﻿WEBVTT

00:00:00.520 --> 00:00:03.980
‫سگ
‫ جنگجوی
‫غمگین
‫ ۱

00:00:06.360 --> 00:00:08.700
‫من یه سگ شکاری از حوزه و قلمروی شیاطین ام.

00:00:09.110 --> 00:00:13.570
‫به عنوان حیوان اهلی شیاطین اشراف‌زاده،
‫توی شکارهاشون، کمکشون میکنم.

00:00:13.590 --> 00:00:25.590
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:32.100 --> 00:00:34.600
‫جانوران جادویی، جانوران اسطوره‌ایی...

00:00:34.820 --> 00:00:37.580
‫و حتی اژدهایان رو... میتونم تعقیب کنم و بگیرم.

00:00:43.990 --> 00:00:44.990
‫اما...

00:00:46.780 --> 00:00:48.620
‫با یه چیز جدید روبه‌رو شدم.

00:00:58.340 --> 00:01:01.480
‫یه نفر از قلمروی انسان‌ها که
‫راه‌شو گم کرده و اینجا سرگردونه...

00:01:01.480 --> 00:01:04.360
‫یه خانم گرگِ زیبا.

00:01:04.960 --> 00:01:10.080
‫اون دنیایی که همیشه تصورش می‌کردم

00:01:10.080 --> 00:01:13.550
‫یعنی پیداش کردم؟

00:01:22.600 --> 00:01:27.220
‫روزهای عمرم رو برای راحتی دیگران می‌گذروندم

00:01:27.640 --> 00:01:31.850
‫چیزی جز سازش و پشیمونی بدست نمی‌آوردم

00:01:31.850 --> 00:01:33.990
‫چون همیشه حس می‌کردم

00:01:33.990 --> 00:01:37.880
‫حتی اگه من نباشم که اینجا می‌ایسته

00:01:37.880 --> 00:01:41.920
‫دنیا همچنان رو به جلو پیش می‌ره

00:01:41.920 --> 00:01:45.720
‫حتی بعد اینکه از دستش دادم

00:01:45.720 --> 00:01:48.000
‫و رنگ‌هاش محو شدن

00:01:48.000 --> 00:01:52.080
‫رویای اون روز به یادموندنی مبهم

00:01:52.080 --> 00:01:54.040
‫هنوز باقی مونده

00:01:54.040 --> 00:01:56.470
‫کاری که فقط من می‌تونم بکنم

00:01:56.470 --> 00:01:59.190
‫و منظره‌ای که پشت سر گذاشتم

00:01:59.190 --> 00:02:06.710
‫فقط در زمانی دیگه، دنبال یه جواب بودم

00:02:08.040 --> 00:02:12.900
‫اون چیزایی که تغییر نمی‌کنن

00:02:12.900 --> 00:02:18.480
‫و کلماتی که با دقت ازشون محافظت کردم

00:02:18.480 --> 00:02:23.120
‫حتی اگه برای دیگران فقط مثل یه مشت آشغال زشت باشن

00:02:23.120 --> 00:02:31.520
‫همه‌شون گنج‌هایین که هرگز رهاشون نمی‌کنم

00:02:39.320 --> 00:02:41.640
‫مورلاک-سان فوت کرد؟!

00:02:42.370 --> 00:02:43.980
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:02:43.980 --> 00:02:46.760
‫همون روزی که رفتین به اکتشاف کردن،

00:02:46.760 --> 00:02:50.160
‫وقتی غذاشو براش آوردم، نفس نمیکشید.

00:02:50.160 --> 00:02:52.860
‫جادوی احیاءکننده چی؟
‫بردیش به معبد؟

00:02:52.860 --> 00:02:54.020
‫نه.

00:02:54.020 --> 00:02:57.440
‫و استفاده از مرده‌خونه هم که پول زیادی رو میطلبه،

00:02:57.440 --> 00:03:00.870
‫و این اصلا بخشی از کار ما نیست، پس...

00:03:01.960 --> 00:03:03.820
‫پس، الآن کجاست؟

00:03:03.820 --> 00:03:06.380
‫فکر کردم با نگه داشتنش توی سایهٔ آلونک،

00:03:06.380 --> 00:03:09.340
‫حداقل میتونیم جلو فاسد شدن جنازه‌شو بگیریم، ولی...

00:03:09.340 --> 00:03:11.880
‫یه سگ وحشی پیرمرد رو خورد؟

00:03:11.880 --> 00:03:13.800
‫فقط قسمتی ازش رو!

00:03:13.800 --> 00:03:16.880
‫ولی آسیب وارده بهش شدید بود، پس...

00:03:18.700 --> 00:03:20.520
‫واقعیت داره؟

00:03:20.520 --> 00:03:24.870
‫اگه جسد در شرایط خوبی نباشه،
‫جادوی احیاءکننده نتیجه نمیده.

