﻿WEBVTT

00:01:26.490 --> 00:01:31.830
 محافظ روح مقدس

00:01:37.970 --> 00:01:45.400
.براي حرف زدن از جيگورون بايد اول از بچگيم برات بگم

00:01:49.010 --> 00:01:54.210
.برعكس يوگو كانبال مزرعه هايي كه محصول فراواني ميدن نداره

00:01:55.220 --> 00:01:59.520
.تمام چيزي  كه داره كوهاي پرشيب و علفزارهايه سنگلاخه

00:02:00.320 --> 00:02:02.690
.مردم زندگيشون رو از راه كاشتن

00:02:02.760 --> 00:02:05.420
.كمي حبوبات و سيب زميني كه ميتونن عمل بيارن

00:02:05.500 --> 00:02:07.960
.و پرورش بزكانبالي ميگذرونن

00:02:09.000 --> 00:02:12.560
.اين جاييه كه من توش بزرگ شدم

00:02:13.370 --> 00:02:18.330
قسمت بيست يكم
جيگورو موسا

00:02:19.540 --> 00:02:23.880
.پدرمن كارنايونسا پزشك خاندان سلطنتي بود

00:02:24.550 --> 00:02:29.950
.مادر وقتي پنجساله بودم مرد
ولي با وجود پدرم

00:02:30.020 --> 00:02:34.650
.من زندگي شادي داشتم و هيچ وقت هيچي نميخواستم

00:02:36.590 --> 00:02:40.960
....اونموقع خيلي بچه بودم تا بفهمم ولي پدرم

00:02:41.630 --> 00:02:46.370
.در موقعيتي گير افتاده بود كه نميتونست ازش خلاص بشه

00:02:48.710 --> 00:02:51.040
.پدرم رئيس پزشكهاي پادشاه كانبال

00:02:51.110 --> 00:02:53.700
.از طرف برادر كوچكتر پادشاه لوگسام

00:02:53.780 --> 00:02:56.910
.كه چشم به تاج وتخت داشت دستور گرفته بود شاه رو مسموم كنه وبكشه

00:02:56.980 --> 00:03:00.580
.لوگسام تهديد كرده بود كه دخترشو ميكشه

00:03:01.120 --> 00:03:04.280
.پدرم هيچ راهي جز موافقت نداشت

00:03:05.120 --> 00:03:10.360
.در عين حال ميدونست بعد از كشتن شاه

00:03:10.430 --> 00:03:13.860
.خودش و دخترش به خاطر چيزي كه ميدونن كشته ميشن

00:03:38.320 --> 00:03:42.450
.پدرم تو دسيسه  لوگسام گير كرده بود

00:03:42.960 --> 00:03:47.660
.ولي پدرم تو دربار يك دوست داشت كه كاملا بهش اعتماد داشت

00:03:49.070 --> 00:03:50.830
.اون مرد جيگورو بود

00:03:53.340 --> 00:03:56.170
.جيگورو يكي از نيزه دار هاي پادشاه بود

00:03:56.240 --> 00:03:58.870
.كروه نه نفره مرداني كه به شاه خدمت ميكردن

00:04:00.340 --> 00:04:06.650
.نيزه دارهاي شاه به عنوان سرامد نيزه دار ها شناخته ميشدن

00:04:06.720 --> 00:04:09.910
.رهبر نه قبيله نيزه دار كانبال

00:04:10.220 --> 00:04:14.720
.جيگورو جوان ترين مردي بود تا حالا به عنوان نيزه دار شاه انتخاب شده بود

00:04:14.790 --> 00:04:17.780
.و به عنوان قويترين قهرمان كانبال شناخته ميشد

00:04:19.000 --> 00:04:24.560
.با اين كه پدرم نميخواست دوستش رو در موقعيت

00:04:24.640 --> 00:04:28.870
.خطرناكي كه گير كرده بود درگير كنه نقشه لوگسام رو براش تعريف كرد

