﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:15.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:29.740 --> 00:00:33.010
به قصر پيامبران خوش اومدي

00:00:33.010 --> 00:00:35.160
خيلي زيباست

00:00:35.160 --> 00:00:37.530
من 24 طول کشيد تا تو رو پيدا کنم

00:00:38.230 --> 00:00:42.790
تا تو رو به خونه خودم بيارم
تا تو رو براي جادوگري آموزش بدم

00:00:42.790 --> 00:00:45.310
گاهي اوقات فکر مي کردم همچين روزي هيچ وقت نمياد

00:00:48.130 --> 00:00:51.180
خب حداقل قبل از اينکه تو من رو حسابي پير کني رسيديم

00:00:55.810 --> 00:00:56.920
دوباره سردرد بود؟

00:00:58.360 --> 00:01:00.700
وقتي که تو وارد قصر شدي ديگه درد ازت دور ميشه

00:01:00.700 --> 00:01:02.550
چطور ممکنه؟

00:01:02.550 --> 00:01:04.590
قصر طوري طلسم شده تا طوري جادوگرهاي تازه وارد تحت تاثير محيط باشند

00:01:04.590 --> 00:01:07.230
تا مشکلات خودشون رو فراموش کنند

00:01:07.230 --> 00:01:09.410
خب هر چه زودتر بتونم کنترل خودم رو بدست بگيرم

00:01:09.410 --> 00:01:11.020
به همون سرعت ميتونم به ماموريتم برگردم

00:01:11.020 --> 00:01:12.860
و البته پيش دوست هام برگردم

00:01:17.580 --> 00:01:20.460
¶درسته که تاريکي هميشه وجود داره¶

00:01:20.460 --> 00:01:24.740
¶ اما اجازه بدين تا روشنايي هم بدرخشه¶

00:01:24.740 --> 00:01:29.120
¶درسته که هميشه ياس و نااميدي هست¶

00:01:29.130 --> 00:01:32.170
¶ اما اجازه بدين تا خداوند¶

00:01:32.170 --> 00:01:34.980
¶در ما اميد بوجود بياره¶

00:01:34.980 --> 00:01:39.290
¶درسته که ترس وجود داره¶

00:01:39.290 --> 00:01:42.840
¶ اما اجازه بدين تا خداوند¶

00:01:42.840 --> 00:01:46.950
¶شجاعت رو به ما الهام کنه¶

00:01:46.950 --> 00:01:50.760
¶درسته که هميشه تنهايي وجود داره¶

00:01:50.770 --> 00:01:53.170
¶ اما اجازه بدين تا خداوند¶

00:01:53.170 --> 00:01:55.340
¶دوست ما باشه¶

00:01:55.350 --> 00:01:56.280
ورنا

00:01:59.960 --> 00:02:02.270
به خونه خودت خوش اومدي

00:02:02.270 --> 00:02:04.370
و تو هم بايد ريچارد باشي

00:02:04.370 --> 00:02:05.710
ريچارد اين خانوم

00:02:05.710 --> 00:02:07.780
آنالينا آلدورن هستند
کشيش اعظم اينجا

00:02:07.780 --> 00:02:10.390
و رهبر روحاني ما

00:02:10.390 --> 00:02:13.100
ما براي ملاقات شما مدت هاست که منتظريم

00:02:13.100 --> 00:02:15.030
به قصر پيامبران خوش اومدين

00:02:15.040 --> 00:02:16.240
لطف دارين

00:02:16.240 --> 00:02:22.020
بعد از دعا و نيايش با هم صحبت مي کنيم باشه؟

00:02:22.020 --> 00:02:26.300
¶خدايا به من نيرو بده¶

00:02:26.300 --> 00:02:31.610
¶ تا از نور تو دفاع کنم¶

00:02:36.360 --> 00:02:38.560
در پناه گرماي نور الهي باشين

00:02:38.560 --> 00:02:40.530
همگي قيام کنين

00:02:45.650 --> 00:02:46.580
خواهر برنا؟

00:03:02.550 --> 00:03:05.060
قلب خواهر برنا بالاخره بعد از هفته ها ايستاد

00:03:05.060 --> 00:03:07.930
اما درخششي که در صورتش ديده ميشه

00:03:07.930 --> 00:03:12.640
تنها اين معني رو ميده که الان در جوار خداونده

00:03:14.340 --> 00:03:16.710
ممنونم خواهر نيکي

00:03:16.710 --> 00:03:18.380
ميتونين مراسم تدفين و آتش زدن جنازه رو خودتون انجام بدين؟

00:03:18.380 --> 00:03:19.350
بله کشيش اعظم

00:03:25.770 --> 00:03:27.570
کشيش اعظم

00:03:27.570 --> 00:03:31.110
ميتونم کتاب سرود روحاني رو کنار خواهر برنا بگذارم؟

00:03:31.110 --> 00:03:32.940
ايشون اين کتاب رو خيلي دوست داشتند

00:03:32.950 --> 00:03:35.080
خواهش مي کنم خواهر يوليسيا

00:03:42.030 --> 00:03:45.540
اين بيماري پوستيه
اين رو قبلا هم ديده بودم

00:03:45.540 --> 00:03:47.640
و دليلش به خاطر سم کشنده اي هست که از يک شراب نادر بدست مياد

00:03:47.640 --> 00:03:48.640
که بهش خزنده بزرگتر(معادل کريپينگ الدر)ميگن

00:03:48.650 --> 00:03:50.550
خواهران لطفا ما رو تنها بگذارين

00:03:53.650 --> 00:03:55.120
فکر ميکردم که نميشه

00:03:55.120 --> 00:03:57.230
چيزي رو از جست و جوگر حقيقت پنهان نگه داشت

00:03:57.230 --> 00:04:00.230
من فکر ميکنم که خواهر برنا خودکشي کرده

00:04:01.800 --> 00:04:03.640
شايد با همون سمي که شما ميگين

00:04:03.640 --> 00:04:05.510
چرا بايد اون همچين کاري رو بکنه؟

00:04:05.510 --> 00:04:08.380
ماه ها پيش من خواهر برنا رو

00:04:08.380 --> 00:04:10.040
به يک ماموريت کاري فرستادم

00:04:10.050 --> 00:04:13.250
وقتي که برگشت به من گفت که در مدتي که از اينجا دور بوده

00:04:13.250 --> 00:04:14.750
با قلبش دچار مشکل شده

00:04:14.750 --> 00:04:19.380
اون شاهد ترس،بيماري و قحطي بوده

00:04:19.380 --> 00:04:20.720
کودکان گرسنه اي که نمي تونستند

00:04:20.720 --> 00:04:22.090
در سايه الهي زنده بمونند کشيش اعظم

00:04:22.090 --> 00:04:23.020
اين اون چيزي بود که به من گفت

00:04:24.490 --> 00:04:26.860
من خيلي مي ترسيدم که اون يک کاري نظير اين رو انجام بده

00:04:26.860 --> 00:04:29.220
پس چرا به همه گفتين که قلبش از حرکت ايستاده؟

00:04:29.230 --> 00:04:30.860
خواهران روشنايي

00:04:30.860 --> 00:04:33.060
معتقد هستند که خودکشي گناهي در محضر خداست

00:04:33.060 --> 00:04:35.700
من نميخواستم که اون رو پيش ديگران بي آبرو کنم

00:04:35.700 --> 00:04:37.730
از کجا اينقدر مطمئن هستي که کس ديگه اي اون رو مسموم نکرده؟

00:04:37.730 --> 00:04:39.930
ريچارد تو که شنيدي کشيش اعظم چي گفتن

00:04:39.930 --> 00:04:41.130
برنا حالش خوب نبود

00:04:41.140 --> 00:04:42.900
پس چرا اون بايد خودش رو در حين عبادت بکشه؟

00:04:42.900 --> 00:04:45.270
پس چکار کنه؟
خودش رو موقع صرف چاي بکشه؟

00:04:45.270 --> 00:04:47.840
شما دو نفر سفر طولاني اي رو پشت سر گذاشتين

00:04:46.840 --> 00:04:51.940
ورنا چرا ريچارد رو به اتاق استراحتشون راهنمايي نمي کني؟

00:04:51.950 --> 00:04:55.010
تعليمات جادوگري شما صبح اول وقت شروع ميشه

00:04:58.950 --> 00:05:01.390
سابقه داشته که يکي از خواهر ها در قصر خودکشي کنه؟

00:05:01.390 --> 00:05:04.260
ورنا ساونترين

00:05:04.260 --> 00:05:07.590
خواهر فيلومينا
خيلي خوش تشريف آوردي ... خيلي خوش اومدي

