﻿WEBVTT

00:01:26.610 --> 00:01:31.950
محافظ روح مقدس

00:02:22.300 --> 00:02:23.330
صبح بخیر

00:02:24.210 --> 00:02:25.600
بالاخره بیدار شدی؟

00:02:26.170 --> 00:02:29.410
برو صورتت رو بشور
بعد صبحانه میخوریم

00:02:35.080 --> 00:02:38.110
بعدش یک جایی هست که باید بریم

00:02:38.720 --> 00:02:42.680
در ضمن تو باید یاد بگیری
مردم تو شهر چه جوری زندگی میکنند

00:02:43.790 --> 00:02:47.520
باید بدم این رو تعمیر کنند
پس با من بیا به اوگی نو شیمو

00:02:48.630 --> 00:02:53.160
خوب، نیزه رو کجا میبرند تعمیر کنند؟

00:02:54.600 --> 00:02:55.830
پیش شمشیر ساز

00:02:56.340 --> 00:03:01.300
قسمت هشتم

00:02:56.340 --> 00:03:01.300
شمشیر ساز

00:03:22.530 --> 00:03:26.860
نمیدونستم این همه
آهنگری تو کوسنکیو هست

00:03:28.000 --> 00:03:30.660
دلیلش اینه که فولاد یوگو
...تا روتا، سانگال

00:03:30.740 --> 00:03:35.510
و حتی خونه من کانبال
خیلی معروفه

00:03:36.540 --> 00:03:38.410
نگو که نمیدونستی؟

00:03:39.210 --> 00:03:44.780
من یاد گرفته بودم که تجارت فولاد
برای یوگو حیاتیه

00:03:44.850 --> 00:03:51.520
ولی در ضمن من نباید
آهنی که ذوب میشه و روش کار میکنند رو تماشا کنم

00:03:52.990 --> 00:03:56.020
حالا که گفتی، یک رسم قدیمی بین
اشراف یوگو هست

00:03:56.100 --> 00:04:00.930
جنگجویی که شمشیر رو در حال ساخته شدن
ببینه هیچ وقت نمیتونه قوی بشه

00:04:03.600 --> 00:04:08.470
خوب تو داری میری ساخته شدن شمشیر رو ببینی

00:04:08.540 --> 00:04:11.030
پس فکر کنم دیگه هیچ وقت
نتونی قوی بشی

00:04:12.850 --> 00:04:15.320
تو چه طور، بالسا؟

00:04:15.380 --> 00:04:18.180
تو تا حالا شمشیر در حال ساخت رو ندیدی؟

00:04:18.590 --> 00:04:22.490
...از وقتی بچه بودم عاشق این بودم که

00:04:22.560 --> 00:04:26.150
آهن رو داغ میکنند تا سرخ شه...
و جرقه ها همه طرف میپاشه

00:04:27.030 --> 00:04:28.890
بارها این صحنه رو دیدم

00:04:31.400 --> 00:04:34.800
...ولی من نه اهل یوگو ام نه از اشراف

00:04:34.870 --> 00:04:36.890
پس ممکنه شامل من نشه...

00:04:44.710 --> 00:04:47.480
تو هنوز مثل یک بچه شهری حرف نمیزنی

00:04:47.550 --> 00:04:50.040
پس وقتی رفتیم تو ساکت یک گوشه بشین

00:04:50.120 --> 00:04:50.810
بسیار خوب

00:05:08.470 --> 00:05:09.560
بالسا

00:05:14.210 --> 00:05:16.730
مدتها بود تو یوگو نبودم

00:05:16.810 --> 00:05:20.040
طبق معمول خطرناک زندگی میکنم

00:05:20.110 --> 00:05:23.570
ولی مثل این که خوش شانس بودم
و تونستم نجات پیدا کنم

00:05:24.590 --> 00:05:25.850
که اینطور

00:05:31.360 --> 00:05:34.920
،اگر اجازه بدی بریم سراغ کار
میشه یک نگاهی به این بندازی؟

