﻿WEBVTT

00:00:04.140 --> 00:00:06.260
دیگه تحمّل ندارم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:06.800 --> 00:00:11.950
دومان ‏،‏ بنظر میرسه دوباره دارم کنترلم رو از دست میدم ‏.‏

00:00:16.870 --> 00:00:20.870
دیگه لازم نیست خودداری کنم ‏!‏

00:00:21.410 --> 00:00:23.090
تنها چیزی که میخوام ‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:24.260 --> 00:00:26.880
دیدن لبخند اونه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:26.880 --> 00:00:28.330
همین ‏.‏

00:00:39.630 --> 00:00:42.020
بیا جلو ‏،‏ دومان ‏!‏

00:00:43.110 --> 00:00:49.430
من ‏،‏ کتسونو سِمه ‏،‏ میخوام قدرت قبیله ی کتسونو رو نشونت بدم ‏!‏

00:02:29.950 --> 00:02:36.000
هیچ وقت گول لبخندش رو نخور

00:02:41.040 --> 00:02:43.630
چه قدرت محشری ‏!‏

00:02:43.630 --> 00:02:47.700
سِمه قدرتش رو که با اون از اِدو محافظت میکرد ‏،‏ فرا میخونه ‏!‏

00:02:47.700 --> 00:02:52.470
شیکیگامی تیم شیرینو کاملاً محو میشه ‏!‏

00:02:52.740 --> 00:02:56.020
سوان از وحشت دمش رو میذاره رو کولش و فرار میکنه ‏!‏

00:02:56.020 --> 00:02:59.980
فقط دومان باقی مونده ‏!‏

00:03:02.460 --> 00:03:03.810
دومان ‏!‏

00:03:04.240 --> 00:03:05.980
سِمه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:05.980 --> 00:03:07.860
سِمه ‏!‏

00:03:08.490 --> 00:03:12.250
Rin, Pyo, To, Sha, Kai,
Jin, Retsu, Zai, Zen‏!‏

00:03:12.250 --> 00:03:13.530
حمله ی جادویی ‏!‏

00:03:13.530 --> 00:03:15.570
مانترای پیروز ‏!‏

00:03:15.570 --> 00:03:16.790
مهر و موم جادویی ‏!‏

00:03:16.790 --> 00:03:18.230
برگرداننده ‏!‏

00:03:19.200 --> 00:03:22.220
قدرت انفجار ویران کننده هست ‏!‏

00:03:22.220 --> 00:03:23.670
فضا داره از هم میپاشه ‏!‏

00:03:23.670 --> 00:03:26.610
مثل اینکه داری دراگون بال نگاه میکنی ‏!‏

00:03:28.160 --> 00:03:30.440
سّمه ‏،‏ من نمیبازم ‏!‏

00:03:30.440 --> 00:03:31.810
عمراً نمیبازم ‏!‏

00:03:31.810 --> 00:03:33.220
بیفایدست ‏،‏ دومان ‏.‏

00:03:33.220 --> 00:03:36.870
قدرتت برای شکست من کافی نیست ‏!‏

00:03:44.190 --> 00:03:48.710
ولی دومان داره طلسم دیگه ای رو آماده میکنه ‏!‏

00:03:50.290 --> 00:03:55.690
این جزء عادات بد توئه که موقعی که میبازی ‏،‏ عقلت رو از دست میدی ‏،‏ دومان ‏.‏

00:03:55.690 --> 00:03:58.120
از این خیال خوش درت میارم ‏!‏

00:03:58.340 --> 00:03:59.760
خفه شو ‏!‏

00:03:59.760 --> 00:04:01.850
Acala Vidyaraja‏!‏

00:04:01.850 --> 00:04:02.910
وای ‏!‏

00:04:02.910 --> 00:04:06.640
دومان به وسیله ی کلمات آتشین محصور شده ‏!‏

00:04:06.640 --> 00:04:08.390
داره چندتا طلسم رو به صورت همزمان اجرا میکنه ‏!‏

00:04:08.390 --> 00:04:10.280
چه قدرت شگفت انگیزی ‏!‏

00:04:10.280 --> 00:04:11.590
سِمه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:11.590 --> 00:04:14.720
با شعله های بی پایان کارت رو تمام میکنم ‏!‏

00:04:15.070 --> 00:04:16.350
دومان ‏.‏

00:04:16.820 --> 00:04:18.840
تعداد رو به رخ من نکش ‏.‏

00:04:18.840 --> 00:04:22.970
صد و سه تا ‏،‏ بیشمار به حساب نمیاد ‏.‏

00:04:23.360 --> 00:04:26.820
من از 1562 طلسم رو استفاده میکنم ‏.‏

00:04:26.820 --> 00:04:28.570
حتّی نزدیک بی نهایت هم نیست ‏.‏

00:04:28.570 --> 00:04:30.870
چه تعداد شگفت آوری ‏!‏

00:04:30.870 --> 00:04:34.320
سِمه روی دومان رو با این تعداد زیاد ‏،‏ کم کرده ‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:04:34.320 --> 00:04:37.890
دقیقش میشه 1562 تا طلسم همزمان ‏!‏

