﻿WEBVTT

00:00:01.500 --> 00:00:05.500
اگه نظرت عوض شد یکم بخور، باشه؟
.من میرم سوزورانو ببینم

00:00:05.500 --> 00:00:07.480
!هی! از سوزوران دور بمون

00:00:11.510 --> 00:00:14.610
دیدی؟ بخاطر اینکه چیزی نخوردی
.هنوز قدرت معنویت بازیابی نشده

00:00:14.930 --> 00:00:18.220
.اخلاقو قیافت منو یاد شیرو میندازه

00:00:18.220 --> 00:00:20.770
!یه آدم از خود راضی، که رو همیشه رو مخه

00:00:20.770 --> 00:00:23.440
!الحق که نوه ی شیروئه کثیفی

00:00:23.460 --> 00:00:33.460
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:59.530 --> 00:02:02.720
.سوزوران سان... منم، آئویی

00:02:08.460 --> 00:02:10.230
.امیدوارم خوشت بیاد

00:02:10.630 --> 00:02:11.980
!ایول، خوشمزه بنظر میاد

00:02:17.950 --> 00:02:22.070
.شنیدم که داری از برادرم مراقبت میکنی

00:02:22.410 --> 00:02:24.690
.خب... به صورت کاملا اتفاقی افتاده بود سر راهم

00:02:25.120 --> 00:02:28.160
.فکر کنم با یکم استراحت حالش بهتر بشه

00:02:28.580 --> 00:02:30.290
.خیلی ممنون

00:02:32.000 --> 00:02:34.000
.این بستنیه خوشمزست

00:02:35.300 --> 00:02:40.510
من همیشه عاشق بستنی هایی که
.شیرو از قلمرو انسان ها میاورد بودم

00:02:38.950 --> 00:02:40.700
"بستنی وانیلی"

00:02:43.930 --> 00:02:46.350
کجا با پدربزرگم آشنا شدی؟

00:02:46.350 --> 00:02:53.310
.داخل قلمرو انسان ها
.اون با منو برادرم خیلی مهربون بود

00:02:53.310 --> 00:02:54.570
مهربون بود؟

00:02:56.900 --> 00:03:00.560
،وقتی که دیگر اعضای خانوادمون توسط انسان ها کشته شدن

00:03:00.950 --> 00:03:06.170
،ما در اطراف ژاپن سردرگم شدیم
.و به دنبال یه مکان امن برای زندگی بودیم

00:03:07.120 --> 00:03:09.250
،برادرم که از دست انسان ها عصبانی بود

00:03:09.250 --> 00:03:12.640
...با زیاد کردن قدرت معنویش، همیشه به انسان ها حمله میکرد

00:03:13.580 --> 00:03:16.980
.البته همه ی اینکارارو برای  مراقبت از من میکرد...

00:03:18.210 --> 00:03:21.550
.تا اینکه شیرو به زندگیمون اومد

00:03:27.470 --> 00:03:30.350
،اون یه دفعه ظاهر شد

00:03:30.350 --> 00:03:34.100
و شروع کرد به درگیری با برادرم
.اون خیلی قوی تر از یوکی بود، و راحت شکستش داد

00:03:36.860 --> 00:03:42.170
.بعدش اون مارو به خونش برد و بهمون غذا داد

00:03:42.910 --> 00:03:47.460
که اینطور... پس پدربزرگم دلش برای آیاکاشی ها هم میسوخته، نه؟

00:03:47.870 --> 00:03:49.790
راستی چه غذایی بهتون داد؟

00:03:49.870 --> 00:03:51.290
.دلمه

00:03:51.290 --> 00:03:56.290
.دلمه های پدربزرگم! واقعا خوشمزه بودن

00:04:09.180 --> 00:04:11.930
!هی! اون چیه که داری به سوزوران میدی؟

00:04:13.230 --> 00:04:17.150
!داداش، این خیلی خوشمزست
.شیرو ساما برامون درست کرده