00:04:29.340 --> 00:04:34.870
.امروز قسمت آخر سم رو به پادشاه ميدم

00:04:35.350 --> 00:04:40.340
.به محظ اين كه پادشاه بميره من مجازات ميشم

00:04:41.690 --> 00:04:44.880
.ولي دخترم بيگناهه

00:04:45.120 --> 00:04:48.290
.تو تنها كسي هستي ميتونم بهش اعتماد كنم

00:04:48.860 --> 00:04:50.790
.ميدونم كه ازت يك كار غير ممكن ميخوام

00:04:50.860 --> 00:04:56.530
.از وقتي زنم مرده بالسا تمام دنياي من بوده

00:04:58.000 --> 00:05:00.730
.التماس ميكنم دخترم رو برداري و از كشور بري

00:05:12.920 --> 00:05:16.350
.در ابتدا جيگورو درخواست رو قبول نميكنه

00:05:17.720 --> 00:05:19.160
.تعجبي نداره

00:05:20.660 --> 00:05:24.190
.حتي با اين كه اين درخواست از طرف بهترين دوست جيگورو مطرح ميشه

00:05:24.260 --> 00:05:29.530
.قبولش به اين معنيه كه نه فقط جايگاه و اعتبارش

00:05:29.600 --> 00:05:32.190
.رو از دست ميده بلكه باعث نابودي خودشم ميشه

00:05:56.760 --> 00:06:00.960
.بعد از ظهر همون روز سرباز هايه قصر به خونه ما اومدن

00:06:02.430 --> 00:06:07.000
.مثل اينكه لوگسام فهميده بود پدرم چه نقشه اي داره

00:06:20.750 --> 00:06:25.780
.پدرت از من خواسته بيام اينجا همين الان با من بيا

00:06:26.620 --> 00:06:29.990
.با اين كه در ابتدا دخواست پدرم رو رد كرده بود

00:06:30.060 --> 00:06:34.460
.به دلايلي اون حرفا رو زد دست من رو گرفت

00:06:34.530 --> 00:06:36.690
.و ما سرزمينمون كانبال رو ترك كرديم

00:06:54.290 --> 00:06:56.690
.جيگورو من رو ببخش

00:07:07.000 --> 00:07:10.730
.اگه جيگورو اون موقع نيومده بود

00:07:11.140 --> 00:07:14.130
.قطعا من اون روزكشته ميشدم

00:07:15.510 --> 00:07:20.940
.ما تمام روز رو صرف حركت در غاري درمرز كانبال كرديم

00:07:21.450 --> 00:07:24.740
.و در نهايت از مرز گذشتيم و وارد يوگويه جديد شديم

00:07:25.950 --> 00:07:30.820
.من خيلي خسته بودم ولي اونشب اصلا نتونستم بخوابم

00:07:31.560 --> 00:07:34.580
.به علتي جيگورو چيزي رو به من توزيح نميداد

00:07:34.660 --> 00:07:37.720
.و فشاري كه روش بود هم به من سرايت ميكرد

00:07:38.760 --> 00:07:42.530
.جيگورو تمام وقت مراقب و گوش بزنگ تعقيب كننده ها بود

00:07:50.940 --> 00:07:55.970
.پنچ روز بعد از فرار ما اولن تعقيب كننده به ما رسيد