00:05:51.550 --> 00:05:54.380
به نظر میاد باید
یک جدیدشو برات درست کنم

00:05:55.480 --> 00:06:00.220
که این طور، پس میخوام
هر چه سریعتر آماده بشه

00:06:03.960 --> 00:06:08.020
،قبل از این که شروع کنم
باید ازت سوالی بپرسم

00:06:08.630 --> 00:06:09.530
بله؟

00:06:11.300 --> 00:06:14.170
فکر کنم شایعات تو شهر رو شنیدی؟

00:06:15.270 --> 00:06:16.630
کم و بیش

00:06:17.240 --> 00:06:21.330
دوست ندارم باور کنم این شایعات واقعیت داره

00:06:21.840 --> 00:06:27.470
ولی اگر تو واقعا علیه دربار
...کاری کردی من به

00:06:27.550 --> 00:06:32.320
عنوان کسی که برای دربار شمشیر...
تامین میکنه نمیتونم با تو همکاری کنم

00:06:32.620 --> 00:06:36.250
اگر دلیلی برای کارهات داری
میخوام قبل از هرکاری بشنومشون

00:06:39.230 --> 00:06:42.960
نه، این که من علیه دربار
کار کردم حقیقت داره

00:06:44.170 --> 00:06:48.930
در این صورت من باید
بهشون اطلاع بدم که تو هنوز زنده ای

00:06:49.770 --> 00:06:52.200
فکر کنم این کار درستی باشه

00:06:52.740 --> 00:06:58.180
حالا چیکار میکنی؟
برای ساکت کردن من بهم حمله میکنی؟

00:06:58.710 --> 00:07:01.080
اگر واقعا قصد داری من رو لو بدی
چاره دیگه ای ندارم

00:07:01.420 --> 00:07:03.850
ولی تا وقتی مجبورت کنم
که یک نیزه جدید برام بسازی

00:07:03.920 --> 00:07:06.150
همینجا میمونم

00:07:08.960 --> 00:07:10.790
تو من رو تو موقعیت بدی گذاشتی

00:07:10.860 --> 00:07:17.090
میدونم تو چه قدر سرسختی
ولی من از تو سرسخت ترم

00:07:17.470 --> 00:07:21.900
تا وقتی تمام داستان رو ندونم
نمیتونم کاری که خواستی رو انجام بدم

00:07:28.040 --> 00:07:29.670
این پسر کیه؟

00:07:32.650 --> 00:07:35.620
به دلایلی تحت محافظت منه

00:07:51.100 --> 00:07:52.730
به هر صورت

00:07:53.570 --> 00:07:58.370
میدونی شایعات درباره بالسا چی میگند؟

00:07:58.440 --> 00:07:59.530
نه واقعا

00:08:00.340 --> 00:08:03.870
میگن اون آدم خبیثیه که
هر کار برای پول میکنه

00:08:04.410 --> 00:08:06.350
...شایع شده که شاهزاده

00:08:06.410 --> 00:08:11.350
در واقع به دست همون محافظ کشته شده

00:08:11.420 --> 00:08:12.210
چه طور جرات میکنند

00:08:12.290 --> 00:08:13.790
...بالسا هیچ وقت همچین کاری

00:08:13.790 --> 00:08:14.580
...بالسا هیچ وقت همچین کاری
کافیه

00:08:43.950 --> 00:08:46.750
راستش، من مشتریهایه دیگه ای هم دارم
که قراره به زودی برسن

00:08:46.820 --> 00:08:50.050
تا شمشیرهاشون رو تحویل بگیرند

00:08:53.060 --> 00:08:55.530
...اگر اصرار داری که اینجا بمونی

00:08:55.730 --> 00:08:59.220
میشه یک لطفی به من بکنی و...
تو اتاق بغلی بمونی؟

00:09:12.380 --> 00:09:15.780
من هر دو سمت داستان رو میشنوم

00:09:24.690 --> 00:09:25.750
سلام؟

00:09:26.160 --> 00:09:27.290
بیاید تو

00:09:30.660 --> 00:09:31.630
با اجازه

00:09:43.110 --> 00:09:44.370
به موقع اومدید

00:09:45.250 --> 00:09:47.770
مثل این که موقع کار مزاحم شدیم

00:09:52.820 --> 00:09:55.980
میدونم هیچ کدوم از شما به خرافات اهمیت نمیدید

00:09:56.060 --> 00:09:58.320
ولی فکر کنم رسم خوبیه

00:09:58.560 --> 00:10:00.290
مشکلی نیست
ادامه بدید

00:10:02.200 --> 00:10:06.260
مثل این که جسته جویه
آخری خیلی سخت بوده

00:10:07.530 --> 00:10:09.370
چرا این طور فکر میکنی؟

00:10:09.570 --> 00:10:13.440
شمشیرهایی که پیش من گذاشتید
شکافهایه بدی برداشتند

00:10:14.910 --> 00:10:19.470
میفهمم، ولی ما در گارد امپراطوری در قصر خدمت میکنیم