00:04:22.030 --> 00:04:26.830
.بعدش، اون بهمون مکان برای زندگی داد

00:04:27.700 --> 00:04:30.740
خیلی برامون خوب میشه، که اینجا بمونیم؟

00:04:30.740 --> 00:04:32.580
!داداش! تو هم اسمتو اینجا بنویس

00:04:32.580 --> 00:04:34.890
!ما که نمیتونیم به انسان ها اعتماد کنیم

00:04:35.710 --> 00:04:39.090
.اون موقع ما هردومون آیاکاشی های جوانی بودیم

00:04:39.090 --> 00:04:43.540
ولی اون مارو رام کرد و مثل برده ها ازمون در کار های خونه استفاده کرد

00:04:44.050 --> 00:04:46.250
.و اجازه داد کنارش بمونیم

00:04:46.930 --> 00:04:49.100
چی؟ برده؟ رامتون کرد؟

00:04:49.300 --> 00:04:52.600
نکنه پدربزرگم مجبورت میکرده که
کار های وحشتناکی انجام بدی؟

00:04:54.600 --> 00:04:57.350
.من فقط کارهای ساده و راحتو انجام میدادم

00:05:01.110 --> 00:05:03.820
...همیشه وقتی برادرم آشپزی میکرد

00:05:06.240 --> 00:05:09.530
...از هر طعم دهنده ای که خودش خوشش میومد استفاده میکرد

00:05:07.220 --> 00:05:10.600
"قند"

00:05:18.540 --> 00:05:22.550
ببین. وقتی مبارزه میکنی، برای بردن دست به هر کاری بزن
.بردن در مبارزه مهم ترین چیزه

00:05:28.470 --> 00:05:29.800
.بریم یه چیزی بخوریم

00:05:31.680 --> 00:05:34.770
,شیرو ساما سخت روی برادرم کار میکرد

00:05:35.480 --> 00:05:38.980
.بخواطر همین من فکر میکردم اون منو فراموش کرده

00:05:43.900 --> 00:05:46.150
!شیرو ساما! ببین! ببین

00:05:46.150 --> 00:05:48.780
!سوزوران! اینکارو نکن

00:05:48.800 --> 00:05:51.810
"سوزوران آکاسوکی"

00:05:49.510 --> 00:05:51.030
!بس کن، سوزوران

00:05:51.030 --> 00:05:58.250
اولین بار بود که بعد از رفتن از خونمون
.روز های خوب و آرومیو تجربه میکردیم

00:06:02.750 --> 00:06:04.730
...ولی یه روز

00:06:13.560 --> 00:06:14.880
شیرو ساما؟

00:06:16.060 --> 00:06:20.860
.اون بهمون گفت که برای زندگی به قلمرو مخفی بریم

00:06:21.980 --> 00:06:23.830
!چرا؟ دلیلشو بهمون بگو

00:06:25.280 --> 00:06:28.150
!من نمیخوام! نه

00:06:30.280 --> 00:06:32.050
.زندگی کردن در قلمرو انسان ها برای شما سخته

00:06:32.490 --> 00:06:35.580
.قول میدم هر از گاهی بهتون سر بزنم

00:06:44.420 --> 00:06:47.540
رئیس مسافر خونه بود که مارو

00:06:47.880 --> 00:06:49.630
.به قلمرو مخفی اورد

00:06:51.300 --> 00:06:55.560
.من اولش تو ایجا به عنوان سرپرست اتاق مشغول کار شدم

00:06:55.970 --> 00:06:57.120
...که اینطور

00:06:57.980 --> 00:07:03.110
بعد از اینکه شنیدم شیرو ساما زیاد
به پایتخت سر میزنه، دیگه اینجا کار نکردم

00:07:03.110 --> 00:07:06.360
.و سخت تمرین کردم تا به بهترین گیشا پایتخت تبدیل بشم

00:07:07.150 --> 00:07:10.680
،درست موقعی که من به اندازه کافی در شمیسن زدن خوب شدم