00:05:07.590 --> 00:05:10.130
و شما بايد جادوگر جديد ما باشين

00:05:10.130 --> 00:05:11.200
چقدر هيجان انگيزه

00:05:11.200 --> 00:05:12.500
من واقعا يک جادوگر نيستم

00:05:13.860 --> 00:05:15.300
اوه... بنده رو عفو کنين

00:05:15.300 --> 00:05:16.730
من ديدم که شما دستت رو بالا بردي

00:05:16.730 --> 00:05:19.870
و فکر کردم که ميخواهين من رو با جادوي آتش بسوزونين

00:05:24.540 --> 00:05:25.770
شما حالتون خوبه؟

00:05:25.770 --> 00:05:28.140
خيلي کارها داريم که بايد بهشون برسيم

00:05:28.140 --> 00:05:29.780
به هيچ کسي اعتماد نکن
مطمئنم که همين کار رو مي کنيم

00:05:29.780 --> 00:05:32.140
امشب وقتي نور ماه در جايگاه مقدس تابيد منو ملاقات کن

00:05:32.140 --> 00:05:33.650
از ديدنت خيلي خوشحال شدم

00:05:33.650 --> 00:05:34.980
اوه ... ريچارد؟

00:05:34.980 --> 00:05:37.150
ميبيني چه بدبختي اي داريم که تو هنوز از يک ماموريتت در دنياي جديد برنگشتي

00:05:37.150 --> 00:05:39.110
من دارم براي يک ماموريت ديگه رهسپار مي شم

00:05:39.120 --> 00:05:40.920
ارواح بيچاره بسيار زيادي

00:05:40.920 --> 00:05:42.880
به نور الهي احتياج دارند
خودتون که بهتر ميدونين

00:05:42.880 --> 00:05:45.520
کار خواهران هيچ وقت تمومي نداره

00:05:45.520 --> 00:05:46.850
بي خيال صحبت در مورد کار خواهران

00:05:46.850 --> 00:05:48.820
من بايد ريچارد رو تا اتاقش همراهي کنم

00:05:48.820 --> 00:05:51.790
جادوگر جوان ... دعا مي کنم که نور الهي روشني بخش راهت باشه

00:05:54.160 --> 00:05:56.530
کشيش اعظم احتمالا به اين خاطر اون رو به ماموريت فرستاده که

00:05:56.530 --> 00:05:58.030
از دستش خلاص بشه

00:05:58.030 --> 00:05:58.990
اين هم از اتاق شما

00:06:06.600 --> 00:06:09.570
من صبحگاه بر ميگردم تا تعليماتت رو شروع کنيم

00:06:09.570 --> 00:06:10.900
خوبه

00:06:10.900 --> 00:06:12.870
هر چقدر که ما سريعتر کارمون رو شروع کنيم
همونقدر من ميتونم زودتر از اينجا بيرون برم

00:06:12.870 --> 00:06:13.910
و به دنياي جديد برگردم

00:06:31.550 --> 00:06:33.420
مشکلي پيش اومده؟

00:06:37.160 --> 00:06:38.530
دلم براي ريچارد تنگ شده

00:06:38.530 --> 00:06:39.690
چرا؟

00:06:43.830 --> 00:06:48.500
چونکه عاشقش هستم و هميشه ميبايست ازش دور باشم

00:06:48.500 --> 00:06:51.540
لازم نيست که در غيابش اينقدر درد و رنج بکشي

00:06:53.340 --> 00:06:54.740
مگه تو احساس نداري؟

00:06:58.980 --> 00:07:01.610
مورد-سيف ها معتقدند که بايد بر احساسات حکومت کرد

00:07:01.610 --> 00:07:06.110
دلتنگي ... پشيماني ... عشق
اين احساسات باعث ضعف تو ميشن

00:07:06.120 --> 00:07:11.790
اما عصبانيت ... صداقت ... غرور؟

00:07:11.790 --> 00:07:13.990
اين احساسات باعث قدرتمندي تو ميشن

00:07:13.990 --> 00:07:17.820
اگه دلت بخواد مي تونم بهت ياد بدم که چطور احساساتت رو کنترل کني

00:07:17.820 --> 00:07:21.030
مطمئن نيستم که عشق آدم رو ضعيف مي کنه کارا

00:07:21.030 --> 00:07:22.860
پس چرا تو روي زمين نشستي

00:07:22.860 --> 00:07:24.300
و داري براي شمشير گريه و زاري مي کني؟

00:07:27.070 --> 00:07:29.400
به خاطر پيشنهادت ممنونم

00:07:29.400 --> 00:07:33.200
اما ... آه
فکر کنم که داره حالم بهتر ميشه

00:07:36.880 --> 00:07:39.710
اميدوارم که حال زد هم خوب باشه

00:07:40.910 --> 00:07:42.350
زد ميتونه از پس خودش بر بياد

00:07:42.350 --> 00:07:44.150
مطمئن هستم که خيلي زود بر ميگرده

00:07:54.560 --> 00:07:59.720
زداکوس ميتونم براي چيزي بهت کمک کنم؟

00:07:59.730 --> 00:08:01.490
ميدونم که ميدوني که من به خاطر چي اينجا اومدم

00:08:01.490 --> 00:08:02.560
البته

00:08:02.660 --> 00:08:06.360
چونکه تو فهميدي که ريچارد سايفر در ماموريت خودش شکست خورد

00:08:06.470 --> 00:08:09.600
و يک آدم باهوش و فهميده بهت گفته که اگه جست و جوگر جديد رو معرفي نکني

00:08:09.700 --> 00:08:12.040
دنيا نابود ميشه

00:08:12.040 --> 00:08:15.140
منظورم بي بصيرتي و غرورته

00:08:15.140 --> 00:08:16.470
تو انتخاب کردي که نسبت بهش بي توجه باشي

00:08:16.470 --> 00:08:18.310
آيا تو به نگاه کردن از روي کينه علاقه داري

00:08:18.410 --> 00:08:20.380
يا اينکه يه کسي رو در نظر داري؟

00:08:20.380 --> 00:08:23.140
در حقيقت چرا کسي رو در نظر دارم

00:08:23.140 --> 00:08:25.410
يادت باشه هر کسي نمي تونه جست و جوگر باشه

00:08:25.510 --> 00:08:29.450
اون بايد شجاع ، دلير ، قوي
و دلسوز و از همه اينها مهم تر

00:08:29.450 --> 00:08:31.420
و در دنبال کردن حقيقت سر سخت باشه

00:08:31.420 --> 00:08:34.750
خوشبختانه من همچين مردي رو در الهامات خودم ديدم

00:08:34.750 --> 00:08:37.290
بيا تا بهت نشونش بدم

00:08:38.720 --> 00:08:40.860
شوتا اگه اين هم يکي از اون حيله هات باشه

00:08:40.860 --> 00:08:42.390
مطمئن باش که آخرينش خواهد بود

00:08:42.390 --> 00:08:43.560
حيله اي در کار نيست

00:08:43.560 --> 00:08:46.130
جست و جوگر جديد تنها اميد ماست

00:08:55.130 --> 00:08:56.530
اين هم جست و جوگر ما

00:09:11.080 --> 00:09:12.280
تو کي هستي؟

00:09:17.250 --> 00:09:19.390
من خواهر نيکي هستم

00:09:19.390 --> 00:09:20.550
من تو رو امروز ديدم

00:09:20.550 --> 00:09:22.420
همراه کشيش اعظم
درسته

00:09:22.420 --> 00:09:25.460
من يکي از مشاوران نزديک اون هستم

00:09:25.460 --> 00:09:27.160
چرا از من خواستي که به اينجا بيام؟

00:09:29.030 --> 00:09:30.830
تا رازي رو بهت بگم که به خاطر اون ممکنه کشته بشم

00:09:30.830 --> 00:09:34.330
اما تو بايد حقيقت رو بدوني

00:09:34.330 --> 00:09:35.930
کدوم حقيقت؟

00:09:35.940 --> 00:09:37.900
فکر مي کني من چند سالمه؟

00:09:37.910 --> 00:09:39.940
اگه دوراني که

00:09:39.940 --> 00:09:41.910
بيرون از قصر پيامبران بودم رو هم حساب کنيم

00:09:41.910 --> 00:09:44.850
من الان نزديک به 300 سال سن دارم

00:09:44.850 --> 00:09:47.380
چطور همچين چيزي ممکنه؟

00:09:47.380 --> 00:09:49.120
اين قصر طلسم شده است

00:09:49.120 --> 00:09:52.290
به ازاي هر روزي که اينجا ميگذره

00:09:52.290 --> 00:09:55.260
در دنياي بيرون ده روز ميگذره

00:09:55.260 --> 00:10:01.060
اگه اين حرف درست باشه پس اگه من يک ماه اينجا باشم

00:10:01.060 --> 00:10:03.260
براي دوستانم نزديک به يک سال خواهد گذشت

00:10:03.260 --> 00:10:06.870
بله و اگه تعليمات جادوگري تو يک سال طول بکشه

00:10:06.870 --> 00:10:08.900
براي دنياي بيرون ده سال ميگذره؟

00:10:08.900 --> 00:10:10.340
و در اون مدت

00:10:10.340 --> 00:10:11.640
دوستان تو ممکنه مرده باشند

00:10:11.640 --> 00:10:14.210
ماموريت تو بي معني خواهد بود

00:10:14.210 --> 00:10:17.080
و نگهبان دنياي مردگان همه موجودات زنده رو نابود مي کنه

