﻿WEBVTT

00:00:01.080 --> 00:00:04.310
‫حتی بعد از شروع‌کار شرورانه‌ی بی‌نظیرم...

00:00:04.720 --> 00:00:07.739
‫وقتی ایده‌آل‌های پرعیب‌ـش رو گفت،

00:00:07.740 --> 00:00:09.560
‫درجا زدم تو ذوقش...

00:00:14.120 --> 00:00:19.970
‫و شلنگ باز کردم رو حرف خیرخواهانه‌ی قهرمان
زن ‫مربوط به اینکه «همه باید دوست باشن»، و...

00:00:25.380 --> 00:00:27.279
‫ویلیامز آلیشیائه.

00:00:27.280 --> 00:00:29.999
‫همون دختر عوضیه که برای لیز-ساما قلدری کرد.

00:00:30.000 --> 00:00:32.140
‫از مهربونی لیز-ساما سوءاستفاده کرد!

00:00:32.430 --> 00:00:37.050
‫انقدری ازم متنفر شدن که تو مدرسه‌ی آروم
و ساکتمون این‌همه ناراحتی به‌وجود اومده.

00:00:43.350 --> 00:00:46.810
‫چرا همه طرف کثر لیزو گرفتن؟

00:00:47.210 --> 00:00:49.629
‫اون‌همه حرف می‌زد...

00:00:49.630 --> 00:00:53.359
‫بعد یه‌جا نشسته بود مهمونی
چای گرفته بود انگار نه انگار!

00:00:53.360 --> 00:00:57.550
‫یعنی زمان بیشتری می‌بره
لیز-سان رو به جایی که باید رسوند.

00:00:59.800 --> 00:01:03.470
‫که بازم یعنی، بدنامی منم بیشتر پخش می‌شه!

00:01:03.930 --> 00:01:06.470
‫من برترین شرور تاریخم!

00:01:06.750 --> 00:01:08.359
‫جدی؟

00:01:08.360 --> 00:01:10.569
‫بگذریم، باید سریع بریم خونه.

00:01:10.570 --> 00:01:12.689
‫امشب می‌ریم لوآنا،

00:01:12.690 --> 00:01:15.430
‫برای همین باید از شر تکالیف اینام خلاص شم.

00:01:16.090 --> 00:01:18.380
‫عجب شرور پرتلاشی.

00:01:18.400 --> 00:01:28.400
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:50.060 --> 00:02:55.020
‫زن شرور و آزمون شرارت

00:02:58.820 --> 00:03:02.440
‫ربکا، حرف روستاییا رو جمع‌جور کردی؟

00:03:03.240 --> 00:03:05.160
‫آره، و همونطور که انتظار می‌رفت،

00:03:05.450 --> 00:03:08.159
‫بیشتر حرفای منفی غالب بود.

00:03:08.160 --> 00:03:11.279
‫خشن‌تریناشونم دارن می‌گن

00:03:11.280 --> 00:03:15.080
‫اگه از این روستا خارج بشن، چشمشون
به هر روستایی بیوفته، غارتش می‌کنن.

00:03:15.590 --> 00:03:16.740
‫ربکا...

00:03:17.470 --> 00:03:20.290
‫یادت باشه امنیت خودت اولویت داره.

00:03:20.880 --> 00:03:24.750
‫اگه چیزی بشه، با اون پات نمی‌تونی فرار کنی.

00:03:25.270 --> 00:03:26.809
‫چیزیم نمی‌شه.

00:03:26.810 --> 00:03:30.439
‫همه‌ می‌دونن تو پشتمی.

00:03:30.440 --> 00:03:32.009
‫کاری ازشون سر نمی‌زنه.

00:03:32.010 --> 00:03:34.730
‫به به، بیشتر شبیه یه شرور شدم!

00:03:35.390 --> 00:03:37.509
‫بعدشم، متوجه شدم

00:03:37.510 --> 00:03:40.929
‫همه از بدو تولد تو این روستا گیر افتادن،

00:03:40.930 --> 00:03:44.700
‫برای همین فکر کردن نمی‌شه
اینو تغییر داد و ازش دست کشیدن.

00:03:45.200 --> 00:03:49.320
‫ولی کسی که تو شرایط عادی
باید می‌مرد، الان زنده‌ست.

00:03:50.770 --> 00:03:54.469
‫و اون فرد هم می‌خواد یه‌چیزی شروع کنه.

00:03:54.470 --> 00:03:59.480
‫برای همین انگار همه‌شون با
خودشون فکر می‌کنن «شاید...»

00:04:00.180 --> 00:04:03.059
‫نمی‌خوام این جریان متوفق بشه.

00:04:03.060 --> 00:04:05.300
‫برای همین باید ادامه بدم.