00:07:11.030 --> 00:07:14.620
...شیرو دیگه به دیدنم نیومد، هرچند

00:07:16.490 --> 00:07:20.580
.شرط میبندم بخاطر مراقبت از من بوده

00:07:21.250 --> 00:07:23.880
.شیرو ساما همیشه تنها زندگی میکرد

00:07:24.340 --> 00:07:27.970
.بخواطر همین، من همیشه میخواستم کنارش باشم

00:07:30.550 --> 00:07:32.930
،وقتی شنیدم که اون داره با نوهش زندگی میکنه
،با خودم گفتم

00:07:33.220 --> 00:07:39.400
"اههه.. اون دیگه تنها نیست. اون الان خانواده خودشو پیدا کرده"

00:07:40.350 --> 00:07:43.980
سوزوران سان، این راسته که میخوای به قلمرو انسان ها بری؟

00:07:43.980 --> 00:07:46.700
.آره. همیشه جزو برنامه هام بوده که به اونجا برگردم

00:07:47.110 --> 00:07:49.530
.ولی پدربزرگم دیگه...، ولش خودت میدونی

00:07:50.740 --> 00:07:55.240
آدما خیلی زود میمیرن، نه؟

00:07:55.870 --> 00:07:57.910
...حتی یه ادم قوی مثل شیرو ساما

00:08:01.330 --> 00:08:04.290
،اگه قبری برای شیرو ساما وجود داشته باشه
.منم دوست دارم جزئی از اون باشم و کنارش بمونم

00:08:05.040 --> 00:08:08.900
من میخوام با تمام قدرتم در جایی که بهترین
.لحظات زندگیمو باهاش گذروندم به زندگیم ادامه بدم

00:08:09.340 --> 00:08:12.960
آکاسوکی چطور؟
بنظرت کار خوبیه که همینجوری بدون حل کردن مشکلات ولش کنیو بری؟

00:08:13.380 --> 00:08:18.930
.خب اونو کاریش نمیتونم بکنم
.منو برادرم هردوتامون لجبازو یه دنده ایم

00:08:20.060 --> 00:08:24.560
.خیلی ناراحت کنندست، اگه بدون حل کردن مشکلاشون از هم جدا بشن

00:08:30.440 --> 00:08:32.400
!خیلی یه دنده ای

00:08:36.820 --> 00:08:38.080
!بخورش

00:08:38.620 --> 00:08:40.120
!این دیگه چه کوفتیه؟

00:08:40.330 --> 00:08:41.910
!این یه معجونه که میتونه انرژیتو بازیابی کنه

00:08:41.910 --> 00:08:44.870
!نه! من نمیخوام این مایع ترسناکو بخورم

00:08:44.870 --> 00:08:46.500
!قبلا ازش خوردی

00:08:59.720 --> 00:09:02.310
.سوزوران سان داره به قلمرو انسان ها میره

00:09:02.680 --> 00:09:04.810
.خودم میدونم، لازم نکرده تو بهم بگی

00:09:04.810 --> 00:09:07.150
.اگه نبینیش ممکنه پشیمون بشیا

00:09:08.230 --> 00:09:12.460
...پدربزرگم مرد... کاملا ناگهانی

00:09:13.150 --> 00:09:15.650
.من هیچ کاری براش نکردم

00:09:15.650 --> 00:09:17.720
!ولی تو هنوز این شانسو داری

00:09:21.700 --> 00:09:24.320
چرا انقدر اسم اونو میاری وقتی اون مارو انگشت کوچیکشم حساب نکرد؟