00:10:23.020 --> 00:10:24.420
چرا هيچ کس ديگه اي اين موضوع رو به من نگفته؟

00:10:24.420 --> 00:10:27.390
کشيش اعظم معتقده که اگه تو اين موضوع رو بفهمي بدون شک اينجا نمي موني

00:10:27.390 --> 00:10:29.790
به همين دليل به همه خواهران دستور داده تا در اين باره حرفي زده نشه

00:10:29.790 --> 00:10:32.390
اما تو که بهم گفتي ... چرا؟

00:10:44.070 --> 00:10:46.640
چون به نظر من اين کار درستي نيست که تو رو اينجا

00:10:46.640 --> 00:10:49.340
با گفتن دروغ نگه داريم و نگذاريم که ماموريتت رو انجام بدي

00:10:49.340 --> 00:10:52.040
اين سر درد ها هم يه دروغه؟

00:10:52.040 --> 00:10:53.840
نه ... ميترسم که اين سردردها واقعي باشند

00:10:58.980 --> 00:11:00.680
داري چکار ميکني؟

00:11:00.680 --> 00:11:02.220
دارم جادوي هان تو رو بهت نشون ميدم

00:11:02.220 --> 00:11:05.650
ماهيت جادوي تو رو

00:11:05.650 --> 00:11:08.320
خواهران روشنايي اين قدرت رو دارند که اون رو حس کنند

00:11:11.890 --> 00:11:14.830
جادوي هان تو خيلي قدرتمند تر از اون چيزي هست که فکرش رو مي کردم

00:11:14.830 --> 00:11:17.590
اين اون چيزي هست که باعث سردرد تو ميشه

00:11:17.600 --> 00:11:18.700
و همون چيزي هست که کشيش اعظم

00:11:18.700 --> 00:11:21.030
ميخواد به خاطرش تو رو اينجا نگه داره

00:11:21.030 --> 00:11:22.330
چونکه در غير اين صورت من مي ميرم؟

00:11:22.330 --> 00:11:23.570
اين فقط يه بخش از اونه

00:11:23.570 --> 00:11:25.070
هدفي که اون از آموزش دادن

00:11:25.070 --> 00:11:27.300
اکثر جادوگران قدرتمند در 3000 سال اخير دنبال ميکرده

00:11:27.300 --> 00:11:29.670
اين بوده که مريد اون بشن و با دشمنانش مبارزه کنن

00:11:29.670 --> 00:11:31.570
منظورت نگهبان دنياي مردگانه؟
نه

00:11:31.570 --> 00:11:35.080
کشيش اعظم ميخواد تو رو از انجام ماموريتت باز بداره

00:11:35.080 --> 00:11:37.040
چرا؟

00:11:37.040 --> 00:11:38.880
به خاطر پيشگويي

00:11:38.880 --> 00:11:41.350
بر اساس اين پيشگويي در زماني که حجاب بين دنياي مردگان و دنياي زنده ها گسسته مي شه

00:11:41.350 --> 00:11:43.350
پسر برنيدون بايد به دنبال سنگ مقدس بگرده

00:11:43.350 --> 00:11:48.090
اون موفق ميشه که سنگ رو پيدا کنه و بعد اون رو به دشمنان روشنايي تحويل ميده

00:11:53.060 --> 00:11:55.790
کشيش اعظم معتقده که دشمن روشنايي نگهبان دنياي مردگانه

00:11:55.790 --> 00:11:56.930
و اين پيشگويي بيان مي کنه که

00:11:56.930 --> 00:11:58.460
تو در انجام ماموريت غلبه بر نگهبان دنياي مردگان شکست مي خوري

00:11:58.460 --> 00:12:00.000
ولي تو با اين موضوع مخالفي

00:12:00.000 --> 00:12:01.330
بعضي از ما معتقديم که نگه داشتن تو در اينجا

00:12:01.330 --> 00:12:02.460
فقط يک بهانه است

00:12:02.470 --> 00:12:04.530
و اين موضوع فقط به خاطر

00:12:04.530 --> 00:12:07.070
تعصب رهبر محبوب ماست

00:12:07.070 --> 00:12:08.300
خواهر برنا هم همينطور فکر مي کرد

00:12:08.300 --> 00:12:11.040
اون درباره اينکه به تو حقيقت رو بگيم با بقيه گفت و گو مي کرد

00:12:11.040 --> 00:12:13.710
اما شانس باهاش يار نبود

00:12:13.710 --> 00:12:16.010
تو فکر مي کني که کشيش اعظم اون رو کشته؟

00:12:23.880 --> 00:12:26.550
اون بيماري پوستي خيلي سريع آدم رو از پا در مياره

00:12:26.550 --> 00:12:29.790
کشيش اعظم پشت اين اتاق به من خوش آمد گويي کرد

00:12:29.790 --> 00:12:33.420
اون به اندازه کافي به برنا نزديک نبود که سم رو بهش بده

00:12:33.420 --> 00:12:36.320
تمام چيزي که من ميدونم اينه که خواهر برنا بر عليه کشيش اعظم حرف ميزد

00:12:36.320 --> 00:12:38.260
و حالا هم برنا مرده

00:12:38.260 --> 00:12:40.630
من بايد از اينجا برم بيرون

00:12:43.470 --> 00:12:46.000
ميشه بدون اينکه جادوي هان من رو بکشه از اينجا خارج بشم؟

00:12:46.010 --> 00:12:49.370
اگه گردنبند راداهان رو بپوشي
اون باعث خنثي کردن قدرت هات ميشه

00:12:49.370 --> 00:12:51.040
و به دنبال اون سردردت رو هم کنترل ميکنه

00:12:51.040 --> 00:12:52.810
تو يکي از اون رو داري؟
نه ندارم

00:12:52.810 --> 00:12:54.310
اما کشيش اعظم يکي از اون رو داره

00:12:54.310 --> 00:12:56.850
اون رو در يه جايي مخفي کرده

00:12:56.850 --> 00:12:58.710
ممکنه که اگه شانس بيارم توي اين چند روز بتونم

00:12:58.720 --> 00:12:59.950
اما من تلاش خودم رو مي کنم تا اون رو براي تو بيارم

00:12:59.950 --> 00:13:01.820
چند روز اينجا با يک ماه اون بيرون برابري مي کنه

00:13:01.820 --> 00:13:04.320
من اون رو تا جايي که بتونم زود برات ميارم

00:13:04.320 --> 00:13:08.960
اما تا اون موقع لطفا اجازه نده کسي متوجه بشه که ما در اين مورد با هم صحبت کرديم

00:13:08.960 --> 00:13:11.520
چون ممکنه باعث کشته شدن من بشه

00:13:24.300 --> 00:13:24.840
چرا به من دروغ گفتي؟

00:13:26.740 --> 00:13:29.570
من حقيقت رو ميخوام بدونم

00:13:37.650 --> 00:13:39.550
همراه من بيا

00:13:41.220 --> 00:13:42.520
در دوراني که

00:13:42.520 --> 00:13:44.350
حجاب بين دنياي مردگان و دنياي زنده ها گسسته مي شه

00:13:44.350 --> 00:13:48.820
پسر بريندون بايد به دنبال سنگ مقدس بگرده

00:13:48.820 --> 00:13:53.990
اون موفق ميشه که سنگ رو پيدا کنه اما اون رو به دشمنان تاريکي تحويل ميده