00:04:05.590 --> 00:04:09.149
‫اگه کسی قراره تغییری به‌وجود
بیاره، باید خود روستاییا باشن، نه؟

00:04:09.150 --> 00:04:14.179
‫عا و اینکه انگار هیچکس
باورش نمی‌شه ناجی‌شونم.

00:04:14.180 --> 00:04:17.720
‫عجیبه. گفتم خوب صحنه رو چیدم.

00:04:18.290 --> 00:04:21.659
‫می‌گم... از دید دنیای بیرون،

00:04:21.660 --> 00:04:25.410
‫به‌نظرت می‌شه این روستا رو آزاد کرد؟

00:04:27.130 --> 00:04:29.999
‫به‌لطف لیز-سان و نفوذ قویش،

00:04:30.000 --> 00:04:32.219
‫نظر مردم یکم بهتر شده.

00:04:32.220 --> 00:04:36.550
‫ولی هنوز به جایی
نرسیدیم که بتونیم عمل کنیم.

00:04:37.110 --> 00:04:40.669
‫همچین تغییراتی یه‌شبه به‌وجود نمیان.

00:04:40.670 --> 00:04:42.919
‫زیاد هول نباشین.

00:04:42.920 --> 00:04:44.009
‫باشه.

00:04:44.010 --> 00:04:46.679
‫آلیشیا، یه درخواستی دارم.

00:04:46.680 --> 00:04:47.610
‫چی شده؟

00:04:47.611 --> 00:04:52.869
‫فکر می‌کنم دنیای بیرون محصولاتی داره که
‫می‌تونیم تو لوآنا پرورش بدیم.

00:04:52.870 --> 00:04:55.510
‫می‌شه یکم برامون بیاری؟

00:04:55.750 --> 00:04:56.849
‫عمراً بابا.

00:04:56.850 --> 00:04:57.850
‫ها؟!

00:04:58.010 --> 00:05:01.159
‫چرا من باید همچین کاری کنم؟

00:05:01.160 --> 00:05:03.589
‫شرورا که صدقه نمی‌دن.

00:05:03.590 --> 00:05:05.939
‫شاید، ولی خب...

00:05:05.940 --> 00:05:08.669
‫این به‌کنار، جالب می‌شه ببینیم

00:05:08.670 --> 00:05:11.989
‫اگه خودکفایی روستا بیشتر بشه،
‫مردم چقدر عوض می‌شن.

00:05:11.990 --> 00:05:12.990
‫ها؟

00:05:13.130 --> 00:05:15.530
‫ربکا، باهاش مذاکره کن!

00:05:16.560 --> 00:05:18.469
‫گزارششو می‌دم!

00:05:18.470 --> 00:05:20.910
‫نظرت... چیه؟

00:05:21.590 --> 00:05:22.999
‫حله.

00:05:23.000 --> 00:05:24.770
‫کم کم داری می‌فهمیا.

00:05:30.150 --> 00:05:32.780
‫داری راجع به لوآنا می‌نویسی؟

00:05:33.480 --> 00:05:35.470
‫یه اظهاریه، نه؟

00:05:39.200 --> 00:05:41.370
‫می‌دونی داری کار دردسری می‌کنی؟

00:05:45.390 --> 00:05:48.289
‫هنری اونی-ساما، تنهایی؟

00:05:48.290 --> 00:05:53.990
‫اخیراً با آلان اونی-ساما نمی‌بینمت.

00:05:54.700 --> 00:05:57.020
‫یکم بین خودمو آلان فاصله انداختم.

00:05:58.520 --> 00:06:01.039
‫از وقتی متولد شدیم با هم بودیم،

00:06:01.040 --> 00:06:04.879
‫برای همین مطمئن بودم
بهتر از هرکسی می‌شناسمش.

00:06:04.880 --> 00:06:07.550
‫ولی وقتی وارد آکادمی شدیم...

00:06:09.400 --> 00:06:12.510
‫هرکاری هم کنیم همیشه لیز لیز رو زبونشه.

00:06:12.850 --> 00:06:14.900
‫دیگه اصلاً نمی‌شناسمش.

00:06:16.190 --> 00:06:17.810
‫و بعد لیز گفت...

00:06:21.770 --> 00:06:23.539
‫تو خودتی.

00:06:23.540 --> 00:06:25.939
‫مشکلی نداره اگه طرزفکرت با آلان یکی نباشه.

00:06:25.940 --> 00:06:28.379
‫فقط کافیه خودت باشی.

00:06:28.380 --> 00:06:30.630
‫همین باعث می‌شه بی‌همتا باشی.