00:10:19.710 --> 00:10:24.620
اون طور که من شنیدم اون محافظ به دست
یک سرباز کشاورز که کوه ها رو میگشته کشته شده

00:10:24.690 --> 00:10:28.090
شکاف و فرسودگیه رو شمشیرها به علت
تمرین به وجود اومده

00:10:28.560 --> 00:10:30.050
اوه، که این طور

00:10:30.160 --> 00:10:32.920
از روی وضعیتشون به نظر میاد

00:10:32.990 --> 00:10:36.330
شمشیر زن ماهری تو گارد هست که من نمیشناسمش

00:10:38.230 --> 00:10:42.640
...به همین علت ما شمشیرهایه جدید

00:10:42.700 --> 00:10:46.540
با تیغه تاماهاگان سفارش دادیم
که ضربه رو بهتر از فولاد عادی جذب میکنه

00:10:47.410 --> 00:10:50.380
نمی خوام بی ادبی کنم ولی
ما می خوایم شمشیر ها رو همین حالا ببینیم

00:10:51.810 --> 00:10:53.010
البته

00:10:54.080 --> 00:10:57.410
شمشیرهاتون تو اون اتاق منتظرن

00:11:28.220 --> 00:11:29.710
یک دقیقه صبر کنید

00:11:31.990 --> 00:11:36.950
محافظ روح مقدس

00:11:39.230 --> 00:11:41.220
...قبل از این که شمشیر ها رو ببینید

00:11:41.300 --> 00:11:44.630
چیزی هست که باید...
از هر دویه شما بپرسم

00:11:45.770 --> 00:11:48.130
چی شده؟
چرا یک دفعه رسمی شدی؟

00:11:50.100 --> 00:11:53.160
چه چیزی شمشیر هایه یوگو رو خاص میکنه؟

00:11:54.940 --> 00:11:59.140
مطمئنا خودت جواب رو بهتر از هر کسی میدونی

00:12:02.950 --> 00:12:07.650
اون طور که من میدونم
شمشیرهایه یوگو تیغه هایی

00:12:07.720 --> 00:12:12.220
هستند که از ترکیب کم یاب دو جنس متضاد درست میشن

00:12:12.290 --> 00:12:15.460
نرمی که از شکستن شمشیر جلوگیری میکنه
و سختی که تیغه رو تیز نگه میداره

00:12:16.730 --> 00:12:22.230
...علاوه بر این شکل، وزن، طول و خمیدگی

00:12:22.340 --> 00:12:25.790
هر کدوم از این ها طی هزار سال آزموده و تکمیل شدن

00:12:25.870 --> 00:12:28.900
و برای استفاده کنندشون آماده شدن

00:12:29.310 --> 00:12:34.040
بعد از این همه مدت ما
جنگجو ها فقط به عنوان وسیله ازش استفاده میکنیم

00:12:35.280 --> 00:12:38.270
نظر هردو قابل قبوله

00:12:39.420 --> 00:12:44.380
نظر شما در این باره چیه؟
چه چیزی شمشیرهایه یوگو رو خاص میکنه؟

00:12:45.190 --> 00:12:47.520
این چیزییه که من فکر میکنم

00:12:47.830 --> 00:12:51.320
در سرزمینهایه دیگه به شمشیر

00:12:51.400 --> 00:12:54.600
فقط به عنوان وسیله ای برای زخمی کردن یا کشتن نگاه میشه

00:12:54.970 --> 00:13:00.700
ولی در یوگو رسم بر اینه که وجود و
مورد استفاده شمشیر بر پایه

00:13:00.770 --> 00:13:03.740
ریشه اعتماد دو طرفه
بین جنگجو و آهنگره

00:13:03.810 --> 00:13:08.750
من معتقدم در این رابطه استعداد
پنهانی برای ساختن یک شمشیر نهایی وجود داره

00:13:08.880 --> 00:13:10.350
شمشیر نهایی؟

00:13:10.420 --> 00:13:11.380
بله

00:13:11.650 --> 00:13:17.780
میفهمم، هر شمشیری که شما ساختید
رو به عنوان شاهکاری بین شاهکارها تحسین کردم