00:13:53.990 --> 00:13:56.290
خود خداوند اين پيشگويي ها رو به ما الهام کرده

00:13:56.290 --> 00:13:58.030
تا با اونها حرکات ما رو هدايت کنه

00:13:58.030 --> 00:14:00.530
خود خدا به شما گفته که به من دروغ بگين؟

00:14:00.530 --> 00:14:04.330
نه

00:14:04.330 --> 00:14:05.800
نه اين پيشنهاد من بود

00:14:05.800 --> 00:14:09.240
در مدتي که من به دنبال تو در دنياي جديد ميگشتم

00:14:09.240 --> 00:14:10.840
من خيلي چيزها درباره تو ياد گرفتم

00:14:10.840 --> 00:14:13.010
مثلا اينکه چقدر به کيلن

00:14:13.010 --> 00:14:14.080
و پدربزرگت علاقه داري

00:14:14.080 --> 00:14:16.680
بنابراين در نامه خودم به کشيش اعظم

00:14:16.680 --> 00:14:18.980
پيشنهاد کردم که

00:14:18.980 --> 00:14:20.480
حقيقت تفاوت زماني بين دو دنيا رو از جست و جوگر مخفي نگه داريم

00:14:20.480 --> 00:14:21.680
چرا؟

00:14:21.680 --> 00:14:24.850
چون تو يک هدف بسيار بزرگتر داري ريچارد

00:14:24.850 --> 00:14:27.250
من معتقدم اين خود آدم ها هستند که هدف خودشون رو تعيين مي کنند

00:14:27.250 --> 00:14:29.950
بعضي وقت ها هدف هاي ما براي ما نوشته شده اند

00:14:34.790 --> 00:14:37.030
تمام مفسران ما اين پيش گويي و اين طور تفسير کردند که

00:14:37.030 --> 00:14:40.060
تو ميابيست در شهر بريندون متولد بشي

00:14:40.060 --> 00:14:41.760
و متولد هم شدي

00:14:46.700 --> 00:14:48.370
اونها گفتند که بر اساس اين پيش گويي

00:14:48.370 --> 00:14:51.070
تو بر حاکم شيطان صفت و ستمگر وقت پيروز ميشي

00:14:51.070 --> 00:14:52.670
و پيروز هم شدي

00:14:54.080 --> 00:14:55.380
و حالا اونها ميگن

00:14:55.380 --> 00:14:59.050
بر اساس اين پيشگويي اگر تو به دنبال سنگ اشک ها بري

00:14:59.050 --> 00:15:01.710
اون رو پيدا مي کني

00:15:01.720 --> 00:15:04.380
اما دو دستي اون رو تقديم نگهبان دنياي مردگان مي کني

00:15:04.380 --> 00:15:06.520
من هيچ وقت همچين کاري رو نمي کنم

00:15:06.520 --> 00:15:11.590
و نهايتا آخرين و مهم ترين پيش گويي

00:15:11.590 --> 00:15:13.620
مفسران ما اين يکي رو اينطور تفسير کردند که

00:15:13.620 --> 00:15:16.960
نوه دو خون قدرتمند رال و زراندر

00:15:16.960 --> 00:15:20.830
بايد بعد ازاينکه نگهبان دنياي مردگان مغلوب شد با يک نيروي قدرتمندتري مبارزه کنه

00:15:22.370 --> 00:15:24.970
منظور از نوه تو هستي

00:15:24.970 --> 00:15:28.200
حتي اگه فرض کنيم که اين حرف درست باشه
اين مبارزه هيچ وقت اتفاق نمي افته

00:15:28.200 --> 00:15:30.100
تا زماني که من اول نگهبان دنياي مردگان رو شکست بدم

00:15:30.100 --> 00:15:32.310
تو بايد اين ماموريت رو به جست و جوگر جديد واگذار کني

00:15:32.310 --> 00:15:34.610
و براي مبارزه بعدي خودت آماده بشي

00:15:34.610 --> 00:15:38.140
من به کسي اجازه نميدم که کسي بر اساس

00:15:38.140 --> 00:15:39.950
يک سري حکاکي روي ديوار بر زندگي من حکومت کنه

00:15:39.950 --> 00:15:42.310
فقط به خاطر اين حکاکي ها

00:15:42.320 --> 00:15:44.280
من نصف عمرم رو فدا کردم

00:15:44.280 --> 00:15:46.780
فقط به اين خاطر که تو رو به اينجا بيارم

00:15:46.790 --> 00:15:50.260
و اگر من هم اينجا بمونم بايدعشق زندگي خودم رو فدا کنم

00:15:50.260 --> 00:15:52.320
هر چقدر که تو سخت تر مطالعه کني

00:15:52.320 --> 00:15:54.760
سريع تر مي توني از قدرتت استفاده کني

00:15:54.760 --> 00:15:58.030
و زود تر از اوني که فکرشو بکني مي توني بري پيش اونهايي که دوستشون داري

00:16:23.250 --> 00:16:25.090
با اين اسب دزد بايد چکار کنيم؟

00:16:25.090 --> 00:16:27.760
من اسب دزد نيستم
من آهنگر هستم

00:16:29.690 --> 00:16:31.960
اين همون مردي هست که به خاطرش يک ماه تمام

00:16:31.960 --> 00:16:33.990
رودخانه ها رو پشت سر گذاشتيم

00:16:34.000 --> 00:16:35.160
دو تا رشته کوه رو سپري کرديم

00:16:35.160 --> 00:16:37.260
و باتلاق ماتراگون رو هم رد کرديم تا بهش برسيم

00:16:37.260 --> 00:16:39.930
اين همون مردي هست که من اون رو در الهام شوتا ديدم

00:16:39.930 --> 00:16:42.760
پس چرا بايد دزدکي دور و بر اسب هاي ما بتابه؟

00:16:42.760 --> 00:16:45.660
من داشتم کنار رودخونه ميرفتم تا براي کوره آهنگري خودم آب ببرم

00:16:45.660 --> 00:16:49.460
اونوقت متوجه شدم که پاي يکي از اسب هاي شما نياز به کمک داره

00:16:49.470 --> 00:16:50.970
ببينين اگه اون سنگ رو از سم اون اسب بيرون نيايرن

00:16:50.970 --> 00:16:52.370
اسبتون چلاق ميشه

00:16:52.370 --> 00:16:54.270
اون داره حقيقت رو ميگه

00:16:54.270 --> 00:16:56.000
معلومه که داره حقيقت رو ميگه

00:16:56.000 --> 00:16:59.010
اون جست و جوگر حقيقت بعديه

00:17:04.110 --> 00:17:05.840
پس اين موضوع حقيقت داشت؟

00:17:05.850 --> 00:17:07.780
تو ميدونستي که قراره جست و جوگر بشي؟

00:17:07.780 --> 00:17:10.480
براي نسل ها يک افسانه در خاندان من بوده

00:17:10.480 --> 00:17:13.150
يک روز يکي از نوادگان ما به عنوان جست و جوگر ناميده ميشه

00:17:13.150 --> 00:17:16.650
مادرم هميشه بهم ميگفت که اون يک نفر من هستم

00:17:16.650 --> 00:17:18.150
ريچارد سايفر مرده؟

00:17:18.160 --> 00:17:20.860
نه اون زنده است

00:17:20.860 --> 00:17:23.890
فقط مجبور شد که به يک سفر طولاني بره

00:17:23.890 --> 00:17:25.430
زياد مطمئن نبوديم که کي برميگرده

00:17:34.040 --> 00:17:36.070
اين کتاب سايه هاست

00:17:36.070 --> 00:17:39.640
فقط جست و جوگر ميتونه اون رو بخونه

00:17:43.740 --> 00:17:48.410
حقيقت کلمات کتاب سايه ها

00:17:48.410 --> 00:17:50.480
فقط توسط يک معترف بدست مياد

00:17:54.320 --> 00:17:56.390
بابت گردنت متاسفم

00:17:58.990 --> 00:18:01.360
لئو دين

00:18:01.360 --> 00:18:04.160
راهمون بسيار طولاني خواهد بود و نتيجه اون هم نامعلومه