00:06:31.200 --> 00:06:34.099
‫یه‌طوری بود انگار آب یخ وارد گلوی خشکم شده.

00:06:34.100 --> 00:06:35.930
‫حس کردم نجاتم داده.

00:06:36.490 --> 00:06:41.309
‫این‌همه راه اومدی از خوبیای لیز-سان بگی؟

00:06:41.310 --> 00:06:44.039
‫نه نه. درواقع برعکسه.

00:06:44.040 --> 00:06:45.040
‫برعکس؟

00:06:45.200 --> 00:06:47.750
‫وقتی تو باغ راجع به مقاله‌ش بحث کردین،

00:06:48.300 --> 00:06:51.320
‫با خودم گفتی حرفی که گفتی درسته.

00:06:52.130 --> 00:06:56.600
‫ولی بقیه گفتن داری دعوا می‌گیری.

00:06:58.640 --> 00:07:01.680
‫با اینکه منطق لیز ساده‌لوحانه بود.

00:07:07.120 --> 00:07:08.989
‫حس کردم نمی‌فهممش،

00:07:08.990 --> 00:07:12.140
‫نه صرفاً به‌عنوان قُلم، بلکه به‌عنوان یه آدم.

00:07:13.110 --> 00:07:17.600
‫از اون‌موقع حس اینکه با لیز اینا باشم نیست.

00:07:18.280 --> 00:07:20.409
‫اومدی اینو بگی؟

00:07:20.410 --> 00:07:24.200
‫آره. اومدم جلو جلو دستمو برات رو کنم.

00:07:25.040 --> 00:07:27.870
‫آلیشیا، نقشه‌ت چیه؟

00:07:30.060 --> 00:07:35.140
‫حتماً دلیلی داشتی که انقدر
زور زدی تا باهاش بحث کنی.

00:07:36.700 --> 00:07:37.900
‫خیالت راحت، چیزی نیست.

00:07:38.630 --> 00:07:40.719
‫هنوزم حاضر نیستی بگی، نه؟

00:07:40.720 --> 00:07:43.609
‫خب پس، امروزو بیخیال پرسیدن می‌شم.

00:07:43.610 --> 00:07:45.800
‫ولی قرار نیست «چیزی نیست» رو باور کنم.

00:07:46.620 --> 00:07:53.210
‫این یه دعوتنامه ‫برای مهمونی چای
‫ بعدی پادشاهه. لیزم شرکت می‌کنه.

00:08:01.290 --> 00:08:03.320
‫آلیشیا، گوش بده.

00:08:03.870 --> 00:08:05.910
‫حرف اضافه‌ای نزن.

00:08:06.220 --> 00:08:08.390
‫زیادی نگرانی.

00:08:12.550 --> 00:08:14.440
‫یه مهمونی چای با پادشاه...

00:08:14.820 --> 00:08:16.959
‫این‌یکی مهمونی عادی نیست.

00:08:16.960 --> 00:08:19.179
‫یه رویداد از بازیه که...

00:08:19.180 --> 00:08:21.420
‫به‌اسم آزمون قدیسه شناخته می‌شد.

00:08:21.760 --> 00:08:24.269
‫هرچی بیشتر جواب درست انتخاب کنی،

00:08:24.270 --> 00:08:26.350
‫بیشتر امتیاز قدیسه می‌گیری.

00:08:26.700 --> 00:08:30.570
‫ولی تو بازی زن شرور شرکت نکرد.

00:08:31.020 --> 00:08:33.300
‫ولی این‌بار من دعوت شدم.

00:08:39.540 --> 00:08:42.420
‫پس این آزمون زن شرور هم هست،

00:08:42.790 --> 00:08:45.200
‫و هم‌زمان، یه آزمون برای وضعیت نظارتم بهشه.

00:08:49.490 --> 00:08:51.100
‫هنری!
‫آلان!

00:08:56.640 --> 00:08:58.220
‫آلان.
‫هنری.

00:08:59.010 --> 00:09:02.430
‫آلبرت! آلان! هنری!

00:09:04.980 --> 00:09:06.100
‫عه‌وا!

00:09:06.370 --> 00:09:08.690
‫امروز حتی آلیشیا-چان هم اومده!

00:09:09.060 --> 00:09:10.060
‫لیز...

00:09:10.900 --> 00:09:13.469
‫روزت بخیر، لیز-سان.

00:09:13.470 --> 00:09:15.650
‫بد به‌حالت که منم اومدم.

00:09:15.940 --> 00:09:18.560
‫اصلاً! اتفاقاً خوشحالم!

00:09:20.550 --> 00:09:23.839
‫لیز و آلیشیا چقدر مرموزین.

00:09:23.840 --> 00:09:27.759
‫نمی‌فهمم دوستین یا دشمن. جالبه واقعاً.