00:03:25.350 --> 00:03:28.020
‫تا حالا موردی رو نشنیدم که

00:03:28.020 --> 00:03:30.060
‫بعد اینکه کسی دفن شده باشه، اون نتیجه داده باشه.

00:03:30.970 --> 00:03:33.310
‫هرگز تصور نمیکردم که از زهر بمیره.

00:03:33.310 --> 00:03:35.990
‫بخاطر اینه که ما توی دادن
‫پادزهر بهش، دیر کردیم؟

00:03:35.990 --> 00:03:39.180
‫اون یه مدت کوتاهی بهتر شده بود،
‫پس من دیگه دلواپس نبودم.

00:03:39.180 --> 00:03:42.320
‫و یه مقدار زیادی از عسل رو هم
‫روی نون ریخت و خورد، پس...

00:03:42.700 --> 00:03:46.460
‫یه چیز به این بزرگی اندازه دهنم نمیشه!

00:03:47.270 --> 00:03:50.180
‫اون توی نبردمون با اون روح تاریک نمرد.

00:03:50.180 --> 00:03:51.840
‫چطور ممکنه که این آخر کارش باشه؟

00:03:55.540 --> 00:03:56.990
‫پیرمرد...

00:03:57.750 --> 00:04:01.260
‫ساحر بزرگ مورلاک

00:03:57.750 --> 00:04:01.260 line:20%
‫مُرد

00:04:01.260 --> 00:04:04.380
‫ما که مطمئن نیستیم که احیاء
‫کردن غیرممکنه، هستیم؟

00:04:04.380 --> 00:04:05.760
‫بیایین از قبر بیاریمش بیرون!

00:04:06.660 --> 00:04:10.720
‫جادوی احیاءکننده یه مبلغ اهدایی
‫خیلی بزرگ به کلیسا رو میطلبه.

00:04:10.720 --> 00:04:13.260
‫و سطح پیرمرد هم که به‌طرز احمقانه‌ای بالاست.

00:04:13.720 --> 00:04:15.170
‫مبلغی نیست که بتونیم پرداختش کنیم.

00:04:15.170 --> 00:04:16.280
‫ولی!

00:04:16.280 --> 00:04:19.980
‫هر چی زمان بیشتری بگذره، احتمال
‫موفقیت احیاء کردن هم کاهش می‌یابه، درسته؟

00:04:19.980 --> 00:04:24.120
‫باید بیاریمش بیرون و از جادوی لافا
‫استفاده کنیم تا وضعیت فعلیشو حفظ کنیم!

00:04:24.120 --> 00:04:25.480
‫ولی...

00:04:27.500 --> 00:04:29.030
‫رائلزا...

00:04:29.030 --> 00:04:34.080
‫تو همیشه بد و بیراهشو میگی،
‫ولی اون برات شخص مهمیه، مگه نه؟

00:04:37.960 --> 00:04:41.960
‫اگه حتی کوچیک‌ترین احتمال ممکن هم وجود داشته باشه،
‫بیا هر کاری که از پس‌مون برمیاد بکنیم.

00:04:42.380 --> 00:04:44.380
‫برخلاف دنیایی که من ازش اومدم،

00:04:44.380 --> 00:04:48.180
‫توی این دنیا، مرگ پایان مطلق نیست.

00:04:50.260 --> 00:04:53.120
‫چیزی که سایتو میگه درسته.

00:04:53.600 --> 00:04:55.890
‫بیا قبل اینکه دیر بشه،
‫وسایلی که لازم داریم رو جمع کنیم.

00:04:55.890 --> 00:04:57.010
‫لافا...

00:04:57.480 --> 00:05:01.570
‫من میرم از مغازه میونا چیزی که
‫برای جادو لازم دارم رو میخرم.

00:05:01.570 --> 00:05:05.190
‫شما دوتا برین ابزار حفاری رو
‫از مهمان‌سرا قرض بگیرین.

00:05:05.190 --> 00:05:07.080
‫قبل اینکه هوا تاریک بشه، دوباره همو میبینیم!

00:05:07.080 --> 00:05:08.220
‫چشم!

00:05:10.160 --> 00:05:14.280
‫اگه فقط ما دو تا بودیم،
‫احتمالا تسلیم میشدیم، درسته؟

00:05:23.210 --> 00:05:26.680
‫سگ
‫ جنگجوی
‫غمگین
‫ ۲

00:05:28.700 --> 00:05:31.970
‫روزهایی که شکاری نبود، میرفتم پیش اون.

00:05:32.410 --> 00:05:34.430
‫ما خوشحال بودیم.

00:05:35.640 --> 00:05:39.150
‫البته تا روزی که اربابم درمورد
‫هدف بعدیمون تصمیم گرفت.

00:05:39.750 --> 00:05:41.570
‫میدونی...

00:05:41.570 --> 00:05:43.440
‫شنیدم اون بیرون...

00:05:43.440 --> 00:05:44.950
‫یه گرگ زیبا هست.

00:05:44.960 --> 00:05:46.280
‫من میخوامش.