00:09:24.870 --> 00:09:26.580
! اون حتی ازمون خداحافظی هم نکرد

00:09:27.750 --> 00:09:29.590
!من نمیخوام که بعدا از چیزی پشیمون بشی

00:09:29.590 --> 00:09:31.500
.سوزوران سان داره به یه سفر سخت و نفس گیر میره

00:09:31.880 --> 00:09:34.920
!تو میتونی بری ببینیش و تشویقش کنی

00:09:39.720 --> 00:09:40.350
.هه

00:09:44.700 --> 00:09:47.100
!خب، پس بیا با آشپزی اینکارو انجام بدیم

00:09:47.270 --> 00:09:48.070
ها؟

00:09:49.770 --> 00:09:52.020
!صبح بخیر، آئویی سان

00:09:52.570 --> 00:09:54.040
.چیزایی که گفته بودیو خریدم

00:09:54.570 --> 00:09:56.490
.ممنون، گینجی سان

00:09:56.490 --> 00:09:58.950
...میخواستم خودم برم خرید، ولی

00:09:59.200 --> 00:10:00.850
.چیزی نیست باو، سر راهم بود گرفتم

00:10:02.080 --> 00:10:05.680
.دلمه های مخصوص شیرو سان، نه؟ بنظر میاد خوب باشه

00:10:06.330 --> 00:10:09.290
اونا برای اکاسوکی و سوزورانه، باشه؟

00:10:09.500 --> 00:10:10.750
.باشه، حتما

00:10:11.060 --> 00:10:12.570
"تنجین یا"

00:10:15.550 --> 00:10:16.760
.بالاخره اومدی

00:10:16.970 --> 00:10:19.090
...اگه نمیومدم هم خودت میومدی دنبالم، پس

00:10:20.180 --> 00:10:21.850
.زود باش بپوشش

00:10:21.850 --> 00:10:23.720
!انقدر بهم دستور نده

00:10:26.180 --> 00:10:28.310
.اونا مثل قطره های سرفه شدن

00:10:28.560 --> 00:10:31.900
.درسته. ما باید اونارو به شکل حلقه های صاف در بیاریم

00:10:33.900 --> 00:10:35.400
هی، چرا داری اونارو له میکنی؟

00:10:35.990 --> 00:10:37.900
.بعد، باید اونارو خرد کنیم

00:10:38.320 --> 00:10:39.740
!...خرد کنیم

00:10:43.830 --> 00:10:45.580
!وایسا! بس کن

00:10:45.790 --> 00:10:49.870
چیه؟ شیرو همیشه میگفت مهم ترین
.اصل خرد کردن سرعته

00:10:49.870 --> 00:10:51.670
.اون احتمالا با اخلاق تو زیاد آشنا نبوده

00:10:56.090 --> 00:10:57.720
!...گاییدمت شیرو

00:11:01.140 --> 00:11:02.470
1ساعت زده دهنشو آسفالت کرده بعدشم میگه بد نبود    :\

00:11:01.140 --> 00:11:02.470
.بد نبود

00:11:02.850 --> 00:11:05.140
.خب، الان دیگه وقتشه بپیچیمشون

00:11:09.520 --> 00:11:11.650
چپ دستی، ها؟

00:11:12.100 --> 00:11:13.390
.خوب بلدیا

00:11:13.650 --> 00:11:15.400
.خیلی سخته

00:11:19.070 --> 00:11:21.240
.به زودی قراره بخوریشون

00:11:21.240 --> 00:11:25.030
.اینطوریام نیست که من نتونم خودم اونارو آماده کنم

00:11:25.450 --> 00:11:30.100
.من همیشه با پدربزرگم دلمه رو اینجوری درست میکردم

00:11:30.660 --> 00:11:33.810
.شیرو از طعم هایی که آیاکاشی ها دوست داشتن متنفر بود

00:11:34.460 --> 00:11:36.760
.اون از طعمای خیلی شور خوشش میومد

00:11:37.670 --> 00:11:38.670
چی؟

00:11:39.010 --> 00:11:41.280
،همیشه از آشپزیم ایراد میگرفت، اون میگفت که آشپزیم خیلی شیرین وسادست