00:04:37.890 --> 00:04:41.250
تقریباً مثل یک دیواره ی آتش نفوذ ناپذیره ‏!‏

00:04:41.250 --> 00:04:44.120
سِمه ‏،‏ تو ‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:44.120 --> 00:04:49.590
دومان ‏،‏ این تفاوت بین خواسته های قلبی ماست ‏!‏

00:04:54.970 --> 00:04:56.880
چه کوبنده ‏!‏

00:04:56.880 --> 00:04:59.420
حالا که سِمه قدرت واقعیش رو نشون داده ‏،‏

00:04:59.420 --> 00:05:03.030
دومان قادر به مقابله نیست ‏!‏

00:05:03.030 --> 00:05:07.190
دومان داره به وسیله ی شعله های سرکش ‏،‏ میسوزه ‏!‏

00:05:07.190 --> 00:05:09.810
آیا مسابقه تمامه ‏!‏؟

00:05:12.180 --> 00:05:13.630
دومان ‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:14.640 --> 00:05:16.270
دومان ‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:17.250 --> 00:05:19.960
دومان ‏،‏ چکار میکنی ؟

00:05:19.960 --> 00:05:21.600
چقدر بی فایده ای ‏.‏

00:05:21.600 --> 00:05:23.280
دوباره تا دیر وقت بیدار موندی ‏.‏

00:05:23.280 --> 00:05:25.140
ولی خوابم نمیره ‏.‏

00:05:25.140 --> 00:05:26.540
چاره ای نیست ‏.‏

00:05:26.540 --> 00:05:30.000
دوباره یک قصّه ی دیگه واست تعریف میکنم ‏.‏

00:05:30.000 --> 00:05:32.280
وای ‏،‏ امروز میخوای چی برام تعریف کنی ؟

00:05:32.280 --> 00:05:33.720
درباره ی به بردگی گرفتن گدومارو توسّط کینتاروئه ؟

00:05:33.720 --> 00:05:35.350
یا ماموتارو ؟

00:05:35.350 --> 00:05:40.050
نه ‏،‏ یک قصّه ی خیلی خیلی قدیمی تر ‏.‏

00:05:41.240 --> 00:05:47.190
خیلی خیلی وقت پیش ‏،‏ یک خدای شیطانی توی پایتخت زندگی میکرد ‏.‏

00:05:47.190 --> 00:05:53.520
خدای بی رحم ‏،‏ آنتنمارو ‏،‏ پایتخت رو توسّط ابرهای سیاه ‏،‏ پوشونده بود

00:05:53.520 --> 00:05:56.260
و مردم رو حسابی دچار مصیبت کرده بود ‏.‏

00:05:57.020 --> 00:06:05.400
هرچند ‏،‏ توسّط قدرت عجیب دو مسافر ‏،‏ مهر و موم شد ‏.‏

00:06:06.180 --> 00:06:12.640
آسمان پایتخت دوباره صاف شد و پادشاه ‏،‏ مراتب قدردانی
خودش رو از اون دو برادر ابراز کرد ‏.‏

00:06:12.640 --> 00:06:16.690
و اونا رو به نام میکادو ‏،‏ تحت خدمت خودش در آورد و محافظ پایتخت کرد ‏.‏

00:06:17.730 --> 00:06:20.500
برادران میکادو خیلی نزدیک بودن ‏،‏

00:06:20.500 --> 00:06:24.770
و قادر بودن هر بلایی رو دفع کنن ‏.‏

00:06:25.230 --> 00:06:31.250
رابطه ی قوی اونا ‏،‏ باعث شده بود ‏،‏ پایتخت در امن و امان باشه ‏.‏

00:06:32.510 --> 00:06:38.870
ولی نیرویی شیطانی باعث شد رابطه ی اونا از هم بگسله ‏.‏

00:06:40.170 --> 00:06:48.120
برادر کوچیکتر عاشق خواهر امپراتور شده بود ‏.‏

00:06:48.810 --> 00:06:53.950
هرچند شاهزاده در دنیای متفاوتی نسبت به اون برادران زندگی میکرد ‏.‏