00:13:18.230 --> 00:13:20.490
شاهکار؟ شوخی میکنید

00:13:20.730 --> 00:13:23.360
میگن وقتی کسی دسته شمشیری که من ساختم رو دست میگیره

00:13:23.430 --> 00:13:26.960
میل کشتن یک نفر با اون شمشیر درش به وجود میاد

00:13:27.330 --> 00:13:29.800
در نهایت این شمشیرها شیطانین

00:13:29.870 --> 00:13:33.830
ولی شمشیری که کسی رو نکشه
بلکه فقط اون رو از سرنوشتش جدا کنه

00:13:33.910 --> 00:13:37.900
این چیزیه که من بهش میگم شمشیر نهایی

00:13:38.380 --> 00:13:43.780
ساختن همچین شمشیری همیشه تو ذهن من بوده

00:13:45.550 --> 00:13:49.250
ولی به این سادگی ها نیست

00:13:49.920 --> 00:13:53.320
یک شمشیر بزرگ وقتی به دست میاد که
جنگجو و اهنگر هر دو

00:13:53.390 --> 00:13:57.560
به منتها درجه مهارت خودشون برسن

00:13:57.800 --> 00:14:00.630
وقتی این تعادل شکسته میشه

00:14:00.700 --> 00:14:04.070
وقتیه که یک شمشیر نفرین شده
بوجود میاد

00:14:06.070 --> 00:14:10.100
به همین علته که من کسایی رو
که براشون شمشیر میسازم انتخاب میکنم

00:14:10.180 --> 00:14:12.840
یا بهتره بگم انتخاب میشم

00:14:14.380 --> 00:14:20.150
ممکنه، ولی چند تا جنگجو در جهان وجود دارن که

00:14:20.220 --> 00:14:23.250
الهام بخش شما برای ساختن چنین شمشیری بشه؟

00:14:25.890 --> 00:14:31.090
بزار فکر کنم...در طول این همه سال
فقط یک نفر بود

00:14:31.160 --> 00:14:35.760
که احساس کردم
ممکنه به حد نهایی مهارتش برسه

00:14:37.370 --> 00:14:40.860
میگید که این جنگجو به
حد رضایت شما رسیده؟

00:14:40.940 --> 00:14:46.570
من تمام مهارتی که در اون زمان داشتم

00:14:46.650 --> 00:14:48.550
برای ساختن شمشیر اون فرد استفاده کردم

00:14:48.620 --> 00:14:50.810
اون چه جور مردی بود؟

00:14:51.550 --> 00:14:55.080
به عنوان یک شمشیر زن کنجکاویم رو جلب کرد

00:14:55.160 --> 00:14:57.280
در موردش به ما میگی؟

00:14:59.530 --> 00:15:01.820
بیست و چهار سال پیش بود

00:15:03.100 --> 00:15:05.890
این جنگجو اهل سرزمین دوری بود

00:15:05.970 --> 00:15:09.730
دائما در جاده بود
از یک سرزمین به دیگری میرفت

00:15:10.270 --> 00:15:16.270
تبحرش در صلاح رو هرگز ندیده بودم

00:15:16.710 --> 00:15:20.340
ولی کاملا برخلاف ظاهرش
یک بچه

00:15:20.410 --> 00:15:23.140
همیشه همراهش بود

00:15:27.050 --> 00:15:28.180
یک بچه؟

00:15:28.920 --> 00:15:34.590
ظاهرا دوستی که در یکی
از دسیسه هایه قصر کشته شده بود

00:15:34.660 --> 00:15:36.790
بچه شو به اون سپرده بود

00:15:37.030 --> 00:15:42.260
به همین علت از سرزمین خودش رانده شد

00:15:43.870 --> 00:15:45.770
بعد از اون به سرعت

00:15:45.840 --> 00:15:50.800
چند آدم کش فرستاده شدند
تا جنگجو رو بکشن

00:15:52.750 --> 00:15:55.610
و اون اومد پیش من

00:15:55.680 --> 00:16:00.480
گفت میخواد من براش شمشیری بسازم که
بتونه باهاش با آدمکشها مبارزه کنه