00:11:41.590 --> 00:11:43.930
.و بارها نوع آشپزیمو تغییر داد

00:11:43.930 --> 00:11:49.180
اون به من میگفت که ازطعم های
.شیرین و ساده خوشش میاد

00:11:49.180 --> 00:11:50.580
...اون

00:11:51.550 --> 00:11:54.360
احتمالا میخواسته اینجوری از تو در مقابل
.آیاکاشی ها مراقبت کنه

00:11:54.360 --> 00:11:56.650
منظورت اینه، که اون درمورد طعمی که دوست داره بهم دروغ گفته

00:11:56.650 --> 00:12:00.190
و به من جوری آشپزی یاد داده که آیاکاشی ها دوست دارن؟

00:12:00.190 --> 00:12:02.700
...کی میدونه... شاید

00:12:04.870 --> 00:12:10.870
.اگه اون نگرانم بوده، باید بهم میگفت نه که اشپزیمو با زور تحمل کنه

00:12:10.870 --> 00:12:15.210
احتمالا بخاطر قولی که به
رئیس مسافر خونه داده این کارو نکرده

00:12:15.210 --> 00:12:17.670
.منظورم همون قول ازدواج با رئیس بجای بدهی

00:12:17.670 --> 00:12:18.920
...راست میگی

00:12:19.170 --> 00:12:24.590
درست بعد از اینکه من شروع کردم به کار کردن
.شیرو تا خرخره رفت تو بدهی

00:12:24.930 --> 00:12:29.470
.همیشه مثل دیوونها غذا میخورد بعدش هم از بی پولی به التماس میوفتاد

00:12:29.470 --> 00:12:32.020
.علاوه بر اون، یکی از گلدون ها که مثل گنج ملی بود هم شکست

00:12:32.020 --> 00:12:33.980
...مثل یه گنج ملی

00:12:34.190 --> 00:12:36.150
.احساس میکردم او همیشه داره فرار میکنه

00:12:36.730 --> 00:12:41.190
.آخرشم که نوشو به عنوان وثیقه برای بدهیش ارائه کرد

00:12:41.190 --> 00:12:45.450
من نمیدونم رئیس چی با خودش فکر کرده بود
.که قبول کرد

00:12:54.080 --> 00:12:55.370
.خوب شده

00:13:00.460 --> 00:13:01.510
چطوره؟

00:13:01.510 --> 00:13:02.710
...این مزش درست مثل

00:13:03.380 --> 00:13:07.430
...همون دلمه ایه که اونروز شیرو به منو سوزوران داد

00:13:12.890 --> 00:13:15.190
.اینارو به سوزوران بده

00:13:15.640 --> 00:13:17.900
.حواست باشه بهش نگی که من اونارو درست کردم

00:13:18.110 --> 00:13:19.980
!چی؟ هی، عنکبوت زمینی؟

00:13:20.150 --> 00:13:23.570
،راستی، اسم من اکاسوکی ئه
.مدیر میز تنجین یا

00:13:23.570 --> 00:13:26.070
.ولی خودت گفتی که تورو با اسمت صدا نکنم

00:13:26.780 --> 00:13:29.800
.از این به بعد، میتونی منو اکاسوکی صدا کنی

00:13:30.390 --> 00:13:30.850
"ده"

00:13:32.370 --> 00:13:35.080
.انقدر به خودش مغروره که یادش رفت اینجارو تمیز کنه

00:13:39.710 --> 00:13:43.270
.مزش مثل دلمه های شیرو ساماست

00:13:43.800 --> 00:13:45.670
.خیلی خوشمزست

00:13:48.180 --> 00:13:53.720
.این طعم منو یاد زمان های خوشبختیم میندازه

00:13:56.480 --> 00:13:59.810
برادرم تو پختنش کمکت کرده؟

00:13:59.810 --> 00:14:01.320
چی؟ از کجا فهمیدی؟

00:14:01.650 --> 00:14:05.690
...از اونجا که توسط یه ادم چپ دست پیچیده شده، پس

00:14:06.150 --> 00:14:08.240
نمیتونم خرت کنم، نه؟

00:14:08.240 --> 00:14:10.280
.بهش قول دادم که درموردش چیزی بهت نگم

00:14:11.530 --> 00:14:13.770
...اون خیلی یه دندست، پس

00:14:14.370 --> 00:14:17.290
واقعا برات خوبه که این همه چیز مثل اونو ول کنی بری؟