00:07:56.780 --> 00:07:59.810
.مردي كه معلوم شد يكي از نيزهدارهايه پادشاهه

00:08:03.890 --> 00:08:07.720
.اولش اصلا نفهميدم اون مرد براي كشتن ما اومده

00:08:08.360 --> 00:08:11.350
.اولش اونها به آرومي با هم صحبت ميكردن

00:08:13.300 --> 00:08:16.660
لوگسام تو رو دنبال من فرستاده؟

00:08:19.070 --> 00:08:22.100
.از اون چيزي كه فكر ميكردم ظالم تره

00:08:22.440 --> 00:08:23.570
.درسته

00:08:24.010 --> 00:08:28.810
.ولي اين باعث ميشه به آرزويه ديرينم برسم

00:08:29.250 --> 00:08:32.440
.هميشه از اين كه نميتونم

00:08:32.520 --> 00:08:35.250
.تو رو به مبارزه بطلبم نارازي بودم

00:08:35.320 --> 00:08:38.780
.چون تو به بالا ترين درجه در بين نيزه دارها رسيدي

00:08:39.290 --> 00:08:42.090
.درضمن یك درخواست ازت داشتم

00:08:42.160 --> 00:08:45.320
.لازمه كه مبارزه حتما به شكل رقص نيزه باشه

00:08:45.600 --> 00:08:46.760
.بسيار خب

00:08:50.170 --> 00:08:53.030
.شايد من همين احساس رودارم كه

00:08:53.100 --> 00:08:55.800
.كه الان جلويه تو ايستادم

00:09:00.340 --> 00:09:03.610
چيكار ميكني؟
من رو ريشخند ميكني؟

00:09:04.050 --> 00:09:08.080
.نه اين يكمبارزه تاپاي مرگه

00:09:32.810 --> 00:09:33.800
.متعصفم

00:09:34.780 --> 00:09:37.250
.من نميتونم به كانبال برگردم

00:09:38.450 --> 00:09:41.350
.به همين خاطر نميتونم بدنت رو به اونجا برگردونم

00:09:50.190 --> 00:09:51.220
.بريم

00:09:57.130 --> 00:10:02.270
.مطمعن بودم جيگورو سعي نكرد از مبارزه با اون مرد خود داري كنه

00:10:02.970 --> 00:10:05.370
.هنوزم نميفهمم چرا

00:10:05.440 --> 00:10:08.280
.شايد چون در سن جواني به اون مقام رسيده بود

00:10:08.350 --> 00:10:13.250
.شايد يكبار مي خواست تواناييش رو محك بزنه

00:10:14.180 --> 00:10:18.750
.اين فقط فكر خوشبينانه من بود

00:10:18.820 --> 00:10:22.220
.ميخاستم باور كنم كه اون مبارزه به من ربطي نداشت

00:10:23.260 --> 00:10:27.160
.در همون زمان از ذهنم گذشت كه

00:10:27.230 --> 00:10:31.930
.وضعيت من از اون چيزي كه فكر ميكردم بدتره

00:10:32.670 --> 00:10:37.970
.فهميدم كه تنها اميد نجاتم اين مرده

00:10:38.910 --> 00:10:42.210
.بعد از اون مبارزه ما وارد شهري در يوگو شديم

00:10:42.610 --> 00:10:46.520
.تا نيزه شكسته جيگورو رو تعمير كنيم

00:10:51.690 --> 00:10:55.150
.اون شمشير ساز اون موقع هم كله شق بود

00:10:55.530 --> 00:10:58.550
.اولش قبول نكرد

00:11:00.660 --> 00:11:05.600
.اگر امكان داشته باشه ميخوام كسي رو نكشم

00:11:05.670 --> 00:11:08.970
.ولي نميدونم چند نفر ميان

00:11:10.410 --> 00:11:15.070
.ميدونم كه اين مهارت رو داري ازت ميخوام برام نيزه اي به خوبيه

00:11:15.150 --> 00:11:17.270
.شمشيرهايه يوگو بسازي

00:11:18.120 --> 00:11:22.050
 مفهوم حرف جيگورو من ور ترسوند

00:11:22.120 --> 00:11:25.280
.براي همين من به بقيه حرفاشون گوش ندادم

00:11:26.160 --> 00:11:30.020
.بعد از مدتي حرف زدن شمشير ساز گفت

00:11:30.560 --> 00:11:33.720
.لطفا هفت روز ديگه برگرديد

00:11:34.470 --> 00:11:38.700
.هفت روز بعد انگار تا قيامت ادامه داشت

00:11:38.970 --> 00:11:43.200
.جيگورو اصلا با من حرف نزد

00:11:44.580 --> 00:11:46.630
.بالخره برف شروع شد

00:11:51.850 --> 00:11:53.080
جدا،حالا؟

00:11:54.180 --> 00:11:56.350
.احساس کردم هوا سرد تر شده

00:11:56.820 --> 00:11:59.720
.ميرم چاي درست كنم
اون دوتا  بالان

00:12:10.900 --> 00:12:15.860
محافظ روح مقدس

00:12:24.180 --> 00:12:28.850
.تا مرز استخونمون خيس شده جيگورو بيا يك جا استراحت كنيم

