:07:11.039 --> 00:07:13.041
‫- مثل اینکه، آره.
‫- من نگرانم، هر چند،

00:07:13.128 --> 00:07:15.173
‫چون یه جایزه روی سرشه.

00:07:15.304 --> 00:07:18.568
‫هوا گرمه. نمی دونم چند نفر
‫امشب آتیش درست کردن.

00:07:18.699 --> 00:07:20.265
‫ما مثل اون چیزی که می خواستیم،
‫ متوسط نیستیم.

00:07:20.396 --> 00:07:23.443
‫این تخت خزه ای منه.
‫دیوارهای خزه ای.

00:07:23.530 --> 00:07:25.532
‫سعی می کنم گرما رو نگه دارم.

00:07:25.662 --> 00:07:28.273
‫آدما قراره شروع به حمله بهش بکنن.

00:07:28.360 --> 00:07:31.538
‫رایان تمام امروز رو صرف
‫درست کردن یه پناهگاه حرارتی کرد.

00:07:31.668 --> 00:07:33.540
‫این برام خیلی عجیبه. اون یه تهدید بزرگه.

00:07:33.670 --> 00:07:35.977
‫- آره.
‫- امشب خیلی راحت می خوابم.

00:07:47.858 --> 00:07:50.382
‫روز سومه. 11 خانواده باقی موندن.

00:07:50.513 --> 00:07:52.123
‫- صبح بخیر.
‫- هی. صبح بخیر.

00:07:52.210 --> 00:07:55.300
‫همگی یه قدم دیگه به
‫یک ربع میلیون دلار نزدیک تر شدن.

00:07:55.431 --> 00:07:56.911
‫هنوز بیدار نشدن؟

00:07:56.998 --> 00:07:58.086
‫اوم، دارن کم کم بیدار میشن، آره.

00:07:58.173 --> 00:08:00.088
‫رفیق من هنوز داره خروپف می کنه.

00:08:03.961 --> 00:08:05.659
‫نمی دونم امروز کسی رو از دست می دیم یا نه.

00:08:05.746 --> 00:08:07.704
‫شاید داوینا.

00:08:09.706 --> 00:08:12.100
‫آره، ولی وودی هم همینطور.

00:08:12.187 --> 00:08:13.754
‫نمی دونم تو چالش چطور عمل می کنه.

00:08:13.778 --> 00:08:15.778
‫چالش ربطی به سرعت داره

00:08:15.802 --> 00:08:17.777
‫بعضی‌ها مثل وودی دچار مشکل می‌شن.

00:08:17.801 --> 00:08:20.282
‫آره، حق با توئه، چون خیلی نفس نفس می زنه.

00:08:20.306 --> 00:08:22.306
‫نفس کشیدن براش سخت شده.

00:08:25.461 --> 00:08:30.771
‫توجه. لطفاً به اتاق کنترل اصلی برید.

00:08:30.858 --> 00:08:33.121
‫علاوه بر پخش زنده صدا و تصویر

00:08:33.208 --> 00:08:36.472
‫از شرکت کننده هاتون،
‫اطلاعات بیومتریک عزیزانتون

00:08:36.603 --> 00:08:38.387
‫هم داره ردیابی و بررسی میشه

00:08:38.474 --> 00:08:41.433
‫از طریق یه ساعت هوشمند
‫که هر کدومشون به دستشون بستن.

00:08:41.564 --> 00:08:44.654
‫این اطلاعات به چهار کد رنگی خلاصه شده

00:08:44.785 --> 00:08:48.179
‫از سبز پایه، که نشون دهنده
‫وضعیت بیومتریک سالم هست،

00:08:48.266 --> 00:08:51.400
‫تا زرد متوسط که
‫نشون دهنده نشانه های کاهش هست.

00:08:51.487 --> 00:08:52.967
‫نارنجی بالا رفته نشون میده

00:08:53.054 --> 00:08:55.622
‫که ممکنه نیاز به مراقبت پزشکی باشه،

00:08:55.709 --> 00:08:59.103
‫و با قرمز شدید، ممکنه خروج ضروری باشه.

00:08:59.190 --> 00:09:00.670
‫اوه، پسر.

00:09:05.066 --> 00:09:06.284
‫- اوه، نه.
‫- اوه.

00:09:06.415 --> 00:09:07.938
‫اوه، وینا تو وضعیت سبزه؟

00:09:08.025 --> 00:09:10.245
‫حتماً دیشب یه کم خوابیده یا یه چیزی.

00:09:10.375 --> 00:09:13.683
‫دیشب خیلی بد نبود.

00:09:13.814 --> 00:09:16.294
‫باورم نمیشه که روزهاست تو جنگله.

00:09:16.425 --> 00:09:18.949
‫- بدون پناهگاه، اونم تو این وضعیت.
‫- بدون پناهگاه.

00:09:19.080 --> 00:09:21.430
‫- من یه جورایی تو شوکم.
‫- آره، خیلی غافلگیر شدم.

00:09:21.561 --> 00:09:24.259
‫اوه، مرد.

00:09:24.389 --> 00:09:27.567
‫می دونم که دیگه هیچ وقت
‫آب رو دست کم نمی گیرم، هیچ وقت.

00:09:27.654 --> 00:09:29.046
‫وودی تو وضعیت زرده،

00:09:29.177 --> 00:09:30.613
‫ولی شب رو گذرونده.

00:09:30.744 --> 00:09:33.007
‫من فقط یه چیزی می خوام که خیلی تشنمه.

00:09:33.094 --> 00:09:36.227
‫شاید یه جایی مجبور بشیم اونو برگردونیم.

00:09:36.358 --> 00:09:37.925
‫ولی هنوز نه.

00:09:40.275 --> 00:09:43.104
‫وودی و داوینا شب رو گذروندن،

00:09:43.191 --> 00:09:47.587
‫اما ناتوانی در درست کردن آتش
‫هنوز اشلی رو دچار مشکل کرده.

00:09:47.674 --> 00:09:49.806
‫نمی دونم کار دیگه ای باید انجام بدم، مرد.

00:09:49.937 --> 00:09:52.026
‫اوه.

00:09:52.113 --> 00:09:53.418
‫من فقط می ذارم همینطور
‫به شکست خوردن ادامه بده.

00:09:53.549 --> 00:09:56.160
‫انگار خیلی گیر نیفتاده.

00:09:56.291 --> 00:09:59.555
‫خیلی خب، فکر کنم
‫یه فندک لعنتی برام بفرستین، لطفا.

00:09:59.686 --> 00:10:02.776
‫شرکت کننده رابین هم داره فشار رو حس می کنه.

00:10:05.343 --> 00:10:07.476
‫این یه دوره ی آموزشیه.

00:10:07.563 --> 00:10:08.825
‫وقتی به سن من برسی... می دونی،

00:10:08.912 --> 00:10:11.045
‫من تو اکتبر 56 سالم میشه...

00:10:11.132 --> 00:10:13.917
‫می خوام به مردم نشون بدم،
‫مخصوصاً تو گروه سنی خودم،

00:10:14.048 --> 00:10:18.226
‫فکر نکنین که خیلی پیرین که کاری رو انجام بدین.

00:10:18.356 --> 00:10:19.488
‫من نمی فهمم.

00:10:19.619 --> 00:10:22.012
‫هر کاری که ارزش انجام دادن داشته باشه، سخته.

00:10:22.099 --> 00:10:24.362
‫این برات راحته که بگی. تو میری اونجا.

00:10:24.493 --> 00:10:27.278
‫این کاریه که ما مربیا انجام میدیم.
‫ما دوست داریم دستور بدیم.

00:10:27.365 --> 00:10:31.935
‫تو زندگی عادی مون، من همیشه
‫اون کسی هستم که همه بهش مراجعه می کنن،

00:10:32.022 --> 00:10:36.592
‫بین، می دونی، لنس و فیث گیر افتادم.

00:10:36.679 --> 00:10:39.290
‫فکر می کنم بزرگ شدن سخت بود.

00:10:39.377 --> 00:10:42.467
‫فیث بازیکن فوتبال بود. لنس مربی بود.

00:10:42.554 --> 00:10:47.298
‫و بعضی وقتا این یه کم... شدید می شد.

00:10:47.385 --> 00:10:49.997
‫پس رابطه شون دچار تنش شده

00:10:50.127 --> 00:10:53.740
‫به خاطر فشاری که بهش وارد می شد.

00:10:53.827 --> 00:10:55.480
‫انگار اون بهترین دوستشه،

00:10:55.567 --> 00:10:56.873
‫و ما کاملاً غریبه ایم.

00:10:56.960 --> 00:10:59.484
‫همین حس رو ما داریم.

00:10:59.571 --> 00:11:03.184
‫پس امیدوارم که اونا بفهمن
‫چقدر به هم اهمیت میدن

00:11:03.314 --> 00:11:08.102
‫و همدیگه رو دوست دارن وقتی دشمن هم نیستن.

00:11:08.189 --> 00:11:12.584
‫من دعا می کنم که به یه روش عجیب،

00:11:12.715 --> 00:11:15.762
‫این مسابقه رابطه شون رو درست کنه.

00:11:15.849 --> 00:11:18.721
‫این امید منه. این رویای منه.

00:11:18.852 --> 00:11:20.157
‫اوه اوه. حالا چی؟

00:11:22.899 --> 00:11:25.293
‫- وقت بازیه.
‫- توجه، خانواده ها.

00:11:25.380 --> 00:11:28.426
‫وقت اولین آزمون بقا شماست.

00:11:28.557 --> 00:11:30.559
‫آزمون های بقا مسابقاتی هستن

00:11:30.646 --> 00:11:32.822
‫که به عزیزانتون فرصت میدن که

00:11:32.953 --> 00:11:34.868
‫کیفیت زندگی شون رو
‫در طبیعت وحشی بهتر کنن.

00:11:34.998 --> 00:11:37.000
‫- خیلی خب، بریم.
‫- برای این آزمون،

00:11:37.131 --> 00:11:39.002
‫ابزار ساخت پناهگاه

00:11:39.133 --> 00:11:41.526
‫سمت دیگه دریاچه انداخته شده.

00:11:41.613 --> 00:11:43.964
‫شما باید به عنوان یه تیم نقشه بکشین

00:11:44.094 --> 00:11:47.097
‫که به شرکت کننده تون کمک کنه
‫یک قایق چوبی درست کنه

00:11:47.228 --> 00:11:49.571
‫تا از دریاچه رد شه و وسایل رو بیاره.

00:11:49.595 --> 00:11:50.195
‫ اوه، باید کمکش کنیم.

00:11:50.658 --> 00:11:53.574
‫بعضی از جعبه های وسایل وسایل بهتری
‫برای پناهگاه دارن نسبت به بقیه.