00:06:53.950 --> 00:06:58.430
عشق برادر کوچیکتر هیچ وقت قابل وصال نبود ‏.‏

00:06:58.430 --> 00:07:01.400
پس اون عشقش رو به صورت رازی نگه داشت و تنها

00:07:01.400 --> 00:07:05.640
میتونست از راه دور شاهزاده رو تماشا کنه ‏.‏

00:07:06.640 --> 00:07:11.210
در اون حین ‏،‏ شایعاتی در مورد شاهزاده به گوشش رسید ‏.‏

00:07:11.210 --> 00:07:15.310
شاهزاده دزدیده شده بود ‏.‏

00:07:15.310 --> 00:07:17.530
آدم ربا کسی نبود ‏،‏ جز ‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:18.850 --> 00:07:21.130
داداش بزرگش ‏.‏

00:07:21.130 --> 00:07:26.170
آره ‏،‏ داداش بزرگ هم عاشق شاهزاده بود ‏.‏

00:07:26.170 --> 00:07:32.050
متأسّفانه ‏،‏ بدون اینکه داداش کوچیکتر بدونه ‏،‏ اونا عاشق همدیگه شده بودن ‏،‏

00:07:32.050 --> 00:07:36.140
و بدون در نظر گرفتن شأن و منزلت شون ‏،‏ با هم فرار کرده بودن ‏.‏

00:07:36.660 --> 00:07:38.670
امپراتور خیلی خشمگین شد

00:07:38.670 --> 00:07:43.900
و اعلام کرد که برادر بزرگتر قصد خیانت داشته ‏.‏

00:07:43.900 --> 00:07:48.170
و برادر کوچکتر انتخاب شد که اونو دستگیر کنه ‏.‏

00:07:48.170 --> 00:07:52.690
داداش کوچیکتر با قلبی سرشار از غم به جستجو ادامه داد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:53.350 --> 00:07:57.240
ولی داداش بزرگ رو در حالی پیدا کرد ‏،‏ که زندگی بسیار خوشی رو درست کرده بود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:57.240 --> 00:08:04.950
و وقتی اون بچّه شون رو دید ‏،‏ قلبش کاملاً سیاه شد ‏.‏

00:08:05.990 --> 00:08:10.490
چیز بعدی که یادشه ‏،‏ این بود که دید اون دوتا مرده جلوی روش به زمین اُفتاده بودن ‏.‏

00:08:10.490 --> 00:08:13.420
دو نفری که بیشتر از همه دوست داشت ‏.‏

00:08:14.200 --> 00:08:22.580
قلبش راضی نمیشد که بچّه رو بکشه ‏،‏ پس از کشتنش چشم پوشی کرد ‏.‏

00:08:24.060 --> 00:08:28.000
وقتی به پایتخت برگشت ‏،‏ بالاترین مقام حکومتی رو بهش دادن ‏.‏

00:08:28.000 --> 00:08:35.940
ولی با مقام رفیعی که داشت ‏،‏ حتّی باوجود زن خوشگلی که بهش دادن ‏،‏ قلبش هنوز در تاریکی بود ‏.‏

00:08:37.440 --> 00:08:43.350
بخاطر اندوه قلبیش ‏،‏ در پایتخت باریدن بارون ادامه داشت ‏.‏

00:08:43.350 --> 00:08:47.450
و بالاخره برادر کوچیکتر دلیلش رو فهمید ‏.‏

00:08:47.940 --> 00:08:51.210
اون چیزی که باعث باریدن بارون شده بود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:51.210 --> 00:08:55.490
برای این بود که تبدیل به شیطان شده بود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:56.170 --> 00:09:01.470
تاریکی ای که قلب و بدنش رو فرا گرفته بود ‏،‏

00:09:01.470 --> 00:09:04.400
تبدیلش کرده بود به شیطانی که زمانی خودش و داداشش ‏،‏ مهرش کرده بودن ‏،‏

00:09:04.400 --> 00:09:06.970
آنتنمارو ‏!‏

00:09:07.590 --> 00:09:11.410
از زمانی که آنتنمارو مهر شده بود ‏،‏ زمان زیادی میگذشت ‏،‏

00:09:11.410 --> 00:09:17.680
بخاطر قلب حسودش و احساسات منفیش ‏،‏ داداش کوچیکتر رو تسخیر کرد ‏،‏

00:09:17.680 --> 00:09:20.980
و اون احساسات رو تبدیل به حسّ انتقام جویی کرد ‏.‏

00:09:21.400 --> 00:09:24.820
هرچند ‏،‏ برای فهمیدن دیگه خیلی دیر شده بود ‏.‏

00:09:24.820 --> 00:09:29.990
تیری به صورتش برخورد کرد ‏.‏

00:09:30.380 --> 00:09:36.500
اون تیر از کمان پسر برادرش که از جونش چشم پوشی کرده بود ‏،‏ رها شده بود ‏.‏