00:05:46.670 --> 00:05:49.140
‫میخوام توش رو پر کنم و برای نمایش بذارمش.

00:05:50.610 --> 00:05:54.750
‫من تصمیم گرفتم که کمکش کنم
‫که به دنیای انسان‌ها فرار کنه.

00:06:03.750 --> 00:06:07.200
‫بهم گفتن که به پوست پشم‌دارش آسیب نرسونم.

00:06:07.200 --> 00:06:10.220
‫سخته که میزان درست نیرو رو مشخص کنی، نه؟

00:06:11.970 --> 00:06:15.730
‫بهم گفتن که میتونم این سگ رو بکشم.

00:07:30.020 --> 00:07:32.340
‫دلم میخواست که ناپدید بشم
‫و تبدیل بشم به هیچی.

00:07:32.940 --> 00:07:36.800
‫میخواستم برم یه راهی برای مردن پیدا کنم.

00:07:53.120 --> 00:07:55.120
‫خیلی دیر شده.

00:07:55.120 --> 00:07:57.600
‫از وقتی که تونلِ سایتو کشف شد،

00:07:57.600 --> 00:07:59.480
‫همه مغازه‌ها بدجوری سرشون شلوغه.

00:07:59.480 --> 00:08:00.140
‫ها؟

00:08:02.460 --> 00:08:04.940
‫به این زودی آوردنش بیرون؟

00:08:05.840 --> 00:08:08.420
‫رائلزا و سایتو کجان؟

00:08:13.140 --> 00:08:15.010
‫لعنتی! خیلی طول کشید!

00:08:15.010 --> 00:08:17.440
‫انگار توی مهمان‌سرا همه سرشون شلوغ بود.

00:08:18.780 --> 00:08:20.230
‫بخواب زمین!

00:08:23.180 --> 00:08:25.100
‫چـ-چی بود؟

00:08:29.800 --> 00:08:31.320
‫یه شلیک حرارت بالا؟

00:08:31.320 --> 00:08:32.560
‫برو پشت صخره‌ها!

00:08:43.160 --> 00:08:44.300
‫اون...

00:08:44.920 --> 00:08:46.130
‫یه نامیراست؟

00:08:48.080 --> 00:08:49.550
‫اون لباس و ردا!

00:08:49.550 --> 00:08:51.270
‫پیرمرد؟

00:08:56.450 --> 00:08:57.600
‫حالت خوبه؟

00:08:57.600 --> 00:08:59.230
‫چرا داره بهمون حمله میکنه؟

00:08:59.230 --> 00:09:00.390
‫نمیدونم.

00:09:00.710 --> 00:09:03.100
‫حتی قبل الآن هم خاطراتش خیلی بی‌ثبات شده بودن.

00:09:03.100 --> 00:09:06.180
‫ممکنه حالا که یه نامیرا شده
‫بطور کامل از دستشون داده باشه.

00:09:15.020 --> 00:09:17.440
‫لعنتی. چاره‌ای جز جنگیدن نداریم.

00:09:18.490 --> 00:09:19.780
‫پیرمرد...

00:09:20.160 --> 00:09:21.250
‫متاسفم!

00:09:27.390 --> 00:09:29.290
‫این واسه شکستنش کافی نبود؟

00:09:29.290 --> 00:09:31.620
‫چیزی غیر یه سلاح جادویی جواب نمیده؟

00:09:31.620 --> 00:09:32.550
‫رائلزا!

00:09:32.940 --> 00:09:33.930
‫از این استفاده کن!

00:09:33.930 --> 00:09:35.300
‫اسلحه‌ات رو تطهیر کن!

00:09:39.940 --> 00:09:41.890
‫آب مقدس...

00:09:47.920 --> 00:09:48.980
‫خوب نیست!

00:09:51.440 --> 00:09:53.780
‫مورلاک-سان، اون رائلزاـه!

00:10:02.030 --> 00:10:07.040
‫اون طلسم خیلی راحت و یهویی اومد.

00:10:07.390 --> 00:10:09.040
‫اون صدا...

00:10:10.580 --> 00:10:12.880
‫من کارم بیسته.

00:10:13.850 --> 00:10:15.220
‫پیرمرد!

00:10:16.140 --> 00:10:18.670
‫خیلی خوشحالم که سالمی!

00:10:18.670 --> 00:10:21.760
‫پس این فقط یه نامیرای معمولی بود؟

00:10:22.290 --> 00:10:25.640
‫حالا شما دو تا نظر بهتری درمورد من دارین؟

00:10:25.640 --> 00:10:29.340
‫عـــــــــــه؟!

00:10:29.700 --> 00:10:32.360
‫تـ-تو پیرمرد مایی؟

00:10:32.360 --> 00:10:33.760
‫چی به سرت اومده؟

00:10:34.350 --> 00:10:35.640
‫نمیدونم.

00:10:35.890 --> 00:10:40.920
‫یادمه که وقتی روی تخت دراز
‫کشیده بودم، هوشیاریمو از دست دادم...