00:12:29.390 --> 00:12:32.010
.توقف نکن اگر سرما بخوریم نمیتونیم کاری بکنیم

00:12:32.390 --> 00:12:34.360
.به دويدن ادامه بده تا به شهر برسيم

00:12:37.530 --> 00:12:38.620
چي شده؟

00:12:39.730 --> 00:12:40.860
.همينجا بمون

00:12:50.340 --> 00:12:51.500
.خب خب

00:12:52.680 --> 00:12:54.640
.ميدونستم تو دومين نفر خواهي بود

00:13:01.390 --> 00:13:02.320
!تاگول

00:13:03.120 --> 00:13:05.590
.ميدونستم مياي اينجا

00:13:08.230 --> 00:13:10.190
خب،لوگسام چي بهت گفته؟

00:13:10.730 --> 00:13:13.750
.بهت گفته همدست پزرشكي كه

00:13:13.830 --> 00:13:15.030
.شاه رو مسموم كرد بكشي

00:13:20.540 --> 00:13:23.560
.خب،ميدونم قسم خردي نه بشنوي نه حرف بزني

00:13:25.310 --> 00:13:30.980
.من از هركسي بهتر ميدونم كه تو از مبارزه متنفري

00:13:32.020 --> 00:13:34.350
خانوادت گروگان گرفته شدن نه؟

00:14:27.600 --> 00:14:28.470
!تاگول

00:14:30.070 --> 00:14:36.440
.پس توهم بلاخره چيزي پيدا كردي تا ازش محافظت كني

00:14:49.460 --> 00:14:50.520
.تاگول

00:15:07.950 --> 00:15:11.440
.وقتي ديدم جيگورو زانوزده و اشك ميريزه

00:15:11.520 --> 00:15:13.920
.نميدونستم چيكار كنم

00:15:14.380 --> 00:15:19.050
"با خودم فكر كردم "اين تنها كسيه كه ميتونم بهش پناه ببرم چه كاري ميتونم براش بكنم

00:15:19.890 --> 00:15:24.880
.بعدا دليل واقعيه اشكهايه جيگورو ور فهميدم

00:15:25.800 --> 00:15:28.390
.آدم كش دوم كه لوگسام دنبالمون فرستاده بود

00:15:28.470 --> 00:15:32.930
.نزديك ترين دوست جيگورو بين نيزه دارها بود

00:15:33.270 --> 00:15:34.460
.اون،نه

00:15:35.010 --> 00:15:38.460
.لوگسام مرد ترسناكي بود

00:15:38.540 --> 00:15:41.770
.و ذره اي ترديد نميكرد

00:15:44.180 --> 00:15:50.020
.ما به شهر برگشتيم واز يك كارگر دوره گرد احل كانبال

00:15:50.090 --> 00:15:53.150
.شنيديم كه پدرم كشته شده

00:15:56.460 --> 00:15:59.830
.هميشه فكر ميكردم يك روز پدرم رو ميبينم

00:16:00.000 --> 00:16:02.560
.براي اولين بار از زماني كه از كانبال اومده بوديم گريه كردم

00:16:03.370 --> 00:16:07.800
.برا كسي تو سن من اين بدترين خبري بود كه ميتونستم بشنوم

00:16:13.680 --> 00:16:16.150
.بعد جيگورو همه چيز رو برام تعريف كرد

00:16:16.210 --> 00:16:18.810
.انگار داشت با يك آدم بالغ حرف ميزد

00:16:20.150 --> 00:16:22.520
.برام توضيح داد چرا پدرم كشته شده بود

00:16:22.590 --> 00:16:26.180
.و چرا من مجبور بودم كشور رو باهاش ترك كنم

00:16:27.520 --> 00:16:31.590
.نفرتي كه اون روز تو قلبم شكل كرفت

00:16:31.660 --> 00:16:34.960
.هنوزم تو قلبم مونده

00:16:35.300 --> 00:16:40.200
.آرزوه اينكه يك روز انتقامم رو از لوگسام بگيرم

00:16:41.640 --> 00:16:46.010
.بهمين خاطر از جيگورو خاستم مبارزه كردن رو بهم ياد بده

00:16:48.610 --> 00:16:51.600
.جيگورو بهم ياد بده چطور مبارزه كنم

00:16:52.080 --> 00:16:55.570
.ولي جيگورو موافق نبود

00:16:56.290 --> 00:16:57.180
.نه

00:16:59.860 --> 00:17:01.880
.هنر هايه رزمي مال مرداست

00:17:02.190 --> 00:17:04.020
.عضلات زنها

00:17:04.090 --> 00:17:07.090
.جلويه پيشرفتشون رو ميگيره
هرچقدر هم كه تمرين كنن

00:17:07.700 --> 00:17:10.790
.از همه مهم تر تو يك بچه اي

00:17:12.170 --> 00:17:16.070
.بااينكه اون درخواستم رو رد كرد من نميتونستم منصرف بشم