00:16:01.020 --> 00:16:03.110
اولش، قبول نکردم

00:16:03.190 --> 00:16:06.490
گفتم علاقه ای ندارم برای یک خارجی شمشیر بسازم

00:16:06.560 --> 00:16:08.650
کسی که هیچ چیز درباره شمشیر یوگو نمیدونه

00:16:08.730 --> 00:16:11.630
ولی بعد چیزی نظرت رو تغیییر داد

00:16:11.830 --> 00:16:16.240
بله، اون درباره آدمکشهایی که میخواستن بکشنش برام گفت

00:16:16.300 --> 00:16:18.600
گفت که چه جور آدمهایی هستند

00:16:18.670 --> 00:16:21.440
وقتی داستانش رو تعریف کرد
قلبم رو تکون داد

00:16:22.040 --> 00:16:26.410
اونها شجاعترین و ماهرترین افراد سرزمین رو فرستادن؟

00:16:26.480 --> 00:16:29.420
...نه... البته اونها شجاعترین ها بودند

00:16:29.480 --> 00:16:32.710
مردایی که برای کشتن فرستاده شده بودند...
همه نزدیکترین و عزیزترین دوستهاش بودند

00:16:32.790 --> 00:16:35.880
افرادی که اون...
غم و شادیش رو با اونها شریک شده بود

00:16:38.190 --> 00:16:40.660
...برای نجات اون بچه

00:16:40.730 --> 00:16:43.750
جنگجو مجبور شد...
...دوستاهای سابقش رو

00:16:43.830 --> 00:16:46.560
با دستهای خودش یک به یک بکشه...

00:16:47.200 --> 00:16:50.570
کسی که اون ادمکشها رو فرستاده بود

00:16:50.640 --> 00:16:55.130
میدونسته چه چیزی باعث بیشترین زجر جنگجو میشه

00:16:55.210 --> 00:16:59.740
آدمکشها هم هیچ علاقه ای به شکار جنگجو نداشتند

00:17:00.250 --> 00:17:05.050
ولی خانواده هاشون گروگان گرفته شده بودند

00:17:05.250 --> 00:17:08.220
و انتخاب دیگه ای جز کشتن جنگجو نداشتن

00:17:08.760 --> 00:17:10.690
چه کار نفرت انگیزی

00:17:11.020 --> 00:17:13.790
وقتی داستانش رو شنیدم
این فکر به ذهنم اومد

00:17:13.860 --> 00:17:17.160
که میخوام شمشیر نهایی رو برای این مرد بسازم

00:17:17.560 --> 00:17:21.130
من میخواستم که اون
خودش رو از سرنوشتش جدا کنه

00:17:21.200 --> 00:17:23.190
بندهایه تقدیر رو باز کنه

00:17:23.270 --> 00:17:27.640
و من براش شمشیری مملو از اشتیاق خودم ساختم

00:17:28.740 --> 00:17:33.840
خوب، جنگجو تونست خوش رو از سرنوشتی
که براش سنگینی میکرد رها کنه؟

00:17:36.880 --> 00:17:40.940
حالا که به گذشته نگاه میکنم
مهارتم هنوز کامل نشده بود

00:17:41.020 --> 00:17:46.980
در نهایت اون تمام مردایی رو که یک روزی دوستان نزدیکش بودن کشت

00:17:47.590 --> 00:17:49.820
و از شمشیری که من براش ساخته بودم استفاده کرد

00:17:53.000 --> 00:17:56.030
اون جنگجو چی شد؟
حالا کجاست؟

00:17:56.600 --> 00:17:58.970
دیگه بین زنده ها نیست

00:17:59.470 --> 00:18:05.610
کاری که انجام داده بود حتی
در بستر مرگ هم قلبش رو به درد میاورد

00:18:06.110 --> 00:18:08.240
اون بچه چه طور؟

00:18:08.820 --> 00:18:12.750
با دقت بزرگش کرد تا وقتی که بالغ شد

00:18:12.820 --> 00:18:15.080
و تا به امروز زنده و سالمه

00:18:15.160 --> 00:18:16.320
که این طور

00:18:17.760 --> 00:18:23.420
ولی چرا جنگجو برای محافظت از اون بچه این همه
به خودش زحمت داد؟