00:18:04.160 --> 00:18:07.190
آيا اين سفر رو عهده دار ميشي؟

00:18:07.190 --> 00:18:08.860
بله قبول مي کنم

00:18:08.860 --> 00:18:10.300
قبول مي کني که همه دوستانت

00:18:10.300 --> 00:18:12.260
و همه کساني که ميشناسي رو پست سر بگذاري؟

00:18:13.800 --> 00:18:15.500
قبول مي کنم

00:18:15.500 --> 00:18:17.470
و در عين حال که همه نيروهاي شيطاني سوگند خورده اند

00:18:17.470 --> 00:18:19.240
که مرگ تو رو نزديک کنند

00:18:19.240 --> 00:18:21.740
باز هم به راهت ادامه ميدي؟

00:18:21.740 --> 00:18:24.170
ادامه ميدم

00:18:24.170 --> 00:18:25.440
و آخرين سوال اينکه آيا تو

00:18:25.440 --> 00:18:27.340
نام جست و جوگر رو مي پذيري؟

00:18:27.340 --> 00:18:30.450
مي پذيرم

00:18:43.690 --> 00:18:45.560
به اين ترتيب من

00:18:45.560 --> 00:18:49.570
جادوگر اعظم زداکوس زو زراندر

00:18:49.570 --> 00:18:51.030
تو را نامگذاري مي کنم

00:19:10.960 --> 00:19:12.530
فقط در دست هاي جست و جوگر

00:19:12.530 --> 00:19:13.660
اين قطب نما

00:19:13.660 --> 00:19:16.530
راه سنگ اشک ها رو نشون ميده

00:19:16.530 --> 00:19:17.570
بايد بريم سمت جنوب

00:19:22.270 --> 00:19:23.370
ميتونم در بالا رفتن از اسب کمکت کنم؟

00:19:28.280 --> 00:19:29.410
خيلي زود ياد ميگيري که

00:19:29.410 --> 00:19:33.810
اين ما هستيم که بايد اينجا به تو کمک کنيم جست و جوگر

00:19:37.480 --> 00:19:39.850
تلاش براي اينکه براي يک مورد-سيف جوانمردي به خرج بدي

00:19:39.850 --> 00:19:41.290
مثل اين مي مونه که ميخواي با يک خرس برقصي

00:19:41.290 --> 00:19:42.990
هيچ وقت جواب نميده

00:19:42.990 --> 00:19:45.460
و شايد اين وسط يکي سرش رو از دست بده

00:19:52.360 --> 00:19:53.800
يک چيزي داره بااين اسب حرف مي زنه

00:19:56.170 --> 00:19:58.130
آروم باش ... آروم باش ... آروم باش

00:20:09.310 --> 00:20:10.910
بانلينگ ها

00:21:16.540 --> 00:21:19.110
اين آدم ها کي بودند و چرا به ما حمله کردند؟

00:21:19.110 --> 00:21:21.040
اونها بانلينگ هستند

00:21:21.040 --> 00:21:24.210
ارواح مرده اي که براي يک زندگي ديگه با نگهبان دنياي مردگان معامله کردند

00:21:24.210 --> 00:21:25.650
فقط با اين شرط که بقيه زنده ها رو بکشند

00:21:27.120 --> 00:21:29.110
از کجا مطمئن هستيم که اونها دوباره

00:21:29.120 --> 00:21:30.110
از مرگ بر نميگردند؟

00:21:30.120 --> 00:21:31.710
ما اونها رو مي سوزونيم

00:21:41.680 --> 00:21:43.680
بهت که گفته بودم به کمک ما احتياج پيدا مي کني

00:21:50.220 --> 00:21:54.060
بيان کننده همه چيزها

00:21:54.060 --> 00:21:57.900
جدا کننده دنياي مردگان از دنياي زنده ها

00:21:57.900 --> 00:22:00.100
يک حجابه

00:22:00.100 --> 00:22:01.500
چيزي که در حال حاضر دچار شکستگي شده

00:22:01.500 --> 00:22:02.970
و در مدتي که

00:22:02.970 --> 00:22:05.870
نگهبان دنياي مردگان داره زندگي موجودات زنده رو تهديد مي کنه

00:22:05.870 --> 00:22:07.940
من اينجا نشستم و با ماسه شکلک مي کشم

00:22:07.940 --> 00:22:09.940
ما سه روزه که اينجا هستيم

00:22:09.940 --> 00:22:11.680
فکر مي کردم که تو قراره درباره استفاده از قدرت هام به من آموزش بدي

00:22:11.680 --> 00:22:13.280
صبور باش

00:22:13.280 --> 00:22:16.110
بخشندگي پايه و اساس همه چيزيهاي هست که تو بايد اونها رو ياد بگيري

00:22:16.110 --> 00:22:18.250
دقيقا تو بايد چه چيزي به من ياد بدي؟

00:22:18.250 --> 00:22:19.910
اينکه چطور يک جادوگر بشم؟

00:22:19.920 --> 00:22:21.310
يا اينکه چطور مريد کشيش اعظم بشم؟

00:22:21.320 --> 00:22:24.420
لجاجت هات فقط باعث ميشه تا دوره آموزش دادن به تو طولاني تر بشه

00:22:27.050 --> 00:22:28.450
ببخشين که صحبت شما رو قطع کردم

00:22:28.450 --> 00:22:30.490
اما از من خواسته شده تا شام ريچارد رو براشون بيرارم

00:22:30.490 --> 00:22:33.290
ممنونم خواهر نيکي

00:22:38.300 --> 00:22:40.130
بله ممنونم خواهر نيکي

00:22:41.130 --> 00:22:42.600
ميتونيم ادامه بديم؟

00:23:01.720 --> 00:23:03.190
چطور ميتونم ازت تشکر کنم؟

00:23:03.190 --> 00:23:04.550
فقط عجله کن

00:23:04.550 --> 00:23:05.720
خيلي سريع

00:23:05.720 --> 00:23:08.090
کشيش متوجه گم شدن اون ميشه

00:23:08.090 --> 00:23:11.020
از راهرو برو به انتهاي غربي قصر

00:23:11.030 --> 00:23:14.160
به ندرت از اونجا عبور و مرور هست و آسايشگاه خواهران هم از اونجا دوره

00:23:14.160 --> 00:23:16.460
براي تو که مشکلي پيش نمياد؟

00:23:16.460 --> 00:23:19.630
براي همه ما بهتره که تو به ماموريت خودت برگردي

00:23:19.630 --> 00:23:21.300
حالا برو

00:23:52.330 --> 00:23:54.600
تو هيچ جايي نمي توني بري

00:24:32.990 --> 00:24:34.260
چطور تونستي راداهان رو پيدا کني

00:24:38.000 --> 00:24:39.660
به من ميگن جست و جوگر

00:24:39.660 --> 00:24:41.130
من چيزها رو پيدا مي کنم

00:24:41.130 --> 00:24:44.000
تنها راهي که باعث شده تا تو بدوني که من يکي از اين راداهان ها رو دارم

00:24:44.000 --> 00:24:46.070
اينه که يکي از خواهر ها به تو گفته باشه

00:24:46.070 --> 00:24:47.740
چطور منو پيدا کردين؟

00:24:47.740 --> 00:24:50.270
ريچارد من 600 سالمه

00:24:50.270 --> 00:24:52.470
زياد از عمرم نگذشته

00:24:52.470 --> 00:24:54.370
من متوجه گم شدن راداهان شدم

00:24:54.370 --> 00:24:56.510
و سريع به کشيش اعظم گزارش دادم

00:24:56.510 --> 00:24:58.080
من روي هر يکي از خروجي هاي اين قصر

00:24:58.080 --> 00:24:59.980
يک جادو گذاشتم

00:24:59.980 --> 00:25:01.650
پس حالا من زنداني تو هستم؟

00:25:01.650 --> 00:25:03.210
تو خودت پيشگويي رو خوندي

00:25:03.210 --> 00:25:04.850
با جفت چشمات اون رو ديدي

00:25:04.850 --> 00:25:06.650
خب مثل اينکه يک قسمت از اون رو يادم رفته بخونم که

00:25:06.650 --> 00:25:08.990
ريچارد سايفر در يک قصر

00:25:08.990 --> 00:25:10.190
بر خلاف ميلش نگهداري ميشه

00:25:10.190 --> 00:25:13.330
ريچارد من ميخوام بهت حقيقت زشتي رو که

00:25:13.330 --> 00:25:15.560
اين خواهر ها سعي داشتند به تو کمک کنند رو بهت نشون ميدم

00:25:15.560 --> 00:25:17.060
داري راجع به چي حرف ميزني؟

00:25:21.570 --> 00:25:25.440
هر کدام از اين شمع ها مربوط به يکي از خواهران داخل اين قصره

00:25:25.440 --> 00:25:29.110
وقتي که روح به دنبال تاريکي ميگرده اون ها زبانه ميکشن