00:10:43.180 --> 00:10:45.290
‫داره تبدیل میشه به مورلاک-سان!

00:10:45.600 --> 00:10:48.440
‫...ولی وقتی بیدار شدم...

00:10:48.440 --> 00:10:49.410
‫ها؟

00:10:49.880 --> 00:10:51.960
‫واقعا پیرمردی!

00:10:51.960 --> 00:10:53.210
‫چه چندش!

00:10:55.210 --> 00:10:57.460
‫یه پیمانِ تجدید حیات؟

00:10:57.460 --> 00:10:58.270
‫درسته.

00:10:58.270 --> 00:11:00.690
‫حتی اگه بمیری هم، بعد
‫یه روز به زندگی برمیگردی.

00:11:00.690 --> 00:11:02.190
‫یه جادوی سطح بالاست.

00:11:02.190 --> 00:11:04.020
‫و فقط هم یه بار نتیجه میده.

00:11:04.020 --> 00:11:07.100
‫پس مورلاک-سان اینو روی خودش اعمال کرده بود؟

00:11:07.100 --> 00:11:09.390
‫نمیدونم. یادم رفته.

00:11:09.390 --> 00:11:11.640
‫پیرمرد، واقعا بی‌مصرفی.

00:11:11.640 --> 00:11:13.430
‫چرا نمیری خارچنگی، چیزی بگیری؟

00:11:14.100 --> 00:11:16.010
‫ولی این خارق‌العاده‌ست، مگه نه؟

00:11:16.010 --> 00:11:17.600
‫تونست برگرده به زندگی.

00:11:17.600 --> 00:11:21.790
‫خب، درمورد این. یه چیزی اشتباهه.

00:11:21.790 --> 00:11:23.160
‫وای! مُرد!

00:11:23.160 --> 00:11:26.660
‫نمردم. احتمالا.

00:11:27.130 --> 00:11:28.840
‫و حالا دوباره برگشت.

00:11:29.560 --> 00:11:35.100
‫من هی برمیگردم، و بعدش دوباره
‫و دوباره تبدیل به یه اسکلت میشم.

00:11:35.100 --> 00:11:36.880
‫چه چندش! خیلی چندشه!

00:11:36.880 --> 00:11:38.310
‫و...

00:11:38.310 --> 00:11:40.880
‫نیستش. بیلبیلکم.

00:11:41.330 --> 00:11:42.840
‫بیلبیلکت؟

00:11:44.200 --> 00:11:45.680
‫این!

00:11:46.100 --> 00:11:47.030
‫نیستش!

00:11:47.030 --> 00:11:50.390
‫اون چیز کثیفِ پیرمرد کثیف نیستش!

00:11:50.390 --> 00:11:55.640
‫اگه این جوری باشم، دیگه نمیتونم
‫با اون سوکوبوس کوچولو بازی کنم!

00:11:55.640 --> 00:11:58.160
‫حالا یادم اومد، مهماندار گفت که

00:11:58.160 --> 00:12:01.840
‫یه سگ وحشی یه قسمتی از بدنش رو خورده بود، ولی...

00:12:01.840 --> 00:12:04.160
‫میگم، شاید اینطوری بتونیم بهش فکر کنیم...

00:12:04.160 --> 00:12:06.600
‫که دلیل اینکه تجدید حیاتش کار نمیکنه...

00:12:06.600 --> 00:12:09.160
‫اینه که قسمتی از بدنش مفقود شده.

00:12:09.500 --> 00:12:12.840
‫اگه قضیه اینه، پس هیچ کاری از دست ما برنمیاد.

00:12:12.840 --> 00:12:14.920
‫اون سگ دیگه خوردتش.

00:12:14.920 --> 00:12:16.750
‫نه!

00:12:16.750 --> 00:12:23.410
‫بیلبیلک من نه! وقتی سرحال بود
‫میتونست با مادِراکا رقابت کنه!

00:12:23.740 --> 00:12:25.680
‫عه؟ این یعنی...

00:12:25.680 --> 00:12:27.270
‫یک مادِراکا، پس اون...

00:12:27.270 --> 00:12:30.320
‫سی سانتی‌متره؟ وای.

00:12:30.320 --> 00:12:32.580
‫سایتو، مال تو چطوریه؟

00:12:32.580 --> 00:12:36.130
‫حتی وقتی که سرحاله،
‫حداکثر نصف یه مادِراکاست.

00:12:37.440 --> 00:12:39.970
‫خیلی کوچولویی.

00:12:39.970 --> 00:12:43.150
‫نصف یه مادِراکا فقط تا این اندازه بزرگه، میدونی؟

00:12:43.150 --> 00:12:45.840
‫حالم داره بهم میخوره!

00:12:45.840 --> 00:12:48.500
‫به هر حال، چیزی که نیست، دیگه نیست.

00:12:48.500 --> 00:12:50.830
‫تو نمردی. بذار همین برات کافی باشه.

