﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:20.280 --> 00:00:23.370
...یوک دو

00:00:23.370 --> 00:00:27.390
.خواهش می کنم نجاتش بده

00:00:28.790 --> 00:00:33.770
.تنها کسی که می تونه یوک دو رو نجات بده تویی

00:00:33.770 --> 00:00:36.840
،اگه حقیقت رو بگی

00:00:36.840 --> 00:00:40.300
که کسی که گل و لعاب

00:00:40.300 --> 00:00:43.290
رو درست کرده تو بودی

00:00:43.350 --> 00:00:47.980
،می تونی بی گناهی یوک دو رو ثابت کنی

00:00:48.020 --> 00:00:51.410
.و نجاتش بدی

00:00:52.770 --> 00:00:58.490
.هر کاری ازم بخوای می کنم

00:00:59.860 --> 00:01:04.520
.پس خواهش می کنم، خواهش می کنم، نجاتش بده

00:01:05.580 --> 00:01:12.230
.اینکه حقیقت رو فاش کنم یا نه بستگی به شما داره

00:01:13.800 --> 00:01:21.260
.با این وجود کسی که می تونه اونُ نجات بده، من نیستم، شمایی

00:01:23.100 --> 00:01:24.850
.بلند شید

00:01:24.900 --> 00:01:29.630
...اینکه چطوری می تونید نجاتش بدید

00:01:30.570 --> 00:01:33.240
،و چیزی که می خوام رو

00:01:34.670 --> 00:01:36.650
.بهتون می گم

00:01:45.570 --> 00:01:46.910
<c.colorff80c0><i>قسمت 27</i></c>

00:02:10.170 --> 00:02:16.670
با وجود دونستن بیماری ملکه، کاسه ای
...با لعاب شکوفه ی هلو ساختم

00:02:16.690 --> 00:02:21.060
داری می گی جرم بابات رو به گردن بگیرم؟

00:02:21.110 --> 00:02:24.130
.چیزی که من می خوام حقیقته

00:02:24.160 --> 00:02:26.540
.دارم می گم حقیقت رو بگید

00:02:26.540 --> 00:02:29.870
.علیاحضرت بعد از نوشیدن از کاسه ی بابای تو غش کردن

00:02:29.870 --> 00:02:32.300
.همه اینُ می دونن

00:02:32.310 --> 00:02:37.220
دیگه چ حقیقتیی واسه گفتن می مونه؟

00:02:37.220 --> 00:02:43.190
اما شما کسی نبودید که

00:02:43.190 --> 00:02:45.870
به یون اوک گفتید از لعاب شکوفه ی هلو استفاده کنه؟

00:02:47.660 --> 00:02:52.850
،کسی که دهن اون رو وقتی می خواست حقیقت رو برملا کنه، بست

00:02:52.850 --> 00:02:55.520
هم خود شما نبودید؟

00:03:02.270 --> 00:03:06.200
،نمی دونم چه داستانهایی شنیدی

00:03:06.220 --> 00:03:08.690
.اما داری اشتباه می کنی

00:03:08.700 --> 00:03:11.750
،پای زندگی پسرتون در میونه

00:03:11.790 --> 00:03:15.940
با این حال بازم سعی می کنید دروغ بگید؟

00:03:15.960 --> 00:03:19.530
.من جلوت زانو زدم

00:03:19.530 --> 00:03:22.940
.چه کاری هست که نتونم بکنم

00:03:22.990 --> 00:03:26.560
اگه ازم می خوای یه اعتراف دروغی بکنم، این کارُ می کنم

00:03:26.590 --> 00:03:28.950
،اگه بتونم جون یوک دو رو نجات بدم

00:03:28.980 --> 00:03:32.160
چه اهمیتی داره، حقیقت داشته باشه یا نه؟

00:03:32.180 --> 00:03:34.370
به کی باید بگم؟

00:03:34.410 --> 00:03:36.570
می خوای همه رو توی بون وون جمع کنی؟

00:03:36.620 --> 00:03:40.300
می خوای به اعلیحضرت اعتراف کنم؟

00:03:40.330 --> 00:03:43.470
،هرچقدر که بخوای

00:03:43.490 --> 00:03:45.530
.این دروغ رو اعتراف می کنم

00:03:45.560 --> 00:03:47.730
.بهش احتیاجی ندارم

00:03:48.680 --> 00:03:52.880
.احمق بودم که امیدوار بودم حقیقت رو می گید

00:03:53.670 --> 00:03:56.070
،احمق بودم که امیدوار بودم صادقانه اعتراف کنید

00:03:56.090 --> 00:04:00.430
.و صادقانه از بابام عذرخواهی کنید

00:04:00.850 --> 00:04:02.620
...پس

00:04:04.030 --> 00:04:06.740
داری می گی یوک دو رو می کشی؟

00:04:06.740 --> 00:04:09.740
،کسی که اونُ می کشه

00:04:09.740 --> 00:04:11.820
،من نیستم

00:04:11.820 --> 00:04:13.920
.شمایید

00:04:34.180 --> 00:04:36.730
چی گفت؟ اعتراف می کنه؟

00:04:36.770 --> 00:04:39.080
.صورتش اصلا تغییر نکرد

00:04:39.090 --> 00:04:41.320
.گفت همش یه سوءتفاهمه

00:04:41.360 --> 00:04:44.270
.گفت اگه بخوام یه اعتراف دروغی می کنه

00:04:44.270 --> 00:04:46.720
.به من با حقارت نگاه می کنه

00:04:48.210 --> 00:04:51.930
.از اولشم انتظار نداشتم راحت اعتراف کنه

00:04:51.930 --> 00:04:55.350
اما چطور می تونه اینقدر بی شرم باشه؟

00:04:55.360 --> 00:04:58.310
.سرپرست لی تا آخرش همینطوری می مونه

00:04:58.360 --> 00:05:00.810
.اون خیلی به پسرش اهمیت می ده

00:05:00.810 --> 00:05:06.220
فکر کردم اگه این کارُ بکنم به
.خاطر پسرش حقیقت رو اعتراف می کنه

00:05:06.220 --> 00:05:08.420
.اما هنوزم داره مقاومت می کنه

00:05:09.560 --> 00:05:11.180
.واقعا آدم ترسناکیه

00:05:11.190 --> 00:05:14.680
.درسته، آدم ترسناکیه

00:05:14.680 --> 00:05:16.690
،از ماپونگ شنیدم

00:05:16.710 --> 00:05:19.520
،حتی دستور داده زنی رو که بچه ی اونُ تو شکمش داشته

00:05:19.590 --> 00:05:22.370
.ظالمانه بکشن

00:05:31.870 --> 00:05:33.890
.آقا

00:05:34.400 --> 00:05:37.860
.از سرپرستی سفالگرها برکنار می شم

00:05:38.550 --> 00:05:41.060
.پسرم یه خائنه

00:05:41.060 --> 00:05:44.590
پس چطور می تونم توی این موقعیت بمونم؟

00:05:45.580 --> 00:05:47.480
،اگه من سقوط کنم

00:05:47.500 --> 00:05:49.810
سرپرست بعدی

00:05:49.840 --> 00:05:51.940
...شما می شید

00:05:52.930 --> 00:05:54.500
،خواهش می کنم

00:05:54.530 --> 00:05:56.790
مراقب بون وون

00:05:56.790 --> 00:05:58.900
.باشید

00:06:01.740 --> 00:06:03.850
چرا اینقدر ناگهانی

00:06:03.900 --> 00:06:06.330
این کارها رو می کنی؟

00:06:06.380 --> 00:06:07.930
،یوجونگ، اون بچه

00:06:07.970 --> 00:06:09.810
،خواهش می کنم متقاعدش کنید

00:06:09.850 --> 00:06:12.210
کسی که می تونه جون سفالگر لی رو نجات بده

00:06:12.250 --> 00:06:13.560
فقط

00:06:13.600 --> 00:06:15.440
.یو جونگه

00:06:15.440 --> 00:06:16.800
جونگ؟

00:06:16.840 --> 00:06:20.010
چطور می تونه سفالگر لی رو نجات بده؟

00:06:20.010 --> 00:06:23.150
راجع به چی حرف می زنی؟

00:06:23.190 --> 00:06:25.700
نمی دونستید؟

00:06:25.700 --> 00:06:28.250
،کسی که سفالگر لی رو تبدیل به یه خائن کرد

00:06:28.250 --> 00:06:29.740
،هیچ کس جز

00:06:29.790 --> 00:06:31.030
.جونگ نیست

00:06:31.030 --> 00:06:33.230
عقلت سر جاشه؟

00:06:33.270 --> 00:06:35.530
چطور جونگ می تونه؟

00:06:35.530 --> 00:06:36.640
چرا؟

00:06:36.710 --> 00:06:40.850
،کسی که گل و لعاب رو با خاک دریا درست کرد

00:06:40.870 --> 00:06:43.820
.جونگ بوده

00:06:44.230 --> 00:06:46.530
،اگه این برملا شه

00:06:46.570 --> 00:06:49.270
.اونوقت می تونم یوک دو رو نجات بدم

00:06:49.300 --> 00:06:53.370
.خواهش می کنم جونگ رو متقاعد کنید

00:06:54.050 --> 00:06:55.850
،برای یوجونگ

00:06:55.870 --> 00:06:58.790
.شما مثل پدرشید

00:06:59.440 --> 00:07:01.400
،اون به حرف های شما

00:07:01.450 --> 00:07:03.140
.گوش می کنه

00:07:03.140 --> 00:07:04.700
،بذار بگیم

00:07:04.740 --> 00:07:07.040
،جونگ حقیقت رو برملا می کنه

00:07:07.060 --> 00:07:11.200
،و تقصیر سفالگر لی رو به گردن بگیره

00:07:11.230 --> 00:07:13.110
اونوقت تو چی کار می کنی؟

00:07:13.140 --> 00:07:14.790
...یو جونگ

00:07:14.830 --> 00:07:18.020
...کسیه که این ماجرا رو شروع کرد

00:07:19.540 --> 00:07:21.120
،اون گفت

00:07:21.120 --> 00:07:23.770
خودش حقیقت رو برملا می کنه

00:07:24.570 --> 00:07:27.580
اگه من جرم یواولدام رو

00:07:27.600 --> 00:07:29.680
.به گردن بگیرم

00:07:29.720 --> 00:07:30.930
چی؟

00:07:30.960 --> 00:07:34.310
،اگه بتونم یوک دو رو نجات بدم

00:07:34.940 --> 00:07:37.260
،مشتاقم

00:07:37.320 --> 00:07:41.000
.جرم رو به گردن بگیرم

00:07:43.160 --> 00:07:46.040
،خواهش می کنم به یوجونگ بگید

00:07:46.040 --> 00:07:48.290
.اول یوک دو رو نجات بده

00:07:48.910 --> 00:07:51.120
،اگه این کارُ بکنه

00:07:51.160 --> 00:07:53.060
،هرکاری ازم بخواد

00:07:53.090 --> 00:07:55.790
.می کنم

00:07:58.600 --> 00:08:01.150
.التماس می کنم

00:08:16.050 --> 00:08:19.280
،لی کانگ چون اومد دیدنم

00:08:20.490 --> 00:08:22.650
،طبق حرف ها اون

00:08:22.650 --> 00:08:24.510
،این موقعیت

00:08:24.530 --> 00:08:27.170
.کار تو بوده

00:08:30.420 --> 00:08:32.460
تو قلبت الان

00:08:33.350 --> 00:08:36.520
باید جهنمی به پا باشه

00:08:37.110 --> 00:08:39.410
.نه، استاد

00:08:39.410 --> 00:08:44.260
فهمیدن اینکه والدینم چقدر ناعادلانه
،مردن و هیچ کاری نمی تونستن بکنن