00:09:37.030 --> 00:09:41.990
و بعد از اون ‏،‏ ابرها از آسمون پایتخت کنار رفت ‏.‏

00:09:41.990 --> 00:09:46.090
هرچند ‏،‏ ابرهای سیاه جدیدی متولّد شد ‏.‏

00:09:46.090 --> 00:09:48.500
پسر برادر بزرگ ‏،‏ آنتنماروی جدیدی رو بوجود آورد

00:09:48.500 --> 00:09:54.690
و به خدمت امپراتور در آورد ‏،‏ که به نام قبیله ی کتسونو شناخته میشه ‏.‏

00:09:52.600 --> 00:09:55.560
کتسونو

00:09:54.690 --> 00:09:57.630
و پسر برادر کوچیکتر که در پایتخت بود

00:09:57.630 --> 00:10:01.520
رو به نام قبیله ی شیرینو شناخته میشدن ‏.‏

00:09:59.610 --> 00:10:01.520
شیرینو

00:10:02.060 --> 00:10:07.070
دروازه ی مقدّس ‏،‏ میکادو ‏،‏ اونی که در پایتخت موجود بود ‏،‏

00:10:07.070 --> 00:10:11.270
مثل چیز بی ارزشی ‏،‏ از بین رفت ‏.‏

00:10:12.290 --> 00:10:18.490
و از اونجا جنگ بین کتسونو و شیرینو شروع شد ‏.‏

00:10:18.790 --> 00:10:21.990
قدرتی که با نفرت رشد کرده بود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:21.990 --> 00:10:25.680
چطور باید با شنیدن همچین قصّه ی ناراحت کننده ای ‏،‏ خوابم بره ‏!‏؟

00:10:25.680 --> 00:10:28.000
گوش کن ‏،‏ دومان ‏.‏

00:10:28.000 --> 00:10:29.050
نمیخوام ‏!‏

00:10:29.050 --> 00:10:32.150
دوباره میخوای بگی که برم با سِمه ‏-‏ کون ‏،‏ بجنگم ‏!‏

00:10:32.150 --> 00:10:38.170
پس واقعاً با اون بچّه ی کتسونو روابط خوبی داری ‏.‏

00:10:38.170 --> 00:10:40.170
من کاری به گذشته ندارم ‏!‏

00:10:40.170 --> 00:10:42.820
خطای گذشتگان به من ربطی نداره ‏!‏

00:10:43.360 --> 00:10:45.730
سِمه ‏-‏ کون واقعاً آدم خوبیه ‏!‏

00:10:45.730 --> 00:10:49.280
امروز یادم داد چطوری دشمنانم رو نفرین کنم ‏!‏

00:10:49.280 --> 00:10:54.510
وقتی من و اون باهم هستیم ‏،‏ قبیله ی کتسونو و شیرینو در کنار هم هستن ‏!‏

00:10:54.510 --> 00:10:56.670
ما به هم قول دادیم ‏!‏

00:10:57.370 --> 00:10:59.570
احمق ‏!‏

00:10:59.990 --> 00:11:05.630
اصلاً میدونی از دست دادن آبرو و اعتبار خانوداگی چیه ‏!‏؟

00:11:05.850 --> 00:11:08.200
با هم باشید ؟

00:11:08.200 --> 00:11:10.630
عمراً امکان نداره ‏!‏

00:11:11.080 --> 00:11:14.820
اگه وقت اینو داری که از دشمنت ‏،‏ طریقه ی نفرین کردن دشمنانت رو یاد بگیری ‏،‏

00:11:14.820 --> 00:11:17.390
اون پسره رو نفرین کن ‏.‏

00:11:17.660 --> 00:11:21.100
اگه رابطت رو با اون تمام نکنی ‏،‏

00:11:21.100 --> 00:11:24.990
رابطه ی من و تو به عنوان پدر و پسر ‏،‏ تمام میشه ‏.‏

00:11:27.340 --> 00:11:28.620
اون ‏!‏؟

00:11:28.620 --> 00:11:31.070
اون علامت نفرین روی دومان ‏-‏ سان ‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:11:35.680 --> 00:11:38.000
خیلی بد شد ‏.‏

00:11:38.000 --> 00:11:42.170
فکر میکردم میتونیم بهترین دوستای هم باشیم ‏.‏

00:11:43.030 --> 00:11:44.500
هوی ‏،‏ شنیدی ؟

00:11:44.500 --> 00:11:48.710
ارباب جوان دوباره به اون پسره ی کتسونویی باخته ‏.‏

00:11:48.710 --> 00:11:50.200
کاریش نمیشه کرد ‏.‏

00:11:50.200 --> 00:11:55.030
اون پسره قوی ترین فرد خاندان کتسونو هست که تا بحال وجود داشته ‏.‏