00:11:53.761 --> 00:11:56.590
‫پس هرچی شرکت کننده تون
‫سریعتر از دریاچه رد شه،

00:11:56.620 --> 00:11:58.927
‫وسایل بهتری برای انتخاب داره.

00:11:59.414 --> 00:12:03.810
‫اونا دارن سر سه تا ذخیره رقابت می کنن. واو.

00:12:03.897 --> 00:12:05.986
‫به علاوه، اولین شرکت کننده

00:12:06.073 --> 00:12:09.163
‫که از دریاچه رد dشه
‫یک مزیت برای خانوادش دریافت می کنه.

00:12:09.293 --> 00:12:11.382
‫وای خدای من.

00:12:11.469 --> 00:12:13.907
‫شما مسئول طراحی قایق هستین

00:12:14.037 --> 00:12:17.345
‫و انتخاب ابزار ساخت قایق از انبار وسایل

00:12:17.475 --> 00:12:21.088
‫که شرکت کننده تون برای کامل کردن
‫این آزمون ازش استفاده می کنه.

00:12:21.218 --> 00:12:24.439
‫با دمای 51 درجه در دریاچه،

00:12:24.569 --> 00:12:29.096
‫اونا فقط یک ساعت وقت دارن
‫قبل از اینکه دچار سرمازدگی بشن.

00:12:29.183 --> 00:12:30.837
‫لعنتی.

00:12:30.967 --> 00:12:33.840
‫پهپادهای تحویل 30 دقیقه دیگه پرواز می کنن.

00:12:33.970 --> 00:12:35.232
‫موفق باشید.

00:12:35.363 --> 00:12:37.234
‫زود باش. برو، برو، برو، برو.

00:12:37.321 --> 00:12:38.366
‫اونا رو نگاه کن،
‫چون احتمالاً نقشه قایق داره.

00:12:38.496 --> 00:12:40.629
‫این کتاب قایق هاست.

00:12:40.716 --> 00:12:42.022
‫می خوان این لعنتی رو عملی کنن، داداش.

00:12:42.152 --> 00:12:43.806
‫این یه چالش خیلی سخته.

00:12:43.893 --> 00:12:45.590
‫مرد، من واقعاً احساس عصبی بودن می کنم.

00:12:45.677 --> 00:12:47.288
‫فعالیت های آبی؟ نمی دونم.

00:12:47.418 --> 00:12:48.550
‫فکر می کنی؟
‫- تا وقتی که شناور بمونه،

00:12:48.637 --> 00:12:49.943
‫همین کافیه.

00:12:50.030 --> 00:12:52.075
‫خیلی خب، من با این یکی میرم.

00:12:52.162 --> 00:12:55.383
‫جیکوبن همین دو ماه پیش
‫شنا کردن رو یاد گرفت.

00:12:55.470 --> 00:12:57.733
‫مرد، من فقط امیدوارم و دعا می کنم
‫جیکوبن بتونه اون طرف بره.

00:12:57.820 --> 00:13:00.823
‫جیکوبن، یه پسر واقعی روستاییه.

00:13:00.910 --> 00:13:02.259
‫من همیشه خاک بازی می کنم.

00:13:02.390 --> 00:13:04.305
‫و هر جا سرم برسه می خوابم.

00:13:04.392 --> 00:13:06.611
‫خیلی خب، بریم.

00:13:06.698 --> 00:13:08.091
‫چون من اهل می سی سی پی هستم،
‫می تونین منو تو جنگل ول کنین.

00:13:08.222 --> 00:13:10.093
‫من می دونم چطور زنده بمونم.

00:13:10.180 --> 00:13:11.529
‫پارو کجاست؟ هی، همون اونجاست؟

00:13:11.660 --> 00:13:14.402
‫اما شنا قطعاً یه نقطه ضعف برام هست.

00:13:14.489 --> 00:13:15.925
‫ما خوبیم.

00:13:16.056 --> 00:13:17.231
‫من فقط باید باهاش کنار بیام،

00:13:17.318 --> 00:13:18.710
‫چون، مثل اینکه، من اون پول رو خیلی می خوام.

00:13:18.841 --> 00:13:19.581
‫و بعدش هم جشن می گیریم.

00:13:19.668 --> 00:13:21.278
‫جشن می گیریم.

00:13:21.409 --> 00:13:23.454
‫آره، جشن می گیریم.

00:13:25.979 --> 00:13:27.719
‫به همه چیزهایی که لازمه بدونه فکر کن.

00:13:27.850 --> 00:13:29.678
‫بلیک هر روز روی قایق ها کار می کنه،
‫پس من خیلی مطمئنم.

00:13:29.765 --> 00:13:31.071
‫وقتی برای کار می رم دریای کارائیب،

00:13:31.201 --> 00:13:33.769
‫من خیلی قایق های به سبک ابتدایی می بینم.

00:13:33.900 --> 00:13:37.120
‫پس ما فقط یه طراحی
‫خیلی ساده کار رو آسون می کنیم.

00:13:37.207 --> 00:13:39.340
‫اون فقط باید روش بشینه، اونجا بشینه و بره.

00:13:39.470 --> 00:13:42.560
‫و شما باید با قایق از دریاچه رد شین.

00:13:42.691 --> 00:13:44.127
‫- گرفتی؟
‫- وسایل.

00:13:44.258 --> 00:13:46.477
‫دیروز اولین جعبه وسایل ما بود.

00:13:46.564 --> 00:13:47.609
‫گند زدیم.

00:13:47.696 --> 00:13:49.872
‫این خیلی مهمه

00:13:49.959 --> 00:13:53.006
‫که وسایل پناهگاه رو تو آزمون بقا بگیریم.

00:13:53.093 --> 00:13:55.269
‫احتمالاً بیشترین زمان رو می بره

00:13:55.356 --> 00:13:57.097
‫چون اون یه مهندسه.

00:13:57.227 --> 00:13:58.968
‫اما ممکنه سریعترین از دریاچه رد شه.

00:13:59.099 --> 00:14:01.536
‫نه تنها می خوام به خودم ثابت کنم

00:14:01.666 --> 00:14:05.279
‫که می تونم کاری غیر از چرخوندن
‫آچار روی یه کامیون انجام بدم

00:14:05.409 --> 00:14:08.021
‫یا تو یه مسابقه برنده شم،

00:14:08.151 --> 00:14:11.938
‫بلکه همش این تصویر رو از، لحظه پیروزی دارم.

00:14:11.925 --> 00:14:13.883
‫منظورم اینه که، من رقابتی ام.
‫دوست دارم برنده شم.

00:14:14.014 --> 00:14:16.146
‫من با یه ذهنیت وارد این مسابقه میشم

00:14:16.233 --> 00:14:18.453
‫که هیچی نمی تونه منو متوقف کنه،

00:14:18.583 --> 00:14:21.630
‫و تا آخرش میرم تا کاملاً بشکونم.

00:14:21.717 --> 00:14:23.763
‫- ابزار و طناب.
‫- ابزار همینجاست.

00:14:23.850 --> 00:14:26.200
‫من بهت قول دادم.

00:14:26.287 --> 00:14:28.768
‫و اون قول این بود که تو رو بیرون نمی کشم.

00:14:28.855 --> 00:14:30.378
‫من دعا می کنم که اون از پسش بربیاد

00:14:30.465 --> 00:14:31.945
‫همونطور که تو هر کار دیگه ای دعا می کنم.

00:14:32.032 --> 00:14:35.600
‫روزی چند بار.

00:14:35.687 --> 00:14:36.732
‫خیلی خب، فکر کنم خوبیم.

00:14:36.819 --> 00:14:38.647
‫این خیلی سریع پیش رفت.

00:14:47.525 --> 00:14:51.660
‫توجه، شرکت کننده ها.
‫پهپادهای تحویل دارن میان.

00:14:51.747 --> 00:14:55.098
‫- اوه، پسر.
‫- من خیلی هیجان زده ام. بالاخره.

00:14:55.229 --> 00:14:58.754
‫برای اولین آزمون بقا به دریاچه برید.

00:14:58.841 --> 00:15:01.409
‫- آره.
‫- بریم.

00:15:01.496 --> 00:15:03.106
‫تو آزمون ها می بینمتون.

00:15:12.681 --> 00:15:18.469
‫خیلی خب. ما داریم میریم
‫دریاچه برای اولین آزمون.

00:15:18.556 --> 00:15:20.297
‫وقتی شرکت کننده ها به دریاچه می رسن

00:15:20.428 --> 00:15:23.735
‫برای اولین آزمون بقا،

00:15:23.866 --> 00:15:27.348
‫هر کدوم جعبه عزیزاشون رو پیدا می کنن.

00:15:27.478 --> 00:15:29.132
‫خیلی خب، ببینیم تو این چیه.

00:15:29.219 --> 00:15:31.439
‫داخلش ابزار و دستورالعمل هاست

00:15:31.526 --> 00:15:33.789
‫که برای ساختن یه قایق چوبی بهش نیاز دارن...

00:15:33.920 --> 00:15:35.704
‫- پارو. آره.
‫- ...که ازش استفاده می کنن

00:15:35.791 --> 00:15:38.925
‫تا در دریاچه مسابقه بدن و وسایل پناهگاه رو بیارن.

00:15:39.055 --> 00:15:40.535
‫بهترین وسایل پناهگاه داده میشه

00:15:40.665 --> 00:15:42.232
‫به اولین نفرایی که اون طرف میرسن.

00:15:42.319 --> 00:15:43.799
‫بهش فکر کن.
‫- قایقت رو ساده تر نگه دار.

00:15:43.886 --> 00:15:45.975
‫اگه بذاری قایقت غرق شه،

00:15:46.106 --> 00:15:48.456
‫باید شنا کنی و قایقت رو بکشی.

00:15:48.586 --> 00:15:51.067
‫بدنت رو یه کم بالا نگه دار که
‫وقتی شنا می کنی خیلی خسته نشی.

00:15:51.154 --> 00:15:52.982
‫زود باش، وی.

00:15:53.113 --> 00:15:55.506
‫داوینا یه دلیلی پناهگاه نساخته.

00:15:55.593 --> 00:15:58.509
‫از تخیلت استفاده کن، برخلاف پناهگاهت.

00:15:58.596 --> 00:16:01.338
‫پس این آزمون خیلی بزرگه براش.

00:16:01.469 --> 00:16:04.602
‫من اصلاً نمی دونم دارم چی کار می کنم.

00:16:04.733 --> 00:16:07.127
‫به چهار تا تنه درخت نیاز دارم.

00:16:07.257 --> 00:16:09.607
‫این چالش خیلی سخت خواهد بود،

00:16:09.738 --> 00:16:11.479
‫بسته به اینکه چقدر خیس و سرد بشن

00:16:11.566 --> 00:16:14.047
‫و چقدر طولانی در معرض آب باشن.