00:08:44.260 --> 00:08:46.950
.بیشتر شبیه جهنم بود

00:08:47.610 --> 00:08:49.360
،الان

00:08:49.380 --> 00:08:52.650
.فقط به برملایی حقیقت اهمیت می دم

00:08:52.690 --> 00:08:55.510
..قلبم کاملا در آرامشه

00:08:55.970 --> 00:08:58.510
،اون گفت

00:08:58.560 --> 00:09:01.870
،اگه یوک دو رو نجات بدی

00:09:01.890 --> 00:09:04.780
.هرکاری بخوای می کنه

00:09:05.550 --> 00:09:08.300
،حتی با اینکه زندگی پسرش در خطره

00:09:08.300 --> 00:09:12.600
.هنوز هم جرم هاشو قبول نمی کنه

00:09:12.640 --> 00:09:15.030
،اگه سفالگر سلطنتی لی آزاد شه

00:09:15.080 --> 00:09:17.880
.اون عمرا حقیقت رو برملا نمی کنه

00:09:18.290 --> 00:09:22.200
شرم آوره که سفالگر لی بمیره، اما

00:09:24.820 --> 00:09:27.710
،من بیشتر نگرانم

00:09:27.750 --> 00:09:30.430
.که تو آسیب ببینی

00:09:30.430 --> 00:09:32.110
،استاد

00:09:34.370 --> 00:09:36.790
،اگه می خواستم اینجا تمومش کنم

00:09:36.810 --> 00:09:39.720
.از اولش هیچ کدوم از این ها رو شروع نمی کردم

00:09:45.050 --> 00:09:47.610
<i>شما کسی نبودید که</i>

00:09:47.630 --> 00:09:50.910
<i>به یون اوک گفتید</i>

00:09:50.960 --> 00:09:53.450
<i>از لعاب شکوفه ی هلو استفاده کنه؟</i>

00:09:54.230 --> 00:09:56.890
<i>کسی که دهنش رو</i>

00:09:56.890 --> 00:09:59.280
<i>،وقتی می خواست حقیقت رو برملا کنه، بست</i>

00:09:59.320 --> 00:10:02.450
<i>هم خود شما نبودید؟</i>

00:10:03.210 --> 00:10:06.150
یوجونگ، جرات می کنی

00:10:06.150 --> 00:10:09.580
با تهدید جون پسرم با من جنگ راه بندازی؟

00:10:10.740 --> 00:10:13.510
،عواقب درگیر شدن با منُ

00:10:13.540 --> 00:10:16.520
.بهت یاد می دم

00:10:16.840 --> 00:10:18.570
.نجاتم بدید

00:10:19.300 --> 00:10:23.190
.لطفا نجاتم بدید بابا

00:10:24.540 --> 00:10:26.950
،فقط به خاطر یوجونگ

00:10:27.650 --> 00:10:30.940
.نمی تونم به خاطر یوجونگ اینجا بمیرم

00:10:30.940 --> 00:10:33.300
.یه کم دیگه صبر کن

00:10:33.300 --> 00:10:36.170
،هرچیم که بشه

00:10:36.170 --> 00:10:38.710
.زنده بمون

00:10:38.710 --> 00:10:41.020
.ممنونم

00:10:41.020 --> 00:10:43.760
.ممنونم. ممنونم پدر

00:10:43.760 --> 00:10:45.960
.ممنونم

00:10:45.960 --> 00:10:49.100
.من...من...من...بهتون اعتماد می کنم و تحمل می کنم

00:10:49.100 --> 00:10:51.610
.نجاتم بدید

00:11:25.590 --> 00:11:27.640
.دنبالم بیا

00:11:34.160 --> 00:11:36.680
تصمیمتون رو گرفتید؟

00:11:41.700 --> 00:11:45.230
...چطور می تونم نظرم رو عوض کنم

00:11:45.230 --> 00:11:50.150
چطور می تونم این سوءتفاهم در مورد خودم رو برطرف کنم؟

00:11:50.150 --> 00:11:53.340
.تمام شب رو بهش فکر کردم

00:12:00.470 --> 00:12:02.290
این چیه؟

00:12:02.290 --> 00:12:04.910
.بازش کن

00:12:13.030 --> 00:12:17.610
.با این می تونی بقیه ی عمرت رو به راحتی زندگی کنی

00:12:17.610 --> 00:12:20.250
،بعد از کل شب فکر کردن، تصمیمی که گرفتید

00:12:20.250 --> 00:12:22.440
این بود؟

00:12:23.170 --> 00:12:26.840
.پول مشکل شما رو حل می کنه

00:12:26.840 --> 00:12:31.220
.و مشکل یه بچه واسه پاک کردن اسم باباش و حل می کنه

00:12:31.220 --> 00:12:33.280
اینطور فکر می کنید؟

00:12:33.280 --> 00:12:37.020
.داری بهم می گی بمیرم

00:12:37.020 --> 00:12:40.720
کافی نیست که پسرم یه خائن شده و
می خوای خودم هم همینطور باشم؟

00:12:40.720 --> 00:12:43.080
.دارم می گم حقیقت رو بگید

00:12:43.080 --> 00:12:46.090
.پس، من هم حقیقت رو می گم

00:12:46.090 --> 00:12:47.950
.دارم می گم یا وجدان صاف پیش بیایید

00:12:47.950 --> 00:12:50.680
فکر می کنی همه چیز تموم می شه؟

00:12:51.470 --> 00:12:55.340
از اولش هم من هدفت نبودم؟

00:12:56.010 --> 00:12:58.790
...وقتی فکر کردی منُ کنار زدی

00:12:58.790 --> 00:13:01.320
...وقتایی که به لکنت می افتم

00:13:01.320 --> 00:13:05.460
زندگیم رو هدف نمی گیری؟

00:13:05.460 --> 00:13:09.650
،اگه پشیمون شید و از بابام عذرخواهی کنید

00:13:09.650 --> 00:13:12.520
،برنامه داشتم همینجا تمومش کنم

00:13:12.990 --> 00:13:17.480
.اما الان، دیگه نمی تونم تمومش کنم

00:13:18.410 --> 00:13:24.080
.الان دیگه می دونم چجور آدمی هستید

00:13:37.180 --> 00:13:39.190
منُ خواسته بودید؟

00:13:39.190 --> 00:13:40.650
.در مورد سفالگر لیه

00:13:40.650 --> 00:13:43.480
.حتی بعد از بازجویی، باز هم اصرار به بی گناهیش داره

00:13:43.480 --> 00:13:45.670
مدام می گه به اشتباه متهم شده، درسته؟

00:13:45.670 --> 00:13:47.600
.بله، پدر

00:13:47.600 --> 00:13:50.270
.شرم آوره که باعث یه مرگ غیر مستحقانه بشیم

00:13:50.270 --> 00:13:52.040
،پس، به جای عجله کردن توی اجرای تنبیه

00:13:52.040 --> 00:13:56.730
.باید سعی کنیم هرگونه قصدی رو فاش کنیم

00:13:56.730 --> 00:14:01.300
.هرچی بیشتر بهش فکر می کنم، بیشتر یاد اتفاق گذشته می افتم

00:14:01.300 --> 00:14:03.920
اتفاق گذشته؟

00:14:03.920 --> 00:14:09.400
.وقتی که لی کانگ چون و یواولدام با هم رقابت می کردن

00:14:09.400 --> 00:14:12.100
،مادرت از آلرژیش غش کرد

00:14:12.100 --> 00:14:14.240
.و باعث شد یواولدام یه خیانتکار بشه

00:14:14.240 --> 00:14:16.890
.و اینجوری لی کانگ چون سرپرست بون وون شد

00:14:16.890 --> 00:14:20.560
.اما، الان برعکسه

00:14:20.560 --> 00:14:24.360
،پسر سرپرست لی یه خائنه

00:14:24.360 --> 00:14:29.060
.و دختر یواولدام سفالگر شد

00:14:29.060 --> 00:14:32.280
.هرچی بیشتر بهش فکر می کنم عجیب تر می شه

00:14:33.060 --> 00:14:35.380
<i>...چیزی که الان می تونم بهتون بگم اینه که</i>

00:14:35.380 --> 00:14:39.620
<i>.جونگ داره همه سعیش رو می کنه حقیقت رو برملا کنه</i>

00:14:39.620 --> 00:14:44.120
<i>.داره می جنگه تا همه چیز رو راجع به سرپرست لی برملا کنه</i>

00:14:46.060 --> 00:14:49.490
،پدر، اگه این قضیه رو به عهده ی من بذارید

00:14:49.490 --> 00:14:54.020
.همه چیز، حتی در مورد گذشته رو فاش می کنم

00:14:54.020 --> 00:14:57.670
چرا این همه دردسر بکشی؟

00:14:57.670 --> 00:15:00.260
مادر من از اون اتفاق غش کرد، درسته؟

00:15:00.260 --> 00:15:03.900
.به عنوان پسرش، وظیفه دارم حقیقت رو برملا کنم

00:15:03.900 --> 00:15:05.980
.اصلا دردسر نداره

00:15:05.980 --> 00:15:07.790
.خواهش می کنم بهم اجازه بدید

00:15:07.790 --> 00:15:10.200
.این در مورد خیلی وقت پیشه

00:15:10.200 --> 00:15:13.640
یو اولدام مرده، چی می تونی بفهمی؟

00:15:13.640 --> 00:15:19.120
.فکر نمی کنم این اتفاقات بی ربط باشن

00:15:19.120 --> 00:15:21.300
،اگه این چیزیه که واقعا می خوای

00:15:21.300 --> 00:15:24.190
.پس، کاری رو که می خوای بکن

00:15:25.160 --> 00:15:27.770
سوءتفاهم؟

00:15:27.770 --> 00:15:31.380
وقتی شاهزاده غش کرده، چطور می تونی بگی سوءتفاهم بوده؟

00:15:31.380 --> 00:15:34.170
.این یه سوءتفاهمه شاهزاده

00:15:34.790 --> 00:15:37.560
،با اینکه احمق بودم و فریب خوردم

00:15:37.560 --> 00:15:39.880
.از قصد نبود

00:15:39.880 --> 00:15:42.220
.خواهش می کنم باور کنید، شاهزاده

00:15:42.220 --> 00:15:44.340
فریب خوردی؟

00:15:44.340 --> 00:15:47.440
چطوری و کی فریبت داد؟

00:15:51.780 --> 00:15:56.830
،خاک سفید کاسه ی شاهزاده

00:15:58.270 --> 00:16:03.830
.مال من نبود، مال یوجونگ بود

00:16:04.960 --> 00:16:09.940
.این چیزی بود که استاد مون به یوجونگ گفته بود

00:16:11.960 --> 00:16:18.140
،حتی لعابی که استفاده شد هم مال من نبود

00:16:19.170 --> 00:16:22.930
.مال یوجونگ بود

00:16:24.130 --> 00:16:28.860
چی داری می گی؟

00:16:28.860 --> 00:16:34.500
خاک یوجونگ؟ لعاب یوجونگ؟ این ها رو از کجا آوردی؟

00:16:36.170 --> 00:16:39.950
به خاطر طمعم برای شکست دادن یوجونگ

00:16:40.830 --> 00:16:45.530
مواد اولیه اش رو عوض کردم

00:16:45.530 --> 00:16:48.750
.احمق بودم شاهزاده

00:16:56.120 --> 00:16:59.920
یه سفالگر بون وون این همه ی کاریِ که از دستش بر میاد؟