00:11:55.030 --> 00:11:59.190
بزرگ سالها هم حتّی نمیتونن شکستش بدن ‏،‏ چه برسه به اون که جوونه ‏.‏

00:11:59.190 --> 00:12:02.530
عجب پسر ترسناکیه ‏.‏

00:12:02.530 --> 00:12:05.650
کاملاً با ارباب جوان ما فرق داره ‏.‏

00:12:05.650 --> 00:12:09.820
با این وضع ‏،‏ آینده ی خوبی در انتظار قبیله نیست ‏.‏

00:12:09.820 --> 00:12:13.490
واقعاً که ‏،‏ به قبیله ی کتسونو حسودیم میشه ‏.‏

00:12:15.190 --> 00:12:16.870
احمق ‏!‏

00:12:16.870 --> 00:12:20.030
چطور روت میشه برگردی به این خونه ‏!‏

00:12:20.030 --> 00:12:21.840
باید از قبیلت خجالت بکشی ‏!‏

00:12:21.840 --> 00:12:24.650
گفتم که تا اونو شکست ندادی ‏،‏ حق برگشتن نداری ‏!‏

00:12:24.650 --> 00:12:26.400
ازش متنفّر باش ‏!‏

00:12:26.400 --> 00:12:27.450
بهش حسادت کن ‏!‏

00:12:27.450 --> 00:12:28.700
ازش نفرت داشته باش ‏!‏

00:12:28.700 --> 00:12:32.170
ما نفرین هزار ساله رو به همراه داریم ‏!‏

00:12:32.170 --> 00:12:34.290
نفرتت رو به قدرت تبدیل کن ‏!‏

00:12:34.290 --> 00:12:39.470
اعتبارت رو بدست بیار ‏،‏ حتّی اگه تبدیل بشی به شیطان ‏!‏

00:12:44.880 --> 00:12:46.560
حالت خوبه ؟

00:12:46.560 --> 00:12:47.910
ببخشید ‏.‏

00:12:47.910 --> 00:12:50.730
برادرم نمیدونه کِی باید دست نگهداره ‏.‏

00:12:54.310 --> 00:12:55.680
آه نه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:55.680 --> 00:12:57.420
داره از اونجات خون میاد ‏.‏

00:12:58.500 --> 00:13:00.580
میتونی از مال من استفاده کنی ‏.‏

00:13:01.250 --> 00:13:04.910
هروقت بهم نیاز دارید ‏،‏ بهم کمک کنید ‏،‏ درسته ؟

00:13:01.270 --> 00:13:05.910
نکته ‏:‏ وسائل مخصوص زنانگی

00:13:06.430 --> 00:13:08.790
این چیه ‏!‏؟

00:13:08.790 --> 00:13:13.450
علاماتی روی صورت دومان نمایش داده میشه ‏!‏

00:13:14.280 --> 00:13:16.360
اون ‏!‏؟

00:13:16.910 --> 00:13:18.570
دومان ‏.‏

00:13:18.570 --> 00:13:21.030
بدنت رو به من تسلیم کن ‏!‏

00:13:21.340 --> 00:13:26.180
کسی که تو و خانوادت رو در تاریکی فرو برد ‏،‏ باید از بین بره ‏!‏

00:13:26.180 --> 00:13:28.230
باید نابودش کنی ‏!‏

00:13:28.590 --> 00:13:32.080
چرا تردید میکنی ؟ چرا شک داری ؟

00:13:32.440 --> 00:13:38.240
بدنت رو تسلیم من کن ‏،‏ درست مثل هزاران سال پیش ‏!‏

00:13:48.420 --> 00:13:49.880
شرمنده ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:50.640 --> 00:13:54.260
امروز ‏،‏ همون روزه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:56.180 --> 00:13:57.950
بیاد بیار ‏!‏

00:13:57.950 --> 00:14:01.340
دشمنی دیرینه ای رو که در قلب پنهانه ‏!‏

00:14:01.340 --> 00:14:02.990
هوی ‏،‏ کریستل ‏.‏

00:14:02.990 --> 00:14:04.440
کاغذ توالت تمام شده ‏.‏

00:14:04.440 --> 00:14:07.810
باشه ‏،‏ الان میرم میگیرم ‏.‏

00:14:13.480 --> 00:14:16.880
این تنها کاریه که انجام دادی ‏!‏

00:14:28.180 --> 00:14:31.970
کسی که همه چیز رو از تو گرفت ‏،‏ نبخش ‏!‏

00:14:32.340 --> 00:14:34.850
اگه چیزی رو که میخوای ‏،‏ نمیتونی بدست بیاری ‏،‏

00:14:34.850 --> 00:14:37.370
همه چیز رو نابود کن ‏!‏

00:14:37.370 --> 00:14:40.410
همه رو به تاریکی ببر ‏!‏

00:14:40.410 --> 00:14:41.970
دومان ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:41.970 --> 00:14:44.220
خودت رو به شیکیگامی تبدیل کردی ؟