00:09:27.760 --> 00:09:29.820
‫عا، ماها خیلی دوستای خوبی هستیم!

00:09:30.650 --> 00:09:33.009
‫اصلاً دوست نیستیم.

00:09:33.010 --> 00:09:35.799
‫فین، باهاش حرف نزن!

00:09:35.800 --> 00:09:37.750
‫به به، می‌بینم همه‌تون اومدین.

00:09:38.660 --> 00:09:39.730
‫اعلی‌حضرت!

00:09:41.340 --> 00:09:43.890
‫ممنون که امروز دعوتمون کردید.

00:09:44.490 --> 00:09:46.889
‫نیازی به این چیزا نیست.

00:09:46.890 --> 00:09:48.420
‫صرفاً یه مهمونی چای‌ـه دیگه.

00:09:49.250 --> 00:09:54.610
‫می‌خوام بابت دوست بودن
با دوک از همه‌تون تشکر کنم.

00:09:55.010 --> 00:09:57.119
‫تعارف نکنین، حسابی راحت باشین.

00:09:57.120 --> 00:10:00.529
‫بخدا که کم‌ آرامش‌ترین
مهمونی چای کل پادشاهیه.

00:10:00.530 --> 00:10:02.389
‫ممنون، اعلی‌حضرت!

00:10:02.390 --> 00:10:04.379
‫وقتی نسبت به پسر هر اشرافی‌ای
نزدیک‌تر به پادشاه نشسته،

00:10:04.380 --> 00:10:06.450
‫اونطوری داره لبخندم می‌زنه...

00:10:06.990 --> 00:10:09.910
‫گمونم اراده‌ی آهنی قهرمان زنو داره.

00:10:10.880 --> 00:10:17.390
‫تو بازی، باید امتیاز قدیسه‌ای بالایی
می‌آوردی تا پایان حقیقی رو باز کنی،

00:10:17.770 --> 00:10:20.579
‫ولی هیچوقت نمی‌تونستم جوابای
درست ریاکار عزیزمونو درک کنم

00:10:20.580 --> 00:10:22.850
‫برای همین خیلی سرش عذاب کشیدم.

00:10:24.250 --> 00:10:26.919
‫به‌جز حضور من به‌عنوان زن شرور،

00:10:26.920 --> 00:10:29.150
‫همه‌چی داره طبق بازی پیش می‌ره.

00:10:29.460 --> 00:10:32.690
‫همه‌ی شخصیتای قابل فتح هم اینجان.

00:10:33.390 --> 00:10:36.829
‫اینکه کاری کنم برادرام ازم
متنفر بشن هم دقیقاً مثل بازیه.

00:10:36.830 --> 00:10:39.980
‫یکم ناراحت‌کننده‌ست، ولی انتظارشو داشتم.

00:10:41.660 --> 00:10:45.450
‫تنها کسی که یکم متفاوته، هنری اونی-ساماست.

00:10:46.350 --> 00:10:47.820
‫خیلی عجیبه.

00:10:48.320 --> 00:10:52.850
‫گیل-ساما و اریک-ساما کاملاً
واضح نشون دادن ازم متنفرن.

00:10:53.330 --> 00:10:56.750
‫فین-ساما و کورتیس-ساما
هم رفتارشون دقیقاً مثل بازیه...

00:10:56.970 --> 00:11:01.170
‫یه فاصله‌ی امن با منو لیز-سان حفظ کردن،
‫و دارن دوستانه رفتار می‌کنن.

00:11:01.460 --> 00:11:02.520
‫و...

00:11:08.970 --> 00:11:11.710
‫کسی که از همه عجیب‌تره دوک-ساماست!

00:11:12.170 --> 00:11:15.639
‫تو بازی، فقط به قهرمان زن لبخند می‌زنه.

00:11:15.640 --> 00:11:18.200
‫کاملاً با آلیشیا سرد برخورد می‌کرد!

00:11:18.810 --> 00:11:23.749
‫و همینم باعث تنفر شرور نسبت به قهرمان شد!

00:11:23.750 --> 00:11:26.700
‫یکم با بازی فرق داره.

00:11:27.310 --> 00:11:29.159
‫آزمون قدیسه مطمئناً...

00:11:29.160 --> 00:11:31.389
‫... درواقع آزمون شروره!

00:11:31.390 --> 00:11:33.679
‫مثل بازی پیش نمی‌ره.

00:11:33.680 --> 00:11:35.170
‫راستی، آلیشیا...

00:11:35.580 --> 00:11:40.430
‫یادته سه‌سال پیش ریزش
اقتصادی دوران رو پیشبینی کرده؟

00:11:40.690 --> 00:11:42.239
‫ببخشید چی؟

00:11:42.240 --> 00:11:43.760
‫سه‌سال پیش...