00:16:59.920 --> 00:17:05.610
به خاطر بردن، مواد اولیه ی یه نفر
دیگه رو بدزده و جا به جا کنه؟

00:17:06.920 --> 00:17:10.240
.عمیقا پشیمونم

00:17:10.240 --> 00:17:11.780
.خجالت زده و شرمسارم

00:17:11.780 --> 00:17:15.430
.می خوام بمیرم

00:17:15.430 --> 00:17:18.340
.فکر کردم بهتره به عنوان یه خائن بمیرم

00:17:18.340 --> 00:17:23.770
.نتونستم اینُ به هیچ کس بگم

00:17:23.770 --> 00:17:26.000
،اما شاهزاده

00:17:26.000 --> 00:17:31.190
فکر می کنید چرا همه ی اینا رو برملا می کنم؟

00:17:31.190 --> 00:17:35.740
.اینا همش هدف و نقشه ی یوجونگ بود

00:17:35.740 --> 00:17:38.780
.خواهش می کنم اینُ فاش کنید شاهزاده

00:17:38.780 --> 00:17:44.350
،فقط اگه این همه طمع نداشتم

00:17:46.090 --> 00:17:49.480
.نمی تونم حرف هاتُ باور کنم

00:17:49.480 --> 00:17:51.340
.همه چیز حقیقت داره

00:17:51.340 --> 00:17:55.640
.خواهش می کنم سریع اون دختر رو دستگیر کنید

00:17:55.640 --> 00:17:59.770
اگه از اولش منصفانه بازی کرده
.بودی، هیچ وقت این اتفاق نمی افتاد

00:17:59.770 --> 00:18:02.250
.تو هنوز هم یه مجرمی

00:18:02.250 --> 00:18:04.100
...اگه اونُ دزدیده باشی یا نه

00:18:04.100 --> 00:18:08.760
.بازم کاسه ی تو بود که باعث شد شاهزاده غش کنه

00:18:08.760 --> 00:18:11.100
.و این غیر قابل بخششه

00:18:11.100 --> 00:18:16.460
،شاهزاده من جرمم رو برای دزدیدن مواد اولیه می پذیرم

00:18:16.460 --> 00:18:18.840
...اما زندگیم

00:18:20.090 --> 00:18:23.710
.خواهش می کنم زندگیم رو نجات بدید

00:18:30.480 --> 00:18:32.830
!شاهزاده

00:18:34.520 --> 00:18:38.200
چه مشکلی می تونه از بازجویی این پرونده به وجود بیاد؟

00:18:38.200 --> 00:18:40.980
،این مشکل که شاهزاده کوانگ هی به اعلیحضرت گفته

00:18:40.980 --> 00:18:43.910
!که در مورد اتفاق ملکه گونگ بین هم تحقیق می کنه

00:18:43.910 --> 00:18:47.990
چرا باید یه پرونده ی قدیمی رو باز کنه؟

00:18:47.990 --> 00:18:50.560
.نمی تونیم اینُ بکشیم وسط

00:18:50.560 --> 00:18:53.620
.باید در مورد پرونده ی سفالگر لی عجله کنیم

00:18:53.620 --> 00:18:58.340
.پس اینطوری سرپرست لی می ره و اشتباهی هم پیش نمیاد

00:18:58.340 --> 00:19:01.640
با این حال باید سفالگر لی رو آزاد کنیم و

00:19:01.640 --> 00:19:04.700
و لی کانگ چون رو تحریک کنیم؟

00:19:04.700 --> 00:19:09.450
کسی که این کارُ با شاهزاده کرده ببخشیم؟

00:19:10.940 --> 00:19:15.860
.علیاحضرت، سرپرست لی اینجان که شما رو ببینن

00:19:17.270 --> 00:19:19.680
.بذار بیاد تو

00:19:30.780 --> 00:19:36.740
.علیاحضرت، خواهش می کنم اینُ بپذیرید

00:19:48.890 --> 00:19:51.940
این همون دفتری نیست که باهاش سعی کردی تهدیدم کنی؟

00:19:51.940 --> 00:19:56.900
باید اینُ ببری به قصر پادشاه، چرا اینجاییی؟

00:19:58.450 --> 00:20:00.770
،اگه مجبور شم به قصر پادشاه برم

00:20:00.770 --> 00:20:04.170
،اون وقت فقط این دفتر رو نخواهم برد

00:20:04.800 --> 00:20:07.680
.بلکه چیز دیگه هم دارم که باید گزارش کنم

00:20:07.680 --> 00:20:10.450
چیز دیگه؟

00:20:11.630 --> 00:20:17.530
برملا می کنم که

00:20:17.530 --> 00:20:21.010
.چطور در مورد بیماری علیاحضرت گونگ بین فهمیدم

00:20:22.090 --> 00:20:23.950
چی؟

00:20:23.950 --> 00:20:26.510
!اینجا رو ببین، سرپرست لی

00:20:26.510 --> 00:20:29.730
،به شما وفادار بودم

00:20:29.730 --> 00:20:33.430
.خواهش می کنم منُ کنار نزنید

00:20:33.430 --> 00:20:37.370
وزیر، شنیدی این مرد الان چی گفت؟

00:20:38.600 --> 00:20:41.210
"گفت "وفاداری

00:20:41.210 --> 00:20:45.650
می گی بیاین همه با هم بمیریم و بازم حرف از وفاداری می زنی؟

00:20:46.470 --> 00:20:49.480
.می دونید چرا اینطوریم علیاحضرت

00:20:49.480 --> 00:20:54.790
.حتی اگه جونم رو هم بدم، پسرم رو نجات می دم

00:20:56.520 --> 00:20:59.240
.پس، سعیت رو بکن

00:21:01.060 --> 00:21:05.030
همه چیز بسته به خواسته ی شاه نیست؟

00:21:05.030 --> 00:21:07.550
پادشاه حرف های منُ باور می کنه

00:21:07.550 --> 00:21:10.330
یا حرف های بابای یه گناهکار مثل تو رو؟

00:21:10.330 --> 00:21:12.930
.این چیزیه که دوست دارم بدونم

00:21:12.930 --> 00:21:15.970
.پس، برو پیش پادشاه و همه چیز رو بهش بگو

00:21:15.970 --> 00:21:18.190
.زود باش

00:21:19.470 --> 00:21:21.770
...علیاحضرت

00:21:24.920 --> 00:21:28.290
.خواهش می کنم منُ بکشید

00:21:30.140 --> 00:21:34.960
چطور می تونم این کارُ با تو که "وفادار" بودی بکنم؟

00:21:34.960 --> 00:21:40.850
تو باید مراقب جسد اعدام شده ی سفالگر لی باشی، اینطور نیست؟

00:21:42.700 --> 00:21:44.810
.علیاحضرت

00:21:53.750 --> 00:21:55.580
اومدید پدر؟

00:21:55.580 --> 00:21:56.830
.می تونی بری بیرون

00:21:56.830 --> 00:21:59.210
.بله

00:22:03.200 --> 00:22:07.430
.درسته، این واقعا درسته که تو سرپرست تجار شدی

00:22:07.430 --> 00:22:09.160
.بهتون گفته بودم

00:22:09.160 --> 00:22:11.160
هنوز نمی تونید باور کنید؟

00:22:11.160 --> 00:22:12.650
اینکه می بینم تو اوضاعت خوب پیش می ره

00:22:12.650 --> 00:22:16.630
.بالاخره احساس آرامش می کنم

00:22:16.630 --> 00:22:19.790
چرا؟ نگران چیزی هستید؟

00:22:19.790 --> 00:22:23.740
.جوِ بون وون خیلی سنگینه

00:22:24.620 --> 00:22:26.660
.منم شنیدم

00:22:26.660 --> 00:22:29.590
سرپرست لی چی کار می کنه؟

00:22:29.590 --> 00:22:34.400
به نظر می رسه داره به هر دری می زنه تا پسرش رو نجات بده، اما

00:22:34.400 --> 00:22:37.780
این قدر آسونه؟

00:22:37.780 --> 00:22:41.610
.اگه کار کردن توی بون وون سخته، ولش کنید و برید خونه

00:22:41.610 --> 00:22:44.040
.من الان ازتون مراقبت می کنم پدر

00:22:44.040 --> 00:22:46.250
.تواناییش رو دارم

00:22:46.250 --> 00:22:49.990
چطور یه سفالگر می تونه دور از سفالگری زندگی کنه؟

00:22:49.990 --> 00:22:53.600
...این بحث کافیه. موضوعی هست که در موردش کنجکاوم

00:22:53.600 --> 00:22:55.910
...در مورد خاکی که سفالگر لی استفاده کرد

00:22:55.910 --> 00:23:01.770
طبق حرف مردم، تو اونُ براش آوردی؟

00:23:02.650 --> 00:23:06.530
.بهتره ندونید پدر

00:23:06.530 --> 00:23:09.890
خبری هست؟

00:23:10.730 --> 00:23:12.840
.جونگ یی بود

00:23:12.840 --> 00:23:15.010
منظورت چیه جونگ یی بود؟

00:23:25.950 --> 00:23:31.460
.سفالگر لی بدون اینکه بدونه توی بازیِ جونگ یی افتاد

00:23:31.460 --> 00:23:34.640
.هواریونگ نمی تونی اینطوری باشی

00:23:34.640 --> 00:23:37.370
چطور می تونی این کارُ با جونگ یی بکنی؟

00:23:37.370 --> 00:23:40.380
.تو خاکی که جونگ یی خواسته بود رو به سفالگر لی دادی

00:23:40.380 --> 00:23:43.530
و حالا چطوری می گی فریب جونگ یی رو خوردی؟

00:23:43.530 --> 00:23:44.840
...بابا

00:23:44.840 --> 00:23:48.540
اینطوری سرپرست تجار شدی؟

00:23:48.540 --> 00:23:53.520
دور انداختن دوست قدیمیت مثل پس
مونده ی غذا و چسبیدن به پولدارها؟

00:23:53.560 --> 00:23:55.360
!بابا

00:23:55.360 --> 00:23:58.670
بابا، من دخترتونم، چطور می تونید طرف جونگ یی رو بگیرید؟