00:12:50.830 --> 00:12:55.590
‫نمیخوام! بیلبیلکم رو بهم پس بدین!

00:12:55.910 --> 00:12:58.310
‫بس کن! میزنم روح پلیدتو دور میکنما!

00:12:58.310 --> 00:13:00.540
‫هی! رائلزا، کمکم کن!

00:13:00.540 --> 00:13:02.280
‫نصف یه مادِراکا...

00:13:02.760 --> 00:13:05.130
‫داری یه چیز دیگه فکر میکنی، نه؟!

00:13:05.980 --> 00:13:07.540
‫نصف یه مادِراکا...

00:13:07.540 --> 00:13:09.950
‫خیلی عالی شد که برگشته،

00:13:09.950 --> 00:13:12.470
‫ولی اگه همینطوری ولش کنیم، نگران‌کننده نیست؟

00:13:12.470 --> 00:13:14.760
‫خب، حق با توـه.

00:13:14.760 --> 00:13:18.220
‫ممکنه یه روز اسکلت بمونه و دیگه برنگرده.

00:13:18.470 --> 00:13:20.790
‫من همه چیز رو خوندم!

00:13:22.160 --> 00:13:23.190
‫اومدش...

00:13:23.190 --> 00:13:25.440
‫تعقیب‌کنندهٔ مورلاک-سان.

00:13:25.440 --> 00:13:27.080
‫اوه، چه مصیبتی!

00:13:27.080 --> 00:13:30.450
‫ولی الآن شاگرد موردعلاقه‌اش،
‫گیبونگل، بهش دست کمک میرسونه.

00:13:30.840 --> 00:13:34.450
‫واقعا جادویی بلدی که پدربزرگ بلد نباشه؟

00:13:34.650 --> 00:13:37.890
‫درمقایسه با استادم،
‫من هنوز راه طولانی‌ای در پیش دارم.

00:13:37.890 --> 00:13:40.450
‫ولی، با این کتاب، شاید...

00:13:40.760 --> 00:13:44.320
‫همه‌چیز در مورد جادوها توی این
‫دایرة‌المعارف بزرگ جادوها ثبت شده...

00:13:44.320 --> 00:13:45.970
‫جادوپدیا!

00:13:46.310 --> 00:13:47.920
‫اگه همه چی اون تو ثبت شده،

00:13:47.920 --> 00:13:51.720
‫پس وقتی داری دنبال جادوی کنترل
‫کردن زمان میگردی، ازش استفاده کن!

00:13:51.720 --> 00:13:53.920
‫طبق نوشتهٔ جادوپدیا،

00:13:53.920 --> 00:13:57.940
‫وقتی جادوی احیا‌ءکننده بخاطر
‫مفقود شدن قسمتی از بدن شکست بخوره...

00:13:57.940 --> 00:14:01.230
‫اون موقع تنها کاری که لازمه که
‫انجام بشه اینه که اون قسمت مفقود شده رو برگردونیم.

00:14:01.230 --> 00:14:03.410
‫ولی سگ خوردتش.

00:14:03.410 --> 00:14:05.780
‫حتی اگه اون گوشت خورده و هضم شده باشه،

00:14:05.780 --> 00:14:09.500
‫احتمال اینکه انرژی جادویی در درون
‫اونی که خوردتش باقی بمونه، خیلی بالاست.

00:14:10.120 --> 00:14:13.880
‫مخصوصا اگه اون قدرتی در سطح استادم دارا باشه.

00:14:13.880 --> 00:14:18.000
‫که یعنی اگه سگی که بیلبیلک پدربزرگ رو خورده رو پیدا کنیم...

00:14:18.000 --> 00:14:20.760
‫...و با موفقیت انرژی جادوییشو ازش بکشیم بیرون،

00:14:20.760 --> 00:14:23.540
‫استادم میتونه که بطور کامل احیاء بشه.

00:14:23.540 --> 00:14:24.360
‫چی؟

00:14:24.360 --> 00:14:27.000
‫پس تصمیم گرفته شد! بیایین اون سگو پیدا کنیم!

00:14:27.920 --> 00:14:30.600
‫نمیدونم تو کی هستی، ولی بیا بریم!

00:14:31.230 --> 00:14:33.140
‫من شاگردتون، گیبونگل ام!

00:14:33.140 --> 00:14:34.720
‫صبر کنین!

00:14:34.720 --> 00:14:37.570
‫اگه به جادو مربوط میشه، پس منم میام!

00:14:39.190 --> 00:14:40.830
‫رفتن.

00:14:40.830 --> 00:14:42.480
‫ما هم باید بریم.

00:14:42.480 --> 00:14:44.010
‫آ-آره...

00:14:44.010 --> 00:14:45.810
‫نصف یه مادِراکا...

00:14:45.810 --> 00:14:48.630
‫اوه، یادش رفت که جادوپدیاش رو ببره.