00:11:45.980 --> 00:11:48.600
‫وقتی تو آکادمی نفوذ کردمو می‌گه!

00:11:49.100 --> 00:11:53.470
‫پس فهمیده بود چی رو تخته‌سیاه نوشتم؟

00:11:53.740 --> 00:11:57.859
‫اوضاع دوران داره دقیقاً
طبق پیشبینیت پیش می‌ره.

00:11:57.860 --> 00:12:01.659
‫غافل‌گیر شدم اون‌موقع به همچین چیزی رسیدی.

00:12:01.660 --> 00:12:03.879
‫دوران ورشکسته شده؟

00:12:03.880 --> 00:12:06.690
‫ولی اقدامات اقتصادی‌شون خوب بود که...

00:12:07.100 --> 00:12:10.680
‫ظرفیت تولید و خریدشون ناسازگار بود.

00:12:11.170 --> 00:12:15.310
‫اقدامات اقتصادی‌ای چهارسال پیش که
‫لیز-سان می‌گه، صرفاً چاره موقتی بودن.

00:12:15.760 --> 00:12:19.349
‫هرکسی سه‌سال پیش می‌تونسته حدس
‫بزنه که دارن به حدشون می‌رسن.

00:12:19.350 --> 00:12:23.919
‫تصور اینکه همه‌چی حل
شده، بدون آینده‌نگری...

00:12:23.920 --> 00:12:26.180
‫نقطه‌ضعفت همینه لیز-سان، نه؟

00:12:29.650 --> 00:12:32.470
‫مطمئنم این یه آزمون
برای من به‌عنوان ناظرشه.

00:12:32.760 --> 00:12:35.100
‫بحث هم کامل با مال بازی فرق داره.

00:12:35.540 --> 00:12:36.890
‫بهشون نشون می‌دم!

00:12:37.660 --> 00:12:40.039
‫اگه دوران از نظر مالی سقوط کنه،

00:12:40.040 --> 00:12:43.620
‫ماها نمی‌تونیم بیخیال بمونیم.

00:12:43.980 --> 00:12:46.329
‫لیز-سان، نظرت چیه؟

00:12:46.330 --> 00:12:48.869
‫به‌نظرم باید باهاشون متحد بشیم.

00:12:48.870 --> 00:12:52.989
‫با یه کشور ورشکسته؟ چه سودی برامون داره؟

00:12:52.990 --> 00:12:56.669
‫ناراحت‌کننده‌ست که فقط
سود و ضرر به چشمت میاد.

00:12:56.670 --> 00:13:00.429
‫اینکه از ته دل به کسی کمک
کنی، نیاز به خوش‌قلبی داره.

00:13:00.430 --> 00:13:04.700
‫اگه خوش‌قلبی برای کمک
کافی بود، ورشکسته نمی‌شدن.

00:13:05.100 --> 00:13:06.419
‫خب...

00:13:06.420 --> 00:13:10.170
‫فقط داری رو حرفش حرف
می‌زنی! پس نظر خودت چیه!؟

00:13:10.440 --> 00:13:12.350
‫بذار ببینم...

00:13:13.380 --> 00:13:15.719
‫الان که دوران ضعیف شده،

00:13:15.720 --> 00:13:18.139
‫به‌نظرم باید تبعه‌شون کنیم.

00:13:18.140 --> 00:13:21.410
‫داری می‌گی باید فتحش کنیم؟ چقدر بی‌رحمی!

00:13:24.610 --> 00:13:29.539
‫چیزی که پادشاهیمون باید حواسش بهش
باشه، کشور کوچیکی مثل دوران نیست،

00:13:29.540 --> 00:13:32.970
‫بلکه لاواله، کشور بزرگی که
رابطه‌ای پیچیده باهاش داریم.

00:13:33.580 --> 00:13:37.369
‫اگه دوران رو فتح کنیم چیزی بهمون نمی‌رسه،

00:13:37.370 --> 00:13:40.540
‫ولی اگه لاوال فتحش کنه، بدجور ضرر می‌کنیم.

00:13:40.810 --> 00:13:42.120
‫درسته.

00:13:42.630 --> 00:13:48.250
‫بابام داشت می‌گفت وضعیت مرز لاوال بدتر شده.

00:13:48.980 --> 00:13:52.189
‫ولی احساس مردم دوران چی می‌شه؟!

00:13:52.190 --> 00:13:57.599
‫در مقابله با به‌خطر انداختن ممکلت خودمون، اینکه
‫خواستار شادی کشور همسایه باشیم، احمقانه‌ست.