00:23:58.670 --> 00:24:03.580
.طرف جونگ یی رو نمی گیرم، دارم بهت درس می دم

00:24:03.580 --> 00:24:05.760
،حتی اگه بابای خوبی نیستم

00:24:05.760 --> 00:24:08.880
،و با اینکه تو رو دادم به بقیه

00:24:08.880 --> 00:24:13.450
.باز هم باباتم و باید چیزی که لازمه رو بهت یاد بدم

00:24:14.390 --> 00:24:17.100
جونگ یی هم می دونه؟

00:24:17.100 --> 00:24:21.930
که بهش خیانت کردی و طرف سفالگر لی رو گرفتی؟

00:24:21.930 --> 00:24:25.830
.گفتم جونگ یی نقشه ی همه ی این ها رو کشیده بود

00:24:25.830 --> 00:24:29.760
.تو خاک رو به سفالگر لی دادی که خوب به نظر برسی

00:24:29.760 --> 00:24:34.610
.سفالگر لی خاک رو گرفته که برنده شه

00:24:34.610 --> 00:24:37.960
چرا داری پای جونگ یی رو می کشی وسط؟

00:24:37.960 --> 00:24:41.740
بابا، چرا تو هم همیشه فقط جونگ یی، جونگ یی می کنی؟

00:24:41.740 --> 00:24:43.800
نمی دونی جونگ یی چجور آدمیه؟

00:24:43.800 --> 00:24:47.090
به خاطر طمع سفالگر شدنش، لباس مردونه پوشید

00:24:47.090 --> 00:24:49.420
.و اسمشُ عوض کرد

00:24:49.420 --> 00:24:53.140
.این چیزی بود که واقعا نمی شد کاریش کرد

00:24:53.140 --> 00:24:57.050
.سرپرست لی هنوز توی راس بون وون بود

00:24:57.050 --> 00:24:58.980
دیگه چی کار می تونست بکنه؟

00:24:58.980 --> 00:25:01.460
،اگه به اون روزها فکر کنم

00:25:01.460 --> 00:25:04.990
.خیلی ناراحت کننده است، قلبم رو به در میاره

00:25:04.990 --> 00:25:09.280
می دونی چه سختی هایی کشید؟

00:25:09.280 --> 00:25:11.910
،اگه من به سرپرست لی نگفته بودم

00:25:11.910 --> 00:25:16.940
.هنوزم با پررویی تظاهر می کرد ته پیونگه

00:25:17.920 --> 00:25:22.820
،پس...کسی که گفت

00:25:24.370 --> 00:25:27.020
تو بودی؟

00:25:31.560 --> 00:25:33.230
.بابا

00:25:51.000 --> 00:25:53.270
اینجا بودی؟

00:25:53.270 --> 00:25:55.550
.آقا

00:25:57.460 --> 00:26:00.840
چرا داری این اتاقُ تمیز می کنی؟

00:26:00.840 --> 00:26:05.690
.فقط چون، این کاری بود که همیشه می کردم

00:26:06.280 --> 00:26:11.750
.می دونم این کارُ می کنی چون واسه سفالگر لی متاسفی

00:26:12.560 --> 00:26:17.210
.اون خاک، خاکی بود که تو قرار بود ازش استفاده کنی

00:26:17.210 --> 00:26:19.430
.لازم نیست حس بدی داشته باشی

00:26:19.430 --> 00:26:22.720
.تقصیر خودشه که خواست اینطوری ببره

00:26:22.720 --> 00:26:26.040
.اصلا تقصیر تو نیست

00:26:26.040 --> 00:26:29.640
!جونگ

00:26:29.640 --> 00:26:31.100
.لطفا برو به حیاط

00:26:31.100 --> 00:26:35.380
.شاهزاده کوانگ هی داره از همه ی افراد بون وون بازجویی می کنه

00:26:51.340 --> 00:26:54.890
.جونگ، یه لحظه بیا اینجا

00:26:58.850 --> 00:27:03.610
،شاهزاده دقیقا پرسید

00:27:04.870 --> 00:27:11.710
کسی می دونه اون موقع کی لعاب رو با شکوفه ی هلو درست کرده؟

00:27:11.710 --> 00:27:13.370
شاهزاده؟

00:27:13.370 --> 00:27:15.870
.حقیقت رو بهش گفتم

00:27:15.870 --> 00:27:19.480
.همه چیز رو به جز رابطه ات با خواهر یون اوک

00:27:24.940 --> 00:27:27.710
.حالا نوبت ماست

00:27:27.710 --> 00:27:31.470
اگه ازم در مورد خاک پرسید چی بگم؟

00:27:31.470 --> 00:27:34.380
.فقط هرچی می دونید بهشون بگید

00:27:34.380 --> 00:27:35.850
عیبی نداره؟

00:27:35.850 --> 00:27:38.530
اینکه سعی کردی خاک سفید ساحلی بدست بیاری؟

00:27:38.530 --> 00:27:40.330
.فکر کنم اگه بدونه اتفاق بدی بیوفته

00:27:40.330 --> 00:27:44.300
.به هر حال می فهمه. پس می تونید بهش بگید

00:27:44.300 --> 00:27:47.640
.فعلا، باشه. جونگ

00:27:54.910 --> 00:28:00.920
اعلیحضرت، چرا هنوز حکمتون رو ابلاغ نکردید؟

00:28:00.920 --> 00:28:04.670
.کوانگ هی الان هنوز داره تحقیق می کنه

00:28:04.670 --> 00:28:08.520
.قلبت رو آروم کن و یه مقدار دیگه صبر کن

00:28:08.520 --> 00:28:10.120
.اعلیحضرت

00:28:10.120 --> 00:28:14.620
فکر می کنید قلب من فقط به خاطر بون وون هنوز به آرامش نرسیده؟

00:28:14.620 --> 00:28:18.760
.دارم سعی می کنم از شاهزاده ی جوون و شکننده ام محافظت کنم

00:28:18.760 --> 00:28:21.110
واقعا نمی دونید؟

00:28:21.110 --> 00:28:23.470
،باید بذاریم همه بدونن که حتی دستشون به یه تار موش بخوره

00:28:23.470 --> 00:28:29.380
.هرکسی هم که باشه نمی تونه از خشم شما در امان بمونه

00:28:30.970 --> 00:28:35.730
قول ندادید از شاهزاده شین سونگم مراقبت کنید؟

00:28:35.730 --> 00:28:39.230
تا من و شاهزاده شین سونگم بتونیم
با آرامش روزهامون رو سپری کنیم؟

00:28:39.230 --> 00:28:42.100
.خواهش می کنم کمکمون کنید

00:28:43.540 --> 00:28:46.570
.می فهمم. این کارُ می کنم

00:28:46.570 --> 00:28:51.510
.بهشون می گم کارها رو زودتر پیش ببرن

00:28:51.510 --> 00:28:53.420
سانگ سون اونجایی؟

00:28:53.420 --> 00:28:55.680
.بله، اعلیحضرت

00:28:59.220 --> 00:29:04.980
کسی که سفارش اون خاک رو داد و کسی که اون لعاب رو ساخت

00:29:08.120 --> 00:29:10.750
تو بودی، جونگ یی؟

00:29:12.520 --> 00:29:14.400
.بله

00:29:14.400 --> 00:29:18.160
.واسه همین سفالگر لی سعی داره تقصیر رو بندازه گردن تو

00:29:18.160 --> 00:29:21.140
.می گفت همه چیز نقشه ی تو بوده

00:29:23.000 --> 00:29:29.920
.اما، کسی که از خاک و لعاب استفاده کرده، اون بوده

00:29:32.380 --> 00:29:37.630
.می دونم چقدر اتهاماتش غیر قابل باورن

00:29:40.360 --> 00:29:47.510
،از انتخاب خاک و پیش بینی اینکه شاهزاده غش می کنه

00:29:47.510 --> 00:29:52.180
.خیلی پیچیده تر از اونیه که کسی بخواد از قبل برنامه ریزیش کنه

00:29:52.180 --> 00:29:54.820
.خیلی پیچیده است

00:29:57.850 --> 00:30:00.590
حرفی برای گفتن داری؟

00:30:01.380 --> 00:30:07.210
می ذارید شاهزاده شین سونگ رو ببینم؟

00:30:07.210 --> 00:30:09.250
شین سونگ؟

00:30:09.250 --> 00:30:11.330
.بله

00:30:11.330 --> 00:30:15.210
،اینکه با استفاده از کاسه ی دارو مشکلی دارن یا نه رو

00:30:15.210 --> 00:30:18.570
.دوست دارم شخصا ببینمشون و ازشون بپرسم

00:30:25.290 --> 00:30:27.850
،از دیدن شما در این وضعیت سلامتی عالی

00:30:27.850 --> 00:30:32.020
.خیلی متاسف و ممنونم

00:30:32.020 --> 00:30:34.680
همش به خاطر کاسه ی دارویی نیست که تو ساختی؟

00:30:34.680 --> 00:30:37.010
.داشتم فکر می کردم نکنه بشکنمش

00:30:37.010 --> 00:30:41.510
برای اینکه سعی کنم نشکنمش، دارم
.با احتیاط ازش استفاده می کنم

00:30:41.510 --> 00:30:43.330
.راحت ازش استفاده کنید شاهزاده

00:30:43.330 --> 00:30:48.720
.اگه بخواید دوباره براتون می سازم و بهتون میدم

00:30:49.750 --> 00:30:53.890
.باید پدرم رو ببینم، پس به صحبتتون ادامه بدید

00:31:01.510 --> 00:31:03.280
.پدر

00:31:03.280 --> 00:31:06.140
.می خواستم بیام ببینمتون پدر

00:31:06.140 --> 00:31:09.520
.الان کار بازجوییم از مردم بون وون تموم شد

00:31:09.520 --> 00:31:12.290
.زحمات دلیرانه ات یکم دیر شد

00:31:12.310 --> 00:31:16.540
.اعلیحضرت دستور مجازات با قطع سر رو دادن

00:31:16.540 --> 00:31:18.910
چی؟

00:31:18.910 --> 00:31:20.820
حقیقت داره؟

00:31:21.750 --> 00:31:25.110
.فردا، اعدام انجام می شه

00:31:25.110 --> 00:31:30.320
پدر، بهم دستور ندادید حقیقت رو برملا کنم؟

00:31:30.320 --> 00:31:34.000
چرا قبل از گوش دادن به یافته هام تصمیم گرفتید؟

00:31:34.000 --> 00:31:35.580
.شاهزاده کوانگ هی

00:31:35.580 --> 00:31:41.230
وقتی جرمش مثل روز روشنه، چی واسه برملا کردن می مونه؟

00:31:42.350 --> 00:31:43.400
.پدر

00:31:43.400 --> 00:31:47.400
این غیر قابل انکاره که شاهزاده
.شین سونگ به خاطر اون کاسه غش کرد

00:31:47.480 --> 00:31:49.550
،حتی بعد از آسیب زدن به یکی از اعضای خانواده ی سلطنتی

00:31:49.550 --> 00:31:52.010
،حتی اگه به این خاطر آزاد شه و هرجا می خواد بره

00:31:52.010 --> 00:31:56.600
چه تضمینی هست که دیگه این اتفاق نیوفته؟

00:31:56.600 --> 00:32:00.730
برای تاکید روی اهمیت قوانین سلطنتی و
.اطمینان از اینکه این اتفاق دیگه نیوفته

00:32:00.730 --> 00:32:03.720
.اونُ یه نمونه قرار می دم. این تصمیم منه

00:32:18.440 --> 00:32:21.830
.مجرم لی یوک دو. فرمان سلطنتی رو بپذیر

00:32:26.610 --> 00:32:32.930
با اینکه استعدادهای تو استثنایی هستن، اما از استعدادت
.به درستی استفاده نکردی و در راه طمعت اونُ به کار بردی