00:14:44.220 --> 00:14:45.600
نه ‏.‏

00:14:46.110 --> 00:14:50.110
اون فقط شیکیگامی تنها نیست ‏.‏

00:14:50.110 --> 00:14:53.260
سِمه ‏-‏ ساما ‏،‏ اون مرد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:53.260 --> 00:14:58.310
اجازه داده چیز وحشتناکی بدنش رو تسخیر کنه ‏.‏

00:14:59.040 --> 00:15:00.960
نگو که اون ‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏؟

00:15:01.290 --> 00:15:04.800
شیطانی ترین خدایی که توسّط کتسونو و شیرینو مهر و موم شده

00:15:04.800 --> 00:15:07.790
اونی که هرازان سال پیش ‏،‏ به فراموشی سپرده شده ‏.‏

00:15:09.450 --> 00:15:11.390
آنتنمارو ‏.‏

00:15:26.730 --> 00:15:28.350
گفتی ‏،‏ آنتنمارو ‏!‏؟

00:15:28.980 --> 00:15:33.900
شیطانی که هزاران سال پیش پایتخت رو خراب کرد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:33.900 --> 00:15:38.780
قویترین هیولایی شیطانی که توسّط نیاکان ما مهر و موم شده ‏،‏

00:15:38.780 --> 00:15:41.740
میکادو ‏،‏ بعد از جنگهای فراوان اونو مهر کردن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:42.030 --> 00:15:43.740
اینجا چکار میکنه ‏!‏؟

00:15:43.740 --> 00:15:46.290
احیا شده ‏.‏

00:15:46.640 --> 00:15:51.750
اون مرد با احساسات منفی ‏،‏ بدنبال قدرت بوده

00:15:51.750 --> 00:15:54.130
و تکنیک های ممنوعه رو یاد گرفته ‏.‏

00:15:54.130 --> 00:16:00.300
اون آنتنمارو رو احیا کرده و بدنش رو در اختیار اون قرار داده ‏.‏

00:16:01.630 --> 00:16:04.270
بدنش رو به همچین شیطانی تسلیم کرده ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:04.270 --> 00:16:06.510
چطور تونسته همچین کاری بکنه ؟

00:16:06.510 --> 00:16:11.360
میخوای مصیبت هزاران سال پیش رو تکرار کنی ‏،‏ دومان ‏!‏؟

00:16:12.250 --> 00:16:14.910
دومان ‏-‏ ساما ‏،‏ طاقت بیار ‏!‏

00:16:14.910 --> 00:16:16.340
چه خبر شده ‏!‏؟

00:16:18.220 --> 00:16:21.500
نه ‏،‏ اون دیگه فرق بین دوست و دشمن رو نمیدونه ‏!‏

00:16:21.500 --> 00:16:23.030
همگی فرار کنید ‏!‏

00:16:23.030 --> 00:16:26.010
بیدار شو ‏،‏ دومان ‏!‏

00:16:31.040 --> 00:16:33.030
تلسمم کار نکرد ‏!‏

00:16:35.670 --> 00:16:37.070
سِمه ‏-‏ ساما ‏!‏

00:16:37.070 --> 00:16:40.610
شینپاچی ‏،‏ الان دیگه وقت رعایت قوانین نیست ‏!‏

00:16:56.770 --> 00:16:58.140
تاریکی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:58.140 --> 00:17:03.030
اندازه ی زیاد تاریکی ‏،‏ موجب عدم کارکرد طلسم سِمه ‏-‏ ساما میشه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:04.360 --> 00:17:08.530
قدرت احساسات نفرت انگیزش داره رشد میکنه و قویتر میشه ‏.‏

00:17:08.530 --> 00:17:11.880
دیگه نمیشه جلوش رو گرفت ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:12.940 --> 00:17:18.070
تا همه چیز رو به تاریکی نکشه ‏،‏ متوقّف نمیشه ‏!‏