00:13:57.600 --> 00:14:00.849
‫ولی بازم... واقعاً نمی‌تونیم
براشون کاری کنیم؟

00:14:00.850 --> 00:14:04.769
‫اگه می‌خوای کمکشون کنی، از مغزت کار بکش.

00:14:04.770 --> 00:14:10.089
‫چیزی که نیاز دارن کمک
موقتی یه کشور دیگه نیست،

00:14:10.090 --> 00:14:13.029
‫بلکه احیاء اقتصادشون تو مرز خودشونه.

00:14:13.030 --> 00:14:17.990
‫برای مثال، به‌دست آوردن سود
با صادر کردن کالاهای بومی‌شون.

00:14:18.960 --> 00:14:21.789
‫دوران به‌خاطر سیب‌زمینی‌هاش معروفه!

00:14:21.790 --> 00:14:25.309
‫ولی مثل چیزی نیستن که ما اینجا می‌خوریم،

00:14:25.310 --> 00:14:27.800
‫برای همین تقاضاشون تو
کشورای خارجی خیلی کمه...

00:14:28.240 --> 00:14:29.460
‫فهمیدم!

00:14:29.760 --> 00:14:33.579
‫چطوره یکم اصلاحات انجام
بدن تا ارزششون بیشتر بشه؟

00:14:33.580 --> 00:14:38.029
‫اگه کل کشور پرورششون
بده، سودش بیشترم می‌شه!

00:14:38.030 --> 00:14:40.719
‫ایده‌ی عالی‌ایه، لیز!

00:14:40.720 --> 00:14:41.939
‫الحق که لیزی!

00:14:41.940 --> 00:14:44.230
‫ممنون بچه‌ها!

00:14:50.250 --> 00:14:55.510
‫به‌عنوان پادشاه، خیلی خوشحالم که بین
مردم‌مون همچین ‫جوون‌های باهوشی داریم.

00:14:55.870 --> 00:15:01.450
‫به‌عنوان ناظرش، فک کنم آزمونو قبول شدم.

00:15:09.230 --> 00:15:11.689
‫عجب مهمونی چای خسته‌کننده‌ای بود.

00:15:11.690 --> 00:15:13.260
‫می‌خوام برم خونه.

00:15:13.870 --> 00:15:18.540
‫وقتی پادشاه رفت، کل
مهمونی شد راجع به لیز-سان.

00:15:18.860 --> 00:15:20.980
‫تحملشو ندارم.

00:15:24.440 --> 00:15:27.820
‫وقتی رسیدم از اینجا رد شدم؟

00:15:29.650 --> 00:15:31.590
‫نقاشی‌های خاندان سلطنتی...

00:15:35.020 --> 00:15:36.900
‫چرا اینجا خالیه؟

00:15:38.790 --> 00:15:39.790
‫ها؟

00:15:40.160 --> 00:15:42.950
‫شبیه دوک-ساماست وقتی تازه دیده بودمش.

00:15:43.570 --> 00:15:46.700
‫ولی رنگ پوستش فرق داره، پس یکی دیگه‌ست.

00:15:47.230 --> 00:15:50.139
‫این مرده هم آشنا می‌زنه...

00:15:50.140 --> 00:15:54.249
‫این نقاشی پدرمو پدرش مال خیلی‌ سال پیشه.

00:15:54.250 --> 00:15:55.750
‫دوک-ساما...

00:15:56.680 --> 00:15:58.780
‫کاملاً به پدرم رفتم.

00:15:59.100 --> 00:16:02.360
‫فقط رنگ پوستمو از مادرم به ارث بردم.

00:16:03.310 --> 00:16:05.579
‫یه برادر بزرگ‌تر داشت،

00:16:05.580 --> 00:16:08.440
‫ولی برادر کوچیک‌تر روی تخت پادشاهی نشست.

00:16:08.730 --> 00:16:11.500
‫این چیزی نیست که همینطوری
دلی بتونم ازش بپرسم.

00:16:12.260 --> 00:16:14.860
‫فهمیدم. تا خروجی همراهیت می‌کنم.

00:16:15.620 --> 00:16:18.689
‫مطمئنین نمی‌خواین پیش لیز-سان بمونین؟

00:16:18.690 --> 00:16:23.039
‫عا، اومدین مطمئن بشین کار بدی نمی‌کنم!

00:16:23.040 --> 00:16:24.969
‫نه. گم شدی، درسته؟

00:16:24.970 --> 00:16:26.630
‫خروجی از اینوره.

00:16:38.750 --> 00:16:41.650
‫چی شده؟ سرعتم زیاده؟

00:16:41.960 --> 00:16:43.090
‫نه...

00:16:44.550 --> 00:16:48.490
‫تو بازی، فقط به قهرمان زن لبخند می‌زنه.