00:25:32.510 --> 00:25:35.310
نور سبزي که زبانه ميکشه مربوط به خواهراني است که

00:25:36.210 --> 00:25:38.110
دارن مخفيانه به نگهبان دنياي مردگان خدمت مي کنه

00:25:38.110 --> 00:25:41.620
يکي از اونها به دروغ خودش رو دوست تو معرفي کرده

00:25:41.620 --> 00:25:43.950
چرا اين خواهر ها ميخوان اين کار رو بکنند؟

00:25:43.950 --> 00:25:45.580
چونکه اونها ميخوان تو قصر رو ترک کني

00:25:45.590 --> 00:25:47.750
سنگ اشک ها رو پيدا کني و اون رو به نگهبان دنياي مردگان تحويل بدي

00:25:47.750 --> 00:25:49.490
درست همون چيزي که پيشگويي گفته

00:25:51.360 --> 00:25:52.290
نيکي؟

00:25:58.060 --> 00:25:59.000
بله کشيش اعظم؟

00:26:01.530 --> 00:26:04.830
لطفا ريچارد رو به اتاقش همراهي کن

00:26:04.840 --> 00:26:06.940
مطمئن شو که هيچ مهمان ناخوانده اي نداشته باشه

00:26:18.580 --> 00:26:20.310
تو طرف کي هستي؟

00:26:20.310 --> 00:26:22.080
من سعي کردم که به تو کمک کنم

00:26:22.080 --> 00:26:24.420
تا من بتونم به ماموريتم برگردم و سنگ مقدس رو پيدا کنم

00:26:24.420 --> 00:26:25.820
و اون رو تحويل دشمن روشنايي بدم؟

00:26:25.820 --> 00:26:28.750
آيا کشيش اعظم اينقدر در قانع کردن

00:26:28.750 --> 00:26:30.420
مهارت داره که حتي جست و جوگر حقيقت هم

00:26:30.420 --> 00:26:33.160
در مقابل حرف هاش تسليم ميشه؟

00:26:33.160 --> 00:26:35.690
چطور بفهمم که داره سر منو شيره مي ماله؟

00:26:37.630 --> 00:26:40.330
تنها کاري که اون بايد ميکرد همين بود که روشنايي رو با تاريکي بکار ببره

00:26:40.330 --> 00:26:43.060
و اينکه بگه بر عليه اون داره توطئه ميشه

00:26:43.060 --> 00:26:45.500
و تو هم خيلي راحت باورش کردي؟

00:26:45.500 --> 00:26:48.370
و کاري کردي که خودت رو باور نداشته باشي

00:26:48.370 --> 00:26:50.140
من به خودم باور دارم نيکي

00:26:50.140 --> 00:26:51.800
اين تو هستي که من زياد بهت اطمينان ندارم

00:26:51.800 --> 00:26:54.170
من زندگي خودم رو به خاطر تو به خطر انداختم

00:26:54.170 --> 00:26:55.510
داري کجا ميري؟

00:26:55.510 --> 00:26:58.410
اگه کشيش اعظم بخواد به همه تهمت بزنه

00:26:58.410 --> 00:27:01.310
اينکه هر کسي که داره باهاش مخالفت مي کنه درواقع داره به نگهبان دنياي مردگان خدمت مي کنه

00:27:01.310 --> 00:27:03.740
پس خيلي خطرناک تر از اون چيزي هست که من فکرشو مي کردم

00:27:03.740 --> 00:27:05.410
دوباره بعدش به کي اتهام مي زنه؟

00:27:05.410 --> 00:27:07.280
به آش پز چون بوقلمونش سوخته است؟

00:27:07.280 --> 00:27:11.920
يا به متصدي زمين چونکه قيمت زمين هاش خيلي ارزونه؟

00:27:11.920 --> 00:27:15.390
اگه من اينجا بمونم سرنوشتم شبيه خواهر برنا ميشه

00:27:19.400 --> 00:27:20.700
راه خروج ديگه اي وجود داره؟

00:27:31.070 --> 00:27:32.210
شايد باشه

00:27:32.210 --> 00:27:33.280
بهم بگو

00:27:35.210 --> 00:27:38.280
در کنار کساني که ميتونن جادوي هان رو داشته باشند

00:27:38.280 --> 00:27:41.180
خواهران روشنايي هم ميتونن اون داشته باشند

00:27:41.180 --> 00:27:43.350
چطور اون رو ميگيرن؟

00:27:43.350 --> 00:27:46.350
ما ميتونيم يک نفر رو با داکرا بکشيم

00:27:46.350 --> 00:27:48.190
و از اون براي جذب هان اونها استفاده کنيم

00:27:48.190 --> 00:27:51.120
يا اينکه موهبتي که يک نفر از روي ميل

00:27:51.130 --> 00:27:53.230
ميخواد اون رو ترک کنه رو بپذيريم

00:27:53.230 --> 00:27:55.190
چرا اين رو قبلا به من نگفتي؟

00:27:55.190 --> 00:27:57.230
چون که راه حل داهاران خيلي مطمئن تر بود

00:27:57.230 --> 00:27:59.560
گرفتن جادوي هان يک نفر ممکنه من رو بکشه

00:28:01.300 --> 00:28:02.770
يا شايد هم بتونه تو رو خيلي قدرتمند کنه

00:28:05.340 --> 00:28:08.140
بله

00:28:08.140 --> 00:28:11.040
اونقدر قدرتمند که بتونه جادوي کشيش اعظم در قصر رو بشکنه

00:28:11.040 --> 00:28:12.710
و به تو کمک کنه تا از اينجا خارج بشي

00:28:12.710 --> 00:28:16.480
از کجا بدونم که در تمام مدت تو براي من نقشه نکشيده باشي؟

00:28:16.480 --> 00:28:18.750
خيلي آروم اعتماد من رو به خودت جلب کني و بعد قدرت من رو بدزدي

00:28:20.690 --> 00:28:23.690
من بهت ميگم

00:28:23.690 --> 00:28:24.890
اگر من قدرت تو رو ميخواستم

00:28:24.890 --> 00:28:27.260
ميتونستم خيلي راحت تو رو بکشم و اون رو بدست بيارم

00:28:30.430 --> 00:28:33.230
بايد برم قبل از اينکه اونها من رو در حال صحبت کردن با تو دستگير کنند

00:28:37.730 --> 00:28:38.830
حق انتخاب با توه

00:28:38.830 --> 00:28:42.670
به من اعتماد کن و از اينجا خارج شو

00:28:42.670 --> 00:28:45.740
يا اينکه تا وقتي که اونها تصميم بگيرن اينجا بمون

00:28:59.910 --> 00:29:02.580
خواهر فلومينا براي ما نامه اي از سفر خودش برامون فرستاده

00:29:02.580 --> 00:29:03.950
اون به دنياي جديد رسيده

00:29:03.950 --> 00:29:06.380
و به دنبال جست و جوگر جديده

00:29:06.390 --> 00:29:08.390
اون قبل از اينکه شمشير حقيقت رو

00:29:08.390 --> 00:29:10.450
براي مدتي در غلافش با خودش حمل کنه ميميره

00:29:10.450 --> 00:29:12.960
عالي بود يوليسيا

00:29:12.960 --> 00:29:13.990
و ريچارد چي؟

00:29:15.990 --> 00:29:18.190
زياد طول نميکشه که

00:29:18.200 --> 00:29:20.000
اون به من التماس کنه که قدرتش رو ازش بگيرم

00:29:20.000 --> 00:29:23.730
و وقتي که قدرتش رو ازش گرفتم اون رو از قصر آزاد مي کنم

00:29:23.730 --> 00:29:28.200
و اون رو به

00:29:28.200 --> 00:29:30.170
ماموريت شکست خورده اش برميگردونم

00:29:30.170 --> 00:29:33.610
و خواهران روشنايي چي ميشن؟

00:29:33.610 --> 00:29:36.080
من کشيش اعظم رو مي کشم

00:29:36.080 --> 00:29:38.480
بقيه خواهران حق انتخاب دارند

00:29:38.480 --> 00:29:42.180
به تاريکي ملحق بشند و به نگهبان خدمت کنند يا اينکه بميرند

00:29:44.220 --> 00:29:47.990
با اين وجود يک مشکل کوچيک وجود داره

00:29:47.990 --> 00:29:51.590
من قدرت جادوي هان ريچارد رو متوجه شدم

00:29:51.600 --> 00:29:55.260
اون خيلي قوي تر از اون چيزي هست که من انتظارش رو داشتم