00:32:32.930 --> 00:32:34.510
(فردا در 8امین ساعت (حدودا 1 بعد از ظهر

00:32:34.510 --> 00:32:37.390
.سرت زده خواهد شد

00:32:41.210 --> 00:32:43.820
.خواهش می کنم

00:32:43.850 --> 00:32:46.460
.خواهش می کنم اجازه بدید اعلیحضرت رو ببینم

00:32:46.460 --> 00:32:48.860
...چطور ممکنه

00:32:48.940 --> 00:32:51.030
چطور ممکنه همچین اتفاقی بیوفته؟

00:32:51.030 --> 00:32:53.050
.اینجا رو ببینید

00:32:53.050 --> 00:32:54.920
خواهش می کنم اجازه بدید

00:32:55.860 --> 00:32:58.850
.پدرم، سرپرست بون وون رو ببینم

00:32:58.850 --> 00:33:00.960
.خواهش می کنم. التماس می کنم

00:33:00.960 --> 00:33:02.710
.اینجا رو ببینید

00:33:03.690 --> 00:33:05.910
!ببینید

00:33:06.870 --> 00:33:09.390
مجازات با قطع سر؟

00:33:10.650 --> 00:33:13.010
قطع سر؟

00:33:14.360 --> 00:33:17.620
قطع سر؟

00:33:22.700 --> 00:33:27.720
خواهش می کنم...بذارید برم داخل...خواهش می کنم...خواهش می کنم

00:33:27.720 --> 00:33:29.160
.خواهش می کنم بذارید برم داخل

00:33:29.160 --> 00:33:31.120
.هیچ کس اجازه ی ورود نداره

00:33:31.120 --> 00:33:32.720
!یوک دو! یوک دو

00:33:32.720 --> 00:33:33.680
!یوک دو

00:33:33.680 --> 00:33:36.220
.عقب وایسا

00:33:38.950 --> 00:33:40.450
...یوک دو

00:33:40.450 --> 00:33:42.520
!یوک دو

00:33:42.520 --> 00:33:44.610
.یوک دو

00:33:46.990 --> 00:33:49.150
...یوک دو

00:33:57.360 --> 00:34:00.110
حقیقت داره که فردا سرش زده می شه؟

00:34:00.110 --> 00:34:01.980
خبر داری؟

00:34:02.940 --> 00:34:04.490
.شنیدم

00:34:04.490 --> 00:34:07.920
بقیه رو نمی دونم، اما من می دونم

00:34:07.920 --> 00:34:11.960
می خوای سفالگر لی رو به کشتن بدی تا
از سرپرست لی انتقام بگیری، درسته؟

00:34:13.710 --> 00:34:16.520
،یه نفر به خاطر تو قراره بمیره

00:34:16.520 --> 00:34:19.390
چطور می تونی اینقدر آروم باشی؟

00:34:19.390 --> 00:34:21.640
!واقعا که حیرت آوری

00:34:23.960 --> 00:34:26.280
گفتی منُ دوست خودت می دونی

00:34:26.280 --> 00:34:29.330
و از دوستت واسه همچین کاری استفاده کردی؟

00:34:29.330 --> 00:34:32.670
،برای انتقام خودت از رابطه ی من و سفالگر لی سوء استفاده کرده

00:34:32.670 --> 00:34:35.040
و هنوز، عین خیالتم نیست؟

00:34:36.360 --> 00:34:38.120
،سفالگر سلطنتی لی

00:34:38.120 --> 00:34:41.120
.فقط به من نگاه می کرد

00:34:41.120 --> 00:34:47.160
،همچین مردی داره به خاطر من می میره
می خوای تا آخر عمرم این بار به دوشم باشه؟

00:34:47.160 --> 00:34:49.140
اینطوره؟

00:34:51.540 --> 00:34:55.360
.سرپرست لی رو رو به روی زندان دیدم

00:34:55.360 --> 00:35:00.120
.اون مرد قوی، از هم پاشیده شده بود و گریه می کرد

00:35:00.120 --> 00:35:04.150
.اگه سفالگر لی بمیره، سرپرست لی طاقت نمیاره

00:35:04.150 --> 00:35:07.320
.اون کسی نیست که بدون پسرش زنده بمونه

00:35:07.320 --> 00:35:09.940
این اون انتقامیه که می خواستی؟

00:35:11.600 --> 00:35:15.090
،اگه واقعا حس بدی از مرگ سفالگر لی داری

00:35:16.390 --> 00:35:18.740
برو و برملا کن

00:35:20.130 --> 00:35:22.400
،اون خاک

00:35:22.400 --> 00:35:24.810
.چیزی بود که من می خواستم به دست بیارم

00:35:26.030 --> 00:35:28.650
که تو فریبم دادی و

00:35:28.650 --> 00:35:31.030
.اونُ به سفالگر لی دادی

00:35:31.030 --> 00:35:32.400
.باشه

00:35:32.400 --> 00:35:34.320
.می خوام همین کارُ بکنم

00:35:34.320 --> 00:35:36.600
،همه چیز نقشه ی تو بود

00:35:36.600 --> 00:35:40.420
.می خوام همین الان برم پیش پلیس بهشون بگم

00:35:41.800 --> 00:35:44.890
،اما به عنوان سرپرست تجار

00:35:44.890 --> 00:35:49.170
.اگه روی تجارتخونه ام تاثیر بذاره، نمی تونم

00:35:49.170 --> 00:35:53.290
اینم یه قسمت از نقشه ات نبود؟

00:35:56.800 --> 00:35:58.870
.تو راه خونه مراقب خودت باش

00:36:14.540 --> 00:36:18.480
فقط با اینجا نشستن فکر کردی می تونی نجاتش بدی؟

00:36:18.480 --> 00:36:20.170
...شاهزاده

00:36:20.170 --> 00:36:23.560
...شما فرزند صالح این کشورید

00:36:23.560 --> 00:36:27.730
.بعد از اعلیحضرت، شما قانونمدار حقیقی هستید

00:36:27.730 --> 00:36:29.890
.خواهش می کنم... خواهش می کنم

00:36:29.890 --> 00:36:32.220
.یوک دو رو نجات بدید

00:36:32.220 --> 00:36:34.630
،این قدرت

00:36:34.630 --> 00:36:37.170
رو چرا الان داری تشخیص می دی؟

00:36:37.170 --> 00:36:39.860
.باید زودتر میومدی پیشم

00:36:39.860 --> 00:36:42.830
.واسه نجات سفالگر لی خیلی دیره

00:36:42.830 --> 00:36:45.890
...الان فقط باید نگران خودت باشی

00:36:45.890 --> 00:36:49.340
،بذارید یوک دو رو ببینم

00:36:50.220 --> 00:36:52.210
...برای آخرین بار

00:36:52.220 --> 00:36:54.340
...برای آخرین بار

00:36:54.340 --> 00:36:59.410
.یه بار دیگه بذارید ببینمش، یه بار دیگه شاهزاده

00:36:59.470 --> 00:37:00.890
...شاهزاده

00:37:00.890 --> 00:37:04.410
.قبل از اون باید چیزی از سفالگر لی بپرسم

00:37:04.410 --> 00:37:07.880
اگه همه چیز خوب پیش بره، می ذارم ببینیش، پس

00:37:07.880 --> 00:37:09.880
.همینجا صبر کن

00:37:12.050 --> 00:37:13.770
...شاهزاده

00:37:14.770 --> 00:37:16.460
...شاهزاده

00:37:17.700 --> 00:37:21.470
...شاهزاده

00:37:21.470 --> 00:37:23.600
!شاهزاده

00:37:33.430 --> 00:37:39.720
.یوک دو

00:37:49.370 --> 00:37:51.740
.عقلت رو از دست دادی

00:37:52.720 --> 00:37:54.790
.شاهزاده

00:37:59.550 --> 00:38:01.260
.راحت بشین

00:38:01.260 --> 00:38:02.920
به هر حال به زودی می میری، چرا به احترام اهمیت می دی؟

00:38:02.920 --> 00:38:04.770
.این ناعادلانه است

00:38:05.510 --> 00:38:07.950
...چطور می تونستم

00:38:07.950 --> 00:38:11.680
چند نفر تا حالا توی زندان به جرمشون اعتراف کردن؟

00:38:11.680 --> 00:38:13.110
.شاهزاده

00:38:13.110 --> 00:38:15.100
.بابات رو سر راه دیدم

00:38:15.100 --> 00:38:17.580
.تمام تکبر روزهای سرپرستیش رو از دست داده

00:38:17.580 --> 00:38:20.470
.همه ی آرامشش رو از دست داده و به سختی می تونه سرپا وایسه

00:38:20.470 --> 00:38:22.610
.واقعا ناراحته

00:38:23.590 --> 00:38:25.780
پدرم رو می گید؟

00:38:25.780 --> 00:38:27.960
اون پدر یه خائنه، اینطور نیست؟

00:38:27.960 --> 00:38:30.020
.البتهوکه اینطور می شه

00:38:34.450 --> 00:38:36.660
چرا صورتت اینطوریه؟

00:38:36.660 --> 00:38:38.950
نمی دونستی این اتفاق می افته؟

00:38:38.950 --> 00:38:40.550
،بعد از اینکه اعدام شی

00:38:40.550 --> 00:38:43.220
فکر نمی کنی بابات نفر بعدی می شه؟

00:38:44.100 --> 00:38:46.800
.البته که باید از مقام سرپرستیش کناره گیری کنه

00:38:46.800 --> 00:38:50.790
اما سرپرست لی که آخر هم مسئول همه
.چیزه، می تونه جونش رو حفظ کنه

00:38:50.790 --> 00:38:53.390
.این نگران کننده است

00:38:53.390 --> 00:38:55.010
...چطور

00:38:55.780 --> 00:38:58.420
...چطر، حتی بابام

00:38:58.420 --> 00:39:00.160
اگه به من گوش بدی

00:39:00.160 --> 00:39:02.690
،جون بابات رو تضمین می کنم

00:39:02.690 --> 00:39:04.540
حرفهام رو گوش می کنی؟

00:39:06.210 --> 00:39:09.960
.فردا که برسه من اعدام می شم

00:39:10.920 --> 00:39:14.280
چی کار می تونم بکنم؟

00:39:14.280 --> 00:39:16.640
همه چیز رو بنداز گردن

00:39:16.640 --> 00:39:18.940
.کوانگ هی

00:39:19.820 --> 00:39:22.560
.بگو اون راجع به بیماری شین سونگ بهت گفته بود

00:39:22.560 --> 00:39:26.150
و تهدیدت کرده که اگه ظرفی که می خواد
.رو براش نسازی از مقامت برکنارت می کنه