00:16:53.210 --> 00:16:54.210
‫بیا.

00:16:56.070 --> 00:17:01.680
‫ولی... به‌نظر نمیاد لبخندش مصنوعی باشه.

00:17:18.810 --> 00:17:21.190
‫چطوری هرروز صبح این‌کارا رو می‌کنه.

00:17:22.760 --> 00:17:25.220
‫تو از لوآنا اومدی، نه؟

00:17:26.280 --> 00:17:27.859
‫و اگه بگم آره؟

00:17:27.860 --> 00:17:29.579
‫عه؟ جدی؟!

00:17:29.580 --> 00:17:31.269
‫ها؟! داشتی امتحانم می‌کردی؟!

00:17:31.270 --> 00:17:32.519
‫تقریباً.

00:17:32.520 --> 00:17:38.279
‫توی باغ، تو و آلی به‌شکل
عجیبی به لوآنا وابسته بودین.

00:17:38.280 --> 00:17:39.939
‫برای همین فکرشو می‌کردم.

00:17:39.940 --> 00:17:41.490
‫گولم زدی!

00:17:41.790 --> 00:17:44.220
‫اسمت... جیل‌ـه، درسته؟

00:17:44.650 --> 00:17:47.409
‫از همه جز آلی می‌ترسی، نه؟

00:17:47.410 --> 00:17:48.889
‫صورتت داره داد می‌زنه.

00:17:48.890 --> 00:17:52.360
‫ساکت! به تو چه!

00:17:52.760 --> 00:17:54.660
‫در آخر ضعف آلی می‌شی.

00:17:55.690 --> 00:17:57.829
‫می‌خوای پیشش بمونی، نه؟

00:17:57.830 --> 00:18:00.970
‫پس احساساتتو مخفی کن، وگرنه
یکی ازشون سوءاستفاده می‌کنه.

00:18:01.750 --> 00:18:04.340
‫چرا داری اینا رو می‌گی؟

00:18:04.880 --> 00:18:09.890
‫خواهرم چون از لیز متنفره،
‫ همیشه باهاش دعوا می‌کنه.

00:18:10.380 --> 00:18:14.100
‫بهتره یه فرد باهوش باهاش
باشه تا بتونه جلوشو بگیره.

00:18:15.620 --> 00:18:16.500
‫باشه.

00:18:16.501 --> 00:18:17.570
‫اصلاً.

00:18:18.510 --> 00:18:21.449
‫اینطور نیست که از لیز متنفر باشم.

00:18:21.450 --> 00:18:23.199
‫پس چرا؟

00:18:23.200 --> 00:18:25.910
‫نمی‌تونم جریان نظارتو بگم.

00:18:28.120 --> 00:18:30.819
‫برادر جونم، می‌گم چرا.

00:18:30.820 --> 00:18:34.239
‫آرزوی همیشگیم این بوده که زن شرور بشم!

00:18:34.240 --> 00:18:40.090
‫اینکه جلوی پای آدم بی‌نقص و معروفی مثل
لیز-سان ‫ سنگ بندازم باعث می‌شه حس خوبی بگیرم!

00:18:40.870 --> 00:18:42.339
‫یه... شرور؟

00:18:42.340 --> 00:18:43.700
‫بله!

00:18:44.590 --> 00:18:46.810
‫چرا اونطور نگاه می‌کنی؟

00:18:49.570 --> 00:18:51.169
‫نخند!

00:18:51.170 --> 00:18:53.490
‫به‌نظرم واکنش درخوری بود.

00:18:59.810 --> 00:19:03.889
‫کسی نگفته بود خواهر
کوچیک‌ترم انقدر خنده‌داره!

00:19:03.890 --> 00:19:05.080
‫باید زودتر می‌گفتی!

00:19:05.680 --> 00:19:07.969
‫کاملاً جدی‌ام!

00:19:07.970 --> 00:19:12.880
‫صحیح، خب اگه می‌خوای جلوی
پای کسی سنگ بندازی، لیز فرد مناسبیه.

00:19:13.310 --> 00:19:18.010
‫مطمئنم اگه این دنیا یه داستان
بود، شخصیت اصلی می‌شد.

00:19:18.620 --> 00:19:20.300
‫آدم خاصیه.

00:19:20.760 --> 00:19:24.560
‫هرچیزی که از دهنش در
میاد به‌نظر خاص می‌رسه.

00:19:24.880 --> 00:19:28.280
‫معلوم‌ترین چیزا، شبیه
حرفایی می‌شن که مایه‌ی نجاتن.