00:16:14.134 --> 00:16:15.787
‫خطرناکه.

00:16:15.918 --> 00:16:17.789
‫اوه، سرده.

00:16:17.920 --> 00:16:19.617
‫رفت، رفت.

00:16:19.748 --> 00:16:20.967
‫سیستم پشتیبانی من تو مرکز فرماندهی

00:16:21.097 --> 00:16:24.971
‫گفت چهار تا تنه درخت برای قایق.

00:16:25.101 --> 00:16:28.322
‫باسن گنده ی من شاید
‫پنج تا لازم داشته باشه. نمی دونم.

00:16:28.409 --> 00:16:31.629
‫داره کل دستورالعمل قایق ما رو انجام میده.

00:16:31.760 --> 00:16:34.502
‫هی، اولین نفر تو آب.

00:16:34.589 --> 00:16:36.504
‫- بریم.
‫- هوو!

00:16:36.634 --> 00:16:38.854
‫بریم، وودرو!

00:16:38.941 --> 00:16:40.638
‫اون چطور این کار رو از قبل انجام داد؟

00:16:40.769 --> 00:16:42.989
‫اینجاست که رقابت اون بیرون میاد.

00:16:43.076 --> 00:16:45.426
‫می دونست چه کاری باید انجام بشه،
‫ و انجامش داد.

00:16:45.556 --> 00:16:47.950
‫من واقعاً امیدوارم که انرژی کافی داشته باشه

00:16:48.037 --> 00:16:50.518
‫که خودش رو تا اون طرف برسونه.

00:16:50.648 --> 00:16:52.128
‫به چوب بزنم.

00:16:54.870 --> 00:16:56.872
‫- رفت.
‫- وودی و رایان دبلیو.

00:16:57.003 --> 00:17:00.223
‫طراحی های ساده قایقشون بهشون
‫یه برتری زود هنگام داده، در حالی که

00:17:00.310 --> 00:17:03.052
‫بقیه شرکت کننده ها هنوز در ساحل هستن...

00:17:03.076 --> 00:17:06.376
‫چیزی که نمی‌خوام انجام بدم
‫اینه که مجبور شم شنا کنم.

00:17:06.621 --> 00:17:08.579
‫وقت و انرژی با ارزش رو هدر میدن

00:17:08.666 --> 00:17:10.755
‫که بهش نیاز دارن تا آزمون رو کامل کنن.

00:17:10.886 --> 00:17:13.106
‫اوه، خب، اون هنوز داره اره می کنه.

00:17:13.236 --> 00:17:16.022
‫داره همش اره می کنه.

00:17:16.109 --> 00:17:19.764
‫لعنتی. کار نمی کنه.

00:17:19.851 --> 00:17:23.246
‫این یکی باید بره.

00:17:23.377 --> 00:17:25.640
‫- زود باش، پسرم.
‫- فکر کنم نباید

00:17:25.770 --> 00:17:27.424
‫خیلی فنی براش می کردم.

00:17:27.555 --> 00:17:30.253
‫و بعد تو اولین جعبه وسایل اصلی هم گند زدیم،

00:17:30.384 --> 00:17:32.690
‫پس شاید داریم میریم خونه.

00:17:32.821 --> 00:17:35.563
‫- هی.
‫- فکر کن، رابین.

00:17:35.693 --> 00:17:37.478
‫چرا حس می کنی باید نقشه رو دنبال کنی.

00:17:37.608 --> 00:17:39.567
‫چرا ازش عصبانی میشی؟

00:17:39.697 --> 00:17:41.569
‫من جوری باهاش رفتار نمی کنم،
‫فقط از وضعیت عصبانیم.

00:17:41.593 --> 00:17:44.693
‫همیشه باید همه چیز رو
‫سخت انجام بدی، نه؟

00:17:45.616 --> 00:17:48.271
‫وقتی می خواستم شماها خوب باشین،
‫فقط شدید میشم.

00:17:48.358 --> 00:17:50.708
‫مثل اینکه، اگه بچه داشته باشی، می بینی که.

00:17:50.795 --> 00:17:53.885
‫می فهمی که تو مربی من بودی.
‫من دقیقاً می دونم چطور رفتار می کنی.

00:17:54.016 --> 00:17:55.713
‫دیر یا زود منو می بخشی.

00:17:55.844 --> 00:17:58.934
‫قایق ساده وودی بهش یه شروع خیلی خوب داده.

00:17:59.065 --> 00:18:01.981
‫- نصف راه رو رفته.
‫- داره می میره، هر چند.

00:18:02.068 --> 00:18:03.243
‫اوه، نه.

00:18:03.373 --> 00:18:05.375
‫اما رایان دبلیو. داره نزدیک میشه.

00:18:05.462 --> 00:18:08.291
‫بیا بهترین تلاش خودمون رو بکنیم.

00:18:08.422 --> 00:18:10.641
‫و شرکت کننده های بیشتر هم
‫دارن شیرجه می زنن در

00:18:10.728 --> 00:18:12.600
‫مسابقه با تمام سرعت.

00:18:12.687 --> 00:18:13.644
‫ببین هیلِی چطور میره!

00:18:13.775 --> 00:18:16.996
‫هیلِی. آره.

00:18:17.083 --> 00:18:19.476
‫اوف! خیلی سرده.

00:18:19.607 --> 00:18:21.304
‫می تونی انجامش بدی.

00:18:21.435 --> 00:18:22.958
‫ها! دارم انجامش میدم!

00:18:23.089 --> 00:18:24.655
‫نه، نمیکنم. رو ساحل گیر کردم.

00:18:27.180 --> 00:18:28.877
‫خیلی خب، وقتشه تو رو بیرون بیاریم.

00:18:29.008 --> 00:18:30.661
‫شنای سردی در پیشه.

00:18:30.748 --> 00:18:33.273
‫اوه. می تونم روش دراز بکشم و پارو بزنم؟

00:18:35.101 --> 00:18:38.756
‫اون تو آبه.

00:18:38.887 --> 00:18:40.628
‫اوه، کفشاش پاشه.

00:18:44.052 --> 00:18:45.752
‫همه تو آبن، جز جاکوبن.

00:18:45.776 --> 00:18:47.741
‫این دیگه شنا نمی‌کنه.

00:18:47.565 --> 00:18:49.263
‫هست، داداش.

00:18:49.350 --> 00:18:51.004
‫فکر نکنم می خواد بره تو آب.

00:18:51.028 --> 00:18:53.528
‫اگه بخوام شنا کنم...

00:18:55.252 --> 00:18:57.252
‫... این دیگه خیلی دوره.

00:18:58.838 --> 00:19:00.840
‫خیلی طول می کشه!

00:19:06.280 --> 00:19:07.847
‫آره، تقریباً رسیده.

00:19:20.163 --> 00:19:22.296
‫بریم!

00:19:22.426 --> 00:19:24.820
‫هوو!

00:19:24.951 --> 00:19:28.041
‫برنده، برنده، شام مرغ.

00:19:28.171 --> 00:19:30.260
‫- بهش نیاز داشت.
‫- اوه، حس خوبی داشت.

00:19:30.391 --> 00:19:33.394
‫می دونی، دو روز گذشته،
‫وودی چند بار ما رو ترسوند.

00:19:33.524 --> 00:19:35.787
‫درباره برگردوندنش صحبت کردیم،

00:19:35.918 --> 00:19:37.964
‫اما می دونیم که این برای
‫بقاش خیلی مهم خواهد بود.

00:19:38.094 --> 00:19:40.140
‫اوه، مرد.

00:19:40.227 --> 00:19:42.620
‫وودی با عبور اول از دریاچه،
‫یک مزیت به دست میاره

00:19:42.751 --> 00:19:44.535
‫برای خانوادش در جعبه وسایل بعدی.

00:19:44.622 --> 00:19:46.581
‫اوه، مرد، این خیلی مهمه.

00:19:46.711 --> 00:19:48.626
‫اون همچنین اولین انتخاب وسایل پناهگاه رو داره

00:19:48.713 --> 00:19:50.498
‫و بهترین بسته رو انتخاب می کنه،

00:19:50.585 --> 00:19:52.065
‫- با چادرهای بزرگ...
‫- خوبه.

00:19:52.152 --> 00:19:54.154
‫...طناب، و یه مورد اضافی برای گرما.

00:19:54.284 --> 00:19:55.329
‫تو چی داره؟

00:19:55.459 --> 00:19:58.201
‫پوست خرس.

00:19:58.332 --> 00:19:59.942
‫رفیق. اون قطعاً امشب خوب می خوابه،

00:20:00.073 --> 00:20:02.292
‫-مطمئناً.
‫- ما به زمین رسیدیم.

00:20:02.379 --> 00:20:04.991
‫داره میاد. داره میاد.

00:20:05.078 --> 00:20:06.862
‫- خیلی خب. خوش گذشت.
‫- هی، عزیزم.

00:20:06.993 --> 00:20:09.256
‫بارون میاد. یه چیزی می خوام
‫که خودم رو باهاش بپوشونم.

00:20:09.386 --> 00:20:11.911
‫در حالی که وودی و رایان
‫مسیر طولانی برگشت به اردوگاه رو

00:20:11.998 --> 00:20:14.435
‫با وسایلشون طی می کنن،

00:20:14.522 --> 00:20:16.263
‫بقیه شرکت کننده ها هنوز در دریاچه می جنگن.

00:20:16.350 --> 00:20:17.481
‫اوه.

00:20:17.505 --> 00:20:19.416
‫من تسلیم نمیشم.

00:20:19.440 --> 00:20:20.745
‫وای خدای من.

00:20:20.876 --> 00:20:23.748
‫- آره، مگان! هوو!
‫- برو، دختر!

00:20:27.970 --> 00:20:30.233
‫- آفرین، جیک.
‫- آره.

00:20:30.364 --> 00:20:33.802
‫زود باش، رز!

00:20:33.933 --> 00:20:35.935
‫- آفرین.
‫- آره، اشلی!

00:20:38.328 --> 00:20:39.590
‫اوف.

00:20:39.721 --> 00:20:41.375
‫- هوو!
‫- آره!

00:20:41.462 --> 00:20:43.551
‫فقط سه شرکت کننده باقی موندن.

00:20:43.638 --> 00:20:46.336
‫- لعنتی، خیلی سرده.
‫- زود باش، داداش.

00:20:46.467 --> 00:20:48.904
‫همینطور که نور روز کم میشه و دما پایین میاد...

00:20:48.928 --> 00:20:50.928
‫خیلی سرده.

00:20:51.080 --> 00:20:52.995
‫...خیلی مهمه که اونا به اون طرف برسن

00:20:53.126 --> 00:20:55.171
‫تا اون وسایل کمی که
‫باقی مونده رو به دست بیارن.