00:17:17.410 --> 00:17:21.710
.از اون ببعد مخفيانه تمرين كردن جيگورو رو تماشاميكردم

00:17:21.980 --> 00:17:24.950
.تا ياد بگيرم چه جوري از نيزه استفاده كنم

00:17:26.150 --> 00:17:27.410
.بعد از مدتي

00:17:27.480 --> 00:17:30.010
.جيگوروم به عنوان محافظ كاروانها كار ميكرد

00:17:30.090 --> 00:17:34.050
.براي ما انگار با يك تير سه نشان رو زده باشیم

00:17:34.560 --> 00:17:39.360
.اول اينكه جيگورو ميتونس با مهارتش امرار معاش كنه

00:17:39.560 --> 00:17:42.290
.دوم اينكه من ميتونستم جيگورو رو

00:17:42.370 --> 00:17:44.830
.در مبارزه واقعي ببينم

00:17:45.040 --> 00:17:47.770
.كه به من چيزهايه زيادي در مورد مبارزه كردن ياد ميداد

00:17:48.240 --> 00:17:52.440
.و سوم اينكه باعث ميشد ما به تونيم به سرعت در

00:17:52.510 --> 00:17:54.940
.مورد كسايي كه تعقيبمون ميكنن خبر دار بشيم

00:17:55.410 --> 00:17:58.040
.شش نفر دنبال ما ميگردن

00:17:58.580 --> 00:17:59.950
.جيگورو ببين

00:18:00.550 --> 00:18:02.020
.اين ها حركتايه توهستن

00:18:07.590 --> 00:18:10.120
.ديدن صورتهاي حيرت زده آدمايه بالغ دور و برم

00:18:10.190 --> 00:18:11.850
.با عث ميشد به خودم مغرور شم

00:18:13.560 --> 00:18:17.400
اون مردبه دستت حمله كرد يادته؟

00:18:17.700 --> 00:18:21.000
.و تو يک لحظه نيزتو ولكردي حملشو دفع كردي و دوباره گرفتيش

00:18:45.400 --> 00:18:48.190
.ديگه هيچ وقت اين كار رو نكن

00:18:52.240 --> 00:18:54.030
چرا اين كارو كردی؟

00:18:54.840 --> 00:18:57.330
.چي بگم؟ مطمعن نيستم

00:18:58.380 --> 00:19:03.370
.شايد چون اون نگاه نگران رو توچشماش ديدم
ميخواستم كمك كنم

00:19:03.610 --> 00:19:08.380
.شايدم ميخاستم لجش دربيارم

00:19:08.920 --> 00:19:12.150
.به هرصورت اون هيچ وقت درمورد چزي با من صحبت نميكرد

00:19:15.130 --> 00:19:20.190
.ولي كمي بعد جيگورو شروع كرد به من مبارزه كردن رو ياد بده

00:19:21.330 --> 00:19:22.390
چرا؟

00:19:22.800 --> 00:19:27.030
.فكر كنم يك دليلش اين بود كه از حركات من خوشش اومده بود

00:19:28.770 --> 00:19:33.110
.اون موقع نميدونستم كاري كه ميكنم غير عاديه

00:19:33.180 --> 00:19:37.110
.ولي به نظر مياد من تو هنرهايه رزمي استعداد داشتم

00:19:37.410 --> 00:19:40.750
.به هر صورت من خيلي از حركات جيگورو رو

00:19:40.820 --> 00:19:43.720
 .فقط با نگاه كردن حفظ شده بودم

00:19:44.420 --> 00:19:48.080
.ولي يكدليل ديگه هم بود

00:19:48.660 --> 00:19:50.320
يك دليل ديگه؟

00:19:56.700 --> 00:19:58.460
.از امروز با اين تمرين كن

00:19:59.440 --> 00:20:02.370
.نيزه براي هماهنگ شدن با بدن ساخته نشده

00:20:02.740 --> 00:20:05.000
.تو بايد بدنت رو با اون هماهنگ كني

00:20:06.840 --> 00:20:09.000
چي شد عقيدت رو عوض كردي؟

00:20:09.480 --> 00:20:14.970
.فكر ميكردم نميخواي زندگي دختره همراه با خونريزي باشه