00:14:49.780 --> 00:14:52.690
‫کی این کتاب رو نوشته؟

00:14:52.690 --> 00:14:54.780
‫یه جادوگری از خیلی زمان پیش؟

00:14:54.780 --> 00:14:58.130
‫از... ساحر بزرگ فاقد رتبه و درجهٔ یک...

00:14:58.440 --> 00:15:00.790
‫بِرگهیم کروم؟!

00:15:00.970 --> 00:15:04.950
‫پیرمرد یادش رفته که خودش اینو نوشته!

00:15:05.840 --> 00:15:09.300
‫سگ
‫ جنگجوی
‫غمگین
‫ ۳

00:15:09.310 --> 00:15:11.460
‫شیش ماه بعد اینکه اون مرده بود،

00:15:12.050 --> 00:15:16.310
‫من و فرزندم داشتیم توی قلمروی انسان‌ها زندگی میکردیم.

00:15:16.930 --> 00:15:19.260
‫اینجا، به توله یاد میدم که چطوری شکار کنه...

00:15:20.020 --> 00:15:22.720
‫تا بتونه روی پای خودش زندگی کنه.

00:15:30.680 --> 00:15:32.980
‫متوجه نشده بودم...

00:15:39.680 --> 00:15:42.270
‫که اربابم جادوی اسیرکننده روم اعمال کرده بود.

00:15:43.020 --> 00:15:46.710
‫اون زنجیرهای نامرئی هنوز من رو
‫در چنگ خودشون داشتن.

00:15:48.400 --> 00:15:50.850
‫واقعا میتونی سگ رو پیدا کنی، عمو؟

00:15:50.850 --> 00:15:54.300
‫توانایی من در جادوی ردیابی رو دست کم نگیرید.

00:15:54.300 --> 00:15:57.300
‫و اسمم هم گیبونگل‌ـه!

00:15:57.300 --> 00:16:00.640
‫من و استادم با هم خوردیم و خوابیدیم.

00:16:00.640 --> 00:16:03.810
‫ردیابی رایحهٔ انرژی جادوییش
‫یه مهارت منحصر به‌فرد ساده رو ثابت میکنه.

00:16:04.260 --> 00:16:07.320
‫میشه لطفا چیزهایی که ممکنه باعث سوءتفاهم بشه نگی؟

00:16:07.320 --> 00:16:10.770
‫خب، منم پدربزرگ رو خیلی خوب میشناسم!

00:16:10.770 --> 00:16:12.030
‫چی گفتی؟!

00:16:12.030 --> 00:16:13.120
‫چی رو چی گفتم؟!

00:16:13.120 --> 00:16:15.880
‫امیدوارم که زود پیداش کنیم.

00:16:15.880 --> 00:16:20.700
‫من نمیتونم انرژی جادویی خودمو ردیابی کنم، میدونین.

00:16:20.700 --> 00:16:22.850
‫بسپرش به من!

00:16:22.850 --> 00:16:24.950
‫بلافاصله جادوی ردیابیم رو شروع میکنم!

00:16:24.950 --> 00:16:26.480
‫نامردیه که زودتر از من شروع کنی!

00:16:26.480 --> 00:16:27.300
‫منم این کارو میکنم!

00:16:42.680 --> 00:16:46.440
‫پدربزرگ، جادوت خیلی قویه، نمیتونم ردیابیش کنم.

00:16:46.440 --> 00:16:49.420
‫حتی با اینکه ضعیف شده، هنوز هم قویه.

00:16:49.420 --> 00:16:52.940
‫هیچ‌وقت فکر نمیکردم که خود استاد
‫یه مانع توی این کار بشن.

00:16:54.580 --> 00:16:56.200
‫به به، بابابزرگ!

00:16:56.200 --> 00:16:57.520
‫خیلی وقته که ندیدمتون!

00:16:57.520 --> 00:16:59.660
‫این اواخر توی هزارتوی عظیم ندیدمت.

00:16:59.660 --> 00:17:01.120
‫اوه، اِلف عزیزم اینجاست!

00:17:02.890 --> 00:17:04.430
‫نینیا، روح پلیدشو دور کن!

00:17:04.430 --> 00:17:06.500
‫نامیرا، هلاک شو!

00:17:06.500 --> 00:17:09.410
‫نه، این کارو نکن!

00:17:12.250 --> 00:17:14.920
‫یه سگ جسدشو خورده؟

00:17:14.920 --> 00:17:18.160
‫اگه نتونیم از ردیابی جادویی استفاده کنیم،
‫دیگه نمیدونم چیکار میشه کرد.

00:17:18.160 --> 00:17:20.930
‫شاید بهتره پدربزرگ رو بسپریم به رائلزا و سایتو.

00:17:21.280 --> 00:17:22.910
‫نمیدونم هنوز توی مهمان‌سران یا نه.

00:17:22.910 --> 00:17:24.930
‫اون دو تا اونجان.

00:17:25.640 --> 00:17:27.680
‫اینقدر با هم لاس نزنید!

00:17:29.640 --> 00:17:30.520
‫یه پوستر؟

00:17:30.790 --> 00:17:31.740
‫بله.