00:14:17.580 --> 00:14:21.620
.اون واقعا دلش نمیخواد که من به قلمرو انسان ها برم

00:14:22.290 --> 00:14:25.300
ولی همین که بهم کمک کرد تا مزه ی آشپزی شیرو رو بیاد بیارم

00:14:25.840 --> 00:14:29.320
.به اندازه کافی بهم احساس عشقشو نشون داد

00:14:29.970 --> 00:14:32.430
اینکه از هم جدا بشین براتون خوبه؟

00:14:33.010 --> 00:14:35.380
.ما الان دیگه بزرگ شدیم

00:14:35.810 --> 00:14:38.560
.اون دیگه برای خودشه و رویای خودشو دنبال میکنه

00:14:38.560 --> 00:14:43.320
.من به خودش و کارش به عنوان مدیر میز تنجین یا احترام میزارم

00:14:43.980 --> 00:14:46.070
...داشتن خواهر و برادر هم خوبه ها

00:14:46.070 --> 00:14:48.200
،حتی اگه همدیگرو نگران کنن و نگران هم باشن

00:14:48.200 --> 00:14:49.740
.بازم از همدیگه حمایت میکنن

00:14:50.070 --> 00:14:56.250
اوه... تو هم مثل خواهرمون میمونی
اینطور فکر نمیکنی، آئویی سان؟

00:14:56.330 --> 00:14:57.330
هم؟

00:14:58.500 --> 00:15:01.410
.چونکه همه ی ما توسط شیرو بزرگ شدیم

00:15:02.000 --> 00:15:04.000
.ما مثل یه خانواده ایم

00:15:09.130 --> 00:15:13.110
.و بعدش، روز رفتن سوزوران به قلمرو انسان ها فرا رسید

00:15:14.510 --> 00:15:15.900
.ممنون که اجازه دادین این جا بمونم

00:15:16.680 --> 00:15:19.230
.آئویی سان، ممنون بخواطر همه چیز

00:15:19.230 --> 00:15:21.540
.کالسکه به زودی اماده میشه

00:15:23.980 --> 00:15:25.480
!سوزوران کدوم گوریه؟

00:15:25.980 --> 00:15:27.940
!اون استاکر یوتو نیست؟

00:15:27.940 --> 00:15:29.570
.سوزوران سان، از این طرف

00:15:31.910 --> 00:15:34.160
!رئیس مسافرخونه ی تنجین یا

00:15:34.450 --> 00:15:36.420
!همین الان سوزورانو بیار اینجا

00:15:36.790 --> 00:15:39.250
.آئویی. میخوام یه چیزی بهت بگم

00:15:39.250 --> 00:15:40.000
چی؟

00:15:39.680 --> 00:15:45.690
"تان"

00:15:40.000 --> 00:15:43.580
.سوزوران قراره با من ازدواج کنه

00:15:43.580 --> 00:15:46.550
!اگه به حرفم گوش نکنی تنجین یا رو با خاک یکسان میکنم

00:15:46.550 --> 00:15:48.050
!خفه شو، ایتان مومن عوضی

00:15:53.640 --> 00:15:54.640
!برادر

00:15:57.410 --> 00:15:58.660
"ده"

00:15:58.770 --> 00:16:01.100
میخوایی که من همراه سوزوران برم؟

00:16:01.310 --> 00:16:04.100
،تو قلمرو انسان هارو خوب میشناسی

00:16:04.100 --> 00:16:07.360
. و میتونی سوزورانو هر جا که خواست بره راهنمایی کنی