00:39:26.150 --> 00:39:28.360
.که همه ی این ها زیر سر کوانگ هی بوده

00:39:28.360 --> 00:39:30.650
.این چیزیه که می خوام بگم

00:39:30.650 --> 00:39:31.520
چی؟

00:39:31.520 --> 00:39:34.100
.اون وقت بابات در امان می مونه

00:39:34.100 --> 00:39:36.050
!برادر

00:39:38.100 --> 00:39:40.570
.من وسط بازجوییَم، پس کسی نباید بیاد داخل

00:39:40.570 --> 00:39:43.790
چطور قوانین زندان می تونه اینقدر الکی باشه؟

00:39:54.390 --> 00:39:55.930
!برادر

00:39:55.930 --> 00:39:58.780
چرا این کارها رو می کنی؟

00:39:58.780 --> 00:40:02.360
داداشی مثل من برات فقط خاره؟

00:40:02.360 --> 00:40:06.250
.من هیچ احساس اینطوری و غیر از این ندارم

00:40:06.250 --> 00:40:09.390
.تو باید از سر راه کنار بری تا من بتونم ولیعهد شم

00:40:09.390 --> 00:40:11.840
به عنوان برادرت برات ناراحتم، اما

00:40:11.840 --> 00:40:14.710
به عنوان پسر بزرگتر این سنتمونه و

00:40:14.710 --> 00:40:16.860
برای مردممون و

00:40:16.860 --> 00:40:18.640
برای کشورمون

00:40:18.640 --> 00:40:21.100
فکر می کنی

00:40:21.100 --> 00:40:23.630
حقی داری؟

00:40:24.770 --> 00:40:25.790
چی؟

00:40:25.790 --> 00:40:28.690
منُ از سر راه کنار بزنی تا ولیعهد شی و

00:40:28.690 --> 00:40:30.250
تاج و تخت رو به ارث ببری؟

00:40:30.250 --> 00:40:32.670
سعی داری چی کار کنی؟

00:40:32.670 --> 00:40:35.290
می خوای چه جور شاهی باشی؟

00:40:37.310 --> 00:40:39.950
چهره ی مادر رو یادته؟

00:40:44.520 --> 00:40:48.240
.منم نمی تونم چهره ی مادر رو به یاد بیارم

00:40:48.240 --> 00:40:50.170
،اما

00:40:50.170 --> 00:40:53.080
،نمی تونم دست های سرد مادر رو فراموش کنم

00:40:53.080 --> 00:40:56.940
.که سعی می کرد سرم رو نوازش کنه

00:40:56.940 --> 00:41:00.510
دست و پاهای مادر همیشه سرد بود، واسه
.همینم همیشه خیلی زود سرما می خورد

00:41:01.500 --> 00:41:04.570
شنیدم دکترهای سلطنتی داشتن این طرف و اون طرف می دویدن

00:41:09.580 --> 00:41:11.680
،وقتی به تاج و تخت برسم

00:41:12.520 --> 00:41:16.700
.حداقلش قلب مادر رو گرم می کنم

00:41:18.430 --> 00:41:21.640
من اونُ بعد از مرگش با لقب ملکه
.ی مادر گونگ بین مفختر می کنم

00:41:21.640 --> 00:41:24.370
،توی سون نونگ براش آرامگاه می زنم

00:41:25.350 --> 00:41:28.060
.و بدن مبارکش رو به آرامگاه سلطنتی می برم

00:41:28.060 --> 00:41:31.020
و همینطور بهش مقام ملکه ی سلطنتی
.رو می دم که کاملا لایقش بود

00:41:32.530 --> 00:41:37.850
.به عنوان شاه حتما این کارُ می کنم

00:41:40.100 --> 00:41:43.040
.من هم همین کارُ می کنم

00:41:44.110 --> 00:41:48.080
چرا فکر می کنی فقط خودت این رویا رو داری؟

00:41:49.730 --> 00:41:52.920
...حتی وقتی توی درس هام تنبلی می کردم

00:41:52.920 --> 00:41:56.670
،حتی وقتی احساس کردم مقام شاهزادگی خیلی ناامیدکننده است

00:41:56.670 --> 00:42:02.570
به مادر فکر می کردم و اونوقت نمی تونستم
!سهل انگاری کنم، حتی برای یه لحظه

00:42:04.180 --> 00:42:06.700
.من اینطوری زندگی کردم

00:42:06.700 --> 00:42:10.140
.همیشه فکر کردم مادر داره نگاهم می کنه

00:42:10.140 --> 00:42:14.000
.همه ی سعیم رو کردم که پسر شرم آوری نباشم

00:42:14.860 --> 00:42:17.280
داری می گی که من پسر شرم آوریم؟

00:42:17.280 --> 00:42:24.400
.خودت بهتر از هر کسی می دونی چطوری زندگی کردی

00:42:27.270 --> 00:42:31.490
،با در نظر گرفتن اینکه مادر داره به ما نگاه می کنه

00:42:31.490 --> 00:42:36.680
...با در نظر گرفتن خانواده ی سلطنتی و مردم

00:42:36.680 --> 00:42:42.290
.و مخصوصا صلاح این کشور، الان اصلا عقب نمی شینم

00:42:43.330 --> 00:42:51.910
.اون رویایی که درونت پرورش می دی، رویای منه

00:43:07.950 --> 00:43:14.140
.فکر کنم این آخرین باری باشه که ببینمت

00:43:18.940 --> 00:43:22.340
.خیلی وقت پیش بود

00:43:22.340 --> 00:43:27.260
.اما ازت یه خاطره دارم که هنوز نگهش داشتم

00:43:33.420 --> 00:43:36.030
<i>داری چی کار می کنی؟</i>

00:43:41.080 --> 00:43:45.310
<i>دارم به چینی هایی که سفالگر یواولدام ساخته نگاه می کنم</i>

00:43:48.580 --> 00:43:53.840
<i>یاد گرفتم که چینی های سلطنتی
جواهراتی هستن که از خاک ساخته می شن</i>

00:43:53.840 --> 00:43:55.460
<i>.همینطوره</i>

00:43:55.460 --> 00:43:58.430
<i>  هرکسی ازشون استفاده می کنه رو مجبور به تحسین می کنه </i>

00:43:58.430 --> 00:44:00.110
<i>اینُ یاد گرفتی؟؟</i>

00:44:00.110 --> 00:44:01.790
<i>.بله</i>

00:44:01.790 --> 00:44:05.860
<i>اما وقتی به چینی های سفالگر یواولدام نگاه می کنم</i>

00:44:05.860 --> 00:44:08.190
<i>.تکبر ناپدید می شه</i>

00:44:08.190 --> 00:44:13.130
<i>چیزهایی مثل قدرت و دلفریبی هیچ می شن؟</i>

00:44:13.130 --> 00:44:14.480
<i>اینطور فکر نمی کنی؟</i>

00:44:14.480 --> 00:44:17.080
<i>.دقیقا همینطوره</i>

00:44:17.080 --> 00:44:23.060
<i>،باید کلی فکر توی سرت داشته باشی، به عنوان سفالگر سلطنتی</i>

00:44:23.060 --> 00:44:28.480
<i>نمی تونی فریبندگی رو نادیده بگیری و در عین
.حال این فکرها رو هم کنار می ذاری</i>

00:44:28.480 --> 00:44:32.830
<i>حالا که احساسم رو درک کردید کاملا شرمسار لطفتون هستم</i>

00:44:32.830 --> 00:44:34.270
<i>.اصلا</i>

00:44:34.270 --> 00:44:40.410
<i>من واقعا تحت تاثیر و قدردانتم که با این ذهن
.و قلبت رو درگیر ساخت ظروف سلطنتی می کنی</i>

00:44:40.410 --> 00:44:44.740
<i>تنهات می ذارم ، پس می تونی هرچقدر
.می خوای به چینی ها نگاه کنی</i>

00:44:58.250 --> 00:45:03.150
فکر نمی کردم منُ از اون موقع

00:45:03.150 --> 00:45:05.310
.به یاد بیارید

00:45:05.310 --> 00:45:08.070
یه زمانی

00:45:08.070 --> 00:45:12.460
.فکر کردم بهتر از هر کس دیگه ای می شناسمت

00:45:12.460 --> 00:45:18.230
قبلا فقط به چینی اهمیت نمی دادی
و واسه چینی دست و پا نمی زدی؟

00:45:19.480 --> 00:45:24.660
،اون مال اون زمانی بود که من و شاهزاده

00:45:26.010 --> 00:45:29.610
.خیلی وقته فراموشش کردیم

00:45:31.050 --> 00:45:34.120
...با فکر از دست دادن تویی که اونطوری بودی

00:45:35.000 --> 00:45:38.070
.خیلی ناراحت می شم

00:45:41.290 --> 00:45:45.110
آخرین اشتباهی که کردی رو فراموش می کنم

00:45:45.110 --> 00:45:49.040
فقط سفالگی رو به یاد میارم که

00:45:50.620 --> 00:45:53.510
.فقط به چینی فکر می کرد و پیش می رفت

00:46:00.110 --> 00:46:02.370
.اعلیحضرت

00:46:03.860 --> 00:46:08.850
،این ها همش وظیفه ی من به عنوان سرپرست سفالگرانه

00:46:08.850 --> 00:46:12.450
.و گناهم به عنوان یه پدر

00:46:12.450 --> 00:46:14.980
،خواهش می کنم جون سفالگر سلطنتی لی رو نجات بدید

00:46:14.980 --> 00:46:19.740
.و به جاش منُ تنبیه کنید اعلیحضرت

00:46:20.770 --> 00:46:25.670
.خواهش می کنم فرمان زدن سرش رو کنسل کنید

00:46:26.880 --> 00:46:33.640
.به عنوان پدرش، من تنبیهش رو به گردن می گیرم اعلیحضرت

00:46:33.640 --> 00:46:35.720
!اعلیحضرت

00:46:36.990 --> 00:46:39.680
!اعلیحضرت

00:46:41.700 --> 00:46:45.760
اعلیحضرت! سرپرست بون وون در مقابل قصر داره عجز و ناله می کنه

00:46:45.760 --> 00:46:48.990
.که به جای پسرش تنبیه رو بپذیره

00:46:48.990 --> 00:46:51.300
.از اونجایی که پدرشه، کاملا مشخص بود که این کارُ می کنه

00:46:51.300 --> 00:46:56.990
وقتی مجازات اجرا شه، اون هم بی خیال می
.شه و می ره، بگو حکم رو سریعتر عملی کنن

00:47:55.880 --> 00:47:57.130
!هی! هی

00:47:57.130 --> 00:48:00.030
!این کارُ نکن

00:48:00.030 --> 00:48:02.780
!هی! هی-
!نکن-

00:48:08.200 --> 00:48:10.410
...توی خائن

00:48:18.970 --> 00:48:23.080
.خائن رو با قطع سر مجازات کنید

00:48:57.240 --> 00:48:59.630
!یوک دو

00:49:00.570 --> 00:49:03.150
...نه، نه، نه، نه

00:49:05.220 --> 00:49:08.310
!یوک دو

00:49:12.000 --> 00:49:15.730
!یوک دو

00:49:16.600 --> 00:49:18.930
وااااااای

00:49:18.930 --> 00:49:30.550


00:49:30.550 --> 00:49:32.750
!تمومش کنید

00:49:34.640 --> 00:49:37.220
.تمومش کنید

00:49:39.570 --> 00:49:43.320
.این دستور سلطنتیه، مجازات رو متوقف کنید

00:49:51.940 --> 00:49:53.790
.یوک دو

00:49:54.530 --> 00:49:59.720
.یوک دو. یوک دو. یوک دو

00:49:59.720 --> 00:50:01.370
...بابا

00:50:01.370 --> 00:50:03.820
...تو نجات پیدا کردی یوک دو

00:50:04.800 --> 00:50:06.910
...یوک دو

00:50:06.910 --> 00:50:08.050
...بابا

00:50:08.050 --> 00:50:10.660
...بله...یوک دو

00:50:10.660 --> 00:50:13.420
.فرمان سلطنتیه که به اداره ی دادستانی منتقل شه

00:50:13.420 --> 00:50:14.890
.کنار بایست

00:50:14.890 --> 00:50:16.760
...چی

00:50:20.840 --> 00:50:23.320
!یوک دو

00:50:23.320 --> 00:50:28.590
!یوک دو! یوک دو

00:50:29.550 --> 00:50:36.370
!یوک دو! یوک دو! یوک دو

00:50:45.820 --> 00:50:47.370
!اعلیحضرت

00:50:47.370 --> 00:50:48.830
همه ی اینا

00:50:48.870 --> 00:50:50.900
.به عنوان سرپرست بون وون، تقصیر منه

00:50:50.930 --> 00:50:52.330
.منُ تنبیه کنید

00:50:52.360 --> 00:50:54.470
.خواهش می کنم

00:50:54.470 --> 00:50:58.630
.شاهزاده شین سونگ وقتی از کاسه ی تو استفاده کرد، غش کرد