00:20:55.258 --> 00:20:57.130
‫اون خیلی نزدیکه.

00:20:57.260 --> 00:20:59.610
‫یا این ریسک رو بپذیرن که
‫یه شب دیگه بدون پناهگاه بمونن.

00:20:59.697 --> 00:21:01.134
‫اون کفشا دارن اونو می کشن.

00:21:08.576 --> 00:21:10.578
‫یه بغل کوچولو؟ یه بغل کوچولو،
‫یه بغل کوچولو؟ فقط شونه.

00:21:10.665 --> 00:21:11.405
‫- نه.
‫- فقط شونه.

00:21:11.535 --> 00:21:13.189
‫نه.

00:21:15.713 --> 00:21:18.064
‫نمی خوام اینقدر خیس بشم.

00:21:18.194 --> 00:21:21.545
‫- ترنس و نیکی، نمی تونم برم.
‫- وای خدای من.

00:21:21.676 --> 00:21:23.591
‫- مرد، حتماً شوخی می کنی.
‫- این خیلی ضعیفه.

00:21:23.678 --> 00:21:26.028
‫هر چیزی اونجا بود خوب بود،

00:21:26.115 --> 00:21:29.423
‫ولی واقعاً داره یکی رو می بینه
‫که هنوز داره شنا می کنه،

00:21:29.510 --> 00:21:31.120
‫حتی نمی دونم کجا داره میره.

00:21:35.472 --> 00:21:37.997
‫نَایست. زود باش.

00:21:41.435 --> 00:21:44.525
‫یا حضرت عباس.

00:21:44.655 --> 00:21:49.399
‫رایان اچ. بیش از 30 دقیقه تو آبه.

00:21:49.486 --> 00:21:51.314
‫خسته شده.

00:21:51.401 --> 00:21:53.447
‫خطر دچار شدن به سرمازدگی اون

00:21:53.534 --> 00:21:55.318
‫با هر ثانیه ای که می گذره بیشتر میشه.

00:21:55.449 --> 00:21:56.885
‫حتی فکر نمی کنم دیگه
‫بتونه پاهاش رو تکون بده.

00:21:57.016 --> 00:21:58.495
‫داره مثل بید می لرزه.

00:21:58.626 --> 00:22:00.323
‫خدا، به دستاش نگاه کن.

00:22:00.410 --> 00:22:01.890
‫معلومه که دستاشم خیلی سرده.

00:22:01.977 --> 00:22:03.283
‫داره مثل یه برگ می لرزه.

00:22:03.413 --> 00:22:05.415
‫نمی دونم که دووم میاره، بابا.

00:22:05.502 --> 00:22:06.851
‫لطفاً فقط اونو به ساحل برسون، خدا.

00:22:06.982 --> 00:22:09.158
‫لطفاً فقط اونو به ساحل برسون.

00:22:12.422 --> 00:22:14.468
‫ "وضعیت بقا کاهش یافته."

00:22:14.555 --> 00:22:17.862
‫این منفی به نظر میاد.

00:22:17.949 --> 00:22:20.039
‫- این خیلی خسته کننده ست.
‫- خیلی وقت تو آب بوده.

00:22:20.126 --> 00:22:21.866
‫حتی نصف راه رو هم نیومده.

00:22:21.953 --> 00:22:23.477
‫وای خدای من. زود باش، رایان.

00:22:23.564 --> 00:22:24.782
‫زود باش، رایان. به تکون دادن ادامه بده.

00:22:24.913 --> 00:22:27.481
‫قراره برگردونده بشه.

00:22:27.568 --> 00:22:29.396
‫هنوز خیلی دوره.

00:22:38.318 --> 00:22:40.146
‫رایان اچ. در وسط یه دریاچه بزرگ
‫و یخ زده گیر افتاده،

00:22:40.233 --> 00:22:42.235
‫و معلوم نیست که
‫می تونه به ساحل برگرده یا نه.

00:22:42.365 --> 00:22:45.281
‫اون قوی تر از چیزیه که فکر می کنی.

00:22:45.368 --> 00:22:46.848
‫آره. من تسلیم نمیشم.

00:22:47.035 --> 00:22:50.038
‫آره. من تسلیم نمیشم.

00:22:50.125 --> 00:22:52.910
‫من از تکون دادن خسته شدم، و سردم شده.

00:22:55.348 --> 00:22:58.351
‫بابا و من قول دادیم که اونو برنگردونیم.

00:22:58.438 --> 00:23:01.005
‫اما وقتی آماده باشه، به ما خبر میده.

00:23:01.092 --> 00:23:03.225
‫پس من باید به قولم بهش عمل کنم

00:23:03.356 --> 00:23:04.835
‫که تا آخرش کنارش هستم

00:23:04.922 --> 00:23:08.274
‫و تا جایی که می تونم ا
‫زش حمایت می کنم. پس...

00:23:08.404 --> 00:23:10.101
‫فقط سخته که خودمو نگه دارم

00:23:10.232 --> 00:23:11.494
‫و اینقدر پیش برم.

00:23:11.625 --> 00:23:14.932
‫پس من میگم تمومه. یه شکست رو قبول می کنم.

00:23:18.719 --> 00:23:21.939
‫در آستانه سرمازدگی و ناتوان از ادامه دادن،

00:23:22.070 --> 00:23:25.900
‫رایان اچ. چاره ای جز
‫برگشتن و رفتن به اردوگاه نداره

00:23:26.030 --> 00:23:28.424
‫بدون وسایل پناهگاه.

00:23:28.511 --> 00:23:29.860
‫مهم نیست چقدر سن بگیری.

00:23:29.991 --> 00:23:31.862
‫اون تنها بچه ی ماست،

00:23:31.949 --> 00:23:34.125
‫و من دوست ندارم ببینم بچه ام آسیب می بینه.

00:23:34.256 --> 00:23:36.171
‫یه پسر قوی داری. این مطمئناً.

00:23:36.258 --> 00:23:38.173
‫ممنون.

00:23:40.828 --> 00:23:43.396
‫بقیه شرکت کننده ها به اردوگاه برگشتن

00:23:43.483 --> 00:23:45.659
‫در حالی که وسایل پناهگاهشون رو حمل می کردن.

00:23:45.746 --> 00:23:47.661
‫من برگشتم.

00:23:47.748 --> 00:23:50.185
‫و چیزی که گرفتم خیلی عالی بود.

00:23:50.272 --> 00:23:52.013
‫خیلی خوشحال.

00:23:52.100 --> 00:23:55.451
‫به این نگاه کن.

00:23:55.538 --> 00:23:58.193
‫وای خدای من. این پوست خرس.

00:23:58.280 --> 00:24:00.500
‫خیلی خفنه.

00:24:00.587 --> 00:24:03.981
‫اون با پوست خرس از جنگل میاد بیرون.

00:24:04.112 --> 00:24:06.201
‫اوه، مرد، این خیلی مهمه.

00:24:06.332 --> 00:24:07.898
‫راه خیلی دوری بود اون طرف دریاچه.

00:24:07.985 --> 00:24:10.858
‫من فقط گفتم این مثل یه تماس پلیس.

00:24:10.945 --> 00:24:12.686
‫من فقط بهش فکر می کنم
‫مثل اینکه یه نفر دیگه

00:24:12.773 --> 00:24:14.688
‫اون طرف دریاچه به کمک نیاز داره،

00:24:14.775 --> 00:24:16.994
‫و اونا فقط به 911 زنگ زدن.
‫اگه من بهشون نرسم،

00:24:17.081 --> 00:24:18.866
‫اونا دووم نمیارن.

00:24:21.608 --> 00:24:24.915
‫من یه افسر بازنشسته مجری قانون
‫با تقریباً 20 سال سابقه ام.

00:24:25.002 --> 00:24:26.482
‫می دونی، وقتی پلیس بودم،
‫همیشه من کسی بودم

00:24:26.569 --> 00:24:29.006
‫که برای کمک حاضر می شد.

00:24:29.093 --> 00:24:33.010
‫فکر می کنم شاید تغییر خوبی باشه
‫که یه کم ریلکس کنم

00:24:33.141 --> 00:24:35.796
‫و بگم، شماها از من مراقبت می کنین.

00:24:35.926 --> 00:24:37.972
‫بلیک، کالین، شماها امروز خیلی عالی بودین.

00:24:38.102 --> 00:24:40.670
‫دستورالعمل های خوب، وسایل خوب.

00:24:40.757 --> 00:24:45.588
‫همه چی خوب، مرد. خیلی ممنونم از همتون.

00:24:45.675 --> 00:24:47.808
‫شرکت کننده هایی که وسایل جدید گرفتن

00:24:47.938 --> 00:24:50.593
‫شروع به کار برای تغییر پناهگاهشون می کنن.

00:24:50.724 --> 00:24:52.987
‫این فقط منو یاد خونه میندازه.

00:24:53.117 --> 00:24:55.772
‫اما جیکوبن بدون اونا سر می کنه.

00:24:55.859 --> 00:25:02.257
‫این شکلیه لباس شکست.

00:25:02.388 --> 00:25:04.390
‫مرد، من ناراحتم.
‫می خوام با شما صادق باشم.

00:25:04.520 --> 00:25:07.131
‫همه رفتن تو آب.

00:25:07.218 --> 00:25:10.700
‫دیدم مال من شناور نمیشه.
‫نمی خواستم ریسک کنم.

00:25:10.787 --> 00:25:13.486
‫مرد، گذاشتی این پیرمردا تو رو دکمه کنن.

00:25:13.616 --> 00:25:17.011
‫اونا دکمه اش نکردن.
‫اون فقط ترسیده. اون ترسیده.

00:25:17.141 --> 00:25:19.230
‫بعد از شکست تو اولین آزمون بقا،

00:25:19.361 --> 00:25:21.929
‫رایان اچ. بالاخره به ساحل برگشته.

00:25:22.016 --> 00:25:26.237
‫من زنده ام. سرده. خیلی سرده.

00:25:26.368 --> 00:25:28.892
‫دستا مو حس نمی کنم،
‫انگشتای پامو حس نمی کنم.

00:25:28.916 --> 00:25:31.516
‫پاها امشب یخ زده و هیچ آتیشی هم نداریم.

00:25:32.200 --> 00:25:35.159
‫می دونی چقدر طول می کشه
‫بعد از حمام یخ گرم بشی؟

00:25:35.246 --> 00:25:36.987
‫آره، و داره سردتر میشه.

00:25:37.074 --> 00:25:39.338
‫انگار قراره نور خورشید رو از دست بدن.

00:25:42.819 --> 00:25:46.823
‫خیلی خب، باید... باید یه کاری کنیم.