00:20:18.490 --> 00:20:20.580
.اين درسته كه هرچي بيشتر

00:20:20.660 --> 00:20:22.780
.در هنرهايه رزمي مهارت پيدا كني بيشتر

00:20:22.860 --> 00:20:25.420
.حریف ها رو به سمت خودت ميكشي

00:20:25.860 --> 00:20:31.430
.متنفرم كه اين رو بگم ولي اين تنها راه زنده موندنشه

00:20:33.400 --> 00:20:36.900
بلاخره اين رو فهميدي ؟

00:20:37.970 --> 00:20:41.210
.جيگورو شنيده بود كه بقيه نيزه دارهاي پادشاه

00:20:41.280 --> 00:20:46.440
.اومدن دنبال ما

00:20:47.220 --> 00:20:50.280
.به همين خاطر شروع به آموزش من كرده بود

00:20:50.350 --> 00:20:54.810
.تا اگر كشته شد من بتونم نجات پيدا كنم

00:20:57.360 --> 00:21:00.800
.اون مرد هواس جمعي بود

00:21:01.460 --> 00:21:05.160
.اميد وار بود درصورت امكان ديگه از دوستاش كسي رو نكشه

00:21:05.240 --> 00:21:09.830
.براي همين ما تا وقتي پولمون تموم ميشد تو كوهها زندگي ميكرديم

00:21:09.910 --> 00:21:13.140
.وبه عنوان محافظ كارهايه مهم رو قبول نميكرديم

00:21:13.210 --> 00:21:16.270
.واين وقتي بود كه تاندا و شمن تروگاي رو ديديد

00:21:16.810 --> 00:21:17.780
.درسته

00:21:18.380 --> 00:21:21.370
.اين جور زندگي كردن باعث شد

00:21:21.450 --> 00:21:24.080
.ده سال از تعقيب كننده ها در امان باشيم

00:21:24.150 --> 00:21:28.750
.زندگيمون بااينكه خطر ناك بود خوب بود

00:21:32.900 --> 00:21:36.260
.ولي بعدش اون شش نيزه دار پيداتون كردن درسته؟

00:21:37.370 --> 00:21:38.200
.بله

00:21:40.800 --> 00:21:42.900
.وقتي يك نيزه دار ماهر ويك

00:21:42.970 --> 00:21:46.770
.زن جوان دونفري كار محافظ رو انجام ميدن

00:21:46.840 --> 00:21:49.570
.چه بخواي چه نخواي حرفش پخش ميشه

00:21:51.010 --> 00:21:53.680
.در راه برگش به خونه از يك كار بزرگ

00:21:53.750 --> 00:21:56.580
.نيزه دارهايه شاه كه هميشه مارو دنبال ميكردن

00:21:56.650 --> 00:21:59.880
.پيدامون كردن

00:22:02.330 --> 00:22:05.690
.بروتو صخره هاي اون طرف

00:22:08.130 --> 00:22:09.060
!برو

00:22:10.230 --> 00:22:12.060
.نميخواستم تركش كنم

00:22:12.170 --> 00:22:15.470
.مطمعن بودم ميتونم كمكش كنم
حتي يكم

00:22:15.540 --> 00:22:17.870
.ولي وقتي زمان روبروشدن با نيزه دارها شد

00:22:17.940 --> 00:22:19.880
.من قادر به هيچ كاري نبودم

00:22:20.380 --> 00:22:23.440
.حتي اگر ميتونستم كمك كنم

00:22:23.510 --> 00:22:26.140
.ميدونستم جيگورو بهم اجازه نميده

00:22:27.720 --> 00:22:30.150
.صبر کن، اين كار فايده اي نداره

00:22:36.860 --> 00:22:40.060
.جيگورو فكراش رو كرد بود

00:22:40.530 --> 00:22:43.520
.با نيزه دارها به تنهايي ميجنگيد

00:22:44.030 --> 00:22:48.490
.به من گوش بديد نيزه هاتون روبندازيد و به كانبال برگرديد

00:22:49.010 --> 00:22:51.970
تا كي ميخوايد اين كار بيهوده رو ادامه بديد؟

00:22:58.210 --> 00:23:02.780
.جيگورو تصميم گرفته بود نزاره

00:23:02.850 --> 00:23:04.950
. دست من به كشتار بيهوده آلوده بشه