00:18:23.930 --> 00:18:27.920
با فرار کردن از سرزمینش
به همراه بچه

00:18:28.000 --> 00:18:31.130
مرگ خودش رو تضمین کرد

00:18:31.910 --> 00:18:36.210
درسته بچه یک دوست بود
ولی با هم که ارتباط نداشتن

00:18:36.280 --> 00:18:40.110
جنگجو نمیتونست خیلی راحت
درخواست دوستش رو رد کنه؟

00:18:41.550 --> 00:18:44.570
بله، این هنوز هم یک رازه

00:18:45.920 --> 00:18:47.940
برای من هم عجیب بود

00:18:49.860 --> 00:18:54.420
راستش رو بخواید
تصادفا کسی رو میشناسم

00:18:54.490 --> 00:18:57.220
که خیلی من رو یاد اون جنگجو میندازه

00:18:57.700 --> 00:19:02.260
این شخص هم بلافاصله بعد از این که

00:19:02.340 --> 00:19:05.630
زندگی بچه یک غریبه رو به دستش سپردن
مجبور شد از دست تعقیب کننده ها فرار کنه

00:19:05.970 --> 00:19:09.310
،و در یک موقعیت که بچه رو ازش جدا کردن

00:19:09.380 --> 00:19:13.970
جونش رو به خطر انداخت و بچه رو برگردوند

00:19:14.450 --> 00:19:20.610
و از همه عجیب تر این که هیچ کدوم از

00:19:20.920 --> 00:19:24.980
تعقیب کننده هایی رو که می خواستن جونش رو بگیرند
نکشت

00:19:25.960 --> 00:19:29.990
این که چرا بچه کس دیگه ای رو
زیر بال و پرش گرفته

00:19:30.060 --> 00:19:33.400
درباره دلیلش حتی نمیتونم حدس بزنم

00:19:33.470 --> 00:19:38.030
شاید به این علت که نمیتونه زندگی که جلویه چشمش

00:19:38.100 --> 00:19:41.630
در حال سوسو زدن و مردنه نادیده بگیره

00:19:42.540 --> 00:19:48.780
و به این علت تکنیک استادانه ای رو
به وجود اورد که کسی رو نمیکشه

00:19:49.550 --> 00:19:52.420
داستان خیلی جالبیه

00:19:52.490 --> 00:19:55.820
و اون جنگجو الان کجاست؟

00:19:58.430 --> 00:20:02.760
گفتنش برام دردناکه
ولی چند روز پیش از این دنیا رفت

00:20:05.900 --> 00:20:07.590
اوه، که این طور

00:20:08.130 --> 00:20:11.000
با شنیدن داستان شما

00:20:11.070 --> 00:20:15.200
به این نتیجه رسیدم که
اون جنگجو ممکن بود

00:20:15.280 --> 00:20:19.080
ارزش به دست گرفتن شمشیر نهایی شما رو داشته باشه

00:20:20.310 --> 00:20:22.210
من رو برای این که شما را مشغول این صحبت
بیهوده کردم ببخشید

00:20:22.750 --> 00:20:28.050
،اصلا این طور نیست
‌،من شما رو معطل‌ كردم

00:21:03.760 --> 00:21:09.660
خوب ما دیگه میریم
کمک بزرگی به ما کردید

00:21:16.540 --> 00:21:20.340
احتمالا کس دیگه ای قبل از ما
اینجا اومده؟

00:21:21.110 --> 00:21:22.230
برای چی میپرسی؟

00:21:24.440 --> 00:21:25.930
آه، اون رو میگی؟

00:21:27.280 --> 00:21:29.910
بله، یک نیزه پیشم آوردن

00:21:30.220 --> 00:21:32.080
برام جالبه که شمشیرسازی
در حد شما

00:21:32.150 --> 00:21:34.880
خودش رو برای کار رویه سلاح پستی
مثل نیزه پایین بیاره

00:21:35.760 --> 00:21:39.190
من رویه هر چیزی که
ازش خوشم بیاد کار میکنم

00:21:41.590 --> 00:21:43.150
در این مورد شک ندارم

00:21:43.660 --> 00:21:44.890
با اجازه

00:22:04.020 --> 00:22:07.750
برای یک دقیقه فکر کردم شانسم تموم شده

00:22:09.920 --> 00:22:12.410
لطفا برای رفتن به خونه راحت باشید

00:22:15.230 --> 00:22:18.290
من هر دو طرف داستان رو شنیدم

00:22:19.100 --> 00:22:22.070
هفت روز دیگه برگردید