00:16:08.650 --> 00:16:10.530
.لطفا برو داخل، آئویی سان

00:16:10.530 --> 00:16:15.700
.وایسا، اینو هم با خودت ببر تا مشکلاتت داخل قلمرو انسان ها کمتر بشه

00:16:16.120 --> 00:16:18.450
.فکر خوبیه، او ریو

00:16:18.450 --> 00:16:20.790
!من مهماندار جوانما، این که دیگه چیزی نیست

00:16:21.330 --> 00:16:23.620
مگه چه خبره، رئیس؟

00:16:23.920 --> 00:16:25.540
.سوزورانو میسپارم به تو

00:16:30.380 --> 00:16:34.840
.عمرا اگه بزارم با سوزوران ازدواج کنی، مرتیکه ی منحرف

00:16:36.010 --> 00:16:38.260
!خدمتکار! خدمتکار

00:16:42.560 --> 00:16:46.770
!خیلی متاسفم که تو رو وارد مسائل شخصیم کردم

00:16:46.770 --> 00:16:48.190
.چیزی نیست

00:16:48.190 --> 00:16:52.110
...مطمئنم قلمرو مخفی نسبت به قبل خیلی فرق کرده

00:17:10.920 --> 00:17:12.050
!آکاسوکی

00:17:15.070 --> 00:17:16.320
"تان"

00:17:30.190 --> 00:17:31.570
!آکاسوکی نجاتمون داد

00:17:31.570 --> 00:17:33.570
!برادر! مراقب خودت باش

00:17:48.380 --> 00:17:51.670
.من برگشتم... به قلمرو انسان ها

00:17:52.130 --> 00:17:55.760
.دوست دارم اول به دیدن قبر شیرو ساما برم

00:17:57.630 --> 00:17:58.640
.باشه

00:18:01.810 --> 00:18:04.600
.خیلی وقته ندیدمت، شیرو ساما

00:18:05.640 --> 00:18:09.380
.پدربزرگ... سوزوران سان اومده ببینتت

00:18:14.190 --> 00:18:18.360
اون میخواد که با شنیدن صدای شامیسنش
.بفهمی چقدر پیشرفت کرده

00:18:19.240 --> 00:18:21.790
.میخواد قولی که بهت داده رو براورده کنه

00:18:22.410 --> 00:18:24.080
.به همین دلیله که اینجاست

00:18:27.750 --> 00:18:32.170
.آئویی از امروز تو با من زندگی میکنی

00:18:32.170 --> 00:18:34.940
...بخاطر اینکه توسط آیاکاشی ها خورده نشم

00:18:35.380 --> 00:18:36.720
...بخاطر اینکه بتونم در برابرشون از پس خودم بر بیام

00:18:37.340 --> 00:18:39.590
با دروغ گفتن طعمی که خودت دوست داری...

00:18:39.590 --> 00:18:42.220
.بهم آشپزیو جوری یاد دادی که آیاکاشی ها دوست دارن

00:18:43.560 --> 00:18:46.680
این درسته، پدربزرگ؟

00:18:49.440 --> 00:18:52.440
.من برات بنتو درست کردم، سوزوران سان

00:18:52.440 --> 00:18:54.190
.واو، دستت درد نکنه

00:18:55.230 --> 00:18:58.780
چرا یکم از این بنتویی که درست کردیو به شیروساما نمیدی؟

00:18:59.110 --> 00:19:00.360
به پدربزرگم؟

00:19:00.860 --> 00:19:05.080
.فکر کنم اون دوست داره غذاییو که تو درست کرده باشیو بخوره

00:19:06.620 --> 00:19:10.630
.برای آخرین وعده غذاییم، دوست دارم غذای خونگی تو رو بخورم

00:19:13.000 --> 00:19:14.500
...ولی

00:19:15.920 --> 00:19:21.740
،نگران نباش، وقتی شب شد
.خودم میخورمش تا اسراف نشه

00:19:22.220 --> 00:19:26.140
.پس تا اونموقع، لطفا احساساتتو به شیرو ساما ارائه بده