00:17:21.100 --> 00:17:22.050
سِمه ‏-‏ ساما ‏!‏

00:17:22.050 --> 00:17:22.840
عقب بمونید ‏!‏

00:17:23.050 --> 00:17:25.330
گدومارو ‏،‏ کوزونوها ‏!‏

00:17:25.330 --> 00:17:28.470
اون مرد و دوستاش رو بردارید و فرار کنید ‏!‏

00:17:29.420 --> 00:17:31.280
سِمه ‏-‏ ساما ‏!‏

00:17:32.670 --> 00:17:34.260
گدومارو ‏!‏؟

00:17:34.260 --> 00:17:37.100
برای تسلیم شدن خیلی زوده ‏.‏

00:17:37.560 --> 00:17:41.610
این یارو هنوز نقشش رو بازی نکرده ‏.‏

00:17:41.820 --> 00:17:43.910
چی داری میگی ‏!‏؟

00:17:43.910 --> 00:17:45.700
زودباش درمانش کن ‏.‏

00:17:45.700 --> 00:17:48.590
مورد راستی تقریباً درست شده ‏.‏

00:17:48.590 --> 00:17:51.350
سِمه ‏-‏ ساما نمیتونه مقابل اون هیولا دووم بیاره ‏!‏

00:17:51.350 --> 00:17:54.220
این مرد بدون چیز چطوری میتونه کاری انجام بده ‏!‏؟

00:17:56.220 --> 00:17:59.450
درسته که چیز نداره ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:00.430 --> 00:18:02.370
ولی این مرد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:02.370 --> 00:18:08.590
‏.‏‏.‏‏.‏ روحی داره که به این راحتی از هم نمیپاشه ‏.‏

00:18:11.190 --> 00:18:13.210
چکار داری میکنی ‏!‏؟

00:18:13.210 --> 00:18:14.610
به خودت فشار نیار ‏!‏

00:18:14.610 --> 00:18:17.270
چیز چپت هنوز درست نشده ‏!‏

00:18:17.650 --> 00:18:23.830
همینطور که اون گفت ‏،‏ من هنوز میتونم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:23.830 --> 00:18:25.880
تعادلم رو حفظ کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:26.620 --> 00:18:33.430
حالا وقتشه از این بدن استفاده کنم ‏.‏

00:18:33.890 --> 00:18:36.330
با شیطان قرار ملاقات دارم ‏.‏

00:18:36.660 --> 00:18:38.870
کمی پاک سازی نیازه ‏.‏

00:18:39.640 --> 00:18:45.410
یک چیز زرق و برق دار ‏،‏ باید کارش رو تمام کنه ‏!‏

00:18:49.430 --> 00:18:52.350
چکار داری میکنی ‏!‏؟

00:18:52.350 --> 00:18:55.220
الان وقت این نیست که کدوم طرفی هستید ‏!‏

00:18:55.220 --> 00:19:00.450
در این صورت ‏،‏ قبیله ی کتسونو ‏،‏ قبیله ی شیرینو و کلّ اِدو از بین میره ‏!‏

00:19:00.450 --> 00:19:01.730
کمکش کنید ‏!‏

00:19:01.730 --> 00:19:05.940
ممکنه از قبایل متفاوتی باشید ‏،‏ ولی همه میخوایید از اِدو مراقبت کنید ‏!‏

00:19:05.940 --> 00:19:08.050
مگه نگفتم فرار کنید ‏!‏؟

00:19:08.050 --> 00:19:09.350
خواهر پرست ‏!‏

00:19:09.350 --> 00:19:10.010
صبرکن ‏!‏

00:19:10.010 --> 00:19:12.110
الان میاییم کمکت ‏!‏

00:19:12.110 --> 00:19:16.760
این سرنوشت کسایی هست که توی قبیله های کتسونو و شیرینو بدنیا میان ‏.‏

00:19:16.760 --> 00:19:23.500
ممکنه با هم کشمکش داشته باشیم ‏،‏ ولی نمیتونیم از سرنوشت هزار ساله فرار کنیم ‏.‏

00:19:24.020 --> 00:19:28.260
Our ancestors destroyed one
another over a woman‏.‏

00:19:28.700 --> 00:19:34.460
اجداد ما از شما رد میشن و همه رو میبرن به تاریکی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:34.460 --> 00:19:38.820
و ما هم این اشتباه رو تکرار کردیم ‏.‏

00:19:40.450 --> 00:19:42.000
هرچند ‏،‏ دومان ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:42.000 --> 00:19:46.350
نمیتونم بزارم این زن بخاطر جنگ بین ما بمیره ‏!‏

00:19:46.350 --> 00:19:48.240
و دومان ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:48.240 --> 00:19:50.570
نمیزارم تو هم بمیری ‏!‏

00:19:51.540 --> 00:19:56.080
من تنها کسی هستم که باید بمیره ‏.‏

00:19:56.700 --> 00:20:01.580
دومان ‏،‏ من میدونم که تو عاشق کریستل بودی و هستی ‏.‏

00:20:02.460 --> 00:20:06.880
و این احساسات باعث رنج تو شده بوده ‏،‏

00:20:07.090 --> 00:20:11.870
دشمنی با من ‏،‏ وجود عداوت قبیله ای ‏،‏ و چیزهای دیگه ‏.‏