00:17:31.740 --> 00:17:36.110
‫مهماندار گفت که روی پیشونیش یه
‫جای زخم صلیبی شکل خاص داشت.

00:17:36.110 --> 00:17:38.210
‫ها؟ سایتو، تو اینو کشیدی؟

00:17:38.210 --> 00:17:40.280
‫خیلی خوب در اومده.

00:17:40.280 --> 00:17:44.590
‫توی دنیای قبلیم، کارهای پیدا کردن
‫ گربه‌ها و سگ‌ها رو هم قبول میکردم.

00:17:44.590 --> 00:17:48.270
‫من نمیتونم از جادو استفاده کنم،
‫پس این تمام کاریه که ازم برمیاد.

00:17:48.880 --> 00:17:50.800
‫سایتو...

00:17:50.800 --> 00:17:54.090
‫یکی هم به من بده.
‫توی نصب کردنشون کمک میکنم.

00:17:55.470 --> 00:17:57.310
‫این یکی خیلی بد کشیده شده.

00:17:57.310 --> 00:17:59.170
‫اصلا حس هنرمندانه‌ایی نمیده.

00:17:59.170 --> 00:18:01.090
‫خب، شرمنده!

00:18:01.090 --> 00:18:02.910
‫این سگ...

00:18:03.350 --> 00:18:04.710
‫میشناسیش؟

00:18:05.110 --> 00:18:08.100
‫من ندیدمش، ولی...

00:18:08.100 --> 00:18:12.110
‫درخواست نابودی
‫ نامیرا

00:18:08.100 --> 00:18:12.110
‫لطفا شمشیری را
‫که من در هزارتوی عظیم
‫ انداختم پیدا کنید

00:18:08.330 --> 00:18:12.110
‫از درخواست‌های کاری که آگهی‌شون
‫روی دیوار میکده و مسافرخونه زده میشه خبر داری؟

00:18:12.110 --> 00:18:13.400
‫بین‌شون، یکی بود که نوشته بود:

00:18:13.400 --> 00:18:17.160
‫«یک سگ بزرگ که یک جای زخم صلیبی شکل
‫روی سرش دارد، به مردم حمله میکند.»

00:18:17.160 --> 00:18:19.190
‫«درخواست از بین بردن آن میشود.»

00:18:19.190 --> 00:18:21.610
‫در سمت شرقی اطراف شهر بود.

00:18:21.610 --> 00:18:22.930
‫بیایین همین الآن بریم!

00:18:22.930 --> 00:18:25.360
‫به جایی که مورلاک-سان دفن شده بود نزدیکه!

00:18:25.360 --> 00:18:27.450
‫تو اون کارو قبول نمیکنی؟

00:18:27.450 --> 00:18:29.760
‫دستمزدش کم بود.

00:18:29.760 --> 00:18:31.830
‫و توی اون منطقه، نامیراها هم پیداشون میشه.

00:18:31.830 --> 00:18:33.120
‫ارزششو نداره.

00:18:33.120 --> 00:18:34.480
‫که اینطور.

00:18:34.880 --> 00:18:38.250
‫در این‌صورت، استاد، بیایین بی‌درنگ بریم اونجا!

00:18:38.250 --> 00:18:43.640
‫نینیا، وقتی به حالت عادیم برگشتم،
‫میای باهام بازی کنی؟

00:18:43.640 --> 00:18:44.640
‫نمیام.

00:18:47.310 --> 00:18:49.140
‫بیایین همین حالا راه بیفتیم.

00:18:49.440 --> 00:18:52.900
‫سگ
‫ جنگجوی
‫غمگین
‫ ۴

00:18:53.160 --> 00:18:56.430
‫روز به روز، بدنم ضعیف‌تر میشد.

00:19:09.800 --> 00:19:11.930
‫نمیخواستم که بمیرم.

00:19:13.860 --> 00:19:18.350
‫تا وقتی که بچه بتونه خودش تنهایی
‫زنده بمونه، نباید می‌مردم.

00:19:31.490 --> 00:19:34.360
‫انرژی جادویی به‌شدت قدرتمندی رو حس کردم.

00:19:34.690 --> 00:19:38.360
‫میخواستم که زنده بمونم!
‫به هر قیمتی که شده بود...

00:19:52.920 --> 00:19:54.710
‫یه چیزی اشتباهه!

00:19:59.310 --> 00:20:03.370
‫تمام اون انرژی جادویی داره درونم افسارگسیخته میشه!

00:20:04.530 --> 00:20:05.900
‫من...

00:20:06.830 --> 00:20:08.610
‫من...

00:20:10.480 --> 00:20:12.170
‫یه سگ وحشی؟

00:20:24.040 --> 00:20:28.410
‫من یه سگ شکاری از قلمروی شیاطین ام!

00:20:28.430 --> 00:20:40.430
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:20:41.480 --> 00:20:45.680
‫سگی که قسمت بدن استادمو خورد، در همین حوالیه.