00:29:55.270 --> 00:29:58.370
اگه تلاش کنم که اون رو جذب کنم

00:29:58.370 --> 00:30:00.600
اون قدرت باعث در هم شکستن من ميشه

00:30:00.600 --> 00:30:04.770
تو بايد قدرت خودت رو قبل از اينکه اون رو جذب کني بالا ببري

00:30:04.770 --> 00:30:09.480
يک خواهر ديگه رو بکش و جادوي هان اون رو هم بگير

00:30:09.480 --> 00:30:13.980
خواهران تاريکي چقدر مثل هم فکر مي کنند يوليسيا

00:30:35.660 --> 00:30:39.260
من مراقب هستم تو ميتوني بري يه کم بخوابي

00:30:39.260 --> 00:30:40.970
من خسته نيستم

00:30:40.970 --> 00:30:44.170
اينکه تونستم خودم رو دزدکي به تو برسونم

00:30:44.170 --> 00:30:45.640
نشون ميده که تو بايد يه کم استراحت کني

00:30:45.640 --> 00:30:49.070
براي تو غير ممکنه که بتوني خودت رو دزدکي به من برسوني

00:30:58.280 --> 00:30:59.780
خب

00:30:59.780 --> 00:31:01.480
کارا

00:31:01.490 --> 00:31:04.090
بله لئو؟

00:31:07.360 --> 00:31:08.920
تو حيوون ها رو دوست داري؟

00:31:08.920 --> 00:31:10.820
اونهايي که مزه خوبي بدن

00:31:10.830 --> 00:31:13.490
منظورم حيوون هاي خونگي بود

00:31:15.830 --> 00:31:18.300
يک زماني من يک سگ داشتم

00:31:18.300 --> 00:31:19.500
من سگ ها رو دوست دارم

00:31:20.730 --> 00:31:22.900
من بهش ياد داده بودم که تحت فرمان من حمله کنه

00:31:24.540 --> 00:31:27.340
متوجه هستم که اين کار چقدر ميتونه مورد استفاده باشه

00:31:29.010 --> 00:31:31.210
ميتوني به موش خرمايي هم آموزش بدي؟

00:31:33.680 --> 00:31:35.040
داري راجع به چي حرف ميزني؟

00:31:35.050 --> 00:31:38.010
تا فرمانت رو اطاعت کنه؟
به مردم حمله کنه؟

00:31:39.450 --> 00:31:42.080
بايد خيلي سخت باشه مگه نه؟

00:31:42.080 --> 00:31:44.950
آه .. يه موش خرماي نيرومند

00:31:44.950 --> 00:31:46.320
خيلي بي باکه

00:31:46.320 --> 00:31:47.350
و البته حيله گر و مکار

00:31:47.360 --> 00:31:48.890
تنومند

00:31:48.890 --> 00:31:50.220
و دشمن دشمن مورد-سيف

00:31:50.220 --> 00:31:52.860
درسته که براي شکستن به آژيل دست نزده

00:31:52.860 --> 00:31:55.560
اما قلب قهرمانش شکسته

00:31:57.130 --> 00:31:59.960
پس تو هم جنبه شوخي رو داري

00:32:02.530 --> 00:32:03.970
حق با توه

00:32:03.970 --> 00:32:05.140
در رابطه با چي حق با منه؟

00:32:05.140 --> 00:32:06.770
اگه من به جک هاي خنده دارت ميخندم

00:32:06.770 --> 00:32:09.040
نشون ميده که من خسته ام

00:32:09.040 --> 00:32:10.910
بايد يه کمي استراحت کنم

00:32:10.910 --> 00:32:12.240
خوب بخوابي

00:32:12.240 --> 00:32:14.110
و نگران هم نباش

00:32:14.110 --> 00:32:15.710
من از تو در برابر موش خرماها مراقبت مي کنم

00:32:21.310 --> 00:32:23.650
من قبلا نديده بودم که تو بخندي

00:32:25.620 --> 00:32:27.620
مگه تو خواب تشريف نداشتي؟

00:32:41.730 --> 00:32:44.500
خوبه ... خوشحالم که دارم تو رودر حال عبادت مي بينم

00:32:44.500 --> 00:32:47.300
داشتن خداوند در کنارت باعث ميشه که

00:32:47.300 --> 00:32:49.500
در حين آموزش ديدن براي کنترل قدرتت آسيب نبيني

00:32:51.510 --> 00:32:54.910
حالا ديگه من مطمئن شدم که تو ياد گرفتي که

00:32:54.910 --> 00:32:57.240
بايد از قصر پيامبران سپاسگذاري کني

00:32:57.250 --> 00:33:00.480
شايد حق با تو باشه

00:33:03.180 --> 00:33:06.350
رسم بر اينه که قبل از اينکه کتاب رو باز کني اون رو ببوسي

00:33:28.770 --> 00:33:29.810
براي درست آماده اي؟

00:33:29.810 --> 00:33:31.340
درس ها ديگه تموم شد

00:33:33.940 --> 00:33:36.580
خواهر تاريکي براي جذب جادوي هان من موافقت کرد

00:33:36.580 --> 00:33:39.450
و از قدرت من براي از بين بردن جادوي کشيش اعظم در قصر استفاده کنه

00:33:39.450 --> 00:33:40.550
و من رو آزاد کنه

00:33:47.390 --> 00:33:48.550
داري جک ميگي؟

00:33:48.560 --> 00:33:51.120
اوه ... من خيلي هم جدي هستم

00:33:51.120 --> 00:33:53.330
چه کسي داره به تو کمک مي کنه؟

00:33:53.330 --> 00:33:55.160
تمام چيزي که ميتونم بگم اينه که بار اولشه

00:33:55.160 --> 00:33:59.430
اين کسي که من باهاش رابطه دارم خيلي قدرتمنده

00:33:59.430 --> 00:34:02.570
احتمالا تصميم داره که همه خواهران روشنايي رو بکشه

00:34:02.570 --> 00:34:05.640
ممنون از اينکه هشدار دادي

00:34:07.300 --> 00:34:08.900
اما من ميترسم که نتونم اين اجازه رو به تو بدم

00:34:08.910 --> 00:34:10.970
داري دنبال اين ميگردي؟

00:34:10.970 --> 00:34:13.440
حق انتخاب با توه

00:34:13.440 --> 00:34:15.340
به من کمک مي کني تا جلوي اين زن رو بگيرم

00:34:15.340 --> 00:34:16.580
و اجازه ندم که کسي رو بکشه

00:34:16.580 --> 00:34:19.780
يا اينکه تا وقتي که من از اينجا فرار کردم اينجا مي موني

00:34:19.780 --> 00:34:23.350
به هر حال من آزاد ميشم

00:34:23.350 --> 00:34:26.850
با اين کار جون خواهران رو نجات ميدي

00:34:26.850 --> 00:34:29.490
و اگه کمک نکني باعث يک کشتار فجيع ميشي

00:34:32.460 --> 00:34:35.260
من تو رو خوب ميشناسم ريچارد

00:34:35.260 --> 00:34:37.660
تو هيچ وقت زن هاي بي گناه رو به انتظار بخشش يک هيولا نميگذاري

00:34:37.660 --> 00:34:41.030
براي من خيلي سخته که خواهران روشنايي رو بي گناه بخونم

00:34:41.030 --> 00:34:43.870
تو به من دروغ گفتي
منو اينجا زنداني کردي

00:34:43.870 --> 00:34:47.200
و من رو از کساني که بيشتر از همه چيز توي اين دنيا دوستشون داشتم جدا کردي

00:34:49.100 --> 00:34:50.540
اما بدتر از همه اينها

00:34:50.540 --> 00:34:53.440
تو از ايمان و تقواي خودت به عنوان دستاويزي

00:34:53.440 --> 00:34:54.970
براي گرفتن آزادي من استفاده کردي

00:34:54.970 --> 00:34:58.310
هر کاري که من کردم از روي نيت پاک و خالص بوده

00:34:58.310 --> 00:35:01.340
من براي گفتن قانون دوم جادوگرها نيازي به آموزش ندارم

00:35:01.350 --> 00:35:05.820
بزرگترين خسارت ها نتيجه بهترين نيت هاست

00:35:34.070 --> 00:35:37.670
داري با هوا ميجنگي؟

00:35:37.680 --> 00:35:40.510
خب شايد هم بتونم از يک شريک به عنوان حريف فرضي استفاده کنم