00:19:26.600 --> 00:19:29.140
.ممنون، سوزوران سان

00:19:34.020 --> 00:19:37.230
الان میخوایی کجا بری؟

00:19:39.280 --> 00:19:43.570
تا موقعی که یکی نیاد دنبالم
...نمیتونم به قلمرو مخفی برگردم، پس

00:19:43.570 --> 00:19:48.290
.آئویی سان، خیلی ممنون که منو به اینجا اوردی

00:19:48.310 --> 00:19:58.310
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:19:58.340 --> 00:20:08.340
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:32.430 --> 00:21:34.730
بنظرت امشب شام چی درست کنم؟--
!کاری و برنج--

00:21:34.940 --> 00:21:40.730
.احساس میکنم رئیس تورو به قلمرو انسان ها برمیگردونه

00:21:41.070 --> 00:21:43.150
...بعید میدونم که قضیه این بوده باشه

00:21:44.070 --> 00:21:47.280
یعنی باید در اولین فرصت به قلمرو مخفی برگردم؟

00:21:47.280 --> 00:21:48.740
اصلا باید برگردم؟

00:21:49.160 --> 00:21:51.620
باید چیکار کنم، پدربزرگ؟

00:21:55.040 --> 00:21:56.800
.خب اینکه فکر کردن نداره

00:21:57.330 --> 00:22:00.190
.درسته... من سر قولم میمونم

00:22:00.960 --> 00:22:02.280
.این خیلی مهمه

00:22:05.970 --> 00:22:09.350
خدا.. خیلی خرید کردم. حالا باهاشون چیکار کنم؟

00:22:09.550 --> 00:22:12.560
آئویی سان

00:22:14.020 --> 00:22:14.890
!آخ

00:22:14.890 --> 00:22:16.350
حالت خوبه؟

00:22:19.480 --> 00:22:23.690
.موقعی که نبودی، زندگیم به سختی میگذشت

00:22:23.690 --> 00:22:29.240
.گرسنته؟ الان چیز خوبی برای خوردن ندارم بدم بهت

00:22:27.760 --> 00:22:29.260
"کاری خوشمزه"

00:22:29.240 --> 00:22:31.240
!وایی، نه

00:22:31.780 --> 00:22:34.240
.پس باهام بیا

00:22:34.240 --> 00:22:37.370
.من برای خوردن غذاهای تو تا پشت کوه هم میرم

00:22:43.590 --> 00:22:45.740
هی... کاری میخوری؟

00:22:46.050 --> 00:22:48.180
کاری دوست داری، رئیس؟

00:22:49.050 --> 00:22:51.170
.کاری های قلمرو انسان هارو دوست دارم

00:22:51.760 --> 00:22:54.560
.بخاطر اینکه شبیه غذاهای خونگیه

00:22:55.520 --> 00:22:59.560
وقتی به تنجین یا برگشتم برات درست میکنم بخوری، باشه؟

00:23:01.610 --> 00:23:04.480
پس دلت میخواد دوباره به قلمرو مخفی برگردی؟

00:23:04.980 --> 00:23:07.070
چی داری میگی؟

00:23:07.070 --> 00:23:09.400
.من هنوز قولمو عملی نکردم

00:23:09.860 --> 00:23:12.240
.و بدهی پدربزرگمو پس ندادم

00:23:20.960 --> 00:23:23.110
.به قلمرو مخفی خوش اومدی

00:23:26.980 --> 00:23:29.990
"من نباید قولی که به آیاکاشی ها دادمو فراموش کنم"

00:23:30.550 --> 00:23:32.720
!...بیشتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر

00:23:32.720 --> 00:23:36.180
!اهه! خیار واقعا عالیه

00:23:36.180 --> 00:23:39.560
!آئویی سان! از الان به بعد ما همیشه باهم میمونیم