00:51:04.310 --> 00:51:08.120
<i>یه جلسه ی فوری با اعلیحضرت
.دارم، به صحبتتون ادامه بدید</i>

00:51:12.850 --> 00:51:17.060
<i>وقتی از این کاسه استفاده می کردید، مشکلی داشتید؟</i>

00:51:17.090 --> 00:51:23.290
<i>مشکل رو نمی دونم، شاید به خاطر احساس خودمه، اما
.وقتی ازش استفاده می کنم احساس می کنم دارو تلخیه کمتری داره</i>

00:51:23.290 --> 00:51:26.780
<i>.احتمالا به خاطر مواد لعابه</i>

00:51:26.810 --> 00:51:28.710
<i>مواد لعاب؟</i>

00:51:29.290 --> 00:51:30.530
<i>.شاهزاده</i>

00:51:30.560 --> 00:51:34.960
<i>.در واقع یه خواهشی ازتون دارم، واسه همین خواستم ببینمتون</i>

00:51:34.990 --> 00:51:36.740
<i>.چیه؟ بگو</i>

00:51:36.760 --> 00:51:41.580
<i>...فردا صبح وقتی به دیدن پدرتون میرید</i>

00:51:52.830 --> 00:51:54.880
<i>.الان بهتر به نظر می رسی</i>

00:51:54.880 --> 00:51:57.410
<i>،از وقتی از کاسه ای که گرفتم داروم رو می خورم</i>

00:51:57.430 --> 00:52:00.070
<i>.به نظر می رسه بدنم داره خوب جواب می ده</i>

00:52:00.470 --> 00:52:03.660
<i>.عوض کردن یه کاسه تغییری به وجود نمیاره</i>

00:52:03.660 --> 00:52:06.000
<i>.احتمالا فقط به خاطر احساس خودته</i>

00:52:06.050 --> 00:52:09.850
<i>،من حتی از خوردن دارو از یه کاسه ی بد غش کردم</i>

00:52:09.890 --> 00:52:11.950
<i>...معتقدم که این کاسه ی چینی</i>

00:52:11.950 --> 00:52:14.800
<i>.قطعا داره به سلامتیم کمک می کنه</i>

00:52:14.810 --> 00:52:18.360
<i>درسته، چقدر خوب که سلامتیت اینقدر زود داره بهتر می شه</i>

00:52:18.400 --> 00:52:20.280
<i>.و سلامتی خودت رو نشون می دی</i>

00:52:20.280 --> 00:52:24.560
<i>.این بهترین کاریه که می تونی برای من و مامانت بکنی</i>

00:52:24.580 --> 00:52:28.430
<i>.شنیدم راز خاصی در ساختن اون کاسه ی چینی هست</i>

00:52:28.450 --> 00:52:30.260
<i>منظورت چیه یه راز خاص؟</i>

00:52:30.290 --> 00:52:33.060
<i>گفتن چیه؟ خیلی کنجکاوم؟</i>

00:52:33.110 --> 00:52:36.790
<i>خودتون گوش می کنید؟</i>

00:52:45.110 --> 00:52:48.270
<i>،شنیدم این ظرف راز خاصی داره</i>

00:52:48.270 --> 00:52:50.090
<i>اون چیه؟</i>

00:52:50.100 --> 00:52:52.590
<i>،وقتی داشتم اون ظرف چینی رو می ساختم</i>

00:52:52.610 --> 00:52:56.400
<i>فقط یه آرزو داشتم. و اون این بود که
.شاهزاده شین سونگ هرچه زودتر خوب شن</i>

00:52:56.450 --> 00:52:58.980
<i>.این رو با صمیمیتی خالصانه ساختم</i>

00:52:59.590 --> 00:53:04.570
<i>به سختی خاک سفید از کوه گه بانگ که
.جنسینگ های وحشی رشد می کنه گیر آوردم</i>

00:53:04.570 --> 00:53:06.400
<i>.از جایی که سنگ یشم پیدا شده بود آب آوردم</i>

00:53:06.430 --> 00:53:09.760
<i>.و گل رو با آبی که با سنگ یشم تصویه شده بود ساختم</i>

00:53:10.150 --> 00:53:12.330
<i>،همچنین برای ساخت مواد لعاب</i>

00:53:12.360 --> 00:53:16.800
<i>،برای اینکه شاهزاده شین سونگ کمتر تلخیه دارو رو حس کنن</i>

00:53:16.860 --> 00:53:20.320
<i>با استفاده از خاکستر ریشه ی گلپر و
.شیرین بیان، آب قلیایی درست کردم</i>

00:53:20.340 --> 00:53:22.540
<i>و همینطور گیاهان دارویی رو که برای بدن مفیدند رو پختم</i>

00:53:22.580 --> 00:53:24.640
<i>.و از اون با آب تصویه شده استفاده کردم</i>

00:53:24.640 --> 00:53:26.320
<i>!اوهو</i>

00:53:26.340 --> 00:53:29.050
<i>تو این همه کار کردی؟</i>

00:53:29.070 --> 00:53:30.910
<i>.واقعا لایق ستایشی</i>

00:53:31.880 --> 00:53:33.640
<i>،از امروز به بعد</i>

00:53:33.660 --> 00:53:37.020
<i>.من هم ازش استفاده می کنم</i>

00:53:37.970 --> 00:53:42.210
<i>این حس که به راحتی دستم دورش
.حلقه می شه رو دوست دارم</i>

00:53:43.350 --> 00:53:45.330
<i>.اما، اعلیحضرت</i>

00:53:45.330 --> 00:53:50.480
<i>من در اصل قصد نداشتم از اون خاک استفاده کنم</i>

00:53:51.320 --> 00:53:55.090
<i>،خاک سفیدی که در ابتدا می خواستم ازش استفاده کنم</i>

00:53:55.800 --> 00:53:57.970
<i>،متاسفم که بهتون می گم</i>

00:53:58.020 --> 00:54:02.130
<i>خاک سفید از ناحیه ی ساحلی بود
.که سفالگر سلطنتی لی استفاده کرد</i>

00:54:02.180 --> 00:54:03.820
<i>چی؟</i>

00:54:05.530 --> 00:54:06.940
<i>...پس، تو هم</i>

00:54:06.960 --> 00:54:09.410
<i>می تونستی یه خائن باشی؟</i>

00:54:09.460 --> 00:54:13.410
<i>یاد گرفته بودم از اونجایی که خاک ساحلی</i>

00:54:13.410 --> 00:54:16.290
<i>بهترین تصویه کننده ی مواد مضره، می تونه بهترین خاک</i>

00:54:16.310 --> 00:54:18.410
<i>.برای ساختن ظرف دارو باشه</i>

00:54:18.440 --> 00:54:21.740
<i>،واسه همین سعی کردم خاک رو بدست بیارم</i>

00:54:21.770 --> 00:54:24.280
<i>اما نتونستم هیچی گیر بیارم، بنابراین</i>

00:54:24.280 --> 00:54:27.580
<i>.باید به جاش از خاک کوهستان گه بانگ استفاده می کردم</i>

00:54:28.120 --> 00:54:32.520
<i>چرا الان داری این ها رو می گی؟</i>

00:54:33.120 --> 00:54:36.380
<i>بعدش فهمیدم که</i>

00:54:36.430 --> 00:54:40.550
<i>سفالگر سلطنتی از خاکی استفاده کرده
.که اول من می خواستم استفاده کنم</i>

00:54:41.580 --> 00:54:44.200
<i>منظورت چیه؟</i>

00:54:44.230 --> 00:54:45.610
<i>.اعلیحضرت</i>

00:54:45.610 --> 00:54:49.830
<i>،وقتی از سفالگر سلطنتی بازجویی کردم</i>

00:54:49.850 --> 00:54:51.960
<i>اعتراف کرد که اون</i>

00:54:52.000 --> 00:54:54.120
<i>.خاک یوجونگ رو جا به جا کرده</i>

00:54:55.200 --> 00:54:56.890
<i>این چیزی که می گی حقیقت داره؟</i>

00:54:56.910 --> 00:54:58.920
<i>.بله اعلیحضرت</i>

00:54:58.950 --> 00:55:02.840
<i>اون اشتیاق زیادی به بردن داشت و</i>

00:55:02.840 --> 00:55:06.950
<i>.از قبل هیچ اطلاعی از بیماری شاهزاده شین سونگ نداشت</i>

00:55:07.000 --> 00:55:10.600
<i>.خواهش می کنم اعدامش نکنید</i>

00:55:10.620 --> 00:55:12.520
<i>!آدم رقت انگیز</i>

00:55:12.550 --> 00:55:15.490
<i>و من فکر کردم اون اونقدر باارزشه که سرپرست بون وون شه؟</i>

00:55:15.490 --> 00:55:17.720
<i>.اون قربانی حقه ی خودش شد</i>

00:55:17.760 --> 00:55:19.490
<i>.پس بذار بمیره</i>

00:55:19.510 --> 00:55:21.140
<i>.اعلیحضرت</i>

00:55:21.170 --> 00:55:24.140
<i>،اگه سفالگر سلطنتی اعدام شه</i>

00:55:24.140 --> 00:55:26.450
<i>.بقیه ی عمرم رو با نفرت از خودم زندگی می کنم</i>

00:55:26.470 --> 00:55:30.120
<i>.چون من کسی بودم که اول سعی کردم خاک رو به دست بیارم</i>

00:55:30.130 --> 00:55:31.770
<i>.خواهش می کنم</i>

00:55:31.810 --> 00:55:34.740
<i>.اعدام رو متوقف کنید</i>

00:55:39.350 --> 00:55:42.430
کل داستان رو

00:55:42.480 --> 00:55:45.550
.از کسی که این ظرف دارو رو ساخته شنیدم

00:55:46.720 --> 00:55:48.860
،کسی که فکر می کردم ارزش سرپرست بون وون شدن داره

00:55:48.890 --> 00:55:53.580
میتونه همچین کار ناشیانه ای با فقط
.یه کارگر ساده به عنوان رقیبش بکنه

00:55:57.040 --> 00:55:58.900
سرپرست لی

00:55:58.950 --> 00:56:01.650
چطور بچه ات رو بزرگ کردی؟

00:56:02.090 --> 00:56:03.720
،از موقعیتت به عنوان سرپرست سفالگران استفاده کردی

00:56:03.750 --> 00:56:09.070
که جایگاه سرپرستی رو به کسی بدی که حتی استعداد هم نداره؟