00:35:40.510 --> 00:35:42.650
مورد-سيف ها حريف فرضي نيستند

00:35:42.650 --> 00:35:46.480
وقتي که ما مبارزه مي کنيم
براي وارد کردن درد مبارزه مي کنيم

00:35:50.390 --> 00:35:52.120
يک نفر همين الان سعي کرد که تو رو بکشه

00:36:12.380 --> 00:36:14.540
تو کي هستي و چرا ميخواستي من رو بکشي؟

00:36:14.550 --> 00:36:16.210
من به تو هيچ چيزي رو نميگم

00:36:16.210 --> 00:36:18.110
شايد امروز يه کمي خجالت بکشي

00:36:18.110 --> 00:36:20.450
من بهت کمک مي کنم يه کم شجاعت پيدا کني

00:36:23.520 --> 00:36:25.420
اينجا چه خبره؟

00:36:25.420 --> 00:36:27.850
اين زن سعي ميکرد تا لئو رو بکشه

00:36:27.850 --> 00:36:30.290
شايد تو بتوني اون رو وادار کني که بگه چرا

00:36:49.040 --> 00:36:52.970
ميتوني با نفس مسيحايي خودت اون رو برگردوني؟

00:36:56.480 --> 00:36:58.880
نه

00:36:58.880 --> 00:37:00.280
اون مسير تنفسي خودش رو قطع کرده

00:37:00.280 --> 00:37:03.980
چرا يک خواهر روشنايي تلاش ميکنه که لئو رو بکشه؟

00:37:03.980 --> 00:37:06.020
شايد يه جاي کارشون ميلنگه

00:37:08.620 --> 00:37:11.120
ريچارد با اونهاست

00:37:11.120 --> 00:37:12.120
شايد اون در خطر باشه

00:37:12.120 --> 00:37:13.620
بايد اون رو پيدا کنيم

00:37:13.620 --> 00:37:15.320
من هم با شما ميام

00:37:15.330 --> 00:37:17.230
پس سنگ اشک ها چي ميشه؟

00:37:17.230 --> 00:37:19.290
اون راست ميگه

00:37:19.300 --> 00:37:21.300
ما نبايد همگي بريم

00:37:21.300 --> 00:37:22.500
من با لئو مي مونم

00:37:22.500 --> 00:37:24.700
شما به دنبال رد ريچارد برين

00:37:26.840 --> 00:37:28.540
مطمئني که ميخواي اين کار رو بکني؟

00:37:28.540 --> 00:37:30.340
بله

00:37:32.310 --> 00:37:33.570
کف دستات رو بذار روي کف دست هام

00:37:36.440 --> 00:37:38.010
چشم هات رو ببند

00:37:39.610 --> 00:37:41.150
و خودت رو تسليم من کن

00:37:57.380 --> 00:37:59.350
اين کلمات رو همراه من تکرار کن

00:38:50.930 --> 00:38:53.960
حالا ديگه خواهران روشناي نمي تونن تو رو دنبال کنند

00:38:56.130 --> 00:38:58.030
همه اون قدرت ها

00:38:58.030 --> 00:38:59.030
بي فايده است

00:38:59.030 --> 00:39:01.270
ريچارد به من کمک کن

00:39:01.270 --> 00:39:02.800
تو خواهر تاريکي هستي نيکي

00:39:02.800 --> 00:39:03.800
يوليسيا هم همينطور بود

00:39:03.810 --> 00:39:05.210
اين حقيقت نداره

00:39:05.210 --> 00:39:06.540
اولش زياد مطمئن نودم

00:39:06.540 --> 00:39:07.980
اما بعد فهميدم که

00:39:07.980 --> 00:39:09.980
تو اون کسي بودي که کتاب ها رو بين بقيه پخش ميکردي

00:39:09.980 --> 00:39:11.650
تو خواهر برنا رو کشتي

00:39:11.650 --> 00:39:13.450
و اون بيماري پوستي رو روي دستش ماليدي

00:39:13.450 --> 00:39:15.550
اون وقتي که کتاب رو بوسيد مسموم شد

00:39:15.550 --> 00:39:17.050
چرا من بايد برنا رو بکشم؟

00:39:17.050 --> 00:39:19.490
تا من رو به کشيش اعظم بدبين کني

00:39:19.490 --> 00:39:21.420
مزخرفه
يوليسيا کتاب سرود روحاني رو

00:39:21.420 --> 00:39:24.090
در کنار جنازه گذاشت تا هيچ وقت سم کشف نشه

00:39:24.090 --> 00:39:27.660
ضمنا اون کسي بود که به کشيش اعظم هشدار داد که راداهان گم شده

00:39:27.660 --> 00:39:28.760
تا با اين کار من دستگير بشم

00:39:28.760 --> 00:39:31.030
اگه ما ميخواستيم که تو رو از قصر بيرون ببريم

00:39:31.030 --> 00:39:32.760
چرا بايد کاري کنيم که تو دستگير بشي؟

00:39:32.760 --> 00:39:35.100
چون لازم بود تا من باور کنم که تنها راهي که براي بيرون رفتن از اينجا وجود داره

00:39:35.100 --> 00:39:37.630
اينه که اجازه بدم تا قدرت من رو بگيري

00:39:44.770 --> 00:39:46.180
اون رو دستگير کنين

00:39:52.750 --> 00:39:55.420
جادوي هان شما به قدرتمندي جادوي هان زني که

00:39:55.420 --> 00:39:56.780
اين حفاظ رو ايجاد کرده نيست

00:39:56.780 --> 00:39:58.650
به اين راحتي ها نمي تونين اون رو از بين ببرين

00:39:58.650 --> 00:40:02.660
ريچارد نرو

00:40:02.660 --> 00:40:05.960
مگه نميبيني با اين کارت به نگهبان دنياي مردگان داري خدمت مي کني

00:40:05.960 --> 00:40:09.360
من به پيش گويي ها معتقد نيستم

00:40:09.360 --> 00:40:12.000
تو يک روح مرده و گمشده هستي اگه هيچ اعتقادي به پيش گويي ها نداشته باشي

00:40:13.360 --> 00:40:15.400
من خودم رو باور دارم

00:40:15.400 --> 00:40:16.670
و مردمي که اونها رو دوست دارم

00:40:36.180 --> 00:40:38.470
خب ديگه زياد طول نميکشه که اون سنگ رو پيدا ميکنه

00:40:38.470 --> 00:40:39.530
و اون رو به نگهبان دنياي مردگان ميده

00:40:39.540 --> 00:40:42.760
همونطور که پيشگويي اين رو ميگفت

00:40:42.760 --> 00:40:45.660
اگه جاي تو بودم اون رودست کم نمي گرفتم

00:40:45.660 --> 00:40:47.560
اون مملو از شگفتي هاست

00:41:08.280 --> 00:41:09.710
خواهر .. چه اتفاق داره مي افته؟

00:41:14.350 --> 00:41:17.190
يه پيشگويي جديد

00:41:17.190 --> 00:41:20.120
که توي هزاران سال پيش همچين اتفاقي نيفتاده

00:41:22.530 --> 00:41:25.860
تا زماني که قلب مادر معترف به پاکي مي تپه

00:41:25.860 --> 00:41:30.100
سرنوشت نگهبان دنياي مردگان شکسته

00:41:42.040 --> 00:41:43.610
درس شماره 88 جست و جوگر

00:41:43.610 --> 00:41:47.580
صداهاي ناخوشايند معده فقط در مسافرت هاي طولاني اون هم با دوستان اتفاق مي افته

00:41:47.580 --> 00:41:49.110
ميخواي توقفي داشته باشيم و يه چيزي بخوريم؟

00:41:51.480 --> 00:41:52.820
کيلن

00:41:52.820 --> 00:41:53.980
کارا

00:41:53.980 --> 00:41:55.250
شما اينجا چکار مي کنين؟

00:41:55.250 --> 00:41:56.520
ما داشتيم به سمت جنوب مي رفتيم

00:41:56.520 --> 00:41:59.850
اما يک دفعه قطب نما مسيرش رو به اين طرف تغيير داد

00:41:59.860 --> 00:42:00.990
و ما رو به اين طرف هدايت کرد

00:42:00.990 --> 00:42:03.220
اگه قطب نما شما رو به طرف ما هدايت کرده

00:42:03.230 --> 00:42:06.460
و ما داريم به سمت ريچارد ميريم پس

00:42:09.230 --> 00:42:11.470
قطب نما داره ما رو به ريچارد راهنمايي مي کنه

00:42:11.480 --> 00:42:27.110
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.