00:25:46.954 --> 00:25:49.304
‫اشلی داره سعی می کنه به نامزدش

00:25:49.391 --> 00:25:51.001
‫و پدر شوهر آیندش

00:25:51.088 --> 00:25:53.613
‫ثابت کنه که یه زن شایسته تو طبیعت هست،

00:25:53.700 --> 00:25:55.963
‫اما نتونسته آتش روشن کنه،

00:25:56.050 --> 00:25:58.139
‫و این مانع از جوشوندن آبش شده

00:25:58.226 --> 00:26:00.228
‫که برای نوشیدن امن باشه.

00:26:00.359 --> 00:26:02.448
‫من رسماً آبم تموم شده،

00:26:02.535 --> 00:26:07.235
‫پس مجبورم آب دریاچه پر از باکتری بخورم.

00:26:07.366 --> 00:26:10.281
‫لطفاً بذار این کار کنه.

00:26:10.412 --> 00:26:13.894
‫نذار اینجا با اسهال بمونم.

00:26:14.024 --> 00:26:16.984
‫آستین و اسکات هر دو می دونن
‫که من چقدر مصممم.

00:26:17.071 --> 00:26:20.030
‫هر دو می دونن که من چقدر مقاومم.

00:26:20.117 --> 00:26:23.207
‫می خوام با شن فیلترش کنم.

00:26:23.294 --> 00:26:27.908
‫من تو بزرگسالی، به عنوان یه مادر مجرد،
‫از فقر جون به در بردم،

00:26:28.038 --> 00:26:30.824
‫و دوباره به مدرسه رفتم و معلم شدم.

00:26:30.911 --> 00:26:34.871
‫همه اینا از من می خواست
‫که از وضعیت یاد بگیرم،

00:26:35.002 --> 00:26:37.178
‫خودمو باهاش منطبق کنم،
‫تحمل کنم و ازش بگذرم.

00:26:37.265 --> 00:26:39.267
‫داره چی کار می کنه؟

00:26:39.354 --> 00:26:40.224
‫فکر کنم داره سعی می کنه از پیرهنش
‫برای فیلتر کردن استفاده کنه.

00:26:40.355 --> 00:26:42.444
‫من خیلی کم آب شدم.

00:26:42.531 --> 00:26:44.228
‫نمی تونم شب رو بدون نوشیدن آب بگذرونم.

00:26:44.315 --> 00:26:47.101
‫پس حس می کنم این کل تجربه فقط یه راهه

00:26:47.231 --> 00:26:49.320
‫تا خودمو ثابت کنم.

00:26:49.451 --> 00:26:51.192
‫لطفاً باکتری تو اون نباشه.

00:26:54.325 --> 00:26:57.590
‫نمی خوام مریض بشم.

00:26:57.677 --> 00:27:00.680
‫همینطور که شب فرا میرسه و دما پایین میاد،

00:27:00.810 --> 00:27:03.160
‫شرکت کننده هایی که آزمون رو کامل کردن

00:27:03.291 --> 00:27:05.815
‫یه مزیت خیلی بزرگ
‫نسبت به کسایی که نکردن دارن.

00:27:05.902 --> 00:27:07.513
‫راحتم.

00:27:07.643 --> 00:27:10.254
‫رایان اچ. خیلی آسیب پذیره.

00:27:10.341 --> 00:27:13.606
‫اردوگاهش فقط به یه کیسه خواب مجهز شده.

00:27:13.736 --> 00:27:19.699
‫و بدون آتش، هیچ راهی
‫برای گرم موندن نداره.

00:27:19.829 --> 00:27:23.529
‫من نگران سرمازدگی هستم. بدون وسایل،

00:27:23.616 --> 00:27:27.968
‫سخته که دمای بدنت رو گرم نگه داری.

00:27:28.098 --> 00:27:29.622
‫نمی دونیم که از شب
‫جون سالم به در می بره یا نه.

00:27:29.709 --> 00:27:31.624
‫خیس و مرطوب بودن،

00:27:31.754 --> 00:27:33.190
‫می تونه باعث برگشتن رایان
‫به دلیل مشکلات پزشکی بشه.

00:27:37.978 --> 00:27:40.589
‫مامان، بابا، ضربان قلبم خیلی پایینه.

00:27:56.475 --> 00:27:58.738
‫- اوه.
‫- روز چهارمه.

00:27:58.825 --> 00:28:01.044
‫- مرد، هوا سرد شد.
‫- شرکت کننده ها

00:28:01.175 --> 00:28:04.221
‫که با موفقیت آزمون بقا دیروز رو کامل کردن

00:28:04.352 --> 00:28:08.661
‫شب سرد رو تو پناهگاه های بهترشون گذروندن.

00:28:08.791 --> 00:28:10.663
‫به خرسه نگاه کن اون بالا داره می چرخه.

00:28:10.793 --> 00:28:12.752
‫خرسه، تو شب پیش
‫خیلی به من کمک کردی، رفیق.

00:28:12.882 --> 00:28:15.102
‫هوو.

00:28:15.232 --> 00:28:17.626
‫کسایی که در آزمون نتونستن
‫وسایل پناهگاه به دست بیارن

00:28:17.757 --> 00:28:19.672
‫یه قدم به برگشتن نزدیک ترن.

00:28:19.759 --> 00:28:21.238
‫نگاه کن، راج.

00:28:21.325 --> 00:28:23.545
‫یه کم هیجان اونجا داریم.

00:28:23.632 --> 00:28:28.637
‫ما بعد از یه شکست،
‫یه شب دیگه رو هم گذروندیم.

00:28:28.768 --> 00:28:31.771
‫همه چی خیس شد. کفشام هنوز خیسه.

00:28:31.901 --> 00:28:34.730
‫دیروز دچار سرمازدگی شدم.

00:28:34.817 --> 00:28:37.428
‫هنوز زنده ام، فعلاً.

00:28:37.559 --> 00:28:39.213
‫اون دیروز خودشو خیلی خسته کرد

00:28:39.343 --> 00:28:41.476
‫تو آب.

00:28:41.607 --> 00:28:43.217
‫یه کم زیاد اونجا موند.

00:28:43.347 --> 00:28:45.393
‫خب،

00:28:45.480 --> 00:28:47.613
‫می تونیم یه چیزایی برای
‫درست کردن آتش به دست بیاریم.

00:28:47.743 --> 00:28:49.571
‫این الان شکستش خواهد بود،

00:28:49.658 --> 00:28:51.704
‫فقط نتونه خشک بشه.

00:28:51.834 --> 00:28:53.183
‫سرما تنها چالش نیست

00:28:53.270 --> 00:28:55.185
‫که شرکت کننده ها باهاش روبرواند.

00:28:55.272 --> 00:28:58.972
‫هر کدوم بیش از 3000 کالری
‫در آزمون دیروز سوزاندن،

00:28:59.059 --> 00:29:02.279
‫و خیلی ها دچار کم آبی و گرسنگی شدیدن،

00:29:02.366 --> 00:29:05.631
‫مثل شرکت کننده مگان.

00:29:05.718 --> 00:29:09.417
‫من هیچ غذای واقعی نخوردم.
‫به آب نیاز دارم.

00:29:11.985 --> 00:29:13.334
‫صدای شکمشو می شنوی؟

00:29:13.421 --> 00:29:15.466
‫من فقط نمایش در نمیارم.

00:29:15.597 --> 00:29:18.513
‫انگار من شادترین آدمم.

00:29:18.600 --> 00:29:22.038
‫من یه زندگی خیلی پربار دارم.

00:29:22.169 --> 00:29:24.780
‫تو دنیای بیرون،
‫ما خیلی کارا داریم که انجام بدیم.

00:29:24.867 --> 00:29:26.826
‫مثلاً، من تازه عروسی کردم.

00:29:26.956 --> 00:29:29.437
‫ما تازه یه خونه خریدیم.
‫می خوایم خانواده تشکیل بدیم.

00:29:29.524 --> 00:29:32.483
‫پس انگار، این آخرین کاریه که حس می کنم

00:29:32.614 --> 00:29:35.486
‫قراره تنهایی انجامش بدم.

00:29:35.617 --> 00:29:38.446
‫و یه جایزه نقدی داره، و این کمک می کنه

00:29:38.577 --> 00:29:40.491
‫به چیزی که بعداً تو زندگی میاد.

00:29:40.622 --> 00:29:42.015
‫فقط دووم بیار، دختر.

00:29:42.102 --> 00:29:44.539
‫بابا، دوست دارم. آبی، دوست دارم.

00:29:44.670 --> 00:29:46.846
‫اما، بچه ها، وسایل ضروری...

00:29:46.976 --> 00:29:49.109
‫یه آتش زنه که بتونم آب رو بجوشونم.

00:29:49.239 --> 00:29:52.416
‫داره گرسنه شه. خسته ست. کم آب شده.

00:29:52.547 --> 00:29:54.418
‫اوه، پسر.

00:29:54.505 --> 00:29:55.855
‫اون جعبه وسایل لعنتی رو بهش بدین.

00:29:55.985 --> 00:29:59.293
‫- موافقم.
‫- اوه.

00:29:59.423 --> 00:30:03.123
‫مرد، شکمم درد می کنه.

00:30:03.210 --> 00:30:05.560
‫اوه.

00:30:05.647 --> 00:30:07.649
‫اوه.

00:30:07.780 --> 00:30:09.738
‫باید آب رو می جوشوندیم.

00:30:09.869 --> 00:30:12.219
‫- داره هوشمندانه عمل می کنه.
‫- خیلی خب. آفرین، عزیزم.

00:30:12.349 --> 00:30:15.439
‫جوشوندن همچنان تنها راه اوناست
‫برای به دست آوردن آب تمیز برای نوشیدن.

00:30:15.526 --> 00:30:18.094
‫من وضعیتم تو آب خوبه،

00:30:18.181 --> 00:30:20.140
‫که الان دوباره می خوام یه کم دیگه بجوشونم.

00:30:20.270 --> 00:30:22.708
‫اون بهترین لحظات زندگیشو داره، رفیق.

00:30:22.838 --> 00:30:24.710
‫و خیلی از شرکت کننده ها دارن تقلا می کنن

00:30:24.840 --> 00:30:26.712
‫با وسایل آتش درست کردنشون.

00:30:30.498 --> 00:30:32.892
‫اصلاً روشن نمیشه.

00:30:35.416 --> 00:30:36.896
‫آه، زود باش.

00:30:37.026 --> 00:30:38.767
‫امیدوارم امروز بتونیم
‫سنگ چخماق به دست بیاریم،

00:30:38.898 --> 00:30:40.029
‫چون اون با دریل کمان حالش خوب نیست.

00:30:40.116 --> 00:30:43.511
‫اوه، خسته. وای خدا.