00:20:13.160 --> 00:20:16.290
فکر میکردم میتونم رنجت رو از بین ببرم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:16.290 --> 00:20:21.330
فکر میکردم بالاخره زمانی رسیده که باهم لبخند بزنیم ‏،‏ اینطور فکر میکردم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:21.330 --> 00:20:28.150
ولی آخرش ‏،‏ فقط باعث رنجش تو و کریستل شدم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:28.150 --> 00:20:30.930
سرنوشت رو نمیشه کنترل کرد و تغییر داد ‏،‏ دومان ‏.‏

00:20:30.930 --> 00:20:33.610
من هزاران هزار طلسم متفاوت یاد گرفتم ‏،‏

00:20:34.000 --> 00:20:38.780
ولی هیچ کدوم نمیتونست دوستی برای من پیدا کنه ‏.‏

00:20:41.500 --> 00:20:46.570
من کسی بودم که این اوضاع رو پیش آوردم ‏.‏

00:20:47.730 --> 00:20:51.880
وظیفه ی منه که این مسئولیّت رو بعهده بگیرم ‏.‏

00:20:52.420 --> 00:20:57.520
تمام ناراحتی و اندوهت رو به من منتقل کن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:57.890 --> 00:21:01.830
من تاریکی تو رو قبول میکنم ‏.‏

00:21:02.750 --> 00:21:09.670
زندگی من در برابر از بین بردن این نفرت هزار ساله ‏،‏ هیچ ارزشی نداره ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:09.990 --> 00:21:13.090
بیا تمامش کنیم ‏،‏ دومان ‏.‏

00:21:13.930 --> 00:21:19.980
نباید مثل اجدادت ‏،‏ کنترلت رو از دست بدی و باعث نابودی همه بشی ‏!‏

00:21:19.980 --> 00:21:22.900
برگرد و به خودت بیا ‏،‏ دومان ‏!‏

00:21:22.900 --> 00:21:24.410
به یاد بیار ‏!‏

00:21:24.410 --> 00:21:29.130
زنی که تو دوست داری ‏،‏ زیر آسمون تاریک و در زیر بارون ایستاده ؟

00:21:29.760 --> 00:21:32.040
مگه کریستل رو دوست نداری ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:21:32.040 --> 00:21:34.630
کریستلی که ما دوست داریم ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:21:37.990 --> 00:21:40.340
سِمه ‏-‏ سان ‏!‏

00:21:40.880 --> 00:21:43.270
از نسل میکادو ‏.‏

00:21:43.590 --> 00:21:46.030
خیلی دیر شده ‏.‏

00:21:46.030 --> 00:21:50.860
صدات دیگه بهش نمیرسه ‏،‏ حالا من صاحب اختیارشم ‏.‏

00:21:51.360 --> 00:21:58.330
با این قدرتی که دارم ‏،‏ در راه تاریکی قدم میزنم و بلند بلند میخندم ‏.‏

00:21:58.330 --> 00:22:03.450
هرچند ‏،‏ احساسات منفی تو ‏،‏ خیلی مؤثّر بود ‏.‏

00:22:03.450 --> 00:22:06.300
با خوشحالی قبولشون کردم ‏.‏

00:22:06.300 --> 00:22:12.620
و بعدش ‏،‏ هر دو قبیله ی کتسونو و شیرینو که از نسل میکادو بودن ‏،‏ از بین میرن ‏.‏

00:22:12.620 --> 00:22:18.320
هرچند ‏،‏ نفرین هزار ساله ی من تمام نشده ‏.‏

00:22:18.320 --> 00:22:21.660
من به هیچ یک از نواده های میکادو ‏،‏ اجازه ی زندگی نمیدم ‏،‏

00:22:21.660 --> 00:22:25.490
مسئولان مهر و موم کردن من ‏،‏ نباید روی این زمین زندگی کنن ‏!‏

00:22:27.280 --> 00:22:28.400
چی ‏!‏؟

00:22:33.090 --> 00:22:34.650
تو کی هستی ‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏؟

00:22:35.400 --> 00:22:37.400
فقط یک طرفدار ‏.‏

00:22:37.400 --> 00:22:39.820
ادامه دارد

00:24:15.000 --> 00:24:26.970
پیش نمایش

00:24:15.880 --> 00:24:17.660
توی بارون گُم نشو ‏.‏

00:24:17.660 --> 00:24:19.250
توی باد گُم نشو ‏.‏

00:24:19.680 --> 00:24:21.510
توی طوفان گُم نشو ‏.‏

00:24:21.510 --> 00:24:24.970
و هرگز گول اون لبخند رو نخور ‏.‏

00:24:24.970 --> 00:24:29.980
من همیشه آرزو داشتم اینقدر قوی و زیبا باشی