00:19:29.690 --> 00:19:33.729
‫همیشه فکر می‌کردم دخترای
مثبتی مثل اون تایپم نیستن،

00:19:33.730 --> 00:19:35.999
‫ولی کاملاً مجذوبش بودم.

00:19:36.000 --> 00:19:39.170
‫می‌گم... نکنه جادوئه؟

00:19:40.120 --> 00:19:41.409
‫درسته.

00:19:41.410 --> 00:19:43.729
‫حتی با منطق اینکه قدیسه‌ست،

00:19:43.730 --> 00:19:46.739
‫از دید خارجی ببینی، اینکه همه‌چی
‫به‌نفعش پیش می‌ره عجیبه.

00:19:46.740 --> 00:19:48.849
‫به‌نظرت داشته ذهنمو دستکاری می‌کرده؟

00:19:48.850 --> 00:19:50.900
‫نه بابا اینطور نیست.

00:19:51.510 --> 00:19:55.099
‫جادویی هست که موقتاً ذهن رو کنترل کنه،

00:19:55.100 --> 00:19:59.549
‫ولی جادویی که به‌طور طولانی‌مدت
‫ ادامه‌ش بده، واقع‌گرایانه نیست.

00:19:59.550 --> 00:20:00.830
‫جدی؟

00:20:01.280 --> 00:20:05.089
‫حتی منم کل جادوهای موجود رو نمی‌شناسم...

00:20:05.090 --> 00:20:08.759
‫ولی شاید تو یه کتاب‌جادوی
کهنی چیزی نوشته باشتش.

00:20:08.760 --> 00:20:12.339
‫هنوز اونایی که به زبون
باستانی‌ان رو نخوندم.

00:20:12.340 --> 00:20:15.570
‫وایسا، جدی فکر می‌کنی جادوئه؟

00:20:15.820 --> 00:20:17.979
‫گفتم تایپم نیست،

00:20:17.980 --> 00:20:20.790
‫ولی هر پسری عاشق دختری به خوشگلی اون می‌شه.

00:20:21.180 --> 00:20:23.900
‫ببخشید، حرف اضافه‌ای زدم؟

00:20:24.690 --> 00:20:26.830
‫نه، چیزی نیست.

00:20:34.970 --> 00:20:40.410
‫حتی منم باور نمی‌کنم لیز-سان انقدری
بد باشه که بخواد همچین کاری کنه.

00:20:40.650 --> 00:20:44.389
‫حتی رفتار سرسری و
معصومانه‌ش هم دقیقاً مثل بازیه.

00:20:44.390 --> 00:20:47.590
‫و طبیعیه مردم همچین دختر
خوبیو دوست داشته باشن.

00:20:48.270 --> 00:20:52.150
‫اصلاً چقدر شبیه قهرمان زن بازیه؟

00:20:52.850 --> 00:20:57.940
‫درهرصورت، خودم کسی‌ام که بیشتر از همه
‫با بازی فرق داره.

00:20:58.680 --> 00:21:01.359
‫آلیشیا برای قهرمان زن قلدری می‌کرد،

00:21:01.360 --> 00:21:05.780
‫ولی وقتی کمبود استعدادش لو رفت، طرد شد.

00:21:06.290 --> 00:21:09.359
‫می‌خواستم شرور قوی‌تری بشم.

00:21:09.360 --> 00:21:11.350
‫برای همین تا این‌حد قدرتمو تمرین دادم.

00:21:11.690 --> 00:21:15.890
‫تو بازی هم هنری و آلان همیشه با هم بودن.

00:21:16.680 --> 00:21:19.400
‫و دوک هم باید فقط با قهرمان زن خوب باشه.

00:21:19.810 --> 00:21:23.629
‫حتی لوآنا هم صرفاً اسمش بود.

00:21:23.630 --> 00:21:26.950
‫اینم دنیای بازیه، ولی
چیزای متفاوت زیادی هست.

00:21:27.290 --> 00:21:29.260
‫آلیشیا! فرار کن!

00:21:29.900 --> 00:21:30.870
‫ولم کن!

00:21:30.871 --> 00:21:32.649
‫تف! سر جات بتمرگ!

00:21:32.650 --> 00:21:33.820
‫جیل!

00:21:42.300 --> 00:21:43.570
‫من کجام؟

00:21:45.290 --> 00:21:46.830
‫یه انباری؟

00:21:52.510 --> 00:21:55.139
‫بیهوشم کردن و دزدیدنم!

00:21:55.140 --> 00:21:59.140
‫تو بازی زن شرور رو ندزدیدن...

00:22:00.090 --> 00:22:02.260
‫عا، بیدار شدی؟

00:22:04.920 --> 00:22:05.920
‫جیل!

00:22:10.000 --> 00:22:20.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:20.024 --> 00:22:32.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.