00:30:43.642 --> 00:30:45.556
‫همینطور که روز می گذره،

00:30:45.687 --> 00:30:47.820
‫شرکت کننده رز شروع می کنه

00:30:47.950 --> 00:30:51.911
‫به تموم کردن ذخیره محدود کبریت هاش.

00:30:52.041 --> 00:30:53.739
‫زود باش، رز. تو می تونی، دختر.

00:30:53.869 --> 00:30:55.871
‫یه کبریت رو هدر دادم.

00:30:55.958 --> 00:30:59.092
‫مرد.

00:30:59.179 --> 00:31:02.573
‫بیشتر ناراحتم که
‫یه منبع رو هدر دادم، می دونی؟

00:31:02.704 --> 00:31:05.489
‫خیلی به آب تمیز نیاز دارم.

00:31:05.576 --> 00:31:07.709
‫نمی گم که من می تونستم بهتر انجام بدم،

00:31:07.796 --> 00:31:09.537
‫اما اگه یکی بهت کبریت بده،

00:31:09.624 --> 00:31:14.107
‫دقیقاً کبریت و چوب، می تونی آتش روشن کنی.

00:31:18.067 --> 00:31:21.114
‫برای اشلی، عواقب نداشتن آتش

00:31:21.201 --> 00:31:23.638
‫برای تصفیه آب خیلی سنگینه.

00:31:23.769 --> 00:31:25.858
‫وای، خیلی حالم بده.

00:31:25.988 --> 00:31:28.295
‫اوه. داره حالم از شکمم بهم می خوره.

00:31:28.425 --> 00:31:33.169
‫و واقعاً نمی تونم ببینم
‫که به این زودیا خوب بشم.

00:31:33.300 --> 00:31:37.086
‫می خوام تا آخرش دووم بیارم.

00:31:37.217 --> 00:31:41.612
‫اما تو این لحظه، حالم خوب نیست.

00:31:41.743 --> 00:31:45.312
‫فکر می کنم تا قبل از...

00:31:45.442 --> 00:31:48.489
‫دچار اسهال شدن خوب بودم.

00:31:50.752 --> 00:31:54.103
‫و سعی نمی کنم بهونه بیارم، اما حتی نمی تونم

00:31:54.190 --> 00:31:57.585
‫فقط آب رو اونجوری که
‫می دونم باید بخورم، بخورم.

00:31:57.672 --> 00:31:59.805
‫گفت دچار اسهال شده.

00:31:59.935 --> 00:32:02.372
‫به کمک نیاز دارم، مرد.

00:32:06.028 --> 00:32:08.727
‫واقعاً سعی می کنم الان وحشت نکنم.

00:32:11.860 --> 00:32:13.732
‫فقط می خوام برم خونه.

00:32:15.603 --> 00:32:17.387
‫- اوه.
‫- خیلی بد.

00:32:20.782 --> 00:32:24.960
‫اوه، الان خیلی به حرفات نیاز دارم، آستین.

00:32:25.047 --> 00:32:26.919
‫نشون میده که اون تو وضعیت نارنجی هست،

00:32:27.006 --> 00:32:30.270
‫اما این واقعاً منو نگران نمی کنه.

00:32:30.357 --> 00:32:34.535
‫اگه درخواست برگشت بده،
‫امروز بهش نمی دن.

00:32:34.622 --> 00:32:36.276
‫باید خودشو جمع و جور کنه،

00:32:36.406 --> 00:32:38.060
‫دندوناشو به هم بکوبه و ازش بگذره.

00:32:38.147 --> 00:32:40.933
‫قطعاً آخر دنیا نیست.

00:32:41.020 --> 00:32:43.370
‫متاسفم.

00:32:58.602 --> 00:33:01.475
‫کاش رایان آتش داشت تا بتونه کفشاشو خشک کنه.

00:33:01.605 --> 00:33:04.217
‫توجه، شرکت کننده ها.

00:33:04.304 --> 00:33:07.307
‫و خانواده ها. یه جعبه وسایل داره میاد.

00:33:07.437 --> 00:33:09.004
‫همیشه برای یه جعبه وسایل هیجان زده ام.

00:33:09.091 --> 00:33:11.659
‫مثل کریسمسه.

00:33:11.746 --> 00:33:14.488
‫پنج مورد در اتاق وسایل هست.

00:33:14.618 --> 00:33:16.011
‫- اوه.
‫- یه ساندویچ ژامبون،

00:33:16.098 --> 00:33:18.579
‫کنسرو هلو، وسایل بهداشتی،

00:33:18.666 --> 00:33:21.321
‫یه میله آهنی برای روشن کردن آتش،

00:33:21.451 --> 00:33:24.846
‫یا یه اجاق پروپانی برای کسایی که
‫برای تهیه شعله دچار مشکل هستن.

00:33:24.977 --> 00:33:28.545
‫اجاق پروپانی خیلی فوق العاده خواهد بود.

00:33:28.676 --> 00:33:32.767
‫خانواده ها در ستاد فرماندهی،
‫باید با یک خانواده دیگه هم گروه بشین

00:33:32.898 --> 00:33:34.900
‫و وسایل رو بین خودتون تقسیم کنین.

00:33:35.030 --> 00:33:36.771
‫لعنتی.

00:33:36.902 --> 00:33:38.773
‫از اونجایی که وودی تو آزمون قبلی برنده شد،

00:33:38.904 --> 00:33:41.950
‫خانوادش نیازی به مذاکره ندارن

00:33:42.081 --> 00:33:43.909
‫و می تونن الان وارد اتاق وسایل بشن

00:33:43.996 --> 00:33:46.215
‫تا هر سه موردی که می خوان رو انتخاب کنن.

00:33:46.302 --> 00:33:48.870
‫بقیه باید با یه خانواده دیگه هم گروه بشن

00:33:49.001 --> 00:33:51.960
‫و مذاکره کننده انتخاب کنن. موفق باشین.

00:33:52.091 --> 00:33:54.267
‫شاید باید به طور استراتژیک با تیم هایی بریم

00:33:54.354 --> 00:33:55.921
‫که به اندازه ما به وسایل نیاز ندارن.

00:33:56.051 --> 00:33:57.226
‫با ما هم گروه میشین؟

00:33:57.313 --> 00:33:58.488
‫- نه، اصلاً.
‫- باشه.

00:33:58.575 --> 00:34:00.012
‫- خوبه؟
‫- ما خوبیم.

00:34:00.099 --> 00:34:01.796
‫شماها می خواین هم گروه بشین؟

00:34:01.927 --> 00:34:03.580
‫برادران توماس، اونا خیلی شوخ طبعن.

00:34:03.711 --> 00:34:05.365
‫هیچ چیزی رو خیلی جدی نمی گیرن.

00:34:05.495 --> 00:34:07.062
‫- شماها به چی نیاز دارین؟
‫- یه کنسرو هلو.

00:34:07.149 --> 00:34:09.064
‫من مطمئنم که ما

00:34:09.151 --> 00:34:11.371
‫قادر خواهیم بود ازشون سواستفاده کنیم

00:34:11.501 --> 00:34:13.460
‫و هر چیزی که هیلی دقیقاً
‫بهش نیاز داره رو بهش برسونیم.

00:34:13.547 --> 00:34:15.375
‫- اون باید آتش روشن کنه.
‫- منم همینطور.

00:34:15.505 --> 00:34:16.811
‫فکر می کنم من
‫زیر فشار خوب کار می کنم.

00:34:16.898 --> 00:34:18.769
‫خیلی بهتر از اون.

00:34:18.900 --> 00:34:20.075
‫اینا وسایله؟ فکر می کنی چی؟

00:34:20.162 --> 00:34:21.511
‫فکر می کنی چی؟ فکر می کنی چی؟

00:34:21.598 --> 00:34:23.687
‫اوه، مرد.
‫- این یه مزیت خیلی بزرگه

00:34:23.774 --> 00:34:26.560
‫که مجبور نبودیم با
‫یه خانواده دیگه برخلاف باشیم

00:34:26.690 --> 00:34:29.215
‫تا برای وسایل وودی بجنگیم.

00:34:29.345 --> 00:34:31.521
‫تا وقتی که بهش ابزار لازم
‫برای موفقیت رو بدیم...

00:34:31.608 --> 00:34:33.828
‫ما قطعاً سنگ چخماق رو انتخاب می کنیم.

00:34:33.959 --> 00:34:35.743
‫اون هر روز داره راجع به اینکه
‫چقدر گرسنه شه حرف می زنه،

00:34:35.874 --> 00:34:37.788
‫و می تونه هلوها رو جیره بندی کنه.

00:34:37.919 --> 00:34:40.052
‫این کوتاه مدته، اما واقعاً بهش انگیزه میده.

00:34:40.139 --> 00:34:43.142
‫- یه انگیزه روحیه بده.
‫- خیلی خب، بریم.

00:34:43.229 --> 00:34:45.492
‫اگه وسایل بهداشتی بگیرم ناامید میشم،

00:34:45.622 --> 00:34:47.624
‫چون غذا می خوام.

00:34:47.755 --> 00:34:49.496
‫ساندویچ ژامبون رو که می شنوی، انگار،

00:34:49.583 --> 00:34:52.412
‫دلم می خواد بذارمش کنار. اما بعدش انگار،

00:34:52.542 --> 00:34:54.501
‫چقدر دووم میاره، درسته؟

00:34:54.631 --> 00:34:57.025
‫یه بار اتفاق می افته.

00:34:57.156 --> 00:34:59.767
‫استراتژی ما برای هیلی طولانی مدت بودنه.

00:34:59.854 --> 00:35:03.858
‫فکر می کنم بالای لیست
‫احتمالاً میله آهنی باشه.

00:35:03.989 --> 00:35:06.121
‫الان اولویت یه میله آهنیه.

00:35:06.208 --> 00:35:08.297
‫بهش بی نهایت آتش بده

00:35:08.384 --> 00:35:10.212
‫و یه چیزی که برای مدت طولانی دووم بیاره.

00:35:10.343 --> 00:35:13.607
‫مثل هلوها، چون ما اینجاییم که بمونیم فعلاً.

00:35:13.737 --> 00:35:16.827
‫هیچ جا نمیریم. هر دوشون فوق العاده ان.

00:35:16.958 --> 00:35:19.221
‫و اون تو روشن کردن آتش مشکل داره.

00:35:19.352 --> 00:35:20.788
‫فقط نور می خواد.

00:35:20.875 --> 00:35:21.745
‫پس این هر دوشون رو نجات میده.

00:35:21.876 --> 00:35:23.747
‫آفرین.

00:35:23.834 --> 00:35:27.142
‫بعدش باید غذای قوی تر رو به دست می آوردم.