00:56:09.100 --> 00:56:10.990
.اعلیحضرت

00:56:11.000 --> 00:56:14.600
،سفالگر سلطنتی مطمئنا اشتباه بزرگی کرده

00:56:14.610 --> 00:56:16.370
...ولی توانایی و سلیقه اش

00:56:16.400 --> 00:56:19.190
.رو شما خیلی خوب می دونید

00:56:19.230 --> 00:56:21.640
نمی تونی خفه شی؟

00:56:22.200 --> 00:56:24.670
هنوز نفهمیدی؟

00:56:24.690 --> 00:56:27.120
.متاسفم اعلیحضرت

00:56:27.130 --> 00:56:29.420
تو هم به عنوان سرپرست

00:56:29.460 --> 00:56:33.340
.باید مسئولیت این اتفاق رو بپذیری

00:56:37.450 --> 00:56:39.530
حالا می خوای چی کار کنی؟

00:56:39.570 --> 00:56:42.510
.نمی تونم همینطوری بمونم

00:56:43.790 --> 00:56:47.130
.هنوز نتونستم هیچی رو برملا کنم

00:56:47.810 --> 00:56:49.740
،کسی که والدین منُ کشته

00:56:49.760 --> 00:56:52.070
،سرپرست لی

00:56:52.510 --> 00:56:54.940
.هنوز صحیح و سالمه

00:57:00.160 --> 00:57:04.300
.دراز بکش. اول باید وضع بدنت بهتر شه

00:57:08.080 --> 00:57:11.190
.همش به خاطر منه بابا

00:57:11.240 --> 00:57:15.340
نمی دونم اعلیحضرت چه مجازاتی در نظر می گیرن، اما

00:57:16.230 --> 00:57:19.260
.بون وون رو ترک می کنم

00:57:21.090 --> 00:57:25.380
،شهرتم به عنوان سفالگر رو از دست دادم

00:57:25.420 --> 00:57:28.920
.پس کارم به عنوان سفالگر هم تمومه

00:57:29.410 --> 00:57:31.320
می خواستم مثل شما

00:57:31.370 --> 00:57:34.620
سرپرست سفالگرها شم، اما

00:57:34.660 --> 00:57:36.880
.شرمنده ام

00:57:37.260 --> 00:57:39.290
.یوک دو

00:57:39.850 --> 00:57:42.320
این همون چیزیه که اون دختر یوجونگ

00:57:42.370 --> 00:57:44.610
.آرزوش رو داره

00:57:46.420 --> 00:57:48.570
می دونه شرمنده تر از اونی

00:57:48.580 --> 00:57:51.170
.که این شرایط رو تحمل کنی

00:57:51.200 --> 00:57:53.320
.اما باید تحمل کنی

00:57:53.370 --> 00:57:55.790
اینکه اون دختر یوجونگ قصد داره چه کاری انجام بده

00:57:55.820 --> 00:57:57.900
.باید همش رو به خاطر بسپاری

00:57:57.940 --> 00:57:59.900
وقتی مشخص شد که اون یه دختره

00:57:59.950 --> 00:58:02.630
...و از بون وون پرت شد بیرون

00:58:03.450 --> 00:58:06.800
،وقتی مشخص شد دختر یواولدامه و پرت شد بیرون

00:58:06.840 --> 00:58:09.540
،حتی وقتی بیناییش رو از دست داد

00:58:09.560 --> 00:58:11.760
.تا آخرش تحمل کرد

00:58:11.780 --> 00:58:13.570
...یوجونگ، اون دختر

00:58:13.580 --> 00:58:17.910
چه دشمنی ای با من داره که این کارُ باهام کرد؟

00:58:17.930 --> 00:58:20.010
.تو نه

00:58:20.750 --> 00:58:22.830
.اون دنبال منه

00:58:23.290 --> 00:58:24.950
چی؟

00:58:25.950 --> 00:58:28.750
،در گذشته، وقتی برای تعیین سرپرست بون وون رقابت بود

00:58:28.770 --> 00:58:31.290
...لعابی که یواولدام استفاده کرد

00:58:32.000 --> 00:58:34.090
...حقیقت اینه که

00:58:35.130 --> 00:58:37.860
...من از نفوذم استفاده کردم

00:58:38.790 --> 00:58:41.360
.تا کاری کنم یواولدام ظرف رو اونطوری درست کنه

00:58:43.140 --> 00:58:47.610
،یوجونگ، اون دختر، داره ازمون انتقام می گیره

00:58:47.640 --> 00:58:50.590
...درست همونطور که برای باباش اتفاق افتاد

00:58:52.500 --> 00:58:56.030
،دلیلی که الان دارم بهت می گم اینه که

00:58:56.070 --> 00:58:57.960
.بدونی چجور رقیبی داری

00:58:57.990 --> 00:59:01.600
! و اینکه دشمنت چطوریه

00:59:03.960 --> 00:59:07.390
منتظر زمان مناسب موند

00:59:07.420 --> 00:59:10.170
.و بعد تو رو کشوند توی این رقابت

00:59:10.570 --> 00:59:12.820
ما رو توی

00:59:12.850 --> 00:59:15.640
.یه موقعیت جهنمی گذاشت

00:59:16.040 --> 00:59:18.140
،اگه این حقیقت داره

00:59:18.180 --> 00:59:20.480
چرا از اعدام

00:59:20.500 --> 00:59:22.910
نجاتم داد؟

00:59:23.940 --> 00:59:25.750
،احتمالا

00:59:25.760 --> 00:59:28.580
.نقشه های دیگه ای داره

00:59:30.470 --> 00:59:31.930
،راستش رو بگم

00:59:31.970 --> 00:59:35.000
خیلی بیشتر وحشت کردم

00:59:35.020 --> 00:59:37.930
،وقتی که شنیدم جلوی اعدامت رو گرفته

00:59:37.940 --> 00:59:40.560
.تا وقتی که شنیدم تو رو فریب داده تا یه خیانتکار شی

00:59:41.480 --> 00:59:42.720
،اون تونست

00:59:42.750 --> 00:59:45.220
.قلب اعلیحضرت رو تکون بده

00:59:46.260 --> 00:59:49.620
،یو جونگ، اون دختر می خواد انتقام بگیره

00:59:50.090 --> 00:59:53.180
.حتی به قیمت زندگیش

00:59:54.880 --> 00:59:57.830
.من دنباله روئه شمام پدر

00:59:58.430 --> 01:00:00.490
هرگونه توهینی رو تحمل می کنم

01:00:00.520 --> 01:00:03.000
.و کنارتون می مونم

01:00:03.060 --> 01:00:05.670
من هم همون چیزی که ازش گرفتم رو

01:00:05.670 --> 01:00:09.190
.بهش برمی گردونم

01:00:11.550 --> 01:00:14.320
.به هیچی فکر نکن

01:00:14.860 --> 01:00:16.490
،از الان

01:00:16.520 --> 01:00:18.520
.فقط استراحت کن

01:00:30.460 --> 01:00:33.100
زمان جبران کردنت برای من

01:00:33.100 --> 01:00:35.330
.داره نزدیک می شه

01:00:36.070 --> 01:00:39.130
خوب خودت رو قایم کن

01:00:39.170 --> 01:00:41.880
.هیچ کس نبینتت

01:00:43.260 --> 01:00:46.340
<i>.بچه ات که سعی کردی بکشیش، زنده مونده</i>

01:00:46.370 --> 01:00:49.200
.و داره سعی می کنه تو رو بکشونه پایین

01:00:49.200 --> 01:00:52.170
.این سرنوشت توئه

01:00:52.170 --> 01:01:25.020
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:01:25.020 --> 01:01:28.850
.هر توهینی هم که باشه، باید توی بون وون بمونی

01:01:28.870 --> 01:01:30.560
،اگه نه

01:01:30.610 --> 01:01:34.420
.حتی فرصت انتقام گرفتن رو هم پیدا نمی کنی

01:01:43.200 --> 01:01:44.860
.ما اول می ریم

01:01:44.930 --> 01:01:46.950
.اوه

01:02:03.470 --> 01:02:06.520
فکر می کنی نجاتم دادی؟

01:02:06.530 --> 01:02:08.860
.فقط حقیقت رو فاش کردم

01:02:08.860 --> 01:02:13.580
چطور می تونستم شما رو بکشم یا نجات بدم سفالگر سلطنتی؟

01:02:14.660 --> 01:02:17.070
.من واقعا مردم

01:02:18.070 --> 01:02:22.390
، نه اون وقتی که قرار بود اعدام شم

01:02:22.410 --> 01:02:27.550
بلکه اون وقتی که توی دام تو افتادم و شهرتم
.رو به عنوان سفالگر از دست دادم

01:02:27.580 --> 01:02:30.600
وقتی مجبور شدم اعتراف کنم از
...کارگر ساده ای مثل تو خاک دزدیدم

01:02:30.600 --> 01:02:33.900
،که لعاب رو دزدیدم

01:02:35.040 --> 01:02:37.620
.اون موقع مرده بودم

01:02:38.450 --> 01:02:40.530
،در این صورت

01:02:40.530 --> 01:02:43.220
تو نجاتم ندادی، بلکه

01:02:43.830 --> 01:02:46.070
.کشتیم

01:02:46.510 --> 01:02:48.380
،از این اتفاق

01:02:48.380 --> 01:02:51.640
.امیدوارم حقیقت رو فهمیده باشید

01:02:52.490 --> 01:02:57.260
.اینکه پدرتون واقعا چطور آدمیه

01:02:57.260 --> 01:03:00.010
،شما، کسی که اون خون رو به ارث بردید

01:03:00.040 --> 01:03:03.650
،هم تا اینجا پیش رفتید تا برنده شید

01:03:03.650 --> 01:03:06.190
،امیدوار بودم خودتون بفهمید

01:03:07.030 --> 01:03:09.590
.همونطور شد که می خواستی

01:03:10.580 --> 01:03:13.550
.منُ به اینجا کشوندی

01:03:14.780 --> 01:03:16.840
،از الان

01:03:17.400 --> 01:03:19.500
،تا وقتی که بتونم شکستت بدم

01:03:19.500 --> 01:03:22.590
.هرکاری می تونم بکنم

01:03:23.740 --> 01:03:25.990
متاسفم، اما

01:03:26.020 --> 01:03:29.610
،شما دشمن من نیستید

01:03:30.660 --> 01:03:33.870
دیگه شما رو توی این ماجرا نمی کشم، پس

01:03:33.900 --> 01:03:36.260
.برید کنار

01:03:36.260 --> 01:03:55.960
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:03:55.960 --> 01:03:57.480
<c.color800080><i>~ پیش نمایش ~</i></c>

01:03:57.820 --> 01:04:00.000
.فکر می کنم تغییرات بزرگی توی بون وون رخ بده

01:04:00.000 --> 01:04:01.740
چه احساسی دارید که به عنوان سرپرست سفالگرها انتخاب شید؟

01:04:01.740 --> 01:04:04.650
.هیچ وقت جهنم امروز رو فراموش نمی کنم

01:04:04.690 --> 01:04:06.610
یه ملاقات کوتاه با شما

01:04:06.640 --> 01:04:07.730
.و اون سفالگر می کنم

01:04:07.730 --> 01:04:11.210
جونگ، نیاز دارم به عنوان دوست نزدیکم برگردی پیشم

01:04:11.210 --> 01:04:13.960
چرا این جنگجو ها حتی حمله هم نمی کنن؟

01:04:13.980 --> 01:04:15.970
اونها سعی کردن یه سفالگر رو بدزدن؟

01:04:15.970 --> 01:04:17.500
.نمی تونم اینُ ببخشم

01:04:17.500 --> 01:04:20.430
.با دیدن تو، منم یه هدف پیدا کردم

01:04:20.460 --> 01:04:23.220
که قدرت کشورم رو افزایش بدم، اینکه
،چطور این ایده ام رو پیاده می کنم رو

01:04:23.230 --> 01:04:24.900
.امیدوارم کنارم باشی و با من ببینی

01:04:24.920 --> 01:04:29.610
به عنوان اولین سفالگر زن این کشور، همه
.سعیم رو می کنم مایع شرمساری نباشم