00:20:45.680 --> 00:20:47.100
‫یه سگ، ها؟

00:20:47.100 --> 00:20:48.720
‫یکم احساس دودلی داری؟

00:20:48.720 --> 00:20:50.670
‫میدونم که تو عاشق سگ‌ها ایی، رائلزا!

00:20:50.670 --> 00:20:53.150
‫هنوز مشخص نیست که باید بکشیمش یا نه.

00:20:53.150 --> 00:20:58.940
‫یه نفر بااستعدادی مثل استادم شاید
‫روشی داشته باشه که فقط انرژی جادوییشو پس بگیره.

00:20:58.940 --> 00:21:00.630
‫عه... استاد کجاست؟

00:21:00.630 --> 00:21:02.330
‫سایتو هم غیبش زده!

00:21:03.190 --> 00:21:05.790
‫مورلاک-سان، روبه‌راه‌این؟

00:21:05.790 --> 00:21:08.650
‫وقتی یکم استراحت کنم، سرحال میشم.

00:21:08.650 --> 00:21:10.640
‫بقیه خیلی تند راه میرن، مگه نه؟

00:21:10.640 --> 00:21:13.740
‫خب، این یه فرصت بی‌نظیره.

00:21:15.170 --> 00:21:16.590
‫میگم، سایتو...

00:21:16.590 --> 00:21:21.120
‫نظرت درمورد رائلزا چیه؟

00:21:21.120 --> 00:21:23.760
‫عه؟ چرا الآن اینو میپرسین؟

00:21:23.760 --> 00:21:27.620
‫خب، رائلزا حقیقتا یه عضو قابل اعتماد از گروه‌ـه.

00:21:27.620 --> 00:21:30.340
‫منظورم این نیست.

00:21:30.340 --> 00:21:33.690
‫به عنوان یه دختر معمولی، نظرت درموردش چیه؟

00:21:33.690 --> 00:21:34.900
‫عا؟

00:21:37.460 --> 00:21:41.050
‫وقتی من اولین بار با رائلزا آشنا شدم...

00:21:41.520 --> 00:21:45.270
‫حدوداً ده سالش بود.

00:21:48.190 --> 00:21:51.580
‫قبل اینکه اونقدر بزرگ بشه که پدرشو یادش بیاد،

00:21:51.580 --> 00:21:55.530
‫اون موقع کشتن یه گرگ، مرده بود.

00:21:56.340 --> 00:21:58.480
‫و مادرش که تنها کسی بود که براش مونده بود

00:21:58.480 --> 00:22:00.900
‫در زمستون، رفت به دل کوهستان

00:22:00.900 --> 00:22:02.980
‫تا دنبال غذا بگرده و هیچ‌وقت برنگشت.

00:22:04.000 --> 00:22:08.360
‫ممکنه با جفتِ اون گرگ جنگیده و مرده باشه.

00:22:08.360 --> 00:22:10.600
‫رائلزا اینو گفت.

00:22:11.830 --> 00:22:15.540
‫رائلزا همونطور که منتظر مادرش بود،
‫که هرگز برنگشت،

00:22:15.540 --> 00:22:17.790
‫پر عزم و اراده و بی‌باک زندگی کرد.

00:22:19.280 --> 00:22:21.120
‫و بعدش...

00:22:21.970 --> 00:22:26.530
‫یه توله گرگ دید که فقط پوست و استخوون بود.

00:22:33.080 --> 00:22:37.720
‫گفت که حس کرد اونا یه جورایی شبیه هم ان.

00:22:38.750 --> 00:22:44.290
‫و بهم گفت که سال‌های زیادی با هم زندگی کردن.

00:22:45.680 --> 00:22:49.160
‫ولی من بعد از همه اینا دیدمش.

00:22:50.000 --> 00:22:54.510
‫بعد اینکه با هم آشنا شدیم،
‫اومد که پیش من به عنوان یه ماجراجو زندگی کنه.

00:22:54.960 --> 00:22:57.380
‫اون برای من یه عضو خونواده‌مه.

00:22:57.650 --> 00:22:59.520
‫مثل دخترمه.

00:23:02.270 --> 00:23:04.150
‫واقعیت اینه که...

00:23:04.150 --> 00:23:05.780
‫از خیلی وقت پیش،

00:23:05.780 --> 00:23:11.440
‫حس کردم که ترمیم و رشد باز رویشِ بدنم داره ضعیف میشه.

00:23:12.820 --> 00:23:14.660
‫مورلاک-سان!

00:23:15.280 --> 00:23:19.580
‫چون احتمال اینکه بدترین اتفاق‌ها بیفته زیاده،
‫میخوام اینو بگم.

00:23:20.800 --> 00:23:23.920
‫اگه با این کار مشکلی نداری...

00:23:23.920 --> 00:23:28.990
‫میشه خواهش کنم دخترم، رائلزا رو بگیری؟

00:24:07.660 --> 00:24:09.660