00:35:27.229 --> 00:35:29.275
‫- ما یه...
‫- فکر کنم یه ساندویچ ژامبون، درسته؟

00:35:29.405 --> 00:35:31.886
‫به نظر میاد یه ژامبون و پنیر
‫با یه کم سس آیولی باشه،

00:35:32.017 --> 00:35:35.237
‫شاید یه پروولون و
‫یه کم کاهو روی یه نان چاباتا.

00:35:35.324 --> 00:35:37.892
‫- انگار قبلاً اونو درست کردی.
‫- من انگار

00:35:38.023 --> 00:35:41.765
‫فکر می کنم هر کی ساندویچ رو بگیره
‫وسایل بهداشتی رو هم می گیره.

00:35:41.852 --> 00:35:44.203
‫فکر می کنم همه می خوان
‫دندوناشون رو مسواک بزنن.

00:35:44.290 --> 00:35:46.422
‫اگه این رو می خوای،
‫می تونی این رو داشته باشی.

00:35:46.509 --> 00:35:48.120
‫خیلی خب، پس ما این رو اینجا میذاریم.

00:35:48.250 --> 00:35:48.990
‫اگه یه کم چیزی اضافه کنی،

00:35:49.121 --> 00:35:51.210
‫کاری کنی احساس خاص بودن کنن،

00:35:51.297 --> 00:35:53.038
‫کاری کنی انگار داری بهشون لطف می کنی،

00:35:53.125 --> 00:35:54.561
‫اونا فکر می کنن هر چی که می گیرن

00:35:54.648 --> 00:35:56.258
‫خیلی بهتر از چیزیه که هست.

00:35:56.389 --> 00:35:58.565
‫و شاید در آخر جایزه رو ببری.

00:35:58.652 --> 00:36:00.610
‫شما با ساندویچ مشکلی ندارین؟

00:36:03.918 --> 00:36:06.529
‫- بله.
‫- خیلی ساده بود.

00:36:06.660 --> 00:36:08.357
‫اونا با اون خوشحال بودن
‫چون وسایل بیشتری گرفتن،

00:36:08.444 --> 00:36:12.535
‫اما ما وسایل مهم تر رو گرفتیم.

00:36:12.666 --> 00:36:15.364
‫همه شرکت کننده ها
‫به وسایل یکسان نیاز ندارن.

00:36:15.495 --> 00:36:17.497
‫به میله آهنی نیاز ندارم.
‫به اجاق کمپ نیاز ندارم.

00:36:17.627 --> 00:36:19.803
‫- تو به این نیاز داری.
‫- مطمئنی؟ باشه.

00:36:19.890 --> 00:36:22.241
‫و اعضای خانوادشون از مذاکرات

00:36:22.371 --> 00:36:24.199
‫برای ایجاد روابط استفاده می کنن.

00:36:24.286 --> 00:36:26.027
‫این برای روشن کردن آتش هم خوبه.

00:36:26.114 --> 00:36:27.681
‫تصمیم گرفتم فقط بهش بدم

00:36:27.811 --> 00:36:30.510
‫چون اونا یه جورایی
‫الان تو دراز مدت به ما بدهکارن.

00:36:30.597 --> 00:36:32.860
‫یه جورایی هدف رو از ما برمی داره،
‫که خیلی خوبه.

00:36:32.947 --> 00:36:36.342
‫آره، چون اون فقط یکی از
‫دو شرکت کننده ای بود که آتش داشت.

00:36:36.472 --> 00:36:39.388
‫برای بقیه، مذاکرات خیلی بی رحمانه تره.

00:36:39.519 --> 00:36:42.261
‫اگه بتونم میله آهنی رو بگیرم،
‫واقعاً بهش نیاز دارم.

00:36:42.348 --> 00:36:43.871
‫می دونی سنگ چخماق چه شکلیه؟
‫یه جورایی...

00:36:43.958 --> 00:36:45.438
‫- می دونم چه شکلیه.
‫- باشه.

00:36:45.525 --> 00:36:47.570
‫باید بی رحم باشیم.

00:36:47.701 --> 00:36:48.919
‫باید یه کم تهاجمی تر باشیم

00:36:49.050 --> 00:36:50.312
‫تو بازیمون تا به رابین کمک کنیم پیشرفت کنه.

00:36:50.443 --> 00:36:52.488
‫خوب بودن فقط تا یه جایی بهت کمک می کنه.

00:36:52.575 --> 00:36:54.621
‫اون دو بار سعی کرد آتش روشن کنه، و نتونست.

00:36:54.708 --> 00:36:56.492
‫من الان خیلی شکست خورده ام.

00:36:56.623 --> 00:36:58.059
‫میله آهنی رو به من بدین.

00:36:58.146 --> 00:36:59.974
‫پس من می خوام این رو انتخاب کنم.

00:37:00.105 --> 00:37:03.456
‫هر دوشون به آتش نیاز دارن.
‫من سنگ چخماق رو برمی دارم.

00:37:05.458 --> 00:37:08.504
‫من قطعاً تو این مسابقه
‫فقط به خاطر مامانم و اون هستم.

00:37:08.635 --> 00:37:11.203
‫نمی دونم که مگان
‫می دونه چطور کار می کنه یا نه.

00:37:11.290 --> 00:37:12.856
‫اون می تونه سر در بیاره.

00:37:12.943 --> 00:37:14.249
‫اون هم دستمال توالت رو دوست خواهد داشت.

00:37:14.336 --> 00:37:16.338
‫من دستمال توالت رو برمی دارم.

00:37:16.425 --> 00:37:18.558
‫حالت خوبه؟ چون من با این مشکلی ندارم.

00:37:18.645 --> 00:37:21.778
‫من یه آدم جنوبی محترم هستم.
‫اما، می دونی، با نگاه به گذشته،

00:37:21.865 --> 00:37:26.479
‫اونجوری که انتظار می رفت پیش نرفت.

00:37:26.566 --> 00:37:28.089
‫باشه.

00:37:28.220 --> 00:37:30.135
‫اشلی به آتش نیاز داره تا بتونه آب رو بجوشونه،

00:37:30.265 --> 00:37:32.267
‫اما اون پروپان فقط تا یه مدتی دووم میاره.

00:37:35.575 --> 00:37:37.794
‫ما قطعاً به آتش نیاز داریم.

00:37:37.925 --> 00:37:40.014
‫خیلی دوست داشتم یه اجاق پروپانی داشته باشم.

00:37:40.145 --> 00:37:41.494
‫اما من هم اونو درخواست کردم،

00:37:41.581 --> 00:37:43.409
‫و اگه خانواده های دیگه دارن نگاه می کنن،

00:37:43.539 --> 00:37:45.237
‫پس مطمئنم که اونا بر علیه اون مذاکره کردن.

00:37:45.324 --> 00:37:47.152
‫اگه اون اونو می خواد، من اونو برمی دارم.

00:37:48.370 --> 00:37:50.198
‫کفشاش خیسه.

00:37:50.329 --> 00:37:51.330
‫این یه راه آسون برای روشن کردن آتشه.

00:37:51.460 --> 00:37:52.940
‫پس بوم و بوم.

00:37:53.071 --> 00:37:54.942
‫آتش برای اون مهمه،

00:37:55.029 --> 00:37:56.509
‫اما نمی خوام خودشو راحت بگیره.

00:37:56.596 --> 00:37:58.206
‫پشتیبان رو می خوای؟

00:37:58.337 --> 00:37:59.599
‫خوشحال میشم اون آتش رو بهت بدم.

00:37:59.729 --> 00:38:00.861
‫- فکر کنم.
‫- اشلی یه میله آهنی داره،

00:38:00.948 --> 00:38:03.037
‫و تو دراز مدت،

00:38:03.168 --> 00:38:04.952
‫اون بهترین دوستت خواهد بود،

00:38:05.039 --> 00:38:07.215
‫مطمئن ترین راهت برای درست کردن آتش.

00:38:07.346 --> 00:38:09.391
‫نمی خوام اون راه دیگه ای رو یاد بگیره.

00:38:09.522 --> 00:38:12.351
‫حس خوبی دارم که هر دو تا
‫وسیله آتش رو به رایان می دم.

00:38:12.481 --> 00:38:14.266
‫و شاید بعداً بهم ضربه بزنه،

00:38:14.396 --> 00:38:16.398
‫اما دلم براش سوخت. با کفشاش شنا کرد.

00:38:16.529 --> 00:38:18.618
‫چطور بود؟ خوب بود؟

00:38:18.705 --> 00:38:21.925
‫من بهش دستمال توالت، مسواک و خمیر دندون،

00:38:22.012 --> 00:38:23.753
‫و سه تا کنسرو هلو دادم.

00:38:23.840 --> 00:38:25.538
‫یه میله آهنی دیگه هم اونجا بود،

00:38:25.625 --> 00:38:29.498
‫و یه کم پروپان هم بود، اما فقط... اون چیزه.

00:38:29.585 --> 00:38:32.066
‫- گاز نداشت؟
‫- نه، گاز داشت.

00:38:32.153 --> 00:38:33.415
‫راهی برای روشن کردنش نبود، هر چند.

00:38:33.546 --> 00:38:35.809
‫کبریت بود.

00:38:35.939 --> 00:38:38.420
‫اما گذاشتم اون داشته باشه.

00:38:38.507 --> 00:38:41.162
‫عشق سخت برای خانوادمون خیلی طبیعیه برامون،

00:38:41.293 --> 00:38:43.338
‫چون من اینجوری بزرگ شدم.

00:38:43.425 --> 00:38:45.297
‫اینجوری آستین رو بزرگ کردم.

00:38:45.384 --> 00:38:46.950
‫اما فکر می کنم این یه اشتباه بود.

00:38:47.081 --> 00:38:48.735
‫اون می تونه آتش روشن کنه.

00:38:48.822 --> 00:38:50.519
‫اون به اون پروپان مزخرف نیازی نداره.

00:38:50.606 --> 00:38:53.305
‫باید روی نیازهای اشلی تمرکز کنیم.

00:38:53.435 --> 00:38:56.221
‫اون صبح سختی داشت.
‫تماشا کردنش سخت بود.

00:38:56.308 --> 00:38:59.137
‫تصمیم خوبی بود. اون خوب خواهد بود.

00:39:09.451 --> 00:39:14.674
‫توجه. توجه. یک جعبه وسایل داره میاد.

00:39:14.761 --> 00:39:17.155
‫لطفاً به محل تحویل جعبه تون برین
‫ تا جعبه تون رو بگیرین

00:39:17.242 --> 00:39:18.895
‫که شامل وسایلیه

00:39:19.026 --> 00:39:21.898
‫که خانواده هاتون براتون مذاکره کردن.

00:39:22.147 --> 00:39:25.241
‫آماده دیدن اینم که
‫شماها چی برام مذاکره کردین.

00:39:27.428 --> 00:39:29.227
‫می دونین چی خیلی باحال میشه

00:39:29.514 --> 00:39:33.985
‫اگه بتونین یه اجاق پروپانی برام بگیرین.

00:39:35.216 --> 00:39:37.218
‫یه سری از خانواده ها تونستن
‫برد بزرگی رو مذاکره کنن

00:39:37.349 --> 00:39:38.915
‫برای شرکت کننده هاشون.

00:39:39.002 --> 00:39:41.004
‫اوه.

00:39:41.135 --> 00:39:43.050
‫این میله است!

00:39:43.137 --> 00:39:44.356
‫جنس با ارزش.

00:39:44.380 --> 00:39:45.768
‫ممنون.

00:39:45.792 --> 00:39:51.406
‫حس خوبی دارم که می دونم مامانم
‫دقیقاً همون چیزی که نیاز داشت رو گرفت.

00:39:51.493 --> 00:39:53.452
‫اوه!

00:39:53.539 --> 00:39:56.019
‫قراره آتش داشته باشیم.

00:39:56.106 --> 00:39:58.500
‫وای خدای من. "باید فوری خورده بشه."

00:39:58.587 --> 00:40:01.024
‫باشه.

00:40:01.155 --> 00:40:04.767
‫امم. اوه، چه عالی.

00:40:04.898 --> 00:40:08.162
‫اما همه شرکت کننده ها در مذاکرات برنده نبودن.

00:40:08.249 --> 00:40:10.251
‫فکر می کردم که این خیلی سخت باشه

00:40:10.338 --> 00:40:12.993
‫که یکی رو متقاعد کنی که
‫یه اجاق پروپانی به من بده.

00:40:13.080 --> 00:40:15.387
‫مطمئنم که سعی کردی.

00:40:15.517 --> 00:40:18.607
‫هوا قطعاً سردتر از روزهای دیگه ست.

00:40:18.738 --> 00:40:21.262
‫همینطور که جبهه هوای سرد داره میاد،
‫نیاز شرکت کننده های تازه کار

00:40:21.349 --> 00:40:25.745
‫به آتش حتی فوری تر میشه.

00:40:25.875 --> 00:40:28.269
‫هورا! خیلی خوبه.

00:40:28.400 --> 00:40:30.532
‫آتش تو این بازی خیلی مهمه.
‫آتش گرماست.

00:40:30.663 --> 00:40:32.665
‫آتش غذاست. آتش همه چیزه.

00:40:32.752 --> 00:40:35.885
‫ممنون بابت ابزار جادویی م.

00:40:37.931 --> 00:40:42.196
‫این لعنتی یه شعله خوب داره.

00:40:42.283 --> 00:40:43.632
‫زود باش. زود باش.

00:40:43.719 --> 00:40:45.634
‫این خیلی استرس آوره.

00:40:45.721 --> 00:40:47.245
‫بریم.

00:40:47.332 --> 00:40:49.638
‫چی شده! آتش روشن کردم!

00:40:49.725 --> 00:40:51.727
‫ماموریت انجام شد.

00:40:51.858 --> 00:40:53.990
‫خیلی استرس داشتیم که
‫اون داره از آب دریاچه می خوره.

00:40:54.121 --> 00:40:55.862
‫اون اولین آتشش رو روشن کرد،

00:40:55.949 --> 00:40:57.429
‫و الان می تونه آب تمیز رو بجوشونه.

00:40:57.516 --> 00:41:02.172
‫- آره. وای خدای من.
‫- این خیلی عالیه.

00:41:02.303 --> 00:41:04.436
‫اگه می تونی ببینیش، من آتش دارم.

00:41:04.566 --> 00:41:06.960
‫- عالیه. گرفت.
‫- آها، اینم از این.

00:41:07.090 --> 00:41:10.006
‫اینم از تو، بچه.

00:41:10.137 --> 00:41:12.182
‫راه های زیادی برای روشن کردن آتش الان هست.

00:41:12.313 --> 00:41:15.360
‫فکر می کنم بعد از این بازی
‫برای اون شروع بشه.

00:41:17.449 --> 00:41:19.146
‫من دارم چیکار اشتباه می کنم؟

00:41:19.277 --> 00:41:21.235
‫سه تا کبریت رو هدر دادی.

00:41:21.366 --> 00:41:23.759
‫- چرا نمی تونم این رو بفهمم؟
‫- اون می فهمه.

00:41:23.890 --> 00:41:25.195
‫- آخ.
‫- اگه اون نتونه، کلسی،

00:41:25.326 --> 00:41:28.373
‫هیچ کاری از دست ما بر نمیاد.

00:41:28.460 --> 00:41:30.940
‫دارم چیکار اشتباه می کنم؟
‫باید یه چیزی رو روشن کنم.

00:41:31.027 --> 00:41:32.812
‫داره چی رو روشن کنه؟

00:41:32.942 --> 00:41:35.162
‫من تموم کردم. هیچ وقت آتش روشن نمی کنم.

00:41:35.293 --> 00:41:36.772
‫زود باش، عزیزم.

00:41:36.903 --> 00:41:39.166
‫فوت کن، فوت کن، فوت کن، فوت کن.

00:41:42.300 --> 00:41:44.171
‫- اوه!
‫- گرفت.

00:41:44.258 --> 00:41:45.259
‫- اینم از این.
‫- گرفت.

00:41:45.346 --> 00:41:47.522
‫- آره!
‫- بریم!

00:41:47.609 --> 00:41:48.915
‫همینه که دارم راجع بهش حرف می زنم.

00:41:49.045 --> 00:41:50.525
‫آره.

00:41:52.266 --> 00:41:53.746
‫اوه، نه، خاموش شد.

00:41:53.833 --> 00:41:56.183
‫- نه، نه، نه، نه، نه.
‫- نه.

00:41:56.314 --> 00:42:00.622
‫- خاموش نشو.
‫- نگهش دار، اش.

00:42:00.753 --> 00:42:03.495
‫- وای خدا.
‫- نه.

00:42:03.582 --> 00:42:06.019
‫این خیلی داره اعصابم رو خرد می کنه.

00:42:06.149 --> 00:42:08.500
‫منو عصبانی می کنه. منو ناراحت می کنه

00:42:08.587 --> 00:42:10.197
‫که اون نمی تونه آتش روشن کنه.

00:42:10.328 --> 00:42:12.025
‫رفیق.

00:42:12.155 --> 00:42:14.419
‫توجه، خانواده ها.

00:42:14.549 --> 00:42:16.246
‫فردا، شما قادر خواهید بود

00:42:16.377 --> 00:42:18.031
‫به شرکت کننده هاتون
‫کمک کنین غذا به دست بیارن،

00:42:18.161 --> 00:42:20.642
‫اما اونا برای پختنش به آتش نیاز دارن.

00:42:24.167 --> 00:42:26.300
‫شوخی می کنی؟

00:42:24.924 --> 00:42:25.924
‫من دیگه از این خسته شدم.

00:42:26.431 --> 00:42:29.651
‫بازی بقا داره جدی تر میشه.

00:42:31.827 --> 00:42:34.395
‫پیوندهای خانوادگی امتحان میشه.

00:42:36.963 --> 00:42:41.576
‫اتحادها و رقابت ها در روزهای آینده
‫خیلی مهم خواهند بود.

00:42:41.663 --> 00:42:43.317
‫وای خدای من. خیلی سخت میشه،

00:42:43.448 --> 00:42:45.188
‫چون می دونی چی؟ در نهایت،

00:42:45.275 --> 00:42:48.670
‫همه به خاطر فرد مورد نظرشون اون بیرون هستن.

00:42:48.801 --> 00:42:50.803
‫و من تو این لحظه مواظب خودمم.

00:42:50.890 --> 00:42:53.240
‫- آره.
‫- تو قسمت بعدی "برگشته"...

00:42:53.371 --> 00:42:55.329
‫یه کم گم شدم.

00:42:55.460 --> 00:42:57.418
‫خانواده ها به شرکت کننده هاشون
‫کمک می کنن غذا به دست بیارن.

00:42:57.549 --> 00:42:58.898
‫این احمقانه ست. نمی دونم

00:42:59.028 --> 00:43:00.421
‫به چه جور نقشه ای نگاه می کردی.

00:43:00.552 --> 00:43:02.467
‫و محدودیت های گرسنگی شون رو امتحان می کنن

00:43:02.597 --> 00:43:05.121
‫قبل از اینکه اراده شون تموم بشه.

00:43:05.252 --> 00:43:06.688
‫- این چیه؟
‫- قلب.

00:43:06.819 --> 00:43:07.994
‫- نه.
‫- آره.

00:43:08.081 --> 00:43:09.256
‫چه خبره؟

00:43:09.343 --> 00:43:11.301
‫فکر کنم می خوام بالا بیارم.

00:43:11.432 --> 00:43:13.565
‫و روابط داره تیره میشه.

00:43:13.695 --> 00:43:16.916
‫من فقط مامانم رو می خوام.
‫من فقط می خوام با مامان باشم.

00:43:18.439 --> 00:43:20.615
‫الان شبیه آدم بدها شدیم؟

00:43:20.702 --> 00:43:23.052
‫- حس می کنم خیلی بهم دروغ گفتن.
‫- ما برای این کار ساخته نشدیم.

00:43:23.139 --> 00:43:25.664
‫همینطور که بازی بقا داره سخت تر میشه.

00:43:25.751 --> 00:43:27.448
‫حس می کنم که الان غش می کنم.

00:43:27.579 --> 00:43:29.537
‫دخترها بیشتر از پسرها به کمک احتیاج دارن.

00:43:29.668 --> 00:43:31.757
‫جیکوبن یه جورایی وضعیتش از بابای من بهتره.

00:43:31.887 --> 00:43:32.932
‫- من با این موافقت نمی کنم.
‫- من با این موافقت نمی کنم.

00:43:33.062 --> 00:43:34.890
‫خیلی خب، الان یه جعبه رو از دست می دیم!

00:43:34.977 --> 00:43:36.239
‫صبر کن، این برگشته.

00:43:36.370 --> 00:43:37.937
‫- چی؟
‫- چی؟

00:43:38.067 --> 00:43:39.721
‫من قرار نیست از کسی
‫خواهش کنم که متوقفش کنه.

00:43:39.852 --> 00:43:41.723
‫اما رک بهت می گم.
‫من قرار نیست این کار رو الکی جلوه بدم

00:43:41.854 --> 00:43:43.464
‫- این یه بازیه.
‫- می دونم یه بازیه،

00:43:43.551 --> 00:43:44.683
‫اما یه زمانی برای بازی هست، و یه وقتایی...

00:43:44.813 --> 00:43:46.641
‫مرد، من بازی نمی کنم، دارم بهت می گم!

00:43:47.813 --> 00:43:54.813
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.